برچسب: گرانی

  • با سلطان افزایش قیمت در دولت چهاردهم آشنا شوید! + نمودار

    با سلطان افزایش قیمت در دولت چهاردهم آشنا شوید! + نمودار

    به گزارش اقتصادران، براساس داده‌های مرکز آمار ایران از تغییرات قیمت اقلام سفره خانوار، تغییرات قیمت حدود ۵۰ قلم کالای پرمصرف خانوارها از ابتدای شهریور ۱۴۰۳ تا انتهای اسفندماه ۱۴۰۳ به‌طورمیانگین حدود ۳۷ درصد بوده است.

    اما در این میان، برخی اقلام به دلایل فصلی و عدم مدیریت صادرات، افزایش بسیار شدیدی نسبت به سایر اقلام سفره خانوار داشته‌اند. سیب‌زمینی با حدود ۱۶۶ درصد افزایش قیمت در ۶ماهه اول دولت چهاردهم، لقب سلطان افزایش قیمت‌ها را به خود اختصاص داده است.

    بادمجان با ۱۰۴ درصد دوم، لوبیا چیتی با ۱۰۳ درصد سوم و کدو سبز با ۹۳ درصد چهارهم است. لپه با ۷۹ درصد، کرهع پاستوریزه با ۷۶ درصد، خیار با ۶۶ درصد، نخود با ۶۴ درصد، لوبیا قرمز با حدود ۵۷ درصد، موز با ۵۵ و عدس و خامه پاستوریزه به ترتیب با ۴۷ و ۴۶ درصد در رتبه‌های بعدی قرار دارند.

    کمترین افزایش قیمت در دولت چهاردهم نیز مربوط به گوشت، کنسرو ماهی تن، سیب، شکر، مرغ، قند، رشته آش و روغن مایع بوده که دلیل پایین بودن قیمت برخی از این اقلام همچون کنسرو ماهی، عدم صدور مجوز افزایش قیمت و برخی اقلام نیز به دلیل عدم تغییر نرخ ارز تخصیصی به واردات خود کالا یا نهاده آن بوده است.

    سیب‌زمینی سلطان افزایش قیمت‌ها در دولت چهاردهم  additional
  • تب و تاب گرانی ها با آغاز سال جدید می خوابد؟

    تب و تاب گرانی ها با آغاز سال جدید می خوابد؟

    به گزارش اقتصادران، با فرا رسیدن روز پایانی سال ۱۴۰۳، بازار شب عید در استان تهران شلوغ‌تر از همیشه شده است.

    با وجود وفور کالا‌های اساسی مانند میوه، گوشت و مواد غذایی، بسیاری از شهروندان از افزایش قیمت‌ها در آستانه عید نوروز گلایه دارند.

    اگرچه کالا‌های مورد نیاز برای شب عید به اندازه کافی در دسترس است، اما قیمت‌ها به حدی افزایش یافته که بسیاری از خانواده‌ها را با چالش مواجه کرده است.

    گزارش‌های خبرنگاران مهر از بازار‌های میوه و تره‌بار و همچنین قصابی‌های استان تهران، حاکی از آن است، که کالا‌های اساسی مانند میوه، سبزیجات، گوشت قرمز و مرغ به وفور در بازار موجود است، فروشندگان اعلام کردند که به دلیل تدارکات گسترده برای شب عید، کمبودی در تأمین کالا‌ها وجود ندارد.

    احمد رضایی، یکی از فروشندگان میوه در بازار میوه‌فروشان در استان تهران،  اظهار کرد: امسال میوه‌های باکیفیت و متنوعی داریم، از پرتقال و نارنگی گرفته تا سیب و کیوی، همه چیز به اندازه کافی موجود است. اما متأسفانه قیمت‌ها نسبت به سال گذشته افزایش چشمگیری داشته است.

    حتی قیمت سبزیجات هم نسبت به سال گذشته خیلی بیشتر شده است

    با وجود وفور کالاها، بسیاری از خریداران از افزایش قیمت‌ها ناراضی هستند، قیمت میوه‌هایی مانند پرتقال، نارنگی و سیب نسبت به سال گذشته بین ۵۰ تا ۷۰ درصد افزایش یافته است، همچنین قیمت گوشت قرمز و مرغ نیز روند صعودی داشته و بسیاری از خانواده‌ها را مجبور به کاهش خرید کرده است.

    فاطمه محمدی، یکی از خریداران در بازار استان تهران، به خبرنگار مهر گفت: امسال قیمت‌ها واقعاً بالا رفته است، من برای خرید میوه و گوشت بودجه محدودی دارم و مجبورم کمتر بخرم، حتی قیمت سبزیجات هم نسبت به سال گذشته خیلی بیشتر شده است.

    برخی از فروشندگان نیز نگران هستند که در روز‌های پایانی سال و با افزایش تقاضا، قیمت‌ها باز هم افزایش یابد، یکی از قصابان در پردیس، در این باره به خبرنگار مهر گفت: ما سعی می‌کنیم قیمت‌ها را کنترل کنیم، اما هزینه‌های ما هم افزایش یافته است. قیمت دام و حمل‌ونقل بیشتر شده و این موضوع روی قیمت نهایی گوشت تأثیر گذاشته است.

    وی افزود: اگرچه سعی می‌کنیم به مشتریان خود تخفیف بدهیم، اما افزایش هزینه‌ها اجازه نمی‌دهد قیمت‌ها را خیلی پایین بیاوریم.

    در همین حال، برخی از مسئولان بازار و اتحادیه‌ها اعلام کرده‌اند که برای کنترل قیمت‌ها در روز‌های پایانی سال تلاش می‌کنند.

    برپایی ۱۹ نمایشگاه برای عرضه کالا‌های شب عید در سطح استان تهران

    یکی از فعالان اتحادیه میوه و تره‌بار در یکی از شهرستان‌های استان تهران،  گفت: ما با همکاری سازمان‌های مربوطه سعی می‌کنیم قیمت‌ها را در حد معقول نگه داریم. اما باید توجه داشت که افزایش هزینه‌های تولید و حمل‌ونقل باعث شده قیمت‌ها نسبت به سال گذشته بیشتر شود.

    سرپرست معاونت هماهنگی امور اقتصادی استانداری تهران راه اندازی نمایشگاه‌های بهاره را از اقدامات استانداری برای کنترل قیمت در بازار و نیز تأمین کالا‌های اساسی دانست و به خبرنگار مهر گفت: ۱۹ نمایشگاه در سطح شهر تهران و شهرستان‌های استان در این ایام راه اندازی شد که بیش از پنج هزار غرفه در آنها حضور داشتند و این نمایشگاه‌ها بخش عمده‌ای از تقاضای پایان سال مردم را پاسخ دادند.

    وی با اشاره به برنامه‌ریزی‌های انجام‌شده برای تأمین میوه شب عید، عنوان کرد: ۲۵۰۰ تن میوه شامل سیب و پرتقال با کیفیت بسیار بالا توسط سازمان میادین و سازمان روستایی عرضه شده که سیب با قیمت ۵۳ هزار تومان و پرتقال با قیمت ۴۲ هزار تومان در دسترس مردم قرار گرفته است.

    معاون استاندار تهران در اظهار نظری عجیب قیمت‌ها در بازار را کاهشی خواند

    سرپرست معاونت هماهنگی امور اقتصادی استانداری تهران گفت: این اقدامات باعث شد تا قیمت‌ها در سطح بازار نه تنها افزایشی نداشته باشد، بلکه در برخی موارد کاهش نیز پیدا کند.

