برچسب: اصولگرایان

  • آی مردم! می‌توانید گوشت، نان و خانه بخرید؟ / آقای جلیلی، تو که برنامه داشتی، خب می دادی آقای رئیسی اجرا می کرد! + فیلم

    آی مردم! می‌توانید گوشت، نان و خانه بخرید؟ / آقای جلیلی، تو که برنامه داشتی، خب می دادی آقای رئیسی اجرا می کرد! + فیلم

    به گزارش اقتصادران، نامزد انتخابات ریاست جمهوری در مناظره دوم دور دوم: برادرمان می‌گوید آمار غلط است، اما آنچه من نشان دادم، پولی است که چاپ شده است. زندگی مردم معلوم است.

    چرا بازنشسته‌ها جلوی مجلس می‌روند و این‌ها آن‌ها را کتک می‌زنند؟ کل مسکنی که مجوز دادند، ۹۰۰ هزار تا است. می‌گویند بلدیم و برنامه داریم، خب برنامه را به آقای رئیسی می‌دادید.

     

     

  • کی به نفع کی کنار می‌رود؟ /  سه سناریوی انصراف کاندیداهای انتخابات

    کی به نفع کی کنار می‌رود؟ / سه سناریوی انصراف کاندیداهای انتخابات

    به گزارش اقتصادران، کمتر از ۷۲ ساعت تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم باقی است اما هنوز هم مشخص نیست که کدام کاندیدا به نفع یکدیگر کنار می کشند. با ثبت‌نام محمد باقر قالیباف، سعید جلیلی، علیرضا زاکانی و امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی، مساله «کناره گیری» و «کاندیدای پوششی» بدل به یکی از بدیهیات این دوره از انتخابات شد. با این وجود در ساعات پایانی سه‌شنبه ۵ تیر کماکان مشخص نیست که کدام کاندیدا به نفع دیگری کناره‌گیری می‌کند.

    پوششی‌های دم‌دستی

    از بین ۴ کاندیدای دیگر به نظر می‌رسد محتمل‌ترین گزینه برای کناره‌گیری قاضی‌زاده هاشمی باشد. نه بدنه و پایگاه رای خاصی دارد، نه حرف جدیدی در مناظرات زده است و نه از سوی تشکل‌های تازه‌نفس انقلابی و یا جریان‌های اصولگرای دیگر حمایت می‌شود. او اظهارنظر قاطعی نیز درباره عدم کناره گیری نداشته است.

    کاندیدای دیگر جریان اصولگرا، علیرضا زاکانی است. موضوع کناره‌گیری او نیز به نظر بدیهی است. با وجود قالیباف و جلیلی در عرصه رقابت‌ها زاکانی نماینده هیچ گفتمانی نبود و به جز درگیری و مجلس گرم‌کنی در مناظرات کاری نداشت؛ گویی حضور او صرفاً برای عصبانی‌کردن مسعود پزشکیان طراحی شده بود. بودنش چه از نظر پایگاه رای و چه از نظر حمایت‌های سیاسی درون اصولگرایی خالی از هر نکته قابل توجهی بود. شوخی پزشکیان و کنایه‌اش درباره پوششی‌بودن‌اش سوژه شبکه های مجازی شد، وقتی پزشکیان با طنازی و لبخندی تبریزی زیر چشمی نگاهش کرد و گفت: «تا آخر می‌مونی دیگه؟!»

    بعید است که علیرضا زاکانی تا آخر در عرصه رقابت باقی بماند. او نه پایگاه رای قابل توجهی دارد و نه در نظرسنجی‌ها در جایی است که بتواند سرنوشت‌ساز باشد. در نهایت میزانی از رای اصولگرایان را تقلیلی می‌دهد و ممکن است عاملی برای کشیده شدن انتخابات به مرحله دوم باشد. البته در شرایطی که مشارکت را حول و حوش ۵۰ درصد تصور کنیم. زاکانی در این دوره از انتخابات بیش از سابقه حضورش در مجلس یا شهرداری نشان داد نماد گفتمان «لجبازی» و «قلدری» است. از این جهت ممکن است در شرایطی که فشارهای جدی از اتاق‌های فرمان اصولگرایی وارد نشود، در عرصه باقی بماند.

    موقعیت ارّه: سرگردانی گفتمانی و تکرار ۸۴

    با توجه به اعلام حمایت رسمی جبهه پایداری از جلیلی می‌توان این سناریو را در نظر داشت که جلیلی قرار نیست به راحتی کناره‌گیری کند. در این صورت یکی از عجیبترین رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری در جمهوری اسلامی رقم می‌خورد. رقابتی سه‌ضلعی بین پزشکیان جیلی و قالیباف که احتمالاً سرنوشت کار در مرحله دوم تعیین می‌شود.

    با مرور رخدادهایی که در ۱۰ سال گذشته بین حلقه جلیلیون، نیروهای جبهه پایداری و البته جریان قالیباف افتاده، روشن و شفاف است که جلیلی و قالیباف با زبان خوش به نفع هم کنار نمی‌روند. اگر بنا به کناره‌گیری باشد، در اثر فشار شبکه‌های پیدا و پنهان تصمیم‌گیری در جریان انقلابی خواهد بود.

    مشکل مهم جریان اصول‌گرا، همان مشکل سال ۸۴ است. جریان حاکم در تقابل با دولت سید محمد خاتمی که رویکرد توسعه سیاسی و اقتصادی داشت، بر عدالت‌ و مبارزه با فقر و فساد تاکید می‌کرد اما در انتخابات در قالب یک سرگردانی گفتمانی، پشت سر محمدباقر قالیباف ایستاد که با شمایلی تکنوکرات و مدرن در انتخابات شرکت کرده بود. سرگردانی گفتمانی در هفته آخر موجب شکاف میان رأس و بدنه شد. در حالی که رأس جریان حاکم از قالیباف حمایت می‌کرد، بدنه‌اش تحت تاثیر گفتمان عدالت‌طلبی که خود این جریان تبلیغ می‌کرد، دنبال ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد بود و او را اصلح می‌دانست. حالا و بیست سال بعد از انتخابات سال ۸۴ همان شکاف دوباره احیا شده است: محمدباقر قالیباف در انتخابات با چهره‌ای «اجرایی» و «جهادی» ظاهر شده است. تصویر عمومی او به خاطر افشاگری‌های درون‌جناحی در انتخابات مجلس گذشته به شدت از جهت سلامت اقتصادی خدشه‌دار شده است. از سوی دیگر، سعید جلیلی، در یک دهه گذشته با شمایل ساده‌زیستی و حرکت مستقیم در جهت آرمان‌های انقلابی فعالیت کرده است و رای بدنه وفادار به انقلاب را دارد. به این اضافه کنید که حملات متعدد مصطفی پورمحمدی به جلیلی بر سر مخالفت با FATF و سمن‌ها، چهره عمومی را به عنوان یک فرد صادق به‌شدت خدشه‌دار کرده است. بنابراین مهم‌ترین مشکل جریان حاکم آن است که دو نامزد آن با دو چهره کاملاً متفاوت و حتی متضاد در انتخابات شرکت کرده‌اند. این مسئله، موضوع کناره‌گیری و واریز آرای هر کدام از این دو به سبد رأی دیگری را به شدت دچار مشکل می‌کند.

    با اینحال در روزهای آینده سه سناریو پیش رو قرار دارد:

    سناریوی اول: جلیلی به نفع قالیباف کناره‌گیری کند

    باید توجه داشت که رای سعید جلیلی در صورت کناره‌گیری لزوماً به سبد محمد باقر قالیباف ریخته نخواهد شد. اختلافات یک دهه گذشته بین این چهره‌ها و جریان‌ها را با ظریب بسیار جدی‌تری در بین بدنه رای‌دهندگان به آن ها در نظر بگیرید. به خصوص نباید از یاد برد پایگاه انقلابی رای به سعید جلیلی از اساس مشکلات جدی با محمد باقر قالیباف دارند و دور از ذهن نیست که حتی به پزشکیان اصلاح‌طلب رای بدهند اما به قالیبافِ درگیر داستان‌های مختلف نه.

