دسته: اجتماعی

  • جنگ و مهاجرت / بمانیم یا برویم؟

    جنگ و مهاجرت / بمانیم یا برویم؟

    به گزارش ر، جنگ‌ها همیشه فقط در میدان‌های نبرد رخ نمی‌دهند؛ آنها در ذهن مردم نیز جریان پیدا می‌کنند. در روزها و ماه‌هایی که نااطمینانی، ترس از آینده و اختلال اقتصادی افزایش می‌یابد، یکی از پرسش‌های تکرارشونده در زندگی روزمره شکل می‌گیرد: «بمانیم یا برویم؟»

    تجربه بسیاری از کشورها نشان می‌دهد که جنگ می‌تواند این پرسش را از یک فکر دور به یک تصمیم حقیقی تبدیل کند. در چنین شرایطی، مهاجرت دیگر صرفاً یک انتخاب اقتصادی یا تحصیلی نیست؛ بلکه به یکی از گزینه‌های مهم برای مدیریت آینده زندگی تبدیل می‌شود. بررسی داده‌های جهانی نیز نشان می‌دهد که جنگ‌ها یکی از مهم‌ترین موتورهای مهاجرت در جهان هستند و تقریباً در همه بحران‌های بزرگ، تصمیم مهاجرت در ذهن بخش قابل توجهی از جامعه فعال می‌شود.

    از هر ۶۷ نفر در جهان یک نفر آواره است

    بر اساس گزارشی که شبکه الجزیره با عنوان «از هر ۶۷ نفر در جهان یک نفر آواره است» منتشر کرده و به داده‌های کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل استناد دارد، تا سال‌های اخیر بیش از ۱۲۲ میلیون نفر در جهان به دلیل جنگ، خشونت یا آزار و اذیت مجبور به ترک خانه‌های خود شده‌اند. این گزارش تأکید می‌کند که بخش بزرگی از این افراد ابتدا در داخل کشور خود جابه‌جا می‌شوند، اما در بسیاری از موارد با طولانی شدن بحران، بخشی از این آوارگی‌ها به مهاجرت بین‌المللی تبدیل می‌شود.

    همین داده‌ها نشان می‌دهد که در حال حاضر از هر ۶۷ نفر در جهان، یک نفر به دلیل جنگ یا خشونت آواره شده است. چنین رقمی نشان می‌دهد که جنگ‌ها فقط بحران‌های امنیتی نیستند؛ آنها یکی از مهم‌ترین عوامل تغییر جمعیت در جهان محسوب می‌شوند.

    مهاجرت در جنگ چگونه آغاز می‌شود؟

    مطالعات مهاجرتی نشان می‌دهد که در بیشتر جنگ‌ها یک الگوی نسبتاً مشابه دیده می‌شود. در مرحله نخست، مردم تلاش می‌کنند در شهر یا کشور خود بمانند. در این مرحله معمولاً جابه‌جایی‌ها در داخل کشور رخ می‌دهد؛ خانواده‌ها از مناطق پرخطر به شهرهای امن‌تر یا مناطق دورتر می‌روند.

    اگر بحران ادامه پیدا کند، مرحله دوم آغاز می‌شود؛ مرحله‌ای که نااطمینانی اقتصادی و اجتماعی افزایش می‌یابد. در این زمان مهاجرت به کشورهای همسایه بیشتر می‌شود و بخشی از جمعیت تصمیم می‌گیرند کشور را ترک کنند.

    مرحله سوم زمانی شکل می‌گیرد که امید به پایان سریع بحران کاهش پیدا کند. در این مرحله، مهاجرت به کشورهای دورتر و توسعه‌یافته‌تر افزایش می‌یابد و مهاجرت از حالت موقت به مهاجرت بلندمدت تبدیل می‌شود.

    در سال نخست جنگ بیش از ۵ میلیون نفر از اوکراین مهاجرت کردند

    نمونه روشن این روند در جنگ اوکراین دیده شد. طبق گزارشی که الجزیره درباره پیامدهای انسانی جنگ اوکراین منتشر کرده، تنها در سال نخست جنگ بیش از ۵.۷ میلیون نفر از اوکراین خارج شدند و میلیون‌ها نفر دیگر نیز در داخل کشور جابه‌جا شدند. این یکی از سریع‌ترین موج‌های مهاجرتی در تاریخ معاصر اروپا محسوب می‌شود.

    بزرگترین موج مهاجرت در قرن ۲۱ برای سوریه است

    در جنگ سوریه نیز الگوی مشابهی شکل گرفت. بر اساس گزارش‌های سازمان ملل، در طول سال‌های جنگ بیش از ۱۳ میلیون سوری مجبور به ترک خانه‌های خود شدند؛ بخشی از آنها در داخل کشور آواره شدند و بخشی دیگر به کشورهای همسایه و اروپا مهاجرت کردند. این بحران یکی از بزرگ‌ترین موج‌های مهاجرتی قرن بیست‌ویکم را ایجاد کرد.

    رکورد تاریخی آوارگی در جهان

    داده‌های جهانی نشان می‌دهد که جنگ‌ها در دهه اخیر بیش از هر عامل دیگری باعث جابه‌جایی جمعیت شده‌اند. بر اساس گزارش سالانه کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل که در رسانه‌های مختلف از جمله الجزیره منتشر شده، در حال حاضر:

    • بیش از ۴۲ میلیون نفر در جهان پناهنده هستند.
    • حدود ۷۳ میلیون نفر در داخل کشور خود آواره شده‌اند.
    • میلیون‌ها نفر نیز در انتظار تعیین وضعیت پناهندگی قرار دارند.

    در مجموع، این آمار نشان می‌دهد که شمار آوارگان جهان به بالاترین سطح تاریخی خود رسیده است. بخش بزرگی از این جابه‌جایی‌ها به چند بحران بزرگ جهانی مربوط می‌شود؛ از جمله جنگ سوریه، درگیری‌های سودان، بحران افغانستان و جنگ اوکراین.

    این آمارها نشان می‌دهد که جنگ‌ها نه‌تنها ساختارهای سیاسی و اقتصادی کشورها را تغییر می‌دهند، بلکه می‌توانند ساختار جمعیتی جهان را نیز دگرگون کنند.

    جنگ چگونه تصمیم مهاجرت را تسریع می‌کند؟

    در شرایط عادی، تصمیم مهاجرت معمولاً نتیجه یک برنامه‌ریزی طولانی است؛ اما در شرایط جنگی این فرآیند به‌طور قابل توجهی کوتاه‌تر می‌شود. جامعه‌شناسان مهاجرت معتقدند که پنج عامل اصلی در این تغییر نقش دارند؛

    نخست، افزایش نااطمینانی درباره آینده است. وقتی چشم‌انداز اقتصادی و سیاسی کشور نامشخص می‌شود، بسیاری از افراد تلاش می‌کنند گزینه‌های جایگزین را بررسی کنند.

    دوم، احساس ناامنی فیزیکی است. حتی اگر جنگ مستقیماً به همه مناطق کشور نرسد، احساس خطر می‌تواند تصمیم مهاجرت را تقویت کند.

    سوم، فشار اقتصادی ناشی از جنگ است. جنگ اغلب با تورم، کاهش فرصت‌های شغلی و افت ارزش پول همراه است و همین مسئله می‌تواند انگیزه مهاجرت را افزایش دهد.

    چهارم، شبکه‌های مهاجرتی هستند. اگر بخشی از جامعه پیش‌تر در کشورهای دیگر ساکن شده باشد، مهاجرت برای دیگران نیز آسان‌تر می‌شود.

    و در نهایت، اثر روانی بحران است. ترس، اضطراب و فرسودگی روانی می‌تواند باعث شود حتی کسانی که پیش‌تر قصد مهاجرت نداشتند، ناگهان این گزینه را جدی‌تر بررسی کنند.

    ایران در شرایط جنگی

    در مورد ایران نیز نشانه‌هایی از جابه‌جایی جمعیت در ماه‌های اخیر دیده شده است. خبرگزاری رویترز در گزارشی با عنوان «میلیون‌ها نفر در ایران به دلیل درگیری‌ها جابه‌جا شده‌اند» به نقل از سازمان ملل گزارش داده که حدود ۳.۲ میلیون نفر در ایران در پی درگیری‌ها در داخل کشور جابه‌جا شده‌اند.

    بخش قابل توجهی از این جابه‌جایی‌ها به شکل حرکت از شهرهای بزرگ به مناطق شمالی یا شهرهای کوچک‌تر بوده است. در بسیاری از بحران‌ها، چنین جابه‌جایی‌های داخلی می‌تواند مقدمه‌ای برای افزایش مهاجرت خارجی در مراحل بعدی باشد.

    روایت‌هایی از یک تردید جمعی

    سینا، ۳۱ ساله و برنامه‌نویس، می‌گوید تا پیش از آغاز بحران اخیر مهاجرت برایش بیشتر یک ایده دور بود. او توضیح می‌دهد که در ماه‌های اخیر این فکر برایش جدی‌تر شده است. به گفته او، بسیاری از دوستانش که پیش‌تر برنامه مشخصی برای مهاجرت نداشتند، اکنون بیشتر درباره آن صحبت می‌کنند و گزینه‌های مختلف را بررسی می‌کنند.

    الهام، ۳۷ ساله و مادر یک کودک شش‌ساله، نیز می‌گوید بحران اخیر نگاه او به آینده را تغییر داده است. او توضیح می‌دهد که پیش از این تصور می‌کرد زندگی‌اش در ایران ادامه خواهد داشت، اما حالا وقتی به آینده فرزندش فکر می‌کند، برای نخستین بار گزینه مهاجرت را جدی‌تر بررسی می‌کند.

    در مقابل، برخی نیز تصمیم متفاوتی گرفته‌اند. رضا، ۴۵ ساله و صاحب یک مغازه، می‌گوید برای او مهاجرت گزینه واقع‌بینانه‌ای نیست. او معتقد است که خانواده، کار و زندگی‌اش در ایران است و ترجیح می‌دهد حتی در شرایط سخت نیز در کشور خود بماند.

    این روایت‌ها نشان می‌دهد که در شرایط جنگی جامعه به دو گروه بزرگ تقسیم نمی‌شود؛ بلکه طیفی از تصمیم‌ها شکل می‌گیرد، از کسانی که مهاجرت را جدی بررسی می‌کنند تا کسانی که به ماندن فکر می‌کنند.

    چه کسانی بیشتر مهاجرت می‌کنند؟

    پژوهش‌های مهاجرت نشان می‌دهد که تصمیم مهاجرت در جنگ به سه عامل مهم وابسته است؛

    نخست، توان مالی است. مهاجرت فرآیندی پرهزینه است و بسیاری از افراد حتی اگر تمایل داشته باشند، توانایی مالی آن را ندارند.

    دوم، وجود شبکه‌های مهاجرتی است. کسانی که در خارج از کشور دوستان یا اعضای خانواده دارند، معمولاً مسیر مهاجرت را آسان‌تر طی می‌کنند.

    سوم، برداشت افراد از آینده کشور است. هرچه افراد آینده کشور را نامطمئن‌تر ببینند، احتمال مهاجرت افزایش می‌یابد.

    به همین دلیل است که در بسیاری از کشورها ابتدا طبقه متوسط، متخصصان و نیروهای تحصیل‌کرده بیشتر به مهاجرت فکر می‌کنند.

    اگر جنگ طولانی شود چه اتفاقی می‌افتد؟

    تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد که اگر یک جنگ طولانی شود، سه روند مهم در حوزه مهاجرت شکل می‌گیرد؛

    نخست افزایش درخواست‌های ویزا و پناهندگی است. دوم رشد مهاجرت تحصیلی و کاری است، زیرا بسیاری از افراد تلاش می‌کنند از مسیرهای قانونی کشور را ترک کنند. سوم نیز خروج سرمایه انسانی است که می‌تواند پیامدهای بلندمدت اقتصادی برای کشورها داشته باشد.

    در بسیاری از بحران‌های جهانی، موج اصلی مهاجرت نه در سال اول جنگ بلکه در سال‌های بعد شکل گرفته است؛ زمانی که امید به پایان سریع بحران کاهش پیدا می‌کند.

