برچسب: غلامعلی رجایی

  • آقازاده‌ها حق برخورداری از رانت را ندارند و باید مانند بقیه زندگی کنند / در دولت شهید رئیسی، همسر ایشان یا مادر یکی از دامادها در انتصابات دخالت می کرد!

    آقازاده‌ها حق برخورداری از رانت را ندارند و باید مانند بقیه زندگی کنند / در دولت شهید رئیسی، همسر ایشان یا مادر یکی از دامادها در انتصابات دخالت می کرد!

    به گزارش اقتصادران، مهدی کلهر، مشاور احمدی نژاد معتقد است «آقازاده‌ها همچون درب مساجد هستند نه، کندنی‌اند و نه سوزاندی،  بلکه باید زیر نگاه تیزبین حکومت، برای منافع عامه مردم این درهای غیرقابل‌تعویض و تخریب به موقع باز و بسته شوند.» وی این هشدار را هم می دهد که «آقازاده‌ها اگر یله و رها شوند، هسته مافیاهای قدرت و محور مافیاهای ثروت می شوند»

    محمد عطریانفر، عضو حزب کارگزاران نیز حواشی پیرامون دولت پزشکیان را در مسیر تخریب این دولت نوپا می داند و می گوید؛«در رابطه با دولت آقای پزشکیان من هیچ عارضه آقازادگی از جنس مخرب و آلوده تاکنون مشاهده نکرده‌ام. »»

    ناصر ایمانی، فعال اصولگرا از افراط گرایی انتقاد می کند و می گوید؛« منسوبان شایسته مسئولان باید از حَیّزِ انتفاع ساقط شوند؟ این چه منطقی است»

    محسن کوهکن، دیگر فعال اصولگرا نیز نسبت به سوءاستفاده از فرزندان مسئولان هشدار می دهد و می گوید؛ «افراد سوءاستفاده‌چی اینها را طعمه قرار دادند، به وسیله آنها سوءاستفاده‌هایی کردند و نهایتاً وقتی این مسئله مشخص شده، به آبرو و حیثیت مقامات هم لطمه زده است. »

    مساله آقازادگی در شرق بیشتر از غرب دیده می شود چون قانون بعد از افراد است

    در همین راستا، غلامعلی رجایی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب درباره ورود آقازاده‌ها به سیاست در ایران گفت: من فکر می‌کنم این موضوع یک ارتباطی به توسعه یافتگی دارد و بیشتر در جوامع جهان سوم و شرق است. در غرب به دلیل حکمفرما بودن قانون مسئله آقازادگی کمتر دیده می‌شود اما در شرق و مدیترانه قانون بعد از افراد است. البته یک استثنائاتی وجود دارد و شما مشاهده می کنید که بارها در پاکستان نخست وزیر محاکمه و برکنار شده است، چیزی که ما در ایران نمونه آن را مشاهده نکردیم. ماجرای حصر هم طبق قانون انجام نشده و آقایانی که در حصر هستند نیز گفتند که محاکمه کنید و این حصر طولانی بدون محاکمه معنا ندارد.

    وی گفت: تا زمانی که این ماجرا تبدیل به فرهنگ نشود و قانون بعد از افراد نباشد، در بر روی یک پاشنه می‌چرخد. این ویژگی نیاز به جناح و سلیقه خاصی ندارد. همچنین علاوه بر حوزه‌های سیاسی و اقتصادی در نهادهای دینی هم مشاهده می شود. در جوامع غربی هم این پدیده دیده می شود مانند دور قبل ترامپ برای بایدن مطرح کرد و سعی شد برای او پاشنه آشیل درست کند که موفق نشد.

    این فعال سیاسی اصلاح‌طلب با بیان اینکه در کشورهایی که قانون بعد از افراد باشد، ممکن است یک فردی که داماد، خواهرزاده، برادرزاده و …. است در دولت نفوذ کند و الآن نیز خبرهای خوبی درباره خانواده شهید رئیسی بیرون نمی‌آید، گفت: خانم ایشان درباره برخی از وزرا دخالت می‌کرد که از سوی حاکمیت به آقای رئیسی اخطار داده شد، حتی دامادها هم در دولت دخالت می‌کردند. این که می گویم خبر دقیقی است، من شنیدم مادر یکی از داماد نیز دخالت هایی کرده است.  بنابراین، تا زمانی که قانون حاکم نشده و این مسئله تبدیل به فرهنگ نشود ما شاهد تبعات و پس لرزه‌های آن هستیم.

