برچسب: حقوق و دستمزد کارگران

  • خط بطلان دولت بر تمامي اصول تعيين دستمزد كارگران

    خط بطلان دولت بر تمامي اصول تعيين دستمزد كارگران

     

    به گزارش اقتصادران، چند روز ديگر ۱۱ ارديبهشت و روز جهاني كارگر است. اما كاگران ايراني همچنان چشم انتظار مصوبه مزدي خود باقي مانده‌اند و اين در حالي است كه طي همين مدت افزايش تورم در كشور هم به شكل محسوسي رخ داده از افزايش هزينه‌هاي حمل و نقل تا افزايش نرخ اجاره‌بهاي مسكن و حتي سبد معيشت خانوار اما دولت همچنان بر مصوبه افزايش ۳۵ درصدي حقوق كارگران كه به گفته فعالان كارگري در واقع اين افزايش زير ۳۰ درصد است اصرار مي‌ورزد و زمان مشخص شدن وضعيت مزدي كارگران را به تعويق مي‌اندازد. هر روز كه مي‌گذرد فاصله بين حقوق كارگران و تورم جامعه بيشتر و بيشتر و در اين بين تنها سبد معيشت خانوار هر روز خالي‌تر از روز قبل مي‌شود. اينكه چرا دولت هر چه زودتر تكليف مزد كارگران را مشخص نمي‌كند سوالي است كه كسي پاسخ مناسبي براي آن پيدا نمي‌كند.

    برخي فعالان حوزه كارگري بر اين باورند كه كسري بودجه دولت يكي از دلايل شانه خالي كردن از اجراي قانون مزدي است. از طرف ديگر اگر قرار باشد شعار امسال تحقق پيدا كند يكي از راه‌هاي محقق شدن آن افزايش دستمزد كارگران یعنی راضي نگه داشتن قشري است كه چرخ اقتصاد را مي‌چرخانند. اما مساله اينجاست كه دولتمردان به دنبال راه گريزي براي شانه خالي كردن از بار مسووليت خود هستند و هر بار هم به بهانه‌هاي مختلف جلسه رسيدگي به وضعيت دستمزد كارگران را به تعويق مي‌اندازند.

    تعيين دستمزد بدون امضاي نمايندگان كارگري

    آن‌طور كه نمايندگان كارگري مي‌گويند، در پايان سال گذشته به دليل اعتراض به شكل تعيين دستمزد، نمايندگان كارگري از شوراي عالي كار خارج شده و دو ضلع نمايندگان دولت و كارفرمايان بر روي افزايش حقوق به نتيجه رسيدند و بدون امضاي نمايندگان كارگري، عدد دستمزد ۱۴۰۳ كارگران تعيين شده است. بر اساس مصوبه شوراي عالي كار، حداقل دستمزد كارگران در سال ۱۴۰۳ نسبت به سال ۱۴۰۲ به ميزان ۳۵.۳ درصد افزايش يافت. بر اين اساس، حداقل دستمزد كارگران از ۵ ميليون و ۳۰۸ هزار تومان به ۷ ميليون و ۱۸۲ هزار و ۱۰۶ تومان افزايش يافت. نتايج يك تحقيق نشان مي‌دهد كه اگر حداقل دستمزد مطابق ماده ۴۱ قانون كار با تورم بانك مركزي از ۱۳۹۰ رشد كرده بود، بايد امروز ۸ ميليون و ۹۰۰ هزار تومان تعيين مي‌شد كه ۲۵ درصد بيشتر از ۷ ميليون و ۱۸۲ هزار تومان تعيين شده توسط دولت است. مقايسه آماري صداوسيما از نرخ حقوق كارگران در سال ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ هم نشان مي‌دهد حقوق كارگران ۴ دلار هم نسبت به پارسال كاهش يافت!

    كاهش ارزش پول ملي  و بي توجهي به معيشت

    برزو ميرزايي، فعال كارگري در اين باره به تعادل مي‌گويد: مساله مهم اينجاست كه وقتي مسوولان از افزايش دستمزد صحبت مي‌كنند به مساله كاهش ارزش پول ملي توجهي ندارند. همين افزايش ۳۵ درصدي كه مسوولان مدعي آن هستند اگر با نرخ دلار امروز محاسبه شود نشان از كاهش دستمزدها دارد. از سوي ديگر روند افزايشي تورم از همان روزهاي نخست سال به خوبي قابل لمس است و نمي‌توان منكر آن شد. او مي‌افزايد: در چنين شرايطي سرگردان نگه داشتن كارگران يعني خالي كردن هر چه بيشتر سفره معيشتي آنها. در چنين شرايطي چطور ممكن است كه ما بتوانيم مساله حمايت از توليد را مطرح كرده و در نهايت به عملي شدن شعار انتخاب شده براي امسال دست پيدا كنيم.

    ميرزايي مي‌گويد: متاسفانه دولت امسال خط بطلان بر روي تمامي اصولي كه تا به حال براي تعيين دستمزد كارگران رعايت مي‌شد كشيد. چرا بايد بدون حضور نمايندگان كارگري كه يكي از سه ضلع تعيين دستمزد هستند اين مساله از سوي دولت تصويب و اعلام شود. دولت أصلا نبايد در اين زمينه نقش تصميم‌گيرنده را ايفا كند و اين نمايندگان كارگري و كارفرمايان هستند كه بايد در اين رابطه به توافق برسند.

    رقم واقعي دستمزد چقدر است؟

    از سوي ديگر آيت اسدي، عضو شوراي عالي كار در اين باره به خبرآنلاين گفت: يكي از واقعيات مزد مصوب شوراي عالي كار كه بدون امضاي كارگران به تصويب رسيد، اين است كه در عمل اين ميزان افزايش نه ۳۵ درصد كه زير ۳۰ درصد خواهد بود؛ زيرا بحث كسورات، بيمه و ماليات بر حقوق عملا افزايش حداقل بگيران را زير ۳۰ درصد و براي ساير سطوح زير ۲۰ درصد افزايش را رقم مي‌زند.

