برچسب: اصولگرایان

  • آقایان اصولگرا، مگر شما در دولت سیزدهم چه شق القمری کردید؟!

    آقایان اصولگرا، مگر شما در دولت سیزدهم چه شق القمری کردید؟!

    به گزارش اقتصادران، محمد مهاجری فعال سیاسی اصولگرا در کانال تلگرامی خود نوشت:

    اصولگرایان محترم چنان از دولت تشکیل‌نشده پزشکیان انتقاد می کنند که گویی خودشان در همین دولت‌سیزدهم که آوار فوق سنگینی از مشکلات را بر مردم و کشور تحمیل کرده، چه شق القمری به ثبت رسانده اند.

    فقط مرور اسامی آنان، تابلو تمام‌نمای ناکارآمدی وناتوانی است و گویی نذر کرده بودند همه آنها از منتهی‌الیه ضعف جریان اصولگرایی انتخاب شوند.

    گناه کسانی که آنها را به رئیس فقید دولت سیزدهم تحمیل کردند، با آب زمزم هم شسته نمی شود.

    ۱- احسان خاندوزی وزیر اقتصاد
    ۲- صولت مرتضوی وزیر کار
    ۳- جواد اوجی وزیر نفت
    ۴- حجت عبدالملکی وزیر کار و سپس دبیر مناطق آزاد
    ۵- محمدمهدی اسماعیلی وزیر ارشاد
    ۶- مراد صحرایی  وزیر آموزش وپرورش
    ۷-جواد ساداتی نژاد وزیر جهاد کشاورزی و مجرم پرونده فساد ۳-۵میلیارددلاری
    ۸- عیسی زارع پور وزیر قطع ارتباطات
    ۹-محسن منصوری معاون اجرایی رئیس جمهور
    ۱۰- محمد دهقان نقندر معاون حقوقی رئیس جمهور
    ۱۱- داود منظور رئیس سازمان برنامه و بودجه
    ۱۲- میثم لطفی رئیس سازمان اداری و استخدامی
    ۱۳- امیرحسین قاضی زاده رئیس بنیادشهید
    ۱۴- علی بهادری جهرمی سخنگوی دولت

    پ.ن:
    *می خواستم آقای احمد وحیدی را هم بنویسم اما منصرف شدم.

    * با مشاهده لیست بالا حساب کنید اگر بر فرض محال سعید_جلیلی رئیس‌جمهور شده بود با چه فاجعه عظیمی در تشکیل دولتش مواجه می‌شدیم.

  • پزشكيان آخرين شانس براي حكومت است

    پزشكيان آخرين شانس براي حكومت است

    به گزارش اقتصادران، عباس عبدی نوشت:

    چند روز پيش آقاي دكتر محمد رهبري كارشناس داده‌هاي فضاي مجازي- تحليلي از فراواني توييت‌هاي مخالف و موافق با آقاي پزشكيان در بازه ۲۷ تير تا ۶ مرداد ماه را ارايه داده بود كه بر اساس آن بيش از ۱۶۷هزار توييت و ريتوييت راجع به مسعود پزشكيان منتشر شده است. داده‌ها نشان مي‌دهد كه كاربران انقلابي و اصولگرا (منتقدان داخلي پزشكيان و از حاميان سعيد جليلي) در اين مدت عليه او فعال بوده‌اند و ‏۴۰ درصد از شبكه را به‌خود اختصاص داده‌اند. از فشردگي اين دسته از كاربران در نمودارهاي استخراجي مشخص است‌كه فعاليت اين گروه بيانگر سطحي از سازمان‌يافتگي نيز هست.

    كاربران برانداز و مخالف جمهوري اسلامي (مخالفان خارجي پزشكيان) نيز در اين مدت ۳۶درصد از شبكه را به‌ خود اختصاص ‏داده‌اند ولي حاميان پزشكيان (كاربران ميانه‌رو و اصلاح‌طلب) فقط ۲۴ درصد از شبكه را به‌خود اختصاص داده‌اند.  مساله اين است كه چرا اكنون كه انتخابات تمام شده همچنان دشمني و‌ كينه‌ورزي عليه او از جانب تندروها ادامه دارد؟ در حالي كه رهبري نظام نيز به صراحت در اين مورد موضع‌گيري و توصيه كرده‌اند و طبعا مخاطب اصلي اين توصيه‌ها همين نيروها هستند. جمله مقام رهبري روشن است. «بايد همه به رييس‌جمهور منتخب در اداي وظايف كمك كنيم و از بُن دندان باور كنيم كه موفقيت ايشان، پيروزي همه ماست». معناي ديگر اين جمله بر اساس يك قاعده منطقي اين است كه؛ «شكست او نيز شكست همه ماست»، چون نمي‌شود در پيروزي شريك بود ولي در شكست نبود. پس بايد در راه پيروزي او مشاركت كرد.

    از اين نظر بايد ذهنيت علاقه‌مندان و حاميان آقاي پزشكيان را به اين نكته جلب كرد كه نگران برخورد تندروها نباشند آنها به راحتي جمع خواهند شد. خيلي راحت‌تر از آنكه پهن شدند. وظيفه مقابله با اين نيروها و جمع كردن آنها به عهده طرفداران پزشكيان نيست بلكه اين وظيفه به عهده كساني است كه آنها را پهن كردند.

    مساله عجيب اين است كه چرا اين مجموعه مخالف پزشكيان، هنوز متوجه عمق ماجرا نشده‌اند و نمي‌دانند كه اين انتخابات به صورت شانسي و بر حسب تصادف به وجود نيامده است. بلكه محصول وجود اراده‌اي معطوف به عبور از گذشته است. در واقع بايد گفت پزشكيان آخرين شانس براي حكومت است كه از وضعيت موجود خارج شود و در مسيري قرار بگيرد كه دوباره شاهد انتخابات ۸۰ درصدي باشد. شكست پزشكيان ساختار را به چند پله عقب‌تر از ۳۰ ارديبهشت امسال باز مي‌گرداند و به‌طور قطع هيچ گام رو به جلويي محسوب نخواهد شد؛ چون هيچ چشم‌انداز و حتي خيال و تصور مثبتي از پيش‌رو نيست. سراب يكدستي بودن ثابت شد و به همين علت تغيير مسير داده شد و بالاتر از يكدستي رنگ ديگري وجود ندارد كه  بخواهيد به آن  متوسل بشويد؟

    بنابر اين تغيير خط مشي سياسي در سطح بالا بايد به سطوح پايين نيز سرايت كند به ويژه ضرورت مشاهده اين تغيير رفتار در حوزه رسانه‌اي امري جدي است. چون نيروهاي رسانه‌اي تندروها هنوز متوجه ابعاد و اهميت تغييرات موجود نشده‌اند و رفتار گذشته برايشان تبديل به عادت و جزو هويت آنان شده است و از آنجا كه ترك عادت موجب مرض مي‌شود برايشان سخت است كه دست از آن رفتار بردارند. برخي از آنان در همين چند روز نيز به‌رغم تذكرات جدي، همچنان بر همان روال سابق رفتار كرده‌اند و اين كار را در موضوع و تحليل ترور اسماعيل هنيه  نيز  ادامه  دادند.

