برچسب: گرانی

  • گرانی، شکلات و شیرینی را هم مثل آجیل از بساط پذیرایی نوروز پر داد

    گرانی، شکلات و شیرینی را هم مثل آجیل از بساط پذیرایی نوروز پر داد

    به گزارش اقتصادران، سال که نو می‌شود، بعد از خواندن آن دعای حول حالنا و زمانی که بمب تحویل سال می‌ترکد اولین کاری که ایرانیان به سنت دیرین می‌کنند شیرین کردن دهانشان است. این شیرین کردن هم معمولا با شیرینی‌های محلی هر منطقه ایران بوده است، از قطاب و کیک یزدی تا رنگینک و پادرازی و نوقا و … سر سفره‌های سنتی ایرانیان بود. حتی در دوران سیاه قحطی و جنگ جهانی اول و دوم نیز بالاخره نقل و نخودچی پیدا می‌شد که حتما ایرانیان با آن دهانشان را شیرین کنند.در سال‌های اخیر و دوران معاصر، اما با رواج شیرینی فروشی‌های مدرن، اما انواع شیرینی‌های خشک و‌ تر و مدل‌های به روز غربی نیز راه به سفره‌های هفت سین باز کرد، اما حال به نظر می‌رسد بعد از نجومی شدن قیمت آجیل شب عید که خرید یک کیلو از آن به اندازه یک عیدی بازنشستگان هزینه در بر دارد، نوبت به شیرینی‌ها و نجومی شدن قیمت آنان رسیده است.
    این افزایش قیمت شیرینی‌ها و شکلات چنان بوده که شاید برخی ترجیح دهند سال تحویل را با شیرینی وجود خودشان بگذرانند و شیرینی‌های سفره هفت سین را برای مهمانانی بگذارند که قرار است در روز‌های نوروز میزبانشان باشند.

    ایرانی‌ها ۴۰ درصد کمتر شیرینی می‌خرند

    این افزایش قیمت شیرینی‌ها چنان بوده که علی بهره‌مند، رئیس اتحادیه دارندگان قنادی، شیرینی‌فروشی و کافه قنادی تهران در بهمن ماه سال جاری خبر از کاهش قدرت خرید مردم برای شیرینی و شکلات و دیگر محصولاتی که در قنادی‌ها عرضه می‌شود، داده و گفته بود که با حذف ارز ترجیحی از واردات مواد اولیه موردنیاز برای تهیه شیرینی مانند آرد، شکر و روغن قیمت تمام شده تولیدات شیرینی‌فروشی‌ها افزایش چشمگیری پیدا کرد و این اتفاق سبب کاهش تقاضا و در پی آن کاهش تولید انواع شیرینی شد.
    او هم چنین تاکید داشت که «در سال جاری تقاضا برای شیرینی دست‌کم ۴۰ درصد نسبت به سال گذشته افت داشته و البته پیامد‌های این امر بازار شب عید و ماه رمضان را نیز بی‌تاثیر نمی‌گذارد.»

    گرانی شیرینی در ترکیب ماه رمضان و نوروز

    در واقع حتی پیش از رسیدن به دوران گرانی‌های فصلی شیرینی و شکلات، تقاضا برای خرید شیرینی کاهش یافته بود و دیگر قابل حدس است که احتمالا انطباق ماه رمضان با نوروز هر چند باید منجر به خرید بیشتر توسط شهروندان شود، اما توان خرید نیز چنان کاهش یافته که احتمالا در نهایت منجر به سقوط بیشتر این بازار خواهد شد.
    البته که اتحادیه شیرینی فروشان هم چنین مدعی بود که این افت تقاضا در حالی است که قیمت تغییر چندانی نکرده و مشکل تنها در مورد شکلات‌های کاکائو است که به نوعی محصولات وارداتی است و از نوسان قیمت ارز تاثیر می‌پذیرند دور از انتظار نیست که افزایش قیمت دلار گرانی آن‌ها را در پی داشته باشد.

    البته باید تاکید داشت که در یک سال اخیر قیمت جهانی قهوه و کاکائو دچار افزایش و نوسان جدی شده چنان که ارزش سهام این کالا نیز با افزایش جدی مواجه بوده است. در چنین شرایطی که همزمان با افزایش قیمت جهانی این دو محصول، نوسان و افزایش جدی قیمت ارز در کشور را نیز شاهد هستیم دیگر عجیب نیست که با انفجاری در قیمت تولیدات زیر مجموعه این محصول مواجه شویم.
    اما آیا این که قیمت شیرینی دچار تغییرات جدی نشده است واقعا حقیقت دارد؟

    افزایش قیمت شیرینی‌ها از ۴۰ تا ۶۰ درصد

    مشاهدات از بازار حکایت از ارقام دیگری دارند، ارقامی که نشان می‌دهد حتی در یک سال اخیر نیز با تکانه‌های جدی در قیمت‌ها مواجه بوده‌ایم.
    به گزارش اقتصاد ۲۴، اکنون برای خرید یک کیلو شیرینی نخودچی یعنی تقریبا ساده‌ترین و ارزان‌ترین مدل شیرینی در نوروز ۱۴۰۴ اگر بخواهید هزینه کنید، باید رقمی حدود ۲۴۰ هزار تومان بپردازید.

    یکی دیگر از شیرینی‌هایی که در سال‌های اخیر برای نوروز بسیار استفاده می‌شود، شیرینی مربایی یا شیرینی مشهور به شیرینی مشهدی است. اکنون هزینه تهیه یک کیلو از این شیرینی نیز بین ۳۰۰ هزار تومان تا ۳۳۰ هزار تومان در نوسان است.

    حتی اگر بخواهید این مدل شیرینی را از تولیدکنندگان خانگی تهیه کنید رقم آن تا ۴۰۰ هزار تومان در هر یک کیلو نیز افزایش می‌یابد. نگاهی اجمالی به این ارقام نشان می‌دهد که برای خرید شیرینی نوروز به طور محسوس با افزایش قیمت و هزینه‌های بالا مواجه خواهیم بود.

    کما اینکه در آستانه نوروز ۱۴۰۴، تقاضا برای شیرینی و شکلات بین ۳۰ الی ۴۰ درصد سقوط کرده است. مهم‌ترین عامل اثرگذار، همزمانی ماه رمضان با روز‌های پایانی سال است که بر الگوی مصرف خانوار‌ها تأثیر گذاشته است. هم چنین همزمانی ماه رمضان با روز‌های پایانی سال، الگوی خرید نوروزی را تغییر داده و بازار شیرینی و شکلات را با افت تقاضا مواجه کرده است. افزایش قیمت محصولات، کاهش میان‌وعده‌های روزانه و تغییر اولویت‌های مصرف‌کنندگان از جمله عواملی هستند که باعث شده‌اند تولیدکنندگان این صنعت با چالش‌های جدیدی رو‌به‌رو شوند.

    از سوی دیگر در چنین شرایطی خانوار‌های با سطح درآمد متوسط و پایین، اولویت‌های خود را تغییر می‌دهند و به این ترتیب واضح است که تأمین کالا‌های اساسی برای ماه رمضان اولویت بیشتری پیدا کرده و این موضوع باعث شده است که خرید اقلام تفننی مانند شیرینی، شکلات و بیسکویت در سبد نوروزی کاهش یابد.

    در همین حال افزایش قیمت‌ها نیز اتفاقا به طور جدی دچار تغییرات محسوس شده است. مقایسه‌ای ساده میان سال گذشته و سال ۱۴۰۳ نشان می‌دهد که قیمت‌ها به طور جدی رشد کرده است.
    قیمت شیرینی‌تر در سال ۱۴۰۲ بین محدوده قیمت ۱۸۵ هزار تا ۲۵۰ هزار تومان در نوسان بود، اما امسال قیمت شیرینی‌ تر در محدوده ۳۰۰ هزار تا ۴۵۰ هزار تومان قرار دارد که به معنای رشد ۴۰ تا ۴۶ درصدی قیمت این محصول نسبت به مدت مشابه سال گذشته است.

    علاوه بر این، متوسط قیمت انواع شیرینی دانمارکی و شیرینی زبان بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان در نوسان است که سال گذشته این قیمت از ۱۲۰ هزار تا ۱۷۰ هزار تومان به ازای هر کیلوگرم متغیر بود؛ بنابراین قیمت این نوع شیرینی‌ها بین ۱۷ تا ۶۶ درصد افزایش داشته است.

    قیمت شیرینی کشمشی از دیگر شیرینی‌های محبوب نوروز نیز در شرایطی به ۲۰۰ تا ۳۶۰ هزار تومان در هر کیلو رسیده که در سال گذشته بین ۱۲۰ تا ۱۵۰ هزار تومان در نوسان بود و این بدان معناست که بین ۲۵ درصد تا ۱۰۰ درصد در مدل‌های مختلف قیمت این شیرینی رشد کرده است.

    البته اگر شما از قشر مرفه‌تر جامعه باشید می‌توانید شیرینی ماکارون فرانسوی را که در سال‌های اخیر بیشتر از قبل مد شده را برای سفره‌های نوروزی خود انتخاب کنید. قیمت این شیرینی به صورت دانه‌ای از ۷۰ هزار تومان تا ۱۲۰ هزار تومان در نوسان است و برای هر یک کیلو از این شیرینی باید بین یک میلیون و ۷۵۰ هزار تومان تا دو میلیون و ۲۵۰ هزار تومان هزینه پرداخت کنید.

