برچسب: مرتضی افقه

  • تَهِ دیگِ منابع خالی شد / دولت تا کجا می تواند دومینوی گرانی را ادامه دهد؟

    تَهِ دیگِ منابع خالی شد / دولت تا کجا می تواند دومینوی گرانی را ادامه دهد؟

    به گزارش اقتصادران، دولت پزشکیان در شرایطی دست به آزادسازی واردات و توزیع بنزین سوپر از مسیر بورس انرژی می‌زند که همزمان بحران کسری بودجه، فشارهای تورمی و زمزمه‌های گرانی دوباره بنزین معمولی، اقتصاد و معیشت مردم را در تنگنای تازه‌ای قرار داده است.

    به گزارش اعتماد، شیوه‌نامه جدید وزارت نفت اعلام می‌کند که اشخاص حقوقی دارای سابقه فعالیت در حوزه انرژی می‌توانند با مجوز «شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی» اقدام به واردات بنزین سوپر کنند.

    بر اساس این طرح، قیمت‌گذاری به صورت رقابتی و خارج از دخالت دولت انجام می‌شود و بورس انرژی زیرساخت لازم برای عرضه در رینگ بین‌الملل را فراهم کرده است.

    کارشناسان اقتصادی هشدار می‌دهند که این اقدام، در شرایط کسری بودجه و ناکارآمدی ساختاری، مشکل اصلی بازار سوخت را حل نمی‌کند. کارشناسان می‌گویند: فشار مالی دولت‌ها باعث شده است استقراض، فروش دارایی‌ها و افزایش مکرر قیمت کالاها و خدمات، معیشت مردم را تحت فشار قرار دهد. آنها معتقدند: عرضه بنزین سوپر، بیشتر گزینه‌ای گران برای اقشار پردرآمد فراهم می‌کند و بدون اصلاح انحصار تولید و توزیع، زمینه افزایش قیمت بنزین معمولی و فشار بیشتر بر مردم باقی می‌ماند.

    کسری بودجه و دومینوی گرانی‌ها

    مرتضی افقه، اقتصاددان می‌گوید: مشکل اصلی اقتصاد ایران همان کسری بودجه‌ای است که پس از سال ۹۷ و در پی تشدید تحریم‌ها آغاز می‌شود. او توضیح می‌دهد که در فاصله سال‌های ۹۷ تا امروز، سه دولت پیاپی، به‌ویژه دولت رییسی تلاش می‌کنند کسری بودجه را با جایگزین کردن منابع درآمدی نفت جبران کنند.

    به گفته افقه، پیش از آغاز دولت پزشکیان، تقریبا تمام منابع ممکن مصرف می‌شود؛ دولت‌ها اوراق قرضه منتشر و بدهی برای آیندگان ایجاد می‌کنند، دارایی‌ها و شرکت‌های دولتی را می‌فروشند، از بانک مرکزی استقراض و از صندوق توسعه ملی برداشت می‌کنند. در کنار این اقدامات، دولت به‌طور مستمر قیمت کالاها و خدمات خود را افزایش می‌دهد؛ از آب و برق گرفته تا مخابرات و سایر خدمات عمومی. تنها بنزین است که همچون «استخوانی در گلو» باقی می‌ماند و دولت جرات افزایش آن را ندارد.

    این اقتصاددان تاکید می‌کند که از آغاز دولت پزشکیان و حتی پیش از بازگشت ترامپ و تنش‌های منطقه‌ای مشخص است اگر تحریم‌ها حل نشود، اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۴ وارد سراشیبی سقوط می‌شود. او می‌افزاید: با شدت گرفتن بحران منطقه‌ای و حمله اسراییل، شرایط اقتصادی بسیار بدتر می‌شود. افقه بخش مهمی از مشکلات اقتصادی و افزایش قیمت‌ها را ناشی از «تفکر غلط برخی اقتصادخوانده‌ها» می‌داند. او این گروه را متهم می‌کند که تنها نسخه‌ای که برای اقتصاد ایران تجویز می‌کنند، افزایش قیمت است. به باور او، این افراد گویی متغیر دیگری جز قیمت را در علم اقتصاد نمی‌شناسند، در حالی که ساختارهای ضد تولید و ضد توسعه در کشور علت اصلی ناکارآمدی، افزایش هزینه‌ها و بهره‌وری پایین است.

    او اضافه می‌کند: سال‌هاست همین جریان بر طبل افزایش قیمت بنزین می‌کوبد؛ به بهانه جلوگیری از رانت یا قاچاق. حالا هم ایده افزایش قیمت بنزین در ذهن دولت پزشکیان جا می‌افتد. افقه یادآور می‌شود که رییس‌جمهور حتی پیش از انتخابات می‌گوید: «وقتی بنزین را با ۴۵۰۰۰ تومان وارد می‌کنیم و ۳۰۰۰ تومان می‌فروشیم، این عدالت نیست.»

    این اقتصاددان می‌گوید: استدلال اقتصادخوانده‌ها این است که قیمت بنزین باید هم‌سطح قیمت خلیج‌فارس باشد. به تعبیر او، این یعنی با نرخ فعلی دلار، بنزین باید معادل یک دلار به فروش برسد. افقه می‌پرسد: چه کسی دلار را به ۹۳۰۰۰ تومان رسانده است؟ ناکارآمدی‌ها، سوءتدبیرها، بی‌کفایتی‌ها و فسادهای ساختاری عامل اصلی جهش دلار است. حالا همان افزایش قیمت را بهانه می‌کنند تا حامل‌های انرژی را به قیمت خلیج‌فارس بفروشند. او نتیجه می‌گیرد: اگر قرار است بنزین به قیمت یک دلار عرضه شود، باید همان یک دلاری محاسبه شود که پیش از انقلاب معادل ۷ تومان بوده یا پیش از ۹۷ حدود ۴ تومان. نمی‌شود حاصل بی‌کفایتی‌ها را به مردم تحمیل کرد و با دلار ۹۳۰۰۰ تومانی بنزین فروخت.

    افقه می‌گوید: دولت پزشکیان همان‌طور که پیش‌تر اشاره می‌شود، به ته دیگ منابع رسیده است. او توضیح می‌دهد: پس از تحریم‌ها، به‌ویژه در دولت رییسی که مدعی بود بدون رفع تحریم می‌تواند مشکلات را حل کند، تقریبا همه منابع موجود مصرف می‌شود. حالا دولت پزشکیان با شرایطی مواجه است که جنگ و مشکلات منطقه‌ای، هزینه‌های کشور را به ‌شدت افزایش می‌دهد و خشکسالی اخیر نیز فشار بیشتری وارد می‌کند. به گفته او، مجموعه این عوامل دولت را در آستانه بن‌بست برای اداره اقتصاد قرار می‌دهد.

    افقه یادآور می‌شود: دولت تا امروز تقریبا همه کالاها و خدمات خود را گران کرده و تنها بنزین باقی مانده است. اما به دلیل تجربه‌های تلخ گذشته و شورش‌های خیابانی پس از افزایش قیمت، دولت‌ها جرات بالا بردن قیمت بنزین را ندارند. با این حال، اکنون بحث‌هایی مطرح می‌شود که چگونه می‌توان بدون تکرار هزینه‌های سیاسی و اجتماعی، قیمت بنزین را افزایش داد. به گفته افقه، یکی از راهکارهایی که سال‌هاست مطرح می‌شود، این است که به همه افراد دارای کارت ملی، چه خودرو داشته باشند چه نداشته باشند، سهمیه بنزین داده شود. در این حالت، افراد بدون خودرو سهمیه خود را در بازار آزاد می‌فروشند و همین روند، بستر افزایش قیمت را فراهم می‌کند. او تاکید می‌کند: در چنین شرایطی بازار آزاد به ‌تدریج به همان قیمت‌های ۴۰ یا ۵۰ هزار تومان نزدیک می‌شود و دولت می‌تواند ادعا کند که قیمت را خودش افزایش نداده، بلکه مردم آن را گران کرده‌اند.

    این اقتصاددان در ادامه به طرح واردات بنزین سوپر اشاره می‌کند و می‌گوید: این طرح یک جنبه مثبت دارد و آن اینکه صاحبان درآمدهای بالا که خودروهای لوکس و توان پرداخت لیتری ۶۰ یا ۷۰ هزار تومان را دارند، به سمت خرید آزاد می‌روند. این موضوع بار تقاضای آنها بر بنزین معمولی را کاهش می‌دهد. با این حال، افقه تاکید می‌کند: تعداد این افراد چندان زیاد نیست که بر حجم مصرف کلی اثرگذار باشد. در عین حال، همین اقدام بستری روانی برای افزایش قیمت بنزین معمولی ایجاد می‌کند؛ چراکه وقتی قیمت‌های بالاتر جا می‌افتد، زمینه برای افزایش تدریجی قیمت فراهم می‌شود. افقه هشدار می‌دهد: گرچه افزایش قیمت بنزین برای دولت درآمدزاست و بخشی از کسری بودجه را جبران می‌کند، اما تبعات سنگینی به همراه دارد. حتی اگر مانند دفعات قبل به اعتراضات خیابانی منجر نشود، مردم را فقیرتر می‌کند. به گفته او، امروز بخش زیادی از مردم به دلیل سیاستگذاری‌های غلط بیکار شده‌اند و با خودروهای شخصی یا تاکسی‌های اینترنتی گذران زندگی می‌کنند. این گروه مستقیما از گرانی بنزین آسیب می‌بینند و به زیر خط فقر سقوط می‌کنند. او اضافه می‌کند: نباید تصور شود که تنها رانندگان خودرو متضرر می‌شوند. بنزین و حامل‌های انرژی در حمل‌ونقل عمومی، جابه‌جایی بار و حتی تولید برق و سایر انرژی‌ها نقش اساسی دارند. بنابراین افزایش قیمت بنزین به شکل زنجیره‌ای موجب گرانی کالاهای دیگر، تشدید تورم و فقیرتر شدن مردم می‌شود و در نهایت می‌تواند زمینه‌ساز اعتراضات گسترده‌تر باشد.

