دسته: اجتماعی

  • زخم جنگ بر تن محیط زیست

    زخم جنگ بر تن محیط زیست

    به گزارش اقتصادران، این سازمان در گزارشی خسارات محیط‌زیستی جنگ اخیر را در ۴ حوزه بررسی و بخش هایی از آن را برای تنویر افکار عمومی و روشن شدن ابعاد تاریک این جنگ وحشیانه به اطلاع عموم مردم و افکار عمومی کشورهای جهان می رساند.

    بر اساس این گزارش، حمله آمریکا و اسرائیل به واحدهای تولیدی، صنعتی، خدماتی مهم ۱۰ استان آذربایجان‌ شرقی، البرز، بوشهر، تهران، خراسان رضوی، خوزستان، مرکزی، یزد، گیلان و فارس، تبعات محیط زیستی از شدت های «کم»، «متوسط» تا «زیاد» در پی داشته است.

    همچنین ابنیه و تجهیزات ادارات کل حفاظت محیط زیست در ۱۰ استان کشور تحت حمله قرار گرفته است که شامل استان های آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، البرز، ایلام، تهران، خوزستان، کرمانشاه، لرستان، مرکزی و هرمزگان هستند، پراکنش این خسارات در ۲۰ شهرستان بوده و شدت خسارات وارده «کم» یا «متوسط» و در موارد اندکی «زیاد» بوده است.

    به عنوان مثال تنها در یک مورد از خسارات به ابنیه، موزه تاریخ طبیعی و تنوع زیستی واقع در پارک چمران کرج دچار آسیب دیدگی «زیاد» شده است.

    براساس این گزارش؛ مناطق تحت مدیریت سازمان در هفت استان شامل هرمزگان، مرکزی، سیستان و بلوچستان، فارس، کردستان، البرز و تهران مورد حمله قرار گرفت که ۱۳ منطقه حفاظت شده در این هفت استان دچار آسیب از کم تا خیلی زیاد شده اند.

    این گزارش اضافه می کند که در استان خوزستان ساحل خلیج بهرگانسر در هرمزگان، جزایر قشم، لارک و هنگام، در استان مرکزی مناطق حفاظت شده هفتادقله در محدوده مناطق قوشد، شانق، خیرآباد، در استان سیستان و بلوچستان سواحل پزم، تنگ، پسابندر، رمین، جزایر مرجانی، خلیج گواتر، مرکز پرنده نگری، منطقه حفاظت شده کوه بیرک و تالاب هامون هیرمند، در استان فارس منطقه حفاظت شده ارژن – کوه بیل، در کردستان محدوده پناهگاه حیات وحش زریبار، در البرز منطقه حفاظت شده البرز جنوبی و همچنین در تهران منطقه خجیر و سرخه حصار مورد تهاجم قرار گرفته و خساراتی به آن ها وارد شده است.

    همچنین در این گزارش آمده است که کل حجم مواد نفتی دچار حریق در سه مجموعه از مخازن نفت تهران در شهران، شهرری و کوهک مجموعا بیش از ۳۶۰ هزار متر مکعب بوده است که در مجموع حجم معادل دی اکسید کربن منتشر شده ناشی از این حریق نزدیک به ۱ میلیون تن برآورد می شود، بررسی های کارشناسان نشان می‌دهد که در این تهاجم وحشیانه نزدیک به ۴ هزار تن ترکیبات آروماتیک یا ترکیبات آلی فرار که باعث تهدید جدی سلامت محیط زیست می شود، انتشار یافته است، علاوه بر این حملات رژیم صهیونیستی به مخازن سوخت فردیس البرز نیز بالغ بر ۵۳ هزار تن دی اکسید کربن وارد جو کرده و منجر به انتشار حدود ۲۲۰ تن ترکیبات آروماتیک شده است.

    سازمان حفاظت محیط زیست ضمن استمرار بررسی ها و پایش های میدانی و تخصصی، با تکمیل گزارشات مستند درباره «آسیب های محیط زیستی جنگ رمضان»، پیگیری و مطالبه گری موضوع از نهادهای بین المللی را با اولویت در دست اقدام دارد.

  • سایه سنگین جنگ بر سر آموزش

    سایه سنگین جنگ بر سر آموزش

    به گزارش اقتصادران، سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۴ را شاید بتوان بحرانی‌ترین سال آموزشی کشور پس از همه‌گیری کووید-۱۹ نامید. با آغاز اعتراضات در دی‌ماه سال گذشته، درهای مدارس و دانشگاه‌ها به روی محصلان بسته شد؛ شرایطی که با تداوم جنبش‌های دانشجویی و وقوع جنگ در اسفندماه عملا به یک بن‌بست آموزشی بدل شد. در چنین مواقعی کوچ اجباری به آموزش غیرحضوری همواره گزینه‌ نخست سیاستگذاران بوده؛ سیاستی که در نگاه اول راهکار ناگزیری برای تداوم آموزش است اما بدون فراهم بودن زیرساخت‌های لازم، خود می‌تواند به عاملی برای بحران بدل ‌شود. قطعی مکرر اینترنت، ناکارآمدی پلتفرم‌هایی چون شاد و اختلال در سایت‌های دانشگاهی، تحصیل میلیون‌ها دانش‌آموز و دانشجو را به حالت تعلیق درآورده است. این ضعف‌های ساختاری که به‌ویژه دامنگیر محصلان مناطق محروم شده، آموزش را به دامن بحران سوق داده و نگرانی‌های زیادی را از بابت کیفیت تحصیل و یادگیری محصلان ایجاد کرده است.

    از تحصیل میلیونی تا مناطق محروم

    آموزش مجازی اگرچه نمی‌تواند جایگزین تعاملات رو در روی تحصیل حضوری شود اما در شرایط بحرانی کنونی، حداقل چراغ آموزش را روشن نگه می‌دارد. با این حال این راهکار ناگزیر چالش‌ها و تبعات فراوانی را به همراه دارد؛ از ضعف ملموس زیرساختی مانند قطعی و کندی مکرر اینترنت گرفته تا هزینه‌های هنگفتی که خانواده‌ها برای تامین امکانات فرزندانشان متحمل شده و اکنون با مجازی شدن آموزش عملا ناکام مانده است. کیفیت پایین تدریس در فضای مجازی نیز یکی دیگر از مصائب جدی این دوران محسوب می‌شود. از سوی دیگر، شکاف قدیمی دسترسی نامناسب دانش‌آموزان و دانشجویان مناطق محروم و خانواده‌های کم‌درآمد به اینترنت و گوشی‌های هوشمند که از منظر جامعه‌شناختی، مصداق بارز بی‌عدالتی آموزشی است، همچنان ادامه دارد و وضعیت را بحرانی‌تر از گذشته کرده است.

    یادگیری از دست‌رفته

    مصطفی آب‌روشن، جامعه‌شناس معتقد است که آموزش غیرحضوری شکاف‌ها و نابرابری‌های فراوانی را در کشور ایجاد می‌کند. وی ضمن توضیح این مسائل به «جهان‌صنعت» گفت: آموزش غیرحضوری در بستر جنگ، نابرابری‌های ساختاری را تشدید کرده و شکاف‌های جدیدی در سطح دسترسی، کیفیت و استمرار آموزش ایجاد کرده است. اختلال در اینترنت، کاهش پهنای باند، نبود تجهیزات مناسب و قطع برق در برخی مناطق عملا دسترسی حداقلی را به امتیازی طبقاتی بدل کرد. آن دسته از خانواده‌هایی که توان مالی برای خرید گوشی هوشمند، لپ‌تاپ یا اینترنت پایدار داشتند به آموزش ادامه دادند اما گروه‌های کم‌درآمد از چرخه آموزشی حذف پنهان شدند. در چنین وضعیتی، آموزش از یک حق عمومی به یک کالای طبقاتی تبدیل شد. علاوه‌بر آن مهارت والدین در هدایت آموزش خانگی، تفاوت فضای خانگی، میزان امنیت روانی خانواده‌ها و تفاوت در سواد رسانه‌ای، همه لایه‌های دیگری از نابرابری تولید کردند بنابراین جنگ نه‌تنها شکاف‌های موجود را عمیق‌تر کرد بلکه الگوی جدیدی از محرومیت دیجیتال و آموزشی ساخت.