    سناریوی دوم: قالیباف به نفع جلیلی کناره‌گیری کند

    بخشی دیگر از این رأی ممکن است به سبد مسعود پزشکیان ریخته شود که بخشی از تکنوکرات‌های نظام را پشت سر خود دارد. فارغ از آرای سنتی، قالیباف چشمی هم به آرای طبقه متوسط داشت اگرچه این بخش از جامعه تحرک بسیار اندکی داشت و در تحلیل کلی، در انتخابات حضور ندارد. با اینحال، اگر قالیباف توانسته باشد بخشی از این آرا را به خود جلب کند در صورت کناره‌گیری نمی‌تواند این بخش از آرای خود را به سبد جلیلی واریز کند که از نظر این طبقه رأی منفی بالایی دارد.

    در صورتی که انتخابات با مسعود پزشکیان و سعید جلیلی به دور دوم برود، احتمال دارد بخش خاکستری که تاکنون با انتخابات قهر بوده، احساس خطر کند و به نفع پزشکیان وارد عمل شود.

    سناریوی سوم: هیچ‌کدام به نفع دیگری کناره‌گیری نکند

    اگر دستی از پشت پرده بیرون نیاید و حکم به وحدت ندهد، این سناریو محتمل‌ترین سناریوست. در این صورت انتخابات حتماً به دور دوم خواهد رفت. تحلیل‌ها براساس نظرسنجی‌ها این است که در این صورت یکی از دو نفر جلیلی و قالیباف با پزشکیان به دور دوم خواهند رفت و عملاً کار انتخاب میان نامزدهای جریان حاکم به مردم سپرده می‌شود.

    با این شرایط کناره‌گیری و یا عدم کناره‌گیری جلیلی و قالیباف به نفع یکدیگر در هر صورت صحنه عجیبی از رقابت را ترسیم می‌کند. زمین حرکت این کاندیداها در ۷۲ ساعت گذشته شاهد تحرکاتی است که هم سرنوشت انتخابات و هم معادلات آینده جریان انقلابی را رقم می‌زند.

  • پیش بینی نتیجه انتخابات

    پیش بینی نتیجه انتخابات

    به گزارش اقتصادران،  روزنامه خراسان نوشت:

    برای عده‌ای از اصولگرایان و به‌ویژه ستاد‌های انتخاباتی، همچون سال ۹۲ یک ذهنیت کاملاً قابل‌تردیدی وجود دارد که می‌گوید آقایان جلیلی و قالیباف به دور دوم خواهند رفت و آن جا برای اصولگرایان احدی‌الحسنین خواهد شد!

    اگر انتخابات به دور دوم برود، روند‌ها و تحلیل‌ها و تجربه‌های انتخابات پیش نشان می‌دهد که ستاد و هواداران آقای پزشکیان امیدوارتر خواهند بود و احتمال رأی‌آوری او را جدی‌تر خواهند شمرد؛ البته این احتمال در نسبت به این که کدام یک از آقایان جلیلی یا قالیباف با آقای پزشکیان به دور دوم بروند، تفاوت می‌کند؛ اما یک نکته ثابت است و آن این که شانس آقای پزشکیان افزایش خواهد یافت، همچنان که آقای احمدی‌نژاد هم در رقابت با آقای هاشمی در دور اول انتخابات ۸۴، رتبه دوم را کسب کرد و به دور دوم رفت؛ اما در دور دوم، آقای هاشمی را پشت‌سر گذاشت و راهی پاستور شد.

    راهکار رسیدن به یک روند مقبول بین نامزد‌های اصولگرا پیچیده نیست؛ علم نظرسنجی در ایران قدرتمند است و مؤسساتی که نام برده شد، همگی مؤسسات معتبر و آزموده‌شده‌ای هستند. روش علمی هم در این زمینه پاسخگوست و می‌تواند اختلافات را حل کند، لذا نامزد‌های این جریان می‌توانند با توافق بر سر یک روش صحیح نیل به تصمیم نهایی، مسیر نزدیک‌تری را به حالت برنده‌شدن پیش بگیرند

    اما نکته تقریباً قطعی این است که دور دوم بیشتر به‌نفع پزشکیان خواهد بود و در دور اول احتمال پیروزی یک نامزد اجماعی اصولگرایان وجود دارد، لذا همه‌چیز بستگی به این دارد که به روند‌ها توجه کنند یا کار بیشتر به شانس و اقبال واگذار شود.

    به نظر می‌رسد اصولگرایان چاره‌ای جز اجماع و رسیدن به نامزد واحد آن هم هر چه سریعتر ندارند، اجماعی که البته بر مبنای مراکز افکار سنجی معتبر باشد، گزینه نهایی موجب شکل گیری دوقطبی با آقای پزشکیان نشود و البته آرای مردد که سرنوشت ساز نیز هستند ازبلاتکلیفی در بیایند.

  • تکریم در مناظره، تحقیر در خیابان! / یک بام و دوهوای اصولگرایان در مورد حقوق زنان

    تکریم در مناظره، تحقیر در خیابان! / یک بام و دوهوای اصولگرایان در مورد حقوق زنان

    به گزارش اقتصادران، محمد سالاری نماینده ادوار دوره چهارم و پنجم شورای اسلامی شهرتهران در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا،‌ درباره فضای سرد حاکم بر انتخابات گفت: با توجه به تحولاتی که در ستادهای انتخاباتی، به خصوص ستادهای انتخاباتی آقای پزشکیان پیش آمده است، در سراسر کشور شاهد یک روند رشد قابل توجه هستیم، اگرچه که هنوز این رشد، رشد خیلی سریعی نیست. به نظر می‌رسد نیاز هست که آقای پزشکیان دیدگاهی که در تمایز با سایر دیدگاه‌ها دارد را خیلی مشخص‌تر و واضح‌تر برای مردم تبیین کند و مرددین و مجموعه‌ای از جامعه که به تحریم انتخابات می‌اندیشند و از اصلاح امور ناامید شده‌اند نیاز دارند این پیام به صورت واضح به آنها برسد، همین  اهداف و استراتژی‌هایی که آقای پزشکیان صادقانه مطرح می‌کند در ادامه باید با یک قوت قلب و اطمینان بیشتری مطرح شود.

    وی عنوان کرد: اگر آقای پزشکیان در این چند روز آینده این رسالت تاریخی را به خوبی انجام دهد، من شخصاً فکر می‌کنم که شاهد یک انتخابات رقابتی جدی‌تر خواهیم بود. قطعاً هر چقدر مشارکت هم بالا رود، همه تحلیلگران بر این باور هستند که آرای پزشکیان بیشتر بالا می‌رود و احتمال موفقیت‌ش در همین دوره اول خیلی خیلی زیاد می‌شود.

    سالاری در خصوص نظرسنجی‌هایی که در روزها اخیر منتشر شده است،‌ اظهارکرد: یک سری نظرسازی هست اما یک سری نظر سنجی‌هایی که انجام شده، مراکز دانشگاهی انجام داده‌اند که معتبر است. افرادی که این‌ها را انجام دادند، جزو اساتید دانشگاه بودند صاحبان اندیشه هستند و اعتبار علمی در جامعه دارند، قاعدتاً به دلیل آن اعتباری که دارند به سمت نظرسازی نمی‌روند. همه این‌ها نشانگر این است که آرای آقای پزشکیان به صورت قابل توجهی در حال رشد است، هنوز آن نظرسنجی‌ها مشخصاً نگفتند که پزشکیان در مرحله اول پیروز می‌شود یا مرحله دوم ولی اگر با سرعت بیشتری تداوم پیدا کند قطعاً ما شاهد موفقیت آقای پزشکیان در مرحله اول خواهیم بود. احتمال خیلی پایین است که به مرحله دوم بکشد.

    وی عنوان کرد: با توجه به روند رو به رشدی که داشتیم و مناظره‌ای که شب گذشته برگزار شد و آقای پزشکیان در خصوص سبک زندگی که مطالبه‌ی بخشی از جامعه به ویژه جامعه مرددین است در دو محور شفاف‌سازی کرد که با بیشتر کاندیداهای دور میز متفاوت بود، این پیام را به مردم ایران، زنان و مردان و دختران و پسران داد که با روندی که دستگاه‌های تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر با حجاب دارند، مخالف است.

    سالاری در ادامه افزود: در موضوع فیلترینگ هم اعتقاد به آزادی ارتباطات دارد، همچنین استفاده از ظرفیت‌های علمی که در دنیا اتفاق افتاده است و سامانه‌ها و نرم‌افزارهایی که مبتنی پیشرفت تکنولوژی و علم به نتیجه رسیده است و این را حق هر ایرانی می‌داند تا همه ایرانیان بتوانند از این ظرفیت عظیم استفاده کنند. ضمن تاکید بر اینکه در کشور هم این ظرفیت‌ها باید اجرا شود، در حوزه حجاب هم خیلی واضح مطرح کرد که با این روند‌ها و عدم احترام به زنان ایرانی و به رویکردهای تحکمی و سلبی برای برخورد با مسئله حجاب اعتقادی ندارد من فکر می‌کنم که این دو محور از محورهای تعیین کننده‌ای بود که شب گذشته آقای پزشکیان مطرح کرد.