    اين ماجرا ممكن است هنگام ارائه فهرست كابينه به مجلس نيز تكرار شود گرچه اطمينان دارم كه يا شاهد چنين رويدادي نخواهيم بود و يا خيلي محدود خواهد بود. ولي لازم است كه نمايندگان مجلس توجه كنند كه كابينه كنوني محصول همان سياست يكدست‌سازي است و اگر قرار بود كه مشكلي را حل كند حتما كار به اين مراحل نمي‌رسيد. ما نيازمند تحولي متعارف در هيات دولت هستيم كه مردم را به آينده اميدوار كند. اگر قرار باشد كه در بر همان پاشنه سابق بگردد اطمينان داشته باشيد كه همين حدود ۵۰ درصد مشاركت هم آب خواهند رفت؛ بدون اينكه نيازي به انتخابات دوباره باشد. انتخابات هر روز ادامه دارد. زيرا هر لحظه صندوق‌هاي راي با درهاي باز در ميدان‌هاي همه شهرها و روستاهاي كشور وجود دارد، هر كسي كه راي داده مي‌تواند بيايد و راي خود را بردارد و كساني هم كه راي نداده‌اند مي‌توانند بيایند و راي خود را در صندوق بريزند. راي معادل يك برگه كاغذي نيست؛ بلكه اراده تك‌تك مردم است. اين سياست‌هاي رسمي است كه مردم را به يكي از اين دو كار تشويق مي‌كند. خود  دانيد.

  • تندروها دنبال بهانه گرفتن از پزشکیان هستند / نمی‌توانیم گلخانه‌ای جامعه خودمان را اداره کنیم

    تندروها دنبال بهانه گرفتن از پزشکیان هستند / نمی‌توانیم گلخانه‌ای جامعه خودمان را اداره کنیم

    به گزارش اقتصادران، یک فعال سیاسی اصولگرا با تأکید بر اینکه منصوب کردن معاون اول نشان داد که پزشکیان می‌خواهد به نیروهای باوقار و دارای کمالات سیاسی اتکا کند، گفت: خوشبختانه شخصیت آقای پزشکیان به گونه‌ای است که نیروهای تندرو رقیب بهانه‌هایی که دنبالش می‌گردند را به دست نخواهند آورد و یا برای آنها سخت خواهد بود که بهانه به دست بیاورند. لذا من فکر می‌کنم با دولت جدید و عنایت ویژه‌ای که رهبری دارند، ما قادر خواهیم بود هم تندروهای طیف اصولگرا و هم نیروهای تندرو جریان اصلاح‌طلب را مهار و محدود کنیم؛ که این یک تحولی در فضای سیاسی کشور به وجود خواهد آورد.

    مشروح گفت‌وگو با عباس سلیمی نمین را در ادامه می‌خوانید:

    برخی از کارشناسان معتقدند که ابرچالش دولت آقای پزشکیان مسأله معیشت مردم است و مقام معظم رهبری هم در مراسم تنفیذ بر اولویت داشتن مسائل اقتصادی تأکید کردند. اما برخی افراد نظرشان این است که تا مسأله برجام، FATF و روابط بین‌المللی کشور ما حل نشود، مسائل اقتصادی ما هم حل نخواهد شد. به نظر شما ابرچالش دولت چهاردهم در چه زمینه‌ای است؟

    به نظر من آنچه که شما مطرح کردید، چالش نیست. FATF نوعی شفافیت چرخش مالی است و در شرایط تحریم طبیعی است که ما نباید در آن چهارچوب قرار بگیریم. چرا که راهکارهای دور زدن تحریم برای تحریم‌کنندگان آشکار می‌شود و آنها شرایط را بر ما سخت‌تر می‌کنند و می‌توانند منویات سیاسی خودشان را بر ما کاملا تحمیل کنند. بنابراین اینها چالش نیست و سخت‌تر کردن شرایط است.

    اگر تحریم‌ها تمام شود، خیلی خوب است که به FATF بپیوندیم

    اگر تحریم‌ها تمام شود، به نظر من خیلی خوب است که ما به FATF بپیوندیم؛ اما قبل از آن به هیچ وجه سنجیده نیست. تا حالا هم بدون FATF ما توانسته‌ایم امور خودمان را پیش ببریم و از برخی تهدیدها رهایی پیدا کنیم. اما به نظر من ابرچالش‌ها چیز دیگری است. من اصلا نمی‌خواهم بحث معیشت مردم را نفی کنم، اما معیشت مردم در شرایطی رقم خواهد خورد که ما فضای آرام سیاسی به وجود بیاوریم. بنابراین، ابرچالش آقای پزشکیان بحث کنترل نیروهای تندرو اصلاح‌طلب است.

    بزرگترین چالش پیش روی پزشکیان کنترل نیروهای تندرو اصلاح‌طلب است

    یعنی با اصولگراها مشکلی ندارد؟

    چون آقای پزشکیان طیف اصلاح‌طلب را نمایندگی می‌کند، علی القاعده بزرگترین چالش پیش روی ایشان کنترل نیروهای تندرو اصلاح‌طلب است که به دلیل محتوا یا خط نو نداشتن، فضای سیاسی را آلوده می‌کنند. وقتی فضای سیاسی آلوده شد، مردم انگیزه و نشاط لازم برای فعالیت را ندارند. مثلا وقتی به گونه‌ای تبلیغ کردند که امیدها تخریب شود، طبیعی است که انگیزه‌ای برای تلاش باقی نخواهد ماند.

    منصوب کردن معاون اول نشان داد که پزشکیان می‌خواهد به نیروهای باوقار اتکا کند

    من معتقدم منصوب کردن معاون اول نشان داد که آقای پزشکیان می‌خواهد به نیروهای باوقار سیاسی و نیروهای دارای رأی و نوعی کمالات سیاسی اتکا کند؛ این خیلی به ما امیدواری می‌دهد. وقتی آقای عارف به عنوان معاون اول انتخاب می‌شود، یعنی می‌خواهد یک وزانت سیاسی اعمال شود. البته این باید به بخش‌های مختلف تسری پیدا کند.

    اصلاح‌طلبان و اصولگرایان نیاز به یک برنامه دارند که نیروهای تندرو خودشان را منزوی کنند

    اگر آقای پزشکیان بتواند جلوی نیروهای تندرو را بگیرد، طبیعتا اصولگرایان هم قادر خواهند بود نیروهای تندرو خودشان را کنترل کنند. یعنی زدن حرف‌های تند از جانب نیروهای اصلاح‌طلب، طبیعتا میدان را برای نیروهای تندرو اصولگرا هم باز می‌کند. به نظر من هم طیف اصلاح‌طلب و هم طیف اصولگرا نیاز به یک برنامه مشخصی به لحاظ تشکیلاتی دارند که نیروهای تندرو خودشان را منزوی کنند. به نظر من به اندازه کافی از نیروهای تندرو لطمه خورده‌ایم و هزینه پرداخت کرده‌ایم.

