دسته: سیاسی

  • مجلس باید برای مردم ایران باشد، نه در برابر مردم ایران!

    مجلس باید برای مردم ایران باشد، نه در برابر مردم ایران!

    به گزارش اقتصادران، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت:  امروز مردم ما از مشکلات اقتصادی و معیشتی خسته و زخمی هستند. من امیدوار هستم که مجلسی داشته باشیم که به طور یکدست در خدمت مردم باشد، منافع مردم را لحاظ کنند و منافع گروهی و سیاسی را به منافع مردم ترجیح ندهد و برخورد سیاسی با منافع ملی نکند، چرا که ما خیلی از این موضوع ضربه خورده‌ایم. یعنی طرف می خواهد گروه و حزب خود به هر قیمتی در عرصه بماند؛ حتی به قیمت ذبح منافع ملی!

    سارا فلاحی در خصوص آمار آراء باطله در انتخابات مجلس، به خبرنگار جماران گفت: آراء باطله متعلق به افرادی است که چهارچوب نظام را قبول دارند و می‌خواهند مشارکت داشته باشند، ولی افراد مورد نظر خود را پیدا نمی‌کنند و دیگر اینکه می‌خواهند اعتراض خود را به بخشی از مسئولان داشته باشند که بیش‌تر کار کنند. به نظر من پیام آراء باطله این است که ما باید کار بیش‌تری کنیم و در قبال آن وظیفه بیش‌تری داریم تا فردی که پای صندوق رأی می‌آید گزینه‌ای برای انتخاب داشته باشد و بتواند به درستی انتخاب کند و معترض به کارآمدی مسئولان نباشد، که من امیدوار هستم این آرای باطله کاهش پیدا کند.

    مردم ما از مشکلات اقتصادی و معیشتی خسته هستند

    وی از پیش‌بینی خود در خصوص آینده مجلس دوازدهم و رأی کمتر قالیباف در مقابل افرادی چون ثابتی و رسایی، گفت: زمانی که می‌گوییم دموکراسی و مردم سالاری، یعنی باید اجازه دهیم مردم انتخاب کنند و امروز نیز مردم انتخاب کرده اند. در مورد ترکیب مجلس آینده دقیقا من نمی‌دانم؛ چون انتخابات دور دوم هم مانده و نمی‌توانیم در مورد مجلس قضاوت کنیم که به چه ترکیبی خواهد رسید. ولی ما امیدوار هستیم کسانی که منافع مردم را در نظر می‌گیرند و کندروی یا تندروی نداشته باشند به مجلس راه یایند و افرادی باشند که در صراط مستقیم حرکت می‌کنند؛ چه در حوزه سیاست، چه در اقتصاد و چه در فرهنگ کسانی باشند که مردم را اذیت نکرده و آن‌ها را بیش‌ از این تحت فشار قرار ندهند و واقعا حافظ خون شهدا باشند و خیانت نکنند؛ همچنین جوّ مجلس و لابی‌گری‌ها آن‌ها را نگیرد.

    فلاحی ادامه داد: امروز مردم ما از مشکلات اقتصادی و معیشتی خسته و زخمی هستند. من امیدوار هستم که مجلسی داشته باشیم که به طور یکدست در خدمت مردم باشد، منافع مردم را لحاظ کنند و منافع گروهی و سیاسی را به منافع مردم ترجیح ندهد و برخورد سیاسی با منافع ملی نکند، چرا که ما خیلی از این موضوع ضربه خورده‌ایم. یعنی طرف می خواهد گروه و حزب خود به هر قیمتی در عرصه بماند؛ حتی به قیمت ذبح منافع ملی! در حالی که باید منافع ملی برای ما در اولویت بوده و آن چیزی که امامین انقلاب گفتند مدنظر باشد و از تک‌روی در مجلس جلوگیری شود. امیدوار هستم ترکیبی که در مجلس تشکیل می‌شود ترکیبی برای مردم ایران باشد، نه در برابر مردم ایران.

     

     

    بزرگ‌‌ترین دغدغه مردم بحث معیشت و اشتغال جوانان است

    فلاحی در پایان به دغدغه مردم شهر ایلام پرداخت و تصریح کرد: بزرگ‌‌ترین دغدغه مردم بحث معیشت و اشتغال جوانان آن‌ها است. به نظر من هر دو این‌ها ربط وسیعی به عملکرد دولت دارد. امروز ما یک سری قوانین را می‌نویسیم، اما این قوانین وقتی اجرا شوند می‌‌توانند تأثیر داشته باشند؛ اجرای آن‌ها هم با دولت است. من چندین بار گفته ام که ما باید از قانون‌گذاری‌های بی‌رویه به سمت اصلاح قوانین موجود برویم و یک مقدار حجم این قوانینی که خیلی جاها خاصیت ندارند را کم کنیم و روی چند اولویت مردم کار کنیم. معتقدم به جای این همه طرح و لوایح که هیچ تأثیری در زندگی مردم ندارد، بر روی این سه مسئله اصلی مردم کار کنیم که  در این صورت می‌توانیم برد کنیم و در بین افکار عمومی پیروز شویم.

     

    سه دغدغه مهم مردم مسکن، خودرو و بحث بازار است

    وی اضافه کرد: امروز سه دغدغه مردم؛ مسکن، خودرو و بحث بازار است، مردم زمانی که با یک بازار گران مواجه می‌شوند و بدون سرپناه بوده و وسیله حمل و نقلیه نداشته باشند یعنی رفاه اولیه را ندارند و این در این مجلس و دولت اتفاق نیفتاد، در این مجلس جدید و دولت مستقر اگر یک مقدار هم‌افزایی داشته باشند و روی این سه مورد کار کنند، مردم مشکلی ندارند، مردم همیشه پای نظام بوده و هستند. ما هم یک مقدار باید به معیشت مردم توجه کنیم، در حال حاضر قدرت خرید بنده به عنوان نماینده واقعا خیلی پایین آمده دیگر چه برسد به مردمی که کف خیابان هستند و مشکلات اقتصادی دارند. بنابراین، به نظر من باید ما همه چیز را در مجلس تعطیل کرده و روی این سه مورد تمرکز و کار کنیم؛ این‌ها مشکلات اصلی مردم است. زمانی که یک جوان ایرانی به یک کشور همسایه می‌رود و می‌بیند جاده و امکانات ندارند، ولی ماشین آخرین سیستم سوار می‌شوند به او برمی‌خورد. باید این مقدار ثروت مدیریت شوند که کشور ما پیش‌قراول توسعه شود.

  • مشکل مردم تظاهر به فقر و خالي بودن يخچال، بعد ولخرجي‌هاي فراتصور در انتخابات است!

    مشکل مردم تظاهر به فقر و خالي بودن يخچال، بعد ولخرجي‌هاي فراتصور در انتخابات است!

    به گزارش اقتصادران، عباس عبدی طی یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت:

    پيش از ۱۱ اسفند نمي‌خواستم كه در نقد آقاي قاليباف حرفي بزنم يا بنويسم چون مي‌دانستم تحت فشار تندروها است، ولي از آنجا كه مسووليت‌ناپذيري ويژگي ثابت همه جناح‌هاي حاكم است و نمونه آن را در گفتار اخير ايشان نيز مي‌توان ديد، پرداختن به آن ضروري بود. آقاي قاليباف معتقد است كه «اگر وضع اقتصادي كشور رونق داشت و بداخلاقي‌هاي سياسي نبود، نرخ مشاركت در انتخابات متفاوت مي‌شد.