    این فعال اصلاح‌طلب ادامه داد: در روزهای آینده شاهد حضور مرددین در فضای انتخابات خواهیم بود اگرچه که در روزهای آینده می‌بایست کمپین انتخاباتی آقای پزشکیان و شخص ایشان بتواند با صراحت بیشتری آن منویات قلبی خود را با همان اخلاصی که دارد به مردم بیان کند. آقای پزشکیان شخصیتی اخلاق‌مدار است و سعی می‌کند علیرغم اینکه کاندیداهایی آمدند که نمانند و می‌خواهند وقتش را بگیرند و سر به سرش بذارند و ایشان را عصبانی کنند،‌ آنها را تحمل کند. پزشکیان باید یکم صریح‌تر و محکم‌تر مواضع خود را مطرح کند.

    سالاری در پاسخ به این سوال که چه مطالبی در صحبت‌های نامزدها دیده نمی‌شود، گفت: ما شب گذشته شاهد یک تناقضات جدی در بیان مسائل و آن چیزی که آن‌ها دارند به آن عمل می‌کنند، بودیم. اینکه کاندیداهای طیف اصولگرا چشم در چشم ملت نشستند و زنان و دختران ایران را در زبان و بیان تحقیر می‌کنند و می‌گویند با احترام باید برخورد کرد، در صورتی که ما در عمل شاهد این بودیم که در همین سال‌های اخیر آنها بدترین برخوردهای سلبی و تحکمی را با زنان کشور انجام دادند و باعث شدند شکاف بین دولت، ملت و حاکمیت تشکیل شود و صدایی از این افراد در نیامد. مردم خوب قضاوت می‌کنند و عمل این‌ها جلوی چشمشان است و این‌ها هم برای اینکه مجدداً بتوانند رای مردم را بگیرند سعی می‌کردند بگویند ما با یک رویکرد تکریمی برخورد می‌کنیم.

    وی خاطرنشان کرد: مناظره شب گذشته به نظرم خیلی تعیین کننده بود و امیدوارم که مردمی که از اصلاح امور کشور ناامید شدند، این فرصت تاریخی را از دست ندهند. مسعود پزشکیان مبتنی بر گفتمان عدالت و حقوق عمومی پا به عرصه میدان گذاشته است و کارنامه سیاسی و اخلاقی او مبتنی بر تکریم انسانیت و مبنا قرار دادن اخلاق، دفاع از مظلومان و حقوق عمومی آحاد مردم، اقشار مردم،‌ فرودستان، نحله‌های فکری و مذاهب و اقوامی است که با آنها ظلم شده است و دیده نشده‌اند، مردم باید بیایند و از این فرصت تاریخی بهره بگیرند برای که کشورمان به سمت توسعه پایدار نیل پیدا کند.

  • پزشکیان، یک اصولگرای اصلاح‌طلب است! / اگر همین امروز انتخابات برگزار شود، به دور دوم می‌رود

    پزشکیان، یک اصولگرای اصلاح‌طلب است! / اگر همین امروز انتخابات برگزار شود، به دور دوم می‌رود

    به گزارش اقتصادران، حدود دو هفته دیگر انتخابات ریاست جمهوری برگزار می‌شود. همچنان هر 6 کاندیدا در صحنه حضور دارند و احتمالا چند نفر از آنها بعد از مناظرات از ادامه رقابت انصراف دهند. اصل این انتخابات هنوز مورد انتقاد بسیاری از مردم و کارشناسان است چرا که معقتدند مهندسی صورت گرفته است.

    مسعود پزشکیان، قالیباف و جلیلی سه کاندیدایی هستند که شرایط رقابت را تغییر خواهند داد، هرچند که باید تا پایان مناظره ها صبر کرد و دید اقبال مردم به چه کاندیدایی بیشتر است و آیا مسعود پزشکیان توانایی این را دارد قشر خاکستری و مردد را با خود همراه کند یا خیر. محمدجواد حق شناس عضو سابق شورای شهر تهران عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی می‌گوید که برخی حاضر هستند به هر قیمتی از رسیدن پزشکیان به پاستور جلوگیری کنند.

    *اگر منصفانه به آرایش انتخابات نگاهی بیندازیم، همچنان باید بگویم که فضای انتخابات در چارچوب یک نگاه کلان و ذیل یک انتخابات مهندسی شده تعریف می‌شود. به آن معنا که از بهره‌گیری نظارت استصوابی، ساختار سیاسی همچنان بر پیگیری و تداوم نگاه خودش مبنی بر جهت دهی به فضای انتخاباتی حرکت می‌کند و از آن عدول هم نکرده است.

    *به نظر می‌رسد اگر نگاهی به تمامی انتخابات از آغاز تا به امروز داشته باشیم، این انتخابات‌ها به دو دسته شاخص تقسیم می‌شوند. دسته‌ای که ما شاید در انتخابات اول، دوم تا ششم داشتیم. آن انتخابات‌ها قابل پیش‌بینی بود و کسانی که خیلی هم با فضای سیاسی بیگانه نبودند، می‌توانستند به راحتی نتیجه را پیش از برگزاری انتخابات پیش‌بینی کنند.

    *اما از دوره هفتم، شاهد یک اتفاق در روند انتخابات بودیم و آنهم مسیر انتخابات رقابتی بود و ما برای اولین بار، اوج رقابت را در دوم خرداد سال ۷۶ شاهد بودیم. ما عملا شاهد یک دو قطبی بودیم که یک قطب را جریان حاکم نمایندگی می‌کرد و یک قطب دیگر، قطبی بود که عامه مردم و احزاب و نهاد‌ها در واقع تلاش کردند که با آمدن به پای صندوق رای، هم نامزد خودشان را انتخاب کنند و هم به نامزد حاکمیت با رای سلبی نه بگویند.

    *این روند را در سال ۸۴ هم شاهد بودیم؛ با آمدن یک پدیده جدید در سیاست کشور به نام احمدی نژاد. بعد از اتفاقاتی که در سال ۸۸ داشتیم، در سال ۹۲ دیدیم که با محوریت شخصیتی مانند آیت الله هاشمی رفسنجانی و همسو کردن جریان اصلاح طلب، اعتدالی و راست میانه، نهایتا با کناره‌گیری عارف، حسن روحانی انتخاب شد.

    *این روند با تحمل حاکمیت نسبت به تیم اعتدالی، به ۱۴۰۰ رسید. در ۱۴۰۰ شاهد بازگشت دوباره رویکرد حاکم به دهه ۶۰ بودیم یعنی غیررقابتی و قابل پیش بینی بودن انتخابات. عملا با مهندسی شدن انتخابات، این روند به سمتی رفت که آرایش انتخاباتی به گونه‌ای رقم بخورد که از پیش، ابراهیم رئیسی به عنوان چهره حاکمیت به عنوان رئیس جمهور معرفی شود.

    *سقوط هلیکوپتر رئیس جمهور و همراهانش، کشور را به سمت انتخابات زودهنگام برد. عملا شاهد این هستیم که به خاطر این حادثه و انجام انتخابات ظرف ۵۰ روز، همزمانی انتخابات ریاست جمهوری با انتخابات شورای شهر از بین رفت و عملا این انتخابات ضمانت آرا و حضور پررنگ مردم را در کنار خودش ندارد.

    *از طرفی در دو انتخابات گذشته یعنی مجلس و ریاست جمهوری، شاهد کم رونق‌ترین انتخابات بودیم و جدا از اینکه میزان مشارکت کمتر از ۵۰ درصد بود، دیدیم که بعد از آراء فرد منتخب، آرا باطله جایگاه دوم را به دست آورد، که نمایانگر یک رای اعتراضی بود.

    *در این فضا، کشور با مشکلاتی که دولت رئیسی در سه سال گذشته داشت، روبه رو بود. شاید مهمترین آن‌ها عدم تحقق وعده‌های انتخاباتی از جمله ساخت مسکن، کاهش تورم، رشد اقتصادی ۸ درصدی، بود.

