برچسب: حقوق و دستمزد کارگران

  • پشت پرده یارانه 5 میلیون تومانی کارگران / دیوار بی عدالتی مزدی هر روز بلندتر می شود

    پشت پرده یارانه 5 میلیون تومانی کارگران / دیوار بی عدالتی مزدی هر روز بلندتر می شود

    به گزارش اقتصادران، تعیین مزد در ایران همواره با ابهام روبه‌رو است و حالا در جدیدترین خبری که به این حوزه باز می‌گردد گویا برخی از نمایندگان مجلس تصمیم دارند ماده 41 قانون کار را به نفع کارگران و بدون در نظر گرفتن سه‌جانبه‌گرایی اصلاح کنند تا در ادامه اگر توانستند آن را به صحن بیاورند، دستمزدها به اندازه تورم افزایش داشته باشد. هرچند تا تصویب این طرح فراز و نشیب‌های بسیاری رخ خواهد. در کنار تاکید نمایندگان مجلس بر افزایش دستمزدها به اندازه تورم سالانه، سبد معیشتی هم در راه خواهد بود تا بتواند باری را از روی دوش کارگران بردارد. همواره این سوال مطرح می‌شود که دیوار بی‌عدالتی مزدی کی خراب می‌شود؟

    تفاوت با واقعیت‌های تورم

    5 میلیون تومان سرگردان

    ولی چرا 5 میلیون تومان؟ این رقم شباهت زیادی به وعده یارانه5 میلیونی که قرار بود به خانوارهای ایرانی پرداخت کنند دارد که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد. شباهت این رقم باعث می‌شود شائبه به‌وجود بیاید که این سبد معیشتی همان 5 میلیون کمک معیشتی باشد که این‌بار به‌نام کارگران به جریان افتاده است؟ یارانه 5 میلیون تومانی که اوایل اردیبهشت ماه و در دولت سیزدهم به سوژه رسانه‌ها تبدیل شده بود راه به جایی نبرد و حالا ببینیم آیا سبد معیشتی کارگران که تاثیر محدودی هم دارد تحقق خواهد یافت؟ در ادامه تحلیل این گزارش را می‌خوانید.

    ترمیم مزد با سبدهای تنظیم بازار

    در هفته‌های گذشته طرحی با امضای 40 نماینده به منظور افزایش حقوق کارگران متناسب با نرخ تورم در دستور کار بهارستان قرار گرفته که به موجب آن ابهامی که در ماده ۴۱ قانون کار نسبت به تعیین دستمزد به نسبت تورم وجود دارد، برطرف می‌شود. در این مورد برخی نمایندگان مجلس از پیشنهاد توزیع ماهانه سبد کالای ۵ میلیون تومانی به کارگران شامل مرغ و گوشت و برنج در کنار آن خبر داده‌اند تا حداقل دستمزدها به میزان خط فقر برسد. بر این اساس یک سبد غذایی شامل مرغ و گوشت و برنج و روغن به ارزش ۵ میلیون تومان و به‌صورت ماهانه میان کارگران توزیع می‌شود و تلاش بر این است که توزیع این سبد کالایی به قانون تبدیل شود تا دیگر از اجرای آن سرباز زده نشود. البته این رقم تا نرخ خط فقر فاصله زیادی دارد.

    خط فقر 25 میلیون تومان

    «فتح‌الله بیات»، رییس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی میانگین هزینه ماهانه سبد معیشت خانوار کارگری را ۲۵ میلیون تومان در ماه عنوان کرد و در همین مورد و با انتقاد از مبلغ پرداخت مزد به کارگران گفت: «وقتی یک کارگر ۱۲ تا ۱۳ میلیون تومان در ماه حقوق می‌گیرد،چطور می خواهیم برای او مزد منطقه آب تعیین کنیم؟ در شرایطی که دستمزدها هزینه زندگی را پوشش نمی‌دهد و افزایش چندباره اقلام مصرفی را شاهدیم، بهترین راه این است که درباره دستمزدها دوبار در سال تصمیم گیری شود  متاسفانه بیشتر قیمت‌ها صعودی است و کالاهای مهم سبد معیشت خانوار هم تغییر داشته است، در چنین حالتی نمی‌توان انتظار داشت دستمزد هزینه‌های زندگی را جبران کند.»

    پشت پرده یارانه 5 میلیون تومانی

    ماجرا به تیتر «یارانه پنهان ۱۱۶ میلیاردی در بودجه» خبرگزاری تسنیم برمی‌گردد که خبرنگار سرویس اقتصادی با بررسی جداول بودجه ۱۴۰۳ به عدد ۱۱۶ میلیارد یورویی از محل عرضه فرآورده‌های نفتی و گاز طبیعی می‌رسد. یارانه پنج میلیون تومانی یک‌جور حساب و کتاب از محل ۴۴ میلیارد یورویی فرآورده‌های نفتی و ۷۱ میلیارد یورویی از محل گاز طبیعی به‌دست آمده است.

    «مرتضی افقه»، اقتصاددان و استاد دانشگاه در مورد یارانه 5 میلیون تومانی بر این باور است که این موضوع اصلا امکان‌پذیر نیست و چنین منبع درآمدی برای این منظور اصلا در اختیار دولت قرار ندارد، ضمن آنکه به نظر می‌رسد اینچنین وعده‌هایی به مثابه ترفندی خواهد بود که به دنبال افزایش قیمت حامل‌های انرژی و شوک دوباره تورمی داده خواهد شد.

  • ترک واحدهای صنعتی از سوی کارگران / تورم، کارگران را به سمت مشاغل کاذب کشاند

    ترک واحدهای صنعتی از سوی کارگران / تورم، کارگران را به سمت مشاغل کاذب کشاند

    به گزارش اقتصادران رهبر معظم انقلاب اسلامی در اولین دیدار رئیس جمهور و دولت چهاردهم، با شکرگذاری تشکیل سریع دولت با همت رئیس جمهور و کمک ارزنده مجلس، نکات مهمی را همچون رعایت اولویت‌های فوری از جمله تورم و گرانی، چگونگی انتخاب مدیران و همکاران، حضور در میان متن مردم، ضرورت حکمرانی قانونمند در فضای مجازی و توجه به تولید به عنوان کلید حل مشکلات اقتصادی، بیان کردند.

    درحال حاضر گرانی و تورم اثرات منفی زیادی روی معیشت کارگران گذاشته است. تورم بالای 40درصدی، چند سالی است در اقتصاد کشور خانه کرده و میل به پایین آمدن ندارد. ماندگاری این نرخ تورم بالا سبب شده بسیاری از مشکلات اقتصادی دولت و بخش خصوصی ناشی از تورم فعلی باشد.

    یکی از استدلال‌های مدیران دولتی در تعیین حداقل دستمزد کارگران این است که اگر درصد افزایش، عدد بالایی باشد بر نرخ تورم تأثیر گذاشته و آن را نیز افزایش می‌دهد. آیا بین دستمزد جامعه کارگری و نرخ تورم ارتباط معناداری وجود دارد؟

    سمیه گلپور,رئیس کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگری کشور با تأکید بر اینکه دستمزد باید بتواند قدرت خرید کارگران را برای زندگی با کرامت افزایش دهد گفت: متغیرهای پولی بیشترین سهم را در تورم دارند و «تاثیر دستمزد بر افزایش نرخ تورم» استدلالی دور از واقع است.

    دستمزد و نرخ تورم فاصله زیادی دارد،شاید برای دولت غیرواقعی به نظر برسد که دستمزد مطابق نرخ تورم تعیین شود, اما آنچه واقعی است این است که مردم قدرت خریدی می خواهند که در آن کرامت و زندگی با شرافت آنها تأمین شود.