    وی در حالی از کاهشی بودن قیمت‌ها در بازار شب عید سخن می‌گوید، که قیمت سیب تنظیم بازار (کیلویی ۵۳ هزار تومان) نسبت به شب عید سال گذشته (۱۵ الی ۴۰ هزار تومان) رشد ۳۲ درصدی در بهترین حالت داشته و پرتقال تامسون نیز از سال گذشته (کیلویی ۲۵ هزار تومان) به کیلویی ۴۲ هزار تومان رسیده و افزایش ۶۸ درصدی در بهترین حالت را نشان می‌دهد.

    با وجود وفور کالا‌های اساسی در بازار‌های استان تهران، افزایش قیمت‌ها در آستانه عید نوروز باعث نگرانی بسیاری از شهروندان شده است.

    اگرچه فروشندگان و مسئولان بازار تلاش می‌کنند تا قیمت‌ها را کنترل کنند، اما به نظر می‌رسد افزایش هزینه‌های تولید و حمل‌ونقل همچنان چالشی بزرگ برای بازار شب عید باشد.

    شهروندان امیدوارند که با تحویل سال و کاهش تب و تاب بازار قیمت‌ها کاهش یابد و بتوانند با آرامش بیشتری از میهمانان خود پذیرایی کنند.

  • دل ِخون کاسبان از بازار شب عید / گرانی کار خودش را کرد!

    دل ِخون کاسبان از بازار شب عید / گرانی کار خودش را کرد!

    به گزارش اقتصادران، میوه‌فروشی در منطقه منیریه می‌گوید: اعداد نشان می‌دهد در آستانه سال جدید، تعداد مشتری‌ها نسبت به سال گذشته نصف خواهد شد. سال‌های گذشته در ماه رمضان و اسفندماه مشتری‌ها چندبرابر می‌شد؛ اما امسال تحریم و دلار همه چیز را گران کرده و مشتری کمتری داریم.

    عباس، صاحب یک قنادی در مرکز تهران می‌گوید: «تحریم‌ها، گرانی دلار را در پی داشت و باعث شد مواد اولیه میانگین حدود ۲۰۰ درصد گران شود. روغن مصرفی ما ۸۰۰ هزار تومان بود و اکنون در بازار آزاد به ۳ میلیون تومان رسیده است و به سختی پیدا می‌شود. فروشندگان اصلی مواد اولیه می‌گویند که تحریم‌ها و گرانی دلار باعث کاهش تولید روغن مصرفی قنادی‌ها شده است. تعداد مشتری‌های ما حدود ۶۰ درصد کاهش داشته؛ برای نمونه سال گذشته حداقل ۳۵ دیس زولبیا و بامیه به‌فروش می‌رفت که امسال به حدود ۱۳ الی ۱۴ دیس رسیده است. به‌طور کلی مردم توان خرید شیرینی ندارند.»

    رضا، فروشنده آجیل و خشکبار در جنوب تهران می‌گوید: «تقریباً از زمانی که ترامپ تحریم‌ها را افزایش داد دلار هم گران‌تر شد و همین موضوع باعث شد عمده‌فروش‌ها نیز از ۱۰ تا ۱۰۰ درصد اجناس خود را گران کنند و ما هم مجبور شدیم که جنس گران بخریم و در مقابل جنس گران بفروشیم، البته از سود خود کمی گذشتیم تا مشتری‌ها بتوانند کمی خشکبار خریداری کنند و به نوعی جلوی خانواده خود روسفید باشند. تعداد مشتری‌های ما امسال حدود ۴۰ درصد کمتر شده و با توجه به شرایط به نظر نمی‌رسد که روز‌های باقی‌مانده تا پایان سال نیز فروش خوبی داشته باشیم.»

    نکته جالب توجه در این مقایسه، رشد قیمت سیب‌زمینی بوده که به بالای ۸۴۹ درصد رسیده است.

    محسن، میوه‌فروش در منطقه منیریه می‌گوید: «از زمان حضور ترامپ تا به امروز قیمت میوه میانگین ۳۰ تا ۴۰ درصد گران شده است. البته برخی از اقلام تا ۲۰۰ درصد نیز گران شده است؛ همانند سیب‌زمینی که در چند ماه اخیر خیلی گران شد و همین موضوع باعث شده که تعداد مشتری‌های ما نیز تا حدود ۳۰ درصد کمتر شوند.

    وی می‌گوید: تا چند روز دیگر فروش میوه سال نو نیز آغاز می‌شود و این میوه‌ها احتمالاً حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از امروز گران‌تر خواهد بود. اعداد نشان می‌دهد در آستانه سال جدید، تعداد مشتری‌ها نسبت به سال گذشته نصف خواهد شد. سال‌های گذشته در ماه رمضان و اسفندماه مشتری‌ها چندبرابر می‌شد؛ اما امسال تحریم و دلار همه چیز را گران کرده و مشتری کمتری داریم.»

    اکبر، فروشنده پوشاک کودک در بازار تهران نیز گفت: «با گران شدن دلار تولید‌کننده اجناس خود را با ۳۰ الی ۴۰ درصد افزایش قیمت برای ما فاکتور کرد و ما هم ملزم به افزایش قیمت شدیم. از زمان افزایش قیمت‌ها حدود ۱۵ الی ۳۰ درصد و به طور کلی نسبت به سال گذشته ۴۰ درصد فروش ما کاهش یافته است.»

    محمد، فروشنده لباس زنانه در شرق تهران نیز می‌گوید: «وضعیت پوشاک بسیار نگران‌کننده است. اگر این روند ادامه پیدا کند، بسیاری از هم‌صنفی‌های ما مجبور به تعطیلی و اعلام ورشکستگی خواهند شد. مردم حتی برای خرید لباس‌های ضروری نیز با مشکل مواجه هستند، چه برسد به لباس‌های مجلسی که این موضوع می‌تواند تولیدکنندگان را با چالش مواجه سازد.»

    روایتی از بازار تجریش: مادر بزرگی که همراه نوه‌اش به بازار تجریش آمده با دست سبزه نارنج را به دستفروش نشان می‌دهد و می‌گوید «تخفیف بده تا دوتا بگیرم»، اما فروشنده یک کلام است. کارت را می‌دهد تا پول سبزه‌ها را حساب کند و می‌گوید: «تا باشد عید و جشن و شادی برای ایران و ایرانی باشد و به امید روز‌های پر برکت و شاد برای ایران. هر سال هفته آخر را با یکی از نوه‌هایم به بازار تجریش می‌آیم، چون فکر می‌کنم اینجا حال و هوای سال نو حس می‌شود. هر سال پاساژ قائم یکی از زیباترین سفره‌های هفت سین را دارد؛ ما و خیلی از مردم برای عکس گرفتن به اینجا می‌آییم.»

    روایتی از بازار هفت‌حوض: وارد یکی از پاساژ‌های مانتوفروشی می‌شوم، مدل‌های امسال همانند سال گذشته است، تصور می‌کنم تمام این مدل‌ها را در بازار‌های دیگر در سال قبل دیده بودم، اما با این حال بازار همچنان برقرار است و مردم در میان پیاده‌روی خود و چرخیدن و دید زدن ویترین‌ها در بازار خریدی هم انجام می‌دهند. در این میان هستند افرادی که یکی پس از دیگری قیمت‌ها را می‌پرسند، اما از خرید امتناع می‌کنند، انتظار ندارند آنچه که از قیمت تصور می‌کنند با آنچه که فروشنده می‌گوید، تفاوت فاحشی داشته باشد.