    *سوالی که پیش می‌آید این است وقتی طالب یک مشارکت مناسب هستیم که بخواهیم در فضای بین المللی آن را به عنوان یک پشتوانه مشروعیت دار برای نظام حاکم عرضه کنیم، باید چیکار کنیم؟ از یک سو برای به صحنه کشیدن مردم نیازمند برگزاری انتخابات استاندارد هستیم که باید چهار فاکتور رقابت، سلامت، تنوع و اثر گذاری را داشته باشد که با نظارت استصوابی شورای نگهبان هیچ یک از این شروط و فاکتور‌ها محقق نمی‌شود.

    *از سوی دیگر، ساختاری که به این جمع بندی رسیده، بنا بر هر دلیلی نمی‌تواند یک انتخابات استاندارد داشته باشد، چراکه خالص سازی برایشان اهمیت بیشتری دارد. معتقدم حاکمیت در سال‌های اخیر به این نتیجه رسیده یک دست سازی نمی‌تواند نتیجه مد نظر در خصوص حل مشکلات را به همراه داشته باشد.

    *در اینجا به نظر می‌رسد ساختار سیاسی، سعی کرد یک تجدید نظری در فضای انتخاباتی داشته باشد که با کمترین دست کاری در راهبردها، بتواند یک تنوعی را در میان نامزد‌های انتخاباتی فراهم کند که حداقل به عنصر رقابت بتوانیم دسترسی داشته باشیم.

    *۶ کاندیدای تایید صلاحیت شده این دوره، عملا ۵ نفر از آن‌ها به جریان اصولگرا تعلق دارند. جلیلی جریان پایداری را نمایندگی می‌کند، قالیباف نماینده جریان تکنوکرات و عملگرای انقلابی است که یک دوره ریاست مجلس را در کارنامه دارد و در انتخابات تهران نفر چهارم بود که جایگاهش تنزل پیدا می‌کند اما سعی می‌کند گام بعدی را برای رسیدن به پاستور را محکم تر بردارد. حتی می‌بینیم مهمترین رقیب او یعنی علی لاریجانی در این مهندسی، از حضور باز می‌ماند تا با خیال راحت‌تری بتواند فعالیت کند.

    *در این میان حضور پورمحمدی به عنوان نماینده راست سنتی از یک سو و رئیس جامعه روحانیت مبارز از سوی دیگر، نسبت به گزینه‌های دیگری مانند زاکانی و قاضی زاده هاشمی که حضورشان صرفا برای جلب توجه و پوششی است، در نوع خودش دارای اهمیت است.

    *نکته‌ قابل توجه این است که در سال ۱۴۰۰ هم شاهد تایید صلاحیت همتی و مهرعلیزاده بودیم که به جریان اصلاح‌طلب و اعتدال مرتبط می‌شدند. در انتخابات امسال دو فرد از جبهه اصلاحات یعنی آقایان آخوندی و جهانگیری رد صلاحیت می‌شوند و اقای پزشکیان به عنوان وزیری که در دولت خاتمی حضور داشته و ۲۰ سال نماینده مردم تبریز در مجلس حضور داشته، به عنوان فردی که جریان اصلاح طلب و اعتدال گرا را نمایندگی می‌کند، تایید صلاحیت می‌شود! پزشکیان را تایید صلاحیت می‌کنند تا بهانه را برای عدم مشارکت از اصلاح طلبان بگیرند.

    *ضمن اینکه آقای پزشکیان، یک اصولگرای اصلاح‌طلب است، او باور‌هایی دارد که نگرانی‌های حاکمیت را به حداقل می‌رساند. حضور او می‌تواند نگرانی‌هایی را برای نظام سیاسی که قاعدتا به صورت مهندسی شده به انتخابات نگاه می‌کند را داشته باشد؛ آنهم توانایی بالقوه‌ای است که پزشکیان دارد. او می‌تواند به پدیده انتخابات بدل شود. البته اینجا به توانمندی و قدرت شخص پزشکیان بستگی دارد که بتواند افکار عمومی را با خود همراه کند و قشر خاکستری که در انتخابات قبل حضور نداشتند را قانع کنند تا به پای صندوق رای بیایند. اگر پزشکیان و مشاورانش بتوانند ۳۰ درصد از این قشر را پای صندوق رای بیاورند، می‌توانند برای نظام سیاسی نگرانی ایجاد کنند و بازی از پیش تعیین شده آنها را به چالش بکشد.

  • زاکانی را برای تخریب پزشکیان آورده اند! / قالیباف قطعا یک دفعه‌ای تصمیم نگرفته است که وارد انتخابات شود

    زاکانی را برای تخریب پزشکیان آورده اند! / قالیباف قطعا یک دفعه‌ای تصمیم نگرفته است که وارد انتخابات شود

    به گزارش اقتصادران، بعد از اعلام رسمی کاندیدا‌های تایید‌صلاحیت‌شده از سوی شورای نگهبان، برنامه‌های تبلیغاتی و بعضا تخریبی کاندیدا‌ها شروع شد. مسعود پزشکیان در حالی تایید صلاحیت شد که تنها کاندیدای غیراصولگرا است. همین موضوع البته نقد‌های متعددی را به شورای نگهبان وارد کرده است که این عدالت نیست که ۵ کاندیدای اصولگرا، در مقابل یک کاندیدای اصلاح‌طلب، در مناظرات حضور داشته باشند. البته باید گفت از زمانی که صلاحیت پزشکیان تایید شده، در شبکه‌های اجتماعی موجی از حمایت گسترده از او صورت گرفته است.

    *پیش‌بینی می‌شد همین تعداد محدود تایید صلاحیت شوند، در سال‌های اخیر شورای نگهبان نشان داده که همین تعداد مدنظرش است. البته به نظرم این تعداد می‌توانست کمتر هم باشد تا رقابت جدی در انتخابات صورت بگیرد.

    *از سوی دیگر موضوع دوقطبی است. دو قطبی اصولگرایان که ۵ نفر هستد و یک اصلاح‌طلب. به نظرم حضور افرادی مانند جهانگیری، لاریجانی شریعتمداری و همتی می‌توانست انتخابات را پرشور‌تر کند. شورای نگهبان با حذف این افراد عملا این ظرفیت را از صندوق‌های رای گرفته است. جامعه نمی‌داند چرا همتی که در دوره قبل تک‌مهره بود، حالا باید ردصلاحیت شود؟ تصور نمی‌کنم رقابت میان اصولگرایان باشد.

    *حضور آقای قالیباف و آمدنش از مجلس هم سوال‌برانگیز است، چرا که بعد از درگذشت مرحوم رئیسی رای ریاست مجلس را آورد. او قطعا یک دفعه‌ای تصمیم نگرفته است که وارد انتخابات شود. ظرفیت مجلس هم ظرفیت مهمی بوده که به رغم اردوکشی پایداری‌ها، او با اشاراتی به کرسی ریاست پارلمان بنشیند. همین جابجایی از یک قوه به قوه دیگر، برای مملکت هزینه‌ساز است. ضمن اینکه مجلس را در خطر حاکمیت پایداری‌ها می‌گذارد.

    *به نظرم یک دوقطبی از نوع دوم خرداد شکل می‌گیرد، اما اتفاق دوم خرداد بنا به دلایلی شکل نمی‌گیرد..

    *پزشکیان شخصیتی نخبه و دانشگاهی است و مشهور به فسادستیزی است. در دولت خاتمی وزیر بهداشت بوده و سال‌ها عهده‌دار ریاست بیمارستان بوده است و ظرفیت و کمبود‌های بهداشتی کشور را به خوبی می‌شناسد. او ترکیبی از استان‌های کردستان و آذربایجان است و می‌تواند از این ظرفیت قومی استفاده کند و با توجه به شناخت و تسلطی که بر امور دینی و علمی دارد، می‌تواند یکی از پدیده‌های غیرمنتظره و جدی این دوره از انتخابات باشد.

    *پزشکیان دستش پر است و مشاورینش باید او را باید مناظرات آماده‌تر کنند.

    *من تصورم این است که بخشی از رای خاکستری بیدار خواهد شد. اما وضعیت بد اقتصادی و معیشتی از اواخر دولت روحانی و در تمام سه سال دولت رئیسی، مردم را مایوس کرده و زمانی که می‌بینند هر روز وضعیتشان بدتر می‌شود، طبیعی است که دیگر اقبالی به انتخابات نخواهند داشت و صرفا تماشاچی خواهند بود.