    مردم با صندوق راي قهر نيستند ولي، انتظار كارآمدي بيشتري دارند.» به قول يك فعال توييتري: «فكر كنم [آقاي قاليباف] به من تيكه انداخته، چون من سال‌ها رييس پليس كشور، رييس ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز، شهردار پايتخت، عضو مجمع تشخيص مصلحت و رييس مجلس بودم…» اضافه كنيد عضويت در شوراي سران، شوراي عالي انقلاب فرهنگي، مجمع تشخيص مصلحت و… فارغ از اينكه پايين بودن سطح مشاركت مردم كه رقم واقعي آن و پس از كسر آراي باطله و آراي اضافي بايد محاسبه شود، ربطي به وضع بد اقتصادي ندارد.

    اين نحوه رفتار مردم ناشي از نگاهي است كه به آينده و تاثير انتخابات در آينده كشور دارد. به عبارت ديگر نااميدي آنان از آينده و نديدن اراده‌هاي روشن براي بهبود آينده در ميان خيل بزرگ نامزدهاي نمايندگي است. همچنين يكدست بودن مجريان و ناظران انتخاباتي، موجب شد كه به‌ طور موقت و تا اطلاع قانوني از اين صندوق روي برگردانند، چراكه اميدي به كارايي آن نبود. فرض كنيم كه اين تحليل بنده درست نباشد و مردم به همان دو علتي كه آقاي قاليباف گفته‌اند از انتخابات روي‌ گردان شده‌اند، پس ايشان به صراحت معتقدند كه رونق اقتصادي نداريم و به ‌طور ضمني خواسته‌اند خود را از چنين وضعي تبرئه كنند. درحالي كه وي رييس مجلس و اكثريت نمايندگان هم با او همراه بودند.

    آيا ايشان نقشي در اين وضعيت كه مورد انتقاد است، ندارد؟ اگر رييس مجلس با اكثريت نمايندگان همسو، نقشي در اقتصاد نداشته باشد، پس چه كساني نقش دارند؟ مگر شما نبوديد كه براي راي‌گيري مكرر تاكيد مي‌كرديد كه ما يك خيزش هستيم براي فلان و بهمان، پس اثرات اين خيزش در رياست مجلس شما كجاست؟ شما بودجه كشور را تصويب مي‌كنيد؛ قوانين را مي‌نويسيد؛ وزرا را تاييد و رد مي‌كنيد؛ نظارت بر امور كشور و فساد داريد.

    آيا اين مسووليت‌ها را انكار مي‌كنيد؟ آيا اين اختيارات را نداشتيد؟ اگر هيچ كاره بوديد، پس چرا دوباره براي انتخابات چنين نهاد بي‌خاصيتي نامزد شديد؟ اگر صاحب برنامه و داراي قدرت بوديد، پس نقش خود را در اين وضعيت اسف‌بار چه مي‌دانيد؟ چرا همين حرف را حالا كه باختيد، مي‌زنيد؟ چرا در اين سه سال سخني بر زبان نياورديد كه نشان دهد اقتصاد در رونق نيست؟ و اگر در رونق نيست، علل آن چيست؟ آيا حاضريد يك گفت‌وگوي مطبوعاتي ترتيب دهيد و به چند پرسش ساده درباره تحليل چرايي اين وضع پاسخ دهيد؟ يا مثل رييس دولت و ساير مقامات از گفت‌وگوي مستقل رسانه‌اي پرهيز مي‌كنيد؟ به علاوه بداخلاقي سياسي موردنظر شما چيست؟ ما كاري نداريم كه افشاكنندگان عليه شما با چه انگيزه‌هايي دست به اين كارها زدند، يا اين اسناد و اطلاعات را كدام باند درون ساختار به آنان داده است. ولي اين را خوب مي‌دانيم كه پژواك شعارهاي شما در مورد خيز‌ش‌ها! و ۹۶درصدي و ۴درصدي يا نشان دادن برگه‌اي درباره ثروت و پول‌هاي موجود در حساب خود و فرزندان‌تان هنوز هم در گوش مردم هست.

    مگر آقاي مهندس زنگنه در برابر ادعاهاي شما درخواست نكرد كه اموالش را با شما مبادله كند، چرا نپذيرفتيد؟ مگر آقاي جهانگيري چه چيزي گفت كه خلاف آن ثابت شده باشد؟ چرا عليه بداخلاقان سياسي امروز شكايت نمي‌كنيد؟ بگذريم؛ چرا يك كلمه پاسخ در خور نمي‌دهيد؟ مشكل مردم اين نيست كه منسوبان شما براي گردش يا خريد به تركيه بروند يا درخواست اقامت كانادا كنند يا ليست صورت‌حساب صدها هزار دلاري حساب‌شان را به مقامات كانادايي بدهند و از مردم ايران پنهان كنند. مشكل اين است كه با اعتماد به نفس فراوان ادعاهايي مي‌كنيد كه به كلي مغاير با اين حقايق است.

    اين رفتار دوگانه است كه مورد انزجار جامعه است. تظاهر به فقر و خالي بودن يخچال، بعد ولخرجي‌هاي فراتصور در انتخابات و نيز اسناد غيرقابل انكار عليه فرزندان مبني بر داشتن خانه در خارج و حساب‌هاي پرپول و سفرهاي پياپي به خارج و درخواست اقامت در كانادا و اين توجيه بدتر از گناه كه مي‌خواسته‌اند شهريه تحصيلي را ندهند، درحالي كه اصولا به گواه كارنامه‌ها، سواد چنداني نيز در ميان نيست. البته اين را مي‌دانيم كه دسترسي به اسناد منتشره، ساده نيست و از عهده افراد عادي خارج است و اگر روزي اسناد همه جناح‌هايي كه مصون مانده‌اند، افشا شود مصداقِ «نه از تاك نشان و نه از تاك ‌نشان» خواهد شد. پس لطفا فكر نكنيد كه اين نقدي عليه شماست.

    ترديدي ندارم كه وضع رقباي شما بهتر از شما نيست كه قطعا بدتر است و اگر روزي هيچ راهي نداشته باشم و مجبور به انتخاب ميان شما و رقباي تندروي شما شوم، ترجيح مي‌دهم كه شما باشيد، ولي چه بايد گفت كه خود كرده را تدبير نيست. متاسفانه نه با سياست آشنايي كافي داريد و نه مشاوراني آگاه و خيرخواه. اين نقد عليه محيطي است كه اجازه مي‌دهد شما با چنين رفتاري بركشيده شويد و اين نقد از محيط سياسي است كه براي همه بركشيدگان ديگر نيز وجود دارد و هر كدام به نوعي در همين مسير هستند.

    پس مساله شخص آقاي قاليباف نيست، ساختاري كه پاسخگو نباشد، هر كس به دلايلي و عللي مي‌تواند در جايي قرار گيرد كه با ادعاهايش سازگار نيست. بدشانسي شما اين است كه عناصري در داخل ساختار حضور دارند كه رقيب شما هستند و مي‌توانند عليه شما افشاگري كنند والا اگر كسي امكان ورود به جزييات پرونده چاي دبش و انواع و اقسام مسائل ديگر را داشت، شايد موضوعات پيرامون شما به حاشيه مي‌رفت. مسووليت‌ناپذيري يعني اينكه مشكلات را شما تقصير دولت مي‌اندازيد، دولت هم تقصير قبلي‌ها و در اين ميان مردم هستند كه هزينه اين بي‌مسووليتي‌ها را مي‌پردازند. مجبورم تكرار كنم، هيچ برنامه‌اي نداريد، هيچ. نه شما و نه رقباي‌تان. ممكن است براي كاري اجرايي و البته با هزينه بسيار زياد مفيد باشيد ولي اداره كشور فراتر از امور اجرايي است. لطفا وقت مردم را تلف نكنيد.

