برچسب: حقوق و دستمزد کارگران

  • شرایط مزدی کارگران به نقطه انفجاری رسید؟ / فعال کارگری: وزیر کار فعلی هم طرفدار صاحبان سرمایه است!

    شرایط مزدی کارگران به نقطه انفجاری رسید؟ / فعال کارگری: وزیر کار فعلی هم طرفدار صاحبان سرمایه است!

    به گزارش اقتصادران، در هفته‌های اخیر احمد میدری (وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی) در آستانه تعیین حداقل دستمزد در جلسات شورای عالی کار در پایان سال، فراخوان‌های متنوعی را صادر کرده و براساس آن از صاحب‌نظران خواسته تا نظر خود را در ارتباط با تعیین حداقل دستمزد و شیوه‌های آن اعلام کنند. این موضوع البته از پایان پاییز با جلسات کارشناسان در موسسه کار و تامین اجتماعی شروع و با فراخوان مقالات و ایده‌های وزیر کار و دعوت به گفتگوی اجتماعی در این حوزه ادامه یافت.

    با این وجود اما فعالان کارگری و کارگران، این رفتار را در جهت آماده‌سازی ذهنی جامعه کارگری برای برخی تصمیمات خاص در شورای عالی کار معرفی می‌کنند؛ به ویژه اینکه بحث افزایش مزد ۳۰ درصدی مطابق با میزان افزایش حقوق ۲۸ درصدی برخی کارکنان دولت با مزایا و عائله‌مندی، در دستور کار قرار گرفته و مرکز آمار و بانک مرکزی نیز نرخ تورم سالانه را تا اینجای کار حدود ۳۲ درصد ارزیابی کردند. بحث جایگزین‌های غیرمزدی مثل کالابرگ حداقل بگیران، افزایش حق مسکن منطقه‌ای و همه این موارد نیز در همین راستا از سوی کارشناسان دولتی تاکنون مطرح شده است.

    تشکل‌های کارگری معتقدند گروه نمایندگان کارگر بارها فرمول‌های مدنظر خود را ارائه دادند و بحث جدیدی در حوزه مزد باتوجه به صراحت قوانین و تبصره‌های ماده ۴۱ قانون کار در حوزه مزدی وجود ندارد و چراغ راهنمای هر بحث مزدی، قانون است. حتی برخی کارشناسان اقتصادی نزدیک به دولت چهاردهم نیز که گرایش کارفرمایی ندارند، در ماه‌های اخیر «پیشنهاد اخذ مالیات از سود بسیار بالای بنگاه‌های ثروتمند انحصاری بزرگ و پرداخت یارانه مزد از آن محل، به بنگاه‌های کوچکی که توان افزایش مزد را ندارند» را مطرح کردند که در جای خود مورد توجه کارشناسان دولتی و اعضای اتاق‌های بازرگانی و انجمن‌های کارفرمایی قرار نگرفت.

    با این وجود، تعیین حداقل دستمزد کارگران می‌رود تا به چالشی مهم در حوزه اقتصادی کشور بدل شود، زیرا ۱۶ میلیون کارگر مزدبگیر ایرانی اکنون در شرایط مزدی فعلی در یک نقطه انفجاری قرار دارند و صنعت و کسب و کار نیز به دلیل کمبود نیروی کار، با بحران جدی مواجه شده است. در چنین شرایطی نرخ تورم از دیدگاه فعالان کارگری نمی‌تواند ملاک درستی برای تعیین مزد باشد و باید موارد دیگری چون سبد معیشت را مدنظر قرار داد.

    حسین حبیبی (عضو هیات مدیره کانون عالی شوراهای اسلامی کار)در این رابطه اظهار کرد: پشت درخواست‌های مکرر برای اظهارنظر درباره مزد مصوب ۱۴۰۴ اهداف دیگری به جز نظرخواهی مطرح است. به نظر می‌رسد موضوع حق مسکن یا مزد منطقه‌ای را بخواهند جدی‌تر در شورای عالی کار آن هم در پایان سال مطرح کنند. اما مشکل کارگران چیز دیگری است و این تلاش‌ها مورد تایید نمایندگان کارگری قرار نمی‌گیرد.

    وی افزود: اصل بحث این است که دو فقره ماده ۴۱ قانون کار و تبصره‌های آن که مبتنی بر مذاکره مزدی روی رقم حداقل به میزان تورم و بیشتر و بحث تامین سبد حداقل معیشت خانوار ۳.۳ نفری است، باید مورد توجه قرار گیرد و هر نتیجه‌ای به جز این موضوع از دیدگاه ما تخلف از قانون کار و قابل پیگیری در مجلس است.

    حبیبی تصریح کرد: طبق ماده ۲۰۳ قانون کار، وزیر کار و دولت مکلف به اجرای قانون کار است. از سوی دیگر، طبق ماده ۱۶۷ قانون کار نیز، تاکید شده که ابزار دولت و وزارت کار در اجرای این قانون، شورای عالی کار است و شورای عالی کار موظف به اجرای این قانون است. پس مواد و تبصره‌های قانون کار جنبه ارشادی نداشته و ماهیت الزام‌آور دارد و هر بحثی درباره ایده‌های افزایش مزد و راهبردهای اداره جلسات شورای عالی کار و مشورت با کارشناسان، باید در مورد چیزهایی که فراتر از قانون می‌خواهند بدهند یا ندهند، باید مورد بحث قرار گیرد.

    این فعال کارگری با اشاره به اینکه «در مجموع دو سال ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ با تصمیمات صولت مرتضوی در مقام وزیر کار، ما جمعاً ۲۰ درصد افزایش مزد از دولت که کمتر از نرخ تورم سالانه مصوب شده طلب‌کار هستیم»، بیان کرد: ما متاسفیم که بگوییم که وزیر فعلی محترم کار نیز به دنبال تامین نظرات اتاق‌های بازرگانی و صاحبان سرمایه است و برای وی کارگران اولویت سوم هستند. ایشان البته باید بدانند که حمایت آقای مرتضوی را در مجلس فعلی ندارند و ما به دلیل‌عدم رعایت قانون کار، آقای مرتضوی را هم در مجلس همسو در آستانه آوردن به پای میز طرح سوال قرار دادیم.

    عضو کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور تاکید کرد: خود کارشناسان آقای میدری نیز می‌دانند که دستمزد فعلی جوابگوی یک هفته تا ۱۰ روز نخست هر کارگر است. کارگری که اجاره خانه می‌دهد نیز قطعاً باید شغل دوم داشته یا چند شیفته کار کند تا بتواند خود را تا سه هفته اول ماه برساند و هفته آخر را باید با استقراض زندگی کند. این تراژدی غم‌انگیزی است.

    این فعال کارگری با اشاره به اهمیت نرخ تورم در تعیین مزد کارگران گفت: ما اینجا باید متاسفانه با صراحت بگوییم که آمار اعلامی نرخ تورم سالانه بانک مرکزی و مرکز آمار ایران را قبول نداریم. این‌ها نهادهایی هستند که گاه در محاسبه تورم با هم نیز اختلافات بالای ۵-۶ درصدی دارند و مدل محاسباتی آن‌ها به نحوی است که هیچ نسبتی با واقعیات بازار ندارد و دستکاری آن‌ها در آمار نرخ تورم برای ما مسجل است. چه کسی باور می‌کند با افزایش نرخ دلار از ۶۰ هزار تومان به ۸۵ هزار تومان، حذف ارز ترجیحی دارو، ۱۰۰ و ۲۰۰ درصد گران شدن برخی اقلام پر مصرف طی یکسال و افزوده شدن قیمت مسکن باوجود رکود شدید این بخش، نرخ تورم سالانه ۳۲ درصد باشد؟ نکند قرار است با اعلام نرخ تورم موجود به این میزان، تمایل دارند نرخ افزایش حداقل دستمزد نیز در همین حدود و حتی کمتر افزایش دهند و ما کارگران بپذیریم؟

    وی تاکید کرد: همه‌ساله وقتی ما به آمارهای تورمی ایراد گرفتیم، در پایان بحث با بیان اینکه «سخنان شما انتظارات تورمی جامعه را افزایش داده و خود آن باعث افزایش تورم می‌شود» روی سخنان ما سرپوش می‌گذاشتند. این درحالی است که ما در شرایط رکود تورمی، به رشد اقتصادی رسیدیم و این رشد در این شرایط باید روی تورم اثر افزاینده می‌گذاشت؛ بخصوص که این رشد اکنون دارد از ناحیه جیب مردم رخ می‌دهد و دولت سرمایه‌گذاری بیشتری به ویژه در بخش عمرانی نکرده است.

