برچسب: گرانی

  • معیشت زیر تیغ دلال‌بازی / مکانیسم ماشه یا مدیریت نادرست داخلی؛ کدام کابوس خانوار ایرانی است؟

    معیشت زیر تیغ دلال‌بازی / مکانیسم ماشه یا مدیریت نادرست داخلی؛ کدام کابوس خانوار ایرانی است؟

    به گزارش اقتصادران، شرایط معیشت امروزه مردم ایران دست‌کمی از کابوس ندارد؛ تنها تفاوت بارز در این میان این است که کابوس‌ها با بیدار شدن فرد به پایان می‌رسند اما حداقل در کوتاه‌مدت به نظر نمی‌رسد این وضع پایانی داشته باشد.

    با فعال شدن اسنپ‌بک، شاهد شعار‌های زیادی از سمت مسوولان برای کنترل اوضاع بودیم اما با عبور برنج از مرز ۳۰۰هزار تومان همه این شعار‌ها تبدیل به باد هوا می‌شود؛ وقتی لوبیا‌چیتی کیلویی ۴۰۰‌هزار تومان می‌شود مشخص است که دیگر دوران شعار گذشته است.

    طبق آخرین گزارش مرکز آمار ایران، نرخ تورم سالانه گروه سبزیجات و حبوبات با ثبت ۶۶‌درصد بیشترین افزایش قیمت را در میان کالاهای اساسی داشته است. همچنین در مردادماه این گروه با تورم ماهانه ۷/۸‌درصد پس از میوه و خشکبار در جایگاه دوم قرار گرفته است. کارشناسان دلیل اصلی این جهش را تغییر سیاست ارزی و حذف ارز ترجیحی می‌دانند که با جایگزینی ارز مبادله‌ای هزینه واردات را بالا برد.

    در کنار آن، افزایش قیمت نهاده‌های کشاورزی مانند کود و سموم به دلیل تامین با ارز توافقی فشار مضاعفی بر تولید داخلی گذاشته است. همچنین براساس این گزارش، تورم سالانه کل به بالاترین سطح خود از اردیبهشت ۱۴۰۳ و تورم نقطه‌به‌نقطه کل به بالاترین سطح خود از خرداد۱۴۰۲ تاکنون رسیده است. همچنین تورم نقطه‌ای خوراکی‌ها نیز رکورد مشابهی به ثبت رسانده است.

    رکوردشکنی‌های آخرین آمار تورم

    تورم ماهانه در شهریور امسال به ۸/۳‌درصد رسیده در حالی که در ماه گذشته ۹/۲‌درصد بوده است. این رقم نشان می‌دهد که سرعت افزایش قیمت‌ها بالا رفته و خانوارهای کشور برای خرید یک سبد یکسان از کالا و خدمات در شهریور‌ماه ۸/۳‌درصد بیشتر از مرداد‌ماه هزینه کرده‌اند.  تورم نقطه‌به‌نقطه نیز از ۴/۴۲‌درصد به ۳/۴۵‌درصد افزایش یافته است. این شاخص نشان می‌دهد که قیمت سبد مصرف خانوار در شهریور ۱۴۰۴ نسبت به شهریور ۱۴۰۳ چه تغییری داشته است. نرخ سالانه این شاخص اقتصادی نیز از ۳/۳۶‌درصد به ۵/۳۷‌درصد رسیده که نمایانگر افزایش تورم بلندمدت است.

    چنانچه گفته شد تورم سالانه «میوه و خشکبار»، «نان و غلات» و «نوشیدنی‌ها» نیز هرکدام به بالاترین سطح خود حداقل از انتهای سال‌۱۴۰۲ تاکنون رسیده‌اند. تورم نقطه‌به‌نقطه نیز در ۱۰‌گروه کالایی رکورد مشابهی به ثبت رسانده است تا جایی که سطح فعلی شاخص کل نقطه‌به‌نقطه از خرداد۱۴۰۲ تاکنون بی‌سابقه بوده است.

    مکانیسم ماشه یا مدیریت نادرست داخلی؟!

    با دیدن این آمار انگشت اتهام بسیاری از افراد به سمت بحث فعال شدن مکانیسم ماشه می‌رود اما سوالی که ایجاد می‌شود این است که این آشوب در بازار تا چه اندازه نتیجه ضعف در نظارت و مدیریت داخلی است؟ تا چه اندازه می‌توانستیم جلوی این کابوس را برای خانوار ایرانی بگیریم؟

    وحید شقاقی‌شهری، کارشناس اقتصادی دراین‌باره به «جهان صنعت» گفت: از ابتدا معتقد بودم که این مکانیسم فراتر از تحریم‌های آمریکا نخواهد بود. تحریم‌هایی که آمریکا در سال‌های اخیر بر اقتصاد ایران اعمال کرده، اثرات خودش را گذاشته است اما در ادامه گفتم که مکانیسم ماشه یک بهانه و ابزار جدید در اختیار آمریکا قرار می‌دهد. بهانه‌ای که باعث می‌شود دیگر کشورها نیز از آن برای تحریم ایران استفاده کنند.

    شوک ناگهانی بر بازار

    شقاقی‌شهری درباره ناتوانی تیم اقتصادی دولت در مدیریت وضعیت فعلی گفت: یک اتفاق دیگر هم در داخل رخ داد که بسیار مشهود بود؛ ضعف تیم اقتصادی دولت. هم وزارت اقتصاد و هم بانک مرکزی باید از ماه‌ها قبل برنامه‌ریزی و آمادگی لازم را ایجاد می‌کردند. آنها می‌توانستند التهاب بازار را به تدریج کنترل و شرایط را طوری مدیریت کنند که شوک ناگهانی و بزرگی به کشور تحمیل نشود. حتی اگر قرار بود شوک منفی وارد شود، می‌شد این شوک به صورت تدریجی منتقل شود.

    وی ادامه داد: اما وزارت اقتصاد و بانک مرکزی عملا کنار کشیدند و گفتند این مسائل ربطی به ما ندارد. طبیعی است در چنین فضایی، گروه‌هایی که منتظر بهانه‌ای بودند، بیشترین بهره را ببرند. همان‌ها که منتظر بودند یک جهش شدید قیمتی اتفاق بیفتد. آمریکایی‌ها به دنبال بهانه بودند تا تحریم‌ها را نه با زور مستقیم بلکه با اتکا به بازگشت تحریم‌های سازمان ملل، دوباره و گسترده اعمال کنند. در داخل هم عده‌ای آماده بودند از این بهانه استفاده کنند تا جهش قیمت‌ها را رقم بزنند و منافع حداکثری خود را به دست آورند. متاسفانه در داخل هم هیچ برنامه روشنی برای مدیریت این شرایط طراحی نشده بود. این مرا بسیار نگران می‌کند. وزارت اقتصاد باید مسلط به اوضاع می‌بود، تصمیمات اصلاحی را پیاده می‌کرد و بانک مرکزی هم همین‌طور اما به نظر می‌رسد باز هم غافلگیر شدند.

    افسارگسیختگی نرخ ارز و نتایج آن

    بازار ارز در التهاب بی‌سابقه‌ای به سر می‌برد؛ شقاقی شهری در همین‌باره گفت: امروز قیمت دلار به عددهای غیرمنطقی مثل ۱۱۷‌هزار تومان رسیده است. در مرداد‌ماه حجم نقدینگی ما حدود ۱۱‌هزار همت بود. اگر دلار را ۱۱۰‌هزار تومان حساب کنیم، قدرت دلاری نقدینگی به حدود ۱۰۰‌میلیارد دلار می‌رسد؛ در حالی که در ۱۰سال اخیر هیچ‌وقت کمتر از ۱۴۰ یا ۱۵۰‌میلیارد دلار نبوده است. یعنی دولت آنقدر منفعل بود که امروز با چنین شرایطی مواجهیم. غربی‌ها برای به‌هم‌ ریختن اقتصاد کشور برنامه‌ریزی کرده بودند و موفق هم شدند، چون تیم اقتصادی دولت منفعل و رها عمل کرد. به نظر من وزیر اقتصاد و رییس بانک مرکزی باید پاسخگو باشند.

    وی ادامه داد: تصور کنید یک کارگر ساده بخواهد فقط هزینه نان روزانه‌اش را تامین کند یا اجاره خانه‌اش را در پایین‌ترین مناطق تهران بپردازد؛ حقوقش کفاف نمی‌دهد.

    وقتی دلار به ۱۱۶ یا ۱۱۸هزار تومان می‌رسد، باید انتظار تورم شدیدی در یکی، دو ماه آینده داشته باشیم.

    قدرت دلاری نقدینگی به پایین‌ترین سطح رسیده و شرایط واقعا عجیب و نگران‌کننده است. حتی در بدترین سناریو هم تصور نمی‌کردم که قدرت دلاری نقدینگی ایران زیر ۱۰۰‌میلیارد دلار بیاید. معنای این موضوع این است که اگر ما ۱۰۰‌میلیارد دلار پول داشته باشیم، می‌توانیم تمام ریال ۹۰‌میلیون ایرانی را از حساب‌های بانکی‌شان جمع کنیم. این عدد واقعا برای اقتصاد ایران عددی بسیار نازل است. اما مدیریت نادرست ما را به این شرایط رسانده است.