    مهاجرت فقط یک حرکت جغرافیایی نیست

    حتی اگر همه کسانی که به مهاجرت فکر می‌کنند واقعاً کشور را ترک نکنند، تغییر ذهنی جامعه اهمیت زیادی دارد. در بسیاری از بحران‌ها تعداد کسانی که به مهاجرت فکر می‌کنند چند برابر کسانی است که واقعاً مهاجرت می‌کنند.

    به بیان دیگر، جنگ‌ها فقط جابه‌جایی فیزیکی ایجاد نمی‌کنند؛ آنها افق ذهنی جامعه را نیز تغییر می‌دهند. فکری که پیش‌تر دور و نامحتمل به نظر می‌رسید، ناگهان به گزینه‌ای واقعی تبدیل می‌شود.

    جنگ‌ها یکی از مهم‌ترین محرک‌های مهاجرت در جهان هستند. تجربه کشورهایی مانند سوریه، اوکراین و افغانستان نشان می‌دهد که نااطمینانی، ناامنی و فشار اقتصادی می‌تواند تصمیم مهاجرت را به‌طور قابل توجهی تسریع کند.

    با این حال، همه نمی‌روند. بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند در کشور خود بمانند و با شرایط جدید سازگار شوند. اما تقریباً در همه بحران‌ها یک تغییر مشترک دیده می‌شود: «گسترش فکر مهاجرت در ذهن جامعه.»

    جنگ‌ها ممکن است مرزها را جابه‌جا نکنند، اما اغلب تصمیم‌های زندگی را تغییر می‌دهند.

  • سونامی کلاهبرداری در روزگار قطع اینترنت!!

    سونامی کلاهبرداری در روزگار قطع اینترنت!!

    به گزارش اقتصادران، با گذشت نزدیک به چهل روز از قطع دسترسی به اینترنت بین‌المللی، حالا دیگر موضوع تنها بر سر محدودیت‌های ارتباطی یا از کار افتادن پیام‌رسان‌ها نیست؛ سخن از شکل‌گیری یک «اقتصاد زیرزمینی» و سیاه است که از دل خاکستر کسب‌وکار‌های قانونی و احتضار اقتصاد دیجیتال سر برآورده است. در حالی که بخش بزرگی از بدنه نیمه‌جان اقتصاد ایران زیر آوار این انزوای اجباری در حال فروپاشی است، شاخه فروش ابزار‌های دور زدن محدودیت‌ها به سودی چنان افسانه‌ای دست یافته که ردیابی آن به جای بازار‌های رسمی، به دالان‌های تاریک رانت و کلاهبرداری‌های سازمان‌یافته ختم می‌شود.

    فاکتور‌های نجومی برای یک اتصال ساده

    در روز‌هایی که دسترسی به شبکه جهانی به صورت قطره‌چکانی درآمده، قیمت‌گذاری بر روی «حق اتصال» به هیچ قاعده انسانی و اقتصادی پایبند نیست. گزارش‌های میدانی حاکی از آن است که کانفیگ‌های اختصاصی با تضمین ناپایدار اتصال، با قیمت‌هایی نظیر ۱.۵ میلیون تومان به ازای هر گیگابایت ترافیک معامله می‌شوند. تحلیل این عدد در کنار واقعیت‌های معیشتی سال ۱۴۰۵، ابعاد فاجعه را بیشتر نمایان می‌کند؛ در کشوری که حداقل دستمزد با وجود افزایش ۶۰ درصدی، قرار است تازه به رقم ۱۸ میلیون تومان برسد، آن هم با این فرض که موج تعدیل نیرو‌ها و بیکاری‌های ناشی از قطع اینترنت و دیگر بحران‌های اقتصادی، همین درآمد حداقلی را هم از بین نبرد، پرداخت چنین مبالغی برای اینترنت، چیزی جز غارت سیستماتیک سبد معیشت مردم نیست. کارشناسان و رسانه‌ها هشدار می‌دهند که تداوم این وضعیت، نوعی بازتوزیع معکوس ثروت از جیب دهک‌های پایین و متوسط به سمت «مافیای فیلترشکن» است، اما گویی در میانه این بحران، گوش شنوایی برای این تذکرات وجود ندارد.

    فیلترشکن

    فیلترشکن

    سونامی کلاهبرداری؛ وقتی امنیت فدای انحصار می‌شود

    بخش تاریک‌تر این ماجرا، رواج بی‌سابقه کلاهبرداری‌های سایبری است که در غیاب نظارت بر بستر‌های تبادل کالا و خدمات شکل گرفته است. در روز‌های اخیر، کانال‌های تلگرامی و صفحات جعلی به بهشت سارقان مجازی بدل شده‌اند؛ کسانی که با سوء استفاده از نیاز مبرم شهروندان به اتصال، شیوه‌های بی‌رحمانه‌ای را برای جیب‌بری برگزیده‌اند. از تبلیغات گسترده برای «وی‌پی‌ان‌های دائمی» که پس از دریافت وجه منجر به بلاک شدن کاربر می‌شود، تا فروش اشتراک‌های چندماهه‌ای که تنها چند روز دوام می‌آورند. در این روش فریبنده، فروشنده به محض پر شدن ظرفیت محدود خود، دسترسی کاربران قبلی را قطع می‌کند تا همان فضا را دوباره به قربانیان جدید بفروشد. این چرخه معیوب، در واقع هزینه مضاعفی است که قطع اینترنت بر دوش جامعه‌ای گذاشته که هم‌زمان باید نگران امنیت جانی خود زیر سایه تهدیدات خارجی و نگران تورم فزاینده‌ای باشد که نان شب را به یغما برده است.

    فیلترشکن

    فیلترشکن

    پارادوکس زیرساختی؛ امنیت ملی یا امنیت مافیا؟

    نقد جدی و صریحی که امروز متوجه سیاست‌گذاران است، تضاد میان ادعای «تأمین امنیت» و واقعیت جاری در بازار است. چهل روز انزوای دیجیتال نه تنها امنیت اقتصادی را با نابودی هزاران شغل خرد از بین برده، بلکه امنیت سایبری کاربران را نیز به مخاطره‌ای جدی انداخته است. مردم برای انجام امورات ضروری خود ناچار به نصب اپلیکیشن‌های مشکوک و فیلترشکن‌های آلوده‌ای شده‌اند که عملاً به مثابه یک «بدافزار» عمل کرده و تمام اطلاعات بانکی و شخصی آنها را به تاراج می‌برند.

    به نظر می‌رسد آنچه امروز در حال وقوع است، بیش از آنکه صیانت از حقوق کاربران باشد، ایجاد یک بازار انحصاری برای سودجویانی است که از بحران تغذیه می‌کنند. نکته گزنده اینجاست که بسیاری از این بستر‌های فروش فیلترشکن، بعضاً از سرور‌هایی استفاده می‌کنند که در داخل کشور میزبانی می‌شود؛ پارادوکسی که سبب می‌شود مردم بپرسند چگونه است که دسترسی عادی مردم مسدود است، اما مسیر درآمدزایی برای واسطه‌های فروش فیلترشکن هموار مانده است؟

    لزوم شفاف‌سازی در وقت اضافه؛ پایان خودتحریمی

    امروز در آستانه چهل‌ روزگی این انسداد که حالا در آمار‌های جهانی نیز رکورد جدیدی از قطعی اینترنت را ثبت کرده، سکوت نهاد‌های مسئول دیگر قابل توجیه نیست. جامعه‌ای که در میان استرس‌های ژئوپلیتیک و فشار‌های خردکننده اقتصادی محاصره شده، دیگر تاب تحمل مصائب خرید فیلترشکن و غارت توسط مافیای اتصال را ندارد. پایان دادن به این بازار سیاه و کوتاه کردن دست واسطه‌هایی که نان خود را در خون اقتصاد نیمه‌جان دیجیتال می‌زنند، تنها با بازگشت به روال عادی اینترنت و شفاف‌سازی درباره ذینفعان فیلترینگ ممکن است. اگر قطع اینترنت یک ضرورت موقت بوده، ادامه آن اکنون تنها به نفع اقلیتی رانت‌خوار است.

  • جنگ و جاده‌ها / آمار تصادفات نوروزی بالا رفت

    جنگ و جاده‌ها / آمار تصادفات نوروزی بالا رفت

    به گزارش اقتصادران، نوروز در حافظه جمعی ایرانیان، همواره با تصویر صلح، دیدار و آغاز دوباره گره خورده است؛ اما نوروز ۱۴۰۵ در سایه شرایط جنگی، معنایی متفاوت و تلخ‌تر به خود گرفت. جاده‌هایی که هر سال میزبان شور سفر و شوق دیدار بودند، این‌بار در فضایی آمیخته با اضطراب، نااطمینانی و فشارهای ناشی از جنگ، پذیرای میلیون‌ها مسافری شدند که هر یک به‌نوعی از سنگینی این وضعیت تاثیرپذیرفته بودند.

    در چنین شرایطی، ثبت آمار ۴۵۲ جانباخته در تصادفات نوروزی، دیگر تنها یک هشدار ایمنی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از تاثیر عمیق بحران‌های کلان بر زندگی روزمره مردم است. در روزهایی که زیرساخت‌ها تحت فشار مضاعف قرار دارند، منابع امدادی و خدماتی درگیر پیامدهای جنگ هستند و تمرکز عمومی جامعه میان دغدغه‌های معیشتی، امنیتی و روانی تقسیم شده است، جاده‌ها نیز به‌طور طبیعی ناایمن‌تر از همیشه می‌شوند. خستگی ناشی از شرایط روحی، کاهش کیفیت خدمات، اختلال در نظارت‌ها و حتی فرسودگی ناوگان حمل‌ونقل، همگی دست به دست هم می‌دهند تا احتمال بروز حوادث افزایش یابد.

    در چنین بستری، تصادف دیگر صرفا یک اتفاق نیست، بلکه بخشی از زنجیره پیامدهای یک وضعیت بحرانی گسترده‌تر است. ۴۵۲ جان از دست‌رفته، تنها قربانیان سوانح رانندگی نیستند؛ آنها به‌نوعی قربانیان شرایطی هستند که جنگ بر جامعه تحمیل کرده است. هر یک از این افراد، می‌توانستند در شرایطی باثبات‌تر، با ایمنی بیشتر و تمرکز بالاتر، به مقصد برسند و نوروز را در کنار عزیزانشان جشن بگیرند. اما واقعیت این است که در سایه بحران، حتی ساده‌ترین فعالیت‌ها نیز با ریسک‌های مضاعف همراه می‌شوند. این آمار، بار دیگر ضرورت بازنگری جدی در مدیریت بحران، ایمنی جاده‌ای و نحوه مواجهه با شرایط جنگی را برجسته می‌کند.

    آیا در چنین وضعیت حساسی، تمهیدات ویژه‌ای برای کاهش خطرات سفر اندیشیده شده است؟ آیا حمایت‌های لازم از رانندگان و مسافران صورت گرفته است؟ و مهم‌تر از همه، چگونه می‌توان از تکرار چنین خسارت‌هایی در روزهایی که جامعه بیش از هر زمان دیگری نیازمند حفظ جان و آرامش است، جلوگیری کرد؟

    ۴۵۲ جانباخته در تصادفات نوروزی ۱۴۰۵

    رییس پلیس راهور فراجا با تشریح نتایج اجرای طرح نوروزی ۱۴۰۵ اعلام کرد: در طول ۲۰ روز اجرای این طرح، ۴۵۲ نفر در سر صحنه تصادفات رانندگی جان خود را از دست دادند. این آمار، همزمان با ثبت بیش از ۴۴۳ میلیون تردد، نشان‌دهنده تداوم نقش پررنگ خطای انسانی در وقوع سوانح رانندگی است. سردار سید تیمور حسینی با تشریح ابعاد اجرایی طرح نوروزی اظهار کرد: این طرح از (۲۵ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۵ فروردین ۱۴۰۵) به مدت ۲۰ روز با هدف مدیریت یکپارچه ترافیک و ارتقای ایمنی سفرها اجرا شد. در این بازه، بیش از ۲۲ هزار نیروی پلیس راه و راهور در سطح محورهای درون و برون‌شهری به‌کارگیری شدند و با پشتیبانی بیش از ۷۰۰۰ دستگاه خودروی عملیاتی و موتورسیکلت و استقرار بیش از ۳۰۰۰ تیم گشتی در هر شیفت، عملا تمامی ظرفیت عملیاتی پلیس راهور برای پوشش حداکثری شبکه ترافیکی کشور به میدان آمد. رییس پلیس راهور فراجا در ادامه با اشاره به شاخص‌های تردد در طرح نوروزی گفت: در مجموع بیش از ۴۴۳ میلیون تردد وسایل نقلیه در کل جاده‌های کشور و بیش از ۴۱ میلیون تردد بین استانی در این بازه زمانی ثبت شده است. سهم غالب کل ترددها متعلق به خودروهای سواری و وانت با ۳۸۴ میلیون تردد و با افزایش سهم حدود ۷ درصدی نسبت به سهم این نوع وسایل نقلیه در طرح نوروزی سال قبل است؛ موضوعی که نشان‌دهنده غلبه سفرهای شخصی در الگوی جابه‌جایی نوروزی امسال است.