    مرتضی افقه، اقتصاددان می‌گوید: از همان سال‌های بعد از ۹۷ و همزمان با تشدید تحریم‌ها بارها به دولت‌ها هشدار داده‌ام که به جای جست‌وجوی جایگزین برای درآمدهای از دست ‌رفته نفت، باید به سمت حذف انبوه ردیف‌های هزینه زائد و غیرضروری برود. او یادآور می‌شود: خوشبختانه چند روز پیش آقای پزشکیان نیز بعد از سال‌ها همین بحث را مطرح کرد؛ اینکه بسیاری از دستگاه‌ها، نهادها و سازمان‌ها بودجه می‌گیرند، اما هیچ عملکردی ندارند. سال‌هاست بحث «بودجه‌ریزی عملیاتی» یا بودجه بر اساس عملکرد مطرح می‌شود، اما در عمل هیچ ‌وقت اجرایی نشده است.

    به گفته افقه، بسیاری از این ردیف‌های هزینه نتیجه نفوذ سیاسی، فشار گروه‌ها و حتی تلاش نمایندگان مجلس برای جلب آرا هستند. بخشی از آن هم مربوط به نهادهای مذهبی یا قومی و قبیله‌ای است که سال‌ها هزینه‌های غیرمولد را به بودجه کشور تحمیل کرده‌اند. اگر از همان ۹۷ به تدریج حذف این ردیف‌ها آغاز می‌شد، امروز بخشی از کسری بودجه کاهش یافته بود.

    او تاکید می‌کند: درست است که حذف این ردیف‌ها سخت است، زیرا عده‌ای به آن وابسته شده‌اند و گروه‌های ذی‌نفوذ هم مقاومت می‌کنند. اما حذف تدریجی این هزینه‌ها اجتناب‌ناپذیر است. افقه توضیح می‌دهد: منظور من فقط نهادهای مذهبی یا فرهنگی نیست. ما انبوهی دانشگاه‌ اضافه داریم که تنها منجر به اتلاف هزینه و عمر جوانان شده‌اند. در دورترین روستاها دانشگاه پیام‌نور تاسیس شده، دانشگاه‌های دولتی متعدد ایجاد شده و مراکز پژوهشی و تحقیقاتی بی‌شماری وجود دارند که هیچ برونداد و خروجی نداشته‌اند. بسیاری از این دانشگاه‌ها و مراکز باید تعطیل شوند. به باور او، نه این دانشگاه‌ها، نه نهادهای مذهبی و نه مراکز پژوهشی بی‌ثمر هیچ کمکی به تولید ملی، رفاه عمومی یا بهبود خدمات دولتی نکرده‌اند. برعکس، به کسری بودجه دامن زده‌اند و دولت را ناچار به اقدامات موقت و پرهزینه کرده‌اند. افقه هشدار می‌دهد: تا زمانی که ریشه‌های ناکارآمدی اقتصادی و افزایش مکرر قیمت‌ها حل نشود، دولت‌ها ناچارند هر سال قیمت بنزین، کالاها و خدمات را گران کنند. اما سوال اینجاست که دولت تا کجا می‌خواهد این دومینوی افزایش قیمت را ادامه دهد و ناکارآمدی ساختاری را پشت گرانی‌های پی‌درپی پنهان کند؟

    به نرخ یارانه‌ای دست نمی‌زنند

    نرسی قربان، کارشناس اقتصادی در گفت‌وگویی درباره ساختار عرضه و قیمت‌گذاری بنزین توضیح می‌دهد که ورود بخش خصوصی به واردات بنزین سوپر تاثیری بر قیمت‌های دولتی ندارد. او می‌گوید: «قیمت بنزین معمولی همچنان بر مبنای نرخ ۱۵۰۰ تومان از طریق کارت سوخت عرضه می‌شود و تغییری در این روند ایجاد نمی‌شود. اما بنزین سوپر که توسط بخش خصوصی وارد می‌شود، با قیمتی بسیار بالاتر و مستقل از نرخ دولتی در جایگاه‌ها به فروش می‌رسد.»

    به گفته قربان، این موضوع به معنای افزایش قیمت بنزین یارانه‌ای یا سهمیه‌ای نیست، بلکه تنها کسانی که تمایل به استفاده از بنزین سوپر دارند، باید بهای بالاتر آن را بپردازند. او تاکید می‌کند که «عرضه سوخت توسط بخش خصوصی در قالب بنزین سوپر، ساختار فعلی قیمت‌گذاری دولتی را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد و صرفا گزینه‌ای گران‌تر برای مصرف‌کنندگان محسوب می‌شود.»

    این کارشناس در پایان یادآور می‌شود که هرگونه تغییر در سیاست‌های انرژی باید با دقت بررسی تا آثار آن بر مصرف‌کنندگان و بازار سوخت به‌ درستی مدیریت شود.

    ماجرای بنزین سوپر و کمبود عرضه

    پیام الیاس‌کردی، کارشناس بازار سرمایه می‌گوید: واقعیت این است که بحث بنزین موضوعی پیچیده است و نباید تصور کرد که صرفا با عرضه بنزین سوپر در بورس کالا می‌توان مساله را یک‌باره حل کرد.

    به گفته او، نکته‌ای که کمتر به آن توجه می‌شود، این است که انحصار توزیع و کل شبکه بنزین همچنان در اختیار دولت است. حتی در حوزه‌هایی مانند توزیع بنزین سیار که امکان خروج دولت وجود داشت، باز هم این روند دولتی باقی ماند. بنابراین می‌توان گفت ساختار انحصاری در همه بخش‌های مربوط به بنزین همچنان حفظ می‌شود. الیاس‌کردی یادآور می‌شود: طی سال‌های اخیر، عرضه بنزین سوپر همواره محدود و ناکافی بوده است. به‌گونه‌ای که در برخی مقاطع، تنها در چند جایگاه سوخت امکان دسترسی به آن وجود داشت و حتی گروه‌های مجازی برای اطلاع‌رسانی محل توزیع شکل می‌گرفت. این در حالی است که تعداد قابل توجهی از خودروهای توربوشارژ و وارداتی در ایران به بنزین با اکتان بالا نیاز دارند و در نبود آن، موتور خودروها آسیب می‌بیند. او معتقد است: دولت اکنون به دنبال ایجاد تغییر در شیوه توزیع فرآورده‌های نفتی و قیمت‌گذاری جدید است. با این حال، مشکل اصلی صرفا با ورود چند شرکت به بورس انرژی حل نمی‌شود. به باور او تا زمانی که شبکه توزیع و واردات انحصاری باقی بماند، بورس کالا یا بورس انرژی نمی‌تواند گره اصلی را باز کند. این کارشناس بازار سرمایه تاکید می‌کند: برای اصلاح وضعیت، باید کل چرخه از واردات تا تولید و توزیع غیرانحصاری شود. اگر تنها بخشی از این شبکه وارد بورس شود، اما سایر بخش‌ها همچنان در اختیار دولت یا شبه‌دولت باقی بماند، تغییری اساسی رخ نمی‌دهد. به گفته او، راه‌حل واقعی تنها در ایجاد جایگاه‌های سوخت خصوصی و قیمت‌گذاری رقابتی است. در حال حاضر، عمده شرکت‌های فعال در شبکه توزیع وابسته به دولت یا شبه‌دولت هستند و این ساختار اجازه رقابت آزاد نمی‌دهد.

    الیاس‌کردی می‌پرسد: آیا دولت قصد دارد تنها قیمت بنزین سوپر را تغییر دهد یا این اقدام مقدمه‌ای برای افزایش قیمت سایر انواع بنزین است؟ او توضیح می‌دهد: اگر هدف صرفا بنزین سوپر باشد، برخی اقشار پردرآمد توان خرید آن را دارند و مشکلی ایجاد نمی‌شود. اما اگر دولت سراغ بنزین معمولی و سهمیه‌ای هم برود، این نگرانی به وجود می‌آید که به ‌تدریج قیمت سایر فرآورده‌ها نیز افزایش یابد. او در پایان تاکید می‌کند: بازار بورس انرژی ایران می‌تواند بخشی از راهکار باشد، اما تنها راه‌حل نیست. برای رفع واقعی انحصار در حوزه فرآورده‌های سوختی، باید شبکه تولید، واردات و توزیع همگی غیرانحصاری شوند. در غیر این صورت، ورود بخشی از این چرخه به بورس انرژی صرفا تغییر ظاهری ایجاد می‌کند.