    آب‌روشن افزود: دانش‌آموزان مناطق محروم، روستاها و خانواده‌های کم‌درآمد بیشترین آسیب را متحمل شدند زیرا فقدان زیرساخت دیجیتال، نبود دستگاه مناسب، ناتوانی در خرید بسته اینترنت و محیط‌های شلوغ خانگی باعث شد آنها عملا از فرصت یادگیری محروم شوند. این گروه‌ها با پدیده انقطاع آموزشی و سقوط عملکرد تحصیلی مواجه شدند. خانواده‌های کم‌درآمد  مجبورند بخشی از درآمد محدود خود را صرف ابزار آموزش کنند و این مساله فشار اقتصادی مضاعفی ایجاد کرد. همچنین کودکان کار، خانواده‌های مهاجر و دانش‌آموزان با نیازهای ویژه تقریبا هیچ دسترسی واقعی به آموزش ندارند و در نتیجه نابرابری آموزشی به نابرابری اجتماعی تبدیل شد. در مقابل دانش‌آموزان طبقه متوسط و بالا با تجهیزات بهتر و محیط آرام‌تر امکان استمرار یادگیری داشتند و این موضوع شکاف طبقاتی را بازتولید و تثبیت کرد.

    جنگ و بحران روانی محصلان و مدرسان

    این جامعه‌شناس می‌گوید: ترکیب فضای روانی جنگ با اضطراب مداوم، اخبار منفی و ناامنی محیطی و تجربه آموزش غیرحضوری، بار سنگینی بر سلامت روان دانش‌آموزان و دانشجویان گذاشت. نبود تعامل چهره‌به‌چهره، انزوای خانگی، نبود مرز میان فضای درس و فضای زندگی‌ و کاهش ساختار و روتین روزانه، انگیزه تحصیلی را به‌شدت کاهش داد. بسیاری دچار اضطراب مزمن، اختلال خواب، کاهش تمرکز، بی‌حوصلگی و احساس درماندگی شدند. در پژوهش‌های حوزه روانشناسی بحران، چنین وضعیت‌هایی معمولا با افزایش افسردگی، فرسودگی تحصیلی و کاهش اعتمادبه‌نفس آموزشی همراه است. به‌علاوه فشارهای اقتصادی و نگرانی از آینده، ذهنیت نسلی را در وضعیت انتظار خطر  تثبیت کرد که این حالت توان شناختی و عاطفی لازم برای یادگیری عمیق را تضعیف می‌کند بنابراین اثر روانی این دوره تنها کوتاه‌مدت نیست بلکه می‌تواند پیامدهای میان‌مدت و بلندمدت داشته باشد.

    وی ادامه داد: بحران جنگ با ایجاد فضای نااطمینانی، ترس، نگرانی درباره آینده و مصرف مداوم اخبار تهدیدآمیز، تمرکز و انگیزه آموزشی را به شدت تضعیف کرد. دانش‌آموزان و دانشجویان ذهنی اشغال‌شده با انتظار خطر دارند. حالتی که در روانشناسی بحران با کاهش توان توجه، حافظه کاری و قدرت پردازش اطلاعات مرتبط است. معلمان و اساتید نیز با اضطراب شخصی، مسوولیت آموزشی و مشکلات تکنیکی روبه‌رو شدند و کیفیت تدریس کاهش یافت. به‌دلیل فشارهای محیطی بسیاری از دانش‌آموزان دچار افت انگیزه تحصیلی، خستگی روانی، پرخاشگری یا بی‌تفاوتی شدند. بحران جنگ فضای عمومی یادگیری را از امنیت به بقا منتقل و این جابه‌جایی روانی، یادگیری عمیق و پایدار را تقریبا ناممکن کرد.

    فشار مضاعف بر خانواده‌ها

    آب‌روشن همچنین به فشار مضاعفی که به خانواده‌ها در این شرایط وارد شده نیز اشاره کرد و گفت: در شرایط جنگ که خانواده‌ها با فشارهای اقتصادی، نااطمینانی، اضطراب امنیتی و کاهش درآمد مواجه‌ هستند، آموزش غیرحضوری بار وظایف جدیدی بر دوش والدین گذاشت. خانواده‌ها مجبور شدند نقش معلم، ناظر آموزشی، تکنسین فناوری و پشتیبان روانی را همزمان ایفا کنند. خرید ابزار دیجیتال، تامین اینترنت، مدیریت زمان فرزندان و فراهم‌کردن محیط مناسب مطالعه  در شرایطی که والدین خود تحت استرس روانی و اقتصادی‌ هستند فشار مضاعف ایجاد کرد. برای خانواده‌های کم‌درآمد این فشار به بحران بدل شد و گاه بین تامین نیازهای اساسی و ادامه تحصیل فرزندان باید انتخاب می‌کردند. این وضعیت تعارضات خانوادگی، خستگی روانی والدین و احساس گناه یا ناتوانی در ایفای نقش حمایتی را تقویت کرد بنابراین آموزش غیرحضوری در بستر جنگ، خانواده را به کانون اصلی مدیریت بحران آموزشی بدل کرد.

    پشت دیوارهای تعطیل

    آب‌روشن افزود: از منظر جامعه‌شناختی آموزش، کیفیت یادگیری محصول تعامل چندگانه میان معلم، ساختار مدرسه، ابزار آموزشی، انگیزه دانش‌آموز و محیط یادگیری است. در شرایط جنگ و قطعی اینترنت بسیاری از این مولفه‌ها مختل می‌شوند. آموزش آنلاین در چنین بافتی بیشتر به انتقال حداقلی محتوا تقلیل می‌یابد و عملا کیفیت یادگیری با آموزش حضوری قابل‌قیاس نیست. نبود بازخورد موثر، افت تعامل، اختلال در تمرکز، محدودیت امکانات و ناامنی روانی، یادگیری را سطحی و کوتاه‌مدت می‌کند. از سوی دیگر بخشی از یادگیری حضوری محصول تجربه‌زیسته کلاس، همکاری با دیگران و احساس تعلق است که در آموزش غیرحضوری تقریبا حذف می‌شود. در نتیجه آنچه اتفاق افتاده نوعی فاصله یادگیری است که بیشتر از تفاوت روش، ناشی از شرایط ساختاری و روانی بحران است.

    این جامعه‌شناس به پیامدهای اختلاف کیفیت یادگیری نیز اشاره کرد و توضیح داد: تفاوت در کیفیت و عمق یادگیری پیامدهایی بلندمدت بر آینده تحصیلی و شغلی نسل فعلی خواهد داشت. دانش‌آموزانی که در دوره جنگ و آموزش غیرحضوری دچار افت یادگیری شده‌اند ممکن است در آزمون‌های سراسری، رقابت‌های دانشگاهی و حتی فرآیندهای استخدامی عملکرد ضعیف‌تری داشته باشند. سواد پایه‌ای ضعیف‌تر، جامعه‌پذیری حرفه‌ای کمتر و مهارت‌های  ناکامل، آنها را در بازار کار به وضعیت آسیب‌پذیر تبدیل می‌کند. این شکاف می‌تواند بازتولید نابرابری طبقاتی را تشدید کند زیرا دانش‌آموزانی که پیشتر از حمایت خانواده و امکانات برخوردار بودند، شکاف یادگیری کمتری تجربه کرده‌اند. در سطح کلان این پدیده می‌تواند موجب کاهش بهره‌وری نسل آینده، کندی تحرک اجتماعی و افزایش دوگانگی آموزشی-  اقتصادی شود بنابراین پیامدهای این شکاف نه فردی بلکه ساختاری و نسلی است.

