دسته: اجتماعی

  • حمل‌ونقل عمومی در کرج رایگان شد

    حمل‌ونقل عمومی در کرج رایگان شد

    به گزارش اقتصادران، علیرضا رحیمی محمودآبادی درباره وضعیت حمل و نقل عمومی کرج گفت: حمل و نقل عمومی در کرج از ابتدای جنگ با هماهنگی پارلمان شهری رایگان شده و این خدمات تا پایان جنگ ادامه خواهد داشت.

    عضو شورای شهر کرج با قدردانی از رانندگان حمل و نقل عمومی افزود: با توجه به تجمعات و راهپیمایی شهروندان در نقاط مختلف شهر، ساعت کاری رانندگان ناوگان حمل و نقل عمومی کرج برای خدمات‌رسانی بیشتر تا پاسی از شب ادامه دارد.

    وی در پایان گفت: مدیریت شهری تا پیروزی با شهروندان فهیم،آگاه و ولایت‌مدار کرجی هم‌صدا خواهد بود.

  • ویرانی‌های امروز، برنامه‌های فردا

    ویرانی‌های امروز، برنامه‌های فردا

    به گزارش اقتصادران، جنگ، چهره شهر‌ها و روستا‌ها را به‌طور عمیقی تغییر داده و زندگی میلیون‌ها نفر را مختل می‌کند. ویرانی‌های گسترده‌ای که تنها به تخریب ساختمان‌ها محدود نمی‌شود، بلکه پایه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور را نیز تهدید می‌کند. بازسازی پس از چنین بحرانی، نه تنها یک نیاز فوری برای بازگرداندن زندگی روزمره مردم، بلکه فرصتی تاریخی برای بازطراحی ساختار‌های شهری، ارتقای زیرساخت‌ها و توسعه اقتصادی محسوب می‌شود.

    علاوه بر ابعاد فیزیکی، بازسازی جنگ، آزمونی برای توانایی جامعه در همبستگی، مدیریت بحران و بازآفرینی اعتماد عمومی نیز هست. بازگرداندن امنیت، خدمات ضروری و امید به آینده، بخشی از چالش اجتماعی بازسازی است که بدون برنامه‌ریزی و همکاری میان دولت، نهاد‌های غیردولتی و جامعه مدنی ممکن نیست.

    به همین دلیل، از همین حالا که جنگ به یک‌ماهگی رسیده، نیاز به تصویری روشن و واقعی از وضعیت کشور احساس می‌شود. اقدام سریع، هماهنگی بین‌بخشی و مشارکت مردم محلی، کلید‌هایی هستند که می‌توانند مسیر بازسازی را هموار و پایدار کنند و فرصت ساخت آینده‌ای مقاوم و آبادتر را فراهم آورند.

    بازسازی خرابی‌های جنگ از تخریب هزاران واحد مسکونی، مدرسه و بیمارستان و ساختمان‌های اداری تا راه‌ها و مناطق صنعتی دغدغه‌ای است که از هم اکنون باید در دست بررسی و مطالعه قرار گیرد.

    کارشناسان معتقدند، تهیه یک گزارش فنی و جامع از وضعیت خسارات اقدامی ضروری است در همین راستا مهدی زارع استاد دانشگاه به رویداد۲۴ گفته این گزارش باید با هدف ارائه تصویری دقیق از شرایط کشور برای دولت، نهاد‌های غیردولتی و سرمایه‌گذاران تدوین شود و به پرسش‌های کلیدی درباره چرایی انجام ارزیابی و محور‌های اصلی آن پاسخ دهد. به گفته وی، مقدمات تهیه این گزارش باید از هم‌اکنون فراهم شود.

    روش‌های تدوین اطلاعات سند ارزیابی خسارت جنگ

    وی با اشاره به ابزار‌های مورد نیاز گفت: استفاده از نقشه‌برداری GIS، تصاویر ماهواره‌ای، پرسش‌نامه‌ها و مصاحبه‌های میدانی از جمله الزامات جمع‌آوری داده‌ها است. همچنین لازم است در ابتدای گزارش، شرح دقیقی از روش‌های جمع‌آوری اطلاعات و نحوه اطمینان از صحت و قابلیت اعتماد داده‌ها ارائه شود. در همین بخش، وضعیت زیرساخت‌های پیش از جنگ شامل آب، برق، حمل‌ونقل، بهداشت و مسکن نیز باید به‌طور کامل توصیف شود.

    بررسی آمایش سرزمینی

    زارع ادامه داد: این گزارش باید به بررسی جمعیت، توزیع جغرافیایی و وضعیت اقتصادی-اجتماعی بپردازد و ارزیابی دقیقی از آسیب‌های فیزیکی ساختمان‌های مسکونی با تعیین درجه خسارت و برآورد هزینه‌های بازسازی ارائه دهد. همچنین زیرساخت‌های عمومی شامل جاده‌ها، پل‌ها، تونل‌ها، شبکه‌های برق، آب و فاضلاب و مخابرات و نیز ساختار‌های اقتصادی مانند کارخانه‌ها، بازارها، مراکز تجاری و تأسیسات کشاورزی باید به‌صورت جامع بررسی شوند. به گفته او، ضمیمه کردن تصاویر میدانی و نقشه‌های حرارتی توزیع خسارت از الزامات این گزارش است.

    ارزیابی تلفات انسانی و اجتماعی

    وی با تأکید بر اهمیت ابعاد انسانی و اجتماعی گفت: ارزیابی تلفات جانی، تعداد افراد بی‌سرپناه و جابه‌جا شده، بررسی اثرات روانی-اجتماعی و میزان دسترسی به خدمات بهداشتی، آموزشی و تغذیه‌ای از بخش‌های کلیدی این گزارش به شمار می‌رود.

    ارزیابی خسارات محیط زیستی

    ارزیابی احتمالات، ریسک‌ها و مخاطرات

    وی تحلیل خطرات و ریسک‌های پس از جنگ را از دیگر بخش‌های مهم این گزارش دانست و تصریح کرد: شناسایی ساختمان‌های نیمه‌ویران، مشکلات دسترسی به آب و برق و اولویت‌بندی مناطق پرخطر با استفاده از ماتریس ریسک (احتمال در شدت) باید در دستور کار قرار گیرد تا برنامه‌های اضطراری به‌درستی هدایت شوند. بر اساس نتایج این تحلیل، برنامه‌های بازسازی در سه بازه کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت تدوین خواهد شد.

    ارائه خدمات اجتماعی و اقتصادی

    زارع همچنین به ضرورت اجرای برنامه‌های حمایتی اقتصادی-اجتماعی اشاره کرد و گفت: ارائه وام‌های اضطراری، ایجاد اشتغال موقت و ارائه خدمات مشاوره روانی باید در سریع‌ترین زمان ممکن عملیاتی شود. وی نقش نهاد‌های مردم‌نهاد را در ارائه خدمات و هماهنگی با دستگاه‌های اجرایی حیاتی دانست.

    تهیه مستندات و داده‌ها

    وی با تأکید بر اهمیت دقت در جمع‌آوری داده‌ها افزود: تمامی اطلاعات میدانی باید توسط افراد دارای تخصص مرتبط یا دانشجویان این حوزه ثبت شود و مستندسازی تصویری برای هر نقطه مهم شامل حداقل یک عکس و ثبت مختصات GPS الزامی است. همچنین استفاده از قالب‌های استاندارد بین‌المللی مانند UN-OCHA برای امکان مقایسه داده‌ها در دوره‌های زمانی و مناطق مختلف توصیه می‌شود.

    الگو‌های ارزیابی خسارت سازمان ملل

    زارع درباره ساختار تیم‌های ارزیابی میدانی توضیح داد: این تیم‌ها باید با سرپرستی فردی متخصص در حوزه مهندسی عمران یا زمین‌شناسی تشکیل شوند و شامل نقشه‌بردار، کارشناس بهداشت، روانشناس، پزشک و تکنسین GIS/دیتابیس باشند. این گروه‌ها به‌صورت تیم‌های ۴ تا ۶ نفره و به‌طور دوره‌ای در بازه‌های ۲ تا ۴ روزه به مناطق آسیب‌دیده اعزام می‌شوند.

