برچسب: اصولگرایان

  • انقلاب هندوانه نیست که صادر شود!

    انقلاب هندوانه نیست که صادر شود!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه هم میهن نوشت:

    رویکردهای سیاست خارجی و نیز به‌کارگیری نیروها و مواضع او در برابر پوشش زنان، همه روشن است و پیشتر هم در جریان انتخابات بارها گفته است.

    یکی از تندروها در نقد این جمله پزشکیان که دنبال صادر کردن انقلاب نیستیم، با تبختر مثال‌زدنی می‌گوید: «دیر آمدی صادر شده است!» درحالی‌که نمی‌داند انقلاب هندوانه نیست که صادر شود. چون پزشکیان این گزاره را در کنار مذمت از کشورگشایی آورده که همه بدبختی‌های منطقه از روحیه توسعه‌طلبی و کشورگشایی برخی کشورهاست که اگر نبود، امروز مشکلات منطقه کم بود.

    این افراد ظاهراً نمی‌دانند که کشورهای دیگر هم دنبال صادرات ارزش‌های خود از طریق کشورگشایی بودند؛ ولی نه‌تنها شکست خوردند که مشکلات خود را پیدا کردند. دو نمونه شرقی و غربی آن یعنی دخالت نظامی شوروی و آمریکایی آن را در افغانستان دیده‌ایم. صادرات انقلاب یا هر ارزش دیگر فقط از طریق ساختن الگوی ارزشمند در جامعه مبدأ است که متاسفانه تندروهای اصواگرا این الگو را ملکوک کرده‌اند.

    تندرو جوان دیگری به اصل ۱۵۲ قانون اساسی اشاره می‌کند که آن را مصداق ضرورت صدور انقلاب دانسته است. درحالی‌که احتمالاً یک بار هم این اصل را نخوانده؛ چراکه این اصل مصداق روشن همان مواضعی است که آقای رئیس‌جمهور گرفته است.

    حملات دیگر علیه دولت به انتصابات آن باز می‌گردد.متاسفانه در دولت گذشته هزاران نیروی فاقد کیفیت و بدون صلاحیت را جذب و استخدام کردند و بار مالی سنگینی را بر دوش مردم بار کردند و اکنون به‌جای عذرخواهی از مردم مدعی‌اند که چرا با همین نیروهای بی‌کیفیت و ناتوان کار نمی‌شود؟ این ایده خودخواهانه و ناشی از نشناختن ماهیت دولت جدید است. این‌گونه انتصاب‌ها در هنگام تعیین دولت هم مطرح بود و همه آنها مورد قبول واقع شدند؛ پس تندروها به چه چیزی ایراد می‌گیرند؟

    به‌علاوه، پیش‌تر به اعضای اتاق فکر یا ستاد پزشکیان یا شورای راهبری او نیز معترض بودند. ولی توجه ندارند بخش مهمی از مردم به‌خاطر همین افراد به پزشکیان رای داده‌اند. تازه خود او را هم به دلیل «عدم التزام به اسلام!» رد کرده بودید. پس رویکرد شما هم از طرف ساختار رسمی مردود شده که او را با همین شرایط تایید کردند و هم از طرف مردم رد شده که او را به نامزد طرفدار گزینش و محدودیت ترجیح دادند.

    پس اعتراض شما به چیست؟ نکند از نتایج نظرسنجی تاسف‌بار صداوسیما چنین برداشت غیرمعقولی را استنتاج کرده‌اید؟ ظاهراً تندروها هنوز متوجه نشده‌اند که انتصاب‌ها در این دولت بر مبنای شایسته‌سالاری است. کافی است نمونه مدیر منصوب این دولت در سازمان بورس را با مدیر منصوب دولت پیش مقایسه کنید؛ مدیری که از کف بازار سرمایه و در حدود چهار دهه بالا آمده و تمام مراحل را طی کرده و بر سلامت و کارشناسی او اتفاق نظر است.

    در مقابل، مدیر دیگری که از دانشگاه امام‌صادق آمده و عملکردش برای بورس در مجموع منفی بوده و از همه بدتر با آن وام چندمیلیاردی به خودش از بورس استعفا داد و رفت که از هر نظر فاجعه‌بار بود و در نهایت هم آن وام را پس داد تا بیش از این آبروریزی نشود. یکی دیگر در حمله به رئیس‌جمهور مواضع او در مورد حجاب و برخوردهای غیرقانونی با زنان را تخطئه کرده و می‌گوید:«امروز بحث از بی‌حجابی فراتر رفته و به سمت برهنگی رفته است. ما نباید حجاب را قربانی بازی‌های سیاسی کنیم».

    پرسش این است که چرا ماجرا از بی‌حجابی گذشته؟ عملکرد شماست که کلاً حجاب را بی‌اعتبار کرده و دنبال حفظ آن از طریق انتظامی و مواجهه قهرآمیز هستید، و الا آقای رئیس‌جمهور در عین تاکید بر رفتار قانونی نسبت به نقض هنجارها هم تذکراتی متوازن داد. شما هنوز نتوانسته‌اید همین دستاوردهای موجود را حفظ کنید؛ ولی مدعی صادرات آن شده‌اید. همین رفتارها و انتظارات یکسویه تندروهاست که موجب شکل‌گیری بحران حجاب شده و هرچه تندتر برخورد کنید، عوارض آن نیز تندتر خواهد بود.

  • جبهه اصولگرایی به بند کفش پزشکیان هم گیر می دهد!

    جبهه اصولگرایی به بند کفش پزشکیان هم گیر می دهد!

    به گزارش اقتصادران، کیهان و رادیکال‌ها ضمن حمله به پزشکیان می‌گویند که در چارچوب وفاق ملی باید از «جوانان انقلابی» استفاده شود نه «اغتشاشگران».

    غلامحسین کرباسچی، فعال سیاسی اصلاح طلب، درباره حمله کیهان به ایده وفاق ملی دولت و نحوه انتصابات  گفت: جبهه اصولگرایی دنبال این است که بهانه‌ای برای حرف‌های پزشکیان و دولت درست کند.

    وی افزود: هیچ کس قبول نمی‌کند که پس از انتخابات، بازندگان و جبهه مقابل دوباره به کار گرفته شوند. این حرف‌های سیاسی طبیعی است و نباید به آن دامن بزنیم. بگذاریم آن‌ها حرف‌هایشان را بزنند. اگر این مسأله هم طی شود، به بند کفش پزشکیان ایراد می‌گیرند.

    کرباسچی تصریح کرد: اگر از نیرو‌های دولت قبل کسی ابقا می‌شود، باید مراقبت شود در راستای نارضایتی تلاش نکنند. یک سازمان سیاسی و تشکیلاتی، حتماً برنامه‌های این چنینی در جهت نارضایتی مردم دارند تا جامعه را از دولت چهاردهم ناامید کنند. دولت باید هوشیار باشد.