    رتبه‌بندی ترددها در کشور

    به گفته او، همچنین ناوگان حمل‌ونقل (کامیون) بار با بیش از ۱۹ میلیون تردد و ناوگان حمل‌ونقل عمومی مسافری (اتوبوس) با بیش از ۲ میلیون تردد در رتبه‌های بعدی قرار دارند. سردار حسینی با تحلیل روند زمانی ترددها تصریح کرد: پیک نخست ترددها در ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ با ثبت بیش از ۲۴ میلیون تردد به وقوع پیوست که نشان‌دهنده اوج آغاز سفرهای نوروزی است. همچنین، ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ با ثبت بیش از ۲۳.۵ میلیون تردد، به عنوان پیک بازگشت مسافران ثبت شد.
    رییس پلیس راهور فراجا درباره توزیع ترددها در استان‌ها اعلام کرد: استان تهران با سهم بیش از ۱۱ درصدی در صدر قرار دارد و پس از آن، استان‌های مازندران با حدود ۱۰ درصد، البرز با ۶ درصد، خراسان رضوی با ۶ درصد و گیلان با ۵ درصد در رتبه‌های بعدی قرار گرفته‌اند. این استان‌ها عمدتادر کریدورهای اصلی سفرهای نوروزی واقع شده‌اند سردار حسینی با اشاره به روند مقایسه‌ای سهم تردد استان‌ها نسبت به مدت مشابه سال گذشته افزود: استان مازندران با رشد ۴۶ درصدی، گلستان با ۳۴ درصد، آذربایجان غربی با ۳۳ درصد، خراسان جنوبی با ۲۹ درصد و خراسان رضوی با ۲۴ درصد بیشترین افزایش سهم تردد نسبت به نوروز سال قبل را تجربه کرده‌اند. او خاطرنشان کرد که شرایط خاص کشور، از جمله وضعیت جنگی می‌تواند یکی از عوامل این رشد باشد.

    استان تهران بیشترین  حجم ورودی را داشته است

    رییس پلیس راهور فراجا در ادامه اظهار کرد: در تحلیل جریان ورودی وسایل نقلیه، استان تهران در مجموع دوره اجرای طرح بیشترین حجم ورودی را به خود اختصاص داده و پس از آن استان‌های البرز، مرکزی، قزوین، قم، قزوین، مازندران، اصفهان و گیلان قرار دارند. سردار حسینی افزود: اوج ورودی روزانه به استان‌ها مربوط به تهران در ۱۴ فروردین با ثبت بیش از ۳۹۷ هزار ورودی وسایل نقلیه بوده است. همچنین استان البرز در ۷ فروردین با بیش از ۲۶۰ هزار ورودی، استان مرکزی در ۱۴ فروردین با بیش از ۲۰۰ هزار ورودی، استان قم در ۱۴ فروردین با بیش از ۱۷۱ هزار ورودی و استان قزوین در ۲۸ اسفند با بیش از ۱۵۶ هزار ورودی در رتبه‌های بعدی قرار دارند. ضمن اینکه در رتبه‌های بعدی در روز ۲۸ اسفند در استان‌های شمالی مازندران و گیلان، هر کدام با حدود ۱۱۰ هزار ورودی، اوج ورود وسایل نقلیه اتفاق افتاده است. رییس پلیس راهور فراجا درباره خروجی ترددها نیز تصریح کرد: استان‌های تهران، البرز، مرکزی، قزوین، قم و مازندران بیشترین سهم خروج وسایل نقلیه را داشته‌اند.

    سردار حسینی در ادامه گفت: بررسی شاخص انباشت خودرو در ایام نوروز نشان می‌دهد استان‌های مازندران، گیلان، کرمانشاه، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، خراسان شمالی و آذربایجان بیشترین سهم را داشته‌اند. ضمن اینکه به‌طور خاص و پس از شروع موج بازگشت، در ۱۴ فروردین ۱۴۰۵، تهران و البرز به عنوان کانون‌های اصلی انباشت، بیشترین تراکم خودرو را تجربه کردند که بیانگر همزمانی اوج بازگشت و تمرکز جمعیتی در این مناطق است.

    آمار و تحلیل تصادفات نوروزی ۱۴۰۵

    سردار حسینی در خصوص نحوه ارایه آمار تصادفات اظهار کرد: آمار اعلامی از سوی پلیس راهور که هر ساله پس از اجرای طرح‌های ترافیکی منتشر می‌شود، مبتنی بر داده‌های ثبت شده در سامانه رخداد و مربوط به جانباختگان در صحنه تصادف است.  او افزود: آمار نهایی و قطعی تلفات جاده‌ای پس از تجمیع اطلاعات و بررسی‌های تخصصی، توسط سازمان پزشکی قانونی کشور اعلام خواهد شد.

    تصادفات درون‌شهری  غلبه تصادفات خساراتی بر تلفات جانی

    رییس پلیس راهور فراجا با تشریح تصادفات درون‌شهری بیان کرد: در این حوزه، ۳۳ فقره تصادف فوتی با ۳۵ جانباخته (در صحنه) ثبت شده است. همچنین ۲۴۴۶ فقره تصادف جرحی منجر به مصدومیت ۳۰۵۹ نفر و ۷۳۲۲ فقره تصادف خسارتی رخ داده که در مجموع، تعداد تصادفات درون‌شهری به ۹۸۰۱ فقره رسیده است.

    تصادفات برون‌شهری سهم بالای تلفات جاده‌ای و مصدومان

    سردار حسینی در ادامه با اشاره به تصادفات برون‌شهری اظهار کرد: در این بخش ۳۳۵ فقره تصادف فوتی ثبت شده که به جان‌ باختن ۴۱۷ (در صحنه) نفر انجامیده است. همچنین ۳۸۰۸ فقره تصادف جرحی با ۵۴۲۰ مصدوم و ۱۱۸۵۸ فقره تصادف خسارتی به ثبت رسیده که مجموع تصادفات برون‌شهری را به ۱۶۰۰۱ فقره می‌رساند.

    جمع‌کل تصادفات  ۲۵۸۰۲ تصادف و ۴۵۲ جانباخته

    رییس پلیس راهور فراجا با جمع‌بندی آمار تصادفات تصریح کرد: در مجموع، ۳۶۸ فقره تصادف فوتی با ۴۵۲ جانباخته (در صحنه) در سر صحنه، ۶۳۰۴ فقره تصادف جرحی با ۸۴۷۹ مصدوم و ۱۹۱۸۰ فقره تصادف خسارتی در این بازه زمانی ثبت شده و مجموع کل تصادفات به ۲۵۸۰۲ فقره رسیده است.

    تحلیل علل تصادفات  نقش غالب خطای انسانی در بروز تصادفات

    سردار حسینی در تحلیل علل وقوع تصادفات گفت: عدم توجه به جلو با سهم ۴۴ درصدی، اصلی‌ترین عامل بروز تصادفات بوده است. پس از آن، عدم توانایی در کنترل وسیله نقلیه با ۲۱ درصد، انحراف به چپ با ۹.۵ درصد، تغییر مسیر ناگهانی با ۹درصد و عدم رعایت حق تقدم با ۳.۵ درصد قرار دارند؛ به‌طوری که این عوامل در مجموع ۸۷ درصد کل تصادفات را شامل می‌شوند.

    سهم وسایل نقلیه و توزیع زمانی تصادفات

    رییس پلیس راهور فراجا درباره سهم وسایل نقلیه در تصادفات بیان کرد: خودروهای سواری با ۶۸ درصد بیشترین سهم را دارند و پس از آن موتورسیکلت‌ها با ۲۱.۵ درصد، وانت‌ها با ۵.۵ درصد، کامیون‌ها با ۴.۲ درصد و ناوگان مسافربری با حدود یک درصد قرار دارند.سردار حسینی افزود: از نظر زمانی، بیشترین وقوع تصادفات در بازه زمانی ۱۶ تا ۲۰ با سهم ۲۷.۵ درصد و پس از آن در بازه ۲۰ تا ۲۴ با سهم ۲۱.۵ درصد ثبت شده است که نشان‌دهنده افزایش ریسک سفر در ساعات پایانی روز است.

    تحلیل مکانی تصادفات  سهم بالای محورهای اصلی

    رییس پلیس راهور فراجا در پایان خاطرنشان کرد: در تصادفات درون‌شهری، ۵۹ درصد در محورهای اصلی، ۲۱ درصد در محورهای فرعی، ۵ درصد در بزرگراه‌ها، ۳ درصد در بلوارها و ۱۲ درصد در سایر معابر رخ داده و ۳ درصد نیز ناشی از واژگونی بوده است. سردار حسینی در پایان افزود: در تصادفات برون‌شهری نیز ۵۷ درصد در محورهای اصلی، ۳۷ درصد در محورهای فرعی و ۶ درصد در محورهای روستایی رخ داده است. همچنین ۶۵ درصد تصادفات در شعاع ۳۰ کیلومتری مقصد و ۳۵ درصد در فاصله بیش از ۳۰ کیلومتر ثبت شده و ۲۵ درصد از تصادفات نیز ناشی از واژگونی وسایل نقلیه بوده است.

  • بمباران دانشگاه شریف؛ حمله به قلب جامعه علمی ایران

    بمباران دانشگاه شریف؛ حمله به قلب جامعه علمی ایران

    به گزارش اقتصادران، تهران در بامداد دو‌شنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ شاهد یکی از تلخ‌ترین فجایع در روند جنگ جاری بود. دانشگاه صنعتی شریف، معتبرترین مرکز آموزش مهندسی و علوم کاربردی کشور، در پی حملات هوایی مشترک نیرو‌های آمریکا و اسرائیل هدف اصابت قرار گرفت.

    صدای مهیب انفجار‌ها حوالی ساعت ۴ صبح شنیده شد و مناطق اطراف دانشگاه از جمله خیابان آزادی برای دقایقی بسته شد، در حالی که پست گاز دانشگاه نیز مورد اصابت قرار گرفت و گاز منطقه به طور موقت قطع شد.

    رسانه‌های داخلی گزارش دادند بخش‌هایی از دانشکده عمران، گروه فلسفه علم، پژوهشکده نانو محیط‌زیست، پژوهشکده همگرا، دانشکده مهندسی برق و حتی مسجد این دانشگاه آسیب دیده‌اند و نیرو‌های امدادی در محل حضور یافتند تا از گسترش تبعات حمله جلوگیری کنند. خوشبختانه تا این لحظه اطلاعات تأییدشده‌ای از تلفات جانی در دانشگاه منتشر نشده است، اما این ضربه به یکی از نمادین‌ترین مراکز علمی کشور واکنش‌های گسترده‌ای را در داخل و خارج از ایران برانگیخته است.

    در داخل کشور، این اقدام به سرعت محور تندترین انتقاد‌ها و تحلیل‌ها شد. محمدرضا عارف، معاون اول رئیس‌جمهور ایران، در یک پیام صریح نوشت: «حمله با بمب سنگرشکن به دانشگاه شریف، نماد جنون و جهل ترامپ است… هیچ وحشی‌گری در تاریخ نتوانسته علم را از ایرانی بگیرد. علم ریشه در جان ما دارد و این سنگر فروریختنی نیست.» او با اشاره به جایگاه علمی این دانشگاه، این حمله را بی‌معنا و ضد انسانی توصیف کرد.