    او در توضيح فني اين موضوع گفت: اگر دقيقا مبالغ مزاياي مزدي و خود پايه مزد و درصد افزايش را جمع بزنيم، بدون كسورات نيز به ۳۵ درصد افزايش نسبت به مزد سال قبل نمي‌رسد. اگر كسورات بيمه‌اي و مالياتي نيز از حقوق باوجود اينكه ماليات بر دريافتي هنوز بر مبناي كمتر از ۱۰ ميليون تومان معافيت مي‌گيرد، بدين ترتيب اكثريت قاطع مزدبگيران ما هنوز بايد ۱۰ درصد ماليات از حقوق‌شان كسر شود.

    عضو شوراي عالي كار تصريح كرد: طبق قانون كار ما موظف هستيم براي يك فرد جوياي كار مجرد حقوق تصويب كنيم. براي چنين فردي با كسر حق بيمه و ماليات به عددي كمتر از ۹ ميليون تومان دريافتي (۸ ميليون و ۸۰۰ هزار تومان) مي‌رسيم. اين يك نوع بازي با آمار است كه بگوييم مزد به ۱۲ يا ۱۱ ميليون تومان به‌طور عمده رسيده و بخش خاصي از كارگران عائله‌مند به اين ميزان (تازه بدون كسر بيمه و ماليات) مي‌رسند. اسدي تصريح كرد: وزير كار دولت سيزدهم در جلسات گفتند ما تكانه‌اي براي بهبود به مزد كارگران مي‌دهيم. امروز مي‌توان به صراحت گفت كه اين تكانه وزير محترم رو به عقب بوده و كارگران در زمينه مزدي تكاني رو به عقب داشتند. به همين دليل وقتي قرار شد ما آخرين دور مذاكرات اصلي را انجام دهیم، پخش تلويزيوني قطع شد و از رسانه‌ها خواستند كه در بيرون جلسه قرار بگيرند.

    كاهش تورم از وعده تا عمل

    عليرضا اشراق، كارشناس اقتصادي نيز در اين باره به تعادل مي‌گويد: متاسفانه هر بار كه صحبت از افزايش مزد كارگران مي‌شود دولت وعده كاهش تورم را مي‌دهد وعده‌اي كه حداقل تا امروز محقق نشده و در حد همان حرف و شعار باقي مانده است. وقتي دولت خود دست به افزايش قيمت در حوزه‌هاي مختلف مي‌زند چطور مي‌تواند تورم را كاهش دهد.

    او مي‌افزايد: از ابتداي سال تا كنون با افزايش ناگهاني قيمت دلار و سكه مواجه بوده ايم اين افزايش‌ها تاثير مستقيم بر سبد معيشت خانوار دارند و به اين ترتيب دولت چطور مي‌تواند از كاهش نرخ تورم حرف بزند در حالي كه نتوانسته است افزايش قيمت‌ها را مهار كند. وضعيت به صورتي رقم خورده كه حتي خريد نان و پياز هم براي برخي از اقشار جامعه سخت شده است.

    اين كارشناس اقتصادي مي‌گويد: اعداد و ارقام، سفره مردم را پُر نمي‌كند، دستمزد عادلانه و قانوني و اقدامات اساسي در راستاي حمايت از نيروي كار و تغيير اساسي سياست‌هاي اقتصادي است كه اوضاع معيشت را بهبود مي‌بخشد و سفره كارگران را پُر مي‌كند.

    حداقل حقوق كارگران  بايد ۲۱ ميليون تومان باشد

    علي بابايي‌كارنامي، رييس فراكسيون كارگري مجلس نيز در اين رابطه گفت: تصميم‌گيري براي تعيين حداقل مزد كارگران در شوراي عالي كار برخلاف ميل كارگران كشور صورت گرفته و به هيچ عنوان مورد تاييد فراكسيون كارگري مجلس نيست.

    او افزود: به عنوان رييس فراكسيون كارگري مجلس پيش از اين تصميم نيز به وزير تعاون، كار و رفاه اجتماعي متذكر شده بودم، چنانچه در شوراي عالي كار بر خلاف قوائد و قانون تصميم‌گيري شود، حتما ورود خواهيم كرد و با توجه به تصميم اتخاذ شده مجلس به اين موضوع ورود خواهد كرد.

    او متذكر شد: بر اساس برآوردها و پژوهش‌هاي صورت گرفته در مركز پژوهش‌ها، سبد معيشتي كارگران حدود ۲۱ ميليون تومان تخمين زده شده بنابراين حداقل مزد در سال ۱۴۰۳ بايد ۴۵ درصد افزايش داشته باشد. بابايي‌كارنامي عنوان كرد: طي ۲ سال گذشته تصميمات شوراي عالي كار نيز بر مدار قانون نبوده و با توجه به اينكه نماينده كارگران در جلسه شوراي عالي كار نيز مصوبه شورا را امضا نكرده است، اين تصميم از نظر ما چارچوب قانوني ندارد.

    مصوبه افزايش حقوق كارگران  باطل مي‌شود؟

    در همين خصوص احسان سهرابي، فعال كارگري در خصوص مذاكرات مزدي ۱۴۰۳ و نتايج آن گفت: امسال بدترين رفتار را تيم دولتي با نمايندگان كارگري شوراي عالي كار به عنوان نماينده بيش از نيمي از جمعيت كشور داشتند؛ پيشنهادات كارگران را نشنيدند و تلاشي براي رسيدن به اجماع صورت نگرفت. سهرابي تصريح كرد: در اين مرحله، خواسته جامعه كارگري، «ابطال مصوبه دستمزد» است؛ مصوبه مزدي ۱۴۰۳ به دليل‌ عدم تطابق با قانون و به خاطر اينكه نمايندگان كارگري آن را امضا نكردند، بايستي در اسرع وقت ابطال شود. تصويب مصوبات با اكثريت آرا در شوراي عالي كار كاملا ناعادلانه است؛ اين مزد مصوب، فقط خواسته كارفرمايان و دولت بوده كه با تباني با هم، مزدي را به تصويب رساندند كه نمایندگان جامعه هدف به هيچ‌وجه آن را قبول نداشته‌اند.