    *شورای نگهبان در این موضوع دو خطا کرد. یکی نسبت ۵ به ۱ را اعلام کرد که نمی‌تواند تصادفی باشد و باید به نقد گذاشته شود. چهره‌های مانند زاکانی، قاضی‌زاده هاشمی و حتی پورمحمدی با توجه به کارنامه‌ای که دارند، تاییدشان عجیب است و آقایان لاریجانی، جهانگیری و شریعتمداری قطعا اولویت بیشتری نسبت به این افراد داشتند. معتقدم این موضوع باید به نقد و بررسی گذاشته شود.

  • به غیر از یک نفر بقیه کاندیداها سر و ته یک کرباس هستند!

    به غیر از یک نفر بقیه کاندیداها سر و ته یک کرباس هستند!

    به گزارش اقتصادران، ردصلاحیت ها در چهاردهمین دور از انتخابات مجلس به مثابه انتخابات ۱۴۰۰ حاشیه ساز بود، آنها که زمانی در پست های حساس و کلیدی نظام بودند یا هستند با ردصلاحیت روبرو شدند و آنهایی که حتی برچسب کاندیدای پوششی همراهشان بود تایید شورای نگهبان را گرفتند.

    غلامحسین کرباسچی، تحلیلگر سیاسی اصلاح طلب، دبیرکل سابق حزب کارگزاران سازندگی و مدیر مسئول روزنامه هم‌میهن ضمن انتقاد از شورای نگهبان درخصوص ردصلاحیت علی لاریجانی، می گوید؛‌«علی لاریجانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، رییس سه دوره مجلس و رییس صداوسیما فعالیت می‌کرد که همه اینها، پُست‌های حساس و مهمی در کارنامه اوست اما به یکباره به او اعلام می‌کنند که مجددا ردصلاحیت شده است، در این بین چه اتفاقی افتاده است؟! »

    به گفته این فعال سیاسی، این گونه ابهامات و عدم شفافیت ها بیش از اینکه به حیثیت افراد آسیب بزند به حیثیت شورای نگهبان، نظام و انتخابات آسیب می‌زند.

    او اما گریزی به کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری ۸ تیر ماه می‌زند و می‌گوید: «به غیر از یک نفر بقیه کاندیداها به تعبیری سر و ته یک کرباس هستند!»

    کرباسچی برخلاف نظر برخی که می‌گویند ۵ کاندیدای اصولگرا تا پایان انتخابات حضور خواهند داشت، تأکید دارد بعید است به تعبیری بین اصولگرایان کُشت و کشتار و درگیریِ چندان قابل توجهی رخ دهد و در نهایت بین خودشان مشخص می کنند که کدام شخص باید در انتخابات باقی بماند.

    این چهره سیاسی بر این باور است که در حال حاضر همه اصولگرایان شمشیر را برای آقای پزشکیان تیز کرده اند بنابراین اگر به اظهارنظرات آنها نیز توجه و دقت کنیم برای دفاع از دولت آقای رییسی و حمله به پزشکیان آمده‌اند.

    در ادامه مصاحبه خبرگزاری خبرآنلاین با غلامحسین کرباسچی دبیر کل سابق حزب کارگزاران سازندگی و مدیر مسئول روزنامه هم میهن را می‌خوانید؛

    **********

    *آقای کرباسچی! تحلیل شما از ترکیب شش نفر از افراد تایید صلاحیت شده چیست؟

    به غیر از یک نفر بقیه کاندیداها به تعبیری سر و ته یک کرباس هستند تصور می کنم آقای پزشکیان هم به دلیل رودربایستی در لیست کاندیدها نگه داشتند. این کاندیداها تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند و به نظر نمی‌رسد تا پایان مقابل یکدیگر بایستند برخی از کاندیداها نیز برای وضع موجود هستند.

    برخی کاندیداهای ریاست‌جمهوری دائم‌الثبت نام هستند

    *در مورد کاندیداهایی مثل آقای زاکانی، قاضی زاده هاشمی و جلیلی ارزیابی تان چیست؟ آیا حضور اینها در جمع کاندیداها باعث افزایش مشارکت خواهد شد؟

    نمی توان گفت که کسی به آنها رای نمی دهد، حتما عده‌ای اینها را قبول دارند و به آنها رای خواهند داد منتهی اگر اکثریت مردم پای صندوق های رأی بیایند و در انتخابات شرکت کنند باید دید آنها به چه کسی رای خواهند داد. به هر حال هر کسی کاندیدا شود می تواند تعدادی رأی کسب کند. برخی آقایان نیز دائم الثبت نام هستند یعنی هر اتفاقی رخ دهد این افراد در آنجا کاندیدا می شوند الحمدلله همواره تایید صلاحیت می شوند.

    جالب است زاکانی تایید شود و لاریجانی ردصلاحیت!/مگر دختر زاکانی نرفته بود خارج از کشور؟

    بسیار جالب است که در مجموعه نظامِ بررسی و تایید صلاحیت ها، به عنوان مثال آقای لاریجانی رد صلاحیت می شود اما آقای زاکانی شهردار تهران و بقیه افراد تایید صلاحیت می شوند.به عنوان مثال اگر گفته می شود که دختر آقای لاریجانی در خارج از کشور است ( نمی خواهم تایید کنم) مگر آقایان دیگر این گونه نیستند همین آقای زاکانی مگر نگفته است دخترش به خارج از کشور رفته تا کار یاد بگیرد و کار انقلابی کند؟! اینها با یکدیگر فرقی نمی کنند.

    به هر حال نکته مهم این است که ما نمی دانیم معیارها چیست و بر چه اساسی است و به نظر می رسد سواد ما کافی نیست؟! در واقع برای ما جالب است که این اتفاقات رخ می دهد. الان زمان تبلیغات انتخابات است آقای زاکانی شروع کرده به توزیع تاکسی برقی و مصاحبه کردن، حال سوال این است که آیا این کارها ایرادی ندارد و آقایان ایرادی نمی گیرند؟!

    ۵ کاندیدا در برابر ۱ نفر قرار گرفته‌اند

    *در همین ترکیب فعلی، به نظر شما رقابت بین کدام یکی از چهره ها است؟ بسیاری رقابت اصلی را بین قالیباف و پزشکیان و جلیلی می دانند یا بین قالیباف و پزشکیان است و …

    به نظر می رسد رقابت چندانی بین بقیه وجود ندارد و در واقع همه آنها شامل یک عده می شوند به بیان دیگر باید گفت که ۵ کاندیدا در برابر ۱ نفر قرار گرفته اند. رقابت اصلی اینگونه است تا ببینیم مردم چه قضاوتی خواهند کرد. بعید می دانم این پنج کاندیدا هم رقابت خاصی با یکدیگر داشته باشند ممکن است در آخر با مذاکره و قول و قرارهایی که با یکدیگر می گذارند کنار بروند.

    برخی نامزدها با مذاکره و قول و قرار یا شهردار می‌شوند و یا رئیس بنیاد شهید!

    در گذشته هم وضعیت بدین گونه بوده که برخی در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام می کردند یکی شهردار می شد و دیگری هم رییس بنیاد شهید می شد و بدین ترتیب به نفع نفر اصلی از صحنه رقابت انتخاباتی کنار می رفتند در حال حاضر هم به نظر می رسد وضعیت بدین گونه باشد.

    کاندیداهای اصولگرا برای دفاع از دولت رئیسی و حمله به پزشکیان آمده‌اند

    *در حال حاضر وضعیت اصولگرایان را چطور می بینید؟ با توجه به اینکه اکنون فضای متفاوتی بین اصولگرایان حاکم است و مانند انتخابات سال ۱۴۰۰ نیست که همه اصولگرایان روی ابراهیم رییسی اجماع کردند

    اصولگرایان نهایتا یک هسته مرکزی دارند که وضعیت بین آنها را به گونه ای تنظیم می‌کند به نظر نمی رسد به تعبیری کُشت و کشتار و درگیریِ چندان قابل توجهی بین آن ها رخ دهد. در نهایت بین خودشان مشخص می‌کنند که کدام شخص باید در انتخابات باقی بماند شاید هم به گفته شما وضعیت متفاوت شده باشد اما آنچه ما می بینیم و احساس می‌کنیم این است که چندان جدی نیست و در حال حاضر همه اصولگرایان شمشیر را برای بنده خدا آقای پزشکیان تیز کرده اند. اگر به اظهارنظرات آنها نیز توجه و دقت کنیم برای دفاع از دولت آقای رییسی و حمله به پزشکیان آمده اند.