  • خاتمی رأی نداد، به شریعتمداری برخورد! / شریعتمداری: اسناد غیر قابل انکاری از توطئه و مقابله با نظام خاتمی داریم!

    خاتمی رأی نداد، به شریعتمداری برخورد! / شریعتمداری: اسناد غیر قابل انکاری از توطئه و مقابله با نظام خاتمی داریم!

    به گزارش اقتصادران، حسین شریعتمداری در سرمقاله کیهان نوشت:

    ۱- عطار نیشابوری در «‌تذکرة الاولیاء‌» داستانی را نقل می‌کند که صرفنظر از میزان صحت آن، درس‌آموز و عبرت‌انگیز است. عطار می‌نویسد؛ « منصور حلاج را که به دار می‌کشیدند، جمعی از مردمان که او را نمی‌شناختند در پای چوبه دار به او سنگ می‌انداختند. شیخ شبلی که از آشنایان بود نیز کلوخی به سوی او پرتاب کرد. منصور حلاج که در مقابل سنگ‌اندازی دیگران ساکت بود و ناله و گلایه‌ای نمی‌کرد، از کلوخی که شبلی انداخته بود آهی کشید و ناله سر داد. عطار می‌نویسد: «‌او را گفتند؛ از این همه سنگ هیچ آه نکردی؛ از گِلی آه کردن چه معنی است؟ گفت: از آن روی که آنها نمی‌دانند و معذورند؛ از او آه می‌کشم که او می‌داند که نمی‌باید اندازد»!

    ۲- دشمنان تابلودار و شناخته شده اسلام و انقلاب از یک سال قبل تبلیغات گسترده و پُرحجمی را با هدف مایوس کردن مردم از انتخابات و بی‌اثر بودن آن، آغاز کرده و تمامی رسانه‌های تحت مدیریت خود را در این عرصه به کار گرفته بودند. علاوه‌بر ده‌ها رسانه رسمی وابسته به دولت‌های آمریکا و اروپا، نظیر بی‌بی‌سی فارسی، VOA‌، شبکه تلویزیونی فارسی‌زبان دویچه‌وله آلمان، ایندیپندنت‌، یورونیوز، رادیو فردا، رادیو زمانه هلند و… صدها شبکه تلویزیون ماهواره‌ای و هزاران کانال در فضای مجازی و برخی از سایت‌ها و روزنامه‌های زنجیره‌ای نیز ماموریت مایوس کردن مردم از انتخابات و تشویق آنها به خودداری از حضور در پای صندوق‌های رأی را برعهده داشتند.

    ۴- جبهه موسوم به اصلاحات در جریان انتخابات به دو بخش تقسیم شدند. بخش اول که اکثر گروه‌های حاضر در جبهه اصلاحات در آن جای گرفته بودند، ضمن آن که مانند همیشه انتقاداتی به روال جاری امور داشتند، تاکید می‌کردند که در انتخابات شرکت می‌کنند و به فهرست نامزدهای مورد قبول خود در تهران و سایر استان‌ها رای خواهند داد. برخی اعضای این طیف از جبهه اصلاحات‌، به تبلیغات پر حجم دشمن برای پیشگیری از حضور مردم در انتخابات اشاره کرده و صریحاً اعلام می‌کردند که عدم شرکت در انتخابات، همراهی با دشمنان اسلام و انقلاب است. از این روی اصرار داشتند که حضورشان در پای صندوق‌های رای رسانه‌ای نیز بشود، که شد. این طیف ۱۶۵ نامزد برای انتخابات مجلس شورای اسلامی معرفی کردند که ۴۵ تن از آنها در دور اول به مجلس راه یافتند. طیف یادشده دریافته بودند که خودداری از شرکت در انتخابات بدون کمترین تردید، همکاری و همراهی با دشمن است. اقدام این طیف صرفنظر از اشکالات قابل توجهی که به کارنامه فعالیت سیاسی و بینش و منش آنها وارد است، اقدامی هوشمندانه تلقی می‌شود.

    ۵- طیف دوم از جبهه موسوم به اصلاحات که شمار بسیار اندکی از این جبهه را شامل می‌شوند و آقای خاتمی ادعای سردمداری آنها را یدک می‌کشد، از شرکت در انتخابات خودداری کردند. اقدام این طیف از مدعیان اصلاحات به وضوح و بدون کمترین تردید، همراهی با دشمنان تابلودار نظام بوده است. آنها از تلاش گسترده و همه‌جانبه دشمن برای پیشگیری از حضور مردم در انتخابات با خبر بوده‌اند و با افرادی که به دلایل متفاوت، از جمله کم‌اهمیت دانستن انتخابات، بی‌خبری از تلاش دشمن و یا تصوراتی درباره مشکلات معیشتی، از شرکت در انتخابات خودداری کرده بودند، تفاوت اساسی و بنیادین دارند. خاتمی می‌داند که عدم حضور در انتخابات خواسته بارها اعلام شده آمریکا، اسرائیل، انگلیس و سایر هم‌پیمانان غربی و عبری و عربی آنهاست. آقای خاتمی در فتنه آمریکایی اسرائیلی ۸۸ هم برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران از دستورالعملی که جرج سوروس صهیونیست در جریان دو بار ملاقات به وی دیکته کرده بود پیروی کرد و به جای همراهی با مردم وطن خویش، با دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب همپیمان شد و با ادعای تقلب در انتخابات که به گفته ریچارد ‌هاوس، مسئول شورای روابط خارجی آمریکا، «‌رمز جنبش سبز»! بود به میدان مقابله با اسلام و انقلاب آمد. خاتمی از کیهان به خاطر افشای ملاقات‌هایش با جرج سوروس شکایت کرده است ولی از آنجا که می‌داند اسناد غیر قابل انکاری از این ملاقات پنهان و توطئه مقابله با نظام در اختیار داریم، پیگیر شکایتش نیست.

    ۷- در جریان فتنه ۸۸ نتانیاهو آقای خاتمی و دوستان مدعی اصلاحات ایشان را «‌بزرگ‌ترین سرمایه اسرائیل در داخل ایران معرفی کرد». باید از خاتمی پرسید اولاً؛ چه گزکی در دست اسرائیل دارید که هرگز حاضر به تکذیب نظر آنها نشده‌اید؟! و ثانیاً اقدام اخیر شما چه تفاوتی با خواسته رسماً اعلام شده آمریکا و اسرائیل دارد؟! ما اسناد فراوان و غیر قابل انکاری در دست داریم که از هویت واقعی و ضدوطن شما حکایت می‌کند. چرا شکایت خود از کیهان را دنبال نمی‌کنید تا این اسناد رسماً نیز بر ملا شود. ما بارها به بخش‌های قابل توجهی از این اسناد اشاره کرده‌ایم ولی انتظار از دستگاه قضائی آن است که شکایت آقای خاتمی از کیهان را به جریان بیندازد و جلسه دادگاه را نیز علنی کند تا همگان از هویت واقعی او باخبر شوند.