    فروپاشی دسترسی به آموزش

    به‌دنبال تبعات گسترده جنگ و منازعه برای کشور، یکی از پایه‌ترین مشکلاتی که پیش می‌آید، فروپاشی برابری اولیه در دسترسی به آموزش است. آب‌روشن در این‌باره می‌گوید: قطعی اینترنت و کمبود امکانات، ظرفیت یادگیری را از موضع حق مردم به امتیاز اقلیت تبدیل کرد. نابرابری دیجیتال باعث شد برخی دانش‌آموزان به‌طور کامل از چرخه آموزشی خارج شوند یا تنها تجربه‌ای حداقلی و ناقص از آموزش داشته باشند. در این وضعیت مفهوم عدالت آموزشی که مبنای سیاست‌های عمومی است عملا تضعیف و تهی شد. جنگ این نابرابری را به‌قدری برجسته کرد که شکست سیاست‌های کلان در توسعه زیرساخت دیجیتال و توزیع برابر امکانات آموزشی آشکار شد زیرا هر چند نوع اینترنت یکسان باشد اما ظرفیت واقعی دسترسی برای همه مناطق یکسان نیست. به عبارتی طبقات بالا و برخوردار اینترنت پایدار دارند و فرودستان اینترنتی پرقطعی و کم‌کیفیت. جنگ تنها مانع لحظه‌ای نبود بلکه عاملی بود که شکاف‌های پیشینی را لایه‌برداری و مرئی کرد بنابراین جنگ نه‌تنها جریان آموزش را مختل کرد بلکه عدالت آموزشی را از یک ارزش همگانی به تجربه‌ای طبقاتی تبدیل ساخت.

    دود تحصیل مجازی در چشم گروه‌های آسیب‌پذیر

    آب‌روشن در پایان اضافه کرد: سه گروه بیشترین آسیب را  از مجازی شدن آموزش دیده‌اند: دانش‌آموزان مناطق محروم و روستایی که زیرساخت اینترنت، تجهیزات و حتی برق پایدار نداشتند، خانواده‌های کم‌درآمد که توان خرید موبایل، لپ‌تاپ یا بسته اینترنت را نداشتند، کودکان کار، مهاجر و دانش‌آموزان با نیازهای ویژه که عملا خارج از طرح‌های حمایتی قرار گرفتند. این گروه‌ها به دلیل فقر ساختاری، نبود شبکه‌های حمایتی و آسیب‌پذیری چندلایه (اقتصادی، دیجیتال، فرهنگی) بیشترین میزان محرومیت آموزشی را تجربه کردند. برای این گروه‌ها، آموزش غیرحضوری نه یک فرصت بلکه یک حذف تدریجی بود. در مقابل طبقات برخوردار که از منابع اقتصادی، سواد تکنولوژیک و محیط امن‌تری برخوردار بودند، آسیب کمتری دیدند و این مساله شکاف طبقاتی–آموزشی را تثبیت کرد.
  • زخم کاری جنگ بر تن انستیتو پاستور

    زخم کاری جنگ بر تن انستیتو پاستور

    به گزارش اقتصادران، حسینعلی شهریاری، رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، درباره بازسازی مراکز درمانی و بیمارستان‌های آسیب‌دیده در جریان جنگ رمضان، اظهار داشت: ابتدا باید وضعیت جنگ به‌طور کامل مشخص و پایان قطعی آن اعلام شود تا پس از آن، امکان بررسی دقیق میزان خسارات فراهم شود.

    وی افزود: پس از بازگشایی مجلس، باید به‌صورت دقیق مشخص شود چه تعداد از مراکز بهداشتی و درمانی، بیمارستان‌ها و پایگاه‌های سلامت دچار آسیب شده‌اند تا بر اساس آن، برآورد جامعی از میزان خسارات صورت گیرد.

    شهریاری ادامه داد: با توجه به تأکیدات رهبر معظم انقلاب، موضوع دریافت غرامت از طرف مقابل به‌عنوان یکی از محورهای اصلی باید در دستور کار قرار گیرد، چرا که خسارات واردشده به کشور در حوزه سلامت بسیار گسترده بوده و جبران آن نیازمند منابع قابل توجهی است.

    وی تصریح کرد: در کنار پیگیری دریافت غرامت، استفاده از ظرفیت خیرین و همچنین حمایت‌های دولت نیز ضروری است، چرا که حجم خسارات به‌گونه‌ای است که بدون هم‌افزایی همه بخش‌ها، جبران آن با دشواری مواجه خواهد بود.

    رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس یادآور شد: بر اساس صحبتی که با رئیس انستیتوپاستور داشتیم بین ۱.۵ تا ۲ همت به این مرکز خسارت وارده شده که رقم قابل توجهی محسوب می‌شود؛ این در حالی است که بخش قابل توجهی از تجهیزات از بین رفته، تجهیزات ارزی بوده و برای جایگزینی آن‌ها نیاز به تخصیص ارز از سوی دولت وجود دارد و باید تامین ارز از طریق دولت انجام شود.

    شهریاری افزود: علاوه بر این، خساراتی که به آمبولانس‌ها و مراکز درمانی وارد شده نیز قابل توجه است؛ به طور مثال، بیمارستان گاندی از جمله مراکزی است که آسیب‌های جدی دیده و جبران این خسارات به‌سادگی امکان‌پذیر نیست.

    وی تأکید کرد: بخش قابل توجهی از این هزینه‌ها باید از محل غرامت از طرف‌هایی که جنگ را به کشور تحمیل کرده و اقدام به حمله نظامی کرده‌اند، تأمین شود و در کنار آن، خیرین نیز همانند گذشته نقش مؤثری در بازسازی و حمایت از حوزه سلامت ایفا خواهند کرد.

    رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس یادآور شد: برای عبور از این شرایط، لازم است همه ظرفیت‌ها در کنار یکدیگر قرار گیرند تا بازسازی مراکز درمانی و بیمارستانی در سریع‌ترین زمان ممکن انجام شده و خدمات حوزه سلامت به شرایط پایدار بازگردد.

    دفاتر نمایندگی برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP)، صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) و سازمان جهانی بهداشت (WHO) مستقر در ایران، در نامه‌ای مشترک خطاب به وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، مراتب تأثر و نگرانی عمیق خود را نسبت به آسیب‌ها و تخریب‌های وارد شده به انستیتو پاستور ایران در پی حملات هوایی اخیر اعلام کردند.

    در این نامه، با تأکید بر جایگاه انستیتو پاستور ایران به‌عنوان یکی از ارکان اصلی نظام سلامت کشور در حوزه توسعه واکسن، کنترل بیماری‌ها و پژوهش‌های حیاتی، هرگونه اختلال در عملکرد این مؤسسه، تهدیدی جدی برای استمرار خدمات ضروری سلامت در سطح ملی توصیف شده است.

    این نهادهای بین‌المللی، ضمن یادآوری همکاری‌های چند دهه‌ای خود با نظام سلامت ایران، بر ضرورت حفاظت از مراکز بهداشتی و درمانی و صیانت از کارکنان حوزه سلامت بر اساس حقوق بین‌الملل بشردوستانه تأکید کرده و آمادگی خود را برای حمایت از وزارت بهداشت جمهوری اسلامی ایران و کمک به تداوم ارائه خدمات اساسی سلامت در این مقطع اعلام کرده‌اند.