    میزان آراء جلیلی چندان تعیین‌کننده نیست اما….

    *آقای جلیلی هم به نظر شما به نفع آقای قالیباف کنار می رود؟

    این موضوع را باید از خودشان پرسید به نظر نمی رسد میزان آراء آقای جلیلی چندان تعیین کننده باشد اما در هر صورت اگر احساس کنند فضای دو قطبی در انتخابات ایجاد شده علی القاعده چه آقای جلیلی و چه بقیه کاندیداهای اصولگرایان مدیریت می شوند چرا که به هر حال به تعبیری آبشخور همه آنها یکی است با یکدیگر فرقی ندارند به هر حال جریان اصولگرا جریانی با شعبه ها و افراد مختلف است.

    اصولگرایان گوشت همدیگر را بخورند استخوان یکدیگر را دور نمی‌ریزند!

    *آقای کرباسچی! فکر می کنید اصولگرایان از انتخابات سال ۸۴ درس گرفته اند یا آن را تکرار خواهند کرد با توجه به اینکه کاندیداهای اصولگرایان اعلام کردند که این دوره تا پایان انتخابات و رقابت ها حضور دارند.

    این انتخابات ها همین گونه بوده در واقع هر جا چند کاندیدای اصولگرا حضور داشتند در نهایت تقریبا همه آنها به نفع یکی کنار رفتند. در انتخابات سال ۱۴۰۰ و در زمان آقای رییسی هم وضعیت این گونه شد کسی نبود فقط آقای رییسی و همتی حضور داشتند.

    *بله اما بسیاری از اصولگرایان این بحث را مطرح می کنند و نگرانند که وضعیت مانند ۸۴ شود کاندیداهای اصولگرا به نفع یکی کنار نروند و پزشکیان پیروز شود.

    حال اگر اینها کنار هم نروند به تعبیری گوشت همدیگر را بخورند استخوان یکدیگر را دور نمی‌ریزند. اگر کنار هم نروند به سمت یکدیگر سنگ پرتاب نمی کنند در واقع تبلیغات اینها علیه همان یک نفر است حالا ممکن است اظهارات متفاوتی را مطرح کنند یکی تند صحبت کند، یک شعار بدهد و یکی هم منطقی حرف بزند یک هم ممکن است در عین آرامش، قیافه حق به جانب بگیرد همه اینها تبلیغاتی است.

    فضای انتخابات ریاست جمهوری دو قطبی است اگر ….

    *پیش بینی شما از فضای انتخابات چطور است؟ فضای انتخابات دو قطبی خواهد شد؟

    فضای انتخابات بستگی به این موضوع دارد که مردم احساس کنند که لازم است حضور پیدا کنند یا خیر. از دیدگاه بنده اگر مردم پای صندوق های رأی بیایند فضا دو قطبی خواهد شد و مردم به جریانی که تغییراتی ولو جزیی بدهد رای می دهند نه کسی که بخواهد شرایط موجود را ادامه دهد و افتخارش نیز این مسئله باشد همین وضعیت را بخواهد ادامه دهد و..

    آقای پزشکیان، پزشکیان است!/پزشکیان دنبال حق است هر جا و با هر جریانی که باشد

    *در مورد آقای پزشکیان برخی می گویند او شاخص کامل اصلاح طلبی نیست و حتی برخی می گویند او اصولگرای منتقد است و گویا منشور جبهه اصلاح طلبان را هم امضا نکرده است، نظر شما در این باره چیست؟

    آقای پزشکیان، پزشکیان است مگر آقای آخوندی که رفته آن منشور را امضا کرده اصلاح طلب بوده است ذات و بنیان آقای آخوندی همواره در جریان اصولگرایی بوده و در دوم خرداد اصلی ترین چهره مقابل جریان آقای خاتمی بوده است. این موضوع چندان مورد بحث نیست آقای پزشکیان فرد مستقل، سالم و صادقی است و با شفافیت حرفش را می زند دنبال حق است اگر جایی اصلاح طلب یا اصولگرا باشد حرف حق را به صراحت مطرح می کند.

    پزشکیان حرف‌هایی زده که حتی اصلاح‌طلب‌ترین‌ها هم بیان نکردند!

    به عنوان مثال گاهی اوقات در همین مجلس، وقتی به چهره اصولگرایی ظلمی شد از آنها دفاع کرده است و از سوی دیگر نیز همراه اصلاح طلبان، مرحوم آقای هاشمی، آقای خاتمی، آقای موسوی و کروبی و این جناح ها بوده است. در واقع باید به اظهارات آقای پزشکیان مراجعه و توجه شود. اظهاراتی که ایشان در مجلس مطرح کرده و همواره هم در معرض رد صلاحیت بوده است در حالی که یک نفر از اصلاح طلبان این حرف ها را نزده است ایشان از تریبون مجلس اظهارات خود را مطرح کرده است در سال ۸۸ و ۹۱ ایشان از مردم و حقوق آنها دفاع کرده است کدام یک از اصلاح طلبان حتی بزرگترین و به تعبیری اصلاح طلب ترین آنها، این اظهارات را مطرح کرده است؟! کلیپ های آن نیز موجود است و سابقه ایشان نیز مشخص است.

    پزشکیان از اصولگرایان مدعی هم مسلمان‌تر است!

    حال اگر اصلاح طلبی به معنای این است که شخصی به دنبال خیر و صلاح و کمک به زندگی مردم و توسعه کشور باشد ایشان هم تجربه اش را دارد هم پنج دوره در مجلس حضور داشته است و در عین حال هم اینکه از لحاظ فکری فردی مستقل و با وفایی به نظام، مردم، انقلاب و مسلط به متون دینی است و ایشان از بسیاری از اصولگرایان مدعی، مسلمان تر و بدین معنا اصولگراتر است.

    اجماع اصلاح‌طلبان در مورد پزشکیان کامل خواهد شد

    *آیا پزشکیان می تواند بین همه جریانات اصلاح طلب اجماع ایجاد کند؟

    امیدواریم و انشالله این مهم صورت گیرد البته تا حدودی این اجماع صورت گرفته انشالله کامل تر خواهد شد.

    سرنوشت به خیر و صلاح مردم رقم می‌خورد اگر ….

    *رقابت نهایی را بین کدام چهره ها می بینید؟

    به نظر می رسد اگر مردم پای صحنه بیایند رقابت بین پزشکیان و قالیباف است ممکن است بقیه کاندیداها خودشان را در آرا بالا بیاورند اما بخواهیم همینطور به صحنه انتخابات نگاه کنیم بنده قبلا در مصاحبه‌ای اشاره کردم که اگر آقای لاریجانی بماند رقابت بین لاریجانی و قالیباف است چرا که شایعه شده بود آقای پزشکیان رد صلاحیت می شود اما اگر آرا خاکستری وارد میدان بیایند وضعیت متفاوت خواهد بود در حال حاضر هم اگر این آرا خاکستری پای صندوق های رأی بیایند این رقابت و فضای دوقطبی شکل می گیرد در نهایت سرنوشت به خیر و صلاح مردم رقم خواهد خورد.

    شورای نگهبان باید دلایل ردصلاحیت لاریجانی را توضیح دهد

    *به ردصلاحیت آقای لاریجانی اشاره کردید تحلیل شما از ردصلاحیت ایشان چیست؟

    رهبری فرمودند که به ایشان جفا شده است علما و مراجع تقلید نیز در این باره اظهارنظر کردند. چه دلایلی بوده که نظر شورای نگهبان درباره وی مساعد نبوده مبهم است و بنده نمی دانم. متاسفانه حالت و وضعیتی که در کشور چه به صورت قانونی و چه غیرقانونی حاکم است بسیار ناخوشایند است بدین گونه که یک سری شخصیت های شناخته شده، معروف و اصل و نسب دار و کسانی که از ابتدای انقلاب حضور داشتند و برای مدتها در همه موارد تایید صلاحیت می شوند، سال ها برای مسائل امنیتی و مهم کشور نفر اول بودند اما به یکباره برای پُست ریاست جمهوری و یا نمایندگی مجلس رد صلاحیت می شوند ( ممکن است بگویند قانون اجازه نمی دهد و..) اما به هر حال اگر توضیح داده نشود که بر چه اساس و معیاری آقای لاریجانی ردصلاحیت شده است باعث بی‌اعتمادی کامل در جامعه می‌شود و به این گزاره که بیگانگان می خواهند اینگونه القا کنند که این انتخابات ساختگی است و از قبل تعیین شده است بیشتر دامن خواهند زد.

