برچسب: اصولگرایان

  • تندروها نمی خواهند حلاوت قدرت از زیر دندان‌شان خارج شود / اینها از رهبری عبور کرده‌اند

    تندروها نمی خواهند حلاوت قدرت از زیر دندان‌شان خارج شود / اینها از رهبری عبور کرده‌اند

    به گزارش اقتصادران، منصور حقیقت‌پور فعال سیاسی اصولگرا  با اشاره به اظهاراتی که اخیرا در مجلس  شورای اسلامی علیه  حسن روحانی مطرح شده در پاسخ به این سوال که چرا گروه‌های تندرو نسبت به دولت های منسوب به  خود پاسخگو نیستند و در حالی که به مناظره دعوت می‌شوند از مناظره طرفه می‌روند اما در این مورد سر و صدا دارند، گفت: ما جریان‌های تندرو داریم، هم از جنس چپ و هم از جنس راست. هم از جنس چپ، این تندروها در کشور حاکم شده‌اند. هم تندروهایی از جنس راست در این مملکت مسلط شده‌اند. علیرغم اینکه این‌ها اقلیت بودند و هستند و در آینده هم خواهند بود اما قدرت لذت تولید می‌کند.

    تندروها دوست ندارند حلاوت قدرت از زیر دندان‌شان خارج شود

    وی ادامه داد: این‌ها دوست ندارند این حلاوت از زیر دندان‌شان خارج شود. به نظر من، این‌ها حاضر نیستند حتی یک لحظه سکوت علی بن ابیطالب (ع) را به خاطر حفظ اسلام انجام دهند. امروز کسانی که در خارج از دولت هستند باید وضعیت را درک کنند آقایان دولتی هم باید وضعیت را درک کنند آقایانی که در دولت‌های قبلی بودید، باید شرایط را درک کنید، باید قواعد بازی را رعایت کنید. هیچ‌کس نباید این قواعد را به هم بزند.

    وقتی رهبری ماموریت ارسال پیامی به کشوری را می‌دهند برخی نباید علیه آن صحبت کنند

    این فعال سیاسی اصولگرا گفت: ما امروز به یک وحدت جامع و کامل پشت سر مقام معظم رهبری نیاز داریم. هر جریانی که بخواهد از این وحدت عبور کند، چه از جنس راست باشد و چه چپ، به قول علی بن ابی‌طالب در ضلالت است. امروز اگر یک ماموریتی را مقام معظم رهبری به آقای لاریجانی داده‌اند تا پیامی را برای جایی ارسال کند آقایان ما  نباید بر علیه آن کشور صحبت کند و باید رعایت کنند که انضباط مملکت از بین نرود یا  اگر فردا  رهبری احتمالا بگویند مذاکره کنید، این طرفی‌ها  نباید غش کنند. اگر ولایت مدارند و اگر دوستدار انقلاب و کشور هستند، باید با سکوت خود اجازه دهند امور به درستی اداره شود.

    هیچ‌کس حق ندارد از رهبری جلو بیفتد و هیچ کسی نباید عقب بماند

    حقیقت پور گفت: لذا این دو جریان تند چپ و تند راست در مذلت و ضلالت هستند. راهی که تعادل دارد، عقلانیت دارد و تندروی و کندروی ندارد، مسیر درستی است که پشت سر مقام معظم رهبری  قرار می‌گیرد و همه آقایان مجلس و غیرمجلس، دولت‌های قبلی و فعلی باید این را رعایت کنند. هیچ‌کس حق ندارد از مقام معظم رهبری جلو بیفتد و هیچ کسی نباید عقب بیفتد. هر قدمی که ایشان بردارند، همه باید در همان جهت حرکت کنند.

    وی در پاسخ به این سوال که در روزهای اخیر آقای روحانی اصلا درباره روسیه صحبتی نکرده‌اند اما می‌بینیم که در مجلس از ایشان گلایه می‌شود و یا اینکه تندروها در روزهای اخیر علیه اکثر اعضای دولت یازدهم و دوازدهم هجمه وارد می‌کنند، چرا این افراد به عملکرد دولت‌های متبوع خودشان ایرادی نداشتند،  ادامه داد:  چرا آقای ظریف  باید دعوای خود با آقای لاوروف را  از سال ۹۱  الان  مطرح کند؟ برخی از نماینده‌های مجلس از رهبری عبور کرده‌اند. وقتی طرف برمی‌گردد می‌گوید او که مولا علی بود و این سید علی است در واقع عبور کرده است. وقتی می گوید امام علی در فلان جا تسلیم  یک عده شد آن امام علی بود که تسلیم شد، اینکه سید علی است، این چه معنایی دارد؟

    وی ادامه داد: این‌ها تکلیفشان روشن است. اینها از رهبری عبور کرده‌اند بقیه باید سعی کنند خودشان را حفظ کنند و این‌ها هم  برگردند. اگر عاقبت بخیری می‌خواهند و می‌خواهند آن دنیای‌شان پشت سر آقا قرار بگیرند باید بدانند که مسئولیت سیاسی، اجتماعی و انقلابی این کشور بر دوش این مرد است و همه‌مان باید پشت سر او قرار گرفته و از او حمایت کنیم.

  • از زندانی سیاسی تا هنرمند دور از وطن همه یکصدا برای «ایران»

    از زندانی سیاسی تا هنرمند دور از وطن همه یکصدا برای «ایران»

    به گزارش اقتصادران، جنگ با اسرائیل ۱۲ روز بیشتر طول نکشید و ارتش متجاوز خیلی زودتر از آنچه تصور می‌کرد، به آتش بس – بخوانید عقب‌نشینی- واداشته شد. نتیجه این جنگ، اما فراتر از جبهه نظامی بود. در واقع بحران، فرصتی شد برای بازیابی اعتماد اجتماعی و بازخوانی جایگاه مردم.

    پشت خاکریز وطن، بدون دعوت‌نامه

    جنگی که در نگاه اول یک تهدید تمام‌عیار برای امنیت ملی بود، در عمل به یکی از فرصت‌های کم‌سابقه برای انسجام اجتماعی و بازتعریف رابطه حاکمیت و مردم بدل شد. فارغ از تحلیل‌های نظامی، باید به یک پیامد مهم توجه کرد: مردم، بدون دعوت رسمی، به صحنه آمدند. حتی آنهایی که تا دیروز منتقد وضع موجود بودند، این‌بار کنار حامیان وضع موجود ایستاده، موضع گرفتند و علی رغم تمام محدودیت‌ها، مشارکت کردند.

    بازگشت هنرمندان، غافلگیری اصولگرایان

    مردم در این ۱۲ روز چنان نقشی ایفا کردند که چهره‌ها و رسانه‌های اصولگرا نیز متعجب شده و از در تحسین و تقدیر درآمدند. مثلا روزنامه فرهیختگان در شماره امروز خود طی گزارش مفصلی با تیتر «هنرمندان آمدند، گارد را باز کنید»، نوشته که در ایام، بیش از ۵۰ یادداشت و ده‌ها اثر هنری توسط افرادی تولید شد که گاه حتی سال‌هاست در رسانه رسمی جایی ندارند. اما چه چیزی آنها را دوباره وارد میدان کرد؟ پاسخ یک کلمه است: وطن.

    نوبت مسئولان رسید

    عباس سلیمی‌نمین، فعال سیاس اصولگرا نیز با تاکید بر اینکه «نوبت مسئولان است که پاسخ ایستادگی مردم را بدهند» به گفته: «باید سعی کنیم نقار‌های ایجاد شده را برطرف کنیم، نگذاریم یک زخمی در جامعه باقی بماند، این زخم‌ها می‌تواند مسائلی را در جامعه به وجود آورد.»

    وطن دوستی بدون خط‌کشی

    رئیس سازمان هنری-رسانه‌ای اوج هم با اشاره به اینکه «اتحاد این‌بار فراتر از خطوط سیاسی بود» نوشته که تجربه جنگ، چهره‌ای جدید از جامعه ایران را نشان داد؛ جامعه‌ای که حتی در دل اختلاف‌نظرها، در بزنگاه‌ها یکپارچه می‌شود.

    سید محمد هاشمی در یادداشت امروز خود در «فرهیختگان» نوشته: «راستش من از پیام علیرضا رجایی، زندانی سیاسی، از نامه محکم و تحقیرآمیز عبدالکریم سروش خطاب به رضا پهلوی دلقک، از شرافت و نجابت اصلاح‌طلب‌ها، از غیرت اصول‌گرا‌ها، از بیانیه محکم و قاطع آیت‌اللّه‌العظمی سیستانی در دفاع از حریم ایران و ولایت و مرجعیت، از صلابت سحر امامی، از آن رپر‌های نسل زدی باغیرت، از آن دختر اینستاگرامی دهه هشتادی بی‌حجاب، اما شجاع، از ایثار و حماسه خانواده همه شهیدان (نظامی، علمی، مردمی)، بار‌ها سجده شکر کردم و از خدا خواستم توفیق ارج نهادن و حفظ این سرمایه عظیم ملی و اجتماعی را به ما بدهد. این وطن‌دوستی و موقعیت‌شناسی باید مقدس و ارجمند شمرده شود و البته صیانت شود.»

    پیامی برای قدرت: مردم هنوز هستند، اگر حس کنند دیده می‌شوند

    جنگ، اگرچه ناخواسته بود، اما نشان داد مردم اگر حس کنند بخشی از بازی‌اند، هنوز حاضرند از همه چیزشان بگذرند. اتحاد ملی با دستورنامه ایجاد نمی‌شود؛ بلکه با «اعتماد» ممکن می‌شود؛ و حالا این اعتماد ـ هرچند موقت و بحرانی ـ حاصل شده است.

    فرصتی که باید حفظ شود، نه فراموش

    خلاصه اینکه همبستگی ملی در این بحران ۱۲ روزه، تصویر تازه‌ای از توان داخلی برای انسجام ساخت. ورود چهره‌های هنری و رسانه‌ای به صحنه دفاع نیز نشان داد خط‌کشی‌های قبلی دیگر کارکرد ندارد. به نظر می‌رسد جنگ اخیر بخشی از اصولگرایان را نیز به این نقطه رسانده که بدون باز کردن فضا برای گفت‌و‌گو و مشارکت مدنی، سرمایه اجتماعی بازسازی نمی‌شود.

    با این حال نباید فراموش کرد که فرصت ایجاد شده تا ابد ماندنی نیست و اگر نهاد‌های رسمی به این فرصت تاریخی پاسخ ندهند، سرمایه‌ای که مردم در بحران خرج کردند، در روز‌های عادی از دست خواهد رفت. اتحاد ملی، نیاز به استمرار دارد و نه فقط در روز‌های جنگ، بلکه در روز‌های صلح نیز باید مورد توجه قرار بگیرد.

  • عصبانیت اصولگرایان از افشاگری همتی / همه‌شان پست می‌خواستند؛ حالا همه‌شان عصبانی‌اند!

    عصبانیت اصولگرایان از افشاگری همتی / همه‌شان پست می‌خواستند؛ حالا همه‌شان عصبانی‌اند!

    به گزارش اقتصادران، عبدالناصر همتی که حالا دیگر وزیر هم نیست در روز‌های اخیر مورد هجمه شدید اصولگریان قرار گرفته، اما ماجرا چیست؟

    همتی در برنامه حضور سایت خبری جماران درباره درخواست‌های نمایندگانی که از او پست مدیریتی می‌خواستند، افشاگری کرده و می‌گوید: «نمی‌خواستم با مجلس کل‌کل کنم. خیلی‌ها می‌گویند چرا صحبت‌هایت را تمام نکردی. من ۲۰ دقیقه از وقتی که داشتم را جواب ندادم. من که می‌دانستم تصمیم گرفتند من را بیاندازند. چرا بیایم اطلاعات کشور را بدهم؟ چیز‌هایی بگویم که به عده‌ای بر بخورد. می‌توانستم بشمارم و بگویم فلان آقای نماینده می‌گوید مدیرعاملی بانک فلان‌جا را به من بده، دیگری می‌گوید مدیرعامل فلان شرکت را بده.»

    وزیر پیشین اقتصاد در پاسخ به مجری که می‌پرسد: «صراحتاً می‌گفتند؟» می‌گوید: «بله. همه‌شان می‌خواستند. طبق قانون وزیر اقتصاد ۱۶۰۰ تا ۱۸۰۰ حکم می‌زند. این همه مناطق آزاد داریم، هیئت مدیره دارند. همه می‌خواستند یک عضو هیئت مدیره بگذارند. عضو هیئت مدیره بانک بگذارند. عوض می‌کردیم، می‌آمدند اعتراض می‌کردند. چه جوابی می‌دادم؟ در مجلس همه اینها را اسم می‌بردم؟»

    اصولگرا‌ها عصبانی شدند!

    این سخنان همتی مبنی بر اینکه انگیزه واقعی پشت استیضاحش در مجلس، «انتقام سیاسی» بوده نه واقعیات اقتصادی یا ضعف عملکردی، اما اصلا برای اصولگرایان خوشایند نبود. از این رو شاهدیم که در دو روز گذشته در رسانه‌های خود به شدت به وی تاخته‌اند.

    کیهان و جوان با لحن تند، این اظهارات را «نسنجیده»، «گزافه‌گویی» و «کذب محض» توصیف کردند.

    روزنامه کیهان با این ادعا که همتی به مجلس تهمت زده، از رسانه‌های حامی او انتقاد کرده و نوشته: «همان مجلسی که به همتی رأی اعتماد داد، او را به خاطر ناکارآمدی‌اش و حمایت از سیاست‌های تورم‌زا استیضاح کرد؛ بنابراین چگونه است که وقتی رأی اعتماد می‌دهد، مجلسی عقلانی و معتدل و قائل به وفاق خطاب می‌شود، اما هنگام حسابرسی و توضیح خواستن متهم می‌شود!»