    خانواده سه نفره‌ای وارد مغازه مانتوفروشی می‌شود، پدر کودک را در آغوش گرفته و مادر خانواده مانتو‌ها و کت و شلوار‌های زنانه را ورانداز می‌کند، دستش را روی جنس لباس می‌کشد و بعد از دیدن اتیکت قیمت از آن عبور می‌کند. در تردید خرید و ترس از قیمت یک جنس معمولی، مانده است، اما از مغازه خارج می‌شود.

    حسین، یکی از فروشندگان آجیل و خشکبار در بازار تهران گفت: «زمانی که اعلام شد ترامپ قرار است رئیس‌جمهور آمریکا شود به صورت موقت یک افزایش قیمت داشتیم که عدد ناچیزی بود؛ اما با حضور ترامپ در کاخ سفید و شروع تحریم‌ها و در ادامه گران شدن قیمت دلار، تجار و فروشندگان اصلی قیمت اغلب خشکبار را حدود دو برابر افزایش دادند.

    درست است شب عید آجیل و خشکبار گران شد، اما در مقابل، مشتری‌ها در مقایسه با سال‌های گذشته چند برابر شده‌اند که در نهایت این موضوع به نفع اداره مالیات و دارایی است؛ چراکه ما موظف هستیم مالیات بیشتری بپردازیم. برخی از مشتری‌ها به دنبال آجیل لاکچری و جدید مثل گردوی آمریکایی، ماکادمیا و بادام برزیلی هستند و میانگین قیمت این خشکبار در مقایسه با خشکبار ایرانی بسیار گران‌تر است.»

  • دلالان، برنج پاکستانی را به اسم برنج درجه یک هاشمی به مردم می فروشند! / تنقلات، چیپس، آدامس و پفک جز کالاهای لوکس شده اند

    دلالان، برنج پاکستانی را به اسم برنج درجه یک هاشمی به مردم می فروشند! / تنقلات، چیپس، آدامس و پفک جز کالاهای لوکس شده اند

    به گزارش اقتصادران، مشکلات اقتصادی در سال جاری، چالش‌ های متعددی را برای فعالان بازار و مصرف‌ کنندگان ایجاد کرد. سیاست‌ های نادرست وارداتی، نوسانات نرخ ارز، تأخیر در تخصیص منابع مالی و حضور واسطه‌ ها و دلالان از جمله عواملی است که منجر به افزایش بیش از ۱۰۰ درصدی قیمت کالاهای اساسی مانند برنج، چای، روغن، حبوبات و … شد و اصناف و فعالان بازار را با مشکلات زیادی مواجه کرد. این گزارش به بررسی وضعیت کنونی بازار، دلایل گرانی کالاهای اساسی و ارائه راهکارهایی برای تنظیم بهتر عرضه و تقاضا می‌ پردازد.

    در این خصوص گفتگو با رضا کنگری، رئیس اتحادیه بنکداران مواد غذایی تهران را بخوانید:

    مشکل اصلی واحدهای صنفی به دست مجلس حل می شود

    رضا کنگری، رئیس اتحادیه بنکداران مواد غذایی تهران گفت: یک بار بحث مالیات بر ارزش افزوده واحدهای صنفی ما را به تعطیلی کشاند و علیرغم تلاش هایی که انجام دادیم و دوباره واحدهای صنفی ما به بازار برگشتند، اما دوباره در آستانه تعطیلی قرار دارند و اگر این بار مجلس شورای اسلامی در این خصوص مساعدت نکند، کاری از دست اتحادیه ساخته نیست.

    وی افزود: مسئله این است که دولت به صورت زنجیره ای و در ۶ مرحله (واردکننده، تولیدکننده، توزیع کننده عمده یا بنکدار، عمده فروش و خرده فروش و مصرف کننده) هر بار ۱۰ درصد مالیات بر ارزش افزوده اخذ می کند. یعنی در مجموع ۶۰ درصد که موجب تورم برای آحاد جامعه و تضعیف حقوق مصرف کننده نهایی می شود. مالیات بر ارزش افزوده سال ۸۷ به صورت آزمایشی و برای جلوگیری از فرار مالیاتی اجرایی شد که هنوز بحث مالیات و حساب های بانکی شفاف سازی و مدیریت نشده بود و کارتخوان ها به شبکه مالیاتی متصل نبود.

    کنگری ادامه داد: به دلیل اینکه واحدهای صنفی ما در بازار ۱۰ متر، ۱۵ متر و نهایت ۵۰ متر است و امکان تکالیف نویسی مالیات در این واحدها وجود ندارد، این مسئله باعث شده که تولیدکننده که کالایی به بنکدار می فروشد، ۶۰ درصد سود را یکجا محاسبه کند. عمده فروش هم وقتی می خواهد کالا را از بنکدار بخرد، می گوید با فاکتور رسمی کار نمی کنم. مشخص است که این موضوع هنوز فرهنگ سازی نشده و علیرغم اینکه بنکدار کالا را با فاکتور رسمی خریده است اما کسی حاضر نیست با فاکتور رسمی از او جنس بخرد. بنابراین این زنجیره ۶ مرحله ای قطع شد و باعث شد امسال برای واحدهای صنفی بنکدار جریمه های میلیاردی صادر شود و متضرر شوند.

    رئیس اتحادیه بنکداران مواد غذایی تهران با بیان اینکه راهکارهایی به سازمان امور مالیاتی کشور ارائه کردیم، گفت: با توجه به اینکه حساب های بانکی و کارتخوان های واحدهای صنفی ما به شبکه مالیاتی متصل است و در ۱۶ سال گذشته به صورت آزمایشی اجرا شد اما نتیجه بخش نبوده است و واحدهای صنفی ما تضعیف شدند و هم اکنون به نقطه ای رسیدیم که واحدهای صنفی ما در آستانه تعطیلی هستند. از آنجا که بحث مالیات در کشور به قدری شفاف شده است که با کد ملی کل حساب های بانکی، تراکنش ها، اموال منقول و غیر منقول، درآمد و … هر ایرانی به صورت دقیق رصد می شود، ما پیشنهاد دادیم که مالیات بر ارزش افزوده در یک مرحله از تولیدکننده یا مصرف کننده نهایی اخذ شود تا این زنجیره که آحاد جامعه را تهدید می کند، قطع شود.

    وی با بیان اینکه در شرایط بحرانی به سر می بریم و نرخ تورم امسال بیش از اندازه است، گفت:صنف ما با معیشت مستقیم مردم سروکار دارد و برای اینکه مردم کمتر متضرر شوند، پیشنهاد دیگری که مطرح کردیم این بود که کارتخوان های ۱۳۵ اتحادیه در تهران با ۱۳۵ ضریب مالیاتی، در لحظه در کارتخوان ها اعمال شود و مبلغ مالیات در لحظه برداشت شود اما چون بسترها و زیرساخت های این پیشنهاد آماده نیست، درخواست داریم که این زنجیره ۶ مرحله ای و اخذ ۶۰ درصد مالیات بر ارزش افزوده را متوقف کنند و این مسئله را مد نظر داشته باشند که واحد های صنفی ۱۵ و ۲۰ متری گنجایش انجام تکالیف مالیاتی، بیمه و کار را ندارند و دیگر نمی توانند به کسب و کار خود برسند.