  • کار و زندگی مردم در برزخ انتظار

    کار و زندگی مردم در برزخ انتظار

    به گزارش اقتصادران، سه روز از آتش‌بس دوهفته‌ای میان جمهوری اسلامی، آمریکا و اسرائیل می‌گذرد؛ ضرب‌الاجلی که توسط رییس‌جمهور آمریکا اعلام شده و همه نگاه‌ها را به تحولات آتی دوخته است. در این میان آتش‌بس برای نظام‌های سیاسی درگیر و حتی مردم دو کشور مقابل، شاید موقتا مسکن باشد اما برای ایرانیان، این تعلیق و انتظار، لحظاتی نفسگیر، سخت و کلافه‌کننده را رقم زده است. جامعه‌ای که تاب تحمل روزهای دشوار با مشکلات معیشتی را ندارد و اقتصادی که بیش از پیش، پایه‌های لرزانش خودنمایی می‌کند. تحلیلگران برای این دو هفته، سه سناریو پیش‌بینی کرده‌اند: «شکست مذاکرات و از سرگیری درگیری‌ها»، «ادامه یافتن گفت‌وگوها در شرایط نه جنگ، نه صلح» و «توافق جامع و کامل که به اختلافات ۴۷‌ساله پایان دهد.» در خوشبینانه‌ترین حالت، سناریوی دوم یعنی «نه جنگ، نه صلح» با توجه تجربیات گذشته، مصاحبه تلویزیونی همیشگی عباس عراقچی مبنی بر «مثبت بودن فضای مذاکره و ادامه‌دار بودن گفت‌وگوها»، احتمال بیشتری نسبت به دو سناریوی دیگر دارد.

    حالتی که شاید برای سه طرف درگیر مطلوب باشد اما برای مردم ایران خسته‌کننده و ترسناک به‌شمار می‌رود. آتش جنگ در ۴۳‌روز گذشته ضربه مهلکی بر پیکر نحیف زندگی مردم وارد و شرایط را دشوارتر از همیشه کرده است. اکنون در این مقطع که تاب‌آوری جامعه، همانند آتش‌بس دوهفته‌ای شکننده شده و جیب‌ها خالی‌تر از گذشته، پرسش اساسی این است؛ وضعیت زندگی ایرانیان چگونه است و آنان چه می‌خواهند؟ «جهان‌صنعت» در گفت‌وگو با شهروندان گزارش می‌دهد که زندگی آنان در شرایط فعلی در هاله‌ای از تعلیق فرو رفته است.

    در انتظار سرنوشت

    آرتین نام یکی از موتورسیکلت فروشانی است که این روزها با دشواری معیشتی روبرو شده. او در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» وضعیت خود را این‌گونه تشریح کرد: از دی‌ماه سال گذشته بازار کساد شد و عملا کاسبی‌ها به خواب رفت. در اسفندماه نیز با شروع جنگ کرکره خرید و فروش پایین کشیده شد و حالا در انتظار دوهفته آتی هستیم تا ببینیم چه سرنوشتی در انتظارمان است. هزینه‌های زندگی سرسام‌آور شده و در دوران جنگ مجبور شدم از اندک پس‌اندازم برای گذران زندگی استفاده کنم. شرایط فعلی کشور به‌گونه‌ای است که هیچ‌کس نمی‌داند چه باید بکند؛ اگر بخریم و توافق شود، با کاهش قیمت‌ها ضرر می‌کنیم و اگر نخریم و جنگ شود، باز هم متضرر شده‌ایم. تنها مطالبه و خواسته‌ای که سال‌هاست داریم، یک زندگی معمولی و بی‌دغدغه است؛ زندگی‌ای‌ که در آن فکر و خیال اجاره، هزینه‌های بالای خورد و خوراک و سختی کاسبی کردن وجود نداشته باشد. ما تنها در انتظار سرنوشت نشسته‌ایم تا ببینیم بالاخره چه آینده‌ای پیش روی ماست.

    بازی روانی سیاستمداران

    جمشید یکی از بازنشستگان تامین اجتماعی، این روزها سنگینی سایه شوم جنگ را بر زندگی خود احساس می‌کند. او در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» به وضعیت معلق زندگی‌اش اشاره کرد و گفت: برخی همواره گمان می‌کنند بازنشستگان به‌خاطر دریافتی‌هایشان زندگی خوبی دارند اما باید بگویم به هیچ وجه این‌گونه نیست. به‌دلیل هزینه‌های سرسام‌آور زندگی و عدم تناسب حقوق با مخارج، ناچارم خرید و فروشی کنم تا شاید بتوانم چاله‌های عمیق زندگی را پر کنم. جنگ من را عملا خانه‌نشین کرده و حالا صرفا با حقوق ماهانه‌ای که واریز می‌شود، روزگار می‌گذرانم. اکنون که کمتر از دو هفته به پایان فروردین‌ماه باقی مانده، عملا هیچ پولی برایم نمانده و با قرض کردن روزهایم را سپری می‌کنم. حال با این تعلیق جنگ که مشخص نیست سرانجامش چه خواهد شد، زندگی ما نیز در صف انتظار مانده و نمی‌دانیم چه باید بکنیم. زندگی میلیون‌ها نفر قربانی بازی روانی سیاستمداران شده است. آنان درکی از وضعیت وخیم زندگی ما ندارند.

    اضطراب شبانه باران

    باران یکی از دانش‌آموزان دبیرستانی است که از زمستان ۱۴۰۴ به‌خاطر شرایط کشور خانه‌نشین شده و درس‌هایش را به‌صورت غیرحضوری ادامه می‌دهد. او در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» به وضعیت تعلیقی که در آن گرفتار شده‌ایم اشاره کرد و گفت: شاید عجیب باشد که یک دانش‌آموز درباره مسائلی مثل اجاره‌خانه، معیشت و گرانی حرف بزند زیرا دغدغه هم‌سن‌وسال‌های من معمولا چیزهای دیگری است اما وقتی سختی‌هایی را می‌بینم که مادرم برای هزینه‌های خانه تحمل می‌کند و فکر و خیال‌هایی که شب و روز با آن درگیر است، من هم وارد همین چرخه نگرانی شده‌ام. تنها دغدغه‌ام این است که هیچ مادری گرفتار سختی و دل‌نگرانی نباشد. با شروع جنگ من و مادرم همیشه استرس شب‌های موشکباران را داشتیم و حالا هم با اینکه اعلام کرده‌اند جنگ موقتا متوقف شده، می‌ترسیم دوباره از سر گرفته شود و سختی‌ها با شدت بیشتری برگردد.

    طعم تلخ تعدیل

    آرمین یکی از کارمندانی که ضربه جدی از شرایط جنگی اخیر خورده، این روزها مانند بسیاری از کارمندان تعدیل‌شده در فروردین‌ماه با دشواری‌های فراوان دست‌وپنجه نرم می‌کند. او در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» توضیح داد: در اولین روز کاری سال جدید، با پیام تعدیلم از سوی کارفرما روبه‌رو شدم. در این شرایط که بازار کار و استخدام به خواب عمیقی فرو رفته، واقعا نمی‌دانم چه باید بکنم. به چند جا برای کار زنگ زدم اما آنها هم به‌خاطر وضعیت موجود استخدامی ندارند. عملا همه راه‌ها بسته شده؛ ما در تعلیق مانده‌ایم. گفتند باید برای بیمه بیکاری اقدام کنیم تا ماهانه مبلغی برای گذران زندگی واریز شود اما آیا واقعا این شرایط شایسته ماست؟ این گره کور سختی‌ها قرار است چه زمانی باز شود؟ دیگر توان ادامه دادن در این وضعیت را ندارم، نمی‌دانم چه باید بکنم.

    بدبینی به اوضاع

    درسا کارمند یک شرکت بیمه این روزها در سایه شرایط جنگی کار خود را آغاز کرده است. او نسبت به آتش‌بس فعلی بدبین است و باور دارد که احتمال شعله‌ور شدن دوباره درگیری‌ها در روزهای آینده وجود دارد. وی در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» گفت: ترکش‌های جنگ یکی‌یکی به زندگی مردم اصابت کرده؛ یکی عزیزش را از دست داده، دیگری خانه‌اش آسیب دیده و فردی هم بر اثر اضطراب ناشی از صدای انفجار، حال روحی‌اش وخیم شده است. من هم نسبت به آتش‌بس فعلی بدبینم و فکر می‌کنم ممکن است دوباره حمله‌ای رخ دهد. در شب‌های موشکباران، از ترس اینکه آسیبی به من یا خانواده‌ام نرسد، ناچار شدیم تهران را ترک کنیم. حالا با توقف دوهفته‌ای درگیری‌ها دوباره برگشته‌ایم اما اگر وضعیت دوباره وخیم شود، مجبوریم باز هم از شهر خارج شویم. طعم آرامش مدت‌هاست از زندگی ما رفته؛ مدام نگرانیم که مشکلی تازه به فهرست سختی‌ها اضافه شود.