  • کدام جمهوری اسلامی؟ / رأی ندادم تا به هیچکس دروغ نگفته باشم

    کدام جمهوری اسلامی؟ / رأی ندادم تا به هیچکس دروغ نگفته باشم

    به گزارش اقتصادران، سید محمد خاتمی روز گذشته در جمع مشاوران خود به تبیین وضعیت کشور، انتخابات و راه برون شد از بحران‌های پیش رو و بازگشت امید به جامعه پرداخت. وی در این نشست اظهار داشت: علاوه بر ناخشنودی و اعتراض نخبگان و بخصوص جوانان که به انحاء مختلف ابراز می‌شود، با توجه به آمار و اطلاعات رسمی باید گفت اکثریت ملت از وضع موجود و سامان و سازمان راهبردن جامعه نارضایتی دارند و همین امید به آینده را کمتر می‌کند.

    رئیس جمهوری اسبق ایران مطلوب‌ترین راه برای رهایی از این وضع را مصالحه ملی و استقرار مردم‌سالاری توسعه‌گرا دانست و گفت در یک نظام مردم سالار انتخابات بسیار مهم است، در صورتی که “حدّ نصاب ضابطه و معیار‌هایی که انتخابات را انتخابات می‌کند“ رعایت شود. این بار تصمیم گرفتم که اگر نمی‌توانم کاری برای مردم بکنم همراه و همنوا با خیل ناراضیانی باشم که در عمق وجودشان بر این باورند که اگر راه نجاتی باشد راه اصلاح امور است.

    متن کامل اظهارات سیدمحمد خاتمی بدین شرح است:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    چند روز پیش از برگزاری انتخابات گفتم که همه از مردم سخن می‌گویند و افزودم فعلا وقتی می‌گوییم مردم مراد همان بالای پنجاه درصدی است که در دو انتخابات قبلی شرکت نکردند و نیز چند میلیون نفری که با رأی اعتراضی و باصطلاح باطله خود ناخشنودیشان را نشان دادند و در انتخابات آخری هم دیدیم که درصد کسانی که رأی ندادند و نیز آراء باطله از انتخابات قبلی بیشتر بود.

    این به آن معنا نیست که آنان که در انتخابات شرکت کردند مردم نیستند. مردم همه اقشار و بخش‌های مختلف رنگین کمان دل انگیزی اند که ملت ایران نام دارد و مورد احترام عمیق من است. همگی شهروندان ذی‌حق‌اند که فقر و فساد و تبعیض را نمی‌پسندند و همه به فکر اعتلای ایران و بهبود وضع جامعه اند. فعلاً سخن بر سر کسانی است که بنحوی نارضایتی خود را ابراز داشته اند و می‌دارند.

    امروز علاوه بر ناخشنودی و اعتراض نخبگان و بخصوص جوانان که به انحاء مختلف ابراز می‌شود. با توجه به آمار و اطلاعات رسمی باید گفت امر مشترک میان اکثریت بالای ملت نارضایتی از وضع موجود و سامان و سازمان راهبردن جامعه است که روز بروز امید به آینده نیز کمتر می‌شود.

    این عده زیاد چه می‌خواهند؟ به نظر من می‌خواهند زندگی کنند، از وضع بد اقتصادی و معیشت تنگ نجات یابند، از فساد گسترده ناراحتند، می‌خواهند به آینده بهتر خود و فرزندان خود امیدوار باشند، خود را در عرصه بین‌المللی محترم ببینند، کشور و مرز و بوم مشترک زندگی اشان یعنی ایران عزیز سربلند و پیشرفته باشد، از امنیت داخلی و امنیت در برابر تجاوز و توطئه بیرونی برخوردار باشند و همه کسانی که در این کشور با هر آئین و قومیت و گرایش و سلیقه‌ای زندگی می‌کنند به عنوان شهروند از حقوق برابر و حرمت واقعی برخوردار باشند و با کمال تاسف این طبیعی‌ترین خواست‌های طبیعی خود را برآورده نمی‌بینند.

    در چنین وضعی براندازان نرم و سخت می‌کوشند از این نارضایتی در راستای ادعا‌های واهی خود سوء استفاده کنند در حالیکه بر این باورم اکثریت قاطع ناراضیان (و بسیاری از کسانی که در انتخابات شرکت کردند) ناراضی اند، اما بهم خوردن امنیت و ثبات کشور را نمی‌خواهند. غالب مردم اصلاح کم هزینه و پرفایده امور را طالبند، لذا نظر”براندازی نه ممکن است نه مطلوب” از جمله در همین جا معنی پیدا می‌کند.

    مطلوب‌ترین راه برای رهائی از این وضع یک مصالحه ملی است که در سایه آن اولاً جامعه نشاط خود را بازیابد و زمینه مشارکت فعال مردم را فراهم آورد. ثانیاً راه براندازی مسدود گردد و از خود براندازی نیز که برای حاکمیت و مردم زیان‌های فراوانی دارد، خودداری شود. ثالثاً از دامنه پیشرفت بحرانهائی که روز بروز بیشتر می‌شود، کاسته گردد. این یعنی مصالحه ملی برای اصلاح ساختار، رویکرد و رفتار بخصوص از جانب نظام حکمرانی.

    گفته ام و باز هم می‌گویم که راه نجات، استقرار مردم سالاری توسعه گراست و با توجه به واقعیت‌های تاریخی و اجتماعی کشور و اعتقاد بخش مهمی از مردم، “جمهوری اسلامی” که دست آورد مهم انقلاب است می‌توانست و می‌تواند پاسخگوی بسیاری از خواست‌های تاریخی ملت و آرزو‌های دیرینه او باشد و انسجام و امنیت ملی و پیشرفت کشور و مصالح و منافع ملی را تامین کند.

    امّا کدام جمهوری اسلامی؟ جمهوریت مردم سالار بهمان معنی که در دنیا هست و اسلامیّت (در عرصه حیات اجتماعی) که نه تنها با پایه‌های اصلی جمهوریت مردم سالار سازگار باشد بلکه آن را تقویت و خواستنی‌تر کند. موضوعی اساسی که کم و بیش بطور مبسوط‌تر در این باره سخن گفته ام. در یک نظام مردم سالار، انتخابات بسیار مهم است در صورتی که “حدّ نصاب ضابطه و معیارهائی که انتخابات را انتخابات می‌کند”رعایت شود.

    این بنده کوچک خدا همیشه بر انتخابات و اهمیت آن تاکید داشته است و دارد و راه خیر خواهانه اصلاح وضع نگران کننده کشور را اثربخش کردن نهاد انتخابات می‌داند. من آنچه را که برای بهبود وضع و در جهت منافع ملت و کشور و حتی حکومت بنظرم می‌آمده است تاکنون گفته ام و پیشنهاد کرده ام، امّا متاسفانه به آن اعتنایی نشده است.

