برچسب: اصولگرایان

  • یک نفر به پنج نفر! / پزشک اصلاحات برابر پنج اصولگرا

    یک نفر به پنج نفر! / پزشک اصلاحات برابر پنج اصولگرا

    به گزارش اقتصادران، «یکی در برابر 5 نفر»؛ ترجیع‌بند مناسبی است که درخصوص نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری چهاردهم می‌توان از آن بهره برد. انتخاباتی که در آن مسعود پزشکیان به عنوان تنها نامزد اصلاح‌طلب می‌بایست در برابر 5 چهره اصولگرا شامل افرادی چون: محمدباقر قالیباف، امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی، سعید جلیلی، علیرضا زاکانی و مصطفی پورمحمدی صف‌آرایی کند. برخی کاربران در فضای مجازی به استقبال تایید صلاحیت پزشکیان رفته و برگزاری مناظره‌های انتخاباتی را با عباراتی چون 5+1 نظیرسازی کردند. اما حول و حوش ساعت 30: 13 دیروز بود که سخنگوی شورای نگهبان اعلام کرد که فرآیند احراز صلاحیت‌ها به پایان رسیده و نام افراد تایید صلاحیت شده راهی وزارت کشور شده است.

    مطابق معمول قبل از اعلام رسمی نامزدهای نهایی، این خبرگزاری‌های اصولگرا بودند که از مفاد نامه محرمانه شورای نگهبان به وزارت کشور باخبر شدند! ابتدا تسنیم و پس از آن، خبرگزاری مهر، اسامی 6 نامزد نهایی را منتشر کردند تا تب انتخابات در کشورمان به بالاترین درجه خود برسد. دقایقی پس از انتشار اسامی در رسانه‌های اصولگرا، وزارت کشور رسما از افراد تایید صلاحیت شده رونمایی کرد. با مشخص شدن اسامی 6 نامزد، رسما صف‌کشی‌های انتخاباتی میان دو جناح اصلی کشور آغاز شد. لحظاتی پس از اعلام نتایج نهایی احراز صلاحیت نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری اما نام مسعود پزشکیان به جهشی چشمگیر در گوگل در صدر لیست نامزدها قرار گرفت.

    جریان اصلاحات آماده حمایت تمام‌قد از پزشکیان می‌شود

    در شرایطی که برخی افراد و گروه‌ها تصور می‌کردند هر نامزدی که در لیست جبهه اصلاحات قرار بگیرد با تیغ تیز ردصلاحیت‌ها مواجه می‌شود اما تایید صلاحیت پزشکیان نشان داد که یک چنین پیش‌بینی‌هایی فاقد استنادات کافی است. حمیدرضا جلایی‌پور به عنوان یکی از چهره‌های شاخص روزنه‌گشا، اعلام کرد نه فقط روزنه‌ای گشوده شده بلکه راهی برای تحقق منافع ملی باز شده است. جبهه اصلاحات نیز بلافاصله پس از قرار گرفتن نام یکی از 3 نامزد مورد نظرش در لیست تایید صلاحیت‌شدگان، نشست ویژه‌ای با هدف بررسی راهکارهای حمایت از پزشکیان برگزار کرد. پیگیری‌های «اعتماد» از نشست جبهه اصلاحات حاکی است که جبهه در حمایت تمام‌قد از نامزد تایید صلاحیت شده خود جدی است و قرار است همه ظرفیت‌ها و امکانات خود را برای این منظور به کار بگیرد. پزشکیان اما در عین وفاداری به ایده‌های اصلاح‌طلبانه، تلاش می‌کند تا تصویری فراجناحی از خود ارائه کند. به همین دلیل است که در جمع نمایندگان اصولگرای مجلس و نهادهای سیاستگذار کشور از رویکردهای اصلاحی صحبت و از راهبردهای اصلاح‌طلبانه دفاع می‌کند، در عین حال در جمع اعضای جبهه اصلاحات، خود را طرفدار اصولی معرفی می‌کند که نهایتا منجر به تحقق منافع ملی می‌شود.

    در فضای مجازی چه می‌گذرد؟

    مسعود پزشکیان به عنوان چهره‌ای که واجد شاخص‌های ویژه بسیاری است، توجه‌ها را در فضای عمومی و شبکه‌های اجتماعی به خود جلب کرد. شاخص‌های پزشکیان ازجمله صراحت لهجه، عدالت‌طلبی، اصلاح‌گری، ساده‌زیستی، دوری از هرگونه رانت و فسادی، تخصص‌گرایی و… او را در شمایل یکی از 3 نامزد اصلی جبهه اصلاحات قرار داد. بلافاصله پس از مشخص شدن نامزدی پزشکیان چهره‌هایی چون محمدرضا عارف، الیاس حضرتی، علی ربیعی و… با حضور در ستاد پزشکیان ضمن اعلام حمایت حداکثری از این چهره، ‌آمادگی خود را برای همکاری و مشارکت اعلام کردند.

    کاربران فضای مجازی هم با هشتگ‌هایی چون، #پزشکیان، #سلام_بر_اصلاحات و #یکی_برای_مردم از وزیر بهداشت و درمان دولت اصلاحات حمایت کردند. برخی کاربران فضای مجازی با نظیرسازی شیوه سیاست‌ورزی ماهاتیر محمد و مسعود پزشکیان که هر دو از حوزه طبابت راهی اتمسفر سیاسی شدند، اظهار امیدواری کردند که حضور پزشکیان، ایران را مانند مالزی در مسیر توسعه پایدار قرار بدهد. احمد زیدآبادی اما با انتشار یادداشتی در کانال تلگرامی خود پیش‌بینی کرده پزشکیان از شانس بسیار بالایی برای پیروزی در انتخابات برخوردار است. این فعال سیاسی و رسانه‌ای نوشت: مسعود پزشکیان از همین حالا می‌تواند خود را برای رقابت در مرحله دوم آماده کند. رقیبش اما نامشخص است. اگر فهرست غیررسمی کاندیداهای تایید شده از سوی شورای نگهبان دقیق و صحیح باشد، از هم‌اکنون می‌توان گفت که انتخابات ریاست‌جمهوری دوره چهاردهم دومرحله‌ای خواهد شد. ردصلاحیت علی لاریجانی به‌رغم تاکید رهبری بر تضییع حقش در دوره قبل، بسیار عجیب است، اما فردی که می‌تواند نقشی مشابه لاریجانی را حتی قدرتمندتر و موثرتر از او بازی کند، مصطفی پورمحمدی است. اگر آقای پورمحمدی از قدرت بیانش در مناظرات انتخاباتی به خوبی استفاده کند، چه بسا یکی از طرفین مرحله دوم انتخابات او باشد.

    سایه روشن‌های کابینه احتمالی پزشکیان

    پس از انتخاب مسعود پزشکیان به عنوان نامزد نهایی جریان اصلاحات، گمانه‌زنی‌ها درخصوص کابینه احتمالی پزشکیان داغ شد. بررسی دیدگاه‌های پزشکیان نشان می‌دهد که او معتقد به استفاده از ظرفیت‌های کامل کشور برای دستیابی به بهترین نتیجه است. پزشکیان به‌رغم بهره‌مندی از رویکردهای اصلاح‌گرایانه، هرگز رویکردهای جناحی و قومیتی را در تصمیم‌سازی‌هایش دخیل نمی‌کند. به اعتقاد این چهره، هر فرد و گروهی که واجد شایستگی حداکثری برای راهبری در حوزه خاصی باشد، باید سکان هدایت ساختار مورد نظر را به دست بگیرد. بر این اساس است که پزشکیان در پاسخ به پرسشی در این خصوص که آیا در دولت احتمالی شما افرادی مانند محمدجواد ظریف حضور خواهند داشت؟ می‌گوید: «شخصا برای همکاری مِنت افرادی که تجربه دارند، علم دارند و آگاهی دارند را می‌کشم. نه اینکه افرادی روی کار بیایند که (بگویند) همین که ما می‌گويیم (درست است) ما اگر از توانمندها، عالم‌ها، دانشمندها، نخبه‌ها و… استفاده کنیم به اهداف و رسالت‌هایی که رهبری اعلام کرده‌اند، می‌رسیم.» او ادامه می‌دهد: «اگر جناحی و دسته‌ای عمل کنیم، پس از 45 سال همچنان عقبگرد می‌کنیم.

    اصولا پس از 45 سال نباید فقر می‌داشتیم. نباید مسائل اخلاقي می‌داشتیم. بايد در منطقه در جایگاه نخست قرار می‌داشتیم، چرا نشده‌ایم؟ چون کار را به دست افرادی داده‌ایم که انگیزه، مهارت و علم، جهت رسیدن به اهداف را ندارند.» در عین حال، یکی از نمایندگان مجلس از انتخاب علی عبدالعلی‌زاده وزیر اسبق مسکن و استاندار اسبق آذربایجان شرقی به عنوان ريیس ستاد انتخاباتی مسعود پزشکیان خبر داده است. اگر یک چنین خبری صحت داشته باشد با توجه به این واقعیت که رویکردهای عبدالعلی‌زاده همواره در راستای تحقق گفتمان اصلاحات مبتنی بر شایسته‌سالاری و تخصص‌گرایی بوده است، می‌توان امید داشت که کابینه احتمالی پزشکیان را افراد متخصصی از جناح‌های مختلف با توفق چهره‌های اصلاح‌طلب در بر بگیرد.

  • صدای آشپزان هم از شوری غذا بلند شده است!

    صدای آشپزان هم از شوری غذا بلند شده است!

    به گزارش اقتصادران، عباس عبدی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:

    “دبیرکل حزب مؤتلفه: گرانی‌های روزافزون همه را خسته کرده. نیازمند تحول عمیق در کشور هستیم.

    معلوم می‌شود که کارد به استخوان اصولگرایان هم رسیده است. صدای آشپزان هم از شوری غذا بلند شده است.”

     

  • خود مجلس هیچ حُسنی ندارد، چه برسد به فراکسیون‌هایش! / مجلس خودش را هیچ کاره می‌داند!

    خود مجلس هیچ حُسنی ندارد، چه برسد به فراکسیون‌هایش! / مجلس خودش را هیچ کاره می‌داند!

    به گزارش اقتصادران، «مجلس بی‌خاصیت شده است»،«نمایندگان هیچ کاره هستند»، «تندروی تمام نمی شود» و … اینها عباراتی که مصطفی هاشمی طبا، معاون دولت اصلاحات درباره عملکرد مجلس یازدهم به کار می‌برد و می‌گوید مجلس دوازدهم هم با همین دست فرمان پیش می‌رود.

    مصطفی هاشمی‌طبا به خطر قدرت گرفتن تندروها اشاره می‌کند و می‌گوید آنها به بهانه دفاع از اسلام برخلاف قرآن و شرع عمل می‌کنند کما اینکه پناهیان در سحر ماه رمضان این اقدام را انجام داد و اظهارات خلاف واقع در مورد پیامبر گفت.

    در ادامه گفتگو با مصطفی هاشمی‌طبا، معاون رئیس دولت اصلاحات را می‎خوانید:

    ****

    *آقای هاشمی‌طبا! به نظر می رسد مجلس دوازدهم، مجلسی بدون فراکسیون اکثریت باشد، این از نگاه شما مثبت است یا آسیب هایی را متوجه پارلمان می کند؟

    خود مجلس هیچ حُسنی ندارد، فراکسیون‌هایش هم به همین ترتیب. مجلس هیچ خاصیتی ندارد، در حقیقت مجلسی با این تعداد آراء و افرادی که در عرصه رقابت انتخابات مجلس شرکت کردند، بدون هدف هستند، مشکلات کشور را نمی‌شناسند و همگی وعده‌های بی‌خود به موکیلن خود دادند، طبیعی است که به جایی نمی ‎رسد و مانند همین مجلس فعلی می‌شود.

    وقتی خود مجلسی ها می گویند ما هیچ کاره ایم، پس احساس مسئولیت هم نمی کنند

    به این معنی که مجلس یازدهم برای کشور چه اقدامی انجام داد؟ مجلس دوزادهم با فراکسیون‌هایش هم به همین صورت است، یعنی به هر شکلی می‌خواهد باشد در پایان هیچ است چراکه مجلس خودش را هیچ کاره می‌داند. با اینکه گفتند مجلس در رأس امور اما خود مجلسی‌ها می‌گویند ما هیچ کاره هستیم، وقتی خود مجلسی‌ها می‌گویند ما هیچ‌کاره هستیم، احساس مسئولیت هم نمی‌کنند.

    *خطر حضور تندورها در مجلس تا چه اندازه محسوس است؟

    قرآن می‌گوید مسلمانان امت وسط هستند، یعنی دو سر یک قضیه نیستند نه افراطی و نه تفریطی هستند را که اینها منافع مردم را درک نمی‌کنند و اگر هم بتوانند دین را وارونه جلوه می‌دهند و برخی از متفکرین و رهبران آنها قرآن را تحریف می‌کنند و خلاف قرآن حرف می‌زنند چنانچه در سحر ماه رمضان خلاف متن صریح قرآن حرف می‌زنند، اینها که خودشان چنین شرایطی دارند، مشخص است که می‌خواهند برای کشور چه اقدامی انجام دهند.

    می خواهند تئوری خشونت را ترویج کنند و بگویند فرمان خداست

    *مانند آنچه از سوی یکی از روحانیون در آنتن زنده تلویزیون شنیدیم و …

    دروغ بستن به پیامبر حد بسیار شدیدی دارد، کما اینکه خداوند به پیامبر می‌گوید اگر خوش خلق نبودی مردم از اطرافت پراکنده می‌شدند اما اینها می‌گویند پیامبر گوشت تلخ بوده و کسی را برای خودش نگه نداشت.