     

  • تلاش وزیر کار برای تصویب یک لایحه ضدِ کارگری! / کارگران برای همیشه از میدان مناقشات مزدی حذف می شوند؟

    تلاش وزیر کار برای تصویب یک لایحه ضدِ کارگری! / کارگران برای همیشه از میدان مناقشات مزدی حذف می شوند؟

    به گزارش اقتصادران، وزیر کار می‌گوید: «می‌خواهیم یکبار برای همیشه موضوع حداقل دستمزد کارگران را اصلاح کنیم.» تفسیر این جمله البته این می‌تواند باشد: «می‌خواهیم یکبارِ دیگر برای نقضِ اساسیِ حقوق کارگران قدم برداریم!» یا دقیق‌تر اینکه «می‌خواهیم با تغییر قانون کار باز هم برای بی‌اثر کردنِ حداکثریِ حداقل حقوقِ باقیمانده‌ی کارگران تلاش کنیم و دیگر حتی به دادنامه‌ها و دستورالعمل‌ها و تفاسیرِ متفاوت از قانون کار هم رضایت نمی‌دهیم!»

    روندِ رو به افولِ قانون کارِ حداقلی

    قانون کار از همان سال‌های ابتداییِ تصویبش گهگاه مورد تعرض قرار گرفته و کارگران، بخش قابل توجهی از آن حقوقِ حداقلی‌ای که به سختی به دست آورده بودند را به تدریج و با زیرکیِ دست‌اندرکارانِ طرفدارِ سرمایه‌داری و با اسم رمز «توسعه» از دست دادند. تفسیرِ جانبدارانه از ماده ۷ قانون کار به نفع کارفرمایان را شاید بتوان مهم‌ترین نمودِ تعرض به حقوق کارگران دانست که سبب افزایشِ قرادادهای موقت و از بین رفتنِ امنیتِ شغلی کارگران شد. این تفسیر و دادنامه‌ای که بعد از آن از دیوان عدالتِ اداری بیرون آمد، تمامِ قوانینِ حمایتیِ کارگران را تحت الشعاع خود قرارداد، چراکه ترس از اخراج، امکانِ اعتراض کارگرِ قرارداد موقت را از او گرفت و در نبودِ تشکل‌های قدرتمندِ کارگری و بازرسی‌هایِ کارساز و مداوم، کارفرما به راحتی توانست بی‌توجه به قانونِ کار، حکم خود را در محیط کار اجرا کند.

    در یک کلام، بازارِ روابطِ کار روز به روز به سمتی هدایت شد که دستِ کارفرمایان برای‌ عدم تبعیت از قانون کار بازتر و دستِ کارگران برای رسیدن به حداقل حقوقِ قانونی‌شان بسته‌تر شد. در چنین شرایطی، کارگران ممکن است بتوانند به دلیلِ عدمِ دریافت و یا تأخیر در پرداختِ حقوق‌شان و یا اخراج از محیط کار و مسائلی از این دست، به مراجع حل اختلاف شکایت کنند، اما اگر قراردادِ کارشان موقت باشد، هیچ تضمینی وجود ندارد که بعد از اعتراض، کارفرما دوباره حاضر به ادامه‌ی همکاری با آن‌ها شود.

    اجرا و تفسیر قانون به نفع کارفرمایان

    حالا به چنین وضعیتی، عدم اجرای قانونِ کار از سویِ متولیِ اصلیِ اجرای این قانون، یعنی وزارتِ کار را نیز باید اضافه کرد. از یک طرف، بازرسانِ کار به عنوان نیروی اجرایی وزارت کار وظایفِ نظارتیِ خود را به دلایلِ مختلف، که مهم‌‎ترینِ آن کمبودِ نیرو است، به درستی انجام نمی‌دهند و از طرفی دیگر، همانطور که پیشتر نیز اشاره کردیم، تاریخِ روابط کار نشان داده که در اجرا و البته تفسیرِ موادِ حمایتیِ قانون کار، گرایش بیشتر به سمتِ سودِ کارفرمایان است و نه کارگران.

    نمونه‌ی مشخصِ اجرا و تفسیرِ قانون به نفعِ کارفرمایان را می‌توان در ماده ۴۱ قانون کار دید. براساس این ماده، حقوق سالانه‌ی کارگران باید «با توجه به درصدِ تورمی که از طرف بانک مرکزی اعلام می‌شود» تعیین شود و همچنین «باید به اندازه‌ای باشد تا زندگی یک خانواده، که تعداد متوسط آن توسط مراجع رسمی اعلام می‌شود را تأمین نماید.» این ماده قانونی هیچ زمانی به صورتِ کامل اجرا نشده است. در بهترین حالت و در معدود سال‌ها، دستمزد مطابق با نرخ تورمِ حداقلی تعیین شده و مولفه‌ی دوم، که اصطلاحا نرخ سبد معیشت نامیده می‌شود، همواره کنار گذاشته شده است.

    با این اوصاف حتی دستمزدِ کارگران هم مطابق با قانون تعیین نمی‌شود و طرفهای دولتی و کارفرمایی با همسوییِ یکدیگر، طرفِ کارگری را در مذاکراتِ مزدیِ مثلا سه‌جانبه، جا می‌گذارند. بی‌توجهی به نص صریح قانون کار در تعیین دستمزد کارگران، یکی از مهم‌ترین انتقادات به عملکردِ شورایعالی کار است. عدمِ توجه به مولفه‌های ماده ۴۱ البته خیلی اوقات با تفسیرِ متفاوت از این ماده همراه می‌شود و طرفهای دولتی و کارفرمایی زیرِ بارِ این بی‌قانونی نمی‌روند. به طور مثال بارها از زبانِ گروه دولتی شنیده‌ایم که معتقدند دو مولفه‌ای که در قانون کار آمده الزام‌آور نیست و لزوما نباید مطابق با آن، دستمزد را تعیین کرد!

    تلاش برای حذفِ میدانِ مناقشه، تلاش برای حذفِ کارگران

    با آگاهی از این وضعیتِ حاکم بر روابط کار، نقص‌های قانون کار و بی‌اثر شدنِ اندک مواد حمایتیِ این قانون، یکبار دیگر به همان جمله‌ی وزیر کار برمی‌گردیم: «می‌خواهیم یکبار برای همیشه موضوع حداقل دستمزد کارگران را اصلاح کنیم.» وزیر کار از کدام اصلاح حرف می‌زند؟ اینبار ماده ۱۶۷ قانون کار و مرجعیتِ شورایعالی کار در تعیین دستمزدِ کارگران هدف گرفته شده است. صولت مرتضوی می‌گوید: «در طول تاریخ ۴۰ساله همواره موضوع تعیین حداقل حقوق و دستمزد کارگران مورد مناقشه بوده و به نظر می‌رسید باید مرجعی در این باره تصمیم بگیرد که مقبولیت آن بالاتر از شورای عالی کار باشد که به اعتقاد ما این مرجع مجلس شورای اسلامی است.» 

