برچسب: گرانی

  • گوش مردم از وعده‌های تنظیم بازار دولت پر شد اما قیمت‌ها پایین نیامد که نیامد!

    گوش مردم از وعده‌های تنظیم بازار دولت پر شد اما قیمت‌ها پایین نیامد که نیامد!

    به گزارش اقتصادران، «از گرسنگی نخواهیم مرد»؛ این جمله موجز و البته عجیب از مسعود پزشکیان، رئیس دولت چهاردهم، که در ماه‌های ابتدایی حضورش بر مسند ریاست جمهوری به زبان آورد، نه تنها پاسخی به وعده‌های انتخاباتیِ بلندپروازانه‌اش نبود، بلکه روایتی از شکافی عمیق میان ادعا‌های رسمی و واقعیتِ تلخِ زیستِ میلیون‌ها ایرانی بود.

    چنانچه که آن روز و پیش از همه چالش‌های پیش‌رو در ماه‌های بعد و حتی این جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل نیز رئیس دولت چهاردهم، ناخواسته اعتراف کرد که سیاست‌های «اقتصاد مقاومتی»، نه تنها نتوانسته است کشور را در برابر تکانه‌های اقتصادی مقاوم کند، بلکه به بستری برای گسترش فقر و نابرابری تبدیل شده است.

    اکنون نیز در حالی که آمار‌های رسمی، با هنرمندی تمام، تصویری گلخانه‌ای از اقتصاد ارائه می‌دهند، واقعیت‌های میدانی، حکایت از فروپاشی قدرت خرید مردم و تعمیق شکاف طبقاتی دارد.

    در این بین، تنش ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل، فرصتی مغتنم بود برای انحراف افکار عمومی از بحران اقتصادی. در بحبوحه این تنش‌های سیاسی، قیمت کالا‌های اساسی و خدمات، بدون هیچ مانعی، افسار گسیخت؛ و این سوال اساسی همچنان بی‌پاسخ مانده است: آیا «مقاومت اقتصادی»، به معنای ریاضت تحمیلی بر مردم و ایجاد حاشیه امن برای رانت‌خواران است؟

    خرداد ماه؛ طعم تلخ تورم در کام سفره‌ها

    در حالی که ستاد تنظیم بازار، با مصوبه‌ای مُسَکّن‌وار، افزایش قیمت‌ها را تا اطلاع ثانوی ممنوع اعلام کرده است اما، واقعیتِ بازار، ترجمانی دیگر دارد.

    خبر افزایش قیمت هر کیلو تخم‌مرغ به ۵۴ هزار تومان، تنها یک نمونه از این رقص شوم اعداد است؛ رقصِ گرانی که با هر گام، کمر قشر ضعیف جامعه را خمیده‌تر می‌کند.

    در این بین باید توجه کرد که بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، در خرداد ماه امسال، ۶ قلم از ۵۳ قلم خوراکی منتخب در نقاط شهری، تورم ماهانه بالای ۱۰ درصد را تجربه کرده‌اند.

    این آمار تکان‌دهنده، در حالی منتشر می‌شود که مردم درگیر افزایش قیمت‌هایی، چون تخم‌مرغ با نرخ ۲۷.۲ درصد، مرغ با ۱۰.۹ درصد و برنج ایرانی با ۱۱.۱ درصد هستند.

    هم چنین لازم به ذکر است که این ارقام، تنها نوک کوه یخ تورم سرسام‌آور در بازار مواد غذایی است؛ بازاری که در آن لیموترش با تورم ماهانه ۴۶.۴ درصد و نقطه به نقطه ۲۲۱.۶ درصد، و حبوباتی، چون لوبیا چیتی با تورم نقطه به نقطه ۲۱۳ درصد، جایگاه ویژه‌ای در میان گرانی‌ها پیدا کرده‌اند. لوبیا قرمز، لپه و عدس نیز با تورم‌های سه رقمی، سفره‌های ایرانیان را تنگ‌تر کرده‌اند.

    این وضعیت برای دهک‌های کم‌درآمد که حبوبات، منبع اصلی پروتئین آن‌هاست، فاجعه‌بار بوده و نشان می‌دهد سیاست‌های حمایتی در عمل، یا ناکارآمد بوده‌اند و یا به سرکوب قیمتی منجر شده‌اند که نتیجه آن، افزایش ناگهانی و شدید در زمان اولین شوک بوده است.

    نقد سیاست‌هایی که در مواجهه با افزایش قیمت تخم مرغ، مصوبه ممنوعیت افزایش قیمت را صادر کردند، اما نتوانستند جلوی گرانی را بگیرند، در این شرایط بیش از پیش جای خود را دارد.

    ریشه‌های تورم؛ از ارز و نهاده تا طعم تلخ خشکسالی و جنگ

    اما ریشه‌یابی این تورم افسارگسیخته نیازمند نگاهی عمیق‌تر به عوامل بنیادی است. افزایش هزینه‌های تولید ناشی از گرانی نهاده‌های کشاورزی مانند کود، سم و سوخت که خود متاثر از نوسانات نرخ ارز است، یکی از اصلی‌ترین عوامل این گرانی‌هاست. خشکسالی‌های پیاپی و تغییرات اقلیمی نیز بر کاهش تولید محصولات کشاورزی و در نتیجه افزایش قیمت حبوبات و سایر اقلام تاثیر مستقیم گذاشته‌اند. علاوه بر این، افزایش هزینه‌های حمل و نقل، به‌ویژه در ایام تنش‌های منطقه‌ای و جنگی، بر قیمت تمام شده محصولات افزوده است.

    در سوی دیگر، افزایش تقاضا در پی تغییر الگوی مصرف و جایگزینی گوشت با حبوبات به دلیل گرانی گوشت، خود عاملی در تشدید فشار تورمی بر این گروه از کالا‌ها شده است.

    تنش‌های بین‌المللی و تاثیر آن بر زنجیره تامین و واردات برخی مواد غذایی نیز نباید نادیده گرفته شود. مجموع این عوامل، اقتصادی را شکل داده که در قفس تحریم و اقلیم گرفتار آمده و سفره‌های مردم در آن، بیش از پیش کوچک و تهی شده است.

    ناامنی غذایی و زخمی که التیام نمی‌یابد

    این رقم، تنها به کمیتِ کالری دریافتی اشاره نمی‌کند، بلکه کیفیتِ تغذیه را نیز زیر سوال می‌برد: میانگین کالری دریافتی روزانه به ۲۵۴۰ کیلوکالری کاهش یافته است، اما این رقم با وابستگی ۶۰ درصدی به غلات، تنها بر کیفیت پایین تغذیه تاکید دارد.

    این باز در حالی است که کاهش سرانه مصرف گوشت قرمز از ۱۲ کیلوگرم در سال ۱۳۹۰ به ۴ کیلوگرم در ۱۴۰۱، نشانه‌ای از جایگزینی پروتئین حیوانی با کربوهیدرات‌های ارزان‌قیمت است.

    حتی در این بین برخی فعالان بازار سرانه مصرف گوشت در دهک‌های پایین را کمتر از ۱ کیلوگرم در سال تخمین می‌زنند؛ و در نهایت این مساله افزایش تورم اقلام خوراکی در خرداد ماه، تنها یک آمار نیست، بلکه بازتابی از بحران عمیق معیشتی است که زندگی روزمره مردم را تحت‌الشعاع قرار داده است. عوامل متعددی دست به دست هم داده‌اند تا فشار اقتصادی بر دوش خانوار‌ها سنگین‌تر شود.

    برای مقابله با این وضعیت نیز اکنون کشور نیازمند اتخاذ سیاست‌های کارشناسانه، پایدار و مبتنی بر واقعیت‌های اقتصادی است، نه راه‌حل‌های مقطعی و نمایشی. تا زمانی که ریشه‌های تورم، از جمله نوسانات ارزی، هزینه‌های تولید و تاثیرات اقلیمی و منطقه‌ای به درستی مدیریت نشوند، امید به بهبود وضعیت سفره‌های مردم، همچنان در هاله‌ای از ابهام باقی خواهد ماند.

    اقتصاد ایران در این مقطع، بیش از هر زمان دیگری نیازمند تدبیر، صداقت در بیان واقعیت‌ها و اقدام عملی برای حمایت از معیشت مردم است.