    رهاشدگی بازار کالاهای اساسی

    شقاقی‌شهری گفت: طبیعتا شرایط کنونی به تنهایی نباید تا به این اندازه روی بازار کالاهای اساسی اثر بگذارد اما واقعیت این است که ما در حوزه کالاهای اساسی هم دچار همان رهاشدگی هستیم. وزارت جهاد کشاورزی و وزارت صمت اقتدار لازم را برای مدیریت ندارند. باید هم اقتدارشان تقویت شود و هم نظارت‌های هوشمند.

    وی در خاتمه سخنانش گفت: کنترل بازار، مدیریت هوشمند واردات کالاهای اساسی و رصد گردش مالی ضروری است. در کنار اینها، دلال‌هایی که از شرایط فعلی سوءاستفاده می‌کنند هم به شدت به بازار لطمه زده‌اند. اینها همه مخل بازارند و اوضاع را به وضعیت نامطلوبی رسانده‌اند.

     

  • زور تورم به دستمزدها چربید / خانواده‌ ایرانی دیگر نه به فکر خرید گوشت است و نه میوه؛ او فقط می‌خواهد در سفره‌اش نان داشته باشد!

    زور تورم به دستمزدها چربید / خانواده‌ ایرانی دیگر نه به فکر خرید گوشت است و نه میوه؛ او فقط می‌خواهد در سفره‌اش نان داشته باشد!

    به گزارش اقتصادران، صبح‌های شهریور برای بسیاری از خانواده‌های ایرانی با حساب و کتاب‌های سخت آغاز شد و به انتها رسید. مادری که در صف نانوایی ایستاده، دیگر نه به فکر خرید گوشت است و نه به دنبال میوه‌های رنگارنگ بازار؛ او فقط می‌خواهد نان سفره‌اش را با قیمتی تهیه کند که هر روز گران‌تر می‌شود.
    پدری که قرارداد اجاره‌اش رو به پایان است، با نگرانی از تورم ۳۴ درصدی اجاره‌بها، به دنبال خانه‌ای کوچک‌تر در محله‌ای دورتر می‌گردد. کارمندی که حقوقش تنها چند ماه پیش ۲۰ میلیون تومان بود، حالا می‌بیند حتی برای سبدی از کالا‌های اساسی باید ۴۵ درصد بیشتر از سال قبل هزینه کند.
    این‌ها همه، اما تصویر کوچک، روایتی بزرگ‌تر از یک واقعیت تکان‌دهنده در اقتصاد ایران است: تورم شهریور ۱۴۰۴، رکورد ۲۸ماهه را شکست.

    تصویر کلی از آمار تکان‌دهنده شهریور

    بر اساس گزارش رسمی مرکز آمار، تورم نقطه‌به‌نقطه در شهریور ۱۴۰۴ به ۴۵.۳ درصد رسید و این بدان معناست که خانوار‌های ایرانی برای خرید مجموعه‌ای یکسان از کالا‌ها و خدمات، نسبت به شهریور ۱۴۰۳ باید تقریباً نصف بیشتر هزینه کنند.
    این رقم، بالاترین سطح از اردیبهشت ۱۴۰۲ تاکنون و یک رکورد بی‌سابقه در ۲۸ ماه اخیر است.

    تورم ماهانه نیز به ۳.۸ درصد رسید که دومین سطح بالای امسال و معادل جهش ۰.۹ واحد درصدی نسبت به مرداد است. تورم سالانه هم به ۳۷.۵ درصد صعود کرد و رکورد ۱۷ ماهه را شکست. این آمار‌ها یک پیام روشن دارند: اقتصاد ایران در مسیر بازگشت به دوران تورم‌های افسارگسیخته است.

    بنا بر این آمار، تورم نقطه به نقطه مصرف کننده خانوار در شهریور ماه در گروه مسکن، آب، برق، گاز و سایر سوخت‌ها در کانال ۴۱ درصد قرار دارد که نسبت به دیگر گروه‌ها، تورم بیشتری را تجربه کرده است. از سوی دیگر در گروه ارتباطات، تورم نقطه به نقطه مصرف کننده خانوار در این بازه زمانی ۲۱ درصد است که کم‌ترین تورم را در این بازه زمانی تجربه کرده است.

    نرخ تورم سالانه کشور در شهریور ماه ۱۴۰۴، برابر ۳۷.۵ درصد است که دامنه تغییرات آن برای دهک‌های مختلف هزینه‌ای از ۳۶.۸ درصد برای دهک دهم، تا ۳۸.۴ درصد برای دهک اول است. بر این اساس فاصله تورمی دهک‌ها در این ماه به ۱.۶ واحد درصد رسید که نسبت به ماه قبل (۱.۰ واحد درصد) ۰.۶ واحد درصد افزایش داشته است.

    مقایسه تورم نقطه به نقطه با شهریور ۱۴۰۳

    برای درک بهتر عمق بحران، کافی است به یک سال قبل بازگردیم. به گزارش اقتصاد ۲۴، در شهریور ۱۴۰۳، تورم نقطه‌ای در محدوده حدود ۴۲ درصد قرار داشت و بسیاری از تحلیلگران تصور می‌کردند با سیاست‌های انقباضی بانک مرکزی، این روند مهار خواهد شد. اما در طول ۱۲ ماه گذشته، مجموعه‌ای از فشار‌های سیاسی، مالی و پولی، تورم را دوباره به مدار صعودی بازگرداند.

    چنان که اکنون فاصله میان شهریور ۱۴۰۳ و شهریور ۱۴۰۴ حدود ۳ واحد درصد در تورم نقطه‌ای است، اما اهمیت ماجرا در «شتاب‌گیری» این روند است.
    در مرداد امسال، تورم نقطه‌ای ۴۲.۴ درصد بود و تنها طی یک ماه، نزدیک به سه واحد درصد افزایش یافت؛ جهشی که نشان‌دهنده ورود اقتصاد به یک چرخه جدید بی‌ثباتی است.

    جایگاه تاریخی تورم فعلی

    در این میان باید توجه داشت که تورم ۴۵ درصدی برای اقتصاد ایران عددی آشناست، اما تکرار آن در بازه‌ای طولانی، وضعیت را متفاوت می‌سازد.

    از سال ۱۳۹۷ به بعد، تورم بالای ۳۰ درصد تقریباً دائمی شد و اکنون برای ۶۱ ماه متوالی در این سطح باقی مانده است؛ رخدادی که در تاریخ اقتصاد معاصر ایران سابقه ندارد.
    کما این که در اوایل دهه ۷۰، اقتصاد ایران با تورم ۴۹ درصدی مواجه شد، اما این جهش موقتی بود و به سرعت کاهش یافت.

    همچنین در سال‌های ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۴، تورم حتی به زیر ۱۵ درصد رسید؛ اما از ۱۳۹۷ به بعد، هم‌زمان با بازگشت تحریم‌ها، بی‌انضباطی مالی و بحران ارزی، تورم بالا به یک واقعیت پایدار تبدیل شد.

    به بیان دیگر، اگرچه رقم ۴۵ درصدی بی‌سابقه نیست، اما «پایداری تورم بالا» طی پنج سال اخیر پدیده‌ای است که ساختار اقتصاد و معیشت خانوار‌ها را به شدت فرسوده کرده است.

    عوامل اصلی جهش تورم در شهریور

    در این میان یکی از موارد مورد توجه مساله جهش تورم است، چنان که برخی کارشناسان مجموعه‌ای از عوامل را در این جهش نقش‌آفرین می‌دانند؛

    ۱. نااطمینانی‌های سیاسی: شهریور ۱۴۰۴ تحت‌تأثیر تنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی بود. فعال‌سازی «مکانیسم ماشه»، جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل و بازگشت سایه تحریم‌ها، انتظارات تورمی را به‌شدت بالا برد.

    ۲. رشد نرخ ارز: نرخ ارز آزاد در شهریور با جهش ۱۱.۲ درصدی مواجه شد. با توجه به وابستگی بالای اقتصاد ایران به واردات کالا‌های واسطه‌ای و مصرفی، این جهش مستقیم به قیمت‌ها منتقل شد.

    ۳. نقدینگی و کسری بودجه: رشد نقدینگی در شهریور به ۳۷ درصد رسید؛ رقمی که بالاتر از متوسط جهانی و در تضاد با هدف‌گذاری‌های بانک مرکزی است. بخش مهمی از این رشد ناشی از استفاده گسترده دولت از تنخواه خزانه (حدود ۲۷۵ هزار میلیارد تومان در نیمه نخست سال) و افزایش بدهی به بانک مرکزی بود.

    ۴. فشار در بخش مسکن و اجاره‌بها: تورم اجاره‌بها به ۳۴ درصد رسید. رشد ماهانه قیمت مسکن نیز در شهریور شدت گرفت و متوسط قیمت هر متر مربع واحد مسکونی در تهران به ۱۲۵ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان رسید.