    این روزنامه اصولگرا دیروز هم در گزارشی با عنوان «هدف از «اتهام‌زنی» به «مجلس»، لاپوشانی ناکارآمدی است» واکنش تند برخی نمایندگان مجلس به اظهارات همتی را پوشش داده بود.

    گفتنی است، علیرضا سلیمی عضو هیات رئیسه مجلس نوشته بود: «چرا آقای همتی فرار رو به جلو می‌کنند؟! آیا نتیجه سیاست‌های مخرب خود را ملاحظه فرموده‌اند؟! تورم وحشتناک در تمام اقلام، چون دارو، حبوبات، برنج، اجاره‌بها، قیمت ارز و … نتیجه بخشی از سیاست‌های آن جناب است. آقای همتی! با اتهام‌زنی به مجلس نمی‌توانید کارنامه غیرقابل دفاع خود را سفید کنید.‌ای کاش شهامت عذرخواهی از ملت را داشتید!»

    حسینی‌کیا، نایب رئیس کمیسیون صنایع نیز گفته بود: «آقای همتی می‌تواند اسامی نمایندگانی را که از او درخواست پُست و مقام کرده‌اند منتشر کند تا اگر موردی در این خصوص بوده همه مطلع شویم، نه اینکه اساس قوه مقننه را زیرسؤال ببرد.»

    امیرحسین ثابتی نماینده تندرو تهران هم از قافله حمله به همتی جا نمانده و گفته بود: «مدیریت شخص یاد‌شده در وزارتخانه اقتصاد، کوچک شدن سفره مردم، نوسان قیمت در بازار، عدم اعتماد سرمایه‌گذاران به تخصیص و تزریق نقدینگی و کاهش ارزش پول ملی را در پی داشت. به نظر می‌رسد یکی از اهداف همتی از بیان این سخنان نسنجیده در آستانه معرفی وزیر جدید با هدف محدودیت مجلس در اعمال نظر برای وزیر پیشنهادی طرح شده است؛ بدین معنا که عملکرد نمایندگان مجلس با عبارت «رانت» توصیف و نمایندگان در اظهار‌نظر خلع سلاح شوند.»

    روزنامه فرهیختگان در گزارشی با عنوان «آقای همتی! سند رو کن»، از همتی خواسته برای اثبات ادعایش مستندات منتشر کند و نوشته: «بهتر آن بود، همتی همان زمان این موضوع را مطرح می‌کرد و البته اسنادی دقیق در این مورد ارائه می‌داد تا علاوه برآنکه هیئت نظارت برای رسیدگی ورود کند و استیضاح او زیر سایه این خواسته‌های غیرمعقول قرار نگیرد.»

    این روزنامه همچنین در گزارشی با عنوان «در فواید خاموشی» نوشت: «او سیاستمداری است که هر وقت حرف می‌زند وضع برایش بدتر می‌شود.»

    روزنامه جوان نیز به اندازه دیگر رسانه‌های اصولگرا از اظهارات اخیر همتی عصبانی است و با تیتر «آقای همتی! اگر دروغگو نیستی نام ببر!» نوشته: «این سخنان، فارغ از لحن و انگیزه، افکار عمومی را به پرسشی ساده، اما جدی می‌رساند: اگر آن روز، این حقیقت را می‌دانستی، چرا نگفتی؟ اگر راست می‌گویی، چرا همانجا و همان‌وقت، شهامت گفتن نداشتی؟ و اگر به‌زعم خود، به مصلحت کشور سکوت کردی، امروز چه تغییری در مصلحت رخ داده که زبان گشوده‌ای؟ و اگر یک دروغگوی ترسو نیستی همین امروز چرا نام نمی‌بری؟! از کدام آینده ملاحظه داری که اسم نمی‌آوری؟!»

    دولت پشت همتی را خالی کرد؟

    واکنش‌ها به اظهارات همتی، اما محدود به رسانه‌های اصولگرا نیست. عباس عبدی، تحلیلگر سیاسی در یادداشت امروز خود در روزنامه «اعتماد» به همین موضوع پرداخته و دو رویکرد را بررسی می‌کند؛ اول، حق همتی برای بیان دغدغه‌هایش؛ دوم، خطر «بی‌اعتمادی عمومی» که با گزاره‌های تأییدنشده دامن زده می‌شود. تأکید عبدی بر ضرورت «مدارای سیاسی» برای بررسی انتقادات بدون تغییر ماهیت گفت‌و‌گو است.

    عبدی با اشاره به یادداشتی که پیش‌تر با عنوان «مرز باج‌خواهی و وفاق» درباره درخواست‌های نمایندگان نوشته بود، می‌گوید: «تا آنجا که شنیده‌ام آقای پزشکیان دستور تهیه گزارشی رسمی در این زمینه را نیز صادر کرده‌اند و گویا گزارشی هم آماده شده است و امیدوارم با انتشار آن همه ما نسبت به واقعیت آشناتر شویم.»

    او در ادامه خطاب به وزرا و پزشکیان نوشته: «اگر این رفتار را لازمه حقوق نمایندگان می‌دانید، پس دیگر هیچ توجیهی از شما در موضوع افراد و انتصابات پذیرفتنی نیست و باید مسوولیت همه انتصابات و عملکرد آنها را بپذیرید. اگر این را قبول ندارید که بدون استثنا آن را نمی‌پذیرید، باید خیلی صریح و روشن در برابر این تکذیبیه سخنگوی هیات‌رییسه مجلس واکنش نشان بدهید. حدی از تعامل پذیرفتنی است، ولی این وضعیت در حد فاجعه است. آقای رییس‌جمهور می‌تواند و باید با هماهنگی رییس مجلس و رییس قوه قضاییه تمهیداتی بیندیشند که دست نمایندگان را از دخالت در اجرا و انتصابات کوتاه کنند و همه آنان باید متحد و کنار یکدیگر عمل کنند، در غیر این صورت هر گونه ناکارآمدی مستقیما متوجه دولت و وزرا است. اگر قرار باشد برای بقای در صندلی وزارت از پست‌های دولتی و حقوق مردم مایه گذاشته شود این کار به مراتب زشت‌تر از کار کسانی است که افرادی از خود را برای این پست و آن پست معرفی و اجبار می‌کنند. مسوولیت همه امور با آقای رییس‌جمهور و وزرا و استانداران است. فردا نمی‌توانید مثل وزیر قبلی سه ماه پس از برکناری سخن بگویید. همین امروز آغاز به سخن و عمل کنید، فردا پذیرفتنی نیست.»

    انتظار عبدی از دولت، اما ساده محقق نخواهد شد. شاهدش هم واکنش فاطمه مهاجرانی به حواشی بعد از مصاحبه همتی است. او که گفته بود: «نه رفتار ناصحیح یک یا چند نماینده را می‌توان به حساب کلیت مجلس گذاشت و نه موضع‌گیری‌های فردی را باید به دولت نسبت داد. آنچه مهم است استمرار همکاری دولت و مجلس برای بهبود معیشت مردم و حل مسائل اقتصادی کشور است»، سبب شد برخی از رسانه‌های اصولگرا بنویسند: «دولت هم پشت همتی را خالی کرد»

    دعوای سیاسی در آستانه رای اعتماد به مدنی‌زاده

    بگومگو‌ها حال حول محور اظهارات اخیر همتی و در آستانه رای اعتماد به وزیر پیشنهادی اقتصاد، ادامه دارد و اهمیت این منازعه از آن رو است که دوگانه «رویکرد سیاسی» و «رویکرد کارشناسی» درباره عملکرد دولت را برجسته می‌کند. در میانه‌ی فشار‌های اقتصادی، تبدیل استیضاح به «انتقام‌گیری سیاسی» می‌تواند مشروعیت نهاد مجلس و اعتماد عمومی به روند نظارتی آن را تهدید کند. بدیهی است که این سلب اعتماد در شرایط کنونی و با توجه نزدیک بودن جلسه بررسی اعتماد به مدنی‌زاده اهمیت ویژه‌ای دارد.

  • پزشکیان اگر نمی تواند وعده هایش را عملی کند، راهش را بکشد و برود / هم خورده اند و هم برده اند و بعد می‌گویند چرا خانم‌ها حجابشان این است؟

    پزشکیان اگر نمی تواند وعده هایش را عملی کند، راهش را بکشد و برود / هم خورده اند و هم برده اند و بعد می‌گویند چرا خانم‌ها حجابشان این است؟

    به گزارش اقتصادران، «عباس عبدی» تحلیلگر سیاسی اصلاح طلب را باید جزو اولین چهره هایی دانست که به صف منتقدان عملکرد پزشکیان پیوست، او که خود از حامیان انتخاباتی رئیس جمهور فعلی بود و همچنان از آن تصمیم خود دفاع می کند اما تاکید دارد؛« روز ۱۶ تیر گفتم که این انتخابات برای من تمام شده است. تمام نتایج مثبتی که می‌خواستم، در این انتخابات برای جامعه گرفته شده است. شامل اینکه تندروها نیایند و مردم به حکومت و ساختار سیاسی نشان دهند که این وضع را نمی‌خواهند.»

    او معتقد است که محبوبیت رئیس جمهور نصف شده است اما خود او توجهی به این نکته مهم ندارد.

    عبدی، بدون تعارف و با صراحت می گوید،« رئیس جمهور  وعده داده و گفته رفع فیلترینگ می کند و می‌تواند انجام دهد، پس انجام دهد. اگر نمی‌تواند راهش را بکشد و برود.»

    از این تحلیلگر سیاسی و روزنامه نگار درباره سرمایه اجتماعی دولت پرسیدیم، از نگرانی ها بابت بروز اعتراضاتی شبیه ۱۴۰۱، از نسل Z و نگاه آنها به اعتراضات، از گروه های فشار و البته قانون حجاب و ….

    مشروح گفتگوی خبرگزاری خبرآنلاین با عباس عبدی، تحلیلگر سیاسی اصلاح طلب را بخوانید؛

    *«ما پول نداریم ولی مردم را داریم.» این جمله را آقای رئیس جمهور اخیرا در یک سخنرانی مطرح کردند، آقای عبدی! نشانه‌هایی که از جامعه می‌بینیم این گزاره را تایید نمی‌کند که مردم کنار دولت باشند. نگاه شما چیست؟ واقعا دولت آقای پزشکیان، مردم را کنار خود دارد؟

    آقای پزشکیان می‌توانست مردم را دنبال خود داشته باشد. ولی متاسفانه این ادعا واقعیت ندارد. مردم هم با شخص آقای پزشکیان و آقای رئیسی و دیگران کاری ندارند. می‌خواهند مسائل‌شان حل شود و وعده‌هایی که به آن‌ها داده شده انجام شود.

    آقای پزشکیان توجهی ندارد که محبوبیت شان نصف شده است

    به نظر می‌رسد آقای پزشکیان توجهی به این ماجرا ندارند که محبوبیت شان نصف شده است. در حالی که باید نسبت به اول حضورشان در ریاست جمهوری این محبوبیت بیشتر می‌شد. دلیلش هم این است که کاری برای چند وعده ای که داده، انجام نداده است. شاید تقصیر را گردن دیگران بیندازند، اما مردم کاری به این موضوع ندارند.

    شما وقتی وعده می‌دهید، باید پای آن بایستید و انجام دهید. وعده‌ها هم مشخص بوده و زمان زیادی نمی‌خواسته است. بنابراین فکر می‌کنم که این گزاره ایشان قطعا غلط است.

    الان هر بخش، اعتراضات خود را کرده است. اعتراضات اقتصادی در طبقات پایین و در طبقات فرهنگی و اجتماعی، در بخش زنان بوده است و در فضای مجازی هر کدام از این‌ها وجود دارد. اکنون همه این‌ها با هم جمع شده اند. به نظرم اعتراضات بعدی، خیلی فراگیر خواهد بود. مگر این که سیستم سیاسی تصمیم بگیرد و بخشی از این‌ها را حل کند.

    وقتی اعلام کردند واتس آپ رفع فیلتر شد کلا ناامید شدم که کاری بتوانند بکنند

    *چند ماه قبل شما و خیلی از ما تلاش کردیم که به مردم بگوئیم رئیس جمهور شدن سعید جلیلی برای  کشور خطرناک است و تلاش کردیم مردم را راضی کنیم پای صندوق بیایند و به پزشکیان رأی دهند، طی این چندماهی که از دولت گذشته این جابجایی محبوبیت را بنا به گفته شما داشته ایم، این به خاطر عملکرد آقای پزشکیان بوده است؟

    این نکته را خیلی‌ها توجه نمی‌کنند که مسئله تیرماه و انتخابات گذشت، تمام شد و رفت. ما آن زمان می‌توانستیم از این انتخاب خود خوشحال باشیم که تندروها و جلیلی و امثال آنها نیامده اند و به آن کار افتخار کنیم و رضایت خاطر داشته باشیم. ولی چیزی که کسی به آن توجه نمی‌کند این است که آن مسئله تمام شد و رفت. الان باید به نکات دیگری پرداخت. قول داده شده است که برای فضای مجازی اتفاقاتی بیفتد یا در مورد تحریم‌ها و سیاست خارجی اقداماتی شود.

    همینطور درمورد زنان، گزینش‌ها، رسانه و چیزهای دیگر قول‌هایی داده شده است، همه این‌ها مسائلی است که آقای پزشکیان اصولا علاقه ای ندارد که به آن‌ها بپردازد. خود من وقتی اعلام کردند واتساپ رفع فیلتر شد، کلا ناامید شدم که کاری بتوانند بکنند. جلسه نمی‌خواهد.