  • زنگ خطر تورم در صنعت به صدا درآمد / مردم منتظر گرانی باشند؟

    زنگ خطر تورم در صنعت به صدا درآمد / مردم منتظر گرانی باشند؟

    به گزارش اقتصادران، مرکز آمار ایران در تازه ترین داده های خود، شاخص قیمت تولیدکننده در بخش صنعت را نسبت به ماه قبل، میزان تورم ماهانه را در بخش صنعت و معدن بررسی کرده است که نشان دهنده روند افزایشی است. این مساله به معنای زنگ خطر جدی برای صنایع به شمار می رود و می تواند موجب کاهش سودآوری کسب‌وکارها و سرمایه‌گذاری شود.

    براساس اعلام مرکز آمار ایران، در اردیبهشت ماه ۱۴۰۴، شاخص قیمت تولیدکننده بخش صنعت ۱۷۱۶.۴ اعلام شد که نسبت به ماه قبل (تورم ماهانه) ۱.۹ درصد افزایش، نسبت به ماه مشابه سال قبل (تورم نقطه به نقطه) ۴۴.۶ درصد افزایش و در ۱۲ ماه منتهی به ماه جاری نسبت به دوره مشابه سال قبل (تورم سالانه) ۳۲.۹ درصد افزایش داشته است.

    شاخص قیمت تولیدکننده بخش معدن در ماه مورد بررسی ۲۹۳۰.۱ بود که نسبت به ماه قبل (تورم ماهانه) ۴.۰ درصد افزایش، نسبت به ماه مشابه سال قبل (تورم نقطه به نقطه) ۴۷.۶ درصد افزایش و در ۱۲ ماه منتهی به ماه جاری نسبت به دوره مشابه سال قبل (تورم سالانه)، ۳۲.۸ درصد افزایش داشته است.

    این آمار در اردیبهشت ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که شاخص قیمت تولیدکننده (PPI) در دو بخش صنعت و معدن افزایش یافته است و این امر به معنای این است که این شاخص نشان‌دهنده تغییرات قیمت کالا‌ها و خدماتی است که تولیدکنندگان برای تولید محصولات خود پرداخت می‌کنند بالا رفته است که درواقع همان پیش‌بینی‌کننده تورم مصرف‌کننده است.

    دلیل تورم ماهانه صنعت چیست؟

    همچنین افزایش ۱.۹ درصدی تورم ماهانه در بخش صنعت نشان‌دهنده آن است که هزینه‌های تولید در این بخش همچنان در حال افزایش است و تورم نقطه‌به‌نقطه ۴۴.۶ درصدی، افزایش قابل توجهی را نسبت به سال گذشته نشان می‌دهد که می‌تواند ناشی از افزایش قیمت مواد اولیه، دستمزدها، و سایر هزینه‌های تولید باشد.

    ازسویی دیگر، تورم سالانه ۳۲.۹ درصدی نیز بیانگر تداوم فشار تورمی در بلندمدت در این بخش است که ادامه این وضعیت می‌تواند به افزایش قیمت کالا‌های نهایی برای مصرف‌کنندگان در آینده منجر شود همچنین در بخش معدن شاخص عمومی ۲۹۳۰.۱ است و تورم ماهانه رقم ۴.۰ درصدی افزایش یافت و تورم نقطه‌به‌نقطه نسبت به اردیبهشت ۱۴۰۳، ۴۷.۶ درصد افزایش یافت و دربخش تورم سالانه ۳۲.۸ درصد افزایش ثبت شده است.

    افزایش ۴.۰ درصدی تورم ماهانه در بخش معدن نشان‌دهنده رشد شدیدتر هزینه‌های تولید در این بخش نسبت به بخش صنعت است و تورم نقطه‌به‌نقطه ۴۷.۶ درصدی نیز حاکی از فشار‌های قیمتی بسیار بالا در بخش معدن نسبت به سال گذشته است.

    همچنین تورم سالانه ۳۲.۸ درصدی نیز تأییدکننده تداوم این فشار‌ها در طول سال است که با توجه به اینکه بسیاری از صنایع به مواد اولیه استخراج شده از معادن وابسته هستند، افزایش قیمت در این بخش می‌تواند تأثیر گسترده‌ای بر صنایع دیگر و در نهایت بر قیمت کالا‌های مصرفی داشته باشد.

    مردم منتظر باشند …

    آنچه مهم است این است که هر دو بخش صنعت و معدن با فشار تورمی قابل توجهی رو‌به‌رو هستند که نشان‌دهنده افزایش مداوم هزینه‌های تولید است برای مثال افزایش شاخص قیمت تولیدکننده به احتمال زیاد به تورم قیمت مصرف‌کننده منتقل خواهد شد و مردم در آینده نزدیک باید انتظار افزایش قیمت‌ها را در کالا‌ها و خدمات داشته باشند.

    همچنین با توجه به وابستگی صنایع به مواد اولیه و محصولات میانی، افزایش قیمت در یک بخش می‌تواند به سرعت به بخش‌های دیگر منتقل شود و به یک چرخه تورمی دامن بزند؛ بنابراین این آمار‌ها نشان‌دهنده چالش‌های جدی در مدیریت اقتصادی کشور و نیاز به سیاست‌گذاری‌های کارآمد برای کنترل تورم و تثبیت قیمت‌ها است.

    به گزارش تابناک، افزایش هزینه‌های تولید می‌تواند به کاهش سودآوری کسب‌وکارها، کاهش سرمایه‌گذاری و در نهایت کند شدن رشد اقتصادی منجر شود و این آمار‌ها هشداری است که باید به دنبال راهکار‌هایی برای مهار تورم در مبدأ یا بخش تولید باشیم تا از تشدید آن در سطح مصرف‌کننده جلوگیری شود.

  • فشار گرانی بر دوش دهک‌های پایین، هر روز بیشتر از قبل

    فشار گرانی بر دوش دهک‌های پایین، هر روز بیشتر از قبل

    به گزارش اقتصادران، مرکز آمار ایران در تازه‌ترین گزارش خود از تورم خرداد ۱۴۰۴ خبر از افزایش فشار تورمی بر اقشار مختلف جامعه داده است؛ تورم نقطه به نقطه نزدیک به ۴۰درصد شده و بیشترین بار این افزایش قیمت‌ها بر دوش دهک‌های کم‌درآمد است که با رشد شدید قیمت کالاهای خوراکی مواجهند. در مقابل، دهک‌های ثروتمند‌تر فشار بیشتری از ناحیه افزایش هزینه‌های غیرخوراکی و خدمات احساس می‌کنند. این شکاف در ساختار هزینه‌ای خانوارها نشان می‌دهد که تورم نه تنها گسترده، بلکه نابرابر است و سیاست‌گذاران را بیش از پیش به ضرورت اصلاحات اقتصادی و کنترل شوک‌های ناگهانی فرا می‌خواند.

    مطابق گزارش مرکز آمار، بیشترین تورم ماهانه در خرداد ۱۴۰۴ مربوط به گروه‌های «کالاها و خدمات متفرقه»، «بهداشت و درمان» و به‌ ویژه «خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها» بوده است. این گروه‌ها سهم قابل‌توجهی در سبد مصرفی دهک‌های پایین دارند و رشد قیمت‌ها در آنها، مستقیما قدرت خرید این اقشار را تضعیف می‌کند. در مقابل، گروه‌هایی مانند «ارتباطات» و «حمل ‌و نقل» با تورمی نسبتا پایین‌تر مواجه بوده‌اند؛ گروه‌هایی که وزن کمتری در سبد مصرفی دهک‌های پایین دارند و عمدتا مورد استفاده طبقات متوسط و بالا هستند.

    این ارقام نشان می‌دهد که تورم در ایران تنها یک مساله اقتصادی نیست، بلکه مساله‌ای عمیقا طبقاتی است. خانوارهای کم‌درآمد به دلیل وابستگی شدید به کالاهای مصرفی ضروری، به‌ویژه اقلام خوراکی، عملا امکان فرار از تورم یا تنظیم سبد مصرفی خود را ندارند. درحالی که دهک‌های بالاتر با قدرت انتخاب و انعطاف‌پذیری بیشتری در برابر نوسانات قیمتی عمل می‌کنند، دهک‌های پایین با همان درآمد ناچیز، هر ماه بیشتر زیر بار هزینه‌های روزمره خم می‌شوند.  از سوی دیگر، سیاست‌های کنترل قیمتی دولت که با هدف مهار تورم و حمایت از اقشار آسیب‌پذیر اجرا شده، نتوانسته اثربخشی لازم را داشته باشد. درحالی که بخش عمده‌ای از یارانه‌های پنهان همچنان صرف حامل‌های انرژی و کالاهای اساسی می‌شود، آمارهای تورمی نشان می‌دهد همین بخش‌ها بیشترین رشد قیمت را داشته‌اند. در واقع، یارانه‌هایی که قرار بوده فشار معیشتی را کاهش دهند، نه‌تنها به مقصد واقعی خود نرسیده‌اند، بلکه به‌ دلیل ناترازی‌های ساختاری، خود به یکی از عوامل بی‌ثباتی قیمتی تبدیل شده‌اند.