    بله، موضوعِ تعیین دستمزدِ کارگران همواره مورد مناقشه بوده و خواهد بود؛ اگر قائل به تعارضِ منافع بین کارگران از یک طرف و کارفرمایان و دولت – به عنوان کارفرمای بزرگتر – در طرفِ دیگر باشیم، اساسا نمی‌توانیم مناقشه را انکار کنیم و بحث دقیقا همین است؛ شورایعالی کار با ساختارِ فعلی‌اش و با تمامِ کم و کاستی‌هایش، حداقل فضای موجود برای جدل، مبارزه و گفتگوی کارگران با طرف دولتی و کارفرمایی برای تعیین دستمزدشان است. پس به نظر می‌رسد طرفدارانِ سپردنِ تعیین حداقل دستمزدِ کارگران به مجلس، در واقع می‌خواهند همین حداقل فضای باقیمانده را نیز از کارگران بگیرند.

    علیرضا میرغفاری (نماینده کارگران در شورایعالی کار) با تاکید بر ساختارِ ناعادلانه‌ی شورایعالی کار به نفعِ کارفرمایان می‌گوید: اگرچه دولت نقش واسطه‌گری را کنار گذاشته و در کنار گروه کارفرمایی ایستاده، اما همین ساختارِ شورایعالی کار هم توانسته حداقل دستاوردهایی برای کارگران داشته باشد که اگر این ساختار را هم منحل کنند، اوضاع کارگران به مراتب بدتر خواهد شد.

    میرغفاری برای تصدیقِ صحبتهایش به مذاکراتِ امسال اشاره می‌کند و می‌گوید: ۳۵ درصد حقوق امسالِ کارگران نتیجه‌ی همین مذاکرات، فشارها و کنش‌های گروه کارگری بود. اگرچه به نقطه‌ی مطلوب نرسیدیم، اما همین رقم فعلی حاصلِ چانه‌زنیِ ماست. اگر دست دولت بود نهایت ۲۲ درصد به حقوق کارگران اضافه می‌کرد، کمااینکه وزیر کار پیشتر اعلام کرده بود که حقوق کارگران را مانند کارمندان ۲۰ درصد به علاوه ۲ درصد، درنظر گرفته‌ایم!

    مقبولیتِ مجلس؟ وزیر کار با کدام معیار اظهارنظر می‌کند؟

    وزیر کار در بخشی از صحبتهایش مقبولیتِ مجلس برای تعیین دستمزد کارگران را بیشتر از شورایعالی کار دانسته است! باید از او پرسید که چه کسی مقبولیتِ بیشترِ مجلس نسبت به شورایعالی کار را تضمین می‌کند؟ و اصلا مقبولیت از نظرِ کدام گروه مدِ نظر ایشان است؟ وزیر کار با کدام معیار، قاطعانه مجلس را برتر از شورایعالی کار در تعیین دستمزد دانسته؟ آیا وزیر در موردِ سایرِ مسائلِ مربوط به کارگران هم همینگونه اظهار نظر می‌کند؟!

    عدالت در تعیین دستمزد؛ کدام عدالت؟

    عدالتِ مزدی؛ این واژه‌ای است که طرفداران تعیینِ دستمزد کارگران در مجلس همواره بر آن تأکید دارند. احتمالا منظورِ آن‌ها از عدالت، برابری افزایشِ حداقل مزدِ سالانه‌ی کارگران و کارمندان است؛ که اگر چنین است باید از آن‌ها پرسید چگونه وضعیتِ پرداختِ کارمندان بخش دولتی را با بخشِ خصوصی یکسان می‌دانند، که برابری در افزایشِ دستمزد کارگران و کارمندان را عادلانه تفسیر می‌کنند؟ عدالت از نظرِ آن‌ها چه معنایی دارد؟ آیا اگر دستمزدِ امسالِ کارگران نیز مانند کارمندانِ بخش دولتی، ۲۰ درصد افزوده می‌شد، عادلانه بود؟ آن‌ها عدالت را چگونه تعریف می‌کنند که نتیجه‌اش ناامیدیِ بیشترِ نیروی کار و فقری فزاینده است؟ تعریفِ آن‌ها از عدالت احتمالا مانندِ همان تفسیرِ زیرکانه‌شان از قانونِ کار است.

    سخن آخر

    قانون کار و همان موادِ حمایتیِ تزئینی و بدونِ ضمانتِ اجرایش، حداقل چیزی است که برای کارگران باقیمانده؛ اینها دستاوردِ کارگران است و ساده به دست نیامده. نمی‌توان با عباراتی چون «عدالت» و «حذف مناقشه» و… این تصمیماتِ ضد کارگری را تزئین و به کارگران تحمیل کرد.

  • بحران کمبود نیروی کار در سایه تصمیمات غلط مسئولان

    بحران کمبود نیروی کار در سایه تصمیمات غلط مسئولان

    به گزارش اقتصادران، محمدرضا تاجیک, عضو هیئت مدیره مجمع عالی نمایندگان کارگران درباره دستمزد 1403 گفت: افزایش دستمزد را بالاتر از تورم تعیین می‌کردید تا بتوانید حداقل مدعی اجرای یک بند از قانون باشید.

    وی بیان کرد: هزینه زندگی کارگران با یک حساب سرانگشتی کاملاً مشخص است و به قدری اختلاف نرخ تورم و سبد معیشت با مصوبه مزدی 1403 زیاد است که می‌توانیم خودمان دستمزد را نقد و بررسی کنیم.

    تاجیک افزود: ما به کل مصوبه مزدی 1403 نقد داریم و توقع داشتیم دولت و کارفرمایان اتفاقی که سال گذشته رخ داد را مجدداً تکرار نمی‌کردند و حداقل درصدی بالاتر از نرخ تورم تعیین می‌کردند تا ادعا کنند حداقل یک بند از ماده 41 قانون را پوشش داده‌اند.