    وی افزود: بهره‌گیری از استاندارد‌های بین‌المللی مانند الگو‌های ارزیابی خسارت سازمان ملل و فدراسیون جهانی صلیب سرخ و هلال احمر، از جمله UN-OCHA Damage Assessment و IFRC Rapid Mapping، می‌تواند به افزایش دقت و هماهنگی در ثبت اطلاعات کمک کند.

    زارع اقدامات اولیه بازسازی را شامل بررسی آسیب‌های ساختمانی و شناسایی بنا‌های خطرناک، خنثی‌سازی مهمات عمل‌نکرده، پاک‌سازی آوار و مواد سمی و بازسازی زیرساخت‌های حیاتی عنوان کرد و گفت: ترمیم خطوط آب، فاضلاب، برق و مخابرات، بازسازی جاده‌ها و پل‌ها و بهبود مسیر‌های دسترسی اضطراری باید در اولویت قرار گیرد.

    ضرروت اقدامات اجتماعی

    وی همچنین بر ضرورت اسکان موقت آسیب‌دیدگان تأکید کرد و افزود: ایجاد کمپ‌های موقت یا واحد‌های پیش‌ساخته برای خانوار‌های بی‌سرپناه، تأمین امکانات بهداشتی مانند آب شرب و سرویس‌های بهداشتی و ارائه خدمات درمانی و روانی از جمله اقدامات ضروری در این مرحله است. همچنین راه‌اندازی کلینیک‌های اضطراری برای درمان جراحات و پیشگیری از بیماری‌های عفونی باید مورد توجه قرار گیرد.

    زارع در پایان به اهمیت بازسازی اقتصادی و اجتماعی اشاره کرد و گفت: حمایت از کسب‌وکار‌های کوچک، ارائه تسهیلات مالی و معافیت‌های مالیاتی، احیای بازار‌های محلی، بازگرداندن خدمات آموزشی از طریق مدارس موقت و همکاری با نهاد‌های داخلی و بین‌المللی برای تأمین منابع از جمله اقدامات کلیدی است. وی تأکید کرد که مشارکت مردم محلی در تدوین و اجرای برنامه‌های بازسازی، همراه با نظارت و ارزیابی مستمر، نقش مهمی در موفقیت این فرآیند خواهد داشت.

  • وعده‌های شهرداری به جنگ‌زدگان / جبران خسارت‌های جزئی ظرف ۱۵ دقیقه!

    وعده‌های شهرداری به جنگ‌زدگان / جبران خسارت‌های جزئی ظرف ۱۵ دقیقه!

    به گزارش اقتصادران، جنگ در آستانه یک‌ماهگی است؛ جنگی که نه‌تنها در میدان‌های نظامی، بلکه در متن زندگی روزمره شهروندان نیز ردپایی عمیق و ماندگار برجای گذاشته است. اگرچه در روزهای ابتدایی، ابعاد خسارات با احتیاط و در چارچوب مقایسه با جنگ ۱۲ روزه تحلیل می‌شد، اما اکنون با گذشت زمان، تصویر روشن‌تری از گستره و عمق ویرانی‌ها نمایان شده است؛ تصویری که از تخریب خانه‌ها، اختلال در خدمات شهری و شکل‌گیری یک بحران فرسایشی برای ساکنان مناطق آسیب‌دیده حکایت دارد.

    احسان، یکی از شهروندانی که خانه‌اش در جنگ به صورت جزئی آسیب دید به خبرنگار ما گفت: در روز هشتم جنگ شیشه پنجره‌ها و درب منزل ما به صورت کامل شکست، خانه ما در غرب تهران است. فردای آن روز به شهرداری منطقه مراجعه کردم اما آن‌ها تنها برای اندازه‌گیری پنجره‌ها آمدند و وعده دادند که به زودی برای نصب شیشه‌های جدید به منزل ما می‌آیند اما تا کنون این اتفاق رخ نداده است. نمی‌دانم با این اوضاع خودم دست به کار شوم بهتر است یا منتظر ماموران شهرداری بمانم؟

    شهرداری تهران و چالش اسکان و بازسازی

    مهدی پیرهادی، رئیس کمیسیون سلامت، محیط‌زیست و خدمات شهری شورای اسلامی شهر تهران با اشاره به اقدامات انجام‌شده در شرایط اخیر گفت: «تمامی مناطق شهرداری تهران در حالت آماده‌باش قرار دارند و فرآیند خدمات‌رسانی به شهروندان بدون وقفه در حال انجام است.»

    وی افزود: «در حال حاضر حدود ۱۶۰۰ خانوار، معادل نزدیک به ۶۲۰۰ نفر، در ۲۳ هتل اسکان موقت یافته‌اند و ظرفیت لازم برای پذیرش افراد بیشتر نیز وجود دارد.»

    پیرهادی با تأکید بر نبود محدودیت در تأمین محل اسکان اظهار کرد: «در حال حاضر مشکلی از نظر ظرفیت نداریم، اما اگر در آینده با محدودیت مواجه شویم، سازوکارهای لازم پیش‌بینی شده و شهروندان می‌توانند از طریق سامانه ۱۳۷ یا مراجعه به مدیریت بحران موضوع را پیگیری کنند.»

    رئیس کمیسیون سلامت شورای شهر تهران درباره نحوه رسیدگی به خسارات منازل گفت: «شهروندانی که دچار آسیب‌های جزئی مانند شکستگی درب یا پنجره شده‌اند، می‌توانند به شهرداری منطقه خود مراجعه کنند؛ تیم‌های شهرداری در کمتر از ۱۵ دقیقه در محل حاضر شده، خسارت را برآورد و در صورت فراهم بودن شرایط، تعمیرات لازم را در همان محل انجام می‌دهند.»

    وی افزود: «برای واحدهایی که دچار خسارت جدی یا تخریب کامل شده‌اند، مدل بازسازی مشارکتی با پیمانکاران در نظر گرفته شده است؛ به‌طوری‌که در صورت ناتوانی مالی مالک، امکان ساخت یک طبقه اضافی برای تأمین هزینه‌ها و ایجاد انگیزه برای پیمانکار فراهم می‌شود.»

    پیرهادی در پایان تأکید کرد: «شهرداری تهران هزینه اسکان موقت شهروندان را تا زمان تکمیل بازسازی یا ساخت واحدهای مسکونی بر عهده خواهد داشت و افراد آسیب‌دیده تا پایان این فرآیند در هتل‌ها اسکان داده می‌شوند.»

  • سندرم انتظار فاجعه! / شکنجه بیولوژیک مردم در روزهای جنگ

    سندرم انتظار فاجعه! / شکنجه بیولوژیک مردم در روزهای جنگ

    به گزارش اقتصادران، در متون کهن و اساطیر یونان باستان، شمشیر داموکلس استعاره‌ای درخشان برای توصیف خطری قریب‌الوقوع و همیشگی است. داستان از این قرار است که پادشاهی برای نشان دادن ماهیت واقعی قدرت به یکی از درباریان خود به نام داموکلس، او را بر تخت پادشاهی نشاند. داموکلس غرق در لذت و غرور بود تا اینکه ناگهان متوجه شد شمشیر برنده و بسیار سنگینی تنها با یک تار موی دم اسب، درست بالای سر او آویخته شده است. در آن لحظه، تمام لذت‌های جهان در چشم او رنگ باخت. جهانِ او به همان تار موی لرزان و احتمال سقوط شمشیر تقلیل یافت. این روایت باستانی، دقیق‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین تصویر برای توصیف وضعیتی است که روان‌شناسان اجتماعی امروز آن را سندرم «انتظار فاجعه» می‌نامند.