    او ادامه داد: عده‌ای خیلی تلاش می‌کنند که خود را در تشکیلات دولت نگه دارند. تشکیلات اداری دولت باید به شکلی سامان داده شود که شعار‌های پزشکیان تحقق پیدا کند. زمان بسیار مهم است، الان بیش از ۲ ماه گذشته و مردم توقع دارند که این تشکیلات اداری، شعار‌ها را پیش ببرد.

    کرباسچی درباره اولویت‌های دولت در عزل و نصب‌ها گفت: باید به صورت موردی اولویت‌ها بررسی شود که در کدام نقاط نیرو‌ها عوض شوند. وقتی یک مدیر منصوب می‌شود، باید به زیردست خود توجه داشته باشد. استان‌هایی که نیرو‌های غیرفعال و رقیب در آن جدی‌تر هستند، اولویت برکناری هستند. حتماً استانداری‌ها یکی از اولویت‌هایی هستند که سمبل فکر دولت و شعار‌های پزشکیان هستند.

    وزارت کشور باید نظارت جدی بر استانداری‌ها داشته باشد. اینکه وزارت کشور چقدر می‌تواند نظارت داشته باشد مشخص نیست. آقای پزشکیان در این زمینه باید بیشتر از نیرو‌هایشان استفاده کند. استانداری‌ها می‌توانند به دیگر ادارات نظارت کنند و در جهت اهداف دولت، تشکیلات اداری را به حرکت دربیاورند. استانداری‌ها باید با اهداف دولت سازگار باشند. اگر کسی در گذشته بود و به این نتیجه رسیده که اهداف گذشته را ر‌ها کند، خوب است، اما من چنین برداشتی ندارم، چون مدیران گذشته بر اساس اهداف سیاسی منصوب می‌شدند و چندان کارآمدی مدنظر نبود.

  • پزشکیان جراح قلب است و مسلمان‌تر از همه درآمد / تندروها از همه چیز می‌گذرند حتی از رهبری!

    پزشکیان جراح قلب است و مسلمان‌تر از همه درآمد / تندروها از همه چیز می‌گذرند حتی از رهبری!

    به گزارش اقتصادران، تندروهای حامی دولت سیزدهم برای ۸ سال حضور در قدرت برنامه ریزی داشتند و البته در انتخابات اخیر نیز شانس اول پیروزی را برای سعید جلیلی می دیدند اما نتیجه آنی نشد که تصور می کردند، رأی آوردن صددرصدی کابینه نیز شوک دیگری برای آنهایی بود که امید زیادی داشتند حداقل ۲ تا ۳ وزیر پیشنهادی پزشکیان از مجلس رأی اعتماد نگیرد.

    آنچه بیش از همه اما در جریان رأی اعتماد به کابینه مشهود بود جدا شدن خط حرکتی اصولگرایان از این طیف اقلیت مجلس بود. نکته ای که غلامعلی جعفرزاده، نماینده ادوار مجلس نیز بر آن تاکید دارد و به خبرآنلاین می گوید؛«قالیباف دارد به نتایجی که لاریجانی رسیده، می‌رسد و آن نتیجه این است که تندروها به هیچ عنوان قصد ندارند از این اسب زین کرده، وحشی و بدون منطق پایین بیایند و اینها سرسختانه با همین قطار می‌روند.»

    او بیش از هر چیزی نگران خود تندروها است همان‌ها که به گفته جعفرزاده از همه چیز می‌گذرند حتی از رهبری!

    در ادامه گفتگو با غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی، نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی را می‌خوانید:

    ***

    *آقای جعفرزاده! به نظر می‌رسد با طیف جدیدی از تندروهای اصولگرا روبرو هستیم که خود را معیار و اصل می دانند و مشی و رویکرد افراطی تری را دنبال می کنید، نگاه شما چیست؟

    توصیه‌ای که به تندروها دارم این است که تاریخ را بخوانند، بنده قصد جسارت ندارم اما ببینند که ‌خوارج چگونه خوارج شدند، قرآن را حفظ بودند، پیشانی آنها پینه بسته بود، به اندازه‌ای نماز می‌خواندند که به عرش و فرش می‌رسیدند بعدا روبروی علی (ع) ایستادند و خودشان را امیرالمومنین‌تر دانستند. من می‌خواهم به آقایانی که پایداری و یا اصولگرا و در هر صورت تندرو هستند، بگویم تندروی و یا حتی کندروی در طول تاریخ مذموم بوده است، لذا از تاریخ درس بگیرند، خیلی نگرانشان هستم چراکه اینها بچه‌های انقلاب هستند.

    بالاخره چه عاملی باعث شد که رهبری در انتخابات شخصاً ورود پیدا کنند؟ واقعا اگر رهبری ورود پیدا نمی‌کردند پزشکیان از صندوق بیرون نمی‌آمد.

    با انتخاب پزشکیان اسلام در خطر افتاد؟ نهج البلاغه از غربت درنیامد؟

    بالاترین اعضای دفتر رئیسی روز انتخابات چندین بار به وزارت کشور رفتند، چرا باید رهبری برای سلامت انتخابات ورود پیدا کنند؟ البته اینها به خاطر اسلام رفته بودند (با خنده) می‌گفتند اسلام در خطر است. واقعا با انتخاب پزشکیان اسلام در خطر افتاد؟

    نهج‌البلاغه از غربت درنیامد؟ مشخص نشد فقط کسانی که ریش و کیش دارند، مسلمان نیستند؟ جراح قلب است و مسلمان‌تر از همه درآمد. لذا اگر تندروها ولایت‌پذیر هستند، تابع ولایت و قانون باشند، کمک کنند. من علی‌رغم همه نقدهایی که به قالیباف دارم اما باید بگویم که اخیرا خیلی خوب درباره همکاری با دولت صحبت کرد. افرادی که در حال حاضر مقابل پزشکیان می‌ایستند کسانی هستند که هوای نفس آنها را خفه می‌کند .

    جوانان به خاطر رفتارهای آقایان دین‌ستیز شدند

    *این طیف از تندروها قابل کنترل و مدیریت شدن هستند؟

    متناسب با آموزه‌هایی که دیدند باید اقدام شود، مگر داعش و طالبان قابل کنترل هستند؟ مبانی فکری تندروها ایدئولوژیک است منتها ایدئولوژیک اجتماعی نیست یعنی باید ترکیبی از دموکراسی و تکنوکراسی داشته باشند، ایدئولوژی اینها بسیار خطرناک است.

    ببینید این دوستان تا چه اندازه خرابکاری کردند، در ماجرای فیلترینگ و حجاب چقدر خرابکاری کردند، خودشان بررسی کنند که اقدام اینها در قضیه حجاب بیشتر به این قضیه کمک کرد یا ضرر به حجاب وارد کرد؟ زمانی دین‌گریزی داشتیم اما الان جوانان به خاطر رفتارهای همین آقایان دین‌ستیز شدند.

    آقایان برگردند و عملکرد خود را مورد ارزیابی قرار دهند و ببینند تا چه اندازه موجبات تنفر و تقابل را برای دین اسلام که دین مهربانی است، ایجاد کردند. به نظرم باید در رفتار خودشان تجدیدنظر کنند و متناسب با روز اقدام کنند. یکی از رمزهای پیروزی امام این بود که خودش را با روز تطبیق کرد.