    بعد از انتخابات دیگر تنش‌آفرینی معنا ندارد

    امروز باید جامعه ما با یک نشاطی به تلاش بپردازد. من نمی‌خواهم بگویم وارد کار سیاسی نشود، وارد کار سیاسی بشود، در دوران انتخابات به میدان بیاید، تشخیص بدهد و انتخاب کند؛ اما بعد از انتخابات دیگر تنش‌آفرینی معنا ندارد. در انتخابات حرف‌های تند زده می‌شود و اتهاماتی به همدیگر وارد می‌آورند که بداخلاقی است و در دوران انتخابات می‌شود از آن چشم پوشید، اما بعد از انتخابات دیگر معنا ندارد آدم‌های تندرو هر روز یک غائله به وجود بیاورند. یک حرفی را از یک کسی بزرگنمایی کنند و جامعه را به جای اینکه به سوی تلاش و کار سوق بدهند، درگیر کنند که مثلا فلان امام جمعه فلان حرف را زده و مرتب تیترهای روزنامه‌ها این بحث‌ها را دنبال و یکی دفاع و یکی تخطئه کند.

    حل مشکلات اقتصادی و معیشتی جامعه، لزوم حاکم کردن آرامش را پیش روی ما قرار می‌دهد

    به نظر من این ابرچالش امروز ما است. همه ما باید نسبت به این مسأله وقوف داشته باشیم. حل مشکلات اقتصادی و معیشتی جامعه، لزوم حاکم کردن آرامش را پیش روی ما قرار می‌دهد. تا وقتی افراد جامعه آرام نباشند، نمی‌توانند یک روز پر تلاش داشته باشند. این را باید واقعا یک فکری کرد. ما الآن داریم بسیاری از نیروهای جامعه را تخریب می‌کنیم. یعنی فکر و ذکر جامعه را آلوده می‌کنیم به بحث‌هایی که در یک سطوحی باید دنبال شود اما کشاندن اینها به کارمندی که باید تلاش کند، مهندسی که باید ابتکار به خرج بدهد یا مؤسسه‌ای که باید از صبح تا بعدازظهر کار کند تا بتواند تحولی در جامعه ایجاد کند، قطعا معیشت جامعه را حل نخواهد کرد.

    باید آرامش را حاکم و از جنجال‌ها به شدت پرهیز کنیم

    من معتقدم باید از دو مسیر در مسائل اقتصادی جامعه تحول ایجاد کنیم. یکی مسیر داخلی است که باید آرامش را حاکم و از جنجال‌ها به شدت پرهیز کنیم. اینجا روی سخنم با مطبوعات است. مطبوعات یک مسأله‌ای که باید دغدغه یک عده خاصی باشد را به کل جامعه تعمیم می‌دهند؛ واقعا به کل جامعه جفا می‌کنند. برای حل کردن مسائل معیشتی جامعه، نباید تمام جامعه و به خصوص کسانی که در مسائل سیاسی غیر حرفه‌ای هستند، درگیر مسائل جزئی شود و مسائل جزئی را برای آنها یک مسأله اصلی جلوه بدهیم.

    پزشکیان به عنوان یک وزین سیاسی می‌تواند چالش‌های کاذب را حل کند

    مواضع چند وقت اخیر آقای پزشکیان در زمینه همبستگی و وفاق را چطور ارزیابی می‌کنید؟

    این برای من خیلی امیدوارکننده است. قطعا آقای پزشکیان به عنوان یک آدم وزین سیاسی، البته نه به عنوان فردی که برای دنبال کردن این کار دارای تشکیلات باشد، ای کاش آقای پزشکیان تشکیلاتی داشت، اما در عین حال به عنوان یک وزین سیاسی می‌تواند در ارتباط با حل مسائل معیشتی، چالش‌های کاذب را حل کند؛ نگذارد چالش کاذب به وجود بیاید. مطبوعات اصلاح‌طلب را کنترل کند تا طبیعتا از این طرف هم مطبوعات اصولگرا کنترل شود. البته الآن چون میدان با اصلاح‌طلبان است و جایگاه‌ها و سکوهای قدرت اجرایی عمدتا در اختیار اصلاح‌طلبان قرار خواهد گرفت، آنها در این قضایا در اولویت قرار خواهند داشت.

    بحث معیشت مردم نیازمند حاکم کردن فضای تلاش و کار است

    بنابراین، بحث معیشت مردم نیازمند حاکم کردن فضای تلاش و کار است. بخش دیگر که به خارج کشور بر می‌گردد، یعنی تلاش برای برطرف کردن تحریم‌ها، رهبری هم در سخنان اخیرشان تأکید کرده‌اند و البته قبلش هم مخالفتی نداشته‌اند. در ابتدای این دولت باز تأکید کردند که دو طریق برای حل فشارهای بیرونی هست؛ یکی بحث تلاش برای بی‌اثر کردن و دیگری تلاش برای رفع تحریم‌ها است.

    در رفع تحریم‌ها ما با قدرت‌هایی مواجع هستیم که خیلی اهل منطق نیستند

    علی القاعده رفع تحریم‌ها از طریق مذاکره ممکن خواهد بود. البته در این بُعد ما حرف اول را نمی‌زنیم. در بُعد اولی که اشاره کردم، خودمان حرف اول را می‌زنیم، به شرطی که خانه خودمان را سامان بدهیم. در بُعد دوم قطعا ما با قدرت‌هایی مواجه هستیم که خیلی اهل منطق نیستند و بحث برتری خودشان را از طریق شیوه‌های غیر قانونمند دنبال می‌کنند و به قانون وفا نمی‌کنند. ولی در عین حال نظام سیاسی ما برای اینکه بتوانند تحریم‌ها را رفع و در مسائل معیشتی مردم تحول ایجاد کند، این باب را هم علی رغم بعضی تجربیات تلخ، باز گذاشته که بتوانیم در این مسیر هم گام برداریم.

    با روی کار آمدن ترامپ مسائل اروپا و آمریکا تشدید خواهد شد

    طبیعتا اختلافاتی بین اروپا و آمریکا وجود دارد و به طور قطع با روی کار آمدن ترامپ به عنوان یک فرد بدون قاعده و غیر پایبند به قواعد، مسائل اروپا و آمریکا تشدید خواهد شد و ما از این مسأله می‌توانیم بهره بگیریم. به طور قطع هژمونی آمریکا با روی کار آمدن ترامپ تضعیف‌تر خواهد شد و این هم یک فرصتی برای ما ایجاد خواهد کرد. بنابراین در رفع تحریم‌ها هم علی رغم تجربیات تلخ، می‌کوشیم و طبیعتا دستاوردهای خوبی در این مسیر هم می‌توانیم داشته باشیم.