    اینکه خلاف بیّن و صریح قرآن است و یا حرف‌های دیگری که از طریق آن می‌خواهند خشونت را تبلیغ کنند و بگویند پیامبر خشن و بداخلاق بوده پس خشونت و بداخلاقی در ذات پیامبر است، در نتیجه همه باید همینطور باشند. واقعیت این است که اینها می‌خواهند تئوری خشونت را ترویج دهند و بگویند فرمان خدا است.

    کجا فرمان خدا این است؟ خداوند به پیامبر می‌گوید وَإِنَّکَ لَعَلَیٰ خُلُقٍ عَظِیمٖ، مردم به خاطر خلق پیامبر اطراف او جذب شده بودند و اقتدار واقعی و از طریق اخلاق داشتند اما آقایان می‌خواهند از طریق زور اقتدار داشته باشند، انجام بدهند اما در نهایت همه می‌خواهیم به گور برویم کما اینکه فرعون و قارون هم زیر خاک می‌روند اما آنچه می‌ماند پیامبر با خلق عظیم است که خداوند در قرآن تصریح کرده است.

    *این تفکر تندرو در مجلس که شاخصه آن افرادی نظیر رسایی و ثابتی و … هستند، چه مضراتی برای مجلس دارد؟

    اینها می ‎خواهند خشونت را تبلیغ کنند اما کور خوانده اند و مردم ایران زیربار این حرف‌ها نمی‌روند. مردم امام خمینی را قبول داشتند چون گفت رأی، رأی مردم است، مردم ولی نعمت ما هستند. لذا مردم ایران نشان دادند که امکان دارد تا حدودی تحمل کنند اما باز هم اینها برای خودشان تئوری دارند.

    *اگر اصولگرایان تندرو مثلا جایگزین قالیباف در کرسی ریاست مجلس شوند، چه عواقبی خواهد داشت؟

    اینها هم دروغ می‌گویند و هم تهمت می‌زنند و هم می‌گویند که اسلام گفته این کار را انجام بده، لذا این اقدامات را انجام می‌دهند. مگر در تاریخ کم افرادی بودند که با این روش‌ها حاکم شدند، اما در نهایت چه سرانجامی داشتند؟ می‌گویند قارونی که ۴۰ خانه گنج داشت، هلاک شد.

    تهمت می‌زنند، دروغ می‌گویند، بعد هم می‌گویند…

    وقتی خداوند قرآن را نازل کرده، قطعاً بهتر از ما مسائل را مطرح کردند. وقتی خلاف شرع و قرآن عمل می‌کنند، تهمت می‌زنند، دروغ می‌گویند و بعد هم می‌گویند ما به صلاح اسلام این کار را انجام دادیم، تکلیفشان روشن است. هیتلر و استالین با آن قدرت و آن حجم از آدم‌کشی ماندند؟ فقط ننگ آنها ماند.

    در دنیا همه نوع آدمی وجود دارند، در حقیقت نحله‌های فکری هیچ‌وقت تمام نمی‌شوند. برای نمونه هند در حال برگشتن به همان هند خشونت‌طلب است. در همه کشورها از جمله آمریکا تندروها حضور دارند. در حقیقت افراد با توجه به ذاتی که دارند، دنبال آن فکری می‌رود که با ذاتش تطبیق دارد، بنابراین تمام شدنی نیستند.

    از آن طرف افرادی که صلح‌جو و مصلحت‌خواه هستند، سرنوست خوبی دارند کمااینکه تندروها بر سر میرزاحسن رشدیه، بنیان‌گذار آموزش نوین در ایران، چه بلاهایی آوردند اما جریان به نوعی پیش رفت که اندیشه میرزا حسن بود و امروز افتخار می‎کنیم که مدارس او را در سراسر کشور احیا کردیم.

    بیخود می‌گویند اصلاح‌طلبی تمام شده

    *برخی می گویند اصولگرایان بعد از مجلس دوازدهم به حاشیه رانده می‌شوند و …

    هم آنها بیخود می‌گویند اصلاح‌طلبی تمام شده هم اگر کسی بگوید تندوری تمام شده، اشتباه می‌کند، نحله‌ها و افراد مختلف وجود دارند، حتی افرادی گوش خود را بستند و حاضر نیستند حرفی را بشنوند چراکه بر این باور هستند به حقیقت دست پیدا کردند.

    اگر اصولگرایان وجه مشترکی پیدا نکنند، یکدیگر را کنار می‌زنند

    * چشم‌انداز شما از حضور اصولگرایان در مجلس به چه صورت است؟

    برخی از اصولگرایان باهم وجه مشترکی پیدا کنند، آن زمان باهم کنار می‌آیند و برخی خیر. از طرف عده دیگری کنار زده می‌شوند کما اینکه بسیاری اصولگرا بودند و الان مغضوب هستند و تندروها به آنها می‌گویند خائن. در حالی که آنها افراد مخلص و متعهد به انقلاب اسلامی و امام هستند، رانده می‌شوند.

    تندروها گزینشی به تذکرات و توصیه های رهبری گوش می دهند

    *تذکرات رهبری بر رفتار و تندروها به ویژه در حوزه حجاب تأثیرگذار خواهد بود؟

    فکر می‌کنم هیچ‌کدام از تذکرات رهبری را گوش نکردند یعنی گوش خود را بر روی برخی موارد بستند، گزینشی گوش می‌کنند برخی موارد را گوش می‌کنند بعضی موارد را خیر.

    *فکر می‌کنید تذکرات بر روی دولت و به ویژه وزارت کشور تاثیرگذار خواهد بود؟

    نباید فقط یک طرف قضیه را مشاهده کرد. رهبری فرمایشات مختلفی کردند که همه آنها را باید در نظر گرفت، همه دوست دارند یک مقدار را گوش کنند و یک مقدار دیگر را گوش نکنند اما همه نکات را باید گوش کرد اما اشکال آنجا است که اقدام خلاف شرع و قانون انجام می‌دهند، این اشکال دارد. وگرنه سخنان رهبری را هم باید گوش کنند.

  • مگر نمی‌گفتند ما یک میلیون مسکن درست می‌کنیم، یک میلیون شغل درست می‌کنیم، تورم را درست می‌کنیم؟! پس چه شد؟ / حتی اصولگرایان هم در انتخابات شرکت نکردند!

    مگر نمی‌گفتند ما یک میلیون مسکن درست می‌کنیم، یک میلیون شغل درست می‌کنیم، تورم را درست می‌کنیم؟! پس چه شد؟ / حتی اصولگرایان هم در انتخابات شرکت نکردند!

    به گزارش اقتصادران، «فکر نمی‌کردم آقای خاتمی رأی ندهد»، «شورای نگهبان در پاسخ به رهبری گفته بود که همیشه پزشکیان را تأیید صلاحیت کردیم»، «خودم را لیدر نمی دانم»، «بدترین عید من زمانی بود که همسرم را از دست دادم» و ….این جملات بخشی از گفتگوی نوروزی با مسعود پزشکیان، چهره شاخص مجلس یازدهم و منتخب مجلس دوازدهم است.

    او که در این دور از انتخابات ابتدا رد و بعد بنا بر روایت ها با توصیه رهبری تایید صلاحیت شد، می گوید؛« به من گفتند به نظام التزام عملی ندارم که واقعاً حرف بی‌ربطی بود چرا که غیر از اینکه شبانه‌روز برای نظام فکر کنم و تلاش کنم کار دیگری نکردم»

    پزشکیان از بداخلاقی ها گلایه دارد و تاکید می کند؛«بسیار راحت تهمت و افترا می‌زنند و تخریب می‌کنند و نامش را هم این می‌گذارند که ما اصول داریم، در صورتی که کسی که اصول دارد به این راحتی حرف دروغ و تهمت را باور نمی‌کند.»

    با او از رقابت ها بر سر کرسی ریاست مجلس آینده که می پرسیم می گوید؛«بعید می‌دانم رسایی و طیفی که به این شکل فکر می‌کنند، بتوانند در هیات رئیسه یا جاهای دیگری حضور پیدا کنند و اگر هم بتوانند حضور پیدا کنند آدم باید تاسف بخورد که اوضاع به این روند و این شکل رقم خورده است.»

    پزشکیان در این گفتگو از حال و هوای منزلش در ایام عید روایت کرد، از نوروز های بعد از فوت همسرش و ….

    در ادامه گفتگوی نوروزی با مسعود پزشکیان، نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی را می‌خوانید؛

    *****

    *آقای پزشکیان! سال ۹۸ شما نزدیک ۱۱۰ هزار رأی آوردید و چهار سال بعد با حدود ۱۵ هزار رأی کمتر نمایندگی شما تمدید شد، این ریزش رأی، ریزش در پایگاه رأی شما بود یا باید آن را در چارچوب کاهش مشارکت در انتخابات تفسیر و تحلیل کنیم؟

    معلوم است، این روندی که دشمنان و یا یک عده از دوستان که تلاش می‌کردند اعتراض خود را به صورت رأی ندادن نشان دهند، در کل قضیه تاثیرگذار بود. علاوه بر این شرایط انتخابات هم بر میزان رأی موثر است چنانچه بسیاری پول فراوانی خرج می‌کنند که ما از این کارها نمی‌کنیم اما اصل قضیه کاهش رأی به آن کاهش حضور مردم در انتخابات مربوط است چون من قبلاً در دور دهم ۲۶۰ هزار رأی آورده بودم ولی رأی مجموعه نماینده‌ها بیش از این بود. آن موقع با ۱۱۰ هزار رأی هم کسی تایید نشده بود و میزان رأی همان ۶ نفری که بالا آمدیم بالای این رقم بود.

    وضعیت گرانی بهتر شده یا بدتر شده است؟ گوشت ۱۰۰ هزار تومانی، ۷۰۰ هزار تومان شده، مرغ ۲۵ هزار تومانی که می‌گفتند ربطی به تحریم ندارد، ۱۰۰ الی ۱۲۰ هزار تومان شده است. علاوه بر این همین افراد زمان دولت روحانی می‌گفتند مشکل از مدیریت است، این افرادی که الان به اسم مدیریت آوردند، کجا دوره مدیریت گذراندند؟

    *بنابراین شما این ریزش رای را مرتبط با کاهش مشارکت می‌دانید؟

    قطعاً همین طور است.

    غیر از اینکه شبانه روز برای نظام تلاش کنم، کار دیگری نکرده ام

    *روند تایید صلاحیت شما هم یک مقدار مبهم است. شما رد صلاحیت شدید و گفته شد رهبری در مورد این موضوع تذکر و توصیه‌ای داشتند و بعد شما تایید شدید. شورای نگهبان اما این روایت را تایید نمی‌کند. روایت درست از این ماجرا چیست؟

    بنده دقیقاً خبر ندارم اما آن چیزی که به من گفتند این بود که به نظام التزام عملی ندارم که واقعاً حرف بی‌ربطی بود و اصلاً نمی‌شود این حرفی که اینها زدند را توجیه کرد چراکه غیر از اینکه شبانه‌روز برای نظام فکر کنم و تلاش کنم کار دیگری نکردم و خیلی از حقوقی که طبیعی است و می‌توانستم به دنبال آن بروم و خلاف هم نبوده، به خاطر اعتقادم به دنبال آن نرفتم و پیگیری نکردم.

    شورای نگهبان در پاسخ به رهبری گفته که همیشه پزشکیان را تأیید صلاحیت کردیم

    وقتی یک چیزی می‌گویند که خیلی نچسب است برای آدم جای سوال دارد و می‌خواستم اعتراض هم کنم چون نماینده شدن برای من جز اینکه دنبال مشکلات مردم و کشور باشد، چیز دیگری ندارد. همچنین آن جایگاه‌هایی که بنده کار کردم و تجربه و تخصص دارم، به این سادگی به دست نمی‌آید و این افرادی که می‌آیند ممکن است سال‌ها طول بکشد که به آن آگاهی و درکی که ما از این سیستم داریم، دست پیدا کنند و شاید هم به اینجایی که ما رسیدیم اصلاً نرسند، آن وقت اینها بگویند شما عدم التزام دارید.

    اما در جاهای مختلف روایت شد که مقام معظم رهبری در یک جلسه غیرعلنی فرموده بودند چرا این کار را کردید، آن چیزی هم که شورای نگهبان در پاسخ اعلام کرد، گفت ما رد نکرده بودیم. ما همیشه پزشکیان را تایید کرده‌ایم و هیات اجرایی رد کرده است. کسی این روایت را رد نکرد چون اگر حرف غیردرستی بود حتماً از طرف دفتر مقام معظم رهبری همان روز اول عکس‌العمل نشان می‌دادند و می‌گفتند که آقا یک چنین حرفی را نزدند. بنابراین رهبری چنین چیزی را گفته اند و اینها هم بر اساس آن سوالی که مقام معظم رهبری کردند نهایتاً بنده را تایید صلاحیت کردند.

    نفوذی ها بصورت سیستماتیک تصمیم گرفته بودند من را ردصلاحیت کنند

    *بنابراین توصیه رهبری در تایید صلاحیت شما موثر بوده و ایشان توصیه‌ای داشتند؟

    تصور می‌کنم اگر رهبری در مورد تایید صلاحیتم توصیه نمی‌کردند امکان نداشت اینها من را تایید کنند چون به صورت سیستماتیک از نظر جناحی و سیاسی تصمیم گرفته بودند بنده را ردصلاحیت کنند و یک تعدادی از افرادی که در قدرت هستند که مقام معظم رهبری هم می‌فرمایند اینها نفوذی هستند، آگاهانه یا ناآگاهانه این اقدامات را انجام می‌دهند چراکه تحمل نقد و به چالش کشیدن را ندارند.