    این گونه مسائل آن شایعات و تبلیغات بیگانگان را تقویت می کند.‌ در واقع مردم این گونه فکر می کنند که فلان شخص را رد صلاحیت کردند که فلانی بیاید و از این گونه مسائل که همواره مطرح می شود. این گونه مسائل به ضرر شورای نگهبان، نظام و اعتماد به مردم و استقلال کشور است.

    شورای نگهبان نباید افراد را با «نمی‌توان گفت!» از حیثیت بیندازد

    نمی دانم این قانون، قانون بسیار نامفهوم و نامربوطی است بدین گونه که شخصی را با یک موضوع مبهم از حیثیت بیندازند و در نهایت اعلام کنند که نمی‌توان گفت! وقتی نمی توان گفت احتمال بدترین گناه ها و خیانت ها درباره آن شخص گمانه زنی و مطرح می شود.

    مثلا یک روز می‌گویند آقای روحانی که ۲۰ سال در شورای عالی امنیت ملی حضور داشته و به نوعی اداره کشور نیز برعهده او بوده نمی تواند برای مجلس خبرگان تایید صلاحیت شود. علی لاریجانی نیز به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی فعالیت می‌کرد و در سه دوره، رییس مجلس و رییس صداوسیما بوده است به هر حال این همه پُست و مقام های حساس و مهم در کارنامه خود دارد اما به یکباره اعلام می کنند که ردصلاحیت شده هر چند قبلا هم یک بار ردصلاحیت شده بود. بنابراین در این بین چه اتفاقی افتاده است؟ این ابهامات و عدم شفافیت ها بیش از اینکه به حیثیت افراد آسیب بزند به حیثیت شورای نگهبان، نظام و انتخابات آسیب می زند.

    همه احساس می کنند که همه اینها طبیعی است، عده ای نشسته اند و طراحی می کنند. به بیان دیگر باید به طور شفاف به مردم بگویند که به فلان دلایل، این آقایان به نظرشان رسیده که فلان حرکت یا اقدام یا مسئله مطابق فلان بند قانون مغایرت داشته است. این مطلب بهتر از این است که یک شخصی را در هاله ای از ابهام قرار دهند و همه، هرگونه اظهار نظری درباره آنها داشته باشند یکی بگوید دزدی کرده، مسئله اخلاقی بوده و یا جاسوس و… در واقع هر کس با توجه به میزان اطلاعات و سلیقه و حُب و بغضی که نسبت به افراد دارد قضاوت می کند که کار بسیار اشتباهی است و متاسفانه به طور مداوم متوسل به قانون می شوند.

     

  • رأی قالیباف از همه بیشتر است! / چرا قاضی زاده هاشمی صاحب صلاحیت است اما لاریجانی نه!

    رأی قالیباف از همه بیشتر است! / چرا قاضی زاده هاشمی صاحب صلاحیت است اما لاریجانی نه!

    به گزارش اقتصادران، ۸۰ نفر به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری زودهنگام در وزارت کشور ثبت نام کردند که در نهایت با اعلام نظر شورای نگهبان، ۶ نفر به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری تایید صلاحیت شدند. در این میان چهره های شاخصی بودند که به عنوان افراد ردصلاحیت شده مطرح شدند امثال چهره هایی چون علی لاریجانی که به گفته ناصر ایمانی چهره سیاسی اصولگرا، رد صلاحیت وی نه منطقی است نه قابل درک!

    ناصر ایمانی، تحلیلگر سیاسی اصولگرا این نکته را یادآور شد که دلایل شورای نگهبان برای ردصلاحیت برخی چهره های شاخص چه بوده و البته منطقی نیست. او بر این باور است که شش نفری که تایید صلاحیت شدند هم آرا و هم از نظر توانمندی با یکدیگر بسیار فاصله دارند.

    به گفته ایمانی، قالیباف، جلیلی و پزشکیان سه چهره ای هستند که البته با فاصله از یکدیگر، رقابت اصلی را در میدان انتخابات خواهد داشت هر چند او رای قالیباف را بالاتر از دو نفر دیگر می داند.

    در ادامه گفت و گو با ناصر ایمانی چهره سیاسی اصولگرا را می خوانید:

    ********

    *آقای ایمانی! ترکیب کاندیداهای تایید صلاحیت شده برای انتخابات ریاست جمهوری را چطور می بینید؟

    اگر به لحاظ خط و خطوط جناحی بخواهیم تحلیل کنیم شاید تفاوت چندانی بین افراد تایید صلاحیت شده وجود نداشته باشد به بیان دیگر درباره آقای پزشکیان هم مشخص نیست به چه دلایلی اصلاح طلب است مگر اینکه گفته شود جریان اصلاح طلب، ایشان را به عنوان کاندیدای خود مطرح کرده است اگر غیر از این باشد دلیل دیگری وجود ندارد که چرا ایشان اصلاح طلب محسوب می شود به دلیل مبانی فکری تاکنون، ایشان طی سال های گذشته اظهارنظرهایی داشتند یا چیزی که بخواهیم بگوییم ایشان اصلاح طلب طلب محسوب می شوند نه عملکرد خاصی داشته اند.

    پزشکیان یک اصولگرای منتقد است تا اصلاح طلب

    بنده ایشان را به تعبیری یک اصولگرای منتقد می دانم به همین دلیل نیز همه افراد یک تیپ فکری هستند که تایید صلاحیت شدند.

    * غیر از پزشکیان، در مورد بقیه کاندیداها چه تحلیلی دارید؟

    علت اینکه در مورد آقای پزشکیان توضیح دادم این بود که ممکن است اینگونه تصور شود که مثلا یک نفر اصلاح طلب وجود دارد و ۵ نفر اصولگرا حضور دارند. بنابراین از دیدگاه بنده، این تقسیم بندی، تقسیم بندی درستی نیست اما در مورد. بقیه امیدوار هستیم که صحنه یک صحنه بحث های تندرو و کندرویی نشود.

    *از دیدگاه شما مشخصاً در مورد آقای پزشکیان، آیا اجماعی بین اصلاح طلبان صورت می گیرد؟

    اصلاح طلبان در حال حاضر یک طیف نیستند بلکه طیف های متعددی هستند که در مورد کمتر کاندیدایی، بخواهند اجماعی از سوی آنها صورت بگیرد حتی در میان کاندیداهای سوپراصلاح طلب هم اختلاف نظر وجود دارد چون طیف هایی هستند که به لحاظ مبانی گسترده شده اند از سکولارهای رسمی تا افرادی که به مبانی انقلاب و نظام و امام و رهبری انتقاد دارند و البته انتقاداتی هم به نحوه اجرای حاکمیت نیز دارند.

    بنابراین این طیف شامل طیف های متعددی هستند که بخواهیم در بین آنها اجماع صورت می گیرد این اجماع به این شکل صورت نمی گیرد مگر اینکه جبهه اصلاح طلبان از آقای پزشکیان حمایت کنند شاید هم این گونه نباشد. مشخص نیست.

    اصولگرایان به اجماع نمی رسند

    *اجماعی که اشاره کردید آیا بین اصولگرایان هم شکل خواهد گرفت با توجه به فضای متفاوتی که بین آنها در حال حاضر وجود دارد و مانند سال ۱۴۰۰ نیست؟

    به نظر می رسد این اجماع بین اصولگرایان هم صورت نمی گیرد مگر اینکه شرایط در روزهای پایانی انتخابات به اندازه ای حساس شود که مجبور شوند به نوعی به وحدت برسند و یک کاندیدا را از میان این چند نفر معرفی کنند و از بقیه هم بخواهند تمکین کنند که در این صورت هم باز هم مشخص نیست که آیا بقیه کاندیداها به نفع آن کسی که اصولگرایان معرفی کنند انصراف خواهند داد یا این کار هم انجام نخواهند داد.

    نه جلیلی به نفع قالیباف کنار می رود نه بالعکس

    *با این اوصاف، در صورت اجماع اصولگرایان، آقای جلیلی به نفع آقای قالیباف کنار می رود؟

    یقینا این اتفاق رخ نخواهد داد یعنی نه آقای جلیلی و نه آقای قالیباف بلکه به نفع هیچ کس کنار نخواهند رفت. ممکن است آقای پورمحمدی و قاضی زاده هاشمی به رای دیگر اصولگرایان تمکین کنند اگر اصولگرایان به این وحدت برسند که یک نفر را معرفی کنند. در مورد آقای جلیلی احتمال کناره گیری ضعیف است.

