برچسب: حقوق و دستمزد کارگران

  • سبد معیشت یا سبد زنده مانی؟!

    سبد معیشت یا سبد زنده مانی؟!

    به گزارش اقتصادران، سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی در ایران در سال‌های اخیر به‌‌ویژه در حوزه تعیین خط فقر، هدفمندی یارانه‌ها و وضعیت معیشت طبقه کارگری، با چالش‌های متعددی روبه‌رو بوده است. این گزارش به بررسی انتقادی این سه محور کلیدی می‌پردازد و شکاف میان آمارهای رسمی، واقعیت‌های اقتصادی و تاثیرات آن بر زندگی شهروندان به‌ویژه کارگران را تحلیل می‌کند. در شرایطی که نرخ تورم به سطحی بی‌سابقه رسیده و قدرت خرید خانوارها به‌شدت کاهش یافته، ارزیابی این سیاست‌ها نه‌تنها یک ضرورت علمی که یک فوریت انسانی است.

    تعیین خط‌فقر؛ آمارهای متناقض و عدم شفافیت

    خط فقر به‌عنوان حداقل درآمدی تعریف می‌شود که فرد یا خانوار برای تامین نیازهای اساسی خود(خوراک، پوشاک، مسکن، بهداشت و آموزش) به آن نیاز دارد. در ایران روش محاسبه و اعلام خط فقر با چندین مشکل ساختاری مواجه است. در این راستا نخست می‌توان به نبود روشی واحد و شفاف اشاره کرد که نهادهای مختلف دولتی و تحقیقاتی(مانند مرکز آمار ایران، وزارت کار و دانشگاه‌ها) هریک با روش‌های متفاوت و اغلب غیرشفاف به محاسبه خط فقر می‌پردازند. این امر منجربه ارائه ارقامی کاملا متناقض می‌شود. برای مثال در سال۱۴۰۲، اعداد اعلام‌شده برای خط فقر یک خانوار چهارنفره شهری از حدود ۸‌میلیون تومان تا بیش از ۲۰میلیون تومان در نوسان بوده است. این اختلاف فاحش، امکان برنامه‌ریزی دقیق و ارزیابی واقعی سیاست‌ها را سلب می‌کند.

    موضوع دوم اینکه عدم انطباق با تورم افسارگسیخته مشکل دیگر درباره تعیین خط فقر است. خط فقر باید پویا و متناسب با نرخ تورم محاسبه شود. با وجود تورم چندرقمی و فزاینده در ایران که در برخی مقاطع از ۵۰‌درصد نیز عبور کرده، به‌روزرسانی محاسبات خط فقر با تاخیر زیادی صورت می‌گیرد. در نتیجه رقم اعلام‌شده در بسیاری از موارد، حتی پیش از انتشار، از واقعیت اقتصاد جامعه عقب می‌افتد و تصویر گمراه‌کننده‌ای ارائه می‌دهد. موضوع دیگر نیز نادیده گرفتن سبد معیشتی واقعی است. محاسبه خط فقر عمدتا براساس حداقل نیازهای بقا انجام می‌گیرد و هزینه‌های ضروری مانند حمل‌و‌نقل، ارتباطات و حتی برخی خدمات درمانی و فرهنگی به‌درستی در آن منعکس نمی‌شود. این سبد محاسباتی، کیفیت زندگی و شأن انسانی را نادیده می‌گیرد و صرفا بر جلوگیری از گرسنگی متمرکز است.

    تعیین غیرواقعی و غیرشفاف خط فقر منجربه دست‌کم گرفتن گستره فقر در کشور شده و مبنای نادرستی برای سیاستگذاری‌های اجتماعی، از جمله هدفمندی یارانه‌ها فراهم می‌کند.

    طرح هدفمندی یارانه‌ها که با هدف توزیع عادلانه‌تر منابع آغاز شد، در عمل به یکی از عوامل تشدید نابرابری تبدیل شده است. معیارهای حذف یارانه از چند منظر قابل‌نقد است که در این راستا می‌توان به معیارهای ناکارآمد و ساده‌انگارانه اشاره کرد که در این زمینه در آخرین نطق دولت، اصلی‌ترین معیار برای تشخیص دهک‌های درآمدی، مالکیت خودرو و مسکن بوده است. این معیار به‌شدت ناقص و گمراه‌کننده است. یک خانوار ممکن است در خانه‌ای کوچک و ارثی زندگی کند و یک خودروی فرسوده داشته باشد اما براساس این معیار، پردرآمد محسوب و از دریافت یارانه محروم شود. از سوی دیگر افراد دارای درآمدهای کلان غیررسمی یا ثروت نقدی می‌توانند به‌راحتی با عدم ثبت دارایی‌های جدید خود را در دهک‌های کم‌درآمد جا بزنند.عدم بهره‌گیری از داده‌های دقیق مالیاتی انتقاد دیگری است که می‌توان بر این موضوع داشت. ایران فاقد یک نظام جامع و کارآمد مالیات بر درآمد است. در کشورهای توسعه‌یافته، داده‌های دقیق اظهارنامه‌های مالیاتی، مبنای اصلی تعیین سطح درآمدی افراد است. در ایران عدم وجود چنین سیستمی، دولت را به‌سمت استفاده از معیارهای غیرمستقیم و نادقیق مانند مالکیت دارایی سوق داده است. حذف یارانه برای خانوارهایی که در مرز فقر قرار دارند، به‌معنای سقوط قطعی به زیر خط فقر است. مبلغ یارانه نقدی، هرچند ناچیز برای بسیاری از این خانوارها نقش کمک‌هزینه حیاتی را ایفا می‌کند. قطع این جریان، فشار مستقیمی بر معیشت آنها وارد کرده و آنها را در برابر شوک‌های قیمتی بی‌پناه می‌کند بنابراین فرآیند هدفمندی یارانه‌ها به‌جای توزیع عادلانه، به ابزاری برای صرفه‌جویی کوتاه‌مدت بودجه دولت تبدیل شده که هزینه آن را فقرا و قشرهای آسیب‌پذیر می‌پردازند.

    وضعیت معیشت کارگری؛ بحران دستمزد و فروپاشی قدرت خرید

    طبقه کارگری ایران، ستون فقرات تولید و اقتصاد کشور در سال‌های اخیر با یکی از سخت‌ترین دوره‌های معیشتی خود روبه‌رو شده است. شکاف فزاینده بین دستمزد و خط فقر، زندگی را برای این قشر به‌شدت دشوار کرده است.

    هرساله، تعیین میزان حداقل دستمزد در شورای‎‌عالی کار به میدانی برای کشمکش بین نمایندگان کارگران، کارفرمایان و دولت تبدیل می‌شود. نتیجه این مذاکرات، عمدتا تعیین عددی است که حتی در زمان تصویب به خط فقر نمی‌رسد، چه برسد به خط فقر واقعی. یک کارگر با حداقل دستمزد، تنها با کسر هزینه مسکن، تقریبا چیزی برای سایر هزینه‌های زندگی برایش باقی نمی‌ماند. یا در بهترین حالت تنها یک یا دوماه افزایش دستمزد خوشایند به‌نظر می‌رسد، سپس در یک تورم فزاینده این افزایش دستمزد چنان گم می‌شود که از تورم جا می‌ماند و جوابگوی حداقل نیازهای خانوار را نمی‌دهد.

    مبنای محاسبه دستمزد، شاخص قیمت مصرف‌کننده و نرخ تورم است اما این محاسبات تورم واقعی سبد مصرفی خانوار کارگری(که سهم بیشتری را به خوراک و مسکن اختصاص می‌دهد) منعکس نمی‌کند. معمولا با تاخیر و با نرخ‌های کمتر از تورم واقعی جامعه در نظر گرفته می‌شود و افزایش بهره‌وری و سهم کارگر از ارزش‌افزوده را نادیده می‌گیرد .نتیجه این موضوع به پدیده گسترش فقر شاغلان می‌انجامد که به‌وضوح در ایران قابل‌مشاهده است. این به‌معنای اشتغال کامل فرد ولی عدم توانایی در خروج خود و خانواده از دایره فقر است. این وضعیت نه‌تنها باعث استیصال مالی شده بلکه منجربه فرسودگی روانی، کاهش انگیزه کار و افزایش نارضایتی‌های اجتماعی می‌شود. همزمان با کاهش قدرت خرید، حمایت‌های اجتماعی و بیمه‌ای از کارگران نیز در بسیاری از واحدهای تولیدی و صنعتی تضعیف شده است. قراردادهای موقت، عدم پرداخت حق بیمه و بیکاری گسترده بر عمق بحران می‌افزاید.