    واقعیت این است آنچه که چشم‌انداز و سیاست بوده را اجرا نکردیم، وقتی سوال می‌کنیم چرا این کار را نمی‌کنید به جای اینکه جواب بدهند می‌گویند شما با دولت مخالف هستید.

    طبق سند چشم‌انداز ۲۰ ساله قرار بود در منطقه اول شویم اما الان از آخر اول شدیم

    در همین قانون بودجه وقتی داشتیم برنامه‌ها را با سیاست‌ها تطبیق می‌دادیم، کارشناسان برنامه و بودجه به ما می‌گفتند این حرفی که شما می‌زنید را نمی‌توانند اجرا کنند. اگر نمی‌تواند اجرا کند پس بگویید سیاست‌های کلی مقام معظم رهبری را عوض کنیم.

    وقتی سیاست مشخص است، باید آدمی را پیدا کنید که بتواند اجرا کند نه اینکه افرادی را بگذاریم که نتوانند اجرا کنند. به خاطر همین رفتارها است که با وجود اینکه قرار بود طبق سند چشم‌انداز ۲۰ ساله در سال ۱۴۰۴ در منطقه اول شویم، در حال حاضر از آخر در منطقه اول می‌شویم و کسی هم جوابگو نیست. ما بد بودیم. آنهایی که ادعا می‌کنند خوب بودند چه کار کردند؟ یکی از این افراد مدعی بگوید چگونه در راستای سند چشم‌انداز که آقا فرموده، تلاش کرده است. مگر فرد با فحش دادن، افترابستن و بداخلاقی کردن الهام‌بخش می‌شود؟

    تهمت و افترا می‌زنند و نامش را هم می‌گذارند اصول

    *رد صلاحیت‌ها چقدر در میزان مشارکت تاثیرگذار بود؟ فکر می‌کنید اگر بررسی صلاحیت‌ها به نوعی دیگر بود مردم مجاب به حضور در پای صندوق رأی می‌شدند یا علت کاهش مشارکت را در مسائل دیگری می‌بینید؟

    نمی‌دانم. شاید یکسری از افراد به خاطر همین رد صلاحیت آمدند به این معنی که قصد نداشتند بیایند اما بعد از اینکه از طرف مقام معظم رهبری پیام آمد، وارد صحنه شدند. واقعیت قضیه این است که بسیار راحت تهمت و افترا می‌زنند و تخریب می‌کنند و نامش را هم این می‌گذارند که ما اصول داریم، در صورتی که کسی که اصول دارد به این راحتی حرف دروغ و تهمت را باور نمی‌کند.

    دولت و شورای نگهبان باید بر اساس آن سیاستی که مقام معظم رهبری فرمودند، کاری می‌کردند و حتی اگر امکانش بود از افراد خواهش کنند یک عده از افرادی که فکر می‌کنند مسئله دارند پای رقابت بیایند و بعد هم اگر مشکلاتی داشتند بگویند این موارد را نادیده می‌گیریم، شما بیایید تا مردم به پای صندوق‌های رأی بیایند. چرا که نهایتاً وقتی مشارکت افزایش پیدا می‌کند، اعتبار نظام در دیدگاه جهانی بهتر می‌شود.

    اینها همه چیز را بزرگ می‌کنند. برای نمونه می‌گفتند که شما مردم را به شورش دعوت کردید، در صورتی که اگر همین آقایانی که مدیر بودند، مدبّرانه عمل می‌کردند خون از دماغ یک نفر هم پایین نمی‌آمد. هیچ اتفاقی نمی‌افتاد. دشمن حیله کرده بود و اینها در دامی افتادند و این وضعیت را در کشور به وجود آورد. در صورتی که خیلی راحت می‌شد شرایط را مدیریت کرد؛ ولی نکردند و بعد تازه به کسانی هم که گفتند چرا دارید این کار را می‌کنید؟ پاسخ دادند که شما آب در آسیاب دشمن می‌اندازید. بنابراین طبق نظر آنها، آن کسی که توطئه کرده بود و این کسانی که در آن دام افتادند، هیچ‌کدام مقصر نبودند اما آنهایی که می‌خواستند نقد کنند مقصر بودند و به به آنها می‌گفتند شما با آنها همراه هستید.

    این افرادی که الان به اسم مدیریت آوردند، کجا دوره مدیریت گذراندند؟

    *در دو انتخابات اخیر، آرای باطله نقش زیادی داشتند. پیام این آرا به حاکمیت چه می‌تواند باشد؟

    واقعیت قضیه این است که الان مردم تحت فشار هستند. در مجلس در دوره‌های قبل هم وضعیت به این ترتیب بود، زمان دولت روحانی یکسری از برادران و خواهران ما به شدت اعتراض می‌کردند که شما تحریم‌ها را بهانه کرده‌اید. ۲۰ درصد مسئله به تحریم مربوط است و ۸۰ درصد آن به مدیریت مربوط است. می‌گفتند گرانی، دزدی و اختلاس چه ربطی به تحریم دارد؟ در حال حاضر همین برادران و خواهران قدرت را به دست گرفتند و در هر ۳ قوه حضور دارند و مقام معظم رهبری هم محکم از این عزیزان دفاع می‌کنند.

    وضعیت گرانی بهتر شده یا بدتر شده است؟ گوشت ۱۰۰ هزار تومانی، ۷۰۰ هزار تومان شده، مرغ ۲۵ هزار تومانی که می‌گفتند ربطی به تحریم ندارد، ۱۰۰ الی ۱۲۰ هزار تومان شده است. علاوه بر این همین افراد زمان دولت روحانی می‌گفتند مشکل از مدیریت است، این افرادی که الان به اسم مدیریت آوردند، کجا دوره مدیریت گذراندند؟ در کدام بنگاه، ‌اداره، سازمان و کارخانه توانستند بازسازی و اصلاح و رونق ایجاد کنند چرا مدیر بر سر کار نیاوردند؟ نمی‌شود ادعا کرد ما طرفدار مقام معظم رهبری هستیم، مسلمانیم، بهترینیم ولی افرادی را سرکار بیاوریم که بسیاری از آنها در کار خود نتوانستند الگو شوند.

    فکر نمی‌کردم خاتمی رأی ندهد

    *در جریان انتخابات بسیاری از همفکران سیاسی شما در جریان اصلاحات رأی ندادند و به این شکل اعتراض خود را نشان دادند. رأی ندادن آقای خاتمی برای شما چقدر قابل پیش‌بینی بود؟

    فکر نمی‌کردم آقای خاتمی به اینجا برسد که رأی ندهد. طبیعتاً او تحت فشار یکسری از این جریانات تند است کما اینکه از قبل هم بوده است. مقام معظم رهبری از ابتدای سال ۱۴۰۲ به دست‌اندرکاران تاکید می‌کنند که مشارکت افزایش پیدا کند.

    وقتی اینها کاری می‌کنند که در نتیجه آن افرادی که دلخواه یک جمعیتی هستند، نتوانند وارد رقابت شوند و بعد افرادی را انتخاب می‌کنند که اکثریت آنها از یک دسته، جناح و گروه خاصی هستند، در نتیجه تعدادی بر اساس همان توصیه‌ای که مقام معظم رهبری فرمودند می‌آیند و رأی سفید می‌دهند چراکه آن داوطلبین را قبول ندارند. همچنین عده‌ای هم قهر می‌کنند، نمی‌آیند و می‌گویند آن کسی که من می‌خواستم در میان داوطلبین نیست، به چه کسی رأی بدهم؟

    دولت و شورای نگهبان باید از افراد رأی‌آور خواهش می‌کردند که وارد انتخابات شوند

    به نظر می‌رسد دولت و شورای نگهبان باید بر اساس آن سیاستی که مقام معظم رهبری فرمودند، کاری می‌کردند و حتی اگر امکانش بود از افراد خواهش کنند یک عده از افرادی که فکر می‌کنند مسئله دارند پای رقابت بیایند و بعد هم اگر مشکلاتی داشتند بگویند این موارد را نادیده می‌گیریم، شما بیایید تا مردم به پای صندوق‌های رأی بیایند. چرا که نهایتاً وقتی مشارکت افزایش پیدا می‌کند، اعتبار نظام در دیدگاه جهانی بهتر می‌شود.

    بنابراین وقتی کاری می‌کنند که مشارکت کاهش پیدا کند، هم وجهه بین‌المللی خودمان را مقداری مسئله‌دار می‌کنیم و هم خود به خود حق انتخاب را از عده‌ای می‌گیریم. وقتی حق انتخاب از فرد گرفته می‌شود به کاندیدای مورد نظر شما رأی بدهد؟ آنها را که شما انتخاب کرده‌اید. بنابراین به نظر بنده این نوع مدیریت انتخابات مسئله ایجاد کرد تا اینکه بگوییم تعدادی نخواستند در انتخابات شرکت کنند. البته دشمن هم در جریان انتخابات توطئه می‌کرد. رسانه‌های دشمن تبلیغ می‌کردند که پای صندوق نروید، مسئولین امر هم کاری کردند که حرف آنها تا حدودی معنی پیدا کند.

    حتی اصولگرایان هم در انتخابات شرکت نکردند

    *فکر می‌کنید این اقدام آقای خاتمی به بدنه رأی ناراضی اصلاحات و به بدنه حزبی و تشکیلاتی این جریان کمک کند؟

    فکر نمی‌کنم. تصور می‌کنم در کشور بیشتر از هر چیزی به وحدت و انسجام نیاز داریم و به تفرقه و دو دستگی نیاز نداریم. سلایق مختلف در چارچوب سیاست‌های کلی داریم. فکر می‌کنم اگر هر کسی قرار است بیاید، تا زمانی که آن «سیاست» تعیین نشده، می‌توانیم با هم کلنجار و بحث داشته باشیم ولی وقتی سیاست روشن شد، باید برویم افرادی را پیدا کنیم که قادر باشند آن سیاست را پیاده کنند نه اینکه اگر هر جناحی آمد، جناح خودش را بیاورد هر چند که توان اجرای آن سیاست را نداشته باشد.

    اجرای سیاست الزاماً حزب‌اللهی، چپ یا راست، اصولگرا یا اصلاح‌طلب نیست. آن اجرای سیاست، آدم کارشناس، کاربلد و خبره می‌خواهد. در حال حاضر شرایط به این ترتیب شده که وقتی افراد به قدرت می‌رسند دیگران را مثل آب خوردن حذف می‌کنند و به آنها انگ می‌چسبانند که نتیجه این اقدام وضعیت فعلی کشور می‌شود که بسیاری از افراد حتی از جناح اصولگرا رأی ندادند.

    آقایان اصولگرا رسماً می‌گفتند که مردم به من رأی ندهند

    *در انتخابات اخیر بسیاری بر این باور بودند که دولت به جای اینکه از سبد تایید صلاحیت‌ها مشارکت را جذب کند، این قضیه را بیشتر قومیتی و اقوامی کرد. حتی جوانانی تایید صلاحیت شدند که اقوام‌شان را پای صندوق رأی بیاورند، تا مشارکت مقداری افزایش پیدا کند. رأی شما در تبریز حزبی بود یا قومیتی؟

    رأی من نه حزبی بود و نه قومیتی، بلکه براساس شناختی است که مردم از بنده دارند و کاری در آنجا انجام داده‌ام. من به دو سه نفر از برادرانی که در کردستان هستند پیام داده بودم چراکه بچه‌هایی که بگوییم قومیت‌گرا یا اینکه دنبال هویت و زبان خودشان هستند، علیه بنده تبلیغ راه انداخته بودند که این خودش کُرد و پان‌کُردیسم است، به این رأی ندهید. اصولاً باید کاری می‌کردم که آنها به من رأی بدهند و طوری حرف بزنم که آنها تصور کنند یا بدانند که نگاه دیگری دارم.

    به من گفتند به نظام التزام عملی ندارم که واقعاً حرف بی‌ربطی بود و اصلاً نمی‌شود این حرفی که اینها زدند را توجیه کرد چراکه غیر از اینکه شبانه‌روز برای نظام فکر کنم و تلاش کنم کار دیگری نکردم و خیلی از حقوقی که طبیعی است و می‌توانستم به دنبال آن بروم و خلاف هم نبوده، به خاطر اعتقادم به دنبال آن نرفتم و پیگیری نکردم.

    در حیقسقت حرف زدن کُردی من باعث این حرکت آنها علیه من شده بود، اما بعد که مقام معظم رهبری این مسئله را یک مقدار زیر سوال بردند، آنها کوتاه آمدند. من خودم در مهاباد به دنیا آمدم، این موضوع در آذربایجان مسئله است و اینها می‌گفتند نگویید که متولد مهاباد هستد. نکته دیگر این که اصلاحاتی‌ها هم نیامدند رأی دهند که بگوییم جناحی آمدم. یعنی نه بحث قومیت و نه اصلاحات در رابطه با من، معنی‌دار نبود.

    به تعدادی پول می دادند یا رأی برای کد ملی فردی بود که می گفت اصلا رأی ندادم

    شناختی که مردم در این مدت که در خدمت‌شان بودم و برایشان کار کردم، از من پیدا کردند، در رأی آوردن بنده تاثیرگذار بود. نمی‌خواهم از آقایان اسم ببرم اما از جریان اصولگرا خیلی راحت و به صورت کاملاً مشخصی علیه من تبلیغ می‌کردند که مردم به من رأی ندهند. در نتیجه در این انتخابات هم یک تعداد اصولگراها علیه من بودند، یک تعداد از افرادی که قومیتی بودند، یک تعداد از نظر اعتقادی، یک تعداد از نظر جناحی علیه بنده بودند. البته جناح اصلاحات که اصلاً رأی نداد و نهایتاً در این اوضاع و احوال من رأی آوردم. حالا باید آن پرتقال‌فروش را پیدا کنیم که چگونه به من رأی دادند.