    فعال کارگری با تأکید بر اینکه کارگران به دنبال زندگی با شرافت هستند افزود:حفظ قدرت خرید برای طبقه فرودست جامعه باید تأمین شود. در شرایطی که ارز ترجیحی بدون هیچ سیاست جایگزینی حذف می شود و نرخ ها یک شبه, چندین برابر می شود,از ماده 41عبور کرده ایم,حتی اگر دولت دستمزد را با نرخ تورم متناسب کند,باز هم شب بعد نرخ ها افزایش می یابد, بنابراین در گام اول ضرورت دارد, دولت نرخ تورم را کنترل کند. سپس در جهت اجرای ماده 41قانون کار گام بردارد.

    رئیس کانون عالی انجمن های صنفی کارگری کشور بیان کرد: دولت که مدیریت اقتصاد کشور را دارد, باید دستمزد را به گونه ای تعیین کند که جوابگوی سبد معیشت کارگران باشد. در حال حاضر دستمزد فاصله زیادی با سبد معیشت دارد. دستمزد باید مردم را به شرافت برساند.

    وی گفت: کارگران صدقه‌بگیر نیستند و از دسترنج خود گذران زندگی می‌کنند بنابراین خواسته ما که اجرای ماده 41 قانون کار و اجرای فرمایش رهبر معظم انقلاب مبنی بر حفظ قدرت خرید مردم و حل مسئله گرانی و تورم است باید مورد توجه قرار گیرد و مزد بدون لحاظ تورم واقعی و سبد معیشت تعیین شده است.

    گلپور ادامه داد: اگر یک شغل به گونه ای باشد که معاش کارگر را تأمین کند, کارگر هراس از هزینه های بیماری و دوران بازنشستگی و… ندارد و همین مسئله باعث بهره وری کارگر در شغل مورد نظر خواهد شد. در حال حاضر فاصله ای بین تعریف حقیقی شغل و آن چه در جامعه دیده می شود وجود دارد. معیشت است که تضمین کننده قدرت خرید کارگران است.

    رئیس کانون عالی انجمن های صنفی کارگری کشور با تأکید بر اینکه  تا زمانی که تورم کنترل نشود، قدرت خرید کارگران افزایش نمی یابد افزود:به دلیل پایین بودن حداقل  دستمزد،‌ با وجود نیازی که واحدهای صنعتی به نیروی کار دارند، مشاهده می کنیم که کارگران سرکار نمی روند و به سمت مشاغل کاذب می روند تا بتوانند از بس هزینه های زندگی بربیاید، به عبارتی کارگر دچار پدیده بیکاری ارادی می شود.

    وی با بیان اینکه بیشترین هزینه در سبد خانوار بحث مسکن است گفت: یکی از بندهای مغفول مانده قانون کار ماده 149 قانون کار است. مطابق این ماده  کارفرمایان مکلف هستند با تعاونیهای مسکن و در صورت عدم وجود این تعاونی‌ها مستقیماً با کارگران فاقد مسکن جهت تامین‌خانه‌های شخصی مناسب همکاری لازم را بنمایند و همچنین کارفرمایان کارگاه‌های بزرگ مکلف به احداث خانه‌های سازمانی در جوار کارگاه و یا محل‌مناسب دیگر می‌باشند.

  • دولت سیزدهم ضد کارگر بود /  وزیر کار اینکاره نبود!

    دولت سیزدهم ضد کارگر بود / وزیر کار اینکاره نبود!

    به گزارش اقتصادران، سال هاست که شورای عالی کار در اسفند ماه تکلیف میزان افزایش حقوق و دستمزد را معین و به کارفرما ها ابلاغ می کند،ولی امسال با گذشت یک فصل از سال ظاهرا داستان حقوق و دستمزد 1403 تعیین تکلیف نگردیده و هنوز نقل محفل کارگران است.این در حالی است که دولت مصوبه ای را اجرایی کرده که جای امضاءنمایندگان کارگری در آن سفید مانده و فعلا هم از تشکیل جلسه و دلجویی از آنان خبری نیست.البته آنها امید دارند تا در دولت چهاردهم به مهم رسیدگی شود.

    در این خصوص حمید حاج اسماعیلی در پاسخ به این سوال که در ابتدای تابستان هستیم ولی هنوز حقوق و دستمزد تعیین تکلیف نشده می گوید: عملا مصوبه دستمزد ابلاغ شده و الان در حال اجرا ست.

    این فعال حوزه کارگری تصریح کرد :درست است که دولت این مصوبه را اجرا کرده اما آنچه که مشخص است این است که این مصوبه توسط نمایندگان کارگری در شورای عالی کار امضا نشده وکارگران به این مصوبه معترض هستند.

    دولت سیزدهم ضد کارگر بود

    وی دولت سیزدهم را یک دولت ضد کارگری برشمرد و ادامه داد:متاسفانه این دولت به هیچ وجه اعتقادی به حقوق کار و نیروی کار کشور نداشت و این ریشه در عقاید و افکاری بود که منبعث از برداشت ها و فهم مذهبی آنها بود .فهمی که از مردم داشتند و فکر می کردند که در خصوص دستمزد کارگران خودشان باید تصمیم گیری کنند و هر مقداری را که تعیین می کنند کارگران باید آن را اجابت کنند و بپذیرند.

    این کارشناس تمام شدن دولت سیزدهم را به لحاظ اقدامات ضدکارگری سه سال گذشته وعدم همراهی و پذیرش مشارکت نهادهای کارگری در حوزه بازارکاربه فال نیک گرفت و افزود: به هرحال ما نتوانستیم در این مدت یک رابطه منطقی وکاملا ملی را بین گروه های کارگری و دولت سیزدهم برقرار کنیم ،ضمن اینکه دولت سازی می زد که به هیچ وجه متناسب با شرایط کارگران نبود و در عین حال اقدامات دولت عمدتا علیه کارگران بود.

    حاج اسماعیلی با اشاره به اینکه در حوزه کارگری چند موضوع جزو حقوق مسلم کار است که سال های سال است در دنیا پذیرفته شده و جزو قوانین و کنوانسیون های بین المللی است اظهار داشت: قانون کار ما با همه انتقادهایی که به آن وارد است این قوانین را پذیرفته و در قانون اساسی هم به این مسائل اشاره شده است ولی متاسفانه دولت سیزدهم به هیچ وجه استقلال نهادهای کارگری و استقلال فعالیت این نهادها و در عین حال حضور وتاثیر گزاری آنها بر بازار کار را قبول نداشت و هیچ اهمیتی به تشکل های کارگری نمی داد،در واقع بر اساس آنچه که در قانون کار آمده مشارکت کارگران بر اساس اصل سه جانبه گرایی در حوزه بازار کار پذیرفته شده است ،این یک اصل مسلمی است که جزو استانداردهاست و متاسفانه دولت سیزدهم این را قبول نداشت و از این رو اهمیتی به مطالبات و خواسته های کارگران نمی داد.

    توصیه به دولت چهاردهم

    این فعال حوزه کارگری معتقد است با توجه به شرایط اقتصادی سختی که در حال حاضر برای جامعه کارگری و بازنشستگی وجود دارد دولت چهاردهم بعد از تشکیل باید حتما یک رویکرد جدی و کاملا جهت دار را در خصوص مطالبات و مزد کارگران جدی بگیرد و اجازه دهد که مشکلات عمده آنها که یکی از آنها همین دستمزد است به سرعت در جلسات مطرح شود و مورد بازنگری قرار گیرد ،یا خود دستمزد دچار تغییر اساسی شود و یا اینکه مزایای جدی برای این بخش تعریف شود.