    این شیرینی البته کمتر از یک دهه است که وارد ایران شده و برخی از خانواده‌ها از طبقه مرفه اقتصادی برای نوروز به سراغ آن می‌روند.

    افزایش قیمت شکلات‌ها نجومی شد

    در این بین افزایش قیمت شکلات‌ها شاید حتی بیشتر و محسوس‌تر باشد.
    قیمت یک جعبه شکلات دست ساز و لوکس باراکا در شرایطی اکنون بین ۶۰۰ هزار تا ۷۰۰ هزار تومان در نوسان است که همین شکلات‌های دست ساز در سال گذشته در محدوده قیمت ۱۹۵ هزار تومان تا ۳۰۰ هزار تومان در نوسان بوده‌اند و این ارقام نشان از رشد قیمت شکلات نیز دارد، رشدی که البته تحت تاثیر عوامل جهانی است.

    هم چنین در سال ۱۴۰۲ شکلات پارمیدا ۶۰ درصد با وزن ۸۰ گرم با قیمت ۵۹ هزار تومان عرضه می‌شد، اما حالا قیمت آن به ۱۵۸ هزار تومان رسیده که این یعنی قیمت شکلات نسبت به سال گذشته معادل ۱۶۷ درصد رشد داشته است.

    علاوه بر این، شکلات تلخ لینت ۱۵۰ گرمی هم با قیمت ۳۳۸ هزار تومان در بازار به فروش می‌رسید، اما الان این محصول ۱۵ درصد افزایش قیمت داشته و قیمت آن به ۳۸۸ هزار تومان رسیده است. کیت‌کت ۴۱ گرمی هم ۱۹ درصد افزایش داشته و قیمت آن از ۵۲ هزار تومان به ۶۲ هزار تومان رسیده است. همچنین شکلات کیت‌کت ۲۴ عددی یک میلیون تومان قیمت‌گذاری شده بود، اما حالا قیمت آن ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده و با نرخ یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان در بازار توزیع می‌شود.

    تقریبا بیشتر محصولات مطرح شکلات سازی‌های ایرانی نیز با افزایش بین ۵۰ تا ۷۰ درصد قیمت اکنون مواجه شده‌اند که نشان می‌دهد هزینه شیرینی و شکلات عید نوروز و این خوراکی محبوب کودکان در دیدوبازدید‌ها تا چه اندازه دچار افزایش چشمگیر شده است.

    کما اینکه با توجه به ارقامی که اکنون برای شیرینی و شکلات شب عید مطرح می‌شود، می‌توان این طور گمان کرد که اگر یک خانواده ایرانی بخواهد به همان اندازه‌ای که برای نوروز ۱۴۰۳، شیرینی و شکلات تهیه کرد برای نوروز سال ۱۴۰۴ شیرینی تهیه کند باید تا ۵۰ درصد بیشتر هزینه بپردازد.

  • بازار خراب مولوی / نه فروشنده‌ها راضی هستند و نه مشتری‌ها!

    بازار خراب مولوی / نه فروشنده‌ها راضی هستند و نه مشتری‌ها!

    به گزارش اقتصادران، «بازار خیلی خرابه، جنس‌ها گرونن» جملات کلیدی فروشنده‌ها و مشتری‌ها هستند. قدرت خرید مردم طبق گفته‌ی حدود ۴۰ نفر کسبه و مشتریان، به وضوح نسبت به سال‌های قبل کاهش پیدا کرده است.

    جنس‌های بازار مولوی مصداق «از شیر مرغ تا جان آدمیزاد» است.

    این چه وضعِ گرونیه؟ وزیر اقتصاد هم که برکنار شد.

    حالا کی می‌آد جاش؟

    نمی‌دونم. ولی از یه جا می‌رن یه جای دیگه! بازم تو همون دولتن. ممکنه بره بانک مرکزی، بعد رئیس بانک مرکزی رو بذارن وزیر اقتصاد! از اینا بعید نیست.

    یکی‌شان پیاده شد، اما دیگری رو به خبرنگار گفت «من کتاب‌های تاریخی رو خیلی دوست دارم و زیاد می‌خونم. یه جا نوشته بود آلمان تو زمان هیتلر این‌قدر گرونی بوده که به وزن سکه‌ها می‌تونستن خرید کنن!

    الآن ایران هم همون‌طوری شده. لوبیا چیتی که یه چیز معمولیه و ربطی هم به خارج نداره شده کیلویی ۳۰۰ و خرده‌ای. چه خبره واقعا؟»

    قطار در ایستگاه مولوی توقف می‌کند. دستفروش‌ها حوالی مترو بساط کرده‌اند. پاساژ روحی یا همان پاساژ مخصوص به پرده و پارچه و…، اولین جایی است که خبرنگار در آن گشت می‌زند.

    ساعت ۱۲ ظهر است و سرِ فروشنده‌های طبقه‌ی زیرزمین به‌قدری خلوت است که فرصت دارند با هم گپ بزنند. سه نفرشان درباره‌ی «آخوندا و طلاب» حرف می‌زنند.

    به محض اینکه خبرنگار ازشان درباره‌ی بحث‌های سیاسی‌شان می‌پرسد، بحث را عوض می‌کنند و می‌گویند «بیشتر درباره‌ی قیمت دلار حرف می‌زنیم. هزار تومان گران شود، بعضی از فروشنده‌ها ۲۰ درصد روی قیمت‌ها می‌کشند. برج ۱۲ نباید این وضع بازار باشد. خودتان که می‌بینید، مشتری نیست!»

    بحث «گرانی، بی‌بازاری و سر رسیدن چک‌ها، بازار چه خبر؟ چی فروختی؟ چک‌ات پاس نشد؟ چند تا چکت برگشت خورده؟» جزو موضوعاتی است که فروشنده‌ها با هم درباره‌شان حرف می‌زنند.

    مشتری‌های مولوی، عمدتا خانم، با پوشش روسری و جزو قشر متوسط هستند.

    چند مغازه‌دار که بعضی‌هایشان هم خیلی جوان هستند، لوازم آشپزخانه می‌فروشند. آنها می‌گویند برای آنکه مشتری متوجه حرف‌هایشان نشود، اصطلاحات خاصی را استفاده می‌کنند و یک‌جور‌هایی «زبان مخفی و رمزی» دارند!

    «قالب شافوئه» یعنی «مشتری خریدار نیست و اذیت می‌کند. یعنی قیمت می‌پرسد و می‌رود مغازه‌ی بعدی!» اینها را دو سه نفر از مغازه‌دار‌ها می‌گویند.

    «دَستَرآباد» به معنی «مشتری نَخر» است! یکی از فروشنده‌ها می‌گوید «خانومه اومده می‌گه از ۷ جا قیمت کردم از شما ارزون‌تر می‌داد! خب زن حسابی چه خبره این همه قیمت کردی. خب بخر دیگه!»

    «شُله ماقیسِ امید» یعنی مشتریِ امید خریدار نیست! خبرنگار این عبارت‌ها را برای اولین‌بار می‌شنود و از گوینده‌شان می‌خواهد املای آنها را چک کند!

    پسری که دهه هشتادی است می‌گوید «اگه از مغازه‌های دیگه اصطلاحاتی رو نوشتی به ما هم بگو یاد بگیریم!» بعد با بقیه‌ی فروشنده‌ها می‌خندند.

    آنها خیابان‌های محدوده‌شان را شماره‌گذاری کرده‌اند و وقتی می‌گویند «تیرِ یک» یعنی مشتری از جای مشخصی دارد می‌آید که شکل و شمایلش شبیه مشتری‌هایی است که قصد خرید دارد!

    بعد آنها متوجه می‌شوند که باید مشتری را «بکشند تو (توی مغازه)» زوج‌هایی که قصد خرید جهیزیه دارند هم جزو همین مشتری‌های «بِخر» به حساب می‌آیند.

    یکی‌شان می‌گوید «اگه ببینیم فروشنده‌ای از رفقامون خوب فروخته، بهش می‌گیم نخوری ایشالا!»

    برخی از خیابان‌ها روی مغازه‌شان نوشته‌اند: حراج به دلیل تغییر شغل

    «فروش افتضاحه» و «هرسال بدتر از پارساله» جمله‌هایی هستند که یکی از کاسب‌ها به زبان می‌آورد و حرفش را این‌طور ادامه می‌دهد:

    «سال ۸۰ چهار کارگر داشتم. تا چند وقت پیش یک کارگر داشتم که ماهی ۱۲ میلیون به او حقوق می‌دادم ولی، چون دخل و خرج‌ها با هم نمی‌خواند و اجاره‌ها هم بالا است، به او هم گفتم نیاید.

    در ماه حدود ۲۰-۲۵ میلیون عقب هستم. این برج باید بفروشیم ولی وضع خرابه. اگر نتوانم ادامه بدهم مغازه را جمع می‌کنم می‌روم اسنپ!» کارگر داشتن برای بیشترشان نمی‌صرفد. مثلا یکی‌شان دو سه ماه پیش به کارگرش با حقوق ۱۰ میلیون گفته بود نیاید.

    خیاطی که در حال دوخت پارچه است با خنده به همکارش می‌گوید «گشنه‌م شد، روزه‌م باطل شد! برم یه چیزی بخورم!»