    عبدی: پزشکیان اگر نمی‌تواند وعده‌ها را عملی کند، راهش را بکشد و برود/ محبوبیت رئیس‌ جمهور نصف شده/ اعتراضات بعدی، خیلی فراگیر خواهد بود

    پزشکیان اگر نمی تواند وعده هایش را عملی کند، راهش را بکشد و برود

    جلسه یعنی چه؟ ایشان وعده داده و گفته رفع فیلترینگ می کند و می‌تواند انجام دهد، پس انجام دهد. اگر نمی‌تواند راهش را بکشد و برود. رئیس جمهور باید دستور می‌داد و این کار در تابستان انجام می‌شد و بلافاصله کل شبکه های اجتماعی رفع فیلتر می‌شد. جلسه گذاشتن و وقت گرفتن برای اینکه عده ای را راضی کنید؟ مگر مردم برای رضایت آن‌ها پای صندوق آمدند؟ برای رضایت مخالفان نیامده اند که اگر اینطور بود خود آن‌ها باید به میدان می‌آمدند. چه بسا حتی خودشان اگر می‌آمدند بیشتر از این تغییرات ایجاد می‌کردند.

    بنابراین به نظرم آقای پزشکیان آن طور که شایسته است، متوجه این ماجرا نیست. این هم ربطی به خوبی و بدی و صداقت ندارد. شخصا در صداقت آقای پزشکیان تردیدی ندارم.

    *عنوان کردید که انتخابات تمام شد و ما الان در یک مقطع دیگری هستیم. ولی شما جزو کسانی بودید که مردم را ترغیب به رای دادن کردید. شما در مقابل مردمی که با نظر شما پای صندوق رای رفتند جواب گو باشید. جواب شما چیست؟

    سوال مهمی است. ولی همانطور که گفتم، ۱۵ تیر تمام شد و کار ما و حرف آن زمان ما هم تمام شد. من روز ۱۶ تیر گفتم که این انتخابات برای من تمام شده است. تمام نتایج مثبتی که می‌خواستم، در این انتخابات برای جامعه گرفته شده است. شامل اینکه تندروها نیایند و مردم به حکومت و ساختار سیاسی نشان دهند که این وضع را نمی‌خواهند. نصف آن‌ها نیامدند و کار درستی کردند. قانع نشدند که بیایند. آن بخشی که سعی کردند و آمدند، خلاف روند جاری رأی دادند و این پیام خیلی واضحی بود.

    همین که ایران نامه ترامپ را گرفته معنای خاص و مثبتی دارد. می‌توانستند نامه را نگیرند. نامه را گرفتن خودش علامتی است. نمی‌دانم محتوایش چیست و چه برداشتی از آن می‌شود. ولی می‌تواند جای امیدواری باشد.

    بنابراین، خود این پیام و این که بدون هزینه و دردسر داده شد، پیروزی اصلی بود. از آن بهتر این که فلانی نیامد و دیگری رأی آورد. این هم برای من بسیار  مهم بود. ولی از آن جا به بعد قرار نیست من سکوت کنم. قرار نیست شما سکوت کنید. این اتفاق مانند یک موضوع پزشکی نیست که یک نسخه بنویسیم و بگوییم که این را مصرف کنید و بعد هم خوب می‌شوید. این باز شدن یک راه است که امروز بتوانیم حرف بزنیم و انتقاد و کمک کنیم و مشارکت کنیم.

    پزشکیان باید در قبال کارش پاسخگو باشد

    برای ما آقای پزشکیان با قبلی ها و بعدی‌ها فرقی نمی‌کند. باید در قبال کارش پاسخگو باشد. شخصا کار من در انتخابات، ۱۶ تیر تمام شد. حتی بعد از آن هم علاقه ای نداشتم که در سیستم مشارکت کنم.
    فرض کنید آن کار را نمی‌کردیم. امروز با چه وضعی مواجه بودیم؟ قطعا وضع بدتری بود. ولی این دلیل نمی‌شود به دولت کنونی انتقاد نکنیم. بنابراین آن کار در زمان خود درست بوده است، کسی را مجبور نکردند و به زور پای صندوق نیاوردند. من حرف زدم، شما می‌توانستید بپذیرید یا نپذیرید و نقدش کنید. همه این‌ها سر جای خود بوده است و به نظرم جزو کارهای خوبی بوده است که در کشور انجام شده است. به آن‌هایی که شرکت نکردند احترام گذاشتیم. ولی از این جا به بعد حتی اگر بهترین نیرو را بیاورید، باید به او از طریق انتقاد کمک کنید.

    *اشاره ای به کاهش محبوبیت رئیس جمهور کردید. آقای قائم پناه می‌گویند محبوبیت رئیس جمهور ۷۳ درصد است و …

    به نظرم این کار درستی نبود که آن عدد را بخوانند. وقتی از محبوبیت یک فرد – اعم از رئیس جمهور یا فرد دیگری – می‌پرسند از طیفی استفاده می‌کنند و می‌گویند خیلی زیاد، زیاد، متوسط، کم، خیلی کم، اصلا. همیشه طبق قواعد موجود، ما زیاد و خیلی زیاد را مبنای محبوبیت می‌گیریم. متوسط و کم و خیلی کم را در نظر نمی‌گیریم. بنابراین اگر آن را حساب کنید همین حدود ۲۲-۲۳ درصد می‌شود. قبلا هم آن را اندازه می‌گرفتند. ولی ایشان از کم تا بالا را گرفته است که کار درستی نیست و بی معنی است. ظاهرا بعدا اصلاح کردند.

    اگر اعتماد مردم جلب نشود، مردم به هیچ تغییراتی تن نمی‌دهند

    *آقای عبدی! در چند ماه اخیر، خیلی شنیده می‌شود که ۱۴۰۴ چه در بعد اقتصادی و چه در سیاست خارجی، سال سختی است. گفته می‌شود که دولت و کلان نظام باید به سمت اصلاحات سخت در اقتصاد، سیاست داخلی و خارجی و …حرکت کند. آیا آقای پزشکیان و حاکمیت، به سمت اصلاحات سخت خواهد رفت؟ این اصلاحات سخت یک سرمایه اجتماعی می‌خواهد. این مردم کنار حاکمیت برای اصلاحات سخت هستند؟

    اولین نکته این است که باید اعتماد مردم جلب شود. اگر اعتماد جلب نشود، مردم به هیچ تغییراتی تن نمی‌دهند. اولا وقتی گفته می‌شود این سیستم سیاسی نیازمند اصلاحات است، یک اجماع در آن وجود دارد. چه موافق چه مخالف درون دولت این را می‌دانند. ولی این سیستم سیاسی ما در شرایط کنونی قادر به تصمیم گرفتن در زمینه‌های جدی نیست.

    دو علت دارد؛ اول اینکه فکر می‌کند اگر این تصمیمات را بگیرد، عوارضی برایش دارد که برای خود سیستم خطرناک است. مثلا فکر می‌کند که اگر رسانه را آزاد کند یا قیمت انرژی را بالا ببرد، منافعی ممکن است برایش داشته باشد ولی می‌ترسد که منجر به اوضاع ۹۸ و شرایط دیگر شود. چون مردم به آن اعتماد ندارند.

    سیستم سیاسی ایران، اعتماد مردم را ندارد

    دوم؛ فکر می‌کند که پاسخ مثبت از مردم نمی‌گیرد، دلیلش هم بی اعتمادی تاریخی مردم به خود حکومت هست. در واقع سیستم سیاسی ایران، نه این که نتواند اعتماد مردم را جلب کند، بلکه کار خوب هم اگر بخواهد انجام دهد، لزوما مردم با او همراهی نمی‌کنند.

    در جمعی بودم و در مورد جمعیت صحبت شد. آن جا بحثی شد که بدترین نسخه برای وضعیت جمعیت در ایران همین قانون جمعیت است. سیستم سیاسی ایران، اعتماد مردم را ندارد و مدام می‌گوید جمعیت را زیاد کنید. اگر مردم بخواهند بچه دار شوند، از لج این‌ها می‌گویند بچه دار نمی‌شویم. بچه بیاوریم که آمار این‌ها بالا برود؟‌ این کار را نمی‌کنیم. در حالی که این ملت همیشه فرزند می‌آورده، کم هم نبوده بلکه قابل توجه بوده است. این سیستم سیاسی دست روی هر چیزی بگذارد، تا وقتی نتواند اعتماد را جلب کند، کسی به درخواست‌هایش پاسخ مثبت نمی‌دهد.

    ضمنا کارهایی که می‌تواند اعتماد را جلب کند را دوست ندارد. مثلا شما می‌خواهید قیمت انرژی را زیاد کنید و مردم اعتراض می‌کنند. این یک اقدام لازم است و حکومت هم دوست دارد این کار را کند. ولی این فایده ندارد. باید اعتماد مردم را جلب کنید. مردم می‌بینند همچنان ترکیب مجمع تشخیص، شورای نگهبان و …طوری است که ربط چندانی به مطالبات و نیازهای ملت ندارد.

    با این قانون حجاب، این رسانه و …نمی تواند اعتماد مردم را جلب کرد

    یا با این قانون حجاب و پوشش نمی‌توان کاری کرد. با این رسانه و تلویزیون ایران نمی‌توان اعتماد مردم را جلب کرد. پس ابتدا آن‌ها را باید تغییر داد. اما حاکمیت آن‌ها را هم نمی‌خواهد تغییر دهد. بنابراین دولت به وضعیتی بدی دچار شده است که تنش درون ساختاری هم به عنوان عامل بعدی اجازه نمی‌دهد موفقیتی پیدا کند. ببینید اگر الان بخواهیم این میز را جابجا کنیم می‌توانیم. دو نفر کافی است. ولی اگر شما میز را سمت خود و من سمت خود بکشم، این میز تکان نمی‌خورد. درون سیستم سیاسی ایران یک نوع عدم انسجام شدید و در جهت خنثی کردن یکدیگر وجود دارد که سیستم سیاسی کوشش نمی کند آن را از بین ببرد.
    امید ما به این انتخابات این بود که سیستم سیاسی به نتیجه ای رسیده است که حدی از انسجام را در چهارچوب رویکردهای آقای پزشکیان بپذیرد که آن را نپذیرفت.

    مثلا در موضوع حجاب همه اعتراضات درمورد قانونی است که نه اسلامی است نه اخلاقی. قابل اجرا هم نیست. اما این وضعیت در کشور درست شده است.، بنابراین قادر نیستند تصمیم گیری اساسی برای اصلاحات سیاسی و اقتصادی انجام دهند.

    عبدی: پزشکیان اگر نمی‌تواند وعده‌ها را عملی کند، راهش را بکشد و برود/ محبوبیت رئیس‌ جمهور نصف شده/ اعتراضات بعدی، خیلی فراگیر خواهد بود

    سیستم سیاسی اگر بخواهد می تواند گروه های فشار را یک روزه جمع کند، ولی نمی خواهد

    *یعنی این گروه فشاری که داخل سیستم است، قدرتش آنقدر زیاد است که مانع هر اصلاحی می‌شود. 

    بحث قدرت نیست. اگر سیستم سیاسی بخواهد، می‌تواند این‌ها را یک روزه جمع کند. ولی نمی‌خواهد. چون این شمشیری بوده است که از نیام بیرون کشیده شده است و حالا نمی‌تواند غلافش کند. فکر می‌کند اگر این‌ها را بزند، بقیه هم سیستم سیاسی را می‌زنند و این‌ها هستند که پای کارش هستند.

    بنابراین دارد هزینه حمایت آن‌ها را پرداخت می‌کند و نمی‌داند هزینه ای را پرداخت می‌کند که ممکن است به نابودی منجر شود. معتاد هم مواد مصرف می‌کند، برای این است که آرامش داشته باشد و دردش کم شود. ولی نمی‌داند همین او را به سمت نابودی می‌برد. باید تصمیم بگیرد و ترکش کند و برای ترک آن، مدت زیادی تحمل سختی کند. ولی اطمینان داشته باشد که در آینده، ترک کرده و یک زندگی سالم دارد.

    حکومت ایران باید خود را از شر این نوع وابستگی هایش به نیروهایی که هیچ مبنای اخلاقی و عقلی و حتی دینی ندارند خلاص کند و در مسیر عقلانیت و مبتنی بر حمایت مردم قرار دهد. این کار حتما درد دارد، ولی بعد از مدتی تحمل درد می‌شود امیدوار بود که زندگی سالمی داشته باشد.

    *چیزی که تصویر می کنید بعید است در ۱۴۰۴ رخ دهد.

    درمورد بعید بودن یا نبودنش نمی‌خواهم صحبت کنم. در سال ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ گفتم که بدون تغییرات اساسی، امکان ندارد بتوانیم از سال ۱۴۰۳ عبور کنیم. سقوط بالگرد به هر دلیلی که بوده است بخشی از این تغییرات را ایجاد کرد. به نظرم سیستم سیاسی دوست داشت این تغییرات را انجام دهد. اگر دوست نداشت خیلی کار نابخردانه ای بود که اجازه داد پزشکیان بیاید. چون مشخص بود که او رای می‌آورد و مردم به او جواب مثبت می‌دهند. بنابراین باید ادامه اش را می‌پذیرفت.

    سیستم سیاسی ایران نیازمند تغییر رویکرد است

    ولی در ادامه راه، یا به دلیل مخالفت‌های هوادارانش یا ترس خود یا هر دلیل دیگر و اتفاقاتی که در این فاصله رخ داد و همینطور درگیری با اسراییل و شکست‌های منطقه ای و… شاید از اجرای این سیاست پشیمان شده باشد. اگر پشیمان شده باشد، این بحران تداوم پیدا می‌کند. تمام ناترازی‌ها در حال تشدید است. آب شرب هم به آن اضافه شد و مطمئنم ناترازی برق و گاز هم کم نخواهد شد. حتی ناترازی‌های دیگر مانند ارز تشدید خواهد شد. بنابراین سیستم سیاسی ایران نیازمند تغییر رویکرد است. ولی این که احتمالش کم است یا زیاد است، باید توجه داشته باشید همینطور که جلو می‌رویم، بن بست بیشتر به چشم می‌آید.