    روزهای بی‌مشتری

    امیرحسین یکی از آرایشگران غرب تهران حتی در روزهای جنگ نیز به کار خود ادامه داده است. او در بیان وضعیتش به «جهان‌صنعت» گفت: شروع جنگ با بازار شب عید ما آرایشگران همزمان شد. به‌دلیل مشکلات مالی و لزوم پرداخت به‌موقع اجاره‌بها، مجبور بودم در همان روزهای جنگ هم کار کنم. حالا که درگیری‌ها فعلا متوقف شده، امیدوار بودم کسب‌وکارم کمی رونق بگیرد اما نه‌تنها این اتفاق نیفتاده بلکه در طول روز شاید فقط دو سه مشتری داشته باشم. هر روز جلوی مغازه می‌نشینم به امید آمدن مشتری. با این شرایط چگونه باید هزینه‌ها را تامین کنیم؟ آیا کسی به فکر زندگی ما هست؟ اکنون نیز که در این شرایط تعلیق قرار گرفته‌ایم، نمی‌دانیم چه باید بکنیم.

    در انتظار ارتباط

    ملیکا یکی از دارندگان کسب‌وکارهای آنلاین با قطعی گسترده اینترنت در اسفندماه سال گذشته عملا با رکود شدید در کاسبی خود مواجه و شرایطش وخیم شده است. او در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» توضیح داد: اینترنت برای کسانی که در فضای مجازی کسب‌وکار دارند از نان شب واجب‌تر است. با قطعی گسترده اینترنت بین‌الملل، ضربه اساسی به معیشت من وارد شد؛ به‌قدری که ناچار شدم برای امرار معاش محصولاتم را با نصف قیمت به همسایگان و فامیل بفروشم تا حداقل زندگی‌ام تامین شود. چرا دولت فکری به حال ما نمی‌کند تا شرایطی فراهم شود که حداقل نگرانی مشکلات مالی را نداشته باشیم؟ با اعلام آتش‌بس امیدوار بودم که هرچه زودتر اینترنت وصل شود اما برخی مسوولان گفته‌اند تا عادی نشدن شرایط خبری از اتصال نیست. یکی به ما بگوید ما باید چه کاری انجام دهیم؟

    بی‌خبری، خوش خبری

    بهنام یکی از مدیران باشگاه‌های بدنسازی، این روزها به دلیل فشار سنگین جنگ و تعلیق، کسب‌وکار خود را در شرایط دشواری می‌بیند. او در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» توضیح داد: از زمانی که جنگ شروع شد، عملا هیچ‌‌یک از ورزشکاران به باشگاه مراجعه نکردند. برخی نیز که مراجعه کردند، هزینه‌های خود را پس گرفتند تا ببینند شرایط به چه صورت پیش خواهد رفت. گذشته از بحث هزینه‌ها، پرسش اصلی من این است که این شرایط تا چه زمانی قرار است ادامه پیدا کند؟ مردم نمی‌دانند در چنین لحظاتی باید چه کنند. من دیگر اخبار را دنبال نمی‌کنم زیرا از قدیم گفته‌اند «بی‌خبری، خوش‌خبری» هر زمان اخبار را پیگیری کرده‌ام، چیزی جز تشدید مشکلات و تعلیق مشاهده نکرده‌ام. تنها امیدوارم که هرچه زودتر تکلیف ما مشخص شود.

    زندگی در حالت انتظار

    آنچه این روزها از زندگی ایرانیان می‌توان دریافت، چیزی جز تعلیق و انتظار نیست. مردمی که همواره سختی‌های فراوانی را متحمل شده‌اند و مدام در انتظار بازگشت روزهای خوش به زندگی خود هستند. شرایط کنونی، گودالی از ابهام است. هیچ‌کس نمی‌داند چه باید بکند و زندگی‌ها در انتظار تعیین سرنوشت به سر می‌برند. آنچه در این میان نامردی به نظر می‌رسد، این است که دوباره از مردم خواسته شود تا صبر پیشه کنند. سال‌هاست که جامعه در حال صبر کردن و انتظار کشیدن است. آیا زمان پایان یافتن سختی‌ها و آغاز دوران خوشبختی فرا نرسیده است؟

  • خسارت ۱۳۰۰ میلیارد تومانی جنگ روی دست گردشگری

    خسارت ۱۳۰۰ میلیارد تومانی جنگ روی دست گردشگری

    به گزارش اقتصادران، تجاوز ارتش تروریست آمریکا و رژیم صهیونیستی علاوه بر تبعات انسانی و زیرساختی برای کشور، صنعت گردشگری را نیز تحت تأثیر قرار داد؛ صنعتی که در سال‌های اخیر تلاش می‌کرد با توسعه زیرساخت‌ها و افزایش ظرفیت اقامتی، سهم بیشتری از اقتصاد کشور را به خود اختصاص دهد.

    اکنون اما بر اساس اظهارات هانی رستگاران، رئیس ستاد خدمات سفر در معاونت گردشگری، این صنعت با خساراتی گسترده در دو حوزه «آسیب‌های مستقیم» و «عدم‌النفع ناشی از توقف سفر» مواجه شده است.

    رستگاران با اشاره به نخستین نوع خسارت‌ها، یعنی «عدم‌النفع»، توضیح می‌دهد که شرایط جنگی باعث شد الگوی سفر در کشور به‌طور کامل تغییر کند.

    به گفته او، یکی از خساراتی که امسال تجربه کردیم، مربوط به عدم‌النفع جنگ تحمیلی علیه کشورمان بود.

    رستگاران افزود: بسیاری از مسافران و گردشگرانی که در سال‌های گذشته به استان‌های مختلف سفر می‌کردند و برای تفریح هزینه داشتند، امسال به واسطه شرایط جنگی از سفر منصرف شدند.

    او تأکید کرد: کاهش سفر، مستقیماً بر تأسیسات رسمی گردشگری اثر گذاشت؛ مراکزی که شامل هتل‌ها، اقامتگاه‌های بوم‌گردی، خانه‌مسافرها و سایر واحدهای دارای مجوز می‌شود.

    به گفته رییس ستاد خدمات سفر، طیف وسیعی از مجموعه‌ها و تأسیسات گردشگری در جنگ تحمیلی اخیر و همزمان با تعطیلات نوروزی مجبور به تعطیلی شدند. یکی از دلایل این تعطیلی ترس از خسارات احتمالی و حملات دشمن به مراکز اقامتی و دلیل دیگر، عدم مراجعه مسافران بود.

    هانی رستگاران افزود: بسیاری از مقاصد اصلی گردشگری کشور با افت سفر مواجه شدند. شهرهایی مانند تهران، اصفهان، مشهد و دیگر مراکز استان‌ها که در سال‌های گذشته میزبان بخش عمده‌ای از گردشگران بودند، در این دوره با کاهش چشمگیر تقاضا روبه‌رو شدند.

    وی افزود: مسافران عموماً به خیلی از استان‌هایی که در سال‌های گذشته می‌رفتند، نرفتند و مراکز استان‌ها نیز به واسطه تهدید حملات و عدم مراجعه مسافران، دچار رکود شدند.

    رییس ستاد خدمات سفر توضیح داد: شرایط باعث شد بسیاری از واحدهای گردشگری، به‌ویژه در مراکز استان‌ها، امکان ادامه فعالیت نداشته باشند.

    به گفته رستگاران، از آنجا که در چنین شرایطی با بالا بودن هزینه‌های نگهداری مجموعه‌ها که صرفه اقتصادی نداشت، حدود ۳۰ درصد از تأسیسات در سراسر کشور مجبور به تعطیلی شدند.