    ۵. جهش در خوراکی‌ها: خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها در شهریور با ۵۷.۵ درصد افزایش قیمت نسبت به سال گذشته، مهم‌ترین پیشران تورم بودند. نان و غلات با تورم نقطه‌ای ۹۴.۳ درصدی عملاً دو برابر شدند و میوه و خشکبار نیز افزایش ۷۷.۲ درصدی داشتند.

    مسکن و خوراکی‌ها در صدر فشار‌ها

    اما اصلی‌ترین بخش‌های تحت فشار را باید بخش مسکن و سبد غذایی دانست.

    انفجار تورمی در مسکن و اجاره

    مسکن در ایران به‌طور سنتی پیشران تورم بوده و شهریور ۱۴۰۴ نیز از این قاعده مستثنی نیست. افزایش انتظارات تورمی به سرعت به بازار مسکن سرایت کرده است. بسیاری از مستأجران در پایان تابستان مجبور شدند یا خانه‌های کوچک‌تر اجاره کنند یا به مناطق حاشیه‌ای مهاجرت کنند. این روند، نه‌تنها فشار مالی بر خانوار‌ها را افزایش داده بلکه پیامد‌های اجتماعی همچون تغییر ترکیب محلات شهری و افزایش مهاجرت درون‌شهری را نیز به همراه دارد.

    چنان که آمار منتشر شده نیز نشان می‌دهد، تورم مسکن در آخرین ماه از تابستان سال جاری رشد کرده است. تورم اجاره‌بها نیز همپای تورم مسکن حرکت کرده و افزایشی شده است. به‌نظر می‌رسد، افزایش انتظارات تورمی به دلیل ریسک‌های سیاسی، به بازار مسکن نیز سرایت کرده و سرعت رشد قیمت ملک را بالا برده است. بر این اساس، و بنا بر محاسبات تجارت نیوز، متوسط قیمت مسکن در تهران در شهریورماه ۱۴۰۴ به متری ۱۲۵ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان رسیده است.

    افزایش لجام گسیخته قیمت خوراکی‌ها و انفجار در سبد غذایی خانوار

    در همین حال باید توجه داشت که بخش مورد حمله جدی دیگر تورم سبد مواد غذایی بوده و وقتی قیمت نان دو برابر می‌شود، فشار بر دهک‌های پایین به اوج می‌رسد.
    سهم خوراکی‌ها در سبد هزینه خانوار‌های فقیر بیش از ۵۰ درصد است، در حالی که برای دهک دهم این سهم حدود ۱۵ درصد است. همین تفاوت باعث می‌شود شکاف طبقاتی و فشار بر اقشار ضعیف شدیدتر باشد. در دهک اول، تورم سالانه به ۳۸.۴ درصد رسید که بالاتر از دهک دهم (۳۶.۸ درصد) است.

    هم چنین در میان اقلام مختلف، میوه و خشکبار پرچمدار تورم ماهانه بوده‌اند. داستان تورم مواد خوراکی فقط به میوه محدود نیست. نان و غلات با ثبت تورم نقطه‌به‌نقطه ۹۴٫۳ درصدی به بالاترین سطح افزایش قیمت رسیده‌اند؛ رقمی که نشان می‌دهد کالای استراتژیکی مانند نان، تحت تأثیر مستقیم افزایش هزینه‌های تولید و تورم عمومی قرار گرفته است. پس از نان، میوه و خشکبار در رتبه بعدی قرار دارند.

    سبزیجات و حبوبات هم بیشترین رشد سالانه را تجربه کرده‌اند. این رشد چشمگیر در شهریور ۱۴۰۴ را باید در همان چارچوبی تحلیل کرد که برای میوه و خشکبار مطرح شد؛ چراکه این محصولات نیز بخشی از سبد کشاورزی کشور هستند و به طور طبیعی از همان عوامل اثر می‌پذیرند.

    پیامد‌های اقتصادی کلان این انفجار در تورم

    باید توجه داشت که اکنون اقتصاد ایران در آستانه ورود به یک چرخه رکود تورمی قرار دارد؛ وضعیتی که همزمان با رشد منفی و تورم بالا همراه است.
    آمار رشد اقتصادی فصل نخست ۱۴۰۴ منفی اعلام شده و افزایش مداوم قیمت‌ها، تقاضای مصرفی را کاهش داده است.
    به بیان دیگر، خانوار‌ها توان خرید خود را از دست داده‌اند و بنگاه‌ها نیز با کاهش فروش و افزایش هزینه‌ها مواجه‌اند. این ترکیب، به کاهش سرمایه‌گذاری، تعطیلی واحد‌های تولیدی و افزایش بیکاری منجر خواهد شد.

    تبعات اجتماعی و معیشتی یک بحران تورمی

    اما در این بین باید توجه داشت که افزایش پایدار تورم، صرفاً یک شاخص اقتصادی نیست؛ بلکه پیامد‌های اجتماعی عمیقی در پی خواهد داشت که به صورت کلی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.

    فرسایش طبقه متوسط: حقوق‌بگیران و کارمندان به تدریج به طبقات پایین‌تر سقوط می‌کنند.

    گسترش فقر: خط فقر در تهران در سال جاری به بالای ۴۰ میلیون تومان برای یک خانوار چهار نفره رسیده است.

    افزایش نابرابری: فاصله تورمی دهک‌ها در شهریور به ۱.۶ واحد درصد رسید؛ نشان‌دهنده فشار بیشتر بر فقرا.

    آسیب‌های روانی و اجتماعی: ناامنی معیشتی به اضطراب، مهاجرت و حتی افزایش جرایم اقتصادی دامن می‌زند.

    حال نیز با توجه به آمار منتشر شده، به نظر می‌رسد که بانک مرکزی عملاً هدف‌گذاری خود را از «تورم زیر ۴۰ درصد» به «مهار در کانال ۴۰ درصد» تغییر داده، اما با توجه به ریسک‌های سیاسی و مالی، احتمال بازگشت تورم نقطه‌ای به بالای ۵۰ درصد، مشابه اوایل سال۱۴۰۲ وجود دارد.

    اگر اصلاحات ساختاری در حوزه بودجه، سیاست پولی و مدیریت انتظارات تورمی انجام نشود، اقتصاد ایران در مسیر یک فروپاشی تدریجی معیشت خانوار‌ها قرار خواهد گرفت.
    در نهایت نیز تبعات اجتماعی این روند، شاید بسیار سنگین‌تر از آثار اقتصادی آن باشد؛ از افزایش مهاجرت نخبگان و جوانان گرفته تا تضعیف همبستگی اجتماعی و گسترش نارضایتی عمومی را می‌توان بخشی از این مشکلات عدیده دانست که اکنون نشانی آن در آمار تورم کشور دیده می‌شود.

  • کالاهای اساسی زیاد است؛ مردم توان خرید ندارند

    کالاهای اساسی زیاد است؛ مردم توان خرید ندارند

    به گزارش اقتصادران، درحالی که قیمت کالاهای اساسی افزایش قیمت افسار گسیخته‌ای در بازار دارند معاون وزیر جهاد کشاوزی با نگاه متفاوت به این گرانی‌ها، کاهش قدرت خرید مردم را عامل آن می‌داند و از وفور تامین این کالاها خبر داده است.

    به‌تازگی فتحی، معاون برنامه‌ریزی و اقتصادی وزارت جهاد کشاورزی، در واکنش به گرانی‌های اخیر کالاهای اساسی دلیل آن را متفاوت ارزیابی کرده است و علت را کاهش قدرت خرید مردم دانسته و به مفهوم «دسترسی به غذا» اشاره کرده است.

    فتحی با جدا کردن دو مفهوم «عرضه کافی» و «دسترسی به غذا» اظهار کرد: «دسترسی به غذا را از دو منظر بررسی می‌کنند؛ یکی دسترسی فیزیکی که باید غذای مورد نیاز مردم به حدی باشد که تمامی آحاد جامعه به آن دسترسی داشته باشند؛ یعنی در واقع فراوانی غذا وجود داشته باشد که خوشبختانه هم در تولید داخل و هم در تأمین از طریق واردات به شکلی شده که ما الان در بازار چیزی کم و کسر نداریم و تمام کالاها به وفور در قفسه‌های فروشگاه‌ها وجود دارد.»

    مردم توان خرید ندارند، کمبود کالا نداریم!

    وی دسترسی اقتصادی را از جمله دیگر ابعاد مفهوم دسترسی به غذا عنوان کرد و افزود: «دسترسی اقتصادی به توان خرید مردم برمی‌گردد و توان خرید مردم باید به نوعی باشد که به غذایی که به فراوانی وجود دارد، دسترسی داشته باشند.»

    فتحی با بیان اینکه قیمت غذا برای تولیدکننده باید به‌صرفه باشد و مصرف‌کننده نیز توان خرید آن را داشته باشد، گفت: «در اینجا قیمت تنها مولفه نیست؛ افزایش توان خرید مردم هم یک طرف قضیه است، یعنی درآمدها هم باید به شکلی باشد که آن غذایی که تولید شده را بتوانند تهیه کنند.»