    تحلیل ارتباط ۳‌گانه بحران

    سه محور خط فقر، یارانه و معیشت کارگری در یک چرخه معیوب باهم در ارتباط هستند. تعیین غیرواقعی خط فقر، رقم پایینی را برای حداقل دستمزد توجیه می‌کند. پرداخت حداقل دستمزد ناکافی، خانوارهای کارگری را به دریافت یارانه نقدی به‌عنوان مکمل درآمد وابسته می‌‌کند. حذف یارانه با معیارهای ناعادلانه، همان شبکه ایمن ناچیز را نیز از زیر پای این خانوارها می‌کشد و آنها را به‌طور کامل در دام فقر مطلق رها می‌کند.

    دولت به‌جای حل ریشه‌ای مشکل از طریق مهار تورم، ایجاد اشتغال پایدار و بازنگری در نظام پرداخت‌ها، با اقداماتی چون حذف یارانه، تنها به کاهش کسری بودجه خود در کوتاه‌مدت می‌اندیشد و بار فشار اقتصادی را به‌‌طور کامل به دوش اقشار کم‌درآمد و متوسط می‌اندازد. وضعیت کنونی حاکی از یک شکست سیستمی در مدیریت اقتصاد کلان و توزیع عادلانه ثروت است. برای فائق‌آمدن بر این بحران، انجام اصلاحات ساختاری اجتناب‌ناپذیر است که در این راستا باید به بازتعریف شفاف و علمی خط فقر پرداخت که ایجاد یک نهاد مستقل متشکل از اقتصاددانان، آمارگران و نمایندگان واقعی جامعه مدنی برای محاسبه و اعلام دوره‌ خط فقر براساس یک سبد معیشتی واقع‌بینانه و با در نظر گرفتن شأن انسانی ضروری است.

    دوم اینکه باید یک بازنگری اساسی در نظام هدفمندی یارانه‌ها انجام بگیرد. در این راستا حذف تدریجی یارانه نقدی و جایگزینی آن با «بسته‌های حمایتی غیرنقدی»(مانند بن‌خوراک، بن‌درمان و کمک به هزینه مسکن) برای دهک‌های پایین انجام و تخصیص منابع حاصل از هدفمندی به بخش‌های تولیدی، بهداشت و آموزش جزو برنامه‌های دولت قرار گیرد. در زمینه اصلاح قانون کار و نظام دستمزد نیز باید اقداماتی اصلاحی صورت گیرد و تعیین حداقل دستمزد بر مبنای خط فقر واقعی و با مشارکت واقعی نمایندگان کارگری انجام شود. مهار تورم نیز باید جزو برنامه‌های اصلی دولت به‌شمار رود که اجرای سیاست‌های انقباضی پولی و مالی، شفافیت درآمدهای ارزی و مبارزه با فساد اقتصادی که از ریشه‌های اصلی تورم ساختاری در ایران هستند، مورد بازنگری قرار گیرد. در نهایت بدون عزمی راسخ برای مقابله با ریشه‌های اقتصادی و سیاسی این بحران، هرگونه اقدام مقطعی تنها به‌عنوان مسکنی موقت عمل کرده و عمق بحران معیشتی در جامعه ایران را بیشتر خواهد کرد.

  • هفت خوان رستم در تعیین دستمزد ۱۴۰۵ / حاج‌اسماعیلی: خط فقر نسبی کشوری ۵۵ میلیون است/ امسال، سال سختی داریم

    هفت خوان رستم در تعیین دستمزد ۱۴۰۵ / حاج‌اسماعیلی: خط فقر نسبی کشوری ۵۵ میلیون است/ امسال، سال سختی داریم

    به گزارش اقتصادران، در حالی اقتصاد کشور به نهمین ماه سال ۱۴۰۴ نزدیک می‌شود که به اعتقاد کارشناسان و تحلیلگران بازار کار، با توجه به شرایط خاص اقتصادی و تورمی کشور، بررسی موضوع دستمزد سال آینده باید از حالا جدی شود؛ آن هم در شرایطی که آمارهای رسمی از تورم ۱۰۰ درصدی مواد خوراکی در طول یک سال گذشته حکایت دارد.

    براساس آنچه مرکز آمار ایران از شاخص‌های تورم مهرماه منتشر کرده، در یکسال منتهی به مهر امسال، نان و غلات و همچنین میوه‌ها و خشکبار ۱۰۰ درصد گران شده‌اند؛ تورم سبزیجات نیز بیش از ۷۷ درصد بوده است.

    همچنین در مهرماه، شاخص سالانه تورم به ۳۸.۹ درصد رسیده است. نرخ تورم نقطه به نقطه و ماهانه هم به ترتیب ۴۸.۶ درصد و پنج درصد اعلام شده است، اما در حالی که تورم ماهانه کلی ۵ درصد است، تورم خوراکی‌ها در یک ماه، ۶.۴ درصد اعلام شده است؛ تورم نقطه به نقطه کالاهای خوراکی نیز در مهرماه به ۶۴.۳ درصد رسیده است یعنی در مهرماه امسال به نسبت مهر سال قبل، خوراکی‌ها بیش از ۶۴ درصد گران شده‌اند.

    با توجه به این شرایط، کارشناسان و تحلیلگران بازار کار معتقدند که مسیر تعیین دستمزد ۱۴۰۵، سخت خواهد بود و بر همین اساس، از همین الان شورای عالی کار باید خیلی جدی‌تر و فعال‌تر و به صورت کارشناسی وارد مساله تعیین دستمزد شود.

    سال سختی در پیش داریم

    در همین خصوص حمید حاج‌اسماعیلی، یک کارشناس بازار کار  درباره تعیین دستمزد ۱۴۰۵ می‌گوید: متاسفانه هم وزارت کار و هم بخش‌های درگیر با تعیین حداقل دستمزد، هنوز هیچ آمادگی‌ای برای انجام جلسات و گفت‌وگوها را ندارند.

    وی می‌افزاید: من در روزهای گذشته وزارت کار بودم و با مسوولان وزارت کار صحبت می‌کردم. هنوز هیچ طرح و برنامه‌ای با توجه به شرایط خاص اقتصادی امسال برای دستمزد سال آینده ندارند. تاکید من این بود که دبیرخانه شورای عالی کار هر چه سریع‌تر فعال شود که نمایندگان کارگری، کارفرمایی و کارشناسان و نخبگان در خصوص تعیین دستمزد با یکدیگر گفت‌وگو کنند.

    این کارشناس بازار کار با بیان این‌که ما واقعا شرایط سختی را امسال برای تعیین دستمزد داریم، عنوان می‌کند: دولت هم حتما باید به دور از مسایل احساسی و بدون شرایط خاص دولت و مسایل مالی کشور، بتواند با گروه‌های کارگری و کارفرمایی در خصوص تعیین دستمزد سال آینده به یک تفاهم منطقی برسد.

    حاج‌اسماعیلی تصریح می‌کند: این در حالی است که هنوز هیچ اقدامی صورت نگرفته و فکر می‌کنم زمان دارد دیر می‌شود، چون امسال، سال سختی را داریم و تعیین دستمزد با توجه به شرایط خاص مردم و بحران اقتصادی کشور نسبت به سال‌های گذشته به مراتب سخت‌تر خواهد بود.

    وی تاکید می‌کند: بر همین اساس، امیدوارم شورای عالی کار در روزهای آینده بتواند خیلی جدی‌تر و فعال‌تر وارد این مساله شود و از همه مهم‌تر، دبیرخانه آن برای حضور گروه‌های مختلف کارشناسی و نمایندگان دولت و کارفرمایان آماده شود تا بتوانیم یک کار منطقی، کارشناسی و کاملا دوراندیشانه را که بتواند منافع ملی را تامین کند، برای تعیین دستمزد در نظر بگیریم.

    دستمزد را می‌توانیم متناسب با تورم بالا ببریم؟

    این کارشناس بازار کار در ادامه در پاسخ به این سوال که برخی پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است که احتمالا تورم از ۵۰ درصد عبور می‌کند. با این شرایط، دستمزد سال آینده باید چه رقمی باشد؟ می‌گوید: تورم که قطعا بالاتر خواهد رفت، چون پیش‌بینی‌ها در رابطه با شرایط سیاسی و اقتصادی با ابهامات جدی روبه‌رو است و هیچ اتفاق جدیدی رخ نداده است.

    حاج‌اسماعیلی می‌افزاید: ما هنوز همان فضای التهابی چند ماه گذشته را می‌بینیم، بنابراین روند تورم، افزایشی خواهد بود؛ هم به لحاظ شرایط گذشته که در اقتصاد کشور تجربه کردیم و هم به دلیل شرایط سیاسی و تحریم‌ها. به خصوص این‌که وقتی وارد ماه‌های پایانی سال می‌شویم، حتما این روند تصاعدی خواهد بود.