    رجائی گفت: البته رسانه ها و نهادهای حاکمیتی و قانونی در این زمینه بسیار موثر هستند، مثلا قانون شود که نزدیکان مسئولان حق پست گرفتن ندارند و باید برای ایران همچین سیاستی در نظر گرفته شود. در برخی از موارد دیدم که طرف همسر خودش را به عنوان مشاور استخدام کرده است بنابراین باید با قانون و آیین نامه منع و نظارت شود.

    آقازاده های شهیدان رجایی و بهشتی وارد مناصب دولتی نشدند

    وی گفت: نقش رسانه‌ها در افشای این موارد خیلی مهم است، من بر این باور نیستم که فرزند یک مسئول حق زندگی ندارد اما حق برخورداری از رانت را ندارد وباید مانند بقیه زندگی کند. اما اینکه از رانت و قدرت استفاده کنند، در سفرهای خارجی حضور داشته باشند و معادلات اقتصادی و اختصاصی برای خود ایجاد کند اشتباه است. در دوران زندگی شهید بهشتی و شهید رجایی از حضور آقازاده ها پرهیز می کردند، شما ببینید مطلقا خبری از آقازاده شهید رجایی نیست و هیچ سمت دولتی ندارد. فرزندان شهید بهشتی هم وارد مناصب دولتی نشدند. یک زمانی به محمدرضا بهشتی پیشنهاد دادیم که به عنوان مشاور آقای هاشمی حضور پیدا کند اما او حتی سمت مشاوره‌ای هم قبول نکرد. این فرزندان الگوهای خوبی است که فرزندان مسئولان باید آن را رعایت کنند.

    رجایی گفت: رسانه ها و مجلس باید قاعدتا برای آنان که فعالیت اقتصادی انجام می دهند قانون از کجا آورده ای را دنبال کنند و ببیند آن ثروت افسانه ای را چطور به دست آوردند. اگر از راه های غیر قانونی به دست آوردند به گوش مردم برسانند و بر اساس ساز و کارها با آنان برخورد کنند. صرف آقازادگی دلیل محرومیت نیست و برخی از آنان افراد شایسته‌ای هستند اما به دلیل اپیدمی بودن پدیده آقازادگی خود مسئولان رعایت کنند. وقتی مصدق نخست وزیر شد به پسرش گفت کنار بکشد تا شایعه نشود پسر نخست وزیر مسئولیت دارد و باید از مافوق بر روی این پدیده نظارت شود و نهادهای نظارتی باید آنان را برخورد کنند.

    چرا دادگاه چای دبش پشت درهای بسته است؟

    رجایی درباره فساد برخی آقازاده ها و نظارت بر روی آنان گفت: در این خصوص قوه قضائیه مسئولیت دارد. در مواردی مانند شبنم نعمت زاده دادگاه علنی برگزار شد اما این ماجرا باید توسط نهادهای نظارتی بررسی شود اگر تخلفی بود بدون مسامحه به قوه قضائیه اطلاع داده شود، حق وتو را از نهادهای مافوق بگیرند که به دلیل مصلحت بر روی آن سرپوش نگذارند یا مسکوت نشود.

    وی با اشاره به پرونده چای دبش گفت: محاکمه متخلفان چای دبش پشت درهای بسته انجام شده و من به عنوان فعال سیاسی چیزی ندیدم، الآن هم که پای یک وزیر دیگر هم به میان کشیده شده نمی دانیم آنان در دفاع از خود چه گفتند و اساس چه دفاعی دارند بگویند. چرا وقتی که یکی از بزرگترین فسادهای بعد از انقلاب رخ داده است پشت درهای بسته  و نیمه علنی بررسی شود؟ بحث عقده گشایی نیست، بحث این است که وقتی این مسائل به گوش مردم برسد متخلفین بعدی این جرئت را پیدا نمی کنند وارد این فازها شوند. قوه قضائیه بدون مسامحه باید نقش آفرینی کند.