    به گفته‌ی کسبه، میزان فروش خیلی پایین است و همین موضوع کافی‌ست تا مشتری را روی هوا بزنند! مثلا یکی از فروشنده‌ها به خانم می‌گوید «چند متر می‌خوای؟ بیا من بهت می‌دم.» البته بعضی‌هایشان با هر ترفندی مشتری را برای خرید ترغیب می‌کنند، اما موقع کارت کشیدن، حاضر نیستند کمی تخفیف بدهند!

    مثل وقتی که خانمی از ته توپ ۵متر و نیم متر پرده خرید، اما فروشنده که گفته بود ۶ متر را کامل ببر نیم‌متر اضافه را حساب نمی‌کنم، موقع کارت کشیدن همان را هم حساب کرد.

    او با گفتن اینکه «قبلا متری ۱۳۰ بوده و الآن متری ۱۰۰ می‌دم» به مشتری این حس را القا کرد که همین حالا هم به او تخفیف داده است! پرده‌ی نخی خانم با دوخت ساده و نوار پرده ۸۹۰ هزار تومان شد.

    تقریبا تمام فروشنده‌هایی که با خبرنگار صحبت کردند از میزان فروش ناراضی بودند. یکی‌شان «مایه» می‌فروخت تا چک‌اش پاس شود.

    ساعت ۲ ظهر، فروشنده تا می‌فهمد خبرنگار در حال تهیه‌ی گزارش است با صدای بلند می‌گوید «بنویسید وضع بازار شب عید خرابه. از صبح تا الآن یک میلیون هم دشت نکردم!» قیمت پارچه‌های چینی مخصوص شومیز متری ۲۳۰ هزار است.

    پولدار‌ها خیلی کمتر با گرانی مشکل دارند

    فروشنده‌ها باعث و بانی وضع موجود بازار را «گرانی سرسام‌آور»‌ی می‌دانند که باعث شده مشتریانی که تا ۲-۳ سال پیش چند قواره پارچه می‌خریدند، الآن نهایت یک قواره بخرند!

    خانم «میم» با پالتوی بلند و بدون روسری مشغول خرید است. او در خیابان فرشته مزون دارد و هر بار یک طاقه می‌خرد. او که ماه گذشته یک طاقه را ۱۱ میلیون خریده بود، بعد از گران شدن دلار (از ۸۵ به ۹۰ هزار) برای همان طاقه ۱۷ میلیون پول داده بود.

    او خیاط حرفه‌ای است و لباسی که از گوشی‌اش به خبرنگار نشان داد، جزئیات زیبایی داشت و یک لباس لاکچری به حساب می‌آمد. به قول خودش «سطح لباس‌های ما بالاست!»

    از آن جایی که مشتری‌های او «پولدار» هستند، با گرانی‌ها مشکلی ندارند و، چون معمولا فامیل‌های درجه‌یک عروس و داماد به او لباس سفارش می‌دهند، هر چقدر پول لازم باشد، برای لباسشان می‌پردازند.

    او می‌گوید مادرم برای خانواده‌ی «آیت‌الله‌ها» هم لباس دوخته است و معمولا لباس‌های شیک، اما پوشیده‌ای را سفارش می‌دهند.

    به گفته‌ی یک فروشنده، از همه قشر و پوششی برای دوخت لباس پارچه می‌برند. دو خانم که چادر ملی پوشیده‌اند، می‌گویند «مانتو‌های بیرون کوتاه‌اند، دکمه ندارند و یقه‌هایشان باز است، برای همین چاره‌ای نداریم جز اینکه خودمان پارچه بخریم و همان‌طوری که می‌خواهیم بدوزیم یا بدهیم خیاط.»

    آنها سالی ۲-۳ بار برای خرید پارچه‌ی کتی و مانتویی، پارچه‌ی آشپزخانه، حوله و ملحفه به مولوی می‌آیند. به نظرشان قیمت مولوی هم بالاست، اما تنوع خیلی خوبی دارد. خرید هر کدامشان حدود ۴-۵ میلیون شده بود.

    آقایی ۳۷ ساله که ۲۰ سال است پارچه می‌فروشد، درباره‌ی به‌صرفه بودن «تیکه پارچه» برای مشتری‌ها می‌گوید «اگر به پنجره‌شان بخورد خوب است.

    ما ته طاقه را زیر قیمت می‌دهیم. اگر قیمت تیکه‌ها بیشتر ۸۰۰ هزار باشد نمی‌برند. میانگین قیمت تیکه پارچه‌ها ۵۰۰ تا ۸۰۰ هزار است. مثلا ۵ متر تیکه به حساب نمی‌آید.»

    فروشنده، خانمی را که در حال دیدن مغازه‌هاست، صدا می‌زند که «بفرمایید. دیدن که ضرر نداره!» خانم، اما اعتنایی نمی‌کند و راهش را ادامه می‌دهد!

    قیمت یک حوله‌ی ساده‌ی استخری ۲۵۰ هزار تومان است. پارچه‌های تمام نخی که برای آشپزخانه کاربرد دارند، متری ۳۷۰ هزار و طبق گفته‌ی فروشنده ترک هستند.

    خانمی چادری با پوشیه دنبال کرپ مشکی می‌گردد.

    فروش غذای خانگی در پاساژ

    خانمی که سرپرست خانوار است، ۱۱ سال است که در مولوی غذای خانگی می‌فروشد. آش (کاسه‌ای ۸۰ هزار)، عدس پلو (۱۱۰ هزار) و سوسیس بندی (۱۰۰ هزار) است.

    فروش اصلی او موقع افطار است «اما به بعضی‌ها که شهرستان آمده‌اند یا عادت ماهانه هستند» غذا می‌فروشد. او می‌گوید به بچه‌های کار رایگان غذا می‌دهد تا خیرات شوهرش باشد. با گفتن این جمله که «همین که دستم جلوی نامرد دراز نیست و خودم روی پای خودم ایستادم» خدا را شکر می‌کند.

    آقای فروشنده حدود ۲۲ سال است ترمه‌ی یزد و کار‌های سنتی می‌فروشد. به نظرش چند سالی است که بازار ترمه فروش خوبی ندارد. مردم بیشتر سمت کار‌های مدرن، گیپور، دانتل و رنگ‌های طوسی، کرم روشن، صورتی و گل‌بهی رفته‌اند.

    او می‌گوید «قبلا عروس و داماد‌ها سجاده می‌بردند، اما الآن کمتر شده است. یا کمتر از قبل نماز می‌خوانند یا گرانی تاثیر گذاشته است که کمتر سجاده می‌خرند!» مشتری‌های او از هند و تایلند هم هستند و برای هدیه یا سوغاتی ترمه می‌خرند.

    حراجی که باز هم گران است!

    دو خانم که از بیرون پاساژ شکلات و لواشک خریده‌اند، قیمت‌های مولوی را شبیه بیرون می‌دانند. خرید آنها برای چند کیلو «خرده‌ریز» حدود یک میلیون و خرده‌ای شده است. به نظرشان فقط لواشک‌ها قیمت مناسبی دارند.

    مغازه‌هایی هستند که با چسباندن کاغذ «حراج» روی مغازه‌شان سعی می‌کنند مشتری‌ها را برای خرید ترغیب کنند، اما الزاما به این معنی نیست که جنس‌های با کیفیتشان را با قیمت مناسبی حراج کرده‌اند!

    کاغذ «حراج واقعی» بهانه‌ای است تا خبرنگار با دو فروشنده با سابقه‌ی ۱۴ و ۳۰ سال کار در بازار پارچه و سرویس خواب صحبت کند.

    آنها می‌گویند بیشتر کار‌ها ایرانی‌ها هستند و اینکه بعضی‌ها می‌گویند کار‌ها ترک‌اند دقیق و درست نیست. سرویس خواب «ضعیف» حدود ۲-۳ میلیون و سرویس خواب «قوی» که ایرانی است حدود ۷-۸ میلیون است!

    آنها کار‌هایی که تک شده‌اند را ارزان‌تر می‌دهند. مثلا کارِ ۴/۸۰۰ را ۴ میلیون می‌فروشند.

    یکی‌شان درباره‌ی قیمت جهیزیه می‌گوید «برای سرویس خواب از ۳ تا ۱۰ میلیون می‌شود هزینه کرد.» او طبق قیمت‌های روز جهیزیه‌ی «کامل و خوب» را حدود ۷۰۰-۸۰۰ میلیون و جهیزیه‌ی «ارزان» را حدود ۲۰۰-۳۰۰ میلیون تومان می‌دانند.

    مغازه‌دار می‌گوید «کتان سیم‌دوزی و حریر شاین» جزو پرده‌های پرفروش هستند. بعضی‌ها هم می‌گویند پرده «کالای لوکس» به حساب می‌آید.

    البته برخلاف حرف‌های آن فروشنده، هرکسی می‌تواند متناسب بودجه‌اش پرده بخرد. کار‌های حریر حراجی، از متری ۷۰ هزار شروع می‌شوند. پارچه‌های نخی ۱۰۰ هزار و کار‌های ساتن ۱۳۰ هزار تومان هستند. کار‌های مخمل گران‌ترند و اگر بودجه‌ی بیشتری داشته باشید می‌توانید کار‌های شیک و گران‌تری را بخرید.