    قیمت بالای برخی از کالاهای اساسی در ایران

    بنابراین گزارش، در مواقعی ممکن است کالا برای عرضه وجود داشته باشد اما به حدی گران باشد که از قدرت خرید مردم خارج شود. این را می‌توان به دو شکل تحلیل کرد:

    ۱٫ عرضه به اندازه تقاضا نیست و این محصولات با قیمت بالاتر و غیرمتعارف به فروش می‌رسند.
    ۲٫ کالا بر اساس هزینه‌های تولید با قیمت واقعی تولید می‌شود، اما همه مصرف‌کنندگان قدرت خرید آن را ندارند.

    صحبت‌های معاون وزیر جهاد کشاورزی بیانگر آن است که کالا به اندازه کافی تولید شده، اما مردم توان کافی برای خرید این محصولات را ندارند؛ با این حال باید توجه داشت که اگر مشکل این باشد، وظیفه دولت است که با اختصاص یارانه و حمایت از تولید، قیمت‌ها را متناسب با قدرت خرید مردم حفظ کند.

    باید توجه داشت که قیمت برخی از محصولات کشاورزی در ایران از سایر کشورها بالاتر است که در این باره به کالاهایی مانند برنج و گوشت می‌توان اشاره شد.

    افزایش تولید؛ راه‌حل عبور از مشکلات تنظیم بازار

    در صورتی که تولید و عرضه کالا در کشور بالا باشد، زمینه کاهش قیمت کالاهای اساسی فراهم می‌شود؛ اما در صحبت‌های فتحی، معاون وزیر جهاد کشاورزی، اشاره‌ای به این راهکار نشده و تنها دلیل گرانی‌ها در واقع کاهش قدرت خرید مردم عنوان شده است.

    با این حال، تمام افزایش قیمت فعلی کالاهای اساسی ناشی از افزایش هزینه‌های تولید است و تغییرات قیمتی کنترل‌شده‌ای در بازار نداریم و با سودجویی‌های زیادی در نحوه قیمت‌گذاری کالای مصرفی مردم مواجه هستیم.

  • آمار عجیب و متفاوت از گرانی در شهر و روستا

    آمار عجیب و متفاوت از گرانی در شهر و روستا

    به گزارش اقتصادران، مرکز آمار گزارش تورم در مرداد ۱۴۰۴ را منتشر کرده که حاوی اطلاعاتی در خصوص رشد قیمت‌ها در کل کشور و مناطق شهری و روستایی است. بر اساس این گزارش، روند تورم نقطه به نقطه در کل کشور صعودی بوده که نشانگر بالارفتن سرعت افزایش قیمت‌ها در سبد مصرف خانوار است. همچنین، از بین مناطق شهری و روستایی، روستانشینان تورم بالاتری را نسبت به شهرها تجربه کرده‌اند.

    نرخ تورم

    تورم نقطه به نقطه مرداد ماه به ما چه می گوید؟

     براساس گزارش مرکز آمار، شاخص قیمت‌ها در مردادماه امسال نسبت به مرداد پارسال ۴۲٫۴ درصد رشد داشته؛ یعنی قیمت یک سبد یکسان از کالا و خدمات مصرفی خانوار در مرداد امسال ۴۲٫۴ درصد نسبت به همین ماه در سال قبل افزایش پیدا کرده است.

    به عبارت دیگر می‌توان گفت اگر مرداد سال ۱۴۰۳ این سبد خریداری شده بود بصورت میانگین قیمت آن ۱٫۴ برابر شده بود. البته این ارقام مربوط به سبد مصرف خانوارها در کل کشور است. خانوارها بر اساس محل زندگی الگوی مصرف متفاوتی دارند به همین دلیل تورمی که روستاییان تجربه می‌کنند متفاوت از تورم شهرنشین‌هاست.

    نرخ تورم

    تورم شهر و روستا در چله تابستان

    طبق گزارش مرکز آمار، تورم روستانشینان در میانه تابستان بالاتر از تورم شهرنشینان بوده است. تورم نقطه به نقطه روستایی ۴۵٫۲ درصد و شهری ۴۱٫۹ درصد بوده است که فاصله ۳٫۳ واحد درصدی بین آن‌ها مشاهده می‌شود.

    اما دلیل این تفاوت چیست؟

    ریشه این تفاوت به ماهیت سبد مصرف خانوار بازمی‌گردد. سبد مصرف از دو گروه تشکیل شده که یکی «کالاهای خوراکی‌، آشامیدنی و دخانیات» و دیگری «کالاهای غیرخوراکی و خدمات» است. بسته به اینکه هر گروه کالایی چه سهمی در سبد مصرف خانوار هر منطقه دارد و تورم هر گروه کالایی در آن ماه چقدر بوده، مناطق مختلف تورم متفاوتی را احساس می‌کنند.

    بررسی‌ها نشان می‌دهد که در مرداد امسال تورم نقطه به نقطه خوراکی‌ها در مناطق شهری بالاتر از این نرخ در مناطق روستایی بوده؛ در حالی که تورم غیرخوراکی روستاها از شهرها بالاتر رفته است. به بیان دقیق‌تر، تورم نقطه به نقطه خوراکی در شهر و روستا به ترتیب ۵۱٫۷ درصد و ۵۰ درصد بوده در حالی که این نرخ برای گروه غیرخوراکی و خدمات به ترتیب ۳۷٫۵ درصد و ۴۱٫۳ درصد به ثبت رسیده است.

    با توجه به آن چه گفته شد، ممکن است علت بالاتر بودن تورم غیرخوراکی در روستاها نسبت به شهرها، تفاوت در سهم این اقلام از سبد مصرف خانوار شهری و روستایی باشد. به عبارت دیگر، ممکن است روستانشینان از آن دسته از کالاهای غیرخوراکی استفاده کرده باشند که سهم کمتری در سبد خانوار شهری دارد اما در این ماه تورم بالاتری را شاهد بوده است. با این حال، چون مرکز آمار ضرایب اهمیت کالاها در سبد مصرف را به تفکیک شهر و روستا منتشر نمی‌کند، نتیجه‌گیری دقیق درمورد این مسئله امکان پذیر نیست.

    همچنین، همانطور که در ارقام اولیه به آن اشاره شد، تورم مناطق روستایی به طور کلی بالاتر از شهرها قرار گرفته که به نظر می‌رسد علت آن، تورم بالای کالاهای خوراکی در سبد مصرف این گروه است. با توجه به تورم ۵۰ درصدی خوراکی‌ها در مناطق روستایی، عمده فشار تورم به این گروه از سمت این کالاها بوده است.

  • قیمت مواد شوینده سر به فلک کشید / وعده‌های کنترل بازار کشک است؟

    قیمت مواد شوینده سر به فلک کشید / وعده‌های کنترل بازار کشک است؟

    به گزارش اقتصادران، مواد شوینده به واسطه جایگاه ثابت خود در سبد خرید خانوار، همواره از اقلامی بوده‌اند که هرگونه نوسان قیمتی آنها به سرعت در زندگی روزمره مردم بازتاب می‌یابد.

    پس از اعمال افزایش ۲۰ تا ۲۵ درصدی قیمت‌ اقلام‌شوینده در بهمن ۱۴۰۳، توجه به نرخ این محصولات بیش از پیش شدت گرفت. بررسی‌های میدانی در ماه‌های اردیبهشت و خرداد ۱۴۰۴ نیز از ادامه این روند صعودی و رشد مجدد قیمت بسیاری از اقلام شوینده حکایت داشت.

    اکنون در شهریور ۱۴۰۴، بازار یک بار دیگر شاهد جهش قیمتی در بعضی از این شوینده‌هاست که تداوم نگران‌کننده روند افزایش نرخ‌ها در این بخش حیاتی را به وضوح نشان می‌دهد.

    ماجرای افزایش قیمت اقلام شوینده از کجا آغاز شد و‌ به کجا رسید؟

    در ۲۶ دی ۱۴۰۳، علیرضا کیانی، نایب‌رئیس انجمن صنایع شوینده، آرایشی و بهداشتی، از درخواست تولیدکنندگان برای افزایش ۳۰ درصدی نرخ مواد شوینده خبر داد.

    این درخواست در بهمن همان سال عملی شد و قیمت محصولات شوینده، آرایشی و بهداشتی بین ۲۰ تا ۲۵ درصد رشد کرد. با این حال، روند افزایش قیمت‌ها متوقف نشد. بررسی بازار و قیمت انواع مواد شوینده، آرایشی و بهداشتی نشان می‌دهد، پس از گذشت چند ماه، در خرداد ۱۴۰۴ نیز قیمت بسیاری از محصولات شوینده ثابت نمانده و همچنان رو به افزایش بوده است. اکنون در شهریور ۱۴۰۴، دوباره بعضی اقلام شوینده در بازار با افزایش قیمت مواجه شده‌اند.

    روند صعودی قیمت‌ها همچنان ادامه دارد / قیمت انواع مواد شوینده در ماه‌های اخیر چقدر افزایش یافته است؟

    بررسی بازار نشان می‌دهد قیمت پودر ماشین لباسشویی که در بهمن ۱۴۰۳ حدود ۳۰ هزار تومان بود، در خرداد ۱۴۰۴ با رشد ۲۳ درصدی به ۳۷ هزار تومان رسید. در شهریور ۱۴۰۴، قیمت این محصول بسته به نوع و برند، بین ۳۷ هزار تا ۵۱ هزار تومان متغیر است. اگر قیمت هر بسته ۵۰۰ گرمی را ۵۱ هزار تومان در نظر بگیریم، نرخ این محصول از خرداد ۱۴۰۴ تاکنون ۳۸ درصد افزایش یافته است.