    معماری روان‌شناختی هراس

    برای درک بهتر روان‌شناسی اضطراب جمعی پیش از وقوع بحران، بررسی دو مقطع مهم تاریخی بسیار راهگشاست. مقطع اول، دوره‌ای در آغاز جنگ جهانی دوم است که مورخان بریتانیایی آن را «جنگ دروغین» نامیده‌اند. از سپتامبر هزار و نهصد و سی و نه، زمانی که بریتانیا به آلمان اعلام جنگ کرد، تا می‌هزار و نهصد و چهل، هیچ حمله هوایی یا درگیری نظامی مستقیمی در خاک بریتانیا رخ نداد. با وجود این آرامش فیزیکی، دولت بریتانیا بر اساس پیش‌بینی‌های وحشتناک از بمباران‌های شیمیایی و هوایی، دستور تخلیه صد‌ها هزار کودک از لندن، توزیع ماسک‌های گاز و خاموشی‌های سراسری در شب را صادر کرد.

    در این هشت ماه، هیچ بمبی بر لندن فرود نیامد، اما آمار فروپاشی‌های عصبی، خودکشی‌ها و اختلالات اضطرابی به طرز بی‌سابقه‌ای افزایش یافت. مردم در پناهگاه‌های تاریک می‌نشستند و با شنیدن صدای آژیر‌های کاذب، مرگ خود را تصور می‌کردند. جان مک‌کاردی، روان‌پزشک برجسته، در کتاب «ساختار روحیه» که در سال هزار و نهصد و چهل و سه منتشر شد، به پدیده شگفت‌انگیزی اشاره می‌کند. او با بررسی داده‌های میدانی نشان داد که وحشت فلج‌کننده و آسیب‌های عمیق روانی، در دوران «انتظار برای حمله» بسیار شدیدتر از زمان آغاز بمباران‌های واقعی آلمان‌ها بود. تخیل انسان در مواجهه با یک خطر نامعلوم و معلق، هیولایی بی‌شاخ و دم می‌سازد که هیچ مرزی برای ویرانگری آن وجود ندارد. وقتی بمباران واقعی آغاز شد، مردم با یک پدیده عینی و محدود رو‌به‌رو شدند و توانستند مکانیسم‌های انطباقی خود را فعال کنند. در دوران انتظار، انطباق‌پذیری غیرممکن بود.

    مقطع تاریخی دوم، دوران جنگ سرد و به طور ویژه، بحران موشکی کوبا در اکتبر هزار و نهصد و شصت و دو است. سیزده روز نفس‌گیر که در آن، دو ابرقدرت ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی تا یک قدمی شلیک موشک‌های هسته‌ای پیش رفتند. مفهوم تئوریک «نابودی متقابل تضمین شده» بر تمام جهان سایه افکنده بود. در سطح کلان، این نظریه از جنگ جلوگیری کرد؛ در سطح خرد، روح و روان یک نسل کامل را متلاشی ساخت.

    کودکان در مدارس آموزش می‌دیدند که هنگام شنیدن آژیر حمله اتمی، زیر میز‌ها پناه بگیرند. خانواده‌ها حیاط خانه‌های خود را می‌کندند تا پناهگاه‌های بتنی بسازند و دیوانه‌وار مواد غذایی کنسرو شده ذخیره می‌کردند. از منظر رفتارشناسی، این اقدامات ایمنی‌بخش نبودند؛ این رفتار‌ها تمرین مستمر وحشت بودند. ذهن شهروندان در یک آزمایشگاه وسیع شرطی‌سازی قرار گرفته بود. جامعه متوجه شد که بقای او به تصمیمات سیاستمدارانی وابسته است که هیچ کنترلی بر آنها ندارد. نتیجه این وضعیت، ظهور نسلی بود که به بی‌حسی عاطفی، بدبینی مزمن و ترس همیشگی از پایان جهان مبتلا شد. انسان‌ها در این دوره، خانه‌های فیزیکی خود را ترک نکردند؛ آنها به پناهگاه‌های تاریک ذهن خود عقب‌نشینی کردند.

    استرس مزمن و تضعیف روانی

    فاجعه اصلی در جوامع بحران‌زده زمانی رخ می‌دهد که خطر هرگز تمام نمی‌شود. در جامعه‌ای که هر روز منتظر شنیدن خبر جنگ، تحریم‌های جدید یا فروپاشی ساختار‌های اقتصادی است، خطر به یک «احتمال قوی و همیشگی» تبدیل می‌شود. در این حالتِ تعلیق، مغز هرگز فرمان خاموشی سیستم هشدار را صادر نمی‌کند. جامعه در یک حالت آماده‌باش همیشگی گرفتار می‌شود، بی‌آنکه بتواند با دشمنی فرضی بجنگد یا از چنگال او بگریزد.

    بروس مک‌یوِن، عصب‌شناس نامدار، در سال ۱۹۹۳ مفهوم علمی بسیار مهمی را تحت عنوان «بار آلوستاتیک» معرفی کرد. آلوستاز به معنای تلاش بدن برای حفظ ثبات در شرایط استرس‌زاست. مک‌یوِن اثبات کرد که قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض استرس‌های غیرقابل پیش‌بینی، به تجمع بار آلوستاتیک در بدن منجر می‌شود. ترشح مداوم و قطع‌نشدنی کورتیزول، مانند اسیدی که قطره‌قطره روی سنگ می‌چکد، سیستم ایمنی را ضعیف می‌کند، مدار‌های مربوط به حافظه و یادگیری در هیپوکامپ را از بین می‌برد و فرد را به افسردگی‌های عمیق، خستگی مزمن روانی و بیماری‌های روان‌تنی مبتلا می‌سازد.

    جامعه‌ای که در انتظار ویرانی است، پیش از اصابت هرگونه موشکی، از درون دچار خونریزی زیست‌شناختی شده است. شهروندانی که صبح خود را با چک کردن قیمت ارز و اخبار درگیری‌های نظامی آغاز می‌کنند و شب با کابوس ناامنی به خواب می‌روند، در واقع تحت یک شکنجه بیولوژیک پیوسته قرار دارند. در این فضا، ظرفیت شناختی مغز لبریز می‌شود و دیگر هیچ انرژی روانی برای تفکر خلاق، خلق آثار هنری، لذت بردن از روابط انسانی یا برنامه‌ریزی برای آینده باقی نمی‌ماند.

    بمباران اطلاعاتی، سوگیری منفی و توهم کنترل

    در دهه‌های گذشته، منابع خبری مردم به روزنامه‌های صبح و اخبار شامگاهی رادیو و تلویزیون محدود بود. در جهان امروز، ماهیت انتقال اطلاعات دگرگون شده است. گوشی‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی، تک‌تک شهروندان را به خط مقدم هر بحرانی در گوشه و کنار جهان متصل کرده‌اند. در جامعه‌ای که سایه جنگ و ناامنی بر آن مستولی است، پدیده‌ای به شدت مخرب شکل می‌گیرد که روان‌شناسان آن را «اعتیاد به اخبار فاجعه‌بار» می‌خوانند.

    روان‌شناسی تکاملی دلیل این گرایش شدید به اخبار منفی را به دقت توضیح می‌دهد. مفهومی به نام «سوگیری منفی‌نگری» در ساختار مغز انسان وجود دارد. اجداد غارنشین ما برای زنده ماندن، باید به خطرات و تهدیدات توجه بسیار بیشتری نسبت به اتفاقات مثبت نشان می‌دادند. مغز ما طوری سیم‌کشی شده است که به اخبار خطرناک با بالاترین سطح از اولویت واکنش نشان دهد. در شرایط طبیعی، این یک مکانیسم دفاعی عالی است. در شرایط تعلیقِ بحران، این غریزه به یک چرخه باطل و ویرانگر تبدیل می‌شود.

    افراد در طول روز، صد‌ها بار صفحات خبری خود را تازه‌سازی می‌کنند، تیتر‌های قرمز رنگ هشداردهنده را می‌خوانند و در سیلابی از تحلیل‌های متناقض و پیش‌بینی‌های آخرالزمانی غرق می‌شوند. این رفتار وسواسی، ریشه در یک نیاز روان‌شناختی عمیق دارد؛ نیاز به کسب توهمِ کنترل. انسان مضطرب ناخودآگاه تصور می‌کند که با دانستن تمام جزئیات فاجعه پیش رو، می‌تواند بر آن مسلط شود یا حداقل در زمان وقوع آن غافلگیر نشود.