  • متعجبم از این همه دور بودن مسئولان اقتصادی از واقعیت بازار و اقتصاد ایران! / با تک نرخی شدن ارز، ۸۰ درصد مردم به زیر خط فقر سقوط می‌کنند

    متعجبم از این همه دور بودن مسئولان اقتصادی از واقعیت بازار و اقتصاد ایران! / با تک نرخی شدن ارز، ۸۰ درصد مردم به زیر خط فقر سقوط می‌کنند

    به گزارش اقتصادران، اقتصاد ایران عجیب‌ترین روز‌های خود را سپری می‌کند. در شرایطی که کشور در روز‌های پساجنگ ۱۲ روزه، در شرایطی است که تورمی شدیدتر را تجربه می‌کند و از سوی دیگر بار تحریم‌های کمرشکن اقتصادی کمتر نیز نشده که بیشتر شده است، شاید انتظار تجربه رشد اقتصادی یک رویای خام باشد.

    در همین حال، اما شمس‌الدین حسینی، رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس در نشستی که وزیر اقتصاد نیز در آن حضور داشت گفته است که «رشد اقتصادی هدف‌گذاری شده برای پایان برنامه هفتم توسعه ۸ درصد بوده، اما اکنون تنها ۳ درصد محقق شده است. هم‌زمان رشد نقدینگی به حدود ۳۵ درصد و تورم نقطه‌ای به ۳۷ درصد رسیده و پیش‌بینی می‌شود نقدینگی تا پایان برنامه به ۱۳.۸ درصد برسد.»

    این سخنان در شرایطی بیان می‌شد که موضوع ارز چند نرخی نیز توسط وزیر اقتصاد در همین جلسه مطرح شد و او گفت: «در بازار ارز یک دروغ گفتیم و نخواستیم خطا را بپذیریم؛ یک روز نیما؛ یک روز سنا؛ یک روز تالار دوم و… همه اینها ناشی از این است که حقایق اقتصادی را نپذیرفتیم.»

    یک روز پس از این جلسه، اما سخنگوی دولت گفت که «تردیدی نیست که ارز باید تک نرخی شود». به نظر می‌رسد دستکم نگاه وزیر اقتصاد دولت به موضوع ارز و حقایق اقتصادی این بازار از سخنگوی دولت بسیار واقع بینانه‌تر و دقیق‌تر باشد.

    مجموع این سخنان مسئولان کشور بهانه‌ای شد تا به سراغ «مرتضی افقه» اقتصاددان و استاد دانشگاه برویم و نظر او را درباره این شرایط موجود جویا شویم.

    این استاد دانشگاه البته پیش از این نیز گفته بود که دولت در شرایط جنگی باید تمام‌قد وارد شود، چون بستر برای فرار سرمایه و فشار به مردم و افزایش قیمت‌ها فراهم است و باید از تامین معیشت مردم حمایت کند. اما اکنون با توجه به بی‌تدبیری و فشاری که به مردم به خاطر تصمیم‌گیری‌های اشتباه آمده، درصد قابل توجهی از مردم ممکن است با دولت همراهی نکنند.

    مشروح گفت‌و‌گو با این اقتصاددان را در ادامه می‌خوانید:

    *در روز‌های اخیر جلساتی میان وزیر اقتصاد ایران و برخی نمایندگان کمیسیون اقتصادی مجلس و فعالان اقتصادی برگزار شده و در این جلسه بر مساله رشد اقتصادی ۸ درصد و درونمای آن و تحقق تنها رشد ۳ درصدی اقتصادی تاکید شده است. حالا می‌خواهم بدانم اساسا در شرایط فعلی کشور و در روز‌های پسا جنگ ۱۲ روزه که آتش بسی شکننده در جریان است، اصلا تحقق رشد اقتصادی ۸ درصد ممکن است و آیا این رشد اقتصادی ۳ درصد واقعی است؟

    -توجه کنید که حتی اگر شرایط جنگی نبود و حتی اگر در وضعیت تحریم نیز نبودیم باز هم رشد ۸ درصدی یک رشد ایده آل و رویایی است که اساسا ساختار‌های موجود داخلی نیز اجاره این رشد را نمی‌دهند و اگر قرار بود به این رشد برسیم، (چنان که برنامه‌های چهارم به بعد نیز همین رشد ۸ درصد را هدف قرار داده بودند) اصلا زیرساخت‌های داخلی متفاوتی نیاز بود.

    کما این که می‌بینیم حتی با همه این برنامه‌های موجود ما در نهایت به رشد ۳ تا ۴ درصد دست یافتیم و آن هم در نهایت با فروش نفت بود و نه الزاما از طریق بهره وری.

    این در حالی است که اصل رشد اقتصادی باید مبتنی بر افزایش بهره وری باشد و نه به مدد فروش نفت و منابع داخلی؛ بنابراین زمانی که ما در شرایط عادی نتوانستیم به این رشد دست یابیم به طریق اولی در سال ۱۴۰۴ و سال‌های پیش رو نیز اگر تغییرات اساسی در مسائل منطقه‌ای و خارجی ایران رخ ندهد نه تنها به این هدف دست نمی‌یابیم بلکه احتمال دارد رشد اقتصادی به صفر یا به رشد منفی دست پیدا کنیم.

    اما اگر باز هم سخت گیری‌های تحریمی علیه ایران ادامه پیدا کند حتی همین سه درصد رشد نیز محقق نخواهد شد که چنان چه گفتم این عدد به صفر یا حتی رشد اقتصادی منفی خواهد رسید.

    *مورد مطرح شده دیگر در روز‌های اخیر مساله ارز تک نرخی است. هر چند که وزیر اقتصاد اذعان داشته که ما حقایق اقتصادی را نپذیرفته‌ایم، اما دو روز پیش نیز سخنگوی دولت تاکید کرد که ارز باید تک نرخی شود؛ آیا چنین موضوعی در شرایط فعلی اقتصاد ایران امکان پذیر است؟

    -درباره مساله ارز تک نرخی و لزوم تک نرخی شدن یا اینکه باید ارز تک نرخی شود تنها می‌توان گفت این مدل سخنان از سوی برخی مقامات و مسئولان از اقتصادی تا غیراقتصادی کشور نشان از ناآگاهی جدی آنان دارد.

    جدا من گاهی متعجب می‌شوم از این همه دور بودن تصمیم گیران اقتصادی کشور از واقعیت بازار و اقتصاد ایران!

    زمانی که ایران درآمد‌های ارزی مکفی داشت نیز نتوانست ارز را تک نرخی کند. در تاریخ پس از انقلاب ایران، تنها یک دوره محدود و دوران سید محمد خاتمی و در یک مقطع زمانی کوتاه که درآمد ارزی کشور به دلیل روابط خوب با کشور‌های دیگر، همزمان ثبات اقتصادی و سرمایه گذاری اقتصادی در وضعیت به سامانی بود و فروش نفت ایران عادی بود و درآمد‌های نفتی به دلیل فروش نفت افزایش پیدا کرده بود؛ این امکان به وجود آمد که قیمت ارز به سمت تک نرخی شدن برود.

    اما کدام عقل سلیمی اساسا اکنون و در شرایطی که ورودی‌های ارز به کشور، به دلیل تشدید تحریم‌ها و دلایل دیگر تقریبا به صفر و حداقل‌ترین حالت خود رسیده است و در عین حال نیز تقاضا کاهش پیدا نمی‌کند؛ می‌تواند بگوید که قیمت ارز بازار آزاد با قیمت ارزی که دولت ارائه می‌کند، یکی شود؟

    مگر این‌که دولت قصد داشته باشد که دیگر ارز را حمایت نکند و کلاً به بازار آزاد بسپارد. در این صورت، بله، ارز تک‌نرخی خواهد شد، اما تبعات آن این است که دهک‌های بالای درآمدی منتفع می‌شوند و ۸۰ درصد باقی مردم به زیر خط فقر سقوط می‌کنند. بنابراین، در چنین شرایطی، این حرف که مدام درباره تک‌نرخی شدن ارز گفته می‌شود، بسیار ناشیانه، غیرمنطقی و غیرعاقلانه است.

    *شما بار‌ها درباره خطر بازگشت ترامپ برای اقتصاد ایران هشدار داده بودید؛ فکر می‌کنید با ادامه روند فعلی و شرایط نه مذاکره و نه جنگ حاکم میان ایران و آمریکا، وضعیت اقتصاد ایران در ماه‌های آتی به کدام سمت و سو خواهد رفت؟

    -من در اسفند سال ۱۴۰۳ که هنوز نمی‌دانستیم جنگی اتفاقی خواهد افتاد و فقط شرایط تشدید تحریم‌ها و ته کشیدن منابع دولت برای جایگزینی درآمد‌های نفتی و به خصوص بازگشت ترامپ در نظر بود و البته معلوم بود که همین مختصر دور زدن تحریم‌ها را نیز می‌تواند قطع کند؛ پیش بینی کرده بودم که از نیمه دوم سال ۱۴۰۴، دولت دیگر حتی حقوق کارکنان خود را نیز نتواند پرداخت کند. در این شرایط وضعیت و تکلیف طرح‌های عمرانی و زیرساختی حتی بدتر است.