    قیمت مایع لباسشویی ۲.۵ لیتری اکتیو هم در بهمن ۱۴۰۳، ۱۸۰ هزار تومان بود که با رشد ۱۸ درصدی در خرداد ۱۴۰۴ به ۲۱۳ هزار تومان رسید. اکنون این محصول در بعضی فروشگاه‌ها با نرخ ۳۱۰ هزار تومان عرضه می‌شود که این به‌معنای رشد ۴۵ درصدی قیمت این محصول ظرف سه ماه گذشته است.

    قیمت مایع ظرفشویی یک لیتری پریل هم از ۸۰ هزار تومان در بهمن ۱۴۰۳ به ۱۰۱ هزار تومان در خرداد ۱۴۰۴ افزایش یافت، اکنون و در شهریور ۱۴۰۴، قیمت این محصول بین ۱۰۲ هزار تا ۱۴۵ هزار تومان متغیر است.

    انواع مایع سفیدکننده دامستوس ۷۵۰ میلی‌لیتری هم‌ در خرداد ۱۴۰۴، با قیمت ۷۱ هزار تومان در بازار عرضه می‌شد، اما اکنون قیمت این محصول با رشد ۲۵ درصدی، به ۸۹ هزار تومان رسیده است.

    وایتکس ۷۵۰ میلی‌لیتری هم در خرداد ۱۴۰۴ با قیمت ۳۳ هزار تومان به فروش‌ می‌رسید، اما اکنون این محصول با نرخ ۶۰ هزار تومان در بازار عرضه می‌شود.

    قیمت مایع دستشویی ۲.۵ لیتری اکتیو هم با جهش ۱۷ درصدی از ۱۸۳ هزار تومان به ۲۱۵ هزار تومان افزایش یافته است.

    بررسی‌ بازار و‌ قیمت‌ها گواه محکمی برای افزایش چندباره قیمت مواد شوینده است

    بررسی‌ها به خوبی نشان می‌دهد که روند افزایش‌ قیمت مواد شوینده متوقف نشده و‌ همچنان ادامه دارد. در اردبیهشت ۱۴۰۴، انجمن صنایع شوینده، آرایشی و بهداشتی ایران خبر افزایش ۶۰ درصدی قیمت مواد شوینده را رد کرد و آن را مربوط به سال ۱۴۰۰ دانست

    حتی این انجمن در خردادماه بار دیگر خبر افزایش قیمت مواد شوینده را تکذیب و در بیانیه‌ای اعلام کرد هیچ برنامه‌ای برای تغییر قیمت‌ها در دستور کار نیست، اما بررسی‌ بازار و‌ قیمت‌ها گواهی مستند و محکمی برای افزایش چندباره قیمت مواد شوینده ظرف شش تا هفت ماه اخیر است.‌

    چرخه تکراری مشکلات تولیدکنندگان عامل اصلی افزایش قیمت مواد شوینده است

    دلایل مختلفی برای این افزایش قیمت‌ها وجود دارد که ازجمله این دلایل می‌توان به مشکلات تخصیص ارز، ناترازی انرژی، افزایش هزینه‌های تولید، افزایش نرخ ارز و … اشاره کرد.

    حتی چندی پیش، عبدالرضا مظفری، دبیر اجرایی صنایع شوینده، آرایشی و بهداشتی گفته بود، به دلیل افزایش نرخ ارز، مواد اولیه با قیمت بالاتری در اختیار تولیدکنندگان قرار می‌گیرد و همچنین، پتروشیمی‌های داخلی هم محصولات خود را با توجه به نرخ دلار قیمت‌گذاری می‌کنند.

    او تأکید کرد که افزایش قیمت مواد اولیه بر قیمت نهایی محصول تأثیر می‌گذارد.

    براساس‌ این گزارش، افزایش پی‌درپی قیمت مواد شوینده در ماه‌های اخیر نشان می‌دهد وعده‌های کنترل بازار و تکذیب‌های رسمی انجمن صنایع شوینده و نهادهای مرتبط، عملاً نتوانسته جلوی روند صعودی نرخ‌ها را بگیرد. این محصولات از نیازهای اساسی و همیشگی خانوارها هستند و هرگونه جهش قیمتی به صورت مستقیم معیشت مردم را تحت فشار قرار می‌دهد.

    گرچه عواملی مانند افزایش نرخ ارز، مشکلات تأمین مواد اولیه و هزینه‌های تولید در این روند بی‌تأثیر نبوده‌اند، اما نبود برنامه‌ریزی پایدار، شفافیت و نظارت مؤثر، اوضاع را بحرانی‌تر کرده است. ادامه این وضعیت، علاوه بر تضعیف قدرت خرید خانوارها، به بی‌اعتمادی عمومی نسبت به مدیریت بازار نیز دامن می‌زند.

  • فقرا زیر آوار تورم / همه شاخص‌های تورمی در دهک اول به اوج رسیدند

    فقرا زیر آوار تورم / همه شاخص‌های تورمی در دهک اول به اوج رسیدند

    به گزارش اقتصادران، مرکز آمار ایران، اواخر هفته گذشته با انتشار گزارش جدید شاخص قیمت مصرف‌کننده، از داده‌های نرخ تورم در مردادماه ۱۴۰۴ رونمایی کرد. بررسی این گزارش حاکی از آن است که شاخص‌های تورمی در مردادماه اوج گرفتند و رکوردهای جدیدی را به ثبت رساندند؛ طوری که نرخ تورم سالانه با رسیدن به سطح ۳۶٫۳ درصدی، بالاترین میزان در ۱۵ ماه اخیر را شاهد بود و نرخ تورم نقطه به نقطه نیز با ثبت رقم ۴۲٫۴ درصدی، بالاترین سطح از تیرماه ۱۴۰۲ به این سو را تجربه کرد. همچنین نرخ تورم ماهانه مردادماه به ۲٫۹ درصد رسید.

    تورم مرداد 1404

    چرا نرخ تورم دهک‌ها متفاوت است؟

    بخش مهمی از گزارش مرکز آمار ایران به بررسی نرخ تورم به تفکیک دهک‌های هزینه‌ای اختصاص یافته است. از آنجا که سبد مصرفی افراد با سطح درآمدهای مختلف با یکدیگر متفاوت است و هر یک از کالاها و خدمات، افزایش قیمت متفاوتی پیدا می‌کنند، افرادی که مصرف بیشتری از کالاهای با افزایش قیمت بیشتر دارند، بیش از سایر افراد تورم را احساس می‌کنند و به همین دلیل، نرخ تورم در دهک‌ها متفاوت است.

    بررسی‌ها نشان می‌دهند که همه شاخص‌های تورمی مردادماه، در دهک اول که شامل کم‌درآمدترین افراد جامعه است، به اوج خود رسیدند و ثروتمندان، کمترین رشد قیمت‌ها را تجربه کردند.

    تورم دهک ها مرداد 1404 ak8678

    اختلاف یک درصدی تورم دهک اول و دهم

    تورم سالانه که به عنوان مهم‌ترین شاخص تورمی شناخته می‌شود، درصد تغییر میانگین اعداد شاخص قیمت در ۱۲ ماه منتهی به ماه جاری، نسبت به دوره مشابه قبل از آن را اندازه‌گیری می‌کند.

    با استناد به آمار مرکز آمار ایران، دهک هزینه‌ای اول با رقم ۳۶٫۸ درصدی، بیشترین تورم سالانه در مردادماه را تجربه کرد. از سوی دیگر اما کمترین نرخ تورم با رقم ۳۵٫۸ درصدی، مربوط به دهک هزینه‌ای دهم بود و باقی دهک‌های هزینه‌ای نیز تورمی بین ۳۶٫۳ درصد تا ۳۶٫۶ درصد را شاهد بودند.

    به این ترتیب، دامنه تغییرات نرخ تورم سالانه در خردادماه به یک واحد درصد رسید. این در حالی است که اختلاف بیشترین و کمترین نرخ تورم دهک‌ها در تیرماه، ۰٫۶ واحد درصد بود.

    تورم نقطه به نقطه دهک‌های اول و دوم به ۴۴٫۴ رسید

    دیگر شاخص تورمی مهم که در گزارش مرکز آمار ایران مورد بررسی قرار گرفته، نرخ تورم نقطه به نقطه است. نرخ تورم نقطه به نقطه شاخصی است که افزایش قیمت یک سبد یکسان از کالا و خدمات را در پایان هر ماه، نسبت به ماه مشابه سال قبل اندازه‌گیری می‌کند.

    بررسی‌ها نشان می‌دهند که در مردادماه امسال، دهک‌های اول و دوم با رقم ۴۴٫۴ درصدی، شاهد بیشترین نرخ تورم نقطه به نقطه بودند و کمترین نرخ تورم نقطه به نقطه، بار دیگر در دهک دهم و با رقم ۴۱٫۲ درصدی ثبت شد.