    *بنابراین به نوعی تخلف انتخاباتی هم صورت گرفته که اقدامات تخریبی علیه شخص شما انجام دادند؟

    به تعدادی پول می‌دادند، فیلم‌هایی وجود دارد که کدملی‌ها را گرفتند و در حال ثبت کردن هستند، همچنین مواردی بود که طرف می‌گفت من اصلاً رأی ندادم ولی رأی برای کد ملی او ثبت شده بود. لذا یکسری از این کارها شده بود اما هر تلاشی کردند که نشود، وقتی که خدا و مردم بخواهند کاری انجام شود، می‌شود.

    اگر قاضی‌پور تأیید صلاحیت می‌شد، ۴۰ هزار نفر را پای صندوق‌های رأی می‌آورد

    *خودتان هم تخلفی مشاهده کردید؟

    خیر، چراکه اصلاً دنبال این نبودم که بخواهند رأی بدهند یا ندهند. من به دنبال همان اعتقاد و باوری که داشتم که باید بروم. البته تعدادی از مردم به خاطر من پای صندوق‌های رأی آمدند. اگر کاری می‌کردند که یکسری از افراد داوطلب شوند تا مردم به خاطر آنها پای صندوق‌های رأی بیایند، رونق مشارکت در انتخابات افزایش پیدا می‌کرد. این هنر نیست که عده‌ای را حذف کنیم و در نتیجه مردم به پای صندوق‌های رأی نیایند. برای مثال در آذربایجان غربی و ارومیه به آقای نادر قاضی‌پور صلاحیت ندادند اگر می‌دادند حداقل ۳۰ تا ۴۰ هزار نفر به خاطر او به پای صندوق رأی می‌آمد. اگر به او صلاحیت می‌دادند و می‌آمد، اگر رأی هم نمی‌آورد بالاخره ۳۰ تا ۴۰ هزار نفر را پای صندوق آورده، علاوه بر اینکه یک تعداد دیگری می‌آمدند و رأی می‌دادند، که آن افرادی که نمی‌خواستند رأی نیاورند.

    اقلیت مجلس در میان اختلافات می‌تواند تاثیرگذار باشد

    * در حال حاضر تکلیف ۲۴۵ کرسی مجلس دوازدهم مشخص شده است، اگر بخواهید مجلس دوازدهم را در چند جمله توصیف کنید، چگونه توصیف می‌کنید؟

    تاحدودی یکدستی در مجلس کاهش پیدا کرده است. یعنی در آن جناحی که خودشان عضو آن هستند، اختلافاتی وجود دارد که طبیعتاً رقابتی بین خودشان است و این می‌تواند یک مقدار مسئله‌ساز شود و از طرفی فرصتی برای شنیدن حرف اقلیت فراهم شود چراکه این افراد اگر بخواهند برای ریاست رأی بیاورند، مجبور هستند هوای آن اقلیت را داشته باشند تا بتوانند اکثریت خودشان را حفظ کنند بنابراین در صورت اختلاف اقلیت می‌تواند تعیین‌کننده باشد و هر طرف برود که آن طرف را به اکثریت تبدیل کند. شاید در چنین روندی مقداری باب گفتگو بیشتر باز شود، تعامل افزایش پیدا کند و نهایتاً شاید بیشتر به نفع کشور باشد.

    *بنابراین مجلس دوازدهم می‌تواند یک اقلیت قوی از اصلاح‌طلبان، مستقلین و اعتدالیون داشته باشد؟

    نگذاشتند از اصلاح‌طلبان افراد زیادی به مجلس راه پیدا کنند اما نهایتاً آن تعداد اقلیتی که آمدند می‌توانند یک اقلیت تاثیرگذار باشند.

    خودم را لیدر نمی دانم

    *برخی از اصلاح‌طلبان جمع کردن این افراد زیر یک چتر در مجلس را به نقش شما مرتبط می‌دانند، فکر می‌کنید بتوانید لیدری این جریان را در دست بگیرید؟

    خودم را لیدر نمی‌دانم. به هر حال داشتن تعامل، گفتگوی منطقی چه با اصولگرا، چه با اصلاح‌طلب و چه با افراد بی‌طرف خیلی موضوع روشنی است. ما اگر سیاست‌های کلی را به عنوان آن میثاق مشترک بپذیریم و قبول کنیم که علی‌رغم تمام حرف‌ها، عیب‌ها و نقص‌هایی که داریم برای افراد و جناح‌ها می‌گوییم، می‌خواهیم در چشم‌انداز بهترین شویم، بنابراین برای بهترین شدن باید بهترین‌ها را پیدا کنیم و وقتی که قرار است بهترین را پیدا کنیم، دیگر شرایط به این ترتیب نیست که حتماً آن بهترین آدم، من باشم.

    در نتیجه حذف کردن قدرت ما را کاهش می‌دهد و توان انتخاب ما را کمتر می‌کند. وقتی بپذیریم که قرار است در منطقه اول شویم، آن وقت در هر رشته‌ای دنبال کسی می‌گردیم که توان، علم و مهارت دارد و می‌خواهد این چارچوب را بپذیرد و ما را اول کند.

    *با حضور افراد تندرو در مجلس، به نظر شما آیا این مجلس می‌تواند یک فراکسیون اکثریت داشته باشد؟

    همان‌طور که گفتم الان داخل اصولگرایان اختلاف است و واقعاً نمی‌دانم این تندروها تا چه اندازه می‌توانند برای خودشان طرفدار جذب کنند و طرف مقابل چقدر می‌تواند این کار را کند چون من زیاد از درون این جریانات مطلع نیستم تا بتوانم دیدگاه یا قضاوتی داشته باشم ولی چه اصولگراهایی که متعادلند و می‌خواهند در چارچوب همان سیاست‌ها کار کنند و چه اصلاح‌طلبان و چه بی‌طرفان، بر اساس منطق و بدون توجه به اینکه قدرت دست کیست، قدرت را به دست آن آدمی بدهیم که قادر است کاری کند، می‌توانیم مملکت را درست کنیم ولی اگر قدرت را برای خودمان بخواهیم، با این روش مملکت درست نخواهد شد.

    اینها اگر ۸ سال هم روی کار باشند نمی‌توانند یک میلیون مسکن بسازند

    *با اینکه مجلس هنوز شکل نگرفته، دعواها مخصوصاً بر سر ریاست شکل گرفته، از آقای قالیباف و نبویان تا متکی و رسایی و آقاتهرانی همگی مدعی هستند. برای خود شما بین ریاست قالیباف یا رسایی فرقی می‌کند؟

    طبیعتاً کسی که تعامل بیشترو بهتری دارد، خاک خورده‌تر است، بهتر از کسی است که هیچ کدام از این تجربه‌ها را ندارد ولی آدم خوبی است چون بازمی‌گردد به اینکه ما چه تجربه‌ای داریم. هر فردی وقتی کار می‌کند، عیب پیدا می‌کند و امکان دارد بلغزد. در نتیجه آن آدم‌هایی که کاری و تلاشی کردند و اینها عیبی را از آنها پیدا کردند که ممکن است درست هم باشد، خیلی هنر نکردند. هنر این است که خودشان چه کردند و اگر کردند، آیا توانستند بی عیب کاری را انجام دهند؟ اینکه مرتب حرف بزنند که ما اِل و بِل می‌کنیم، نیست.

    مگر نمی‌گفتند ما یک میلیون مسکن درست می‌کنیم، یک میلیون شغل درست می‌کنیم، تورم را درست می‌کنیم؟! پس چه شد؟ در عرض چهار سال سهل است اگر اینها هشت سال هم قدرت را به دست بگیرند و تنها یک میلیون مسکن بسازند هر چه خواستید به من بگویید. آن همه پول و امکانات به دست احمدی‌نژاد آمد اما نتوانست ۲ میلیون مسکن را تا آخر بسازد، بقیه‌اش را دولت روحانی انجام داد و هنوز هم تتمه‌اش مانده است. چطور اینها می‌خواهند در هر سال یک میلیون مسکن بسازند؟ اصلاً مصالح‌اش را دارند و جایگاهش را مشخص کرده‌اند؟ آن کسی که تجربه ندارد را سرکار بگذارید، دیوانگی است.

    * گفته می‌شود بسیاری از همین آقایان در حال حاضر یارگیری از بین اصلاح‌طلبان و اعتدالیون شروع کرده‌اند. فکر می‌کنید بتوانید با گرفتن سهم‌هایی در هیات‌رئیسه یا رؤسای کمیسیون‌ها، در انتخابات درون‌پارلمانی اثرگذار باشید؟

    منطق حکم می‌کند در مدیریت‌ها افراد توانمند فارغ از چپ و راست را بگذارند، بنابراین مشکل این نیست که پستی به ما بدهند یا ندهند، مشکل این است که ما افراد درست پیدا کنیم و بعد آنها را در آن جایگاه‌ها قرار دهیم نه اینکه چون ما هستیم، همه اینها باید از ماها باشند.

    اگر فضا فراهم باشد وارد رقابت نائب رئیسی می‌شوم

    *خود شما قبلاً کاندیدای نایب‌رئیسی بودید. ممکن است دوباره وارد رقابت شوید؟

    بستگی به فضایی دارد که با آن مواجه می‌شوم. باید مشاهده کنم که اوضاع به چه سمتی می‌رود که اگر شد بیایم و اگر نشد که اصلاً چیز مهمی نیست چون آن موقع که نایب رئیس هم بودم زیاد چنگی به دل نمی‌زد. مهم این است که آدم در جایگاهی قرار بگیرد که بتواند دغدغه‌ها و مشکلات مردم را بگیرد و دفاع کند و برای اصلاح و بهبودی آنها تلاش کند.

    اگر رسایی وارد هیئت رئیسه شود باید تأسف خورد

    *در مورد ریاست مجلسی صحبت می‌کنیم که قبل از این آقایان لاریجانی، باهنر رئیس این مجلس بودند، الان واکنش شما نسبت به این قضیه چیست که ما داریم در رابطه با ریاست افرادی مثل قالیباف، رسایی یا نبویان صحبت می‌کنیم که به عنوان چهره‌های تندرو شناخته می‌شوند؟

    بعید می‌دانم رسایی و طیفی که به این شکل فکر می‌کنند، بتوانند در هیات رئیسه یا جاهای دیگری حضور پیدا کنند و اگر هم بتوانند حضور پیدا کنند آدم باید تاسف بخورد که اوضاع به این روند و این شکل رقم خورده است چراکه مجلس محل گفتگو است، محل دعوا کردن و بداخلاقی نیست. اینها اگر سندی برای عیب کسی دارند آن را به شورای نگهبان می‌دادند تا تصمیم بگیرد. اینکه آدم از یکی خوشش نیاید بعد یک روندی را تعریف کند و بگوید اینها فاسد هستند، منطقی نیست.

    *در حال حاضر ۱۴۸ نماینده دوره اولی در مجلس دوازدهم داریم، این تعداد نماینده چه تاثیری می‌تواند بر روند مجلس بگذارد؟

    بستگی دارد که تجربه، چه پشتوانه کاری و چه انگیزه‌ای دارند.

    اگر می‌توانند شرایط را درست کنند، چرا فحش می‌دهند؟

    *شخصاً چه چشم‌اندازی پیش روی مجلس دوازدهم و دولت سیزدهم می‌بینید؟ با توجه به مواردی که مطرح کردید آیا مجلس وکیل‌الدوله خواهد بود؟

    وکیل‌الدوله بشود یا نشود، جهتی که می‌رویم، جهت گرانی و گرفتاری و تورم است. اینها ادعا می‌کردند FATF بد است، برجام بی‌خود است، مشکل از مدیریت است و تحریم هیچ تاثیری ندارد. الان که قدرت دست‌شان است اصلاح کنند. به نظرم غیرقابل اصلاح است به این معنی که اگر نتوانیم با اقتصاد دنیا رابطه برقرار کنیم و تعامل داشته باشیم، روز به روز عقب خواهیم افتاد حالا اینها هر چه می‌گویند، بگویند. اگر می‌توانند شرایط را درست کنند، چرا درست نمی‌کنند و فحش می‌دهند؟!

    در جاهای مختلف روایت شد که مقام معظم رهبری در یک جلسه غیرعلنی فرموده بودند چرا این کار را کردید، آن چیزی هم که شورای نگهبان در پاسخ اعلام کرد، گفت ما رد نکرده بودیم. ما همیشه پزشکیان را تایید کرده‌ایم و هیات اجرایی رد کرده است. کسی این روایت را رد نکرد چون اگر حرف غیردرستی بود حتماً از طرف دفتر مقام معظم رهبری همان روز اول عکس‌العمل نشان می‌دادند.

    *با توجه به مشی تندی که راه‌یافتگان به مجلس دارند و فضای اعتراضی که در جامعه وجود دارد، این افراد چقدر می‌توانند در تند کردن جامعه با تصمیماتی که در حوزه حجاب و فیلترینگ می‌گیرند، اثرگذار باشند؟

    به نظر بنده این امر شدنی نیست، چراکه دنیا به سوی فضای باز یک دهکده کوچک جهانی حرکت می‌کند. در زمان نه چندان دور اینها فیلتر هم نمی‌توانند کنند و همه راحت می‌توانند دسترسی پیدا کنند. تمام دعوای قریش و کفار این بود که نگذارند حرف رسول خدا (ص) به مردم برسد. ما اگر حرف و ایده خوبی داریم، اگر نوآوری و خلاقیت در وجودمان، فکرمان، دین‌مان و باورمان است، آنها باید از ما بترسند. بنابراین این نوع برخوردها غیر از اینکه ما را بدتر در عقب نگه می‌دارد، حاصلی نخواهد داشت.

