گازوئیل در ایران نایاب شد!

قطعی برق، تولید بسیاری از صنایع را کاهش داده است. دولت در واکنش به این بحران، صنایع را به ساخت نیروگاه مکلف کرد. این تصمیم که با انتقادهای فراوانی روبه‌رو شد، کماکان در حال اجراست و طبق شواهد، دولت برق تولیدشده توسط صنایع را به خودشان نمی‌دهد.

در واکنش به این اقدام، برخی تولیدکنندگان به خرید ژنراتور روی آورده‌اند، اما این راهکار هم کارساز نیست و گازوئیل در کشور نایاب شده است و حتی اگر پیدا شود با قیمتی نجومی عرضه می‌شود.

آن‌طور که امین بیدی، عضو هیات‌مدیره انجمن انبوه‌سازان، به خانه اقتصاد توضیح داده است: «روزی که وارد شهرک صنعتی شدم و زمین خریداری کردم، مبلغی پرداخت کردم تا دولت به نمایندگی از من، نیروگاه برق تاسیس کند. دولت چنین اقدامی را انجام داد. اما امروز دولت به من اعلام می‌کند که برق در اختیار من قرار نمی‌دهد.».

به گفته او، «گازوئیل به قیمت هر لیتر ۱۵ هزار تومان، یعنی ۵۰ برابر قیمت دولتی، تهیه می‌شود. با چنین هزینه‌ای باید انرژی تولید شود تا بتوان کار کرد. بخش تولید دیگر توان ادامه ندارد. نه‌تنها توان مالی تامین این هزینه‌ها وجود ندارد، بلکه از نظر ذهنی نیز تاب مقابله با این حجم از اقدامات ایذایی از میان رفته است.».

روایت تلخ عضو هیات‌مدیره انجمن انبوه‌سازان، تنها یک مورد از صدها نمونه‌ای است که نشان می‌دهد چگونه مسئولان با وعده‌های نیمه‌کاره، تولیدکننده را به باتلاقی از بحران‌ها سوق می‌دهند؛ بحرانی که از قطع برق آغاز و به تامین سوخت در بازار سیاه ختم شد.

وعده‌های زیرساختی که نقض شد

احداث نیروگاه توسط تولیدکننده‌ها و برون‌سپاری وظیفه تامین برق به صنایع، موضوع ماده۴ قانون مانع‌زدایی از صنعت برق است.

مطابق ماده۴ قانون مانع‌زدایی، صنایع انرژی‌بر با هماهنگی وزارت صمت و وزارت نیرو مکلف هستند حداقل ۹۰۰۰ مگاوات نیروگاه حرارتی با بازدهی حداقل ۵۵ درصد و ۱۰۰۰ مگاوات نیروگاه تجدیدپذیر تا پایان سال ۱۴۰۴ از محل منابع داخلی صنایع مذکور احداث کنند.

براساس این قانون، وزارت نیرو مکلف است از تامین برق این صنایع، پشتیبانی و برق تولیدی مازاد آنها را منتقل کند. برق مازاد نیروگاه‌های فوق در بورس انرژی یا به صورت قرارداد دوجانبه قابل فروش است. وزارت نفت مکلف است با هماهنگی وزارت نیرو سوخت مورد نیاز نیروگاه‌های مذکور را تامین کند.

اما با توجه به روایت‌های عضو انجمن انبوه‌سازان، پس از احداث نیروگاه، دولت به صراحت اعلام می‌کند که دیگر برق در اختیار تولیدکننده نمی‌گذارد. این موضوع به‌مثابه نقض قرارداد است.

در پاسخ به این کم‌کاری، تولیدکننده ناچار است به راه‌حل‌هایی پرهزینه و ناکارآمد مانند استفاده از دیزل ژنراتور روی آورد، اما مسئله به اینجا ختم نشده است. با توجه به وجود کمبود گازوئیل در کشور، سوخت موردنیاز ژنراتورها به‌سختی پیدا می‌شود.

این موضوع نشان می‌دهد که کشور در تامین ابتدایی‌ترین نهاده‌های تولید هم ناتوان است.

قیمت‌های غیرواقعی و هزینه‌های گزاف برای تامین گازوئیل

گازوئیل توسط تولیدکنندگان با نرخ هر لیتر ۱۵ هزار تومان خریداری می‌شود؛ رقمی که ۵۰ تا ۱۵۰ برابر قیمت مصوب دولتی است. این تفاوت فاحش نه‌تنها از بی‌ثباتی سیاست‌های انرژی نشان دارد، بلکه فریادی است از گلوی تولیدکننده که انرژی را با هزینه‌ای سرسام‌آور تهیه می‌کند.