    قالیباف به همان نتیجه ای درباره تندروها رسیده که لاریجانی رسیده بود

    *به نظر می‌رسد تندروها حتی سایر اصولگرایان را هم در تنگنا قرار دادند، تا جایی که قالیباف به صراحت می‌گوید برخی راضی نیستند دولت موفق شود،  آیا شما هم چنین برداشتی از رابطه تندروها با سایر اصولگرایان دارید؟

    قطعا منظور قالیباف همین تندروها بوده است. قالیباف دارد به نتایجی که لاریجانی رسیده، می‌رسد و آن نتیجه این است که تندروها به هیچ عنوان قصد ندارند از این اسب زین کرده، وحشی و بدون منطق پایین بیایند و اینها سرسختانه با همین قطار می‌روند.

    قالیباف خیلی تلاش کرد که اینها را از اسب پیاده کند اما دید که نمی‌تواند ولی الان راه دیگری پیش گرفته که من فکر می‌کنم با این روش موفق‌تر است.

    قالیباف به دنبال جمع کردن عقلای مجلس دور هم و جدا کردن خط خود از تندروهاست

    *منظورتان از روش جدا کردن خط خود از این طیف است یا …؟

    بله، قالیباف در حال جدا کردن خط خود از تندروها است و از آن طرف عقلای مجلس را دور هم جمع می‌کند گرچه دیر شده اما رفتارش در هماهنگی با پزشکیان و دولت و مجلس بسیار خوشحال‌کننده است.

    در جلسه مشهد تمام بزرگان اصولگرا از جلیلی خواستند کنار برود اما …

    *تندروهایی که جلیلی آنها را سازماندهی می‌کند غیر از مجلس در سایر دستگاه‌ها نفوذ دارند؟

    الان دستشان خیلی کوتاه شده چون حکومت از اینها ناراحت است به دلیل اینکه در جلسه مشهد تمام بزرگان و دلسوزان اصولگرا از جلیلی خواستند کناره‌گیری کند اما قبول نکرد، این نشان داد که اینها حتی در مواقعی مقابل همه می‌ایستند و افراد منطقی نیستند.

    تندروها درحال خروج از ریل انقلاب هستند

    *بنابراین نمی‌توان آنها را کنترل و مدیریت کرد.

    اینها تا الان به حرف هیچ‌کس حتی به حرف رهبری هم گوش ندادند. در حقیقت تندروهای افراطی در حال خروج از ریل انقلاب هستند، لذا برادرانه به آنها توصیه می‌کنیم که بر روی ریل انقلاب و نظام برگردند و خودشان را رهبری و قوا هماهنگ کنند.

    نظامی که بنی‌صدر و رجوی را جمع کرد، تندروها را هم جمع می‌کند

    *تا چه اندازه احتمال می‌دهید تندروها راه دیگری مانند راه جریان انحرافی در پیش بگیرند؟

    تندروها برای خودشان مشکل ایجاد می‌کنند، البته بابت گفتن این نکته خوشحال نیستم. اینها افتخار می‌کنند که از همه چیز ‌می‌گذرند و من هم نگران این هستم که بگویند از رهبری هم گذشتیم. نظام  که بنی‌صدر و مسعود رجوی را جمع کرد، به دلیل اینکه ریشه در خون شهدای انقلاب دارد با اینها تعارفی ندارد، اینها را جمع می‌کند.

     

  • دعوای کیهان و پناهیان بر سر منافع مادی! / ظاهرا در پشت پرده خبرهایی هست

    دعوای کیهان و پناهیان بر سر منافع مادی! / ظاهرا در پشت پرده خبرهایی هست

    به گزارش اقتصادران، تا همین چند ماه پیش اگر می‌شنیدید که یک رئیس جمهور اصلاح طلب به همراه محمدباقر قالیباف قرار است پای منبر علیرضا پناهیان بنشینند و حمید علیمی، مداحی که پاییز ۱۴۰۱ به دلیل اعتراض به اعدام معترضان ممنوع الکار شده بود برای آن‌ها روضه بخواند، حتما تعجب می‌کردید. از این ترکیب شگفت انگیز اینکه بدانید پناهیان در این مجلس حمله تندی به روزنامه کیهان کرده است.

    او پای منبری که پیشتر، از آن برای حمله به جریان اصلاحات و چهره‌های دولت روحانی استفاده کرده بود، روزنامه کیهان را به «استفاده از بودجه دولتی» برای «دو قطبی‌سازی» متهم کرد و از قالیباف خواست که قوانینی در مجلس وضع کنند که که رسانه‌های ایجاد کننده این دوقطبی‌ها، توقیف شوند.

    دلیل حمله پناهیان به کیهان چه بود؟

    منظور پناهیان از دوقطبی سازی کیهان روشن نیست. در ماه‌های اخیر، حملات روزنامه کیهان به مسعود پزشکیان و تیم پیشنهادی او برای دولت چهاردهم، همانطور که انتظار می‌رفت، شدید بود. این حملات بیشتر به انتخاب افرادی مانند محمدرضا ظفرقندی به عنوان وزیر بهداشت و احمد میدری به عنوان وزیر رفاه مربوط می‌شد.

    کیهان و نمایندگان وابسته به جبهه پایداری معتقد بودند این چهره‌ها به دیلل سوابق سیاسی شان از جمله حمایت از اعتراضات سال ۸۸ و مواضع انتقادی نسبت به حکومت، صلاحیت وزارت ندارند.

    کیهان و حامیانش معتقدند که انتخاب این افراد با مبانی اعتقادی نظام و اصول انقلاب همخوانی ندارد و به نوعی با ارزش‌های ولایت فقیه در تضاد است. آن‌ها همچنین نسبت به تاییدیه‌های امنیتی این افراد اعتراض داشتند. این موضوع به ویژه با حملات کیهان به مهاجرانی، که به عنوان سخنگوی دولت انتخاب شده بود، تشدید شد.

    روزنامه کیهان در مقاله‌ای انتخاب مهاجرانی را «نگران کننده» خواند چرا که او «کوچک‌ترین اعتقادی به مبانی و اصل نظام نداشته و در آشوب‌ها نقش‌آفرینی کرده».
    روزنامه کیهان به دستور رئیس جمهور برای بازبینی پرونده اساتید و دانشجویان اخراجی هم واکنش تندی نشان داده است. این روزنامه در سرمقاله‌ای گفته «نباید به مشاوران نااهل اجازه بدهد «وفاق ملی» مورد نظر ایشان را به «وفاق میلی»! تبدیل کنند.»

    آتش ضدحمله کیهان و یاران به سمت پناهیان

    بخش آنلاین کیهان سابقه پناهیان را به او یادآوری کرده و نوشت «۱۹ شهریور ۱۳۹۹ که برای دفاع از آقای پناهیان در مقابل هجمه ناجوانمردانه رسانه‌های زنجیره‌ای و لشگر مجازی‌شان و حتی برخی جریان‌های داخل جبهه انقلاب نوشتیم؛ فکرش را هم نمی‌کردیم که حدود ۴ سال بعد در ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ آقای پناهیان (احتمالا ناخواسته و شاید با مشورت و آدرس غلط برخی اطرافیان) به همان سو بروند و آرزو‌های چندین و چند ساله دشمنان تابلودار انقلاب علیه کیهان را تکرار کنند!»

