برچسب: حقوق و دستمزد کارگران

  • آغاز مذاکرات برای تعیین دستمزد ۱۴۰۵ پس از ۹ ماه سکوت / تاجیک: هر چه تورم بالا می‌رود، کارگران فقیرتر می‌شوند

    آغاز مذاکرات برای تعیین دستمزد ۱۴۰۵ پس از ۹ ماه سکوت / تاجیک: هر چه تورم بالا می‌رود، کارگران فقیرتر می‌شوند

    به گزارش اقتصادران، حدود ۳ ماه تا پایان سال مانده است و در این روزها موضوع تعیین حداقل دستمزد سال ۱۴۰۵ کارگران مطرح است.

    پس از سکوت سنگین حدود ۹ ماهه شورای عالی کار در حوزه دستمزد با توجه به افزایش نرخ تورم باید دید چانه زنی ۳ ضلع شورای عالی کار چه زمانی آغاز می‌شود.

    محمدرضا تاجیک، نماینده جامعه کارگری و عضو شورای عالی کار در پاسخ به پرسش مهر، اینکه چه زمانی چانه زنی تعیین حداقل دستمزد ۱۴۰۵ کارگران آغاز می‌شود، گفت: کمیته تخصصی دستمزد که معمولاً پیش از شورا کار کارشناسی در خصوص دستمزد را انجام می‌دهد هفته آینده برگزار می‌شود.

    وی افزود: آذر در حال پایان است و جلسه کمیته تخصصی به زودی کار خود را آغاز می‌کند. قرار است در این جلسه با توجه به ساختار کلی و روند سال گذشته، تغییرات هزینه زندگی بررسی و طی دو ماه آینده درباره عدد دستمزد بررسی و چانه زنی شود.

    وی ادامه داد: در کمیته دستمزد واقعیت‌های جامعه مورد بررسی قرار می‌گیرد و عددی تعیین می‌شود و این عدد با توجه به نرخ تورم، حذف ارز ترجیحی از برخی کالاهای اساسی و سایر موضوع‌های کلان اقتصادی، مذاکرات ۳ جانبه گرایی بین نمایندگان جامعه کارگری، کارفرمایی و دولت پیش خواهد رفت.

    وی درباره حق مسکن کارگران که حدود ۳ سال است بدون تغییر فریز شده هم گفت: سال گذشته تعیین درصد افزایش حقوق در شورای عالی کار از سوی ۳ ضلع این شورا مطرح بود و با آغاز سال جدید، افزایش حق مسکن با توجه به نرخ تورم این حوزه از سوی نمایندگان جامعه کارگری پیگیری شد؛ اما متأسفانه تغییری در حق مسکن لحاظ نشد.

    تعیین حداقل دستمزد کارگران پلکانی می‌شود؟

    عضو شورای عالی کار در پاسخ به این پرسش که آیا با توجه به متغیر بودن نرخ تورم، تعیین دستمزد در سال جدید پلکانی خواهد شد، گفت: موضوع شناور بودن دستمزد و افزایش پلکانی، سال گذشته در کمیته مزد و شورای عالی کار مطرح شد. با توجه به اینکه کارگران نمی‌توانند با حقوق ثابت یک ساله، هزینه‌های زندگی خود را پر کرد موضوع افزایش چند مرحله‌ای مطرح شد تا گره گشایی شود.

    تاجیک با بیان اینکه هر چه تورم بالا می‌رود کارگران فقیرتر می‌شوند، اظهار کرد: افزایش دستمزد با توجه به افزایش نرخ تورم در چند مرحله طی یک سال نیاز به کار کارشناسی دارد و باید در شورای عالی کار بین نمایندگان گروه‌های مختلف کارگری و کارفرمایی با نظارت نمایندگان دولت مورد بررسی قرار گیرد.

  • گرانی به توان دو! / مرادی: کارگران ایرانی به شدت به زیر خط فقر سقوط کرده‌اند

    گرانی به توان دو! / مرادی: کارگران ایرانی به شدت به زیر خط فقر سقوط کرده‌اند

    به گزارش اقتصادران، قیمت دارو دوباره در حال افزایش است (براساس اخبار رسمی ۴ تا ۱۲ برابر می‌شود)؛ ارز ترجیحی کالاهای اساسی از جمله برنج حذف شده و قرار است گرانی بنزین یک شوک مجدد به بازار اقتصاد وارد آورد.

    در چنین شرایطی صحبت از سبد معیشت حداقلی خانوارهای کارگری و قیاس آن با دستمزد واقعی، از معنا تهی شده است؛ «نادر مرادی» فعال کارگری در این رابطه می‌گوید:  قیمت کالاهای اساسی یکی پس از دیگری در حال افزایش است و نتیجه‌ی این روند، خم شدن کمر مردم فقیر و بی‌پناه است؛ فشاری که در سال‌های گذشته سابقه نداشته است.

    او ادامه داد: قیمت مایحتاج اساسی زندگی مردم به شدت بالا رفته؛ و هنوز بالاتر هم می‌رود. امروز قیمت هر کیلو برنج ایرانی حدود ۴۰۰ هزار تومان است؛ با یک محاسبه سرانگشتی به این نتیجه می‌رسیم که قیمت یک دانه برنج (دقیقاً یک دانه برنج ساده) چیزی حدود ۸۰ هزار تومان می‌شود. این قیمت به راستی کمرشکن و بی‌سابقه است؛ سوال این است که اجرای حذف ارز ترجیحی قرار است قیمت برنج را به چه پایه‌ای برساند؛ با یک شوک قیمتی جدید چه بالایی سر سفره‌ها می‌آید؟!

    به گفته مرادی، اجرای سیاست‌های انقباضی و حذفی دولت، منجر به ایجاد موج گرانی جدید تا پایان سال و همچنین در ماه‌های ابتدایی سال آینده می‌شود و این یعنی گرانی به توان ۲!

    این فعال کارگری تاکید می‌کند: افزایش دستمزد هرچقدر هم که باشد، نمی‌تواند این گرانی مضاعف را جبران کند؛ در واقع با این سیاست‌های دست راستی و انقباضی، سال آینده قدرت خرید طبقه کارگر و ارزش واقعی دستمزد بازهم سقوط خواهد کرد.

    مرادی اضافه می‌کند: دولت آنقدر در مدیریت بازار ناموفق بوده که مردم هر روز باید منتظر یک سورپرایز تازه باشند! دیروز گوشت، امروز برنج، فردا قند، پس‌فردا روغن و …. انگار مسابقه‌ی گرانی راه افتاده و جایزه‌اش خم شدن کمر مردم است!

    او با بیان اینکه « نظارتی در کار نیست» گفت:  مدام اخباری از گزارش ناترازی و رالی صعود دلار و طلا منتشر می‌شود؛ نوزدهم آذر، قیمت دلار به بیش از ۱۲۴ هزار تومان رسیده؛ ببینید دستمزد چقدر سقوط کره؛ پایه مزد کمتر از ۱۰۰ دلار است!