    آقای پزشکیان وعده داده و گفته رفع فیلترینگ می کند و می‌تواند انجام دهد، پس انجام دهد. اگر نمی‌تواند راهش را بکشد و برود. رئیس جمهور باید دستور می‌داد و این کار در تابستان انجام می‌شد و بلافاصله کل شبکه های اجتماعی رفع فیلتر می‌شد. جلسه گذاشتن و وقت گرفتن برای اینکه عده ای را راضی کنید؟ مگر مردم برای رضایت آن‌ها پای صندوق آمدند؟

    این بن بستی که الان می‌بینیم را سه سال پیش خیلی‌ها نمی‌دیدند. می‌گفتند ما یک دولت اصولگرا و انقلابی درست می‌کنیم و همه چیز حل می‌شود. مشخص شد همه چیز به جای این که حل شود، بدتر می‌شود. بنابراین خود این بن بست به سیستم سیاسی فشار می‌آورد که در خودش تغییر ایجاد کند.

    پس این یک نکته مثبت و امیدبخش است. سوال این است که آیا سیستم سیاسی خود را تغییر می‌دهد یا نه؟ جواب صددرصدی برایش ندارم. ولی می‌توانم بگویم که هرکدام از ما می‌توانیم کمک کنیم تا تغییر سیاسی برایش کم هزینه و با دردسر کمتری باشد. اگر تغییر داد، فبها. اگر تغییر نداد، خودش تصمیم می‌گیرد مسیری را برود که عاقبت ندارد.

    در سیاست داخلی و خارجی، کوتاه آمدن وجود ندارد، معنی ندارد

    *به گروهی اشاره کردید که مانند یک شمشیر از غلاف درآمده و نمی‌توانند آن را داخل غلاف بگذارند. سوال این است که چرا آقای پزشکیان با این‌ها همراه می‌شود. ایشان بیشتر از این که کمک به تغییر کنند، به این طیف باج می‌دهند تا این گروه را ساکت کنند اما این گروه ساکت نمی‌شوند و جلو می‌آیند. 

    به نظرم آقای پزشکیان خیلی به این موضوع اخلاقی نگاه می‌کند. ممکن است در زندگی خانوادگی و شخصی، با دوستان خود کوتاه بیایید و آن‌ها را در محذورات اخلاقی قرار دهید و آن‌ها کوتاه بیایند. این مسئله را در زندگی شخصی داریم. ولی در زندگی سیاسی، کوتاه آمدن وجود ندارد. هم سیاست داخلی و بدتر از آن در سیاست خارجی، کوتاه آمدن به این معنی وجود ندارد.

    پس آیا باید جنگ شود؟ خیر – باید بر اساس قدرت، قانون و گفتگو کار دنبال شود. یعنی در سیاست داخلی، من شخصا معتقدم که وفاق شعار بسیار مهمی است. اما یک شعار سیاسی است، نه یک شعار اخلاقی. وفاق در خانه، یعنی وفاق پدر با فرزند و همسر با همسر، یک شیوه است و در حوزه سیاست شیوه دیگری دارد. در حوزه سیاست، اگر یک نفر را در کابینه می‌آورید، باید مشخص باشد که چه تعهدی را می‌پذیرد؟ آیا انجام می‌دهد یا نه؟ عین کابینه‌های ائتلافی غرب که این چیزها مشخص است.

    آقای پزشکیان نقطه اصلی وفاق و چارچوبش را باید با رهبری حل کند

    اما این جا به فرد می‌گویند بیا و آن فرد فکر می‌کند که حقی داشته است که حضورش را پذیرفته‌اند و دو قدم دیگر هم می‌خواهد. به نظرم آقای پزشکیان، وفاق را یک مفهوم اخلاقی و تربیتی تعریف می‌کند که همه باهم باشیم. عیبی ندارد همه باهم باشیم. ولی باید در چهارچوب سیاسی و بر اساس موازنه قدرت باشد و بر این اساس باشد که طرف مقابل بفهمد که اگر وفاق نشود، من هم زیر وفاق می‌زنم. باید طرف مقابل همیشه این را بداند. نکته دیگر این که به نظرم آقای پزشکیان آن نقطه اصلی را گم کرده است. نقطه اصلی وفاق و چهارچوبش را باید با رهبری حل کند و به این افراد نباید اهمیت دهد. آن جا باید مسئله را حل کند.

    حلقه اطراف رئیس جمهور که از آسمان نیامده اند، خود او اینها را انتخاب کرده

    *حلقه نزدیک آقای پزشکیان، مشخصا معاونان ایشان چقدر در اینکه این وفاق، آن چیزی نشد که انتظار می‌رفت، اثرگذار بوده اند، آدم‌هایی که ابتدا پشت شعار وفاق بودند، به خاطر عملکردی که دولت در بحث وفاق داشته است، خیلی هایشان منتقد شده اند. یا در ماجرای آقای ظریف و آقای همتی زیاد شنیدیم که برخی از همان حلقه اطراف، به خاطر آرام کردن فضا، به حذف آقای ظریف کمک کردند و یا برای نگه داشتن آقای همتی لابی نکردند. 

    از این جزئیات اطلاعی ندارم. چون پیگیر این سطح از سیاست در مورد افراد نیستم. مسئله ام نیست. بیشتر در چهارچوب تحلیلی کلان صحبت می‌کنم. ولی فارغ از این که حلقه تاثیرگذار وجود دارد یا ندارد، به هر حال این حلقه از آسمان نیامده است. ایشان انتخاب کرده است و خودشان باید مخاطب عملکرد این حلقه باشند. مانند این است که اگر دو نفر از خبرنگاران خبرآنلاین اشتباهی کنند، مدیر مسئول می‌تواند با آن‌ها برخورد کنند. این خبرنگاران استقلال حضوری ندارند. از آن جایی که خیلی پیگیری نمی‌کنم نمی‌توانم اظهارنظر صریحی کنم.

    عبدی: پزشکیان اگر نمی‌تواند وعده‌ها را عملی کند، راهش را بکشد و برود/ محبوبیت رئیس‌ جمهور نصف شده/ اعتراضات بعدی، خیلی فراگیر خواهد بود

    *از این منظر نگاه کنیم که وقتی حامیان جدی آقای پزشکیان تبدیل به منتقدان امروزش می‌شوند و حلقه ای که کنار او بوده اند – مانند آقای ظریف و آقای طیب نیا و آقای آذری جهرمی– حذف می‌شوند، این روی بدنه اجتماعی تاثیر می‌گذارد؟ یا اینکه نگاه مردم خیلی بر این مسائل زوم نشده و بیشتر آن وعده‌ها را پیگیری می‌کنند؟

    این مسئله مردم نیست که آقای الف یا آقای ب اطراف شما باشد یا نباشد. من چه کار دارم که در خبر آنلاین چه کسی کار می‌کند. مهم این است که خبرها دقیق و به روز و با سرعت بیرون دهند. بنابراین، این‌ها مبنای انتقاد به آقای پزشکیان نیست.

    همین افراد هم اگر می‌بودند و همین عملکرد بود، همین انتقادها انجام می‌شد. از من اگر بپرسند که الف بهتر است یا ب؟ طبعا نظرم را می‌گویم. ولی برای ما خروجی مهم است. ایشان باید نسبت به خروجی ماجرا پاسخگو باشند. به نظرم نمی‌تواند نسبت به خروجی بی تفاوت باشد. ولی اینکه دلیل این اتفاقات، بود و نبود اطرافیانش است یا نه، به این مورد شک دارم.

    مفهوم حجاب از نظر اکثریت مردم حل شده است

    *آقای عبدی! مقاله ای از شما درمورد روند دوقطبی شدن جامعه در چند دهه اخیر خواندم. می‌خواهم مسئله حجاب را براساس همان دیدگاهی که مطرح کرده اید، بررسی کنیم. الان در سطح جامعه تقابل بی حجاب و باحجاب را نمی‌بینیم. گاهی افرادی که محجبه هستند منتقد این برخوردهای سلبی هستند. مردم و آن طیف دیندار، خیلی مقابل افراد با حجاب گارد ندارند. بلکه طیف خاصی را می‌بینیم که به این فضای دو قطبی دامن می‌زنند. اگر آقای پزشکیان نتواند این دوقطبی را به سرانجام برساند، می‌تواند تبدیل به ابرچالشی شود که باز هم زمینه یک سری اعتراضات را فراهم کند. مشخصا اعتراضاتی را در ۱۴۰۱ دیدیم . هرچقدر هم بگوییم ظاهر این اعتراضات حجاب بود و پایه اعتراضات فقط حجاب نبود و مسائل اقتصادی و اجتماعی هم بودند. 

    به معنایی می‌شود گفت مفهوم حجاب از نظر اکثریت مردم حل شده است. خیلی از مادران محجبه را می‌بینیم که در کنار دخترانشان هستند که حجاب ندارند. درکی که حکومت به شکل رسمی از مسئله حجاب تبلیغ می‌کند، در خانواده‌ها وجود ندارد. عوض شده است. اصلا چنین تعارض و تناقضی را نمی‌بینند. اما خطر اینجا است که اگر حکومت بخواهد روی این ماجرا مثل گذشته دست بگذارد، روی ماجرایی که از نظر مردم حل شده است مسئله ایجاد می‌کند.

    جریمه کسی که مست لایعقل است از خانمی که مویش مقداری بیرون باشد کمتر است

    در زمان قدیم و ۲۰-۳۰ سال پیش شاید این یک مسئله بود و می‌شد این را به مردم گفت. اکنون برای اکثریت قاطع مردم، این اصلا مسئله ای نیست. حکومت بی جهت به آن می‌پردازد. الان هم که نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که شاید حکومت هم به آن نمی‌پردازد و بخش خاصی است که به این موضوع می‌پردازد. مشخص نیست از کجا پول می‌آورد و پیگیری می‌کند. احتمالا با همکاری رسانه‌های رسمی به این موضوع می‌پردازند.

    اعتماد در سطح بین الملل، همان قدرت است. اگر آن قدرت را داشته باشیم، با هرکسی می‌توانیم توافق کنیم. کسی عاشق چشم و ابروی کس دیگری نیست و کشوری تعلقات اخلاقی و عاطفی نسبت به کشور دیگر ندارد. اصلا حس عاطفه ای وجود ندارد. آن جا فقط قدرت وجود دارد. متناسب با قدرت خود، پای میز می‌روید و توافق می‌کنید. 

    به طور مثال مطلبی از فردی دیدم که خیلی طرفدار این ماجرا بود. به مخالفان خودشان می‌گویند که «چرا حکم خدا را نادیده می‌گیرید؟ » این چه ربطی به حکم خدا دارد؟ اگر بپذیریم که حکم خدا است که تنها گردی صورت مشکل ندارد نه اینکه فقط لچک را روی سر بیندازید. یعنی این ربطی به حکم خدا ندارد. اگر می‌خواهید حکم خدا را بگویید، باید قانون موجود را اجرا کنید. فرض کنید که آن حکم خدا باشد. بنابراین خودشان نقض کرده اند و در آن مانده اند. دچار بحرانی شده اند که نه می‌توانند حجاب را به معنای شرعی اش عمومی کنند و نه مردم می‌پذیرند. مدام دارند جابجایش می‌کنند. امروز بحث بود که اگر کسی مست لایعقل باشد و رانندگی کند، جریمه اش کمتر از خانمی است که مویش مقداری این طرف و آن طرف باشد.

    مساله گروه فشار حجاب نیست، مساله آنها بقایشان است

    * بر اساس قانون جدید.

    بله – البته این قانون نیست و مصوبه است. اکنون یک بحران شناختی و مسئله ای و اولویت در جامعه وجود دارد. آن هم برای تعدادی اندک است. ولی سیستم سیاسی همین تعداد را نمی‌تواند جمع و جور کند. به این خاطر که خود را مدیون آن‌ها کرده است و امروز آن‌ها طلب خود را از سیستم سیاسی می‌گیرند. مسئله این‌ها حجاب نیست. بلکه مسئله بقایشان است. کاری به حجاب ندارند. اگر کسی مسئله اش حجاب و دین و اخلاق باشد، این کارها را نمی‌کند. حس می‌کنند تاریخ مصرفشان تمام شده است و از طریق این ماجرا دارند خود را برجسته می‌کنند و می‌خواهند زنده نگه دارند و هزینه برای حکومت درست می‌کنند.

    به محض اجرای مصوبه حجاب، ایران قطعا به دادگاه کیفری بین المللی خواهد رفت

    این مصوبه به محض این که اجرا شود، ایران قطعا در دادگاه کیفری بین المللی خواهد رفت و برای تمام کسانی که دست اندرکار هستند اعلام جرم می‌شود. می‌دانید زمان آقای یزدی، ایران جزو پایه گذاران دادگاه کیفری بین المللی بود و بعدا رسما عضویت پیدا نکرد. ولی آن‌ها می‌توانند این را زیر نظر دادگاه ببرند. کسانی که آنقدر بی تعهد به سرنوشت کشور هستند، چطور می‌توانند راجع به حجاب مسئولیت داشته باشند. این‌ها از سیستم طلبکارند و خودشان را طلبکار می‌دانند. چک هایشان را به اجرا گذاشته اند.

    *چقدر همزمانی مسائلی مثل قانون حجاب با ماجرای فساد افرادی از درون همان طیف، معنادار است؟ این که این فشارها روشی برای پوشاندن آن موضوع فساد باشد.

