دسته: اجتماعی

  • حمله به سکوت؛ ماجرای تغییر نام بلوار «علی دایی» چیست؟

    حمله به سکوت؛ ماجرای تغییر نام بلوار «علی دایی» چیست؟

    به  گزارش اقتصادران، پس از حمله تند حمید رسایی، نماینده مجلس، به علی دایی و فضاسازی تعدادی از رسانه‌ها علیه شهریار فوتبال ایران، این‌بار نوبت به شورای شهر رسیده است. علیرضا نادعلی، سخنگوی شورای شهر، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: تماس‌های زیادی با بنده و همکارانم در کمیسیون نام‌گذاری شورای شهر، همچنین با دیگر اعضا، برای تغییر نام بلوار علی دایی در تهران به نامی دیگر گرفته شده است؛ نام پیشنهادی آنها «دانش‌آموزان شهید میناب» است.

    این عضو شورای شهر در ادامه مدعی شد: مردم از سکوت برخی چهره‌ها در شرایط «جنگ تحمیلی آمریکایی-صهیونی» به‌شدت شاکی‌اند.

    عصبانیت حمید رسایی از علی دایی از ۱۴۰۱ تا امروز

    علی دایی به‌واسطه جایگاه و عملکردش، همواره چهره‌ای خبرساز در کشور بوده است. از سال ۱۴۰۱ به این‌سو، با موضع‌گیری در ماجراهای پس از مرگ مهسا امینی که با روایت‌های اصولگرایان زاویه داشت، نام او بیش از گذشته در اخبار سیاسی-اجتماعی مطرح شد.

    در همان مقطع و هم‌زمان با موج حملات تندروها به دایی، حمید رسایی، نماینده جبهه پایداری، درخواست کرد خیابانی که در تهران به نام علی دایی نام‌گذاری شده، به «شهید آرمان علی‌وردی» تغییر کند. آن زمان، این جمله ورد زبان تندروها شده بود: «دایی فردی است که تنها هنرش لگد زدن به توپ است.»

    نام‌گذاری بلوار علی دایی که در اطراف مجموعه ورزشی آزادی قرار دارد، در تابستان ۱۴۰۰ و با پیشنهاد شورای شهر صورت گرفته بود.

    افزایش حملات تندروها به علی دایی، اما به افزایش محبوبیت او در میان عامه مردم انجامید. همین موضوع باعث شد برخی عقلای نظام در برابر این تندروی‌ها بایستند. با این حال، عصبانیت تندروها از دایی ادامه پیدا کرد و آنها در تمام این سال‌ها از هر فرصتی برای تخریب او استفاده کردند.

    این حملات پس از اعتراضات امسال به‌شدت افزایش یافت و حتی بحث‌هایی مانند «مصادره اموال» و «اعدام» نیز مطرح شد. دایی چند روز پیش از این وقایع، در مصاحبه‌ای که تنها تیزر آن منتشر شد، از سیاست‌های اقتصادی حاکمیت و دولت انتقاد کرده و اعتراض را حق مردم ایران دانسته بود.

    پس از آغاز سال جدید و انتشار پست نوروزی علی دایی در اینستاگرام، حمید رسایی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: علی دایی که در برابر تجاوز به خاک کشورش و کشته شدن هزاران هم‌وطنش ساکت است و حتی در برخی بزنگاه‌ها، مانند فتنه ۱۴۰۱، با دشمنان ملت ایران همراهی کرده، اسطوره ملت ایران نیست، بلکه اسطوره دشمنان ایران است. متأسفانه تعلل قوه قضاییه در برخورد با او در سال ۱۴۰۱، هر بار او را جسورتر و متوهم‌تر کرده است.

    علی دایی در پست اینستاگرامی خود نوشته بود: «با درود به هم‌میهنان عزیزم. امسال نوروز با سال‌های قبل فرق می‌کند. داغدار عزیزانمان هستیم. نوروز ۱۴۰۵ فصل تازه‌ای است برای امید، برای لبخندهای بیشتر و برای روزهای روشن. با آرزوی ایرانی آباد، آزاد، به دور از جنگ و خون‌ریزی، سراسر رفاه و آرامش. عید نوروز باستانی شادباش. فرزند ایران، علی دایی.»

    مورد عجیب؛ بازخواست به‌خاطر کاری نکردن!

    اگر در سال‌های گذشته علی دایی به‌خاطر واکنش‌ها و اظهاراتش مورد حمله رسانه‌های اصولگرا و اعضای جبهه پایداری قرار می‌گرفت، این‌بار نه به‌خاطر اظهار نظر، بلکه به‌دلیل «کاری نکردن» مورد انتقاد قرار گرفته؛ موضوعی که در نوع خود قابل توجه است.

    علی خضریان، نماینده مجلس، به‌دلیل خرید عینک آفتابی از فروشگاه علی دایی توسط هلدینگ خلیج فارس، و ژیلا صادقی، مجری تلویزیون، به‌دلیل دیده شدن دایی در پیست اسکی، از او انتقاد کرده بودند.

    این‌بار نیز همان وضعیت در حال تکرار است. حمید رسایی و همفکرانش، به‌دلیل سکوت علی دایی، او را به همراهی با دشمن متهم کرده‌اند. این در حالی است که بسیاری از چهره‌های سرشناس در این مدت موضع‌گیری خاصی نداشته‌اند و با واکنشی مواجه نشده‌اند. برای مثال، در این ایام اظهارنظری از علی پروین دیده نشده، اما انتقادی هم به او وارد نشده است. همین موضوع، شائبه تسویه‌حساب شخصی با علی دایی را تقویت می‌کند.

    ما نگران کشور و زندگی‌مان هستیم، نه موضع‌گیری سلبریتی‌ها

    موضع گیری چهره‌های سرشناس یک انتخاب شخصی است؛ چه در شرایط جنگی چه در شرایط عادی چه در روز‌های تنش‌های اجتماعی. اما وقتی پای مردم وسط کشیده می‌شود باید مراقب بود که از جانب آنها که این روز‌ها به واسطه قطع اینترنت فعالیتی در شبکه‌های اجتماعی ندارند حرفی زده نشود.

    اینکه رسایی و نادعلی و رسانه‌های اصولگرا مدام می‌گویند «مردم» از علی دایی و سایر سلبریتی‌ها شاکی‌اند نه قابل اثبات است و نه قابل مطرح کردن. اتفاقا اگر منظور از مردم ما شهروندان ساده هستیم که اتفاقا در این روز‌ها بیشتر نگران اصابت موشک‌های دشمن به خانه و کاشانه‌مان یا قطع آب و برق هستیم تا اظهار نظر کردن یا نکردن سلبریتی ها. در روز‌هایی که آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک کشورمان تجاوز کرده‌اند و هر چند ساعت یک بار صدای انفجار و پدافند به گوش می‌رسد، حرف زدن یا نزدن سلبریتی‌ها -هر که می‌خواهد باشد- آخرین چیزی است که برای مردم اهمیت دارد. آن کسانی که ما به «شدت از آنها شاکی هستیم» متجاوزان به خاک کشورمان هستند نه بازیکن سابق تیم ملی که در آغاز سال جدید برای مردم ایران آرزوی آرامش کرده است.

    منتها برخی نمایندگان مجلس و شورای شهر باید بگویند در این شرایط حساس چرا دغدغه شان چک کردن صفحه اینستاگرام علی دایی و تویئت زدن برای تغییر اسم خیابان است؟

    بیخیال علی دایی بشوید!

    کمپین برای اعدام علی دایی یا مصادره اموال او آن روی سکه بهره برداری از این چهره محبوب و سرشناس است. در دو سال گذشته طبق اطلاعات به دست آمده تلاش‌های زیادی برای بازگرداندن علی دایی به ورزش و فوتبال از سوی مقامات صورت گرفت.