    وی تصریح می‌کند: واقعا یکی از مشکلات همین است که آیا ما می‌توانیم دستمزد را متناسب با نرخ تورم افزایش دهیم؟ این یک سول بسیار بزرگ و جدی است و من فکر نمی‌کنم ما برای سال آینده چنین توفیقی را داشته باشیم، چراکه شرایط و فضا کاملا نسبت به سال گذشته تغییر کرده و نمی‌شود واقعا چنین تصمیمی را از حالا متصور بود که با نرخ تورم، بشود دستمزدها را افزایش داد.

    این کارشناس بازار کار عنوان می‌کند: حتما باید راهکارهای جانبی دیگری را برای این کار پیش‌بینی کنیم و این نیازمند جلسات مقدماتی، بحث‌ها، گفت‌وگوها و تفاهمات خواهد بود تا بتوانیم راهکارهای جدید را پیدا کنیم.

    خط فقر نسبی بالای ۵۵ میلیون تومان است

    حاج‌اسماعیلی در پاسخ به این سوال که آیا می‌شود دستمزد ۱۴۰۵ را به نرخ فقر نزدیک کرد؟ می‌گوید: خط فقر الان بسیار بالاست. دولت در چند روز گذشته تلاش کرده خط فقر مطلق را تعریف کند و رقم‌هایی را هم بیان کرده که این اصلا به دستمزد ارتباطی ندارد.

    وی می‌افزاید: آنچه که در رابطه با دستمزد مطرح است، خط فقر نسبی است. خط فقر مطلق مربوط به رزق بقا می‌شود و قوت مردم است و حتما باید آن را در نظر بگیرند که مردم، سلامتی و حیات‌شان پابرجا بماند. بر همین اساس، به طور معمول کمیته امداد و بهزیستی درگیر این مساله هستند که به افرادی که درآمد ندارند، سرپرست هستند و ناتوان هستند، مبلغی را پرداخت کند که تامین‌کننده معیشت ضروری افراد باشد.

    این کارشناس بازار کار با بیان این‌که در رابطه با بحث دستمزد، شاخص، خط فقر نسبی است که متاسفانه هیچ‌گاه در کشور تعریف نشده است، تصریح می‌کند: با توجه به بررسی‌های میدانی و جمع‌بندی‌ها و محاسبات علمی و ریاضی که در خصوص قیمت کالاها و نرخ تورم وجود دارد، برآوردها این است که در کشور خط فقر نسبی بالای ۵۵ میلیون تومان است.

    حاج‌اسماعیلی عنوان می‌کند: ممکن است در روزهای منتهی به پایان سال، این رقم حتی افزایش پیدا کند، زیرا نرخ تورم به سرعت دارد افزایش پیدا می‌کند.

    وی با بیان این‌که آنچه که در رابطه با رقم دستمزد در ایران برای گروه‌های کارگری، کارمندان و بازنشستگان مطرح است، حقوق به طور متوسط ۱۷ میلیون تومان است، متذکر می‌شود: این رقم تا خط فقر نسبی ۵۵ میلیون تومان، آن هم با توجه به تورم نزدیک به ۵۰ درصد، یک شکاف بسیار بزرگی دارد و فکر می‌کنم باید در خصوص این موضوع تدبیر ویژه داشته باشد؛ چراکه تعریف خط فقر و تورم، مسوولیت آن با دولت است که هم جبران کند، هم حمایت کند و هم پاسخ‌گو باشد.

    این کارشناس بازار کار یادآور می‌شود: مطمئن هستم که اگر پنهان‌کاری در خصوص تعریف خط فقر و رقم آن همچنان ادامه پیدا کند، آسیب‌ها در کشور بیشتر خواهد شد و این به نفع منافع ملی نخواهد بود.

    کارفرمایان توان پرداخت دستمزد بالا را دارند؟

    حاج‌اسماعیلی همچنین در پاسخ به این سوال که در شرایط کنونی کارفرمایان توان پرداخت دستمزدهای بالا را دارند؟ می‌گوید: در رابطه با این‌که اگر دستمزد بالا تعیین شود، آیا کارفرمایان می‌توانند این رقم را پرداخت کنند، واقعا این نگرانی وجود دارد. چون همین الان هم با شرایط سختی که بر بازار کار مسلط شده، بازار کار رسمی کوچک و بازار دلالی، واسطه‌گری و بازار سیاه و اقتصاد غیررسمی بر بخش رسمی کشور فزونی پیدا کرده و شاید بیش از ۵۵ درصد کسب‌وکارها، غیررسمی شده‌اند.

    وی می‌افزاید: این کسب‌وکارها نظارت نمی‌شوند و این، هم آسیبی برای گروه‌های کارگری است و هم هزینه سرمایه‌ای برای کشور خواهد داشت. در عین حال، حقوق حاکمیتی را در خصوص بیمه و مالیات تحت‌الشعاع قرار داده و این واقعا یکی از مشکلاتی است که الان در بازار کار ایجاد شده و بازار کار را به یک بیماری مزمن مبتلا کرده است.

    این کارشناس بازار کار عنوان می‌کند: واقعا ما باید دستمزدی را تعیین کنیم که بخش خصوصی قادر به پرداخت آن باشد و بخش‌های عمومی مثل صندوق‌های بیمه‌ای به خصوص صندوق تامین‌اجتماعی توان پرداخت را داشته باشند.

    حاج‌اسماعیلی تصریح می‌کند: همین الان صندوق تامین‌اجتماعی در رابطه با پرداخت حقوق بازنشستگان و مستمری‌ها دچار مشکل است. الان کسری ماهانه بیش از ۳۵ همت دارد و اگر در سال آینده هم دستمزدها افزایش پیدا کند و تحولی هم به لحاظ مدیریت هزینه‌ها و هم درآمدها در صندوق‌های بیمه‌ای اتفاق نیفتد، می‌توانیم پیش‌بینی کنیم که این بحران گسترده‌تر می‌شود.

    وی یادآور می‌شود: بر این اساس، حتما مساله تعیین دستمزد برای سال آینده، یک موضوع بسیار مهم و حتی به نظر من استراتژیک است، زیرا جمعیت بزرگی از کشور تحت‌تاثیر تعیین دستمزد در کشور هستند؛ هم در بخش‌های کارگری و هم کارمندی و بازنشستگی.

    این کارشناس بازار کار خاطرنشان می‌کند: همین موضوع، ضرورت توجه دولت و استفاده از نظرات کارشناسان و نخبگان و در عین حال، اغنای گروه‌های کارگری، کارمندی و بازنشستگی رو می‌طلبد که دولت با آن‌ها گفت‌وگو کند و بتوانند مشکلات را حل و فصل کنند.

  • کارگران و حقوق‌بگیران مجبور به ارزان‌خوری شدند / توفیقی: با دروغ فردای بهتر، دستمزدها را سرکوب می‌کنند

    کارگران و حقوق‌بگیران مجبور به ارزان‌خوری شدند / توفیقی: با دروغ فردای بهتر، دستمزدها را سرکوب می‌کنند

    به گزارش اقتصادران، مهر ۱۴۰۴ با موجی سنگین از گرانی آغاز و به اتمام رسید. موجی که نه‌تنها شاخص‌های اقتصادی را به لرزه انداخت، بلکه سفره‌های مردم را نیز کوچک‌تر کرد. نرخ تورم نقطه‌ای با ثبت رقم ۴۸.۶ درصد، به بالاترین سطح خود در ۱۷ ماه گذشته رسید و زنگ خطر ورود به کانال ۵۰ درصدی را به صدا درآورد. همزمان، تورم ماهانه نیز با ثبت عدد ۵ درصد، رکوردی تازه در ۴۰ ماه اخیر برجای گذاشت.بررسی جزئیات این جهش تورمی نشان می‌دهد که بیشترین فشار بر گروه خوراکی‌ها وارد شده؛ گروهی که نقش اصلی را در سبد مصرفی خانوار‌های کم‌درآمد دارد. اقلامی مانند نان، گوشت، شیر، سبزیجات و حبوبات در مهرماه با رشد قیمتی چشمگیر مواجه شدند. تورم ماهانه نان و غلات به ۹۸ درصد، سبزیجات و حبوبات به ۷۷.۷ درصد و چای و قهوه به ۶۸ درصد رسید.

    در این میان، بازار گوشت قرمز نیز با عبور قیمت از مرز یک میلیون تومان برای هر کیلو، به یکی از نماد‌های بحران معیشتی تبدیل شده است. کاهش عرضه، افزایش هزینه نهاده‌های دامی، نوسانات ارزی و ضعف در نظام توزیع، از جمله عوامل ساختاری این التهاب هستند.

    کارشناسان معتقدند که بدون اصلاح سیاست‌های تأمین نهاده، افزایش ذخایر استراتژیک و مهار واسطه‌گری، نمی‌توان به ثبات بلندمدت در بازار گوشت امیدوار بود. واردات مقطعی نیز در غیاب هماهنگی میان سیاست ارزی و حمایت از تولید داخلی، تنها نقش مُسکن موقت را ایفا می‌کند.