    حبیبی تصریح کرد: افزایش مزد براساس دهک‌ها نیز بدعتی نادرست است زیرا ما توزیع ناعادلانه مسکن در کشور را داریم و افراد برخوردارتر هزینه‌های مسکن بسیار بیشتری دارند. ما نمی‌توانیم به صرف اعداد و آمار بدون تحلیل اظهارنظر بکنیم؛ چرا اینکه خود آمارها کژتابی دارد و بسیاری بر این باور هستند که صرف‌نظر از صحت این آمارها، می‌توان به راحتی با آمار درست نیز بدون توجه به وزن مصرفی آمار هر کالا، درباره تورم یا نقش کالا در سبد معیشت واقعیت را کتمان کرد. نمایندگان کارگران ما در شورای عالی کار نیز نسبت به این موضوع هشیار هستند و سال‌هاست بر این باور هستند که در تعیین مزد به جای نرخ تورم، باید بر محاسبه درست سبد حداقل معیشت تاکید کرد.

  • یک پدیده بی‌سابقه در تاریخ اقتصاد ایران؛ سقوط کارگران در قعر دره‌ی فقر مطلق / کارگران امروز باید حدود ۴۹ میلیون تومان حقوق بگیرند

    یک پدیده بی‌سابقه در تاریخ اقتصاد ایران؛ سقوط کارگران در قعر دره‌ی فقر مطلق / کارگران امروز باید حدود ۴۹ میلیون تومان حقوق بگیرند

    به گزارش اقتصادران، «گرانی» چیز عجیب و بی‌سابقه‌ای نیست، حداقل در یکی دو دهه اخیر، هیچ زمان تورمِ دو رقمی دست از سر زندگی مردم برنداشته و سال‌هاست که مردم سایه سنگین تورم بالای ۳۰ درصد را بر سر زندگیِ آب رفته‌ی خود احساس می‌کنند. با این حال، شتاب تند گرانی در موج‌های اخیر تورمی که پیاپی و بدون وقفه از راه می‌رسند، اگر برهه‌های خاص مانند زمان اشغال ایران توسط متفقین بعد از جنگ جهانی دوم و قحط و غلای متعاقبِ آن را کنار بگذاریم، در تاریخ مدرن ایران تقریباً بی‌سابقه است.

    امروز گرانی روزانه و هفتگی آن‌چنان عیان است که دیگر نیازی به بیان مفصل و آوردن شاهد و مثال نیست. در ماه‌های اخیر، نان، لبنیات، داروها، قبوض انرژی، اقلام خوراکی پروتئینی، سیب‌زمینی و گوجه فرنگی و هزینه‌های حمل و نقل، پی‌درپی گران شده‌اند. تصویر زیر نشان می‌دهد در عرض مدت سه ماه از شهریور تا آذر، کره پاستوریزه ۱۰۰ گرمی به عنوان یک قلم کالای ساده، بیش از ۵۷ درصد گران شده، قیمت آن از ۳۸ هزار تومان به ۶۰ هزار تومان رسیده است.

    اما بعد از آذرماه، یک موج جدید اما سنگینِ گرانی دوباره از راه رسید؛ داروها با مجوز دولت برای حذف یارانه‌های تولید دارو، تا مرز ۴۰۰ درصد گران شدند و سایر کالاها از جمله روغن، مجوز افزایش نرخ گرفتند؛ در میانه دی‌ماه خبر آمد که قیمت روغن خوراکی مصرف خانوار ۱۵درصد و قیمت روغن صنفی صنعتی ۲۱ درصد افزایش یافته است.

    براساس داده‌های رسمی مرکز آمار ایران، در دی ماه ۱۴۰۳ بیشترین فشار تورمی از سمت کالاهای خوراکی به خانوارها وارد شده به طوری که تورم ماهانه این اقلام در دهک‌ها تا بالای ۳ درصد هم افزایش یافته است. مطابق این گزارش، تورم ماهانه در دی امسال به ۲.۹ درصد رسید در حالی که در آذر ۲ درصد بوده است. بنابراین، نه تنها در دی ماه قیمت سبد مصرف خانوارها نسبت به آذر افزایش یافته بلکه به سرعت این رشد قیمت نیز افزوده شده است. همچنین، تورم نقطه به نقطه نیز نسبت به آذر ماه در سطح بالاتری قرار گرفته و به ۳۱.۸ درصد رسیده است. به عبارت دیگر، خانوارها در دی ماه ۱۴۰۳ نسبت به دی ماه ۱۴۰۲ گذشته برای یک سبد یکسان از کالا و خدمات، ۳۱.۸ درصد بیشتر هزینه پرداخت کرده‌اند.

    به نظر می‌رسد، در این میان تنها عنصر ثابت اقتصاد، مزد و حقوق کارگران و کارمندان است؛ سقوط تاریخی دستمزد با شوک‌درمانی ارزی ماه‌های اخیر به نحو خارق‌العاده و بی‌سابقه‌ای تشدید شده است تا جایی که امروز از قدرت خرید دستمزد، هیچ باقی نمانده است.

    قیاس با قیمت سکه طلا، معیار خوبی برای سنجش قدرت خرید دستمزد است؛ مبنا حداقل دستمزد کارگران با دو اولاد است؛ در سال ۱۳۹۳، حداقل دستمزد مشمولان قانون کار از ۴۸۷۱۲۵ تومان به ۶۰۸۹۰۰ تومان افزایش یافت و براین اساس، دریافتی کارگران با دو فرزند به ۸۴۵ هزار تومان رسید؛ در بهمن ماه ۹۳، نرخ فروش هر قطعه سکه تمام بهار آزادی طرح جدید در بازار یک میلیون و ۳۷ هزار و ۵۰۰ تومان بود؛ با این حساب، در سال ۱۳۹۳، حداقل دستمزد کارگران ۸۱ درصد قیمت سکه طلا بوده، یعنی با حقوقِ یک ماهِ کارگر می‌شد ۸۱ درصدِ یک سکه طلا را خریداری کرد.

    دقیقاً ده سال جلوتر می‌آییم؛ در سال ۱۴۰۳ دریافتی کارگران با دو فرزند به رقم ۱۰ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان رسیده است؛ هفتم بهمن ماه، سکه بهار آزادی طرح جدید در بازار، ۶۰ میلیون و ۴۰۵ هزار تومان قیمت خورد؛ در نتیجه، در سال جاری، حداقل دستمزد کارگران به ۱۸ درصد قیمت سکه طلا تنزل یافته است؛ در واقع  یک کارگر با دستمزدی که پایان ماه می‌گیرد، قادر به خرید ۱۸ درصد سکه طلاست.

    در نتیجه‌ی این داده‌ها می‌بینیم که قدرت خرید دستمزد ماهانه کارگران در طول فقط ده سال، از ۸۱ درصد قیمت سکه طلا به ۱۸ درصد کاهش یافته است؛ اگر قرار بر احیای قدرت خرید سال ۱۴۰۳ باشد باید امروز کارگران همان ۸۱ درصد قیمت یک سکه طلای طرح جدید یا ۴۸ میلیون و ۹۲۸ هزار تومان حقوق ماهانه بگیرند. در واقع اگر امروز حداقل حقوق کارگران ۴۸ میلیون و ۹۲۸ هزار تومان باشد، می‌توانیم ادعا کنیم قدرت خرید دستمزد در طول ده سال اخیر سقوط نکرده یا به عبارتی ثابت مانده است.

    این سقوط بیش از ۴۰۰ درصدی دستمزد کارگران فقط در عرض ده سال، یک پدیده بی‌سابقه در تاریخ اقتصاد ایران است؛ پدیده‌ای بی‌سابقه و بس ناگوار که کارگران را به قعر دره‌ی فقر مطلق سوق داده و بدون دستاویزی برای ادامه حیات رها کرده است.