    در زمانی که بحث انتخاب وزیر ورزش مطرح بود برخی پیشنهاد کردند که علی دایی وزیر ورزش شود و برخی او را بهترین گزینه برای ریاست فدراسیون فوتبال معرفی کردند. همچنین رسول خطیبی از نزدیکان مسعود پزشکیان رئیس جمهور در برنامه عادل فردوسی پور فاش کرد که مذاکرات فشرده‌ای با علی دایی برای قبول هدایت تیم ملی صورت گرفته بود.

    این وضعیت نشان می‌دهد با وجود همه تلاش‌های دایی برای دور ماندن از گروه‌های سیاسی آنها نمی‌توانند بیخیال او بشوند. هر دو گروه می‌خواهند علی دایی را به تیم خودشان نزدیک کنند با این تفاوت که هنگام عدم توفیق یکی بیخیال می‌شود و یکی از عصبانیت دنبال حذف او می‌رود.

  • نسل «زد» شدیداً «ایران‌گرا» و «آرمان‌گرا» است

    نسل «زد» شدیداً «ایران‌گرا» و «آرمان‌گرا» است

    به گزارش اقتصادران، چندسالی می‌شود که «نسل زد» در فضای عمومی موضوعی بسیار داغ و پرطرفدار شده است. گذشته از جذابیت رسانه‌ای، برخی بزرگ‌ترها نسل زد را عجیب‌وغریب می‌خوانند، بعضی آن‌ها را به دیده تحقیر می‌نگرند و برخی آن‌ها را به زبان طنز «گودزیلایی» توصیف می‌کنند که می‌تواند هرچیزی را زیر پای خود خرد کند. فارغ از اینکه برخی نیز این نسل را به خاطر صراحت لهجه‌ و شجاعتی که برای به چالش‌ کشیدن قالب‌های موجود دارند می‌ستایند اما عمدتا نگاه از بالابه‌پایینی نسبت به این نسل شکل گرفته است که اصلا موضوع جدیدی هم نیست.

    واقعیت این است که نگاه فرادست-فرودست به «نسل‌ جدید» یا جوان‌ها سابقه چندین هزار ساله دارد و در برخی آثار باستانی هم دیده شده‌اند. بر این اساس می‌توان پیش‌بینی کرد که «نسل زدی»‌ها هم در آینده‌ای نه چندان دور، نسل‌های بعدی که از حالا «آلفا» و «بتا» نام گرفته‌اند را با نگاهی ازبالابه‌پایین ارزیابی خواهند کرد.

    از این‌ها گذشته، در سطح جهانی هم مطالعات زیادی به بررسی ویژگی‌های شخصیتی نسل زد و تفاوت آن‌ها با نسل‌های قبلی می‌پردازد. برخی مطالعات این نسل‌ را یک نسل جهانی با ویژگی‌های مشترک خوانده‌اند که البته در هر موقعیت جغرافیایی رفتار متفاوتی نشان می‌دهند.

    برای بررسی ویژگی‌های رفتاری نسل زد در جامعه ایران، با تقی آزاد ارمکی جامعه‌شناس به گفت‌وگو نشسته ایم.

    این جامعه‌شناس و استاد دانشگاه تهران، در تحلیل خود از نسل زد به دفاع تمام‌قد از آن‌ها در برابر اتهاماتی که متوجه نسل جدید است می‌پردازد و در برابر تحلیل‌های توهین‌آمیزی که درباره این نسل به کار می‌رود می‌ایستد. از جمله آنکه او فاصله داشتن نسل زد از «آرمان» را زیر سوال می‌برد و می‌گوید این نسل هم آرمان‌گرایی خاص خود را دارد. نسل‌های قبلی اگر آرمان‌گرایی‌شان از نوع ایدئولوژیک بود و ضدزندگی بودند، نسل زد از آرمان‌گرایی معطوف به زندگی است.

    از هوشمندی نسل جدید آن است که به تعبیر آزاد ارمکی، نسل‌های پیشین، تمامی فضاهای رسمی جامعه و نهادها را با رویکردهای ایدئولوژیک خود اشغال کرده‌اند و نسل زد به جای کوبیدن بر درهای بسته، به سوی مشاغل نوین، فریلنسری، یوتیوبر شدن و خلق ثروت در اقتصاد دیجیتال متمایل شده و در آن عاملیت پیدا کرده است.

    مشروح با تقی آزاد ارمکی را در ادامه بخوانید؛

    ****

    * از سال ۱۴۰۱ به بعد تقریباً شاهد این بودیم که استفاده از اصطلاح نسل «زد» در رسانه‌ها بسیار مطرح شد. در تعریف نسل گفته می‌شود گروه‌های ‌هم‌سن‌و‌سالی که تجربه زیسته مشترکی در جامعه دارند یک نسل را تشکیل می‌دهند. این نسل چه تجربیاتی دارد که نگاه او به زندگی، سیاست و اقتصاد را از نسل‌های قبلی متفاوت می‌کند؟

    در ایران مبحثی درست و در عین حال غلط مطرح شده است که ما با مجموعه‌ای از «نسل‌های متعارض» روبه‌رو هستیم. پیش‌فرض عمده من این است که این فرض و بحث ماهیتاً غلط است. ما در جامعه ایرانی نسل‌های متعارضی نداریم که در حال صورت‌بندی ایران باشند.

    ما در یک دوره تاریخی قرار گرفته‌ایم که حول انقلاب اسلامی و با محوریت جمهوری اسلامی است. در اینجا نسل‌های درگیر انقلاب (یعنی کسانی که موافق و مخالف انقلاب بودند) و سپس در چرخه انقلاب، با وقوع دو اتفاق یعنی جنگ و جنبش‌های اجتماعی اصلاح‌گرایانه، رو‌به‌رو بوده‌ایم. تمام یا بیشتر دل‌مشغولی‌های آ‌ن‌ها حول محور جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی صورت‌بندی می‌شد. در دهه‌های ۵۰، ۶۰، ۷۰ و حتی ۸۰ نیز وضعیت به همین منوال بوده است. دغدغه‌های آنان این بود که می‌خواستند در این عرصه عمل کنند و مؤثر واقع شوند. برای مثال، به همین دلیل از نظر شغلی به دنبال این بودند که وارد دولت شوند و شغل ثابت به دست آورند. در پی آن بودند که تلاش کنند نظام سیاسی را اصلاح کنند یا از نظام سیاسی دفاع کنند. یا مثلا دغدغه صورت‌بندی مسلمان و نامسلمان بودن را داشتند.

    دوره جدیدی اتفاق افتاده که منطق آن بیشتر اجتماعی است تا سیاسی

    اما زمانی فرا رسیده که این دوره، دچار انحطاط شده و به پایان می‌رسد. این همان نقطه‌ای است که من از آن تحت عنوان نوعی «بحران مشروعیت» و «پایان ایدئولوژی» در ایران سخن گفته‌ام. در این دوره‌ ایدئولوژی جمهوری اسلامی دچار بحران‌های ساختاری و عمده‌ای شد و این مسئله اثرات خود را بر مسائلی مثل دین‌داری، مشارکت، نگاه جامعه به ایران، اعتماد اجتماعی و بسیاری از مباحث دیگر بر جای گذاشت. این مباحث بعدا در جامعه وارد مباحث خانواده، روابط اجتماعی و گروه‌های مرجع شد.

    تقریباً از پایان دهه ۹۰ و در این چهار پنج سال یک دوره جدید را مشاهده می‌کنیم که نمود آن را در جنبش مهسا، جنگ ۱۲روزه و اتفاقات دی‌ماه مشاهده می‌کنیم. ویژگی این دوره جدید این است که بیشتر از آنکه منطق آن سیاسی باشد، منطق اجتماعی دارد. اما چه اتفاقی رخ داده؟ عدم حجیت انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی، بحران مشروعیت، مناقشه‌های بنیادین در باب دین و … در این دوره مطرح شده است.