    وی می گوید:کسی که سکان دولت چهاردهم را به عهده می گیرد می بایست به نقش و اهمیت جایگاه مردم بعنوان سیاست های محوری و کلان کشور اعتقاد داشته باشد که اگر این اتفاق بیفتد دربخش های کوچکتر مثل حوزه های کارگری هم حتما شاهد تحول خواهیم بود.

    وابستگی های نمایندگان کارگری

    این فعال حوزه کارگری با اشاره به اینکه طی این سال ها متاسفانه در بخش هایی ضعیف بوده ایم و نتوانسته ایم آدم های برجسته ای را بعنوان نمایندگان کارگری آموزش دهیم که وابستگی هایی نداشته باشندو بتوانند با شرافت و امانت داری در خصوص حقوق کارگران ایستادگی کنند اظهار کرد: معمولا دولتی ها این نمایندگان را جذب می کنند ضمن اینکه گروه های سیاسی که در بخش کارگری منفعت دارند و ریشه دار هستند نیز در این امر دخیل هستند ،در عین حال برخی دستگاه های امنیتی نیزبه دلیل تکالیفی که در حوزه امنیت دارند، مهندسی سفت و سخت و شدیدی را در بخش های کارگری ایجاد کردند و در نهایت ما به همه بخش های حاکمیتی به دلیل عدم شناخت و رعایت حقوق کارگران انتقاد داریم .

    حاج اسماعیلی با بیان اینکه این مطالبات همچنان وجود دارد و مدام آن را تکرار می کنیم و جزو بحث های هر روز ما است اظهارکرد: متاسقانه الان به دلیل شرایط ناپایداری که برای انتخابات ایجاد شده دولت پاسخگو نیست چرا که در حال حاضر اکثر افراد از دولت به ستادهای تبلیغاتی رفته اند و کسی کار دولتی انجام نمی دهد .

    وی در پایان خاطر نشان کرد : بنظر من وزیر کار هم اینکاره نبود،وی صلاحیت و شایستگی تصدی این وزارتخانه مهم که با رفاه ،معیشت و در عین حال شغل مردم سرو کار دارد را ندارد.بهتر بود یک فرد کارشناس و معتقد به حقوق مردم در آنجا قرار می گرفت .

  • «ترمیم مزد کارگران» قربانی بی تفاوتی وزیر کار؟

    «ترمیم مزد کارگران» قربانی بی تفاوتی وزیر کار؟

    به گزارش اقتصادران، «از ابتدای امسال نشست شورایعالی کار برگزار نشده است»؛ محسن باقری، عضو کارگری شورایعالی کار، با انتقاد از بی‌توجهی طولانی وزارت کار به خبرنگار ایلنا گفت: در فروردین، اردیبهشت و خرداد، شورایعالی کار برگزار نشده است، در حالیکه براساس قانون باید حداقل ماهی یکبار نشست سه‌جانبه برگزار شود؛ ضمن اینکه ما بارها درخواست کردیم نشست‌هایی برای ترمیم و اصلاح دستمزد ترتیب دهند.

    باقری با بیان اینکه علیرغم مطالبه‌گری، پاسخی نگرفته‌ایم؛ اضافه می‌کند: هیچ دعوت‌نامه‌ای به دست اعضای کارگری شورایعالی کار نرسیده است؛ گویا وزیر کار و معاون روابط کار ایشان، اهتمامی برای عمل به قانون ندارند و برای سه‌جانبه‌گرایی ارزش قایل نیستند.

    به گفته وی، اعضای کارگری شورایعالی کار همچنان آماده مذاکره برای ترمیم دستمزد سال جاری هستند منتها وزارت کار موضوع را جدی نمی‌گیرد.

    باقری افزود: دستمزد سال جاری که بدون امضای نمایندگان کارگری تصویب و ابلاغ شده باید ترمیم شود؛ ما انتظار داشتیم پیش از اینها به سر میز مذاکره بازگردند اما حتی جلسات عادی و قانونی شورایعالی کار در سال جدید برگزار نشده است؛ پرسش اینجاست که این بی‌قانونی تا کجا قرار است ادامه یابد؟

  • آقای وزیر کار با حقوق بالای 50 میلیون تومان! فرزند یک کارگر سالی 3 کیلو گوشت نمی تواند بخورد

    آقای وزیر کار با حقوق بالای 50 میلیون تومان! فرزند یک کارگر سالی 3 کیلو گوشت نمی تواند بخورد

    به گزارش اقتصادران، اراده‌ای برای ترمیم دستمزد نیست؛ شواهد و قرائن نشان می‌دهد دستمزدی که خارج از مدار سه‌جانبه‌گرایی بدون امضای نمایندگان کارگری به تصویب اکثریت اعضای شورایعالی کار رسیده، تا آخر سال ماندگار شده است.

    دستمزدی که ناکافی و غیرقانونی‌ست

    حداقل دستمزد کارگران شاغل و بازنشسته، با حدود ۲ میلیون تومان افزایش، امسال در محدوده‌ی ۱۱ میلیون تومان است، هرچند دریافتیِ برخی از بازنشستگان و همچنین شاغلان از این رقم پایین‌تر است؛ سعادتی یک بازنشسته کارگری که با بیمه رانندگان تاکسی درون شهری و با حداقل حقوق بازنشسته شده، با ۳۳سال و شش ماه سابقه بیمه‌پردازی، در اردیبهشت، حدود ۱۰ میلیون تومان مستمری ماهانه گرفته است؛ او می‌گوید: اینهمه تبلیغ می‌کنند که حقوق بازنشستگان به ۱۱ میلیون تومان رسیده ولی بسیاری از ما کمتر از این رقم حقوق می‌گیریم. افزایش حقوقی که مصوب کرده‌اند، اصلاً کافی و عادلانه نیست….

    در مورد شاغلان هم همین وضع برقرار است؛ علی که در یک شرکت تولیدی پوشاک در مرکز تهران کار می‌کند، از حقوق ۸ میلیون تومانی در این کارگاه خبر می‌دهد، حقوقی که برای ۱۰ ساعت کار روزانه پرداخت می‌شود و در آن نشانی از هیچ کدام از مزایای مزدی نیست: «فقط پایه وزارت کار را با کمی کم و زیاد می‌گیریم….».

    در این شرایط، در دولت اراده‌ای برای ترمیم دستمزد یا به عبارت صحیح‌تر اصلاح آن براساس اصول حداقلی سه‌جانبه‌گرایی نیست؛ معاون روابط کار وزیر کار که در اصل متولیِ اصلیِ دستمزد و معیشت کارگران است به جای اینکه برنامه‌ای برای اصلاح مزد اعلام کند، در هر گفتگویی که با رسانه‌ها دارد، در مورد «لایحه اصلاح قانون کار»، لایحه‌ای که بدون مشارکت کارگران در دولت نوشته شده و هدفش حقوق‌زدایی بیشتر از طبقه‌ی کارگر ایرانی‌ست، خبررسانی می‌کند. او وعده داده که این لایحه «به زودی به مجلس ارسال می‌شود». در شرایط بحران معیشتِ کارگران شاغل و بازنشسته، ظاهراً اولویت اصلی دولت، خلاص شدن از شر قانون کار است، هرچند این قانون در عمل اجرا نمی‌شود اما گویا روی کاغذ هم مایه آزار است و باید بخش‌هایی از آن قیچی شود!

    کاهش سرانه مصرف خوراکی‌ها

    بحران معیشت، جدی‌تر از همیشه است؛ وقتی خرید خانه و خودرو تبدیل به رویا شده و آموزش باکیفیت و درمان مناسب از زنبیل هزینه‌های کارگران کنار رفته، وقتی اکثریت کارگران شاغل و بازنشسته نمی‌توانند از پس خرج درمان بربیایند، داده‌های رسمی نشان می‌دهد که بحران عمیق معیشت، چندین گام جلوتر آمده و خود را در نرخ مصرفِ کالاهای ضروری خوراکی نشان می‌دهد.