    نگذاریم بدنه کارشناسی دست‌خوش تغییرات حزبی شود

    البته چالش‌های دیگری هم پیش روی ریاست محترم جمهوری وجود دارد. بحث ساختارها را باید تقویت کنیم؛ این یکی از چالش‌های جدی است. ساختارهایی به وجود بیاوریم که بتواند نیرو تربیت کند و چرخش قدرت این همه هزینه‌زا نباشد و اجازه ندهند این همه تغییر در بدنه کارشناسی ایجاد شود. تغییرات حزبی دادن کاملا ضد مصالح مردم و معیشت مردم است. باید بدنه کارشناسی که تربیت می‌کنیم را نگذاریم دست‌خوش تغییرات حزبی شود.

    شخصیت پزشکیان به گونه‌ای است که نیروهای تندرو رقیب بهانه‌هایی که دنبالش می‌گردند را به دست نخواهند آورد

    قطعا ریاست محترم جمهوری چالش‌های دیگری هم دارد. البته خوشبختانه شخصیت آقای پزشکیان به گونه‌ای است که نیروهای تندرو رقیب بهانه‌هایی که دنبالش می‌گردند را به دست نخواهند آورد و یا برای آنها سخت خواهد بود که بهانه به دست بیاورند. لذا من فکر می‌کنم با دولت جدید و عنایت ویژه‌ای که رهبری دارند، ما قادر خواهیم بود هم تندروهای طیف اصولگرا و هم نیروهای تندرو جریان اصلاح‌طلب را مهار و محدود کنیم؛ که این یک تحولی در فضای سیاسی کشور به وجود خواهد آورد.

    انتقاد به گشت ارشاد منحصر به پزشکیان نیست و در جبهه اصولگرا هم بعضا به شیوه‌ها انتقاد دارند

    با توجه به شعارهای آقای پزشکیان در ایام انتخابات مبنی بر آزادی و بحث‌های مربوط به رفع فیلترینگ، توقعی در بخشی از جامعه ایجاد شده که در دولت ایشان تصمیماتی برای حل مسائلی نظیر گشت ارشاد و فیلترینگ گرفته خواهد شد. نظر شما در خصوص این توقعات عرصه فرهنگی و اجتماعی از دولت چهاردهم چیست؟

    آقای پزشکیان به عنوان یک شخصیت دین‌مدار، طبیعتا به قوانین معتقد است و به طور شفاف هم گفته که من مدافع حجاب هستم، اما شیوه‌ها مشکل دارند. این منحصر به آقای پزشکیان نیست و در جبهه اصولگرا هم بعضا به شیوه‌ها انتقاد دارند. یعنی ضمن تأکید بر مبانی، هم در زمینه فیلترینگ، هم در زمینه حجاب و هم در مسائل دیگر فرهنگی، بعضا شیوه‌ها را نامطلوب می‌دانند. آیا ما می‌توانیم شیوه‌ها را اصلاح کنیم؟ تأکید من این است که ما فضا را فضای کارشناسی کنیم و در اختیار نیروهای تندرو قرار ندهیم.

    اگر بهانه بدهند که نسبت به کل حجاب مشکل دارند، طبیعی است که این طرف هم تحریک خواهد شد و یک غائله به وجود می‌آید. آقای پزشکیان به حجاب به عنوان یک آموزه دینی تأکید دارد و چه اشکال دارد که همه نیروها برای پیدا کردن راه‌های تأثیرگذارتر فعال شوند؟!

    فضای مجازی باید ساماندهی شود

    در زمینه مسائل فیلترینگ هم چه اشکال دارد که بتوانند ورودی کارهای حساب شده تخریبگر اخلاق جامعه را جلوگیری کنند اما آزادی‌های لازم برای دستیابی به منابع را گسترش بدهند؟! نه تنها ایرادی ندارد، بلکه بسیار هم خوب است. اما به خاطر اهداف اقتصادی و هژمونی جریان سرمایه‌داری در جهان امروز، کسانی می‌خواهند اخلاقیات را در جامعه تخریب کنند و یکی از راه‌هایش همین بحث فضای مجازی است. فضای مجازی باید ساماندهی شود به گونه‌ای که آحاد جامعه، چه قشر علمی و چه قشر اقتصادی جامعه، بتوانند از این فضا برای گسترش کارهای خودشان بهره لازم را ببرند؛ اما از آن طرف هم دشمنان اخلاق و سلامت ملت‌ها نتوانند از این فضا به نفع اهداف شوم خودشان بهره بگیرند.

    نمی‌توانیم گلخانه‌ای جامعه خودمان را اداره کنیم

    بسیار مطلوب است که این کار صورت بگیرد. به طور قطع ما در این فضا نمی‌توانیم گلخانه‌ای زندگی کنیم. باید حتما آن مبانی را در نظر بگیریم و ضمن در نظر گرفتن مبانی، تلاش داشته باشیم که در فضای واقعی حرکت کنیم. ما نمی‌توانیم فضای غیر واقعی ایجاد کنیم؛ یعنی نمی‌توانیم گلخانه‌ای جامعه خودمان را اداره کنیم.

    من فکر می‌کنم در این زمینه کارهای جدی که قبلا شروع شده، گام‌هایی برداشته شده و تا میانه راه رفته‌اند ولی نتوانسته‌اند یک کار تکمیل شده‌ای را ارائه بدهند، آقای پزشکیان قطعا قادر خواهند بود که اهتمام لازم را در این زمینه به کار ببندند و بتوانند هم در سلامت جامعه بکوشند و هم برای گسترش پژوهش و دانش‌ورزی در جامعه تلاش لازم را صورت بدهند و بتوانند فضای لازم را به این نوع تلاش‌ها بدهند.

    پزشکیان می‌تواند از نیروهای کل جامعه استفاده کند

    عرض کردم که چالش‌های دیگری هم پیش روی ریاست جمهوری وجود دارد اما طبیعتا باید برای این چالش‌ها نشست و در یک فضای آرام فکر کرد. آیا آقای پزشکیان می‌تواند از نیروهای کل جامعه استفاده کند؟ من فکر می‌کنم که می‌تواند. یعنی آقای پزشکیان می‌تواند به گونه‌ای عمل کند که همه توانمندی‌ها را به میدان بیاورد؛ اما قبل از اینکه خصومت حاکم شود یا قبل از اینکه روابط بسته شود.

    در انتخابات به طور طبیعی یک مقداری به ارتباطات لطمه می‌خورد. خوشبختانه آقای پزشکیان تأکید داشته که اگر حرف‌هایی هم زده شده در دوران انتخابات بوده و باید از آن عبور کرد. من فکر می‌کنم آقای پزشکیان اهتمام به این مطلب دارد و قادر هم هست که این مطلب را دنبال کند؛ که فضای جامعه یک فضای آرامش‌بخش باشد. در فضای آرامش‌بخش ما قادر خواهیم بود برای همه چالش‌ها راه‌حل‌های منطقی پیدا کنیم.