    در چنین شرایطی، تورم بالا به بحرانی اجتماعی بدل شده که مستقیما بر کیفیت زندگی، سلامت عمومی و امنیت غذایی خانوار‌ها تأثیر می‌گذارد. با این حال، موضوع افزایش حقوق کارگران در میانه سال که هر ساله از سوی فعالان کارگری مطرح می‌شود، همچنان با مخالفت دولت‌ها مواجه است.

    کارزاری برای جبران عقب ماندگی حقوق از تورم

    اواخر مهر ماه امسال کارزاری از سوی کارمندان و کارگران، خطاب به رهبری و روسای قوا با عنوان «درخواست افزایش حقوق کارمندان و کارگران متناسب با تورم و جبران عقب‌ماندگی حقوق از تورم» ایجاد شد. در متن این کارزار آمده است: «ما کارمندان و کارگران نظام مقدس جمهوری اسلامی اعلام می‌داریم که زیر بار تورم لحظه‌ای له شده‌ایم. تورمی که به‌صورت لحظه‌ای اتفاق می‌افتد، اما افزایش حقوق ما هر سال یک‌بار و آن هم بسیار به دور از عدالت انجام می‌گردد.

    مخصوصاً در این ده سال اخیر، هیچ قشری در ایران عزیز به اندازه کارمند و کارگر آسیب ندیده است. دیگر توانی برای ما نمانده است. خرید آجیل، گوشت، لباس و حالا حتی حبوبات و نان شب برای ما آرزو شده است. چندین سال مسئولین شعار می‌دادند که افزایش حقوق کارمندان و کارگران باعث بروز تورم است، ولی در این مدت که در حق ما حقوق‌بگیران ظلم شد و حقوقمان متناسب با تورم افزایش پیدا نکرد، دیدیم که تورم افسارگسیخته شد و چیزی جلودارش نیست. ما از شما خواهشمندیم با افزایش دستمزد حقوق‌بگیران، عدالت را برقرار نمایید و جلوی انصراف از شغل کارمندان و کارگران، بی‌انگیزگی آنها و ایجاد فساد در ادارات به دلیل بدهکاری کارمندان را بگیرید و ما را از شرمندگی پیش خانواده‌های خود نجات دهید.»

    با دروغ فردای بهتر، دستمزدها را سرکوب می‌کنند

    فرامرز توفیقی، نماینده اسبق کارگران در شورای عالی کار، در پاسخ به اینکه به توجه به افزایش تورم نقطه‌ای، آیا بحث افزایش حقوق کارگران در میانه سال منطقی دارد یا خیر؟ به اقتصاد ۲۴ گفت: «متاسفانه برخی نماینده‌های کارگری و حتی برخی از نمایندگان مجلس در راستای حرکات عوام فریبانه و پوپولیستی خود این بحث را مطرح می‌کنند. در جامعه ما از رییس قوه مجریه تا قوه مقننه و قوه قضاییه همه از گرانی‌ها ناراضی هستند، اما گویا ما باید دست بجنبانیم و مشکل را حل کنیم. اگر برق و آب نیست، اگر گرانی، افزایش تورم و فقر به دلیل بی‌انضباطی‌های مکرر دولت‌ها و دو قوه دیگر وجود دارد، ما باید برویم و حل کنیم!»

    توفیقی ادامه داد: «با این تفاصیل ماده ۴۱ قانون کار بدین معنا نیست که من سالی یکبار بنشینم آن هم با داده‌های سال قبل و در شرایطی که برای سال جدید همیشه دروغ می‌بافیم، بر سر دستمزد مذاکره کنیم. ما همیشه برای سال‌های جدیدمان، بودجه، تفکرات و استراتژی‌هایمان همیشه دروغ می‌بافیم. مدام امید فردای بهتر را می‌دهیم، اما فردای افتضاح‌تر از قبل برایمان رقم می‌خورد. با این دروغ‌ها همیشه دستمزد را سرکوب کرده‌ایم.»

    وزارت کار جرأت اعلام خط فقر را ندارد

    نماینده اسبق کارگران در شورای عالی کار ضمن تاکید بر اینکه کارگر و بازنشسته با این حقوق نمی‌توانند زندگیشان را بچرخانند، گفت: «حتی اگر همین خط فقری که سخنگوی دولت اعلام کرده است را در نظر بگیریم، متوجه می‌شویم که با خانواده ۳/۳ نفری و با تورمی که آقای پزشکیان دارد رشدش می‌دهد و رکورد‌ها را جا به جا می‌کند، این خط فقر به ۴۷، ۴۸ میلیون در کشور می‌رسد، چراکه سخنگو خط فقر عمومی را اعلام کرده است نه تهران و کلان شهرها. از آن طرف یک کارگر حقوق بگیر با خانواده ۳/۳ نفری حداکثر ۱۵ میلیون حقوق می‌گیرد. از این رو حقوق کارگری حتی ۴۰ درصد خط فقر را هم پوشش نمی‌دهد؛ بنابراین نتیجه می‌گیریم که وضعیت کارگران وضعیت خوبی نیست.»

    توفیقی ضمن تاکید بر درنظر گرفتن شرایط کارفرمایان، عنوان کرد: «ما می‌گوییم سه ضلع کارگر، کارفرما و دولت هستیم، اما وقتی پای درد و دل کارفرما هم می‌نشینیم، متوجه می‌شویم که دولت‌ها در حکمرانی ضعف دارند، ناتوان هستند و حتی توان کنترل قیمت گوجه فرنگی را هم ندارند و هیچوقت نتوانسته‌اند درست فکر کنند. نتیجه‌اش هم می‌شود از بین رفتن معیشت و درنهایت گسست خانواده. همیشه به ما گفته‌اند که اساسی‌ترین رکن یک جامعه خانواده است. وقتی خانواده از هم بپاشد مشخص است چه بلایی بر سر جامعه می‌آید.»

    این فعال حوزه کارگری در پاسخ به اینکه آیا سخنگوی دولت تعمدا نرخ خط فقر سال گذشته را اعلام کرده تا مطالبه‌ای برای افزایش حقوق شکل نگیرد؟ گفت: «ایشان میزان سبد معیشت که دولت سال گذشته اعلام کرده بود را تقسیم بر ۳/۳ کردند و با هیجان گفتند خط فقر ۶ میلیون تومان است. اما در مملکت ما، چون قیمت مرغ هم به سیاست گره خورده، خط فقر هم ذیل همین مسائل قرار گرفته است. وزارت کار به هیچ عنوان جرأت اعلام خط فقر را ندارد. نیازی هم به اعلام رسمی نیست چراکه به سادگی قابل محاسبه است. نرخ تورم نقطه به نقطه را در عددی که سخنگو اعلام کرده ضرب کنید، به دست می‌آید. به فرض اگر خط فقر برای هر نفر ۱۰ میلیون تومان و تورم ۵۰ درصد است، خط فقر برای هر نفر ۱۵ میلیون تومان می‌شود. اگر ۳ را ضرب در ۳/۳ نفر کنید، خط فقر یک خانواده به دست می‌آید. دولت هم می‌داند اوضاع از چه قرار است، اما اینکه چه باید بکند و چه راهی باید برود نیز به ضعف حکمرانی ختم می‌شود. متاسفانه هیجان سالاری و شعارسالاری از سال ۵۷ سرلوحه کشورداری شده است.»

    تا زمانی‌که هیولای نقدینگی مهار نشود، هیچ افزایش حقوقی معنا ندارد

    توفیقی در پاسخ به پرسشی مبنی براینکه رکوردشکنی‌های نرخ تورم می‌تواند پتانسیلی برای افزایش قابل توجه حقوق کارگران در سال آینده باشد؟ گفت: «امسال آقای میدری گفتند که یک رقم خوب به حقوق کارگر اضافه کرده‌ام، اما آیا توانستند هزینه‌ها را مدیریت کنند؟ قطعا خیر. وقتی هیولای نقدینگی آزاد است و وقتی قدرت تصمیم‌گیری ندارید که افزایش قیمت لبنیات، پروتئین و مولفه‌های تاثیرگذار در سبد معیشت را متوقف کنید، نتیجه اش همین می‌شود که هزار تومان به حقوق کارگر اضافه می‌کنید ولی به کارفرما اجازه می‌دهید به دلیل افزایش هزینه‌ها، قیمت کالا یا خدمات را بالا ببرد.»