    گرانی و کمبود برخی کالاها به دلیل مشکلات واردات است

    کنگری درخصوص وضعیت بازار ماه رمضان و شب عید گفت: قطعی و کمبود برق و گاز اگرچه چالشی برای بنکداران ایجاد نکرد اما مشکلات حادی برای تولیدکنندگان به همراه آورد. از سوی دیگر نرخ تورم نسبت به سال گذشته بیش از اندازه بود و اگرچه کمبودی در بازار وجود نداشت اما دلیل گرانی برخی کالاها مثل حبوبات این بود که در مبحث واردات، ارز ۶۹ هزار و ۵۰۰ تومانی توافقی جایگزین ارز ۴۲ هزار تومانی نیمایی شد و نوسانات بزرگی در بازار بوجود آمد و با محاسبه هزینه های دیگر در نهایت ارز توافقی برای تولیدکننده حدود ۷۲ هزار تومان تمام شد.

    وی ادامه داد: مسئله مهم دیگر این است که وزارت جهاد کشاورزی در زمان ثبت سفارش هیچ ارزی در اختیار واردکننده قرار نمی دهد و واردکننده ابتدا با هزینه شخصی یا وام ۲۰ درصدی کالا وارد می کند و کالا ترخیص می شود اما ارز با تاخیر ۸ ماهه به دست واردکننده می رسد و در این مدت واردکننده بلاتکلیف است و در هر حال متضرر می شود. بنابراین تخلف می کند و مابه التفاوت بازار را پشت فاکتور رسمی محاسبه می کند و همین مسئله باعث گرانی کالا می شود.

    کنگری گفت: من به عنوان فعالی که بیش از ۳۰ سال کف بازار هستم، پیشنهاد دادم که واردکننده ای که با ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی کالا وارد می کند، در مرحله توزیع وارد نشود و کالا در اختیار اتاق اصناف قرار بگیرد و پس از آن تحت نظارت تمام نهادهای نظارتی به اتحادیه ها ارجاع شود. در این صورت بازار کاملا به ثبات می رسد و کالا به دست مصرف کننده واقعی می رسد.

    برنج پاکستانی را به اسم برنج درجه یک هاشمی به مردم می فروشند!

    رئیس اتحادیه بنکداران مواد غذایی تهران با بیان اینکه تعیین کننده قیمت در بازار عرضه و تقاضا است، گفت: ما باید تمام تلاشمان این باشد که عرضه و تقاضا را باهم یکسان کنیم، اگرنه هر راه دیگری منجر به نوسانات قیمتی می شود. اگر برنج ایرانی در بازار بسیار گران است، به این دلیل است که به نام حمایت از کشاورزان واردکنندگان را ملزم می کنند که به ازای هر ۲ کیلو برنج وارداتی باید یک کیلو برنج ایرانی بخرد. واردکنندگان اصلی برنج در کشور برای اینکه در ثبت سفارش مشکلی نداشته باشند، برنج های شمال را در استان های گلستان و مازندران خریدند و این باعث شد که دست کشاورز از کالا خالی بماند و ۳۰ درصد دست کشاورز و ۷۰ درصد برنج ایرانی دست واردکننده باشد. این اتفاق بازار را به چالش کشید و حالا می خواهند با قیمت دستوری این چالش را حل کنند.

    وی ادامه داد: قیمت دستوری سال ۱۴۰۰ اجرایی شد و تمام واحدهای صنفی قابل اعتماد و امین از بین رفتند. قیمت برنج ایرانی در بنکداری ها از کیلویی ۱۳۵ تا ۱۷۵ هزار تومان است و با احتساب هزینه ها و سود، حدود کیلویی ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار تومان به دست مردم می رسد. سوال این است که معیار و مبنای قیمت دستوری ۱۳۰ هزار تومانی چیست و بر چه اساسی قیمت گذاری شده است؟ فعالان صنف طبق فاکتور کیلویی ۱۷۵ هزار تومان برنج ایرانی را خریدند و ۱۸۰ هزار تومان می فروشند. چگونه ۱۳۰ هزار تومان بفروشند؟ این اتفاقی است که در تمام واحدهای صنفی افتاده است و این واحدها جریمه می شوند. این مسئله نه تنها باعث چالش بازار شده بلکه متاسفانه مثل سال ۱۴۰۰ شاهد حذف کاسبان امین و معتمد بازار هستیم که از این صنف خداحافظی می کنند و دلالان سوداگر و متقلب جایگزین آنها می شوند.

    کنگری افزود: این دلالان برنج را مخلوط می کنند و به بازار عرضه می کنند. برخی هم برنج پاکستانی کیلویی ۷۰ هزار تومانی را داخل کیسه برنج درجه یک هاشمی می ریزند و سر کیسه را دوخت می زنند و کیلویی ۱۳۰ هزار تومان با ۱۰۰ درصد سود به مردم می فروشند و دست آخر هم این متقلبان به کاسب امین و منصف شناخته می شوند و کاسب درجه یک از چرخه صنوف خارج می شود.

    مردم به سمت غذاهای آماده، حاضر و فوری می روند

    کنگری با بیان اینکه مردم دیگر نمی توانند کالای لوکس بخرند، گفت: تنقلات، چیپس، آدامس و پفک کالای لوکس شده است و انواع کمپوت از چرخه خارج می شوند. برخی کالاهای اساسی هم بسیار گران است و مردم توان خرید ندارند. کارمند و کارگر حقوق بگیر هستند و به اندازه درآمدی که دارند می توانند بخرند. وقتی توان خرید برنج ایرانی را نداشته باشند، برنج هندی می خرند و اگر نتوانند برنج هندی هم بخرند، باید مثل قدیم ها سالی یک بار برنج بخورند و به سمت غذاهای حاضری، آماده و فوری یا هر چیزی که باعث شود که هزینه هایشان کمتر شود، می روند.

    وی ادامه داد: باید مشکلات مالیات برارزش افزوده و تنظیم بازار را حل کنیم تا مانند سنوات گذشته بین واردکننده، تولیدکننده و توزیع کننده رقابت ایجاد شود. من سنوات گذشته واردکننده بودم و دو سال است که دیگر کار نمی کنم اما آن زمان به اندازه ای در بازار رقیب زیاد بود که بار کالا را در اختیار بازار قرار می دادیم و می گفتیم هر وقت فروختی به ما پول بدهید، نه مثل الان که اول پول می گیرند و بعد واردات انجام می شود. مسئله ای که به بزرگ شدن واردکننده و از بین رفتن صنوف و اجحاف در حق مصرف کننده نهایی ختم شده است.