    او همچنین به ظرفیت اقامتی کشور اشاره کرد و می‌گوید: به‌طور کلی ۶۲ هزار تخت دارای مجوز در کشور داریم که بخشی از این‌ها در این مدت به تعطیلی کشیده شدند و در این میان، استان تهران بیشترین میزان تعطیلی را تجربه کرد.

    خسارات مستقیم؛ از آسیب تا تخریب کامل تأسیسات

    در کنار خسارات ناشی از کاهش سفر، بخش دیگری از آسیب‌ها به صنعت گردشگری ایران به حملات مستقیم و غیرمستقیم به تأسیسات گردشگری مربوط می‌شود.

    رستگاران توضیح داد: تأسیسات گردشگری ایران به دلیل اصابت مستقیم یا خسارات جانبی ناشی از حملات به ساختمان‌های کناری تخریب و دچار خسارت شدند. برخی از تاسیسات گردشگری کشور یا به طور کامل تخریب شدند یا بخش هوایی از آن‌ها دچار خسارت شدند.

    رستگاران تاسیسات دچار خسارت شده را شامل هتل‌ها، رستوران‌ها، مجتمع‌های بین راهی، اقامتگاه‌های بوم گردی و بوتیک هتل‌ها اعلام کرد و گفت: ۶۶ مجموعه و تأسیسات گردشگری کشور دچار خسارات فیزیکی شدند.

    رئیس ستاد خدمات سفر اعلام کرد: با ادامه جنگ استان کرمانشاه با ۱۴ واحد، آذربایجان غربی ۱۰ واحد، کردستان ۱۰ واحد، خوزستان ۱۰ واحد، لرستان ۶ واحد، زنجان ۶ واحد، تهران ۵ واحد، اصفهان ۲ واحد، گیلان ۲ واحد و البرز یک واحد دچار خسارت شدند.

    او افزود: آمارها نشان می‌دهد که استان‌های غربی کشور، به‌ویژه کرمانشاه، آذربایجان غربی، کردستان تهران بیشترین سهم را از خسارات مستقیم داشته‌اند؛ موضوعی که با موقعیت جغرافیایی این مناطق و نزدیکی به نقاط درگیری همخوانی دارد.

    ۱۳۰۰ میلیارد تومان خسارت

    رییس ستاد خدمات سفر با اعلام آمار خسارت‌های وارد شده به گردشگری ایران در ۴۰ روز جنگ اعلام کرد: مجموع خساراتی که به تأسیسات گردشگری وارد شده، حدود ۱۳۰۰ میلیارد تومان است. این رقم شامل طیف گسترده‌ای از تأسیسات گردشگری شامل  هتل‌ها، دفاتر خدمات مسافرتی، مجتمع‌های بین‌راهی و حتی برخی بناهای تاریخی با کاربری گردشگری دچار خسارت شدند.

    رستگاران گفت: در میان واحدهای آسیب‌دیده، برخی مجموعه‌ها خسارات قابل‌توجهی را متحمل شده‌اند. هتل ریتاج در اهواز حدود ۱۴ میلیارد تومان خسارت دیده است. همچنین در تهران نیز برخی واحدها با وجود آسیب‌های جدی، تلاش برای بازسازی را آغاز کرده‌اند. هتل ارم تهران با وجود خسارات زیاد، بدون دریافت کمک، کار مرمت را شروع کرده است. در ابتدای حمله، ۲۰ اتاق این هتل از چرخه خدمات خارج شد، اما با انجام مرمت، اکنون فقط دو اتاق خارج از چرخه خدمات است.

  • زخم‌های پنهان جنگ‌

    زخم‌های پنهان جنگ‌

    به گزارش اقتصادران، جنگ‌ها معمولاً با تصاویر ویرانی، آوارگی و تلفات انسانی در ذهن‌ها ثبت می‌شوند، اما آنچه کمتر دیده می‌شود، زخم‌های عمیق و ماندگاری است که در لایه‌های پنهان روان و ساختار اجتماعی باقی می‌ماند. این زخم‌ها نه‌تنها در کوتاه‌مدت، بلکه تا سال‌ها و حتی نسل‌ها بعد، بر رفتار، روابط و کیفیت زندگی افراد تأثیر می‌گذارند. تجربه زیسته جوامعی که با جنگ مواجه شده‌اند نشان می‌دهد که پیامدهای روانی و اجتماعی جنگ، به‌مراتب پیچیده‌تر و گسترده‌تر از خسارات فیزیکی آن است. در شرایط جنگی، انسان‌ها با سطحی از ناامنی، ترس و بی‌ثباتی مواجه می‌شوند که نظم معمول زندگی را برهم می‌زند. این وضعیت، نه‌تنها ذهن افراد را درگیر می‌کند، بلکه روابط اجتماعی، اعتماد عمومی و حتی ارزش‌های فرهنگی را نیز دستخوش تغییر می‌سازد. در این گزارش، تلاش شده است با نگاهی تحلیلی و با بهره‌گیری از دیدگاه‌های یک روانشناس و یک جامعه‌شناس، ابعاد مختلف این تأثیرات بررسی شود.

    جنگ و روان انسان؛ آغاز یک بحران خاموش

    در نخستین روزهای وقوع جنگ، واکنش‌های روانی طبیعی مانند ترس، اضطراب و نگرانی در میان افراد جامعه شکل می‌گیرد. این واکنش‌ها درواقع سازوکارهای دفاعی ذهن برای مواجهه با خطر هستند، اما زمانی که این وضعیت طولانی شود، می‌تواند به اختلالات جدی‌تری منجر شود. پروانه خورشیدی، روانشناس در این باره به «تعادل» می‌گوید: جنگ به‌طور مستقیم احساس امنیت روانی افراد را هدف قرار می‌دهد. وقتی فرد نتواند آینده را پیش‌بینی کند یا نسبت به جان خود و عزیزانش احساس اطمینان داشته باشد، مغز در حالت آماده‌باش دایمی قرار می‌گیرد. این وضعیت اگر تداوم یابد، به فرسودگی روانی منجر می‌شود. او تأکید می‌کند: یکی از مهم‌ترین پیامدهای روانی جنگ، افزایش اختلالات اضطرابی و افسردگی است. افراد ممکن است دچار بی‌خوابی، تحریک‌پذیری، کاهش تمرکز و حتی حملات پانیک شوند. در برخی موارد نیز اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) بروز پیدا می‌کند که می‌تواند سال‌ها ادامه داشته باشد.

    افزایش سطح ترس در جامعه

    این روانشناس در پاسخ به میزان ترس تا چه اندازه می‌تواند در زندگی افراد تاثیرگذار باشد اظهار می‌دارد: بحران‌هایی مانند بلایای طبیعی، جنگ، همه‌گیری بیماری‌ها یا بحران‌های اقتصادی می‌توانند سطح ترس در جامعه را به‌شدت افزایش دهند. در چنین شرایطی، افراد با عدم قطعیت، تهدیدهای جدی و تغییرات ناگهانی در زندگی خود مواجه می‌شوند. این وضعیت می‌تواند احساس ناامنی و نگرانی گسترده‌ای ایجاد کند.  خورشیدی ادامه می‌دهد: در بحران‌ها به خصوص جنگ، ترس می‌تواند واکنش‌های متفاوتی در افراد ایجاد کند. برخی افراد ممکن است دچار وحشت و سردرگمی ‌شوند و توانایی تصمیم‌گیری منطقی خود را از دست بدهند. برخی دیگر ممکن است رفتارهای اجتنابی نشان دهند یا از مواجهه با واقعیت خودداری کنند. درمقابل، گروهی از افراد قادرند ترس خود را مدیریت کرده و با شرایط جدید سازگار شوند. نکته مهم این است که ترس در بحرانی همچون جنگ همیشه منفی نیست. در واقع، مقدار مناسبی از ترس می‌تواند باعث افزایش هوشیاری و رعایت اقدامات ایمنی شود.