    همزمان استاد دانشگاه شریف در گفت‌و‌گو با خبرگزاری دانشجو تأکید کرد که این حمله نشان‌دهنده دشمنی آشکار با زیرساخت‌های علمی کشور است و با اشاره‌ای به سخنان امام شهید گفت: «دشمنی که به زیرساخت‌ها حمله می‌کند، اما اراده ملت ما را نمی‌تواند بشکند… همان‌طور که رهبر شهید ما گفت این مردم مبعوث شدند برای اینکه دشمن را به زانو دربیاورند.» این مواضع نشان‌دهنده پاسخ همدلانه جامعه علمی به این تعرض به فضای دانشگاهی بود.

    یاسمین انصاری، نماینده ایرانی‌تبار کنگره آمریکا، نیز که در سطح بین‌المللی دیدگان را به این رخداد معطوف کرد، در حساب کاربری‌اش پرسید: «چرا ما یک دانشگاه را در شهر ۱۰ میلیون نفری بمباران می‌کنیم؟ دانشگاه شریف همانند دانشگاه‌ام‌آی‌تی است… این دانشگاه تعداد زیادی مهندس تربیت کرده که به سیلیکون ولی رفته و برخی از موفق‌ترین شرکت‌های فناوری آمریکایی را تأسیس کرده‌اند.» این انتقاد شدید از عملکرد دولت آمریکا، حتی در میان حلقه‌های قدرت واشنگتن، نشان داد که حمله به مراکز علمی تا چه اندازه بحث‌برانگیز شده است.

    در جبهه اجتماعی و رسانه‌ای، واکنش‌ها از کنایه تلخ تا نقد صریح متغیر بود. محسن برهانی حقوق‌دان در یک پست پرسید: «نوبت به دانشگاه شریف رسید… فارغ‌التحصیلان این دانشگاه در خارج از کشور چه خواهند کرد؟» این پرسش نگرانی گسترده‌تری را درباره آینده علمی و حرفه‌ای نخبگان ایرانی در دل چنین فضایی پرآشوب مطرح می‌سازد.

    همچنین سعید آجورلو، فعال سیاسی نزدیک به قالیباف، با حمله‌ای تند متنی منتشر کرد و نوشت: «برای کسانی که در دانشگاه شریف و به نفع پهلوی شعار می‌دادند، این گونه توسط رئیس و اسپانسر پهلوی پاسخ آمد… سلطنت‌طلبی مساوی ویرانی‌طلبی است.» این واکنش‌های متفاوت نشان‌دهنده تلاطم شدید فضای سیاسی و فرهنگی پیرامون این حمله است.

    در همین حال عبدالله گنجی، فعال رسانه‌ای اصولگرا، با منشن کردن شریفی‌زارچی استاد منتقد دانشگاه که حالا دیگر به صف مخالفان جمهوری اسلامی پیوسته، با کنایه خطاب به او نوشت: «یک توییت بزن حمله جمهوری اسلامی به دانشگاه شریف را محکوم کن!» او در ادامه با اشاره به تصویر خرابی مسجد دانشگاه افزود: «مسجد دانشگاه شریف پس از بمباران بامداد دوشنبه، شریفی‌زارچی هنوز نگفته تقصیر جمهوری اسلامی است… نگفته برای مصون بودن دانشگاه‌ها از جنگ باید نظام تغییر کند؟ تبرئه دشمن قطعاً اصل نگاه این جماعت است.»

    در سطح اجرایی، علی احمدنیا، رئیس امور اطلاع‌رسانی دولت، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «بعد از زدن مدرسه، کارخانه داروسازی، شرکت فولادی، پتروشیمی و پل، حالا نوبت به زدن دانشگاه شریف رسید… دانشگاه شریف یکی از مهم‌ترین مکان‌های آموزش نخبگان ایران زمین را زدند! کمک که در راه بود همین بود؟ ستیز با علم و توسعه این آب و خاک به چه قیمتی؟» این پیام، حمله به دانشگاه را بخشی از رویارویی گسترده با زیرساخت‌های آموزشی و اقتصادی کشور قلمداد کرد.

    سینا جهانی، فعال رسانه‌ای، با لحنی طنزآلود نوشت: «بامداد امروز همزمان با برخورد بسته‌های کمکی رئیس‌جمهوری آمریکا به دانشگاه شریف، ۴ دختر و ۲ پسر زیر ۱۰ سال نقطه‌زنی بشردوستانه شدند.» کاربری دیگر در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «کمک ترامپ به دانشگاه شریف هم رسید و شریف هم آزاد شد!» این نوع بازتاب‌ها هرچند با طنز همراه، انتقاد از ادعا‌های حمایتی آمریکا را در برابر عمل‌کنندگان به خشونت برجسته می‌کند.

    در مجموع، حمله به دانشگاه صنعتی شریف نه فقط یک ضربه نظامی، بلکه نمادی از تعرض به دانش، تکنولوژی و روح جامعه علمی ایران محسوب می‌شود؛ رویدادی که جامعه سیاسی، علمی و عمومی را به واکنش‌های تیز و متضاد کشانده است، و در چشم‌انداز رسانه‌ای و عمومی کشور در روز‌های آینده تأثیرات عمیقی خواهد داشت.

  • روزنامه‌نگاران در تنگنای بیکاری و بی‌پولی

    روزنامه‌نگاران در تنگنای بیکاری و بی‌پولی

    به گزارش اقتصادران، سال ۱۴۰۴ برای روزنامه‌نگاری ایران، به نحو تراژیکی به پایان رسید؛ تعدیل نیروی گسترده، بسته‌شدن برخی روزنامه‌ها و پرداخت‌نکردن حقوق بسیاری از خبرنگاران، عیدی غم‌انگیز اصحاب رسانه شد. بیش از صد نیروی انسانی شامل روزنامه‌نگار و نیروی کادر اداری از یکی از بزرگ‌ترین رسانه‌های خصوصی کشور تعدیل شدند. از سوی دیگر، «پیام ما»، یکی از روزنامه‌های کشور که در سال‌های حضورش کارنامه روشنی هم ساخته بود، تا اطلاع ثانوی به کار خود پایان داد تا ده‌ها روزنامه‌نگار عملا بیکار شوند. در‌این‌میان روزنامه «هم‌میهن» که پیش‌تر و در پی برخورد قضائی بسته شده بود، آخرین روز‌های اسفند، خبر منتشر‌نشدن را به خبرنگارانش داد و از آن طرف هم مجله «شبکه آفتاب» اعلام کرد دیگر منتشر نمی‌شود. در کنار همه اینها چندین روزنامه‌نگار از رسانه‌های مختلف در گفت‌و‌گو با «شرق»، از دریافت‌نکردن حقوق و عیدی اسفندماه خود خبر داده‌اند. اگرچه معاونت مطبوعاتی کشور حرف از حمایت می‌زند، اما به نظر می‌رسد ضربه‌ای که به مطبوعات کشور وارد شده است، به این سادگی‌ها جبران‌شدنی نباشد.

    شوک تعدیل نیرو از دو رسانه به طور هم‌زمان

    «فاطمه باباخانی» سال‌هاست در رسانه‌های مختلف کشور قلم می‌زند. محیط زیست حوزه تخصصی اوست و در تمام این سال‌ها دغدغه جدی خود در حوزه طبیعت این کشور را لابه‌لای گزارش‌هایش درج کرده است. حالا او یکی از روزنامه‌نگارانی است که شغلش را از دست داده است. اولین ضربه را زمانی خورد که فهمید روزنامه «پیام ما» تا اطلاع ثانوی منتشر نخواهد شد: «طبق آنچه مدیران رسانه به ما اعلام کردند، روزنامه با آن سر و شکلی که پیش‌تر منتشر می‌شد، تا اطلاع ثانوی وجود نخواهد داشت. البته توضیح دادند که می‌توانیم فعلا به شکل حق‌التحریر به کار ادامه دهیم و محتوا هم در سایت روزنامه منتشر می‌شود. اما خب، روشن است که با حقوق روزنامه‌نگاری حق‌التحریری نمی‌توان زندگی را جلو برد. آن‌هم در شرایط اقتصادی فعلی جامعه».

    باباخانی تا پیش از امسال در دو رسانه به طور هم‌زمان کار می‌کرد و از بداقبالی، هر دوی این رسانه‌ها دست به تعدیل نیرو زدند. رسانه دومی که این روزنامه‌نگار با آن کار می‌کرد و بیمه شغلی‌اش هم از همان‌جا رد می‌شد، «دنیای اقتصاد» بود: «آخر‌های سال بود که دبیر سرویس، خبر تعدیل نیرو را داد. بعد هم از مدیریت منابع انسانی تماس گرفتند و گفتند که چنین تصمیمی گرفته شده است و نامه‌اش هم ارسال شد. خوشبختانه من این شانس را دارم که در همکاری با رسانه دیگری بیمه‌ام رد شود و مجبور نشوم سراغ بیمه بیکاری بروم». او توضیح می‌دهد خودش و سایر نیرو‌های مجموعه هیچ انتظار نداشتند که تنها چند روز مانده به عید نوروز با چنین برخوردی مواجه شوند: «واقعا فکرش را هم نمی‌کردیم که به جای عیدی، ما را از کار بیکار کنند. تازه وقتی روزنامه بسته شد، با خودم گفته بودم که خوشبختانه من دو جا کار می‌کنم و حداقل یک کار دیگر دارم. اما ناگهان خبر تعدیل «دنیای اقتصاد» هم رسید که به‌شدت تکان‌دهنده بود».

    این روزنامه‌نگار می‌گوید فارغ از مسائل مالی، این شکل قطع همکاری با نیروی کار، تأثیرات بلندمدتی بر روان و زیست نیروی انسانی می‌گذارد: «یک وجه این موضوع مرتبط با مسائل مالی و حوزه اقتصادی است؛ که البته ساده و کم‌رنگ هم نیست. در شرایط فعلی که همه چیز با تورم درخورتوجهی گران‌تر شده است، موضوع اقتصادی ماجرای معمولی در زندگی مردم به حساب نمی‌آید، باوجوداین، در مسئله تعدیل نیروها، فقط بُعد اقتصادی نیست که به افراد فشار می‌آورد. این حس که یکباره شما را به‌عنوان نیروی انسانی متخصص کنار می‌گذارند، به شکل دیگری روان و زیست نیروی انسانی را به خطر می‌اندازد و همه زندگی افراد را دچار اختلال می‌کند. یک زمانی بود که تعدیل نیرو برای رسانه‌ها تبعات درخورتوجهی به همراه داشت. اما حالا این رفتار‌ها و برخورد‌ها گویا کاملا عادی شده است».

    بیکاری در آستانه عید

    «مژگان میرزایی»، خبرنگار باسابقه حوزه اقتصادی است که زمستان سال گذشته خودش از همکاری با روزنامه دنیای اقتصاد کناره‌گیری کرد. او حالا از وضعیت این رسانه می‌گوید: «می‌دانستیم که برنامه‌هایی برای تعدیل نیرو وجود دارد. ماه‌ها بود که شایعه‌اش در مجموعه پیچیده بود. اما کسی تصورش را هم نمی‌کرد که مدیران مجموعه در آستانه نوروز چنین تصمیمی بگیرند. همه فکر می‌کردند اگر چنین قصدی هم وجود داشته باشد، بعد از سیزده به‌در انجام خواهد شد. برای همین هم موجی از تعجب و البته رنجیدگی را به همراه خود داشت». او البته تأیید می‌کند که شرایط اداره روزنامه برای خود مدیران نیز دشوار شده است: «البته ما روزنامه‌نگاران هم می‌دانیم شرایط اقتصادی برای مدیران رسانه مساعد نیست. نقدینگی کم شده بود. درآمد آگهی‌ها هم در ماه‌های اخیر کم شده بود. همین هم روی کل درآمد‌های روزنامه اثر گذاشت. در نتیجه، گویا راحت‌ترین کار این بود که نیروی انسانی تعدیل شود».

    او با اشاره به تعداد نیرو‌هایی که در مجموعه دنیای اقتصاد کارشان را از دست داده‌اند، توضیح می‌دهد: «عدد دقیقی که نداریم، اما طبق آنچه دیدیم و شنیدیم، حدود ۷۰ درصد از نیرو‌ها بیکار شده‌اند. نزدیک به ۵۰ نفر از روزنامه‌نگاران خود روزنامه تعدیل شدند. ده‌ها نفر از بخش اداری. همچنین چند نفری هم از بخش «اکو». از سوی دیگر، خود روزنامه که پیش‌تر در ۳۲ صفحه منتشر می‌شد، با کاهش یک‌دومی، به ۱۶ صفحه رسید که همین هم اتفاق ناخوشایندی برای مطبوعات کشور است».