    اینجا فقط به دو نشانه از تغییر الگوی مصرف خوراکی‌ها اشاره می‌کنیم؛ چهارم خردادماه، مدیرعامل اتحادیه دام سبک کشور اعلام کرد «شش برابر شدن بهای نهاده های دامی، سرانه مصرف گوشت را ۶۰۰ گرم کاهش داد». به گفته افشین صدردادرس، «سرانه مصرف گوشت قرمز در سال ۱۴۰۲ به هفت کیلوگرم رسیده که ۶۰۰ گرم کمتر از سرانه گزارش شده برای سال ۱۴۰۱ است».

    هر ایرانی در طول سال به طور متوسط ۷ کیلوگرم گوشت قرمز مصرف می‌کند، البته این آمارِ سال گذشته است و با گرانی‌های اخیر طبیعتاً بازهم باید منتظر کاهش بیشتر سرانه مصرف باشیم؛ این آمار مربوط به متوسط مصرف است اما در خانواده‌های کارگری سرانه مصرف از این رقم بسیار پایین‌تر است؛ برای نمونه، باقر، یک کارگر خدماتی حداقل‌بگیر در پاسخ به این پرسش که در ماه چقدر گوشت قرمز می‌خرید، می‌گوید: من برای یک خانواده ۵ نفره، هر ماه در بهترین حالت یک کیلو گوشت گوساله می‌خرم؛ خرید گوشت گوسفند اصلاً نداریم.

    اگر فرض بگیریم که این خانواده ۵ نفره، هرماه رویهم‌رفته یک کیلو گوشت قرمز مصرف دارد، سرانه مصرف ماهانه هر فرد این خانواده فقط ۲۰۰ گرم است که سرانه مصرف افراد این خانواده در هر سال، ۲ کیلو و ۴۰۰ گرم است یعنی کمتر از ۲.۵ کیلو! بنابراین کارگر ایرانی نمی‌تواند سالی همان ۷ کیلو گوشت قرمز را در سبد خرید خود داشته باشد درحالیکه در بسیاری از کشورهای مرفه و توسعه‌یافته این سرانه مصرف بیش از ۳۰ یا ۴۰ کیلوگرم در هر سال است.

    کاهش محسوس سرانه مصرف فقط محدود به گوشت قرمز نیست، در حوزه لبنیات هم همین اتفاق افتاده است. به گفته مدیرعامل اتحادیه تعاونی‌‌های لبنی پاستوریزه ایران، «سرانه مصرف لبنیات کشور از ۱۳۰ کیلوگرم در سال ۱۳۸۹ به ۵۵ کیلوگرم در زمان حاضر افت کرده است و  به نظر نمی‌رسد در سال ۱۴۰۳ نیز رویه‌ای متفاوت از آنچه در سال‌های گذشته رقم خورده اتفاق بیفتد». بازهم اینجا سهم خانواده‌های کارگران بدون تردید بسیار کمتر از سرانه مصرف متوسط کشوری‌ست.

    تبعات کاهش سرانه مصرف

    کاهش سرانه مصرف، جانشین‌سازیِ کالاهای لازم و باکیفیت مثل گوشت سفید و قرمز با کالاهای دیگر مثل سیب‌زمینی و در بهترین حالت سویا و ارزان‌خری به دلیل عدم استطاعت، سلامت خانواده‌های کارگری و جامعه را تهدید می‌کند اما در مجموع، عواقب این شرایط، حادتر از این حرف‌هاست.

    فرامرز توفیقی، فعال کارگری، کاهش سرانه مصرف کالاهای خوراکی را یک مسیر چندین ساله توصیف می‌کند و می‌گوید: افزایش بیماری‌های متابولیکی که شاهد آن هستیم، ناشی از ارزان‌خری سبد غذایی یا کاهش مصرف عناصر تاثیرگذار در سلامت انسان است.

    وی با تاکید بر اینکه اگر به بحران معیشت توجه نشود، در ماه‌های پیش رو وضعیت بدتر خواهد شد؛ اضافه می‌کند: این شرایط هزینه‌های درمان را بالا می‌برد، استحکام و دوام خانواده‌ها را از بین می‌برد و کارایی نیروی کار را کاهش می‌دهد. کمبود مواد غذایی، دقت و هوشیاری فرد را کم می‌کند و در نتیجه موجب افزایش حوادث ناشی از کار می‌شود، از سوی دیگر باعث پرخاشگری و بروز نزاع در سطح خانواده، جامعه و در محیط کار می‌شود. با همه اینها وزیر کار از دستمزد امسال دفاع می‌کند و مدعی است به صلاح کارگران تصمیم گرفته‌ شده است!

    در حالیکه فرزند یک کارگر زحمتکش سالی ۳ کیلو گوشت قرمز نمی‌خورد و سلامتی‌ و آینده‌اش در معرض خطرِ جدی‌ست، آقای وزیر کار و معاونان ایشان که خود با حقوق‌های بالای ۴۰ و ۵۰ میلیون تومانی زندگی می‌کنند، مدعی حمایت از معیشت و زندگی کارگران هستند و تنها راهکاری که برای این حمایت به ذهن‌شان می‌رسد، فرستادن لایحه تخریبیِ اصلاح قانون کار به مجلس است.

  • مهر سکوت بر لب کارگران قراردادی از ترس بیکاری

    مهر سکوت بر لب کارگران قراردادی از ترس بیکاری

    به گزارش اقتصادران، مطابق آمارها یکی از بخش های کارگری که همواره دغدغه دارند و نگران اوضاع و شرایط خود هستند, کارگران پیمانکاری هستند,‌ مطابق تخمین ها بخشی از جامعه 15میلیونی کارگران کشور, با قرارداد موقت کوتاه مدت مشغول به کار هستند. بسیاری از این کارگران با دغدغه تمدید یا پایان قرارداد کاری خود روزگار سپری می کنند.کارگرانی که نبود ثبات در قراردادهای کاری شان باعث می شود همیشه با نگرانی کار کنند.

    قراردادهای کوتاه مدت و عدم تمدید آنها, از عوامل مهم اخراج کارگران است و یکی از مسائلی است که باعث شده نسل جوان کمتر به کار کردن در مراکز تولیدی و کارخانه ها تمایلی نشان بدهند. از سوی دیگر، تعداد زیادی از کارخانه ها و شرکت ها برای اینکه با اداره کار و شرایط سخت بیمه مواجه نشوند، همه کارهای خود را به شکل پروژه دراختیار پیمانکاران قرار می دهند.

    پیمانکار موظف می شود برای انجام پروژه، نیروی کار استخدام و او را بیمه کند. اما برخی از پیمانکاران با قراردادهای کوتاه مدت آن هم بدون بیمه، کارگران را با کمترین حقوق استخدام می کنند. این اوضاع زمانی سخت تر می شود که مدت قرارداد پیمانکار با شرکت به پایان می رسد و به این ترتیب تعداد زیادی کارگر قراردادی بیکار می شوند. برخی از کارگران هم که قراردادهای کوتاه مدت دارند در اوسط سال به بهانه های مختلف از جمله نبود بودجه و کمبود منابع تولید، تعدیل شده و بیکار می شوند.

    *رابطه کارگر و کارفرما باید مستقیم باشد

    اولیا علی بیگی،رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور در گفت‌وگویی اعلام کرده است: یکی از  معضلات جامعه کارگری، شرکت‌های پیمانکاری تامین نیروی کار است؛ در این شرکت‌ها علی رغم اینکه کارگران بیش از ساعت قانونی مصوب شورای عالی کار مشغول به کار هستند، ولی متاسفانه گاها دریافتی آنها کمتر از مصوبه شورای عالی کار مشاهده می‌شود.