    *یعنی در حوزه حجاب هم نمی‌توانند هیچ اقدامی انجام دهند؟

    به نظر می‌رسد وضعیت را بدتر خواهند کرد. در مورد حادثه‌ای که در قم در درمانگاه افتاده بود، باید بگوییم که روش تبلیغ و ارشاد کردن به پیر و پیغمبر آن نیست. ۴۰ سال است که این اقدامات را انجام می‌دهیم و به جای اینکه نتیجه بگیریم، بدتر کردیم. من نمی‌توان به دختر و بچه خودم دستور بدهم آن چیزی که من می‌گویم انجام بده! در صورتی که من را دوست دارد و به من علاقه دارد، دیر می‌روم خانه نگران می‌شود ولی حرفم را با دستور نمی‌پذیرد. حالا چگونه می‌خواهند با جامعه با دستور حرف خودشان را قالب کنند. شدنی نیست.

    برجام احیا نمی‌شود

    *به نظر شما امیدی به احیای برجام وجود دارد؟

    این روشی که اینها در پیش گرفتند، خیر.

    *حال و هوای منزل آقای پزشکیان در ساعت سال تحویل چگونه است؟

    معمولاً سعی می‌کنیم خانواده کنار هم باشیم، خواهرم، برادرم، دخترم و با هم بنشینیم به هم تبریک بگوییم، آرزو کنیم که حوّل حالنا الی احسن الحال شود. اخلاقاً و رفتاراً بهتر باشیم. مهربان‌تر باشیم. فرصت اینکه آن چیزی را که انسان‌ها به خاطرش به دنیا آمدند، صمیمیت و دوستی و محبت بین خدا و خانواده و مردم، در آنجا یک الگوی کوچک برای خودمان داشته باشیم.

    به هرکسی که به خانه ما بیاید، عیدی می دهم

    *با توجه به اینکه لحظه سال تحویل ساعت ۶ صبح است و …

    فرقی نمی‌کند. تا حالا هر وقت سال می‌خواست تحویل شود، ۲، ۳ یا ۴، بوده، نشستیم، صحبت کردیم. سعی کردیم بچه‌ها و خانواده را پیش هم قرار دهیم، پیش هم باشیم و کدورت‌ها و کینه‌ها را دور کنیم. بالاخره این دنیا به این کدورت‌ها و بداخلاقی‌ها و نگرانی‌ها نمی‌ارزد. امروز هستیم، فردا معلوم نیست باشیم یا نباشیم، قدر یکدیگر را باید بدانیم.

    فکر نمی‌کردم آقای خاتمی به اینجا برسد که رأی ندهد. طبیعتاً او تحت فشار یکسری از این جریانات تند است کما اینکه از قبل هم بوده است. مقام معظم رهبری از ابتدای سال ۱۴۰۲ به دست‌اندرکاران تاکید می‌کنند که مشارکت افزایش پیدا کند

    *به چه کسانی عیدی می‌دهید و از چه کسانی عیدی می‌گیرید؟

    به همه کسانی که به خانه ما می‌آیند عیدی می‌دهیم ولی دیگر معلوم نیست چه کسی به ما عیدی بدهد. همین بچه‌هایی که خوب هستند،‌عیدی ما هستند. بچه‌های سالمی هستند، سالم زندگی می‌کنند، من خدا را شاکرم که بچه‌های ما طوری زندگی کردند که این آقایانی که دنبال این هستند که برای افراد پرونده درست کنند، حرف دربیاورند و دنبال این هستند که خراب کنند تا حالا نتوانستند از دور و بر بنده موردی پیدا کنند که آبروریزی کنند.

    این خصلت بدی است که در نظام یک عده افراد برای اینکه خودشان را مطرح کنند درست کرده‌اند. خیلی گشتند از من یک چیزی پیدا کنند که بتوانند از آن طریق تخریب کنند، ولی وقتی هیچ چیزی پیدا نکردند و خواستند من را رد کنند گفتند تو به نظام التزام عملی نداری که آن هم خیلی خنده‌دار بود.

    *اولین فردی که به عیددیدنی او می‌روید یا تلفنی عید را به او تبریک می‌گویید چه کسی است؟

    معمولاً خانواده همسرم که فوت کرده، مادرش هستند. سعی می‌کنیم حال‌شان را بپرسیم و دیدنشان برویم و آنهایی که در این محدوده بزرگان فامیل ما هستند چون از بزرگان ما دیگر کسی نمانده ولی همان مادر همسرم هنوز هست در نتیجه سعی می‌کنیم حال ایشان را بپرسیم.

    بدترین عید من زمانی بود که همسرم را از دست دادم

    *بهترین و بدترین عیدی که در گذشته داشتید؟

    بدترین عید آن زمانی بود که همسرم را از دست دادم. بهترین‌اش را دیگر نمی‌دانم، همه‌اش عادی است.

    *پیام نوروزی شما.

    آرزو دارم آن چشم‌اندازی که رهبری مشخص کرده را این آقایان و خواهرانی که ادعا می‌کنند طرفدار رهبری هستند، خودشان را لایق اجرای آن اهداف کنند. طوری رفتار کنند که بشود آن قانون را در این مملکت پیاده کرد تا وقتی که ما به کشورمان نگاه می‌کنیم افتخار کنیم نه اینکه وقتی پایمان را از کشورمان آن طرف خاک می‌گذاریم، ببینیم راه آنها، جاده آنها، اداره آنها، ماشین آنها، سیستم آنها بهتر از مال ماست. این برازنده ما مسلمان‌ها نیست. وقتی من این را می‌بینم واقعاً خیلی ناراحت می‌شوم که چرا ما باید از دیگران عقب باشیم در صورتی که کشور ما و سابقه چندین هزار ساله این جامعه، همیشه قدرت‌ها، خلاقیت‌ها و شکوفایی‌ها در این کشور بوده.

    حالا آن طرف آب را نگاه کنی، آدم‌هایی که یک وقتی نان برای خوردن و آب برای نوشیدن نداشتند، الان وقتی آن طرف می‌روی یک چیزی می‌بینی که باید حسرت‌اش را بخوری. برای من واقعاً سخت است یک چنین چیزی را ببینم. ما می‌توانیم کشورمان را درست کنیم و مردم‌مان را به سرچشمه سعادت و زندگی راحت برسانیم به شرطی که به نخبگان و توانمندان خودمان احترام بگذاریم، قبول‌شان کنیم و اجازه دهیم حضور داشته باشند و تصور نکنیم آنها باید مانند ما فکر کنند و اگر مثل ما فکر نکردند، خائن و جاسوس هستند و مملکت‌شان را می‌فروشند. مملکت را کسی می‌فروشد که جامعه و مملکت‌اش را تخریب می‌کند و باعث می‌شود انسان‌ها در آنجا به سختی زندگی کنند و ما مقصریم.

  • مجلس یازدهم کاری کرد که مردم مقابل هم قرار بگیرند

    مجلس یازدهم کاری کرد که مردم مقابل هم قرار بگیرند

    به گزارش اقتصادران، محمدصادق جوادی‌حصار فعال سیاسی اصلاح‌طلب عضو حزب اعتماد ملی ، در پاسخ به این سوال که رهبر انقلاب از اول سال جاری تاکید فراوانی بر مشارکت پرشور داشتند. با توجه به اعلام مشارکت ۴۱ درصدی مردم در انتخابات ویژگی‌های مدنظر رهبری برای انتخابات اجرایی شد، گفت: انتخابات پرشور مدنظر رهبری، مشارکت ۷۰ تا ۸۰درصدی جمعیت بود. اما مشارکتی که حداقل آن حدود ۴۰ درصد بود نمی‌تواند انتخابات پرشور تلقی شود متاسفانه رقابت‌ها خیلی پرشور نبود و مشارکت خیلی بالایی در انتخابات شکل نگرفت. نمونه‌اش در مورد نمایندگان تهران است. آقای قالیباف در انتخابات گذشته یک میلیون و دویست هزار رای آورد اما در این دور ۴۰۰ هزار رأی آورده است. یعنی سه چهارم آرا کاهش پیدا کرده و در مورد مابقی نمایندگان هم این موضوع صدق می‌کند.

    وی افزود: رأی‌های اخذ شده در شهرستان‌ها و به ویژه در مراکز استان‌ها حداقل دو سوم کاهش یافته است. یعنی مشارکت خیلی پایین بوده است. اگر شهرستان‌های کوچک نبودند و آرا را با تهران بالانس نمی‌کردند، همین ۴۱ درصدی که اعلام شد بعید بود شکل بگیرد. برای مشارکت ما نباید کف فرضی را حساب کنیم، بلکه باید فوق فرضی را حساب کنیم که حداقل مشارکت باید ۷۵ تا ۸۰ درصد باشد. اما متأسفانه این اتفاق نیفتاده و تحلیل این مسأله هم خیلی پیچیده نیست. مردم ناامید بوده و نسبت به کارآمدی مجلس دچار تردید جدی هستند. مردم نسبت به مؤثر بودن تصمیمات مجلس در کلان کشور دچار تردید هستند و این موارد باعث می‌شود مردم در انتخابات کمتر شرکت کنند.

    جوادی‌حصار در پاسخ به این سوال که تحلیل شما از ترکیب مجلس دوازدهم چیست و چه رویکردی نسبت به مجلس یازدهم خواهد داشت، گفت: ترکیب مجلس دوازدهم هنوز تکمیل نشده و باید دید ترکیب نهایی مجلس به چه شکلی می‌شود. اگر یک فراکسیون قوی از جریان اعتدالی توسعه‌گرا و اصلاح‌طلب، شکل بگیرد می‌توان گفت یک اهرم کنترلی در مجلس به وجود می‌آید. مجلس یازدهم، مجلسی است که به شدت یکجانبه، یکسویه و یکدست بود که منافع کلان کشور را معطوف به رضایت مردم ندید. ممکن است بعضی‌ها بگویند ما منافع کشور را می‌بینیم اما مردم متوجه نمی‌شوند و راضی نیستند؛ آن بحث دیگر است. اما منافع کشور معطوف به رضایت مردم است و این مجلس خیلی موفق نبوده است. زیرا مصوبات این مجلس بیشتر تنش‌آفرین بود. به طور مثال قانون حجاب و عفاف، کاهش سرعت یا کنترل اینترنت و امثالهم با معیشت و امنیت مردم درگیر شدند و کاری کردند که مردم مقابل هم قرار بگیرند.

    وی افزود: این موارد با امنیت و آرامش عمومی کشور مغایرت دارد. در مجموع مجلس یازدهم نمره قبولی از مردم نگرفت. اگر نمره قبولی می‌گرفت حداقل به نمایندگان فعلی مجلس رأی بالا می‌دادند. وقتی آقای قالیباف که رئیس فعلی مجلس است، یک سوم آرای دوره قبل را از مردمی که بیشتر گرایشات اصولگرایانه داشتند می‌گیرد، یعنی رئیس، هئیت رئیسه و مصوبات مجلس مورد رضایت مردم نبوده است.

    جوادی‌حصار در پاسخ به این سوال که در انتخابات برگزار شده شاهد عدم رای دادن لیستی مردم بودیم به طوری که مردم به صورت ترکیبی به نامزدهای مورد نظر رای دادند. تحلیل شما از این موضوع چیست، گفت: من نمی‌توانم خیلی راحت این موضوع را بپذیرم. در شرایط عدم حضور رقبای جدی اصولگرایان، این جناح سیاسی دعواهای شخصی خودشان را برجسته‌تر کردند و یک لیست ۹۰ نفره برای تهران معرفی کردند که ۳۰ نفر اول‌شان در همه لیست‌ها بودند و تقریبا مابقی نامزدها برای آنکه دیده شوند در لیست‌های مختلف پخش شدند.

    وی افزود: بنابراین آمدند لیست‌ها را ترکیبی دادند و خیلی از افراد را در هر دو یا سه تا لیست قرار دادند. به همین دلیل نمی‌توان گفت مردم به لیست رأی نمی‌دهند. مردم از بین این سه لیست برجسته‌ها را انتخاب کردند. اما افرادی که وزنی نداشتند یا شناخته‌شده نبودند رأی کمتری آوردند. اگر شما به لیستی که رأی آورده است، نگاه کنید اکثرا در همه لیست‌ها حاضر هستند و فکر نمی‌کنم کسی باشد که در همه لیست‌ها نباشد. بنابراین این لیست‌ها ماهیت واحد داشته و در آن‌ها ماهیت افراط و تفریط هم وجود داشت که نشان‌دهنده اختلافات درونی آنان است. به طور مثال آقای قالیباف می‌خواست معتدل‌تر رفتار کند که لیست معتدلی ارائه کرده و از طرف دیگر جبهه پایداری لیست تندتری داده که آقای نبویان و رسایی در صدر لیست بوده و رای آوردند بالاخره ۳۰ نفر مورد نظر آنان در تهران رای آورده است.

    جوادی‌حصار در پاسخ به این سوال این تحلیل وجود دارد با توجه به جایگاه چهارم قالیباف در لیست تهران، با حضور سه فرد از جریان تندرو اصولگرایی در صدر لیست، او کرسی ریاست مجلس را از دست بدهد. چقدر این موضوع را محتمل می‌دانید، گفت: فکر می‌کنم آن آدم‌ها اگر بتوانند کاری انجام دهند، بیشتر فشارشان را روی اعتبارنامه آقای قالیباف خواهند گذاشت تا او را کلا حذف کنند. اگر این اتفاق نیفتد با وجود حضور آقای قالیباف در مجلس، خیلی بعید می‌دانم که در این شرایط جریان‌های تصفیه‌ساز بیرون و داخل مجلس به کسی دیگر غیر از آقای قالیباف رضایت بدهند.