    حداقل دستمزد به اضافه مزایای همه شمول برای کارگری که یک فرزند دارد، چیزی حدود ۱۵ میلیون تومان است؛ این دستمزد، با در نظر گرفتن قیمت دلار در نوزدهم آذر (که ۱۲۴ هزار و ۸۷۰ تومان است) حدود ۱۲۰ دلار می‌شود. کارگری که روزی ۸ ساعت و هفته‌ای ۴۴ ساعت کار می‌کند، در نهایت ماهی ۱۲۰ دلار حقوق می‌گیرد و با این حقوق ناچیز باید یک ماه کامل زندگی کند.

    مرادی می‌گوید: این مبلغ ناچیز را با حقوق کارگران مشابه (منظورم حداقل‌بگیران است) در کشورهای دیگر و همچنین کشورهای همسایه مقایسه کنید؛ نتیجه روشن است: کارگران ایرانی به شدت به زیر خط فقر سقوط کرده‌اند.

  • کارگر ایرانی در تقاطع بحران / سقوط آزاد معیشت؛ از «کارگر شاغل» تا «کارگر فقیر»

    کارگر ایرانی در تقاطع بحران / سقوط آزاد معیشت؛ از «کارگر شاغل» تا «کارگر فقیر»

    به گزارش اقتصادران، با اعلام مرکز آمار ایران مبنی‌بر رسیدن نرخ تورم نقطه‌‌به‌‌نقطه به ۹/‌۴۹‌درصد در آبان‌ماه۱۴۰۴ زنگ خطر برای معیشت میلیون‌ها کارگر و خانواده‌های‌شان به صدا درآمده است. این رقم صرفا یک شاخص اقتصادی نیست بلکه حکایت‌گر فرسایش روزانه قدرت خرید قشری است که ستون فقرات تولید و اقتصاد کشور به‌شمار می‌روند. در این راستا کارشناسان تاکید می‌کنند که این آمار، تنها بخش کوچکی از ماجرا را روایت می‌کند و فشار واقعی بر سبد هزینه‌های خانوار به‌ویژه در بخش خوراکی‌ها، بسیار کوبنده‌تر است.

    تورم نقطه‌ای ۵۰ درصدی؛ فقط نوک کوه یخ

    نرخ تورم نقطه‌‌به‌‌نقطه ۹/‌۴۹‌درصدی به این معناست که قیمت‌ها در آبان۱۴۰۴ نسبت‌به آبان سال قبل، تقریبا ۵۰‌درصد افزایش یافته است. این شاخص به‌‌دلیل تاثیرپذیری بالا از نوسانات ماهانه(مانند افزایش قیمت برخی میوه‌های فصلی یا حامل‌های انرژی) به صورت عمده نشان‌دهنده داغی مقطعی و شدید اقتصاد است.

    آنچه زندگی روزمره کارگران را فلج کرده، تورم افسارگسیخته گروه خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات است. گزارش‌های میدانی و داده‌های غیررسمی از بازار نشان می‌دهد تورم در اقلامی مانند روغن، برنج، مرغ، تخم‌مرغ، لبنیات و گوشت که جزو کالاهای اساسی به‌شمار می‌روند، با تورم‌های بالا همراه بوده‌اند و این یعنی سبد تغذیه خانواده کارگری که پیش از این نیز لاغر بود، امروز به معنای واقعی در تنگنای بیشتری قرار گرفته است. یک کارگر با حداقل دستمزد(که براساس مصوبه ابتدای سال تعیین شده)، اکنون با پولی که در دست دارد، قادر به خرید کمتر از نصف سبد کالاهای مشابه در آبان سال گذشته است. این کاهش قدرت خرید، نه یک محاسبه نظری که به‌معنای حذف پروتئین از سفره، کاهش وعده‌های غذایی و جایگزینی اقلام با کیفیت پایین‌تر است.

    زوال معیشت؛ از «کارگر شاغل» تا «کارگر فقیر»

    پدیده خطرناکی که جامعه‌شناسان اقتصادی از آن به‌عنوان «کارگر فقیر» یاد می‌کنند، امروز در ایران به یک واقعیت گسترده تبدیل شده است. این مفهوم به افرادی اشاره دارد که شاغل هستند اما درآمدشان کفاف تامین حداقل‌های یک زندگی آبرومند را نمی‌دهد و آنها را در دام فقر گرفتار می‌کند.

    خط فقر افسارگسیخته در مقابل دستمزد منجمد نشان از هشدار یک وضعیت اقتصادی بحرانی دارد، خط فقر مطلق برای یک خانواده چهار نفره شهری را در آبان۱۴۰۴ بین ۲۵ تا ۳۰‌میلیون تومان ارزیابی می‌کنند. در مقابل حداقل دستمزد قانونی کارگران (با احتساب بن‌کارگری و سبد معیشت) همچنان حول‌وحوش ۱۵‌میلیون تومان در نوسان است. این فاصله دوبرابری، گواه عینی همان «فقر شاغلان» است؛ البته این در حالی است که مبنای ۳۰‌میلیون‌تومان را برای خانوارهایی که مسکن دارند به‌عنوان خط فقر در نظر گرفته‌اند؛ در این میان کارگرانی که دارای مسکن نیستند، وضعیت بسیاری بدتری را تجربه می‌کنند. فقر چندبعدی کارگران امروز تنها موضوع اقتصادی نیست؛ دسترسی ناکافی به مسکن مناسب (اغلب در حاشیه شهرها و خانه‌های پرتراکم)، تنش‌های خانوادگی ناشی از فشار مالی، محرومیت از تفریحات و استراحت کافی و استرس مزمن برای تامین روزانه، همگی بر کیفیت زندگی و سلامت روان این قشر سایه افکنده است. سلامت به کالایی لوکس تبدیل شده و بسیاری از کارگران در مواجهه با بیماری ممکن است که درمان خود را به تعویق بیندازند.

    یکی از متهمان اصلی وضعیت کنونی کارگران در کشور را باید شورای‌عالی کار برشمرد؛ شورای عالی کار و مکانیسم فعلی تعیین دستمزد، سال‌هاست که در مواجهه با تورم‌های افسارگسیخته، پاسخگوی نیاز طبقه کارگران نبوده و تلاش‌های نافرجام نمایندگان کارگری در چانه‌زنی برای افزایش دستمزد کارگران نیز طی سال‌های اخیر ره به جایی نبرده است. در شورای‌عالی کار سه ضلع نماینده کارگری، نماینده کارفرما و دولت حق اظهارنظر دارند که به نظر می‌رسد در این میان دولت صاحب‌نفوذتر از اضلاع دیگر بوده، این در حالی است که دولت موظف است با در نظر گرفتن تورم واقعی و هزینه‌های معیشتی، تعهدات قانونی خود در زمینه تعیین دستمزد مطابق با سبد معیشت را در دستورکار خود قرار دهد تا شکاف ایجادشده میان درآمد و هزینه زندگی کارگران به نوعی ترمیم شود.