    بخشی از واکنش کیهان به اظهارات پناهیان نشان می‌دهد نقطه اختلاف این دو، مساله حمایت رهبری از وزرای انتخابی و ادامه اعتراض آن‌ها به برخی چهره‌های کابینه است.

    کیهان در یادداشت بخش آنلاین خود گفته این روزنانه «به فریب اینکه همه وزیران معرفی شده با هماهنگی حضرت آقا بوده اند اعتراض کرده و اسناد و دلایل محکمی بر بطلان آن ارائه کرده است.»

    واکنش فعالان اصولگرا در شبکه‌های اجتماعی به اظهارات پناهیان هم جالب توجه است. طی همین چند روز گذشته پناهیان از چهره محبوب تندرو‌های اصولگرا به «ابوموسی اشعری» تغییر کاربری داده است.

    امیرحسین جعفری روحانی و فعال شبکه اجتماعی توییتر نوشته یک زمانی پناهیان با دیدن فیلم مارمولک فریاد «وااسلاما» سر می‌داد و آنرا توطئه بزرگ علیه روحانیت می‌خواند. «یادش بخیر».

    یک کاربر شبکه ایکس (توییتر) به نام «علی سایبری» نوشته «پناهیان و امثالهم وقتی میبینن تو جبهه اتقلاب دیگه حامی آنچنانی ندارن به جای عذرخواهی و برگشت از جبهه زبیری ها، دیگه منبر هم میرن با مداحی علیمی و پامنبری اصلاح طلب».

    حمید رسایی، از اعضای جبهه پایداری مجلس نیز در واکنش به گفته‌های پناهیان در کانال تلگرمی‌اش نوشته اظهارات پناهیان «مورد استقبال رسانه‌هایی قرار گرفته که در طول این سال‌ها کارشان تبدیل مسائل کشور به دوقطبی‌های کاذب بوده.»

    او بخشی از صحبت‌های رحیم پورازغدی را در کانال ایتای خود منتشر کرده و بدون اشاره مستقیم به پناهیان خطاب به «یک عده افرادی که تا حرف می‌زنیم میگن دوقطبی نکنید»، نوشته «همه خوبن، دوقطبی نکنید. این خطی است که معاویه ترویج می‌کرد.»

    ماجرای شکاف میان پایداری و پناهیان چیست؟ | همیشه پای منافع مادی در میان است

    شکاف میان اصولگرایان تندرو و پناهیان به وضوح در حال تعمیق است. اما رابطه پناهیان با این جریان چه بوده است؟ پناهیان چگونه در سال‌های گذشته زیر سایه حمایت جریان‌های تندروی اصولگرایی از جمله جریان پایداری و شخص مصباح یزدی موفق شده برای خود دکانی بهم بزند؟

    پناهیان را می‌توان واعظ و منبری محبوب جریان‌های اصولگرای تندرو به ویژه جبهه پایداری خواند. شاید حتی بتوان به او عنوان «چهره دوم جبهه پایداری» بعد از مصباح یزدی را هم اطلاق کرد. او بار‌ها مواضع افراطی درباره مساله زنان، برجام و حتی علم مطرح کرده است. پناهیان از مخالفان درمان‌های جهانی کرونا و حامیان طب سنتی بود.. او با شک و تردید به واکسن‌های غربی نگاه می‌کرد و معتقد بود که برخی از این واکسن‌ها ممکن است به دلایلی غیرعلمی و سیاسی ترویج شوند. او ملاک انتخاب وزیر بهداشت را «تعهد به طب سنتی» می‌دانست و از اینکه در درمان کرونا به طب سنتی بی توجهی شده ابراز نارضایتی می‌کرد.

    از نظر پناهیان «جهان زن شوهرداری است» و حتی حضور زنان در راهپیمایی اربعین هم چندان مطلوب نیست. پناهیان خودش ید طولایی در دوقطبی سازی دارد.

    به جز حواشی مربوط به اظهارنظرهای پناهیان؛ ثروت او هم در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت.

    شهریور ۹۹، یاشار سلطانی با انتشار سندی از شراکت پناهیان با رضا مطلبی کاشانی مالک تک‌ماکارون در ساخت و ساز ملک منطقه ۲ تهران خبر داد.

    پناهیان بلافاصله به این خبر واکنش نشان داد و عذری بدتر از گناه آورد. او گفت ساخت این خانه ۵ سال با تاخیر انجام شده، چون پول نداشتند! پناهیان یکی از منبرهایش را به دفاع از خود اختصاص داد و گفت «من یک واحد آن خانه را بیشتر ندارم آن هم با هدیه رفقا؛ مانند امام خمینی که هدیه‌ای زندگی می‌کردند و مقام معظم رهبری که با هدیه رفقایش زندگی میکنند من هم اینگونه زندگی می‌کنیم.»

    یاشار سلطانی، روزنامه‌نگار، سندی را منتشر کرد که نشان می‌دهد او زمینی گران‌قیمت را نیز به بهای بسیار کم از یک ایرانی خارج از کشور خریده است.
    اشاره کیهان به حمایت هایش از پناهیان، به همین موضوع بر میگردد. در آن زمان (شهریور ۱۳۹۹)، روزنامه کیهان سرمقاله‌ای به قدم حسین شریعتمداری منتشر کرد و پناهیان را «شخصیت پاک و فداکار» و خواند و «ورود به زندگی خصوصی» او را اشتباه خوانده بود.

    علاوه بر این، هک پرونده پرسنلی بیش از ۱۱۰۰ نفر از کارکنان نمایندگی نهاد رهبری دانشگاه‌های کشور در سال گذشته روشن کرد که علیرضا پناهیان از سال ۷۳ استخدام رسمی این نهاد بوده و بدون ارائه مدرک تحصیلی از حداکثر حقوق بهره می‌برده.

    با این حال شکاف بین پناهیان و جریان‌های افراطی اصولگرا از مدت‌ها پیش آغاز شده بود. فروردین ۱۴۰۳ منصور ارضی با انتقاد شدید از پناهیان، بدون نام بردن از او گفته بود: «آی کسی که بالای منبر می‌گویی پیامبر گوشت‌تلخ بوده، بیچاره خواهی شد؛ عاقبت به خیر هم نمی‌شوی.» اشاره ارضی به اظهارات توهین آمیز پناهیان درباره پیامبر و حضرت علی بود.

    به نظر می‌رسد با اظهارات اخیر پناهیان درباره دوقطبی سازان و درخواست توقیف کیهان، رابطه بین جبهه پایداری و این واعظ معروف، که ظاهرا در پشت پرده مدت هاست شکراب شده، دیگر قابل ترمیم نیست. اما سابقه پناهیان و وابستگی او به هدایای رفقا برای امرار معاض نشان می‌دهد باید به دنبال یک زیربنای اقتصادی برای این شیفت رادیکال به سمت جریان‌های میانه رو باشیم.