    نسل زد متفاوت است اما معارض نیست

    در این دوره جدید، همه نیروهای قبلی که هنوز هم باقی مانده‌اند در کنار نسل زد مشغول بازی دیگری هستند. نسل «زد» محصول این ۱۰ تا ۱۵ سال اخیر است. این نسل در چه موقعیتی کنشگری می‌کند؟ در موقعیتی که از جمهوری اسلامی فاصله گرفته و از انقلاب اسلامی بسیار دور شده است. این نسل دغدغه‌های دیگری دارد به این معنا که دنبال یک ایران دیگر، یک نظام سیاسی و اجتماعی دیگر، یک فرهنگ دیگر و نوع دیگری از دین‌داری است. به‌این‌ترتیب می‌توان گفت که این نسل «میان‌دار» نسل‌های دیگر برای عمل اجتماعی است؛ نه اینکه نسلی معارض باشد و در تقابل با نسل‌های دیگر عمل کند. آن‌ها متفاوت‌اند، اما معارض نیستند.

    جنبش مهسا، جنبش نسل زد بود اما نسل‌های قبلی را هم با خود همراه کرد

    این‌گونه نیست که نسل «زد» معارضِ متولدین دهه ۶۰ یا ۷۰ باشد؛ بلکه این نسل متفاوت است، اما عاملیت اصلی را پیدا کرده و سایر نسل‌ها را نیز به سمت خود می‌کشد. برای نمونه، اگر به جنبش مهسا نگاه کنید، این جنبش متعلق به این نسل است، اما در عین حال، زنان و مردان نسل‌های پیشین نیز با آن همراه شدند. اینکه خانواده‌ها با آن همراه شدند، نشان می‌دهد که این صرفاً یک جنبش مختص به نسل «زد» نیست، بلکه جنبش جامعه ایرانی درباره همان صدای جامعه جدید و ایران جدید است.

    در جنبش‌های اجتماعی اخیر تزاحم نسلی وجود ندارد

    اعتراضات دیگر هم، چنین وضعیتی را دارند. اگر دقت کنید، این ها هستند که میان‌داری می‌کنند و بقیه را برای این موضوع دعوت می‌کنند. به این معنا می‌توانم بگویم که تزاحم نسلی وجود ندارد، بلکه یک پیوستگی در کار است و این نسل در حال ایفای نقش است. صداهای این نسل برای خلق یک جهان دیگر متفاوت است؛ ظاهراً متفاوت است، اما معارض نیست و دیگران را دعوت می‌کند تا به آن‌ها بپیوندند.

    فردای ایران حاکمیت همه نسل‌هاست

    اگر اکنون به درون خانواده‌ها بروید، فرزندان متعلق به این نسل خانواده‌ها را تحت فشار قرار داده‌اند که یا بی‌عمل باشند یا از آن‌ها حمایت کنند. آن‌ها در خانواده‌ها صراحتاً بیان می‌کنند که این نوع رفتار یا این نظام سیاسی را دیگر قبول ندارند. آن‌ها چه می‌کنند؟ نسل‌های پیشین را یا به بی‌عملی وامی‌دارند، یا موجب می‌شوند در جنبش‌های اجتماعی که پیش آمده یا پیش خواهد آمد، همه به طور جمعی مشارکت کنند. به‌این‌ترتیب حاکمیت فردای ایران فقط متعلق به یک نسل واحد نیست بلکه همه جامعه و اکثریت آن در تعامل با این نسل عمل می‌کنند.

    تجربه مشترک نسل زد شکست و بحران‌های متعدد در جمهوری اسلامی است

    * بگذارید به سوال اول برگردم؛ در نسل «زد» چه تجربه مشترکی وجود دارد که آن‌ها را صورت‌بندی می‌کنند؟

    تجربه مشترک آن‌ها، بحران‌های متعددی است که در جمهوری اسلامی وجود داشته است. این نسل نتایج این بحران‌ها را به وضوح دیده است. ببینید، بحران فقدان مشروعیت و کاهش مشارکت را نسل‌های دهه ۶۰، ۷۰ و ۸۰ هم تجربه کرده‌اند، اما همچنان به طور ضمنی امیدی برای بازگشت و اصلاح وجود داشت. به همین دلیل، وقتی انتخابات پیش می‌آمد (نظیر انتخابات ریاست‌جمهوری) و یا در جریان جنبش‌های اجتماعی، آن‌ها حضور پیدا می‌کردند تا بتوانند مشکلات را حل کنند. اما پس از آنکه انسداد به وجود آمد، نسل زد اعلام کرد که «من در دوره جدیدی زیست می‌کنم». این وجه مشترک یا متن مشترک است که این نسل را می‌سازد، صورت‌بندی می‌کند و به فضاها و ایده‌هایش جهت می‌دهد.

    نسل جدید جهان جدید را تجربه کرده و با آن به خود عاملیت می‌بخشد

    * آنچه برای اصطلاح «نسل زد» مطرح شده آن است که بستر زیست اعضای این نسل، از زمانی که چشم باز کرده جهان را با ارتباطات جمعی و اینترنت دیده …

     با جهان جدید رو‌به‌رو بوده؛ آن‌ها هم در سطح جامعه جهانی با جهان جدیدی روبه‌رو بودند و هم در داخل ایران یک جامعه جدید در حال شکل‌گیری بود. این‌گونه نبود که جمهوری اسلامی خواهان این جهان جدید باشد، بلکه جهان دیگری وجود داشت که شامل ارتباطات، فرهنگ، چالش‌های دموکراسی و همچنین مسئله زندگی و مصرف می‌شد. این‌ها پدیده‌هایی بودند که نسل‌های قبلی آن‌ها را نمی‌فهمیدند. به همین خاطر بود که مسائلی مثل اصلاح الگوی مصرف و مسائلی از این دست مطرح شد. اما نسل زد این چیزها را نمی‌فهمد، این نسل با ارتباطات، مسئله زندگی و مصرف متولد شده و آن‌ها را جزو متن زندگی می‌بیند و با این‌ها خود را صورت‌بندی می‌کند و به خود عاملیت می‌بخشد.

    سازه مفهوم جدیدی به نام زندگی، ایران و سیاست جدید خلق شده است

    * اینترنت و شبکه‌های اجتماعی تا چه میزان در صورت‌بندی این نسل هستند؟

    این موارد زمینه‌های شکل‌گیری نسل زد، ابزارهای آن و موجب جدا شدن این نسل از نسل‌های قبلی هستند. دوره جدیدی در سطح جهان وجود دارد، اما در ایران نمود بیشتری پیدا کرده است چرا که که در ایران با مسائلی نظیر فرو ریختن فضای ایدئولوژیک پیشین، فقدان مشروعیت، ناکارآمدی نظام سیاسی، دور شدن از آرمان‌های انقلاب اسلامی و طرح شبهات بنیادین در مورد دین و انقلاب اسلامی توام شده است. همه این‌ها یک سازه مفهومی جدیدی تحت عنوان زندگی جدید، ایران جدید و سیاست جدید خلق کرده است.

    نسل زد ایران‌گرا‌تر است و بیشتر به زندگی فکر می‌کند

    * می‌توان گفت که این نسل برخلاف نسل‌های قبلی که آرمان‌گراتر بودند بیشتر انضمامی فکر می‌کنند؟

    این نسل هم آرمان‌گرایی دارد. آرمان‌گرایی نسل‌‌های قبلی که گفتید آرمان‌گرایی ایدئولوژیک بود، اما آرمان‌گرایی «نسل زد» آرمان‌گرایی فرهنگی است. اتفاقا این نسل ایران‌گرا تر است. این‌ها هستند که دارند از زندگی حرف می‌زنند.

    نسل قبلی ضدزندگی بود چون ایدئولوژیک به معنای رادیکال بود. نسل زد هم آرمان دارد، اما آرمان آن از جنس فرهنگ است. فرهنگ چیست؟ فرهنگ تنظیم روابط اجتماعی در بستر زیستن است. بنیان‌ آرمان‌های این نسل اقتضائات اجتماعی است در صورتی که آرمان نسل‌های قبلی ایدئولوژیک بود. نسل‌های قبلی می‌خواستند جهان را تغییر دهند و در گوش امپریالیسم بزنند.