    وی بیان کرد:  ️لذا معتقدیم که باید یک رابطه مستقیم قرارداد کار بین کارگر و کارفرما برقرار شود و این نیروهای واسطه که هیچگونه سرمایه‌گذاری نیز به همراه ندارند، از بین بروند.️ ️ضمن اینکه ایمنی و بهداشت و سلامت نیروی کار در محیط کار نیز باید مورد توجه جدی کارآفرینان و دولت قرار بگیرد.

    *مُهر سکوت بر لب کارگران ناراضی از ترس بیکاری

    فتح‌الله بیات، رئیس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی درباره کارگران دارای قرارداد پیمانی گفت: ناامنی شغلی همواره باعث می‌شود که کارگرانی که از شرایط شغلی خود ناراضی هستند سکوت کنند چرا که می‌دانند اعتراض برابر با بیکاری است.

    رئیس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی با اشاره به اینکه حدود 96درصد کارگران به دلیل ناامنی شغلی، ناراضی هستند، اما چاره‌ای جز ادامه کار ندارند گفت: کارگران معترض از ترس بیکاری چاره‌ای جز سکوت ندارند.

    وی با بیان اینکه بیش از 95درصد کارگران قرارداد موقت دارند افزود: دیده شده است که تعداد زیادی از کارفرمایان حقوق و مزایای کامل را پرداخت می‌کنند اما مزایای شغلی را حذف می‌کنند. در جامعه کارگری، هم کارفرمای خوب داریم و هم کارفرمای بد و هم پیمانکار خوب داریم و هم پیمانکار بد. آنچه به ما گزارش می‌شود، نارضایتی‌ها و شکایت‌ها و اعتراض‌ها از کارفرما و پیمانکار بد است، اما حتماً کارگاه‌ها و بنگاه‌هایی در این کشور هستند که کارفرما یا پیمانکار، حق کارگر را به‌طور کامل رعایت می‌کند.

    وی گفت: پیمانکاری و واسطه‌گری هیچ‌گاه قابل حذف نیست، چون ماهیت برخی مشاغل کارگری که البته بیشتر از 10 درصد کل مشاغل کارگری را هم شامل نمی‌شود، موقت و غیردایم است و لازم است که برای این 10 درصد، نیروی کار به پیمانکار سپرده شود. اعتراض ما در این 20 سال این بوده که در مشاغل مستمر مثل خودروسازی و پتروشیمی‌ها و بخش‌های مولد صنعت، نه تنها قرارداد موقت معنا ندارد، بلکه کارگر باید با کارفرمای اصلی قرارداد شغلی داشته باشد.

  • زنده‌ماندن در ایران دیگر نمی‌صرفد! / مالیات پلکانی یعنی دست کردن در جیب کارگر!

    زنده‌ماندن در ایران دیگر نمی‌صرفد! / مالیات پلکانی یعنی دست کردن در جیب کارگر!

    به گزارش اقتصادران، روز کارگر سال ۱۴۰۳ نیز فرا رسید اما کارگران کماکان دچار بحران‌های جدی هستند؛ بحران‌هایی از جنس معیشت، مسکن، امنیت شغلی و ایمنی کاری که هر کدام از این موارد، سال‌هاست محل بحث کارگران با دولت و کارفرمایان است.

    حق حیات و زنده ماندن، عمدهترین مطالبات کارگران ایران است

    فرامرز توفیقی، فعال کارگری، می‌گوید عدول از قانون، سبب شده وضعیت کارگران سال‌به‌سال بدتر شود:

    عمده مطالبات کارگران در سال ۱۴۰۳ را در چه مواردی دستهبندی میکنید؟

    حق حیات و زنده ماندن، عمده‌ترین مطالبات کارگران ایران است. کارگران امنیت شغلی می‌خواهند. ماده 41 قانون کار که به همسانی تورم و افزایش دستمزد اشاره می کند، بخش مهمی از مطالبات کارگران است.  ماده ۱۴۹ و اصل ۵۳ قانون اساسی هم که مربوط به مسکن کارگران است، تاکنون رنگ واقعیت به خود نگرفته است. کارگر مسکن، امنیت و معیشت ندارد. در نتیجه مهم‌ترین مطالبه کارگر حق زنده ماندن است.

    سال ۱۴۰۳ از نظر دستمزدی برای کارگران نسبت به سالهای قبل چه تفاوتی دارد؟

    با توجه به بی‌قانونی که ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ در تعیین دستمزد انجام شد؛ یقیناً آوار بی‌قانونی ۱۴۰۲ هم روی ۱۴۰۳ جمع می‌شود. قطعاً سال ۱۴۰۳ سال سختی برای کارگران خواهد بود. کارگران دچار بحران بقا در این سال هستند. یکی از چالش‌های اساسی کارگران در سال ۱۴۰۳ مسئله مالیات است. دولت در بودجه اصلاح مالیاتی انجام نداده بلکه فاصلهٔ پلکانی مالیات را کم کرده است. مالیات پلکانی یعنی دست کردن در جیب کارگر؛ زور دولت به مالیات‌دهندگان واقعی نمی‌رسد، بعد به سراغ کارگران و مزدبگیران می‌آید.

    آیا این روند باعث خواهد شد که کار کردن برای کارگران دیگر صرفه اقتصادی نداشته باشد؟

    مسئله فقط به صرفه‌بودن کار نیست، زنده‌ماندن در ایران دیگر نمی‌صرفد. قطعاً تداوم این روند بهره‌وری را کاهش می‌دهد و تمرکز کارگر از دست می‌رود؛ کار کردن بدون تمرکز نیز باعث از دست رفتن سلامتی کارگر می‌شود.

     

    دولت و حاکمیت باید به کارگران اجازه دهند که تشکلهای خود را به راه اندازند

    محسن باقری، نماینده کارگران در شورای‌عالی کار معتقد است خصوصی‌سازی و آزادسازی قیمت‌ها دو بلای جان کارگران هستند که امنیت شغلی و زندگی روزمره آن‌ها را به مخاطره انداخته‌اند:

    عمده مطالبات مهم کارگران در سال ۱۴۰۳ را در چه مواردی ارزیابی میکنید؟

    خصوصی‌سازی و آزادسازی قیمت‌ها، دو فاکتور مورد اعتراض کارگران است. خوشبختانه با دستور امسال رهبر انقلاب مبنی بر تأمین امنیت شغلی کارگران، لایحه کار در دست اصلاح قرار گرفته است. این مسیر می‌تواند مطالبه‌ به حق کارگران مبنی بر امنیت شغلی را تأمین کند. قرارداد‌های موقت باید از کشور برچیده شود و قرارداد‌های ثابت داشته باشیم. این اتفاق می‌تواند کارگران را به سال‌های خوبشان برگرداند و خصوصی‌سازی هم کمرنگ خواهد شد. موضوع معیشت کارگران اگر حل شود، در کنار آن بحث تشکل‌یابی به عنوان دومین خواستهٔ مهم کارگران عملی خواهد شد. دولت و حاکمیت باید به کارگران اجازه دهند که تشکل‌های خود را به راه اندازند و برای مطالباتشان گفتگو کنند.