  • شعارهای پزشکیان داهیانه هستند / تندروها حباب‌های کف جریان اصولگرایی هستند، کف هم خودبه‌خود از بین می‌رود!

    شعارهای پزشکیان داهیانه هستند / تندروها حباب‌های کف جریان اصولگرایی هستند، کف هم خودبه‌خود از بین می‌رود!

    به گزارش اقتصادران، تندروی برخی چهره‌های برخاسته از جریان اصولگرا قرار است تا کجا ادامه پیدا کند و آیا در نهایت عقلای اصولگرا وارد میدان خواهند شد؟ پاسخ چهره‌های اصولگرا به این پرسش متفاوت است، کما اینکه ناصر ایمانی مسئولیت برخورد با تندروها را متوجه بزرگان اصولگرا می‌کند اما مصطفی میرسلیم نظر دیگری دارد.

    او تندروی‌ها را ناشی از احساسات می‌داند و در نهایت با شبیه‌سازی آنها به حباب‌های ناشی از کف، می‌گوید «کف خودبه‌خود از بین می‌رود.»

    جدا کردن حساب جلیلی با تندروها از جمله محورهای اظهارات میرسلیم درباره همکارش در مجمع تشخیص مصلحت نظام است؛ او در این گفت‌وگو جلیلی را فردی دلسوز می‌داند که از طریق روش‌های علمی تلاش می‌کند به پیشرفت جریان اصولگرایی کمک کند.

    در ادامه گفت‌وگو با مصطفی میرسلیم، عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام را می‌خوانید:

    ***

    *فضای موجود نشان می دهد که طیف میانه‌روها و عقلای اصولگرا رویکرد فعلی رئیس جمهور را تایید می‌کنند، مخصوصا که بیانات رهبری نیز در راستای حمایت از دولت است، از جایگاه یک چهره اصولگرا نگاه شما به این رویکرد رئیس جمهور چیست؟

    تأیید مقام معظم رهبری از دولت قانونی، صرف نظر از گرایش‌های سیاسی، رویه ایشان بوده و هست، به این ترتیب که تأیید رئیس جمهوری و دولت تا زمانی که طبق قانون اساسی به ایفای وظایف خود مشغول هستند. البته همواره ممکن است کاستی‌هایی پدیدار شود یا اشتباهاتی رخ‌ پیدا کنند که حتما به نحو مقتضی مشمول تذکر می شود ولی نظام و ارکان آن نباید سست شوند یا از کارآیی بیافتند.

    شعارهای پزشکیان داهیانه هستند

    شخص رئیس جمهوری دو پایبندی مهم خود را فراوان ذکر کرده است که عبارتند از مراعات سیاست‌های کلی ابلاغی مقام معظم رهبری و اجرای برنامه هفتم. این دو پایبندی ملاک سنجش عملکرد ایشان خواهد بود و به نظر می‌رسد بسیار داهیانه انتخاب شده است؛ من هم به جای ایشان بودم همان دو پایبندی را شعار خود قرارمی‌دادم و در راه تحقق آنها منتهای کوشش خود و دولت را به کار می‌بردم، یعنی این دولت چهاردهم است که متعهد به آن دو وظیفه کلی است.

    موتلفه هر جا لازم باشد به پزشکیان پیشنهاد می‌دهد

    *موتلفه فضای فعلی را برای مراوده با دولت چهاردهم فراهم می بیند؟

    مؤتلفه معتقد به ضرورت احترام به اسناد بالادستی یعنی قانون اساسی و سیاست‌های کلی و قوانین مصوب مجلس شورای اسلانی است و بر این اساس نحوه تعامل خود را با رئیس جمهوری و دولت چهاردهم ترسیم می کند و غیر از اعتقاد به ضرورت همکاری به منظور پاسخگویی به اقتضای خیر و صلاح نظام و مردم شریف ایران، هر جا لازم باشد پیشنهادهای منطقی و مستدل خود را برای بهبود عملکردها به دولت تقدیم خواهد کرد.

    تندروی‌ها ناشی از غلبه احساسات است

    *برخی مواضع تندروها در جریان بررسی صلاحیت وزرا مانند آنچه یک حامی جلیلی درباره رهبری گفتند (یک نفر) یا مقایسه بین پادگان اشرف با نهاد رهبری در دانشگاه ها و .. به نظر شما می تواند زنگ خطر تندروی به سبک جریان انحرافی باشد؟

    از این نوع تندروی ها نه تنها در دوران حیات امام(ره) وجود داشت، بلکه در دوران خلافت حضرت علی(ع) و حتی در آن ۱۰ سال رسالت پیامبر اکرم(ص) در مدینه هم وجود داشتند. اینها غلبه احساسات تلقی می شود والا از نظر اصولی، جلوتر از رهبری رفتن و شعار دادن و ادعا کردن، خلاف آشکار است و هرکس مرتکب چنان خلافی شود باید با تعقل، فهم خود را اصلاح کند وگرنه در انزوا محو خواهد شد.

    حضور دولت در سایه به نفع دولت مستقر است

    *نشانه‌ها حکایت از آن می‌کند که این طیف از اصولگرایان زیر پرچم سعید جلیلی و دولت سایه قرار است با دولت مستقر مواجهه کنند و خود را وامدار ۱۴ میلیون رأی اصولگرایان می دانند، واقعا وامدار و پرچمدار این رأی هستند؟

    اولا تأکید می‌کنم چنین افرادی مناسبتی با اصولگرایی ندارند، ثانیا برنامه‌ای که آقای جلیلی همواره داشته نقد علمی و منصفانه نسبت به عملکردها بوده است و فکر می کنم در آینده نیز همین رویه را ادامه خواهد داد و این که نقادی را ایشان و دولت در سایه‌شان داشته باشند به نفع دولت است تا اگر در راه خدمت به مردم دچار نقص یا اشتباهی شود، خود را هرچه زودتر اصلاح کند و بعید می‌دانم آقای پزشکیان، آن گونه که من می‌شناسم، از چنان فرآیندی استقبال نکند. ثالثا همین نوع خیرخواهی و دلسوزی‌ها باعث خواهد شد که آن ۱۴ میلیون حفظ شوند و به آینده امیدوار باشند و پرچمداری آنها یعنی همین روش علمی تذکر خیرخواهانه و به موقع به دولت و مجلس.

    تندروها حباب‌های کف جریان اصولگرایی هستند

    *خطر این طیف تندرو در جریان اصولگرا را جدی می بینید یا فکر می کنید عِده و عُده آنها آنقدر نیست که کلان جریان اصولگرا را تهدید کند؟

    جریان اصولگرایی همچون آب شفاف چشمه‌ای جوشان است که در طول مسیر خود حباب‌هایی از کف پیدا می‌کند و آن کف خودبه‌خود از بین می‌رود. اساس جریان قوی اصولگرایی را نباید با چند حباب کف اشتباه کرد.