    اکنون نیز برخی خبر‌های غیررسمی حکایت از آن دارد که دولت در همین ماه جاری نیز از بانک مرکزی استقراض کرده است و بنابراین پیش بینی من خیلی متاسفانه خوب نیست؛ به خصوص که بعد از جنگی که رخ داده همه چیز خیلی بیشتر هم تغییر کرد و یک گزینه خسارت‌های جنگ نیز به بار‌های اقتصادی دولت اضافه شده و این تازه به جز بحث‌های نظامی موجود است.

    یعنی نتیجه جنگ ۱۲ روزه، فارغ از تمام بخش‌های نظامی، خسارت‌ها و مشکلاتی در پی داشته که بار آن بر دوش دولت است و دولت باید این خسارت‌ها را جبران کند. در چنین شرایطی، یکی از تبعات جنگ، به طور طبیعی فرار سرمایه و کاهش محسوس سرمایه‌گذاری در کشور خواهد بود و همه این عوامل باعث می‌شود که من نسبت به شرایط پیش روی ایران چندان خوش‌بین نباشم.

    اگر مشکل تحریم و تنش‌های منطقه‌ای ایران حل نشود، ممکن است یکی از سخت‌ترین دوره‌های اقتصادی معاصر ایران رقم بخورد. اکنون نیز بهبود روابط پولی، مالی و بانکی، رفع تحریم‌ها و کاهش تنش‌ها از حداقل عواملی است که برای رسیدن به رشد اقتصادی باید حل و فصل شود و اینها تنها شرط‌های لازم هستند و هنوز شرایط کافی برای رشد اقتصادی کشور به شمار نمی‌آیند.

    این یعنی حتی با تحقق همه این شروط، شرایط کافی نیست؛ بلکه تغییر وضعیت به نفع اقتصاد ایران، موضوعی زمان‌بر است و در مرحله بعد نیازمند تحولی اساسی در ساختار‌های ضدتوسعه و ضدتولید موجود در داخل کشور است.

  • مسئولان برای مدیریت بازار بورس راهبرد مشخصی ندارند/ بیش از ۷ سال است که ارتباط اقتصادی ما با دنیا  قطع شده است

    مسئولان برای مدیریت بازار بورس راهبرد مشخصی ندارند/ بیش از ۷ سال است که ارتباط اقتصادی ما با دنیا  قطع شده است

    به گزارش اقتصادران، مرتضی افقه، تحلیلگر اقتصادی، با اشاره به روند نزولی شاخص‌ها در بازار بورس، هشدار داد که چشم‌انداز شاخص‌های اقتصادی مطلوب نیست و ادامه وضعیت کنونی می‌تواند بازار سرمایه و تولید کشور را با مشکلات جدی مواجه کند. او تاکید کرد که محدودیت‌های داخلی و تحریم‌های بین‌المللی، به ویژه تحریم‌های آمریکا، نقش تعیین‌کننده‌ای در کاهش توان تولید و آسیب‌پذیری اقتصاد دارند و بدون اقدامات جدی دولت در زمینه دیپلماسی و اصلاح ساختارهای اقتصادی، شرایط نیمه دوم سال پیچیده تر خواهد شد.

    با اشاره به  روند نزولی شاخص ها در بازار بورس، خاطرنشان کرد: اگر شرایط موجود همین‌ گونه ادامه پیدا کند، چشم‌ انداز هیچ‌ یک از شاخص‌ های اقتصادی مطلوب نخواهد بود. حتی وضعیت فعلی هم احتمالا  قابل حفظ نیست، به‌ خصوص در بازار سرمایه که ارتباط مستقیم با تولید دارد. تولید در کشور به دلیل مسائل ساختاری داخلی و همچنین تحریم‌ های سخت آمریکا در هفت سال گذشته با محدودیت جدی مواجه است.

    بدون رفع تحریم‌  و اصلاح ساختارها، چشم‌انداز بازار سرمایه در نیمه دوم سال مبهم است

    وی با هشدار نسبت به پیامدهای تداوم وضعیت کنونی، با بیان اینکه  از نیمه دوم سال محدودیت ها خود را بیشتر نشان خواهند داد،  مگر اینکه دولت به منابع بانک مرکزی متوسل شود، افزود: اگر مشکل تولید و چالش‌ های منطقه‌ ای و بین‌ المللی رفع نشود، چشم‌ انداز بازار سرمایه به هیچ وجه مثبت نیست. اوضاع  بازار  سرمایه  وضعیت قابل قبولی ندارد و  احتمالا  شرایط نیمه دوم سال پیچیده تر خواهد شد. مسئولان برای مدیریت بازار بورس راهبرد مشخصی ندارند.  تنها کاری که در کوتاه‌ مدت می‌ تواند انجام دهد، فعال‌ کردن دیپلماسی برای حل دو مشکل عمده است؛ تحریم‌ ها و محدودیت‌ های ارتباطی با آمریکا و اروپا. حتی اگر این مسائل حل شود، تحولات ساختاری که طی سه دهه گذشته اقتصاد را آسیب‌پذیر کرده است، همچنان باقی می‌ماند و اصلاح آن‌ها از توان دولت به‌عنوان قوه مجریه خارج است.

    مشکلات اقتصادی ایران بیشتر ریشه در سیاست خارجی و تحریمها دارد تا مسائل داخلی

    افقه چالش عمده در کوتاه‌ مدت را مسائل سیاست خارجی و دیپلماسی عنوان کرد و گفت:  مسائل داخلی هم موثرند، اما در حال حاضر کنترل آنها از دست خارج است. اقتصاد ایران بسیار به نفت و روابط خارجی وابسته است و آسیب‌پذیری در برابر تحریم‌ ها همچنان باقی خواهد ماند. بسیاری از مشکلات اقتصادی ریشه در عوامل غیر اقتصادی دارد؛ از جمله سیاست خارجی و نگرش حاکم بر تصمیم‌گیران.  اگر دولت نتواند درآمد نفتی خود را افزایش دهد و تحریم‌ها ادامه پیدا کند، مجبور به استقراض خواهد شد. استقراض مجدد به معنای افزایش تورم، کاهش قدرت خرید و سقوط بیشتر طبقه متوسط به زیر خط فقر خواهد بود.

    حل مشکلات بین‌المللی تنها کافی نیست، اقتصاد نیازمند اصلاحات داخلی است

    به گفته افقه؛در کوتاه‌مدت، مشکل اساسی اقتصاد ایران مسائل بین‌المللی است و حل آنها نیازمند فعال‌ کردن دیپلماسی است. اما حتی پس از رفع این مسائل، بدون اصلاح ساختارهای داخلی، اقتصاد همچنان آسیب‌پذیر باقی خواهد ماند و وابستگی به نفت و فشارهای خارجی ادامه خواهد داشت.

    باید بپذیریم که دولت در شرایط بحرانی مانند جنگ، باید تمام‌قد وارد عمل شود

    وی با بیان اینکه در واقع  بیش از ۷ سال است که ارتباط اقتصادی ما با دنیا  قطع شده،  تاکید کرد: باید بپذیریم که دولت در شرایط بحرانی مانند جنگ، باید تمام‌قد وارد عمل شود، زیرا زمینه برای فرار سرمایه، فشار بر مردم و افزایش قیمت‌ها فراهم است و حمایت از معیشت مردم ضروری است. دولت باید همان اقدامات دوران جنگ با عراق را اجرایی کند و از سیاست‌هایی استفاده کند که در تمام دنیا در چنین شرایطی معمول و رایج است. دولت باید از تمام ابزارهای ممکن بهره ببرد تا هم تولید حفظ شود و هم توزیع به گونه‌ ای انجام گیرد که مردم کمترین آسیب را ببینند و افزایش قیمت‌ها کنترل شود.

    نیازمند تصمیمات اقتصادی فوری و ضربتی هستیم / سه قوه تصمیمات فوق‌العاده اتخاذ کنند تا اقتصاد مردم آسیب نبیند / بخش مهمی از مشکلات کسب و کار داخلی ناشی از ناکارآمدی دولت‌هاست

    این اقتصاددان با بیان اینکه در چنین شرایطی نمی‌توان تصمیمات را طبق روال عادی گرفت، توضیح داد:  برای مثال، تصویب یک لایحه توسط مجلس نبایدچندین روز طول بکشد، بلکه موضوعاتی مانند رفع موانع کسب و کار باید به صورت فوری و ضربتی تصویب شوند و سه قوه تصمیمات فوق‌العاده بگیرند تا اقتصاد مردم آسیب نبیند. بخش مهمی از مشکلات کسب و کار داخلی ناشی از ناکارآمدی دولت‌هاست و باید راهکاری برای مدیریت این مسائل پیدا شود تا حداقل موضوعاتی که ارتباطی با تحریم‌ها ندارند، کنترل شوند. این امر به حفظ تولید، جلوگیری از کاهش اشتغال و مدیریت شرایط بحرانی کمک خواهد کرد.