    ارتباط ترس و تاب‌آوری

    این روانشناس تاکید می‌کند: تاب‌آوری به توانایی فرد برای سازگاری با شرایط دشوار، تحمل فشارهای روانی و بازگشت به حالت تعادل پس از تجربه بحران گفته می‌شود. افراد تاب‌آور قادرند در برابر مشکلات مقاومت کرده و حتی از تجربیات سخت برای رشد و یادگیری استفاده کنند. تاب‌آوری به معنای نبودن ترس یا مشکلات نیست، تاب‌آوری به معنای توانایی مدیریت هیجانات و ادامه مسیر زندگی با وجود چالش‌هاست. فرد تاب‌آور ممکن است در شرایط بحرانی همچون جنگ احساس ترس، غم یا اضطراب را تجربه کند، اما این احساسات او را از حرکت و تلاش بازنمی‌دارد. عوامل مختلفی در شکل‌گیری تاب‌آوری نقش دارند.

    رشد پس از سانحه

    پروانه خورشیدی در بخش دیگری از سخنان خود به عوامل افزایش تاب آوری در فرد اشاره کرده و می‌گوید: حمایت اجتماعی، مهارت‌های حل مساله، اعتماد به نفس، نگرش مثبت به زندگی و توانایی تنظیم هیجانات از‌جمله مهم‌ترین عواملی هستند که می‌توانند تاب‌آوری فرد را افزایش دهند. تاب‌آوری باعث می‌شود افراد بتوانند معنای مثبتی از تجربیات دشوار پیدا کنند.  او می‌افزاید: برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند افرادی که سطح تاب‌آوری بالاتری دارند، پس از عبور از بحران‌ها رشد روانی بیشتری تجربه می‌کنند. این پدیده که به «رشد پس از سانحه» معروف است، نشان می‌دهد که حتی تجربیات سخت نیز می‌توانند به افزایش قدرت درونی و درک عمیق‌تر از زندگی منجر شوند.

    کودکان؛ قربانیان بی‌صدای جنگ

    او در بخش دیگری از سخنان خود به کودکان اشاره کرده و ضمن اینکه آنها را قربانیان بی‌صدای جنگ می‌داند، تاکید می‌کند: یکی از آسیب‌پذیرترین گروه‌ها در شرایط جنگی، کودکان هستند. آنها نه‌تنها توانایی درک کامل شرایط را ندارند، بلکه ابزارهای روانی لازم برای مقابله با آن را نیز دراختیار ندارند. کودکان جنگ را به‌صورت تجربه‌ای عاطفی و نه منطقی درک می‌کنند. صدای انفجار، تغییر رفتار والدین، یا حتی قطع شدن روال‌های روزمره مثل مدرسه، می‌تواند احساس ناامنی عمیقی در آنها ایجاد کند.

    این روانشناس اضافه می‌کند: این کودکان ممکن است دچار شب‌ادراری، کابوس‌های شبانه، وابستگی شدید به والدین یا حتی پرخاشگری شوند. اگر این مشکلات به‌موقع شناسایی و درمان نشود، می‌تواند در بزرگسالی به اختلالات شخصیتی یا مشکلات ارتباطی تبدیل شود.

    او همچنین به افزایش رفتارهای پرخطر در شرایط جنگی اشاره می‌کند و می‌گوید: مصرف مواد، خشونت خانگی و تصمیم‌گیری‌های هیجانی، ازجمله رفتارهایی هستند که در چنین شرایطی افزایش می‌یابند. اینها نشانه‌هایی از تلاش افراد برای کنار آمدن با فشار روانی هستند.

    فروپاشی اعتماد اجتماعی؛ پیامد پنهان جنگ

    در کنار پیامدهای روانی، جنگ تأثیرات عمیقی بر ساختار اجتماعی نیز دارد. یکی از مهم‌ترین این تأثیرات، کاهش اعتماد اجتماعی است. فرشاد منادی، کارشناس جامعه‌شناسی نیز در مورد پیامدهای اجتماعی جنگ در جامعه به «تعادل» می‌گوید: جنگ معمولاً با بی‌ثباتی، کمبود منابع و نااطمینانی همراه است. در چنین شرایطی، افراد بیشتر به منافع فردی خود توجه می‌کنند و این امر می‌تواند به تضعیف همبستگی اجتماعی منجر شود. او ادامه می‌دهد: وقتی مردم احساس کنند که آینده نامشخص است یا منابع محدود هستند، رقابت جای همکاری را می‌گیرد. این مساله می‌تواند به افزایش تنش‌های اجتماعی و حتی تعارضات بین‌فردی منجر شود.

    تغییر در الگوهای رفتاری  و ارزش‌های اجتماعی

    این کارشناس جامعه‌شناسی توضیح می‌دهد: جنگ نه‌تنها رفتار افراد را تغییر می‌دهد، بلکه می‌تواند ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی را نیز دگرگون کند. در شرایط جنگی، برخی ارزش‌ها مانند بقا و امنیت، بر سایر ارزش‌ها اولویت پیدا می‌کنند. این تغییر می‌تواند به‌مرور زمان در فرهنگ جامعه نهادینه شود و حتی پس از پایان جنگ نیز ادامه یابد. او اضافه می‌کند: برای مثال، ممکن است سطح تحمل خشونت در جامعه افزایش یابد یا حساسیت نسبت به مسائل اخلاقی کاهش پیدا کند. اینها پیامدهایی هستند که بازسازی آنها به زمان و تلاش زیادی نیاز دارد.

    خانواده در معرض فروپاشی یا بازتعریف

    فرشاد منادی در بخش دیگری از سخنان خود تاکید می‌کند: نهاد خانواده به عنوان کوچک‌ترین واحد اجتماعی، در شرایط جنگی با فشارهای متعددی مواجه می‌شود. از یک سو، استرس‌های اقتصادی و روانی می‌تواند به افزایش تعارضات خانوادگی منجر شود و از سوی دیگر، برخی خانواده‌ها ممکن است انسجام بیشتری پیدا کنند.

    او در این باره می‌گوید: جنگ می‌تواند نقش‌ها و مسوولیت‌های خانوادگی را تغییر دهد. برای مثال، ممکن است یکی از اعضای خانواده نقش نان‌آور را از دست بدهد یا کودکان زودتر از سن خود وارد مسوولیت‌های بزرگسالانه شوند. این کارشناس جامعه‌شناسی تأکید می‌کند: این تغییرات اگر به‌درستی مدیریت نشود، می‌تواند به فروپاشی روابط خانوادگی منجر شود. اما در برخی موارد نیز خانواده‌ها با تکیه بر حمایت عاطفی، قوی‌تر از قبل ظاهر می‌شوند.

    سرمایه اجتماعی در معرض تهدید

    منادی خاطرنشان می‌کند: سرمایه اجتماعی، یعنی شبکه‌ای از روابط، اعتماد و همکاری میان افراد جامعه، یکی از مهم‌ترین عوامل توسعه و ثبات اجتماعی است. جنگ می‌تواند این سرمایه را به‌شدت تضعیف کند. او در این زمینه توضیح می‌دهد: وقتی اعتماد کاهش یابد و افراد احساس کنند که نمی‌توانند به یکدیگر یا نهادها تکیه کنند، سرمایه اجتماعی آسیب می‌بیند. این مساله می‌تواند روند بازسازی پس از جنگ را نیز با مشکل مواجه کند.

    بازگشت به زندگی عادی مسیری طولانی  و پیچیده

    منادی ادامه می‌دهد: پایان جنگ، لزوماً به معنای پایان پیامدهای آن نیست. بسیاری از آسیب‌های روانی و اجتماعی، تازه پس از پایان درگیری‌ها خود را نشان می‌دهند. بازگشت به زندگی عادی نیازمند زمان، حمایت و مداخلات تخصصی است. بدون توجه به سلامت روان، نمی‌توان انتظار داشت که جامعه به‌طور کامل بهبود یابد. او تأکید می‌کند: بازسازی اجتماعی به اندازه بازسازی فیزیکی اهمیت دارد. اگر به ترمیم روابط اجتماعی، اعتماد عمومی و ارزش‌های فرهنگی توجه نشود، جامعه در بلندمدت با مشکلات جدی مواجه خواهد شد.