    فروشنده‌ی مُسن وقتی متوجه می‌شود خبرنگار برای تهیه‌ی گزارش آمده است، می‌گوید «از این گزارش چه نتیجه‌ای می‌گیرید؟ چه فایده؟ ارزونی می‌شه؟ هنوز حقوق بازنشسته‌ها را ندادند. قبلا حرف همسان‌سازی بود ولی اتفاق خوبی نیفتاد!»

    پتو‌های ایرانی او از ۶۰۰ هزار شروع می‌شوند و تا یک میلیون و ۱۰۰ هزار قیمتشان است.

    آقایی که حدود ۵۵ ساله است و مغازه‌ی لوازم آشپزخانه (بیشتر قابلمه) دارد، می‌گوید «مشتری‌ها به جای خرید ناله و نفرین می‌کنند! پیرمردی آمده بود می‌گفت دو میلیون عیدی گرفته است!»

    او درباره‌ی یک هرم حرف می‌زد و به نظر منظورش هرم مازلو بود. طبق گفته‌هایش مردم در همان طبقه‌ی غذا گیر کرده‌اند و پول توی جیبشان نیست.

    آقای فروشنده از اول اسفند تا سیزدهم فقط ۴ روز فروش خوبی داشته است و پیش‌بینی خوبی هم از آینده نداشت. سودشان از ۲۰-۳۰ درصد به ۵-۱۰ درصد رسیده است.

    فروشنده از طرفداران احمد زیدآبادی بود. موقع حرف زدن به متن او در کانال تلگرام ارجاع می‌داد. در جواب خبرنگار که پرسید طرفدار آقای زیدآبادی هستید، می‌گوید «آره کارش خیلی درسته. اصلاح‌طلبه ولی از طرف برانداز‌ها و بقیه فحش می‌خوره! خدا خیرش بده از درد مردم می‌گه. یه چیزی درباره ربع کیلو برنج نوشته که مشتری نفرین می‌کرده. حتما بخونیدش!»

    همان موقع همکارش که مُسن‌تر است می‌گوید «دیگه انقلابی‌تر از بهزاد نبوی که نداریم. ولی ببین به کجا رسیدیم! بهش می‌گن چریک پیر.»

    این دو نفر که روبه‌روی هم نشسته‌اند، خطاب به هم می‌گویند «یادته قبلا دلار گرون می‌شد یه شوکی وارد می‌شد و مشتری میومد خرید. ولی الآن گرونی طوری اوج گرفته که… می‌دونید چیه خانوم؟ گرونی در یه حدی مثل چک می‌مونه که می‌تونه بازار رو بیدار کنه. ولی از یه حدی بیشتر قدرت خرید مردم رو می‌گیره.

    الآن قدرت خرید مردم مُرده از بس که جون نداره! چک که هیچی، چاقو هم بزنی فایده نداره! طرف می‌خواد برای جهیزیه خرید کنه، می‌آد اینجا گریه می‌کنه! ما داریم به ابرتورم می‌رسیم.»

    قیمت دمپایی‌هایی که دستفروش گذاشته است، از ۲۸۰ تا ۵۸۰ هزار قیمتشان است.

    شرایط افغانستانی‌ها، کارتن‌خواب‌ها و معتادان مولوی

    فروشنده‌ی افغانستانی در پاسخ به این سوال خبرنگار که با توجه به کاهش قدرت خرید مردم، به مشتری‌ها تخفیف می‌دهید یا نه، می‌گوید «آره تخفیف می‌دیم.»

    کار در ایران برای او «خوب» است و جزو مهاجران مجاز به حساب می‌آید. فروشنده‌ی دیگری، اما درباره‌ی تخفیف می‌گوید «نه. قیمتا مناسبن. ما که حمال بقیه نیستیم!»

    یکی از مغازه‌دار‌های لوازم آشپزخانه درباره کارگران افغان می‌گوید «معمولا بیشترشون کارت دارند، چون کسی سرمایه‌ش رو دستِ کارگر بی‌مدرک و غیرمجاز نمی‌ده. البته برای افغان‌ها ایران خیلی خوبه.

    مدرسه که رایگان، بیمارستان که رایگان. کلا انگار مملکت برای اوناس. اشکالی نداره، بذار بشن ارباب ما! امکانات ایرانی‌ها شده مال افغان‌ها. ناراحتیم از این وضع. امتیاز مال اوناس. مرز‌ها رو هم باید ببندن که افغان‌ها نیان.»

    او حرف‌هایش را این‌طور ادامه می‌دهد «البته نیروی انتظامی صبح به صبح می‌آد اینجا، افغانی‌های غیرمجاز رو می‌بره. کارتن‌خواب‌ها و معتاد‌ها هم ۵-۶ ماهه که دیگه اطراف اینجا نیستن. می‌گن کارتن‌خواب‌ها و معتاد‌ها رو بردن تو شورآباد، یه جای خوبی رو هم براشون درست کردن. قبلا تو هر سطل آشغال سه چهارتا معتاد می‌دیدی، اما الآن نه.»

    خانم قیمت کارد و چنگال‌ها را می‌پرسد و می‌رود. او درباره‌ی علت خرید نکردنش این‌طور توضیح می‌دهد «نخریدم، چون گرونه. افتضاحه. دستی ۴۵۰-۵۰۰ هزاره! قیمت‌های مولوی هم مثل بیرونه فقط خوبی‌ش اینه که تنوع داره.»

    پسر جوانی الیاف می‌فروشد. وقتی خبرنگار درباره‌ی رضایتش از فروش می‌پرسد، با کلمه‌ی «شکر» جواب می‌دهد. الیاف ژله‌ای: ۱۸۰ هزار | الیاف توپی: ۱۲۰ هزار به بالا | الیاف ساده: ۱۲۰ هزار به بالا قیمتشان است.

    پیرمردی که ۵۰ سال است تشک درست می‌کند، در یکی از کوچه‌های مولوی می‌گوید «از ۱۵ زار تشک درست کردم تا ۵۰۰ هزار تومان. اگه روزی یک میلیون هم کار کنم، نمی‌تونم یک کیلو گوشت بخرم. اینو به مسئولین کشور بگو. سالی به ۱۲ ماه زن و بچه‌ی من رنگ گوشت نمی‌بینن. گرونی شده. این شد مملکت ما! عزت زیاد دخترم. برو به بزرگان مملکت بگو. بیان منو ببرن اعدام کنن!»

    سه خواهر ساعت ۳ بعد از ظهر منتظر اسنپ هستند. یکی‌شان برای جهیزیه روتختی ۸ میلیونی خریده است. هر سه‌شان از قیمت‌ها شاکی‌اند.

    یکی‌شان رنده استیل را ۴۸۰ هزار تومان خریده است. خواهرش می‌گوید «هرچی خریدیم لازم بوده. وسیله‌های سرویس بهداشتی یا مثلا رختخوابمون دیگه از بین رفته! نمی‌تونیم سالی یک‌بار هم بیایم. چه خبره جنس پلاستیکی رو می‌دن ۸۰۰ تومن!»

    آنها برای «خرده‌ریز» آشپزخانه و سرویس بهداشتی نفری یک و دو میلیون خرید کرده‌اند که به قول خودشان برایشان «گران» تمام شده است!

     

  • بازار شب عید را گرانی برد، مسئولان سازمان تعزیرات حکومتی را خواب! / مردم قیمت ها را که می بینند، کالا را در قفسه می گذارند و می روند!

    بازار شب عید را گرانی برد، مسئولان سازمان تعزیرات حکومتی را خواب! / مردم قیمت ها را که می بینند، کالا را در قفسه می گذارند و می روند!

    به گزارش اقتصادران، در روزهایی که به ماه رمضان و ایام عید نزدیک می ‌شویم، سازمان ها و نهادهای نظارتی به یاد نظارت و کنترل بازار افتاده و به جای اینکه سرمنشا و حلقه اصلی (تولیدکنندگان و صنایع بزرگ کالاهای اساسی، خوراکی، غیرخوراکی و بهداشتی و فروشگاه های بزرگ) را نشانه بگیرند، بارِ ناکارآمدی و کوتاهی خود را بر کسبه و مغازه های کوچک وارد می کنند و شب عید با بهانه های مختلف و جریمه و پلمب به ظاهر می خواهند بازار را کنترل کنند و بگویند که ما به تکلیف خود عمل کردیم. این درحالی است که عاملان اصلی گرانی و افزایش قیمت و نابسامانی بازار همان وزارت صمت، وزارت جهاد کشاورزی، سازمان تعزیرات حکومتی و سازمان حمایت و دیگر تولیدکنندگان و صنایع بزرگ و اصناف هستند که دقیقه نود به یاد رسیدگی و نظارت اوضاع می افتند و در طول سال از متولیان این شرایط حمایت می کنند.

    ورود دیرهنگام مسئولان به بحث گرانی و افزایش قیمت ها!

    روز یکشنبه، محمدرضا عارف، معاون اول رئیس‌جمهور در جلسه ستاد تنظیم بازار از تامین ارز کالاهای اساسی با نرخ مصوب ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی برای سال آینده خبر داد و گفت: تجربه هر ساله حاکی از آن است که در ایام نوروز و ماه رمضان با تورم روبرو می‌ شویم اما امسال تصمیم دولت مهار تورم و جلوگیری از گرانفروشی است که پای آن هم می‌ ایستیم‌.