    می توان این مورد باشد. ولی نیاز هم نیست این را بگوییم. ۳.۷ میلیارد دلار فساد رخ داد است. فرض کنید کل ثروت یا حقوق شما بیست میلیون تومان در ماه است. در وضعیتی که ممکن است در ماه یک میلیون تومان برای شما بماند، یکی ۱۵ میلیون آن را کش برود. زندگی شما به هم می‌ریزد. مملکتی که برای شش میلیارد دلار با کره جنوبی مذاکره می‌کرد و آخرش هم دستش به آن نرسید، در یک موضوع ۳.۷ میلیارد دلار را داده اند تا چای بیاورند. بعد هم نیاورده و چای تقلبی آورده است. مگر ممکن است در چنین سیستمی بدون تصمیمات بالا، ۳.۷ میلیارد دلار به کسی بدهند؟ اگر ممکن است، باید فاتحه آن سیستم را خواند.

    هم خورده اید و هم برده اید و بعد می‌گویید چرا خانم‌ها حجابشان این است؟

    شما اختیار ۱۵ میلیون تومان از حقوق خود را به کسی نمی‌دهید. اگر بدهید، زندگی شما نابود می‌شود. ممکن است اختیار  آن یک میلیون تومان را به کسی بدهید که بگویید چیز مهمی نیست. ولی بقیه اش، زندگی شما است. مملکتی که گندم و نهاده‌های دامی و انواع و اقسام چیزها را با بدبختی وارد می کند، دلار ۲۸ هزار تومان و کمتر را به کسی بدهید و ببرد.

    این‌ها را به کسانی که حجاب ندارند بدهند، همه مقنعه سر می‌کنند. هم خورده اید و هم برده اید و بعد می‌گویید چرا خانم‌ها حجابشان این است؟ می‌خواهم بگویم این‌ها واضح است و می‌شود گفت که پول بخشی از این‌ها از رانت‌هایی است که از فساد می‌آید. وگرنه چطور از مشهد و اراک و اصفهان آدم می‌آورند که اینجا شب هم بخوابند و هتل هم بروند و غذا هم بخورند. این را نمی‌فهمم. ولی کل این‌ها برای بقا است.

    تندروها تصورشان این است که در آرامش و صلح و رفاه، بقایی برایشان وجود ندارد و برای همین دارند با همه چیز برخورد می‌کنند. به آن‌ها اعتراضی ندارم. هرکاری خواستند بکنند. اعتراضم به سیستم سیاسی است که چرا در چنین وضعیتی دارد سکوت می‌کند و باج می‌دهد؟

    عبدی: پزشکیان اگر نمی‌تواند وعده‌ها را عملی کند، راهش را بکشد و برود/ محبوبیت رئیس‌ جمهور نصف شده/ اعتراضات بعدی، خیلی فراگیر خواهد بود

    *این نگاه به بقا اگر وارد سیاست خارجی شود، کما این که در سه سال گذشته چنین چیزی را دیدیم، آن جا چقدر می‌تواند خطرناک باشد؟

    اصلش همان جا است. بحثی که درمورد جنگ و تقابل می‌کنند همان جا است و آن است که در ماجرا تعیین کننده می‌شود. رسانه، گزینش، سیاست خارجی، تلویزیون و فضای مجازی و…، مسائلی است که کوشش می‌کنند تا در اختیار خود داشته باشند و آن زمان جامعه را به سمتی که می‌خواهند ببرند.

    همین که ایران نامه ترامپ را گرفته معنای خاص و مثبتی دارد

    *آقای عبدی! ترامپ نامه می نویسد و می گوید رئیس جمهور صلح هستم و به دنبال مذاکره است، ولی ایران یک تجربه برجام را هم با او داشته است. پیش بینی شما از مناسبات دو کشور چیست؟ فارغ از اینکه مذاکره تصمیم حاکمیتی است این اراده را در اقای پزشکیان و وزیرخارجه می بینید که مثل دوره روحانی دریچه ای برای مذاکره باز کنند؟

    پاسخ به این سوال خیلی سخت است. همین که نامه را گرفته اند معنای خاص و مثبتی دارد. می‌توانستند نامه را نگیرند. نامه را گرفتن خودش علامتی است. نمی‌دانم محتوایش چیست و چه برداشتی از آن می‌شود. ولی می‌تواند جای امیدواری باشد. ولی وقتی درمورد امیدواری صحبت می‌کنم منظورم این نیست که می‌توانیم با ایالات متحده توافق کامل داشته باشیم. چنین چیزی در ذهن نیست. یا این که اگر مذاکره کنید، لزوما به این معنی نیست که از قبل بدانید به نتیجه می‌رسید.

    اصولگرایان میانه باید بیش از این از خود مایه بگذارند. می‌بینند که تندروها جلوی اصلاح طلب‌ها هستند و اصولگرایان میانه کناری ایستاده اند و سوت می‌زنند. چه اصلاح طلب‌ها بر آن‌ها برنده شوند و چه آن‌ها به این ها، اولین قربانی اش، اصولگرایان میانه هستند. حواسشان باشد که بازی را کسی برنده می‌شود که در بازی است. نه آن که در کناری نشسته است و منتظر است گلادیاتورها به جان هم بیافتند و زخمی که شدند به وسط میدان بیایند. یک مشکل، خود اصولگرایان میانه هستند. مقداری بیش از حد از تندروها می‌ترسند. نمی‌دانم چرا؟

    مذاکره را انجام می‌دهند که به نتیجه برسند. ممکن است به نتیجه‌ای نرسند. می‌خواهید خانه ای را بخرید و مذاکره می‌کنید و وقت زیادی هم می‌گذارید و بعد مشخص می‌شود که به توافق نمی‌رسید یا نمی‌فروشید. بنابراین، مذاکره کردن یک بحث است و به نتیجه رسیدن، بحث دیگری است. بخش عمده ای از آن به این بر می‌گردد که آن‌ها چه می‌خواهند و چه چیزهایی را به ازای آن پرداخت می‌کنند. مشکل ما موافقت نیست. مشکل ما اصل مذاکره است که این جا گیر کرده ایم.

    پیش بینی اش را من نمی‌توانم انجام دهم. شاید بیشتر انتظاراتمان را به عنوان پیش بینی می‌گوییم. ولی حالا که نامه را گرفته اند، احتمالا جواب هم می‌دهند. این نوعی مذاکره است. تفاوتی نمی‌کند. وقتی شما نامه کسی را بخوانید، طبیعی است که اگر جواب دهید خودش مذاکره است. لزوما نباید مذاکره به طور شفاهی و حضوری باشد.

    ولی باید امیدوار باشیم که یک راه میانی پیدا شود. چون بخش‌هایی از دشمنی‌ها ناشی از دور بودن و عدم گفتگو و ذهنیت‌های نادرستی است که نسبت به هم وجود داشته باشد. ممکن است گفتگوی بیشتر، مقداری اختلافات را کم کند. باید امیدوار باشیم که این رخ دهد.

    *رهبری در سخنرانی اخیر خود، گفتند مطلبی را در روزنامه ای خوانده اند که نویسنده گفته می‌توانیم مذاکره کنیم، ولی نیاز نیست اعتمادی هم در مذاکره وجود داشته باشد. ایشان سپس این نگاه را رد کردند و گفتند که در مذاکره باید اصل اعتماد وجود داشته باشد. تحلیل شما از جمله رهبری چیست و اعتماد با این گذشته ای که بین دو کشور وجود داشته، برقرار می‌شود؟

    در سال ۱۳۵۸ در اوج تقابل ایران و آمریکا، مذاکره کردیم و قرارداد امضا کردیم. مشکل خاصی نداشت. قرارداد الجزایر هنوز هم دارد اجرا می‌شود و طرفین هم نسبت به آن اعتراضی ندارند. جالب است که حتی ریگان که بعد از کارتر بر سر کار آمد، دوست داشت آن قرارداد را لغو کند و نتوانست این کار را بکند.

    دادگاه‌های آمریکایی هم کاملا مطابق با آن قرارداد رفتار می‌کنند. هیچ شکایتی را علیه ایران در چهارچوب آن قرارداد نمی‌پذیرند. مگر این که چهارچوب‌های دیگری داشته باشد. آن قرارداد هنوز هم برقرار است تا امروز که بیش از چهل سال است اجرا می‌شود. اواخر آن هم هست و چیز زیادی از آن نمانده است. آن زمان ما به هم اعتماد نداشتیم. در روابط بین الملل، درست است که اعتماد باید باشد. ولی جور دیگری تفسیر می‌شود.

    در سطح بین الملل، مجموعه قدرت‌های یک کشور است که تعیین کننده گفتگو است

    مثلا فرض کنید که ما به مادر و پدر و برادر و خواهرتان اعتماد می‌کنیم. ولی در سیستم سیاسی، اعتماد به نحو دیگری تفسیر می‌شود و آن، موازنه قوا است. شما وقتی می‌خواهید ماشینی را بخرید، فرد فروشنده اول شما را نگاه می‌کند و می‌گوید چقدر پول دارید. وقتی ببیند یک میلیارد تومان دارید، دیگر ماشین دو میلیاردی به شما معرفی نمی‌کند. ممکن است که ۱.۲ میلیاردی را معرفی کند یا ۹۰۰ میلیونی را معرفی کند. اینجا پول و قدرت خرید شما است که گفتگو را محقق می‌کند. حالا می‌خواهید به او خوشبین باشید یا نباشید. این قدرت خرید شما است.

    در سطح بین الملل، مجموعه قدرت‌های یک کشور است که تعیین کننده گفتگو است. بنابراین آن جا اعتماد به معنایی تبدیل به موازنه قوا می‌شود که توافق شما باید به نحوی باشد که یا رسمیت پیدا کنند – مانند قرارداد الجزایر که رئیس جمهورشان امضا کند – و دیگر نشود زیر آن زد، مگر در شرایط بسیار حاد جنگی که ماجرا فرق می‌کند، یا وقتی توافق می‌کنید، ضمانت شما قدرت شما باشد. در همین برجامی که ایالات متحده کنار رفت، ایران گفت ما هم غنی سازی را شصت درصد می‌کنیم. الان آن‌ها اعتراض دارند. ولی می‌گوییم شما آن کار را کردید، ما هم این کار را می‌کنیم.

    شما فرض کنید که برجام نشده بود. چه کاری می‌خواستید بکنید؟ همان کاری که الان کردید می‌کردید. با وجودی که برجام بسیار به نفع ایران بود. هرچند که برجام ناقص اجرا شد و به موضوعات دیگر تسری پیدا نکرد. بنابراین، آن مطلب رهبری از این جهت درست است.

    اعتماد در سطح بین الملل، همان قدرت است، اگر آن قدرت را داشته باشیم، با هرکسی می‌توانیم توافق کنیم

    ولی اعتماد در سطح بین الملل، همان قدرت است. اگر آن قدرت را داشته باشیم، با هرکسی می‌توانیم توافق کنیم. کسی عاشق چشم و ابروی کس دیگری نیست و کشوری تعلقات اخلاقی و عاطفی نسبت به کشور دیگر ندارد. اصلا حس عاطفه ای وجود ندارد. آن جا فقط قدرت وجود دارد. متناسب با قدرت خود، پای میز می‌روید و توافق می‌کنید. اگر طرف مقابل زیر آن زد، شما هم زیر آن می‌زنید. قرارداد هم که ببندید، برای طرف مقابل گران تمام می‌شود که زیر آن بزند.

    عبدی: پزشکیان اگر نمی‌تواند وعده‌ها را عملی کند، راهش را بکشد و برود/ محبوبیت رئیس‌ جمهور نصف شده/ اعتراضات بعدی، خیلی فراگیر خواهد بود

    *خبری آمده بود که FATF در کمیسیون ویژه تصویب شده است و آقای آملی لاریجانی مسئولیت آن را قبول کرده اند برهمین اساس هم گفته می شود احتمال تصویبش وجود دارد. آقای باهنر و آقای علی لاریجانی و چهره‌های معقول اصولگرا هم تاکید دارند که باید گشایشی در سیاست خارجی داشته باشیم. از آن طرف طیف تندرو را داریم که مقابله می‌کنند و نشان داده شده که با فشاری که وارد می‌کنند، در مواقعی از طرف حاکمیت عقب نشینی داریم. پیش بینی شما را می‌خواهیم بدانیم که آیا می‌شود سال آینده امیدوار بود که برایFATF  و تحریم‌ها قدمی برداشته شود؟

    آقای پزشکیان هشت ماه است که آمده است. قبلا مواضعش روشن بوده است. هنوز می‌گویند کمیسیونی در مجمع نشسته است. زحمت کشیده اید! اینطور در دنیا تصمیم نمی‌گیرند. این‌ها شوخی است. الان ترامپ آمده است و تا به حال صد دستور اجرایی صادر کرده است. با این سرعت تصمیم گیری، نمی‌شود به جایی رسید. چطور کمیسیونی هشت ماه است که نشسته تا تصمیم بگیرد؟ شوخی است. ۲۴ ساعته تصمیم می‌گیرند و تمام می‌شود. چیز پیچیده ای برای اجرا ندارد.

    دنیا به اراده ایران نگاه می‌کند، نه به این تصمیمات

    می گویند از این ستون تا آن ستون ببینیم چه می‌شود. ولی دنیا مسیر خود را حرکت می‌کند. باید اراده ای وجود داشته باشد که مشخص شود می‌خواهیم در سیاست خارجی چه کاری کنیم. اگر آن که تا به حال بوده است و می‌خواهد برود، fatf هم تصویب بشود یا نشود، در صحن مجمع ایرادی می‌گیرند و دوباره به کمیسیون می‌فرستند و هشت ماه می‌گذرد. این روش ها معطل کردن است و جواب نمی‌دهد. اگر اراده باشد، همه این‌ها در چند روز انجام می‌شود و دنیا به اراده ایران نگاه می‌کند، نه به این تصمیمات.