    وی افزود: مثلا فکر می‌کنید آنها بگویند آقای قالیباف کنار برو و آقای پزشکیان رئیس مجلس شود؟ این افراد هیچ‌کدام در قد و قواره اداره مجلس نیستند. افرادی مانند آقای نبویان و رسایی همین که بالای سر آقای قالیباف هستند برایشان کافی است اما در حد و اندازه اینکه مجلس را اداره کنند، نیستند. می‌ماند دو، سه گزینه دیگر که بعید می‌دانم با حضور آقای قالیباف رأی بیاورند. ممکن است با لابی کردن هیأت‌‌رئیسه را از دست آقای قالیباف گرفته و یکی، دو نفر عضو هیأت‌رئیسه شوند. اما در نهایت به تصور من آقای قالیباف باز هم رئیس مجلس می‌شود اما اگر در پی حذف قالیباف باشند، قطعا خیزشان را روی اعتبارنامه‌اش برمی‌دارند.

    جوادی‌حصار در پاسخ به این سوال که با توجه به گفته وزیر کشور آمار آرای باطله ۵ درصد بود تحلیل شما درباره این موضوع چیست، گفت: من فکر می‌کنم آمار آرای باطله از ۵ درصد خیلی بیشتر بوده است. اما به هرجهت وقتی آمار را ۵ درصد اعلام می‌کنند یعنی آنکه افرادی بودند که احساس نیاز به حضور در پای صندوق رای داشتند و نمی‌خواستند به کاندیداهای موجود رأی بدهند. می‌توانیم تا حدودی آن رأی را اعتراضی تلقی کنیم. یعنی آمدند شرکت کردند اما به خاطر پاره‌ای از مسائل کلان‌تر به کاندیداهای موجود رأی ندادند.

  • افراد تندرو نمی‌توانند سایر نمایندگان را با خود همراه کنند / مانع افراد تندرو شدن کار سختی است

    افراد تندرو نمی‌توانند سایر نمایندگان را با خود همراه کنند / مانع افراد تندرو شدن کار سختی است

    به گزارش اقتصادران، «اصلاح‌طلبان باعث رأی آوردن افراد تندرو شدند.» این ادعایی است که عباسی سلیمی نمین، فعال سیاسی اصولگرا در گفتگو با یک خبرگزاری  مطرح می‌‎کند.

    سلیمی نمین به تخریب ها علیه قالیباف نیز اشاره کرد و گفت؛« تندروها امروز قالیباف را تخریب می‌کنند و فردا فرد دیگری را چرا که این افراد متوقف نمی‌شوند و از تخریب یک نفر راضی نمی‌شوند»

    او در پیش بینی مدیریت مجلس آینده تاکید دارد؛« تندروها تصور می‌کنند می‌توانند مدیریت مجلس را در دست بگیرند، اگر مجلس تا این اندازه تنزل کرده، این اقدام را انجام دهند و قابلیت‌های خود را نشان دهند اما بعید می‌دانم که در مجلس نسبت به ریاست افراد تندرو استقبال صورت بگیرد و اینها بتوانند نظر دیگران را به خودشان جذب کنند.»

    در ادامه گفتگو با عباس سلیمی نمین، فعال سیاسی اصولگرا را می‌خوانید:

    *******

    *آقای سلیمی نمین! روی کار آمدن تندروها در نتیجه انتخابات مجلس دوازدهم تا چه اندازه شما را شوکه کرد؟

    تندروی رویه‌ای است که در طیف‌های مختلف سیاسی کمابیش مشاهده می‌شود و در تند کردن فضای سیاسی به گونه‌ای یکدیگر را کمک می‌کنند. در این دوره انتخابات مجلس دوازدهم اگر جه برخی عناصر تندرو در برخی از شهرستان‌ها کنار زده شدند اما در تهران کم و بیش افرادی از این قبیل به مجلس راه پیدا کردند.

    بعید است افراد تندرو تاثیری در فضای کلی مجلس داشته باشند

    اینکه افراد مذکور در کلیت فضای مجلس تاثیر خواهند داشت، باید به صورت جدی بحث کرد. تصور بنده این نیست که این افراد تندرو بتوانند در فضای کلی مجلس تاثیر اساسی داشته باشند. تند کردن فضای سیاسی توسط نیروهای تندروی اصلاح‌طلب منجر شد که اصولگرایان تندرو موقعیتی کسب کنند، که این اتفاق قضیه‌ای مورد تأمل است که باید به آن پرداخت چراکه تصور بنده این بود که ما از این افراد عبور کردیم و مطرح نخواهند بود اما این تصور دقیق نبود.

    افراد تندرو نمی‌توانند سایر نمایندگان را با خود همراه کنند

    حقیقت این است که هر وقت یک جریانی فضا را تند کند به نحوی که از دایره رقابت منطقی سیاسی خارج شده، این طرف هم میدان پیدا می‌کند و اعلام می‌کند که جریان اصلاح‌طلب وجود خارجی ندارد و از دایره نظام خارج شده است.

    بنابراین رقابت آنها باید در دایره طیف اصولگرا دنبال کرد، وقتی این تصور شکل می‌گیرد فضا برای افرادی که به هیچ‌وجه در طیف اصولگرا شایستگی هدایت جریان را ندارند، وارد میدان شوند چراکه بحث این است که افراد تند اصلاح‌طلب را باید کنار بگذاریم بنابراین رقابت باید در جریان اصولگرا صورت بگیرد، این مقدمه طرح نیروهای افراطی است که تعدادی از اینها در تهران رأی آوردند.

    البته تصور بنده این نیست که افراد افراطی با تندروی در مجلس بتوانند دیگران را با خود همراه کنند، قطعاً در مقایسه با فضای عمومی جامعه، در فضای مجلس منطق پررنگ‌تر خواهد بود. در فضای عمومی کشور افراد افراطی نیروهای سیاسی کمی دارند که از دانش سیاسی کم و تجربیات پایین برخوردار هستند، اینها می‌توانند تحت تأثیر شعارهای سیاسی قرار بگیرند که در انتخابات اخیر این اتفاق صورت گرفت اما بعید می‌دانم شعارهای احساسی و مهیج بتواند در نیروهای منتخب و انتخاب شده در مجلس آتی تاثیرگذار باشد.

    *این حالت هیجانی و احساسی فکر نمی کنید در مثلا ماجرای ریاست مجلس هم دیده شود و …

    تصور بنده این نیست که نمایندگان منتخب این دروه مجلس دچار چنین فضایی شوند. البته احتمال دارد که افراد مسائل شاذی را مطرح کنند اما بعید می‌دانم که از این طریق جمعیت قابل توجهی را با خود همراه کنند، مگر اینکه اتفاق خاصی بیافتد.

    بعید می‌دانم مجلس اینقدر تنزل کند که تندروها رییس شوند

    *البته در حال حاضر افرادی نظیر رسایی در حال موضع‌گیری علیه قالیباف هستند، این قبیل اقدامات می‌توانند فضای مجلس را در مورد انتخاب رییس تحت تأثیر قرار دهد؟

    بحث تخریب قالیباف دامنه گسترده‌ای در داخل و خارج از کشور دارد. متأسفانه بسیاری از افراد در طیف اصلاح‌طلب و اصولگرا از نظر مدیریتی چندان نقطه مثبتی در برنامه و کارنامه خود نداشتند، در گذشته درصدد تخریب قالیباف برآمدند.

    منتهی موجی که در آستانه انتخابات مجلس شکل گرفت، موج متفاوتی است و باید به صورت جدی‌تر ارزیابی کرد چراکه با داخلی‌ها و خارجی‌ها همراه شده است. البته موج جدید تخریب قالیباف حرف قابل پذیرشی ندارد. نکته قابل توجه این است که هر فردی در کنار قوت‌هایش، ضعفی‌هایی هم دارد اما آنچه از طریق تخریب دنبال می‌شود پشتوانه منطقی ندارد.

    در هر صورت این دوستان تصور می‌کنند می‌توانند مدیریت مجلس را در دست بگیرند، اگر مجلس تا این اندازه تنزل کرده، این اقدام را انجام دهند و قابلیت‌های خود را نشان دهند اما بعید می‌دانم که در مجلس نسبت به ریاست افراد تندرو استقبال صورت بگیرد و اینها بتوانند نظر دیگران را به خودشان جذب کنند.

    همچنین اینکه افراد افراطی تمایل به کسب ریاست مجلس دارند، عیبی ندارد و اشکال ندارد خود را در این حد قلمداد می‌کنند اما اگر قرار باشد مدیریت مجلس در دست افراد دعواساز قرار بگیرد، چنین مجلسی نمی‌تواند اداره شود چراکه ریاست مجلس باید بتواند اعتدال ایجاد کند و آن را اداره کند به این ترتیب که سلایق مختلف را در کنار هم مدیریت کند، از این‌رو نیرویی که خودش تنش ایجاد می‌‎کند قطعآً نمی‌تواند مجلس را اداره کند.

    در مجلس تحت مدیریت قالیباف تنشی وجود نداشت

    در حقیقت نیرویی می‌تواند مجلس را اداره کند که وزن داشته باشد و نیروهای مختلف را بهم پیوند بزند.نکته دیگر در مورد ریاست مجلس پیوند زدن سلایق مختلف در مجلس به یکدیگر است، به این ترتیب که پیوند زدن نیروها به یکدیگر نیازمند آرامش است، خوشبختانه در دوره قالیباف مجلس پرتنش نداشتیم، حالا افرادی که به واسطه زدنِ حرف‌های تنش‌زا رأی آوردند، بخواهند به این شیوه ادامه دهند، خریداری نخواهند داشت. به عبارت دیگر مجلس باید با وزنی اداره شود.

    *پس شما معتقدید مجلس یازدهم به ریاست قالیباف توانست اعتدال را حفظ کند؟

    در مجلس تحت مدیریت قالیباف تنش وجود نداشت، افراد با گرایش‌های مختلف در مجلس یازدهم حضور داشتند اما اینکه تنشی شکل بگیرد وجود نداشت. نمی‌خواهم بگویم صد در صد اما در مجلس یازدهم موردی که نگاه مردم نسبت به مجلس منفی شود، را شاهد نبودیم.

    صدا و سیما قطعاً نمی‌تواند به این روش خود را اداره کند

    *این اقدام صداوسیما که بعد از انتخابات مجلس و در فضای گمانه‌زنی برای ریاست آن به فردی مانند رسایی تریبون می‌دهند که علیه قالیباف صحبت کند، را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    اقدام صدا و سیما عجیب و غریب نیست. به عبارت دیگر اینکه برخی نمایندگان حرف‌های شاذی بزنند و صدا و سیما پخش کند، عجیب نیست اما صدا و سیما به کسانی که مورد تعرض قرار می‌گیرند، اجازه دهد از خود دفاع کنند.

    در حال حاضر این اقدام صورت نگرفته است، به این ترتیب که برخی از افرادی که آمدند و حرف‌هایی زدند، از آنها پرسش نشده و عدله‌ای خواسته نشده است. اگر مشی صدا و سیما این است اتهاماتی در آنجا مطرح شود و بعد اجازه ندهند فردی که مورد اتهام قرار گرفته از خودش دفاع کند، اشکال ندارد، بهرحال این یک مشی است اگرچه صدا و سیما قطعاً نمی‌تواند به این ترتیب خود را اداره کند .

    به عبارت دیگر افتادن در این دعواها صدا و سیما را از جایگاه خود دور می‌کند. متاسفانه در ایام قبل از انتخابات مواردی مطرح شد اما صدا و سیما صحت و سقم آن حرف را پیگیری نکرد و اجازه نداد از خود دفاع کنند. در مجموع انتخابات مقوله‌ای است که صدا و سیما قطعاً باید در آن بی‌طرف باشد و اجازه ندهد از طرقی آن علیه کسی صحبتی مطرح شود.

    نکته دیگر این است که انتخابات تهران هنوز تمام نشده و برخی از سوگیری‌ها می‌تواند بی‌طرفی را نقض کند. بنابراین در چنین شرایطی بنده درست ارزیابی نمی‌کنم که صدا و سیما این اقدامات را انجام دهد. اما در هر صورت تصور کنید می‌خواهند این فضا را در اختیار همه قرار دهند که از خود دفاع کنند، اما به دلیل اینکه امکانش وجود ندارد، این سیاست مورد نقد جدی است.

    امروز قالیباف تخریب می شود فردا فرد دیگری!

    *در مورد مجلس یازدهم گفته می‌شد مجلس همسو با دولت، آیا مجلس دوازدهم با این ترکیب که تکلیف ۲۴۵ کرسی آن مشخص شده، مجلس یکدست با دولت خواهد بود؟

    در مورد مجلس یازدهم هم برخی می‌گویند مجلس با دولت تخاصم دارد و خیلی مقبول نبوده است. مورد دیگر اینکه در مجموع مجلس یازدهم به دنبال این نبوده که چوب لای چرخ دولت بگذارد اما برخی در داخل دولت از مجلس و ریاست آن ناراضی هستند.

    در مجموع مجلس یازدهم تعامل سازنده‌ای با دولت داشت اما چنانچه افراد تند، جسور و پرده‌در که پایبند به هیچ اصولی نیستند، بتوانند فضایی را حاکم کنند، امروز قالیباف را تخریب می‌کنند و فردا فرد دیگری را چرا که این افراد متوقف نمی‌شوند و از تخریب یک نفر راضی نمی‌شوند، واقعیت این است که این تخریب‌ها محدود به یک نفر نخواهد بود و شامل دیگرانی که کمترین اختلاف سلیقه با او را داشته باشند، هم می‌شود.