    جلیلی می‌خواهد به جریان اصولگرایی کمک کند

    *فکر می کنید شخص سعید جلیلی در جایگاه و توان لیدری و راهبری کردن این جریان است؟

    به نظرم نمی رسد ایشان چنان ادعایی داشته باشد ولی قطعا خواهان کمک به پیشرفت خردمندانه اصولگرایی است و آنچه را در توان دارد، به کمک همکاران صدیق و هوادارانش، برای پیشبرد اهداف اصولگرایی، انشاءالله، صرف خواهد کرد تا بسیاری از کارهایی که باقی مانده به بهترین شکل جامه عمل بپوشد و آرمان‌های انقلاب محقق شود بدون آن که خستگی و وازدگی در میان مردم شکل گیرد. این دشمنان انقلاب هستند که می خواهند با اشاعه اراجیف خود مردم را به یأس  از آینده و به ابراز خستگی نسبت به پیگیری تحقق آرمان‌ها و کنار گذاشتن مقاومت در مقابل استکبار و پادوهایش در داخل کشور و در منطقه، بکشانند.

  • تندروها برابر پزشكيان آچمز شدند!

    تندروها برابر پزشكيان آچمز شدند!

    به گزارش اقتصادران، عباس عبدی نوشت:

    كيهان تيتر زده كه: «در جلسه بررسي كابينه برنامه‌اي ارائه نشد كه نقد و بررسي شود.» ظاهرا كل جناح تندرو در برابر پزشكيان آچمز شده است. مي‌گويند كه پزشكيان كليات مي‌گويد. نهج‌البلاغه مي‌خواند. پيش‌تر هم نامزد مطلوب آنان در ادبياتي توهين‌آميز خطاب به آقاي پزشكيان در مناظره تلويزيوني گفته بود: «اين حديث خواندن را امام جماعت مسجد هم بلد است! نكاتي كه آقاي پزشكيان فرمودند، از اينكه احاديثي مي‌خوانند و متبرك مي‌شود، خوب است ولي اين احاديث را امام جماعت‌ها هم مي‌خوانند.» ظاهرا اصولگرايان تندرو هنوز متوجه ماجرا نشده‌اند. اتفاقا پزشكيان با يك تير چند نشان زده است. اول از همه گفته است كه برنامه او برنامه‌هاي بالادستي و سياست‌هاي كلي نظام و برنامه هفتم است.

    برنامه هفتمي كه مجلس تندروها تصويب كرده و خودش هم بايد الزامات اجراي آن را فراهم كنند. دومين برنامه او كه خيلي براي اصولگرايان خطرناك است، استناد به نهج‌البلاغه و نامه امام علي به مالك اشتر است. همان نامه‌اي كه قرار است فقط در روي منبر و براي متبرك شدن از سوي امام جماعت مسجد خوانده شود! تندروها به كلي قاطي كرده‌اند. گمان مي‌كنند كه با گفتن برنامه ندارد مي‌توانند مشكلي ايجاد كنند. همه نامزدهاي پوششي و بدون برنامه مي‌توانند با قدري صرف وقت، يك برنامه ۷۰۰۰ صفحه‌اي را از اينترنت به دست آورند. يا سوال بدهند به هوش مصنوعي و چند دقيقه‌ بعد براي‌شان هزاران صفحه برنامه مي‌دهد. تازه برنامه هوش مصنوعي قابل قبول است.

    و از اين برنامه‌هاي صفحه‌اي نيست. يا در ميدان انقلاب جلوي پاساژهاي كتاب‌فروشي و جعل پايان‌نامه مي‌توان «برنامه حاضري» مثل فست‌فود خريداري كنند و توي چشم مردم کنند كه ما براي تك‌تك امور برنامه داريم ولي پس از سه سال شعار و فرياد معلوم مي‌شود كه تا 1403/03/20 يعني روز تأييد صلاحيت‌ها 1/8 ميليون نفر متقاضي نهضت ملي مسكن بوده‌اند، فقط ۴۸۳ هزار واحد داراي پروانه مسكوني، فقط ۳۵۴ هزار واحد آنها داراي مشاركت مدني با بانك هستند از اين تعداد فقط فونداسيون ۲۶۸ هزار واحد تمام شده، ۱۷۲ هزار آنها اسكلت و سقف زده شده، فقط ۶۸ هزار آنها سفت‌كاري را گذرانده‌اند، ۳۳ هزار واحد هم نازك‌كاري آنها تمام شده و   فقط ۱۹ هزار واحد پايان يافته و آماده تحويل هستند! البته اين آمار شامل عملكرد دو سال پاياني دولت روحاني هم هست و همه آنها مربوط به سه سال اخير دولت رييسي نيست. اين نتيجه برنامه ۷۰۰۰ صفحه‌اي است.

    نتيجه حاصل از يك وعده از ده‌ها وعده است. آگاهان امور مي‌دانند كه به علت عملكرد نواصولگرايان كشور قفل شده است و پس از آغاز اجراي برنامه هفتم خواهيد ديد كه ماجرا به كلي شوخي بوده است. هيچ گونه منابع مادي براي اجراي اين وعده‌هاي بزرگ نداريد. همه منابع از سال‌هاي گذشته پيش‌خور شده است. به همين علت است كه ارائه برنامه به معناي مصطلح آن ممتنع است. بايد رويكرد و راهبرد اداره امور را تغيير داد. بايد نگاه را به ايجاد موازنه اجتماعي و اقتصادي در همه حوزه‌ها معطوف كرد.

    به همين علت است كه آقاي پزشكيان در كنار تأكيد بر برنامه‌هاي بالادستي و برنامه هفتم، بر نهج‌البلاغه به ويژه نامه امام به مالك اشتر نيز تأكيد مي‌كند زيرا اين نامه به تعبير دقيق، بيانيه‌اي رويكردي و براي تغيير نگاه است. تغيير نگاه به مردم، به حكومت، به كارگزاران، به وظايف حكومت، به اخلاق، به مسووليت انسان و… ما بيش از هر چيز نيازمند چنين تغيير رويكرد و تغيير نگاهي هستيم. حكومت فقط برخي از امور جامعه را عهده‌دار است و نمي‌تواند و نبايد در هر امري دخالت كند. در اموري هم كه حق مداخله دارد، بايد با هدف و وظايف خاص دخالت كند، نه آنكه فراتر از آنان كاري انجام بدهد.

    مسوولان كشور بايد پاسخگو باشند و در نتيجه آزادي نقد و بيان بايد برقرار باشد. هر دو شعار اصلي پزشكيان، يعني اجراي متن‌هاي بالادستي و قانون برنامه و نيز ارجاع به نهج‌البلاغه، بازي نواصولگرايان تندرو را به كلي به هم زده است. در عين حال كه رييس‌جمهور شده، توپ تأييد كابينه و تامين الزامات اجراي برنامه هفتم و نيز ارزش‌هاي اسلامي را به زمين مجلس انداخته است. به همين علت آنان دچار بحران جدي شده‌اند. اين ابتداي راه است. كساني كه رشد اقتصادي ۸٪ را به عنوان هدف تصويب مي‌كنند، بايد شرايط آن را هم فراهم كنند. نمي‌توانند همزمان تنش در روابط خارجي را تشديد كنند و بي‌ثباتي در بازار و مالكيت ايجاد كنند و در عين حال شعار رشد ۸ درصدي را سر بدهند و تحقق آن را از دولت‌ها مطالبه کنند.