    وی اظهار داشت: با این حال دستمزد 1403 نه با بند 1 ماده 41 همخوانی دارد و نه بند 2 و این یعنی حتی حداقل‌های قانونی را هم رعایت نکرده‌اند. لذا مطمئناً این موضوع را از طریق مراجع ذیربط پیگیری خواهیم کرد.

    عضو شورای عالی کار با اشاره به اینکه ضرورت داشت دولت برای تقویت ناتوانی مردم راهکار ارائه می داد گفت:با توجه به اینکه در کشور به دلیل دستمزد پایین دچار کمبود نیروی کار هستیم, برخی پیش بینی ها حاکی از این است که  در سال جاری مهاجرت نیروی کار افزایش خواهد یافت و بحث عدم عرضه نیرو کار تشدید خواهد شد.

    وی افزود: کمبود نیروی کار به معنای آن است که کارخانه‌ها تعطیل می‌شوند و ناتوانی مردم در پرداخت هزینه‌های روزمره باعث می‌شود تا تولید‌کننده‌ها دیگر خریدار نداشته باشند.دولت باید راهکارهای خوبی جهت تقویت مشکلات و هزینه‌های مردم ارائه دهد.

    تاجیک گفت: متأسفانه در سال 1402 به خواسته های جامعه کارگری در شورای عالی کار دست پیدا نکردیم و امسال نیز حتما چنین خواهد شد چرا که ماده 41 قانون کار و تبصره های آن رعایت نشده است و ما به عنوان نماینده کارگران نتوانستیم جوابگوی مطالبات کارگران باشیم.

  • حداقل دستمزد کارگران باید ۱۵ میلیون تومان باشد

    حداقل دستمزد کارگران باید ۱۵ میلیون تومان باشد

    به گزارش اقتصادران، پویش «حداقل دستمزد ۱۵ میلیونی» در اعتراض به عدد مصوب حداقل دستمزد ۱۴۰۳ از پیش از سال جدید آغاز شده است. مساله این پویش، اعتراض کارگران به رویه فعلی تعیین حداقل دستمزد، یعنی نادیده گرفتن «سبد معیشت خانوار» است که در سال ۱۴۰۲ منجر به فاجعه دستمزد ۵ میلیون و ۳۰۸ هزار تومانی شد.

    در اطلاعیه این پویش آمده «کارگران ایران با ۶ سال ثابت ماندن حداقل دستمزد در دوران سخت جنگ تحمیلی هزینه اقتصادی قابل توجهی پرداخت کردند؛ اگرچه قرار بود فاصله بین مزد و افزایش سرسام‌آور هزینه‌های زندگی در دوران جنگ، طی مدت کوتاهی پس از آن جبران شود، اما تمام دولت‌های پس از جنگ به وسع خود به این فاصله افزودند؛ به طوری که امروز جبران فاصله بین حداقل دستمزد و هزینه‌های زندگی، صرفاً با معیار قرار دادن نرخ تورم عملاً ممکن نیست.

    در این شرایط اجرای بند ۲ ماده ۴۱ قانون کار برای خروج از بن‌بست کنونی ضروری است؛ این بند زمین‌مانده تصویب حداقل دستمزد سالانه را مشروط به تأمین «معیشت خانواده» می‌داند. آخرین محاسبات رقم این سبد در سال جاری را بیش از ۲۲ میلیون تومان نشان می‌دهد».

    علیرضا میرغفاری، نماینده جامعه کارگری و عضو شورای عالی کار در گفت‌وگو با مهر عنوان کرد: حداقل دستمزد در سال ۱۴۰۳ باید ۱۵ میلیون تومان باشد در حالی که در حال حاضر با مصوبه اسفند شورای عالی کار که تنها به امضا نمایندگان دولت و کارفرمایان رسید، کمی بیشتر از عدد ۱۱ میلیون تومان است.

    وی درباره عدد سبد معیشت گفت: عدد سبد معیشت اعلامی گروه کارگری بر اساس نرخ تورم و گزارش مرکز آمار ایران حدود ۲۱ میلیون و ۶۶۸ هزار تومان بوده که در تعیین حداقل مزد ملاک قرار نگرفت.

    این عضو شورای عالی کار تاکید کرد: بر اساس سبد معیشت و تورم انتظاری امسال حداقل دستمزد ۱۴۰۳ باید عدد ۱۵ میلیون تومان باشد که البته این نخستین گام برای جبران عقب افتادگی و سرکوب دستمزد جامعه کارگری در سنوات گذشته است. ‌

  • کارگران از ترس اخراج چاره ای جز سکوت ندارند

    کارگران از ترس اخراج چاره ای جز سکوت ندارند

    به گزارش اقتصادران، فتح‌الله بیات،  رئیس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی درباره کارگران دارای قرارداد پیمانی گفت:ناامنی شغلی همواره باعث می شود که کارگرانی که از شرایط شغلی خود ناراضی هستند سکوت کنند چرا که می دانند اعتراض برابر با بیکاری است.

    وی با بیان اینکه بیش از 95درصد کارگران قرارداد موقت دارند افزود: دیده شده است که تعداد زیادی از کارفرمایان حقوق و مزایای کامل را پرداخت می کنند اما مزایای شغلی را حذف می کنند. در جامعه کارگری، هم کارفرمای خوب داریم و هم کارفرمای بد و هم پیمانکار خوب داریم و هم پیمانکار بد. آنچه به ما گزارش می‌شود، نارضایتی‌ها و شکایت‌ها و اعتراض‌ها از کارفرما و پیمانکار بد است، اما حتماً کارگاه‌ها و بنگاه‌هایی در این کشور هست که کارفرما یا پیمانکار، حق کارگر را به‌طور کامل رعایت می‌کنند.