    این نسل هم آرمان‌گراست

    بعضی ها در تحلیل این نسل می‌گویند این نسل لمپن، بی‌فرهنگ و بی‌هویت هستند! در صورتی که اینطور نیست. این نسل، یک نسل انضمامی است که آرمان خاص خود را دارد. آرمان‌های آنان انضمامی است و از موقعیت‌های عینی و متن فرهنگی است که دست کم در ۸۰ -۷۰ سال گذشته مورد توجه نبوده است. مردم ایران در این ۸۰ -۷۰ سال بحث‌‌های ایدئولوژیک کرده اند. یعنی دقیقاً از زمان جنگ جهانی دوم و روی کار آمدن رضاشاه، همه‌ دغدغه‌ها حول محور ساختن یک جهان برتر، ایران بزرگ و … بوده است. اما این نسل می‌گوید آن رویکرد دیگر مشروعیت ندارد و من به دنبال آرمان خود هستم. آرمان من «زندگی» است. مگر این خواسته، خواسته بدی است؟ زندگی کردن، استفاده مناسب از موقعیت‌ها، بهره‌گیری از امکان‌های زیست اجتماعی و تنظیم مجدد روابط انسانی، همگی آرمان هستند. این نسل آرمان‌گریز نیست، اصلا بی‌کلاس، لمپن یا بی‌فرهنگ نیست، بلکه آرمان آن‌ها یک «آرمان فرهنگی» است.

    هزینه‌هایی که نسل زد برای آرمانش می‌دهد زیاد اما بسیار خاموش است

    * این نسل تا چه میزان حاضر است برای این آرمان انضمامی که می‌فرمایید، هزینه بپردازد؟

    خیلی. اتفاقاً این نسل هزینه‌های بسیار آرام و خاموش می‌دهد. این نسل حاضر نیست به هر صدای بلندی که دعوت به تخریب، درگیری و خشونت می‌کند، تن بدهد. برای مثال، موضوعی که در جمهوری اسلامی بسیار مطرح و ترویج شده بود، بحث ازدواج زودهنگام و سریع بود. اما می‌بینیم که این نسل مقاومت می‌کند و حاضر نیست به آن تن بدهد. این نسل حاضر نیست به تعابیری که در باب مشارکت، سرمایه‌گذاری و مسائل این‌چنینی تن دهد. اتفاقاً آن‌ها دقیقاً عاملیت پیدا کرده‌اند و در حال انجام عاملیت مثبت هستند، نه صرفاً عاملیت منفی. مسئله فقط این نیست که مشارکت نمی‌کنند، بلکه در حال زمزمه و تلاش برای ساختن معنایی از ایران هستند که در فردای این کشور مؤثر است. به اعتقاد من، آن‌ها در حال پیگیری این مسیر هستند و سرمایه بزرگی محسوب می‌شوند که متأسفانه کسی به آن‌ها توجهی نمی‌کند.

    نسل زد به سمت فریلنسری و یوتیوبر شدن می‌رود چون نسل‌های قبلی فضای شغل ثابت را اشغال کرده‌اند

    * در عرصه رفتار آن‌ها را چطور ارزیابی می‌کنید؟ برای نسل ما دهه شصتی‌ها پیدا کردن یک شغل و درآمد ثابت با بیمه و امکانات بسیار مهم بود. اما تصوری که از این نسل وجود دارد این است که نسل‌ زد بیشتر به سمت مشاغل فریلنسری و یوتیوبر شدن و درآمد دلاری می‌رود. این تصور دقیق است؟

    شغل ثابت و درآمد ثابت برای نسل‌های قبلی ممکن بود. اما الان دیگر ممکن نیست. نسل جدید اگر سراغ فریلنسری می‌رود به این دلیل است که نسل قبلی آن را اشغال نکرده. نسل‌های قبلی – چه حزب‌اللهی چه غیرحزب‌اللهی، چه مدافع نظام چه مخالف نظام- به دلیل تمامیت‌خواهی ایدئولوژیک خود همه عرصه‌ها را درنوردیده و تصاحب کرده بود. اما فضایی که گفتید متعلق به خود نسل زد است و خود او در این عرصه ها بازی و ایفای نقش می‌کند. نسل‌های پیشین هم توان ورود به چنین فضایی را ندارند. این نسل به جاهایی می‌رود که به او عاملیت می‌دهد و بتواند در آن ثروت تولید کند و حرفش را بزند.

    نسل زد می‌خواهد تزاحم و درگیری با جهان را حذف کند

    * یعنی در واقع این فضا به آن‌ها اعتماد به نفس می‌دهد؟

    بله. این نسل است که این فضا را می‌سازد. این فضا متعلق به اوست و اوست که این مسیر را دنبال می‌کند. به نظام «فالوور» نگاه کنید؛ یک‌باره فردی تبدیل به سلبریتی می‌شود، فرد دیگری در سراشیبی سقوط قرار می‌گیرد، یکی تشویق می‌شود، یا در آن چالش تولید می‌شود.

    به همین دلیل است که وقتی سیستم امنیتی ایران با این تصور که می‌تواند فضای سایبری را دستکاری کند یا تحت کنترل درآورد وارد این فضا شده است. در حالی که اصلاً این فضا و این نسل را نمی‌فهمد. نسل زد است که کنشگر فعال این فضاست و آن را می‌تواند به هر سمتی که می‌خواهد ببرد.

    همان‌طور که گفتم، این نسل چند جهت‌گیری اصلی دارد: می‌خواهد زندگی کند، می‌خواهد آرامش داشته باشد، به دنبال دور کردن خشونت است، می‌خواهد تزاحم و درگیری با جهان را حذف کند و می‌خواهد به صورت جهانی زندگی کند. این‌ها خواسته‌های این نسل است و به اعتقاد من، تا حدودی نیز در حال محقق شدن است.

     

  • قحطی آی‌پی‌ متصل به اینترنت!!

    قحطی آی‌پی‌ متصل به اینترنت!!

    به گزارش اقتصادران، با آغاز حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و محدود شدن شدید اینترنت بین‌الملل، دسترسی میلیون‌ها کاربر ایرانی به شبکه جهانی تقریبا از بین رفت. در چنین شرایطی، دسترسی به اینترنت آزاد به کالایی کمیاب تبدیل شد و همزمان بازاری زیرزمینی برای فروش وی‌پی‌ان و دسترسی به اینترنت شکل گرفت؛ بازاری که در آن قیمت‌ها به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافته و همزمان موجی از کلاهبرداری نیز به راه افتاده است.

    در روز‌های اخیر و همزمان با تشدید تنش‌های نظامی و محدودیت‌های گسترده اینترنت، کاربران ایرانی برای دسترسی به خدمات جهانی با مشکلات جدی مواجه شده‌اند. بسیاری از سرویس‌های خارجی از دسترس خارج شده و حتی برخی ابزار‌های عبور از فیلترینگ نیز کارایی خود را از دست داده‌اند. همین وضعیت باعث شد شبکه‌ای غیررسمی از فروشندگان، واسطه‌ها و کانال‌های تلگرامی شکل بگیرد که دسترسی به اینترنت را با قیمت‌های بسیار بالا عرضه می‌کنند؛ بازاری که عملا به «بازار سیاه وی‌پی‌ان» تبدیل شده است.

    یک کارشناس شبکه که به دلیل حساسیت موضوع نخواست نامش فاش شود، توضیح می‌دهد که در حال حاضر تنها چند مسیر محدود برای دسترسی به اینترنت جهانی وجود دارد و همین موضوع باعث شده دسترسی واقعی به اینترنت به شدت کمیاب شود. به گفته او برخی دیتاسنتر‌های داخل کشور هنوز به اینترنت بین‌الملل متصل هستند، هرچند این دسترسی بسیار محدود است و در مواردی به واسطه شرایط خاص شبکه یا حتی رانت ایجاد شده است. در کنار این موضوع، برخی افراد نیز از سیم‌کارت‌هایی استفاده می‌کنند که اصطلاحا سفید شده‌اند و محدودیت‌های کمتری دارند. گروهی دیگر نیز تلاش می‌کنند از طریق اتصال‌های خاص یا تجهیزات ماهواره‌ای به اینترنت دسترسی پیدا کنند. با این حال، او تاکید می‌کند که برای کاربران عادی تقریبا هیچ روش پایدار و قابل اتکایی وجود ندارد و بسیاری از روش‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی تبلیغ می‌شوند در عمل کارایی ندارند.