  • کشور را از نیروی متخصص محروم کرده ایم؛ دولت چه کار کند؟! / رک گویی عمدی پزشکیان در بیان مشکلات اقتصادی، خوب است

    کشور را از نیروی متخصص محروم کرده ایم؛ دولت چه کار کند؟! / رک گویی عمدی پزشکیان در بیان مشکلات اقتصادی، خوب است

    به گزارش اقتصادران، همزمان با اعلام اخباری پراکنده از کاهش ساعات کاری یا تعطیلات سراسری در برخی استان ها، مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، در سخنانی انتقادی به وضعیت ناترازی های انرژی و وضعیت اقتصاد کشور پرداخته است. سخنانی که با واکنش هایی از سوی مخالفان دولت همراه شده و برخی منتقدان گفته اند رئیس جمهور نباید اینگونه صحبت کند.

    مسعود پزشکیان در بخشی از سخنان خود  گفت: «ما الان در بخش‌های مختلف با مشکل روبه‌رو هستیم؛ آب، برق، گاز، بودجه و تورم. دیگر جایی نیست که مشکل نداشته باشیم. این‌ها دیگر انتخاب نیست، اجبار است. بخش زیادی از یارانه‌ها به دهک‌های پردرآمد می‌رسد، کسانی که چندین خودرو دارند و بیشترین مصرف را انجام می‌دهند. این منابع باید به سمت کسانی برود که واقعاً به آن نیاز دارند.»

    «مرتضی افقه» اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه چمران اهواز  به تحلیل شرایط موجود و سخنان اخیر مسعود پزشکیان پرداخته است:

    اگر پزشکیان عمدا شرایط ناترازی و اقتصاد را مطرح کرده اقدام مثبتی است

    مرتضی افقه گفت: «برخی اعتراض کرده اند که چرا رئیس جمهور، اینطور علنی حرف زده و مشکلات را بیان کرده است. بله قاعدتا رئیس جمهور نباید با استیصال وضعیت مملکت را بیان کند. اما حدس میزنم که این سخنان آقای پزشکیان در تقابل با طرف های مقابل مطرح شده است؛ آنانی که هنوز درک درستی از شرایط موجود ندارند و در برابر فهم شرایط مقاومت دارند. این مقاومت شاید از دید رئیس جمهور، کشور را به شرایط سختی می برد. برخی میگویند این نوع صحبت ها به دشمن اطلاعات می دهد اما حقیقت این است که در تجربه جنگ ۱۲ روزه دیدیم که اتفاقا دشمن به اندازه ای که بسیار بیش از این حرف هاست از عوامل نفوذ و جاسوسی استفاده کرده است. همچنین مشکلات آب و برق و کمبودها و تورم و مشکلات پساجنگ به حدی مشهود است که گفتن و نگفتن آن چه توسط رئیس جمهور و چه توسط رسانه ها، اطلاعات جدیدی به عوامل خارجی نمی دهد.»

    وی افزود: «به نظر می رسد مخاطب آقای پزشکیان جناحی است که اتفاقا در تصمیم گیری کشور هم نقش دارند اما متوجه اوضاع نیستند یا نمی خواهند متوجه شوند. شاید آقای پزشکیان سعی کرده با این سخنرانی، افکار عمومی را با خود همراه کرده و مانع از تندروی طرف های مقابل شود. به هر حال این نکته هم درست است که آقای پزشکیان، برخی ویژگی های خاص هم دارند که عمدا یا سهوا مواردی را مطرح می کنند که مرسوم نیست یک مقام مسئول در این سطح مطرح کند. اگر ایشان عمدا این کار را می کنند اتفاقا مثبت است. اما اگر سهوی است، نشان می دهد که آقای پزشکیان هنوز با حساسیت های جایگاه خود کنار نیامده اند. هر چند حدس می زنم لااقل در این مورد خاص، سخنان رئیس جمهور عمدی است.»

    کشور را از نیروی متخصص محروم کرده ایم؛ دولت چه کار کند؟!

    این اقتصاددان در ادامه و درباره وضعیت تعطیلی ها و تاثیر آن بر اقتصاد و سخنان سخنگوی دولت در این باره گفت: «این که خانم مهاجرانی می گویند تعطیلات را به استان ها سپرده اند، به یک دعوا و جنجال برمی گردیم که بین تندروها و دیگران درباره تعطیلی پنجشنبه ها یا شنبه ها داشتیم. اکنون که دولت تصمیم گرفته به تعطیلات بیفزاید، برخی، پیشنهاد داده اند به جای چهارشنبه ها، شنبه ها تعطیل باشد. شنبه از این جهت توصیه می شود که اغلب کشورهای طرف تجارت ما، شنبه و یکشنبه تعطیل هستند. درواقع با اضافه شدن پنجشنبه و جمعه، عملا کشورمان ۴ روز از مناسبات تجارت بین الملل، عقب خواهد افتاد. فکر می کنم چون دولت متوجه شده که نمی تواند در برابر مخالفت تندروها به شکل رسمی، شنبه را تعطیل کند، تصمیم گرفته به اتکای وضعیت انرژی، این امکان را به استانها واگذار کند که شنبه را تعطیل کنند. اما شرایط اقتصادی کشور به شکلی نیست که بتوان تعطیلی ها را افزایش دهد.»

    وی افزود: «سال هاست که هشدار داده ام که وضعیت اقتصاد کشور رو به بحران است. اگر تولید کننده به دنبال سود باشد در شرایط فعلی به دنبال سود است اما اگر امید داشته باشد که دوباره به منطقه سود برگردد، در دوره ای که در منطقه زیان است تلاش می کند زیان خود را به حداقل برساند. متاسفانه اکنون در شرایط زیان قرار داریم و باید دید در این شرایط این زیان ها را باید چگونه به حداقل برسانیم. من معتقدم بخشی از مشکلات کشور به انتصابات و انتخاباتی مرتبط است که انجام می شود. عملا وقتی کشور را از نیروهای متخصص و با تجربه محروم کرده ایم، بعید می دانم دولت کار چندانی ترتیب دهد. اخیرا وزیر کشور مصاحبه ای انجام داده و گفته اند برای حل مشکلات ناترازی ها و مشکلات جانبی پس از آن در وهله اول باید جلوی مهاجرت بی رویه را بگیریم که البته این حرف، درست است. حتی ایشان به مسئله سیاست های مهاجرت معکوس غیر اجباری اشاره کرده اند. اما بحث مهاجرت بسیار پیچیده تر از این ها است.»

    از اول انقلاب قرار بود سیستان و بلوچستان محرومیت زدایی شود

    این استاد اقتصاد در ادامه گفت: «ای کاش وزیر کشور بگویند چه باید کرد که جلوی مهاجرت گرفته شود یا شهروندان شهرهای اطراف تهران راغب نشوند به تهران مهاجرت کنند. از ابتدای انقلاب تا کنون قرار بود مهاجرت به شکل متوازن انجام شود اما اکنون، استان تهران و برخی دیگر از استان های کشور به لحاظ شرایط و امکانات به حدی با استانهای محروم فاصله دارند که برخی به معنای واقعی کلمه از سر ناچاری به تهران مهاجرت می کنند. آقایان متخصص و سیاستگذار، هنوز با طرز تفکر دهه ۱۹۷۰ به موضوعات نگاه می کنند. هروقت صحبت از بهبود شرایط می شود به افزایش بودجه فکر می کنند. اما مشکل ما این است که بخش عمده ای از سرمایه و بودجه را در تهران متمرکز کرده ایم و نیروهای متخصص، مسلط و با تجربه را در این استان متمرکز کرده ایم. همچنین نیروی متخصص کافی در سایر استان ها نداریم.»