    به عبارت دیگر سبد مصرفی فقیرترین دهک‌ها در مردادماه ۱۴۰۴ نسبت به مردادماه سال گذشته ۴۴٫۴ درصد افزایش قیمت داشت اما ثروتمندان، افزایش قیمتی ۴۱٫۲ درصدی را در سبد مصرفی خود تجربه کردند.

    رشد ۳٫۴۱ درصدی قیمت سبد مصرفی فقرا در مردادماه

    بررسی وضعیت نرخ تورم ماهانه نیز حاکی از آن است که کم‌درآمدها، بیشترین بار افزایش قیمت‌ها در پنجمین ماه سال را به دوش کشیدند. با استناد به گزارش مرکز آمار ایران، نرخ تورم ماهانه مرداد در دهک اول ۳٫۴۱ درصد بود، در حالی که دهک دهم، تورم ماهانه تنها ۲٫۵۴ درصدی را تجربه کردند.

  • دلار دولتی برای یک‌درصدی‌ها/ دستمزد روزانه کارگران پول ۷ نان سنگک خشخاشی‌ست! / سیاست‌های انقباضی دولت، سفره‌های فرودستان را جاروب کرد

    دلار دولتی برای یک‌درصدی‌ها/ دستمزد روزانه کارگران پول ۷ نان سنگک خشخاشی‌ست! / سیاست‌های انقباضی دولت، سفره‌های فرودستان را جاروب کرد

    به گزارش اقتصادران، حقوق ماهانه کارگر ۱۴ میلیون تومان است و نان سنگک در شهرهای بزرگ و تهران دانه‌ای ۵۰ هزار تومان! همین یک جمله‌ی کوتاه نشان می‌دهد که معیشت طبقه کارگر تا چه اندازه سقوط کرده است.

    حداقل دستمزد روزانه کارگران در سال جاری، براساس مصوبه رسمی شورایعالی کار،  ۳۴۶ هزار تومان است؛ این حدود دستمزدی‌ست که با کمی افزایش، به بیشتر کارگران فصلی و روزمزد در ازای یک روز کامل کار پرداخت می‌شود؛ با این حساب، دستمزد مصوب در شورایعالی کار، برابر با پول ۷ نان سنگک خشخاشی‌ست؛ در واقع کارگر یک روز کامل کار می‌کند تا فقط نان خالی بخرد!

    توجیه دولت برای گرانی ۵۲ درصدی نان در تابستان امسال، افزایش هزینه‌های نانوایان و پایین آمدن سود آن‌هاست اما علت اصلی این است که دولت حاضر نیست برای آرد نانوایان یا به عبارت درست‌تر، برای نان مردم «یارانه» بدهد و ترجیح می‌دهد نان را گران کند به گونه‌ای که هزینه خرید ۷ عدد نان سنگک برابر با حداقل دستمزد روزانه‌ی مصوب در شورایعالی کار بشود.

    احتمال تک‌نرخی شدن ارز و عواقب آن

    در چنین شرایطی‌ که براساس داده‌های رسمی مرکز آمار، شاخص قیمت مصرف کننده خانوارهای کشور به عدد ۳۶۰.۲ رسیده است که نسبت به ماه مشابه سال قبل، ۴۱.۲ درصد افزایش داشته است و در زمانی که قیمت برنج ایرانی به کیلویی ۳۰۰ هزار تومان و قیمت هر کیلو گوشت قرمز به بیش از یک میلیون تومان رسیده، وزیر اقتصاد از لزوم حرکت به سمت ارز تک‌نرخی سخن می‌گوید.

    به گفته وزیر اقتصاد، با حرکت به سمت نظام ارزی تک‌نرخی و مدیریت شناور نرخ ارز توسط بانک مرکزی، می‌توانیم نوسانات و جهش‌های ارزی را کاهش دهیم و ثبات اقتصادی را برای حمایت از تولید و بهبود زندگی مردم محقق کنیم.

    در حال حاضر، حدود ۳۴ درصد واردات کشور از طریق ارز ترجیحی با نرخ ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان انجام می‌شود و طرح تک‌نرخی شدن ارز می‌تواند باعث افزایش قیمت دارو، تجهیزات پزشکی، گندم، روغن، گوشت، و سایر اقلام مهم مورد نیاز مردم شود.

    کالاهایی مانند دارو، تجهیزات پزشکی، گندم، گوشت و روغن که در چند ماه اخیر بین ۵۰ تا ۱۰۰ درصد گرانی را تجربه کرده‌اند، با شوک ارز تک‌نرخی، دوباره چند ده درصد یا حتی بیش از صد درصد گران خواهند شد. در ماه‌های گذشته، برخی از داروهای مورد نیاز  مردم، از سوی شرکت‌های داروسازی ۴۰۰ درصد گران شد؛ این گرانی نیز با مجوز دولت و بازهم به بهانه بالا رفتن هزینه‌های تولید دارو صورت گرفت؛ یعنی دولت حاضر نشد برای داروی مردم یارانه بدهد!

    نتایج آزادسازی

    دولت حاضر نیست برای داروی مردم یارانه بدهد؛ دولت حاضر نیست برای نان مردم، همان مردمی که بیش از ۶۰ یا ۷۰ درصدشان مزدبگیر و دست به دهان هستند، یارانه بدهد؛ دولت می‌خواهد به سمت آزادسازی کامل قیمت‌ها و حذف کامل ارز ترجیحی به بهانه‌ی رانت و فساد، قدم بردارد؛ سیاست‌های انقباضی دولت به معنای واقعی کلمه، سفره‌های فرودستان را جاروب کرده است….

    «مازیار گیلانی‌نژاد» فعال کارگری در رابطه با سیاست‌های ضد یارانه‌ای و ضد کارگری دولت می‌گوید: امروز گوشت را هم قسطی می‌فروشند؛ خرید یک کیلو گوشت برابر ۳ روز حقوق یک کارگر ساده است. اما فقیرتر کردن مردم به همینجا ختم نمی‌شود بلکه براساس اعلام وزارت کار، قرار است امسال یارانه ۱۸ میلیون نفر دیگر حذف شود؛ ولی ماجرا بازهم به همینجا ختم نمی‌شود، حکم دولتی برای گرانی کالاهای اساسی و دارو اوضاع را وخیم‌تر کرده است؛ ارز تک نرخی نیز یک شوک مجدد خواهد بود….

    او افزود: اخیراً مسئول سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش گفت:«امسال قیمت کتاب های درسی ۶۰ درصد گران شده است». به این ترتیب، نان گران، آموزش گران، درمان گران، این پیامی است که وزیران دولت به جامعه می‌دهند با این دلیل غیرقابل قبول که «دولت پول ندارد». البته نمی‌‌گویند که دولت چگونه ۳.۵  میلیارد دلار دارد که برای واردات خودر‌و برای ثروتمندان اختصاص بدهد یا ۸ میلیارد دلار برای واردات کالاهای غیر اساسی و ۴ میلیارد دلار برای واردات قطعات خودرو بدهد که فقط ثروتمندان از این تجملات استفاده می کنند! این ثروت عمومی که متعلق به همه مردم است و باید از درد و رنج مردم بکاهد برای خوش گذرانی و خوشحالی ثروتمندان و یک درصدی‌های جامعه هزینه می‌شود آن وقت به مردم که می‌رسد نان ۵۲ درصد گران می‌شود، دارو ۴۰۰ درصد و …..

    بر اساس جدیدترین گزارش مرکز آمار ایران، نرخ تورم نقطه به نقطه تیرماه امسال، پس از آنکه ۱۸ ماه در کانال ۳۰ درصدی نوسان کرده بود، دوباره یک گام به پیش گذاشت، وارد کانال بعدی شد و به ۴۱.۲ درصد رسید؛ رقمی که بالاترین سطح این نرخ در ۲۴ ماه اخیر محسوب می‌شود. در واقع تورم تیرماه، قله‌های جدیدی را فتح کرده است و تورمی بی‌سابقه در دو سال اخیر است. در عین حال، نرخ تورم سالانه در تیرماه ۱۴۰۴ معادل ۳۵.۳ درصد ثبت شد؛ رقمی که نه تنها در مقایسه با خردادماه امسال رشدی ۰.۸ واحد درصدی را تجربه کرد بلکه بالاترین رقم از مردادماه سال گذشته به این سو را به ثبت رساند.

    در این اوضاع، وقتی که فرمان آزادسازی کالاها از گوشت و حبوبات و تخم مرغ گرفته تا نان و دارو پیشاپیش صادر شده است، تک نرخی شدن ارز، فاجعه‌ای جدید یا به عبارت درست‌تر، زلزله‌ی جدیدی‌ست که بر سر طبقه‌ی کارگر و مزدبگیر آوار می‌شود؛ گذشته‌ای نه چندان دور، حقوق روزانه کارگران پول یک کیلو گوشت بود، حالا پول ۷ عدد نان سنگک است، با سیاست‌های یارانه‌زدایی دولت، در آینده‌ای نه چندان دور، چه اتفاقی می‌افتد؟!