    اكنون زمان اجراي تعهدات مجلس نسبت به مصوبات خود از جمله قانون برنامه پنجم، قانون فرزندآوري، قانون مربوط به برجام و قوانين مربوط به فضاي مجازي و حقوق زنان و… رسيده است.

  • برخی روحانیون از دولت پزشکیان انتظار دارند که همیشه گوشت و مرغ طلا بر سر سفره مردم باشد

    برخی روحانیون از دولت پزشکیان انتظار دارند که همیشه گوشت و مرغ طلا بر سر سفره مردم باشد

    به گزارش اقتصادران، مسعود پزشکیان فهرست وزرای پیشنهادی خود را به مجلس معرفی کرد. با انتشار این فهرست، بخشی از جریان اصلاحات به آن انتقاد کردند و معتقد بودند که با این افراد نمی‌توان به اهداف مورد نظر رسید.

    از سوی دیگر، اصول‌گرایان به‌ویژه جریان‌های افراطی مانند برخی از نمایندگان مجلس و روزنامه‌هایی مثل کیهان، این انتقادات را به‌عنوان نشانه‌ای از فاصله گرفتن از پزشکیان تفسیر کردند و به‌نظر می‌رسد با لبخندی کم‌رنگ گفتند: «جانمی جان، به جان هم افتادند».

    اما حضرات اصول‌گرا، اشتباه می‌کنید. این رفتار به‌معنای اختلاف داخلی نیست. بلکه جریان اصلاحات و کسانی که به رئیس‌جمهور پزشکیان رأی دادند، نگران ایران و آینده آن هستند و می‌خواهند دولت چهاردهم موفق شود. موفقیت این دولت یعنی آرامش اقتصادی، امید به آینده و خروج از وضعیت کنونی.

    اصول‌گرایان مدام از اسبی سخن می‌گویند که دولت رئیسی به پزشکیان سپرده است. شاید این اسب زین داشته باشد، اما به جلو نمی‌رود و درجا ایستاده است. قطعی‌های مداوم برق در تابستان، یکی از برکات همین اسب زین شده است.

    تفاوت جریان اصلاحات با اصول‌گرایان در این است که آن‌ها به دولت به‌عنوان یک امر مقدس نگاه نمی‌کنند و معتقد نیستند که رئیس‌جمهور مقدس است یا نماینده خدا بر روی زمین. به همین دلیل، از او انتظار دارند که بر اساس شعارهای خود عمل کند. بارها نوشته‌ام که پزشکیان آخرین فرصت است و اگر او نتواند، دیگر نمی‌توان از تغییر سخن گفت. ایران در شرایط حساسی به‌سر می‌برد و به‌معنای واقعی کلمه، در شرایطی هستیم که می‌تواند مسیر تاریخ را برای ایران تغییر دهد.

    مسعود پزشکیان نه نسبتی فامیلی با ما دارد و نه رفاقتی با او داریم. تنها نسبت خویشاوندی ما با وطن است. هرکسی که بتواند ایران را در مسیر پیشرفت قرار دهد، او را یاری می‌دهیم و در کنارش خواهیم بود. ما تمامی نکات مثبت این دولت را می‌بینیم و از آن می‌نویسیم و تمام نقاط ضعف آن را نیز با صدای بلند فریاد می‌زنیم. این تفاوت حامیان پزشکیان با جلیلی و البته مرحوم رئیسی است.

    یادمان نرفته است که زمانی در همین کشور مشکلات فراوان بود و برخی به مردم توصیه می‌کردند به جای گوشت و مرغ، اشکنه بخورند. اما وقتی داماد یا هم‌حزبی خودشان به قدرت رسید، مدام از امتحان الهی سخن می‌گفتند. شک نکنید که پس از استقرار کامل دولت پزشکیان، در خطبه‌های نماز جمعه خواهیم دید که برخی روحانیون از دولت انتظار دارند که همیشه گوشت و مرغ طلا بر سر سفره مردم باشد.

    بله، ما رئیس‌جمهوری را دوست داریم که بتوانیم بدون ترس و لکنت درباره او صحبت کنیم، نه رئیس‌جمهوری که انتقاد از او خط قرمز باشد.

  • اصولگرایان نمی‌دانستند ظریف مانند ماری زخم‌خورده است! / اگر فقط قالیباف و جلیلی در انتخابات رقابت می کردند 70 درصد مردم رای نمی دادند!

    اصولگرایان نمی‌دانستند ظریف مانند ماری زخم‌خورده است! / اگر فقط قالیباف و جلیلی در انتخابات رقابت می کردند 70 درصد مردم رای نمی دادند!

    به گزارش اقتصادران، عباس عبدی طی گفتگویی مطرح کرد:

    در انتخابات سال‌های ۱۳۷۶ و ۱۳۹۲، سیستم هیچ شانس متعارفی برای پیروزی خاتمی یا روحانی قائل نبود. اما این‌بار از ابتدا پذیرفته بود که طرف مقابل هم شانس پیروزی خودش را امتحان کند؛ بنابراین به‌نظرم کنش سیاسی معطوف به تفاهمی شکل گرفته بود که هم آگاهانه از طرف سیستم انتخاب شده بود و هم آگاهانه از طرف منتقدان باید پاسخ می‌گرفت.

    یکی از دلایل تأیید صلاحیت ایشان همین بود که در لیست سه کاندیدای پیشنهادی جبهه‌ی اصلاحات قرار گرفت. اگر قرار بر بازی کردن اصلاح‌طلبان دراین انتخابات نبود، می‌توانستند مثلاً محمد شریعتمداری را تأیید کنندکه در ابتدا برخی اخبار از تأیید صلاحیت ایشان هم شنیده می‌شد. اما کسی که تأیید شد آقای پزشکیان بود که از قبل کارت تأییداصلاح‌طلبان را همراه داشت.

    اگر انتخاباتی برگزار می‌شد که آقای قالیباف و آقای جلیلی با هم رقابت می‌کردند، شاید هفتاد درصد مردم در انتخابات شرکت نمی‌کردند.

    فکر می‌کردم مسئله‌ی اصلی سیستم سیاسی، مشارکت بود. دو عامل سبب شد این انتخابات به این شکل برگزار شود. اول این که یکدست‌سازی شکست خورد. سیستم سیاسی ایران فکر می‌کرد وقتی یکدست‌سازی کند، با آدم‌های مؤمن وجهادی، مملکت گل و بلبل خواهد شد و حتا اگر مشارکت هم کم باشد، چون مردم از نتیجه‌ی کار راضی خواهند بود، پشت سیستم قرارخواهند گرفت.