    وی افزود: «اگر می خواهیم جلوی مهاجرت را بگیریم یا مهاجرت معکوس ترتیب دهیم باید به فکر عمران و آبادی استان های مختلف و به ویژه استان های محروم باشیم. راه حل این شرایط نیز فقط تخصیص بودجه نیست. بلکه باید قوی ترین نیروهای مدیریتی در این استان ها به کار گمارده شوند. نه فقط در حد استاندار. هم اکنون تهران یک روز در میان با قطعی برق مواجه است اما سایر استان ها، تقریبا هر روز و گاهی روزی ۲ مرتبه قطعی برق دارند. این تمایز را وقتی مردم ببینند، راغب تر می شوند که مهاجرت کنند. افراد کم برخوردار و بیکار نیز به علت این که عمده سرمایه ها در تهران است و در این شهر، کار بیشتری پیدا می شود، به سمت تهران می آیند. سالهاست این حرف ها زده می شود اما ظاهرا بلد نیستند شرایط را بهبود دهند. برای توازن استان ها اول باید نیروهای تصمیم گیرنده استان ها را تقویت کنیم و از بین افراد شاخص و متخصص دست به انتخاب بزنیم. از اول انقلاب قرار بود سیستان و بلوچستان محرومیت زدایی شود. اکنون نه تنها محرومیت زدایی نشده، بلکه هر روز، بیشتر و بیشتر از سایر استانها فاصله گرفته است. »

  • یا باید بجنگیم یا مذاکره کنیم، راه سومی نمی‌شناسم! / مردم به آستانه صبر خود رسیده‌اند

    یا باید بجنگیم یا مذاکره کنیم، راه سومی نمی‌شناسم! / مردم به آستانه صبر خود رسیده‌اند

    به گزارش اقتصادران، مرتضی افقه، اقتصاددان و استاد دانشگاه،  در رابطه با تأثیر جنگ اخیر و تحولات منطقه بر اقتصاد کشور اظهار داشت: «شرایط اقتصادی کشور در سراشیبی سقوط بوده و حتی اگر جنگ هم اتفاق نمی‌افتاد یا تحولات منطقه را هم نداشتیم، باز هم این سقوط اتفاق می‌افتاد.»

    وی افزود: «ما امسال سال سختی داشتیم به‌دلیل تداوم تحریم‌ها. حتی من پیش از این ماجرا پیش‌بینی کرده بودم که دولت در نیمه دوم سال حتی ممکن است نتواند حقوق کارکنانش را پرداخت کند. ساختار اقتصادی کشور و وابستگی شدید آن به تأمین نیاز‌های تولید و مصرف از خارج، ما را در موقعیتی قرار داده که چاره‌ای جز حل‌وفصل مشکل تحریم‌ها، مراودات بانکی و تنش‌های منطقه‌ای نداریم؛ چرا که همه اینها وضعیت اقتصادی امروز را تشدید کرده‌اند، نه اینکه آن را به‌وجود آورده باشند.»

    افقه ادامه داد: «برای حل این مشکلات فقط دو راه متصور است؛ یا باید بجنگیم و طرف مقابل را وادار به عقب‌نشینی کنیم، یا باید از طریق مذاکره مسائل را حل کنیم. من راه سومی نمی‌شناسم؛ بنابراین ناچار هستیم مسیر کم‌هزینه‌تر یعنی مذاکره را دنبال کنیم. حتی اگر به نتیجه هم نرسد، بعید می‌دانم که دولت و کل حاکمیت بتواند شرایط فعلی را مدیریت کند. مردم به آستانه صبر خود رسیده‌اند و ما در شرایط «نه جنگ، نه صلح» قرار داریم که این وضعیت را بحرانی‌تر کرده است.»

    افقه درباره نقش سیاست داخلی در بحران اقتصادی کشور تصریح کرد: «حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد مشکلات اقتصادی کشور، ریشه داخلی دارد. این مشکلات مربوط به پس از ۱۳۹۷ نیست. ناکارآمدی‌های داخلی، مسائل ایدئولوژیک و سیاسی، نحوه انتخاب و انتصاب کارگزاران در همه بخش‌ها، نه فقط دولت بلکه قوه قضاییه، مجلس و سایر نهاد‌هایی که از بودجه استفاده می‌کنند، بر اساس شایستگی‌های ایدئولوژیک و سیاسی است نه شایستگی‌های مدیریتی و فنی. قوانین تصویب‌شده و تخصیص بودجه سالانه هم بر همین اساس است، یعنی براساس اولویت‌های ایدئولوژیک نه اقتصادی.»

    وی خاطرنشان کرد: «در سه دهه گذشته، درآمد‌های نفتی این ناکارآمدی‌ها را پنهان کرده بودند. تحریم‌ها فقط باعث شدند این بی‌کفایتی‌ها آشکار شوند. از سال ۱۳۹۷ به بعد، این مشکلات روزبه‌روز آشکارتر شد. آسیب‌پذیری کشور در برابر تحریم‌ها هم به همین دلیل است.»

    او تأکید کرد: «با اینکه ریشه اصلی مشکلات داخلی است، اما در کوتاه‌مدت ناچاریم اولویت را به حل تحریم‌ها بدهیم؛ چون بدون حل آنها نمی‌توانیم ساختار‌های ناکارآمد داخلی را اصلاح کنیم. ساختار‌ها با مقاومت افراد ذی‌نفع مواجه‌اند و هنوز تفکر حاکمیت تغییر نکرده است.»

    افقه افزود: «بنابراین در کوتاه‌مدت باید تنش‌زدایی با کشور‌های منطقه، آمریکا و اروپا در دستورکار قرار گیرد. اما در میان‌مدت و بلندمدت، اگر ساختار‌های معیوب ضدتولید و ضدتوسعه اصلاح نشوند، کشور همچنان آسیب‌پذیر باقی خواهد ماند.»

    وی درباره انتصاب علی لاریجانی به دبیری شعام نیز گفت: «شاید خیلی زودتر از اینها باید چهره‌های واقع‌گرا و معتدل در ساختار تصمیم‌گیری قرار می‌گرفتند. بخش زیادی از مشکلات ناشی از تندروی‌ها و تفکرات غیرواقعی بوده است. اگر چهره‌هایی انتخاب شوند که بتوانند به کاهش تنش کمک کنند و روابط اقتصادی و تجاری را بهبود دهند، این نه‌تنها یک اولویت ضروری، بلکه یک الزام است.»

    او ادامه داد: «حتی در دوره آقای رئیسی هم دیدیم که تندرو‌ها نتوانستند تحریم‌ها را مدیریت کنند و تورم از ۶۰ درصد عبور کرد؛ بنابراین وقت آن است که مسیر جدیدی بر اساس واقع‌بینی و تعامل، نه تقابل، پیش گرفته شود.»

    play/pausesound

  • شرایط اقتصادی ایران بحرانی است؛ امروز دیگر زمان ریخت‌وپاش نیست

    شرایط اقتصادی ایران بحرانی است؛ امروز دیگر زمان ریخت‌وپاش نیست

    به گزارش اقتصادران، سید مرتضی افقه، اقتصاددان و استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز با روزنامه اعتماد گفت‌وگو کرده است.

    به گزارش اعتماد، بخش‌هایی از این گفت‌وگو را می‌خوانید:

    • امروز دیگر زمان ریخت ‌و پاش و هزینه‌‌کرد با دست‌ و ‌دلبازی نیست. نهادهای اجرایی باید با درک وضعیت بحرانی کشور، انضباط مالی بیشتری داشته باشند و از هزینه‌های غیرضروری پرهیز کنند.
    • با  افزایش بیکاری و کاهش قدرت خرید مردم، دولت باید نقش فعال‌تری در تامین حداقل نیازهای معیشتی ایفا کند. دولت باید کالاهای اساسی را با قیمت مناسب در اختیار اقشار کم‌ درآمد قرار دهد.
    • اجرای سراسری نظام کوپنی که هنوز هم به‌طور کامل و عادلانه پیاده نشده، می‌تواند به این هدف کمک کند. در کنار آن، ابزارهایی مانند قیمت‌گذاری یا حتی جیره‌بندی نیز باید مورد بررسی و استفاده قرار گیرند. در شرایط کنونی، دولت نه از منظر سیاستگذاری فعال، بلکه به ‌نوعی منفعل عمل می‌کند، چراکه امکان افزایش درآمد را ندارد و بنابراین تنها راهکار موجود، مدیریت دقیق‌تر هزینه‌ها و حمایت هدفمند از اقشار ضعیف جامعه است.
  • دلیل تاب‌آوری پایین اقتصاد ایران، ناکارآمدی حکمرانی است / جنگ هم نمی‌شد با ادامه تحریم‌ها، تولیدکنندگان همین روند را طی می‌کردند

    دلیل تاب‌آوری پایین اقتصاد ایران، ناکارآمدی حکمرانی است / جنگ هم نمی‌شد با ادامه تحریم‌ها، تولیدکنندگان همین روند را طی می‌کردند

    به گزارش اقتصادران، یکی از آثار اقتصادی جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، نمایان کردن تاب‌آوری پایین اقتصاد ایران، به ویژه در سطح بنگاه‌های کوچک و متوسط بود؛ چرا که بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی با توقفی چند روزه در فعالیت‌های خود، ناچار به تعدیل نیرو شدند. موضوعی که نه تنها معیشت نیروی انسانی این بنگاه‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بلکه می‌تواند افت رشد اقتصادی کشور را نیز در پی داشته باشد.

    مرتضی افقه، کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه، با اشاره به علل آسیب‌پذیری اقتصاد ایران در برابر ریسک‌هایی مثل جنگ، راهکارهای بهبود این وضعیت را بررسی می‌کند.

    تولیدکنندگان واقعی سال‌هاست که به زحمت فعالیت خود را ادامه می‌دهند

    افقه در ابتدا توضیح داد: «اگر مجموعه بنگاه‌های اقتصادی توان مالی و تولیدی بالایی داشتند، نباید از یک جنگ ۱۲ روزه که صدمه‌ای هم به واحدهای اقتصادی وارد نکرد، به این اندازه آسیب می‌دیدند. تولیدکنندگان واقعی سال‌هاست که در آستانه تعطیلی هستند و به زحمت فعالیت خود را ادامه می‌دهند.»