    همچنین علی فرهادی، رئیس جدید سازمان تعزیرات حکومتی با اشاره به آغاز گشت‌های مشترک ماه مبارک رمضان و نوروز ۱۴۰۴، گفت: از امروز همکاران ما با همکاری دستگاه‌های نظارتی حضورشان را در بازار نشان می‌دهند. این حضور که از امروز شروع می‌شود و تا پایان نوروز ادامه دارد، هم در مراکز خرده فروشی و هم عمده فروشی برای اطمینان از فروش کالا و سلامت و وضعیت قیمت در همه رده‌ها حتی در ساعات تعطیل هم انجام می‌ شود. مردم گزارش‌ های خود را اعلام کنند. به محض اطلاع از شکایت شهروندان به علت گرانفروشی، وظیفه سازمان تعزیرات است که ورود کرده و موضوع را رسیدگی کند.

    سازمان تعزیرات حکومتی یا سازمان نظاره گر؟!

    از آنجا که طبق گفته سازمان تعزیرات حکومتی تا شکایتی از سوی افراد حقیقی و حقوقی ثبت نشود، این سازمان نمی تواند به بحث گرانی، کم فروشی و تقلب و … در بازارهای مختلف کشور ورود کند، به نظر می رسد ساختار و وظایف این سازمان بیش از پیش ناشفاف و نامشخص شده و همچون گذشته تاثیر جدی بر بازار ندارد. این درحالی است که سازمان های نظارتی از جمله سازمان تعزیرات حکومتی باید در برابر بی عدالتی و تخلف گسترده در بازارهای مختلف از جمله تولیدکنندگان و صنایع بزرگ کشور ورود کند و سریع، قاطع، فوری و قانونی وارد عمل شود و حقوق مردم را مطالبه کند اما این سازمان آنجا که باید ورود کند، در مقابل تخلفات گسترده خودروسازان (از گرانفروشی، کم فروشی و عدم پایبندی به تعهدات) و گرانفروشی و کم فروشی شرکت های لبنیاتی، گرانی و کمبود بازار مسکن و رهن و اجاره، بازار ارز و طلا و گرانی قیمت بلیط وسایل حمل و نقل و تخلفات دیگر تولیدکنندگان و صنایع بزرگ منفعل است و عنوان می کند که دولت نمی تواند به دلیل وجود رقابت به بحث قیمت گذاری وارد شود اما به دلایل نامعلوم، تولیدکنندگان خرد، کسبه و مغازه دارانی را نشانه می گیرد که حلقه آخر اقتصاد ایران محسوب می شود و با این روش اقتصاد مبهم ایران را به اقتصادی شتر، گاو پلنگ تبدیل می کنند که نه دولتی است، نه خصوصی و نه خصولتی است.

    در این میان با کم کاری و بی تفاوتی نهادهای نظارتی، تولیدکنندگان بزرگ کالاهای اساسی خوراکی و غیرخوراکی، خودروسازان و صاحبان اصلی بازارهای مختلف از جمله مسکن، طلا و ارز و … خودسرانه قیمت گذاری می کنند و قیمت ها نه سالانه و چند ماه یک بار، بلکه ماهیانه، دو هفته یکبار و اخیراً بعضا هر هفته و چند روز یکبار تغییر می کند و این روند آنقدر به پدیده ای معمول تبدیل می شود که سازمان تعزیرات حکومتی منتظر می نشیند تا برای مثال سازمان حمایت یا وزارت صمت از خودروسازان شکایت کنند و بعد بررسی و در آخر جریمه ای که هیچ بازدارندگی ندارد را صادر کند و یا مردم با سامانه یا تلفن این سازمان تماس بگیرند و در خوشبینانه ترین حالت بررسی کند اما سوال این است، مگر مسئولان این سازمان نظارتی در این جامعه زندگی نمی کنند و از اوضاع بازارها خبر ندارند؟ مگر مسئولان این سازمان به فروشگاه یا سوپرمارکت مراجعه نمی کنند و از افزایش مستمر و بی رویه قیمت ها خبر ندارند؟

    گرانی قانون ندارد

    طبق گزارش مرکز آمار ایران، شاخص قیمت مصرف‌ کننده در بهمن ماه سال ۱۴۰۳ نسبت به ماه قبل ۴٫۱ درصد افزایش یافته است و تورم نقطه‌ای برای نخستین بار در یک سال گذشته به بیش از ۳۵ درصد رسیده است و طبق گفته رئیس سابق سازمان برنامه و بودجه کشور، این روند در ماه‌ های آینده نیز تشدید خواهد شد.

    بر اساس نظرات مردم، گرانی قانون ندارد. فروشگاه های بزرگ زنجیره ای به محض تغییر قیمت ها در بازار و یا احتمال و شایعه افزایش قیمت ها، کالاها را از قفسه ها جمع می کنند و به محض اعلام قیمت های جدید، نرخ اجناسی که از قبل خریدند و در انبار موجود داشتند را تغییر می دهند و دوباره در قفسه ها قرار می دهند و یا در بهترین حالت همان کالایی که دو هفته پیش خریداری کرده را به اسم قیمت قدیم می فروشند و یک منتی هم بر سر مردم می گذارند. این درحالی است که قیمت قدیم مربوط به یک هفته و حداکثر دو هفته پیش است.

    طبق بررسی ها، هم اکنون نه تنها در فروشگاه های زنجیره ای و میادین میوه و تره بار بلکه در سوپرمارکت ها هم حبوبات خصوصا لوبیا چیتی پیدا نمی شود. اگر هم پیدا شود خیلی گران است. در فروشگاه های بزرگ زنجیره ای مرغ های جوجه، کوچک و استخوانی که وزن مشخصی هم ندارد، هر عدد ۱۰۰ هزار تومان به فروش می رسد. قیمت مرغ درشت تر کیلویی ۸۵ هزار تومان است که در مغازه های سطح شهر به بالای ۱۰۰ هزار تومان می رسد. گوشت قرمز هم که قیمت مشخصی ندارد و به کیلویی ۷۰۰ و بعضا ۸۰۰ تا یک میلیون تومان هم می رسد. تا جایی که مدیرعامل اتحادیه دام سبک درخصوص تفاوت بیش از ۳۰۰ هزار تومانی قیمت گوشت از تولید تا مصرف، گفته است: قیمت منطقی لاشه گوسفند درب کشتارگاه ۵۷۰ هزار تومان است و نرخ ۸۰۰ تا ۹۰۰ هزار تومانی در خرده‌ فروشی‌ ها منطقی نیست.

    از سوی دیگر در بازار میوه و حبوبات کار به جایی رسیده که وزارت جهاد کشاورزی، صادرات سیب زمینی و انواع حبوبات را به مدت ۲ ماه ممنوع اعلام کرده است. در این بازار یک روز سیب زمینی کمیاب می شود و روز دیگر گوجه فرنگی و خیار و هم اکنون نیز کیوی و موز به قیمت دلار فروخته می شود. کیوی که تا دیروز، میوه خاصی برای خرید نبود حالا به یک میوه لوکس تبدیل شده است و نه تنها در میادین میوه و تره بار پیدا نمی شود بلکه در مغازه ها از کیلویی ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان به فروش می رسد.

    بازار برنج، لبنیات، روغن و شکر نیز با افزایش قیمت مواجه شده است، به طوریکه طبق گفته صنف قنادان هم اکنون مشکل روغن و شکر تهیه شیرینی شب عید و زولبیا و بامیه ماه رمضان را با مشکل مواجه کرده است.

    وضعیت قبوض آب و برق، گاز و تلفن نیز آنقدر مبهم است که طبق گفته سیدهاشم اورعی، استاد دانشگاه صنعتی شریف، “اگر در خیابان از ۱۰۰ نفر در خصوص قبض برقشان بپرسید، هیچ کدام متوجه جزئیات آن نمی‌ شوند و حتی ما گاهی به شوخی می‌ گوییم خودش ۳ واحد دانشگاهی است. نمی دانم از نادانی است یا کلک اما قبض برق را طوری پیچیده می‌ نویسند که فقط رقم نهایی آن را نگاه می کنیم و متوجه می‌ شویم. حتی بنده هم که ۴۰ سال است در این زمینه سابقه دارم متوجه نمی‌ شوم.”

    مردم قیمت ها را که می بینند، کالا را در قفسه می گذارند و می روند

    یک مغازه دار درخصوص گرانی و افزایش قیمت کالاهای اساسی به خبرنگار رکنا گفت: “ما هر دو هفته یک بار و بعضا هر هفته با قیمت های جدید مواجه می شویم و این می شود که مردم هر روز شوک می شوند.

    وی با بیان اینکه قدرت خرید مردم هر روز کم تر از دیروز می شود، گفت: ما مغازه داران از این وضعیت رضایت نداریم. زیرا وقتی مردم خرید می کنند ما خوشحال می شویم اما اغلب مردم که وارد سوپرمارکت می شوند بعد از دور زدن کل مغازه و بالا و پایین کردن اجناس و دیدن قیمت ها، کالا را در قفسه می گذارند و می روند و یا به خرید ارزان ترین ها بسنده می کنند. البته ارزان ترینی که برای آنها همچنان گران است. خصوصا درباره کالاهای اساسی و مغذی مانند لبنیات، تخم مرغ، حبوبات و … که باید در سفره مردم باشد و برای سلامت مردم، کودکان و سالمندان بسیار مهم است.”