    کمیاب شدن آی‌پی‌های متصل به اینترنت

    به گفته این کارشناس، عامل اصلی افزایش شدید قیمت وی‌پی‌ان‌ها کمیاب شدن آی‌پی‌هایی است که هنوز به اینترنت جهانی متصل می‌شوند. در واقع تعداد بسیار محدودی از آی‌پی‌ها هنوز امکان اتصال پایدار به اینترنت بین‌الملل را دارند و همین موضوع باعث شده سرور‌ها و زیرساخت‌هایی که از این آی‌پی‌ها استفاده می‌کنند به شدت گران شوند. همین افزایش هزینه در نهایت به کاربران منتقل شده و باعث شده قیمت سرویس‌های وی‌پی‌ان به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش پیدا کند.

    نمونه‌هایی از اطلاعیه‌های منتشر شده در کانال‌های فروش وی‌پی‌ان نشان می‌دهد قیمت سرور‌هایی که تا همین چند روز پیش حدود ۱۱ میلیون تومان بوده، در مدت کوتاهی به حدود ۸۰ میلیون تومان و حتی ۱۴۰ میلیون تومان رسیده است. فروشندگان می‌گویند دلیل این افزایش قیمت تنها یک عامل است: آی‌پی‌هایی که هنوز به اینترنت جهانی متصل می‌شوند بسیار محدود شده‌اند و همین موضوع هزینه تهیه سرور‌ها را چندین برابر کرده است.

    وی‌پی‌ان‌های چندمیلیونی کمر کاربران را شکست

    افزایش هزینه زیرساخت به سرعت در قیمت سرویس‌هایی که به کاربران فروخته می‌شود نیز دیده می‌شود. در برخی کانال‌های فروش وی‌پی‌ان قیمت بسته‌های بسیار محدود به ارقام قابل توجهی رسیده است. برای مثال برخی فروشندگان برای یک گیگابایت ترافیک حدود ۹۰۰ هزار تومان دریافت می‌کنند و دو گیگابایت حدود یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان قیمت دارد. حتی بسته‌های پنج گیگابایتی نیز با قیمت‌هایی بیش از سه میلیون تومان عرضه می‌شوند. در تازه‌ترین مورد، دو گیگ اینترنت وی‌توری (V2RAY) به قیمت پنج میلیون تومان برای فروش گذاشته شده است!

    در نمونه‌ای دیگر، یک فروشنده برای بسته‌های ۵۰ گیگابایتی حدود یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان، برای ۱۰۰ گیگابایت حدود دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان، برای ۲۰۰ گیگابایت حدود پنج میلیون تومان و برای ۴۰۰ گیگابایت حدود ۱۰ میلیون تومان قیمت تعیین کرده بود. با این حال در بسیاری از این سرویس‌ها ضریب مصرف اعمال می‌شود؛ به این معنا که اگر کاربر ۱۰۰ گیگابایت خریداری کند، در عمل تنها حدود ۲۵ گیگابایت امکان مصرف واقعی خواهد داشت.

  • کلاهبرداری در روزهای جنگی؛ از کارتخوان تا هلال‌احمر جعلی!

    کلاهبرداری در روزهای جنگی؛ از کارتخوان تا هلال‌احمر جعلی!

    به گزارش اقتصادران، همزمان با شرایط خاص کشور در روزهای اخیر و افزایش نگرانی‌های عمومی ناشی از جنگ، گزارش‌های متعددی از گسترش روش‌های تازه کلاهبرداری در بستر تماس‌های تلفنی و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده؛ شیوه‌هایی که اغلب با سوءاستفاده از نام نهادهای رسمی یا اختلالات احتمالی در خدمات عمومی انجام می‌شود.

    در یکی از این روش‌ها، کلاهبرداران با تماس تلفنی و معرفی خود به‌عنوان کارشناس شبکه شاپرک یا پشتیبانی دستگاه‌های کارتخوان، صاحبان مشاغل و دارندگان پایانه‌های فروشگاهی را هدف قرار می‌دهند. این افراد با ادعای بروز مشکل در تراکنش‌های اخیر، از صاحبان دستگاه‌ها می‌خواهند کدی را که از طریق پیامک برای آن‌ها ارسال می‌شود اعلام کنند.

    به گفته کارشناسان حوزه پرداخت، این کدها در واقع رمزهای تأیید دسترسی به حساب بانکی افراد است و اعلام آن به تماس‌گیرندگان، راه برداشت غیرمجاز از حساب را برای کلاهبرداران باز می‌کند. در برخی موارد نیز گزارش شده تنها دقایقی پس از اعلام این کدها، مبالغی چند ده میلیون تومانی از حساب صاحبان دستگاه‌های کارتخوان برداشت شده است.

    در کنار این شیوه، سوءاستفاده از نام نهادهای امدادی نیز به یکی دیگر از روش‌های جدید کلاهبرداری تبدیل شده است. پایگاه اطلاع‌رسانی جمعیت هلال‌احمر اعلام کرده برخی اکانت‌های جعلی در شبکه‌های اجتماعی با عنوان هلال‌احمر با شهروندان تماس گرفته و با طرح موضوع کمک مالی، اقدام به درخواست اطلاعات شخصی و بانکی از افراد می‌کنند.

    بر اساس اعلام هلال‌احمر، این جمعیت هیچ شماره تماس یا سامانه‌ای برای دریافت یا ارائه کمک مالی به افراد از طریق پیام‌های شخصی یا شبکه‌های اجتماعی ندارد و چنین درخواست‌هایی کاملاً جعلی است.

    طبق اعلام رسمی، در حال حاضر تنها سامانه‌های تلفنی فعال هلال‌احمر شامل شماره ۴۰۳۰ برای پاسخگویی به مراجعه‌کنندگان آسیب‌دیده از جنگ و ارائه خدمات مشاوره و حمایت روانی به شهروندان و شماره ۱۱۲ برای ارائه خدمات امدادی است.

    کارشناسان هشدار می‌دهند شرایط جنگی، نگرانی عمومی و احتمال بروز اختلال در برخی خدمات، زمینه مناسبی برای سوءاستفاده مجرمان سایبری فراهم کرده و به همین دلیل لازم است شهروندان نسبت به تماس‌ها و پیام‌های مشکوک حساسیت بیشتری داشته باشند.

    بر این اساس به مردم و صاحبان کسب‌وکار توصیه می‌شود از اعلام هرگونه اطلاعات شخصی، بانکی یا کدهای پیامکی به تماس‌گیرندگان ناشناس خودداری کرده و در صورت مواجهه با موارد مشکوک، موضوع را از طریق بانک‌ها یا مراجع رسمی پیگیری کنند.

  • اینترنت ملی به جاده خاکی زد! / «پایداری شبکه ملی» از شعار تا واقعیت

    اینترنت ملی به جاده خاکی زد! / «پایداری شبکه ملی» از شعار تا واقعیت

    به گزارش اقتصادران، سال۱۴۰۴ روبه‌پایان است؛ سالی که قرار بود به‌نماد عبور از دوران بحران و تحقق وعده‌های بلندپروازانه در حوزه فناوری و ارتباطات تبدیل شود. سالی که قرار بود به‌ایران دیجیتال شکل تازه‌ای ببخشد، زیرساخت‌های ملی را به‌بلوغ برساند و در بحرانی‌ترین لحظات حافظ پیوند مردم با جهان و میان خودشان باشد اما آنچه امروز در خیابان‌ها، خانه‌ها و حتی سیم‌های خاموش فیبرنوری جریان دارد بیش از همه نشانه شکست مفهوم ارتباط است؛ ارتباطی که باید زیربنای زندگی مدرن باشد و نه ابزار کنترل و محدودیت. در روزهای پایانی این‌سال شهرها رنگی از عید و نو شدن ندارند.