    قیمت کالاهای اساسی نسبت به سال گذشته بیش از ۱۰۰ درصد افزایش یافت

    رئیس اتحادیه بنکداران مواد غذایی تهران با بیان اینکه به طور میانگین قیمت کالاهای اساسی نسبت به سال گذشته بیش از ۱۰۰ درصد فزایش یافته است، گفت: هم اکنون محدودیت واردات چای باعث تعطیلی برخی کارخانه ها شده است. زیرا اختصاص ارز و ثبت سفارش به درستی و کارشناسی انجام نمی شود. برای برندهای مطرح چای در بازار مانند دو غزال، احمد، محمود و گلستان که ظرفیت و تقاضای بالایی برای توزیع و در ماه ۱۰۰ تن ظرفیت تولید دارند، فقط ۳۵ تن ثبت سفارش واردات تعیین شده است. این تصمیمات باعث نابودی این برندها می شود. از سوی دیگر به دلیل ذائقه مصرف کننده و کمبود این برندها باعث نوسان قیمت در بازار می شود.

    وی افزود: سیاست ها باید طوری باشد که عرضه و تقاضا به تعادل برسد و بازار تنظیم شود. محدودیت واردات باعث شده که قیمت چای ۵۰۰ گرمی برای مصرف کننده از ابتدای امسال با افزایش صد درصدی از ۲۴۹ هزار و ۹۰۰ به ۴۹۹ هزار و ۹۰۰ تومان برسد.

    کنگری با اشاره به سیاست های وزارت جهاد کشاورزی و بانک مرکزی، گفت: درباره چای هم مانند برنج عمل می کنند و واردکننده ملزم است به ازای هر دو کیلو چای وارداتی، یک کیلو چای ایرانی بخرد. این درحالی است که چای ایرانی تقاضا و ذائقه خاص خود را دارد و الزام واردکننده به خرید چای ایرانی باعث شد که نه تنها از تولیدکننده ایرانی حمایت نشد بلکه به جای خرید چای ایرانی، فقط حواله چای خریداری شد و مبلغ حواله را در واردات سرشکن کردند. این درحالی است که می توانستند برای حمایت از تولید مواد اولیه، کود، سم و … به صورت رایگان در اختیار کشاورز قرار دهند تا بتواند با دلگرمی و با استفاده از تکنولوژی نوین، محصول باکیفیت تولید کند، اما این سیاست ها باعث شد که قیمت برنج ایرانی که زمان برداشت کیلویی ۷۵ هزار تومان بود، با افزایش ۱۰۰ درصدی به حدود ۱۷۵ هزار تومان برساند.

    وی با بیان اینکه قیمت حبوبات و روغن با افزایش بیش از صد درصدی نسبت به سال گذشته مواجه شده است، گفت:خوشبختانه هیچ کمبودی در بازار نیست. برای عرضه برنج هندی و شکر اقدام شد و کمی از التهاب بازار کم شد. البته به صرفه بودن صادرات هم از علل التهاب بازار است. البته دولت ورود پیدا کرد و اجازه صادرات برخی کالاهای ضروری ممنوع شد. مشکل اساسی ما بحث تنظیم بازار است که نمی توانیم تعادل ایجاد کنیم.

    کالاهای اساسی در فروشگاه های زنجیره ای و میادین به دست دلالان می رسد

    کنگری با بیان اینکه مبنای تنظیم بازار وزارت جهاد کشاورزی در حال حاضر فروشگاه های زنجیره ای و میادین است، گفت: فروشگاه های زنجیره ای کف تهران ۲۲ درصد و میادین ۱۵ درصد تنظیم بازار را انجام می دهند و نقش ۶۷ درصدی اصناف در تنظیم بازار دیده نشده است. دلالان و واسطه گرها از هر راهی کالاهایی که در اختیار فروشگاه زنجیره ای و میادین قرار می گیرد را خارج و بین بنکداران توزیع می کنند. برنج هندی که کیلویی ۴۷ هزار تومان در بنکداری ها است و ۵۰ هزار تومان به دست مصرف کننده نهایی می رسد، از فروشگاه های زنجیره ای می خرند و با محاسبه سود به اصناف می فروشند و اصناف هم با محاسبه سود به مردم می فروشند.

    وی افزود: بازوی اصلی تنظیم بازار اصناف هستند. وقتی کالایی به دست اصناف نرسد، هرچقدر هم در فروشگاه های زنجیره ای و میادین توزیع شود، طی چند روز تمام می شود و دلال ها بنا به هر سیاستی از فروشگا ها و میادین خارج می کنند. اگرچه همه متقلب نیستند و در عین حال همه هم درستکار نیستند اما برخی تخلف می کنند. لذا اگر بازار تامین نباشد، بحث تنظیم بازار در میادین و فروشگاه زنجیره ای به هیچ عنوان کارساز نیست.

    کنگری گفت: پارسال تنظیم بازار صد درصدی داشتیم و بازار از طریق توزیع کالا در فروشگاه های زنجیره ای و میادین بهم ریخت اما طی روزهای اخیر ما توانستیم برنج هندی کیلویی ۸۵ هزار تومانی را به ۶۱ هزار تومان کاهش دهیم. با اطلاع رسانی وسیعی که انجام شد، محتکران کالا را به بازار عرضه کردند و بازار تنظیم شد. لذا فقط بحث عرضه و تقاضا بازار را تنظیم می کند. اگر شاهد کمبود و گرانی حبوبات و برنج بودیم، به این دلیل بود که عرضه نمی شد تا با بالاترین قیمت بفروشند اما وقتی تنظیم بازار صورت گرفت به بازار عرضه کردند.

    رئیس اتحادیه بنکداران مواد غذای تهران گفت: در بحث تنظیم بازار مسئله این است که حاشیه سود و هزینه های حمل و نقل از تخلیه تا بارگیری آن هم در چند مرحله، غیرکارشناسی است و اگر این ایراد برطرف شود، تمام صنوف پای کار می آیند و تنظیم بازار صد درصدی انجام خواهد شد اما با سود بسیار ناچیز که به ۱۰ درصد هم نمی رسد، کاسب معتبر عطای بازار را به لقای آن می بخشد. چون ادامه فعالیت در این وضعیت به صرفه نیست.

  • بازار شب عید؛ کسادتر از همیشه / مردم فقط قیمت می کنند و می روند!

    بازار شب عید؛ کسادتر از همیشه / مردم فقط قیمت می کنند و می روند!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه ایران نوشت:

    اواخر بهمن ماه که می‌شود، بازارها از شمالی‌ترین نقطه تا جنوبی‌ترین نقطه شهر رنگ‌وبوی دیگری دارند که نشانی از استقبال سال نو است، اما هر سال شاهد وضعیت متفاوتی نسبت به سال‌های گذشته در بازارها هستیم، گرچه چیزی از رنگ و لعاب بازار کم نمی‌شود، اما از جیب مردم چرا.

    بازار هفت‌حوض یکی از بازارهای شلوغ در آستانه عید نوروز است. اینجا تقریباً مغازه‌ها و پاساژها تا نیمه‌های شب باز هستند.

    وارد یکی از پاساژهای مانتوفروشی می‌شوم، مدل‌های امسال همانند سال گذشته است، تصور می‌کنم تمام این مدل‌ها را در بازارهای دیگر در سال قبل دیده بودم، اما با این حال بازار همچنان برقرار است و مردم در میان پیاده‌روی خود و چرخیدن و دید زدن ویترین ها در بازار خریدی هم انجام می‌دهند. در این میان هستند افرادی که یکی پس از دیگری قیمت‌ها را می‌پرسند، اما از خرید امتناع می‌کنند، انتظار ندارند آنچه که از قیمت تصور می‌کنند با آنچه که فروشنده می‌گوید، تفاوت فاحشی داشته باشد.