    گفتنی است، غفلت و کوتاهی سازمان حمایت، وزارت جهاد کشاورزی، وزارت صمت، انجمن ها و اصناف مختلف و سازمان های نظارتی خصوصا سازمان تعزیرات حکومتی نسبت به عملکرد تولیدکنندگان و صنایع بزرگ که دارای امتیاز، تسهیلات و رانت های بزرگ هستند، باعث شده تا هر روز شاهد تخلفات گسترده و عدم رعایت قیمت های مصوب باشیم. غفلتی که باعث شده برای مثال شرکت های لبنیاتی در سال چند بار قیمت های محصولات خود را بالا ببرند و دست آخر که اجناس خود را فروختند، سازمان تعزیرات حکومتی به بهانه کنترل با جریمه هایی که اغلب بازدارنده نیست، وارد عمل شود و در نهایت مانوری با حضور صداوسیما در چند مغازه و کسبه کوچک انجام دهد. حضور در مغازه و کسبه های کوچکی که حلقه آخر افزایش قیمت ها و گرانی ها محسوب می شوند و با این اقدام نه تنها گره ای از این وضعیت نابسامان باز نمی شود که مردم را با چالش های جدی تر در تامین کالاهای اساسی مواجه می سازند و سفره خانواده‌های بی درآمد، کم درآمد و کارگران و بازنشستگان (با عیدی حدود ۳ میلیون تومان)، افراد بدون شغل و درآمد ثابت و پایدار، زنان سرپرست خانوار و معلولان را بیش از پیش کوچک می کنند و در آخر مشخص نیست با نزدیک شدن به شب عید و ماه رمضان مردم قرار است سفره های خود را با چه چیزهایی رنگین کنند.

    فروشگاه های شهر به موزه تبدیل شده و مردم برای تماشا می آیند و نه خرید!

    اگر از گرانی کالاهای اساسی (خوراکی و غیرخوراکی) و یا حذف آجیل و شیرینی شب عید مردم گذر کنیم، خرید پوشاک شب عید که رسم دیرینه مردم ایران است، نیز با گرانی و افزایش قیمت های عجیب مواجه شده است.

    یکی از فروشندگان پوشاک در پاساژ مرکز شهر تهران در این خصوص به خبرنگار رکنا گفت: اغلب مردم فقط برای تماشا می آیند. مثل این است که فروشگاه های سطح شهر به موزه تبدیل شده و وقتی مردم برچسب قیمت ها را می بینند، آهی می کشند و می روند. قدرت خرید مردم به شدت پایین آمده است.

    این مغازه دار گفت: امسال در فصول تخفیف ما مجبور شدیم که اجناس خود را جمع کنیم و در انبار بگذاریم، چون نمی دانیم سال آینده می توانیم جنس را در بازار پیدا کنیم یا نه و به همین دلیل اجناس ارزان تر را برای تخفیف می آوریم که از کیفیت پایین تری برخوردار است اما مردم توان خرید همان را هم ندارند. چه برسد به اجناس به اصطلاح جدید و نیو کالکشن که برای شب عید آورده ایم.

    بعد از گذشت حدود نیم قرن از انقلاب اسلامی مشکل مسکن حل نشده است

    طبق آخرین بررسی ها ۷۰ درصد درآمد خانوارها صرف اجاره بها می شود و ۱۰۰ سال طول می کشد که دهک های پایین جامعه خانه دار شوند. این درحالی است که میانگین خانه دار شدن در کشورهای جهان در بدترین حالت بین ۸ تا ۱۵ سال است.

    براساس گزارش صدا و سیما: طبق آمار رسمی به ثبت رسیده از سوی وزارت مسکن و شهرسازی، نرخ جمعیت زیر خط فقر مسکن در ایران ۱٫۸ برابر نرخ متعارف جهانی است. ۴۰ درصد از خانوار ایرانی زیر خط فقر مسکن به سر می‌برند و خانواده‌هایی که بیش از ۳۰ درصد هزینه ماهانه یا سالانه خود را صرف اجاره بها و هزینه‌ های مرتبط با تهیه مسکن می‌ کنند، فقیران مسکن محسوب می‌ شوند. این نرخ در تهران به ۷۰ درصد جمعیت استان رسیده است.

    مطابق گزارش سازمان ملی زمین و مسکن، بیش از ۴ میلیون و نیم خانواده در ایران هیچ مسکنی ندارند و طبق گزارش مرکز پژوهش‌ های مجلس، بیش از نیمی از خانوارهای ایرانی در بدمسکنی( آپارتمان های اشتراکی، پارک خوابی، پشت بام خوابی، اتوبوس خوابی، اتومبیل خوابی و …) به سر می‌ برند و بدمسکنی ۳۳ درصدی در اوایل دهه ۹۰، با پایان این دهه به ۵۵ درصد رسیده است.

    مشکل تهیه یک سرپناه حتی یک خانه اجاره ای، درحالی به معضلی برای خانوارهای ایرانی تبدیل شده که سازمان‌ های متعدد و موازی وزارت مسکن و شهرسازی، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، سازمان ملی زمین و مسکن، ستاد اجرایی فرمان امام، بنیاد مستضعفان و موسسه ها و شرکت های زیرمجموعه این سازمان ها و نهادها همه با انواع اعتبارات، امتیازات، تسهیلات و منابع و بودجه های کلان، در این ۴۶ سال متولی اصلی تامین مسکن کشور بودند و با سازمان های عریض و طویل و هزینه های کلان هزاران هزار میلیاردی نتوانستند گامی در حل این مشکل بردارند و حتی تکلیف طرح های حمایتی از جمله طرح نهضت ملی مسکن بعد از گذشت ۵ سال مشخص نیست و این می شود که کار به جایی رسیده است که محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی می گوید: بعد از گذشت چند دهه نتوانستیم مشکل مسکن را حل کنیم.

    پرسشی که مطرح می شود این است که در تمام این بازارها و در شرایط گرانی ها، افزایش قیمت ها و کم فروشی ها که دیگر توانی برای مردم باقی نگذاشته است، نقش وزارتخانه های مختلف، سازمان ها و نهادهای نظارتی، سازمان تعزیرات حکومتی و سازمان حمایت و دیگر متولیان چه بوده و تا امروز چه اقدامات اساسی انجام دادند؟ آیا با نزدیک شدن به شب عید و ماه رمضان ورود این دستگاه ها، سازمان ها و نهادها به بازار بسیار دیرهنگام نیست؟!

  • کولاک تورم در چله زمستان! + نمودار

    کولاک تورم در چله زمستان! + نمودار

    به گزارش اقتصادران، مرکز آمار امروز تازه‌ترین اطلاعات درمورد وضعیت تورم در بهمن ۱۴۰۳ را منتشر کرده است. بر اساس این گزارش سطح تورم ماهانه کل سبد مصرف خانوار به سطحی رسیده که از اسفند ۱۴۰۱ تاکنون بی‌سابقه بوده است. این اتفاق برای تورم خوراکی‌ها نیز رخ داده است. به باور اغلب اقتصاددانان تورم ماهانه بالاتر از یک درصد خطرناک محسوب می‌شود چرا که می‌تواند سطح تورم در طول سال را بالا نگه دارد؛ این در حالی است که تورم ماهانه بهمن از ۳ درصد نیز فراتر رفته است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که بالاترین تورم ماهانه از بین تمام گروه‌های خوراکی و غیرخوراکی برای دومین ماه متوالی مربوط به سبزی‌ها و حبوبات بوده است. تورم ماهانه میوه و خشکبار و نان و غلات، چای، قهوه و کاکائو نیز بالاتر از ۷ درصد برآورد شده است. با این حال، تورم سالانه کل کشور با وجود افزایش تورم ماهانه نسبت به دی ثابت مانده در حالی که تورم نقطه به نقطه افزایش یافته است.

    وضعیت قرمز قیمت‌ها در چله زمستان

    جدیدترین گزارش مرکز آمار نشان می‌دهد که تورم ماهانه در بهمن امسال به ۴٫۱ درصد رسیده و نسبت به دی افزایش قابل‌توجهی را تجربه کرده است. بررسی‌ها حکایت از آن دارد که تورم ماهانه ۴٫۱ درصدی از اسفند ۱۴۰۱ تا کنون بی‌سابقه بوده و رکورد ۲ ساله این شاخص شکسته است. این سطح در حالی برآورد شده که تورم ماهانه در ۲۱ ماه گذشته کمتر از ۳ درصد بوده است.

    تورم نقطه به نقطه نیز از ۳۱٫۸ درصد در دی به ۳۵٫۳ درصد در بهمن ماه افزایش یافته است. این شاخص نشان می‌دهد که قیمت یک سبد یکسان از کالا و خدمات در هر ماه چند درصد نسبت به همان ماه در سال قبل تغییر کرده است. آخرین باری که تورم نقطه به نقطه چنین سطحی را تجربه کرده به نیمه دوم سال گذشته باز می‌گردد.

    با وجود افزایش قابل توجه تورم به صورت ماهانه و نقطه به نقطه، تورم سالانه در مقایسه با دی تغییری نکرده و ثابت مانده است.