  • هشدار مهم محمد مهاجری به مسعود پزشکیان / پزشکیان به این موضوع تن بدهد ضرر می کند!

    هشدار مهم محمد مهاجری به مسعود پزشکیان / پزشکیان به این موضوع تن بدهد ضرر می کند!

    به گزارش اقتصادران، محمد مهاجری گفت: «از ستاد لاریجانی، بیش از ۹۵ درصد آن‌ها به ستاد «مسعود پزشکیان» میل کردند و واقعا هم کار کردند. اینکه فرض را بر این بگذاریم همه تخم مرغ‌های سبد پزشکیان را یک گروه خاصی از اصلاح طلبان گذاشتند حتما خطا است. همین اصلاح طلبانی که سهم خواهی می‌کنند، در ۳ سال گذشته جز بی تاثیر بودن و عدم حضور کاری نکردند و اگر کسی هم به فکر انتخابات بود همین جریان اصلاح طلب معتدل است که دنبال انتخابات بود. نقد من صرفا مربوط به این بخش بود.»

    «محمد مهاجری» با اشاره به موضوع سهم‌خواهی از کابینه دولت چهاردهم، می‌گوید: «کسانی که اکنون سهم‌خواهی می‌کنند دو گروه هستند. گروه اول جریان اصولگرا هستند و جوری برخورد می‌کنند که انگار خودشان انتخابات را برده‌اند و تعیین تکلیف می‌کنند و دستور می‌دهند که دولت چه افرادی را بیاورد چه افرادی را نیاورد! البته این گروه بسیار هم عجیب و غریب هستند. گروه دوم جریان اصلاحات هستند به صورت عموم، که طبیعتا معیارهایی را دارند و برخی مواقع فشارهایی را هم وارد می‌کنند. در خود جریان اصلاحات هم می‌توان دو دسته را مشاهده کرد. یک دسته افراد معقولی هستند و معتقدند رئیس‌جمهور در فضای آرامش و با معیارهای مورد نظر خودش افراد را انتخاب کند که خب این اتفاق در کمیته‌های راهبری با همه انتقاداتی که به آن وارد است، در حال انجام است.»

    مهاجری تاکید کرد: «گروه دیگر، افرادی هستند که سعی دارند با فشار بر رئیس‌جمهور افراد خودشان را تحمیل کنند. بسیاری از این افراد کسانی هستند که تا ظهر جمعه در انتخابات شرکت نکرده بودند یا شاید هم اصلا شرکت نکردند. اصلاح طلبان تندرویی که مانند اصولگرایان تندرو، در حال فشار آوردن هستند.»

    محمد مهاجری با بیان اینکه پزشکیان، از جریان اصلاحات برآمده است و حق دارد مدیرانش را از این جریان و هرکسی که دوست دارد، انتخاب کند، گفت: حتی پزشکیان بحث وفاق ملی را هم مطرح کرد که می‌تواند منجر به این شود بخشی از کابینه او از جریان اعتدالی و حتی اصولگرا باشد. البته که بیشترین سهم باید برای اصلاح طلبان باشد. اما برخی حتی حاضر نیستند همین نگاه را بپذیرند و فشار می‌آوردند که کابینه باید از اصلاح طلبانی باشد که آن‌ها دوستشان دارند. به نظرم این یک آفت است و اگر پزشکیان به این موضوع تن دهد، می‌تواند عامل ناکارآمدی و تندروی شود و اگر هم انجام ندهد، خود این افراد عامل فشار به دولت خواهند شد.»

    این فعال سیاسی اصولگرا با اشاره به این نکته که عقل حکم می‌کند جریان اصلاح‌طلب در قوه مجریه حضور داشته باشد، گفت: «هر کسی غیر از این را تصور کند، حتما در عالم سیاست زندگی نمی‌کند و در عالم توهم سیر می‌کند. من معتقدم جریان تندروی اصلاح طلب نقش قابل توجهی در پیروزی آقای پزشکیان ندارد و اتفاقا جریان اعتدالی تلاش زیادی کردند و از نگرانی رئیس‌جمهور شدن جلیلی، به سمت پزشکیان رفتند.»

    او تصریح کرد: «از ستاد لاریجانی بیش از ۹۵ درصد آن‌ها به ستاد پزشکیان میل کردند و واقعا هم کار کردند. اینکه فرض را بر این بگذاریم همه تخم مرغ‌های سبد پزشکیان را یک گروه خاصی از اصلاح طلبان گذاشتند حتما خطا است. همین اصلاح طلبانی که سهم خواهی می‌کنند، در ۳ سال گذشته جز بی‌تاثیر بودن وعدم حضور کاری نکردند و اگر کسی هم به فکر انتخابات بود همین جریان اصلاح‌طلب معتدل است که دنبال انتخابات بود. نقد من صرفا مربوط به این بخش بود.»

  • اگر به من و آقای ظریف گفتند «پت و مت» اشکال ندارد! / توهین‌هایی که مادرم در زمان انتخابات شنید، بزرگ‌ترین ریسک زندگی من بود

    اگر به من و آقای ظریف گفتند «پت و مت» اشکال ندارد! / توهین‌هایی که مادرم در زمان انتخابات شنید، بزرگ‌ترین ریسک زندگی من بود

    به گزارش اقصادران، رضا رشیدپور در اتاق کلاب‌هاوس «میز ایران» با محمدجواد آذری جهرمی گفتگو کرده و نظرش را درباره انتخابات و حوادث بعد از آن پرسیده است. بخش‌های مهم آن را در ادامه بخوانید:

    ◾️ ما ۸ سال در دولت آقای روحانی الی ماشالله حرف شنیدیم. «غرب زده» و «واداده» و.. در  عالم سیاست وقتی حضور دارید کمی تحمل خود را بیشتر کنید.

    ◾️طالبان که من گفتم برمی‌گردد به دیدگاه سلفیت. برخی ایده‌های این اقایان سلفیت شیعه است اگر این کلمه‌ تند است ده برابر ان را طرف مقابل به کار برده. حرف‌هایی که همین جریان به اقای ظریف زدند به من زدند.

    ◾️اگر این تقابل نبود مردم مشارکت نمی‌کردند، به هرحال ذات انتخابات اختلاف و دوقطبی است.

    ◾️آقای پزشکیان صبر عجیبی دارند، این را در مناظرات هم حتما دیدید. ایشان بسیار خوب به حرف‌ها و‌ مشورت‌ها گوش می‌دهند.

    ◾️آقای پزشکیان یک آدم مردمدار است که قائل به محدودیت‌ها نیست و ایشان بدون شواف واقعا دوست دارند در میان مردم باشند. از بین مردم بودن لذت می‌برد.