    ناکارآمدی، بروکراسی‌ها و مدیریت‌های ضد توسعه باعث شکنندگی بنگاه‌های اقتصادی شدند

    این کارشناس اقتصادی در ادامه به دلایل تاب‌آوری پایین اقتصاد ایران به ریسک‌هایی مثل جنگ پرداخت و گفت: «دلیل تاب‌آوری پایین اقتصاد ایران، ناکارآمدی حکمرانی است. آن‌قدر موانع تولید جلوی پای بنگاه‌های کوچک و متوسط قرار دارد که اغلب آنها در سال‌های گذشته با ظرفیت‌های حدود ۴۰ تا ۵۰ درصدی خودشان مشغول به کار بوده‌اند. بخش قابل‌توجهی از مشکلات آنها به دلیل مزاحمت‌های دولتی و داخلی بوده است.»

    او تاکید کرد: «ناکارآمدی‌ها، بروکراسی ناکارآمد و مدیریت‌های ضد تولید و ضد توسعه باعث شدند که بنگاه‌های اقتصادی شکننده باشند و این جنگ، در واقع یک ضربه نهایی بر آنها وارد کرد.»

    هر اتفاقی که در روابط خارجی رخ دهد، آثار آن در پیکر اقتصاد ایران نمایان می‌شود

    افقه در ادامه به راهکارهای برون‌رفت اقتصاد ایران از این وضعیت شکننده پرداخت و تصریح کرد: «در حال حاضر سیاست‌گذاران نمی‌توانند اقدام عملی در این مورد انجام دهند. اکنون فقط و فقط باید مسئله روابط اقتصادی ایران با دنیا حل شود؛ یعنی روابط خارجی باید بهبود یابد تا مشکلاتی مثل تحریم‌ها و موضوع FATF حل شوند.»

    او افزود: «اقتصاد ایران به‌شدت وابسته به روابط خارجی و تجارت است. ۸۰ درصد واردات ایران، کالاهای واسطه‌ای و سرمایه‌ای هستند؛ یعنی کالاهایی که تولید داخلی کشور را تغذیه می‌کنند. این یعنی، از سوی دیگر، برای تامین این میزان واردات، کشور نیاز به صادرات دارد اما جز نفت، صادرات چندانی نداریم و صادرات غیرنفتی نیز آن‌قدر قابل ملاحظه نیست. بنابراین، هر اتفاقی که در روابط خارجی رخ دهد، آثار آن در پیکر اقتصاد کشور نمایان می‌شود.»

    اگر جنگ هم رخ نمی‌داد، با تداوم تحریم‌ها، تولیدکنندگان همین روند را طی می‌کردند

    این استاد اقتصاد در ادامه به خبرنگار تجارت‌نیوز گفت: «تولید کشور در حدود سه دهه گذشته با مشکلات بسیاری مواجه بوده است. از سال ۹۷ به این سو و با تشدید تحریم‌ها نیز مشکلات تشدید شد و دولت تا قبل از این جنگ، هر آنچه ذخیره مالی، اعم از از استقراض از بانک مرکزی، فروش اوراق قرضه، فروش اموال دولتی و … داشت مصرف کرد تا جایگزین درآمدهای نفتی شود.»

    او اضافه کرد: «در واقع حتی اگر جنگ هم رخ نمی‌داد، با تداوم تحریم‌ها، تولیدکنندگان و صنایع، به مرور همین روند را طی می‌کردند اما جنگ به این شرایط سرعت بخشید. به علاوه، این جنگ تاثیرات روانی نیز در پی داشت و باعث شد که این شرایط به‌صورت ناگهانی رخ دهد.»

    اگر مسئله سیاست خارجی کشور حل نشود، مشکلات تولیدگنندگان لاینحل می‌ماند

    افقه با تاکید بر این نکته که اگر مسئله سیاست خارجی کشور حل نشود، مشکلات تولیدگنندگان لاینحل می‌ماند، در مورد راه‌های بهبود تاب‌آوری اقتصاد ایران گفت: «بلاتکلیفی در ارتباط با ادامه یا اتمام جنگ، باعث می‌شود که بسیاری از سرمایه‌گذاران اصلاً تصمیم به سرمایه‌گذاری نگیرند و آنهایی که فعال هستند، تردید کنند که ادامه بدهند یا نه؛ بنابراین در وهله اول، این بلاتکلیفی باید حل شود.»

    او ادامه داد: «همچنین در قدم دوم، باید مشکل تحریم و روابط مالی یا FATF حل شود. اگر این اتفاق نیافتد، حتی اگر مشکل جنگ هم حل شود، این روند ادامه خواهد داشت.»

    اولویت‌های حاکم در نظام تصمیم‌گیری کشور، اولویت‌های اقتصادی، رفاهی و معیشتی مردم نیست

    افقه همچنین اظهار کرد: «گام سوم حل مشکلات ساختاری در داخل کشور است. حکمرانی اقتصاد ایران در زمینه توسعه ناکارآمد است و اولویت‌های حاکم در نظام تصمیم‌گیری کشور، اولویت‌های اقتصادی، رفاهی و معیشتی مردم نیست. بنابراین، حتی اگر تحریم هم رفع شود، دوباره به همان وضعیت برمی‌گردیم و ناچار می‌شویم نفت بفروشیم تا ناکارآمدی‌های داخلی را مثل سه دهه گذشته پوشش دهیم.»

    او در پایان خاطرنشان کرد: «در گذشته، درآمدهای نفتی، ناکارآمدی‌‌های مدیریتی را پوشانده بود اما از سال ۹۷ به این سو که درآمدهای نفتی ایران کاهش یافت و پس از آن، با وقوع جنگ، این ناکارآمدی‌ها عریان شدند.»

  • اقتصاد ایران در دوران پساجنگ / افقه: آتش‌بس به خودی خود کمک چندانی به اقتصاد کشور نمی‌کند / مولوی: اقتصاد ایران همچنان در مسیر پرریسک حرکت می‌کند

    اقتصاد ایران در دوران پساجنگ / افقه: آتش‌بس به خودی خود کمک چندانی به اقتصاد کشور نمی‌کند / مولوی: اقتصاد ایران همچنان در مسیر پرریسک حرکت می‌کند

    به گزارش اقتصادران، در نخستین ساعات روز ۲۴ ژوئن (سوم تیر ماه ۱۴۰۴) دونالد ترامپ، رییس‌جمهور امریکا اعلام کرد که ایران و اسراییل به توافقی کامل برای آتش‌بس دست یافته‌اند. طبق این توافق، آتش‌بس ابتدا ازسوی ایران آغاز شد و پس از آن اسراییل نیز به آن پیوست و در پایان ۲۴ ساعت، پایان رسمی «جنگ ۱۲ روزه» اعلام شد. کارشناسان اقتصادی بر این باورند که هم‌اکنون کشور در یک بی‌ثباتی به‌سر می‌برد و تا زمانی که روابط تجاری و مالی ایران با کشورهای دیگر نظیر کشورهای اروپایی و امریکا از سر گرفته نشود نمی‌توان چندان امیدی به سرمایه‌گذاری خارجی در کشور داشت.

    بررسی روند سرمایه‌گذاری‌ها در ۲۴ سال

    روند سرمایه‌گذاری داخلی در ایران از سال ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۳ با نوسانات و تغییرات قابل‌توجهی همراه بوده است، در نیمه نخست دهه ۱۳۸۰، سرمایه‌گذاری داخلی رشد قابل‌توجهی داشت. متوسط رشد سالانه تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در این دوره حدود ۱۰درصد بود و در نیمه دوم این دهه، متوسط رشد سرمایه‌گذاری حدود ۵درصد اعلام شد اما در دهه ۹۰، سرمایه‌گذاری داخلی با کاهش معناداری مواجه شد.  متوسط نرخ رشد تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در این دوره منفی ۶درصد بوده است. این کاهش به‌ ویژه در سال‌های ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۵ محسوس بود، به‌طوری‌که متوسط رشد سرمایه‌گذاری در این سال‌ها منفی بوده است. در سال‌های ابتدایی دهه ۱۴۰۰، نشانه‌هایی از بهبود در سرمایه‌گذاری مشاهده شد. به عنوان مثال، در ۹ ماهه نخست سال ۱۴۰۳، تشکیل سرمایه ثابت ناخالص رشد ۳.۴درصدی را داشت. روند حجم حقیقی سرمایه‌گذاری سالانه طی سال‌های ۸۶ تا ۱۳۹۰ افزایشی بود و از ۱۴۲ هزار میلیارد تومان به ۱۷۰ هزار میلیارد تومان رسید، اما از سال ۱۳۹۰ این افزایش متوقف شد و روند نزولی انباشت سرمایه در اقتصاد ایران اوج گرفت، به ‌طوری که حجم حقیقی انباشت سرمایه ناخالص در اقتصاد ایران در دهه ۹۰ با کاهشی ۸۵ هزار میلیارد تومانی در سال ۱۴۰۰ به حدود ۹۰ هزار میلیارد تومان رسید.