    واقعیت کاملا برخلاف این تصور است. این حجم عظیم از اطلاعات خام و اغلب اغراق‌آمیز، مرز‌های میان واقعیت و توهم را به شدت مخدوش می‌کند. استبدادِ «اخبار فوری» باعث می‌شود بمب‌ها هزاران بار در ذهن شهروندان منفجر شوند، پیش از آنکه حتی در دنیای واقعی شلیک شده باشند. این بمباران اطلاعاتی، روان جامعه را فلج می‌کند و ترسی سیال را در تمام منافذ زندگی روزمره تزریق می‌نماید. زیگمونت باومن، جامعه‌شناس نامدار، این پدیده را «ترس سیال» می‌نامد. ترسی که منبع مشخص و محدودی ندارد، نامرئی است و مانند یک گاز سمی همه‌جا حضور دارد. انسان نمی‌تواند از این ترس فرار کند، زیرا این ترس در جیب او و درون صفحه درخشان تلفن همراهش لانه کرده است.

    عمیق‌ترین، پنهان‌ترین و دردناک‌ترین لایه آسیب در سندرم انتظار فاجعه، تغییر بنیادین رابطه انسان با مفهوم «زمان» است. انسانِ سالم، موجودی معطوف به آینده است. ما درس می‌خوانیم، مهارت‌های جدید می‌آموزیم، کسب‌وکاری راه می‌اندازیم و خانواده تشکیل می‌دهیم، منحصرا به این دلیل که به وجود و استمرارِ پدیده‌ای به نام «فردا» باور داریم. فردا، همان بوم سفیدی است که طرح‌های امیدبخش خود را روی آن می‌کشیم.

    زیستن در سایه بحران مداوم، آینده را به مسلخ می‌برد. زمانی که بقای روزمره به تنها دغدغه ذهنی انسان تبدیل می‌شود، افق دید جامعه به شدت منقبض می‌گردد. در جامعه‌ای که شهروندان نمی‌دانند ماه آینده با بروز یک جنگ منطقه‌ای، تحریم‌های فلج‌کننده‌تر یا تورم‌های چندصد درصدی رو‌به‌رو خواهند شد، برنامه‌ریزی بلندمدت به یک شوخی بی‌معنی و عبث تقلیل می‌یابد.

    فقدان چشم‌انداز آینده، مستقیما به فروپاشی اخلاق و تبخیر سرمایه اجتماعی منجر می‌شود. جامعه‌شناسان بار‌ها اثبات کرده‌اند که رعایت اصول اخلاقی، نوع‌دوستی و فداکاری برای جمع، نیازمند باوری عمیق به یک آینده مشترک است. هنگامی که تصور عمومی بر این قرار گیرد که کشتی جامعه در حال غرق شدن است، قانون تنازع بقا بر قوانین مدنی چیره می‌شود. افراد برای حفظ امنیت فردی خود در برابر آینده‌ای نامعلوم، به رفتار‌هایی روی می‌آورند که در شرایط عادی ضداجتماعی تلقی می‌شوند. احتکار کالا‌های اساسی، تلاش برای تبدیل سرمایه‌ها به ارز‌های خارجی، بی‌اعتمادی مطلق به همسایگان و همکاران، و زیر پا گذاشتن حقوق دیگران، همگی واکنش‌های دفاعی یک روان جمعی وحشت‌زده هستند.

    در این اتمسفر مسموم، جامعه از حالت یک پیکره ارگانیک و واحد خارج شده و به مجموعه‌ای از افراد منزوی و هراسان تبدیل می‌شود. هر فرد در جزیره تنهایی خود، تنها به نجات گلیم خویش از موج‌های سهمگین فکر می‌کند. این وضعیت، دقیق‌ترین و وفادارترین توصیف از حال و روز جوامعی است که در برزخِ میان صلح و جنگ، ثبات و فروپاشی رها شده‌اند. در چنین جوامعی، ظاهر خیابان‌ها دست‌نخورده باقی می‌ماند، ساختمان‌ها پابرجاست و فروشگاه‌ها مشتریان خود را دارند، اما در زیر این پوسته ظاهری، روح جمعی دچار یک خونریزی داخلی مهارناپذیر است.

    نیرو‌های خلاق، متخصصان و نخبگان جامعه، بیش از هر قشر دیگری در این اتاقِ انتظارِ تاریک، دچار خفگی می‌شوند. ذهن‌های پویایی که باید صرف تولید اندیشه، توسعه علم و خلق هنر شود، در باتلاق تحلیل اخبار روزانه و تلاش برای پیش‌بینی فاجعه بعدی هدر می‌روند. پدیده مهاجرت گسترده در چنین شرایطی، دیگر یک انتخاب ساده برای ارتقای سطح زندگی ارزیابی نمی‌شود؛ مهاجرت به تنها راهِ ممکن برای فرار از این تعلیقِ کشنده و خروج از اتاقِ انتظار تبدیل می‌گردد. مهاجران در این شرایط، سرزمین خود را ترک نمی‌کنند، آنها از «آوارِ حوادثِ نیامده» می‌گریزند تا بتوانند حقِ داشتنِ آینده و مفهوم فردا را دوباره برای خود بازپس بگیرند.

    راهبرد‌های تاب‌آوری و بازپس‌گیری حق زیستن

    روان‌شناسی مدرن در برابر چنین حجم عظیمی از فشار‌های روانی منفعل نیست. دانشمندان علوم شناختی، عصب‌شناسان و روان‌شناسان بالینی، راهکار‌هایی دقیق و مبتنی بر شواهد علمی برای زنده ماندن و حفظ سلامت روان در شرایط تعلیق و بحران ارائه داده‌اند. اجرای این راهکار‌ها می‌تواند ساختار روانی فرد را در برابر فرسایش تدریجی محافظت کند.

    اول، تمرکز بر حلقه کنترل و پذیرش رادیکال:

    در رویکرد‌های رفتاردرمانی شناختی، تمایز قائل شدن میان «حلقه نگرانی» و «حلقه کنترل» یک اصل حیاتی است. اخبار جنگ، سیاست‌های کلان اقتصادی و تصمیمات رهبران جهان در دایره نگرانی ما قرار دارند، حوزه‌ای که هیچ قدرت اجرایی برای تغییر آن نداریم. صرف انرژی روانی در این دایره، تنها به تولید اضطراب می‌انجامد. روان‌شناسان توصیه می‌کنند افراد انرژی خود را منحصرا به دایره کنترل خویش بازگردانند؛ دایره‌ای که شامل یادگیری یک مهارت جدید، حفظ سلامت جسمانی، مدیریت هزینه‌های شخصی و مراقبت از خانواده است. پذیرش رادیکال به معنای تسلیم شدن نیست؛ به معنای دیدن واقعیتِ تلخِ بحران بدون انکار آن، و سپس اقدام موثر در محدوده اختیارات فردی است.

    کال نیوپورت و دانشمندان حوزه رسانه تاکید می‌کنند که در زمان بحران، محدود کردن ورودی‌های اطلاعاتی یک ضرورت بیولوژیک است. خواندن مداوم اخبار، غده آمیگدال را در حالت التهاب دائم نگه می‌دارد. راهکار علمی، قطع کامل اخبار نیست، ساماندهی آن است. اختصاص دادن دو بازه زمانی کوتاه در روز برای مرور سرتیتر‌ها از منابع معتبر، و خاموش کردن تمامی اعلان‌های خبری در تلفن همراه، به سیستم عصبی فرصت می‌دهد تا خود را بازسازی کند. پاک کردن اپلیکیشن‌هایی که طراحی آنها بر پایه ایجاد خشم و اضطراب است، سپر دفاعی قدرتمندی برای روان محسوب می‌شود.