    این بار تصمیم گرفتم که اگر نمی‌توانم کاری برای مردم بکنم همراه و همنوا با خیل ناراضیانی باشم که در عمق وجودشان بر این باورند که اگر راه نجاتی باشد راه اصلاح امور است. آگاهانه و صادقانه رأی ندادم تا به هیچکس دروغ نگفته باشم. بدون اینکه با انتخابات معنا دار به عنوان منشأ تقویت قدرت و حاکمیت ملت و امنیت ملی و ترمیم اعتماد همگانی، مخالف باشم و بدون اینکه با رأی دادن مردم مخالفت کنم، رأی ندادن را در شرایط نامطلوب کنونی وجه دیگری از رأی دادن در وضعیت حتی نسبتاً مطلوب انتخابات می‌دانم، به این امید که با رأی ندادن در این شرایط اعتماد آسیب دیده مردم از حکومت و جریان‌های سیاسی از جمله اصلاح طلبی (که دامنه اش گسترده‌تر از دائره اصلاح طلبان رسمی است) تا حدی ترمیم شود. نیاز حیاتی امروز کشور بازگرداندن سرمایه اجتماعی و حرکت به سوی نوعی مصالحه میان حاکمیت و مردم برای نجات کشور از تهدید‌ها و بحران‌ها و برداشتن گام‌های جدی برای ورود به وضعی است که در آن ثبات و امنیت پایدار و پیشرفت همه جانبه کشور و آزادی و رفاه و بهبودی معیشت همه طبقات مردم و عزّت ملی و بین المللی ایران عزیز تامین شود.

  • اقتصاد، معیشت و رفاه مردم از اولویت های مجلس بعدی نیست / مجلس دوازدهم بدنبال تمرکز بر حجاب و فیلترینگ است

    اقتصاد، معیشت و رفاه مردم از اولویت های مجلس بعدی نیست / مجلس دوازدهم بدنبال تمرکز بر حجاب و فیلترینگ است

    به گزارش اقتصادران، انتخابات مجلس دوازدهم در ایران در حالی برگزار شد که دستکم تکلیف نهایی انتخابات در تهران و ۱۶ شهر دیگر به دور دوم کشیده شد و تکلیف بخش بزرگی از نمایندگان نیز در این دور مشخص می‌شود. اما دستکم گرایش سیاسی آن نامزد‌هایی که اکنون راهی مجلس شده اند در کنار بررسی سوابق آنانی که به دور دوم رفته اند نشان می‌دهد که اکثریت مجلس آینده را طیف تندرو تشکیل می‌دهد، طیفی که با مذاکره و تنش زدایی در عرصه سیاست خارجی همواره مخالف بوده و از سوی دیگر از مخالفان پیوستن ایران به FATF نیز بوده اند.

    اما آیا حضور این اشخاص در بخشی از جایگاه قدرت و این بار نه لزوما منتقد می‌تواند عقایدشان را تعدیل کند. دکتر مرتضی افقه، اقتصاددان و استاد دانشگاه معتقد است که چنین اتفاقی بدون دخالت ارکان بالادست‌تر قدرت در ایران رخ نخواهد داد و این گروه خود به دنبال تعدیل نخواهد بود.
    البته این استاد دانشگاه حضور ترامپ در انتخابات آمریکا را نیز یکی از عوامل مهمی می‌داند که نباید به آن بی توجه بود.

    دکتر مرتضی افقه در ابتدا با اشاره به مساله افزایش ناگهانی قیمت دلار طی روز‌های اخیر در کشور به اقتصاد ۲۴ می‌گوید: «شب گذشته که رسانه‌ها اعلام کردند دادگاه عالی ترامپ را از آن اتهاماتی که نتواند نامزد انتخابات شود مبرا کرده است، به صراحت گفتم که نرخ ارز افزایش خواهد یافت و زمانی که این چنین قیمت ارز و دلار و به تبع آن سایر قیمت‌ها متاثر از روابط خارجی، رابطه با آمریکا، مساله برجام و مساله تحریم‌ها است که فقط یک خبر می‌تواند چنین تاثیرگذار باشد، باید مسئولان را به فکر فرو ببرد.»

    این اقتصاددان می‌افزاید: «کما اینکه دیدید بلافاصله بعد از اینکه انتخابات انجام شد، یعنی در همان روز شنبه و مشخص شد که طیف تندرو پیروز انتخابات شده است، بازار ارز بلافاصله واکنش نشان داد و دلیل آن نیز کاملا مشخص است چرا که در سیاست خارجی این گروه تندرو به شدت مخالف هر نوع مذاکره است. اصلا همین تفکر تندرو بود که اجازه نداد برجام به نتیجه برسد، اگرچه بعد از آن نیز در نهایت ترامپ هم در نقش تکمیل کننده برای این مخالفان داخلی عمل کرد.»

    مرتضی افقه، اما درباره نگاه ضد توسعه طیفی که اکنون مجلس را در دست دارد نیزمی‌گوید: «این گروه فقط در سیاست خارجی دیدگاه‌هایشان ضد پیشرفت و توسعه نیست بلکه در داخل نیز اولویت‌های آنان، اولویت‌های اقتصادی، معیشتی و رفاهی شهروندان نیست بلکه اولویت‌هایشان ایدئولوژیک است. به احتمال بسیار زیاد هم بار دیگر تنش‌هایی را با تمرکز بر مساله حجاب و اینترنت و فیلترینگ و صیانت در کشور ایجاد می‌کنند.»

    این اقتصاددان تصریح می‌کند: «این موارد که نام بردم احتمالا مساله ذهنی مجلس آتی خواهد بود و بنابراین هم در داخل و هم در خارج از کشور و در سیاست خارجی، بستر‌های افزایش مشکلات اقتصادی را رقم می‌زنند، به خصوص اگر که روند انتخابات این طور که پیش می‌رود منجر به انتخاب مجدد ترامپ و یا جمهوری خواهان شود، دو طیف در تقابل جدی با هم قرار می‌گیرند؛ یعنی طرف آمریکایی با یک رئیس جمهوری کاملا ضد ایران و به دنبال تشدید تحریم‌ها بیش از اینکه اکنون وجود دارد و در ایران نیز طیف مخالف برجام و FATF و هر نوع مذاکره در قدرت خواهد بود؛ بنابراین متاسفانه پیش‌بینی می‌شود که حتی از برگزاری انتخابات آمریکا و صرفا با نتیجه نظرسنجی‌هایی که دست بالا را جمهوری خواهان آمریکا نشان بدهد، شاخص‌های اقتصادی رو به وخامت بگذارند.»

    وی همچنین با اشاره به اینکه حالا آنان که روزی فقط منتقد بودند این بار در زمین اجرایی حضور خواهند داشت و مساله امکان تعدیل شدن نظراتشان می‌گوید: «باید توجه داشت که وقتی این طیف تندرو در زمین واقعی سیاست قرار بگیرند، شاید سرشان به سنگ بخورد و به سمت تعدیل نظرات خود بروند، اما به نظر من مقامات حاکمیتی ارشد این اشخاص، احتمالا تصمیمات دیگری می‌گیرند، همانگونه که در اوایل دهه ۹۰ خود رهبری به این مبحث ورود کردند و با تئوری «نرمش قهرمانانه» مجوز مذاکره صادر شد.»

    افقه خاطرنشان می‌کند: «به این گروه نیز چندان امیدی نیست که خودشان تغییری ایجاد کنند، ولی شاید مقامات بالاتر اگر ببینید کل نظام ممکن است در مخاطره اقتصادی قرار بگیرد، فکری بیاندیشند، وگرنه من بعید می‌دانم این گروه تندرو خود دست به تغییری در افکارش بزند، مگر اینکه آنان را مجبور کنند.»