    این فعال حوزه کارگری ادامه داد: «چرا حقوق کارگر سالی یکبار افزایش پیدا می‌کند، اما قیمت مرغ، لبنیات و برنج سالی ده بار افزایش دارد؟ خوردن برنج ایرانی برای کارگر و بازنشسته آرزو شده است. چه کسی می‌تواند برنج کیلویی ۳۸۰ تا ۵۳۰ هزار تومانی را بخورد؟ چرا سرطان و بیماری در کشور ما افزایش پیدا کرده است؟ قیمت تناژ بهترین برنج پاکستانی در سایت علی بابای جهانی مشخص است، اما چرا به کشور ما که می‌رسد، کیلویی ۲۸۰ تا ۳۰۰ هزار تومان می‌شود؟»

    کارگران و حقوق‌بگیران به ارزان‌خوری روی آورده‌اند

    نماینده اسبق کارگران در شورای عالی کار درباره تبعات مصرف اقلام موادغذایی ارزان و بدون کیفیت، بیان کرد: «من سال ۱۳۸۴ در موسسه IGI برنج هندی و پاکستانی را تست کردم و به طرز مرگ‌آوری آرسنیک و فلزات سرطان‌زا در این برنج‌ها موجود است؛ یعنی خوردنش برای مردم سم است، اما به راحتی آن را می‌فروشند. کارگران و حتی حقوق‌بگیران به ارزان‌خوری روی آورده‌اند. ارزان‌خوری به معنای معامله با زندگی برای زنده ماندن است. بوعلی سینا قرن‌ها قبل گفته بود که‌ام الامراض استرس است. این استرس در زندگی همه ما جریان دارد، اما کسی به فکرش نیست. نتیجه آن می‌شود یک خانواده از هم پاشیده، بیمار و با مشکلات روحی روانی. حال اینکه زمینه‌سازی کنیم برای افزایش حقوق سال آینده فایده‌ای ندارد چراکه از آن طرف هیولایی وجود دارد که هرچه قدر دلش بخواهد قیمت را بالا می‌برد و نمی‌توانند جلویش را بگیرند.»

    توفیقی ادامه داد: «دولت‌هایی که سرکار آمدند یکی خواست مشکل صندوق قوامین را حل کند، آن یکی ثامن‌الحجج و دیگری بانک آینده. همیشه آمدند، پولپاشی کردند، تورم را به شدت بالا بردند و تاوان آن را مردم دادند و می‌دهند. در علم اقتصاد تورم مالیات پنهانی است که مردم می‌پردازند. دولت از ما دارد پول این مالیات را می‌گیرد و برای ما هم خرج نمی‌کند. الان در آستانه فصل بودجه هستیم؛ مگر آقای پزشکیان نمی‌گوید که نهاد‌هایی بودجه می‌گیرند که ضرورتی ندارد؟ ایشان اگر شجاعتش را دارد، به این نهاد‌ها بودجه ندهد و آن را خرج عملیات عمرانی کشور کند. مافیا و فساد در کشور ما سیستماتیک شده است. در فساد سیستماتیک مردم چرخ‌دنده‌های آن هستند؛ یا باید یک جایی قفل کنند تا این فساد منهدم شود یا باید به رذالت و چرخیدن این فساد سیستماتیک تن دهند و دم برنیاورند.»

  • معیشت کارگران قربانی اقتصاد غیرشفاف و رانتی / صادقی: حقوق کارگران کفاف یک ماه زندگی خانواده کارگری را هم نمی‌دهد

    معیشت کارگران قربانی اقتصاد غیرشفاف و رانتی / صادقی: حقوق کارگران کفاف یک ماه زندگی خانواده کارگری را هم نمی‌دهد

    به گزارش اقتصادران،  این روزها کارگران در شرایط دشواری به سر می‌برند؛ تورم مزمن و افزایش بی‌وقفه هزینه‌های زندگی، قدرت خرید خانواده کارگری را به شدت کاهش داده است. دستمزدهای فعلی، حتی در بالاترین سطوح، کفاف زندگی روزمره یک خانواده را نمی‌دهد و بسیاری از این قشر زحمت کش تنها بخشی از ماه را می‌توانند با حقوق خود دوام بیاورند. کمبود نیروی کار نیز فشار مضاعفی بر پروژه‌های ساختمانی و کارفرمایان وارد کرده است، در حالی که مشاغل خدماتی و غیرمولد با درآمد بالاتر، بسیاری از کارگران را به سمت خود جذب کرده‌اند و این روند بر وضعیت صنعت و رفاه نیروی کار تأثیر منفی گذاشته است.

    حسن صادقی: دستمزدها کفاف یک ماه زندگی خانواده کارگری را نمی‌دهد

    حسن صادقی، رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری با اشاره به وضعیت فعلی دستمزد کارگران اظهار کرد: در حال حاضر دستمزد کارگران ساختمانی در تهران بین یک تا یک‌ونیم میلیون تومان در نوسان است و برخلاف برخی ادعاها، رقم روزانه دو و نیم میلیون تومان تنها در مقاطعی خاص و کوتاه‌مدت مشاهده شده است.

    وی افزود: به دنبال کاهش تقاضا و رکود حاکم بر صنعت ساختمان، افزایش موقتی دستمزدها فروکش کرده و در حال حاضر کارگران ساده با همین سطح حقوق مشغول به کارند.

    وی ضمن اشاره به خروج گسترده کارگران اتباع از کشور خاطرنشان کرد: این مسأله باعث شده که کمبود نیروی کار در بخش‌های مختلف به ویژه در صنعت ساختمان محسوس‌تر شود.

    صادقی افزود: خروج کارگران خارجی، همزمان با افزایش تقاضا در برخی پروژه‌ها، موجب شد تا کارفرمایان با کمبود نیروی کار مواجه شوند و دستمزدها به‌طور مقطعی افزایش یابد، اما این شرایط پایدار نبوده و اکنون باز هم سطح دستمزد واقعی کارگران ساده محدود مانده است.

    صادقی با بیان اینکه سطح فعلی دستمزدها پاسخگوی هزینه‌های زندگی نیست، خاطرنشان کرد: بر اساس محاسبات ما، یک کارگر با دریافتی ۱۳ تا ۱۵ میلیون تومانی تنها می‌تواند حدود ۱۰ تا ۱۲ روز هزینه‌های معیشت خانوار را تأمین کند و مابقی ماه را ناگزیر از حذف برخی اقلام ضروری یا کاهش سطح مصرف است.

    وی افزود: تورم مزمن و دورقمی که سال‌هاست بر اقتصاد ایران سایه انداخته، موجب شده رشد حقوق و دستمزد همواره از نرخ تورم عقب‌تر باشد و همین امر باعث کوچک‌شدن طبقه متوسط و افزایش دهک فقیر جامعه شده است.

    خط‌فقر بیشتر می‌شود

    وی ادامه داد: در حال حاضر دهک میانی جامعه که پیش‌تر حدود ۴۰ تا ۶۰ درصد از جمعیت کشور را تشکیل می‌داد، به کمتر از ۳۰ درصد رسیده و دهک فقیر جامعه از ۳۰ درصد به حدود ۴۵ درصد افزایش یافته است. صادقی تاکید کرد: اگر این روند ادامه یابد، تا پایان سال جاری بخش بیشتری از طبقه متوسط به زیر خط فقر سقوط خواهد کرد.

    با حقوق ۲۰ میلیون تومانی کسی تمایلی به کار ساختمانی ندارد

    رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری ضمن اشاره به کمبود نیروی کار در برخی حوزه‌ها گفت: در حال حاضر بسیاری از کارگران ترجیح می‌دهند به مشاغل خدماتی و غیرمولد روی آورند، چرا که درآمد آن‌ها در مشاغلی نظیر موتورسواری و فعالیت در پلتفرم‌های حمل‌ونقل به مراتب بیشتر از کار در بخش تولید یا ساختمان است. وی در ادامه تاکید کرد: کارگری که با موتور خود ماهانه ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان درآمد دارد، طبیعی است که تمایلی به کار ساختمانی با حقوق ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومانی نداشته باشد.

    وی با تاکید بر اینکه بخش خدمات غیرمولد رشد غیرطبیعی یافته است، اظهار کرد: امروز به جای توسعه کارخانه‌ها، شاهد گسترش رستوران‌ها، تالارها و مراکز خدماتی هستیم که نه تنها ارزش افزوده واقعی ایجاد نمی‌کنند، بلکه نیروی کار را از بخش مولد دور می‌سازند.

    صادقی در بخش دیگری از سخنان خود درباره وضعیت حمایت‌های بیمه‌ای و رفاهی کارگران بیان کرد: متأسفانه طی دهه‌های گذشته شاهد تضعیف نظام حمایتی کشور بوده‌ایم و سازمان تأمین اجتماعی نیز به دلیل تحمیل وظایف غیرمرتبط از سوی دولت‌ها و مجلس، با کسری منابع مواجه است. وی افزود: نسبت پشتیبانی تأمین اجتماعی که در دهه ۸۰ حدود ۷.۲ بوده، اکنون در برخی استان‌ها به زیر سه نفر رسیده و این زنگ خطری برای پایداری صندوق محسوب می‌شود.