    ◾️یک عده‌ای الان به ایشان پروتکل‌ها را می‌گویند، مثلا تلفن فلانی را نباید خودتان جواب دهید، روی فلان صندلی ننشینید.. ایشان از این پروتکل‌ها ابراز کلافگی می‌کند. جنس این رفتارها به این برمی‌گردد که ایشان حضور در میان مردم را دوست دارد.

    ◾️ من می‌گویم به تصمیم رییس جمهور احترام بگذاریم و اجازه دهیم انتخابشان را انجام دهند.

    ◾️ در هر صورت هرکسی تیر بخورد خونریزی می‌کند. نمی‌توانم بگویم این فشارها اثرگذار نبوده است.

    ◾️این فشارها اما به حدی که اقای ظریف میدان را خالی کنند و یا اینکه اقای پزشکیان حسن نظرشان در مورد اقای ظریف  را تغییر دهند؛ خیر اینطور نبوده است.

    ◾️عزم و اراده برای اصلاح مسائل کشور بیش از این فشارهاست.

    ◾️توهین‌هایی که مادرم در زمان انتخابات شنید، بزرگ‌ترین ریسک زندگی من بود.

    ◾️ دیدگاهی در مورد اینترنت در زمان دولت آقای روحانی بود که می‌گفتند، این اینترنت باعث طلاق می‌شود، براندازی  ایجاد می‌کند سبک زندکی را تغییر می‌دهد و.. یگانه راه‌حل آن است که این اینترنت را محدود کنیم.

    ◾️ خب الان دو سال این همین مسیر را رفتند. چه شد؟ طلاق کم شد؟ سبک زندگی عوض شد؟

    ◾️ما می‌گفتیم دغدغه شما درست است اما راهش این بستن‌ها و‌محدودیت‌ها نیست. اما خب امروز تجربه شد و نتیجه ان را دیدند.

    ◾️همین پیام‌رسان‌های داخلی الان بلای جان‌شان شده.  من همان زمان می‌گفتم شبکه ملی اطلاعات تبدیل به تهدید امنیت ملی می‌شود که امروز می‌بینید شده است.

    ◾️راهکار این است فضا را سیاسی نکنیم و تبدیل نکنیم به اینکه کار یک نفر است. بپذیریم هزینه سنگینی دادیم،  تجربه تلخی داشتیم،  تجربه جواب نداده و امروز همه با هم می‌خواهند اصلاح کنند.

    ◾️همه به این نتیجه رسیدند سیاست‌های دولت در مورد اینترنت شکست خورده و باید همفکری و همدلی داشت.

    ◾️ من بعد از انتخابات به امیرحسین ثابتی زنگ زدم، گفتم می‌خواهم آقای جلیلی را ببینم اما با تاسوعا عاشورا مصادف شد و این قرار به بعد موکول شد.

    ◾️ معلوم است آقای پزشکیان وزرای کشور و اطلاعات و.. برخی وزارتخانه‌ها را از جریان اصولگرایی نمی‌‌گذارد

    ◾️ مدیری که عملکرد خوبی دارد چرا باید تغییر کند؟

    ◾️ ما باید همان رفتار و‌ عقده‌ها و عملکرد طرف مقابل را تکرار کنیم؟ معلوم است نه.

  • آش سهم‌خواهی از دولت پزشکیان شور شد!

    آش سهم‌خواهی از دولت پزشکیان شور شد!

    به گزارش اقتصادران، برای اولین‌بار بعد از انقلاب و ایجاد جمهوری، قرار شده است وزرای دولت جدید از طریق سیستمی شفاف، فراگیر و دموکراتیک انتخاب شوند. شورای راهبری به ریاست محمدجواد ظریف سازوکاری را چیده که براساس آن کارگروه‌هایی با ترکیب مفصل و با شاخص‌هایی مشخص، اقدام به بررسی نامزد‌های هر وزارت کنند و آن را به شورای راهبری ارائه کنند.

    این سازوکار تا کنون شفاف‌ترین سازوکار برای تعیین وزرا بوده است، اما شفافیت آن به همین متوقف نمانده و عملا به شکل شفافی نظام رانتی و رفیق‌بازانه سیاست ایران را جلوی چشم همگان انداخته است. دست‌اندرکاران این سیستم در اظهاراتی به شکل خصوصی اغلب از میزان شدید لابی، رفیق‌بازی و تقلب در این سازوکار اظهار تعجب کرده‌اند. برخی از نمونه‌های اصلی سواستفاده از سازوکار عبارتند از:

    آقای پزشیکان، اصول جوانمردی و مدارا را رعایت کرده است و از رقبای خود در انتخابات و همچنین بزرگان اصول‌گرایان خواسته است که آن‌ها هم نامزد‌های خود را معرفی کنند. کسانی همچون غلامعلی حداد عادل هم گفته‌اند که چهره‌های مورد نظر خود را به آقای رئیس‌جمهور معرفی کرده‌اند. انتظار طبیعی آن است که این فهرست‌ها در اختیار کارگروه‌ها یا شورای راهبری قرار گیرد و بعد، در مورد افراد پیشنهاد‌شده تصمیم‌گیری شود. اما سئوال مهم این است که آقای حداد، دیگر بزرگان اصول‌گرایی و رقبای آقای پزشکیان در انتخابات با چه مکانیسمی این افراد را انتخاب کرده‌اند و به رئیس‌جمهور پیشنهاد داده‌اند.

    به‌عبارت دیگر، همه توان و ظرفیت جناح اصلا‌ح‌طلب در قالب کارگروه‌ها و طبق شاخص‌های اعلام‌شده ارزیابی می‌شود. خانم آذر منصوری اعلام کرده است که جبهه اصلاحات نامزدی به رئیس‌جمهور معرفی نخواهد کرد و به حمایت از وعده‌های ایشان بسنده خواهد کرد. حال سئوال این است که چرا نامزد‌های جناح اصلاح‌طلب برای وزارت که نامزد اختصاصی‌شان برای ریاست‌جمهوری در انتخابات پیروز شده است، باید کانال کارگروه‌ها ارزیابی شوند، اما نامزد‌های جناح اصول‌گرا از طریق «بزرگان» آن‌ها و از طریق سنتی «حسین‌قلی‌خانی» و فارغ از شاخص‌های اعلام‌شده، انتخاب و به رئیس‌جمهور معرفی شوند؟ چه زمانی می‌رسد که آقایان حداد عادل و دیگر بزرگان اصول‌گرا شاخص‌های خود برای معرفی افراد را شفاف به مردم بگویند و بابت تطبیق این شاخص‌ها و مصادیقش به مردم پاسخگو باشند؟

    ۲) عملکرد خطای برخی مدیران

    ضوابطی که توسط شورای راهبری مشخص و اعلام شده است توسط برخی از نزدیکان رعایت نشده است. فهرست نهایی برخی از کارگروه‌ها با شاخص‌های اعلام‌شده همخوانی ندارد؛ از جمله طبق شنیده‌ها کارگروه تعیین وزارت علوم نامزد‌هایی را ارائه کرده است با شاخص سنی اعلام‌شده همخوانی ندارند.