    گزارش: نسرین هزاره مقدم

  • تَهِ دیگِ منابع خالی شد / دولت تا کجا می تواند دومینوی گرانی را ادامه دهد؟

    تَهِ دیگِ منابع خالی شد / دولت تا کجا می تواند دومینوی گرانی را ادامه دهد؟

    به گزارش اقتصادران، دولت پزشکیان در شرایطی دست به آزادسازی واردات و توزیع بنزین سوپر از مسیر بورس انرژی می‌زند که همزمان بحران کسری بودجه، فشارهای تورمی و زمزمه‌های گرانی دوباره بنزین معمولی، اقتصاد و معیشت مردم را در تنگنای تازه‌ای قرار داده است.

    به گزارش اعتماد، شیوه‌نامه جدید وزارت نفت اعلام می‌کند که اشخاص حقوقی دارای سابقه فعالیت در حوزه انرژی می‌توانند با مجوز «شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی» اقدام به واردات بنزین سوپر کنند.

    بر اساس این طرح، قیمت‌گذاری به صورت رقابتی و خارج از دخالت دولت انجام می‌شود و بورس انرژی زیرساخت لازم برای عرضه در رینگ بین‌الملل را فراهم کرده است.

    کارشناسان اقتصادی هشدار می‌دهند که این اقدام، در شرایط کسری بودجه و ناکارآمدی ساختاری، مشکل اصلی بازار سوخت را حل نمی‌کند. کارشناسان می‌گویند: فشار مالی دولت‌ها باعث شده است استقراض، فروش دارایی‌ها و افزایش مکرر قیمت کالاها و خدمات، معیشت مردم را تحت فشار قرار دهد. آنها معتقدند: عرضه بنزین سوپر، بیشتر گزینه‌ای گران برای اقشار پردرآمد فراهم می‌کند و بدون اصلاح انحصار تولید و توزیع، زمینه افزایش قیمت بنزین معمولی و فشار بیشتر بر مردم باقی می‌ماند.

    کسری بودجه و دومینوی گرانی‌ها

    مرتضی افقه، اقتصاددان می‌گوید: مشکل اصلی اقتصاد ایران همان کسری بودجه‌ای است که پس از سال ۹۷ و در پی تشدید تحریم‌ها آغاز می‌شود. او توضیح می‌دهد که در فاصله سال‌های ۹۷ تا امروز، سه دولت پیاپی، به‌ویژه دولت رییسی تلاش می‌کنند کسری بودجه را با جایگزین کردن منابع درآمدی نفت جبران کنند.

    به گفته افقه، پیش از آغاز دولت پزشکیان، تقریبا تمام منابع ممکن مصرف می‌شود؛ دولت‌ها اوراق قرضه منتشر و بدهی برای آیندگان ایجاد می‌کنند، دارایی‌ها و شرکت‌های دولتی را می‌فروشند، از بانک مرکزی استقراض و از صندوق توسعه ملی برداشت می‌کنند. در کنار این اقدامات، دولت به‌طور مستمر قیمت کالاها و خدمات خود را افزایش می‌دهد؛ از آب و برق گرفته تا مخابرات و سایر خدمات عمومی. تنها بنزین است که همچون «استخوانی در گلو» باقی می‌ماند و دولت جرات افزایش آن را ندارد.

    این اقتصاددان تاکید می‌کند که از آغاز دولت پزشکیان و حتی پیش از بازگشت ترامپ و تنش‌های منطقه‌ای مشخص است اگر تحریم‌ها حل نشود، اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۴ وارد سراشیبی سقوط می‌شود. او می‌افزاید: با شدت گرفتن بحران منطقه‌ای و حمله اسراییل، شرایط اقتصادی بسیار بدتر می‌شود. افقه بخش مهمی از مشکلات اقتصادی و افزایش قیمت‌ها را ناشی از «تفکر غلط برخی اقتصادخوانده‌ها» می‌داند. او این گروه را متهم می‌کند که تنها نسخه‌ای که برای اقتصاد ایران تجویز می‌کنند، افزایش قیمت است. به باور او، این افراد گویی متغیر دیگری جز قیمت را در علم اقتصاد نمی‌شناسند، در حالی که ساختارهای ضد تولید و ضد توسعه در کشور علت اصلی ناکارآمدی، افزایش هزینه‌ها و بهره‌وری پایین است.

    او اضافه می‌کند: سال‌هاست همین جریان بر طبل افزایش قیمت بنزین می‌کوبد؛ به بهانه جلوگیری از رانت یا قاچاق. حالا هم ایده افزایش قیمت بنزین در ذهن دولت پزشکیان جا می‌افتد. افقه یادآور می‌شود که رییس‌جمهور حتی پیش از انتخابات می‌گوید: «وقتی بنزین را با ۴۵۰۰۰ تومان وارد می‌کنیم و ۳۰۰۰ تومان می‌فروشیم، این عدالت نیست.»

    این اقتصاددان می‌گوید: استدلال اقتصادخوانده‌ها این است که قیمت بنزین باید هم‌سطح قیمت خلیج‌فارس باشد. به تعبیر او، این یعنی با نرخ فعلی دلار، بنزین باید معادل یک دلار به فروش برسد. افقه می‌پرسد: چه کسی دلار را به ۹۳۰۰۰ تومان رسانده است؟ ناکارآمدی‌ها، سوءتدبیرها، بی‌کفایتی‌ها و فسادهای ساختاری عامل اصلی جهش دلار است. حالا همان افزایش قیمت را بهانه می‌کنند تا حامل‌های انرژی را به قیمت خلیج‌فارس بفروشند. او نتیجه می‌گیرد: اگر قرار است بنزین به قیمت یک دلار عرضه شود، باید همان یک دلاری محاسبه شود که پیش از انقلاب معادل ۷ تومان بوده یا پیش از ۹۷ حدود ۴ تومان. نمی‌شود حاصل بی‌کفایتی‌ها را به مردم تحمیل کرد و با دلار ۹۳۰۰۰ تومانی بنزین فروخت.

    افقه می‌گوید: دولت پزشکیان همان‌طور که پیش‌تر اشاره می‌شود، به ته دیگ منابع رسیده است. او توضیح می‌دهد: پس از تحریم‌ها، به‌ویژه در دولت رییسی که مدعی بود بدون رفع تحریم می‌تواند مشکلات را حل کند، تقریبا همه منابع موجود مصرف می‌شود. حالا دولت پزشکیان با شرایطی مواجه است که جنگ و مشکلات منطقه‌ای، هزینه‌های کشور را به ‌شدت افزایش می‌دهد و خشکسالی اخیر نیز فشار بیشتری وارد می‌کند. به گفته او، مجموعه این عوامل دولت را در آستانه بن‌بست برای اداره اقتصاد قرار می‌دهد.

    افقه یادآور می‌شود: دولت تا امروز تقریبا همه کالاها و خدمات خود را گران کرده و تنها بنزین باقی مانده است. اما به دلیل تجربه‌های تلخ گذشته و شورش‌های خیابانی پس از افزایش قیمت، دولت‌ها جرات بالا بردن قیمت بنزین را ندارند. با این حال، اکنون بحث‌هایی مطرح می‌شود که چگونه می‌توان بدون تکرار هزینه‌های سیاسی و اجتماعی، قیمت بنزین را افزایش داد. به گفته افقه، یکی از راهکارهایی که سال‌هاست مطرح می‌شود، این است که به همه افراد دارای کارت ملی، چه خودرو داشته باشند چه نداشته باشند، سهمیه بنزین داده شود. در این حالت، افراد بدون خودرو سهمیه خود را در بازار آزاد می‌فروشند و همین روند، بستر افزایش قیمت را فراهم می‌کند. او تاکید می‌کند: در چنین شرایطی بازار آزاد به ‌تدریج به همان قیمت‌های ۴۰ یا ۵۰ هزار تومان نزدیک می‌شود و دولت می‌تواند ادعا کند که قیمت را خودش افزایش نداده، بلکه مردم آن را گران کرده‌اند.

    این اقتصاددان در ادامه به طرح واردات بنزین سوپر اشاره می‌کند و می‌گوید: این طرح یک جنبه مثبت دارد و آن اینکه صاحبان درآمدهای بالا که خودروهای لوکس و توان پرداخت لیتری ۶۰ یا ۷۰ هزار تومان را دارند، به سمت خرید آزاد می‌روند. این موضوع بار تقاضای آنها بر بنزین معمولی را کاهش می‌دهد. با این حال، افقه تاکید می‌کند: تعداد این افراد چندان زیاد نیست که بر حجم مصرف کلی اثرگذار باشد. در عین حال، همین اقدام بستری روانی برای افزایش قیمت بنزین معمولی ایجاد می‌کند؛ چراکه وقتی قیمت‌های بالاتر جا می‌افتد، زمینه برای افزایش تدریجی قیمت فراهم می‌شود. افقه هشدار می‌دهد: گرچه افزایش قیمت بنزین برای دولت درآمدزاست و بخشی از کسری بودجه را جبران می‌کند، اما تبعات سنگینی به همراه دارد. حتی اگر مانند دفعات قبل به اعتراضات خیابانی منجر نشود، مردم را فقیرتر می‌کند. به گفته او، امروز بخش زیادی از مردم به دلیل سیاستگذاری‌های غلط بیکار شده‌اند و با خودروهای شخصی یا تاکسی‌های اینترنتی گذران زندگی می‌کنند. این گروه مستقیما از گرانی بنزین آسیب می‌بینند و به زیر خط فقر سقوط می‌کنند. او اضافه می‌کند: نباید تصور شود که تنها رانندگان خودرو متضرر می‌شوند. بنزین و حامل‌های انرژی در حمل‌ونقل عمومی، جابه‌جایی بار و حتی تولید برق و سایر انرژی‌ها نقش اساسی دارند. بنابراین افزایش قیمت بنزین به شکل زنجیره‌ای موجب گرانی کالاهای دیگر، تشدید تورم و فقیرتر شدن مردم می‌شود و در نهایت می‌تواند زمینه‌ساز اعتراضات گسترده‌تر باشد.