    سوم، خلق سپر اجتماعی و خرده‌جامعه‌های امن:

    مطالعات عصب‌شناسی نشان می‌دهند که ترشح هورمون اکسی‌توسین قدرتمندترین پادزهر در برابر اثرات مخرب کورتیزول است. اکسی‌توسین در زمان برقراری ارتباطات انسانیِ عمیق، همدلی و احساس تعلق به یک گروه ترشح می‌شود. در جامعه‌ای که سرمایه اجتماعی کلان رو به تبخیر است، افراد باید میکروکامپونیتی‌ها یا خرده‌جامعه‌های کوچکی بسازند. محافل کتاب‌خوانی کوچک، گروه‌های دوستانه برای پیاده‌روی، یا انجمن‌های حمایت متقابل، فضا‌هایی هستند که در آنها اضطراب فردی درون شبکه ارتباطی حل شده و قابل تحمل می‌گردد.

    چهارم، معنادرمانی و یافتن رسالت در دل رنج:

    ویکتور فرانکل، روان‌پزشکی که از اردوگاه‌های کار اجباری جان سالم به در برد، بنیان‌گذار مکتب معنادرمانی است. او اثبات کرد انسان‌هایی که در اوج بحران و تاریکی توانستند معنایی برای رنج خود، یا هدفی برای آینده پیدا کنند، بالاترین میزان تاب‌آوری را نشان دادند. در شرایط انتظار فاجعه، بازتعریف معنای زندگی ضروری است. این معنا می‌تواند کمک به افراد آسیب‌پذیرتر، خلق یک اثر هنری اعتراضی، یا حتی صرفا زنده ماندن برای روایت کردن تاریخ باشد. داشتنِ «چرایی» قدرتمند، تحمل هرگونه «چگونگی» را ممکن می‌سازد.

    پنجم، تکنیک‌های تنظیم بدنی:

    استرس مزمن در بافت‌های فیزیکی بدن ذخیره می‌شود. استیون پورجز در نظریه «پلی‌وگال» نشان می‌دهد که با تحریک فیزیکی عصب واگ می‌توان سیستم پاراسمپاتیک را به صورت دستی فعال کرد تا ترمز اضطراب کشیده شود. تمرینات تنفس عمیق شکمی، تکنیک‌های اتصال به زمین، پیاده‌روی آگاهانه در طبیعت و حتی درگیر کردن دست‌ها در کار‌هایی مانند سفالگری یا باغبانی، پیام امنیت را به صورت فیزیکی به مغز مخابره می‌کنند و چرخه وحشت را می‌شکنند.

    شمشیر داموکلس تا زمانی که بالای سر جامعه آویزان است و می‌لرزد، کارکردی به مراتب مرگبارتر از فرود آمدن دارد. شناخت این مکانیسم‌های مخرب، اولین گام برای جلوگیری از فروپاشی کامل است. شجاعت در چنین دورانی، در درگیری با یک دشمن خارجی خلاصه نمی‌شود. شجاعت حقیقی و باشکوه، در تلاش مستمر برای حفظ انسانیت، امید و معنا، در دل تاریک‌ترین اتاق‌های انتظار تاریخ تجلی می‌یابد. مقاومت واقعی، بازپس‌گیری جسورانه حق داشتن فردا، از چنگال اخبار و احتمالاتی است که امروز ما را به گروگان گرفته‌اند.

  • زندگی در روزگار «جنگ»!!

    زندگی در روزگار «جنگ»!!

    به گزارش اقتصادران، هنوز صدای انفجارها از شهر دور نشده، اما زندگی آرام‌آرام راه خودش را پیدا می‌کند؛ نانوایی‌ها باز هستند، مغازه‌ها نیمه‌فعال‌اند، و مردم میان چک‌کردن خبرها و انجام کارهای روزمره در رفت‌وآمدند. جنگ، این‌بار نه فقط در آسمان و پدافند، که در جزئی‌ترین تصمیم‌های روزمره رسوخ کرده است؛ از اینکه چه چیزی بخریم و کجا برویم تا اینکه بمانیم یا برویم. ایران حالا در موقعیتی ایستاده که تجربه‌اش برای بسیاری از کشورها آشناست: «لحظه‌ای میان شوک و سازگاری، جایی که هنوز ترس هست، اما زندگی هم متوقف نشده است.»

    خانه‌هایی که فرو ریختند، امنیتی که ترک برداشت

    بر اساس اعلام منابع رسمی، در ۲۷ روز پس از آغاز درگیری‌ها، ۲۰ هزار و ۱۲۷ واحد تجاری، ۶۶ هزار و ۲۶۱ واحد مسکونی دچار خسارت شده‌اند و تمرکز آسیب‌ها به‌ویژه در کلان‌شهرها قابل مشاهده است.

    در تهران نیز، ۲۶ هزار و ۹۲۶ واحد مسکونی و تجاری در تهران درگیر تخریب یا آسیب جدی شده‌اند. همزمان، طبق اعلام نهادهای امدادی، بیش از ۳ هزار نفر معادل حدود ۹۰۰ خانوار به دلیل از دست دادن امکان سکونت، در هتل‌ها یا مراکز اقامتی اسکان موقت یافته‌اند. این اعداد نشان می‌دهد که جنگ پیش از هر چیز «خانه» را هدف می‌گیرد؛ جایی که برای انسان نه فقط یک سازه، که معنای امنیت است.

    از شوک تا عادت؛ ذهن انسان چطور با جنگ کنار می‌آید؟

    مطالعات رفتاری و گزارش نهادهایی مانند صلیب سرخ و سازمان بهداشت جهانی نشان می‌دهد که واکنش جوامع به بحران‌های جنگی معمولاً در سه مرحله شکل می‌گیرد. در روزهای اول، شوک حاکم است؛ افزایش شدید مصرف اخبار، خریدهای هیجانی و تلاش برای ذخیره‌سازی.

    در فاصله یک هفته تا یک ماه، مرحله تطبیق آغاز می‌شود؛ مردم به تدریج به کار بازمی‌گردند، حساسیت به صداها کمتر می‌شود و روال‌های جدید شکل می‌گیرد. در نهایت، نوعی عادی‌سازی رخ می‌دهد؛ زندگی در کنار خطر ادامه پیدا می‌کند و ترس، جای خود را به احتیاطی دائمی می‌دهد.

    وقتی جنگ هنوز ادامه دارد، اما مغازه‌ها باز می‌شوند

    به گزارش پژوهش‌های منتشرشده درباره جنگ اوکراین، این کشور پس از حدود دو تا چهار هفته شاهد بازگشت نسبی زندگی شهری بود؛ رستوران‌ها باز شدند و مردم به کار برگشتند، در حالی که حملات همچنان ادامه داشت. در ایران نیز نشانه‌هایی از همین روند دیده می‌شود، با این تفاوت که این چرخه سریع‌تر طی می‌شود. تجربه سال‌های متمادی بحران اقتصادی و نااطمینانی، جامعه را به نقطه‌ای رسانده که سازگاری با شرایط جدید، با سرعت بیشتری اتفاق می‌افتد.

    ایران، اوکراین، غزه؛ اعداد چه می‌گویند؟

    به گزارش سازمان ملل، در جنگ اوکراین بیش از ۸ میلیون نفر آواره داخلی شده‌اند و بیش از ۸.۲ میلیون نفر به خارج از کشور پناه برده‌اند. در غزه نیز، به گزارش دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل، حدود ۱۹۱ هزار ساختمان، معادل نزدیک به ۶۰ درصد کل ساختمان‌ها، آسیب دیده یا تخریب شده‌اند. در کرانه باختری هم، به گزارش نهادهای حقوق بشری، بیش از ۱۴۰۰ واحد مسکونی در یک سال تخریب شده است. در ایران اما، بر اساس داده‌های رسمی، از آغاز درگیری‌ها، ۲۰ هزار و ۱۲۷ واحد تجاری، ۶۶ هزار و ۲۶۱ واحد مسکونی دچار خسارت شده‌اند، رقمی که اگرچه هنوز به سطح ویرانی کامل شهری نرسیده، اما سرعت و تمرکز آن در کلان‌شهرها قابل توجه است.