    صدای پهپادها و انفجارها جای صدای خنده و هیاهوی مردم را گرفته و خاموشی اینترنت آخرین ضربه بر روح جمعی‌ای است که از هم‌گسیختن پیوندهایش را با هر قطعی بیشتر احساس می‌کند. هجدهمین‌روز است که دسترسی آزاد نه فقط در سطح بین‌المللی بلکه در فضای داخلی نیز مختل شده است. شعار «پایداری شبکه ملی» به‌مزاحی تلخ تبدیل شده و کاربران در سراسر کشور با افت شدید سرعت، قطعی‌های مکرر و قفل مطلق در بسیاری از سرویس‌های داخلی مواجهند.

    درپی گزارش‌های کاربران درمورد اختلال در دسترسی به‌وب‌سایت‌ها و اپلیکیشن‌های داخلی ایران به‌ویژه در شرایط محدودیت اینترنت شرکت مخابرات ایران استفاده از راهکارهایی برای دسترسی بهتر با سرعت و پایداری مناسب خبر داد. درصورت استفاده کاربران از DNSهای داخلی و تنظیم آن بر روی رایانه‌های خود امکان استفاده بهینه‌تر از ترافیک داخلی را داشته و باعث می‌شود سرویس‌های ایرانی با سرعت و پایداری بهتری قابل دسترسی باشند.

    این‌اقدام به‌ویژه در شرایطی که برخی کاربران با کندی یا کامل‌نبودن دسترسی به‌اپلیکیشن‌ها و سایت‌های داخلی مواجه شدند کمک‌کننده است. شرکت مخابرات ایران تاکید کرد که این‌راهکار جنبه فنی دارد و به‌صورت عمومی برای تمام کاربران رایانه قابل اجراست. این‌راهکار به‌منظور تسهیل استفاده از ترافیک ملی در دوره‌های محدودیت اینترنتی طراحی شده و هدف اصلی آن افزایش کیفیت تجربه کاربران در دسترسی به‌محتوای داخلی کشور است. نشانی DNS مخابرات برای استفاده مشترکین سرویس‌های دیتای این‌شرکت ۵.۲۰۰.۲۰۰.۲۰۰ است.

    درعین‌حال اینترنت خبرنگاران و روزنامه‌نگارانی که مانند همیشه دیوارشان از همه کوتاه‌تر است و در این‌روزها پشت سنگر مشغول خبررسانی و به‌نوعی جهاد هستند همزمان با جنگ یا به‌طور کامل قطع و یا ملی شده و بسیاری از دسترسی‌ها برای نگارش خبر و اطلاع‌رسانی را با مشکل جدی مواجه کرده است. پرسشی که در اینجا مطرح می‌شود این‌ است که دراین‌صورت خبرنگاران با چه‌ابزاری می‌توانند به‌رسالت حرفه‌ای خود عمل کنند کاش کسی در این‌میانه جنگ و دود پاسخگو بود.

    «ایتا» کمبود فضای ذخیره‌سازی دارد

    ازطرفی با افزایش میزان استفاده از «ایتا» این‌پیام‌رسان با مشکل نداشتن فضای ذخیره‌سازی کافی مواجه شده است. این‌بسترها در روزهایی که افراد به‌استفاده بیشتر از این‌بسترها روی‌ آوردند دچار مشکلات مختلفی شدند. کندی سرعت و افت کیفیت در برخی ساعات شبانه‌روز موضوعی بوده که بسیاری از کاربران هنگام استفاده از پیام‌رسان‌های داخلی با آن مواجه می‌شوند اما برای پیام‌رسان ایتا مشکل جدی‌تری پیش آمده است. این‌پیام‌رسان در کانال اطلاع‌رسانی خود از محدودیت در فضای ذخیره‌سازی مواجه و همین موضوع باعث شده این‌پیام‌رسان ناچار به‌کاهش حجم فایل‌های ارسالی از سوی کاربران شده است.

    در این‌اطلاعیه آمده است: «پیام‌رسان ایتا از مدت‌ها پیش با محدودیت در منابع و تجهیزات سخت‌افزاری به‌خصوص فضای ذخیره‌سازی مواجه بوده و این‌چالش بارها به‌مسوولان ذی‌ربط منعکس شده است. شرایط چند هفته اخیر و چندبرابرشدن میزان استفاده از پیام‌رسان محدودیت‌های فوق را تشدید کرده و به‌همین دلیل حجم مجاز برای ارسال رسانه توسط کاربران کاهش یافت.» ایتا تصمیم گرفته برای پایدارماندن سرویس خود برخی از فایل‌های پرحجم کاربران را حذف کند. در این‌اطلاعیه آمده: «متاسفانه سیاست جیره‌بندی نیز پاسخگوی نیازهای کنونی نبوده و این‌مجموعه ناگزیر است برای ادامه سرویس‌دهی بخش محدودی از فایل‌های قدیمی(شامل همه فایل‌های با حجم بیش از ۵۰مگابایت) که در سال‌های گذشته بارگذاری شدند را از روی سرورها حذف کند.» با درنظرداشتن همین موضوع ایتا از کابران خواسته فایل‌های مورد نیازشان را ذخیره کنند چون از این‌فایل‌ها از روی این‌بستر حذف خواهد شد: «از همه کاربران گرامی که فایل با حجم بیش از ۵۰مگابایت در ایتا دارند تقاضا می‌شود درصورت نیاز فایل‌های مزبور را حداکثر تا تاریخ ۲۵اسفندماه دانلود و در دستگاه محلی خود ذخیره کنند. بعد از این‌تاریخ فایل‌های فوق قابل دانلود نخواهند بود.»

    طبق اعلام پیام‌رسان ایتا فایل‌هایی که حجم آنها کمتر از ۵۰مگابایت است کماکان در دسترس خواهند بود. این‌موضوع بار دیگر محدودیت و ناکافی‌بودن ظرفیت‌های بسترهای داخلی در ارائه خدمات به‌کاربران ایرانی در زمان قطعی دسترسی به‌پلتفرم‌های جهانی را نشان می‌دهد. در قطعی پیشین اینترنت بین‌الملل در ایران درخصوص برخی پلتفرم‌های دیگر مثل موتورهای جست‌وجوی ایرانی و هوش مصنوعی بومی دیده شده بود؛ مساله‌ای که نشان می‌دهد باوجود تصور ظرفیت‌ها و توانایی‌های کافی در حوزه بسترهای آنلاین در ایران هنوز بسترهای موجود کافی و پاسخگوی نیاز کاربران ایرانی نیست.

    نیمی از کسب‌وکارهای کوچک در دوران جنگ‌ تراکنش نداشتند

    ازسوی دیگر رییس اتحادیه کشوری کسب‌وکار‌های مجازی اعلام کرده که در ۱۴روز ابتدایی جنگ کمتر از نصف کسب‌وکارهای اینترنتی کوچک فعالیت کردند. رضا الفت‌نسب به‌ایلنا گفت: «طبق آمار یکی از پرداخت‌یارها کمتر از ۵۰‌درصد درگاه‌های پرداخت کسب‌وکار‌های اینترنتی کوچک تراکنش در آن انجام شده است. البته بعد از تعطیلی هفت‌روزه وضعیت بهتر شده است.» به‌گفته او «مارکت‌پلیس‌ها فعالند و این‌امکان برای کسب‌وکار‌های کوچک فراهم است که کالا‌های خود را در این‌پلتفرم‌ها برای فروش بگذارند.» او گفت: «همه پلتفرم‌های بزرگ اینترنتی و سکو‌ها فعالند و بدون وقفه کار می‌کنند.» رییس اتحادیه کسب‌وکارهای مجازی افزود: «باتوجه به‌ادامه جنگ در هفته پایانی سال و احتمال افزایش سفرها فروش کالا در هفته آینده کاهش خواهد یافت بنابراین بسیاری از کسب‌وکار‌ها امکان فروش و فعالیت جدی ندارند مگر کسب‌وکار‌های محلی که در شهر خود فعالند.»