    این شورا برای تعیین دستمزد کارگران برای سال آینده معمولا در پایان سال، تحت فشار همزان کارگران و کارفرمایان به یک مصالحه دست می‌زند که نه رضایت کارگران را جلب می‌کند و نه پاسخگوی نیازهای واقعی معشیتی این طبقه است. تصمیم‌گیری در این شورا اغلب با نظارت دولت و براساس ملاحظات سیاسی انجام می‌گیرد و شاخص‌های واقعی تورم را برای دستمزد کارگران لحاظ نمی‌کند. این در حالی است که نظام دستمزدی در ایران با چالش‌های ساختاری عمیق‌تری روبه‌رو است، از جمله می‌طلبد که افزایش دستمزد را حداقل به دو بار در سال برساند یا اختیار این افزایش دستمزد را به منطقه یا استان واگذار کند. باوجود تمام انتقاداتی که به شورای‌عالی کار وارد می‌شود اما شاهد هیچ اتفاقی برای اصلاح آن نیستیم و بیشترین قربانیان این سیستم تصمیم‌گیری، همچنان طبقه کارگر هستند.

    کلام آخر

    کارگر ایرانی امروز در تقاطع بحران قرار دارد. یک مسیر، ادامه روند کنونی است که به معنای تعمیق فقر، کاهش شدید بهره‌وری، گسترش نارضایتی اجتماعی و درنهایت، تهدید امنیت اقتصادی کشور است.

    مسیر دیگر اقدام جسورانه، عادلانه و فوری است. این اقدام تنها با افزایش عددی دستمزد محقق نمی‌شود بلکه نیازمند یک تحول نگرشی است، پذیرش این واقعیت که کارگر، نه یک هزینه که مهم‌ترین سرمایه ملی است.

    دستمزد عادلانه هزینه نیست، سرمایه‌گذاری روی آرامش، انگیزه، خلاقیت و بهره‌وری نیرویی است که چرخ‌های اقتصاد را می‌چرخاند.رقم تورم نزدیک به ۵۰درصد، آخرین فرصت برای بیداری است. اگر این فرصت از دست برود، دیگر با پدیده «اعتراض صنفی» روبه‌رو نخواهیم بود بلکه با «فروپاشی تدریجی طبقه تولیدکننده» مواجه می‌شویم که ترمیم آن سال‌ها زمان و هزینه‌های غیرقابل تصوری خواهد برد.

  • کارگران در انتظار تصمیم دقیقه‌ ۹۰ دولت / تکلیف حقوق و دستمزد ۱۴۰۵ چه می شود؟

    کارگران در انتظار تصمیم دقیقه‌ ۹۰ دولت / تکلیف حقوق و دستمزد ۱۴۰۵ چه می شود؟

    به گزارش اقتصادران، به ماه‌های پایانی سال نزدیک می‌شویم و بحث حداقل دستمزد کارگران دوباره به سر تیتر اخبار بازگشته است. فعالین کارگری می‌گویند با وجود اینکه چشم امید کارگران به چانه‌زنی‎‌های نمایندگانشان در جلسات شورای عالی کار و وزارت کار است، این جلسات تا کنون برگزار نشده و پشت گوش انداخته شده‌اند. جلسات تعیین دستمزد در این شورا به عنوان مرجع اصلی تصمیم‌گیری معمولاً در اواخر آذر و دی‌ماه و متشکل از سه گروه نمایندگان کارگران ، نمایندگان کارفرمایان و نماینده وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به عنوان نماینده دولت تشکیل می‌شود. در این جلسات توافق بر سر درصد افزایش حقوق و تعیین مبالغ ثابت مانند بن کارگری، حق مسکن و حق اولاد صورت می‌گیرد.

    حمید حاج اسماعیلی، کارشناس اقتصادی و کارشناس بازار کار در گفت‌وگو با جهان‌صنعت نیوز به بررسی ابعاد این نوع تصمیم‌گیری پرداخته است که شرح آن را می‌خوانید.

    محدودیت زمانی و فشار پایان سال؛ تاکتیک مدیریتی دولت

    واقعیت این است که دولت از گذشته تاکنون یک رویه و عادت نادرست در این حوزه داشته است. ترجیح دولت همواره این بوده که بحث دستمزد را تا ماه‌های پایانی سال به تعویق بیندازد تا در شرایط محدودیت زمانی و فشار پایان سال، بتواند رقم مورد نظر خود را تصویب کند. علت این رفتار نیز روشن است: دولت نمی‌خواهد موضوع دستمزد تبدیل به یک مباحثه گسترده ملی شود و حساسیت عمومی ایجاد کند. بنابراین، به عنوان یک تاکتیک مدیریتی، تلاش می‌کند مذاکرات را به دو یا سه جلسه پایانی سال محدود کند تا در همان فرصت اندک تصمیم‌گیری شود.

    از سوی دیگر، وزارت کار برای شورای‌عالی کار حتی دبیرخانه‌ای نیز تشکیل نداده است. نبود دبیرخانه به این معناست که هیچ سازوکار منظم و هیچ روند کارشناسی از پیش آماده‌ای برای ورود به مذاکرات دستمزد وجود ندارد. این موضوع مسبوق به سابقه هم هست و همین امر باعث شده وزارت کار علاقه‌ای به برگزاری جلسات نداشته باشد. در مقابل، نمایندگان کارگران بارها درخواست برگزاری جلسات را مطرح کرده‌اند، اما این درخواست‌ها عملاً نادیده گرفته می‌شود.

    چرا مطالبات نمایندگان کارگری وزن و اثرگذاری کافی ندارد؟

    مشکل اساسی این است که تشکل‌های کارگری در ایران فاقد قدرت، استقلال و ظرفیت واقعی برای مذاکره با دولت هستند. این ضعف ساختاری موجب شده است که دولت به درخواست‌های آنها توجه جدی نکند. از سال‌ها قبل نیز همین وضعیت برقرار بوده و تشکل‌های کارگری تحت مدیریت و کنترل دولت شکل گرفته‌اند. بنابراین طبیعی است که در موضوعاتی مانند دستمزد، دولت بتواند بر روند مذاکرات اثرگذاری مستقیم داشته باشد و جهت آن را مهندسی کند.

    افزایش دستمزد کارگران در سه نوبت در سال راه‌گشا خواهد بود؟

  • مرگ بی صدای کارگران معدن و مزدهایی که ماه‌ها عقب می‌افتد

    مرگ بی صدای کارگران معدن و مزدهایی که ماه‌ها عقب می‌افتد

    به گزارش اقتصادران، کارگران ۶ معدن زغال‌سنگ کرمان با ۲ هزار امضای اعتراضی، در پی ثبت شکایت در دیوان عدالت اداری هستند تا از این طریق، مدیران شرکت معادن زغال‌سنگ کرمان را وادار کنند که طرح طبقه‌بندی مشاغل را به درستی اجرا کرده و حق واقعی این کارگران را بپردازند.

    طرح طبقه‌بندی مشاغل از ماه‌های پایانی سال ۱۳۹۸ در معادن زغال‌سنگ «هشونی»، «اصلی»، «هجدک»، «باب نیزو»، «همکار»، «آبنیل» و کارخانه زغال‌شویی تحت پوشش شرکت معادن زغال‌سنگ کرمان اجرا شده اما مستنداتی که این کارگران برای خبرنگار «اعتماد» ارسال کردند، نشان می‌دهد که بیشترین مزایای حاصل از اجرای این طرح، به کارکنان بخش اداری این شرکت تعلق گرفته و سهم کارگران پیشروی و استخراج (معروف به کارگران تونل) از اجرای طرح بسیار ناچیز بوده است.