    مرتضی افقه، اقتصاددان می‌گوید: از همان سال‌های بعد از ۹۷ و همزمان با تشدید تحریم‌ها بارها به دولت‌ها هشدار داده‌ام که به جای جست‌وجوی جایگزین برای درآمدهای از دست ‌رفته نفت، باید به سمت حذف انبوه ردیف‌های هزینه زائد و غیرضروری برود. او یادآور می‌شود: خوشبختانه چند روز پیش آقای پزشکیان نیز بعد از سال‌ها همین بحث را مطرح کرد؛ اینکه بسیاری از دستگاه‌ها، نهادها و سازمان‌ها بودجه می‌گیرند، اما هیچ عملکردی ندارند. سال‌هاست بحث «بودجه‌ریزی عملیاتی» یا بودجه بر اساس عملکرد مطرح می‌شود، اما در عمل هیچ ‌وقت اجرایی نشده است.

    به گفته افقه، بسیاری از این ردیف‌های هزینه نتیجه نفوذ سیاسی، فشار گروه‌ها و حتی تلاش نمایندگان مجلس برای جلب آرا هستند. بخشی از آن هم مربوط به نهادهای مذهبی یا قومی و قبیله‌ای است که سال‌ها هزینه‌های غیرمولد را به بودجه کشور تحمیل کرده‌اند. اگر از همان ۹۷ به تدریج حذف این ردیف‌ها آغاز می‌شد، امروز بخشی از کسری بودجه کاهش یافته بود.

    او تاکید می‌کند: درست است که حذف این ردیف‌ها سخت است، زیرا عده‌ای به آن وابسته شده‌اند و گروه‌های ذی‌نفوذ هم مقاومت می‌کنند. اما حذف تدریجی این هزینه‌ها اجتناب‌ناپذیر است. افقه توضیح می‌دهد: منظور من فقط نهادهای مذهبی یا فرهنگی نیست. ما انبوهی دانشگاه‌ اضافه داریم که تنها منجر به اتلاف هزینه و عمر جوانان شده‌اند. در دورترین روستاها دانشگاه پیام‌نور تاسیس شده، دانشگاه‌های دولتی متعدد ایجاد شده و مراکز پژوهشی و تحقیقاتی بی‌شماری وجود دارند که هیچ برونداد و خروجی نداشته‌اند. بسیاری از این دانشگاه‌ها و مراکز باید تعطیل شوند. به باور او، نه این دانشگاه‌ها، نه نهادهای مذهبی و نه مراکز پژوهشی بی‌ثمر هیچ کمکی به تولید ملی، رفاه عمومی یا بهبود خدمات دولتی نکرده‌اند. برعکس، به کسری بودجه دامن زده‌اند و دولت را ناچار به اقدامات موقت و پرهزینه کرده‌اند. افقه هشدار می‌دهد: تا زمانی که ریشه‌های ناکارآمدی اقتصادی و افزایش مکرر قیمت‌ها حل نشود، دولت‌ها ناچارند هر سال قیمت بنزین، کالاها و خدمات را گران کنند. اما سوال اینجاست که دولت تا کجا می‌خواهد این دومینوی افزایش قیمت را ادامه دهد و ناکارآمدی ساختاری را پشت گرانی‌های پی‌درپی پنهان کند؟

    به نرخ یارانه‌ای دست نمی‌زنند

    نرسی قربان، کارشناس اقتصادی در گفت‌وگویی درباره ساختار عرضه و قیمت‌گذاری بنزین توضیح می‌دهد که ورود بخش خصوصی به واردات بنزین سوپر تاثیری بر قیمت‌های دولتی ندارد. او می‌گوید: «قیمت بنزین معمولی همچنان بر مبنای نرخ ۱۵۰۰ تومان از طریق کارت سوخت عرضه می‌شود و تغییری در این روند ایجاد نمی‌شود. اما بنزین سوپر که توسط بخش خصوصی وارد می‌شود، با قیمتی بسیار بالاتر و مستقل از نرخ دولتی در جایگاه‌ها به فروش می‌رسد.»

    به گفته قربان، این موضوع به معنای افزایش قیمت بنزین یارانه‌ای یا سهمیه‌ای نیست، بلکه تنها کسانی که تمایل به استفاده از بنزین سوپر دارند، باید بهای بالاتر آن را بپردازند. او تاکید می‌کند که «عرضه سوخت توسط بخش خصوصی در قالب بنزین سوپر، ساختار فعلی قیمت‌گذاری دولتی را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد و صرفا گزینه‌ای گران‌تر برای مصرف‌کنندگان محسوب می‌شود.»

    این کارشناس در پایان یادآور می‌شود که هرگونه تغییر در سیاست‌های انرژی باید با دقت بررسی تا آثار آن بر مصرف‌کنندگان و بازار سوخت به‌ درستی مدیریت شود.

    ماجرای بنزین سوپر و کمبود عرضه

    پیام الیاس‌کردی، کارشناس بازار سرمایه می‌گوید: واقعیت این است که بحث بنزین موضوعی پیچیده است و نباید تصور کرد که صرفا با عرضه بنزین سوپر در بورس کالا می‌توان مساله را یک‌باره حل کرد.

    به گفته او، نکته‌ای که کمتر به آن توجه می‌شود، این است که انحصار توزیع و کل شبکه بنزین همچنان در اختیار دولت است. حتی در حوزه‌هایی مانند توزیع بنزین سیار که امکان خروج دولت وجود داشت، باز هم این روند دولتی باقی ماند. بنابراین می‌توان گفت ساختار انحصاری در همه بخش‌های مربوط به بنزین همچنان حفظ می‌شود. الیاس‌کردی یادآور می‌شود: طی سال‌های اخیر، عرضه بنزین سوپر همواره محدود و ناکافی بوده است. به‌گونه‌ای که در برخی مقاطع، تنها در چند جایگاه سوخت امکان دسترسی به آن وجود داشت و حتی گروه‌های مجازی برای اطلاع‌رسانی محل توزیع شکل می‌گرفت. این در حالی است که تعداد قابل توجهی از خودروهای توربوشارژ و وارداتی در ایران به بنزین با اکتان بالا نیاز دارند و در نبود آن، موتور خودروها آسیب می‌بیند. او معتقد است: دولت اکنون به دنبال ایجاد تغییر در شیوه توزیع فرآورده‌های نفتی و قیمت‌گذاری جدید است. با این حال، مشکل اصلی صرفا با ورود چند شرکت به بورس انرژی حل نمی‌شود. به باور او تا زمانی که شبکه توزیع و واردات انحصاری باقی بماند، بورس کالا یا بورس انرژی نمی‌تواند گره اصلی را باز کند. این کارشناس بازار سرمایه تاکید می‌کند: برای اصلاح وضعیت، باید کل چرخه از واردات تا تولید و توزیع غیرانحصاری شود. اگر تنها بخشی از این شبکه وارد بورس شود، اما سایر بخش‌ها همچنان در اختیار دولت یا شبه‌دولت باقی بماند، تغییری اساسی رخ نمی‌دهد. به گفته او، راه‌حل واقعی تنها در ایجاد جایگاه‌های سوخت خصوصی و قیمت‌گذاری رقابتی است. در حال حاضر، عمده شرکت‌های فعال در شبکه توزیع وابسته به دولت یا شبه‌دولت هستند و این ساختار اجازه رقابت آزاد نمی‌دهد.

    الیاس‌کردی می‌پرسد: آیا دولت قصد دارد تنها قیمت بنزین سوپر را تغییر دهد یا این اقدام مقدمه‌ای برای افزایش قیمت سایر انواع بنزین است؟ او توضیح می‌دهد: اگر هدف صرفا بنزین سوپر باشد، برخی اقشار پردرآمد توان خرید آن را دارند و مشکلی ایجاد نمی‌شود. اما اگر دولت سراغ بنزین معمولی و سهمیه‌ای هم برود، این نگرانی به وجود می‌آید که به ‌تدریج قیمت سایر فرآورده‌ها نیز افزایش یابد. او در پایان تاکید می‌کند: بازار بورس انرژی ایران می‌تواند بخشی از راهکار باشد، اما تنها راه‌حل نیست. برای رفع واقعی انحصار در حوزه فرآورده‌های سوختی، باید شبکه تولید، واردات و توزیع همگی غیرانحصاری شوند. در غیر این صورت، ورود بخشی از این چرخه به بورس انرژی صرفا تغییر ظاهری ایجاد می‌کند.