    خانواده سه نفره‌ای وارد مغازه مانتوفروشی می‌شود، پدر کودک را در آغوش گرفته و مادر خانواده مانتوها و کت و شلوارهای زنانه را ورانداز می‌کند، دستش را روی جنس لباس می‌کشد و بعد از دیدن اتیکت قیمت از آن عبور می‌کند. در تردید خرید و ترس از قیمت یک جنس معمولی، مانده است اما از مغازه خارج می‌شود.

    عمده بازار را خانوادهای کوچک و زنان تشکیل می‌دهند، در شلوغی بازار اما این کودکان هستند که سهم شادمانی بیشتری دارند، هم خوراکی محبوب‌شان را می‌خرند، هم پدر و مادر از خرید خود کم می‌کنند و به خرید فرزندشان اضافه می‌کنند.

    آخرهای شب است، حالا تعداد زنان و مردان کارمند در بازار بیشتر می‌شود، طبق آنچه که می‌بینیم، همه در حال برآورد قیمت و کیفیت هستند، خانم شاغلی که یونیفرم اداری پوشیده و کاملاً مشخص است از محل کارش مستقیم به بازار آمده، خطاب به دختر نوجوانش می‌گوید: «قیمت‌ها بالاست، فعلاً خرید نمی‌کنم تا شب عید همین اجناس حراج شود، اما تو خرید کن.» دختر نوجوان هم استایل‌های امروزی را نمی‌پسندد و از مغازه خارج می‌شود.

    آنچه که در این بازارها به چشم نمی‌خورد، قشر سالخورده و میانسال است که با توجه به میزان اندک عیدی واریزی، بازنشستگان نقش کمتری در بازار دارند و لااقل از خرید پوشاک می‌گذرند و به خرید آجیل و خواروبار می‌پردازند.

    وضعیت بازار در غرب تهران تفاوت چندانی با بازار هفت‌حوض ندارد. سلسبیل یکی از بازارهای قدیمی در غرب تهران است که نکات قابل‌توجهی در آن می‌بینیم. در گشت یک‌ساعته‌ای که در بازار سلسبیل داشتیم با یک مادر که برای خرید دو فرزندش به بازار آمده بود گفت‌وگو کردیم. به گفته این مادر، وضعیت بازار امسال مانند سال‌های گذشته نیست، آن جمعیتی که در سال قبل در بازار دیدیم و آن شور و حال و اشتیاق بین مردم دیده نمی‌شود.

    وی ادامه می‌دهد: «وضعیت برخی از مراکز خرید به قدری خلوت است که تصور نمی‌کنیم آخر سال است، گویی در میانه سال و در یک روز عادی است. همچنین برخی از پاساژها و مغازه‌ها برای جذب مردم به داخل مغازه از تبلیغات حراج استفاده کرده‌اند، اما وقتی وارد مغازه یا پاساژ می‌شویم، می‌بینیم که خبری از آن قیمت مورد انتظار وجود ندارد. چه‌بسا کیفیت‌ها پایین‌تر است و انگار لباس‌ها و پارچه در انبار مانده‌اند و پوسیده شده‌اند.»

    وی به فاصله زیاد قیمت با کیفیت اجناس اشاره می‌کند و می‌گوید: «قیمت‌ها خیلی بالاست، در مقابل آن هزینه‌ای که می‌کنیم، کیفیت مناسب دریافت نمی‌کنیم. نکته دیگر در بازار این است که بیشتر مردم صرفاً نگاه می‌کنند، قیمت می‌گیرند و بعد می‌روند، کمتر کسی را دیدم که خرید کند. مردم دست خالی از بازار می‌رفتند و گویی تنها برای تماشا آمده بودند و خرید چندانی نداشتند.»

    این شهروند ادامه می‌دهد: «من هر سال برای خرید به خیابان رودکی و سلسبیل می‌رفتم، ولی به دلیل شلوغی و فرزند کوچک‌ترم، کمتر به آنجا می‌رفتم اما امسال اصلاً این‌گونه نبود. تمام این سال‌هایی که از سلسبیل خرید می‌کنم، هیچ سالی این بازار را اینقدر خلوت و کم‌رونق ندیده بودم، مردم در بازار کمتر هستند، جنس‌ها گران و بی‌کیفیت است. مورد دیگری که امسال چندبار به چشمم خورد، کیف‌قاپی بوده است، در همان چند ساعتی که من در بازار بودم کیف دو نفر را زدند.»

    وی ادامه می‌دهد: «من اتفاقی از یک نمایشگاه بهاره دیدن کردم. این نمایشگاه بشدت شلوغ است و به سختی می‌توانستیم مقابل غرفه‌ها بایستیم و اجناس را ببینیم. جمعیت به هر سو ما را هل می‌دادند و امکان خرید نبود، اما باز هم در آنجا لباس‌ها و کفش‌ها خیلی بی‌کیفیت بودند و در عین حال قیمت‌ها هم پایین هستند. مشخص بود برخی از افراد در این نمایشگاه قشر ضعیف جامعه هستند و ترجیح می‌دادند از آنجا خرید کنند. من در همان نمایشگاه با خانمی برخورد کردم، با این توجیه که بهتر است پولی که بابت یک‌دست لباس با کیفیت می‌دهم را در نمایشگاه بهاره خرج کنم و دو سه دست لباس برای فرزندم بخرم.»

    البته همانقدر که خریداران از قیمت بالای کالا و پوشاک ناراضی هستند، فروشنده‌ها و کاسبان بازار نیز رضایت چندانی از وضعیت بازار شب عید ندارند. اگر آنها با قیمت ارزان اجناس خود را بفروشند دیگر نمی‌توانند دوباره همان جنس را خریداری کرده و در مغازه و فروشگاه‌ خود جایگزین کنند. آنها هم از شرایط موجود و گرانی ناراحت هستند و می‌گویند که ما حتی ۵۰ درصد فروش سال قبل را نداشته‌ایم و در کرایه مغازه خود مانده‌ایم.

  • آقای رییس‌جمهور! به جای یقه‌گیری، هاراگیری کنید

    آقای رییس‌جمهور! به جای یقه‌گیری، هاراگیری کنید

    به گزارش اقتصادران، عباس عبدی نوشت:

    آقای رییس‌جمهور در جلسه‌ای درباره تورم و گرانی کالاها، اظهار داشته‌اند که نمی‌دانند برای گرانی یقه چه کسی را باید گرفت؟ خب! اگر پاسخ این پرسش ساده هنوز روشن نشده باشد، به چه پرسش دیگری در کشور می‌توان پاسخ داد؟ در واقع آقای پزشکیان چندان تقصیری ندارند، چون پنج دهه است که واقعیت ماجرا را به هر نحوی که هست انکار می‌کنیم و این انکار به یک عادت فکری تبدیل شده است. قیمت هر کالا در درجه اول ناشی از ارزش و قدرت خرید پول است. همیشه می‌گوییم که چرا کالا گران فروخته می‌شود؟ این پرسش در اغلب موارد غلط است. باید پرسید که چرا ارزش پول کم می‌شود. درک تفاوت این دو پرسش مهم است. فرض کنید که ارزش یک تن کالای معین مثل گندم معادل یک گرم طلای ۲۴ عیار باشد. حالا اگر کسی به جای آن بخواهد طلای آب شده با عیار ۱۲ پرداخت کند، باید دو گرم بدهد، در اینجا قیمت و ارزش گندم تغییر نکرده، این ارزش سکه پرداختی است که کم شده است.