    وی تصریح کرد: در حالی که دولت هنوز تفاوت افزایش حقوق فروردین را به کارگران و بازنشستگان پرداخت نکرده، نشانه‌های آشکاری از ناتوانی مالی صندوق‌های بیمه‌ای دیده می‌شود. به گفته صادقی، اگر این روند ادامه یابد، حتی احتمال تأخیر در پرداخت حقوق بازنشستگان در ماه‌های آینده نیز وجود دارد.

    این فعال کارگری ضمن انتقاد از ساختار اقتصادی کشور خاطرنشان کرد: تا زمانی که اقتصاد ایران از سرچشمه اصلاح نشود و مسیر توسعه متوازن، تولیدمحور و صنعتی را در پیش نگیرد، فقر و رکود توأمان ادامه خواهد یافت. وی تاکید کرد: باید جریان اقتصادی کشور سالم شود و از اقتصاد رانتی و دلال‌محور فاصله بگیرد تا کارگر بتواند به جایگاه واقعی خود بازگردد.

    صادقی با یادآوری تجربه دهه ۷۰ افزود: در دوران سازندگی، با وجود تورم بالا، کشور در مسیر توسعه قرار داشت و همین امر موجب افزایش رفاه نسبی کارگران می‌شد، زیرا فرصت‌های تولید و اشتغال گسترده‌تر بود. وی تصریح کرد: در دوره‌های بعدی، به‌ویژه با گسترش تحریم‌ها، رکود تورمی جای توسعه را گرفت و در نتیجه کارگران و بازنشستگان فقیرتر شدند.

    اثر تحریم ها و یارانه ها بر معیشت کارگران

    وی ضمن اشاره به سیاست‌های دولت‌های مختلف خاطرنشان کرد: نباید فقیرتر شدن کارگران را صرفا به یک دولت خاص نسبت داد؛ بلکه مجموعه سیاست‌های کلان اقتصادی و بین‌المللی کشور در ایجاد این وضعیت نقش داشته است. با این حال، به گفته او، سیاست‌های نادرست دولت احمدی‌نژاد در اجرای یارانه‌های نقدی و نحوه مواجهه با تحریم‌ها تأثیر منفی چشمگیری بر وضعیت معیشت کارگران گذاشت.

    صادقی افزود: در حالی که در سال‌های ابتدایی پرداخت یارانه‌ها نرخ فقر برای مدتی کاهش یافت، با تشدید تحریم‌ها از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۲، نرخ فقر مجددا افزایش یافت و طبقه متوسط سقوط کرد. وی با بیان اینکه سیاست‌های نقدی‌سازی یارانه‌ها اشتباه بود، گفت: اگر یارانه‌ها به صورت کالایی و در قالب سبد معیشت و بن کارگری پرداخت می‌شد، آثار تورمی آن بسیار کمتر بود.

    وی خاطرنشان کرد: در دهه ۷۰ و ۸۰ کارگران به‌واسطه دریافت کالا و خدمات اساسی، از سطح رفاه نسبی برخوردار بودند و نیازی به افزایش مداوم حقوق نداشتند، اما از زمان اجرای یارانه‌های نقدی، هم تورم تشدید شد و هم قدرت خرید مردم کاهش یافت.

    صادقی با انتقاد از تداوم سیاست‌های نادرست در دولت‌های بعدی تصریح کرد: افزایش مبلغ یارانه‌ها در دولت فعلی نیز نه‌تنها گرهی از زندگی مردم باز نکرده بلکه نرخ فقر را از ۳۰ درصد به حدود ۳۷ درصد رسانده است.

    وی افزود: راه نجات اقتصاد کشور، بازگشت به مسیر تولید، پیوستن به اقتصاد جهانی و ایجاد نظام اقتصادی شفاف و غیررانتی است؛ نظامی که در آن کارگر شأن و منزلت واقعی خود را بازیابد.

    این فعال کارگری در پایان با ابراز نگرانی از آینده سازمان تأمین اجتماعی گفت: بدهی دولت به این سازمان از مرز ۱۳۷۰ هزار میلیارد تومان گذشته و در صورت ادامه این روند، پایداری صندوق با خطر جدی مواجه خواهد شد. وی تأکید کرد: تأمین اجتماعی پاشنه آشیل نظام است و اگر این نهاد دچار بحران شود، تبعات اجتماعی آن بسیار سنگین خواهد بود.

  • “جیب خالی” عادت اجباری زندگی کارگران / حقوق کارگران به هفته دوم نرسیده تمام می شود!

    “جیب خالی” عادت اجباری زندگی کارگران / حقوق کارگران به هفته دوم نرسیده تمام می شود!

    به گزارش اقتصادران، کاهش مستمر قدرت خرید کارگران در سال‌های اخیر، معیشت میلیون‌ها خانوار را با بحران جدی مواجه کرده است. در حالی که قیمت کالاهای اساسی، اجاره مسکن، هزینه آموزش و درمان با سرعتی سرسام‌آور در حال افزایش است، دستمزد ماهانه کارگران در بسیاری از موارد حتی تا نیمه ماه هم دوام نمی‌آورد.

    یکی از کارگران خدمات شهری در تهران می‌گوید:هنوز هفته دوم ماه نرسیده، دستمزد تمام می‌شود. باید برای خوراک، پوشاک بچه، اجاره، دارو و حتی حمل‌ونقل از کسی قرض بگیرم یا از وام‌های جدید استفاده کنم.

    طبق آخرین برآوردهای کارشناسان، هزینه یک زندگی حداقلی برای یک خانوار چهار نفره بیش از ۳۰میلیون تومان در ماه تخمین زده شده، در حالی که حداقل دستمزد کارگران در سال جاری حدود ۱۰تا ۱۲میلیون تومان است؛ یعنی چیزی نزدیک به یک‌سوم هزینه‌های واقعی زندگی.

    کارگر دیگری در حوزه تولید با تأکید بر نبود امنیت شغلی می‌گوید:ما نه پس‌انداز داریم، نه بیمه درست‌وحسابی، نه اطمینان از اینکه ماه آینده هم سر کار هستیم یا نه. فقط و فقط برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازها، از آینده حقوق‌مان وام می‌گیریم.

    به گفته او، بسیاری از همکارانش وام‌های خرد با سود بالا می‌گیرند تا بتوانند شهریه مدرسه، کرایه خانه یا هزینه درمان را تأمین کنند. اما پرداخت اقساط همین وام‌ها، خود به بدهی جدیدی منجر می‌شود.

    بررسی میدانی در مناطق کارگری نشان می‌دهد که اقلامی مانند گوشت، لبنیات، میوه، شیر خشک و حتی تخم‌مرغ از سبد مصرفی بسیاری از خانوارهای کارگری حذف شده یا به‌شدت محدود شده‌اند.

    یکی از فروشندگان لبنیات در منطقه‌ای جنوب تهران می‌گوید:مردم دیگر پنیر هم کیلویی نمی‌خرند، گرمی می‌خرند یا اصلاً نمی‌خرند. بعضی وقت‌ها از ترحم مغازه‌دار خرید می‌کنند و قول می‌دهند آخر ماه حساب کنند.

    بنابراین گزارش, وام گرفتن در فرهنگ اقتصادی خانواده‌های کارگری دیگر نه یک انتخاب، بلکه یک اجبار است. برخلاف تصور سنتی که وام را ابزاری برای خرید خانه، راه‌اندازی کسب‌وکار یا تحصیل می‌دانستند، حالا این پول‌های مقطعی تنها برای تأمین هزینه نان، اجاره یا دارو استفاده می‌شود.

    چند شیفت کار برای گذران زندگی، نه رفاه

    با افزایش هزینه‌ها و ثابت ماندن دستمزد، بسیاری از کارگران ناچارند پس از پایان شیفت اول، در مشاغل دیگر یا به‌صورت پاره‌وقت کار کنند. با این حال باز هم دخل و خرج با هم جور نمی‌شود.

    یکی از رانندگان اسنپ که در یک کارخانه تولیدی نیز مشغول به‌کار است، می‌گوید؛از ۷صبح تا ۴بعدازظهر در کارخانه‌ام، بعد از آن تا ۱۰شب اسنپ کار می‌کنم. آخر ماه که حساب می‌کنم، باز هم بدهکارم. فقط زنده‌ایم، زندگی نمی‌کنیم.

  • زندگی کارگران ایرانی در چنگ گرانی ها / شرایط کارگران زن دشوارتر از کارگران مرد

    زندگی کارگران ایرانی در چنگ گرانی ها / شرایط کارگران زن دشوارتر از کارگران مرد

    به گزارش اقتصادران، در ایران امروز، کارگران با فشار تورم دو رقمی، هزینه‌های سرسام‌آور مسکن و کاهش قدرت خرید مواجه‌اند. بسیاری از آنها ناچارند برای تامین زندگی به مشاغل دوم یا غیررسمی روی بیاورند و زنان کارگر، به ویژه در دهک‌های پایین درآمدی، بیشترین آسیب را متحمل می‌شوند. گزارشی از روزنامه شرق، تصویری واقعی از شرایط زندگی کارگران ارائه کرده که نشان می‌دهد اقتصاد کشور در بخش نیروی کار با بحران جدی روبه‌رو است.