    یکی از عجیب‌ترین نمونه‌ها در این زمینه، آقای محسن نریمان است. آقای نریمان رئیس کمیته مناطق آزاد ستاد انتخاباتی آقای پزشکیان بود. حالا این کمیته در نامه‌ای فهرستی از نامزد‌های مطلوب برای ریاست مناطق آزاد را به رئیس جمهور معرفی کرده و حدس بزنید چه کسی در صدر این پیشنهادات است؟ بله، خود آقای نریمان! به عبارت دیگر نه تنها روال معرفی نامزد‌های پیشنهادی به کارگروه‌ها طی نشده که آقای نریمان با اعتمادبه‌نفس مطلق خود را برای سمتی معرفی کرده است بدون آنکه در نظر بگیرد این کار طبق قواعد ضد «تضادمنافع» اشتباه و منتفی است.

    ۳) تضاد منافع در شورای راهبری

    اصل تضاد منافع این است که کسی نمی‌تواند هم نامزد و هم تعیین‌کننده نامزد باشد. اگر کسی در مقام بررسی صلاحیت‌ها برای پست دولتی است نمی‌تواند خودش نامزد آن پست دولتی باشد. بر همین مبنا بود که اعضای کارگروه‌ها از نامزدشدن برای سمتی که موضوع کارگروه‌شان است منع شدند. این مسئله در مورد شورای راهبری هم صادق است. متاسفانه روال‌ها در این زمینه شفاف و دقیق نیست و همین از اعتبار کار بزرگی که کارگروه‌ها و شورای راهبری برای اولین بار در حال انجام آن است می‌کاهد.

    خلاصه کلام اینکه شورای راهبری کار بزرگی را سامان داده. هدف این کار شفاف‌کردن و منصفانه‌کردن روال انتخاب وزرا در نبود احزاب جدی است؛ بنابراین هرچه‌قدر هم که این کار مهم باشد در صورتی که اهداف خود را نقض کند، بیهوده خواهد بود. به جاست شورای راهبری در مورد مواردی همچون فهرست‌های پیشنهادی اصول‌گرایان، موارد بیرون از ضابطه مانند مورد آقای نریمان، و موارد شامل «تضاد منافع» توضیح روشنی به افکار عمومی دهد.

  • صفر و یک انتخابات / ستیز با 2 میلیون نفر تخریب‌چی!

    صفر و یک انتخابات / ستیز با 2 میلیون نفر تخریب‌چی!

    به گزارش اقتصادران، عباس عبدی نوشت:

    یکی از معیارهای رفتار سیاسی عقلایی و منطقی پرهیز از سیاست‌های صفر و یک است. سیاستمدار و کنشگر می‌تواند، برای سرنوشت خودش ریسک کند و وارد بازی صفر و یک شود، ولی حق ندارد که این بازی را برای جامعه رقم بزند. به عبارت دیگر نباید زندگی مردم یا طرفداران خود را با سود و زیان فراوان تعریف کند. کنش اصلاح‌طلبانه و عقلانی دارای منافع متوسط و اندک و هزینه‌های کم است و اگر مردم در آن کنش شکست خوردند، زیان چندانی متحمل نشوند و البته اگر هم برنده شدند، سود متعارف و معقولی به دست آورند.

    این یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سیاست اصلاح‌طلبانه است، به همین دلیل انتخابات و شرکت در آن یکی از مهم‌ترین شیوه‌های سیاست‌ورزی است، مشروط بر اینکه حداقل‌هایی از اعتبار را داشته باشد، زیرا نه شکست در آن خیلی زیان‌بار است و نه پیروزی آن سودهای کلان قطعی دارد. همیشه سود احتمالی آن بر زیان قطعی آن می‌چربد. البته در سطح فردی می‌توان ریسک کرد، مثلا کسی نامزد انتخابات می‌شود و باخت در آن به معنای پایان حیات سیاسی او می‌شود و برعکس در سطح جمعی و عمومی نباید بازی سیاست را صفر و یک کرد.

    در انتخابات اخیر دو گروه کوشیدند که بازی را صفر و یک نمایند و زندگی و مرگ خود را به این رفتار گره زدند؛ گروه اول تندروهای داخلی بودند. آنان اسب خود را برای کسب کامل دولت زین کرده بودند. در اولین گام در مناظرات کوشیدند که حملات تندی را به پزشکیان بنمایند و فضای سیاست را تند کردند. سپس سراغ قالیباف رفتند و با انواع حربه‌ها او را از میدان به در کردند. این فرآیند از انتخابات اسفند ۱۴۰۲ و حتی پیش از آن آغاز شده بود. برد خود را قطعی می‌دانستند حتی به نظرسنجی‌ها هم توجهی نداشتند. در دو روز پایانی بر شدت اقدامات خود افزودند. با آوردن خانواده آقای رییسی، آخرین تیر ترکش را رها کردند، امکانات دولتی و عمومی را در حد بالایی به کار گرفتند. به لحاظ رسانه‌ای با حمایت گروه دوم در اینترنشنال هر گونه تهاجمی را علیه پزشکیان طراحی و اجرا کردند. در عمل بازی را صفر و یک نمودند. در آخرین ساعت رای‌گیری اعلام پیروزی ضمنی کردند و خواستند وارد خیابان شوند. همه اینها درحالی بود که باخت آنان قطعی بود.

    دو ساعت بعد که نتایج معلوم شد، آب سردی روی متوهمان پیروزی ریخته شد و دچار بحران شدند و دست به اقدامات دیگری در روز بعد انتخابات زدند. اقداماتی که خلاف مقررات دولت بود، در عزل و نصب‌ها و… دخالت کردند.

    گروه دوم نیز بخش رادیکال مخالفان بودند که هر چه توانستند به میدان آوردند تا مردم رای ندهند. چنان فضای بسته‌ای را ایجاد کردند که دیگران جرات اظهارنظر نداشته باشند. چنان در این راه پیش رفتند که خوشنام‌ترین افراد را نه تنها به باد انتقاد گرفتند، بلکه آنان را متهم نیز کردند. فقط به این علت که متفاوت از آنان فکر می‌کنند. این تجربه‌ای است که در زمان انقلاب هم داشتیم. یک بار مصطفی شعاعیان که جزو چریک‌های فدایی بود، نسبت به خط‌مشی آنان انتقاد کرد، از او خواستند که از نقدهایش پرهیز کند. گفت: «سازمانی که هنگام ناتوانی از پخش اندیشه‌ای جلوگیری می‌کند، هنگام توانایی، آن مغزی را می‌ترکاند که بخواهد اندیشه‌ای کند سوای آنچه سازمان دیکته می‌کند.» آنان اکنون نیز در حضیض هستند و دیگران را متهم می‌کنند که چرا خلاف خط‌مشی یا نظر آنان قدم برمی‌دارند. در واقع باید گفت به همین «مجُوز.»