    بیات با اشاره به اینکه می توانیم بگوییم کمتر از 5درصد کارگران امنیت شغلی دارند افزود: حدود 96 درصد به دلیل ناامنی شغلی، ناراضی هستند، اما چاره‌ای جز ادامه کار ندارند. معنی ناامنی شغلی همین است که کارگر، می‌داند که بابت کاری که انجام می‌دهد، حق و مزایای کامل دریافت نمی‌کند و قراردادی که با کارفرما منعقد کرده، مطابق قانون کار نیست، اما چاره‌ای جز سکوت ندارد، چون می‌داند که اگر شغلش را از دست بدهد، ممکن است تا مدت‌ها بیکار و بدون درآمد بماند در حالی که خروارها قسط و بدهکاری دارد.

    رئیس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی  اظهار داشت: اگر امروز 15 میلیون کارگر در بخش‌های مختلف مشغول به کارند به این معنا نیست که 15 میلیون کارگر راضی و خوشحال داریم. جمله صحیح این است که بگوییم این 15 میلیون نفر، با هر نوع قرارداد و تحت هر شرایطی مشغول به کارند، اما به دلیل ناامنی شغلی، چاره‌ای جز ادامه کار با هر نوع قرارداد و تحت هر شرایط ندارند.

    وی گفت: پیمانکاری و واسطه‌گری هیچ‌گاه قابل حذف نیست، چون ماهیت برخی مشاغل کارگری که البته بیشتر از 10 درصد کل مشاغل کارگری را هم شامل نمی‌شود، موقت و غیردایم است و لازم است که برای این 10 درصد، نیروی کار به پیمانکار سپرده شود. اعتراض ما در این 20 سال این بوده که در مشاغل مستمر مثل خودروسازی و پتروشیمی‌ها و بخش‌های مولد صنعت، نه تنها قرارداد موقت معنا ندارد، بلکه کارگر باید با کارفرمای اصلی قرارداد شغلی داشته باشد.

    بیات با بیان اینکه امروز هیچ یک از کارگران کشور، امنیت شغلی ندارند چون بیش از 96درصد جامعه 15 میلیونی کارگران کشور، با قرارداد موقت مشغول کار هستند گفت: بخشی از کارگران قرارداد 89 روزه، قرارداد یک ماهه و سه ماهه و 6 ماهه و حتی با قراردادهای سفید امضا و سفته گذاری و تعهدسپاری بابت اینکه هیچ مطالبه و معوقه ای از کارفرما ندارند مشغول به کارند.

  • یک کارگر ایرانی بعد از چند سال می‌تواند خودرو بخرد؟

    یک کارگر ایرانی بعد از چند سال می‌تواند خودرو بخرد؟

    به گزارش اقتصادران، یکی از روش‌های بیان وضعیت رفاه و امید به زندگی در هر جامعه‌ای، ارائه آمارهای اقتصادی و اجتماعی در قالب‌هایی همه‌فهم و ساده است. برای مثال بررسی این‌که افراد با چند ماه از حقوق خود در هر کشور می‌توانند صاحب خودرو یا خانه شخصی شوند، خود شمایی کلی از وضعیت شاخص‌های رفاه و توسعه در هر جامعه ارائه می‌دهد که درک آن برای هر کسی ممکن است.

    در همین راستا، با توجه به وضعیت فعلی بازار و آخرین اخبار خودرو در ایران و البته مشخص شدن حداقل حقوق کارگران برای سال ۱۴۰۳، در ادامه به بررسی آماری این موضوع می‌پردازیم که یک کارگر در ایران با چند سال از حقوقش می‌تواند یک خودرو ساخت داخل بخرد؟

    کارگران در ایران با چند سال از حقوق خود می‌توانند خودرو داخلی بخرند؟

    در حال حاضر، رقم پایه حقوق کارگران برای سال ۱۴۰۳ برابر با ۷ میلیون و ۱۰۰ هزارتومان اعلام شده است.

    در چنین شرایطی و با توجه به قیمت انواع خودروهای داخلی در بازار کشور، یک کارگر برای خرید خودرویی مانند پراید ۱۳۱ حداقل باید ۵۰ ماه یا بیشتر از ۴ سال از حقوق خود را پس‌انداز کند. این رقم برای خودرویی مانند پژو ۲۰۶ به ۹۵ ماه، برابر با بیش از ۷ سال حقوق فعلی کارگر می‌رسد.

    در مورد خودرو سمند، نیاز به ۸۳ ماه یا بیش از ۶ سال از حقوق فعلی یک کارگر وجود دارد. کوییک را هم می‌توان با ۶۰ ماه، یا ۵ سال از حقوق فعلی کارگر خریداری کرد.
    برای خرید خودروهای لوکس‌تر داخلی مانند دنا پلاس اتوماتیک، اوضاع بدتر هم می‌شود و یک کارگر با نرخ فعلی حقوق خود، باید ۱۳۹ ماه از درآمدش را پس‌انداز کند؛ این یعنی انتظاری ۱۱ ساله برای خرید خودرو محبوب ایران خودرو.

    همان‌طور که مشخص است، با وجود افزایش نسبی حقوق پایه کارگران در سال ۱۴۰۳، همچنان رویای خرید خودرو برای این افراد، حتی در مورد خودروهای از رده خارج شده داخلی نیز دور از دسترس به‌نظر می‌رسد.

  • تبعیض آشکار دولت بین کارمندان و کارگران

    تبعیض آشکار دولت بین کارمندان و کارگران

    به گزارش اقتصادران، چندی پیش بود که رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور در خصوص تغییرات مربوط به حقوق دستمزد کارمندان دولت در بودجه سال آینده گفته بود که حداقل حکم کارگزینی از 7 میلیون به 10 میلیون تومان افزایش پیدا کرده است.

    با توجه به این عدد می‌توان گفت که حداقل حقوق کارمندان دولت حدود 40 درصد افزایش پیدا خواهد کرد. با وجود مطرح شدن این عدد در خصوص افزایش حقوق کارمندان دولت در سال آینده اما شاهد هستیم که بحث‌های جدی پیرامون افزایش حقوق حدود 20 درصدی کارگران شکل گرفته است.