    برای احیای قدرت خریدی که دستمزد کارگران در سال ۱۳۹۳ داشته، امروز باید هر کارگر حداقل‌بگیر و دارای دو فرزند، نزدیک ۴۹ میلیون تومان حقوق بگیرد اما آنچه به چنین کارگری در پایان ماه پرداخت می‌شود فقط ۱۰ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان وجه رایج مملکت است!

    «علیرضا خرمی» فعال کارگری با بیان اینکه «سقوط سنگین دستمزد، یک واقعیت تلخ ولی غیرقابل انکار است» در پاسخ به این سوال که احیای قدرت خرید ده سال قبل پیشکش، امروز کارگران با چه میزان دستمزد می‌توانند زنده بمانند و ادامه‌ی زندگی بدهند، می‌گوید:

    «اگر دریافتی یک کارگر زیر ۳۰ میلیون تومان باشد، به هیچ‌وجه نمی‌تواند امور زندگی را بگرداند و خرج‌های ساده را تامین کند؛ برای پرداخت اجاره خانه، خوراکی‌ها و اقلام بسیار ضروری مثل دارو، حداقل ۳۰ میلیون تومان لازم است، البته این رقم برای شهرهای کوچک و متوسط است، در کلانشهرها به خصوص برای مستاجران، درآمد لازم برای یک زندگی بسیار ساده خیلی بیش از اینهاست…. و می‌خواهم با تاکید بگویم که هر دستمزدی زیر ۳۰ میلیون تومان نه تنها ناعادلانه بلکه تجسم روشنِ برده‌داری‌ست».

  • اگر کارگری دو شیفت هم کار کند باز هم عقب‌ماندگی شدید مزدی دارد

    اگر کارگری دو شیفت هم کار کند باز هم عقب‌ماندگی شدید مزدی دارد

    به گزارش اقتصادران، دوشنبه‌ای که گذشت، اولین کمیته سه‌جانبه دستمزد با موضوع محاسبات مربوط به مزد ۱۴۰۴ برگزار شد. براساس بند دوم ماده ۴۱ قانون کار، حداقل دستمزد کارگران باید به گونه‌ای تعیین شود که قادر به تامین هزینه‌های زندگی یک خانواده متوسط باشد.

    «سبد معیشت حداقلی خانوارهای کارگری»، ترجمان آماری این الزام قانونی‌ست که در سال‌های اخیر در کمیته دستمزدِ ذیل شورایعالی کار محاسبات آن صورت گرفته است. هرچند همیشه نرخ سبد معیشتِ رسمی و مصوب شورایعالی کار با هزینه‌های واقعی زندگی خانوارهای کارگری فاصله‌ای معنادار دارد و تنها با اتکا به سبد خوراکی‌ها و اعمال یک ضریب ساده محاسبه می‌شود اما هیچ زمان این عدد مبنای تعیین دستمزد قرار نگرفته است.

    و به این ترتیب، فاصله‌ی دستمزد و سبد معیشت سال به سال عمیق‌تر شده است؛ تا جاییکه امروز دستمزد فقط حدود یک‌سوم هزینه‌های بسیار حداقلی زندگی را پوشش می‌دهد. سوال اینجاست که امروز سبد معیشت چه رقمی‌ست و آیا می‌توان امید داشت که محاسبات سبد در مذاکرات مزدی ۱۴۰۴ مبنا قرار بگیرد؟

    «محسن باقری» رئیس کمیته دستمزد کانون عالی شوراها و نماینده کارگران در کمیته دستمزد در رابطه با نشست‌های کمیته مزد امسال و برنامه کار آن‌ها گفت: در نشست دوشنبه کلیات مطرح شد؛ در مورد راهکارهای محاسبات سبد معیشت بحث کردیم و پیشنهادات برای انجام کار طرح شد.

    به گفته وی، قرار شد کارشناسانی از مراکز مختلف از جمله مرکز آمار ایران در نشست بعدی حضور داشته باشند و اطلاعات و داده‌های مورد نیاز را در اختیار اعضای کمیته دستمزد قرار بدهند.

    باقری با بیان اینکه محاسبات دستمزد از نشست بعدی، آغاز می‌شود؛ افزود: قرار شد فعلاً هر دوشنبه نشست‌های سه‌جانبه کمیته دستمزد برگزار شود؛ امیدواریم خیلی زود بتوانیم محاسبات سبد معیشت را براساس داده‌های به‌روز به سرانجام برسانیم و در این زمینه به توافق برسیم.

    محاسبات سبد معیشت که در مذاکرات دستمزد مورد استفاده قرار می‌گیرد، معمولاً با استناد به داده‌های آماری دی‌ماه یا بهمن‌ماه هر سال انجام می‌شود؛ اما تا همین امروز هم مشخص است که فاصله سبد با دستمزد کارگران به طرز بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است.

    نماینده کارگران در کمیته دستمزد و شورایعالی کار گفت: امروز دستمزد کارگران چیزی حدود یک سوم هزینه‌های حداقلی زندگی را پوشش می‌دهد البته اگر بخواهیم دقیق‌تر صحبت کنیم باید بگوییم دستمزد حدود یک‌سوم هزینه‌های ابتدایی و بسیار حداقلی زندگی را تامین می‌کند؛ جایی برای هزینه‌هایی مانند رفاهیات، تفریح، آموزش باکیفیت، درمان کیفی یا مسافرت نیست.

    باقری در ارتباط با نرخ سبد معیشت و افزایش این نرخ در ماه‌های ابتدایی امسال گفت: با داده‌های آماری رسمیِ منتهی به مهرماه، میانگین کشوری سبد معیشت حداقلی خانوارهای کارگری، ۲۷ میلیون و ۶۴۰ هزار تومان است؛ این سبد با معیارهای تایید شده در شورایعالی کار و با استناد به همان فرمول‌های رسمی محاسبه شده است. در واقع تا پایان مهر امسال، سبد معیشت حداقلی به ۲۷ میلون و ۶۴۰ هزار تومان رسیده است.

    این فعال کارگری اضافه کرد: با توجه به تورم سنگین ماه‌های اخیر که بر همه مولفه‌های زندگی از جمله اقلام خوراکی تاثیر گذاشته، بدون تردید نرخ سبد معیشت خانوارهای کارگری در ماه‌های پس از مهرماه، افزایش یافته و دچار یک صعود مجدد شده است.

    پایه محاسبات سبد معیشت، سبد خوراکی‌ها و آشامیدنی‌های خانوار است و در پاییز و زمستان امسال، بسیاری از اقلام خوراکی از جمله لبنیات، تخم مرغ و روغن گران شده‌اند؛ ضمن اینکه سایر هزینه‌های زندگی از جمله مسکن و قبوض انرژی نیز سیر تصاعدی داشته‌اند؛ با این حساب در سه چهار ماه بعد از مهرماه، حتما سبد معیشت حداقل ۲۰ تا ۳۰ درصد گران شده است.

    باقری ضمن قیاس سبد معیشت حداقلی و حداقل دستمزد کارگران گفت: متوسط دریافتی کارگران حداقل‌بگیر حدود ۱۱ میلیون تومان است و بنابراین می‌توانیم بگوییم کارگران به اندازه یک‌سوم هزینه‌های حداقلی زندگی حقوق ماهانه می‌گیرند. و این یعنی هزینه‌های زندگی کارگران با دوشیفت کار هم تامین نمی‌شود؛ اگر کارگری دو شیفت کامل کار کند و دو تا دستمزد کامل هم بگیرد باز هم درآمدش یک‌سوم از سبد معیشت عقب‌تر است و عقب‌ماندگی شدید مزدی دارد.

    این فعال کارگری گفت: متاسفانه کارگران از بسیاری از هزینه‌های ساده زندگی زده‌اند و دستمزدشان فقط صرف تامین مسکن، یک سرپناه کوچک و گاهاً بی‌کیفیت، و خرید خوراکی‌ها و آشامیدنی‌های ضروری آنهم با نازل‌ترین قیمت می‌شود. در چنین شرایطی، صد درصد افزایش دستمزد بازهم کارگران را به خط فقر و رفاه حداقلی نمی‌رساند.