    در نهایت به نظر می‌رسد که نمایندگان مجلس مشی تندروها را نپذیرند. به نظر بنده آنچه که مجلس آینده هم نخواهد پذیرفت این است که برخی از طریق تخریب خود را اثبات کنند. این مشی زیان‌بار است ما تاکنون افراد تندرویی را در جریان اصولگرا و اصلاح‌طلب پشت سر گذاشتیم که جامعه آنها را دوست نداشتند. جامعه ما فرهنگی و آرامش طلب است که تنش را نمی‌پذیرد.

    مانع افراد تندرو شدن کار سختی است

    *فکر نمی کنید اگر از همان ابتدا از تخریب‌ها جلوگیری می‌شد دیگر به فردی نظیر قالیباف نمی‌رسید که درشرایطی قرار بگیریم و بگوییم از قالیباف هم عبور می‌کنند و به فرد دیگری می‌رسند…

    نظام به این ترتیب نیست که دهان کسی را ببندد، فضایی وجود دارد که هر کسی می‌تواند حرف‌های خود را بزند، مانع افراد تندرو شدن کار سختی است، جریان اصولگرا گام‌های خوبی برداشت منتها در آستانه انتخابات عده‌ای گفتند تحریم و حرف بیگانه را زدند.

    در مقابل اینها هم گفتند آنها که تحریم کردند و از نظام خارج شدند بنابراین فرصتی برای حضور در انتخابات ندارند، لذا این بهترین فرصت را به نیروهای تندروی اصولگرا داد که خود را مطرح کنند و رقابت در طیف اصولگرا شکل گرفت و الا اصولگرایان به تندروهای این جریان فرصت نمی‌دادند بنابراین از تندروهای اصلاح‌طلب فرصت گرفتند. اگر جریان اصلاح‌طلب درست عمل می‌کرد و مانند مطهری لیست می‌داد و پایگاه اجتماعی خود را به صحنه می‌آورد طبیعی بود که جریان تندروی طیف اصولگرا فرصت حضور پیدا نمی‌کرد و لیست نمی‌داد.

    در مجموع عوامل مذکور فرصتی برای نیروهای تندرو فراهم شد که میدان‌دار شوند، لیست بدهند و احساسات جوانان را تحریک کنند، آن هم جوانانی که تجربه ندارند و اولین بار است وارد فضای پیچیده سیاسی می‌شوند، فضایی که نیاز به تجربیات دارد. بسیاری از کسانی که در حال حاضر با افراطی‌گری احساسات را تحریک می‌کنند، سابقه‌ای دارند که این جوانان سابقه افراد نمی‌دانستند و در آستانه انتخابات هم نمی‌توان اطلاعات و تجربیات گذشته را منتقل کرد چراکه فضا رقابتی است و این قبیل صداها شنیده نمی‌شوند.

    بنابراین جریان تندوری اصلاحات نقش اساسی برای به میدان آوردن نیروهای تندرو ایفا کرد.در حقیقت طیف تندروی اصلاح‌طلب تصور کرد که اگر با صندوق قهر کند، مردم آنها را روی دوششان سوار می‌کنند در صورتی که به این ترتیب نیست بلکه مردم به افرادی رأی می‌دهند که حرف‌های شاذ و شعاری می‌زنند.

    ۲۱۱۲۷

  • ردپای دیکتاتوری پدرخوانده‌های اصولگرا در انتخابات

    ردپای دیکتاتوری پدرخوانده‌های اصولگرا در انتخابات

    به گزارش اقتصادران، امناء از جمله گعده‌های نوظهور اصولگرایان بود که در فضای انتخاباتی مجلس دوازدهم تشکیل شد، گعده‌ای که بنابر اظهارات سخنگوی آن هیئت‌های مذهبی از جمله اضلاع اصلی آن است.

    مسعود زریبافان، سخنگوی امنا تشکیل این ائتلاف انتخاباتی را قابل دفاع می داند و به خبرگزاری خبرآنلاین می گوید؛«در جریان اصولگرا عده‌ای می‌گویند ما پرچم‌دار و همه کاره هستیم و هر چه ما گفتیم و در لیست ماست درست و هر کسی هم که خارج از لیست ما است، محترمانه کنار برود، بنابراین از طریق تشویق، تطمیع یا تهدید افرادی که شورای نگهبان آنها را تایید کرده، وادار به خروج از انتخابات و دادن انصراف می کنند.»

    او همچنین از کاندیداتوری علی مطهری تشکر می کند و تاکید دارد؛«به شدت موافق این نکته هستم که اکثریت مجلس با هر جناحی که می‌خواهد باشد، یک اقلیت قوی هم در مقابل آن باشد.»

    در ادامه گفتگو با مسعود زریبافان، سخنگوی ائتلاف مردمی نیروهای انقلاب اسلامی (امناء) را می‌خوانید:

    ********

    *آقای زریبافان! چه شرایط و پیش زمینه هایی منجر به شکل‌گیری ائتلافات امناء شد؟خصوصا که نقدهایی درباره شکسته شدن آراء اصولگرایان با شکل گیری ائتلاف هایی از جنس امنا نیز مطرح است؟

    چند ماه قبل زمانی که موضوع انتخابات مقداری مطرح شده بود، در جمعیت یاران انقلاب اسلامی تصمیم گرفتیم با هدف تحقق رهنمودهای حضرت آقا، برای افزایش مشارکت همه ظرفیت خودمان را به عرصه بیاوریم، در جبهه بدرا، موضوع را به صورت جدی‌تر پیگیری کردیم و جبهه تلاشگران انقلاب اسلامی را با حضور هفت حزب دیگر یعنی جامعه اسلامی مدیران، جامعه اسلامی کارگران، عدالت طلبان ایران اسلامی، شورای هماهنگی نیروهای انقلاب تهران و جمعیت گام دوم، در کنار جبهه بدرا شکل دادیم و در نهایت با تعدادی از نمایندگان مجلس، جبهه رزما و هیات‌های مذهبی و شریان، شش ضلع ائتلاف مردمی نیروهای انقلاب یعنی امناء تشکیل شد.

    امناء با هدف تلاش برای افزایش مشارکت با راهبرد تکثر و توسعه تحزب بر مبنای شایسته سالاری به میدان آمد. راهبرد های اساسی امناء از ابتدا، پرهیز از پدرخواندگی، پرهیز از سهم خواهی ، تصمیم بر اساس ارزش‌ها و انتخاب افراد بر اساس شایسته سالاری بود و همین خط‌مشی را ادامه دادیم، البته اصلی‌ترین هدفمان هم اجرایی کردن رهنودهای حضرت اقا بود که مشارکت افزایش پیدا کند.

    کمتر کسی فکر می‌کرد کاندیدای امناء از بقیه جلو بزند

    اما فرصت بسیار کم بود و فرصت کافی برای تبلیغ نداشتیم. کل فعالیت ما حدود ۳ الی ۴ هفته به طول انجامید اما مورد اقبال قرار گرفت، اگر چه کمتر کسی فکر می‌کرد که امناء از بقیه جلو بزند و کاندیدای آن وارد مجلس شوند.

    در مجموع شانا، جمنا، صبح ایران، امناء و شورای وحدت زحمت کشیدند و همگی به مشارکت کمک کردند، از این‌رو هیچ‌کدام را نباید نفی کرد. بنده خیلی شایسته نمی‌دانم که افراد علیه یکدیگر موضع‌گیری کنند، کار همیشه باید ایجابی باشد نه سلبی، مثبت باشد نه منفی، اینکه عده‌ای علیه یک نفر پرچم بلند کنند که ما آمدیم که فلان فرد نباشد، خوب نیست بلکه این خوب است که بگوییم: ما آمدیم تا فلان تفکر باشد اما اینکه گفته شود ما آمدیم تا فلان جریان یا شخص نباشد، اصلاً زیبنده مسئولین سیاسی نظام که باید با بصیرت‌ترین افراد باشند، نیست.

    نظام، کشور و مردم بیشتر ین آسیب را از تخریب‌ها خوردند کما اینکه مشاهده کردیم مردم به فردی دلخوش کردند، امیدوار بودند اما رقیب آمده و آن فرد را تخریب کرده، در نتیجه مردم ناامید شدند. مردم اول از مسئولین ناامید می‌شوند بعد از نظام. نا امیدی مردم باعث می‌شود که کمتر در انتخابات شرکت کنند لذا آنهایی که باعث ناامیدی مردم می‌شوند، چه آنهایی که با تخریب و چه مسئولینی که با کمک به فساد و ناکارآمدی مردم را ناامید می‌کنند، مسبب کاهش مشارکت مردم در انتخابات هستند و باید در بارگاه خداوند متعال و شهدا و مردم جوابگو باشند.

    * تحلیل تان از نتیجه ای که حاصل شد چیست؟

    بابت حضور مردم در انتخابات به رهبر انقلاب تبریک می‌گویم، همچنین به مردم. وقتی لبخند بر چهره حضرت آقا موقع انداختن رأِی به صندوق را مشاهده کردم، خوشحال شدم و احساس کردم بندگان خدایی که مخلصانه پای انتخابات ایستادند تا مشارکت افزایش پیدا کند و اقتدار و عزتی برای نظام شکل بگیرد، پاداش خود را گرفتند.

    لذا اگر پرسیده شود که از این انتخابات چه بهره‌ای گرفتید برای ما همین کافی بود. در حقیقت رهبر انقلاب به نصرت خداوند و حضور مردم یقین داشتند، البته همین اتفاق در ۲۲ بهمن هم افتاد، چه کسی مردم را پای کار آورد؟ با اینکه مردم مشکلات و گرفتاری دارند. تجربه بنده نشان داده که هر جا مسئولین با خلوص نیت و مجدانه برای رضای خدا و کمک به مردم با این نیت به میدان آمدند، موفق بودند و هر اندازه که ناخالصی بود قطعاً موفقیت صورت نگرفت، اینکه مردم با وجود تبلیغات سنگین دشمن برای رأی ندادن، پای صندوق آمدند، یک توفیق است، در نتیجه صرف نظر از اینکه چه کسی به مجلس رفته همین امر برای ما موفقیت است که باید قدر دانست.

    از مطهری تشکر می کنم که…

    در مورد قضیه رقابت‌ها، رهبر انقلاب در فرمایشات خود در ابتدای سال، ۴ محور را تعیین کردند که ۲ محور مربوط به دستگاه‌های حاکمیتی و ۲ مورد مربوط به مردم و خواص بود، مشارکت با مردم و رقابت جدی به خواص ارتباط داشت، در این میان نکته قابل توجه این است که در انتخابات مختلف، زمانی مشارکت خوب بوده که رقبات جدی بوده و معمولاً وقتی رقابت جدی بوده، جریان اصلاح‌طلب رآی آورده و موفق بوده است، بنابراین وقتی رهبر انقلاب بر رقابت تأکید می‌کنند این نکته دریافت می‌شود که ایشان برای جناح مذکور جایگاه قائل هستند و این بسیار اهمیت دارد.

    بنابراین حضور رقیب قوی مانند اصلاح‌طلبان معتقد به نظام در انتخابات مفید است. بر همین اساس از آقای مطهری تشکر می‌کنم که وارد عرصه شد و برخی افراد که نمی‌خواستند رأی بدهند را پای صندوق آورد. قطعاً این اقدام آقای مطهری نزد خدا ماجور و محفوظ است، البته آقای مطهری به مجلس راه پیدا نکرد اما همین که برخی به خاطر ایشان پای صندوق آمدند، باید از او تشکر کنیم.

    حضور اقلیت قوی در مجلس ضروری است

    نکته بعد اینکه، تجربه نشان داده هر موقع اکثریت یک جناح مجلس را در دست گرفته و اقلیت ضعیفی در مقابل آن وجود داشته، آن مجلس، مجلس خوبی نبوده است، بنابراین به شدت موافق این نکته هستم که اکثریت مجلس با هر جناحی که می‌خواهد باشد، یک اقلیت قوی هم در مقابل آن باشد که اینها یکدیگر را متعادل و کنترل کنند، وقتی اقلیت ضعیف شود نمی‌تواند این کار را انجام دهد و امکان دارد اکثریت به بی‌راهه برود، لذا حضور اقلیت قوی را ضروری می‌دانم.

    امکان دارد اعضای شورای نگهبان اشتباه کنند

    نکته دیگر اینکه، عده‌ای به شورای نگهبان اعتراض دارند، در این شورا افرادی حضور دارند که از نظر ما بهترین افراد هستند، براساس قانون و مقررات عمل می‌کنند البته امکان دارد اشتباه کنند اما نفس قضیه این است که آنها انجام وظیفه می‌کنند و تکلیف خود را انجام دهند لذا در نتیجه این انجام وظیفه ممکن است عده‌ای حذف شوند، بنده نمی‌خواهم بگویم کارشان خوب یا بد است، می‌خواهم بگویم آنها حسب برداشتی که از قانون دارند عمل می‌کنند، لکن افرادی هستند که وظیفه و تکلیفی در این رابطه ندارند و آنها کاندیداها را حذف می‌کنند، به این ترتیب که در جناح‌های اصولگرا و اصلاح طلب عده‌ای می‌گویند ما پرچم‌دار و همه کاره جناح اصولگرا یا اصلاح‌طلب هستیم و هر چه ما گفتیم و در لیست ماست درست و هر کسی هم که خارج از لیست ما است، محترمانه کنار برود، بنابراین از طریق تشویق، تطمیع یا تهدید افرادی که شورای نگهبان آنها را تایید کرده، وادار به خروج از انتخابات و دادن انصراف می کنند.

    در صورتی که حرف ما این است هر یک از دواطلبین می‌توانند برای افزایش مشارکت موثر باشند چراکه مشاهده کردیم فردی نمی‌خواهد رأی بدهد اما به دلیل اینکه دوستش یا همکارش که او را قبول دارد داوطلب شده، به خاطر او رأی می‌دهد، همه اینها ظرفیت‌هایی هستند برای مشارکت بیشتر در نظر گرفته شدند.