    چرا ایرانی‌ها کمتر می‌روند؟ الگوی متفاوت جابه‌جایی

    به گزارش کمیساریای عالی پناهندگان، در بسیاری از جنگ‌ها، در همان ماه اول میلیون‌ها نفر ناچار به ترک خانه‌های خود می‌شوند. اما در ایران، الگوی جابه‌جایی متفاوت است؛ بیشتر جابه‌جایی‌ها کوتاه‌برد و درون‌شهری است. خانواده‌ها ترجیح می‌دهند در نزدیکی شبکه‌های حمایتی خود بمانند؛ نزد اقوام، در همان شهر یا در فاصله‌ای کوتاه. به همین دلیل، مهاجرت در ایران بیشتر تعویقی است تا فوری.

    اقتصاد زیر فشار بازسازی

    بر اساس برآوردهای شهری و به گزارش فعالان حوزه ساخت‌وساز، هزینه بازسازی هر متر مربع دست‌کم حدود ۲۰ میلیون تومان است. با در نظر گرفتن ده‌ها هزار واحد آسیب‌دیده، هزینه‌ای چند ده هزار میلیارد تومانی پیش روی اقتصاد قرار می‌گیرد.

    این در حالی است که همزمان، کسب‌وکارهای خرد دچار اختلال شده‌اند، قدرت خرید کاهش یافته و نااطمینانی اقتصادی در حال افزایش است؛ روندی که می‌تواند اثرات بلندمدت‌تری از خود جنگ برجای بگذارد.

    از همدلی تا خستگی؛ جامعه تا کجا دوام می‌آورد؟

    به گزارش مطالعات اجتماعی جنگ، در هفته‌ها و ماه‌های اول، همبستگی اجتماعی افزایش می‌یابد؛ کمک‌های مردمی، تماس‌های بیشتر و شبکه‌های حمایتی فعال‌تر می‌شوند. اما این وضعیت پایدار نیست. داده‌های جهانی نشان می‌دهد پس از سه تا شش ماه، جامعه وارد فاز «فرسودگی جمعی» می‌شود؛ جایی که اضطراب بالا می‌رود، مشارکت کاهش پیدا می‌کند و تمرکز از آینده به بقا تغییر می‌کند. در اوکراین، به گزارش رسانه‌های بین‌المللی، حتی از «خستگی جنگ» به‌عنوان یک پدیده عمومی یاد شده است. در ایران، این نقطه ممکن است زودتر فرا برسد.

    ایرانی‌ها چگونه دوام می‌آورند؟ از طنز تا تاب‌آوری

    در میان تمام این فشارها، یک ویژگی خاص در رفتار ایرانی‌ها دیده می‌شود: توانایی ادامه دادن در دل بحران. به گزارش پژوهش‌های جامعه‌شناختی، استفاده از طنز و شوخی به‌عنوان یک مکانیسم دفاعی، در جامعه ایران بسیار پررنگ است. شوخی‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شوند، در واقع راهی برای مدیریت اضطراب‌اند؛ روشی برای اینکه زندگی، حتی در دل نااطمینانی، متوقف نشود.

    در نهایت، آنچه از دل این داده‌ها و تجربه‌ها بیرون می‌آید، تصویری آشنا اما تلخ است: جنگ، پیش از آنکه شهرها را ویران کند، رفتار انسان را تغییر می‌دهد. از ایران تا اوکراین و غزه، یک مسیر مشترک دیده می‌شود؛ شوک، سازگاری، همبستگی و فرسودگی.

    تفاوت ایران در سرعت این چرخه است؛ جامعه‌ای که سریع‌تر عادت می‌کند و شاید سریع‌تر خسته می‌شود. اما در همین میان، یک واقعیت همچنان پابرجاست: انسان، حتی در ناپایدارترین شرایط هم، راهی برای ادامه دادن پیدا می‌کند.

  • حال و هوای بیمارستان‌ها در جنگ

    حال و هوای بیمارستان‌ها در جنگ

    به گزارش اقتصادران، عباس عبادی  درباره آخرین وضعیت ارائه خدمات در بیمارستان‌ها اظهار کرد: ۱۰۵۰ بیمارستان کشور، علاوه بر ارائه خدمات شرایط عادی به مصدومان جنگ تحمیلی نیز خدمت می‌کنند.

    وی با بیان اینکه هیچ خللی در زمینه ارائه خدمات وجود ندارد، گفت: خدمات حوزه درمان، بهداشت و توانبخشی با تمام توان ارائه می‌شود و هم‌وطنان می‌توانند تمام خدمات را دریافت کنند.

    معاون پرستاری وزارت بهداشت افزود: ارائه خدمات به زنان باردار و واکسیناسیون کودکان نیز در حال انجام است. همچنین هم‌وطنانی که به سایر نقاط کشور سفر کرده‌اند به‌ویژه زنان باردار و کودکان می‌توانند خدمات سلامت را در شهر‌هایی که حضور دارند نیز دریافت کنند.

    معاون پرستاری وزارت بهداشت با بیان اینکه ۲۴ نفر از اعضای نظام سلامت شهید شده‌اند، گفت: هشت پرستار شامل گروه‌های بیمارستانی و پیش بیمارستانی در میان شهدای نظام سلامت حضور دارند.

    عبادی در پایان درباره مصدومان نظام سلامت نیز توضیح داد: بیش از ۱۰۰ نفر از اعضای نظام سلامت مصدوم شده‌اند. خوشبختانه، شرایط جسمانی قابل قبولی دارند و امیدوارم به‌زودی به عرصه خدمت بازگردند.

  • بلاتکلیفی داوطلبان کنکور در سایه جنگ

    بلاتکلیفی داوطلبان کنکور در سایه جنگ

    به گزارش اقتصادران، در حالی که حدود چهار ماه به زمان برگزاری کنکور ۱۴۰۵ باقی مانده، نزدیک شدن به موعد ثبت نام و برگزاری آزمون در میانه جنگ آن هم در شرایط عدم دسترسی داوطلبان به منابع آزمون و تشکیل نشدن کلاس‌های آمادگی کنکور و از سوی دیگر تاکید وزارت علوم بر برگزاری آزمون‌ها در موعد مقرر، موجی از نگرانی و سردرگمی را میان داوطلبان ایجاد کرده و هزاران داوطلب را میان «اضطراب امروز» و «بلاتکلیفی آینده» معلق نگه داشته است.

    در حالی که آزمون سراسری به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و سرنوشت‌سازترین مراحل زندگی تحصیلی جوانان در کشور شناخته می‌شود، اما تحولات اخیر و شرایط جنگی کشور، این فرآیند تعیین‌کننده را با ابهاماتی جدی مواجه کرده است؛ ابهاماتی که علاوه بر اینکه زمان‌بندی ثبت‌نام را تحت‌تأثیر قرار داده، روند آمادگی هزاران داوطلب را به ویژه در کلانشهرهایی مانند تهران، تبریز ، اصفهان که در خط مقدم تجاوز آمریکایی- صهیونی قرار دارند، مختل کرده است.

    بر اساس اعلام قبلی سازمان سنجش آموزش کشور، قرار بود ثبت‌نام کنکور ۱۴۰۵ از ۱۸ اسفند ماه گذشته آغاز و تا ۲۸ این ماه ادامه داشته باشد، اما به‌دلیل شرایط خاص کشور و اختلال در زیرساخت‌های ارتباطی، این فرآیند به تعویق افتاد. سپس، وزارت علوم از برگزاری کنکور در تاریخ اعلام شده قبلی یعنی ۱۱ و ۱۲ تیرماه خبر داد و تاکید کرد زمان برگزاری این آزمون به تعویق نخواهد افتاد، تصمیمی که در غیاب تعیین تکلیف ثبت‌نام، موجی از سردرگمی و نگرانی را میان داوطلبان ایجاد کرده است.