    او در پایان تاکید کرد: امیدواریم در مذاکرات مزدی امسال به شرایط حاد و بحرانیِ معاش کارگران توجه شود و فارغ از درصدها و عددها، به گونه‌ای تصمیم بگیرند که حداقل دستمزد به سبد معیشت نزدیک شود.

  • به حاشيه بردن مطالبات كارگران به بهانه سختی کار؟! / همدستی دولت و کارفرمایان در سرکوب مزدی

    به حاشيه بردن مطالبات كارگران به بهانه سختی کار؟! / همدستی دولت و کارفرمایان در سرکوب مزدی

    به گزارش اقتصادران، احمد ميدري، وزير تعاون، كار و رفاه اجتماعي، در تازه‌ترين اظهارات خود با طرح اين موضوع كه شرايط كاري در صنايع مختلف متفاوت است، اعلام كرده است «اينكه ما بر حداقل هزينه زندگي و تورم اقدام به تعيين حداقل دستمزد مي‌كنيم درست نيست و اين عدد بايد بر اساس ميزان سختي‌كار در صنايع مختلف تعيين شود.» هرچند به نظر مي‌رسد دولت درصدد آن است كه دستمزدها را به تفكيك اصناف و سختي كارشان تعيين كند اما بايد ديد نقش كارفرمايان در اين بين چگونه خواهد بود.

    در گذشته نيز موضوع مزد منطقه‌اي مطرح شده بود كه به معناي تعيين دستمزدها بر اساس شرايط اقتصادي و اجتماعي هر منطقه بود كه به دليل انتقادات به آن اجرايي نشد چرا كه برخي بر اين باورند كه اين مدل نيز مي‌تواند به سركوب مزدي در مناطق كم‌برخوردار و محروم منجر شود. تجربه نشان داده هرچند دولت‌ها موظف هستند از حقوق كارگران در برابر كارفرمايان حمايت كنند، اما در نهايت افزايش حقوق‌ها متناسب با خواست كارفرمايان صورت مي‌گيرد.

    تجربه گذشته نيز نشان داده كه در مذاكرات دستمزد كه با حضور سه ضلع داراي انتفاع برگزار مي‌شود؛ جامعه كارفرمايي و حتي دولت دست بالا را داشته است. اين در حالي است كه عدم انطباق دستمزدها با تورم يكي از چالش‌هاي بزرگ اقتصادي كشور است كه مي‌تواند تأثيرات عميقي بر اقتصاد كلان، رفاه اجتماعي و كيفيت زندگي افراد داشته باشد. اين در حالي است كه دستمزدها بايد به گونه‌اي تنظيم شوند كه با نرخ تورم همگام باشند تا قدرت خريد كارگران و كاركنان حفظ شود. زماني كه دستمزدها به ميزان كافي افزايش نيابند، مشكلاتي مانند كاهش رفاه اجتماعي و نابرابري اقتصادي به وجود مي‌آيد.

    سياست‌هاي نادرست اقتصادي

    يكي از عوامل اصلي عدم انطباق دستمزدها با تورم، سياست‌هاي اقتصادي نادرستي است كه به كاهش ارزش پول ملي و تورم‌هاي مزمن منجر شده است. وقتي دولت‌ها نتوانند به درستي تورم را كنترل كنند و سياست‌هاي مناسبي براي افزايش دستمزدها تعيين كنند، باعث كاهش رفاه اجتماعي مي‌شوند. آنچه مسلم است در بسياري از موارد، كارگران و اتحاديه‌هاي كارگري توانايي كافي براي مذاكره در خصوص افزايش دستمزدها به ميزان كافي را ندارند كه اين ناتواني كه بيشتر به علت ضعف در سازماندهي، فشارهاي سياسي و اقتصادي يا كمبود حمايت‌هاي قانوني است سركوب دستمزدها را به دنبال دارد.

    ضمن آنكه افزايش هزينه‌هاي توليد به علت تورم، مشكل ديگري است كه مي‌تواند باعث شود تا كارفرمايان تمايلي به افزايش دستمزدها نداشته باشند كه اين موضوع نيز مي‌تواند به ويژه در صنايع كوچك و متوسط تأثيرگذار باشد كه اصلي‌ترين اثر اين وضعيت، مي‌تواند كاهش قدرت خريد افراد باشد، چرا كه زماني كه دستمزدها با تورم همگام نباشند، كارگران هم انگيزه‌اي براي ورود به بازار كار نخواهند داشت و اين موضوع مي‌تواند به كاهش بهره‌وري و كارايي در محل كار منجر شود و در كل هرگونه كاهش قدرت خريد و نابرابري اقتصادي، مشكلات اجتماعي مانند افزايش جرم و جنايت، ناآرامي‌هاي اجتماعي و كاهش اعتماد به نهادهاي دولتي را در پي دارد.

    افزايش دستمزدها يا كاهش آن؟

    ناصر چمني، فعال حوزه كارگري در مورد تعيين دستمزدها بر اساس سختي كار صنايع مختلف به «اعتماد» گفت: هر ساله در روزهاي پاياني سال و معمولا دو ماه مانده به انتهاي سال جلسات دستمزدي برگزار شده و دستمزد ميليون‌ها كارگر را مشخص مي‌كنند، اما واقعيت اين است كه معمولا دولت‌ها در تلاشند تا بحث دستمزدها را به حاشيه ببرند و اين مساله ترفندي در دست دولت‌ها شده است.

    اين فعال حوزه كارگري در ادامه گفت: البته پيش از اين هم موضوع مربوط به منطقه‌اي كردن دستمزدها مطرح شده بود كه اصلا اجرايي نشد و همه اين تصميمات را هم در انتهاي سال و زماني مي‌گيرند كه به تعيين دستمزدها نزديك مي‌شويم. چمني تصريح كرد: البته در خصوص مزدهاي منطقه‌اي توافقي صورت نگرفت چرا كه اصلا زيرساخت‌هاي كافي براي اين مساله وجود ندارد و كارشناسان اين حوزه در شوراي عالي كار هم گزارش‌هايي در اين زمينه ارايه دادند و اعلام كردند زيرساخت‌هاي لازم در اين خصوص وجود ندارد. چمني خاطرنشان كرد: به نظر مي‌رسد اين‌بار نيز با تغيير واژه منطقه‌اي به مشاغل سخت سعي در تفاوت دستمزدي دارند، اين در حالي است كه در گذشته نيز اعلام كرده بوديم كه اگر كارفرمايان خواستار اضافه كردن دستمزد مشاغل سخت و زيان‌آور هستند هيچ ايرادي ندارد و مشاغلي مانند ريخته گري، كار كردن در معادن و… بايد دستمزدشان بيشتر هم باشد.

    ميزان دستمزدها بايد بالاتر از خط فقر باشد

    او با اشاره به خط فقر در كشور افزود: يقينا ميزان دستمزدها بايد بالاتر از خط فقر باشد، در هيچ كشوري در دنيا ميزان دستمزدها پايين‌تر از خط فقر نيست. البته اين مقايسه با كشورهايي مانند ونزوئلا و كوبا نيست بلكه مقايسه ايران با كشورهاي حوزه خليج فارس و ساير كشورهاي همسايه است.

    چمني با بيان اينكه پايه حقوق‌ها بايد بالاتر از ميزان تورم باشد، گفت: در كشوري مانند آلمان هم حداقل دستمزدها مشخص مي‌شود اما تنها شش تا هفت درصد جامعه حداقل دستمزد را دريافت مي‌كنند و مابقي دستمزدها بسيار بالاتر از حداقل دستمزدهاست و در كشورهاي پيشرفته اتحاديه‌هاي مستقل كارگري وجود دارد و در هر صنفي از كفاشان گرفته تا معادن و تاكسي‌داران و… داراي اتحاديه‌اي مستقل هستند.