    این استاد دانشگاه در پایان نیز درباره شرایط اقتصادی ایران در سال ۱۴۰۳ می‌گوید: «آینده اقتصاد ایران را چندان روشن نمی‎‌بینم. اگر تغییر خاصی رخ ندهد و اگر این گروه در عمل در قبال بن بست‌های شدیدی که حتما با آن مواجه می‌شوند، تغییر رویه ندهند و از آن سو ترامپ نیز به قدرت برسد، من حتی پیش بینی فروپاشی اقتصادی را نیز می‌کنم. بهرحال با ادامه این وضعیت شرایط اقتصادی وخیمی را در سال آینده پیش رو داریم و من حدس می‌زنم مقامات حکومتی در نهایت با پادرمیانی مانع از این می‌شوند که کشور به سمت فروپاشی اقتصادی پیش برود.»

  • چهره های رادیکال و پرخاشگر رأی آورده اند / نارضایتی سال گذشته مردم تمام نشده

    چهره های رادیکال و پرخاشگر رأی آورده اند / نارضایتی سال گذشته مردم تمام نشده

    به گزارش اقتصادران، مشارکت در انتخابات ۱۱ اسفند، رکورد شکست و از میزان مشارکت در انتخابات ۱۴۰۰ پایین شد، اما پیام این مشارکت پایین چیست؟ ناصر ایمانی معتقد است مسئولان باید پیام این انتخابات و روی کار آمدن چهره هایی رادیکالی را دریافت کنند و نسبت به رفع علل چنین مشارکت پایینی اقدام کنند.

    او با کنایه به فراموشی زودرس مسئولان، می‌گوید: «این تکرارها اعم از تحولات اجتماعی یا انتخابات با مشارکت پایین به هیچ‌وجه خوب نیست و نشان دهنده استمرار یک وضعیت غیرعادی در جامعه است.»

    و گریزی نیز به اختلاف بین اصولگرایان می‌زند و تاکید دارد؛ «مشکل اصولگرایان مشکل قدرت است، آنها احساس می کنند که در قدرت هستند و در قدرت هم خواهند ماند، بنابراین انشقاق حاصل می شود چون احساس می کنند در قدرت ماندنی هستند.»

    مشروح گفتگو با ناصر ایمانی را بخوانید؛

    *آقای ایمانی! در این دوره از انتخابات مجلس شورای اسلامی میزان مشارکت از دوره یازدهم نیز پایین تر بود،تحلیل شما از این میزان مشارکت چیست؟

    میزان مشارکت در این انتخابات، یکی از پایین ترین آمارهایی است که ما در این چهل و اندی سال گذشته در انتخابات مجلس شاهد بودیم. در مورد علل این کاهش مشارکت زیاد صحبت شده و دلایل گفته شده است، یک دلیل هم ندارد و دلایل متعددی دارد.

    ممکن است که یکی دو تا دلیل از دلایل اصلی باشند و سهم بیشتری را بخود اختصاص دهند. دلایلی نظیر دلایل اقتصادی ولی دلایل دیگری نیز وجود دارد که حتما باید به آنها هم توجه شود. مهمترین فاکتور این است که مسئولان مختلف در سطوح مختلف کشور این پیام را دریافت بکنند و به عبارتی دچار فراموشی زودرس نشوند که این انتخابات تمام می شود یا اعتراصات اجتماعی مثل سال گذشته تمام می‌شود و بعد هم همه چیز را فراموش کنند و یادشان برود که چرا اینطور شد.

    به عبارتی یادمان برود که چند صباح دیگر شاید از این تحولات اجتماعی داشته باشیم یا انتخاباتی داشته باشیم و به نوعی شاهد حضور کم رنگ مردم در صحنه باشیم و مجددا تکرار چنین وضعیتی.

    این تکرارها اعم از تحولات اجتماعی یا انتخابات با مشارکت پایین به هیچ وجه خوب نیست و نشان دهنده استمرار یک وضعیت غیر عادی در جامعه است. بنظر من مهم تر از اینکه چه عواملی دخیل هستند این است که مسئولان اولا بفهمند یک عواملی وجود دارد و در ثانی آن عوامل را به درستی شناسایی کنند و ثالثا تا جایی که می توانند اقداماتی انجام دهند تا آن عوامل رفع شود. درست است که ما بیش از یکسال تا انتخابات بعدی در کشور فرصت داریم ولی معلوم نیست و ممکن است دراین زمان به یکباره تحولات اجتماعی هم سر برسد ،این موضوع را باید درک کنند.

    متاسفانه بنظر می رسد گیرایی در مسئولان مختلف در حوزه های متعدد از بالا تا پایین کم است. آنهایی که فکر می کردند نارضایتی عمومی سال گذشته تمام شد باید به نتایج انتخابات نگاه بکنند که نشان دهنده این است که تمام نشده است.

    رای آوردن چهره‌های پرخاشگر و رادیکالی پیام مهمی دارد

    مسئولان باید درک کنند که در زیر پوست جامعه وقایعی وجود دارد که واقعی هستند و استمرار پیدا کرده است. مدت هاست که ما شاهد این نارضایتی ها هستیم ،چه در صندوق رای و چه در خیابان ها،باید این دلایل را پیدا کرد و به درستی و با روش علمی و با دقت و به دور از احساسات و پرده پوشی روی واقعیت ها به آنها پرداخت.

    *تحلیل‌تان مشخصا درباره آرای تهران چیست؟

    چیزی که می توان گفت این است که چهره هایی که شاخصه اصلی شان رادیکالیسم و پرخاشگری است رأی آورده اند که این موضوع نیز پیام دارد.

    * مجلسی که با این آرای حداقلی شکل بگیرد، چه خطراتی می تواند داشته باشد؟

    قبل از اینکه انتخابات انجام شود بارها صاحب نظران مختلف در مورد این خطرها گفته اند، هر چقدر که ما کاهش آرا داشته باشیم بالاخره مجلس تشکیل می شود، رئیس جمهور به هر حال انتخاب می شود، شورای شهر هم همینطور. ولی نرفتن به پای صندوق رأی موجب چند اتفاق می شود.

    واقع‌بینانه می گویم و از این طرف و آن طرف هم دفاع نمی کنم، فرض کنیم که اصلا در ایران نیستیم و در یک کشور دیگری هستیم، چند اتفاق منجر به این کاهش مشارکت می شود، اولا اینکه وضعیت ایران در منطقه وضعیت خاصی است و این کاهش آراء، برای کشورهای دیگر معنادار است، از کسانی که با ما دشمنی دارند تا آنها که دشمنی هم ندارند، این کاهش مشارکت امنیت ملی را مورد سوال قرار می دهد .

    در مشارکت پایین افرادی با کارآمدی پایین و با رای کمتر از ۲۰ هزار روی کار می‌آیند

    اثر دوم این است که با کاهش آراء افرادی در صحنه می آیند و مسئولیت را بر عهده می گیرند که با آرای بسیار پایینی می آیند و با ۲۰ هزار رأی یا کمتر بر صندلی مجلس می نشینند که این عدد می توانست یک تا ۲ میلیون هم باشد. قاعدتا وقتی مشارکت کم باشد افرادی روی کار می آیند که از سطح علمی، کارشناسی، توانایی و کارآمدی پایین تری برخوردار هستند و این اتفاق خوبی برای کشور نیست.