    پیشنهاد عجیب وزیر برای افزایش حقوق کارگران/ افزایش 40 درصدی حداقل حقوق کامندان در برابر افزایش 23 درصد کارگران

    در حال حاضر حداکثر عددی که برای افزایش حداقل حقوق کارگاران مطرح می‌شود 25 تا 27 درصد است. این در حالی است که شرایط کاری و مشکلات کارگران بعضا از کارمندان دولت بیشتر است. با وجود این شرایط و افزایش 40 درصدی حقوق حداقل بگیران دولتی، صولت مرتضوی, وزیر کار پیشنهاد افزایش 22 درصدی حقوق کارگران را مطرح کرده است.

    وزیر کار اظهار کرده است که برای کارگران همان افزایش حقوق کارمندان به‌علاوه 2 درصد را درنظر بگیریم. قانون مرکز آمار ایران را مرجع تعیین کرده است اما شما نمایندگان کارگری هیچ یک آن را قبول ندارید، هر آنچه دولت برای کارمندان مشخص کرده است به‌علاوه 2 درصد برای سختی کار را با ساعت کار یکسان برای دستمزد کارگران در نظر بگیریم، این عیناً مرّ قانون است!

    در این اظهارات اما اشاره‌ای به حداقل حقوق کارمندان دولت نشده و عدد 22 درصدی که وزیر کار به آن اشاره می‌کند مربوط به افزایش میانگین حقوق کلیه کارکنان دولت است نه حداقلی بگیران. باید توجه داشت بسیاری از کارگران شامل همین حداقلی بگیران هستند.

  • بازی دولت با نمایندگان کارگری / سنگ اندازی دولت رئیسی براي تعيين قيمت سبد معيشتي كارگران

    بازی دولت با نمایندگان کارگری / سنگ اندازی دولت رئیسی براي تعيين قيمت سبد معيشتي كارگران

    به  گزارش اقتصادران، گلی ماندگار طی یادداشتی در روزنامه تعادل نوشت:

    از كارگران شهرداري سنندج گرفته تا بازنشستگان كشوري كرمانشاه و تا پرستاران و كادر درمان رفسنجان و نيروهاي پيمانكاري مگفا همه و همه در اين روزهاي پاياني سال به دليل آنچه وضعيت بد معيشتي مي‌دانند دست به اعتراض زده‌اند. هر كدام از اين اقشار به نوعي مي‌خواهند صداي خود را به گوش مسوولان برسانند. اينكه برخي از آنها ماه‌ها معوقات مزدي دارند و هنوز حقوق و عيدي آنها پرداخت نشده تا بازنشستگاني كه ديگر توان تحمل اين ميزان از تورم و گراني را ندارند و حقوق‌هاي‌شان در برابر هزينه‌هاي زندگي بسيار اندك است همه يك درد دارند و آن هم درد معيشت است. همان چيزي كه دولت اين روزها براي تعيين قيمت سبد معيشتي كارگران هر روز در جلسات شوراي عالي كار سنگ اندازي مي‌كند تا تصميم‌گيري را به ساعت‌هاي آخر بكشاند و به اين ترتيب نمايندگان كارگري را مجبور به پذيرش نرخ اعلام شده دولت كند. همان اتفاقي كه سال گذشته هم رخ داد و با توجه به نارضايتي نمايندگان كارگري تنها افزايش ۲۰ درصدي حقوق براي كارگران در نظر گرفته شد و در نهايت حقوق كارگران با سبد معيشتي آنها فاصله‌اي چند ميليوني داشت كه پر كردن آن كار ساده‌اي به نظر نمي‌رسيد و البته كه واقعيت‌ها نشان داد كه چه تعداد از همين افراد به دليل دستمزدهاي پايين به زير خط فقر سقوط كردند.

    از ۱۶ اسفند ماه تا ۲۲ اسفند تقريبا هر روز جلسات شوراي عالي كار براي تعيين نرخ سبد معيشت و به طبع آن افزايش دستمزد كارگران برگزار شده است اما هنوز هيچ كدام از اين جلسات به نتيجه نرسيده است طبق آخرين اخبار يك تفاوت ۶ ميليوني ميان نرخ سبد معيشت اعلام شده از سوي نمايندگان كارگري و سبد اعلام شده از سوي وزارت كار و كارفرمايان وجود دارد. آخرين نرخي كه نمايندگان كارگري براي سبد معيشت در نظر گرفته‌اند ۲۱ ميليون تومان است كه معتقدند تورم سال ۱۴۰۳ نيز بايد در آن گنجانده شود و اين در حالي است كه نرخ پيشنهادي دولت براي سبد معيشت با توجه به كاهش كالري مورد نياز خانوار ۱۵ ميليون تومان اعلام شده است. چانه‌زني بر سر اين مبالغ نزديك به يك هفته به طول انجاميده و هنوز هم هيچ نتيجه‌اي گرفته نشده است. در واقع يك هفته چانه‌زني براي هيچ اتفاق افتاده و كارگران همچنان منتظرند تا در اين روزهاي پاياني سال نرخ مصوب دستمزد سال جديد خود را از زبان مسوولان بشنوند.

    عدم افزايش دستمزد آسيب‌هاي اجتماعي را به دنبال دارد

    خسرو متقي، كارشناس بازار كار و فعال كارگري در اين باره به «تعادل» مي‌گويد: متاسفانه اين وقت كشي دولت در نهايت به نفع او تمام مي‌شود و كساني كه در اين ميان ضرر مي‌كنند باز هم جامعه كارگري هستند. تجربه ثابت كرده كه دولت در نهايت بازي تعيين دستمزد را با مبلغي كه خود مي‌خواهد مي‌برد و در اين بين اما اين كارگران هستند كه قرار است سالي دشوار را پيش رو داشته باشند.

    او مي‌افزايد: نمي‌توانيم مساله را فقط از ديد اقتصادي نگاه كنيم. عدم افزايش صحيح دستمزدها باعث افزايش آسيب‌هاي اجتماعي، رشد بزهكاري و افزايش افراد تحت پوشش نهادهاي دولتي مي‌شود و به اين ترتيب هزينه‌هاي دولت هم افزايش پيدا مي‌كند. در حالي كه اگر دولت بخواهد منطقي به ماجراي دستمزد نگاه كند به نفعش است كه دستمزدها با توجه به تورم تعيين شود تا حداقل از افزايش فقر در جامعه كه باعث بروز آسيب‌هاي بيشتر مي‌شود جلوگيري كند. اين كارشناس بازار مي‌گويد: متاسفانه وزارت كار به جاي اينكه از حقوق كارگران دفاع كند تمام قد در خدمت اجرايي كردن منويات دولت است و اين مساله مي‌تواند ضربه بزرگي به جامعه كارگري و البته توليد كشور وارد كند. اينكه تمام اين جلسات و چانه‌زني‌ها بدون نتيجه به پايان مي‌رسد اصلا نشانه خوبي براي جامعه كارگري نيست.