    به گفته میرزایی این تصمیم می‌تواند باعث الگوگیری سایر رسانه‌ها نیز شود: «دنیای اقتصاد به عبارتی بزرگ‌ترین رسانه خصوصی کشور محسوب می‌شود. رسانه بزرگی که نیرو‌های بسیار زیادی را جذب کرده بود و خبرنگاران متعددی در تمام این سال‌ها آنجا به کار مشغول شده بودند. این تصمیم با چنین ابعاد بزرگی از سوی این روزنامه می‌تواند سبب شود دیگر رسانه‌ها نیز به سراغ همین گزینه برای کاهش هزینه‌های خود بروند. معلوم است که در این شرایط اقتصادی، مدیر رسانه هم با خودش فکر می‌کند وقتی می‌تواند یک صفحه روزنامه را تنها با یک نفر دربیاورد، چرا باید خود را مسئول حقوق و بیمه چندین نفر کند؟».

    این روزنامه‌نگار با اشاره به فقدان حمایت از سوی نهاد‌های مرتبط، به حرف‌های خود پایان می‌دهد: «سال‌هاست که روزنامه‌نگاران در شرایط سختی امرار معاش می‌کنند. روزنامه‌ها یکی‌یکی بسته شدند. حقوق‌های‌شان کم و کمتر شد. به‌مرور مدیران رسانه از بیمه‌کردن آنها سر باز زدند و اگر جایی مثل صندوق هنر نبود که یک محل بیمه‌ای برای اهالی مطبوعات شود، خیلی از روزنامه‌نگاران مجبور می‌شدند بدون بیمه کار کنند. همین الان هم بیشتر آنها با پایه بیمه ثبت می‌شوند و از کیفیت بیمه خوبی برخوردار نیستند. نهاد‌های صنفی هم در سال‌های اخیر به‌وفور افت کردند و انجمن فعلی هم حقیقتا کار خاصی برای تقویت کیفیت زیست خبرنگاران از دستش برنمی‌آید. وزارت ارشاد هم بیشتر تعاملش با مدیران رسانه است و نه خبرنگار. همین هم می‌شود که خبرنگاران کشور عملا بدون هیچ نهاد حمایت‌کننده‌ای باید به یکی از دشوارترین شغل‌های دنیا ادامه دهند».

    اما آسیب وارده به رسانه‌ها تنها به تعدیل نیرو محدود نماند. برخی رسانه‌ها نیز از پرداخت حقوق اسفندماه نیرو‌های خود سر باز زدند. شنیده‌ها حاکی از آن است که در چندین خبرگزاری و روزنامه این اتفاق افتاده و حقوق اسفند و حتی عیدی کارکنان پرداخت نشده است. یکی از این روزنامه‌نگاران که نخواست نامش در گزارش بیاید، می‌گوید که تنها با یک جمله جوابش را داده‌اند: «پول نداریم!».

    درد بی‌درمان

    «هومن عظیمی»، مدیر کل مطبوعات و رسانه‌های داخلی، با اشاره به مشکلات اقتصادی موجود در رسانه‌ها که از سال گذشته تشدید پیدا کرده، به «شرق» می‌گوید: «ما از سال گذشته با این معضل درگیر بودیم و سعی می‌کردیم تمام اتفاقات پیرامون این موضوع را هم رصد کنیم. مشکلات اقتصادی جاری در کشور از یک سو و تحریم‌ها و جنگ از سوی دیگر، فشار مضاعفی برای اصحاب رسانه ایجاد کرد. حالا، افزایش حداقل دستمزد‌ها به ۶۰ درصد هم باعث هراس جدی رسانه‌هایی شده است که درآمدهای‌شان را در سال گذشته از دست داده‌اند».

    عظیمی، با فهرست‌کردن اقدامات حمایتی برای رسانه‌ها ادامه می‌دهد: «اقدامات حمایتی متعددی همیشه در دستور کار ما وجود داشت. به طور مثال، تأکید ریاست معاونت مطبوعاتی کشور بر اینکه از رسانه‌هایی که جذب نیروی بالاتری و بیمه‌شدگان بیشتری دارند حمایت کنیم، یکی از همین اقدامات بود؛ چراکه برای ما مهم بود از اشتغال روزنامه‌نگاران حمایت شود. آگهی دولتی هم بخش دیگر کار ماست که می‌دانیم به مدیران رسانه‌ها و درآمدهای‌شان کمک می‌کند و می‌تواند بخش درخورتوجهی از هزینه‌ها را پوشش دهد. در بحبوحه همین جنگ، وزیر ارشاد از معاونت مطبوعاتی بازدید کردند و تصمیم بر این شد که به‌روزرسانی نرخ این آگهی‌های دولتی از ابتدای سال انجام شود و رقمش افزایش پیدا کند. مهم بود که درآمد این آگهی‌ها از سبد روزنامه‌ها حذف نشود». مدیرکل مطبوعات و رسانه‌های داخلی از حمایت ویژه مرتبط با جنگ نیز سخن می‌گوید: «همچنین مقرر شد برای رسانه‌هایی که در زمان جنگ پای کار بوده‌اند و با وجود همه دشواری‌ها و خطرات اخبار را پوشش داده‌اند، یارانه ویژه‌ای در نظر گرفته شود. همان‌طورکه در جنگ ۱۲‌روزه چنین کاری کردیم. استفاده از ظرفیت بیمه صندوق هنر و همچنین بیمه بیکاری برای افرادی که شغل‌شان را از دست داده‌اند نیز در فهرست همین اقدامات حمایتی مخصوص دوران جنگ است».

    عظیمی البته در پایان توضیح می‌دهد که توصیه‌نامه‌های معاونت مبتنی بر حمایت همیشگی از نیروی انسانی است: «ما در دستورالعمل‌های جنگ که برای رسانه‌ها ارسال می‌کنیم، تأکید داریم که گزینه تعدیل و حذف نیرو، نباید گزینه اول آنها باشد. کم‌کردن صفحات روزنامه‌ها، تأکید بیشتر روی نسخه‌های الکترونیکی به جای نسخه کاغذی و حذف یا کم‌کردن شاخص‌های دیگر، راهکار‌های بهتری برای سرشکن‌کردن هزینه‌ها و صرفه‌جویی است؛ چراکه تعدیل و حذف نیرو به مسیر اندیشه و تفکر نیز آسیب می‌زند».

  • گربه زخمی خاورمیانه!

    گربه زخمی خاورمیانه!

    به گزارش اقتصادران، جنگ وارد سی و هشتمین روز شده است، جنگی که نه تنها نظامیان و غیرنظامیان زیادی را قربانی می‌کند که زندگی فردی و اجتماعی هزاران نفر را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. افراد زیادی بی‌خانمان می‌شوند، میراث فرهنگی به عنوان حافظه تاریخی زنده جهان که سال‌ها دوام آورده در ثانیه‌ای از بین می‌رود، زیرساخت‌ها ویران می‌شوند و در کنار همه اینها محیط زیست هم از آسیب‌ها در امان نمی‌ماند.

    سی و هشت روز از جنگ گذشته‌ است و تاکنون می‌دانیم که دست‌کم ۹۰ هزار خانه و محل غیرنظامی آسیب دیده‌اند، از این میان حدود ۱۳۰موزه، بنای تاریخی و محوطه فرهنگی در استان‌های مختلف کشور است که استان تهران به عنوان قلب سیاسی و فرهنگی ایران، با ۶۶ اثر آسیب‌دیده در صدر آن قرار دارد.  بنیاد مسکن انقلاب اسلامی طبق آخرین ارزیابی‌ها اعلام کرده است که نزدیک به ۹۰ هزار واحد آسیب‌دیده مسکونی، تجاری و اداری بخش خصوصی، تا تاریخ ۱۳ فروردین ماه دچار خسارت شده که از این تعداد ۱۶ هزار و ۱۷۰ واحد مربوط به کلانشهرها (شهرهای با جمعیت یک میلیون نفر و بیشتر) و همچنین ۷۳ هزار و ۵۳۶ واحد مربوط به سایر شهرها و روستاها بوده است.

    این خسارت‌ها در شهرها و روستاهای واقع در استان‌های آذربایجان شرقی، اصفهان، البرز، خوزستان، فارس، قم، کرمانشاه، ایلام، آذربایجان غربی، بوشهر، زنجان، قزوین، کردستان، لرستان، مرکزی، همدان، تهران، یزد، کرمان، سمنان، مازندران، گیلان، هرمزگان و چهارمحال و بختیاری شناسایی، ارزیابی و ثبت شده است.  البته میزان آسیب‌ها متفاوت است در استان البرز حدود سه هزار و ۵۰۰ واحد مسکونی در حملات آسیب دیده و از این میان ۱۰۰ واحد به‌طور کامل تخریب شده است.

    علیرضا مقدم، مدیرکل بنیاد مسکن انقلاب اسلامی آذربایجان غربی هم از ارزیابی ۸۲۰۰ واحد آسیب‌دیده از حملات هوایی دشمن در استان خبر داده و گفته است: «از این تعداد ۷هزار واحد مسکونی و تجاری در استان آسیب دیدند. تاکنون آواربرداری ۸۰ درصد از واحدهای مسکونی و تجاری انجام شده و از بین واحدهای آسیب دیده از تجاوز دشمن، ۸۴ واحد مسکونی و تجاری، ۱۰۰ درصد تخریب شده و بیشترین آمار در بخش تعمیری به ترتیب مربوط به ارومیه، سردشت، مهاباد و میاندوآب است.» روز یکشنبه هم احمد علوی، رییس کمیته گردشگری و میراث فرهنگی شورای شهر تهران در ارزیابی خسارت‌های وارده به میراث فرهنگی از دست‌کم ۱۳۰موزه، بنای تاریخی و محوطه فرهنگی در استان‌های مختلف کشور نام برد که هدف حمله دشمن قرار گرفته و دچار آسیب‌های ساختاری و جدی شده‌ است.

    به گفته او استان تهران به عنوان قلب سیاسی و فرهنگی ایران، با ۶۶ اثر آسیب‌دیده در صدر فهرست این جنایات قرار دارد. «آثار بی‌بدیلی همچون کاخ گلستان، ارگ تاریخی تهران، بازار تاریخی تهران، کاخ مرمر، عمارت تاریخی شهربانی، ساختمان سنای سابق، مسجد سپهسالار و کاخ‌موزه فرح‌آباد از جمله بناهایی هستند که هدف حملات مستقیم قرار گرفته‌اند. این آثار شناسنامه تاریخی ایران‌زمین و گنجینه‌ای از هنر، مقاومت و شکوه تمدن ایرانی محسوب می‌شوند.در اسفند ۱۴۰۴ و در پی تجاوز و حملات هوایی دشمنان متخاصم در روزهای متوالی حدود ۵۰ اثر از جمله کاخ گلستان تنها اثر ثبت جهانی کلانشهر تهران و حدود ۳۱ اثر ثبت ملی که در مجاورت و عرصه‌های مورد تهاجم قرار گرفته دچار آسیب‌های جدی شده است.۳۲ اثر واجد ارزش نیز دچار آسیب جزیی و احتمالا سازه‌ای شده‌اند و در بین این آثار واجد ارزش ۵ اثر از معماری معاصر با تخریب کامل روبه‌رو بوده است.»

    او در ادامه از وضع زیست محیطی چند نقطه تهران سخت گفت که به واسطه حمله به مخازن نفت به وجود آمده است: «با توجه به انهدام مخازن نفت در چند نقطه از شهر تهران از جمله پالایشگاه منطقه ۲۰ شهرداری تهران، افزایش باران‌های اخیر و آسیب‌های زیست محیطی باران‌های اسیدی به میراث طبیعی شهر تهران (درختان، آب‌های زیرزمینی، گونه‌های پرندگان مهاجر و حیوانات در زیستگاه‌های شهر تهران) و همچنین آسیب به بناهای میراث فرهنگی از دوره باستان (شهر ری) تا معاصر و مجسمه‌های شهری نگرانی‌هایی به وجود آمده است که با تشکیل کمیته اضطرار، تصمیم‌گیری برای به حداقل رساندن آسیب‌ها (میراث فرهنگی، طبیعی و معاصر شهر تهران) در دستور کار مدیریت شهری قرار خواهد گرفت.»