    الزام بر تعيين رقم سبد معيشت

    اين فعال حوزه كارگري خاطرنشان كرد: ما هميشه سعي كرده‌ايم واقعيت كشورهاي ديگر در زمينه اتحاديه‌هاي كارگري و كارفرمايي براي تعيين دستمزد را پنهان كنيم و بايد پرسيد آيا در ايران هم‌چنين رويه‌هايي وجود دارد تا در يك زمينه فعاليت كنند؟

    او با بيان اينكه ضرورت دارد تا رقم سبد معيشت از سوي وزير كار مشخص شود، تصريح كرد: براساس بند دوم ماده ۴۹ قانون كار، دستمزد يك كارگر بايد به اندازه‌اي باشد تا يك خانواده ۳ تا ۴ نفره بتوانند تا پايان ماه زندگي‌شان تامين شود. اين در حالي است كه در سال گذشته و در يك اتفاق نادر سبد معيشت در كميته دستمزد مشخص نشد و پس از آن دستمزدها هم بدون امضاي نماينده كارگران تصويب و اجرايي شدند.

    به حاشيه بردن مطالبات كارگران يا تعيين معياري جديد؟

    چمني خاطرنشان كرد: در حال حاضر ۵۰ درصد جامعه را كارگران تشكيل مي‌دهند از كارگران بخش كشاورزي گرفته تا كارگران بخش خدمات و… كه ۴۰ ميليون نفر را در بر مي‌گيرد و ضرورت دارد تا در اين زمينه با اقتصاددان‌ها صحبت شود و اگر مركز پژوهش‌هاي مجلس خط فقر را مشخص كرده است دولت و نهادهاي حاضر در شوراي عالي كار بايد در تلاش باشند تا دستمزد پايه را بالاتر از خط فقر مشخص كنند نه اينكه موضوعي را مطرح كنند كه اجرايي كردن آن نيازمند يك كار كارشناسي و زمانبر باشد. او ادامه داد: اگر اين مساله امروز مطرح شده به خاطر اجرايي كردن آن نيست بلكه به اين خاطر است كه جلسات دستمزدي پايان سال را به سمت اين حاشيه‌ها ببرند و نگذارند تا جامعه كارگري مطالبه‌گري اصلي خود را داشته باشد.

    افزايش شكاف دستمزدي باعث تفرقه خواهد شد

    اين فعال حوزه كارگري گفت: آنچه مسلم است اعلام اين موضوع باعث شكاف دستمزدي بين كارگر معدن و كارگر خدماتي يك شركت خواهد شد و به اعتقاد بنده به جز تفرقه‌افكني نتيجه ديگري در پي ندارد. با اين تفكر جامعه كارگري به دسته‌هاي مختلفي تقسيم خواهد شد و كار خطرناكي خواهد بود. او افزود: اگر خواستار چنين اقدامي هستند در ابتدا بايد اجازه بدهند اتحاديه‌هاي مخصوص و مستقل فعاليت‌هاي مختلف ايجاد شود و پس از آن قراردادهاي پيمان دسته‌جمعي بسته شود و ابتدا زيرساخت‌ها را فراهم كنند چرا كه جامعه كارگري توان خود را حتي براي امرار معاش روزمره‌اش هم از دست داده است. چمني با بيان اينكه دولت بزرگ‌ترين كارفرما در كشور محسوب مي‌شود، افزود: هنوز اصل ۴۴ قانون اساسي اجرا نشده است تا واگذاري‌هاي بخش خصوصي اتفاق بيفتد. اما سوال اين است كه در صنعت نفت بخش خصوصي فعاليت مي‌كند يا شركت‌هاي خصولتي؟ و كدام ارگان‌هاي دولتي سهامدار هستند كه هنوز وابستگي دولتي وجود دارد و با وجود اين تناقضات در بخش اقتصادي چگونه قرار است اين طرح‌ها اجرايي شود؟

  • کوچ کارگران به سمت مشاغل کاذب / یک فعال کارگری: کارگران قرارداد موقت از بی‌حقوقی کامل رنج می‌برند

    کوچ کارگران به سمت مشاغل کاذب / یک فعال کارگری: کارگران قرارداد موقت از بی‌حقوقی کامل رنج می‌برند

    به گزارش اقتصادران، کارگران سال های سال است به دلیل عقب ماندگی مزدی دچار مشکلات معیشتی هستند, کوچ کارگران به سمت مشاغل کاذب,‌کمبود نیروی کاردر صنایع و تولید, رونق مشاغل اینترنتی و… از جمله پیامدهای دستمزد غیرمنطقی کارگران است.

    همواره در مسئله تعیین دستمزد کارگران استدلال می‌شود که افزایش دستمزدها مطابق با نرخ تورم ، که نص صریح قانون‌کار است ، موجب افزایش نقدینگی و به‌تبع آن تورمی خواهد شد که همان افزایش دستمزدها را هم بی‌اثر خواهد کرد و  مضرات این کار بر فوایدش غلبه خواهد کرد. به یاد نداریم که به جز سال 1401 که دستمزدها با افزایش 57 درصدی مواجه شد، مبالغی که بتواند کفاف ساده‌ترین نیازهای زندگی روزمره را دهد برای دریافتی کارگران تعیین شده باشد.

    اولیا علی بیگی, رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور اخیرا در گفت وگویی با اشاره به برگزاری اولین جلسه تخصصی در حوزه مزد در موسسه کار و تامین اجتماعی، گفت: این موسسه با استفاده از امکانات خوبی که در اختیار دارد، به صورت علمی تحقیقات لازم را در زمینه هزینه سبد معیشت خانوار کارگری انجام داده و نتایج آن را در اختیار کمیته‌های مزد و وزارت کار قرار می‌دهد. در نهایت هم به روال سنوات گذشته در دی ماه کمیته‌های مزد نشست‌های تخصصی خود را آغاز می‌کنند تا برای حداقل دستمزد سال 1404کارگران تصمیم‌گیری شود.

    یک فعال کارگری گفت: کارگران قرارداد موقت از بی‌حقوقی کامل رنج می‌برند، قانون کار برایشان اجرا نمی‌شود، و گاهی حتی از حداقلی‌ترین و مسلم‌ترین حقوقشان که دستمزد ماهانه و بیمه است هم ماه‌ها محروم می‌مانند. در چنین شرایطی عده‌ای حتی از به نتیجه رسیدنِ طرح‌هایی که کاملا صوری است، نگرانند.

    وی با بیان اینکه امیدواریم تعیین حداقل دستمزد کارگران مبتنی بر ماده 41قانون کار  صورت بگیرد، افزود: بر اساس این ماده قانونی دستمزد کارگران باید بر اساس نرخ واقعی تورم و همچنین هزینه سبد معیشت خانوار کارگری تعیین شود.

    رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور معتقد است، می‌توان با برنامه‌ریزی درست ظرف مدت سه تا پنج سال، دستمزد کارگران را متناسب با واقعیت نرخ تورم و هزینه معیشت خانوار کارگری ترمیم کرد.

    رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور افزود: متأسفانه در سنوات گذشته این قانون آن‌طور که باید رعایت نشده و تعیین حداقل مزد کارگران متناسب با هزینه واقعی سبد معیشت خانوار کارگری نبوده و همین امر باعث شده جامعه کارگری تا حدود از نشست‌های تخصصی مزد ناامید شوند.

    وی معتقد است، اگر امروز فاصله معناداری بین دریافتی کارگران و واقعیت نرخ تورم و هزینه سبد معیشت خانوار کارگری وجود دارد، ناشی از نادیده گرفتن ماده 41قانون کار است.

    وی با بیان اینکه اگر سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی درستی صورت بگیرد، می‌توان به تدریج این فاصله را بر طرف کرد، یادآور شد: اگر به خوبی برنامه‌ریزی شود و همه همکاری کنند، می‌توان در یک بازه زمانی سه تا پنج ساله دستمزد کارگران را ترمیم کرد.

    علی‌بیگی فاصله موجود بین دستمزد کارگران با هزینه واقعی سبد معیشت خانوار کارگری و نرخ واقعی تورم را غیرقابل انکار دانست و اظهار کرد: امیدواریم امسال نتایج بررسی‌های کمیته‌های تخصصی مزد و تعیین هزینه سبد معیشت خانوار کارگری، در تصمیم‌گیری برای حداقل حقوق سال آینده کارگران مد نظر قرار گیرد.