    در این میان، بحث اصلاحات اقتصادی همچنان بلاتکلیف باقی مانده است.  کارشناسان اقتصادی هشدار می‌دهند که اگر دولت تصمیم به اصلاح قیمت حامل‌های انرژی بگیرد، احتمال جهش دوباره نرخ تورم در نیمه دوم سال وجود دارد. از سوی دیگر، اگر این اصلاحات به تعویق بیفتد، ناترازی در بودجه، صنعت برق، گاز و کالاهای یارانه‌ای به بحران‌های عمیق‌تری منجر خواهد شد.  بررسی دهک به دهک این نرخ نشان می‌دهد که بالاترین تورم خوراکی به ثبت رسیده در دهک‌های نهم و دهک دهم و در مقابل، دهک‌های یکم و دوم  تورم بالاتری را در بخش غیرخوراکی‌ها تجربه کرده‌اند.

    با این حال، شاخص تورم کل دهک‌ها نشان می‌دهد که بالاترین تورم متوجه دهک دوم (۳٫۵۷درصد) و پایین‌ترین تورم متوجه دهک دهم (۳٫۰۷درصد) بوده است.  این تغییرات قابل‌توجه در نرخ تورم، حداقل در بازه ماهانه، تاییدی بر این ادعای کارشناسان است که سیاست‌گذاران اقتصادی که قصد کاهش تورم را دارند در کنار استفاده از ابزارهای دراختیار خود، باید به سمت پیش‌بینی‌پذیر کردن اقتصاد از طریق کاهش شوک‌های ناگهانی حرکت کنند. مادامی که خطر اصابت شوک‌های متعدد داخلی و خارجی به اقتصاد وجود دارد، بازیگران این عرصه نمی‌توانند به قدر کافی به بستر موجود اطمینان کنند. این مساله نیز درنهایت منجر به نوسانی شدن شاخص‌ها می‌شود.

    تورم نقطه‌ای دهک‌ها در خرداد ۱۴۰۴؛  کم‌درآمدها همچنان زیر بار تورم 

    براساس گزارش مرکز آمار، تورم نقطه‌ای در خرداد ماه ۱۴۰۴ برای تمام دهک‌های هزینه‌ای کشور همچنان بالاست و در دامنه‌ای نسبتا محدود بین ۴۰ تا ۴۴درصد نوسان دارد.  دهک اول، به عنوان کم‌درآمدترین گروه جامعه، با ۴۴.۵درصد بالاترین تورم نقطه‌ای را تجربه کرده و دهک دهم نیز با حدود ۴۰.۳درصد کمترین تورم را ثبت کرده است.  این داده‌ها نشان می‌دهد که اگرچه فاصله تورمی دهک‌ها نسبت به ماه‌های قبل اندکی کاهش یافته، اما بار اصلی افزایش قیمت‌ها همچنان بر دوش اقشار کم‌درآمد قرار دارد. دلیل این موضوع سهم بالای کالاهای خوراکی در سبد مصرفی دهک‌های پایین است که در ماه‌های اخیر با افزایش قیمت مواجه شده‌اند.

    تورم ماهانه؛ شیب آرام در شاخص کل  اما صعود در کالاهای غیرخوراکی 

    در بخش تورم ماهانه نیز روند قابل‌توجهی دیده می‌شود. شاخص کل تورم ماهانه برای دهک‌های مختلف بین ۲.۳ تا ۲.۶درصد بوده که نشان از ثبات نسبی دارد. اما نکته مهم‌تر، افزایش محسوس تورم ماهانه کالاهای غیرخوراکی و خدمات در دهک‌های بالاست.  درحالی که دهک اول تورم ماهانه ۲.۸درصدی را در این گروه از کالاها تجربه کرده، این عدد برای دهک دهم به بیش از ۳.۴درصد رسیده است. این اختلاف بیانگر آن است که دهک‌های برخوردار، به‌ویژه در حوزه‌هایی چون اجاره، حمل‌ونقل، آموزش و خدمات پزشکی، فشار بیشتری را متحمل شده‌اند.  به‌ طور کلی، داده‌ها از تداوم فشار تورمی گسترده بر تمام اقشار جامعه حکایت دارد؛ با این تفاوت که دهک‌های پایین بیشتر از ناحیه خوراکی‌ها و دهک‌های بالا از سمت کالاهای غیرخوراکی و خدمات تحت تاثیر قرار گرفته‌اند. فاصله تورمی کم شده، اما ساختار هزینه‌ای دهک‌ها باعث شده شدت فشار برای هر قشر متفاوت باشد.

    محمد ناطقی، کارشناس اقتصاد، اعلام می‌کند که «تورم بالاتر برای دهک‌های پایین‌تر» همچنان ادامه دارد و سفره خانوارهای کم درآمد بیش از دیگران آب می‌رود. بر پایه تازه‌ترین داده‌های مرکز آمار، سه گروه «کالاها و خدمات متفرقه»، «بهداشت و درمان» و نیز «خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها» بالاترین رشد قیمت ماهانه را تجربه می‌کنند؛ در مقابل، «ارتباطات» و «حمل‌ و نقل» کمترین افزایش بهای ماهانه را ثبت می‌کنند.  این الگوی قیمتی نشان می‌دهد فشار سنگینی بر دهک‌های فرودست، که بخش قابل‌توجهی از هزینه‌هایشان به اقلام خوراکی گره خورده است، وارد می‌شود.  آمار تکمیلی تورم دهک‌ها نیز همین روایت را تایید می‌کند؛ درحالی که تورم نقطه‌ای دهک دهم در سطح ۳۸،۴درصد قرار دارد، دهک نخست با تورم ۴۰،۶درصدی دست ‌و پنجه نرم می‌کند. به تعبیر ناطقی، سیاست‌های حمایتی دولت و کنترل‌های قیمتی، دست‌کم تا این لحظه، اثربخشی محسوسی ندارد و بخش عمده تورم در حوزه‌هایی رخ می‌دهد که دولت یارانه‌های کلان به آنها اختصاص می‌دهد.

    اصلاحات اقتصادی در افق؟

    ناطقی توضیح می‌دهد اگر دولت بخواهد سرانجام پروژه اصلاحات اقتصادی را کلید بزند، ممکن است در شش ماه آینده نرخ تورم از شتاب رشد دلار پیشی بگیرد. او هشدار می‌دهد که افزایش احتمالی قیمت حامل‌های انرژی می‌تواند موتور تورم را روشن نگه دارد؛ هر چند صرفه‌جویی ناشی از این افزایش قیمت شاید از جهش بی‌رویه نرخ ارز جلوگیری کند. با این همه، ناطقی تاکید می‌کند جو متاثر از جنگ‌ها و التهاب‌های اخیر، اراده کافی برای چنین اصلاحاتی را در میان دولت و نهادهای امنیتی تضعیف می‌کند.

    چه باید کرد؟ 

    این کارشناس می‌گوید تا وقتی دولت به‌ طور متمرکز قیمت‌ها را مهار می‌کند، مهار پایدار تورم به رویایی پیچیده بدل می‌شود. به تعبیر او، قیمت‌گذاری دستوری یک عدم‌ تعادل مزمن می‌آفریند که نهایتا خود را به شکل ناترازی و سپس تورم نشان می‌دهد. او برای روشن شدن موضوع به صنعت برق اشاره می‌کند؛ سال‌ها قیمت‌گذاری در این بخش سبب می‌شود فاصله تولید و مصرف به حدود ۱۶ هزار مگاوات برسد. اکنون دولت ناگزیر است نرخ فروش برق را بالا ببرد و همین تصمیم، مستقیما تورم ریالی را تقویت می‌کند. به‌ بیان دیگر، ریشه ناترازی در صنعت برق بیش از هر چیز در سیاست قیمت‌گذاری دستوری نهفته است؛ سیاستی که اگر بازنگری نشود، دور باطل تورم و ناترازی همچنان ادامه خواهد داشت.