    کمیته گردشگری و میراث فرهنگی در حال حاضر شناسایی و مستندنگاری این اماکن را در دستور کار قرار داده و آن‌طور که علوی گفته است؛ کلیه موزه‌ها، خانه‌موزه‌های شهرداری تهران طبق دستورالعمل ابلاغی موظف به اعمال اقدامات پیشگیرانه برای به حداقل رساندن آسیب‌های احتمالی هستند.«مجامع جهانی (یونسکو، ایکوموس، ایکوم) با توجه به نقض قوانین کنوانسیون لاهه از طرف کشورهای متخاصم را موکد به واکنش جدی در برابر اقدامات دشمنان امریکایی – صهیونیستی (تخریب بناهای تاریخی و فرهنگی) فرا می‌خوانیم. بی‌تردید حفظ و احیای میراث تاریخی تهران، صرفا یک وظیفه اداری نیست، بلکه مسوولیتی فرهنگی و اجتماعی در قبال هویت شهری و نسل‌های آینده است.

    یکی از دستورکارهای هر ساله مدیریت شهری مرمت آثار باستانی است، اما ترمیم آثار آسیب‌دیده جنگ اخیر باید بعد از پایان جنگ آغاز شود؛ اکثر آثار آسیب‌دیده مربوط به دوره قاجار و پهلوی است و قاعدتا هزینه مرمت آثار دوره قاجار بیشتر خواهد بود. نمی‌توان عددی را برای مرمت تخمین زد، اما برنامه‌ریزی با میراث فرهنگی و نهادهای مربوط است و باید اقدامات لازم در این خصوص صورت بگیرد. اگر اعتباری که برای مرمت آثار باستانی دیده‌ایم، محدود باشد، در متمم بودجه سال ۱۴۰۵ افزایش بودجه را در نظر خواهیم گرفت.»

    خسارت به ۵۵ کتابخانه در ۱۲ استان

    آسیب‌ها تنها به مراکز میراث فرهنگی و موزه‌ها محدود نمی‌شود و تاکنون ۵۵ کتابخانه در ۱۲ استان کشور بر اثر حمله‌ها دچار خسارت شده‌اند. آزاده نظربلند، دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور این خبر را اعلام کرده است.«طبق گزارش‌های اولیه و ارزیابی‌های میدانی، تعدادی از کتابخانه‌های عمومی در استان‌های مختلف در بخش‌های ساختمان، تجهیزات و منابع کتابی دچار آسیب شده‌اند، به‌طوری‌ که برخی از آنها در حد ساختمانی و بنای فیزیکی و برخی دیگر در بخش منابع و تجهیزات آسیب جدی دیده‌اند. دو باب کتابخانه شامل کتابخانه عمومی سیدالشهدا(ع)، حسینیه اعظم زنجان و کتابخانه هنگ مرزی دهلران استان ایلام به دلیل تخریب کامل و آسیب ۱۰۰ درصدی و شدت خسارت‌های وارد شده ناشی از این اقدامات، به‌طور کامل از چرخه فعالیت خارج شده‌اند.

    بخشی از این آسیب‌ها شامل تخریب فضاهای داخلی، خسارت به قفسه‌ها، تجهیزات رایانه‌ای و همچنین از بین رفتن یا آسیب دیدن برخی منابع مکتوب بوده است. بررسی‌های کارشناسی برای تعیین دقیق میزان خسارت‌ها و تعیین تکلیف دقیق این مراکز ادامه دارد و پس از تکمیل ارزیابی‌ها، برنامه تامین و جایگزینی آنها با فوریت در دستور کار قرار خواهد گرفت. قطعا فرآیند احیای منابع کتابی انجام خواهد شد، اما هر چند باعث تاسف است که بگوییم بخشی از منابع کتابخانه که منحصر و بی‌نظیر بوده، دیگر وجود ندارد.»

    ۲۷ مرکز بهزیستی تخریب شد

    سازمان بهزیستی کشور و مراکز مرتبط به آن هم از تخریب در امان نبوده‌اند و آن‌طور که سیدجواد حسینی، رییس این سازمان گزارش داده است تاکنون ۲۷ مرکز بهزیستی دچار آسیب شدند و به دنبال آن حدود ۲۴ هزار نفر از مددجویان به مناطق امن منتقل شدند آن هم در شرایطی که دست‌کم۵۲۰۰ مرکز و موسسه به‌صورت شبانه‌روزی مسوولیت نگهداری از کودکان، نوجوانان، معلولان، سالمندان و بیماران اعصاب و روان را بر عهده دارند که برخی از آنها ممکن است در مجاورت مراکز در معرض آسیب باشند. به گفته او، مراکز توانبخشی کشور به ‌صورت شبانه‌روزی و روزانه به ارایه خدمات به معلولان مشغول هستند که در راستای تامین امنیت این افراد، امکان ارایه خدمات توانبخشی از راه دور نیز برای حدود هزار مرکز فراهم شده است. همچنین تامین دارو، آذوقه و اقلام غذایی مراکز به‌طور مستمر در حال انجام است و هیچ خللی وجود ندارد.

    بیش از ۳۰ دانشگاه کشور هدف قرار گرفته‌اند

    آمارها در وزارت علوم هم بیداد می‌کند و امریکا و اسراییل تاکنون بیش از ۳۰ دانشگاه کشور را هدف حمله قرار داده‌اند تا علم را در این کشور متوقف کنند، اما دانش و آگاهی هیچ‌گاه توقف‌پذیر نیست. حسین سیمایی‌صراف، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در این باره به ترور استادان و دانشمندان ایرانی اشاره کرده و گفته است: «تاکنون بیش از ۳۰ دانشگاه کشور هدف قرار گرفته‌اند، ۶۰ دانشجو به شهادت رسیده‌اند و در جریان جنگ ۱۲روزه تا امروز نیز حدود ۱۰ استاد به ‌صورت مستقیم هدف قرار گرفته و به شهادت رسیده‌اند. هدف اصلی این حملات، توقف یا کند کردن روند توسعه علمی ایران است، اما باید تاکید کنم که توسعه علمی ایران دستاوردی متعلق به کل بشریت است و با چنین اقداماتی متوقف نخواهد شد.

    به موجب موازین حقوق بشری، حقوق بین‌المللی جنگ و اسناد یونسکو، دانشمندان از حرمت و مسوولیت ویژه‌ای برخوردارند؛ بنابراین اقداماتی که رژیم صهیونیستی در جریان جنگ ۱۲روزه انجام داد، از جمله ترور پنج استاد از یک دانشگاه و نیز ترور دانشمندانی چون شهیدان شهریاری و علی‌محمدی در سال‌های گذشته، نقض حاکمیت ملی، حقوق بشر و حقوق بین‌المللی محسوب می‌شود.متاسفانه جهان واکنش جدی و متناسبی نسبت به ترور استادان و دانشمندان نشان نداده است؛ در حالی که انتظار می‌رود دانشگاهیان جهان، به عنوان پاسداران حرمت علم، موضع‌گیری فعال‌تری داشته باشند. البته خوشبختانه در امریکا و اروپا نیز واکنش‌هایی در تقبیح این اقدامات مشاهده شده است.» مستندسازی این جنایت‌ها توسط بخش‌ حقوقی، نخستین گامی است که در این باره برداشته است، ظاهرا برای تخریب آثار فرهنگی و تاریخی، پرونده‌هایی تشکیل شده و کمیسیون ملی یونسکو نیز با حضور در محل‌ها، اقدام به تهیه اسناد کرده و همچنین در حوزه دانشگاهی نیز جمع‌آوری مستندات در حال انجام است.«این اسناد در نهایت به معاونت حقوقی ریاست‌جمهوری تحویل داده می‌شود تا از طریق مراجع و مراکز حقوقی بین‌المللی پیگیری لازم صورت گیرد؛ چراکه اقدام علیه نهاد علم، جنایت علیه بشریت و نقض حقوق بین‌الملل بشردوستانه است. بر همین اساس، ایران این موضوع را تا دریافت کامل غرامت و خسارت پیگیری خواهد کرد.

    حمله نظامی به ۳۲۲ مرکز درمانی و ۷۶۳ مدرسه

    دشمن از همان روز نخست جنگ بنای تخریب مراکز درمانی و آموزشی را داشت و بمباران و تخریب مدرسه شجره طیبه در شهرستان میناب مهم‌ترین و نخستین نمونه‌هایی است که جان بسیاری از مردم و دانش‌آموزان و معلمان را گرفت. فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت روز یکشنبه حالا درباره تازه‌ترین آمار حملات به نقاط مراکز غیرنظامی در تجاوز رژیم اسراییل و امریکا گفته است: «۸۳ هزار و ۳۵۱ واحد مسکونی و ۳۲۲ مرکز درمانی و بهداشتی، ۷۶۳ مدرسه در کل کشور آسیب دیده است.» او درباره حملات به سایر بخش‌ها و زیرساخت‌ها نیز اعلام کرده است: «شاهد حمله رژیم صهیونیستی به پتروشیمی ماهشهر هم بودیم که منجر به شهادت پنج نفر و جراحت ۱۷۰ نفر شد که برخی از آنان هنوز بستری هستند. همچنین حمله کور به بیمارستان روانشناسی دل‌آرام را شاهد بودیم که یک جنایت جنگی تمام و کمال است.تهاجم دوباره به محوطه نیروگاه اتمی بوشهر نیز به شهادت یکی از کارکنان حفاظت منجر شده است.»  این سخنان در شرایطی است که تاکنون تنها ۳۴ نفر از آتش‌نشانان شهر تهران مصدوم و ۴ ایستگاه تخریب و تخلیه شده است و به گفته قدرت‌الله محمدی، مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی تهران این ایستگاه‌ها بر اثر موج انفجار قابل عملیات نیستند گرچه تعمیرات آنها آغاز شده است.

    ثبت ۴۲۳۹ خودرو و ۲۴۷ موتورسیکلت آسیب‌دیده

    جنگ تنها از دست دادن تن و تخریب خانه و مدرسه و بیمارستان و میراث فرهنگی نیست، بمباران‌ و تخریب‌های متاثر از آن اغلب تا شعاع ۴۰۰ تا ۵۰۰ کیلومتری را دچار آسیب می‌کند و منجر به خسارت به فضاهای شهری، کوچه و خیابان، پارک یا ماشین و موتور می‌شود. بر همین اساس هم شاهین مظفری، معاون آموزش و مشارکت‌های اجتماعی سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران از ثبت ۴۲۳۹ خودرو و ۲۴۷ موتورسیکلت آسیب‌دیده در سطح مناطق ۲۲گانه پایتخت از ابتدای جنگ تاکنون خبر داده و گفته است که این اطلاعات برای بررسی و طی مراحل کارشناسی به بیمه ایران ارسال شده است.«تاکنون حدود ۱۱۰۰ خودروی قابل حرکت مورد بازدید قرار گرفته و در مجموع نیز ۲۹۷۲ خودرو توسط کارشناسان بیمه بررسی شده‌اند.

    مظفری در ادامه درباره روند رسیدگی به خسارات توضیح داد: شهروندانی که خودروهایشان آسیب دیده است، می‌توانند به پایگاه‌های مدیریت بحران در مناطق خود مراجعه کنند. پس از دریافت تاییدیه از پایگاه مدیریت بحران و کلانتری محل، فرم‌های مربوطه به سازمان ارسال می‌شود.پس از دسته‌بندی اطلاعات در سازمان، پرونده‌ها به بیمه ایران ارجاع داده می‌شود. در این مرحله، برای خودروهای قابل حمل، مالکان جهت مراجعه فراخوان می‌شوند و برای خودروهایی که امکان جابه‌جایی ندارند، زمانبندی مشخصی با هماهنگی مدیریت بحران تعیین می‌شود تا کارشناسان بیمه در محل حضور یافته و فرآیند ارزیابی را انجام دهند.پس از تکمیل مراحل کارشناسی و تامین منابع مالی از سوی دولت، خسارات مربوطه به مالکان پرداخت خواهد شد.»