    رکورد ۲ ساله تورم خوراکی‌ها شکست

    ارقامی که تاکنون به آن‌ها اشاره شد مربوط به کل سبد مصرف خانوار است. این سبد، از دو گروه کالای «خوراکی، آشامیدنی و دخانیات» و «غیرخوراکی و خدمات» تشکیل شده است. مرکز آمار تورم ماهانه خوراکی‌ها را ۶٫۷ درصد اعلام کرده در حالی که این شاخص در دی ماه ۳٫۲ درصد بوده است. همچنین، تورم نقطه به نقطه خوراکی‌ها نیز به ۳۶٫۴ درصد رسیده که تقریبا ۹ واحد درصد نسبت به دی بالاتر است. به عبارت دیگر، تورم نقطه به نقطه خوراکی‌ها که در دی ماه از کانال ۳۰ درصد خارج شده بود، اکنون به کانال ۳۶ درصد رسیده است. تورم سالانه این گروه از کالاها نیز با ۰٫۶ واحد درصد افزایش نسبت به دی به ۲۶٫۶ درصد رسیده است.

    از سوی دیگر، تورم ماهانه اقلام خوراکی در این ماه ۲٫۹ درصد برآورد شده که تنها ۰٫۱ واحد درصد بالاتر از دی ماه است. نرخ نقطه به نقطه و سالانه این کالاها نیز به ترتیب ۳۴٫۸ درصد و ۳۴٫۹ درصد برآورد شده است. نکته قابل توجه این است که تورم سالانه این کالاها نسبت به دی کاهش یافته است.

    بررسی جزئی‌تر این ارقام نشان می‌دهد که تورمی‌ترین کالا در بین خوراکی‌ها مانند ماه گذشته «سبزی‌ها و حبوبات»‌با نرخ ۱۶٫۹ درصد بوده است. یعنی قیمت این اقلام در بهمن تقریبا ۱۷ درصد گران‌تر از دی بوده است. در رتبه دوم نیز میوه و خشکبار با تورم ۸٫۷ درصدی جای گرفته است. تورم ماهانه نان و غلات نیز به ۷٫۴ درصد رسیده که در ۲سال‌ونیم گذشته بی‌سابقه بوده است. کم‌تورم‌ترین کالا بین خوراکی‌ها، «گوشت قرمز و گوشت ماکیان» با نرخ ۱٫۷ درصد بوده است.

    در گروه اقلام غیرخوراکی و خدمات نیز «کالاها و خدمات متفرقه»‌با ۵٫۱ درصد و «تفریح و فرهنگ» با ۳٫۷ درصد در دو جایگاه نخست قرار گرفته‌اند.

    تورم بالاتر روستاها نسبت به شهر

    تورمی که به معمولا به آن استناد می‌شود، تورم کل کشور است که حاصل میانگینی از تغییر قیمت سبد مصرف یکسان خانوار در کل کشور است. این نرخ به تفکیک مناطق شهری و روستایی نیز محاسبه می‌شود.

    محاسبات مرکز آمار نشان می‌دهد که تورم ماهانه طی بهمن امسال در مناطق شهری ۴ درصد و در روستاها ۴٫۷ درصد بوده است. تورم نقطه به نقطه نیز در روستاها بالاتر از شهرها است در حالی که نرخ سالانه این شاخص رفتار متضادی از خود نشان داده است.

    به طور کلی، سطح تورم در بهمن ۱۴۰۳ به شکل بی‌‌سابقه‌ای در طول دو سال اخیر افزایش یافته و این رخداد نیز بیشتر متاثر از افزایش قیمت کالاهای خوراکی بوده است.

  • گرانی کولاک کرد / رشد «چند صد درصدی» قیمت سفره خانوار

    گرانی کولاک کرد / رشد «چند صد درصدی» قیمت سفره خانوار

    به گزارش اقتصادران، طبق اعلام مرکز آمار «خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات» تقریبا ۳۰ درصد از سبد مصرف خانوارهای کشور را به خود اختصاص داده‌اند. داده‌های این نهاد از متوسط قیمت کالاهای خوراکی منتخب در شهر تهران و مقایسه آن در دی ۱۳۹۹ و دی ۱۴۰۳ نشان می‌دهد که در همین بازه زمانی قیمت برخی کالاهای خوراکی حداقل ۴۰۰ درصد رشد کرده است.

    رشد قیمت سبد خوراکی از تورم کل جلو زد

    در ادبیات علمی اقتصاد، تورم به رشد مداوم سطح عمومی قیمت‌ها گفته می‌شود. در این تعریف، دو قید وجود دارد که تورم را از «گرانی» متمایز می‌کند: «مداوم» و «عمومی».

    بنابراین برای اینکه به وضعیتی تورمی گفته شود باید افزایش قیمت‌ها به صورت مداوم و مستمر در یک بازه زمانی رخ دهد و همچنین متوجه عموم کالاها باشد نه یک یا چند کالای به خصوص. از این رو، اگر رشد قیمت مداوم کالاهای خوراکی محاسبه شود نباید به صورت کلی به آن «تورم» گفت چرا که تنها به یک گروه کالایی معطوف شده است. در این حالت، باید به این نکته نیز توجه شود که در محاسبه علمی تورم، هر کالا بر اساس الگوی مصرف جامعه ضریب اهمیت مشخصی دارد در حالی که در محاسبه رشد قیمت خوراکی‌ها مسئله ضریب اهمیت مطرح نیست.

    مرکز آمار در جدیدترین گزارش خود، تورم کل ماهانه دی را ۲٫۹ درصد اعلام کرده است؛ یعنی قیمت یک سبد یکسان از کالا و خدمات برای یک خانوار ایرانی از آذر تا دی ۲٫۹ درصد بیش‌تر شده است. این سبد متشکل از کالای خوراکی، غیرخوراکی و خدمات است. طبق اعلام مرکز آمار، تورم خوراکی‌ها نیز بالای ۳٫۲ درصد بوده است.

    محاسبات اکوایران با استفاده از شاخص قیمت مصرف‌کننده حکایت از آن دارد که سطح عمومی قیمت‌ها (خوراکی و غیرخوراکی) از دی ۱۳۹۹ تا دی ۱۴۰۳ بیش از ۲۶۳ درصد افزایش یافته است. این در حالی است که خوراکی‌ها به تنهایی رشد ۳۲۶ درصدی را تجربه‌ کرده‌اند.

    بنابراین، به نظر می‌رسد افزایش قیمت اقلام خوراکی، آشامیدنی و دخانیات به تنهایی، بالاتر از تورم کل سبد مصرف خانوار بوده است. برای دستیابی به درک بهتر از وضعیت قیمت اقلام خوراکی، این تغییر قیمت برای اقلام موجود در «سبد مطلوب غذایی اکوایران» نیز محاسبه شده است.

    رشد ۳۳۰ درصدی قیمت در سبد معیشتی

    اکوایران با رصد داده‌های رسمی که توسط مرکز آمار منتشر می‌شود، شاخصی  توسعه داده که «هزینه ماهانه تأمین سبد غذایی مطلوب» را برای هر فرد ارزیابی می‌کند. این ابزار تحلیلی نه تنها تصویری واقع‌گرایانه از تغییرات قیمت‌ها ارائه می‌دهد، بلکه امکان بررسی روند افزایش هزینه‌های معیشتی را در بازه‌های زمانی مختلف برای سیاستگذاران و عموم مردم فراهم می‌آورد. البته باید توجه داشت که سبد پیشنهادی انستیتو تغذیه «گروه‌های خوراکی» مثل «لبنیات» و «حبوبات»‌ را در سبد جای داده اما سبد معیشتی اکوایران به جای استفاده از «گروه»، از برخی «اقلام خوراکی» منتخب در هر گروه استفاده کرده تا تخمین هزینه تامین آن ممکن شود. قیمت اقلام نیز بر اساس متوسط قیمت کالاهای خوراکی منتخب در مناطق شهری که مرکز آمارآن را اعلام می‌کند، بررسی شده است.

    از میان اقلام موجود در این سبد، کمترین درصد رشد قیمت ۱۳۳ درصد بوده که به «نان لواش» مربوط می‌شود. این رشد ۱۳۳ درصدی از دی ۹۹ تا دی سال جاری در شرایطی رخ داده که این نوع نان ارزان‌‌ترین نان سنتی است که در تمام شهرها پخت می‌شود و از لحاظ غذایی نیز ارزش پایینی دارد. همچنین، قیمت این نوع نان به صورت دستوری و دولتی تعیین می‌شود و قیمت‌ آن به راحتی افزایش نمی‌یابد.

    مرغ ماشینی و گوشت گاو یا گوساله نیز هر کدام به ترتیب ۳۲۳ درصد و ۴۳۱ درصد افزایش قیمت داشتند. از میان میوه‌ها، سیب و پرتقال با رشد قیمت ۲۸۸ درصدی و ۱۷۰ درصدی در میانه این طیف قرار گرفتند.

    نکته جالب توجه در این مقایسه، رشد قیمت سیب‌زمینی بوده که به بالای ۵۲۰ درصد رسیده است. این میزان، بالاترین رشد قیمت در این بازه زمانی و در بین اقلام مذکور بوده است. قیمت کل این سبد از دی سال ۹۹ تا دی ماه سال جاری، ۳۳۷ درصد گرانتر شده که بالاتر از تورم خوراکی مرکز آمار در همین بازه زمانی است. به نظر می‌رسد یکی از دلایل بالاتر بودن تورم سبد معیشتی نسبت به سبد خوراکی مرکز آمار، تفاوت جامعه آماری باشد. مرکز آمار در محاسبات خود کل کشور و خانوارها را در نظر می‌گیرد در حالی که برای ارزیابی قیمت سبد معیشتی از «متوسط قیمت خوراکی در مناطق شهری» مرکز آمار استفاده شده است.