    قیمت‌گذاری دستوری؛  علت اصلی ناپایداری کاهش تورم 

    کارشناسان اقتصادی همواره هشدار می‌دهند که تا زمانی که دولت به شکل متمرکز قیمت‌ها را کنترل می‌کند و قیمت‌گذاری دستوری اعمال می‌کند، کاهش تورم ناپایدار و پرچالش باقی می‌ماند.   این سیاست‌ها باعث ایجاد عدم تعادل در اقتصاد شده و خود را به صورت ناترازی در بخش‌های  مختلف و نهایتا به شکل تورم  در  جامعه  نمایان می‌کنند .  نمونه بارز این موضوع، صنعت برق است؛ جایی که سال‌ها قیمت‌گذاری  دستوری  باعث شده  میزان  ناترازی در این صنعت به حدود ۱۶ هزار مگاوات برسد. در چنین شرایطی دولت مجبور می‌شود قیمت فروش برق را افزایش دهد که این افزایش قیمت به نوبه خود عاملی موثر در تشدید تورم ریالی است.  به عبارت دیگر، می‌توان گفت بخش قابل‌توجهی از مشکلات ناترازی و تورم در صنعت برق، ناشی از سیاست‌های قیمت‌گذاری دستوری است که مانع از تعادل واقعی در بازار می‌شود.

  • سقوط آزاد قدرت خرید مردم / کوچ تدریجی مواد غذایی اساسی از سفره‌ ایرانی‌ها

    سقوط آزاد قدرت خرید مردم / کوچ تدریجی مواد غذایی اساسی از سفره‌ ایرانی‌ها

    به گزارش اقتصادران، در سال‌های اخیر، ایران با یک بحران اقتصادی عمیق مواجه شده که تاثیر مستقیمی بر سبد غذایی خانوارها گذاشته است. افزایش سرسام‌آور قیمت کالاهای اساسی به‌ویژه پروتئین‌های حیوانی مانند گوشت قرمز و لبنیات، موجب تغییرات اساسی در الگوی مصرف غذایی ایرانیان شده است. بر اساس آمارهای رسمی، مصرف سرانه گوشت در ایران از ۱۲ کیلوگرم در سال به حدود ۶ کیلوگرم کاهش یافته و حتی در برخی گزارش‌ها به کمتر از ۸ گرم در روز رسیده است. این وضعیت نگران‌کننده باعث شده تا خانواده‌های ایرانی به‌ویژه اقشار کم درآمد، به دنبال جایگزین‌های ارزان‌تر مانند حبوبات و ماکارانی باشند. اما حتی این جایگزین‌ها نیز با افزایش قیمت‌های چشمگیری مواجه شده‌اند، به‌طوری که لوبیا چیتی به بیش از ۵۰۰ هزار تومان در هر کیلوگرم رسیده است.

    گوشت قرمز؛ کالایی لوکس برای اقشار کم‌درآمد

    قیمت گوشت قرمز در بازار ایران به سطح بی‌سابقه‌ای رسیده است. بر اساس گزارش‌های میدانی، راسته گوساله در بازار با قیمت هر کیلو ۶۹۰ هزار تومان و ران گوسفندی یک میلیون و ۱۵۹ هزار تومان عرضه می‌شود.

    با گران شدن گوشت، حبوبات به عنوان منبع پروتئین گیاهی مورد توجه قرار گرفته است، اما قیمت آنها نیز به ‌شدت افزایش یافته به عنوان مثال؛ قیمت لوبیا چیتی از ۲۲۰ هزار تومان به ۲۷۰ هزار تومان برای بسته ۵۰۰ گرمی افزایش یافته که معادل ۵۴۰ هزار تومان برای هر کیلوگرم است و قیمت لپه نیز از ۲۲۷ هزار تومان در اسفند ماه ۱۴۰۳ به ۲۹۰ هزار تومان در اردیبهشت ماه رسیده است. ماکارانی نیز که با کربوهیدراتی ارزان‌تر به عنوان جایگزینی مناسب برای سفره‌های ایرانیان مطرح است، با افزایش قیمت مواجه شده است.

    کاهش شدید قدرت خرید خانوارها

    بر اساس آخرین آمارهای رسمی؛ خط فقر مطلق بر‌اساس محاسبات مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، در سال ۱۴۰۲ برای هر فرد حدود ۳ میلیون و ۷۹۸ هزار تومان محاسبه شده بود. بر‌ مبنای بعد معادل خانوار‌، خط فقر مطلق برای یک خانوار سه ‌نفره در سال ۱۴۰۲ حدود ۸ میلیون و‌ ۳۵۶ هزار تومان بود و در سال ۱۴۰۳، با رشد (۳۴.۲ درصدی)، برای یک خانوار سه‌نفره حدود ۱۱ میلیون و ۲۱۴ هزار تومان و خط فقر مطلق برای سال ۱۴۰۴ رقمی حدود ۳۰ میلیون برآورد شده است.

    افزایش قیمت‌ها به دلیل سیاست‌های ارزی است

    آلبرت بغوزیان، اقتصاددان درباره افزایش قیمت کالاهای اساسی، به‌ ویژه در بخش حبوبات در اردیبهشت ماه به «اعتماد» می‌گوید: در این حوزه نکاتی قابل تامل وجود دارد، چراکه از زمانی که سیاست تک ‌نرخی کردن ارز و حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی اجرایی و نرخ توافقی برای کالاهای اساسی و نهاده‌های دامی جایگزین شد، طبیعتا قیمت تمام‌ شده واردات این کالاها افزایش پیدا کرد. او می‌افزاید: حتی محصولاتی که در داخل کشور تولید می‌شوند، به دلیل وابستگی به نهاده‌های وارداتی مانند بذر، کود شیمیایی و سایر مواد اولیه گران شدند. از طرف دیگر، صادرات برخی محصولات نیز در افزایش قیمت‌ها بی‌تاثیر نبوده است و همه این عوامل دست ‌به ‌دست هم دادند تا قیمت حبوبات به عنوان یکی از مهم‌ترین اقلام جایگزین گوشت و پروتئین افزایش پیدا کند.

    چرخه معیوب افزایش دستمزد و قیمت‌ها

    این کارشناس اقتصادی ادامه می‌دهد: در این شرایط، دولت به جای آنکه قیمت این کالاها را کنترل یا کاهش دهد، صرفا وعده حمایت می‌دهد؛ حمایتی که یا به ‌صورت کالابرگ است یا افزایش یارانه نقدی. در حالی که هیچ برنامه‌ای برای کاهش قیمت تمام‌ شده این کالاها یا نظارت موثر بر بازار ارایه نمی‌شود. از طرف دیگر، یارانه‌های دیگر نیز به تدریج حذف می‌شوند و بسیاری از خانوارها حتی از دریافت کالابرگ نیز محرومند. او می‌گوید: در چنین شرایطی، مردم برای تامین مایحتاج خود ناچارند هزینه‌های بیشتری متحمل شوند و برای جبران آن قیمت خدماتی را که ارایه می‌دهند، افزایش می‌دهند. مکانیک، قصاب یا هر صنف دیگر نرخ‌هایشان را بالا می‌برند و این روند وارد یک چرخه معیوب از افزایش دستمزد و قیمت می‌شود که نتیجه‌اش فقط گرانی بیشتر و کاهش رفاه عمومی است. بغوزیان ادامه می‌دهد: یکی دیگر از اقلام جایگزین که مردم به آن پناه می‌برند، ماکارانی است. اما اکنون زمزمه‌هایی درباره افزایش قیمت آرد نیز شنیده می‌شود که این موضوع می‌تواند سبد غذایی اقشار ضعیف را با تهدید جدی مواجه کند. این در حالی است که قبل از این مردم ماکارانی را با گوشت یا قارچ درست می‌کردند، اما این روزها شاید تنها با کمی سس بتوانند ماکارانی بخورند و اگر قیمت آرد هم افزایش یابد، حتی همین غذای ساده نیز از سفره‌ها حذف می‌شود.

    این اقتصاددان می‌افزاید: دولت در این شرایط نه ‌تنها کنترل موثری بر بازار ندارد، بلکه برخی کالاهای در اختیار خودش را هم گران‌تر عرضه می‌کند و به نظر می‌رسد که سیاست‌های اقتصادی دولت نیز به افزایش قیمت‌ها دامن زده است. در نهایت، تنها امیدی که باقی می‌ماند، بهبود شرایط درآمدی دولت از محل توافقات اقتصادی و استفاده از آن برای واردات و حمایت واقعی از اقشار آسیب‌پذیر است.