    دستورالعمل ساماندهی خودروهای آسیب‌دیده

    سردار سید تیمور حسینی، رییس پلیس راهور فراجا هم دیروز دستورالعمل جدیدی را برای ساماندهی خودروهای آسیب‌دیده در جنگ اعلام کرد و گفت: «شهرداری‌های کلانشهرها و سایر شهرها باید در اسرع وقت نسبت به تعیین چند پارکینگ مشخص و استاندارد برای نگهداری تجمیعی این خودروها اقدام کنند.تمرکز خودروهای خسارت دیده در این مراکز، امکان بازدید همزمان چندین خودرو توسط کارشناسان پلیس راهور را فراهم کرده و موجب تسریع در فرآیند رسیدگی خواهد شد.در این سازوکار، نیازی به جابه‌جایی خودرو توسط مالکان وجود ندارد و شهروندان از پرداخت هزینه‌های مضاعف از جمله استفاده از خودروبر معاف خواهند بود.»

    او همچنین به برنامه‌ریزی انجام‌ شده برای تسریع خدمات‌رسانی اشاره کرد: «با استقرار خودروها در پارکینگ‌های مشخص، کارشناسان در یک مرحله قادر خواهند بود تعداد قابل توجهی از خودروها را مورد ارزیابی قرار دهند و سایر خدمات نیز در کوتاه‌ترین زمان ممکن به شهروندان ارایه خواهد شد. این روند موجب افزایش دقت، انسجام و سرعت در بررسی خسارات می‌شود.پس از حضور کارشناس در محل پارکینگ و انجام بازدید از خودروهای آسیب دیده دیگر نیازی به مراجعه خودروها به مراکز تعویض پلاک نخواهد بود و فرآیندهای مرتبط به ‌صورت متمرکز مدیریت می‌شود. در این چارچوب، تمامی بررسی‌های لازم از جمله تطبیق مشخصات، ارزیابی میزان خسارت و رسیدگی به وضعیت فنی خودرو در همان محل انجام خواهد شد.»

  • تیر خلاص جنگ به میراث فرهنگی

    تیر خلاص جنگ به میراث فرهنگی

    به گزارش اقتصادران، در روز‌های اخیر و زیر سایه جنگ جاری و حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، بنا‌ها و موزه‌های کشورمان آسیب‌های جدی دیده‌اند. علی دارابی، قائم‌مقام وزیر میراث فرهنگی، با انتشار یادداشتی در فضای مجازی اعلام کرده که تاکنون ۱۲۹ بنای تاریخی در ۱۷ استان کشور دچار آسیب شده است. این آمار (که هفته گذشته اعلام شده) شامل ۲۵ شهر، ۶ بافت تاریخی و ۵ اثر ثبت جهانی می‌شود که همگی در معرض خسارت قرار گرفته‌اند.

    بر اساس تازه‌ترین خبر که روز یکشنبه منتشر شده، استان تهران با ۶۶ اثر آسیب‌دیده، بیشترین صدمه را تجربه کرده است. بنا‌های شاخصی مانند کاخ گلستان، کاخ مرمر، موزه دانشگاه جنگ، برج آزادی و سینما شکوفه دچار خسارت شده‌اند و سه اثر معماری معاصر شامل ساختمان سابق ژاندارمری، کلانتری بازار و ساختمان کلانتری بهارستان به طور کامل تخریب شده‌اند.

    علی طلوعی، مدیرکل میراث فرهنگی استان تهران، ضمن اعلام اینکه تیم‌های تخصصی بلافاصله بعد از وقوع بحران وارد عمل شده‌اند، گفت: «اموال موزه‌ای به مخازن امن منتقل شده و فرآیند ارزیابی و مستندسازی خسارات آغاز شده است.»

    سید احمد علوی، رئیس کمیته میراث فرهنگی شورای شهر تهران، نیز تأکید کرد: «تهران با بیش از ۵۰ اثر آسیب‌دیده، در صدر فهرست استان‌هاست و این حملات تأثیر عمیقی بر میراث تاریخی و فرهنگی پایتخت گذاشته است.»

    نقض حقوق بین‌الملل و تهدید هویت ملی

    تخریب آثار تاریخی و میراث فرهنگی، نه تنها یک جرم علیه فرهنگ و تاریخ ایران بلکه نقض آشکار حقوق بین‌الملل به شمار می‌آید. کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه و معاهدات یونسکو، حفاظت از میراث فرهنگی در زمان جنگ را به عنوان یک الزام حقوقی مطرح کرده‌اند.

    کارشناسان معتقدند حملات اخیر، علاوه بر تخریب فیزیکی، هویت تاریخی ایران را هدف گرفته‌اند. این آثار نه تنها ارزش هنری و فرهنگی دارند، بلکه سند زنده‌ای از تمدن چند هزار ساله ایران هستند. هر آسیب به این آثار، گسست تاریخی و فرهنگی ایجاد می‌کند و پیامد‌های آن فراتر از مرز‌های ملی است.

    هزینه‌های هنگفت و زنجیره‌ای تخریب میراث فرهنگی

    تخریب آثار تاریخی و فرهنگی ایران، اما تنها یک مسئله هنری یا فرهنگی نیست؛ این یک بحران اقتصادی گسترده نیز محسوب می‌شود که می‌تواند سال‌ها اقتصاد کشور را تحت تأثیر قرار دهد. بازسازی بنا‌های آسیب‌دیده، نگهداری موقت آثار منتقل‌شده به مخازن امن و تأمین امنیت مراکز تاریخی، هزینه‌های سنگینی بر بودجه عمومی تحمیل می‌کند. در حالی که ایران هم اکنون با تورم بالا، کسری بودجه و پیامد‌های اقتصادی ناشی از جنگ مواجه است، فشار مالی ناشی از بازسازی میراث فرهنگی می‌تواند منابع محدود کشور را به شدت تحت فشار قرار دهد.

    هر یک از آثار آسیب دیده به‌ویژه بنا‌های ثبت جهانی و شاخص، نیازمند متخصصان مرمت، مصالح ویژه و تجهیزات فنی خاص هستند که هزینه آنها با محاسبات مالی معمول قابل مقایسه نیست. برای مثال، بازسازی یک کاخ تاریخی می‌تواند صد‌ها میلیارد تومان بودجه نیاز داشته باشد، بدون آنکه خسارت‌های غیرمستقیم ناشی از توقف گردشگری و کاهش ارزش اقتصادی محوطه‌های تاریخی در نظر گرفته شود.

    آوار جنگ بر سر صنعت گردشگری

    میراث فرهنگی ایران بخش مهمی از صنعت گردشگری کشور است. بناها، موزه‌ها و محوطه‌های تاریخی سالانه میلیون‌ها بازدیدکننده داخلی و خارجی جذب می‌کنند و درآمد قابل توجهی برای اقتصاد محلی و ملی ایجاد می‌نمایند. تخریب این آثار نه تنها گردشگران خارجی را کاهش می‌دهد، بلکه باعث افت بازدید داخلی نیز می‌شود. کاهش بازدید‌ها به معنای کاهش درآمد هتل‌ها، رستوران‌ها، صنایع دستی و خدمات وابسته است که همگی بخشی از زنجیره اقتصادی مرتبط با گردشگری فرهنگی محسوب می‌شوند.

    در شرایط کنونی، بسیاری از موزه‌ها و بنا‌ها آسیب‌دیده یا در معرض خطر هستند. این توقف در جذب گردشگر، فشار مالی مستقیم بر بخش‌های خصوصی و دولتی مرتبط با گردشگری ایجاد می‌کند و می‌تواند باعث افزایش بیکاری و کاهش درآمد‌های محلی شود. ضمن اینکه بخش خصوصی که روی گردشگری فرهنگی سرمایه‌گذاری کرده، مجبور به تعلیق فعالیت‌ها یا جبران خسارت‌های خود خواهد بود.

    کار سخت بازسازی و نیاز به بودجه‌های فوری

    بازسازی آثار تاریخی نه تنها هزینه‌های فوری دارد بلکه نیازمند برنامه‌ریزی بلندمدت و سرمایه‌گذاری مجدد است. ایران با توجه به محدودیت منابع مالی، باید انتخاب‌های سخت اقتصادی انجام دهد؛ هزینه کردن برای مرمت بنا‌های تاریخی ممکن است به معنای کاهش بودجه در بخش‌های دیگر مانند آموزش، سلامت یا زیرساخت‌های حیاتی باشد.

    به علاوه، بازسازی آثار تاریخی فرایندی زمان‌بر است و حتی با بهترین برنامه‌ریزی، سال‌ها طول می‌کشد تا آثار به حالت قبل بازگردند. این تأخیر نه تنها فرصت‌های اقتصادی گردشگری را کاهش می‌دهد، بلکه می‌تواند باعث افت اعتماد عمومی و سرمایه‌گذاران خارجی شود، چرا که امنیت سرمایه‌گذاری در مناطق فرهنگی و گردشگری تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

    آثار تاریخی تنها سرمایه فرهنگی نیستند؛ آنها دارایی اقتصادی هستند که ارزش خود را در طول زمان حفظ می‌کنند. هر آسیب به یک بنا یا موزه، علاوه بر هزینه مرمت، کاهش ارزش سرمایه‌های فرهنگی-اقتصادی کشور را در پی دارد. این مسئله به ویژه در شرایط تورم بالا و کاهش قدرت خرید مردم، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

    کارشناسان هشدار می‌دهند که ادامه تخریب‌ها، هم به اقتصاد داخلی و هم به تصویر بین‌المللی ایران آسیب می‌زند و کشور را از فرصت‌های درآمدزایی فرهنگی و گردشگری محروم می‌کند. بنابراین، حفاظت از میراث فرهنگی نه تنها یک وظیفه فرهنگی بلکه یک ضرورت اقتصادی است که می‌تواند از زیان‌های مالی بیشتر جلوگیری کند.

    درد و خشم ملت

    تخریب آثار تاریخی، احساسات مردم را نیز جریحه‌دار کرده است. ایرانیان میراث فرهنگی را نه فقط یک سرمایه ملی بلکه بخشی از هویت خود می‌دانند. شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها پر از تصاویری است که آسیب به کاخ‌ها و موزه‌ها را نشان می‌دهد و واکنش‌های گسترده‌ای از خشم و اندوه مردم ایجاد کرده است.

    مسئولان میراث فرهنگی نیز با انتشار گزارش‌های دقیق و تصویری از وضعیت آثار، تلاش می‌کنند آگاهی عمومی را افزایش دهند و حساسیت جامعه نسبت به حفاظت از میراث ملی را بیشتر کنند.

    تلاش‌های حفاظتی و درخواست کمک بین‌المللی

    با وجود شرایط بحرانی، تیم‌های میراث فرهنگی به سرعت وارد عمل شده و اموال فرهنگی را به مکان‌های امن منتقل کرده‌اند. وزارت میراث فرهنگی همچنین با ارسال نامه به یونسکو، سپر آبی و کمیته جهانی موزه‌ها، خواستار محکومیت خسارت‌ها و جلوگیری از ادامه تخریب‌ها شده است.

    این اقدامات نشان می‌دهد ایران در تلاش است تا با همبستگی ملی و همکاری‌های بین‌المللی، میراث فرهنگی خود را از هرگونه آسیب بیشتر حفظ کند.

  • کار و زندگی مردم زیر آوار جنگ

    کار و زندگی مردم زیر آوار جنگ

    به گزارش اقتصادران، کمتر کسی تصور می‌کرد جنگی که از اسفندماه۱۴۰۴ آغاز شد، وارد پنجمین هفته خود شود. از همان روزهای نخست، برخی تحلیلگران و حتی سیاستمداران درگیر جنگ، این منازعه را کوتاه‌مدت می‌دانستند و انتظار داشتند درگیری‌ها تنها چند روز ادامه پیدا کند. اکنون اما در سی‌وهفتمین روز جنگی قرار داریم که نه نقطه آغاز روشنی داشت و نه مقصد و هدف مشخصی دارد. جامعه مدام از خود می‌پرسد سرانجام این وضعیت چه خواهد شد. با ویرانی‌های گسترده و ترکش‌هایی که یکی پس از دیگری به حوزه‌های مختلف اصابت می‌کند، بیم آن می‌رود که شرایط زندگی مردم هر روز سخت‌تر شود. از ابتدای شروع منازعه بسیاری از بخش‌ها ازجمله صنعت، معدن، مسکن، حمل‌ونقل و گردشگری وارد فاز بحرانی شده‌اند. برخی شرکت‌ها به فکر تعدیل نیرو افتاده و همین موضوع نگرانی کارگران و کارمندان را دوچندان کرده است. آموزش کشور متوقف شده، قطعی اینترنت همچنان ادامه دارد و در صورت تداوم این وضعیت، جامعه به‌تدریج وارد دره‌ای بحرانی خواهد شد.