    کنکور، گذرگاهی باریک به آینده

    واقعیت این است که کنکور در ایران صرفا یک آزمون علمی نیست، بلکه به‌مثابه گذرگاهی باریک و تعیین‌کننده برای ورود به دانشگاه‌های برتر و در نهایت، دستیابی به موقعیت‌های شغلی و اجتماعی بهتر تلقی می‌شود.

    به همین جهت برای بسیاری از داوطلبان، نتیجه این آزمون می‌تواند مسیر زندگی را به‌طور کامل تغییر دهد؛ از انتخاب رشته و دانشگاه گرفته تا فرصت‌های شغلی، مهاجرت و حتی جایگاه اجتماعی.

    در چنین شرایطی، هرگونه اختلال در روند برگزاری یا آمادگی برای این آزمون، می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک تأخیر ساده داشته باشد. در این زمینه کارشناسان آموزشی معتقدند بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری در مورد کنکور، علاوه بر اینکه عدالت آموزشی را تهدید می‌کند، می‌تواند به کاهش اعتماد عمومی به سازوکارهای سنجش و پذیرش نیز منجر شود.

    آموزش در شرایط بحران؛ شکاف عمیق‌تر می‌شود

    شرایط جنگی، بیش از هر چیز زیرساخت‌های آموزشی را هدف قرار داده است. در شهرهایی مانند تهران، اصفهان و تبریز که بیشترین درگیری را تجربه کرده‌اند، کلاس‌های حضوری به‌طور کامل تعطیل شده و آموزش آنلاین نیز به‌دلیل وضعیت اینترنت، کارایی خود را از دست داده است.

    این در حالی است که در برخی شهرهای دیگر، شرایط نسبتا پایدارتر بوده و روند آموزش با اختلال کمتری ادامه داشته است؛ موضوعی که به‌گفته داوطلبان، نوعی «نابرابری پنهان» در آمادگی برای کنکور ایجاد کرده است.

    در این رابطه مائده کریمی داوطلب رشته ریاضی از تهران می‌گوید: کنکور همیشه رقابت سختی بوده اما حداقل همه در شرایط تقریبا مشابهی درس می‌خواندند. الان اما شرایط کاملا نابرابر شده است چند هفته است که ما عملا هیچ دسترسی به کلاس و آزمون نداریم، در حالی که در بعضی شهرها این‌طور نیست. این یعنی رقابت از حالت عادلانه خارج شده حتی اگر ما بیشتر هم تلاش کنیم، این فاصله‌ای که ایجاد شده به‌راحتی جبران نمی‌شود.

    وی ادامه می دهد: وقتی اعلام می‌ شود کنکور در موعد اعلام شده خود برگزار می شود اما هنوز تاریخ ثبت‌نام مشخص نیست، آدم احساس می‌کند اصلا برنامه‌ریزی‌هایی که کرده معنایی ندارد. ما نه می توانیم درست درس بخوانیم، نه می‌دانیم چه اتفاقی قراره بیفتد.

    آمادگی ذهنی؛ قربانی خاموش بحران

    شرایط بلاتکلیفی فعلی در کنکور علاوه بر اینکه بر فرایند آموزشی داوطلبان اختلال ایجاد می کند، بر شرایط روانی داوطلبان تاثیر عمیق خواهد گذاشت. در واقع اضطراب ناشی از شرایط کشور، نگرانی از آینده و نبود ثبات در تصمیم‌گیری‌های آموزشی، تمرکز داوطلبان را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار داده است.

    در این زمینه محمدپارسا مرادی یکی از داوطلبان رشته تجربی می‌گوید: ما همیشه استرس کنکور را داشتیم، ولی الان این استرس با ترس و نگرانی از شرایط کشور، بهم آمیخته شده است. بعضی وقت‌ها اصلا نمی‌توانیم تمرکز کنیم و هنگام مطالعه ذهنمان درگیر شرایط فعلی است.

    این داوطلب در ادامه می گوید: این شرایط فقط عقب افتادن از درس نیست؛ در واقع نوعی خستگی ذهنی و بی‌انگیزگی نیز به آن اضافه شده است.

    در سال‌های اخیر، بخش قابل توجهی از آمادگی داوطلبان به بسترهای آنلاین وابسته شده است؛ از کلاس‌های آموزشی گرفته تا آزمون‌های آزمایشی و مشاوره‌های تحصیلی. اما در هفته‌های اخیر، وضعیت اینترنت این ستون مهم را نیز متزلزل کرده است.

    سارا یکی دیگر از داوطلبان کنکور که در کلاس‌های آنلاین شرکت می‌کرد، می‌گوید: همه برنامه‌ریزی‌های ما بر اساس کلاس‌های آنلاین بود. ولی وقتی اینترنت قطع شد، عملا همه‌چیز ما نیز متوقف شد. حتی آزمون‌هایی که باید هر هفته می‌دادیم، یا برگزار نشد یا ناقص برگزار شد.

    این داوطلب ادامه می‌دهد: الان مشکل فقط این نیست که از برنامه عقب افتادیم؛ مشکل این است که اصلا نمی‌دانیم در چه سطحی از آمادگی هستیم و چقدر باید جبران کنیم.

    محمد یکی دیگر از داوطلبان کنکور از لاهیجان در این زمینه می گوید: اینجا شرایط نسبتا آرام تر است و کلاس‌های کنکور بعضا برگزار می شود، ولی دوستانم در تهران یا شهرهای درگیر، عملا هیچ دسترسی‌به این کلاس ها ندارند. این وضعیت یعنی نوعی نابرابری جدی در آمادگی داوطلبان ایجاد شده است. در حالی که این آزمون باید  شرایط برابر داشته باشد.

    وی اضافه می‌کند: اگر قرار باشد آزمون در همین تاریخ یعنی تیر ماه برگزار شود، واقعا حق خیلی‌ از داوطلبان ضایع خواهد شد چرا که شرایط همه داوطلبان یکسان نیست.

    بلاتکلیفی ثبت‌نام؛ حلقه مفقوده

    با وجود گذشت زمان از موعد اعلام‌شده برای ثبت‌نام، هنوز زمان جدیدی به‌صورت رسمی از سوی سازمان سنجش آموزش کشور اعلام نشده است؛ موضوعی که برنامه‌ریزی داوطلبان را با اختلال جدی مواجه کرده است.

    الهه که برای دومین سال داوطلب شرکت در رشته انسانی کنکور است در این‌باره می‌گوید: ما حتی نمی‌دانیم کی باید ثبت‌نام کنیم. این یعنی نمی‌تونیم برنامه‌ریزی دقیقی داشته باشیم. از طرفی گفته می شود کنکور سر وقت برگزار می‌شود، از طرف دیگه زمان ثبت‌نام مشخص نیست. این تناقض واقعا برای ما داوطلبان آزار دهنده است.

    وی تأکید می‌کند: حداقل انتظار ما این است که یک برنامه مشخص از سوی سازمان سنجش اعلام شود. تا ما بتوانیم بر اساس این برنامه برنامه ریزی داشته باشیم.

    درخواست مشترک داوطلبان؛ شفافیت و عدالت

    آنچه در میان صحبت‌های داوطلبان بیش از هر چیز به چشم می‌خورد، مطالبه‌ای مشترک است: «شفافیت در تصمیم‌گیری» و «رعایت عدالت آموزشی».

    الهه در این زمینه می‌گوید: ما نمی‌گوییم حتما زمان برگزاری کنکور به تعویق بیفتد، بلکه حرف ما این است که شرایط واقعی داوطلبان دیده شود. به طوریکه اگر قرار است آزمون در زمان مشخص خود برگزار شود، باید زمان ثبت نام داوطلبان اعلام و دسترسی به نام نویسی برای همه داوطلبان فراهم شود.

    ضرورت بازنگری در تصمیمات به فراخور شرایط

    در شرایطی که کشور با وضعیت خاص و پیش‌بینی‌ناپذیر مواجه است، به‌نظر می‌رسد اتخاذ تصمیماتی متناسب با واقعیت‌های میدانی، بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. کارشناسان معتقدند بی‌توجهی به این شرایط می‌تواند پیامدهایی بلندمدت برای نظام آموزشی و آینده داوطلبان به‌همراه داشته باشد.