    به چالش خصوصیسازی اشاره کردید؛ خصوصیسازی چگونه باعث زیان کارگران شده است؟

    طی سال‌های گذشته به جای اینکه دولت بستر را برای رشد بخش خصوصی فراهم کند، کارخا‌نه‌ها را واگذار کرده است. کارخانه‌هایی مانند داروگر که با جانفشانی کارگران طی سالیان سال شکل گرفته بود، به بخش خصوصی سپرده شد و الان وضعیت اسفبار آن را می‌بینیم. این کارخانه که ۸هزار کارگر داشت، الان با ۳۰ کارگر و با عدم‌تمایل کارفرما مشغول کار است. وقتی اشتغال از بین برود و عرضه و تقاضا در جامعه بهم بریزد، اقتصاد نیز دچار مشکل می‌شود. واگذاری کارگاه‌ها موجب ناکارآمدی دولت و طمع بخش خصوصی شد. کاهش تولید به عمد و با توجیه زیان‌ده بودن توسط بخش خصوصی، باعث به تاراج رفتن سرمایه ملی شده است.

    در یک مقایسه جهانی از نظر سطح و شکل تعیین دستمزد؛ کارگران ایرانی در چه وضعیتی قرار دارند؟

    اگر حقوق کارگران را با کشور‌های همجوار مقایسه کنیم، شرایط ما اصلا خوب نیست. با سرکوب مزدی طی سال‌های اخیر و تورم شدید، با مهاجرت نیروی کار ساده مواجه خواهیم شد. قبلاً کارگر متخصص مهاجرت می‌کرد اما الان کارگر ساده هم به عراق مهاجرت می‌کند تا با کار‌های ساده، دستمزد بهتری بگیرد. علت تفاوت ما با کشورهای همسایه، مشکل نرخ پایه برای تعیین دستمزد است. نرخ دستمزد بر اساس ریال تعیین می‌شود اما نرخ تعیین قیمت کالا‌ها بر اساس دلار است. مزدبگیران ایران که حقوق ثابت دارند با این قاعده دچار مشکل می‌شوند.

    نقش دولت در ایجاد مانع برای تشکلیابی کارگران چیست؟

    دولت در خیلی از موضوعات قصد کوچک‌سازی خود را دارد اما درخواست تشکل‌سازی کارگران را قبول ندارد. دولت باید کار تشکل‌ها را به خودشان واگذار کند و تشکل‌ها از طریق کانون‌های عالی تشکیل شوند. برای تشکیل شورای اسلامی کار باید انتظار آمدن یک مقام دولتی را داشته باشیم که خلاف عرف جهانی است.

  • روزی به نام کارگر اما به کام دولت و سرمایه دار!

    روزی به نام کارگر اما به کام دولت و سرمایه دار!

    به گزارش اقتصادران، اول ماه مه میلادی روز جهانی کارگر نام گذاری شده است. در تقویم ایران معمولا این روز ۱۱ اردیبهشت است اما امسال با ۱۲ اردیبهشت مصادف شده است.

    قانون کار چه تاریخی تصویب شد؟

    اولین قانون کار ایران در ۱۳۲۵ توسط مجلس شورای ملی تصویب شد. پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ پیش نویس‌های متعددی تهیه شد اما با تأخیر بسیار (سال ۱۳۶۹) قانون کار جدید در مجلس سوم شورای اسلامی به تصویب رسید.

    قانون کار مشتمل بر ۲۰۳ ماده و ۱۲۱ تبصره در نهایت ۲۹ آبان ۱۳۶۹ از سوی مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب شد.

    در این راستا نباید دیدگاه‌های صاحبنظران را فراموش کرد؛ حسین عظیمی آرانی (۱۳۸۲-۱۳۲۷ خورشیدی) اقتصاددان ایرانی در سال ۱۳۵۹ از دانشگاه آکسفورد دکترای اقتصاد گرفت. موضوع رساله او «بررسی رابطه رشد اقتصادی، توزیع درآمد و فقر با توجه به مسائل ایران» بود که در نگارش قوانین مربوط به حوزه کار کارگران تأثیر داشت.

    توزیع مناسب درآمد و قدرت خرید منجر به رضایت نیروی کار شده و این امر تأثیر مثبت در عملکرد و افزایش بهره‌وری دارد. فقر، دغدغه‌ها را در سطح پایین و احتیاجات اولیه روزمره نگه می‌دارد و منجر به مرگ استعدادها می‌شود.

    سرکوب دستمزد به بهانه دفاع از کاهش تورم

    نیروی کار بزرگ‌ترین سرمایه ملی بوده و در حال حاضر بر اساس آمارها بین ۱۱ تا ۱۵ میلیون نفر از شاغلان کشور مربوط به جامعه کارگری است. این آمار با احتساب خانواده آنها حدود ۴۰ میلیون نفر خواهد شد.

    تولید در واحدهای صنعتی و بنگاه‌های اقتصادی بر دوش کارگران بوده و هنگامی که از کارگر صحبت می‌شود منظور فقط افراد شاغل در حوزه معادن با شرایط سخت کاری و دستان سیاه و پینه بسته نیست زیرا امروز بر اساس تعریف قانون کار افراد زیادی با وجود تحصیلات عالیه در دسته شغلی کارگر قرار دارند.

    سال‌ها است وضعیت درآمد این جمعیت محل مناقشه شده و تنها دوره‌ای که تا حدودی فاصله تورم و حداقل دستمزد کاهش یافت سال ۱۴۰۱ بود که وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی وقت به عنوان رئیس شورای عالی کار با افزایش ۵۷ درصدی حداقل دستمزد کارگران موافقت کرد. بماند که این موضوع بهانه‌ای برای حذف وی از کابینه دولت شد.

    عمده بهانه در سرکوب حداقل دستمزد کارگری در شورای عالی کار افزایش نرخ تورم است.

    میثم ظهوریان، نماینده مجلس دوازدهم عنوان می‌کند، از سال ۱۳۹۷ به بعد تقریباً این قاعده ایجاد شده که افزایش حقوق‌های سالانه کمتر از نرخ تورم بوده است. استدلال‌های سستی که پشت این قاعده است که عمدتاً مبتنی بر مشهورات است؛ اینکه باعث تورم می‌شود و بیکاری کارگران را دامن می‌زند.

    این نماینده ملت در مجلس با بیان اینکه در قرآن آمده با ابزار دین به مبارزه با دین آمده‌اند، اظهار کرد: در این مساله هم این طور برداشت می‌شود که در واقع با ابزار دفاع از کارگران، به مبارزه با حقوق کارگر می‌آیند. مثلاً گفته می‌شود اگر حقوق‌ها را به میزان نرخ تورم افزایش دهیم ممکن است منجر به بیکاری کارگران شود؛ جز مشهوراتی است که دائماً در فضای اقتصادی- اجتماعی کشور تکرار می‌شود و مشخص نیست بالاخره مبنای علمی این مساله کجاست؟ یک بار باید مطالعه علمی و رابطه و میزان همبستگی این معادلات با یکدیگر انجام تا صحت و سقم آن اثبات شود.

    ظهوریان گفت: با این مشهوراتی که به وجود آمده در جلسه‌ای، یکی از سیاستمداران عنوان کرد در سال ۱۴۰۱ که ۵۷ درصد حقوق کارگران افزایش یافت ۲۰ درصد کارگران بیکار شدند. این در حالی است که ذیل قانون کار اتفاقاً آمار عینی وجود دارد و می‌توان میزان بیمه شدگان سازمان تأمین اجتماعی ۱۴۰۱ را نسبت به بیمه شدگان ۱۴۰۰ مورد سنجش قرار داد.