    نوسان در تجارت خارجی طی دو دهه

    رشد تجارت خارجی ایران از دهه ۸۰ تا ۱۴۰۴ با نوسانات و چالش‌های مختلفی همراه بوده است. درحالی که هدف‌گذاری‌‌های توسعه‌ای برای افزایش صادرات غیرنفتی وجود داشته، تحریم‌ها و نوسانات اقتصادی بر حجم و ارزش تجارت خارجی این کشور اثرگذار بوده است.  آمارها نشان می‌دهد متوسط صادرات گمرکی طی بازه زمانی ۱۳۸۹- ۱۳۸۱ برابر با ۱۳.۶۶ میلیارد دلار بوده و طی این مدت صادرات کشور سالانه به‌ طور متوسط ۲۳.۱۸درصد رشد کرده است و نرخ رشد صادرات در سال ۱۳۹۰ برابر با ۲۷.۳۷درصد بوده اما این نرخ در سال ۱۳۹۹، منفی ۱۵.۸۴درصد به ثبت رسیده است؛ یعنی کمترین نرخ رشد در دهه ۹۰. در این زمینه مسلما یکی از علل اصلی افزایش نوسان در نرخ رشد صادرات، افزایش نوسانات نرخ ارز در این دهه بوده است. تراز تجاری در سال‌۱۴۰۰ منفی ۴‌ میلیارد دلار و این میزان در سال بعد با افزایشی محسوس به منفی ۶.۵ میلیارد دلار رسید. براساس آمار اعلام شده ازسوی گمرک حجم تجارت کشور در ۱۲ ماه سال ۱۴۰۱ به لحاظ ارزشی برابر با ۱۱۲میلیارد و ۸۲۱ میلیون دلار و تراز تجاری کشور هم منفی ۶ میلیارد و ۴۸۹ میلیون دلار بوده است. همچنین تراز تجاری ایران در سال ۱۴۰۲، با احتساب صادرات نفت، مثبت و در حدود ۲۰.۶ میلیارد دلار بود. اما تراز تجاری غیرنفتی کشور در این سال منفی و معادل ۱۶.۸ میلیارد دلار گزارش شد و این شاخص در سال ۱۴۰۳ منفی ۱۴.۵ میلیارد دلار اعلام شد که با کسر واردات طلا، تراز تجاری منفی ۶.۴ میلیارد دلار بود همچنین برآورد دقیقی از تراز تجاری ایران در سال ۱۴۰۴ در دسترس نیست، اما گزارش‌های موجود از تراز تجاری دو ماهه نخست این سال نشان می‌دهد که این تراز همچنان منفی است. به‌طور خاص، در دو ماه اول سال ۱۴۰۴، صادرات غیرنفتی ایران حدود ۸.۲ میلیارد دلار و واردات حدود ۸.۵ میلیارد دلار بوده است که منجر به کسری تجاری حدود ۲۳۰ میلیون دلاری شده است.

    بازگشت تنش بر اقتصاد کلان

    سید مرتضی افقه، اقتصاددان و استاد دانشگاه شهید چمران اهواز بر این باور است که آتش‌بس به خودی خود کمک چندانی به اقتصاد کشور نمی‌کند و در وهله اول باید اوضاع را به روال عادی دوازده روز قبل بازگرداند. افقه در این خصوص به «اعتماد» می‌گوید: هم‌اکنون کشور در یک بی‌ثباتی به‌سر می‌برد و تا زمانی که روابط تجاری و مالی کشور با کشورهای اروپایی و امریکا از سر گرفته نشود چندان امیدی هم به سرمایه‌گذاری خارجی وجود نخواهد داشت.
    به گفته افقه، اگر کشور بخواهد به شرایط عادی بازگردد و عقب‌ماندگی‌های چند دهه اخیر را جبران کند، ناگزیر باید در حوزه روابط خارجی، به‌ ویژه با کشورهای پیشرفته بازنگری جدی صورت گیرد. او تاکید می‌کند که روابط بین‌المللی سالم و باثبات، پیش‌شرط توسعه اقتصادی در بلندمدت است.
    افقه با اشاره به آثار تحریم‌های شدید در هفت سال اخیر و نیز خسارات ناشی از جنگ، خاطرنشان می‌کند: بسیاری از زیرساخت‌های کشور در بخش‌هایی همچون کشاورزی، انرژی، حمل‌ و نقل و تولید به‌شدت آسیب دیده یا فرسوده شده‌اند. به باور او، همین وضعیت می‌تواند به یک فرصت بالقوه برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی تبدیل شود، چراکه کشورهای دارای سرمایه، تمایل بالایی برای ورود به چنین بازارهایی دارند، به‌ویژه اگر امنیت حقوقی و اقتصادی برای آنها فراهم شود.
    این اقتصاددان همچنین هشدار می‌دهد که سرنوشت سیاست‌گذاری‌ها پس از هرگونه آتش‌بس تعیین‌کننده خواهد بود. به گفته افقه، اگر آتش‌بس شکسته شود و کشور وارد دور جدیدی از تنش شود، تبعات اقتصادی آن گسترده خواهد بود؛ از افزایش نرخ ارز گرفته تا رشد قیمت انرژی و سایر کالاها یا فرار سرمایه و کاهش توان معیشتی مردم.  او تاکید می‌کند: در چنین شرایطی، حفظ ثبات اقتصادی بسیار دشوار خواهد بود و باید به دنبال سیاست‌گذاری درست بود.

    اقتصاد ایران در ایستگاه قبلی

    پیمان مولوی، اقتصاددان در این باره به «اعتماد» می‌گوید: با آتش‌بس فعلی، اقتصاد ایران همچنان در مسیر پرریسک حرکت می‌کند. این اقتصاددان، با اشاره به تحولات اخیر منطقه و شکل‌گیری آتش‌بس ادامه می‌دهد: این وضعیت تاثیر معناداری بر شاخص‌های کلان اقتصادی ایران نخواهد گذاشت. ریسک‌های سیاسی و بین‌المللی همچنان پابرجاست و اقتصاد ایران در همان ایستگاه قبلی باقی مانده است. در نتیجه، نمی‌توان انتظار داشت سرمایه‌گذاری خارجی قابل‌توجهی وارد کشور شود.
    به گفته مولوی، مجوز فروش نفت ایران به چین که ازسوی برخی به عنوان دستاورد تلقی می‌شود، پیش از این نیز ولو غیررسمی وجود داشته است و نباید تصور کرد این یک تغییر استراتژیک است که بتواند مسیر اقتصادی کشور را دگرگون کند. مولوی در ادامه با اشاره به نبود برآورد دقیق از حجم خسارات زیرساختی، هشدار می‌دهد: احتمال افزایش چاپ پول جدی است، در حال حاضر رشد نقدینگی حدود ۲۸درصد است، اما با شرایط موجود پیش‌بینی می‌کنم این عدد به بالای ۳۰درصد هم برسد.
    چرا سرمایه‌گذاران در لاک احتیاط فرو رفته‌اند؟ به باور این اقتصاددان، سرمایه‌گذاری داخلی نیز با وقفه روبه‌رو خواهد شد. او در این خصوص می‌گوید: سرمایه‌گذارانی که پیش‌تر مردد بودند، حالا بیشتر در لاک احتیاط فرو رفته‌اند بنابراین تشکیل سرمایه ثابت ناخالص کاهش پیدا خواهد کرد و این مساله رشد اقتصادی را هم تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.
    مولوی با تاکید بر افزایش رشد نقدینگی و تداوم محدودیت‌های زیرساختی، به چشم‌انداز تورم اشاره می‌کند و می‌گوید: تورم نقطه ‌به ‌نقطه احتمالا به بالای ۴۰درصد خواهد رسید و اگر چالش‌هایی مثل قطعی برق و کمبود انرژی ادامه یابد، این نرخ حتی بیشتر هم می‌شود.
    او همچنین درباره آینده نرخ ارز می‌گوید: میانگین نرخ دلار در ۲۰۰ روز گذشته حدود ۸۰ هزار تومان بوده است و با نرخ تورم ۴۰درصدی و تورم پایین‌تر در امریکا، می‌توان انتظار رشد حدود ۳۷درصدی نرخ دلار را در ۲۰۰ روز آینده داشت. این یعنی دلار ممکن است به مرز ۱۱۰ هزار تومان هم برسد، آن‌هم تنها در صورتی که مداخله‌ای در بازار صورت نگیرد.
    مولوی هشدار می‌دهد: اگر آتش‌بس بشکند، اقتصاد ایران با موج جدیدی از نااطمینانی‌ها مواجه خواهد شد. در آن صورت، ریسک‌های امنیتی، افت سرمایه‌گذاری، افزایش چاپ پول و نرخ‌های بالاتر تورم و ارز را تجربه خواهیم کرد و مسیر بدون آتش‌بس، مسیری پرریسک‌تر و پرهزینه‌‌تر برای اقتصاد ایران خواهد بود.