    مردم چاره‌ای جز جایگزینی کالاها ندارند

    مصطفی شریف، کارشناس اقتصادی در مورد افزایش قیمت کالاهای اساسی در طول سه ماه گذشته به «اعتماد» می‌گوید: در سراسر دنیا، میزان کالری مصرفی خوراکی‌ها مشخص شده است و بارها نیز در رسانه‌ها اعلام شده که هر فرد در طول یک ماه به چه میزان گوشت، نان، سبزیجات، لبنیات و سایر اقلام نیاز دارد. اما زمانی که شرایط اقتصادی دچار اختلال می‌شود و قیمت چند کالای اساسی افزایش می‌یابد، مردم ناچار به جایگزینی کالاها می‌شوند؛ یعنی کالایی را که قدرت خریدش را ندارند، با کالایی که ارزان‌تر است، جایگزین می‌کنند. اما این جایگزین‌ها معمولا خواص و ویژگی‌های کامل کالای اصلی را ندارند.

    شریف ادامه می‌دهد: به عنوان مثال وقتی مردم توان خرید گوشت قرمز را ندارند، به سمت مصرف حبوبات می‌روند و با افزایش تقاضا برای حبوبات، قیمت این کالا نیز بالا می‌رود. در حالی که حبوبات به اندازه‌ای مشخص در برنامه غذایی نیاز است، اما به دلیل نبود گزینه مناسب، مصرف آن بیش از حد می‌شود.

    سازوکار مناسبی برای تنظیم بازار وجود ندارد

    این اقتصاددان در ادامه می‌افزاید: در این شرایط کالاهایی مانند مرغ نیز به عنوان جایگزین گوشت قرمز مورد استفاده قرار می‌گیرد، چون قیمت مناسب‌تری دارد و راهکار اصلی برای حل این مشکل، ایجاد توازن در بازار و برنامه‌ریزی صحیح برای تولید و واردات کالاهای اساسی است. او ادامه می‌دهد: این در حالی است که اگر نیاز به واردات وجود دارد یا اگر باید یارانه‌ای پرداخت شود، بر اساس برنامه‌ای منسجم و هدفمند انجام گیرد تا امنیت غذایی مردم تامین شود. شریف می‌گوید: در کشور ما، سازوکار مناسبی برای تنظیم بازار وجود ندارد و حمایت‌های دولتی نسبت به نیاز واقعی کافی نیست.

    حتی کالاهای یارانه‌ای نیز تا زمانی که به دست مصرف‌کننده برسند، با هزینه‌های اضافی همراه می‌شوند که هم برای دولت و هم برای مردم گران تمام می‌شود. او می‌افزاید: بنابراین مشکل اصلی در بخش عرضه کالاست، چراکه مسیر عرضه از تولید یا واردات تا مصرف‌کننده نهایی، هم از نظر ساختاری و هم از نظر هزینه، کارآمد نیست و نیاز به اصلاح اساسی دارد و نهادهایی مانند جهاد کشاورزی باید در این زمینه اقدامات جدی‌تری انجام دهند.

  • شوک قیمتی به سفره ایرانی ها / مرغ و نان هم گران می شود

    شوک قیمتی به سفره ایرانی ها / مرغ و نان هم گران می شود

    به گزارش اقتصادران، هادی حق شناس روز پنجشنبه در جلسه ستاد تنظیم بازار استان اظهار کرد: باتوجه به افزایش دستمزد کارگران طبق مصوبه شورای عالی دستمزد و نیز افزایش هزینه‌های حامل‌های انرژی اعم از آب، برق، گاز و بیمه افزایش قیمت نان و مرغ در این استان با در نظر گرفتن شرایط موجود عقلانی خواهد بود.

    وی با بیان اینکه تصمیم‌گیری‌ها باید پیش از بروز هرگونه بحران در تولید انجام شود، تصریح کرد: باید طی هفته آینده کارگروه مرغداری‌ها با مشارکت بخش خصوص قیمت تمام شده این کالا را استخراج کند، سپس ظرف ۲ هفته آتی قیمت جدید عوارض کشتارگاهی، نرخ مرغ زنده و مرغ مصرفی مشخص شود.

    حق شناس در مورد افزایش قیمت نان در استان نیز گفت: بخش اعظم هزینه‌های نانوایان را دستمزد کارگران و سایر نهاده‌های آب، برق، گاز و بیمه تشکیل می‌دهد به همین منظور در هفته‌های آینده پس از تشکیل کارگروه آرد و نان در مورد قیمت جدید نان تصمیم‌گیری خواهد شد.

    استاندار گیلان در ادامه این جلسه روند واردات روغن خوراکی در استان را مطلوب ارزیابی کرد و افزود: واردات روغن از بنادر گیلان ۱۰ تا ۱۵ برابر نیاز استان است پس از انجام مکاتبات لازم با دستگاه‌ها و نهادهای ذیربط در مرکز کشور برای تامین نیاز استان، روغن خام معادل ظرفیت کارخانجات استان تحویل شده و نیاز استان را تامین می‌کنیم.

    حق شناس از جهاد کشاورزی نیز خواست وضعیت شکر را در سطح بازار تنظیم و ساماندهی کند.

    مدیر کل صنعت، معدن و تجارت گیلان نیز در این جلسه به بحران وضعیت روغن و ریشه‌یابی این مساله پرداخت و افزود : بحران کمبود روغن در بازار ایران طی ماه‌های اخیر به یکی از مسایل اصلی اقتصادی تبدیل شده است که نه تنها تأثیر منفی بر تولیدات داخلی داشته بلکه بر زندگی روزمره مردم نیز اثرگذار بوده و باعث بروز نارضایتی عمومی شده است.

    تیمور پورحیدری افزود:گیلان نیز در روزهای اخیر مانند برخی از نقاط کشور با کمبود عرضه این کالا مواجه بوده که با پیگیری‌ها و رصد بازار عمده مشکلات این حوزه احصاء شده است و مهمترین علل این وضعیت؛ مشکلات ارزی وعدم تخصیص به موقع آن، کاهش واردات روغن خام و افزایش جهانی قیمت‌ها بوده است.

    وی سرانه مصرف روغن خوراکی در بخش خانوار گیلان را به صورت میانگین ۷۰ تا ۸۰ تن و اصناف را ۱۰۰ تن اعلام کرد و گفت: استان در این حوزه به علت عدم توزیع مویرگی با مشکل مواجه بود که باتوجه به نظارت‌ها و بازرسی‌های بعمل آمده از سطح بازار وضعیت روبه بهبود است و در روزهای آینده شاهد توزیع روغن به طور وسیع خواهیم بود.

    مدیرکل صنعت، معدن و تجارت گیلان تصریح کرد: راهکارهایی برای رفع این بحران در سطح کشور و استان پیش بینی شد که از آن جمله می‌توان به ثبت سفارش بموقع و تخصیص سریع ارز از طریق بانک مرکزی، افزایش واردات روغن خام، نظارت دقیق بر تولید و جلوگیری از افزایش بی‌رویه قیمت‌ها و حمایت از تولید داخلی اشاره کرد.

    وی اضافه کرد: استان گیلان پنج واحد تولید کننده روغن خوراکی دارد که در صورت تامین مواد اولیه این کارخانجات، استان گیلان مشکلی در تولید روغن نخواهد داشت. درحال حاضر این شرکتها مواد اولیه را از جهاد کشاورزی تحویل گرفته اند و طی روزهای آینده از طریق فعال شدن ظرفیت این کارخانجات نیاز بازار استان را تامین خواهیم کرد.

    پورحیدری وضعیت بازار مرغ گرم استان را نسبتا آرام اعلام کرد و افزود: توزیع مرغ A و A+ در سطح عمده فروشگاههای خرده‌فروشی باعث ایجاد ۲ نرخی در سطح عرضه شده و مصرف کنندگان بدون آگاهی کامل نسبت به این موضوع اعتراضاتی در این بخش دارند

  • تورم ۴۰ درصدی پای ثابت سفره کم‌درآمدها

    تورم ۴۰ درصدی پای ثابت سفره کم‌درآمدها

    به گزارش اقتصادران، جدیدترین گزارش مرکز آمار ایران از داده‌های شاخص قیمت مصرف‌کننده در فروردین‌ماه حاکی از آن است که نرخ‌های تورم ماهانه، سالانه و نقطه به نقطه در نخستین ماه سال جاری صعودی شدند؛ طوری که نرخ تورم سالانه بر قله ۶ ماهه خود ایستاد و تورم نقطه به نقطه نیز بالاترین میزان خود در ۱۷ ماه اخیر را ثبت کرد.

    این در حالیست که اقشار مختلف جامعه، درک و احساس متفاوتی از نرخ تورم دارند. چراکه سبد مصرفی خانوارها در دهک‌های هزینه‌ای گوناگون، شامل مقادیر متفاوتی از کالاها و خدمات است. اختلاف در میزان افزایش قیمت این کالاها و خدمات، باعث می‌شود که افراد در هر دهک، درک متفاوتی از تورم داشته باشند.