    همه می‌دانند که رادیکالیسم در هر دو سوی ماجرا از ساختار رفتاری مشابهی تبعیت می‌کند و آن قطبی کردن به هر روش ممکن است و اینکه اگر کسی با ما نیست، حتما علیه ماست، یا دیگی که برای ما نمی‌جوشد، بگذار کله سگ در آن بجوشد. خوشبختانه هر دو جریان در نتیجه انتخابات اخیر به حاشیه خواهند رفت، دیر و زود دارد، سوخت و سوز ندارد. البته این بستگی تامی به عملکرد دولت و آقای پزشکیان و حکومت دارد. درصد رادیکال‌های درون نظام چندان زیاد نیست. به قول یکی از رهبران اصولگرا حداکثر دو میلیون نفرند. آنان کاری سازنده نمی‌توانند انجام دهند و فقط تخریب‌چی هستند. در ذیل یک دولت وحدت ملی به محاق خواهند رفت. ماجرا در سوی دیگر طیف و براندازان متفاوت‌تر است. جمعیت آنان بیشتر است ولی سیال‌تر و قابل جذب‌تر هستند. کافی است که چند مساله اولیه را حل کرد تا ایران در مسیر طبیعی خود قرار گیرد. بخش بزرگی از آنان روی خوش نشان می‌دهند، همچنان‌که در این انتخابات نشان دادند، ما باید از مرحله ستیز و حذف عبور کنیم. این سرنوشت مطلوب ایران است و باید آن را محقق کرد.

  • کفگیر آقایان به ته دیگ خورده ولی حاضر نیستند که آن را بپذیرند

    کفگیر آقایان به ته دیگ خورده ولی حاضر نیستند که آن را بپذیرند

    به گزارش اقتصادران، عباس عبدی نوشت:

    یکی از وعاظ مشهور و سلبریتی‌های نواصولگرا کم‌کم متوجه تبعات سیاست‌های جاری شده است ولی هنوز نمی‌خواهد به واقعیت مساله اشاره کند. وی گفته است آنهایی که تفکر غرب‌گرایانه علیه دین و انقلاب دارند، نمی‌دانند حقیقت دین چیست؟

    در میان برخی جوانان که از دین فاصله دارند، سوءتفاهم‌هایی ایجاد شده و کار به جایی رسیده که بعضا از دین نفرت دارند. این نکات را در حالی اظهار داشته که لحظه‌ای به خود نمی‌آید که بداند مگر نه آنکه این غربگراها پیش از انقلاب بیشتر بودند و تمامی رسانه‌ها را هم در دست داشتند و در مقابل اکنون تمامی این رسانه‌ها در دستان شماست تا حقیقت دین را معرفی کنید، پس چرا پیش از انقلاب فوج‌فوج جوانان به سوی دینداری می‌رفتند و اکنون کار به جایی رسیده که تنفر هم پیدا کرده‌اند؟ تفاوت در عملکرد شماست. وی در جای دیگری ساده‌انگارانه مدعی می‌شود که مطابق نظرسنجی‌ها ۷۰درصد مردم آرزو دارند که اگر مقدمات فراهم شود به کربلا بروند. وی این را نشانه‌ای از گرایش مردم به دین با تعبیر خودشان می‌داند!! سپس به انتخابات پرداخته و آن را مستمسک نقدی قرار می‌دهد و می‌گوید که امام‌حسین(ع) را چگونه معرفی کردید که این جوانان و مردم در انتخابات شرکت نمی‌کنند! سپس با طلبکاری می‌گوید که دین در مشارکت انتخاباتی چقدر تعیین‌کننده بود؟

    اگر دین تو در انتخابات موثر نیست مرده‌شور این دین را ببرند که در حساس‌ترین حادثه ساکت است، لال است. وی ادامه می‌دهد که وقتی تبیین دین درست صورت نگیرد در انتخابات نقش اول را بازی نمی‌کند، متحجرانه معرفی شده است. اینها را کسی گفته که هنوز مواضع و تبلیغات عجیب او در انتخابات موجب تعجب شده و برخی از کاربران طرفدار آنان، احساس فریب‌خوردگی خود را از این رفتارها اعلام کرده‌اند. ولی اینها اهمیت اصلی را ندارند. مساله اینجاست که اگر تنفر از دین ایجاد شده دقیقا محصول عملکرد همین افراد است که منابر رسمی را به تصرف خود در آورده‌اند و هر لحظه در یکی از کانال‌های تلویزیونی حضور دارند و اظهارنظر می‌کنند و به خیال خود در حال هدایت مردمی هستند که در حال گمراه شدن هستند.

    واقعیت این است که انتخابات ۸ و ۱۵ تیر ۱۴۰۳، دستاورد مهم‌تری از پیروزی پزشکیان داشت. این دستاورد که جناح طرفدار وضع موجود متوجه شود جامعه آن چیزی نیست که گمان می‌کردند. خوشبختانه پیش از انتخابات این صدا در سطوح بالای حکومتی شنیده شد و به همین علت انتخاباتی رقابتی شکل داده شد تا وضع از اینکه هست، بدتر نشود که نشد و تاحدودی در مسیر جبران قرار گرفتیم. ولی اغلب اصولگرایان تندرو متوجه عمق این تحول نشده بودند و همچنان در خیال خام خود بودند که گمان می‌کردند مردم با آنان هستند.

    انتخابات اخیر دو ضربه کاری به تفکر آنان زد؛ اول اینکه متوجه شدند بخش بزرگ و اکثریت جامعه از آنان عبور کرده‌اند، به‌ طوری که حتی با مشارکت اصلاح‌طلبان هم نمی‌توان مخالفان را کمتر از نصف کرد. دوم اینکه همان باقیمانده در عرصه سیاست نیز به این جماعت پشت کرده‌اند و حاضر نیستند که وارد بازی‌های سیاسی آنان شوند. بازی‌هایی که آلوده به منافع مالی و اتهامات ریز و درشت است یا آلوده به ریاکاری و دروغ است. سیاستی که مطلقا پاسخگوی نیاز امروز جامعه ما نیست و حاضر هم نیستند، کوچک‌ترین توضیحی درباره اتهامات و سوالات مطرح درباره خودشان دهند ولی همچنان خود را انقلابی و جبهه انقلاب معرفی می‌کنند و اغلب رسانه‌های بخش عمومی را در تیول خود دارند و کماکان مدعی مشکلات و انحرافات غرب‌زدگان اسلامی هستند!! روشن است که کفگیر آقایان به ته دیگ خورده ولی حاضر نیستند که آن را بپذیرند و همچنان دنبال بهانه هستند ولی دو ضربه کاری انتخابات اخیر آنان را گیج کرده، امیدواریم زودتر به هوش آیند.