    رسانه ها باید ببینند واقعیت کشتی های فرزندان آقای شمخانی چیست

    وی در پاسخ به این سوال که آیا علت نگاه منفی مردم به پدیده آقازادگی، عملکرد خودشان است یا بی اعتمادی به مسئولان گفت: هر دو است اما دلیل دیگر هم جاافتادن اخبار زرد در میان مردم است، گاهی مواردی را به شخصی منصوب می‌کنند که ربطی به او ندارد. مدت ها یک مداحی را که در اردبیل فوت شده بود، به عنوان داماد نعمت زاده مطرح می کردند در حالی که ربطی به او نداشت.

    رجایی افزوذ: کلیپی هم منتشر شده که من را به دلیل تشابه اسمی به عنوان فرزند شهید رجایی معرفی کردند یا نوشتند فرزند شهید رجایی در یک مغازه در بازار تهران کار می‌کند. این موضوع درست نیست و فرزند شهید رجایی یک تاجر است و با این اخبار به دنبال جذب فالوور هستند. همچنین اخباری درباره تعداد کشتی‌های فرزندان آقای شمخانی منتشر می‌شود، رسانه ها باید ببیند واقعیت چیست نه اینکه بدون تحقیق درباره آن حرف بزنند.

    نباید دست مسئولان بسته باشد

    این فعال سیاسی اصلاح‌طلب درباره حواشی ایجاد شده برای دولت پزشکیان گفت: اطرافیان دولتمردان باید ورود قانونی داشته باشند تا به حاشیه کشیده نشود. کشور از افراد  کارشناس خالی نیست که از نزدیکان استفاده شود. البته باید به مسئولان نیز حق داد، برادر آقای خاتمی نیز هم بازرس بود هم رئیس دفتر؛ حضور یک یا دو نفر از نزدیکان مسئولان که امین باشند اشکالی ندارد و نباید دست مسئولان بسته باشد اما به این معنی که دایره وسیعی از نزدیکان آنان در دولت باشند و اگر بخواهی رئیس جمهور را ببینید اول با آنان دیدار کنید نباشد. رابط امام با مقامات و حتی سران قوا احمدآقا بود، جامعه این را می‌پذیرد ولی اگر این دایره وسیع تر باشد فسادآور است.

  • زاکانی را برای تخریب پزشکیان آورده اند! / قالیباف قطعا یک دفعه‌ای تصمیم نگرفته است که وارد انتخابات شود

    زاکانی را برای تخریب پزشکیان آورده اند! / قالیباف قطعا یک دفعه‌ای تصمیم نگرفته است که وارد انتخابات شود

    به گزارش اقتصادران، بعد از اعلام رسمی کاندیدا‌های تایید‌صلاحیت‌شده از سوی شورای نگهبان، برنامه‌های تبلیغاتی و بعضا تخریبی کاندیدا‌ها شروع شد. مسعود پزشکیان در حالی تایید صلاحیت شد که تنها کاندیدای غیراصولگرا است. همین موضوع البته نقد‌های متعددی را به شورای نگهبان وارد کرده است که این عدالت نیست که ۵ کاندیدای اصولگرا، در مقابل یک کاندیدای اصلاح‌طلب، در مناظرات حضور داشته باشند. البته باید گفت از زمانی که صلاحیت پزشکیان تایید شده، در شبکه‌های اجتماعی موجی از حمایت گسترده از او صورت گرفته است.

    *پیش‌بینی می‌شد همین تعداد محدود تایید صلاحیت شوند، در سال‌های اخیر شورای نگهبان نشان داده که همین تعداد مدنظرش است. البته به نظرم این تعداد می‌توانست کمتر هم باشد تا رقابت جدی در انتخابات صورت بگیرد.