    نکته قابل توجه در مورد آمارهای تورم فرودین ماه اما این بود که بر خلاف نرخ‌های تورم ماهانه و سالانه که در دهک‌های بالاتر، بیشتر بود، نرخ تورم نقطه به نقطه در دهک‌های پایین که شامل افراد فقر و کم‌درآمد جامعه می‌شود، اوج گرفت؛ طوری که این نرخ در دهک‌های هزینه‌ای اول و دوم به بیش از ۴۰ درصد صعود کرد.

    تورم دهک ها فروردین 1404

    بار تورم نقطه به نقطه روی دوش کم‌درآمدها

    بررسی داده‌های منتشر شده از سوی مرکز آمار ایران حاکی از آن است که دهک هزینه‌ای اول که شامل فقیرترین افراد جامعه می‌شود، در فروردین‌ماه امسال نرخ تورم نقطه به نقطه ۴۰٫۶ درصدی را تجربه کرد و این نرخ در دهک دوم، معادل ۴۰٫۱ درصد ثبت شد.

    صعود نرخ تورم نقطه به نقطه دهک‌های اول و دوم به کانال ۴۰ درصد در حالی بود که این نرخ از آغاز سال ۱۴۰۳ در کانال ۳۰ درصدی تثبیت شده بود.

    از سوی دیگر، دهک‌های هزینه‌ای سوم تا نهم، تورم نقطه به نقطه بین ۳۹ تا ۴۰ درصدی را ثبت کردند اما  دهک دهم که شامل ثروتمندترین افراد جامعه است، شاهد نرخ تورم نقطه به نقطه ۳۷٫۷ درصدی بود.

    نرخ تورم نقطه به نقطه شاخصی است که افزایش قیمت یک سبد یکسان از کالا و خدمات را در پایان هر ماه، نسبت به ماه مشابه سال قبل اندازه‌گیری می‌کند. به عبارت دیگر خانوارهای حاضر در دهک هزینه‌ای نخست، یک سبد مشخص از کالا و خدمات را در فروردین‌ماه امسال، ۴۰٫۶ درصد گران‌تر از فروردین‌ماه سال گذشته خریداری کردند؛ در حالی که میزان این افزایش قیمت در دهک دهم، ۳۷٫۷ درصد بود.

    دهک نهم پیشتاز تورم سالانه شد

    یکی دیگر از شاخص‌های تورمی، نرخ تورم سالانه است که درصد تغییر میانگین اعداد شاخص قیمت در یک سال منتهی به ماه جاری، نسبت به دوره مشابه قبل از آن را اندازه‌گیری می‌کند.

    آمارها نشان می‌دهند که بیشترین تورم سالانه در فروردین‌ماه امسال مربوط به دهک هزینه‌ای نهم بود که نرخ تورم ۳۳٫۵ درصدی را ثبت کرد. این در حالیست که کمترین نرخ تورم سالانه با رقم ۳۲٫۱ درصدی به دهک هزینه‌ای دوم اختصاص یافت.

    به این ترتیب، در پایان فروردین‌ماه امسال، فاصله بیشترین و کمترین نرخ تورم در میان دهک‌های هزینه‌ای به ۱٫۴ درصد رسید که نشان‌دهنده کاهش ۰٫۳ واحد درصدی این رقم در مقایسه با اسفندماه سال گذشته است.

    صعود تورم ماهانه دهک‌های هفتم تا دهم به کانال ۴ درصد

    بخشی از گزارش مرکز آمار ایران به آمار نرخ تورم ماهانه دهک‌های اقتصادی اختصاص یافته است. بر این اساس، دهک هزینه‌ای اول در نخستین ماه امسال، کمترین میزان رشد قیمت‌ها را شاهد بود و نرخ تورم ماهانه ۳٫۵۷ درصدی را ثبت کرد.

    این نرخ در دهک هفتم تا دهم به کانال چهار درصد رسید و در آخرین دهک هزینه‌ای، با ثبت رقم ۴٫۰۸ درصد به بالاترین میزان خود رسید.

  • دست کارگران دیگر به گوشت و برنج ایرانی نمی رسد!

    دست کارگران دیگر به گوشت و برنج ایرانی نمی رسد!

    به گزارش اقتصادران، تورم فروردین به خصوص در حوزه خوراکی‌ها، همه‌ی رکوردهای سابق را پشت سر گذاشته است؛ سفره‌های مردم به نسبت سال قبل به شدت گران‌تر شده است و آن ۴ یا ۵ میلیون تومان افزایش مزدی که در شورایعالی کار به تصویب رسید و دولتی‌ها برای خودشان کف زدند و هورا کشیدند، هنوز به کیسه‌ی کارگران نیامده، پیش‌خور شد و دیگر اثری از آثارش نیست….

    داده‌های رسمی

    جدیدترین گزارش مرکز آمار از شاخص قیمت مصرف‌کننده نشان می‌دهد که تورم مواد غذایی در محاسبات ماهانه دوباره روند صعودی به خود گرفته و از شاخص ۴.۱ نیز گذشته و در این میان میوه و خشکبار با تورم ماهانه ۱۱.۷ درصدی رکورددار گرانی در سبد غذایی خانوار است.

    داده‌های تورم ماهانه، سالانه و نقطه به نقطه نیز، یک صعود جدی و بی‌سابقه را تجربه کرده‌اند. براساس گزارش مرکز آمار، تورم نقطه‌به‌نقطه خانوارهای کشور در فروردین ماه امسال، ۳۸.۹ درصد بوده است. تورم خوراکی‌ها به نسبت فروردین سال قبل، ۴۲.۷ درصد بوده است. سبزیجات و حبوبات با جهش ۸۹.۱ درصدی در صدر گروه‌های خوراکی قرار گرفته‌اند. میوه و خشکبار با تورم ۶۵.۰ درصد در رتبه دوم تورم نقطه‌ای قرار دارند.

    این اعداد هرچند که محافظه‌کارانه و تقریباً به دور از واقعیت بازار محاسبه شده‌اند، بازهم گویای یک واقعیت تلخ هستند؛ یک خانواده ایرانی در فروردین امسال برای پر کردن سفره با کالاهای بسیار ساده اولیه مثل سبزیجات و حبوبات (که در سال‌های اخیر بعد از شوک‌های پیاپی تبدیل به جایگزین اصلی گوشت شده‌اند) باید ۹۰ درصد بیشتر از فروردین سال قبل هزینه کند؛ این در حالیست که دستمزد یک کارگر حداقل‌بگیر فقط ۴۵ درصد و سایر سطوح فقط ۳۲ درصد زیاد شده است. همینجا حدود ۵۰ درصد شکاف مزدی برای خرید اقلام ساده خوراکی وجود دارد.

    سایر شاخص‌های تورمی نیز در مدار صعود قرار گرفته‌اند؛ تورم ماهانه خانوارهای کشور در فروردین ماه با ۰.۶ درصد افزایش نسبت به ماه قبل به ۳.۹ درصد رسیده است. تورم ماهانه برای گروه‌های عمده «خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات»، ۴.۲ درصد و برای گروه عمده «کالاهای غیرخوراکی و خدمات»، ۳.۸ درصد اعلام شده است و در نهایت، نرخ تورم سالانه خانوارهای کشور در فروردین ماه سال جاری به ۳۳.۲ درصد رسیده که نسبت به اسفند ماه ۱۴۰۳، میزان ۰.۷ واحد درصد افزایش را نشان می‌دهد.

    قیمت‌های واقعی

    و اما قیمت‌های واقعی و میدانی بسیار بیشتر از نرخ‌هایی‌ست که در سبد تورمی مرکز آمار ایران منظور شده است؛ در حالی که ستاد تنظیم بازار از یک ماه پیش، قیمت هر کیلوگرم برنج هاشمی و طارم درجه یک را ۱۳۰ هزار تومان مصوب کرده، این کالای پرمصرف در فروشگاه‌های زنجیره‌ای مانند افق کوروش و جانبو اساساً یافت نمی‌شود و مردم نمی‌توانند با کالابرگ خود دو سه کیلو برنج ایرانی بخرند چراکه این فروشگاه‌ها مملو از برنج هندی شده است و در بازار آزاد و سایر فروشگاه‌ها نیز به دو برابر نرخ رسمی اعلامی به فروش می‌رسد.