این موضوع نتیجه‌ای جز افزایش بهای تمام‌شده، کاهش رقابت‌پذیری، نبود تقاضا و در نهایت تعطیلی چراغ کارخانه‌ها ندارد.

مسئله این است که بحران، فقط مالی نیست و فرسایش ذهنی و روانی تولیدکننده را هم شامل می‌شود. تولیدکنندگانی که باید فکر توسعه و نوآوری باشند، حالا بیشتر وقت خود را صرف یافتن سوخت، چانه‌زنی برای برق یا یافتن راهی برای زنده ماندن می‌کنند.

همچنین تولیدکنندگان باید با هزاران مانع ساختاری، بروکراسی، تحقیرهای نهادی و تصمیمات سلیقه‌ای مقابله کنند.  دولت با این رویکرد نه‌فقط تولید که امید به تولید را هدف قرار داده است.

دولتی که نمی‌تواند برق و گاز تامین کند، چطور از تولید حمایت می‌کند؟ آیا صدور مجوزهای بی‌ثمر، شعارهای تبلیغاتی و وعده‌های نمایشگاهی، جای خالی برق و گاز را پر می‌کند؟

اگر مسئولان تولید را اولویت ملی می‌دانند، باید پیش از هر برنامه‌ای، زیرساخت‌های حیاتی آن را تضمین و پشتیبانی کنند. در غیر این صورت، نمی‌توان از تولید انتظار رشد، توسعه یا حتی بقا داشت. این روند اگر ادامه یابد، نتیجه‌ای جز خاموشی تولید در کشور ندارد.

دیدگاه‌ها

یک پاسخ به “گازوئیل در ایران نایاب شد!”

  1. محمدی نیم‌رخ
    محمدی

    علت و راه حل برای ترافیک، ناترازی سوخت، آلودگی شدید هوا در کشور و در نتیجه، خشکسالی و همچنین مشکلات اقتصادی مردم، مانند بیکاری و کم بودن حقوقها و فرار سرمایه ها ازکشور و افزایش جمعیت افغانها
    متاسفانه شرایط اقتصادی برای مردم بسیار دشوار شده و این موضوع امنیت مردم و کشور را تهدید می¬کند.
    از طرفی اگر قیمت بنزین و دیگر حاملهای انرژی بالا رود ، مردم متحمل فشار اقتصادی میشوند، اما از سوی دیگر، اگر قیمت گذاری به همین روش کنونی بماند، فشار اقتصادی و آسیب آن برای مردم و کشور بسیار بیشتر است ( مثلا سالهای ۷۶ تا ۸۴ با اینکه، قیمت بنزین به قیمت جهانی یعنی حدود ۱ دلار نزدیکتر بود، اما تورم، کمتر و اوضاع اقتصادی بهتر بود ).
    تعیین دستوری قیمتها ( در اقتصادهای کشورهایی مانند ایران، کوبا ونزوئلا و …) ریشه اصلی مشکلات است و نتایج زیر را دارد:
    ۱- قیمت دستوری باعث کاهش تولید و درآمد و باعث مشکلات اقتصادی شرکتها و همچنین کسری بودجه دولت ، تورم و بیکاری و کم بودن حقوقها و فرار نخبگان و متخصصان و سرمایه و قاچاق گسترده (بخاطر اختلاف قیمت با خارج) میشود. مثلا یک نانوایی یا هر بنگاه اقتصادی یا شرکتی که قیمت محصولش توسط دولت، بصورت دستوری تعیین میشود، نمیتواند به نیروی کار ، حقوق بالا بدهد.
    ۲- قیمت دستوری، باعث مصرف بسیار زیاد و اسرافگرایانه سوخت و منابع (بنزین، گاز، برق، آب و…) ترافیک، ناترازی سوخت، آلودگی شدید هوا در کشور و در نتیجه، خشکسالی و خشکی ذخایر آب و در نتیجه تهدید حیات در کل کشور میشود (افزایش بارندگی، پس از هر دوره کاهش رفت و آمد و مصرف سوخت در سالهای ۹۸ و ۹۹ و عید نوروز سالهای گذشته استان تهران یکی از نشانه های این موضوع است)
    اگر مردم میدونستن، تعیین دستوری قیمت انرژی توسط دولت و مجلس ( مخصوصا بنزین) ، این آسیبهای وحشتناک برای مردم و کشور داره، دولت رو مجبور میکردن قیمتا رو به خود مردم بسپاره( عرضه و تقاضا در بازار)
    پیشنهاد راه حل:
    مهمترین عامل برای حل این مسائل، ایجاد انگیزه اقتصادی با آزادسازی قیمتهاست.
    پیش نیاز همه اصلاحات اقتصادی و حل ناترازیها ، جلب اعتماد مردم است از راههای زیر:
    ۱- حذف بودجه عمومی نهادهای پر هزینه و غیر مولد مانند صدا و سیما و نهادهای مذهبی و…
    ۲- بستن مسیرهای قاچاق و رانت و فساد ( بویژه برای نهادهای قدرت )
    ۳- حذف هزینه های غیر ضروری خارج از کشور و بهبود روابط خارجی
    ۴- دریافت مالیات از همه نهادهای اقتصادی از جمله نهادهای حاکمیتی
    ۵- ارائه سهمیه سوخت و انرژی به همه مردم دارای کد ملی ( نه به بیگانگان و اتباع خارجی)
    سپس انجام اصلاحات اقتصادی.
    قیمت دستوری کالا و خدمات و سوخت، نابود کننده اقتصاد کشور و کسب و کار مردم، و علت اصلی ترافیک، ناترازی سوخت، آلودگی شدید هوا و خشکسالی، و همچنین مشکلات اقتصادی مردم، مانند بیکاری و کم بودن حقوقها و فرار متخصصان و سرمایه ها ازکشور و هجوم افغانها به کشور و به هدر رفت منابع است. با قیمت دستوری کالا و ارز (یعنی دخالت دولت در قیمت گزاری)، هر سرمایه گزاری (چه دولتی و چه خصوصی) در زمینه تولید و حمل و نقل و انرژی و… ، بی فایده و همراه با ضررر و زیان و اتلاف سرمایه مردم و کشور خواهد بود. در نهایت باعث کاهش تولید بدلیل عدم سرمایه گزاری و ناترازی و قحطی میشود (مثل وضعیت کنونی کشور).