    چراغ کم سوی معیشت

    با آغاز هر تنش و تقابلی نخستین موضوعی که مستقیما تحت‌تاثیر قرار می‌گیرد معیشت و اقتصاد خانوار است. از پاییز سال گذشته تاکنون مردم با گرانی‌های افسارگسیخته و افزایش بی‌محابای قیمت ارز دست‌وپنجه نرم می‌کنند. دولت نیز در اسفند‌ماه گذشته نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه را حدود ۸/۷۱درصد اعلام کرد که نشان‌دهنده حجم سنگینی از فشارهای معیشتی بر جامعه است. در این بین قیمت کالاهای اساسی نیز نسبت به پیش از شروع منازعه رشد قابل‌توجهی داشته‌اند. برای نمونه، برخی محصولات لبنی با چند درصد افزایش قیمت مواجه شده‌اند. هرچند کمبود خاصی در عرضه مشاهده نشده اما مساله اصلی درحال‌حاضر همان قیمت‌هاست. در چنین وضعیتی که تهیه یک سبد کالای معمولی حداقل ۳تا۴‌میلیون‌تومان هزینه دارد، حقوق‌ها و حمایت‌های دولتی نیز تاکنون نتوانسته‌اند مشکل را برطرف کنند. یکی از شهروندان بازنشسته در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» می‌گوید: درآمد من تنها حقوق بازنشستگی است که ماهانه واریز می‌شود. اجاره مسکن، هزینه خورد و خوراک، پوشاک و دیگر مخارج همه اینها بر دوش من است. همزمانی جنگ با ایام نوروز نیز باعث شد حتی نتوانم یک جعبه شیرینی برای خانه تهیه کنم. از سوی دیگر افزایش قیمت‌ها مشکل اصلی ماست. از ابتدای شروع جنگ قیمت برخی کالاها مانند لبنیات رشد نسبی داشته است. در این شرایط حتی کالابرگ یک‌میلیون‌تومانی نیز کمکی به کاهش فشارها نکرده است.

    او ادامه می‌دهد: ماهانه ۲۰‌میلیون‌تومان حقوق بازنشستگی دریافت می‌کنم که ۱۶‌میلیون‌تومان آن صرف اجاره‌بها می‌شود. پرداخت قبوض و شارژ ساختمان نیز حدود ۲‌میلیون‌تومان هزینه دارد و در پایان ماه تنها ۲‌میلیون‌تومان برایم باقی می‌ماند. آیا با چنین مبلغی می‌توان در این شرایط زندگی را اداره کرد؟

    کارگران و کارمندان بلاتکلیف

    یکی دیگر از پس‌لرزه‌های سنگین جنگ، بیکاری برخی کارگران و کارمندان است. با اختلال گسترده‌ای که در اقتصاد کشور به‌وجود آمد، تعدادی از شرکت‌ها و واحدهای تولیدی بزرگ و کوچک به‌دلیل کمبود منابع ناچار به تعدیل نیرو شدند. یکی از زنانی که در یک تولیدی لباس عروس کار می‌کرد در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» گفت: با شروع جنگ کارفرما به ما اطلاع داد که فعلا به خانه برویم تا وضعیت مشخص شود. او در پرداخت حقوق اسفندماه نیز با مشکل روبه‌رو شد و فقط توانست بخشی از مزایای ما را پرداخت کند. عیدی هم پرداخت نشد. با آغاز نوروز و پایان تعطیلات سال نو انتظار داشتم به محل کار بازگردم اما چند روز پیش به ما گفتند که تولیدی فعلا تعطیل است و اگر جنگ ادامه پیدا کند احتمالا دیگر باز نخواهد شد. او ادامه می‌دهد:به همراه فرزندم زندگی می‌کنم و تنها نان‌آور خانه هستم. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، نمی‌دانم چه بر سر زندگی‌مان خواهد آمد. شرایط معیشتی‌ام هر روز سخت‌تر از قبل می‌شود و این فشارها مرا به مرز فرسودگی رسانده است.

    در انتظار اتصال

    با آغاز حملات گسترده ایالات‌متحده و اسرائیل علیه ایران دسترسی به اینترنت بین‌الملل به دستور مقامات امنیتی قطع شد. این اقدام عملا تعداد زیادی از کسب‌وکارهای آنلاین را وارد مرحله بحرانی کرده است. آمارها نشان می‌دهند که حدود ۱۰تا۱۵‌میلیون نفر از طریق فضای مجازی امرار معاش می‌کنند و قطعی گسترده اینترنت، معیشت بخش قابل‌توجهی از جامعه را تهدید می‌کند. یکی از دارندگان آنلاین‌شاپ‌ها در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» اظهار داشت: «در سال گذشته، سه بار شاهد خاموشی اینترنت بودیم که خسارات فراوانی به کسب‌وکار ما وارد کرد. با فرارسیدن ماه اسفند و امید به بازار شب عید، انتظار داشتیم بخشی از ضررهای سال گذشته را جبران کنیم اما با شروع جنگ، تمام امیدهایمان نقش بر آب شد. به جرات می‌توانم بگویم از ۹ اسفندماه تاکنون حتی یک قلم کالا هم نفروخته‌ام و مجبور شده‌ام از پس‌اندازم هزینه کنم.» او در ادامه بیان داشت: اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، چه کسی پاسخگو خواهد بود؟ آیا ما مقصر شروع درگیری‌ها بوده‌ایم؟ قطعی اینترنت شاید برای بسیاری عادی باشد اما برای کسانی که از این راه امرار معاش می‌کنند، هر ثانیه‌اش دردناک است. ای‌کاش دولت هرچه سریع‌تر برای این وضعیت اقدامی انجام دهد در غیر این صورت ما به نان شبمان نیز محتاج خواهیم شد.

    آموزش در سراشیبی بحران

    سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۴ را می‌توان بحرانی‌ترین سال آموزشی پس از پایان همه‌گیری کووید-۱۹ دانست. از اواخر خرداد‌۱۴۰۴، با آغاز جنگ ۱۲‌روزه، تعطیلی‌ها شروع شد و آموزش بار دیگر به خانه‌ها بازگشت. در فصل پاییز نیز آلودگی شدید هوا طی سه ماه، موجب تعطیلات گسترده و اختلال جدی در روند آموزشی کشور شد. با آغاز زمستان اعتراضات گسترده دی‌ماه و تصمیم دولت برای تعطیلی برای سومین‌بار آموزش را به حالت تعلیق درآورد. نهایتا در ۹اسفندماه با اصابت اولین موشک به شهرهای کشور، ‌میلیون‌ها محصل خانه‌نشین شدند و کلاس‌های درس دوباره تعطیل شد. با هر اتفاق پیش‌بینی‌نشده مسوولان نظام آموزشی تاکید می‌کنند که آموزش تعطیل نمی‌شود و از طریق سایت‌ها و پلتفرم‌های مربوطه ادامه خواهد یافت اما تجربه سال گذشته خلاف این ادعاها را نشان می‌دهد. والدین یکی از دانش‌آموزان مقطع متوسطه اول در گفت‌وگو با روزنامه «جهان‌صنعت» اظهار داشت: سال گذشته فرزندم را در مدرسه غیردولتی ثبت‌نام کردم. از هزینه‌های گزاف که بگذریم، باید بگویم هرچه پرداخت کردم، عملا دود شد و به هوا رفت. آموزش مجازی نه‌تنها تاثیر مثبتی نداشته بلکه شرایط را بدتر کرده است. کیفیت آموزش به‌شدت پایین است و این موضوع نگرانی مرا از آینده تحصیلی فرزندم دوچندان کرده است.

    یکی از دانشجویان دانشگاه آزاد نیز در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» گفت: هر ترم حدود ۹تا۱۰‌میلیون‌تومان هزینه از ما دریافت می‌شود اما با مجازی شدن کلاس‌ها و زیرساخت‌های ضعیف گاه حتی نمی‌توانیم وارد سایت شویم. بارها شده به‌دلیل کندی یا شلوغی سایت نتوانم در کلاس حاضر شوم. در اسفندماه نیز با شروع ترم، بسیاری از اساتید در کلاس شرکت نکردند و اکنون که دومین روز شروع کلاس‌ها در سال جدید است، هنوز هم برخی اساتید یا دانشجویان حضور ندارند. آیا با چنین شیوه‌ای می‌توان آموزش داد؟ علاوه بر هزینه‌های گزاف، وقت و زمان ما قربانی بی‌تدبیری‌ها می‌شود.

    روان جامعه در مرز فروپاشی

    یکی دیگر از دردناک‌ترین پیامدهای هر جنگ، آسیب‌های روانی و فرسودگی روحی است. در دوره‌های موشکباران و حملات هوایی، بسیاری از مردم نگران سلامت خود و خانواده‌هایشان هستند. کارشناسان هشدار می‌دهند که تداوم چنین شرایطی می‌تواند در بلندمدت به بروز مشکلاتی مانند خشونت، اعتیاد، انزوا و حتی خودکشی منجر شود. یکی از شهروندان تهرانی در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» وضعیت روحی خود را هنگام آغاز حملات اینگونه شرح می‌دهد: به‌دلیل از دست دادن مادرم سال‌هاست با افسردگی دست‌وپنجه نرم می‌کنم. حالا با شروع جنگ هر بار که صدای انفجار می‌شنوم، اضطرابم چند برابر می‌شود و مجبورم برای کاهش فشار روحی دارو مصرف کنم. مدام نگرانم که مبادا موشکی به خانه‌ام اصابت کند. هرچه زمان می‌گذرد و این وضعیت ادامه پیدا می‌کند شدت حملات عصبی و فشارهای روحی‌ام نیز بیشتر می‌شود.

    آوار سال‌ها زحمت

    از ابتدای آغاز جنگ حدود ۱۰۰هزار واحد مسکونی و تجاری در اثر حملات دچار آسیب‌های جدی شده‌اند. تخریب این ساختمان‌ها شاید در کسری از ثانیه رخ دهد اما برای تهیه آنها سال‌ها تلاش، سختی و امید صرف شده است. بسیاری از مردم پس از سال‌ها توانسته بودند در شرایط اقتصادی دشوار امروز صاحب خانه یا کسب‌وکار شوند اما ناقوس شوم جنگ تمام این زحمات را ناگهان بر باد داد. برای نمونه یکی از شهروندان که پس از سال‌ها توانسته بود در تهران منزلی خریداری کند در پی اصابت پرتابه‌ها خانه‌اش را به‌طور کامل از دست داده است. او در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» می‌گوید: ۱۵سال بود که من و همسرم هرچه درآمد داشتیم پس‌انداز می‌کردیم تا بتوانیم صاحب خانه شویم. روزی که منزل ما تخریب شد، خوشبختانه در خانه نبودیم وگرنه همان‌جا همراه با خانه رویاهایمان از بین می‌رفتیم. اکنون به ناچار در منزل یکی از اقوام ساکن شده‌ایم تا ببینیم چه پیش می‌آید. گاهی به خانه ویران‌شده‌مان سر می‌زنم، لحظه‌ای به آن خیره می‌مانم و می‌بینم حاصل سال‌ها تلاش و رنج چگونه نابود شده است.

    ترکش‌های ویرانگر جنگ

    در پایان باید گفت آنچه بیان شد تنها بخشی کوچک از پیامدهای ویرانگر منازعه‌ای است که دامان جامعه را گرفته است. جنگ به هر شکل و به هر دلیلی پدیده‌ای شوم و ویرانگر است که جز خرابی و نابسامانی نتیجه‌ای به همراه ندارد. امید می‌رود این رنج تلخ هرچه زودتر پایان یابد و مردم دوباره به روزهای آرام و خوش نزدیک شوند.