    یعنی دور باطل ادامه می یابد، چرا که مجلسی که ضعیف باشد رئیس جمهور و شورای شهر نیز ضعیف می شود و کشور بد اداره می شود، وقتی کشور بد اداره شود نارضایتی بیشتر می شود و وقتی نارضایتی بیشتر شود میزان مشارکت کاهش پیدا می کند و در این دور باطل وقتی مشارکت کاهش پیدا می کند افرادی وارد صحنه می شوند که توانایی لازم را ندارند. از همین لیست تهران می توانیم متوجه شویم کسانی که تا الان مطرح هستند چه سطح توانایی و کارآمدی دارند که اگر مشارکت بالاتر بود قاعدتا این ترکیب نبود.

    *آقای ایمانی! حذف چهره‌های اعتدالی، میانه‌رو و اصلاح‌طلب و مشخصا رقیب قوی، تا چه حد فضا را به سمتی برد که بین اصولگرایان انشقاق بیشتری ایجاد شود و به لیست واحد نرسند؟

    من خیلی این فاکتور را در انشقاق اصولگرایان قوی نمی دانم، اتفاقا به صحنه آمدن اعتدالیون باید موجب اتحاد بیشتر آنها می شد که نشد. اصولگرایان از یک بیماری رنج می برند که این بیماری با آمدن یکی دو تا لیست از اعتدالیون هم اصلاح نشد.

    درهر دوره ما ۴ یا ۵ لیست گردن کلفت از اصول گرایان می دیدیم، اگر چه این دوره برخی اعتدالیون لیست هم دادند ولی اصلا باعث اتحاد اینها نشد. الان مشکل اصولگرایان مشکل قدرت است، آنها احساس می کنند که در قدرت هستند و در قدرت هم خواهند ماند، بنابراین انشقاق حاصل می شود چون احساس می کنند در قدرت ماندنی هستند.

    اگر همه این لیست‌های اصولگرا را جمع بزنیم (اگر مشترکات را کنار بگذاریم) شاید بیش از ۷۰ تا ۸۰ نفر کاندیدا داشتند. تعداد و انشقاقشان خیلی زیاد بود و حملاتشان به یکدیگر بدون رودروایسی و اینکه توجه کنند این هم از همان جناح است، بود. این یک درد مزمن است که اصولگرایان دارند.

  • «فسادستيزي» شعار كانديداهاي خانه ‌ملت در سراسر كشور!! / ماهیت نمایندگان مجلس از «وكيل‌المله» به «وكيل‌الدوله» تغییر کرده!

    «فسادستيزي» شعار كانديداهاي خانه ‌ملت در سراسر كشور!! / ماهیت نمایندگان مجلس از «وكيل‌المله» به «وكيل‌الدوله» تغییر کرده!

    به گزارش اقتصادران، پيمان شعباني‌تبار روزنامه‌نگار و كارشناس رسانه طی یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت:

    ۱) نظارت استصوابي شوراي نگهبان، ۲) فقدان فرصت شكل‌گيري و فعاليت احزاب كارآمد و قوي، همچنين ضعف بينشي و انديشه‌اي سياسي برخی ازكانديداها كه كمترين آشنايي با قوانين و كمترين اشراف بر دايره اختيارات و وظايف يك نماينده دارند، ۳) مشکلات تشخيص و شناسايي كانديداي اصلح، سه ضلع مثلث «عدم كارايي خانه ‌ملت» ارزيابي مي‌گردد.

    در دوازدهمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي؛ آنچه واضح و مبرهن است، آنكه اكثريت جامعه هيجان و اشتياق در حد حتي دوره‌هاي پيشين ايام انتخابات را نداشته‌اند! يك‌بار ديگر، طايفه‌گري، هزينه‌هاي چند ده ميلياردي برخي كانديداها، ارايه شعارهاي فريبنده و گاه خارج از حوزه اختيارات و وظايف يك نماينده مجلس، حمله به ديگر كانديداها به‌ جاي ارايه طرح و برنامه‌هاي راهبردي و اشتياق برخي سياستمداران كنار گذاشته شده از بدنه حاكميت جهت ارايه ليست‌هايي بي‌پشتوانه احزابي كارآمد و فعال، عمده مشخصه فعاليت انتخاباتي روزهاي اخير نامزدها بوده است. در اين بين كمتر كانديدايي براي اثبات شايستگي‌هاي واقعي خود، جرات محك خوردن توسط اصحاب رسانه را يافت مگر در معدود مواردي، برخي جسارت پاسخگويي به پرسش‌هاي كارشناسي شده خبرنگاران را يافتند!! از ماه‌ها قبل، كارشناسان و صاحب‌نظران حوزه اجتماعي و سياسي، نسبت به قهر بزرگ ملت با مسوولان را هشدار دادند اما متاسفانه جز پهن كردن سفره‌هاي رنگين بي‌حساب برخي كانديداها به صرف ناهار و شام و شعار، هيچ اقدامي براي آشتي ملي با انتخابات مشاهده نشد!! حتي صدا و سيما با رويكرد درآمدزايي، براي ايام تبليغات انتخاباتي، برنامه‌ريزي كرد!! و همين مساله منجر شد كمتر كانديدايي به برنامه‌هاي فرمايشي و عموما از پيش ضبط و تدوين شده صدا و سيما، توجه نشان دهد!!

    در چنين شرايطي و با توجه به آنكه هيچ اقدامي براي دلجويي از مردم مشاهده نشد، به راحتي مي‌شد سرنوشت اين انتخابات را پيش‌بيني كرد!!

    حال كه چنين كوتاهي بزرگي را از سياست‌گردان‌هاي انتخابات شاهد بوديم، انتظار مي‌رفت دستگاه نظارتي بيش از هر زماني به روند برگزاري انتخابات نظارت داشته باشند. نظارتي كه در روزهاي پر خرج تبليغات براي برخي، هرگز مشاهده نشد!! و مثل هميشه از دلالان خريد راي غفلت گرديد!!

    …و اما نكته پاياني و بسيار تامل‌برانگيز اين تحليل!! چرا «فسادستيزي» شعار محوري كانديداهاي مجلس شوراي اسلامي در سراسر كشور شد؟!

    كشف اختلاس‌هاي كلان و «دبش» در دوره مجلس و دولت جاري، رو شدن دست نمايندگان در فقره پرونده «شاسي بلند»، افشاي استفاده از رانت قدرت توسط برخي مسوول‌زاده، سكوت معنا‌دار نمايندگان در مواجهه با بي‌كفايتي كابينه سيزدهم، سياه‌تر شدن روابط ديپلماتيك، فشار روزافزون اقتصادي بر پيكر نحيف و رنجور اكثريت جامعه و در كنار آن عدم پيش‌بيني راهكاري براي شنيده شدن صداي منتقدين و معترضين به وضعيت مطروحه و گل سرسبد و تير خلاص به اعتماد عمومي با ورود پول‌هاي بي‌شناسنامه در جريان انتخابات، از نكات مهم علل پيدايش «قهر ملي» با مسوولان و عملكرد غيرقابل دفاع آنها ارزيابي مي‌گردد!

    كاش مي‌شد اميد داشت كه قرار است پله دوازدهم خانه‌ ملت، جاي بهتري براي مردم باشد اما متاسفانه بازهم هيچ كس براي آشتي با آنها پا پيش نگذاشت!!… و ميدان‌‌گردان‌هاي انتخابات، تنها به مانورهاي تبليغاتي و غلو شده، دل خوش داشتند!