    کارگران این معادن به «اعتماد» گفتند که تفاوت دریافتی کارگران تونل و کارکنان بخش اداری شرکت معادن زغال سنگ کرمان، دلیل اصلی جمع‌آوری امضا و تصمیم به ثبت شکایت در دیوان عدالت اداری کرمان بوده چون بخش اداری شرکت معادن زغال‌سنگ کرمان، حدود ۳۰۰ نفرند که با اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل، دریافتی‌شان در مقایسه با رقمی که به مزد و مزایای کارگران معادن تحت پوشش این شرکت اضافه شده، حدود دو برابر بیشتر است.

    این کارگران به «اعتماد» گفتند که نیمه آبان امسال، متن این طومار را برای جمع‌آوری امضا در محل معدن «هشونی» نصب کردند و قرار بود در سایر معادن هم نصب شود اما کمتر از ۲۴ ساعت بعد از نصب این طومار در محل معدن هشونی، نیروهای حراست شرکت معادن زغال‌سنگ کرمان، این طومار را جمع‌آوری کردند و مجموعه مدیریتی شرکت در تلاش است که کارگران را از ثبت شکایت منصرف کند، چون اطمینان دارد که در صورت ثبت شکایت کارگران، دیوان عدالت اداری به نفع معترضان رای خواهد داد. در متن این طومار، خطاب به مدیریت شرکت معادن زغال‌سنگ کرمان، مدیرکل اداره کار و ریاست دیوان عدالت اداری استان کرمان آمده است: «ما امضا‌کنندگان، جمعی از کارگران شاغل در معادن شرکت زغال‌سنگ هستیم که با تحمل سخت‌ترین شرایط کاری، عمر خود را در اعماق زمین سپری کرده‌ایم. با کمال تاسف، طرح طبقه‌بندی مشاغل کنونی را کاملا معیوب، ناعادلانه و غیرقابل قبول می‌دانیم. این طرح بدون کوچک‌ترین توجه به واقعیات عینی و خطرات ذاتی کار در معدن، تنها در پشت میز طراحی شده است. معیارهای سختی کار و شرایط محیطی که در این طرح آمده، هیچ تناسبی با خطرات واقعی چون ریزش، گاز گرفتگی، گرد و غبار معلق، رطوبت و فشار فیزیکی ندارد. امتیاز و رده‌ای که برای یک کارمند اداری در‌نظر گرفته شده که در محیطی کاملا ایمن و استاندارد کار می‌کند، بسیار بالاتر از رده‌ای است که برای یک کارگر استخراج در عمق صدها متری زمین با تهدید دایم حادثه، برایش تعیین شده است. این یعنی جان و سلامت ما برای طراحان این طرح ارزشی ندارد. هیچ کارگر باتجربه و صاحب‌نظری در طراحی و ارزیابی این طرح مشارکت داده نشده است. فرآیند امتیازدهی مانند یک جعبه سیاه است و هیچ کس به ما توضیح نداده که چرا شغلی با این سطح از خطر، چنین رده نازلی دارد.»

    در ادامه متن این طومار، امضاکنندگان خواستار تعلیق اجرای طرح تا زمان بازنگری اساسی، تشکیل یک کارگروه مشترک متشکل از مدیران، کارشناسان مستقل و نمایندگان واقعی و منتخب کارگران برای ارزیابی مجدد همه مشاغل، اعلام عمومی و شفاف معیارهای امتیازدهی و محاسبات برای هر شغل، بازنگری در وزن معیارها و افزایش چشمگیر سهم، شرایط محیط کار و میزان خطر جانی در امتیاز نهایی شده‌اند.

     

    مستندات چه می‌گوید

    کارگرانی که در بخش پیشروی و استخراج معادن زغال‌سنگ هشونی، اصلی، هجدک، باب نیزو، همکار، آبنیل و کارخانه زغال‌شویی تحت پوشش شرکت معادن زغال‌سنگ کرمان کار می‌کنند، برای خبرنگار «اعتماد» تصاویری از فیش حقوقی خود و احکام کارگزینی برخی نیروهای اداری شرکت را ارسال کرده‌اند. تاریخ فیش‌ها و حکم‌ها، قبل از اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل تا دو سال قبل است. کاهش گروه شغلی کارگران این معادن بعد از اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل از واضح‌ترین تغییرات بعد از اجرای طرح و البته، یکی از مهم‌ترین اعتراضات است چون همین گروه شغلی در تعیین مزد پایه و باقی مزایا تاثیرگذار است. فیش حقوقی یکی از کارگران معدن «آبنیل» که با قرارداد کار معین مشغول به کار بوده، نشان می‌دهد که این کارگر، در بهمن ۱۳۹۸ و تنها چند روز قبل از اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل، در گروه شغلی ۱۱ بوده ولی بعد از اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل به گروه شغلی ۲ تنزل پیدا کرده علاوه بر آنکه پیش از اجرای طرح، مزایایی ازجمله فوق‌العاده جذب و فوق‌العاده مسوولیت داشته که بعد از اجرای طرح، این مزایا را از دست داده و مجموع افزایش پرداختی برای این کارگر، بعد از اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل، کمتر از ۴۰۰ هزار تومان است. تنزل گروه شغلی کارگران تونل شرکت معادن زغال‌سنگ کرمان درحالی است که تصویر حکم کارگزینی منشی مدیرعامل این شرکت نشان می‌دهد که این فرد، بعد از اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل، به گروه شغلی ۱۷ ارتقا پیدا کرده و گروه شغلی مسوول کارگاه استخراج معدن هشونی هم به ۱۶ رسیده درحالی که استاد‌کار استخراج همین معدن در گروه ۸ و کارگر تعمیرکار شارژ باتری و تعمیرات لکوموتیو تونلی همین معدن در گروه ۹ قرار گرفته‌اند.

    کارگران معادن زغال‌سنگ تحت پوشش این شرکت زغالی البته غیر از بی‌نصیب ماندن از مزایای طرح طبقه‌بندی مشاغل، با مشکلات دیگری ازجمله تعویق مزد ماهانه، عقب افتادن پرداخت حق بیمه کارگران و قطع و تعلیق بیمه درمانی کارگران به دلیل بدهی چند صد میلیاردی شرکت معادن زغال‌سنگ کرمان به سازمان تامین اجتماعی، وقوع حوادث در معادن تحت پوشش این شرکت و مصدومیت و مرگ کارگران به دلیل رعایت نشدن ضوابط ایمنی، مواجهند.

    روز ۷ آذر امسال، کارگران شاغل در معدن ابنیل (یکی از معادن تحت پوشش شرکت معادن زغال‌سنگ کرمان) به «اعتماد» گفتند که هنوز مزد مهر و آبان را دریافت نکرده‌اند و دوم آذر هم، بیمه درمان‌شان به دلیل پرداخت نشدن حق بیمه کارگران ازسوی شرکت معادن زغال‌سنگ کرمان، متوقف شده که بعد از واریز ارقام اضطراری به حساب تامین اجتماعی، بیمه کارگران تا نیمه آذر ماه تمدید شده است.

     

    کارگرانی که در سکوت می‌میرند

    دو هفته قبل، به دنبال ریزش یکی از کارگاه‌های معدن پابدانای جنوبی (کانجویان) مصیب عبدلی که کارگرمسوول ایمنی این معدن بود، برای کنترل وضعیت گاز زغال، به عمق ۶۰۰ متری زمین و داخل کارگاه محل ریزش رفت و چند ساعت بعد، تن بی‌جانش از این کارگاه بیرون کشیده شد. حالا اداره پزشکی قانونی استان کرمان در حال بررسی دلیل فوت مصیب است اما همکارانش به «اعتماد» گفتند که احتمال گاز گرفتگی این کارگر ۳۷ ساله و پدر دو فرزند، خیلی زیاد است چون معدن زغال پابدانای جنوبی، یک معدن گازخیز است و با وجود آنکه تهویه‌اش هم از طریق دستگاه‌های ونتیلاتور بزرگ انجام می‌شده اما یک اتفاق معمول بعد از ریزش کارگاه، آزاد شدن حفره‌های گاز پشت دیواره زغالی است که کارگر مسوول ایمنی، باید میزان گاز را بسنجد و با شلنگ حاوی هوای فشرده، گاز داخل کارگاه را تخلیه کند. از اول امسال تاکنون، مصیب، سومین کارگری است که در معبرهای تاریک معادن زغال‌سنگ کرمان جان می‌دهد. هژبر محمدی، کارگری بود که نیمه مهر امسال در معدن «اصلی» به دلیل ضربه زدن زغال کشته شد. مهدی محسن بیگی هم هفته آخر تیر امسال در دویل معدن گله توت زرند، زیر توده زغالی که از بالای کارگاه بر سرش می‌ریخت، گیر افتاد و خفه شد.

    چاره‌های بعد از جان باختن این کارگران هم البته نسخه‌های موقتی بوده که به درمان قطعی منجر نمی‌شود. بعد از کشته شدن مصیب، گروه بازرسی به معدن رفت تا علت وقوع حادثه را بررسی کند و از همان زمان، با دستور حوزه قضایی شهرستان کوهبنان، کارگاه محل وقوع حادثه تا عصر شنبه و به مدت یک هفته، تعطیل شد.

    معدنی که جان مصیب را گرفت، یک معدن خصوصی بود و همکارانش می‌گویند در باقی معادن خصوصی زغال‌سنگ کرمان هم، وضع بهتر نیست و از معدنی مثال می‌زنند که راننده تونلش، ۷ میلیون تومان مزد می‌گیرد و کارگر پیمانکاری‌اش ۱۳ میلیون تومان مزد می‌گیرد و می‌گویند که در این معادن خصوصی که صاحبانش، خود را به هیچ ناظر و بازرسی جوابگو نمی‌دانند، گروه شغلی کارگر از ۶ بالاتر نیست و این گروه شغلی، یعنی برای مزد و مزایای کارگر هیچ اتفاق بهتری نمی‌افتد. در معادن خصوصی زغال‌سنگ کرمان، حدود ۵ هزار کارگر مشغول به کارند. کارگران شرکت معادن زغال‌سنگ کرمان، وقتی درباره وضع کار و دریافتی همکارانشان در این معادن خصوصی می‌شنوند، با اینکه همگی از یک رگ زغال جاری در استان برداشت می‌کنند، با اینکه همگی پیکور و چکش به دست می‌گیرند تا از سینه کوه زغال بگیرند، با اینکه همگی تجربه خزیدن در لایه‌های ۴۰سانتی و ۷۰ سانتی زغال و غرش کوه در ثانیه‌های پیش از ریزش و ایستادن در یک قدمی مرگ را دارند، ولی در وصف رنج همکارانشان در معادن خصوصی می‌گویند «در این معادن، برده‌داری به شیوه نوین حاکم است.»

  • دورنمای زندگی کارگران تیره‌تر از همیشه / وطنخواه: با گرانی بنزین، سفره‌ی کوچک کارگران پاره پوره‌تر از این می شود / خرمی: کارگر حتی توان پرداخت هزینه اینترنت هم ندارد، چه برسد به درمان و آموزش!

    دورنمای زندگی کارگران تیره‌تر از همیشه / وطنخواه: با گرانی بنزین، سفره‌ی کوچک کارگران پاره پوره‌تر از این می شود / خرمی: کارگر حتی توان پرداخت هزینه اینترنت هم ندارد، چه برسد به درمان و آموزش!

    به گزارش اقتصادران، در شرایطی که قیمت سبد خوراکی مورد نیاز خانوارهای کارگری از مرز دستمزد حداقلی یا حتی دستمزد متوسط کارگری فراتر رفته، داده‌های تورمی آبان نشان می‌دهد که رکوردشکنی قیمت‌ها در پاییز امسال بی‌محابا ادامه دارد.

    رکوردشکنی تورم آبان

    براساس اعلام رسمی مرکز آمار ایران، در آبان ماه ۱۴۰۴ شاخص قیمت مصرف کننده خانوار‌های کشور به عدد ۴۱۷.۵ رسیده است که نسبت به ماه قبل، ۳.۴ درصد افزایش، نسبت به ماه مشابه سال قبل، ۴۹.۴ درصد افزایش و در دوازده ماهه منتهی به ماه جاری نسبت به دوره مشابه سال قبل، ۴۰.۴ درصد افزایش داشته است.

    در آبان ماه ۱۴۰۴ تورم نقطه به نقطه خانوار‌های کشور، ۴۹.۴ درصد بوده است؛ یعنی خانوار‌های کشور به طور میانگین، ۴۹.۴ درصد بیشتر از آبان ماه ۱۴۰۳ برای خرید یک «مجموعه کالا‌ها و خدمات یکسان» که البته تطابق چندانی با سبد واقعی مصرف خانوارهای کارگری ندارد، هزینه کرده‌اند. تورم نقطه به نقطه آبان ماه ۱۴۰۴ در مقایسه با ماه قبل، ۰.۸ واحد درصد افزایش داشته است که در نوع خود یک رکورد بی‌سابقه است. قیاس قیمت‌های واقعی در سبد واقعی هزینه‌ها با محوریت نان و غلات، لبنیات و میوه و سبزیجات، تورم حدود ۱۰۰ درصد یا حتی بیشتر را نشان می‌دهد.

    تورم ماهانه خانوارها (افزایش قیمت ها نسبت به ماه قبل) نیز در آبان ۱۴۰۴ برابر ۳.۴ درصد بوده است. تورم ماهانه برای گروه‌های عمده «خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات» ۴.۷ درصد و برای گروه عمده «کالاهای غیرخوراکی و خدمات»، ۲.۶ درصد بوده است.

    ادامه سیاست‌های تعدیلی

    در این شرایط، تداوم سیاست‌های تعدیلی با شیب بسیار تند، دورنمای نگران کننده‌ای از آینده معیشت طبقه کارگر ترسیم می‌کند. مشخصاً دو سیاست کلان، موجب بروز نگرانی‌های بسیار شده است، اول تصمیم برای گرانی بنزین از نیمه آذر و دوم، تلاش‌های ادامه‌دار برای حذف هرچه بیشترِ ارز ترجیحی کالاهای اساسی و دارو.

    طبق تصویب نامه هیئت وزیران، نرخ سوم بنزین ۵ هزار تومان در نظر گرفته می شود و از ۱۵ آذر در جایگاه ها اجرایی خواهد شد. هشتم آذر، «مهدی اسماعیلی» عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، با انتقاد از برنامه دولت برای افزایش قیمت بنزین از نیمه دوم آذرماه، تأکید کرد «این تصمیم در شرایط فعلی به زیان معیشت مردم است» و خبر قطع سهمیه خودروهای جدید را خلاف قانون دانست.

    هرچند یک عضو شورای شهر تهران، تاکید کرده «نرخ سوم بنزین منجر به افزایش کرایه تاکسی نمی‌شود» اما تجریه سالیان قبل نشان داده، هرنوع دستکاری در قیمت بنزین که در اقتصاد ایران یک کالای پایه‌ای‌ست، تاثیر مستقیم بر قیمت سایر کالاها و خدمات دارد؛ و نکته اینجاست که با یک دور جدید از افزایش قیمت‌ها، تاب آوری معیشتی کارگران که امروز نزدیک به صفر است، به کمتر ازهیچ تنزل خواهد یافت.

    از سوی دیگر، از اظهارات اخیر حمید پورمحمدی، رئیس سازمان برنامه و بودجه، مبنی بر کارآمد نبودن ارز ترجیحی ۲۸,۵۰۰ تومانی در کنترل قیمت‌ها، چنین برمی‌آید که یک دور جدید حذف ارز ترجیحی در دستور کار است و حداقل بخشی از دولت و سیاست‌گذاران در راستای پر کردن کسری‌های بودجه و درآمدزایی، قصد دارند ارز دولتی واردات کالاهای ضروری را بردارند و یک شوک مجدد به سبد هزینه‌های مردم بدهند.

    اخیرا نیز حسین صمصامی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، اعلام کرد که در جلسه سران قوا، حذف ارز ترجیحی ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی و یکسان‌سازی نرخ ارز حوالی ۱۰۰ هزار تومان تصویب شده است هرچند پس از آن، علیرضا گچ‌پز زاده، معاون ارزی بانک مرکزی، اعلام کرد که سیاست قیمت‌گذاری در مورد ارز ترجیحی تغییری نکرده است.

    تلفیق این دو سیاست کلان که هر دو در جهت کمک به دولت و بودجه‌خوارهای آن و بر خلاف معیشت مردم مزدبگیر و درگیر فقر است، موجب شده دورنمای زندگی از دید طبقه‌ی کارگر تیره‌تر از قبل باشد. زمین سوخته‌ی اقتصاد، جایی برای زندگی کارگران و بهبود شرایط آن‌ها ندارد.

    در این میان، فعالان کارگری در گفتگو با ایلنا، نگرانی‌های خود را از شوک جدید تورمی در آینده‌ای نزدیک بیان کردند.

    عبدالله وطنخواه، فعال صنفی کارگران و بازنشستگان:

    «به قول‌های مقامات در مورد تثبیت قیمت‌ها نمی‌شود اطمینان کرد؛ یادمان نرفته سال ۱۴۰۰ که اولین مرحله سیاست حذف ارز ترجیحی را پیاده کردند، قول دادند قیمت‌ها تکان نمی‌خورد؛ از آن روز تکانه‌های تورمی هرگز متوقف نشده است!

    واقعیت این است که بنزین یک کالای پایه است و با گرانی آن، مسلم است که سفره‌ی کوچک کارگران پاره پوره‌تر از این می شود به شکلی که دیگر حتی نمی‌توان آن را با قرض و قوله و سیلی به صورت زدن، به هم چسباند. در کنار اینها، سیاست‌های سرکوب مزدی و نئولیبرالی ادامه خواهد داشت که اوضاع را به سمت بحران جدی‌تر پیش می‌برد.

    در نتیجه، با سیاست‌های دولت، تا پایان سال ابر تورم ۱۰۰ درصدی یا حتی بیشتر خواهیم داشت؛ و این در حالیست که قیمت‌ها در حوزه خوراکی‌ها و مسکن در بازه دو ساله‌ی اخیر، ۴۰۰ و ۵۰۰ درصد رشد داشته است…..»

    علیرضا خرمی، فعال کارگری:

    «حذف تتمه‌ی ارز ترجیحی، کالاهای بسیاری را از سفره‌ها حذف می‌کند؛ مثلاً قیمت برنج با حذف ارز دولتی ۴۰۰ هزار تومان را هم رد می کند؛ در نتیجه چیزی برای سفره‌ی کارگران باقی نمی‌ماند.

    با گرانی بنزین هم یک موج تورمی جدید به راه می‌افتد و این در حالیست که کارگران هیچ جای این معادلات نیستند؛ باید از دولت بپرسیم، کارگر و زندگی کارگر کجای این معادله است، چطور عناصر معادله را کنار هم چیدید که  بیش از نیمی از جمعیت کشور را در تصمیم گیری‌های خود نادیده گرفتید؟

    کارگر حتی توان پرداخت هزینه اینترنت هم ندارد، چه برسد به درمان و آموزش، در این شرایط از فرزندآوری و جوانی جمعیت می‌گویند؛ پیشنهادم  به دولت و فرادستان این است: یک  دیوار بکشید، کارگران را یک طرف بگذارید در محرومیت و فقر، ثروتمندان آن سمت دیوار باشند و راحت و بی‌خیال زندگی کنند….»

    فرامرز توفیقی، فعال کارگری:

    «دولت بودجه ندارد و گروه‌ها و نهادهایی که نقشی در تولید ناخالص ملی ندارند، سال‌هاست سر سفره دولت نشسته‌اند و میلی به بلند شدن هم ندارند!

    دولت درآمد ندارد و گران‌سازی‌ها به همین دلیل اتفاق می افتد. تورم واقعی هم بسیار بالاتر از این ارقام رسمی‌ست؛ امروز سبد معیشت خانوارهای کارگری، فشار بسیار سنگینی را تحمل می‌کند و اگر سیاست‌های تعدیلی از جمله گرانی بنزین و آزادسازی‌ها ادامه یابد، قیمت‌ها هفته به هفته و ماه به ماه بالاتر می‌رود.

    همه اینها در شرایطی اتفاق می‌افتد که دولت در راستای افزایش دستمزد و ترمیم قدرت خرید مردم کاری نمی‌کند. با این دست‌فرمان، شاهد فروپاشی خانواده‌ها و افزایش بی‌سابقه نرخ جرم و جنایت خواهیم بود.

    امروز تورم نقطه به نقطه‌ی واقعیِ خوراکی‌ها بالای ۷۰ درصد است؛ بعد از شوک جدید، مزدبگیران حتی آن‌هایی که ۲۰، ۲۵ یا حتی ۳۰ میلیون تومان حقوق می‌گیرند، سقوط می‌کنند، دیگر نمی‌توانند چرخ زندگی را بگردانند….»

     

     

     

  • سناریو‌های احتمالی برای حقوق کارگران در سال ۱۴۰۵

    سناریو‌های احتمالی برای حقوق کارگران در سال ۱۴۰۵

    به گزارش اقتصادران، بخش مهمی از نمایندگان کارگری معتقدند رقم سبد معیشت نباید پایین‌تر از سطحی باشد که زندگی واقعی کارگران را تأمین کند، آنها رقم‌هایی مانند ۲۷ میلیون تومان را مطالبه می‌کنند.

    با آغاز جلسات تعیین حداقل دستمزد سال ۱۴۰۵، شکاف بزرگ بین هزینه واقعی زندگی کارگران و دستمزد مصوب محور بحث‌ها و گمانه‌زنی‌های اقتصادی شده است.

    این به معنای آن است که برای جبران سال‌ها عقب‌ماندگی مزدی، افزایش دستمزد ۵۰ تا ۷۰ درصدی ضرورت دارد. در نقطه مقابل، برخی تحلیل‌گران هشدار می‌دهند که با وجود کسری بودجه، بار مالی ناشی از دستمزد بالا برای دولت به عنوان بزرگ‌ترین کارفرما می‌تواند چالشی جدی ایجاد کند.

    گمانه‌زنی‌ها درباره افزایش دستمزد ۱۴۰۵

    با آغاز جلسات کمیته مزد شورای عالی کار، پیش‌بینی‌ها درباره سقف افزایش دستمزد به موضوع داغ محافل اقتصادی تبدیل شده است. برخی منابع احتمال افزایش ۳۵ تا ۴۵ درصدی نسبت به سال قبل را مطرح می‌کنند و برخی دیگر، دریافتی کامل (حقوق و مزایا) کارگران را بین ۱۷ تا ۲۰ میلیون تومان محتمل می‌دانند.

    نمایندگان کارگری بر لزوم تمرکز دولت روی سبد معیشت واقعی و نرخ تورم تأکید دارند، این نقطه کلیدی بودجه سالانه و ساختار سفره خانوار محسوب می‌شود.

    اهمیت سبد معیشت در تعیین حداقل دستمزد کارگران

    در ایران، سبد معیشت یکی از معیار‌های اصلی برای تعیین حداقل دستمزد است. با این حال، شکاف قابل توجهی بین دستمزد مصوب و هزینه واقعی زندگی وجود دارد. نهاد‌های کارگری بار‌ها خواستار بازنگری روش محاسبه سبد معیشت شده‌اند تا دستمزد‌ها با واقعیت اقتصادی زندگی کارگران همخوان شود.

    طبق ماده ۴۱ قانون کار، شورای‌عالی کار موظف است حداقل دستمزد را «با توجه به نرخ تورم و هزینه سبد معیشت» تعیین کند.

    ضرورت به‌روزرسانی سبد معیشت

    با توجه به تورم بالا و تغییر سریع هزینه‌های زندگی، بسیاری از کارشناسان و نمایندگان کارگری معتقدند سبد معیشت باید دقیق‌تر و به‌روز محاسبه شود تا دستمزد واقعی قدرت خرید کارگران را حفظ کند.

    سبد معیشت شامل کالا‌ها و خدمات ضروری مانند غذا، پوشاک، مسکن، درمان، آموزش و حمل‌ونقل است و هدف آن مشخص کردن حداقل هزینه‌ای است که یک خانوار برای زندگی شرافتمندانه نیاز دارد.

    اگر دستمزد کمتر از هزینه واقعی سبد معیشت باشد، کارگران با فقر، کاهش قدرت خرید و نارضایتی اجتماعی مواجه می‌شوند که می‌تواند بهره‌وری را کاهش دهد و نابرابری اقتصادی را تشدید کند.

    براساس آمار رسمی، هزینه سبد معیشت برای سال ۱۴۰۴ حدود ۲۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان تعیین شد. برخی فعالان کارگری معتقدند روش فعلی اشتباه است؛ میانگین ساده شهر‌ها لحاظ می‌شود در حالی که هزینه زندگی در کلان‌شهر‌ها به دلیل مسکن و حمل‌ونقل بسیار بالاتر است. در صورت اصلاح روش محاسبه، عدد واقعی سبد معیشت باید حداقل ۲۵ درصد بیشتر باشد.

    گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد که در شهریور ۱۴۰۳، سبد معیشت حدود ۳۶ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برآورد شد، در حالی که حداقل دستمزد برای یک کارگر با ۱.۳ فرزند حدود ۱۰ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان بود و تنها ۲۹.۶ درصد از هزینه واقعی زندگی را پوشش می‌داد.

    سناریو‌های احتمالی دستمزد کارگران ۱۴۰۵

    سناریوی کم‌برآورد (تورم ۳۵ درصد): دستمزد ≈ ۱۴٫۰۳ میلیون تومان

    سناریوی میانه (تورم ۴۰ درصد): دستمزد ≈ ۱۴٫۵۴ میلیون تومان

    سناریوی بدبینانه (تورم ۴۵ درصد): دستمزد ≈ ۱۵٫۰۶ میلیون تومان

    بنابراین میزان افزایش دستمزد بین ۲۰ تا ۵۰ درصد پیش‌بینی می‌شود. با این حال، کارشناسان کارگری هشدار می‌دهند اگر دستمزد صرفاً بر اساس تورم تعیین شود، شکاف معیشتی باقی می‌ماند و هزینه واقعی زندگی کارگران تأمین نمی‌شود.

    از دید این کارشناسان، تعیین دستمزد واقعی باید بر مبنای خط فقر و سبد معیشت واقعی انجام شود، نه فقط نرخ تورم.

  • کارگران دیگر نان و ماست خالی هم نمی‌توانند بخورند!

    کارگران دیگر نان و ماست خالی هم نمی‌توانند بخورند!

    به گزارش خبرنگار ایلنا، نان در مشهد دوباره گران شد؛ ابتدا شبانه و مخفیانه با استفاده از کارتخوان دوم در نانوایی‌ها و سپس، مسئولان، آشکارا این گرانی را تایید کردند. این دومین دور گرانی نان در سال جاری‌ست.

     جمعه شانزدهم آبان، رئیس اتحادیه نانوایان این شهر افزایش رسمی ۱۵ درصدی قیمت نان از شب قبل را تأیید کرد و یک روز بعد، هفدهم آبان، معاون برنامه‌ریزی و توسعه فرمانداری مشهد، از اجرای مصوبات جدید کارگروه آرد و نان شهرستان و آغاز اجرای قیمت اصلاحی نان یارانه‌ای خبر داد. «سیدمرتضی حیدری» گفت: بر اساس مصوبه شورای تامین خراسان رضوی در خصوص کمک‌هزینه یارانه‌ای دولت، قیمت اصلاحی انواع نان یارانه‌ای در استان تعیین و برای اجرا به شهرستان‌ها ابلاغ شده است.

    دورنمای گرانی‌ها

    گرانی حداقل ۱۵ درصدی نان در نیمه های آبان ماه در مشهد – که به روال شوک قبلی گرانی بازهم از مشهد به سایر شهرها و استان‌ها و نهایتاً به پایتخت سرایت می‌کند- در حالی اتفاق افتاده است که بنابر داده‌های رسمی مرکز آمار ایران، تورم نقطه به نقطه نان و غلات در مهرماه امسال ۱۰۰ درصد بوده است. در واقع در یکسال اخیر، نان به تنهایی ۱۰۰ درصد گران شده است و حالا یک گرانی حداقل ۱۵ درصدی در راه خواهد بود. آیا قرار است مردم به خصوص حداقل‌بگیران و فرودستان در خرید نان خالی درمانده شوند و مقابل نانوایی‌ها دست و دلش‌شان بلرزد؟

    چرخه گرانی نان، یک چرخه ثابت تکراری‌ست؛ ابتدا نان در یکی از استان‌ها (معمولاً خراسان) گران می‌شود و بعد در یک بازه زمانی دو یا سه هفته‌ای، به کل کشور سرایت می‌کند؛ اما گرانی فقط محدود به نان نیست.

    در روزهای اخیر، «مجید میرلطیفی» عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس، هشدار داد « قیمت ماست به زودی دو برابر می‌شود و مردم دیگر نان و ماست هم نمی‌توانند بخورند».

    فروردین ماه امسال، قیمت دام زنده ۲۵۰ هزار تومان بود که امروز به ۳۱۰ هزار تومان رسیده است و با تداوم وضعیت کنونی در بازار نهاده‌های دامی، از این هم گران‌تر می‌شود‌.

    همین امروز هم خیلی‌ها نمی‌توانند به طور مرتب شیر کیلویی ۴۵ هزار تومانی بخرند؛ برای یک زندگی سالم، یک خانواده ۳ نفر، هر ۱.۵ روز حداقل به یک لیتر شیر نیاز دارد؛ در ماه خرید ۲۰ لیتر شیر، حدود یک میلیون تومان می‌شود که برای کارگر حداقل‌بگیر با ۱۵ میلیون حقوق ماهانه، مبلغ کمی نیست؛ پول شیر خانواده به تنهایی یک میلیون تومان است و تعجبی نیست که براساس اعلام مدیرکل دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت، سرانه مصرف روزانه لبنیات مردم ایران به ۱۶۰ گرم و حدود یک واحد رسیده (برای کارگران این شاخص بازهم پایین‌تر است)، در حالیکه استاندارهای حداقلی می‌گویند هر فرد باید روزانه ۲ واحد لبنیات مصرف کند.

    صعود نرخ سبد معیشت

    با این حساب، در روزها و هفته‌های آینده، دوباره کالاهای اساسی سفره‌های مردم، از نان و غلات و زیرمجموعه‌های آن گرفته تا شیر و ماست و لبنیات گران می‌شود و یک شوک تورمی جدید در راه خواهد بود آنهم در شرایطی که شاخص‌های تورمی مهرماه، همه حصارهای قیمتی سابق را پشت سر گذاشته و به معنای واقعی کلمه «رکوردشکن» بوده است.

    همین امروز سبد معیشت حداقلی مرز ۵۰ میلیون تومان را پشت سر گذاشته و با هر تکانه تورم جدید (ولو کوچک و جزئی) کارگران دیگر نان و ماست خالی هم نمی‌توانند بخورند.

    «فرامرز توفیقی» فعال کارگری که محاسبات مستقل سبد معیشت خانوارهای کارگری را انجام می‌دهد، در مورد گرانی‌ها به خصوص گرانی محتمل لبنیات می‌گوید: دولت کنترلی بر قیمت‌ها ندارد و مافیاها خودسرانه جولان می‌دهند و مسئول این گرانی‌ها هستند؛ حتی شیر و نهاده‌های دامی هم مافیا دارد و به همین دلیل، بی‌وقفه گران می‌شود. نهادها و شرکت‌هایی که از دامداران شیر خام می‌خرند و تبدیل به لبنیات مصرفی مردم می‌کنند، همگی دولتی، نیمه دولتی یا خصولتی هستند؛ از ابتدای سال تا امروز چند بار لبنیات گران شده است. چه کسانی پشت این گرانی‌ها هستند؟

    او با بیان اینکه هر روز صبح متوجه می‌شویم چند قلم کالا گران شده است؛ افزود: در این شرایط جز عجز و ناتوانی دولت چیزی نمی‌بینیم؛ گوشت و دام زنده هم به شدت گران شده است؛ ما پشت پرده‌ی ماجرای تب برفکی و گرانی دام را نمی‌دانیم!

    به گفته توفیقی، تورم نقطه به نقطه واقعی سبد خوراکی‌ها در مهرماه، بیش از ۹۰ درصد است اما دولت با عددسازی، این شاخص را ۶۴ درصد اعلام می‌کند. این فعال کارگری ادامه می‌دهد: نان اخیراً ۱۰۰ درصد گران شده بود اما دوباره در مشهد گران شده است. برخی اطلاعات از گرانی ۴۰ درصدی نان در مشهد حکایت دارد.

    سبد معیشت خانوارهای کارگری- همان سبد رسمی شورایعالی کار- که در اسفند سال قبل حدود ۲۴ میلیون نرخ‌گذاری شده بود، با این تورم کمرشکن ماه‌های اخیر، در مهرماه به چه رقمی رسیده است؛ توفیقی درپاسخ می‌گوید: نرخ همان سبد معیشتِ غیرواقعی با احتساب معیارهای محاسباتی رسمی، امروز به حدود ۵۸ میلیون تومان رسیده است. این عدد را ببینید و کنار حداقل دستمزد ۱۵ میلیون تومانی بگذارید؛ سطح پوشش حداقل دستمزد به زیر ۳۰ درصد رسیده؛ در واقع حداقل حقوق فقط ۲۸ درصد سبد معیشت خانوار را پوشش می‌دهد.

    او تصریح می‌کند: دستمزد یک کارگر فقط برای ۶.۵ روز ماه کافی‌ست؛ باقی هزینه‌ها با ارزان‌خری، حاشیه‌نشینی و زندگی در حلبی‌آبادها، خود-درمانی یا زدن از هزینه‌های تحصیل و آموزش فرزندان جبران می‌شود؛ در نهایت بازهم حفره‌های خالی‌ای باقی می‌ماند که با هیچ ترفند محیرالعقولی پُر نمی‌شود!

    شکاف سنگین دستمزد و سبد معیشتِ بسیار حداقلی و غیرواقعی، بیش از ۳۰ میلیون تومان است؛ کارگری که از صبح تا شام زحمت می‌کشد و ۱۵ میلیون تومان یا کمی بیشتر حقوق می‌گیرد، این شکاف حدوداً ۳۰ میلیون تومانی را چطور پُر کند که خانواده‌اش بتوانند ادامه حیات بدهد و برای «بقا» به دردسر نیفتد؟!