    ضرورت مداخلات روانی و اجتماعی

    درنهایت کارشناسان معتقدند که برای کاهش پیامدهای جنگ، باید برنامه‌های جامع و هماهنگی در حوزه‌های روانی و اجتماعی اجرا شود. ارایه خدمات مشاوره‌ای، آموزش مهارت‌های مقابله با استرس و حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر، از‌جمله اقداماتی است که می‌تواند به کاهش آسیب‌های روانی کمک کند. تقویت نهادهای اجتماعی، افزایش شفافیت و ایجاد فرصت‌های مشارکت اجتماعی، می‌تواند به بازسازی اعتماد و همبستگی کمک کند. جنگ، تنها میدان نبرد نیست، بلکه پدیده‌ای است که ذهن‌ها و روابط را نیز درگیر می‌کند. پیامدهای روانی و اجتماعی آن، اگرچه کمتر دیده می‌شوند، اما تأثیراتی عمیق و ماندگار دارند. از اضطراب و افسردگی گرفته تا کاهش اعتماد اجتماعی و تغییر ارزش‌ها، همه و همه نشان می‌دهند که هزینه‌های جنگ بسیار فراتر از خسارات مادی است. در چنین شرایطی، توجه به سلامت روان و بازسازی اجتماعی، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی انکارناپذیر برای عبور از بحران و حرکت به سوی آینده‌ای پایدار است.

  • سفر برای امنیت نه تفریح!

    سفر برای امنیت نه تفریح!

    به گزارش اقتصادران، هانی رستگاران، مشاور معاون گردشگری و دبیر ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر، با تشریح ویژگی‌های سفرهای نوروزی ۱۴۰۵، از تغییر معنادار در الگوی سفرهای کشور خبر داد و گفت: نوروز امسال را باید به‌عنوان یک تغییر پارادایم در رفتار سفر ایرانیان تحلیل کرد، به‌گونه‌ای که الگوی غالب سفر از «گردشگری تفریح‌محور» در سال‌های گذشته، به «سفرهای امنیت‌محور» در سال جاری تغییر یافته است.

    او با اشاره به ریشه‌های این تغییر، اظهار کرد: بخش مهمی از این تغییر پارادایم، ناشی از شرایط خاص کشور و از جمله جنگ تحمیلی علیه ایران و پیامدهای روانی و اجتماعی ناشی از آن است که موجب شد اولویت‌های ذهنی و رفتاری مردم در انتخاب سفر دستخوش تحول شود.

    رستگاران در ادامه با اشاره به تفاوت در انگیزه‌های سفر، گفت: درحالی که در گذشته هدف اصلی مسافران بهره‌مندی از جاذبه‌های گردشگری، تفریح و استراحت بود، در نوروز ۱۴۰۵، دستیابی به آرامش، امنیت روانی و فاصله گرفتن از فضاهای پرتنش به مهم‌ترین انگیزه سفر تبدیل شد.

    او با بیان اینکه این تغییر، خود را در انتخاب مقاصد نیز نشان داده است، افزود: برخلاف سال‌های گذشته که تمرکز سفرها بر کلان‌شهرها و مقاصد شناخته‌شده گردشگری بود، در نوروز امسال گرایش به سمت شهرهای کوچک‌تر، روستاها و مناطق با تراکم جمعیتی کمتر افزایش یافته و نوعی پراکندگی بیشتر در نقشه سفرهای کشور شکل گرفته است.

    دبیر ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر همچنین به تغییر در الگوی اقامت مسافران اشاره کرد و افزود: یکی از ویژگی‌های برجسته سفرهای امسال، افزایش تمایل به اقامت در فضاهای غیررسمی از جمله خانه‌های شخصی، منازل بستگان و اقامتگاه‌های بوم‌محور است؛ موضوعی که نشان‌دهنده ترجیح مسافران به محیط‌های امن‌تر، آشناتر و کم‌ریسک‌تر است.

    او در ادامه به تغییر در سبک برنامه‌ریزی سفرها اشاره کرد و گفت: درحالی که در سال‌های گذشته سفرها عموماً با برنامه‌ریزی قبلی و زمان‌بندی مشخص انجام می‌شد، در نوروز ۱۴۰۵ با نوعی سیالیت در تصمیم‌گیری مواجه بودیم و بسیاری از سفرها به‌صورت لحظه‌ای و متناسب با شرایط روز شکل گرفت.

    دبیر ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر با اشاره به ابعاد اقتصادی این تحول نیز اظهار کرد: این تغییر الگو حتی در رفتار اقتصادی مسافران نیز قابل مشاهده است، به‌طوری که تمرکز از هزینه‌های تفریحی و رفاهی به سمت مدیریت منابع و تأمین نیازهای ضروری تغییر یافته و این موضوع بر تمامی اجزای سفر از انتخاب مقصد تا نوع اقامت تأثیرگذار بوده است.

    رستگاران با تأکید بر پیامدهای این تحول خاطرنشان کرد: درک این تغییر الگو برای سیاست‌گذاری آینده گردشگری کشور بسیار حائز اهمیت است و ضروری است برنامه‌ریزی‌ها به سمت توسعه مقاصد جدید، تقویت زیرساخت‌ها در مناطق کمتر برخوردار و افزایش تاب‌آوری صنعت گردشگری در شرایط خاص هدایت شود.

    بنابر آخرین اعلام ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر، در بازه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۵ فروردین ماه ۱۴۰۵، حدود ۲۹ میلیون و ۷۰۳ هزار نفرسفر ثبت شده است که استان‌های شمالی با بیشترین حجم مسافر مواجه بوده‌اند.

  • زمان ثبت نام کنکور ۱۴۰۵ مشخص شد؟

    زمان ثبت نام کنکور ۱۴۰۵ مشخص شد؟

    به گزارش اقتصادران، دکتر رضا محمدی با اعلام این خبر، گفت: زمان ثبت‌نام آزمون سراسری ۱۴۰۵ در اوایل اردیبهشت‌ماه اعلام می‌شود و دفترچه راهنمای ثبت‌نام، شرایط و ضوابط آزمون سراسری ۱۴۰۵ هم‌زمان با آغاز فرآیند ثبت‌نام منتشر خواهد شد.

    معاون وزیر علوم، تحقیقات و فناوری با اشاره به هماهنگی‌های انجام‌شده برای برگزاری آزمون‌های سال ۱۴۰۵، افزود: زمان برگزاری آزمون اختصاصی پذیرش دانشجو-معلم در دانشگاه‌های فرهنگیان و تربیت دبیر شهید رجایی سال ۱۴۰۵، با عادی شدن شرایط کشور و پس از برگزاری آزمون‌های نهایی و هماهنگ کشوری برای پایه‌های یازدهم و دوازدهم توسط وزارت آموزش و پرورش، اعلام خواهد شد.

    دکتر محمدی همچنین درباره وضعیت برگزاری آزمون کارشناسی ارشد ناپیوسته سال ۱۴۰۵، تصریح کرد: با توجه به شرایط موجود کشور و ضرورت حفظ آرامش متقاضیان، آزمون کارشناسی ارشد ناپیوسته که مقرر بود در تاریخ‌های ۱۷ و ۱۸ اردیبهشت‌ماه برگزار شود، پس از عادی شدن شرایط کشور برگزار خواهد شد. تاریخ نهایی زمان برگزاری، متعاقباً اطلاع‌رسانی می‌شود.

    دکتر محمدی در پایان افزود: مرحله نیمه متمرکز المپیاد علمی دانشجویی کشور نیز که مقرر بود ۲۸ فرودین ماه ۱۴۰۵ برگزار شود به تعویق افتاده و زمان برگزاری آن متعاقباً اطلاع رسانی می‌شود.