    گزارش‌های آماری این سال نشان می‌دهد اتفاقاً درصد بیمه شدگان تأمین اجتماعی ۱۴ درصد افزایش داشته است. میزان مقرری بگیران بیکاری ۱۴۰۱ نسبت به ۱۴۰۰ هم ۸ درصد کاهش را نشان می‌دهد. بالاخره در حوزه اشتغال، این تورم کجا با افزایش دستمزد بالا رفته است؟

    نماینده مشهد در مجلس دوازدهم با اشاره به نرخ تورم در ۳ سال متوالی ۱۳۹۹، ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ عنوان کرد: در سال ۱۴۰۰ تورم کشور ۴۰ درصد بود که افزایش حقوق کمتر از تورم صورت گرفت. در سال ۱۴۰۲ هم که افزایش دستمزد ۲۰ (کارمندان) و ۲۷ درصد (کارگران) افزایش یافت باز هم نرخ تورم ۴۰ درصد بود. با چه مبنای علمی بیان می‌شود با افزایش ۵۷ درصدی حقوق و دستمزد در سال ۱۴۰۱ نرخ تورم ۶۰ درصد شد؟ این آمار کجا ثبت شده است هنگامی که در سه سال متوالی ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۲ نرخ تورم تقریباً روند ثابتی داشته است.

    حال نگاه کوتاهی به افزایش دستمزدها و نرخ تورم در ۴ دهه گذشته بپردازیم.

    در ادامه میزان افزایش دستمزد و نرخ تورم یک دهه بر اساس گزارش مرکز آمار ایران می‌آید.

    سال درصد افزایش دستمزد میزان حداقل دستمزد (تومان) نرخ تورم سالانه
    ۱۴۰۲ ۲۷ ۵.۳۰۸.۲۸۴۵ ۴۲.۵ (بهمن)
    ۱۴۰۱ ۵۷.۴ ۴.۱۷۹.۷۵۰ ۴۵.۸
    ۱۴۰۰ ۳۹ ۲.۶۵۵.۴۹۲ ۴۰.۲
    ۱۳۹۹ ۲۶ ۱.۹۱۰.۴۲۷ ۲۶.۴
    ۱۳۹۸ ۳۶.۵ ۱.۵۱۷.۰۰۰ ۳۴.۸
    ۱۳۹۷ ۱۹.۵۵ ۱.۱۱۱.۲۶۷ ۲۶.۹
    ۱۳۹۶ ۱۴.۵ ۹۲۹.۹۳۱ ۸.۲
    ۱۳۹۵ ۱۴ ۸۱۲.۱۶۶ ۶.۹
    ۱۳۹۴ ۱۷ ۷۱۲.۴۲۵ ۱۱.۱
    ۱۳۹۳ ۲۵ ۶۰۹.۰۰۰ ۱۴.۶

    گفتنی است؛ سال ۱۳۹۹ میزان افزایش دستمزد ۱۵ درصد در نظر گرفته شده بود که در نهایت با پیگیری نمایندگان مجلس در شورای عالی کار ۲۱ درصد اعلام شد. در ادامه با افزایش هزینه مسکن از ۱۰۰ هزار تومان به ۳۰۰ هزار تومان در خرداد و تغییراتی که در این خصوص در نظر گرفته شد درصد افزایش دستمزد به ۲۶ درصد رسید و از تیر ماه در حقوق جامعه کارگری اعمال شد.

    پولی برای ۶۰ درصد نیازمندی‌ها وجود ندارد

    فشارهای مضاعف تورم بالای ۴۰ درصدی در ۴ سال گذشته و وجود انتظارات تورمی نسبت به آینده در خصوص دست آورده‌های دولت در مهار تورم با توجه به عدم تحقق وعده‌ها و تجارب سیاست‌های دولت در کنترل و مهار تورم، آینده مبهمی برای جبران کاهش قدرت خرید کارگران برای سال‌های آینده در ذهن کارگران و دیگر حقوق بگیران ثابت به وجود آورده است. بنا بر تأکیدات کارشناسان حوزه اقتصاد، اگر دولت به عنوان امین مردم در مواقع حل بحران‌های حادث شده، سعی خود را عملاً در راستای کاهش آلام مردم بردارد، عامه مردم اعتماد خود را نسبت به دولت‌ها به عنوان حافظ منافع کارگران و کارفرمایان بازسازی خواهند کرد ولی پیشنهادات و تصمیمات دولت نباید وضع را از آنچه هست بدتر کند.

    در واکنش به تعیین حداقل دستمزد ۱۴۰۳، سمیه گلپور، رئیس کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران عنوان کرد، افزایش ۳۵ درصدی حداقل مزد کارگری ۱۴۰۳، با احتساب کسورات بیش از قریب ۶۰ درصد معیشت کارگران را پوشش نمی‌دهد؛ از این رو نمایندگان کارگری شورای عالی کار از امضا آن امتناع کردند. جامعه کارگری این افزایش ۳۵ درصدی را لطف به کارگر نمی‌داند، زیرا مطابق با پیش‌بینی تورم از سوی مرکز پژوهش‌های مجلس در سال ۱۴۰۳ است دوماً دولت و کارفرمایان مجبور شدند برای تأمین نیروی کاری که متأسفانه در بسیاری از استان‌ها با کمبود نیروی کار مواجه هستند حداقل دستمزد را با نرخ تعادلی بازار کار آزاد که روزانه ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان برای کارگر بدون تخصص ساده ساختمانی و باغبانی، خارج از چارچوب قانون کار است مصوب کند.

    وی اضافه کرد، بر اساس آنچه اعلام شده سایر سطوح یعنی شامل کارگران متخصص‌تر و بازنشستگان صرفاً ۲۲ درصد افزایش حقوق داشتند. یعنی ما باید منتظر افزایش پدیده شوم و ناشایست مهاجرت کارگران متخصص که به آنها در کشور بسیار نیازمند هستیم به کشورهای نظیر امارات، عراق، عمان و… باشیم و خالی‌تر شدن کشور از نیروی کار متخصص را در سال ۱۴۰۳ هم نظاره‌گر خواهیم بود.

    قدرت خریدی که شادکامی ندارد

    شاید جالب باشد که موضوع دستمزد از بعد جامعه شناسی نیز مورد بررسی قرار گیرد. گزارشی از وب سایت کاریابی آنلاین «جاب ویژن» منتشر شده که بر اساس آمارهای معتبر جهانی، قدرت خرید حداقل دستمزد در ایران نسبت به ۷۵ درصد از مردم جهان بالاتر بوده و تنها ۲۱ درصد کشورها درآمد شاغلان آن از ایران بالاتر است.

    بر اساس این رده‌بندی، قدرت خرید حداقل دستمزد در ایران از عربستان و ترکیه پایین‌تر و از هند و چین بالاتر است.

    محمد فاضلی جامعه شناس در این خصوص می‌گوید، از دست دادن مثلاً یک ریال تأثیر بیشتری در افراد دارد تا به دست آوردن یک ریال. این از دست دادن، ذهنیت ناخوشایندی در جامعه ایجاد کرده به ویژه با نگاه به دو دهه قبل کشورهایی که امروز نسبت به ایران در رتبه بالاتری قرار دارند. این برای آنها پیشرفت خواهد بود در حالی که برای کشور ما برعکس است. حتی در مقابل کشورهایی که نسبت درآمدی آنها از ایران پایین‌تر است، میزان درآمد امروز آنها نسبت به دو دهه قبل بهبود یافته و این امر میزان شادکامی آنها را تأمین می‌کند اگر چه در مقایسه با برخی کشورها درآمدش در سطح پایین‌تری قرار داشته باشد.

    در یک نگاه جامعه شناختی ریشه این نارضایتی درباره دستمزد را باید به از دست دادن دارایی‌ها دید که منجر به اختلال در شادکامی ایرانیان شده است.

    شعارهایی که در حد شعار می‌مانند

    معاون امور فرهنگی و اجتماعی وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی شعار هفته کار و کارگر را با تاسی از شعار سال «مشارکت کارگر، جهش تولید و ایران قوی» اعلام کرد. راه اندازی پویش هشتگ «پای کار ایرانیم» از دیگر برنامه‌های هفته جاری بود.