    علي ميرزايي يكي ديگر از فعالان حوزه كار درباره آنچه كه در جلسات شوراي عالي كار با نمايندگان دولت رخ مي‌دهد به «تعادل» مي‌گويد: اطلاع‌رساني به نحوي است كه انگار نمايندگان كارگري چيزي خارج از چارچوب قانون از دولت انتظار دارند در حالي كه تمام سعي فعالان اين حوزه و نمايندگان كارگري اين است كه قانون دستمزد به‌طور صحيح اجرايي شود كه البته اين هم خواسته زيادي نيست. او مي‌افزايد: فرافكني‌هاي دولت در قبال تعيين مزد عادلانه نه تنها به نفع جامعه كارگري نيست كه در نهايت باعث افزايش هزينه‌هاي دولت هم خواهد شد. ما نمي‌توانيم با دست كاري سبد معيشتي نرخ آن را كاهش دهيم در حالي كه واقعيت چيز ديگري است كه از سوي مسوولان ناديده گرفته مي‌شود.

    اين فعال كارگري درباره اختلاف ۶ ميليون توماني بين دولت و نمايندگان كارگري مي‌گويد: مساله اينجاست كه نمايندگان كارگري هم حداقل‌ها را در نظر گرفته‌اند وگرنه حقوق ۲۱ ميليوني در حالي كه سبد معيشت واقعي بالاي ۳۰ ميليون است نشان از همين دست پايين بودن خواسته جامعه كارگري است اما دولت همين دست پايين را هم نمي‌خواهد قبول كند در حالي كه وظيفه دولت و دولتمردان ايجاد رفاه نسبي براي تمامي اقشار جامعه است.

    موضع فعالان كارگري درباره روندهاي جاري در شوراي عالي كار

    در چنين شرايطي فعالان كارگري كشور بيشتر از همه بر تبعات عدم افزايش حداقل دستمزد براساس نرخ تورم اعلامي بانك مركزي در سال جاري و همچنين سبد حداقل معيشت خانوار كارگري تاكيد كرده و روندهايي كه طي آن طرف كارگري، كارفرمايي، وزارت بهداشت، وزارت كار و وزارت اقتصاد را يكصدا مقابل كارگران قرار داده است را مورد نقد قرار مي‌دهند؛ زيرا بر اين باور هستند كه مزد كارگران نه تنها موضوعي مهم براي جامعه كارگري، كه موضوعي حياتي براي كل جامعه ايران است.

    اكبر شوكت (رييس كانون انجمن‌هاي صنفي كارگران ساختماني كشور و دبير اجرايي خانه كارگر قم) با بيان اين مطلب كه وجود فردي چون علي خدايي محوري وحدت‌بخش در ميان گروه كارگري بود، بيان كرد: خدايي هم خود يك فرد پيگير و داراي استقامت در مواضع درون شوراي عالي كار هستند و هم محور اجماع گروه كارگري در شوراي عالي كار و كميته مزد بودند و با اخراج هدفمند ايشان عملاً مشكلاتي براي ادامه كار گروه كارگري در شوراي عالي كار پيش آمد. طرف دولت نيز چون از قدرت آقاي خدايي -كه مظهر يكپارچگي جريان كارگري بود- واهمه داشت، اقدام به حذف ايشان كرد. او افزود: آنچه در شوراي عالي كار مي‌گذرد، بايد تحت اشراف گروه كارگري باشد و اگر ما بخواهيم نتيجه مناسب از جلسات شوراي عالي كار در تعيين حداقل دستمزد بگيريم، بايد گروه كارگري وحدت خود را حفظ كرده و از اختلافات فرعي -به ويژه در شرايطي كه از حضور آقاي علي خدايي محروم هستيم- پرهيز كند.

    شوكت با تاكيد بر اينكه سياست معاونت روابط كار فعلي ايجاد انشقاق در درون گروه كارگري است، گفت: يكي از دلايل‌ عدم دعوت از علي خدايي در شوراي عالي كار دقيقاً وحدت شكست در درون جامعه كارگري است. لذا در اين شرايط حفظ وحدت عمل در عين پذيرش اختلاف‌نظر يكي از راهبردهاي اصلي كارگران در مجامع بايد باشد. او ادامه داد: ما مي‌دانيم كه بالاخره دولت با اين موضوع همراه شده است كه براي جبران كسري بودجه خود و عدم افزايش مزد و حقوق نيروهاي خويش، به هيچ‌وجهي به افزايش قانوني و عادلانه مزد كارگران در پايان سال تن ندهد. در چنين شرايطي، جامعه كارفرمايي حداقل به عنوان نيرويي كه در حيات اقتصادي خويش مديون كار كارگران است، بايد رفتار عاقلانه داشته و درباره مزد كارگران بايد موضعي اتخاذ كند كه برخلاف روند تداوم توليد و رشد اقتصادي كشور نباشد.

    وزير كار بايد سمت كارگران بوده يا حداقل بي‌طرف باشد!

    او با بيان اينكه «دولت در كنار افزايش مزد بايد اقدامات تكميلي براي بازنشستگان و كارگران نيازمند مانند اعطاي كالابرگ‌هاي اضافي به منظور تامين مايحتاج اساسي را هم در دستور كار قرار دهد» گفت: دولت در اتفاق تلخ افزايش ۲۷ درصد مزد در سال گذشته، نتايج تلخ آن تصميم را نيز چشيد و شاهد رشد مشاغل كاذب، خروج نيروي كار ماهر از واحدها، رشد بخش نامولد و بحران‌هاي اجتماعي را شاهد بوديم و در ايستگاه آخر نيز، به‌طور دقيق مي‌توان اثر كاهش قدرت خريد مردم را در نوع مشاركت انتخاباتي‌شان براي انتخابات مجلس را رصد كرد.