    این را نمی‌گویند گران شدن کالا، بلکه می‌گویند کم شدن ارزش پول. ارزش پول چگونه ناشی از کم شدن ارزش عیار آن است، یک گرم طلای ۲۴ را برمی‌دارند و با یک گرم مس قاطی می‌کنند می‌شود دو گرم، ولی در اصل همان یک گرم طلای خالص است. چه کسی این کار را می‌کند؟ حکومت. پس برای گرانی نیازی نیست یقه‌گیری شود، بلکه باید هاراگیری شود. دولت چرا عیار پول را کم می‌کند؟ برای اینکه متناسب با درآمدهایش خرج نمی‌کند و کسری دارد. درآمدش کمتر از حد لازم است، چون کارایی آن کم است، مسوولیت‌های بیهوده‌ای را متوجه خود کرده است.

    منابع فراوانی را به کسانی می‌دهند که هیچ خدمتی به مردم نمی‌کنند، سهل است که حضورشان هم زیانبار است. کافی است آقای رییس‌جمهور نگاهی به بودجه کشور بیندازند، در واقع حکومت و دولت حامی‌پروری می‌کنند. همه هزینه‌ها را هم از جیب مردم می‌پردازند، چون هزینه آنان بالاست، ولی درآمدهایشان کم است، لذا تقلب کرده و عیار پول را کم می‌کنند. مثل دوغ لیلی است که دوغش کم بود و آبش خیلی! ‌ای کاش به جای پرداخت پول به مردم، طلا می‌دادند. برای اطلاع آقای رییس‌جمهور یک نمونه را مثال می‌زنم. در سال ۱۳۹۵، با حداقل حقوق پرداختی به کارگران می‌شد حدود ۷ گرم طلای ۱۸ عیار خرید، در سال جاری این معادله به حدود یک گرم کاهش یافته است. در واقع عیار پول یک‌هفتم کم شده است. شما جراح قلب هستید و از دسترنج خود می‌خورید و نباید مساله گرانی را تقصیر پزشک بیندازید.

    در سال ۹۵ برای یک جراحی قلبِ باز، چقدر دستمزد می‌گرفتید؟ الان چقدر؟ در حالی که دستمزد ریالی شما چند برابر شده به طلا حداقل ۳ برابر کمتر شده است. پس قدرت و ارزش پول فقط از طرف حکومت‌هاست که کم یا زیاد می‌شود. این کاهش یا به علت سیاست‌های مالی و پولی یا به دلیل سایر سیاست‌های اقتصادی، به ویژه ناپایداری روابط خارجی انجام می‌شود. می‌پرسند که اگر ارز گران شده، چرا کالاهایی که در انبار است و با ارز ارزان‌تر وارد شده نیز گران شده است؟ پاسخ روشن است اگر به هر دلیلی همین امروز حکومت روابط خارجی خود را اصلاح کند و آقای رییس‌جمهور هم لازم است به خاطر مردم قدری بیشتر به این مساله توجه کنند و ارز ۳۰ درصد یا حتی بیشتر ارزان شود، تمام کالاهایی که با ارز گران خریداری شده باید با قیمت جدید ارزان‌تر فروخته شود و مردم نمی‌پذیرند که به همان قیمت گران‌تر بخرند، به این دلیل که خریدار با ارز گران‌تری خریده است. پس منطق بازار این است و درست هم هست، شما هم فروشنده باشید همین کار را خواهید کرد، اگر هم ارزان بدهید کسانی هستند که از شما یکجا می‌خرند و سپس به قیمت روز می‌فروشند، پس با قیمت نمی‌توان جنگ کرد. تنها راه کوپنی کردن کالاهاست که آن هم هزینه‌های وحشتناک و فساد خود را دارد.

    در واقع دولت‌ها برای جبران سیاست‌های نادرست خود، رو به سوی قیمت‌گذاری می‌آورند و دستگاه‌های تعزیراتی و عریض و طویل ایجاد می‌کنند که هم فسادزاست و هم اینکه هزینه سنگینی را بر دوش ملت بار می‌کند، آقای رییس‌جمهور می‌توانست از بانک مرکزی آمار نقدینگی و تولید را بگیرند تا متوجه شوند، چرا عرضه پول و نقدینگی که در دست دولت است در سال گذشته حدود ۳۵ درصد بیشتر شده، ولی تولید حداکثر ۴ درصد بیشتر شده است. اگر این کار را انجام بدهند، متوجه مسوولیت مستقیم و اصلی حکومت شامل همه نیروهای آن در تورم خواهند شد. شما تبدیل به ماشین پرداخت شده‌اید، از طریق تولید نقدینگی، بدون اینکه به مردم پاسخگویی کنید. بخشی از بودجه‌های پرداختی صرف اموری می‌شود که هیچ خبری و اطلاعی از آن ندارید. بنابراین به جای یقه‌گیری در بخش عرضه کالا و خدمات باید به هاراگیری در بخش عرضه پول و نقدینگی بپردازید.

  • من نمی دانم بابت گرانی ها یقه چه کسی را باید بگیرم؟ / دلار می دهیم که جنس بخرند اما بعد معلوم نیست چقدر تولید کرده و اصلا این تولید کجا رفته است + فیلم

    من نمی دانم بابت گرانی ها یقه چه کسی را باید بگیرم؟ / دلار می دهیم که جنس بخرند اما بعد معلوم نیست چقدر تولید کرده و اصلا این تولید کجا رفته است + فیلم

    به گزارش اقتصادران، مسعود پزشکیان صبح امروز پنجشنبه ۲۳ اسفند ماه در آیین اختتامیه سرشماری عمومی کشاورزی ۱۴۰۳، بیان کرد: مشخص است که چند کارخانه ماده غذایی است، چقدر ارز گرفته و چقدر تولید می کند. اگر این داده ها دست مدیر نباشد نمی‌تواند مدیریت کند. اگر مدیر بداند یک کارخانه چقدر ماده اولیه گرفته، چقدر باید تولید می کرده اما نکرده؛ آنگاه می توان مدیریت کرد.

    وی در ادامه اظهار کرد: وگرنه اینکه مدام در جلسات بگوییم تورم چقدر است دردی از مردم دوا نمی شود. فقط تحلیل می کنیم. این تحلیل به درد نمی خورد. اگر سازمان هایی که نیاز به این داده ها دارند، ارتباط برقرار نکنند، کار پیش نمی رود. مثلا ما گندم یا ماده دارویی می خریم. مشخص است از ماده اولیه دارو قرار است چقدر دارو تولید شود. در جامعه نیز چقدر بیمار نیازمند به این دارو داریم. سپس میزان کمبود یا مازاد تولید مشخص می شود.

    رئیس جمهور تصریح کرد: ما اکنون دلار را به یکی می دهیم که جنس بخرد. جنس را خریداری می کند اما بعد معلوم نیست چقدر تولید کرده و اصلا این تولید کجا رفته است. بعد متوجه می شویم کالا در بازار نیست. اینکه چگونه داده ها را به هم ربط دهیم که مدیر بتواند استفاده کند درست است. اطلاعاتی که قابل تحلیل نباشد به درد مدیر نمی خورد. من باید بتوانم فردا از جهاد کشاورزی بپرسم ما که اینقدر ارز به شما دادیم که اینقدر گندم بخرید چرا در بازار گندم نیست. الان دعوای ما این است که منابعی که تخصیص می دهیم به دست مصرف کننده نهایی برسد.