    *این چهره های تایید صلاحیت شده آیا قابلیت دو قطبی کردن فضای انتخابات را دارند؟

    بنده شخصا بر این باورم انشالله خدا به دل مردم بیندازد به کاندیدایی که کارآمدتر از بقیه کاندیداهاست رای دهند و آن فرد انتخاب شود مهمتر از این موضوع است که دوقطبی صورت بگیرد، فضا هیجانی شود و مشارکت بالاتر برود.

    از نظر بنده اینکه مردم به دور از صداهای هیجانی تلاش کنند فردی که کشور را ( از بین این شش نفر) اداره کند و تجربه خوبی داشته باشد و به نوعی همه این اطمینان خاطر را داشته باشند که آن فرد به عنوان دومین شخص کشور دولت را اداره کند و مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور را به مرور زمان حل کند که متاسفانه طی سال های گذشته تلنبار شده است.

    در فضای هیجانی و احساسی فردی از صندوق بیرون می آید که توانمند نیست

    بنابراین این فاکتورها مهمتر از این موضوع دوقطبی شدن فضای انتخابات است منظور بنده این نیست که نباید دوقطبی شود یا نمی شود بلکه بر این باورم که همه باید تلاش کنیم و فردی را انتخاب کنیم که کارآمد باشد و به این باور برسیم که آن فرد می تواند کشور و دولت اداره کند و در واقع همه توجه مردم باید به این مشخصه ها جلب شود.

    در واقع در فضاهای هیجانی و دوقطبی، به هر حال ویژگی های مثبتی دارد به ویژه اینکه مشارکت افزایش می یابد اما خطری که دارد این است که ممکن است در فضاهای احساسی و هیجانی که به وجود می آید به یکباره، نام فردی از صندوق رای خارج می شود که فرد چندان توانمندی برای اداره کشور نیست ما این تجربه سال ۸۴ را داریم که فضا احساسی، هیجانی و در نهایت دوقطبی احمدی نژاد و مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی شد که در نهایت احمدی نژاد انتخاب شد.

    قضاوت بنده این گونه نیست که مرحوم آقای هاشمی بهتر بودند بلکه بر این باورم که این دوقطبی شدن ها هر چند مشارکت را افزایش می دهد اما یک سری پیامدهای ناخوشایندی نیز دارد.

    *به نظر نمی رسد اصولگرایان از انتخابات ۸۴ درس گرفته باشند، آیا از نگاه شما اصولگرایان از تجربه سال ۸۴ استفاده خواهند کرد یا ….؟

    اصولگرایان از تجربه سال ۸۴ درس کافی را نیاموخته اند، اگرچه این موضوع را اذعان کرده یا می پذیرند که اولین کسانی که جلوی انحراف احمدی نژاد در اواخر دولت وی ایستادند اصولگرایان بودند و نباید این موضوع را از انصراف به دور بدانیم و در دولت دوم احمدی نژاد نیز اصولگرایان به صورت جدی تر در مقابل ایستادند اما اینکه درس لازم را گرفته باشند مبنی بر این که در آن مقطع با وجود اینکه در دور اول، چندین نفر از جمله آقای قالیباف و محسن رضایی و …… کاندیدا بودند فضا هیجانی شد اما همه اصولگرایان گفتند آقای احمدی نژاد، که چرا از وی حمایت کردند به گونه ای که این فرد به یکباره آنچنان محبوب شد که رای بالایی کسب کرد و حتی مرحوم هاشمی را شکست داد تصور می کنم اصولگرایان درس لازم را نگرفته اند که از میان همین اصولگرایان، کسانی به عنوان رییس جمهور انتخاب می شوند که اداره کشور را به انحراف می برند.

    اداره کردن کشور، زبان خود را دارد و این منطق را متوجه نمی شود که این فرد اصولگرا است یا اصلاح طلب و یا غیره. بنابراین کشور را باید اداره کرد در واقع بدین گونه نیست که فردی کاندید شود که توانایی لازم را نداشته باشد یا اینکه توانمندی داشته باشد اما به سمت انحراف حرکت کند باید به این موضوع توجه و به دقت مورد بررسی قرار داد.

    قابل درک نیست چرا قاضی زاده هاشمی صاحب صلاحیت است اما لاریجانی نه!

    در حال حاضر ما با توجه به شرایط کشور و شرایط موجود جهانی، اصلا فرصت امتحان و آزمون و خطا و تجربه کردن را نداریم بلکه در این دور از انتخابات باید به تعبیری حواسمان را جمع کنیم که فردی را بدون در نظر گرفتن جناحش چه اصلاح طلب و چه اصولگرا و غیره انتخاب کنیم بلکه باید به این نکته توجه کنیم که این فرد کارآمد و با تجربه است به گونه ای که کشور را اداره کند بنابراین باید به دنبال چنین فردی باشیم نام آن فرد هر چه باشد و مردم باید این را تشخیص دهند چراکه ما فرصت ریسک کردن را نداریم.

    *تحلیل شما از ردصلاحیت آقای علی لاریجانی چیست؟

    بنده سه سال قبل نیز، این ردصلاحیت را متوجه نشدم و درک نکردم که دلایل شورای نگهبان چه دلایلی بوده است در حال حاضر هم این موضوع را درک نکردم اینکه آقای پورمحمدی که البته فرد محترمی هستند یا آقای قاضی زاده هاشمی، صاحب صلاحیت هستند اما آقای علی لاریجانی نیست بنده این موضوع را درک نکردم که چرا شورای نگهبان ایشان را ردصلاحیت کردند هر چند رای گیری در شورای نگهبان به صورت جمعی است و هر فردی رای خود را دارد و کاندیدا باید ۶,۷ رای داشته باشد حال اینکه افرادی که به آقای لاریجانی رای ندادند به چه دلیل بوده است بنده منطق آنها را درک نمی کنم صرف نظر از اینکه آقای لاریجانی را برای ریاست جمهوری بهتر بدانیم یا هر فرد دیگر از جمع کاندیداها.

    همانطور که آقای پزشکیان نیز برای انتخابات مجلس در هیأت نظارت ردصلاحیت شد این با تذکر مواجه شد که دلیلی برای رد کردن وی وجود نداشت بنابراین در مورد آقای لاریجانی به مراتب بالاتر نیز دلیلی وجود ندارد.

    رقابت بین قالیباف، جلیلی و پزشکیان است

    *رقابت بین کدام یک از چهره ها است؟

    قاعدتاً رقابت بین سه نفر خواهد بود اینکه این سه نفر چقدر توانایی فاصله گرفتن از یکدیگر را خواهند داشت بعدا معلوم خواهد شد. در واقع رقابت بین آقای قالیباف، جلیلی و پزشکیان است و بین سه نفر دیگر رقابت چندانی وجود نخواهد داشت.

    نه زاکانی کمکی به افزایش مشارکت می کند نه جلیلی

    *چهره هایی که تایید صلاحیت شدند یعنی آقایان جلیلی، قاضی زاده هاشمی و زاکانی، در دور قبل انتخابات ریاست جمهوری به عنوان کاندیداهای پوششی به نفع آقای رییسی کناره گیری کردند در این دور از انتخابات آیا می توانند باعث مشارکت شوند؟

    تصور نمی کنم که این سه نفر رای چندانی داشته باشند و بعید می دانم که این سه نفر موفق شوند که نظر مردم را جلب کنند بلکه درصد کمی رأی کسب می کنند به افزایش مشارکت نیز کمکی نخواهند کرد و عمده رقابت با درنظر گرفتن یک سری فاصله هایی( یعنی رقابت بین آنها نزدیک نخواهد بود) بین سه نفر یعنی آقایان قالیباف، جلیلی و پزشکیان خواهد بود.

    فعلا رأی قالیباف از همه بیشتر است اما…

    *رأی آقای قالیباف را چطور می بینید؟

    در حال حاضر رای آقای قالیباف از همه این آقایان بیشتر است یعنی امکان رأی آوری ایشان بسیار است و نظرسنجی های انجام شده نیز همین مطلب را تایید می کند و طبیعی است که آقای قالیباف بیشتر مورد توجه مردم خواهد بود اما تا پایان انتخابات نتیجه چه خواهد شد باید منتظر ماند.