    وی‌پی‌ان‌های نجومی از دسترس خارج شدند

    از ابتدای جنگ باریکه‌راهی وجود داشت تا عده بسیار اندکی از کاربران که از پس هزینه‌های گزاف وی‌پی‌ان برمی‌آمدند به‌اینترنت متصل شوند. این‌مساله را شاید بتوان تنها تفاوت قطع اینترنت فعلی نسبت به‌دی‌ماه۱۴۰۴ دانست. طی دوران پیشین قطع اینترنت همه‌چیز در شبکه ملی اطلاعات خلاصه شده بود اما در این‌دوره وضعیت تنها اندکی متفاوت بود. به‌نظر می‌آید شرایط فعلی اینترنت نیز درحال تبدیل‌شدن به‌وضعیتی مشابه قطع اینترنت دی‌ماه۱۴۰۴ است. انگار همان باریکه‌راه هم دیگر در دسترس نیست. کاربران بسیاری از این‌وضعیت اعلام نارضایتی کردند.

    بیش‌از دوهفته از شروع جنگ می‌گذرد و قطع اینترنت درکنار ریسک‌های جانی، مالی و روانی جنگ وضعیت را دشوارتر از همیشه کرده است. براساس گزارشی که نت‌بلاکس منتشر کرد بخش اندکی از ارتباطات کشور که حدود یک‌درصد از ترافیک شبکه را تشکیل می‌داد نیز از دسترس خارج شده است. نت‌بلاکس در پستی نوشته است: «آمار و داده‌های فنی نشان می‌دهند که اتصال روی AS12880  که متعلق به‌شبکه‌ی ملی اطلاعات ایران بوده به‌شدت فروپاشیده است. این‌شبکه پیش از این‌تنها بخش محدودی از ارتباطات را(حدود یک‌درصد از اینترنت کشور) حفظ کرده بود. این‌اتفاق با گزارش‌های اختلال و بی‌ثباتی در شبکه ملی اطلاعات داخلی مطابقت دارد.» برخی از دارندگان سیم‌کارت‌های سفید در پیام‌رسان‌های داخلی گزارش دادند دسترسی بدون محدودیت این‌سیم‌کارت‌ها نیز قطع شده است. علاوه‌بر این‌گزارش‌هایی از قطع دسترسی به‌دیتاسنترهای داخلی از سوی کارشناسان منتشر شده است. به‌نظر می‌رسد مانند دوران قطع اینترنت قبلی هر بخشی از اینترنت به‌جز شبکه ملی اطلاعات درحال خاموش‌شدن است. درهمین‌روزها بسیاری از کاربران برای اتصال به‌اینترنت بین‌الملل هزینه‌های نجومی درحد هرگیگ یک‌میلیون‌تومان برای خرید وی‌پی‌ان صرف کردند اما به‌نظر می‌رسد این‌هزینه‌ها نیز نیست شده است.

    این فروپاشی محصول مستقیم سیاست‌های چندلایه فیلترینگ و انحصارسازی ارتباطی است که طی سال‌های گذشته با بودجه‌های سنگین دنبال شدند؛ پروژه‌ای که با عنوان شبکه ملی اطلاعات آغاز شد و قرار بود در بحران‌های خارجی تکیه‌گاه داخلی باشد. در عمل اما همان شبکه‌ای که باید ستونی از امنیت ارتباطی باشد به‌دلیل وابستگی ساختاری به‌مخابرات و فقدان استقلال فنی از بستر جهانی در نخستین آزمون جدی خود فرو ریخته است. در اینجا پرسش اساسی نه درباره اینترنت بلکه درباره درک دولت از مفهوم اعتماد است. آیا واقعا می‌توان با بستن ارتباط آزاد چیزی به‌نام امنیت ملی ساخت؟ امنیتی که مردم را در خلا ارتباطی رها کند اساسا امنیت نیست بلکه سایه‌ای از بی‌ارتباطی بوده که هر روز به‌بی‌اعتمادی جمعی دامن می‌زند. فیلترینگ یک‌اقتصاد سایه و بی‌قانونی ایجاد کرده است: بازاری چند صد‌میلیارد تومانی برای فروش فیلترشکن‌ها، سرورهای واسطه و خدمات قاچاق ترافیک. امروز دیگر سخن از وعده‌ها یا پروژه‌های میلیاردی دردی را درمان نمی‌کند. آنچه نیاز داریم تغییر در فلسفه نگاه به‌ارتباط است؛ بازگشت به‌این‌اصل بدیهی که حق ارتباط حق طبیعی و انسانی هر فرد است و نه امتیازی وابسته به‌تصمیم اداری. بدون این‌درک هربرنامه‌ای شکست می‌خورد و هرشبکه‌ای خاموش خواهد شد.

  • آتش‌نشانان خسته‌اند؛ حادثه آفرینی در چهارشنبه‌سوری ممنوع!

    آتش‌نشانان خسته‌اند؛ حادثه آفرینی در چهارشنبه‌سوری ممنوع!

    به گزارش اقتصادران، جلال ملکی؛ سخنگوی آتش‌نشانی تهران به نزدیک‌شدن مراسم چهارشنبه سوری اشاره کرد و از خطرات همزمانی این مراسم با روزهای جنگ گفت. او به والدین توصیه کرد با توجه به وضعیتی که در آن قرار داریم به شدت مراقب فرزندان خود باشند و با زبانی که باعث رنجش آن‌ها نشود، از خطرات استفاده از لوازم آتش‌زا به‌ویژه در شرایط فعلی بگویند و رفتار آن‌ها را کنترل کنند.

    ملکی ادامه داد: ممکن است برخی افراد با سوءاستفاده از شرایط تحت نام چهارشنبه‌سوری اقدام به جابجایی مواد خطرناک کنند، بنابراین ضروری است به فرزندان توصیه شود که در این روزها با هر کسی ارتباط نگیرند. همچنین اگر شهروندان متوجه افرادی شدند که اقدام به جابجایی مواد خطرناک و قابل انفجار مانند اکلیل‌سرنج می‌کنند، ریسک نکرده و مراتب را اطلاع دهند.

    او از مردم خواست در این روزها لوازم و خودروی خود را در پارکینگ نگهداری کرده و کنار خیابان نگذارند: ضروری است شهروندان در و پنجره منزل را بسته نگه دارند و اگر در بالکن یا پشت‌بام منزل، لوازمی با قابلیت اشتعال دارند مانند لباس، روزنامه و… آن‌ها را در محلی قرار دهند که دور از دسترس لوازم اشتعال‌زا قرار دهند.

    او، با اشاره به اینکه حضور خانواده‌ها در کنار هم می‌تواند در کاهش خطرات چهارشنبه سوری موثر باشد، از آن‌ها خواست که اجازه ندهند، فرزندان‌شان آتش‌بازی کنند یا به تنهایی از روی آتش بپرند.

    سخنگوی آتش‌نشانی تهران از سختی شرایط آتش‌نشانان در شرایط جنگ هم گفت: در صورت وقوع حادثه ناشی از چهارشنبه سوری در این شب‌های جنگ، کار آتش‌نشان‌ها هم مضاعف می‌شود. ما در این مدت حوادث مربوط به جنگ را پوشش می‌دهیم و همکاران من در این مدت به شدت خسته شده و استراحت مناسبی نداشته‌اند.

    او ادامه داد: جشن و شادی حتما خوب است اما باید مراقب باشیم که این جشن تبدیل به بحران و آتش‌سوزی نشود. از مردم می‌خواهم که مراقب باشند از خطرات شب‌چهارشنبه سوری اجتناب کنند و کار مضاعفی برای نیروهای امدادی و آتش‌نشان‌ها ایجاد نکنند. در جشن باید به همه خوش بگذرد نه اینکه به برخی خوش بگذرد، اما برای گروهی دیگر در شب‌های عید ایجاد حادثه کنیم.