    اصولگرایان میانه باید بیش از این از خود مایه بگذارند

    بنابراین یک سری از اصولگرایان میانه باید بیش از این از خود مایه بگذارند. می‌بینند که تندروها جلوی اصلاح طلب‌ها هستند و اصولگرایان میانه کناری ایستاده اند و سوت می‌زنند. بگویید نوبت آن‌ها هم می‌شود. چه اصلاح طلب‌ها بر آن‌ها برنده شوند و چه آن‌ها به این ها، اولین قربانی اش، اصولگرایان میانه هستند.

    آقای پزشکیان توجهی به این ماجرا ندارند که محبوبیت شان نصف شده است. در حالی که باید نسبت به اول حضورشان در ریاست جمهوری این محبوبیت بیشتر می‌شد. دلیلش هم این است که کاری برای چند وعده ای که داده، انجام نداده است. شاید تقصیر را گردن دیگران بیندازند، اما مردم کاری به این موضوع ندارند.

    دوران احمدی نژاد را یادتان بیاید. بنابراین حواسشان باشد که بازی را کسی برنده می‌شود که در بازی است. نه آن که در کناری نشسته است و منتظر است گلادیاتورها به جان هم بیافتند و زخمی که شدند به وسط میدان بیایند. این خبرها در سیاست نیست. یک مشکل، خود اصولگرایان میانه هستند که حاضر نیستند به طور جدی تر باشند.

    اصولگرایان میانه بیش از حد از تندروها می ترسند، نمی دانم چرا

    مقداری بیش از حد از تندروها می‌ترسند. نمی‌دانم چرا؟ وظیفه اصولگرایان است که موضوع را حل کنند. اصلاح طلب‌ها که نباید با آن‌ها دعوا کنند. باید تصمیم بگیرند و خیلی شجاعانه بایستند که این منافع مملکت است. اگر مخالف هم هستند مخالفت کنند. اگر موافقند، موافقت کنند. ولی این که مدام بخواهند چیزی بگویند یا نگویند، در سیاست کم کم اوت خواهند شد. همچنان که برای اصلاح طلبان هم این مسئله وجود دارد. بنابراین معتقدم که این اصولگرایان میانه باید خیلی جدی تر وارد کار شوند و ائتلاف گسترده تری انجام دهند.

    آقای پزشکیان که قطعا همراهی خواهند کرد، اصلاح طلبان هم همراهی خواهند کرد. برای سرنوشت این کشور، تصمیم جدی تری باید بگیرند و نیروهای گسترده تری را وارد کنند. اگر این طور نباشد همگی نابود می‌شوند.

    *گفتید برای این تصمیمات باید اراده جدی وجود داشته باشد، این نکته در راستای همان حرف شماست که گفتید آقای پزشکیان باید وفاق را با رهبری پیش ببرند؟

    دقیقا همین است. این مسئله را باید در سطح بالا حل کرد. سطوح پایین، محل تصمیم گیری نیستند.

    اعتراضات بعدی، خیلی فراگیر خواهد بود

    *آقای عبدی! اعتراضاتی در دهه ۹۰ داشتیم و فاصله آن‌ها کوتاه شد، موضوعی که در افزایش قیمت بنزین وجود دارد این است که می‌ترسند دوباره اعتراضاتی از آن جنس شکل بگیرد یا هشدارهایی که درمورد قانون حجاب و اجرایش می‌دهند، این است که جامعه ممکن است وارد اعتراض شود. آیا پایه و زمینه بروز اعتراضات را در جامعه می‌بینید که اگر مردم تحریک شوند، دوباره شاهد اعتراضات باشیم؟

    الان هر بخش، اعتراضات خود را کرده است. اعتراضات اقتصادی در طبقات پایین و در طبقات فرهنگی و اجتماعی، در بخش زنان بوده است و در فضای مجازی هر کدام از این‌ها وجود دارد. اکنون همه این‌ها با هم جمع شده اند. به نظرم اعتراضات بعدی، خیلی فراگیر خواهد بود. مگر این که سیستم سیاسی تصمیم بگیرد و بخشی از این‌ها را حل کند.

    مسئله اصلی ایران این است که شما و من و دیگران امید داشته باشیم. به این که حکومت بگوید امید داشته باشید نیست. امید را خودمان تعریف می‌کنیم. نمی‌شود ک ضربان قلب پایین می‌آید و بگوییم امید داشته باشید. امید داشته باشیم، ولی این ضربان پایین آمده است و به جایی می‌رسد که ایست قلبی می‌شود. باید نشان دهید که این ضربان بالا می‌رود و شرایط فشار خون هم مناسب می‌شود. همه این‌ها را باید با آمار و ارقام نشان داد. این وضعیت، چشم انداز امید ایجاد نکرده است. یک مقدار در تیر امسال ایجاد شد. ولی به جای این که آن امید افزایش پیدا کند، کاهش پیدا کرده است. این خطرناک است. تا وقتی حکومت امید را افزایش ندهد، خطر این وجود دارد که اعتراضات، فراگیرتر از گذشته شود.

    در ایران به نظرم هر اتفاقی می‌تواند منشا اعتراضات باشد

    *نسل z همراه اعتراضات می‌شود؟ یا واکنشش به اتفاقات می‌تواند چیزی فراتر از اعتراض باشد؟

    در ایران به نظرم هر اتفاقی می‌تواند منشا اعتراضات باشد. این خیلی مهم است. دفعات قبل هم پیش بینی شده نبود. هر اتفاقی می‌تواند حالت انفجاری شود. جاهای دیگر هم همینطور است و مختص ایران نیست. مانند ظرفیتی است که وجود دارد و فقط باید خودش را بروز دهد.

    عین یک جنین است که آماده تولد است. ولی اگر نیاید، از بین نمی‌رود. مانند تولد نوزاد نیست که نه ماهه و سر وقت بیاید. این جنین زنده است، ولی مترصد این است که اتفاقی پیش بیاید و خودش را به دنیا بیاورد و بروز دهد. بنابراین به نظرم هر اتفاقی می‌تواند رخ دهد. یکی از دلایلی که سیستم سیاسی جرئت تصمیم گیری ندارد همین است. فکر می‌کند هر کاری کند می‌تواند این اتفاق را محقق کند.

     

  • تندروها در ظاهر خودسرند اما حتما از جایی دستور، بودجه و امکانات می گیرند

    تندروها در ظاهر خودسرند اما حتما از جایی دستور، بودجه و امکانات می گیرند

    به گزارش اقتصادران، «برای جریان تندرو، حجاب بهانه‌ای برای برهم زدن آرامش کشور است.» اگر تصور کرده‌اید این عبارات را یک چهره اصلاح‌طلب، میانه‌رو یا از نزدیکان دولت به زبان آورده، سخت در اشتباهید. این اظهاراتی است که سردبیر مشرق نیوز، از رسانه‌های نزدیک به اطلاعات سپاه از آن استفاده می‌کند تا تصویری از تحرکات گروه‌های تندرو در مخالفت با عالی‌ترین سطوح تصمیم‌ساز و سیاست‌گذار کشور ارایه کند.

    به گزارش اعتماد، حسین سلیمانی با تگ کردن یکی از یادداشت‌های این سایت از طیف‌های تندرو با ترجیع‌بند «نئو فرقانی» یاد کرده و فعالیت‌های آنان را مخرج مشترک با فعالیت‌های دشمن ارزیابی می‌کند. دیدگاهی که پیش از این بسیاری از دلسوزان کشور به بهانه‌های مختلف نسبت به وقوع آن هشدار داده و اعلام کرده بودند، آتشی که جریان پایداری به پا می‌کند، فقط جریان اصلاح‌طلب و دولت‌ها را نخواهد سوزاند و در ادامه باعث شعله‌ور شدن کلیت کشور می‌شود.

    اما این برای نخستین‌بار نیست که تحرکات گروه‌های رادیکال کشور را با آسیب مواجه می‌کند. پیش از این در سال ۹۶ و در ماه‌های آغازین فعالیت‌های دولت دوم حسن روحانی، طیف‌های رادیکال به بهانه برخی نوسانات اقتصادی از مشهد تحرکاتی را علیه دولت روحانی آغاز کردند. تحرکاتی که در ادامه به شهر مشهد محدود نماند و سراسر کشور را در هم نوردید وخسارت‌بار شد.

    شرایط کشور این‌بار، اما تفاوت‌های بنیادینی با وضعیت کشور در سال ۹۶ دارد. حضور ترامپ و شرایط حساس منطقه، اوضاع را به گونه‌ای شکننده ساخته که به زعم دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی هر‌گونه جرقه و دو‌قطبی‌سازی ممکن است کشور را درگیر خسارت‌های غیر قابل جبرانی سازد.

    جریان‌های رادیکال، اما بدون توجه به این مقتضیات کشور و مصوبات شعام، هر روز لشکر نصفه و نیمه‌ای را با برگ و باروی بسیار روانه پارلمان می‌سازند تا علیه روسای قوای سه‌گانه و مسوولان فحاشی و توهین کرده و به امنیت کشور شلیک کنند. مساله مهم در این میان بی‌توجهی به مصوبه شعام است.

    هر روز یک نماینده عضو جبهه پایداری در جمع معترضان انگشت‌شمار خواستار اجرای قانون حجاب و عفاف حاضر می‌شوند و به هر دستاویزی چنگ می‌زنند تا بهانه‌ای برای فشار به دولت پیدا کنند. ماجرای استفاده ابزاری یک نماینده پایداری از صحبت‌های رهبری و بازتاب‌های وسیع آن، یک نمونه از استفاده‌های ابزاری این طیف است.

    این رفتار‌های فراقانونی کار را به جایی رسانده که حتی نهاد‌های حاکمیتی نیز خواستار برخورد قانونی با آنها شده‌اند. مشرق نیوز دیروز نسبت به این تحرکات واکنش نشان داد و تحرکات این طیف‌های اردیکال را در راستای به هم زدن آرامش کشور ارزیابی کرد.

    اما این همه ماجرای انتقادات اصولگرایان از جریان پایداری‌چی و بر هم زنندگان نظم و امنیت کشور به بهانه حجاب نیست، واکنش مهم‌تر را سید محمود نبویان که تا پیش از این ارتباط بسیار نزدیک و تنگاتنگی با جریان پایداری داشت، اتخاذ کرده است.

    نبویان در مورد تجمع مقابل مجلس و علت مخالفتش با لشکر‌کشی‌های خیابانی با اشاره به تحلیل‌های دشمنان به این نکته اشاره می‌کند: «دشمن بر اساس داده‌هایی تصمیماتی را ممکن است بگیرد. حرف دشمن این است که بازو‌های ایران در منطقه زده شده است. اول سوریه سقوط کرد، سید حسن نصرالله و جانشین او (سید هاشم صفی‌الدین) ترور شده، حزب‌الله تضعیف شده. (من نمی‌گویم این حرف‌ها درست است، بلکه اینها حرف دشمن است) در غزه هم هنیه و سنوار ترور شده‌اند. در عراق هم امریکایی‌ها مسلطند و حشد‌الشعبی مهار شده است. در یمن هم (دشمنان) معتقدند مهار کردن حاکمان انقلابی یمن کاری ندارد.»

    صحبت‌های او که مشرق نیوز آن را منتشر کرده در ادامه اینگونه است: «در داخل کشور هم از نظر اقتصادی ایران ضعیف شده، وقتی اسراییل به ایران حمله کرد، پدافند ایران نتوانست عمل کند، همچنین قومیت‌های مختلفی در ایران وجود دارند. اصناف، کارگران و گروه‌های مختلف در ایران اعتراضاتی دارند. موضوعات دیگری چون، کشته شدن یک دانشجو، ورود تیم‌های تروریستی گوناگون به کشور به صورت ماهانه، ورود اسلحه بسیار، از سوی دیگر ایجاد ناامیدی کاذب روبه گسترش، ایجاد اختلاف و یاس، و… از همه اینها دشمن ۲ نتیجه گرفته است. ۱) بهترین وقت حمله به ایران است.۲) با ایجاد دوقطبی‌ها می‌توان اعتراضات را مشتعل کرد. موضوع ناترازی انرژی مردم را عصبانی کرده، یاس به وجود آورده و دوقطبی ایجاد کرده است.»

    او مبتنی بر یک چنین داده‌هایی اینگونه نتیجه‌گیری می‌کند: «بر این اساس پس از سقوط سوریه رهبری فرمودند، دشمنان بوی کباب شنیده‌اند، مردم ایران آنها را زیر پا له می‌کنند. باید محاسبات دشمن را تغییر داد. در این فضا بحث لایحه حجاب و عفاف مطرح شد. دبیرخانه شورای امنیت ملی گفته هر چیزی که باعث دو‌قطبی شود باید جلویش گرفته شود. مبادا با یک کبریت مشتعل شود و کشور به دلیل بهانه‌های مختلف آسیب ببیند. اصل کار (تعلیق قانون حجاب و عفاف) بر اساس این تحلیل‌هاست.»

    حسین سلیمانی سردبیر مشرق نیوز هم با انتشار پیامی در توییتر می‌نویسد: «برای اینکه مطمئن شوید حتی مساله حجاب هم که برای جریان خردمند انقلابی اولویت است، برای این گروه تندرو (که حتی آقای نبویان هم آنها را تندرو خوانده) صرفا بهانه‌ای برای برهم زدن آرامش کشور است، بعد از این فیلم‌های امین، از دستمزد یکی از سازمان‌دهندگان تجمعات حجاب و تجمع‌های پاستور و از مریدان فردی به نام شیخ وفسی که او را آیت‌الله می‌خوانند، آگاه شوید. درباره شیخ وفسی روز‌های آینده به تفصیل صحبت خواهیم کرد. این گزارش بیش از دو سال پیش درباره خطر ظهور جریانات نئوفرقانی و نفوذ آنان در بین جوانان و مردم دغدغه‌مند نوشته شده است…حالا در اواخر سال ۱۴۰۳، جوانانی با ظاهر حزب‌اللهی، سردار قالیباف فرمانده جنگ و رییس مجلس را منافق، نفوذی، سازشکار، مخالف حجاب و… می‌خوانند و شعار می‌دهند «وعده صادق ما حذف سازشکاران است…!»