    من از همان سال ۱۴۰۰ این را می‌گفتم و می‌نوشتم که اولاً یکدست‌سازی، پروژه‌ای پایان‌ناپذیراست و سیستمِ یکدست به مرور شروع به تجزیه می‌کند و مجبور می‌شود دوباره یکدست‌تر شود؛ و ثانیاً با یکدست‌سازی سیستم به سمت اصلاح عملکردش نمی‌رود، چون، اساساً نظام‌های جدید از طریق پذیرش دموکراتیک تنوعات است که می‌تواند بستری برای پیشرفت وسپس اصلاح خودش ایجاد کند

    وقتی آقای روحانی در سال ۱۳۹۲ آمد، بلافاصله و بدون نظر دیگران ارز را تک‌نرخی کرد و دوبار قیمت بنزین را افزایش داد و هیچ اتفاقی هم نیفتاد. اما همان آقای روحانی در سال ۱۳۹۸ که با تصمیم سران سه‌قوه خواست دست به یک اصلاح سیاستی بزند و رهبری هم پشت آن تصمیم قرار داشت، فاجعه‌ی بنزین رخ داد. آقای روحانی بار اول که بنزین را گران کرد آب از آب تکان نخورد و اصلاً امروز کسی یادش نیست که آن اتفاق افتاد، چون بار اول مردم به او اعتماد داشتند.

    سال‌های ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ اوج محبوبیت آقای روحانی بود و می‌توانست چنان تصمیماتی بگیرد. اما در سال ۱۳۹۸ که به آن فلاکت افتاده بود، با آن بی‌اعتمادی نمی‌شد کاری کرد.

    ناکارآمدی و هزینه‌ای که کشور در سال ۱۴۰۱ داد، سیستم را به این‌جا رساند که تغییر خط مشی صورت بگیرد و این تغییر خط مشی از انتخابات اخیر شروع شد. اگر حادثه‌ی بالگرد رخ نمی‌داد باز هم قطعاً این اتفاق در انتخابات سال آینده رخ می‌داد و دولت آقای رئیسی یک‌دوره‌ای می‌شد. من معتقد بودم که سیستم به‌همان دلیل که یکدستی را انتخاب کرد، به‌همان دلیل هم چنددستی را انتخاب می‌کند. بقای سیستم در همه‌جا مهم است.

    نظرسنجی‌ها به من نشان می‌داد که درصد مشارکت حدود ۴۷ تا ۴۸ خواهد بود و شاید به ۵۰ درصد هم برسیم. فکر می‌کردم می‌توانیم با گرم کردن فضا پنج یا شش درصد اضافه کنیم و به مشارکت ۵۵ درصدی برسیم و آقای پزشکیان در مرحله‌ی اول رأیبیاورد.

    رقیب آقای پزشکیان، جلیلی نبود، آن‌هایی بودند که موافق شرکت نبودند. این کار‌های ستاد جلیلی کمک می‌کرد که تحریم، تضعیف شود و افراد تحریک به مشارکت شوند.

    اصلاح‌طلبان در این انتخابات به‌نوعی تابع یک جریان شدند و جلو آمدند و بنابراین ضعف‌های‌شان دیده نشد. اصلاح‌طلبان ایراد اساسی‌شان این است که فکر می‌کنند باید کاندیدایی داشته‌باشند که مطمئن رأی بیاورد؛ و وقتی این فرصت را مهیا نمی‌بینند، اصلاً بازی را جدی نمی‌گیرند. این تفکر غلط است و باید کنار گذاشته شود.

    آن لیست سه‌نفره یک لیستِ اشتباه بود. آقای جهانگیری، یک تکنوکرات سیاسی قابل احترام است، اما نظرم این بودکه ثبت نام نکند، چون به‌دلایل متعدد باور داشتم که تأیید صلاحیت نمی‌شود و در صورت تأیید هم شانسی برای پیروزی ندارد. آقای آخوندی را که اصلاً داخل حوزه‌ی سیاست رسمی ایران نمی‌دانم، همچنان که خودم را هم داخل این دایره نمی‌بینم و اگر ورودی هم به سیاست دارم، در جای دیگری غیر از مقام نامزدی این‌گونه پست‌ها است. به‌همین دلیل معتقد بودم این‌ها نباید بیایند. اما آقای پزشکیان به‌نظرم می‌توانست هر سه پایه‌ی اصلاح‌طلبی و حکومتی و مردمی راداشته باشد.

    در مجموع، من نمره‌ی بالایی به فعالیت اصلاح‌طلبان در این انتخابات نمی‌دهم و معتقدم اصلاح‌طلبی در چارچوب گذشته‌اش، هم به‌لحاظ رویکرد و هم به‌لحاظ نیرو‌های سیاسیِ زیر این پرچم، منتفی شده است. اصلاح‌طلبانی که می‌بینم، به لحاظ سنی هم به آخر خط رسیده‌اند. جوان‌های‌شان در این انتخابات، نسبت به مسن‌تر‌ها موفق‌تر عمل کردند.

    به آقای پزشکیان هم گفته‌ام که شما رسالتی دارید که اگر انجام دهید بالاتر از ستارخان و باقرخان در تاریخ معاصر می‌ایستید. آن هم ایجاد تفاهم است. اکنون به دلایل متعدد از جمله کم‌شدن فروش نفت و قوی‌تر شدن اعتراضات، موازنه‌قوای جدیدی به‌وجود آمده است، که باید از آن در جهت اصلاح امور استفاده کرد.

    در موردآقای ظریف، اصولگرایان اشتباه کردند و او را خیلی زدند. نمی‌دانستند او مانند ماری زخم‌خورده است که اگر فرصتی پیش آید و بیدار شود وآن‌ها را می‌زند و آن زمان دیگر نمی‌توانند کاری کنند

    من حس می‌کنم رویکرد جدیدی توسط آقای پزشکیان به‌مرور جامی‌افتد، که فرصت را برای پوست‌اندازیِ مطلوبِ جریان اصلاح‌طلبی هم مهیا خواهد کرد. الان وقتی گفته می‌شود که باید همه‌ی جناح‌ها حضورداشته باشند، نه تنها مخالفتی نمی‌شود که مورد استقبال هم قرار می‌گیرد. در حالی که در سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ و ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۰ چنین فضایی را نمی‌شد رصد کرد.

    اگر بخواهیم همه‌چیز را روی دوش آقای پزشکیان بیندازیم، یا اگر بخواهیم همه چیزرا به‌سرعت جلو ببریم، خیلی زود هم ناامید می‌شویم. هر کسی باید کارخودش را بکند.

    اگر آقای پزشکیان در این مسیر شکست بخورد، پایان سیاست اصلاح طلبانه است و اصلاح‌طلبی دیگر موضوعیتی نخواهد داشت.

    علت حمایتم از آقای روحانی این بود که معتقد بودم باید از تجربه‌ی۱۳۸۸ عبور کنیم. ماندن در ۱۳۸۸ بحران درست می‌کرد. ضمن این‌که تحقق شعار برجام هم مهم بود. در مورد آقای پزشکیان هم گارانتی قطعی نمی‌دهم، اما بسیار خوش‌بینم. چون معتقدم که ایشان محدودیت‌های آقای خاتمی را ندارد.