    همچنان که می دانیم کنکور، آزمونی است که سال‌ها تلاش و امید در آن خلاصه می‌شود؛ آزمونی که برای بسیاری، نقطه عطفی در زندگی به‌شمار می‌رود. اکنون این نقطه عطف، در سایه ابهام و بی‌ثباتی قرار گرفته و هزاران داوطلب را میان «اضطراب امروز» و «بلاتکلیفی آینده» معلق نگه داشته است.

  • طبقه متوسط ایران آب رفت!

    طبقه متوسط ایران آب رفت!

    به گزارش اقتصادران، طبق تعاریف، قشر متوسط افرادی هستند که روزانه بین ۱۱ تا ۱۱۰ دلار به قیمت برابری قدرت خرید درآمد داشته باشند. طبق مطالعه‌ای که محمدرضا فرزانگان و نادر حبیبی، دو اقتصاددان ایرانی انجام داده‌اند، تحریم‌هایی که کشور در سالیان اخیر متحمل شده، به اشکال مختلف دستخوش تغییراتی در ابعاد اقتصادی شده است.

    یکی از این ابعاد، کاهش اندازه قشر متوسط بوده است. به‌طوری که، پس از جنگ هشت ساله ایران و عراق، سهم این قشر از کل جمعیت کشور روندی صعودی را طی کرد و در ابتدای دهه ۹۰ به ۶۷.۷ درصد رسید. با شروع تحریم‌های بین‌المللی در این دوره، این روند نزولی شد و در سال ۲۰۱۹ به حدود ۵۵ درصد کاهش یافت.

    اگر اثر تحریم‌ها بر تغییرات جمعیتی را به تفکیک دهک درآمدی نیز بررسی کنیم، سهم دهک‌های اول و دوم از کل جمعیت پیش از تحریم‌ها ۱۲.۵ درصد بوده و پس از تحریم‌ها و در سال ۲۰۲۰ به ۳۰ درصد افزایش یافته است. علاوه بر این، سهم دهک‌های درآمدی متوسط (دهک سوم تا هفتم) و بالا (دهک هشتم تا دهم) کاهش یافته است. چنین تغییراتی بیانگر سطح آسیبی است که تحریم‌ها به سطح رفاه مردم کشور وارد کرده است.

    راه‌های اثرگذاری تحریم بر قشر متوسط

    طبق مطالعه فرزانگان و حبیبی (۲۰۲۵)، تحریم‌ها از چهار کانال اصلی باعث کاهش سهم قشر متوسط از کل جمعیت شده است:

    ۱. افول شاخص‌های اقتصادی کلان: اولین و مهم‌ترین کانال، اثرگذاری بر تولید ناخالص داخلی است. تحریم‌های نفتی و بانکی، به صورت مستقیم منابع ارزی کشور را کاهش داده و باعث تضعیف شدید رشد اقتصادی شده‌اند. در نتیجه، تولید ناخالص داخلی سرانه که معیار اصلی سنجش رفاه اقتصادی مردم یک کشور است، در مقایسه با سال‌های پیش از اعمال تحریم‌ها روندی نزولی یا نهایتا ثابت را طی کرده است. همچنین، وجود تحریم‌ها باعث شده امکان به‌روزرسانی زیرساخت‌ها و واردات ماشین‌آلات پیشرفته محدود شود و ظرفیت‌های مولد اقتصاد کاهش یابد.

    ۲. آسیب به بازار کار: تحریم‌ها یک شوک جدی به بازار کار وارد کردند. این آسیب از دو راه بازار کار را تحت تأثیر قرار داد. اول، نرخ مشارکت اقتصادی که پیش از تحریم‌ها به‌واسطه ورود زنان و جوانان تحصیل‌کرده روندی صعودی داشت، با آغاز فشارها به وضوح افت کرد. این امر پیامد بسته شدن بخش‌هایی از صنایع وابسته به تجارت خارجی و کاهش پروژه‌های توسعه‌ای بود. دوم، از طریق کاهش درآمدهای نفتی بود. چراکه، بودجه دولت همیشه وابستگی زیادی به درآمدهای نفتی داشته و کاهش این درآمد باعث شد دولت با کسری بودجه روبرو شود. این کسری بودجه به شکل تورم بر سر سفره‌های مردم ظاهر شد. اتکای طبقه متوسط به درآمدهای ثابت یا شغلی، این قشر را در برابر نوسانات تورمی و شوک‌های اقتصادی بسیار آسیب‌پذیر کرده است.

    ۳. اختلال در تجارت بین‌الملل کشور: محدودیت‌های شدید در تجارت و مبادلات بانکی، نه تنها بر صادرات تأثیر گذاشته، بلکه باعث ایجاد اختلال جدی در زنجیره تأمین کشور شده است. این وضعیت به‌طور مستقیم به کسب‌وکارهای کوچک و متوسط (SMEs) که عمدتا توسط قشر متوسط جامعه اداره می‌شوند، ضربه زده و فرصت‌های رشد آن‌ها را کاهش داده است. این کسب‌وکارها بخش قابل توجهی از نوآوری و اشتغال‌زایی در کشور را به دوش می‌کشند و با آغاز تحریم‌ها در تأمین مواد اولیه، قطعات و صادرات محصولات خود با مشکلات جدی روبه‌رو شدند. در مقابل، کسانی که به رانت‌هایی مانند ارز دولتی، مجوزهای خاص یا کانال‌های دور زدن تحریم دسترسی داشتند، مزیت‌های انحصاری کسب کردند. این امر به نامتعادل‌تر شدن توزیع درآمد در جامعه و ثروتمند شدن سریع عده‌ای خاص در مقابل فقر فزاینده سایر اقشار منجر شد.

    ۴. افت کیفیت حکمرانی و افزایش نابرابری: مطالعه فرزانگان و حبیبی نشان می‌دهد تحریم‌ها می‌تواند بر کیفیت حکمرانی و ارائه خدمات عمومی در کشور اثر گذاشته و منجر به تضعیف آنها شود. این موضوع می‌تواند با ایجاد نابرابری و فساد، حضور قشر متوسط را در بخش عمومی محدود کند. همچنین، در شرایط کمبود بودجه، تأمین مالی پروژه‌های عمرانی، بهداشتی و آموزشی تحت فشار قرار می‌گیرد و کیفیت زندگی عمومی برای طبقه متوسط کاهش می‌یابد.

    اگر تحریم نبود، قشر متوسط چه می‌شد؟

    محمدرضا فرزانگان و نادر حبیبی در مقاله خود به این سوال طلایی پاسخ داده‌اند که اگر تحریم‌ها نبود، اندازه قشر متوسط به چقدر می‌رسید؟ طبق این مطالعه، اگر در ابتدای دهه ۹۰ تحریمی بر اقتصاد کشور وضع نمی‌شد، سهم قشر متوسط از کل جمعیت طی یک دهه می‌توانست از حدود ۶۸ درصد به بیش از ۸۰ درصد برسد. این یعنی در اقتصاد کشور توزیع درآمد برابرتری وجود داشت و شکاف طبقاتی به سطح موجود نمی‌رسید. این رقم با مقدار واقعی خود حدود ۳۰ واحد درصد اختلاف دارد.

    اقداماتی برای رفع تحریم‌ها، نه تنها می‌تواند جایگاه اقتصادی کشور را در جهان به جایگاه قبلی خود برگرداند، بلکه بسیاری از خانوارهای کشور نیز می‌توانند باری دیگر طعم رفاه را بر سر سفره‌های خود بچشند. همچنین، این اقدامات نه تنها به تثبیت ساختار اجتماعی کمک می‌کند، بلکه با افزایش تقاضای داخلی و سرمایه‌گذاری، پایداری رشد اقتصادی کشور را برای بلندمدت تضمین خواهد کرد.