    *از سوی دیگر موضوع دوقطبی است. دو قطبی اصولگرایان که ۵ نفر هستد و یک اصلاح‌طلب. به نظرم حضور افرادی مانند جهانگیری، لاریجانی شریعتمداری و همتی می‌توانست انتخابات را پرشور‌تر کند. شورای نگهبان با حذف این افراد عملا این ظرفیت را از صندوق‌های رای گرفته است. جامعه نمی‌داند چرا همتی که در دوره قبل تک‌مهره بود، حالا باید ردصلاحیت شود؟ تصور نمی‌کنم رقابت میان اصولگرایان باشد.

    *حضور آقای قالیباف و آمدنش از مجلس هم سوال‌برانگیز است، چرا که بعد از درگذشت مرحوم رئیسی رای ریاست مجلس را آورد. او قطعا یک دفعه‌ای تصمیم نگرفته است که وارد انتخابات شود. ظرفیت مجلس هم ظرفیت مهمی بوده که به رغم اردوکشی پایداری‌ها، او با اشاراتی به کرسی ریاست پارلمان بنشیند. همین جابجایی از یک قوه به قوه دیگر، برای مملکت هزینه‌ساز است. ضمن اینکه مجلس را در خطر حاکمیت پایداری‌ها می‌گذارد.

    *به نظرم یک دوقطبی از نوع دوم خرداد شکل می‌گیرد، اما اتفاق دوم خرداد بنا به دلایلی شکل نمی‌گیرد..

    *پزشکیان شخصیتی نخبه و دانشگاهی است و مشهور به فسادستیزی است. در دولت خاتمی وزیر بهداشت بوده و سال‌ها عهده‌دار ریاست بیمارستان بوده است و ظرفیت و کمبود‌های بهداشتی کشور را به خوبی می‌شناسد. او ترکیبی از استان‌های کردستان و آذربایجان است و می‌تواند از این ظرفیت قومی استفاده کند و با توجه به شناخت و تسلطی که بر امور دینی و علمی دارد، می‌تواند یکی از پدیده‌های غیرمنتظره و جدی این دوره از انتخابات باشد.

    *پزشکیان دستش پر است و مشاورینش باید او را باید مناظرات آماده‌تر کنند.

    *من تصورم این است که بخشی از رای خاکستری بیدار خواهد شد. اما وضعیت بد اقتصادی و معیشتی از اواخر دولت روحانی و در تمام سه سال دولت رئیسی، مردم را مایوس کرده و زمانی که می‌بینند هر روز وضعیتشان بدتر می‌شود، طبیعی است که دیگر اقبالی به انتخابات نخواهند داشت و صرفا تماشاچی خواهند بود.

    *شورای نگهبان در این موضوع دو خطا کرد. یکی نسبت ۵ به ۱ را اعلام کرد که نمی‌تواند تصادفی باشد و باید به نقد گذاشته شود. چهره‌های مانند زاکانی، قاضی‌زاده هاشمی و حتی پورمحمدی با توجه به کارنامه‌ای که دارند، تاییدشان عجیب است و آقایان لاریجانی، جهانگیری و شریعتمداری قطعا اولویت بیشتری نسبت به این افراد داشتند. معتقدم این موضوع باید به نقد و بررسی گذاشته شود.

  • کم مانده برای آقای رئیسی مقام شفاعت قائل شوند!

    کم مانده برای آقای رئیسی مقام شفاعت قائل شوند!

    به گزارش اقتصادران، یک ماه دیگر انتخابات ریاست جمهوری برگزار می‌شود؛ اتفاقی که کمتر کسی حتی فکرش را می‌کرد. جریان‌های سیاسی در تقلا هستند تا بتوانند در این فرصت کوتاه گزینه‌های مورد‌نظر خود را وارد گردونه انتخابات کنند و طبیعتا در این بین نام بسیاری از افراد هم مطرح می‌شود.

    مهمترین بخش های این گفتگو را در ادامه می‌خوانید:

    * در ابتدا درگذشت اقای رئیسی و همراهانشان را تسلیت عرض می‌کنم و برای بازمانده‌هایشان طلب صبر و آرامش دارم. این اتفاق یک پیشامد غیرمنتظره‌ای بود و فکر می‌کنم ذهن کمتر کسی تصور می‌کرد که رئیسی دوره ریاست جمهوری خود را تمام نکند و دور بعدی هم در پاستور نباشد، در حالی که برخی مطرح می‌کردند او می‌تواند در آینده سیاسی ایران نقش پر رنگ‌تری داشته باشد.

    *تقدیر جور دیگری رقم خورد و این اتفاق تلخ رخ داد. من فکر می‌کنم پس از انتخابات کم‌فروغ مجلس، حاکمیت و دولت استراتژی حضور حداکثری مردم در انتخابات را دنبال خواهند کرد و قاعدتا تنوع نامزد‌ها را خواهیم داشت، اما به نامزد‌های جدی که نوار همسو بودن سه قوه را قطع کند اجازه حضور نمی‌دهند.

    * افرادی برای رقابت خواهند آمد، اما آن‌ها اساسا برای انتخابات نمی‌آیند بلکه برای گرم‌کردن تنور انتخابات حضور پیدا می‌کنند. افرادی از جریان اصلاح‌طلبی، اصول‌گرایی، مستقلین و سایر احزاب حضور خواهند داشت.

    *باید ببینیم شرایط به چه سمتی پیش می‌رود، اما پیش‌بینی می‌کنم پاستور به کسی خوش‌آمد خواهد گفت که در همین سیر و خط‌و‌ربط رئیسی باشد. چرا که می‌خواهند این هماهنگی میان سه قوه که بعد از مدت‌ها ایجاد شده است، ادامه پیدا کند.

    *افرادی که می‌خواهند در انتخابات ثبت‌نام کنند نباید فراموش کنند که قرار است یک کشور را اداره کنند. دو هفته در کش‌و‌قوس انتخابات هستند و فرصت برای ارائه برنامه‌هایشان کمتر از ۳۰ الی ۳۵ روز است، چطور کسی می‌تواند ادعا کند که می‌تواند کشور را اداره کند و در یک ماه برنامه ارائه کند و بعدش هم رای مردم را به دست بیاورد؟ به نظرم در این موضوع باید این نقد را پذیرفت که در این فرصت کم حتی رقابت هم مشکل‌ساز است.

    *همه این افرادی که می‌خواهند در انتخابات شرکت کنند که در جایگاه مدیریت کشوری نیستند، مدیریت کردند، اما برنامه ارائه کردن در همه حوزه‌ها برای مدیریت یک کشور بسیار زمان‌بر است. اگر بخواهند برنامه‌های پخته‌ای ارائه کنند قاعدتا باید برنامه‌ها را به تایید کارشناسان برسانند، مگر نه همان چیزی خواهد شد که آقای رئیسی ارائه کرد که گفت سالی یک میلیون خانه می‌سازیم آنوقت در ۴ سال حتی یک میلیون خانه هم در نمی‌آید.

    *آقای روحانی اصلا نخواهد آمد و برخی دیگر هم به نظرم اگر بیاییند تایید صلاحیت نمی‌شوند. فکر می‌کنم در به همان پاشنه سابق خواهد چرخید. برخی فکر می‌کنند ممکن است حاکمیت طیف متکثری را برای انتخابات بیاورد، اما واقعیت این است که وضعیت تغییری نکرده است و برای حاکمیت و شورای نگهبان همان میزان رای ۸ درصدی که در تهران برای انتخابات مجلس دیدیم کفایت می‌کند.

    *به نظرم این تبلیغات افراط‌گرایانه برای رئیسی به ضرر اوست، کم مانده برای آقای رئیسی مقام شفاعت قائل شوند، این رویکرد خوب و متعادلی نیست. اما قاعدتا نامزد‌ها دو رویکرد را در مقابل خودشان دارند، یا باید بگویند دولت رئیسی بهترین دولت در این ۴۴ سال بوده است که خب افکار عمومی آن را تایید نمی‌کند یا اینکه این را نقض کنند که در مسیر ردصلاحیت و غیره قرار خواهند گرفت و به معنای واقعی نامزد‌ها راه سختی را در پیش رو دارند.

    *اگر کسانی که به وضع موجود نقد‌های بسیار جدی و چالشی داشته باشند و مردم احساس کنند که این‌ها شو و نمایش نیست و قرار است وضعیت کشور خصوصا اقتصادی را تغییر دهند، مردم نیز ممکن است با صندوق‌های رای آشتی کنند، زیرا اکنون مهممترین مسئله مردم اقتصادی و امنیتی است، حالا مسئله امنیت به صورت قسطی فراهم است، اما موضوع اقتصادی بسیار نگران‌کننده است و نامزد‌ها باید قول دهند شرایط را به ۳ سال قبل برگردانند که بعید می‌دانم در این حد به نامزد‌ها اجازه نقد و بررسی بدهند.
    * آقای لاریجانی یک مشی میانه و عتدالی دارد و با سابقه سه دوره ریاست مجلس اگر تایید از حاکمیت بگیرد وارد عرصه رقابت می‌شود. آقای ظریف با وجود شایستگی و شناخت جامعه از ایشان به نظرم حضور پیدا نمی‌کند. آقای احمدی‌نژاد هم اگر احساس کند می‌تواند تایید صلاحیت را بگیرد می‌آید، اما به نظرم تایید صلاحیت نمی‌شود.

    * آقای جهانگیری با وجود سابقه بالایی اجرایی در چندین دولت و شناخت کامل از شرایط کشور فکر نمی‌کنم شرایط برای حضور او فراهم باشد. خصوصا مردم که در مناظرات قبلی شناخت بسیار خوبی از ایشان پیدا کردند به نحوی‌که بخشی از مردم پیروزی آقای روحانی را در نحوه مناظرات آقای جهانگیری با آقای قالیباف و رئیسی می‌دانستند.

    * آقای شریعتمداری مشکلی ندارد و دوره موفقی را در وزارت بازرگانی داشته است و می‌تواند تکثرگرایی را ایجاد کند، او فردی با تجربه است و سابقه چندین وزارت را در کارنامه خود دارد و در چند دولت در سمت‌های مختلف اجرایی حضور داشته است.

    * آقای آذری جهرمی شانسی ندارد و صرفا یک اسم و یک حضور است. امثال او باید به سمت آرای نسل جوان برود که نسل جوان هم رویکردش به انتخابات رویکرد مثبتی نیست.

    * اگر افرادی همچون آقای لاریجانی یا جهانگیری ریاست کشور را برعهده بگیرند، فردی همچون محمد شریعتمداری می‌‌تواند در نقش معاون اول رئیس‌جمهور ایفای نقش کند.

    * من اساسا شانس جدی برای غیراطرافیان رئیسی نمی‌بینم، چرا که تاکید شده همان سیاست‌های رئیسی ادامه پیدا کند. طبیعتا افرادی مانند لاریجانی و جهانگیری ادامه‌دهنده آن سیاست‌ها نخواهند بود.

    * آقای قالیباف هم اگر تایید حاکمیت را بگیرد خودش را از دغدغه مجلس نجات خواهد، ولی البته اگر شرط و قول‌های پشت صحنه را بپذیرد.

    * مخبر یکی از گزینه‌های نزدیک به رئیسی و شاید گزینه اصلی مدنظر اصولگرایان و طرفداران وضع موجود است. او گزینه مقبولی برای حاکمیت است.

    * آقای سعید جلیلی خیلی وقت است که تاریخ مصرفش تمام شده است، شرایط آقای زاکانی با این عملکرد ناموفق در شهرداری هم یک شوخی است.

    * من توصیه می‌کنم حاکمیت با تایید صلاحیت چهره‌های اصلاح‌طلب، معتدلین و مستقلین شرایط یک رقابت سالم و فراگیر را برای مردم فراهم کند. اجازه دهند که یک رقابت درستی صورت بگیرد. کشور همیشه از هر محیط بسته‌ای ضربه می‌خورد و مهم است که این فضا باز باشد تا سلایق مختلف حضور داشته باشند.