  • «باران سمی»؛ میراث شوم جنگ برای ساکنان تهران

    «باران سمی»؛ میراث شوم جنگ برای ساکنان تهران

    به گزارش اقتصادران، صبح یکشنبه هفدهم اسفند ماه، وقتی جنگ وارد دومین هفته خود شده بود، ساکنان تهران و کرج با آسمانی تیره روبرو شدند. آسمانی که تیرگی آن به خاطر هوای ابری نبود، بلکه انفجار چند انبار نفت، سایه‌ای تیره ساخته بود که هشدار می‌دادند به شدت سمی است.

    چند ساعت پیش از آن، حملات اسرائیل، انبارهای عظیم نفت و پالایشگاه‌ها در حومه پایتخت ایران را هدف قرار داده بود. این حملات باعث اشتعال سوخت و ایجاد ستون‌های عظیم دود سیاه شد که با ابرهای بارانی ترکیب شدند و بعدتر در همان روز مواد شیمیایی سمی را بر شهر فرو ریختند.

    اما ماجرا به همین جا ختم نمی‌شود. بلومبرگ، در مصاحبه با کارشناسان می‌گوید آلودگی سمی ناشی از جنگ ایران برای دهه‌ها باقی خواهد ماند.

    یک تجربه آشنا با سه دهه فاصله

    خبر باریدن «باران سیاه» بر تهران برای نجات رحمانیان، پژوهشگر ایرانی و استاد مهندسی شیمی و نفت در دانشگاه برادفورد بریتانیا، بسیار آشنا به نظر می‌رسید؛ توصیف‌ها برای او یادآور حادثه‌ای مشابه بود که ۳۵ سال پیش در این شهر تجربه کرده بود. رحمانیان می‌گوید آن تجربه حالتی سورئال داشت.

    لباس‌هایی که برای خشک شدن بیرون آویزان شده بودند لکه‌دار می‌شدند و هوا سنگین به نظر می‌رسید. هیچ‌کس نمی‌دانست چرا.

    بعدها مشخص شد که حدود ۱۲۹۰ کیلومتر دورتر در کویت، نیروهای عراقی که در جنگ خلیج فارس با آمریکا و متحدانش می‌جنگیدند، صدها میدان نفتی را به آتش کشیده بودند. ستون‌های دوده، هیدروکربن‌ها و دی‌اکسید گوگرد بر فراز ایران حرکت کردند و هرچه در مسیرشان بود آلوده ساختند، و حتی طبق مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۸ با هدایت جیامائو ژو از آکادمی علوم چین، باعث تسریع ذوب یخچال‌های طبیعی هیمالیا شدند.

    کارشناسان می‌گویند جنگ اخیر در منطقه، آلاینده‌های مشابهی ایجاد کرده است که حتی تأثیر شدیدتری بر تهران و منطقه کلانشهری آن با حدود ۱۸.۵ میلیون نفر جمعیت خواهد داشت، زیرا این آلودگی‌ها بسیار نزدیک‌تر به شهر آزاد شده‌اند.

    ۳۰۰ حادثه زیست‌محیطی و پیامدهای خطرناک

    داگ ویر، مدیر اجرایی رصدخانه جنگ و محیط‌زیست (CEOBS)، گفت: ما همیشه می‌بینیم که تأسیسات نفتی در جنگ‌ها هدف قرار می‌گیرند، اما بسیار نادر است که این تأسیسات به اندازه تهران به یک شهر بزرگ نزدیک باشند.

    این سازمان غیرانتفاعی مستقر در بریتانیا اعلام کرده که طبق آخرین داده‌ها بیش از ۳۰۰ حادثه دارای خطر زیست‌محیطی در نتیجه درگیری‌های جاری شناسایی شده است. موشک‌ها و بمب‌ها حاوی فلزات سنگین و سایر آلاینده‌های سمی هستند که هنگام انفجار وارد هوا، خاک و آب می‌شوند. این مواد اغلب برای دهه‌ها باقی می‌مانند و خطرات جدی برای سلامت ایجاد می‌کنند. پاکسازی آن‌ها نیز دشوار و بسیار پرهزینه است.

    ویر می‌گوید: «افراد زیادی در معرض این آلودگی قرار گرفته‌اند و این وضعیت ادامه خواهد داشت.»

    او افزود حمله اسرائیل به انبارهای نفت در خارج از تهران تا این لحظه بزرگ‌ترین حادثه آلودگی ناشی از این جنگ بوده است.

    دیوید جی. ایکس. گونزالس، استادیار دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، نیز گفته است: «من انتظار دارم اثرات حاد بر سلامت تنفسی مشاهده شود.»

    او افزود کودکان خردسال و زنان باردار به‌ویژه در برابر این آلاینده‌های هوا آسیب‌پذیر هستند.

    انفجار نفتی در شهری آلوده

    تهران حتی پیش از این جنگ نیز به شدت آلوده بود. پژوهشگرانی از جمله رحمانیان سطح بالایی از ذرات معلق ریز و فلزات سنگین مانند سرب، کادمیوم، کروم و نیکل را در آب و هوای شهر شناسایی کرده‌اند. همچنین مواد سمی ناشی از سوزاندن سوخت‌های فسیلی و زباله‌ها مانند دی‌اکسید گوگرد نیز یافت شده است.

    به گفته دیمیتریس کاسکائوتیس، فیزیکدان رصدخانه ملی آتن که بیش از یک دهه آلودگی هوا و گردوغبار در ایران را مطالعه کرده، تعداد زیاد خودروها و صنایع سنگین اطراف شهر عامل اصلی این وضعیت بوده‌اند.

    تهران در دامنه کوه‌های البرز قرار دارد. این رشته‌کوه مانع گردش هوا می‌شود و پدیده وارونگی دما ایجاد می‌کند که آلاینده‌ها را در شهر به دام می‌اندازد و باعث دوره‌های طولانی آلودگی هوا می‌شود که ممکن است هفته‌ها یا حتی ماه‌ها ادامه یابد.

    معمولاً باران آلودگی را می‌شوید و از بین می‌برد، اما در ۸ مارس احتمالاً شرایط را بدتر کرده است. کاسکائوتیس گفت: ترکیب آتش‌سوزی‌های فاجعه‌بار نفت با بارش باران، آن‌ها را بسیار ناسالم‌تر و سمی‌تر برای سلامت انسان می‌کند. این آلاینده‌ها وقتی در آب حل می‌شوند بسیار سمی‌تر هستند و می‌توانند به‌راحتی وارد سیستم عصبی و سیستم خونی بدن شوند و ممکن است بر کلیه‌ها، کبد و سایر اندام‌ها تأثیر بگذارند.

    با قطع ارتباطات تلفنی و اینترنتی در ایران از زمان آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه، و در نبود نمونه‌برداری علمی، تعیین مقیاس واقعی آلودگی در حال حاضر ممکن نیست. اما کارشناسان نگرانند که منطقه‌ای مملو از تاسیسات نفتی، سایت‌های هسته‌ای و تاسیسات آب‌شیرین‌کن، بار دیگر با یک فاجعه محیط زیستی دیگر مواجه شود.

  • اینترنت سیم‌کارتهای سفید هم قطع شد!

    اینترنت سیم‌کارتهای سفید هم قطع شد!

    به گزارش اقتصاران، از عصر یک‌شنبه ۲۴ اسفندماه، اتصال یک درصدی ایران به اینترنت بین‌الملل قطع شده و خاموشی تقریبا صد درصدی اینترنت در ایران اتفاق افتاده است.

    نت‌بلاکس پیش از این در گزارش‌های خود اعلام کرده بود که سطح دسترسی یک درصدی به اینترنت در ایران به واسطه لیست سفید، یا آن‌چه در ایران به نام سیم‌کارت سفید شناخته می‌شود، برقرار است، اما حالا در شانزدهمین روز قطعی اینترنت در ایران در گزارش جدید نت‌بلاکس، اعلام شده است که اتصال در یکی از شبکه‌های مهم مخابراتی ایران دچار اختلال شده و بنابراین، اتصال یک درصدی به شبکه بین‌الملل هم قطع شده‌اند.