    حذف افراد تایید صلاحیت شده، توسط پدرخوانده‌ها دیکتاتوری جناحی است

    در حال حاضر افرادی که صلاحیت آنها از طرف شورای نگهبان تأیید شده با تشویق، تطمیع و تهدید آنها را از گردونه انتخابات خارج می‌کنند و این امر باعث می‌شود ظرفیت‌ها کاهش پیدا کند و رقابت هم خیلی جدی نباشد، لذا حذف افراد تایید صلاحیت شده، توسط پدرخوانده‌ها را من دیکتاتوری حزبی و جناحی می‌دانم که از دیکتاتوری‌های نظامی بدتر است.

    حتی اگر فردی آمده و می‌خواهد هزار رأی بیاورد، اجازه بدهیم، بیاید بالاخره او هم یاد می‌گیرد که چگونه وارد عرصه سیاست شود. بنابراین مخالف این نکته هستم که عده‌ای تصور می‌کنند اول و آخر سیاست و مدیریت خودشان هستند و باعث حذف دیگران می‌شوند.

    در این دوره از انتخابات مجلس، عده‌ای از افراد می‌گفتند، اگر چندتا گروه بیایند، رأی اصولگرایان شکسته می‌شود، دیدیم که آراء تقسیم شد و اتفاقا نتیجه خوب بود و وزن ائتلاف های مختلف معلوم‌ شد. همچنین می‌گفتند با چند لیسته شدن، ممکن‌ است اصلاح طلبان رای بیاورند، چه اشکالی دارد اصلاح‌طلب تایید صلاحیت شده رأی بیاورد؟ و همانطور که گفته‌ام‌ یک‌اقلیت قوی را در مجلس به وجود بیاورد؟

    به کسی که با کمک ما وارد مجلس شده نمی‌گوییم الا و بلا آنچه ما می‌گوییم را اجرا کن

    *گمانه‌زنی شما در مورد رییس مجلس دوازدهم به چه صورت است؟

    مجلس ترکیبی از بیش از ۲۹۰ نماینده است که هر کدام صاحب فکر و ایده هستند. اولاً هنوز تکلیف مشخص نیست چراکه انتخابات به دور دوم کشیده شده و در ثانی بعد از تعامل نمایندگان یک نفر به عنوان رییس مجلس انتخاب می‌شود، اینکه چه کسی رییس مجلس می‌شود، باید دید صاحب اختیاران یعنی نمایندگان چه تصمیمی می‌گیرند.

    البته به این نکته هم اعتقاد نداریم که اگر ما به کسی کمک کردیم، وارد مجلس شد به او بگوییم الا و بلا آنچه ما می‌گوییم را اجرا کن. خیر، به این ترتیب نیست. منتخب مردم خود شخصیتی وتفکراتی دارد، درست است ما به او کمک کرده‌ایم تا نماینده شود لکن آن فرد خود صاحب فکر وایده است.

    ما در زمان شناسایی افراد شایسته برای مجلس باید دقت کنیم فردی را برای نمایندگی به مردم پیشنهاد و معرفی کنیم‌، که خدا ترس باشد، کشور و ظرفیت‌های مادی، معنوی و انسانی آن را بشناسد، به مشکلات و مطالبات مردم آشنا باشد، صاحب ایده باشد و به دنبال خدمت به مردم و نظام باشد. اگر چنین فردی را به مجلس فرستادیم باید اجازه دهیم خودش تصمیم بگیرد، زمانی است که فرد مشورت می‌خواهد و نیاز به کار کارشناسی دارد، او را به عنوان مشاور افتخاری کمک‌ کنیم.لذا در مورد اینکه چه کسی رییس مجلس می‌شود یا چه کسی رییس نمی‌شود، بنده معتقد هستم که این وظیفه نمایندگان مجلس شورای اسلامی است که آنها آزادانه و بدون هیچ تحمیلی بررسی کنند و ببینند صلاح چیست و براساس آن صلاح تصمیم بگیرند.

    شاید کسی رئیس مجلس شود که کسی او را نمی شناخته است!

    *در حال حاضر اسامی افرادی چون آقایان قالیباف، نبویان، حاجی بابایی ، متکی، آقاتهرانی و …برای ریاست مجلس مطرح است، پیش بینی شما از ریاست مجلس آینده چیست؟

    تجربه نشان داده برخی مواقع اتفاقاتی می‌افتد که از قبل قابل پیش‌بینی نیست، در مجلس هم گاهاً اتفاقاتی افتاده که قابل پیش‌بینی نبوده است اینکه طرف چهره است و حتماً رئیس مجلس می‌شود، شاید بشود، شاید هم نشود، امکان دارد این دفعه کسی رییس مجلس شود که پیش از این کسی او را نمی‌شناخته اما در این چند روزه خود را نشان داده و نمایندگان متوجه شدند این فرد برای مجلس بهتر است کما اینکه بسیاری از افراد قبل از ورود به مجلس فکر نمی‌کردند نایب رییس مجلس شوند. لذا باید مقداری صبر کنیم.

  • چهره های رادیکال و پرخاشگر رأی آورده اند / نارضایتی سال گذشته مردم تمام نشده

    چهره های رادیکال و پرخاشگر رأی آورده اند / نارضایتی سال گذشته مردم تمام نشده

    به گزارش اقتصادران، مشارکت در انتخابات ۱۱ اسفند، رکورد شکست و از میزان مشارکت در انتخابات ۱۴۰۰ پایین شد، اما پیام این مشارکت پایین چیست؟ ناصر ایمانی معتقد است مسئولان باید پیام این انتخابات و روی کار آمدن چهره هایی رادیکالی را دریافت کنند و نسبت به رفع علل چنین مشارکت پایینی اقدام کنند.

    او با کنایه به فراموشی زودرس مسئولان، می‌گوید: «این تکرارها اعم از تحولات اجتماعی یا انتخابات با مشارکت پایین به هیچ‌وجه خوب نیست و نشان دهنده استمرار یک وضعیت غیرعادی در جامعه است.»

    و گریزی نیز به اختلاف بین اصولگرایان می‌زند و تاکید دارد؛ «مشکل اصولگرایان مشکل قدرت است، آنها احساس می کنند که در قدرت هستند و در قدرت هم خواهند ماند، بنابراین انشقاق حاصل می شود چون احساس می کنند در قدرت ماندنی هستند.»

    مشروح گفتگو با ناصر ایمانی را بخوانید؛

    *آقای ایمانی! در این دوره از انتخابات مجلس شورای اسلامی میزان مشارکت از دوره یازدهم نیز پایین تر بود،تحلیل شما از این میزان مشارکت چیست؟

    میزان مشارکت در این انتخابات، یکی از پایین ترین آمارهایی است که ما در این چهل و اندی سال گذشته در انتخابات مجلس شاهد بودیم. در مورد علل این کاهش مشارکت زیاد صحبت شده و دلایل گفته شده است، یک دلیل هم ندارد و دلایل متعددی دارد.

    ممکن است که یکی دو تا دلیل از دلایل اصلی باشند و سهم بیشتری را بخود اختصاص دهند. دلایلی نظیر دلایل اقتصادی ولی دلایل دیگری نیز وجود دارد که حتما باید به آنها هم توجه شود. مهمترین فاکتور این است که مسئولان مختلف در سطوح مختلف کشور این پیام را دریافت بکنند و به عبارتی دچار فراموشی زودرس نشوند که این انتخابات تمام می شود یا اعتراصات اجتماعی مثل سال گذشته تمام می‌شود و بعد هم همه چیز را فراموش کنند و یادشان برود که چرا اینطور شد.

    به عبارتی یادمان برود که چند صباح دیگر شاید از این تحولات اجتماعی داشته باشیم یا انتخاباتی داشته باشیم و به نوعی شاهد حضور کم رنگ مردم در صحنه باشیم و مجددا تکرار چنین وضعیتی.

    این تکرارها اعم از تحولات اجتماعی یا انتخابات با مشارکت پایین به هیچ وجه خوب نیست و نشان دهنده استمرار یک وضعیت غیر عادی در جامعه است. بنظر من مهم تر از اینکه چه عواملی دخیل هستند این است که مسئولان اولا بفهمند یک عواملی وجود دارد و در ثانی آن عوامل را به درستی شناسایی کنند و ثالثا تا جایی که می توانند اقداماتی انجام دهند تا آن عوامل رفع شود. درست است که ما بیش از یکسال تا انتخابات بعدی در کشور فرصت داریم ولی معلوم نیست و ممکن است دراین زمان به یکباره تحولات اجتماعی هم سر برسد ،این موضوع را باید درک کنند.

    متاسفانه بنظر می رسد گیرایی در مسئولان مختلف در حوزه های متعدد از بالا تا پایین کم است. آنهایی که فکر می کردند نارضایتی عمومی سال گذشته تمام شد باید به نتایج انتخابات نگاه بکنند که نشان دهنده این است که تمام نشده است.

    رای آوردن چهره‌های پرخاشگر و رادیکالی پیام مهمی دارد

    مسئولان باید درک کنند که در زیر پوست جامعه وقایعی وجود دارد که واقعی هستند و استمرار پیدا کرده است. مدت هاست که ما شاهد این نارضایتی ها هستیم ،چه در صندوق رای و چه در خیابان ها،باید این دلایل را پیدا کرد و به درستی و با روش علمی و با دقت و به دور از احساسات و پرده پوشی روی واقعیت ها به آنها پرداخت.

    *تحلیل‌تان مشخصا درباره آرای تهران چیست؟

    چیزی که می توان گفت این است که چهره هایی که شاخصه اصلی شان رادیکالیسم و پرخاشگری است رأی آورده اند که این موضوع نیز پیام دارد.

    * مجلسی که با این آرای حداقلی شکل بگیرد، چه خطراتی می تواند داشته باشد؟

    قبل از اینکه انتخابات انجام شود بارها صاحب نظران مختلف در مورد این خطرها گفته اند، هر چقدر که ما کاهش آرا داشته باشیم بالاخره مجلس تشکیل می شود، رئیس جمهور به هر حال انتخاب می شود، شورای شهر هم همینطور. ولی نرفتن به پای صندوق رأی موجب چند اتفاق می شود.

    واقع‌بینانه می گویم و از این طرف و آن طرف هم دفاع نمی کنم، فرض کنیم که اصلا در ایران نیستیم و در یک کشور دیگری هستیم، چند اتفاق منجر به این کاهش مشارکت می شود، اولا اینکه وضعیت ایران در منطقه وضعیت خاصی است و این کاهش آراء، برای کشورهای دیگر معنادار است، از کسانی که با ما دشمنی دارند تا آنها که دشمنی هم ندارند، این کاهش مشارکت امنیت ملی را مورد سوال قرار می دهد .

    در مشارکت پایین افرادی با کارآمدی پایین و با رای کمتر از ۲۰ هزار روی کار می‌آیند

    اثر دوم این است که با کاهش آراء افرادی در صحنه می آیند و مسئولیت را بر عهده می گیرند که با آرای بسیار پایینی می آیند و با ۲۰ هزار رأی یا کمتر بر صندلی مجلس می نشینند که این عدد می توانست یک تا ۲ میلیون هم باشد. قاعدتا وقتی مشارکت کم باشد افرادی روی کار می آیند که از سطح علمی، کارشناسی، توانایی و کارآمدی پایین تری برخوردار هستند و این اتفاق خوبی برای کشور نیست.

    یعنی دور باطل ادامه می یابد، چرا که مجلسی که ضعیف باشد رئیس جمهور و شورای شهر نیز ضعیف می شود و کشور بد اداره می شود، وقتی کشور بد اداره شود نارضایتی بیشتر می شود و وقتی نارضایتی بیشتر شود میزان مشارکت کاهش پیدا می کند و در این دور باطل وقتی مشارکت کاهش پیدا می کند افرادی وارد صحنه می شوند که توانایی لازم را ندارند. از همین لیست تهران می توانیم متوجه شویم کسانی که تا الان مطرح هستند چه سطح توانایی و کارآمدی دارند که اگر مشارکت بالاتر بود قاعدتا این ترکیب نبود.

    *آقای ایمانی! حذف چهره‌های اعتدالی، میانه‌رو و اصلاح‌طلب و مشخصا رقیب قوی، تا چه حد فضا را به سمتی برد که بین اصولگرایان انشقاق بیشتری ایجاد شود و به لیست واحد نرسند؟

    من خیلی این فاکتور را در انشقاق اصولگرایان قوی نمی دانم، اتفاقا به صحنه آمدن اعتدالیون باید موجب اتحاد بیشتر آنها می شد که نشد. اصولگرایان از یک بیماری رنج می برند که این بیماری با آمدن یکی دو تا لیست از اعتدالیون هم اصلاح نشد.

    درهر دوره ما ۴ یا ۵ لیست گردن کلفت از اصول گرایان می دیدیم، اگر چه این دوره برخی اعتدالیون لیست هم دادند ولی اصلا باعث اتحاد اینها نشد. الان مشکل اصولگرایان مشکل قدرت است، آنها احساس می کنند که در قدرت هستند و در قدرت هم خواهند ماند، بنابراین انشقاق حاصل می شود چون احساس می کنند در قدرت ماندنی هستند.

    اگر همه این لیست‌های اصولگرا را جمع بزنیم (اگر مشترکات را کنار بگذاریم) شاید بیش از ۷۰ تا ۸۰ نفر کاندیدا داشتند. تعداد و انشقاقشان خیلی زیاد بود و حملاتشان به یکدیگر بدون رودروایسی و اینکه توجه کنند این هم از همان جناح است، بود. این یک درد مزمن است که اصولگرایان دارند.