    بهترین راه حل برای آن، پرداخت سهمیه مستقیم سوخت و انرژی به مردم و سپس آزادسازی قیمت بر اساس عرضه و تقاضا است. اینکار به سود همه مردم و دولت است و بسیاری از معضلات اقتصادی و زیست محیطی کشور را حل میکند. همچنین، تنها مردم ایران میتواننده از این منابع و یارانه ها بهره مند شوند
    با پرداخت سهمیه و یارانه( سوخت، انرژی، آب و ..) به کارت بانکی افراد ، میتوان قیمت حاملهای انرژی را به تدریج آزادسازی سازی کرد و با سهمیه صرفه جویی شده توسط افراد، هزینه های رفت و آمد و قبوض انرژی و برخی هزینه ها را پرداخت کرد. که انگیزه بالایی برای صرفه جویی همه حاملهای انرژی و بنزین و منابع را به همراه دارد.
    البته لازمه این اصلاحات اقتصادی، اعتماد بین مردم و دولت هست.
    تا زمانیکه قیمت سوخت و انرژی دستوری است، هیچگاه مصرف بهینه و استفاده فراگیر از انرژی پاک ( خورشیدی، بادی و ..‌) و سرمایه گزاری در وسایل نقلیه عمومی و تولید خودروهای بهتر اتفاق نخواهد افتاد ، نه توسط دولت و نه مردم ، و این موضوع تنها با واقعی سازی قیمت انرژی ( قیمت بین المللی و شناور وابسته به عرضه و تقاضا ) و پلکانی بودن آن ، قابل انجام است و هر کاری که اصلاح قیمت را شامل نشود ، عوامفریبی است. اگر این اصلاحات انجام نشود در آینده ای نزدیک ، قحطی و خاموشی بسیار شدیدتر خواهد شد و کشور را به سمت شرایط بسیار وخیم تر و فروپاشی می برد.
    منابعی که متعلق به نسلهای آینده هم هست و از طرفی، مصرف آن باعث آلودگی و آسیب زیاد به محیط زیست و سلامت مردم و اقتصاد میشه، نباید رایگان در نظر بگیریم، اتفاقا خیلی هم قیمتش بالاست. بهتر نیست بجای سوزاندن اسرافگرایانه آنها در خودرو های تک سرنشین و دیگر مصارف غیر بهینه انرژی ، پول آنرا صرف ایجاد اشتغال و درآمد بالا و تقویت حمل و نقل عمومی برای مردم کنیم؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *