دسته: اجتماعی

  • حمل‌ونقل عمومی در تهران رایگان شد

    حمل‌ونقل عمومی در تهران رایگان شد

    به گزارش اقتصادران، محمدصادق معتمدیان، استاندار تهران، در زمینه تدارک اقداماتی برای تسهیل تردد شهروندان توضیحاتی ارائه کرد.

    معتمدیان اظهار کرد: در راستای حمایت از مردم و مدیریت مصرف سوخت، خدمات حمل‌ونقل عمومی در تهران به‌صورت رایگان ارائه می‌شود و شهروندان نیز با استقبال از این طرح، بدون مشکل از ناوگان حمل‌ونقل عمومی استفاده می‌کنند.

    وی افزود: مدیریت و تقسیم کار در این حوزه با نظارت شهرداری تهران انجام شده و شهروندان تهرانی می‌توانند برای پیگیری امور مربوط به خسارات احتمالی به ۲۲ منطقه شهرداری تهران و ۱۲۶ ناحیه شهری مراجعه کرده و پرونده‌های خود را ثبت و مدارک لازم را ارائه دهند.

    استاندار تهران ادامه داد: پس از انجام ارزیابی‌های لازم، روند جبران خسارات از سوی شهرداری تهران انجام خواهد شد و این سازوکار برای شهرستان‌های استان تهران نیز پیش‌بینی شده است.

  • بازار سیاه کانفیگ و فیلترشکن در روزهای جنگ و قطعی اینترنت

    بازار سیاه کانفیگ و فیلترشکن در روزهای جنگ و قطعی اینترنت

    به گزارش اقتصادران، در حالی که قطعی اینترنت برای بسیاری از افراد به معنای کاهش درآمد و اختلال در فعالیت‌های روزمره بوده، بررسی‌ها نشان می‌دهد بازار فروش فیلترشکن و «کانفیگ» در این روزهای پرتنش به فرصتی برای سودجویی برخی افراد تبدیل شده است؛ بازاری که در آن دسترسی محدود به اینترنت بین‌الملل با قیمت‌های بسیار بالا به فروش می‌رسد.

    برخی کاربران در شبکه‌های اجتماعی می‌گویند با وجود آگاهی از قیمت‌های بالای پیشنهادی، به دلیل نیاز به دسترسی به اطلاعات، ارتباط با خانواده و دوستان و همچنین الزامات شغلی در شرایط جنگی، ناچارند برای دسترسی محدود به اینترنت بین‌الملل هزینه‌های قابل توجهی پرداخت کنند.

    بررسی‌ها نشان می‌دهد قیمت دسترسی به این کانفیگ‌ها بسیار متغیر است؛ از فروش بسته‌های ۵ گیگابایتی با قیمت حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان گرفته تا فروش هر گیگابایت اینترنت با نرخ‌هایی بین ۸۰۰ هزار تا یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان. این قیمت‌ها بسته به فروشنده و نوع دسترسی ادعا شده متفاوت است.

    در عین حال، گزارش‌ها حاکی از افزایش موارد کلاهبرداری در این بازار غیررسمی است. برخی از افراد زیان‌دیده می‌گویند فروشندگان با استفاده از اکانت‌های جعلی و کانال‌هایی با تعداد عضو بالا اقدام به تبلیغ فروش کانفیگ می‌کنند، اما پس از دریافت وجه، یا دسترسی غیرفعال در اختیار خریدار قرار می‌دهند یا پشتیبانی را قطع کرده و کاربر را مسدود می‌کنند.

    یکی از کاربران در شرح تجربه خود می‌گوید: «چند بار برای خرید کانفیگ پول پرداخت کردم. حتی در بعضی موارد ابتدا نسخه تست هم دادند، اما بعد از پرداخت هزینه، یا اتصال قطع شد یا فروشنده دیگر پاسخ نداد.»photo %DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B6 %DB%B0%DB%B3 %DB%B1%DB%B0 %DB%B1%DB%B9 %DB%B3%DB%B9 %DB%B3%DB%B0

    اعتمادسازی با پیام‌های ساختگی؛ پشت صحنه فروش کانفیگ در گروه‌ها

    بررسی‌ها همچنین نشان می‌دهد برخی از این فروشندگان برای جلب اعتماد کاربران از روش‌های فریبنده استفاده می‌کنند. در برخی گروه‌ها، گفت‌وگوهایی به ظاهر میان خریداران و مشتریان منتشر می‌شود که در آن فردی مدعی می‌شود کانفیگ خریداری کرده و از کیفیت آن رضایت دارد و سپس آیدی فروشنده را معرفی می‌کند؛ در حالی که به گفته برخی کاربران، این پیام‌ها در بسیاری موارد توسط خود فروشندگان منتشر می‌شود تا اعتماد خریداران جلب شود.

    در میان پیام‌های منتشرشده در گروه‌ها و کانال‌های مرتبط با فروش کانفیگ، برخی کاربران نسبت به افزایش کلاهبرداری‌ها هشدار می‌دهند.

    یکی از کاربران در واکنش به این وضعیت نوشته است: «تا چه زمانی قرار است از مردم کلاهبرداری شود؟ در این شرایط اصلاً اتصال پایداری وجود ندارد.»

    کاربر دیگری نیز با انتقاد از سوءاستفاده برخی فروشندگان در شرایط فعلی نوشته است: «چطور می‌توانید در این وضعیت کشور، دست به کلاهبرداری از هم‌وطنان خود بزنید؟»

    برخی کاربران همچنین معتقدند در حال حاضر بخش قابل توجهی از کانفیگ‌های فروخته‌شده کارایی لازم را ندارند و بسیاری از آنها عملاً قطع هستند. به گفته این کاربران، حتی قیمت‌های پایین نیز لزوماً نشانه معتبر بودن فروشنده نیست.

    یکی از کاربران در این باره نوشته است: «الان بیشتر کانفیگ‌ها قطع هستند و آنهایی هم که با قیمت خیلی پایین عرضه می‌شوند، قابل اعتماد نیستند؛ چون هزینه‌ای که برای ساخت یا تهیه این دسترسی‌ها پرداخت می‌شود، در حال حاضر بالا است.»

    در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد شکل‌گیری این بازار غیررسمی بیش از هر چیز ناشی از ترکیب محدودیت دسترسی و نیاز فوری کاربران به اینترنت است؛ وضعیتی که باعث شده برخی افراد برای اتصال حتی کوتاه‌مدت به اینترنت بین‌الملل حاضر به پرداخت هزینه‌های بالا شوند.

    با این حال تجربه برخی کاربران نشان می‌دهد در نبود شفافیت و نظارت، این بازار علاوه بر قیمت‌های نامتعارف، با ریسک بالای کلاهبرداری نیز همراه است و همین موضوع باعث شده بسیاری از کاربران نسبت به خرید کانفیگ از منابع ناشناس هشدار دهند.

  • درمان رایگان برای تمام مجروحان جنگ

    درمان رایگان برای تمام مجروحان جنگ

    به گزارش اقتصادران، با آغاز حملات امریکا و اسراییل از صبح شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴، نگرانی جدی در مردم درباره دسترسی به دارو، شیر خشک و اقلام مصرفی بیمارستانی ایجاد شد. این نگرانی، به خصوص از آن رو جدی‌تر بود که در روزهای پیش از حملات امریکا و اسراییل، اخبار متعددی درباره کمبود انواع داروها به دلیل کمبود نقدینگی کارخانه‌های دارویی و تشدید تحریم‌ها و غیر ممکن شدن انتقال ارز برای واردات مواد اولیه مطرح می‌شد و سرنوشت بودجه داخلی و ارز ترجیحی برای دارو در سال جدید هم نامعلوم بود و همچنین، بدهی ۲۰۰ هزار میلیارد تومانی دانشگاه‌های علوم پزشکی به صنعت دارو، وضع تداوم حیات زنجیره تولید و تامین دارو را با یک چالش جدی در حد توقف فعالیت کارخانه‌های داروسازی مواجه کرده بود. اما از اولین روز حملات امریکا و اسراییل و آغاز جنگ، به دنبال ایجاد ستاد مدیریت بحران در وزارت بهداشت، اعلام شد که نگرانی برای تامین دارو و تجهیزات پزشکی و شیر خشک وجود ندارد و هم ذخایر استراتژیک و هم وضعیت تولید در کارخانه‌ها تحت نظارت و تحت کنترل است و نیاز مردم به هر نحو تامین خواهد شد.

    در حالی که انتهای خط تولید دارو، داروخانه‌های وابسته به بخش خصوصی در سراسر کشور هستند، روز دوشنبه و در دهمین روز حملات امریکا و اسراییل به نقاط مختلف کشورمان، سخنگوی انجمن داروسازان ایران با خبرگزاری ایسنا صحبت کرد و اطمینان داد که به دلیل ذخایر استراتژیک ۶ ماهه، نه تنها بابت داروهای اساسی، کمبودی وجود ندارد، بلکه داروخانه‌ها هم با ذخیره دارویی قابل توجه فعال هستند و هیچ گزارشی از تعطیلی داروخانه‌ها دریافت نشده است. هادی احمدی‌ گفت از مجموع ۱۸ هزار داروخانه در سراسر کشور، حدود ۳ هزار داروخانه به صورت شبانه‌روزی فعال هستند و افزود:«تمام داروخانه‌ها فعال هستند و گزارشی مبنی بر تعطیلی داروخانه‌ها نداشته‌ایم، اما ممکن است در داروخانه‌های مناطقی که بیشتر مورد هدف قرار گرفته‌اند، تمام پرسنل در محل کار حاضر نشوند. توزیع شیر خشک به صورت هدفمند و براساس برنامه سازمان غذا و داروست. کمبودهایی در زمینه شیر خشک وارداتی مانند برند «آپتامیل» وجود دارد و این برند به صورت سهمیه‌ای توزیع می‌شود اما مشکلی در زمینه توزیع سایر برندها وجود ندارد و در داروخانه‌ها توزیع می‌شود و خانواده‌ها می‌توانند از برندهای جایگزین استفاده کنند.»

    صحبت‌های سخنگوی انجمن داروسازان ایران البته طی ۱۰ روز اخیر بارها توسط رییس سازمان غذا و دارو هم به اشکال دیگری اعلام شده بود. از جمله اینکه رییس سازمان غذا و دارو گفته بود که به دنبال برنامه‌ریزی‌های انجام ‌شده برای مدیریت شرایط خاص، تامین دارو، تجهیزات پزشکی و شیر خشک یک وضعیت پایدار دارد و تاکید کرده بود که در طول روزهای جنگ، در هیچ یک از استان‌های کشور با وجود حجم بیماران، مشکلی در حوزه دارو و تجهیزات پزشکی ایجاد نشده و ۵ کارخانه به صورت تمام ظرفیت در حال تولید شیرخشک هستند و شیر خشک به صورت سهمیه‌ای در اختیار مردم قرار می‌گیرد. علاوه بر صحبت رییس سازمان غذا و دارو، ستاد مدیریت بحران وزارت بهداشت هم در چند نوبت و در اطلاعیه‌‌هایی تاکید کرده بود:«بیماران مزمن و سایر عزیزانی که به هر دلیل نیازمند خدمات درمانی می‌شوند، نگران مراجعه به مراکز درمانی نباشند. تمامی این مراکز به صورت شبانه‌روزی، ضمن ارایه خدمات به مجروحان، پذیرای بیماران اورژانسی، غیراورژانسی و مزمن نیز هستند. مدیریت تعادل خدمات مطابق دستورالعمل‌ها به روسای دانشگاه‌ها و دانشکده‌های علوم پزشکی واگذار شده است.

    به مردم شریف ایران اطمینان می‌دهیم با توجه به ذخایر راهبردی مناسب، در حوزه دارو، شیرخشک و تجهیزات پزشکی کمبودی وجود ندارد. با توجه به جابه‌جایی جمعیت به مناطق امن، سهمیه‌های توزیعی متناسب با شرایط جدید تنظیم شده تا کمترین دغدغه‌ای ایجاد نشود.»   اواسط هفته جاری، فرامرز اختراعی که ریاست هیات‌مدیره سندیکای تولیدکنندگان مواد دارویی را برعهده دارد، در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر از فعالیت شبانه‌روزی کارخانه‌های داروسازی خبر داد و با اطمینان‌بخشی درباره تداوم تولید گفت: «در حملات اخیر برخی آسیب‌های جزیی به بدنه زیرساخت‌های تولید دارو وارد شد. گزارش‌های دریافتی نشان می‌دهد که صدمات جدی به خطوط تولید وارد نشده و تنها در موارد محدودی، آسیب‌های جزیی در حد ترکش به محوطه برخی شرکت‌ها گزارش شده و فقط یک واحد ماشین‌سازی تأمین‌کننده تجهیزات دارویی مورد اصابت قرار گرفته که به زودی بازسازی آن آغاز خواهد شد.

    با این حال، تمام شرکت‌های داروسازی، واحدهای تولید مواد موثره و صنایع بسته‌بندی بدون حتی یک روز تعطیلی در حال فعالیت هستند و نه تنها خطوط تولید، بلکه دفاتر اداری و بازرگانی نیز به‌طور کامل مشغول به کارند تا فرآیند تأمین نیازهای دارویی کشور با خللی مواجه نشود. تاکنون هم هیچ گزارشی مبنی بر کمبود حتی یک قلم دارو به دلیل شرایط جنگی دریافت نشده و ثبات کنونی در داروخانه‌ها و مراکز درمانی، نشان‌ دهنده وضعیت مناسب ذخایر و توان بالای تولیدکنندگان داخلی است و مردم اطمینان داشته باشند که زنجیره تأمین، از مواد اولیه تا محصول نهایی، با قدرت به مسیر خود ادامه می‌دهد.»  ابتدای هفته جاری کمیسیون بهداشت مجلس جلسه‌ای برای بررسی وضعیت خدمات بهداشت و درمان و تامین دارو و تجهیزات پزشکی مورد نیاز در شرایط فعلی برگزار کرد و بعد از این جلسه، سلمان اسحاقی که سخنگوی این کمیسیون است، اطمینان داد که در حال حاضر کمبود شیر خشک در کشور وجود ندارد و تولید این محصول به‌صورت ۲۴ ساعته ادامه دارد و اقدامات لازم برای تأمین پایدار آن در سراسر کشور در حال انجام است.

    تایید کمیسیون بهداشت مجلس بر ثبات وضعیت تولید و تامین شیر خشک در حالی بود که هفته قبل، رییس انجمن تولید‌کنندگان شیر خشک اطفال از موجودی کافی شیر خشک نوزاد به دلیل تولید ۲۴ ساعته کارخانه‌ها خبر داده بود. علی جعفریان که مشاور عالی وزیر بهداشت است، طی این روزهای جنگ از رصد روزانه وضعیت اقلام دارویی خبر داد و گفت که سازمان غذا و دارو و معاونت‌های غذا و داروی دانشگاه‌های علوم پزشکی به‌صورت روزانه وضعیت تامین اقلام مورد نیاز را رصد می‌کنند و در صورت مشاهده کمبود اقدامات لازم برای جبران آن انجام می‌شود که در این حوزه چالش خاصی گزارش نشده است. طبق جدیدترین گزارش وزارت بهداشت، در فاصله ۹ تا ۱۷ اسفند، بیش از ۱۰ هزار نفر از هموطنان غیر نظامی در حملات امریکا و اسراییل به مناطق مسکونی و تجاری در شهرهای کشور مجروح شده‌اند که این مجروحان به مراکز درمانی دولتی یا خصوصی و خیریه منتقل می‌شوند.

    مشاور عالی وزارت بهداشت در توضیح وضعیت خدمات درمانی صددرصد رایگان در بیمارستان‌های آموزشی و دولتی و خیریه و خصوصی کشور برای مجروحان حملات اخیر گفته بود:«نظام سلامت برای ارایه خدمات درمانی به مجروحان جنگی حملات امریکا و اسراییل به کشورمان، در آمادگی کامل است و در حال حاضر هیچ چالش جدی در رسیدگی به آسیب‌دیدگان در سطح کشور وجود ندارد و ظرفیت‌های درمانی به‌طور کامل فعال است. اورژانس‌ها در آمادگی کامل قرار دارند و در تمامی مراکزی که بازدید میدانی انجام شد، همکاران در حال خدمت‌رسانی بودند. گروه‌های پزشکی و پرستاری به‌صورت کامل در آماده‌باش هستند و سیستم درمانی کشور این توان را دارد که در کوتاه‌ترین زمان ممکن به مجروحانی که در حملات شدید و وحشیانه آسیب می‌بینند، خدمات ارایه کند.

    در روزهای گذشته گزارشی مبنی بر وجود چالش جدی در رسیدگی به مجروحان در سطح کشور دریافت نشده و روند خدمت‌رسانی بدون اختلال ادامه دارد. تقریبا همه بیمارستان‌های تهران پذیرای مجروحان بوده‌اند، هرچند تعداد پذیرش در مراکز مختلف متفاوت است. به عنوان مثال، ممکن است یک بیمارستان طی دو روز بیش از ۱۰۰ مجروح و بیمارستانی دیگر ۱۰ مورد پذیرش کرده باشد اما مراجعه در اغلب مراکز وجود داشته است. بیمارستان‌های جنرال (عمومی) به دلیل برخورداری از تمامی تخصص‌ها و ظرفیت‌های گسترده‌تر بیشتر مورد مراجعه قرار می‌گیرند. در یکی از مراکز بازدید شده، طی ۴۸ ساعت بیش از ۷۰ مجروح پذیرش شده و اقدامات درمانی آنان به‌طور کامل انجام گرفته و اغلب مراکز درمانی برای شرایط بحرانی آمادگی دارند. البته در شرایط جنگی، اقدامات درمانی قابل تعویق، متوقف می‌شود و اولویت با رسیدگی به مجروحان است و ظرفیت لازم برای پذیرش گسترده وجود دارد. در برخی بیمارستان‌ها تا ۱۰۰ تخت اورژانس پیش‌بینی شده که در صورت ورود ناگهانی شمار زیادی از مجروحان، امکان ارایه خدمات فوری فراهم باشد.

    ممکن است در صورت ورود ناگهانی تعداد زیادی مجروح به یک مرکز درمانی، تراکم اولیه ایجاد شود، اما بر اساس بازدیدهای میدانی و گزارش‌های دریافتی، این شرایط به سرعت مدیریت شده و روند درمان بدون وقفه ادامه می‌یابد. اتاق‌های عمل فعال هستند و متخصصان، دستیاران و کادر درمانی به‌طور کامل در حال فعالیتند. بیمارستان‌ها ضمن حفظ فعالیت عادی خود، ظرفیت لازم برای پوشش شرایط ویژه را نیز در اختیار دارند.»   در شرایط جنگی، خون یک داروی حیاتی محسوب می‌شود. در بعضی حملات و به دلیل اصابت ترکش یا نوع آوار، جراحات خونریزی‌دهنده شمار بسیار بالاتری دارد و حتی ممکن است تعداد زیادی از مجروحان، نیازمند اعمال جراحی باشند چنانکه طبق آخرین گزارش وزارت بهداشت، در اولین هفته حملات امریکا و اسراییل به نقاط مختلف کشورمان، ۶۵۰ مورد جراحی برای مجروحان غیر نظامی انجام شده است.

    از اولین روز حملات اخیر، اعلام سازمان انتقال خون برای اهدای تمام گروه‌های خونی تکرار شد که البته این درخواست هم بی‌پاسخ نماند و در این روزها تصاویری در خبرگزاری‌ها از صف فشرده هموطنان برای اهدای خون منتشر شده است. روز دوشنبه و در دهمین روز حملات امریکا و اسراییل به کشورمان، مدیرعامل سازمان انتقال خون از ذخایر مطلوب خون خبر داد ولی تاکید کرد که با توجه به عمر محدود فرآورده‌های خونی، نیاز به اهدای خون همیشگی است.

  • پناهندگی دختران تیم ملی فوتبال؛ سنگی که یک دیوانه در چاه انداخت!

    پناهندگی دختران تیم ملی فوتبال؛ سنگی که یک دیوانه در چاه انداخت!

    به گزارش اقتصادران، به صورت خلاصه ماجرا برمی گردد به اینکه اعضای تیم ملی زنان ایران در نخستین بازی خود در مسابقات جام ملت‌های آسیا آنطور که تندرو‌ها انتظار داشتند سرود ملی نخواندند و گرچه در بازی‌های بعدی هم سرود خواندند و هم به پرچم احترام نظامی گذاشتند، اما همچنان تندرو‌ها خواستار شدیدترین برخورد با دختران ملی پوش شدند.

    در این بین اظهارات محمدرضا شهبازی مجری جنجالی تلویزیون در برنامه پاورقی که این دختران را بی شرف و خائن به کشور در زمان جنگ خواند و خواستار اشد مجازات برای آنها شد بازتابی فراتر از انتظار پیدا کرد و رسانه‌هایی نظیر نیویورک تایمز، رویترز، گاردین گزارش‌های مفصلی در این رابطه منتشر کردند. در نتیجه این واکنش‌ها، برخی نهاد‌های رسمی ورزشی در استرالیا و‌ ای اف سی به مساله ورود کرده و خواستار تضمین امنیت اعضای تیم ملی زنان شدند.

    در برخی گزارش‌ها ادعا شد با توجه به قوانین ایران امکان دارد بازیکنان بعد از بازگشت به ایران با خطر اعدام مواجه شوند! در نهایت فضا آنقدر ملتهب شد که ترامپ رئیس جمهور آمریکا در شبکه‌های اجتمای مستقیما در این رابطه پستی منتشر کرد و از نخست وزیر استرالیا خواست به دختران تیم ملی ایران پناهندگی بدهد و اگر استرالیا این کار را نکند آمریکا به آنها پناهندگی خواهد داد.

    در نهایت روز دوشنبه ۵ بازیکن تیم ملی زنان ایران که احساس می‌کردند بیش از سایرین تحت فشار قرار دارند، از هتل محل اقامت تیم ملی در گلدکوست استرالیا خارج شدند و چند ساعت بعد عکس آنها کنار وزیر داخلی استرالیا با تیتر «پناهندگی ۵ عضو تیم ملی زنان ایران» منتشر شد.

    زهرا سربالی، مونا حمودی، زهرا قنبری، فاطمه پسندیده و عاطفه رمضانی‌زاده این ۵ بازیکن هستند. در عین حال گفته می‌شود این تعداد در ساعات گذشته به ۷ رسیده است.

    تضمین‌های دیرهنگام

    در قسمت آخر گزارش قبلی درباره موضوع دختران تیم ملی که قبل از بازی آخر این تیم مقابل فیلیپن منتشر شد، به صراحت نوشتیم صداوسیما باید هرچه سریعتر نسبت به این موضوع واکنش نشان دهد و با توبیخ مجری مذکور از اعضای تیم ملی زنان ایران عذرخواهی کند. مقامات هم باید بلافاصله به اعضای تیم ملی زنان تضمین می‌دادند که مشکلی هنگام بازگشت به کشور متوجه ان‌ها نیست، چرا که خطر فشار روی این بازیکنان و پناهندگی آنها در این شرایط بسیار بالا است.

    با این حال متاسفانه همه مقامات زمانی پای کار آمدند که ۵ بازیکن تیم ملی از اردو خارج شده بودند. محمدرضا عارف معاون اول رئیس جمهور در پیامی با رد دخالت‌های رئیس جمهور آمریکا گفت آغوش کشور به روی دختران تیم ملی باز است.

    دادستان کل کشور نیز پیام مشابهی ارسال نمود. در بیانیه دادستانی آمده: برخی اعضای زحمتکش تیم فوتبال بانوان کشورمان هم، که از فرزندان همین آب و خاکند، ناخواسته و با برانگیختگی احساسی ناشی از توطئه و شیطنت دشمن، رفتاری داشته‌اند که موجب ذوق‌زدگی توهم‌آمیز سردمداران جنایتکار جنگ تحمیلی آمریکایی- صهیونیستی شده است و، چون آغوش پر مهر نظام و مردم شریف ایران اسلامی، به روی این فرزندان عزیز گشاده و شرایط خاص حدوث این وضعیت، قابل درک است، از این عزیزان دعوت می‌شود با آرامش و اطمینان، به میهن خود مراجعت کنند و علاوه بر رفع دغدغه‌های خانواده‌های خود، همگام با ملت بزرگ و ستودنی ایران، در صف مقابله با توطئه‌های دشمنان کشور عزیزمان باشند.

    با توجه به شرایط جنگی کشور طبیعی است بپذیریم چهره‌هایی نظیر عارف یا دادستان کشور به خاطر مشغله زیاد نتوانند به وضعیت تیم ملی زنان واکنش سریع نشان بدهند. اما فدراسیون فوتبال چه؟

    بدون شک فدراسیون فوتبال یکی از مقصرین اصلی اتفاق رخ داده است. این فدراسیون گرچه در ساعات گذشته بیانیه‌هایی علیه اظهارات ترامپ و مخالفت با ورود سیاست به ورزش منتشر کرده، اما هنوز هیچ متنی در دفاع مشخص و واضح از اعضای تیم ملی زنان ایران در قبال برچسب خیانت و وطن فروشی مجری صداوسیما روی خروجی سایت فدراسیون قرار نداده است.

    این در حالی است که انتظار می‌رفت بلافاصله بعد از پخش آن برنامه جنجالی فدراسیون به عنوان مدافع اول فوتبال قاطعانه پاسخ اظهارات هتاکانه شهبازی را بدهد و به گوش بازیکنان تیم ملی زنان برساند که اصلا قرار نیست فضاسازی‌های یک مجری برای آنها مشکلی به وجود بیاورد. با این حال فدراسیون همانطور که پیش از این نشان داده بود هیچ ارزشی برای تیم ملی زنان قائل نیست –که این را می‌شود در نحوه تدارک تیم و اعزام به مسابقات دید- در این موضوع هم بار دیگر ثابت کرد دختران ملی پوش اولویت آخر مهدی تاج و همکارانش هم نیستند.

    به جز بی توجهی به شرایط رخ داده، همراه کردن محمدرحمان سالاری عضو جنجالی هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال با تیم ملی زنان با دستور مهدی تاج یکی دیگر از دلایل بروز این اتفاقات بوده است. سالاری بی تجربه در چنین بزنگاه مهمی نه تنها نتوانست شرایط اردو را آرام کند، بکه طبق اخبار رسیده خودش یکی از عوامل اصلی افزایش تنش در اردوی تیم ملی زنان بوده است. این فرد که پیش از این مشاور شهره موسوی مدیرعامل سابق بادران و نایب رئیس پیشین فدراسیون فوتبال -که هم اکنون به جرم کلاهبرداری در زندان به سر می‌برد- بود در انتخابات سال گذشته با حواشی بسیار به هیئت رئیسه راه یافت.

    ماجرای نادان و سنگ توی چاه

    ماجرای نادانی که سنگی توی چاه می‌اندازد و هزار عاقل از بیرون آوردن آن عاجز می‌مانند را همه شنیده‌اید. این درست مثل اتفاقی است که امروز در مورد تیم ملی زنان ایران رخ داده است. یک مجری نادان بی پروا در شرایط جنگی کشور چنین جنجال بزرگی به راه می‌اندازد و هزینه به دوش کشور می‌گذارد و حالا قوه مجریه و مقننه و سایر نهاد‌ها باید برای مدیریت اوضاع تلاش کنند.

    سوال مهمی که در این لحظه باید پرسیده شود، با توجه به حمایت معاون اول رئیس جمهور و دادستان کشور از اعضای تیم ملی زنان این است که چه برخوردی با محمدرضا شهبازی صورت می‌گیرد؟ اگر آغوش کشور و نظام برای دختران تیم ملی باز است و طبق گفته دادستانی «شرایط خاص حدوث این وضعیت، قابل درک است» آیا کسی که بی دلیل و صرفا برای خودشیرینی چنین بلوایی به راه انداخته و رسما در زمین دشمن بازی کرده حداقل یک تذکر دریافت می‌کند؟ آیا کسی مهدی تاج و محمدرحمان سالاری را مواخذه می‌کند که چرا نتوانستند اوضاع را درست مدیریت کنند؟ آیا شهبازی و مدیران فدراسیون که پاس گل حاضر و آماده در اختیار ترامپ و رسانه‌های خارجی برای سواستفاده قرار دادند بازخواست می‌شوند؟

    خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران در گزارش خود درباره اتفاق رخ داده نوشته است: «گروهی از ضدانقلاب و طرفداران پهلوی اتوبوس تیم ملی را دوره کردند. تاکتیک فشار به تک‌تک بازیکنان از روز اول و ترساندن آنها از شرایطشان پس از بازگشت ایران نقشه‌ای مشابه است که پیش‌تر برای ورزشکاران دیگر نیز اجرا شده». جالب اینجاست که این رسانه هیچ اشاره‌ای به دست گل صداوسیما و ناتوانی فدراسیون نکرده و تنها دلیل بروز این اتفاق را دوره کردن اتوبوس تیم ملی زنان توسط «ضدانقلاب» دانسته است.

    به نظر می‌رسد اگر همه مقامات چنین دیدگاهی داشته باشند نه با فدراسیون و نه با سازندگان برنامه پاورقی برخوردی نخواهد شد و چه بسا جایزه هم دریافت کنند.

  • موج جنگ به «میراث فرهنگی» رسید

    موج جنگ به «میراث فرهنگی» رسید

    به گزارش اقتصادران، روز گذشته در جریان حملات هوایی به استانداری اصفهان، بخشی از میدان نقش جهان اصفهان آسیب دید. همچنین آثار باستانی دیگری در روز‌های گذشته آسیب دیدند که مشهورترین آنها کاخ گلستان بود که تصاویر آسیب به میراث فرهنگی کشورمان بسیار تلخ و دردناک بود.

    گزارش‌ها و بیانیه‌ی رسمی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی نیز حاکی از آن است که برخی از مهم‌ترین آثار تاریخی و فرهنگی کشور، از جمله کاخ گلستان در تهران، مسجد جامع عباسی و کاخ چهل‌ستون در میدان نقش‌جهان اصفهان، و همچنین محوطه‌های تاریخی خرم‌آباد، در معرض آسیب و تهدید قرار گرفته‌اند. این بنا‌ها که برخی از آنها در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌اند، نه تنها بخشی از هویت ملی ایران، بلکه سرمایه‌ای مشترک برای بشریت محسوب می‌شوند.

    وزارت میراث‌فرهنگی در بیانیه‌ی خود، این حملات را «تجاوز نظامی آشکار و مغایر با معاهدات بین‌المللی و اصول بنیادین انسانی» خوانده و تأکید کرده است که آسیب دیدن این آثار، ضربه‌ای به حافظه تمدنی جهان تلقی می‌شود. این وزارتخانه با استناد به کنوانسیون‌های بین‌المللی مرتبط از جمله کنوانسیون ۱۹۷۲ حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی جهان، هرگونه آسیب به اموال فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه را نقض آشکار تعهدات بین‌المللی دانسته است.

    درخواست از جامعه جهانی و طرح راهکار‌ها

    در پی این وقایع، تهران از جامعه جهانی و نهاد‌های بین‌المللی خواسته است تا در برابر تهدید و تخریب میراث فرهنگی ایران سکوت نکنند. در این شرایط می‌توان با استفاده از ظرفیت‌های حقوقی، رسانه‌ای و مدنی، توجه نهادهایی، چون یونسکو و سازمان ملل را به این موضوع جلب کرد و همچنین با فعال‌سازی سازوکار‌های نظارتی و حقوقی بین‌المللی و همچنین به کار گیری دیپلماسی در این زمینه و اعزام فوری کارشناسان بی‌طرف برای بررسی میدانی خسارت‌ها می‌توان از میراث گرانقدر کشور محافظت کرد.

    «سپر آبی»؛ سپری در برابر تخریب

    در شرایط افزایش تنش‌ها و درگیری‌های نظامی، موضوع استقرار «سپر آبی» بر فراز موزه‌ها و اماکن فرهنگی اهمیت ویژه‌ای یافته است. طبق گزارشی که آوش منتشر کرده، سپر آبی، نمادی بین‌المللی است که بر اساس کنوانسیون لاهه ۱۹۵۴ برای حفاظت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه معرفی شده است. این نماد، شامل سپری آبی و سفید، به عنوان علامتی رسمی برای شناسایی و حفاظت از مکان‌های فرهنگی مهم مانند موزه‌ها، بنا‌های تاریخی، کتابخانه‌ها و آرشیو‌ها عمل می‌کند و به نیرو‌های نظامی یادآوری می‌نماید که این اماکن نباید هدف حمله قرار گیرند.

    ایده سپر آبی پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت، زمانی که بسیاری از میراث فرهنگی در اثر جنگ نابود شدند. نصب این نماد بر روی بناها، اعلامیه‌ای است مبنی بر اینکه آن مکان بخشی از میراث فرهنگی بشریت بوده و باید از هرگونه تعرضی مصون بماند.

    طبق این گزارش، بی‌توجهی به حفاظت از میراث فرهنگی، همانطور که پرونده‌ی محاکمه یکی از فرماندهان در مالی به دلیل تخریب مقبره‌های تاریخی تیمبوکتو نشان داد، می‌تواند پیامد‌های حقوقی جدی و حتی پیگرد به عنوان جنایت جنگی را به همراه داشته باشد. سپر آبی یادآوری می‌کند که میراث فرهنگی، فراتر از مرز‌های یک کشور، بخشی از تاریخ و هویت مشترک همه‌ی انسان‌هاست و حفاظت از آن، حتی در بحرانی‌ترین شرایط، مسئولیتی جهانی به شمار می‌آید.

  • زندگی با چمدان نیمه‌بسته در بمباران! / چرا مردم ایران «کیف بحران» ندارند؟

    زندگی با چمدان نیمه‌بسته در بمباران! / چرا مردم ایران «کیف بحران» ندارند؟

    به گزارش اقتصادران، اگر نیمه‌شب ناگهان خبر بحرانی و جدی منتشر شود و مردم فقط چند دقیقه فرصت داشته باشند خانه‌هایشان را ترک کنند، چه چیزی را با خود می‌برند؟ پاسپورت، لپ‌تاپ، دارو، پول نقد یا فقط چند وسیله ضروری برای بچه‌ها؟

    در بسیاری از کشورهای جهان پاسخ این سؤال از قبل مشخص است؛ یک «کیف بحران» کنار در خانه که برای ۷۲ ساعت زندگی در شرایط اضطراری آماده شده است.

    اما در ایران، جامعه‌ای که بارها با انواع بحران‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مواجه شده، کمتر به آمادگی عملی برای چنین لحظه‌ای فکر کرده است. در خانه‌های بسیاری از مردم، چیزی شبیه «کیف بحران» وجود ندارد؛ فقط چمدان‌هایی هست که گاهی در ذهن آدم‌ها نیمه‌بسته مانده‌اند.

    یه پوشه مدارک و دیگر هیچ!

    امیر ۲۳ ساله و دانشجوی مهندسی در تهران است. او می‌گوید چند ماه پیش یک تصمیم ساده گرفت؛ تصمیمی که به گفته خودش بیشتر از هر چیز برای آرام کردن ذهنش بود. یک پوشه پلاستیکی خرید و پاسپورت، چند مدرک دانشگاهی و یک فلش مموری که نسخه اسکن شده مدارکش در آن ذخیره شده را داخل آن گذاشت. پوشه حالا در کشوی میز کنار تختش قرار دارد. امیر می‌گوید یک شب با دوستش درباره احتمال بحران صحبت می‌کردند و ناگهان متوجه شد اگر مجبور شود سریع از خانه خارج شود هیچ چیز آماده‌ای ندارد. همان شب مدارکش را جمع کرد. با این حال او هنوز چیزی شبیه «کیف بحران» ندارد؛ نه آب ذخیره کرده و نه غذا. تنها چیزی که می‌داند این است که اگر مجبور شود خانه را ترک کند، اولین چیزی که برمی‌دارد همان پوشه است.

    دست‌کم مدارکمان را از دست ندهیم

    الهام ۳۵ ساله و کارمند یک شرکت خصوصی در تهران است. او هم تجربه‌ای مشابه دارد. چند ماه پیش شایعه‌ای درباره احتمال درگیری نظامی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد و همان شب او تصمیم گرفت مدارک مهم زندگی‌اش را در یک پاکت بزرگ جمع کند. پاسپورت، کارت ملی، سند خانه پدرش و چند عکس خانوادگی حالا در همان پاکت قرار دارند.

    الهام می‌گوید وقتی آن‌ها را جمع می‌کرد احساس می‌کرد کمی از اضطرابش کم شده است. اما وقتی از او می‌پرسم آیا چیز دیگری هم آماده کرده، کمی مکث می‌کند و می‌گوید نه. حتی کیفی ندارد که بتواند همه چیز را سریع بردارد. او می‌گوید بیشتر از هر چیز داشتن همان پاکت باعث می‌شود حس کند اگر اتفاقی بیفتد دست‌کم مدارکش را از دست نمی‌دهد.

    کودکان و نوجوان چه وسایلی برمی‌دارند؟

    یک معلم مدرسه در شرق تهران می‌گوید یک بار در کلاس از دانش‌آموزان پرسیده بود اگر مجبور شوند ناگهان خانه را ترک کنند چه چیزی با خود می‌برند. پاسخ‌ها بیشتر شبیه فهرست علاقه‌هایشان بود. یکی گفت پلی‌استیشنم را برمی‌دارم. یکی گفت عروسکم را. یک دانش‌آموز کلاس هفتم هم گفت گربه‌ام را با خودم می‌برم. برای بسیاری از کودکان بحران هنوز مفهوم ملموسی نیست؛ آن‌ها بیشتر به چیزهایی فکر می‌کنند که دوست دارند، نه چیزهایی که برای بقا لازم است.

    راننده‌ای که به مسیر عبور از بحران فکر می‌کند

    رضا ۴۶ ساله و راننده تاکسی اینترنتی است. او می‌گوید اگر بحران جدی شود اولین کاری که می‌کند بردن بچه‌هایش به خانه مادرش در شهرستان است. اما نگرانی اصلی‌اش چیز دیگری است. او می‌گوید در شهری مثل تهران اگر بحران ناگهانی رخ دهد همه با ماشین به خیابان می‌آیند و شهر خیلی زود قفل می‌شود. رضا برای چنین روزی وسیله خاصی آماده نکرده، اما یک عادت دارد؛ سعی می‌کند همیشه بنزین ماشینش کمتر از نصف نباشد تا اگر لازم شد بتواند سریع شهر را ترک کند.

    چمدانی صرفا برای بچه‌ها

    مریم، مادر دو کودک در کرج، تجربه متفاوتی دارد. او می‌گوید بعد از دوران کرونا تصمیم گرفت یک چمدان کوچک برای بچه‌هایش آماده کند. داخل چمدان چند دست لباس، داروهای ضروری، یک چراغ‌قوه و چند بسته بیسکویت قرار داده است. مریم می‌گوید شاید هیچ‌وقت لازم نشود از آن استفاده کند، اما همین که آن چمدان در کمد قرار دارد به او احساس آرامش می‌دهد. به گفته او تصور اینکه بتواند چند روز اول بحران را مدیریت کند باعث می‌شود کمتر مضطرب باشد.

    سربازی که فقط کارت شناسایی دارد

    علی ۲۱ ساله و سرباز است. او می‌گوید در پادگان همیشه صحبت از آمادگی و بحران می‌شود، اما وقتی به زندگی شخصی خودش فکر می‌کند می‌بیند تقریباً هیچ چیز آماده‌ای ندارد. علی می‌گوید اگر مجبور شود ناگهان خانه را ترک کند احتمالاً فقط کارت شناسایی و تلفن همراهش را با خود می‌برد. او می‌گوید در خدمت نظامی درباره شرایط اضطراری زیاد آموزش دیده، اما هیچ‌وقت به این فکر نکرده که در زندگی شخصی خودش چه چیزی باید آماده داشته باشد.

    پرستاری که به دارو فکر می‌کند

    سارا ۳۲ ساله و پرستار یک بیمارستان در تهران است. او می‌گوید وقتی درباره بحران فکر می‌کند اولین چیزی که به ذهنش می‌رسد دارو است. سارا می‌گوید اگر مجبور شود ناگهان خانه را ترک کند احتمالاً یک کیف کوچک برمی‌دارد که داخل آن چند داروی ضروری، یک چراغ‌قوه و شارژر تلفن همراه قرار دارد. او می‌گوید تجربه کار در بیمارستان به او یاد داده که در شرایط بحران ساده‌ترین چیزها مثل دارو یا نور چراغ‌قوه می‌تواند بسیار مهم باشد.

    کارگری که فقط پول نقد جمع می‌کند

    حسین ۳۹ ساله و کارگر ساختمانی است. او می‌گوید هیچ کیف اضطراری یا برنامه خاصی برای بحران ندارد. تنها کاری که می‌کند این است که همیشه سعی می‌کند مقداری پول نقد کنار بگذارد. او می‌گوید اگر بحران جدی شود احتمالاً با همان پول شهر را ترک می‌کند و به روستای زادگاهش برمی‌گردد. حسین می‌گوید برای کسی مثل او مهم‌ترین چیز در بحران امکان حرکت و پیدا کردن جایی برای کار است.

    جامعه‌ای که ذهنش آماده‌تر از خانه‌اش است

    پژوهش‌های مربوط به آمادگی بحران در ایران نشان می‌دهد فاصله قابل توجهی میان آگاهی مردم و آمادگی واقعی وجود دارد. بر اساس یک مطالعه ملی درباره آمادگی خانوارها در برابر بلایا، تنها حدود ۱۰ درصد خانوارهای ایرانی اقدام مشخصی برای آمادگی در برابر بحران انجام داده‌اند. در برخی پژوهش‌های منطقه‌ای این رقم کمی بیشتر گزارش شده و در یک مطالعه حدود ۳۹ درصد برآورد شده است. این ارقام نشان می‌دهد بخش بزرگی از جامعه عملاً برنامه مشخصی برای مواجهه با بحران ندارد.

    در کشورهای دیگر کیف بحران یک عادت است

    در بسیاری از کشورها داشتن «کیف بحران» به یک توصیه رسمی تبدیل شده است. در اروپا به شهروندان توصیه می‌شود برای حداقل ۷۲ ساعت غذا، آب و وسایل ضروری در خانه داشته باشند تا در صورت بحران بتوانند بدون کمک فوری دوام بیاورند. در کشورهایی مثل ژاپن نیز آموزش آمادگی بحران از مدرسه آغاز می‌شود و تمرین‌های تخلیه به طور منظم برگزار می‌شود. گزارش‌های بین‌المللی نشان می‌دهد حدود ۴۵ درصد خانوارهای ژاپنی کیت اضطراری در خانه دارند.