     

    افزایش دستمزد بدون مهار تورم بی‌فایده است

    رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور توجه به  کنترل تورم و ایجاد ثبات قیمت‌ها در بازار را ضروری دانست و گفت: اگر تورم کنترل نشود، هر چقدر هم حقوق کارگران افزایش یابد بی‌نتیجه خواهد بود و عقب ماندگی این چند سال دستمزد نسبت به تورم همچنان ادامه خواهد داشت.

    وی بیان کرد: چنانچه نرخ تورم همچنان افزایشی باشد، جبران دستمزد کارگران نیز بر معیشت آنها اثرگذار نخواهد بود و نه تنها کمکی به سفره‌های کارگری نمی‌کند، بلکه نتیجه‌ای جز کاهش ارزش و تضعیف پول ملی نخواهد داشت.تقاضا داریم مسئولین کشور سیاست‌گذاری‌های خود را پیش از هر چیزی به سمت ایجاد آرامش و ثبات قیمت‌ها در بازار ببرند.

    محرومیت غالب کارگران از مزایای رفاهی

    وی در ادامه با بیان اینکه هم‌اکنون حداقل دریافتی کارگران تفاوت چشمگیری با حداقل دریافتی کارمندان ندارد، عنوان کرد: پایه حقوق امسال کارگران هفت میلیون و 300هزار تومان بود که با اضافه شدن برخی موارد مانند حق مسکن، بن کارگری، حق عائله‌مندی و اولاد و … به نزدیک 10 میلیون تومان می‌رسد که نزدیک به دریافتی کارمندان است، اما آنچه که باعث تفاوت بین حقوق کارگران و کارمندان می‌شود مزایای رفاهی است که به کارمندان تعلق می‌گیرد، اما جامعه کارگری غالبا از آن محروم هستند.

    به گفته رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور، دریافت ساعت مشخصی از اضافه کار، مزایای مناسبتی و اعیاد و جشن‌های ملی و مذهبی از جمله مواردی است که غالب کارگران از آن محروم هستند.در نظر گرفتن چنین مزایایی تا حدودی به معیشت کارگران کمک خواهد کرد.

    گفتنی است تنها راهکار جبران عقب ماندگی دستمزد کارگران بحث اجرای ماده 41قانون کار است. در ماده 41قانون کار علاوه بر تأکید افزایش مزد مطابق تورم, توجه به هزینه های سبد معیشت تأکید شده است که در سنوات گذشته اجرایی نشده است, این ماده هنوز در ایران به درستی اجرا نشده و از این بابت نگرانی‌هایی برای کارگران ایجاد کرده است. طی سال‌های گذشته بی‌ثباتی در نرخ تورم و عدم شفافیت اقتصادی مانع از اجرای صحیح این قانون بوده است.کارگران همانند سایر قشرهای جامعه در کنار هزینه‌های اصلی زندگی نیازمند تأمین هزینه‌هایی مانند آموزش، بهداشت، درمان و سایر هزینه‌های جاری نیز هستند, اما متأسفانه دستمزد آنها اجازه نمی دهد که به این موارد رسیدگی کنند.

  • ارزش واقعی دستمزد کارگران فقط 15 دلار است! / آقای وزیر! چرا خبری از آغاز ماراتن‌ چانه‌زني براي حقوق كارگران نیست؟

    ارزش واقعی دستمزد کارگران فقط 15 دلار است! / آقای وزیر! چرا خبری از آغاز ماراتن‌ چانه‌زني براي حقوق كارگران نیست؟

    به گزارش اقتصادران، كمتر از 4 ماه مانده به پايان سال 1403 نه خبري از جلسات شوراي عالي كار درباره تصميم‌گيري براي دستمزد سال آينده كارگران است و نه حتي اظهارنظري درباره «ترميم مزد» كنوني كارگران مي‌شود. اين در حالي است كه بررسي‌ها نشان مي‌دهد به دليل نوسانات نرخ ارز، دستمزد تعيين شده براي طول يك‌سال كارگران با سقوط ارزش واقعي همراه شده است.

    درباره دستمزد سال 1403 كارگران بايد گفت رقم حداقل دستمزد حدود 7.2 ميليون توماني در آغاز سال چيزي حدود 113 دلار بود و حالا و در ماه‌هاي پاياني سال و با توجه به شوك‌هاي مداوم نرخ ارز در آبان ماه به 103 دلار (با نرخ 69500 هزار تومان در آبان ماه) رسيده است.

    در واقع ارزش واقعي دستمزد همزمان با شوك‌هاي ارزي و كاهش ارزش ريال، در طول يك سال «آب» رفته است و مشخص نيست كه همين حدود 100 دلار ماهيانه نيز كه به كارگران داده مي‌شود در پايان سال چقدر ارزش «واقعي» دارد؟ اولين نشست شوراي عالي كار در دولت چهاردهم 22 آبان ماه برگزار شده و در آن درباره همه ‌چيز صحبت شده جز ترميم دستمزد كارگراني كه به دليل نداشتن «مهارت» يك حقوق «حداقلي» مي‌گيرند.

    البته آقاي محسن باقري، نماينده كارگران در شوراي عالي كار با افتخار اعلام كرده كه «در اين جلسه اشاره‌اي به بحث ترميم دستمزد و حق مسكن كارگران نشده‌» اما توضيحي نداده كه قرار است ماراتن‌ چانه‌زني براي حقوق كارگران چه زماني آغاز شود و اصلا برنامه سه گروه ذي‌نفع اين جريان چيست و آيا قرار است مانند گذشته آنقدر اين موضوع كش داده شود تا در روز آخر سال يك رقمي تعيين بشود و در تعطيلات و نبود فضاي رسانه‌اي، صداي كارگران هم به جايي نرسد؟ اجازه بدهيد نگاهي بيندازيم به روند حداقل دستمزد در اين چند سال اخير كه يك قاعده كلي هم در وزارت كار براي طولاني كردن روند چانه‌زني‌ها پياده شد .

    حداقل دستمزد كارگران براي سال ۱۴۰۱ پس از يك افزايش 57 درصدي نسبت به سال 1400 حدود ۴ميليون و۱۸۰ هزار تومان تعيين شد تا ارزش واقعي دستمزد افزايش پيدا كند. اما نوسان نرخ دلار در پايان سال به نوعي اين افزايش 57 درصدي دستمزد را «پودر» كرد.  در سال 1402 نيز مخالفت دولت با افزايش مشابه دستمزد موجب شد تا در نهايت 20 درصد به رقم دستمزد اضافه شود.

    9 ماه ابتدايي 1402 نرخ دلار در يك كانال ثابت ماند. اما در سه ماه آخر سال بار ديگر نوسان به بازار ارز بازگشت و بار ديگر دستمزد واقعي كارگران به ‌شدت سقوط كرد. نتيجه آنكه، در دو سال 1401 و 1402، ارزش واقعي دستمزد (رقم دلاري حداقل حقوق و دستمزد) به پايين‌ترين سطح خود در يك دهه اخير رسيد! ارزش واقعي دستمزد در سال 90 بالغ بر 243 دلار بوده كه در پايان سال 1402 به 88 دلار سقوط كرد. حالا هم به 103 دلار رسيده.

    در واقع كل ارزش واقعي دستمزد كه امسال كارگران توانسته‌اند هزينه كنند، 15 دلار بوده است! اين در حالي است كه در تمام اين سال‌ها، «ارزش اسمي» دستمزد بالاتر رفته است. يعني دستمزد كارگران به صورت «ريالي» همواره در حال بالا رفتن بوده است؛ ‌اما شوك‌هاي پي در پي ارزي كاري كرده كه ارزش واقعي دستمزد همواره در يك منحني نزولي حركت كند.