    زندگی کارگران در ایران، با وجود تلاش‌ها و سخت‌کوشی‌های بی‌وقفه، همچنان زیر فشار سنگین تورم و گرانی‌های روزافزون است. چیزی حدود ۱۴ میلیون کارگر در کشور فعالیت می‌کنند؛ جمعیتی که بیش از نیمی از شاغلان بازار کار ایران را تشکیل می‌دهد. بخش بزرگی از این افراد، حداقل‌بگیر و چندشغله‌اند و به همین دلیل، مجبورند برای تامین معیشت خود و خانواده به مشاغل دوم روی بیاورند. وضعیت به گونه‌ای است که برخی از این کارگران، برای پوشش دادن کسری درآمد، در تاکسی‌های آنلاین فعالیت می‌کنند. نکته جالب این است که تعداد رانندگان تاکسی‌های اینترنتی در ایران بیش از ۱۵ میلیون نفر است، رقمی که بیش از دو برابر تعداد رانندگان اوبر در سراسر جهان است. این وضعیت نشان می‌دهد که فشار اقتصادی نه تنها بر زندگی کارگران تأثیر گذاشته، بلکه بازار کار غیررسمی نیز به شدت گسترش یافته است.

    شرایط کارگران زن به مراتب دشوارتر است. بسیاری از زنان کارگر در دهک‌های پایین درآمدی زندگی می‌کنند و فاقد بیمه، مستمری یا امنیت شغلی هستند. برخی از این زنان مجبورند تا سنین کهنسالی کار کنند تا بتوانند امرار معاش کنند. با مکانیزه شدن مشاغل و کاهش فرصت‌های سنتی، سهم زنان در مشاغل سابق کاهش یافته و فشار اقتصادی بر آنان دوچندان شده است. علاوه بر این، زنان تحصیل‌کرده در مشاغل مدرن و خدماتی فعالیت می‌کنند، اما همچنان در معرض تهدیداتی مانند تعدیل نیرو و رکود بازار هستند، چرا که بسیاری از بنگاه‌ها و کسب‌وکار‌ها به دلیل بحران اقتصادی تعطیل شده‌اند.

    بازار مسکن به یک چالش جدی برای کارگران تبدیل شده است. هزینه‌های مسکن، سهم بزرگی از درآمد کارگران را می‌بلعد و بسیاری از آنها بیش از ۷۰ درصد درآمد خود را صرف اجاره یا اقساط خانه می‌کنند. این فشار اقتصادی در کنار تورم دو رقمی، گرانی خوراک، هزینه‌های تحصیل فرزندان و سایر نیاز‌های ضروری زندگی، باعث شده که زندگی کارگران به مرز بحران برسد. در واقع، فشار‌های اقتصادی کارگران ایرانی نه تنها کیفیت زندگی آنها را کاهش داده، بلکه بسیاری را وادار کرده است که برای بقا به مشاغل غیررسمی و چندشغله روی بیاورند.

    با توجه به این وضعیت، روشن است که سیاست‌های فعلی اقتصادی و رفاهی پاسخگوی نیاز‌های کارگران نیست. کاهش قدرت خرید، افزایش سن ازدواج و فاصله طولانی میان ازدواج و فرزندآوری، اثرات مستقیمی بر زندگی کارگران و خانواده‌های آنان داشته است. افزون بر این، عدم دسترسی کامل کارگران به خدمات بیمه‌ای و حمایتی، به ویژه برای زنان و دهک‌های پایین درآمدی، مشکلات را تشدید کرده است.

    اقتصاددانان و پژوهشگران توسعه معتقدند که برای جلوگیری از بحران‌های اجتماعی و اقتصادی، باید سیاست‌های حمایتی و رفاهی کارگران بازنگری شود و دستمزد‌ها و مزایا با نرخ واقعی تورم و هزینه‌های زندگی هماهنگ گردد. تنها در این صورت است که کارگران می‌توانند از حداقل‌های زندگی انسانی برخوردار شوند و فشار بر زنان و خانواده‌ها کاهش یابد.

    گزارش شرق نشان می‌دهد که وضعیت کارگران ایرانی نیازمند اصلاحات جدی و فوری است؛ از سیاست‌های مسکن و بیمه گرفته تا حمایت‌های معیشتی و افزایش درآمد واقعی کارگران. اگر این اقدامات انجام نشود، فشار اقتصادی بر کارگران و خانواده‌های آنان همچنان ادامه خواهد داشت و شکاف‌های اجتماعی و اقتصادی بیشتر خواهد شد.

    زندگی کارگران ایران در شرایط تورم بالا، گرانی مسکن و هزینه‌های سرسام‌آور، به یک بحران واقعی تبدیل شده است. زنان کارگر و دهک‌های پایین درآمدی بیشترین آسیب را متحمل می‌شوند و بسیاری برای گذران زندگی به مشاغل غیررسمی و چندشغله روی آورده‌اند. گزارش شرق نشان می‌دهد که بدون اصلاح سیاست‌های اقتصادی و رفاهی، وضعیت زندگی کارگران روزبه‌روز دشوارتر خواهد شد و شکاف‌های اجتماعی و اقتصادی گسترش می‌یابد.

  • کارگران در محاق تورم / وقتی معیشت کارگران قربانی «توان پرداخت کارفرما» و «ملاحظات تورمی دولت» می شود

    کارگران در محاق تورم / وقتی معیشت کارگران قربانی «توان پرداخت کارفرما» و «ملاحظات تورمی دولت» می شود

    به گزارش اقتصادران، در اقتصاد ایران دو خط سیر موازی اما ناهمگون در جریان است؛ یکی خط صعودی و سرکش تورم که همچون موجی خروشان و به صورت مداوم سبد معیشت خانوارها را نشانه گرفته است و دیگری، خط کم‌شیب افزایش دستمزدها که با افزایش سالانه ناچیز، قادر به تعقیب این موج همیشگی نیست.

    هرچند در نشست شورای‌عالی کار در روزهای پایانی سال شاهد افزایش ۴۵‌درصدی دستمزدها بودیم اما دستمزدی که سال‌ها از تورم جا مانده بود، با این افزایش قابل‌توجه نیز پرشدنی نبود، حال باید این موضوع را نیز در نظر گرفت که از ابتدای سال تورم به چه میزان رشد کرده است و آیا این میزان از دستمزد، کفاف زندگی حقوق‌بگیرها را دارد؟ سطح دستمزدی که برای کارگران به سطح «بقا» تقلیل یافته است. در چنین شرایطی آیا امکان افزایش دستمزدها برای نیمه دوم سال وجود ندارد؟

    مشکلات ساختاری افزایش دستمزدها

    مشکل شکاف دستمزد با تورم، چندین سال است که محل مناقشه شده. دستمزد از چند مشکل ساختاری در رنج است؛ تعیین دستمزدها تنها در پایان سال از سوی شورای‌عالی کار با حضور سه‌جانبه نمایندگان دولت، کارگران و کارفرمایان انجام می‌گیرد. منتقدان استدلال می‌کنند که این شورا در عمل به نهادی برای «تصویب دستمزدهای دولتی» تبدیل شده است، جایی‌که نمایندگان واقعی و مستقل کارگری اغلب به حاشیه رانده می‌شوند و ملاک اصلی، نه تامین معیشت کارگر که «توان پرداخت کارفرما» و «ملاحظات تورمی دولت» است.

    مشکل ساختاری دیگر نیز مربوط‌به سیاست‌زده شدن اقتصاد در ایران است که تصمیم‌گیری برای تعیین دستمزد اغلب تحت‌تاثیر فضای سیاسی و امنیتی کشور قرار می‌گیرد. دولت‌ها نگرانند که افزایش واقعی دستمزدها، به افزایش هزینه‌های تولید و درنتیجه تشدید تورم دامن بزند و این امر را به زیان ثبات کلان اقتصادی می‌دانند. در این معادله، «قدرت خرید کارگر» قربانی می‌شود.

    البته لازم به یادآوری است که بخش تولیدی ایران خود درگیر رکود، مشکلات نقدینگی، تحریم‌ها و نبود سرمایه‌گذاری است. در چنین فضایی کارفرمایان نیز اغلب توانایی افزایش متناسب دستمزدها را ندارند و این به بن‌بستی برای هر دو طرف(کارگر و کارفرما) تبدیل شده است.