    تفاوت چمدان مهاجرت و کیف بحران

    پاسخ بسیاری از ایرانی‌ها به سؤال «در بحران چه چیزی برمی‌دارید؟» معمولاً به چند چیز محدود می‌شود؛ پاسپورت، پول نقد، مدارک و لپ‌تاپ. این فهرست بیشتر شبیه وسایل یک چمدان مهاجرت است تا یک کیف بحران. کیف بحران برای چند روز زندگی در شرایط اضطراری طراحی می‌شود و معمولاً شامل آب، غذای خشک، چراغ‌قوه، باتری، رادیو، دارو و مدارک ضروری است.

    چمدان مهاجرت اما برای ترک کامل زندگی آماده می‌شود. شاید به همین دلیل است که وقتی بسیاری از ایرانی‌ها به بحران فکر می‌کنند بیشتر به رفتن فکر می‌کنند تا دوام آوردن.

    چمدانی که هیچ‌وقت کامل بسته نمی‌شود

    اگر از مردم بپرسید در بحران چه چیزی برمی‌دارند پاسخ‌ها بسیار متفاوت است؛ از پوشه مدارک یک دانشجو تا چمدان کوچک یک مادر یا پول نقد یک کارگر. اما در میان همه این روایت‌ها یک نکته مشترک دیده می‌شود: بیشتر مردم ایران برنامه مشخصی برای بحران ندارند.

    در بسیاری از خانه‌ها نه کیف اضطراری وجود دارد، نه ذخیره آب و غذا، نه برنامه مشخص برای روزهای اول بحران. جامعه‌ای که بارها با بحران‌های مختلف روبه‌رو شده، هنوز آمادگی روزمره برای چنین لحظه‌ای را به بخشی از زندگی خود تبدیل نکرده است. شاید به همین دلیل است که در ذهن بسیاری از مردم، زندگی همیشه با نوعی چمدان نیمه‌بسته ادامه دارد؛ چمدانی که معلوم نیست روزی واقعاً بسته خواهد شد یا نه؟

  • ۱۰ روز با اینترنت ملی!

    ۱۰ روز با اینترنت ملی!

    به گزارش اقتصادران، از زمان آغاز حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران، وضعیت دسترسی به اینترنت در کشور وارد مرحله‌ای بی‌سابقه شده است. با فعال شدن «اینترنت ملی» دسترسی کاربران به بسیاری از سرویس‌های بین‌المللی از جمله موتور جست‌وجوی گوگل، خدمات ایمیل، نقشه‌ها و ابزار‌های وابسته به شرکت گوگل به طور کامل قطع شده است. این محدودیت‌ها نه‌تنها کاربران عادی، بلکه کسب‌وکارها، رسانه‌ها و جریان گردش اطلاعات را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

    گزارش‌ها و داده‌های نهاد‌های مستقل پایش اینترنت نشان می‌دهد که اتصال ایران به شبکه جهانی اینترنت طی چند روز گذشته به شدت کاهش یافته و در برخی بازه‌های زمانی به سطح حداقلی رسیده است. واشنگتن پست در گزارشی با استناد به داده‌های فنی اعلام کرده که ایران در روز‌های اخیر یکی از شدیدترین اختلال‌های اینترنتی سال‌های گذشته را تجربه کرده است. بر اساس داده‌های نهاد‌هایی مانند نت‌بلاکس، میزان اتصال کشور به اینترنت جهانی در مقاطعی به حدود چهار درصد از سطح معمول کاهش یافته که عملاً به معنای قطع ارتباط بخش بزرگی از جامعه با جهان خارج است.

    نخستین بعد، پیامد‌های روانی و اجتماعی قطع اینترنت در بستر زندگی روزمره مردم است. این بار، برخلاف جنگ ۱۲ روزه، شمار بیشتری از مردم در تهران و شهر‌های بزرگ در محل سکونت خود باقی مانده‌اند. با بازگشایی مشاغل، بسیاری از افرادی که موقتاً شهر را ترک کرده بودند، ناچار به بازگشت شدند. در چنین شرایطی، شنیدن صدای انفجار یا انتشار اخبار حملات، نیاز روانی به دسترسی سریع به اطلاعات را تشدید می‌کند.

    شبکه‌های اجتماعی در بحران‌ها تنها ابزار اطلاع‌رسانی نیستند، بلکه فضایی برای به اشتراک‌گذاری تجربه، ترس و همدلی محسوب می‌شوند. تجربه‌های گذشته نشان داده که شکل‌گیری حلقه‌های ارتباطی میان افرادی با تجربه مشترک، نقش مهمی در حفظ آرامش روانی جامعه دارد. محدود شدن اینترنت، این امکان را از مردم سلب کرده و فرآیند تقویت روحیه جمعی در شرایط جنگی را تضعیف می‌کند.

    دومین بعد قابل بررسی، تأثیر این وضعیت بر فضای رسانه‌ای و اجتماعی کشور است. قطع یا محدودسازی اینترنت به معنای بسته شدن صدای میانه‌رو در رسانه و جامعه است. در زمان قطعی اینترنت، شبکه‌های ماهواره‌ای و رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور همچنان بدون مانع در دسترس مردم قرار دارند. این موضوع، امکان اثرگذاری و پروپاگاندای این رسانه‌ها را افزایش می‌دهد، به‌ویژه در فضایی که جامعه تحت فشار روانی ناشی از حملات نظامی قرار دارد. روایت میانه‌رو و معقول از وضعیت کمتر شنیده می‌شود. در بسیاری از موارد این شبکه‌های اجتماعی بودند که به دلیل امکان اعتمادسازی اخبار نادرست را به مردم نشان می‌دادند.

    در چنین شرایطی، بمباران خبری رسانه‌های مغرض، تحلیل‌های هیجانی و روایت‌های بعضاً اغراق‌آمیز می‌تواند آرامش اجتماعی را مختل کند. از سوی دیگر، محدود شدن اینترنت این احساس را در میان شهروندان تقویت می‌کند که تنها به روایت‌های رسمی و تصفیه‌شده دسترسی دارند. این حس «محصور شدن اطلاعاتی» می‌تواند بی‌اعتمادی، اضطراب و شکاف میان جامعه و رسانه‌های داخلی را تشدید کند، به‌خصوص زمانی که امکان راستی‌آزمایی مستقل برای مردم وجود ندارد.

    سومین محور، فقدان توضیح شفاف از سوی مسئولان درباره ضرورت این قطعی گسترده در شرایط جنگی است. در گذشته، همواره این استدلال مطرح می‌شد که اینترنت آزاد می‌تواند مسیر ترور، نفوذ یا دسترسی دشمن به اطلاعات حساس را هموار کند. با این حال، تجربه جنگ ۱۲ روزه و تحولات ۱۰ روز اخیر نشان می‌دهد که دشمن برای اجرای عملیات نظامی یا اطلاعاتی خود الزاماً به ابزار‌هایی مانند اینترنت عمومی شهروندان وابسته نیست. این پرسش جدی مطرح است که اگر تهدید اصلی از مسیر‌های دیگر تأمین می‌شود، چرا هزینه محدودسازی ارتباطات بر دوش جامعه گذاشته می‌شود.