    ماده 41 قانون كار مي‌گويد كه در تعيين حداقل دستمزد بايد دو عامل در نظر گرفته شود: اول نرخ تورم و دوم هزينه زندگي يك خانوار براي حداقل معيشت كه به عنوان «سبد معيشت» نام مي‌گيرد. سال گذشته فرامرز توفيقي، فعال امور كارگري در محاسبه‌اي، سبد خوراكي‌هاي خانوار كارگري ۳.۳ نفره، بر مبناي سبد غذايي وزارت بهداشت و با استناد به داده‌هاي تورمي بهمن‌ماهِ ۱۴۰۲ را رقم ۹ ميليون و ۱۵۹ هزار تومان عنوان كرد.  مطابق اعلام مركز آمار ايران، در بهمن ماه سال گذشته، سهم خوراكي‌ها در هزينه‌هاي زندگي براي دهك چهارم (دهكي كه غالب كارگران متعلق به آن هستند) ۳۸.۹ درصد بود . با اين حساب وي رقم سبد معيشت بسيار حداقلي خانوارهاي كارگري را ۲۳ ميليون و ۵۴۵ هزار تومان محاسبه كرده بود.

    يعني چيزي حدود 390 دلار با نرخ دلار بازار آزاد!  اين در حالي است كه در نهايت طي يك فرآيند «تعيين مزد دستوري»، دولت سيزدهم توانست حرف خود را به كرسي بنشاند و ميزان دريافتي يك خانوار كارگري را چيزي حدود 11 ميليون تومان اعلام كند. البته دستمزد روزانه حدود 210 هزار تومان براي امسال تعيين شد.  البته آقاي مرتضوي، وزير كار در پاسخ به انتقادها گفت كه «دوستان بايد مطالبات‌شان را در سنوات قبل و دهه ۹۰ عملياتي مي‌كردند، خب آنجا همراهي كردند و عملياتي نكردند، دنبال حق كارگر نبودند، الان ۲ سال گذشته است و در ۲ سالي كه گذشته ما تحقيقا از نظر ريالي بيش از ۱۷۵ درصد حقوق كارگران را افزايش داده‌ايم، اما ما بايد در يك بازه زماني چند ساله اين را به بالا برسانيم و ان‌شاءالله حقوق كارگران از تورم پيشي بگيرد.» هنوز اظهارنظري از آقاي ميدري، وزير كار در دولت آقاي پزشكيان درباره حقوق و دستمزد كارگران در سال آينده نديده‌ايم.

    اما احتمالا وزير كار كه سابقه تدريس علم اقتصاد در دانشگاه را نيز دارد به بي‌اثر شدن افزايش حداقل دستمزد در طول سال واقف است. حداقل دستمزد كارگران در ابتداي سال تعيين و اعمال مي‌شود و معمولا ‌در كشوري كه موتورهاي پيشران تورم نظير نقدينگي، ناترازي در بانك‌ها، كسري بودجه دولت، جهش‌هاي نرخ ارز و … در طول سال روشن و ماندگار است، مشكلاتي را در راستاي رفاه مزدبگيران ايجاد مي‌كند، زيرا افزايش تورم در طول سال ارزش واقعي حداقل دستمزد را به ‌شدت تحت تاثير قرار مي‌دهد.

    دولت در سال گذشته، اقدامات جبراني را براي حفظ قدرت خريد كارمندان خود به كار گرفت و حتي دست به ترميم حقوق كارمندان زد. اما كارگران از اين راهكار بي‌بهره بودند و مجبور شدند با همان رقم تعيين شده ابتداي سال، تا آخر سال 1402 سر كنند. امسال هم همين اتفاق افتاده است. در حالي كه بخش كارگران ماهر كه عمدتا به صورت خويش‌فرما مشغول كار هستند؛ دستمزد خود را با تورم و نرخ ارز به «تعادل» رسانده‌اند؛ كارگران حداقل‌بگير در آستانه درآمد 100 دلاري قرار گرفته‌اند. اتفاقي كه در نهايت به گواه هشدارهاي متعدد، موجب فراري شدن نيروي كار و سرمايه انساني از بخش توليد كشور شده و كاري كرده كه بنگاه‌ها و كسب و كارها چاره‌اي جز استفاده از كارگران خارجي نداشته باشند.

  • خبر مهم در مورد دستمزد کارگران / نخستین جلسه چانه زنی دستمزد 1404 کی برگزار می شود؟

    خبر مهم در مورد دستمزد کارگران / نخستین جلسه چانه زنی دستمزد 1404 کی برگزار می شود؟

    به گزارش اقتصادران، وزیر کار اعلام کرد: جلسه شورای عالی کار برای تعیین حداقل دستمزد ۱۴۰۴ کارگران به زودی برگزار می‌شود

    وی افزود: سال‌های پیش شورای عالی با دستور جلسه تعیین حداقل دستمزد اسفندماه آغاز می‌شد امسال خیلی زودتر خواهد بود.

  • پاسکاری مسئولان بر سر معیشت کارگران! / توپ حقوق و دستمزد کارگران در زمین هیات رئیسه افتاد

    پاسکاری مسئولان بر سر معیشت کارگران! / توپ حقوق و دستمزد کارگران در زمین هیات رئیسه افتاد

    به گزارش اقتصادران، 17 تیرماه سال جاری بود که میثم ظهوریان عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در صفحه اختصاصی خود از ثبت پیشنهاد  اصلاح ماده 41 قانون کار به منظور افزایش حقوق و دستمزد به اندازه تورم خبر داد.

    در ضرورت پیشنهاد این طرح تاکید شده بود: یکی از مشکلاتی که در سال های اخیر (به طور ویژه از سال 97 تاکنون به جز سال 1401) موجب کاهش قدرت خرید طبقه حقوق بگیر شده است، این است که افزایش حقوق سالیانه مصوب قانون کار به شکل قابل توجهی از نرخ تورم کمتر بوده است. به عنوان مثال در سال 1403 علی رغم این که تورم سال قبل حدودا 45 درصد بوده است اما این افزایش به طور متوسط حدود 22 درصد مصوب شده است که به این معنی است که حقوق کارگران حدود 20 درصد کاهش پیدا می کند. بخشی از این مشکل بابت ابهام موجود در بند یک ماده 41 قانون کار است که شورای عالی کار را مکلف به افزایش حقوق با توجه به نرخ تورم نموده است که ابهام موجود در کلمه توجه موجب شده است، شورای عالی کار معیار میزان تورم در تعیین افزایش حقوق را اعمال نکند.

    در ادامه متن طرح پیشنهادی به شرح زیر اعلام شد:

    «جهت رفع این ابهام پیشنهاد می شود این ماده که در حال حاضر متن آن به شرح زیر است:

    بند یک فعلی ماده 41: «حداقل مزد کارگران با توجه به درصد تورمی که از طرف بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران اعلام می شود» به شرح زیر تغییر کند.

    پیشنهاد جایگزین: میزان افزایش باید به شکلی باشد که حداقل و میانگین مزد کارگران؛ حداقل به میزان  درصد تورمی که از طرف بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران اعلام می شود، افزایش یابد.»

    آقای ظهوریان پس از ارائه این پیشهاد گفتگوهای متعددی با رسانه ها درباره دلایل ارائه این طرح و آخرین فرایند بررسی این طرح در مجلس انجام داده که تقریبا در اکثر این گفتگو ها تصریح کرد که طرح  اصلاح ماده 41 قانون کار توسط هیات رئیسه مجلس اعلام وصول شده و برای بررسی و تصویب به کمیسیون تخصصی یعنی کمیسیون اجتماعی مجلس ارجاع شده است.

    18 شهریور 1403 میثم ظهوریان در گفتگو با ایسنا اعلام کرد: با توجه به ابهام قانونی در افزایش حقوق کارگران متناسب با تورم، طرح اصلاح ماده 41 قانون کار، چندی پیش در مجلس اعلام وصول شد که برای بررسی به کمیسیون تخصصی یعنی کمیسیون اجتماعی ارجاع داده شده و هدف از این طرح افزایش حقوق متناسب با تورم است.

    در همین گزارش، خبرنگار ایسنا گفتگویی هم با علی بابایی کارنامی انجام داده و وی با تایید این طرح اعلام کرد: طرحی را برخی نمایندگان ارائه کردند که به موجب آن ماده 41 اصلاح شود و افزایش حقوق کارگران بر اساس میزان نرخ تورم باشد.درحال حاضر ماده 41 می‌گوید افزایش حقوق باید با توجه به تورم اعلامی از سوی مراجع رسمی آماری صورت گیرد ولی ما می‌خواهیم عبارت با توجه در قانون تغییر کند و به میزان نرخ تورم اصلاح شود.