  • بخش زیادی از گرانی ها دست ما نیست + فیلم

    بخش زیادی از گرانی ها دست ما نیست + فیلم

    به گزارش اقتصادران، در چندماه اخیر افزایش قیمت‌ها از بازار دلار، طلا و سکه آغاز شده و به سیب‌زمینی و برنج رسیده است.

    درحالی که یکی از وعده‌های اصلی مسعود پزشکیان جلوگیری از افزایش شدید قیمت‌ها و بهبود وضعیت معیشتی مردم بود، اما همچنان قیمت بسیاری از کالاها همچنان افزایشی بوده و کنترل برخی بازارها نیز از دسترس خارج شده است.

    صبح امروز مسعود پزشکیان، رئیس جمهور  در واکنش به افزایش قیمت کالاها گفت: گرانی به مردم فشار می‌آورد؛یک مقدار آن دست ماست و مقداری دست ما نیست.

     

     

  • بلایی گه گرانی بر سر مردم آورد / مرغ و تخم و پنیر جای گوشت و برنج و شیر را در سفره های ایرانی گرفت! + نمودار

    بلایی گه گرانی بر سر مردم آورد / مرغ و تخم و پنیر جای گوشت و برنج و شیر را در سفره های ایرانی گرفت! + نمودار

    به گزارش اقتصادران، گزارش بانک مرکزی از بودجه خانوار شهری از تغییر معنادار الگوی مصرف مواد غذایی در سال‌های اخیر و کاهش مصرف گوشت قرمز، برنج و شیر و افزایش مصرف مرغ، تخم مرغ و پنیر حکایت دارد.

    انتشار جزئیات گزارش بودجه خانوار شهری توسط بانک مرکزی نشان می‌دهد که سرانه مصرف مواد غذایی در ۱۰ سال اخیر از ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۲ به طور معناداری تغییر کرده است. همزمان با کاهش مصرف گوشت قرمز، شیر و برنج، مصرف تخم مرغ و پنیر افزایش یافته است.

    بانک مرکزی به تازگی گزارش بودجه خانوار شهری در سال ۱۴۰۲ را منتشر کرده است. براساس این گزارش متوسط هزینه خانوار شهری در طول سال گذشته ماهانه ۲۸ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان بوده که نسبت به ۱۴۰۱ رشد ۴۸.۳ درصدی داشته است. همچنین متوسط درآمد خانوار شهری در سال گذشته ۲۷ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان بوده که نسبت به سال ۱۴۰۱ رشد ۴۷.۴ درصدی داشته است. به این ترتیب مشخص می‌شود که هزینه خانوار از درآمد خانوار بیشتر شده است.

    در همین حال بانک مرکزی جدولی از مصرف اقلام غذایی به تفکیک خانوار را منتشر کرده است. با این حال، چون بعد خانوار در سال‌های اخیر تغییر داشته است، با تقسیم این ارقام به بعد خانوار سرانه مصرف هر یک از اقلام غذایی به دست آمده است که در جدول و نمودار روند مصرف اقلام غذایی و تغییرات آن را از سال ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۲ ملاحظه می‌فرمایید. براساس این جدول همزمان با تورم فزاینده سال‌های اخیر و افت قدرت خرید خانوارها، سرانه مصرف برخی اقلام غذایی کاهش محسوسی داشته است. به عنوان مثال سرانه مصرف برنج از ۳۴.۸۸ کیلو در سال ۹۳ به ۳۰.۴ کیلو در ۱۴۰۰ رسیده است. سرانه مصرف گوشت دام (گوشت قرمز) از ۱۱.۹۲ کیلو در سال ۹۳ به ۹.۷۳ کیلو در سال ۱۴۰۲ کاهش یافته است. همچنین مصرف شیر نیز از ۳۸.۹۵ کیلو در سال ۹۳ به ۳۲.۸۳ کیلو در سال ۱۴۰۲ رسیده است. در مقابل در همین بازه زمانی از ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۲ مصرف گوشت پرندگان (مرغ) از ۲۵.۸۷ کیلو به ۳۲.۵۲ کیلو، مصرف تخم مرغ از ۱۰.۴۷ به ۱۴.۸۹ و پنیر از ۶.۶۹ به ۹.۴۲ کیلو افزایش یافته است.

    در حقیقت فارغ از ارزش غذایی و الگوی غذایی سالم، تغییرات این نوع مصرف را می‌توان مبتنی بر افت قدرت خرید خانوار و تغییر رویکرد از مصرف مواد غذایی گران‌تر از جمله گوشت و برنج به مواد غذایی ارزان‌تر نظیر مرغ، تخم مرغ و پنیر دانست.

     

  • روغن در بازار کمیاب شد / دومینوی گرانی باز هم به روغن رسید

    روغن در بازار کمیاب شد / دومینوی گرانی باز هم به روغن رسید

    به گزارش اقتصادران، گرانی هر روز با یک نحو و سبکی وارد بازار مواد خوراکی مورد نیاز مردم می‌شود. کالا‌های اساسی و ضروری سفره‌های مردم با تنش تورم، روز به روز افزایش قیمت دارند و این موضوع با توجه به توان مالی مردم باعث کوچک‌تر شدن سفره‌ها شده است.

    این در حالی است که رئیس هیئت مدیره انجمن روغن نباتی گفته روغن به‌وفور در حال عرضه است اما مشاهدات خبرنگار اقتصاد ۲۴ از کمبود و محدودیت عرضه روغن نباتی در بازار حکایت دارد.

    البته خروجی این اتفاقات به محدودیت فروش روغن در فروشگاه‌ها منجر شده است. در بسیاری از فروشگاه‌ها مردم تنها می‌توانند دو بطری روغن آن هم با دو کارت بانکی متفاوت خریداری کنند. این موضوع موجب تشدید نگرانی‌ها در میان مصرف‌کنندگان شده است.

    پس از وقوع نابسامانی در بازار روغن کشور بود که رییس هیئت مدیره انجمن روغن نباتی مدعی شد که هیچ محدودیتی برای عرضه روغن به مردم وجود ندارد.

    البته جدای از اظهارات رئیس هیئت مدیره انجمن روغن نباتی، باید پذیرفت زمانی که یک سرمایه گذار قصد خروج از یک کشور را دارد یک شبه این اتفاق نمی‌افتد، اما در پروسه انجام چنین اقدامی حداقل یکسال زمان برای تکمیل خروج سرمایه صرف می‌شود و در همین مدت زمان باید جایگزین مناسبی به جای سرمایه گذار قبلی تعیین شود تا چرخه تولید و توزیع دچار اختلال نشود. متاسفانه به دلیل تحریم‌ها اجرای چنین اقداماتی نه برای دولت و نه بخش خصوصی آسان و گا‌ها شدنی نیست.

    حذف تدریجی روغن از سبد خانوار‌ها

    روغن به عنوان یک کالای استراتژی جایگاه ویژه‌ای در سبد خانوار‌ها دارد و تامین این محصول همواره با وجود تشدید تحریم‌ها برای تولید کنندگان بسیار سخت و گران تمام می‌شود.

    دولت در این بین تنها نقش کاتالیزور جهت سرعت بخشی به اجرای گرانی محصولات به ویژه روغن را به خوبی ایفا می‌کند و در این بین مردم برای تهیه این محصول یا با گرانی بیش از انتظار مواجه می‌شوند و یا سرگردان در بازار به دنبال یک حلب روغن خواهند بود.

    روغن کمیاب و گران شد

    حلب روغن ۴ کیلویی در بازار به ۲۹۰ هزار تومان رسیده و این رقم نسبت به ماه گذشته حدود ۱۰ درصد بدون دستور العمل رسمی، افزایش قیمت داشته است. البته این گرانی شامل تمام بسته‌های روغن نباتی خوراکی در بازار شده است.

    البته روغن مایع سرخ کردنی نیز در بازار کمیاب شده و هیچ یک از فروشندگان و توزیع کنندگان روغن دلیل کمبود را مرتبط با آزاد سازی قیمت دلار می‌دانند.

    گرانی ارز در طی یک ماه اخیر شرایط اقلام ضروری و غیر ضروری را برای تولید و مصرف کننده بسیار سخت کرده است به طوری که در این مدت زمان کوتاه به حدی در بازار مصرف زلزله انداخته است که مردم در همین ابتدای راه آزاد سازی دلار، قید خرید برخی از اقلام را زده‌اند.

    برای تامین روغن چه می‌کنند

    کمبود و گرانی کالاهای اساسی در کشور موضوع جدیدی نیست. تجربه نشان داده شده که با کمبود توزیع یک کالا بلافاصله بعد از توزیع فراوان و تزریق محصولات به بازار، محصول تازه رسیده به بازار توزیع با افزایش قیمت چشمگیر مواجه می‌شود و مردم باید همان کالا را با چند درصد افزایش خریداری کنند.

    کمبود و گرانی محصولات و کالاهای اساسی بار‌ها در اقتصاد کشور تکرار شده و سرپوشانی بر چنین مواردی، برای مردم مصرف کننده نخ نماست، اما همین مردم در همین شرایط به ناچار باید اجناس و کالا‌های ضروری را همواره گران‌تر بخرند چراکه هنوز تحریم، کاهش تولید و افزایش نرخ ارز سه رکن اصلی گرانی‌ها در بازار مصرف است.