    در عین حال، شواهد و گزارش‌های غیررسمی حاکی از آن است که برخی مسئولان و نهاد‌ها همچنان به اینترنت سفید دسترسی دارند. این درحالیست که مسئولان بیش از مردم عادی در معرض تهدیدات امنیتی و جانی قرار دارند. این وضعیت نوعی تبعیض ارتباطی را تداعی می‌کند؛ جایی که ملاحظات امنیتی برای گروهی اعمال می‌شود و گروه دیگر از همان محدودیت‌ها مستثناست.

    چهارمین محور ماجرا و مهم‌ترین موضوع، آسیب مستقیم به مشاغل و کسب‌وکار‌های آنلاین و دیجیتال است. هزاران کسب‌وکار خرد، به‌ویژه در مناطق مرزی و محروم، به فروش آنلاین، شبکه‌های اجتماعی و پرداخت‌های اینترنتی وابسته‌اند. قطع اینترنت، جریان درآمد این خانوار‌ها را متوقف کرده و فشار اقتصادی را در زمانی که هزینه‌های زندگی افزایش یافته، تشدید می‌کند. این آسیب نه‌تنها کوتاه‌مدت، بلکه در صورت تداوم، می‌تواند به نابودی کامل برخی کسب‌وکار‌ها منجر شود. در کنار این موضوع، وب‌سایت‌ها و رسانه‌هایی که درآمدشان به ترافیک اینترنتی وابسته است، با افت شدید بازدید و کاهش منابع مالی روبه‌رو شده‌اند؛ وضعیتی که چرخه اطلاع‌رسانی و اقتصاد دیجیتال را هم‌زمان تحت فشار قرار داده است.

    در پایان  باید به این نکته نیز توجه کرد که ابزار‌هایی مانند VPN تنها زمانی قادر به دور زدن فیلترینگ هستند که مسیر ارتباطی با شبکه جهانی برقرار باشد. هنگامی که این مسیر‌ها به‌صورت فنی مسدود می‌شوند، امکان استفاده از چنین ابزار‌هایی نیز عملاً از بین می‌رود. در نتیجه، حتی تلاش کاربران برای دسترسی محدود نیز بی‌ثمر می‌شود.

  • سرگردانی پرندگان در آسمان جنگ / روزهای پر اضطراب برای حیوانات خانگی

    سرگردانی پرندگان در آسمان جنگ / روزهای پر اضطراب برای حیوانات خانگی

    به گزارش اقتصادران، آوارگی پرندگان در مناطق جنگی، تصویر آشنای این روزهای آسمان ایران است. آنها نیز همچون انسان ها تحت تاثیر امواج انفجارها قرار می‌گیرند و با صداهایی که بیش از اندازه بلند هستند، احساس خطر می کنند. با بال‌های نامنظم تلاش می‌کنند از محل انفجار دور شوند و حتی بر اثر شدت انفجار و پرتابه‌ها از دست می‌روند. براساس گزارشی که «الشرق الاوسط» درباره وضعیت پرندگان در لبنان و غزه منتشر کرد، جنگ باعث کاهش تعداد پرندگان، تغییر مسیرهای مهاجرت موسمی و خطر انقراض آنها شده است. بسیاری از پرندگان جان خود را در اثر انفجارها از دست دادند و بسیاری از آنها آواره شدند.

    شادی سعد یک پرنده شناس عرب درباره اثرات جنگ بر پرندگان توضیح داد: «جنگ‌های جاری با آتش و انفجارهای همراه آن به شنوایی، قلب، سیستم عصبی و تنفسی پرندگان آسیب می‌رساند و آتش‌سوزی‌های ناشی از اصابت گلوله و بمباران ها زیستگاه‌های آنها را نابود می‌کند.»

    پرندگان همچنین با احساس خطر، سعی می‌کنند لانه و زیستگاه اصلی خود را ترک کنند. این پدیده که در شرایط اضطراری و پرخطر از جمله جنگ بروز می کند، شبیه آوارگی است، زیرا پرندگان بر اثر جنگ در همان وضعیت مشابه انسان قرار می گیرند. بنابر این گزارش، جنگ در این نواحی حدود ۲۰۰ گونه پرنده را در معرض نابودی قرار داده و زیرگونه‌های آنها را نیز با خطر انقراض مواجه کرده‌است.

    این نکته‌ای است که شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت  محیط زیست ایران نیز به آن تاکید داشته است. او با اشاره به آثار مخرب جنگ بر محیط زیست ایران، به آثار کوتاه مدت و بلند مدت جنگ اشاره کرد. به گفته انصاری در پی حملات موشکی و وقوع آتش‌سوزی‌ها منجر به از دست رفتن پوشش گیاهی می‌شود. علاوه بر این برهم خوردن آرامش زیستگاه، مرگ حیات وحش و مهاجرت‌ به مناطق اطراف زیستگاه‌ها دیگر اثراتی هستند که منجر به  تأثیرات بلند مدتی بر جمعیت‌های مختلف حیات‌وحش در مناطق تحت تأثیر خواهد شد.

    در همین راستا، سازمان محیط زیست تصمیم گرفت، بخشی از گونه‌های نگهداری‌شده در مرکز درمان و بازپروری حیات‌وحش پریسان، به ویژه گونه‌های با ارزش حفاظتی بیشتر، را به مراکز امن‌تر انتقال دهد. به گفته حمید ظهرابی معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط‌زیست، روند رهاسازی گونه‌های تیمار شده و آماده بازگشت به طبیعت از چند هفته پیش آغاز شده است. او توضیح داد، برخی گونه‌های ارزشمند که از اهمیت حفاظتی ویژه برخوردارند و در شرایط کنونی امکان رهاسازی در طبیعت را ندارند، پس از بررسی‌های کارشناسی و با هدف تامین شرایط نگهداری مناسب، به‌صورت امانی به مراکز مورد تایید منتقل خواهند شد تا پس از بهبود شرایط و طی مراحل بازوحشی‌سازی به زیستگاه‌های طبیعی بازگردانده شوند.

    حیوانات خانگی نیز از تاثیر جنگ مسثتنی نیستند. ایمان معماریان دامپزشک، می گوید: «شرایط جنگ برای حیوانات خانگی بسیار استرس‌آور است و نگرانی‌های اطرافیان هم باعث تشدید آن می‌شود». به گفته او در جریان جنگ ۱۲ روزه آمار اضطراب در سگ‌ها و گربه‌های خانگی بالا بود و همه صاحبان حیوانات خانگی مجبور بودند داروهایی برای کاهش استرس آنها استفاده کنند: « این حیوانات هنگام جابه‌جایی با استرس زیادی روبه‌رو می‌شوند. صدای انفجار هم باعث می‌شد حیواناتی که در خانه مانده‌اند به استفاده از داروهای کاهش استرس نیاز پیدا کنند. واکنش‌های اضطرابی هم در رفتارشان دیده می‌شود؛ بی‌غذا می‌شوند، فرار می‌کنند، له‌له می‌زنند، تنفس‌شان بیشتر می‌شود، و ضربان قلب‌شان بالا می‌رود.»