    قیمت هر کیلو برنج هاشمی در بازار حدود ۲۵۰ هزار تومان است و هر کیلو برنج درجه دو و سه ایرانی حدود ۲۰۰ هزار تومان به فروش می‌رسد. در نتیجه دستمزد روزانه کارگران که ۳۴۶ هزار تومان مصوب شده است، پول دو کیلو برنج ایرانی نمی‌شود.

    با این حساب، چیزی از افزایش مزدِ مصوب اسفند برای خانواده‌های متعلق به طبقه‌ی کارگر باقی نمانده است. «فرامرز توفیقی» فعال کارگری در مورد وضعیت بحرانی زندگی کارگران ایرانی در آستانه‌ی روز جهانی کارگر امسال به ایلنا می‌گوید: حال کارگران شاغل و بازنشسته اصلاً خوب نیست. بالا رفتن قیمت ارز در یک سال اخیر اثر مهلکی بر سفره‌ی طبقه‌ی کارگر گذاشته و جالب اینجاست که اندکی کاهش آن، هیچ تاثیری نداشته است و چیزی ارزان نشده. در بازار بی‌ثبات ایران، فقط گرانی‌هاست که مثل موج زندگی مردم را درمی‌نوردد و متاثر می‌کند نه کاهش قیمت ها.

    به گفته وی، بازار بدون کنترل و پایش رها شده و هیچ نظارتی بر قیمت‌ها نیست.

    توفیقی ادامه می‌دهد: مثلاً در حوزه لبنیات شاهد افزایش دوباره و چندباره‌ی قیمت‌ها هستیم؛ هر شرکت تولیدی در هر زمان و هرچقدر که می‌خواهد اجناسش را گران می‌کند، گوشت قرمز برای کارگران دست‌نیافتنی شده است. دست کارگران به برنج ایرانی هم دیگر نمی‌رسد!

    عقب‌ماندگی واقعیِ دستمزد

    این فعال کارگری در ارتباط با میزان عقب‌ماندگی واقعی دستمزد می‌گوید: یک محاسبه ساده نشان می‌دهد از فروردین ۱۴۰۳ تا اسفند دلار ۷۹ درصد گران شده است؛ یعنی در یک بازه یکساله افزایش قیمت دلار ۷۹ درصد بوده است، دستمزد اما فقط ۴۵ درصد و ۳۲ درصد افزایش یافته است؛ فرض بگیریم هیچ سوءاستفاده و دلال بازی در کار نیست و افزایش قیمت دلار نعل به نعل به سبد هزینه‌ها منتقل می‌شود، به این ترتیب، دستمزد حداقل ۳۴ درصد عقب‌تر است؛ در حالیکه قیمت دلار ۷۹ درصد زیاد شده، دستمزد ۴۵ درصد افزایش یافته است. بنابراین برای جبران عقب‌ماندگی مزدی‌ای که فقط از ناحیه قیمت دلار در سال ۱۴۰۳ بر سر کارگران آوار شده، مزد باید لااقل ۳۴ درصدِ دیگر افزایش یابد.

    این ۳۴ درصد وقتی‌ست که همه کالاها همگام نرخ دلار گران شوند نه بیشتر، در حالیکه در بازه زمانی یکساله، برنج ۱۰۰ درصد، سبزیجات و حبوبات بیشتر از ۱۰۰ درصد و سایر اقلام هم به همین ترتیب صعود قیمت را تجربه کرده‌اند؛ توفیقی می‌گوید: داده‌های میدانی نشان می‌دهد اثر افزایش قیمت دلار بر بازار کالاها بیش از یک و حدود ۱.۴ است.

    حالا دولتی‌ها هرچقدر به خودشان دست مریزاد بدهند و هورا بکشند، فایده‌ای ندارد چون چیزی در اصل ماجرا تغییر نمی‌کند. کارگر ایرانی در روز جهانی کارگر امسال، جیبش خالی‌ست، سفره‌اش بسیار بی‌رونق است و شرایط از همیشه وخیم‌تر است؛ کالاهای ضروری مثل برنج و گوشت و حبوبات و لبنیات، یکی پس از دیگری از سر سفره‌ها غیب می‌شوند….

  • چرا دلار و طلا ارزان شد، اما سبد معیشت مردم نه؟

    چرا دلار و طلا ارزان شد، اما سبد معیشت مردم نه؟

    به گزارش اقتصادران، در سال‌های اخیر، نوسانات نرخ ارز تاثیرات عمیقی بر اقتصاد و معیشت مردم داشته است. افزایش نرخ دلار به سرعت منجر به افزایش قیمت کالا‌های مختلف می‌شود، اما کاهش آن به ندرت بر کاهش قیمت این کالا‌ها می‌انجامد.

    سوال اینجا است که چرا قیمت‌ها با کاهش نرخ دلار پایین نمی‌آیند؟ این عارضه همان طور که گفته شد، به دلیل «چسبندگی قیمت» است. به این معنا که قیمت کالا‌ها در برابر کاهش نرخ ارز مقاومت می‌کنند. این امر به دلیل بی‌اعتمادی به ثبات اقتصادی، هزینه‌های جایگزینی، ساختار‌های انحصاری و نظارت ناکافی است. اما از آنجایی که بازار با روند مثبت مذاکرات ایران و امریکا پالس‌های مثبتی دریافت کرده و منجر به ریزش قیمت دلار و طلا در بازار شده، جامعه منتظر است این امر بر قیمت سایر کالاهاهم اثرگذار باشد. در حالی که تاکنون این اتفاق نیفتاده است. به عنوان راهکار قصد داریم چند پیشنهاد برای این امر ارائه بدهیم شاید راهگشا باشد. اول اینکه می‌توان تقویت نظارت بر بازار‌ها صورت بگیرد. راه دوم حمایت از رقابت سالم بازار و راهکار پیشنهادی سوم افزایش شفافیت اقتصادی است. علاوه بر موارد یاد شده، با برخی نمایندگان مجلس درباره این پدیده اقتصادی گفت‌و‌گو کردیم که هر یک از منظر خود به آن اشاره کرده‌اند.

    نوسانات ارزی؛ عامل بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی

    مصطفی پوردهقان، نماینده اردکان در گفت‌و‌گو با «اعتماد» با اشاره به واکنش مثبت بازار ارز و طلا به روند مذاکرات تأکید کرد که ثبات در بازار ارز، نیازمند آرامش سیاسی و پرهیز از تنش‌های غیرقابل پیش‌بینی است. او ضمن تأکید بر تأثیر مثبت مذاکرات بر کاهش نرخ ارز و طلا، نوسانات ارزی را مخرب‌ترین عامل بر اقتصاد کشور دانست. به گفته نماینده اردکان در مجلس دوازدهم، افزایش نرخ ارز منجر به افزایش فوری قیمت‌ها می‌شود، اما در زمان کاهش نرخ دلار، فروشندگان به دلیل ذخیره‌سازی کالا‌ها با قیمت بالا و همچنین تردید نسبت به پایداری کاهش نرخ، از کاهش قیمت‌ها خودداری می‌کنند. پوردهقان با بیان اینکه نوسانات نرخ ارز تأثیر مستقیم بر تصمیم‌گیری فعالان اقتصادی دارد، گفت: «وقتی نرخ ارز افزایش پیدا می‌کند، تولیدکننده یا فعال اقتصادی پیش‌بینی می‌کند که کالا‌های مورد نیازش در آینده گران‌تر خواهد شد، بنابراین قیمت‌ها را بالا می‌برد. اما وقتی نرخ ارز کاهش می‌یابد، کالا‌هایی که قبلا با دلار گران خریده و در انبار ذخیره کرده، دیگر به راحتی ارزان نمی‌شود.» او با اشاره به نقش عوامل روانی در رفتار بازار نیز بیان کرد: «فروشنده‌ها در این شرایط منتظر می‌مانند تا ببینند کاهش قیمت‌ها تا چه اندازه پایدار است.