    این اظهارات برائت جستن بخش‌های خردمند‌تر جریان راست از تندرو‌های پایداری‌چی را نشان می‌دهد. باید دید طی روز‌های آینده این مواجهه‌ها به سطح رسانه‌ای ختم می‌شود یا با اصرار تندرو‌ها به ادامه حاشیه‌سازی‌هایشان شکل و شمایل متفاوتی پیدا می‌کند؟

    اسماعیل گرامی مقدم: تندرو‌ها امنیت کشور را هدف قرار داده‌اند

    اسماعیل گرامی‌مقدم فعال سیاسی اصلاح‌طلب در خصوص برائت جستن چهره‌های اصولگرا از جریان پایداری و حاشیه‌هایی که این طیف علی‌رغم مصوبه شعام در خصوص حجاب ایجاد کرده‌اند می‌گوید: «گروه پایداری یا جریانات تندی که از جریان راست کشور منشعب شده، به دلیل نگاه متحجرانه‌ای که به مساله حکومت و حکمرانی دارند، اساسا بقای خود را در تداوم شرایط غیرعادی و بحرانی می‌بینند. اینها در مسائل اجتماعی قایل به این مساله‌اند که باید مقابل مردم ایستاد، مردم را ناراضی کرد و وقتی اکثریت مردم حتی افراد با حجاب، حجاب اجباری را توهین به عقاید خود می‌دانند، این جریان تلاش می‌کند قانون را به زور و اجبار و به قیمت ظهور بحران‌های عظیم اجتماعی و امنیتی اجرایی کند.»

    گرامی مقدم ادامه می‌دهد: «به همین دلیل است که علی‌رغم مصوبه روشن شورای عالی امنیت ملی، هر روز طرفداران این طیف روبه روی مجلس تحصن کرده و به روسای قوای سه‌گانه و مسوولان تصمیم‌ساز کشور توهین می‌کنند. هر روز هم یکی از چهره‌های پایداری‌چی در جمع آنان حاضر شده و با توهین به بزرگان و روسای قوا و حتی جعل صحبت‌های رهبری برای کشور حاشیه‌سازی می‌کنند. برای این طیف دیدگاه‌های اکثریت مردم فاقد موضوعیت و اهمیت است و معتقدند نظر اقلیت تندرو و‌لو اینکه غیرمنطقی باشد باید مد نظر قرار گیرد. بنیان حضور این طیف در ساختار‌های سیاسی به حذف رقبا گره خورده است. آنها با تکیه بر نظارت استصوابی و با حداقل آرا راهی مجلس شده‌اند و از این ساختار در برابر مطالبات مردم می‌ایستند.»

    این فعال اصلاح‌طلب با تاکید بر اینکه مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۳ به این جریان و این گروه رای منفی دادند، می‌گوید: «مردم به جای تنش‌زایی، تنش‌زدایی، به جای انزوا توسعه مناسبات با کشور‌های جهان، به جای فقر، توسعه و به جای محدودیت آزادی و شفافیت را برگزیدند. گفتمان رییس‌جمهور پزشکیان، گفتمانی بود که مورد توجه مردم قرار گرفت و به آن رای مثبت دادند. مردم به پزشکیانی رای دادند که از ابتدا خواستار تنش‌زدایی، مذاکره و گفت‌و‌گو با جهان و زمینه‌سازی برای توسعه کشور بود..»

    او می‌گوید: «تندرو‌ها و جریان پایداری، اما پس از انتخابات هم تلاش کردند از مردم به خاطر رای به پزشکیان انتقام بگیرند. در وهله نخست تلاش کردند رای اعتماد به کلیت کابینه را مختل کنند و زمانی که با رای اکثریت مجلس به کلیت کابینه مواجه شدند، تحرکات پشت پرده‌شان را برای حذف معاونان و وزرای کارآمد کابینه آغاز کردند. آنها در مرحله بعد ظریف را سیبل انتقادات و تخریب‌های خود قرار دادند و علی‌رغم اعلام نظر رهبری درباره حل مساله تابعیت قهری، لایحه دولت را در کمیسیون اجتماعی مسکوت باقی گذاردند.»

    گرامی‌مقدم در پایان می‌گوید: «آن‌ها با ظریف مخالفند، چون می‌تواند با تکیه بر سیاست تنش‌زدایی باعث سرازیر شدن سرمایه‌های خارجی به کشور شود و زمینه کاهش یا رفع تحریم‌ها را فراهم سازد. اساسا جبهه پایداری با هر جنبه از حکمرانی که به نفع مرد باشد، مخالفت می‌کنند. در هر شرایطی که این طیف بر سر کار بودند، هرگز اقدام مناسبی که به نفع مردم باشد، مشاهده نشده است.

    معتقدم اینها برای رسیدن به مطالبات خود حتی حاضر هستند امنیت کشور را هم تضعیف کنند. برای تندرو‌ها مهم نیست در شرایط حساس فعلی که ترامپ برای مذاکره تهدید می‌کند، شرط و شروط می‌گذارد و بر شکاف‌های داخلی تکیه می‌کند تندرو‌ها به جای پاسخ مثبت دادن به ایده وفاق پزشکیان، در مسیر فعالیت‌های ایشان مانع‌تراشی کرده و سعی می‌کنند اهداف دولت چهاردهم در راستای منافع ملی کشور محقق نشود. جریان پایداری که این روز‌ها مقابل مجلس بست‌نشینی کرده، آینده و منافع خود را در حاشیه‌سازی و آشوب آفرینی می‌بیند.»

    محمدتقی فاضل‌میبدی: تندرو‌ها برای کل حاکمیت مشکل تراشی می‌کنند

    عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و استاد دانشکده مفید قم از زاویه دیگری به این بحث ورود کرده و امتداد تحرکات تندرو‌ها را از دوران اصلاحات مخرب ارزیابی می‌کند. محمد تقی فاضل میبدی می‌گوید: «تحرکات و تخریب‌های جریان پایداری در ایران، موضوع جدیدی نیست و مسبوق به سابقه است. سال‌هاست که ایران از رفتار‌های این طیف‌ها آسیب می‌بیند، اما برخوردی با آنها نمی‌شود. از زمان دولت خاتمی تشکیل گروه‌های به اصطلاح خودسر برای اینکه هرگونه اصلاحات، سازندگی و توسعه مسدود شود، آغاز شد. البته من بر این باورم که اینها خودشان به تنهایی اثرگذار نیستند و از برخی افراد و گروه‌ها و جریانات حمایت می‌شوند.»

    فاضل میبدی می‌گوید: «هر اندازه دلسوزان کشور بیشتر تذکار دادند که این طیف‌های تندرو مانند چاقویی هستند که در ادامه دست به وجود آوردندگانشان را نیز می‌برند و کشور را به آشوب می‌کشند، کسی توجه نکرد. یک زمانی اینها سخنرانی‌های چهره‌های اصلاح‌طلب را به هم می‌زدند، بعد آرام آرام دامنه برخورد‌های آنها حتی به چهره‌هایی، چون روحانی و لاریجانی و… هم رسید. اینها هرچند در ظاهر خودسرند، اما حتما از جایی دستور، بودجه و امکانات گرفته و راهبری می‌شوند. اگر نیرو‌های امنیتی بخواهند با اینها برخورد کرده و آنها را شناسایی کنند، می‌توانند، اینکه چرا تا به امروز یک چنین برخورد‌هایی صورت نگرفته؟ جای سوال است. اینها نه تنها در کار دولت اخلال می‌کنند، بلکه برای کلیت حاکمیت در حال مشکل‌تراشی هستند.»

    عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم می‌گوید: «از زمانی که مساله برجام در دوران روحانی و ظریف آغاز شد، آنها تخریب‌های خود را آغاز کردند و تا به امروز این روند را ادامه داده‌اند. این جریان قصد دارد در برابر هر نوع توسعه، اصلاحات و بهبودی را سد کند. هر دولتی که روی کار می‌آید اگر سکان هدایت خود را به دست این جریان ندهد، آنها تخریب و توهین و اخلال را آغاز می‌کنند. باید از اینها پرسید چرا تا به امروز در برابر مفاسد اقتصادی بزرگ مثل اختلاس ۳.۷ میلیارد دلاری سکوت کرده و از وزرای متخلف دولت قبل حمایت کرده‌اند.»

    فاضل میبدی در پاسخ به این پرسش که هدف نهایی این طیف رادیکال چیست؟ می‌گوید: «این‌ها می‌خواهند هر دولتی که منافع آنها را تامین نمی‌کند، تخریب کنند. پایداری‌چی‌ها گروهی هستند که اگر امروز جلوی آنها گرفته نشود برای فردا خطرات بیشتری خلق می‌کنند. همین که این افراد کشور را نا‌امن کنند، مصوبات نهاد‌های بالادستی را بی‌اثر جلوه دهند، جنگ روانی در داخل تشکیل دهند و اقتصاد کشور را خراب کنند، از ترور خطرناک‌تر است. در داخل کشور ترور شخصیتی دلسوزان به اندازه حذف فیزیکی آنها دارای اهمیت است. وقتی چهره کارآمدی مثل ظریف تخریب می‌شود و برای او حاشیه‌سازی می‌شود، مانند ترور فیزیکی مخرب است و منافع ایران را خدشه‌دار می‌سازد.»

  • شکست خوردگان انتخابات دست‌وپا می‌زنند تا دولت‌ پزشکیان را با پست‌های فیک در شبکه‌های مجازی به پایین بکشند

    شکست خوردگان انتخابات دست‌وپا می‌زنند تا دولت‌ پزشکیان را با پست‌های فیک در شبکه‌های مجازی به پایین بکشند

    به گزارش اقتصادران، هر چند وقت یکبار، فریاد اصولگرایان علیه پایداری ها و چهره های نزدیک سعید جلیلی، بلند می شود و در رسانه های خود به آنها می تازند. تندروهایی که برای اصولگرایان تبدیل به دردسر شده اند، چنانچه اخیرا روزنامه فرهیختگان از حمید رسایی و اختلاف پراکنی های او انتقاد کرده است.

    در این میان، حمیدرضا جلایی پور، فعال سیاسی اصلاح طلب در گفت و گویی مکتوب بیان کرد: «در سال‌های اخیر از این تندروها معجونی درست شده که هم بیت مقام رهبری، هم سپاه و هم اصول‌گراهای میانه و عملگرا را آزار می‌دهند. خیلی هم وقیح هستند و مطلقا نگران شرایط شبه جنگی کشور نیستند و همینطور شعار می‌دهند و بی‌محابا دولت پزشکیان را تخریب می‌کنند.»

    وی همچنین تاکید کرد: «من این سخن بهزاد نبوی را قبول دارم که یکی از حوزه‌های نفوذ اسرائیل در همین نیروهای تندرو و بی‌ملاحظه هست.»

    وی همچنین درباره برخورد اصولگرایان با تندروها گفت: «اصول‌گرایان با سازماندهی خود و با شرکت در یک رقابت قانونی با رقبای خود، در انتخابات، خود را می‌توانند بازسازی کنند. اصول‌گرایان شایسته است ضمن دفاع از تشیع از «جمهوریت» حکومت دفاع کنند. با سیستم‌های حذفی و نظارتی نمی‌توان در ایران «امارت اسلامی» تشکیل داد.»

    مشروح گفتگوی حمیدرضا جلایی پور، فعال سیاسی اصلاح طلب را در ادامه می خوانید؛

    *************

    * آقای جلایی پور! این روزها فشار تندروها به دولت چهاردهم و حتی تصمیماتی چون بررسی FATF، احتمالات درباره مذاکرات رفع تحریم ها و برگزاری تجمعات اخیر علیه قالیباف و پزشکیان بیشتر شده است. به نظر شما پشت پرده این فشارها چیست؟

    پشت پرده و روی‌ پرده ندارد. آن نیروی خالص‌گرا که به رغم استفاده از امکانات حکومتی، برخلاف انتظارش در انتخابات ریاست جمهوری دوره چهاردهم شکست خورد، ول کن معامله نیست. این نیرو قبل از انتخابات اخیر حضور خود را در دولت ابدی می‌دید، حالا می‌بیند پیاده شده است. لذا ساده‌انگارانه و بدون ملاحظه منافع ملی، دست‌وپا می‌زند و علاقه دارد دولت‌ پزشکیان را با پست‌های فیک در شبکه‌های مجازی به پایین بکشد و در فنجان طوفان می‌کند.

    از این نظر این نیرو بطور نانوشته با سرنگونی‌طلبان وحدت عمل دارند! سرنگونی‌طلبان هم مهمترین مشکل خود را همین رویکرد و دولت وفاقی پزشکیان می‌دانند و ماهواره‌هایشان مشغول تخریب هستند.

    تندروها با اتکا به امکانات حکومتی اخبار فیک می سازند و در کار دولت خلل ایجاد می کنند

    * می توان پیش بینی کرد طیف تندرویی که منویات رهبری را هم مورد توجه قرار نمی‌ دهند، تا پایان کار دولت چهاردهم همین رویه فعلی یعنی رویارویی با دولت را مدنظر قرار دهند؟ 

    این نیروی خالص‌گرا یک واقعیت است و به کارشکنی و تخریب ادامه می‌دهد. فقط مشکل این است که قواعد سیاست‌ورزی را رعایت نمی‌کند. این ها می‌توانند با اتکا به امکانات خودشان در جامعه به نقد دولت پزشکیان بپردازند و خود را برای رقابت در انتخابات بعدی آماده کنند. اما متاسفانه این کار را نمی‌کنند بلکه با اتکا به امکانات حکومت دست به ساختن اخبار فیک می‌زنند و در کار دولت خلل وارد می‌کنند.

    صداسیما یک سازمان عمومی است اما دکان این مخربین هم هست. در سایر سازمان‌ها هم در عمل کارشکنی می‌کنند.

    تندروها هم بیت رهبری و سپاه را آزار می دهند هم اصولگرایان میانه رو و عملکرا را

    * برخی می گویند تندروهای امروز به نوعی در مسیر جریان انحرافی هستند، نظر شما چیست؟

    از اول این جریان انحرافی بود و از اعتبار انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی سواستفاده می‌کرد تا حالا. ریشه این جریان همان گروه‌های فشار هستند که سخنرانی‌ها را بنام حفظ ارزش‌ها بهم می‌زدند به سفارت‌خانه‌های انگلیس و عربستان حمله می‌کردند.

    متاسفانه از سال ٨۴ به بعد حاکمیت برای اجرای سیاست‌های «یک‌دست‌سازی‌اش» و به حاشیه بردن عقلا و میانه‌روهای جامعه به این گروه‌های فشار پر و بال داد و در دوره احمدی‌نژاد این ها ارتزاق دلاری هم کردند.

    در سال‌های اخیر از این تندروها معجونی درست شده که هم بیت مقام رهبری، هم سپاه و هم اصول‌گراهای میانه و عملگرا را آزار می‌دهند. خیلی هم وقیح هستند و مطلقا نگران شرایط شبه جنگی کشور نیستند و همینطور شعار می‌دهند و بی‌محابا دولت پزشکیان را تخریب می‌کنند.

    یکی از حوزه‌های نفوذ اسرائیل در نیروهای تندرو است

    در یک سال گذشته همین جریان بود که در سیاست خارجی هی می‌گفت «بیشتر و بیشترش» کن و حزب‌الله را به جنگ مستقیم (نه مقاومت) با اسرائیل-آمریکا تشویق می‌کرد. من این سخن بهزاد نبوی را قبول دارم که یکی از حوزه‌های نفوذ اسرائیل در همین نیروهای تندرو و بی‌ملاحظه هست.

    * آقای جلایی پور! حداقل از زمان انتخابات مجلس در اسفندماه تا به اکنون، برخی از رسانه های اصولگرا از افرادی چون حمید رسایی، امیرحسین ثابتی و … انتقاد کردند. نظر شما در این باره چیست؟

    به نظر من اقدامات این گروه، ضد مصالح رهبری و ضد منافع ملی و مخالف امنیت ملی است. اما این نیرو وقیح و پر سروصدا است. لذا نیروهای اصول‌گرای میانه‌رو و عمل‌گرا از این ها می‌ترسند. یک اصول‌گرا که از این‌ها نمی‌ترسید، علی لاریجانی بود که دیدید با لنگه کفش به سراغش رفتند.

    تندروها به نام ارزش‌ها وجهه اصول‌گرایی را خراب کرده‌اند

    *به نظر می رسد این طیف اصولگرایان در تلاش هستند که پایگاه سیاسی خود را از این تندروها جدا کنند؟

    اصولگرایی یک جریان ریشه دار در تاریخ معاصر ایران هست اما در سه دهه گذشته، این نیرو متناسب با ابعاد جمهوریت نظام خود را سازمان نداده است و در بزنگاه‌ها همین تندروها به نام ارزش‌ها وجهه اصول‌گرایی را خراب کرده‌اند. کثیری از عقلای اصول‌گرا را یا خانه‌نشین کردند یا نگذاشتند ببالند.

    روشن است با خالص‌گرایی، جریان اصول‌گرایی در میان مردم وجاهت پیدا نمی‌کند. کشور به جریان‌های سیاسی نیاز دارد که برای اداره کشور برنامه‌های عملی و کارشناسی داشته باشند. کشور به شعار نیاز ندارد چون دیگر پول نفت ندارد که آن پول جور بی‌کفایتی کارگزاران را بکشد.

    اصول‌گرایان با سازماندهی خود و با شرکت در یک رقابت قانونی با رقبای خود، در انتخابات، خود را می‌توانند بازسازی کنند. اصول‌گرایان شایسته است ضمن دفاع از تشیع از «جمهوریت» حکومت دفاع کنند. با سیستم‌های حذفی و نظارتی حتی نمی‌توان در ایران «امارت اسلامی» تشکیل داد.

  • ما اصولگراها تحلیل هایمان همیشه کشک است!

    ما اصولگراها تحلیل هایمان همیشه کشک است!

    به گزارش اقتصادران، محمد مهاجری در توییتی عنوان کرد:

    دلواپسان می گویند بشار اسد سقوط کرد چون به غرب اعتماد کرد. خب اگر چنین است چرا می گویید امریکا و متحدش ترکیه او را برانداختند؟

    وانگهی اگر او رفیق امریکا بود چرا بجای پناهندگی به امریکا یا همپیمانانش به روسیه رفت و به پوتین پناهنده شد؟!

    تحلیلهایمان همیشه کشک است ما اصولگراها.

     

  • پزشکیان دلش می‌خواهد کاری کند اما نمی‌تواند از حیثیت و آبروی کشور بگذرد / پول کلانی از عدم قبول FATF در جیب بعضی از آقایان می رود!

    پزشکیان دلش می‌خواهد کاری کند اما نمی‌تواند از حیثیت و آبروی کشور بگذرد / پول کلانی از عدم قبول FATF در جیب بعضی از آقایان می رود!

    به گزارش اقصادران، پالس مثبت برخی اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام برای تصویب FATF و البته خبر رئیس جمهور از نامه نگاری با این نهاد برای تعیین تکلیف پرونده مسکوت مانده FATF احتمالات بر سر تصویب شدن لایحه جدی تر کرده است. از سوی دیگر به نظر می رسد دستور کار اصلی پزشکیان و تیم همراهش در سفر به نیویورک، کلید زدن مذاکرات رفع تحریم باشد.

    در همین راستا، مصطفی هاشمی‌طبا از مدیران دولت‌های سازندگی و اصلاحات به خبرگزاری خبرآنلاین می‌گوید فردی که ذهن سالم داشته باشد و منطقی باشد به این نتیجه می‌رسد.

    همدستی کاسبان تحریم و تندروهای مخالف FATF و رفع فیلترینگ از جمله محورهایی که هاشمی‌طبا در این گفتگو مطرح می‌کندو می‌گوید این افراد پول فراوانی دارند و برای رسیدن به مقاصد خود به راحتی پول خرج می‌کنند.

    او اما تاکید دارد پزشکیان در همکاری با روسای دو قوه دیگر می‌تواند از سد تندروها عبور کند.

    در ادامه گفتگوی با مصطفی هاشمی‌طبا، معاون رییس دولت سازندگی را می‌خوانید:

    ***

    *آقای هاشمی‌طبا! پزشکیان در مدتی که سرکار آمده تلاش کرده روسای دو قوه دیگر را هم در کنار خود داشته باشد که به نوعی طیف تندرو را کنترل کند، پیش بینی می کنید این مسیر ادامه‌دار خواهد بود یا ماه عسل ۳ قوه زود به پایان می‌رسد؟

    من فکر می‌کنم اگر پزشکیان در اقدامات اجرایی، برنامه های خودش را به صورت مشخص اعلام کند و رفتار اجرایی منظمی داشته باشد، این ماه عسل حتما ادامه پیدا می‌کند. یعنی معلوم شود که پزشکیان در کارهای مختلف با منش و سیاست مشخص برای کشور کار می‌کند. بنابراین اگر پزشکیان به این صورت اقدام کند، به نظرم همکاری‌های لازم ادامه پیدا می‌کند.

    زمینه همکاری ۳ قوه فراهم است

    *دو قوه دیگر چطور؟

    به نظر می‌رسد زمینه فراهم است، منتها اینکه پزشکیان به عنوان رییس جمهور کارهایی که در دست اجرا دارد را به صورت مشخص چگونه پیش ببرد، حتماً همکاری دو قوه دیگر هم جذب می‌شود.

    تندروها در مسیر هر کاری که برای کشور مفید باشد، مانع‌تراشی می‌کنند

    *رفع تحریم‌ها و حل و فصل پرونده FATF از وعده های اصلی پزشکیان در ایام انتخابات بود،  از طرفی FATF و مذاکره از جمله خطوط قرمز تندروها است، به نظر شما در این شرایط پزشکیان با موانع تندروها مواجه خواهد بود؟

    آنها برای هر کاری که اقدام آن برای کشور مفید باشد، مانع‌تراشی می‌کنند منتها بحث FATF با تحریم‌ها فرق می‌کند. FATF اقدام بانکی است که ربطی به تحریم‌ها ندارد. به نظرم در قضیه FATF به رفتار و عملکرد ما بستگی دارد اما رفع تحریم‌ها با توجه به موضع‌گیری‌هایی که آمریکا دارد و مسائلی که در حول و حوش خاورمیانه مطرح است، کار ساده‌ای نیست.

    *یعنی نظر شما این است که پزشکیان موفق به فراهم کردن شرایط مذاکره نخواهد شد؟

    زمانی روحانی گفت من همه تحریم‌ها را از بین می‌برم اما برعکس شد و ترامپ همه تحریم‌ها را تشدید کرد. پزشکیان دلش می‌خواهد کاری کند اما نمی‌تواند از حیثیت و آبروی کشور بگذرد، لذا آنها باید جلو بیایند تا به صورت معقول و منطقی این کار انجام شود. بنابراین رفع تحریم‌ها کار یک طرفه نیست که بگوییم چون پزشکیان می‌خواهد تحریم‌ها برطرف شوند.

    پزشکیان می تواند پرونده FATF را حل و فصل کند

    *البته در مورد تصویب FATF به نظر می رسد، تندروها مانع تصویب آن هستند…

    بله، مانع می‌شوند اما پزشکیان می‌تواند اینکار را انجام دهد. این بستگی به این دارد که تعهدات مربوطه را قبول کنیم و پیش ببریم، آن وقت FATF عملی می‌شود. به این ترتیب که در مجمع تشخیص مصلحت نظام با آن موافقت کنند و به سمت حل پرونده FATF برویم.

    به نظر رابطه ای بین کاسبان تحریم و تندروهای مخالف دولت است

    *برخی این گزاره را مطرح می‌کنند که بین کاسبان تحریم و تندروهای مخالف دولت یکی پیوندی وجود دارد و …

    من مدرکی ندارم اما به نظرم رابطه‌ای هست. اینها می‌گویند اگر FATF باشد ما نمی‌توانیم به حزب‌الله کمک کنیم، در حالی که ما فقط به سازمان‌هایی که به صورت رسمی از طرف سازمان ملل به عنوان تروریست معرفی شدند، نمی‌توانیم کمک کنیم. به نظرم این بهانه‌ای برای منزوی شدن خودمان است. در حال حاضر ما به دلیل عدم قبول FATF رقم بسیار کلانی در جیب برخی از افراد می‌کنیم.

    *فکر می‌کنید چه اتفاقی افتاده که این روزها حتی برخی از چهره هایی که پرچم‌دار مخالفت با تصویب FATF در مجمع تشخیص مصلحت نظام ار در دست داشتند سیگنال هایی برای تصویب آن می فرستند؟

    اگر کسی ذهن سالمی داشته باشد حقایق را می‌بیند. چند وقت پیش امام جمعه تهران در نماز جمعه گفت اگر این رفتار و سیاست‌های ما ادامه پیدا کنند، ما به فروپاشی می‌رسیم. این حرف، حرف بسیار سنگینی است و به نظر من می‌رسد کسانی که ذهن پاک و سالم دارند، به حقایق پی می‌برند.

    فیلتر هستیم اما همه مقامات فیلترشکن دارند

    *به غیر از رفع تحریم و FATF امکان دارد پزشکیان در زمینه گشت ارشاد و فیلترینگ هم با تندروها به چالش بخورد؟

    در قضیه فیلترینگ هم عده‌ای کاسب هستند. جالب اینجاست که همه مقامات کشور ما فیلترشکن دارند، در عین حال در شرایط فیلترینگ قرار داریم. یعنی همه از واتساپ و تلگرام استفاده می‌کنند. بنابراین عده‌ای از فروش فیلترشکن‌ها سوءاستفاده می‌کنند، در نتیجه آنها مقاومت خواهند کرد. در همه جا هم نفوذ دارند و از طرفی پول کمی هم نیست، لذا برای رسیدن به اهداف خودشان پول هم می‌توانند خرج کنند، به کسی هم حساب و کتاب پس نمی‌دهند و خیلی‌ها هم پول را می‌گیرند و مطابق نفع آنها عمل می‌کنند.

    در مورد گشت ارشاد هم باید رفتار را درست کنند، به این معنی که اگر کسی آمر به معروف است باید درست عمل کند، حتما قابل اجرا است، از طرفی کسانی که قانون‌شکن هستند، باید حواس خود را جمع کنند که قانون‌شکنی نکند، این بحث قضائی و حقوقی است و هیچ‌کس هم نمی‌گوید اگر کسی مرتکب خلافی شد، با خشونت با او برخورد کنند. بنابراین فکر می‌کنم این مورد خیلی دست پزشکیان نیست و قوه قضائیه و مقامات دیگر بر این نظر هستند که از اقدامات خشونت‌بار، غیرمنطقی و خلاف قانون جلوگیری کنند.

    *با توجه به اینکه رفع تحریم‌ها، فیلترینگ، گشت ارشاد و تصویب FATF از جمله شعارهای پزشکیان در زمان انتخابات بود و از طرف دیگر تندروها بر روی این موارد موضع‌گیری دارند، آیا  رییس جمهور در همکاری با سران دو قوه دیگر برای تحقق شعارهایش از سد تندروها عبور کند و یا مانند رییسی پا پس می‌کشد؟

    بله، به نظر من  می‌توانند، به این ترتیب که روسای دو قوه دیگر منطق را قبول دارند، لجاجت نمی‌کنند و همکاری می‌کنند.