    وی افزود: اگر داده ها درست باشد، من می توانم رصد کنم. وگرنه صرفا یک سری اطلاعات کلی است. من تا حالا ندیدم هیچ مدیری از این داده ها استفاده کند. فقط خبر دادند که وای تورم است. خب گیر کجاست. یا حرف های کلی می زنیم. کدام یک از وزارتخانه از این داده ها استفاده می کنند؟ خداوکیلی هیچ کدام استفاده نمی کنند. اکنون در کالاهای اساسی و دارو اصلی دانیم چقدر ماده اولیه برای هر نوع دارو نیاز داریم و این دارو آیا به مریض های مورد هدف می رسد یا نمی رسد؟

    وی در ادامه خاطر نشان کرد: من اگر به عنوان مدیر بدانم کانون هایی که مواد غذایی را تولید می کنند چقدر است و نیاز جامعه نیز چقدر است. می دانم چقدر باید ماده اولیه داشته باشم و قیمت آن نیز چقدر است. در بازار نیز اگر گران شد یقه چه کسی را بگیرم. الان هم نمی دانم که برای این گرانی ها باید یقه چه کسی را بگیرم.

    وی در ادامه تاکید کرد: ما اگر داده ها را به درستی مدیریت می کردیم این بلا سر ما نمی آمد. داده زمانی به کار می آید که من ۱۰ نفر آدم دارم به هر کدام یک تومن رسیده است. اگر این عادلانه تقسیم نشود و به دست یکسری نرسد داده به چه درد می خورد. کی بود کی بود من نبودم.

    وی در ادامه بیان کرد: امروز هر کسی برای خود کاری می کند و هیچ کدام به هم وصل نیستیم. اگر کد زمین داشته باشیم مگر می توانند کوه خواری کنند؟ امکان ندارد. من اگر ماده ۱۶۹ مکرر مالیات ها را اجرا کنم داده‌های من به عنوان یک ایرانی باید ثبت باشد که از من مالیات می‌گیرند یا نه. اگر مالیات ندهم کد بازرگانی برای من نباید صادر شود. گفتم درآمد من مثلا ب تومن است اگر پولی که به حسابم بیاید ب پلاس. آنگاه باید جوابگو باشم. دیگر اینگونه نمی شود قاچاق و رشوه خواری کرد. ما در مرز آدم می‌گذاریم تا جلوی قاچاق گرفته شود. آیا در اروپا مرز وجود دارد؟

    رئیس جمهور افزود: باید کد ملی، کد زمین و ماده ۱۶۹ مکرر قانون مالیات‌های مستقیم اجرا شود. آنگاه چه کسی می‌تواند تخلف و زمین خواری کند؟ سیستم خود به خود جلوی فساد را می گیرد. الان دارند یکی زمین خواری می کند بعد یکی داده جمع می کند می‌گوید دارند زمین خواری می‌کنند. اداره آب و برق چرا به آنان آب و برق دادند؟ سازمان ثبت اسناد خواب بوده است؟

    پزشکیان در پیان بیان کرد: داده زمانی مهم است که به دست من مسئول برسد. ساختمان و ویلا می سازند بعد می رویم خراب می کنیم چون خلاف ساخته شده است. چرا گذاشتیم اصلا ساخته شود؟ در روند مدیریتی باید برای این امر برنامه ریزی کنیم. ما تازه می‌خواهیم پیدا کنیم که زمین کشاورزی را خراب کردند یا نه. مدیران باید نگاه خود را تغییر دهند. از افرادی که این داده‌ها را جمع کردند تشکر می کنیم. این حرف‌ها به معنای نادیده گرفتن تلاش آنان نیست اما باید جور دیگر نگاه کنیم. دنیا عوض شده و مدیریت را باید تغییر دهیم.

  • آقایان مسئول! تورم شب عید کمر مردم را شکسته است / مدیران اقتصادی ما خوابیده‌اند یا زمام اختیار از دست‌شان در رفته است!

    آقایان مسئول! تورم شب عید کمر مردم را شکسته است / مدیران اقتصادی ما خوابیده‌اند یا زمام اختیار از دست‌شان در رفته است!

    به گزارش اقتصادران، شهراد شاهرخی طهرانی نوشت:

    گرانی اجناس و‌ کالاها و تورم در شب عید کمر مردم را شکسته است؛ اگر آقایان مسوول سری به بازار بزنند و با دیده تحقیق روانه بازار شوند، می‌بینند که قیمت‌ها آن‌قدر نجومی شده که جگر مردم را کباب کرده است، بر این اساس بیشترین فشار و سنگینی این ‌بار اقتصادی را قشر فرودست یا متوسط تحمل خواهند کرد یا برخی در این فشار تاب نیاورده و زندگی‌شان از هم پاشیده و نابود خواهند شد.  این وضعیت تا چه زمانی دوام خواهد داشت؟ آیا راه‌حلی برای کنترل قیمت‌ها و ثابت داشتن نرخ ارز و سکه و طلا در بازار و کنترل و مدیریت بازار هست؟

    به قول معروف درد را از هر طرف که بنویسیم درد است و گویا کارشناسان و مدیران اقتصادی ما خوابیده‌اند یا زمام اختیار از دست‌شان در رفته است! تورم افسارگسیخته باعث شده که مردم در یک بحران و افسردگی شدید به‌سر می‌برند و قشر کارگر و ضعیف جامعه و‌ حتی متوسط هم نمی‌توانند از پس مخارج اولیه خود بر آیند، در واقع وضعیت اقتصاد مملکت به گونه‌ای شده که خط فقر بین اقشار فرودست و متوسط یکسان شده و هر دو قشر در جامعه تقریبا در یک سطح معیشتی زندگی می‌کنند. لذا اکنون دغدغه اصلی مردم گرانی و تورم افسارگسیخته‌ای است که روز به روز با بالا رفتن قیمت دلار و طلا بر زندگی مردم هم اثر زیانبار گذاشته است، لذا شاهد آن هستیم که با این وضعیت در شب عید، آمار سرقت و جرم در این ایام نسبت به ایام گذشته به‌ شدت بالا رفته و مردم در یک بحران جدی روزگار را سپری می‌کنند.

    جامعه نیاز به یک مغز اقتصادی دارد تا ریشه عفونی درد را از اقتصاد بیرون کشیده و مشکلات معیشتی را برطرف کرده و به زندگی مردم سر و سامانی دهد. وقتی روان یک جامعه از لحاظ اقتصادی دچار آسیب شود جامعه را به سمت آنارشی و بی‌نظمی کشانده و دیگر سخت می‌شود آن را کنترل یا مدیریت کرد چراکه اقتصاد نبض حیات مردم و شریان اصلی زندگی مردم و جامعه است که اگر به فروپاشی کامل اقتصادی منجر شود جامعه نیز از هم فرو خواهد پاشید و   دیگر سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. چاره‌ای نیست مگر اینکه جامعه‌شناسان و همچنین کارشناسان اقتصادی وارد عمل شده و تلنگری به مدیران اقتصادی بزنند تا شاید، شاید با یک همفکری و هم‌اندیشی بتوان فکری به حال اقتصاد و معیشت مردم کرد.