    یکی از مسائل مهم در حوزه کار، بهره‌وری بوده که بر اساس برخی گزارش‌ها، آمار بیکاری پنهان گویای عدم راندمان کاری بر اساس مدت زمان صرف شده و خروج کار واحدهای تولیدی است. بخشی از بهره‌وری به میزان رضایت افراد از شغل، سطح درآمد و شرایط کاری برمی‌گردد.

    معاون امور فرهنگی و اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در پاسخ به این پرسش مهر که برای تحقق شعار هفته کارگر آیا زیرساخت‌های مورد نیاز فراهم شده است، گفت: بی شک مشارکت کارگر در تولید با میزان دستمزد رضایت وی رابطه مستقیم داشته و سطح درآمد در مشارکت افراد دخیل است. از این رو همزمان با دغدغه ترویج فرهنگ کار در معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت کار، مساله صیانت از کارگران و دفاع از حقوق آنها نیز پیگیری می‌شود. کارهای زیادی شده اما کافی نیست و مسؤولان وزارت کار وضعیت موجود را مطلوب نمی‌دانند.

    وی اظهار کرد: تلاش‌های زیادی در چند سال اخیر انجام شده که در مقایسه با گذشته مثبت ارزیابی می‌شود. این اتفاق‌ها نمی‌تواند عقب ماندگی سال‌های گذشته را جبران کند و نیاز به تلاش بیشتر دارد.

    به طور قطع یکی از زمینه‌های تحقق شعار سال به سطح رضایتمندی مزدبگیران بر می‌گردد.

    پویش ۱۵ میلیونی برای اجرای عدالت

    امسال در اعتراض به سرکوب حداقل دستمزد کارگری، پویشی تحت عنوان «حداقل دستمزد ۱۵ میلیونی» راه اندازی شد که در آن آمده «هدف این پویش اعتراض کارگران به رویه فعلی در تعیین حداقل دستمزد، یعنی نادیده گرفتن «سبد معیشت خانوار» است که در سال ۱۴۰۲ منجر به فاجعه دستمزد ۵ میلیون و ۳۰۸ هزار تومانی شد.

    کارگران ایران با ۶ سال ثابت ماندن حداقل دستمزد در دوران سخت جنگ تحمیلی هزینه اقتصادی قابل توجهی پرداخت کردند؛ اگرچه قرار بود فاصله بین مزد و افزایش سرسام‌آور هزینه‌های زندگی در دوران جنگ، طی مدت کوتاهی پس از آن جبران شود، اما تمام دولت‌های پس از جنگ به وسع خود به این فاصله افزودند؛ به طوری که امروز جبران فاصله بین حداقل دستمزد و هزینه‌های زندگی، صرفاً با معیار قرار دادن نرخ تورم عملاً ممکن نیست.

    در این شرایط اجرای بند ۲ ماده ۴۱ قانون کار برای خروج از بن‌بست کنونی ضروری است؛ این بند زمین‌مانده تصویب حداقل دستمزد سالانه را مشروط به تأمین «معیشت خانواده» می‌داند. آخرین محاسبات رقم این سبد در سال جاری بیش از ۲۲ میلیون تومان است.

    با توجه به ناممکن بودن جبران آنی فاصله حداقل مزد و سبد معیشت، این پویش در گام نخست به دنبال تصویب رقم ۱۵ میلیون تومان به‌عنوان حداقل دستمزد ۱۴۰۳ است. این مبلغ با توجه به تورم کمرشکن سال گذشته و مهم‌تر از آن، تورم قابل پیش‌بینی امسال، تنها یک گام اولیه برای نزدیک‌تر کردن حداقل دستمزد به سبد معیشت در سال‌های آینده خواهد بود.

    خون تازه در جان جامعه کارگری

    روح الله ایزدخواه، نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی در واکنش به این پویش عنوان کرد: این پویش خون تازه ای در جان جامعه کارگری بود.

    وی در نشست «باید از حقوق کارگران دفاع کرد» گفت: تاکید حاکمیت بر اقتصاد مردمی نشان می‌دهد اقتصاد مردمی یک مکتب است و در این مکتب هم تعریف مساله از منظر مردم است و هم مردم طراح راهبردها هستند. به این ترتیب حاکمیت از سوی مردم به مساله نگاه می‌کند.

    وی با بیان اینکه جامعه کارگری حاشیه نیست اصل متن است، اظهار امیدواری کرد پویش کارگری که با دستمزد گره خورد، متوقف نشود.

    وی با تاکید بر تشکل‌یابی کارگران ادامه داد: «کارگر مالکی» امروز یک میانبر برای پیشرفت است و بحث تعاونی‌های بزرگ فرصت‌های بر زمین مانده در اقتصاد مردمی است که باید احیا شود. در حال حاضر منابع اقتصادی یا در دولت یا نظام بانکی حبس شده و اثبات می‌کند اینکه گفته می‌شود نظام سرمایه داری رشد محور است یک دروغ بزرگ است بلکه اقتصاد مردمی رشد محور است.

    قدرت خرید و پس‌انداز جامعه کارگری که بخشی از جامعه را تشکیل می‌دهد، می‌تواند حاکمیت را در تحقق شعارهای سال یاری کند.

    از ساختار تشکیلاتی تا امنیت شغلی

    گفتنی است، پدیده بیکاری ارادی ناشی از سرکوب دستمزد بوده در زمانی که هزینه زندگی تأمین نشود. در این زمان افراد روی به شغل‌های کاذب آورده تا سطح درآمد خود را تقویت کنند.

    در حال حاضر جامعه کارگری با برخی چالش‌هایی رو به رو است که از نگاه یکی از فعالان این حوزه، سه چالش اساسی، امنیت شغلی، تأمین معیشت و ساختار تشکیلاتی است

    علیرضا میرغفاری در اعتراض به پیشنهاد وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی مبنی بر واگذاری تعیین حداقل دستمزد به مجلس شورای اسلامی به جای چانه زنی نمایندگان کارگری و کارفرمایی و دولت عنوان کرد: نقد جدی بر ساختار شورای عالی کار بر طرف دولت بوده که نامتوازن است. در قانون قبلاً اشاره شده بود وزیر کار به عنوان رئیس شورای عالی کار، موظف است دو نفر از افراد مطلع و بصیر نسبت به مسائل اقتصادی و اجتماعی را به هیأت وزیران معرفی کند و این مساله در دولت بهار تغییر کرد و شد ۴ نفر. عملاً در حال حاضر، وزیر کار به عنوان رئیس، وزیر اقتصاد و صنعت، معدن و تجارت و رئیس استاندارد به عنوان ۴ عضو معرفی شده توسط دولت وزنه را به سمت ضلع دولت در شورای عالی کار سنگین‌تر کرده است.

    این عضو شورای عالی کار افزود: در شورا فقط بعد اقتصادی دستمزد مدنظر بوده و مسائل اجتماعی که این امر دارد نادیده گرفته می‌شود. حتی این امر شرایط را برای کارفرماها هم سخت کرده و شاهد هستیم، کار است اما کارگر نیست.

    ضرورت اصلاح قانون کار

    در نهایت اینکه تأمین رفاه اجتماعی برای جامعه، وظیفه دولت‌ها بوده و در این راستا نه فقط مزدبگیران جامعه کارگری که سایر رسته‌های شغلی نیز باید از سطح درآمد متناسب با نرخ تورم برخوردار باشند.

    در این راستا شاید لازم باشد در قوانین کار اصلاحاتی انجام شود و همچون برخی کشورها با توجه به نوسانات بازارهای مختلف سالانه سطح درآمد شاغلان نیز تغییر کند. تجربه‌ای که برای کشورهایی چون ترکیه و فرانسه در چند سال اخیر رقم خورد.