    این واکنش‌ها تاخیری هستند و همین تاخیر‌ها اقتصاد را با چالش مواجه می‌کنند.» او نوسانات ارزی را «بدترین اتفاق ممکن برای اقتصاد» دانست و گفت: «وضعیت فعلی مثل قایقی است که در دریای توفانی، زیر و زبر می‌شود و فعالان اقتصادی درون این کشتی، دچار آسیب می‌شوند.» این نماینده مجلس در پاسخ به این پرسش که آیا می‌توان با ابزار‌های نظارتی از آسیب به مردم جلوگیری کرد، اظهار داشت: «هیچ راهکار اجرایی مستقیمی برای این موضوع وجود ندارد. تا زمانی که ارتباط میان سیاست خارجی و اقتصاد درک نشود و همچنان تریبون‌های سیاسی بدون ملاحظه، اقتصاد کشور را تحت تأثیر قرار بدهند، نمی‌توان انتظار ثبات داشت.» او همچنین تاکید کرد: «باید به سمت آرام‌سازی فضای سیاسی کشور حرکت کنیم تا اقتصاد هم از آن متأثر شود. پلمب مغازه‌ها یا اعمال جریمه، راه‌حل موقتی است و اثر پایدار ندارد. پس این نوع واکنش‌ها مناسب نیست و باید دنبال پیداکردن راهکار‌های اثرگذار باشیم.» پور‌دهقان در بخش دیگری از سخنان خود درباره تأثیر مذاکرات و کاهش نرخ ارز و طلا بیان کرد: «در خوشبینانه‌ترین حالت، طرف مقابل کارت‌های مثبتی روی میز می‌گذارد و مسیر مذاکرات به درستی پیش می‌رود. اما در حالت بدبینانه ممکن است ترامپ، با ایجاد فضای مثبت در روند مذاکرت، مطالبات مردم را افزایش بدهند و پس از آن با طرح موضوعاتی که خطوط قرمز جمهوری است و به هم زدن بازی و شرایط مثبت مذاکره، موج نارضایتی و تکانه‌های اقتصادی شدیدی درکشور ما ایجاد کند. اما امیدواریم این سناریوی بدبینانه اجرایی نشود.»

    روند مثبت مذاکرات، امیدی برای ثبات بازار و کاهش فشار بر مردم است

    حمیدرضا گودرزی، نماینده مردم الیگودرز در مجلس نیز در گفت‌و‌گو با «اعتماد» با اعلام حمایت قاطع خود از تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای کشورمان گفت: «روند مثبت مذاکرات موجب کاهش نرخ ارز و طلا و ایجاد فضای خوشبینی در بازار و جامعه شده است. نمی‌توان تأثیر مذاکرات بر وضعیت اقتصادی کشور را نادیده گرفت.» او در ادامه با اشاره به مخالفان روند مذاکرات، اظهار کرد: «علاوه بر رژیم صهیونیستی، کاسبان تحریم از جمله مخالفان جدی این مذاکرات هستند؛ چرا که از شرایط تحریمی کشور نفع می‌برند و نوسانات نرخ ارز را به منبع درآمد خود تبدیل کرده‌اند.»

    گودرزی با بیان اینکه تأثیر مثبت مذاکرات باید به نفع مردم و حفظ اقتدار کشور منجر شود، گفت: «در شرایطی که قیمت دلار و طلا افزایش می‌یابد، تمامی کالا‌ها نیز به‌طور زنجیروار دچار افزایش قیمت می‌شوند، اما زمانی که قیمت ارز کاهش می‌یابد، قیمت کالا‌ها معمولا به سطح قبلی خود بازنمی‌گردند. این مساله به دلیل منافع برخی افراد است.»

    نماینده الیگودرز یکی از عمده دلایل مقاومت بازار به کاهش قیمت کالا‌هایی که با کاهش قیمت دلار پایین نمی‌آیند، را خرید این کالا‌ها با قیمت دلار گران دانست و ادامه داد: «در صورتی که روند مثبت مذاکرات تداوم داشته باشد و منجر به کاهش بیشتر قیمت دلار شود، در صورت تداوم کاهشی بودن قیمت دلار، تولیدکنندگانی که مواد اولیه خود را با نرخ‌های بالا تهیه کرده‌اند، نیاز به زمان دارند تا با ثبات در بازار، قیمت‌ها را تعدیل کنند. این فرآیند حدود سه تا چهار ماه زمان می‌برد.» او با تأکید بر نقش نهاد‌های نظارتی در کنترل بازار گفت: «سازمان‌هایی مانند سازمان بازرسی کل کشور، تعزیرات حکومتی و دیگر دستگاه‌های نظارتی موظفند روند کاهش قیمت کالا‌ها را پیگیری کنند. طبیعی نیست کالایی که مثلا با دلار ۶۰ هزار تومانی وارد کشور شده‌اند، به نرخ دلار ۱۰۰ هزار تومانی به مردم فروخته شوند.» گودرزی با اشاره به تأثیر نوسانات ارزی بر زندگی مردم گفت: «برای مردمی که درگیر مشکلات ناشی از نوسانات ارز هستند، به‌ویژه بیماران سرطانی و بیماران خاص که نیازمند دارو‌های گرانقیمت هستند، بسیار نگران هستیم. امیدواریم روند مذاکرات به نتیجه مثبت برسد تا آرامش به بازار بازگردد و فشار‌ها از دوش مردم برداشته شود.»

    مجلس بر کاهش قیمت‌ها نظارت می‌کند

    همچنین محمد رشیدی، عضو هیات رییسه مجلس در گفت‌و‌گو با «اعتماد» با اشاره به روند مذاکرات هسته‌ای گفت: «تا این مرحله از مذاکرات رضایت داریم و امیدواریم نشست کارشناسی روز چهارشنبه نیز نتایج مثبتی به همراه داشته باشد و مذاکرات در مسیر رفع تحریم‌ها به سرانجام برسد.» او درباره آثار اقتصادی مذاکرات گفت: «روند مثبت مذاکرات منجر به کاهش نرخ دلار و طلا شده است، اما قیمت کالا‌هایی که پیش‌تر به دلیل افزایش نرخ ارز، گران شدند، همچنان کاهش نیافته‌اند و این موضوع می‌تواند به مردم آسیب وارد کند. در این زمینه دولت باید به طور جدی وارد عمل شود و روند کاهش قیمت‌ها را تسریع کند.» رشیدی با تأکید بر نقش نظارتی مجلس اظهار داشت: «نظارت بر بازار وظیفه دولت است و نظارت بر عملکرد دولت بر عهده مجلس. از این رو، ما در جلسات نظارتی و کمیسیون‌ها به طور جدی موضوع قیمت‌ها را دنبال خواهیم کرد تا بیش از این حقوق مردم تضییع نشود.»

    عضو هیات رییسه مجلس در پاسخ به گمانه‌زنی‌هایی مبنی بر احتمال ورود ۱۰۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری خارجی به کشور، در صورت به نتیجه رسیدن مذاکرات، بیان کرد: «جذب سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی از اولویت‌های دولت و مجلس در سال جدید و جزو تصمیمات کلان نظام است. چه مذاکرات به نتیجه برسد و چه نرسد، نباید مسائل اقتصادی و معیشتی مردم را به سرنوشت مذاکرات گره زد. مقام معظم رهبری نیز در این خصوص تأکید داشته‌اند.» رشیدی همچنین افزود: «در صورت موفقیت مذاکرات و جذب سرمایه خارجی بیشتر، بدون تردید از آن استقبال خواهیم کرد و این موضوع برای کشور ارزشمند است.» نماینده مردم کرمانشاه در مجالس یازدهم و دوازدهم در ادامه در پاسخ به برخی تحلیل‌ها که احتمال می‌دهند دونالد ترامپ با ارسال سیگنال‌های مثبت به اقتصاد ایران درصدد ایجاد امید و توقع در مردم باشد تا در لحظات حساس، با طرح موضوعات حساس، روند مذاکرات را تحت تأثیر قرار دهد، گفت: «در دنیای سیاست همه چیز ممکن است، اما من بعید می‌دانم چنین سناریویی اتفاق بیفتد. اگر امریکا بار دیگر بدعهدی کند یا بخواهد با فشار و زورگویی مسیر مذاکرات را منحرف کند، موقعیت استثنایی خود را از دست خواهد داد.»

    نیاز به تدبیر برای بازتاب واقعی کاهش نرخ ارز در سفره مردم

    هرچند بازار ارز و طلا در واکنش به پالس‌های مثبت سیاسی به آرامش نسبی رسیده، اما این آرامش هنوز به سبد مصرفی خانوار‌ها نرسیده است. تحلیل گفت‌و‌گو‌های صورت گرفته با نمایندگان نشان می‌دهد که ادامه روند مثبت مذاکرات، در کنار اصلاح رفتار نظارتی، شفاف‌سازی زنجیره تأمین و مقابله با سودجویی برخی فعالان اقتصادی می‌تواند راه‌گشای تعدیل قیمت کالا‌ها باشد. در غیر این صورت، شکاف بین نرخ رسمی و واقعی زندگی مردم همچنان پابرجا خواهد ماند و چالش‌های جدیدی برای جامعه ایجاد خواهد کرد.