    اگرچه نتيجه انتخابات دوازدهمين دوره مجلس شوراي اسلامي قابل پيش‌بيني بود؛ اما اميدواريم «تريبون خاموش» سهم ملت نگردد! هر چند با عملكرد مجلس يك‌دست شده يازدهم و تكرار غليظ‌تر آن در اين دوره، نمي‌توان به آينده اين مجلس نيز اميدي داشت!!

    يقينا باز براي يك دوره پرمخاطره، شاهد فرافكني‌هاي مختلف در مواجهه با چالش‌هاي پيش‌رو خواهيم بود و بيش از هر زماني دگرديسي معكوس نمايندگان از ماهيت «وكيل‌المله» به «وكيل‌الدوله» را لمس خواهيم كرد!

  • مجلسي كه فاقد كارآمدي باشد، نتيجه آن همين شعارهاي پوچ و عملكردهاي فاجعه‌بار است

    مجلسي كه فاقد كارآمدي باشد، نتيجه آن همين شعارهاي پوچ و عملكردهاي فاجعه‌بار است

    به گزارش اقتصادران، عباس عبدی طی یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت:

    بخش اول اين يادداشت نقدي بود بر رويكردهاي دعوت‌كننده تبليغي به مشاركت در انتخابات در ادامه نيز به نكات ديگر اين رويكردها اشاره مي‌كنم. برخي نيز از جبهه منتقدين وضع موجود و در دفاع از حضور انتخاباتي تاكيد مي‌كردند كه اگر مثلا فلان شخص ميانه‌رو جاي فلان خالص‌ساز تندرو به مجلس برود خيلي خوب است. به قول معروف «كاچي به از هيچي»، اين استدلال كامل نيست. اول اينكه هيچ كس مخالف آن نيست كه اگر يك صدا در مجلس به سود مردم بلند باشد، بهتر از اين است كه هيچ كس نباشد. حتما بهتر است كه آقاي دكتر پزشكيان در مجلس باشد تا حداقل صدايي به سود مردم بلند شود.

    ولي به چه قيمتي؟ مساله اصلي اين است. اول اينكه هدف انتخابات اين نيست كه يك يا چند نفر محدود بروند مجلس كه براي مردم فرياد بزنند. يك صدا از ۳۰۰ صدا. هدف اين است كه اكثريت نمايندگان را همسو با خواست اكثريت كنند. در حالي كه قريب به اتفاق چنين نامزدهايي ردصلاحيت مي‌شوند و هيچ دليلي نيست كه مهر تاييد بر سلب چنين حقي از مردم بزنند. البته اين مساله هميشه بوده، ولي در جايي بايد خط قرمز محسوب شود. فقدان خط قرمز بزرگ‌ترين هديه‌اي است كه به مخالفان انتخابات آزاد دودستي تقديم مي‌شود تا هر كاري بخواهند انجام دهند. به همين علت است كه تاييد و ردصلاحيت‌ها سياسي شده و در مورد برخي افراد يك در ميان انجام مي‌شود. عمل‌گرايي سياسي يك نقطه مثبت براي سياستمدار است، ولي مرز ظريفي دارد كه ممكن است به ورطه بي‌پرنسيبي سقوط كند. هنگامي كه چنين شد نه در مردم پايگاهی خواهد داشت و نه حتي خطري براي «خالص‌سازان» دارد. نكته بسيار مهم‌تر اين است كه شركت در چنين فرآيندي صريحا تاييد روندي است كه به اينجا رسيده‌ايم.

    چنين روندي مخل امنيت و منافع ملي و به زيان مردم است. با چنين شركتي نمي‌توان اين روند را اصلاح كرد به ويژه اينكه تداوم همين روند بوده كه كار را به اينجا رسانده است، چگونه با ادامه اين راه مي‌توان مسير را معكوس كرد؟ از اينكه زيان‌هاي خالص‌سازي را بشماريم و اينكه چه عوارضي براي مردم و جامعه دارد، نمي‌توان نتيجه گرفت كه اين راه را بايد ادامه داد تا بلكه در جريان خالص‌سازي اختلال ايجاد كرد، اتفاقا بر عكس اين فرآيند موجب تقويت جريان خالص‌سازي مي‌شود همچنانكه تاكنون شده است. كافي است كه نگاهي به انتخابات ۱۳۹۸ و ۱۴۰۲ كنيد. جريان خالص‌ساز در اوج اتحاد و يكدستي بودند، در تهران ليست واحد آنان به‌طور كامل راي آورد، هر چند مشاركت اندك بود، در مقابل در انتخابات پيش رو حداقل ۴ ليست با يكديگر دعوا و نه حتي رقابت مي‌كنند.

    كاري هم به ليست صداي ملت آقاي مطهري ندارند، چنان دعوايي با يكديگر دارند كه در ۴۵ سال گذشته بي‌سابقه بوده است. اين به معناي سقوط جريان خالص‌ساز است و اگر از آن استقبال نمي‌كنيد، نبايد مانع نارس اين فرآيند شد. در واقع آنان دنبال چيزي بودند و هستند كه سراب است و هر چه بيشتر به آن نزديك مي‌شوند، خيالي و زيانبار بودن آن مشهودتر است. بنابراين بايد از اصل انتخابات و مشاركت كه حدي از راهگشايي را داشته باشد، دفاع كرد و براي حضور در آن آماده بود، ولي همچنان كه هر گردي گردو نيست، هر مشاركتي هم راهگشا نيست. همه دوست داريم كه ثمره انتخابات پرشور به قوام و تقويت قدرت و امنيت ملي كمك كند كه مي‌كند، ولي انتخاباتي كه متضمن و برآوردكننده خواست ملي باشد. يك نگاه به سرليست اصلي اين انتخابات و نفرات دوم و بعدي آن بيندازيد؟ يك نگاه به فرآيند انتخابات در كشور و به ويژه تهران بيندازيد؟ اگر يك خط برنامه جدي و نه شعاري و پوچ ديديد، حق با شماست. مجلس جاي فرياد زدن نيست، البته اگر هم نماينده‌اي فرياد بزند، ايرادي ندارد.

    مجلس جاي قانونگذاري و نظارت است. مجلسي كه فاقد شفافيت و پاسخگويي و كارآمدي باشد، نتيجه آن همين شعارهاي پوچ و عملكردهاي فاجعه‌بار است. انتخاباتي كه مردم بترسند پس از پايان آن، سياست‌هاي سختگيرانه تشديد خواهد شد، به سود جامعه نيست و راي دادن در آن، شريك شدن در اين فرآيند است. بله اين درست است كه هر انتخابي متضمن سود و زيان‌هايي است. ما با هيچ عمل سياسي كه واجد خير محض باشد، مواجه نيستيم. لذا بايد هزينه و فايده كرد. دوستاني كه فقط بر سودهاي انتخابات تاكيد مي‌كنند، به‌طور ضمني مي‌گويند كه نمي‌توانند زيان‌هاي آن را توجيه كنند. تقليل ارزش راي به اينكه يك نفر فريادزن به مجلس بفرستيم تا مانع حضور خالص‌سازان شويم، آن هم مجلسي كه ۳۰۰ نفر است، به زيان نهاد انتخابات است و مورد پذيرش هيچ عقل سليمي قرار نمي‌گيرد. من مخالف تحريم بودم و هستم ولي آن چيزي كه تحريم را معقول مي‌كرد، اصرار به حضور انتخاباتي بدون راهبرد روشن  و ارزيابي  هزينه و فايده است.پايان