    19 شهریور 1403 هم میثم ظهوریان با خبرگزاری مهر گفتگو و درباره آخرین وضعیت بررسی طرح اصلاح ماده 41 قانون کار در مجلس شورای اسلامی، تصریح کرد: بنده این طرح را به صورت یک فوریتی ثبت کردم که 25 نماینده آن را امضا کردند. در ادامه هیئت رئیسه مجلس این طرح را برای بررسی به کمیسیون تخصصی این موضوع یعنی کمیسیون اجتماعی مجلس ارجاع داد. هنوز طرح اصلاح ماده 41 قانون کار در کمیسیون اجتماعی مجلس بررسی نشده و بعد از اتمام بررسی در این کمیسیون، در نوبت بررسی در صحن مجلس قرار می‌گیرد.

    28 مهرماه سال 1403 هم مجدد میثم ظهوریان عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با خبرگزاری دانشجو گفتگو و اعلام کرد: طرح اصلاح ماده 41 قانون کار به زودی در کمیسیون اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد و برای حقوق سال 1403 به تصویب برسد.

    آقای ظهوریان گفتگو مشابهی با خبرگزاری تسنیم هم با همین مضمون انجام داد. اعلام اینکه طرح اصلاح ماده 41 قانون کار در کمیسیون اجتماعی است، فقط مربوط به آقای ظهوریان نبوده، بلکه برخی اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس هم در گفتگو با رسانه ها این مساله را تایید می کردند، از جمله گفتگویی که آقای علی بابایی کارنامی در شهریورماه با خانه ملت درباره این طرح انجام داده و گفته بود: ضرورت دارد که در دولت این ماده قانونی- ماده 41 قانون کار- به صراحت تعیین تکلیف شود. اصلاح ماده 41 قانون کار در مواردی که اشاره شد می‌تواند به طور قطعی مشکل کارگران کشور را حل کند. در همین راستا آقای ظهوریان از نمایندگان مجلس طرحی را پیشنهاد و ارائه کردند که ما در مجلس و به‌ویژه کمیسیون  تخصصی اجتماعی، پیگیر آن هستیم.

    در مهر ماه هم علی بابایی کارنامی رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس در گفتگو با تسنیم، تصریح کرد: «در قانون فعلی آمده است که افزایش حقوق کارگران باید متناسب با تورم باشد و همین ادبیات موجب شده تا قانون کاملا قابلیت تقسیر پذیری داشته باشد و متاسفانه دولت و نمایندگان کارفرمایان نیز از همین تفسیرپذیری قانون همواره سوءاستفاده کرده‌اند تا مانع افزایش حقوق‌ها به میزان تورم رسمی کشور شوند. در طرحی که اخیراً در کمیسیون اجتماعی کلید خورده، ما این ایراد قانون کار را اصلاح و تصریح کرده‌ایم که افزایش حقوق کارگران باید حداقل به میزان تورم رسمی کشور باشد و بر روی این مسئله هیچ‌گونه حرف و حدیثی در شورای عالی کار نباید مطرح شود.»

    17 مهر ماه هم احمد بیگدلی, عضو دیگر کمیسیون اجتماعی مجلس در گفت وگو با تسنیم، درباره آخرین وضعیت اصلاح ماده 41 قانون کار در این کمیسیون گفت: فعلاً‌ در کمیسیون اجتماعی در حال بررسی هستیم.

    وی در این گفتگو ادامه داد: در اصلاحیه ماده 41 حتماً این را مطرح خواهیم کرد که کنار افزایش نقدی حقوق, کالاهای اساسی به‌صورت سبد کالایی از سوی وزارت کار یا دولت ماهیانه توزیع شود، در این صورت هم به‌اعتقاد برخی کارشناسان  علاوه بر اینکه نقدینگی افزایش نیافته است, تولید هم رونق می‌گیرد، چرا که بخشی از کالاها از سوی شرکت‌های دولتی می‌تواند تهیه شود.

    خبرگزاری تسنیم در راستای پیگیری حقوق به حق کارگران و اصلاح فرمول تعیین مزد در جهت ترمیم دستمزد به اندازه تورم، از مردادماه که طرح پیشنهادی اصلاح ماده 41 قانون کار در رسانه ها مطرح شد، پیگیر این ماجرا به ویژه از اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس بود تا در فرایند تصویب نهایی و اجرایی شدن این پیشنهاد تسریع شود.

    البته در این پیگیری ها برخی اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس یا اصلا به تماس ها پاسخ نمی دادند، یا در صورت پاسخ دهی از این طرح اظهار بی خبری می کردند و یا می گفتند فعلا در اولویت بررسی های کمیسیون نیست و در دستور کار قرار ندارد. برخی هم می گفتند که این طرح فعلا در حد پیشنهاد مطرح شد و هنوز به بحث و بررسی نرسیده است.

    رسانه ها به ویژه خبرگزاری تسنیم طی این مدت گزارش هایی مبنی بر اینکه نمایندگان مجلس به ویژه کمیسیون اجتماعی به موضوع دستمزد بیش از 15 میلیون کارگر که به لحاظ جمعیت بیش از 50 درصد جمعیت کشور را شامل می شوند، بی توجه هستند و طرحی که بیش از 4 ماه از ارائه آن می گذرد، در اولویت بررسیها نیست، منتشر کردند.

    در حالی انتقادها به مجلس در خصوص بی توجهی به مساله دستمزد پایین تر از تورم کارگران و طرح اصلاح ماده 41 قانون کار طی یک هفته گذشته کمی شدت گرفت که دو روز پیش به یکباره اعلام شد، طرح اصلاح ماده 41 قانون کار برای ترمیم و اصلاح فرمول تعیین مزد کارگران اصلا هنوز از سوی هیات رئیسه مجلس اعلام صول نشده که بخواهد به کمیسیون تخصصی آن یعنی کمیسیون اجتماعی مجلس ارجاع و بررسی شود.

    فارغ از اینکه بخواهیم گفتگوهای دو سه ماه اخیر برخی نمایندگان مجلس درباره اعلام وصول و ارجاع طرح به کمیسیون اجتماعی مجلس را بپذیریم یا خبر دو روز پیش در رد خبرهای قبلی را تایید کنیم، به نظر می رسد در اصل ماجرا یعنی بی توجهی مجلس به مهمترین خواسته جمعیت حداقل 50 میلیون نفری کشور تغییری ایجاد نمی کند.

    حتی اگر این طرح هنوز از سوی هیات رئیسه مجلس اعلام وصول نشده، طی دو سه ماه گذشته آنقدر رسانه ها به ضرورت این طرح پرداختند و با اعضای کمیسیون اجتماعی و دیگر نمایندگان مجلس تماس برقرار کردند که ضرورت داشت، نمایندگان مجلس با توجه به اهمیت طرح و سختی این روزهای معیشت کارگران ، تسریع در اعلام وصول و بررسی این طرح را از هیت رئیسه مجلس مطالبه کنند که شاهد چنین مطالبه جدی هم نبودیم.

    حال درخواست جامعه کارگری کشور این است که مساله تعیین مزد سالانه که در اغلب سالهای گذشته کمتر از نرخ تورم تعیین شده و ضربه سختی به سبد معیشت کارگران زده، در اولویت کاری مجلس دوازدهم قرار گیرد و اگر خبر دو روز پیش درست است، توپ الان در زمین هیات رئیسه مجلس هست تا هر چه سریعتر این طرح را اعلام وصول و به کمیسیون اجتماعی مجلس ارجاع دهد، کمیسیون اجتماعی هم با توجه به اینکه فقط 4 ماه تا پایان سال فرصت داریم، پس از اعلام وصول و ارجاع طرح به کمیسیون، بررسی و تصویب طرح را در اولویت قرار دهد تا حداقل دستمزد سال 1404 کارگران با فرمول جدید و به اندازه نرخ تورم تعیین شود و بخشی از کاهش قدرت خرید کارگران در سالهای گذشته جبران گردد.