  • مردم عصبانی هستند /  انتخابات مساله مردم نیست

    مردم عصبانی هستند / انتخابات مساله مردم نیست

    به گزارش اقتصادران، دور دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی در حالی در پایان هفته برگزار می‌شود که در دور اول کمترین میزان رای ممکن به ثبت رسید. مشارکت پائین مردم

    *همیشه وقتی انتخابات مجلس به دور دوم می‌کشد، فضا سرد شده و مردم توجه آنچنانی نشان نمی‌دهند. این انتخابات که دیگر جای خود دارد. در واقع مردم در یازده اسفند سال گذشته حاضر به حضور در پای صندوق رای نشدند تا نارضایتی‌شان را از نحوه اداره کشور به گوش مسئولان برسانند.

    * در واقع مشکلات به قدری زیاد هستند و آرامش را از جامعه سلب کرده‌اند تا مردم عصبانی باشند. به همین دلیل به احتمال زیاد تعداد کمی در جمعه آتی رای خواهند داد. به طوری‌که شاید نفر اول با ۵۰ هزار رای انتخاب شود.

    * در واقع شرایط به قدری مردم را در تنگنا قرار داده است که انتخابات مساله مردم نیست و برایشان این اهمیت دارد که به هر طریقی که ممکن است، گرانی‌ها مهار شوند تا بلکه دغدغه‌های شان کمتر شود. به هرحال متاسفانه سفره‌های مردم روز به روز کوچکتر می‌شود، به طوریکه این شرایط آرامش خانواده‌ها را تحت تاثیر خود درآورده است. به همین دلیل تاکید چیزی جز این نمی‌تواند باشد که همه ارگان‌ها و دستگاه‌ها باید همهٔ هم وغم شان را به کار بگیرند تا جامعه از شر گرانی‌های کمرشکن خلاص شود.

    *البته ناگفته پیداست، شلختگی اقتصادی مستقیما به سیاست خارجی و نگرش نظام سیاسی به نظام بین‌الملل دارد. در واقع اگر نتوانیم، مشکلات‌مان با دنیا را رفع کنیم، مردم به این نتیجه می‌رسند که اصلاح محال است. دقیقا به همین دلیل است که در چند انتخابات گذشته رغبتی برای رای دادن از خود نشان ندادند.

    *اساسا شرایط نابسامان زمانی به سامان می‌رسند که دولت و مجلسی روی کار باشند که تخصص و تجربه را توامان داشته باشند و همچنین مسائل روز را به طور کارشناسی تجزیه و تحلیل کنند. مجلس دوازدهم در حالی کمتر از یک ماه دیگر شروع به کار خواهد کرد که تعداد زیادی از منتخبین با ۶ یا ۷ درصد رای ممکن برای مجلس‌نشین شدند. سئوال این است که از چنین نماینده‌ای چه توقعی می‌توانیم داشته باشیم؟ «هیچ!»

    *مردم در حالی در انتظار بهبودی اوضاع هستند که هم دولت، دولتی ضعیف و ناکارآمد است و هم مجلس متشکل از نمایندگانی است. به طوری که هم بیشتر نمایندگان مجلس و هم اعضای دولت از وظایف و اهمیت جایگاه‌شان بی‌اطلاع هستند. در این برهه حساس و خطیر، نیازمند انتخاباتی کاملاً رقابتی بودیم تا از این طریق نخبگان طیف‌های مختلف با یکدیگر برای پوشیدن ردای نمایندگی رقابت می‌کردند که بدون شک و بی‌هیچ حرف و حدیثی مجلسی قوی و کارآمد تشکیل شود. اما حالا مجلسی باید به فکر جامعه باشد که با شاخص‌های قانون‌نویسی و البته نظارتی کارشناسی غریبه است.

    *بسیاری از نمایندگان مجلس دوازدهم شش ماه تا یکسال طول می‌کشد تا با وظایف نمایندگی آشنا شوند و بتوانند شرایط جامعه را به درستی تحلیل کنند.

    *تنها حسن این وضعیت برای دولت و مجلس همسویی‌شان است! یعنی دیگر کسی نیست که نقد‌هایی به عملکردشان وارد کند. در واقع اصولگرایان با وجود اختلاف و حتی دعوایی که بعضا باهم دارند، کنار هم قرار می‌گیرند و کار را پیش می‌برند!