    دولت زیر بار افزایش دستمزد برای نیمه دوم سال نمی‌رود

    در زمینه افزایش فاصله دستمزد با تورم، حمید حاج‌اسماعیلی، کارشناس بازار کار در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» عنوان کرد: افزایش دستمزد برای نیمه دوم سال‌جاری از سوی دولت وجود ندارد و دولت زیر بار افزایش دستمزد برای نیمه دوم سال نخواهد رفت. تجربه سال‌های گذشته نیز ثابت می‌کند که چنین اقدامی را انجام نخواهد داد بنابراین اصرار به این موضوع و افزایش دستمزد تا پایان سال با برگزاری جلسه‌هایی از سوی شورای‌عالی کار منتفی است.

    وی در ادامه با تاکید بر این موضوع که دولت و کارفرمایان با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو هستند، عنوان کرد: البته این حق کارگران است که افزایش حقوق داشته باشند چراکه افزایش دستمزدی که ابتدای سال روی داد تا دوماه ابتدای سال جوابگو بود اما به‌دلیل افزایش قیمت‌ها و تورم افسارگسیخته این افزایش دستمزدها خنثی شد.

    وی در ادامه خاطرنشان کرد: طی دو دهه اخیر شرایط حقوق‌بگیرها در حال بدتر شدن است. برآوردهایی که نهادهای پژوهشی ارائه می‌دهند، گویای این مطلب است که خط فقر در حال توسعه است و جمعیت بالایی از کشور به زیر خط فقر سوق داده شده‌اند. آخرین برآوردها که اجماع نسبی درباره آن وجود دارد، این است که از هر دو نفر ایرانی، یک‌نفر حتی برای تامین حداقل معیشتی خود مستحق حمایت است، این موضوع نشان می‌دهد که آن جامعه متوسطی که در بخش کارمندی در کشور بود از بین رفته و اکثریت جامعه کشور هم‌اکنون مشکلات عدیده اقتصادی دارند و بسیاری از آنها برای رفع حداقلی معیشت خود با مشکل مواجه هستند.

    این کارشناس بازار کار ادامه داد: تحولاتی که طی ماه‌های اخیر اتفاق افتاده است و نگرانی‌های پس از جنگ و تهدیدهایی که همچنان برای جنگ وجود دارد، به این مساله دامن زده است. موضوع «مکانیسم‌ماشه» و بازگشت تحریم‌های سازمان ملل این مشکلات را مضاعف کرده است و بسیاری از کشورها به‌دلیل شرایط بین‌المللی مراودات خود را با ما به حداقل خواهند رساند و این نشان می‌دهد که چشم‌انداز ماه‌های آینده، چندان خوب نیست و همراه با افزایش قیمت‌ها و رشد تورم خواهد بود. آمارهای رسمی که مرکز آمار و بانک مرکزی منتشر می‌کنند، موید همین مساله است و از نشانه‌های بارز این مساله، افزایش قیمت ارز و طلا در روزهای اخیر بوده که روی سایر قیمت کالاها نیز اثرگذار خواهد بود.

    حاج‌اسماعیلی در ادامه با اشاره به راهکاری که دولت در این راستا در پیش‌رو خواهد گرفت گفت: اصلی‌ترین راهکاری که دولت برای گروه‌های حقوق‌بگیر انجام داده شامل هفت‌دهک می‌شود، همان ارائه کالابرگی است که طی چند نوبت در سال‌جاری به‌صورت غیرمنظم به مردم داده شد. دولت برای تامین همین کالابرگ‌ها با مشکلات بسیاری مواجه بود. بنابراین در چنین شرایطی به‌نظر می‌رسد تنها راهکاری که دولت می‌تواند انجام بدهد، توزیع کالابرگ است و بعید می‌دانم که بتواند اقدام دیگری انجام دهد. در کنار

    این مسائل دولت باید تلاش کند که روند دیپلماسی را از طریق مذاکره با کشورهای اروپای غربی و حتی سازمان‌های بین‌المللی فعال نگه دارد تا این التهاب‌ها را کاهش دهد. این امر می‌تواند در رشد تورم تاثیرگذار باشد. غیر از این دولت کار دیگری نمی‌تواند انجام بدهد.

    حقوق‌ها براساس نرخ دلار تعیین شود

    او افزود: با توجه به اینکه فاصله غیرقابل انکار دستمزد و تورم به عمیق‌تر شدن فاصله طبقاتی در جامعه منجر شده است و عمیق‌تر شدن این فاصله می‌تواند نتایج ویرانگری به همراه داشته باشد، از دولت انتظار می‌رود ضمن بازنگری دستمزد کارگران در نیمه دوم سال، فاصله دستمزد و تورم را ترمیم کند.

    به گفته کاشفی، دستمزدی که در ابتدای سال توسط شورای‌عالی کار تعیین شد، با توجه به افزایش بی‌سابقه قیمت کالاهای اساسی، اجاره مسکن، خدمات درمانی و حمل‌ونقل، عملا کارایی خود را از دست داده و قدرت خرید کارگران به‌شدت کاهش یافته است. او تاکید کرد: ادامه این روند چیزی جز کلاه گذاشتن سر کارگر نیست.

    وی افزود: ما معتقدیم که دستمزد کارگران باید براساس شاخص‌های واقعی اقتصادی از جمله نرخ ارزهای معتبر بین‌المللی مانند یورو یا دلار تعیین شود. این ارزها نمایانگر ارزش واقعی پول و قدرت خرید در بازار هستند و اتصال دستمزد به نرخ ارز، موجب شفافیت، عدالت و حفظ کرامت نیروی کار خواهد شد.

    نایب‌رییس کانون شوراهای اسلامی کار استان گیلان تاکید کرد: ادامه تعیین دستمزد براساس شاخص‌های غیرواقعی، بدون توجه به نرخ ارز و هزینه‌های واقعی زندگی، به معنای نادیده گرفتن معیشت کارگران و تضعیف اعتماد به سازوکارهای حمایتی است.

    کاشفی با تاکید بر اینکه نمی‌توان از کارگرانی که درگیر نیازهای بدیهی و اولیه زندگی‌شان هستند انتظار «تلاش برای جهش تولید ملی را داشت» گفت: دولت برای خاتمه دادن به این وضعیت و ادامه یافتن امیدی که در جامعه به وجود آمده است، با در نظر گرفتن تمامی جوانب اقتصادی و علمی، برای افزایش دستمزد کارگران در نیمه دوم سال اقدام کند.

    کلام آخر: یک انتخاب سرنوشت‌ساز

    راه‌حل‌های مقطعی مانند پرداخت یارانه نقدی یا بسته‌های معیشتی و کالابرگ، همچون مسکنی موقت بر زخمی عمیق است. تا زمانی‌که مکانیسم تعیین دستمزد شفاف، مستقل و مبتنی‌بر سبد معیشت واقعی تعریف نشود و تا زمانی‌که اقتصاد ایران از دایره رکود- تورم خارج نشود، این فضای تنگ بر زندگی میلیون‌ها کارگر ایرانی ادامه‌دار خواهد بود.

     

  • نخستین گمانه‌زنی‌ها درباره دستمزد کارگران در ۱۴۰۵

    نخستین گمانه‌زنی‌ها درباره دستمزد کارگران در ۱۴۰۵

    به گزارش اقتصادران، سید مالک حسینی ، معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با اشاره به اینکه دستمزد بخشی از مشکل نیروی کار ایرانی است گفت: بارها گفته ایم نیروی کار ایرانی اگر دستمزدی که دریافت می کند،‌ متناسب با کاری باشد که انجام می دهد و هزینه های زندگی اش را پوشش می دهد، حتماً کار می کند؛ حتی در مشاغل بسیار سخت. همانطور که الان در استان های ممنوعه انجام می دهد. چون یکی از مشکلات متقاضیان در کار بحث دستمزد است. اما اگر این مشکل در کوتاه مدت حل نشد؛ نمی توان تولید را متوقف کرد. زیرا در بخش هایی توقف تولید یعنی توقف یک زنجیره که در آن صورت امنیت شغلی افراد بسیاری از کارگران ایرانی را هم دچار اخلال می کند.

    معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت کار گفت: در این زمینه بارها با نمایندگان کارفرمایی نشست هایی داشته ایم تا دستمزدها را در جاهایی که به نیروی کار ماهر و نیمه ماهر نیاز داریم واقعی تر کنیم تا فرصت اشتغال در اختیار هموطنان قرار بگیرد.

    وی با بیان اینکه حداقل دستمزد امسال با سه جانبه گرایی در ابتدای سال بیشتر از نرخ تورم تعیین شد ادامه داد: برای سال آینده هم نگاه همین است که بتوانیم نرخ دستمزد را نسبت به عقب ماندگی مزدی جبران کنیم. یعنی شکاف دستمزد و هزینه ها که ایجاد شده است، طی بازه زمانی چند ساله کمتر کنیم. اما در مورد پرداخت دستمزد مشاغل دیگر تفاهمی است که بین نیروی کار و کارفرما انجام می شود. ما مداخله ای درباره دستمزد بالاتر از حداقل نداریم.