دسته: سیاسی

  • حضور صديقي در نماز جمعه لجبازي با مردم است

    حضور صديقي در نماز جمعه لجبازي با مردم است

    به گزارش اقتصادران، در روزهاي پاياني هفته بود كه ماجراي انتقال مالكيت باغ 4200متري به ارزش حدودا هزار ميليارد تومان در اُزگل تهران به شركتي متعلق به كاظم صديقي و بستگانش توسط ياشار سلطاني رسانه‌اي شد. اين فعال رسانه‌اي با افشاي اين پرونده نوشت: «به ‌تازگي ۴۲۰۰ متر از زمين باغي حوزه علميه امام خميني كه آيت‌الله صديقي متولي آن است، به شركت پيروان انديشه‌هاي قائم منتقل شده كه در آذر سال گذشته توسط كاظم صديقي و دو پسر و عروسش تاسيس شده است.» اما در شرايطي كه افكار عمومي ايرانيان منتظر بودند تا امام جمعه موقت تهران در خصوص اين اتهامات پاسخ داده يا آن را تكذيب كند، خبري از اطلاع‌رساني نبود.

    سكوت صديقي و اطرافيانش به اندازه‌اي وسعت يافت كه صداي رسانه‌هاي اصولگرا را نيز درآورد. روزنامه فرهيختگان نوشت؛ «سوال مهم و ابهام حياتي اين روزها نحوه واكنش امام جمعه موقت تهران و دفتر او است؛ چرا تاكنون سكوت كرده‌اند و پاسخ آنها به اين اسناد چه خواهد بود؟»

    موضوع اما زماني ابعاد وسيع‌تري پيدا كرد كه نام كاظم صديقي در ليست امامت جمعه روز جمعه شهر تهران گنجانده شد. بسياري از چهره‌هاي سياسي كشور و كارشناسان با انتقاد از چنين تصميمي، آن را نشانه بي‌توجهي تصميم‌سازان به حساسيت‌هاي عمومي تفسير كردند. مطابق اطلاعات افشا شده، مدرسه علميه «امام خميني» نخست در اُزگل «مكان‌يابي» شد و «كم‌كم با خريد زمين‌هاي اطراف» از «شهرداري تهران، سازمان اوقاف و برخي خيرين مانند تاجر پرحاشيه و نزديك به جريان روحانيت سياسي يعني مطلبي‌كاشاني» و «توسعه زيربنايي، اكنون يك ملك حدودا ۲۳ هزار متري» است. ياشار سلطاني در اين گزارش يادآوري كرده است: «مطلبي‌كاشاني همان كسي است كه كاظم صديقي مدعي شده بود مصباح‌يزدي را در خانه خودش غسل داده و بعد از روايت اين خاطره عذرخواهي كرد كه نشان از رابطه نزديك ميان اين دو شخص دارد.»

    چند روزي است اسنادي از تخلفي قابل تامل در مجموعه تحت مديريت آيت‌الله صديقي منتشر شده و بخشي از افكار عمومي را درگير كرده است. اين اسناد در نبود «شفافيت ساختاري» باز هم از مسير پرابهام «عدالت‌خواهي پروژه‌اي» بيرون آمده و ما از صحت و سقم آن مطلع نيستيم؛ نوعي افشاگري و درز اطلاعات كه از مسيرهاي «اختصاصي» برخي افراد رخ مي‌دهد. اما با اين وجود جامعه منتظر واكنش افرادي است كه با اين اسناد متهم شده‌اند.

    سوال مهم و ابهام حياتي اين روزها نحوه واكنش امام جمعه موقت تهران و دفتر او است؛ چرا تاكنون سكوت كرده‌اند و پاسخ آنها به اين اسناد چه خواهد بود؟سكوت عميق كاظم صديقي در خصوص اين اتهام اما تا روز يكشنبه ادامه يافت. روز يكشنبه بود كه امام جمعه موقت تهران در نخستين واكنش با ادعاي زمين‌خواري اعلام كرد: «امضايم را جعل كردند.» و در ادامه تاكيد كرد: «موسسه ثبت شده به كيفيتي كه در رسانه‌ها انتشار يافته، بدون اطلاع اينجانب به ثبت رسيده.»

    واكنش صديقي به ادعاي زمين‌خواري

    در پي انتشار ادعايي در فضاي مجازي درباره كاظم صديقي امام‌جمعه موقت تهران، او در نامه‌اي به دادستان تهران به اين ادعا واكنش نشان داد. به گزارش همشهري آنلاين، متن اين نامه به شرح زير است: «معروض مي‌دارد، حوزه علميه امام خميني (ره) در چارچوب اساسنامه خود، سال‌ها قبل براي تمهيد ورود نوجوانان و دانش‌آموزان علاقه‌مند به آموختن دروس ديني و حوزوي تصميم به تاسيس مجموعه آموزشي و فرهنگي پيش حوزوي‌ گرفته و براي تاسيس اين مركز اقدام به اخذ مجوزهاي قانوني لازم كرد. بر همين اساس لازم بود تا موسسه‌اي وابسته به حوزه علميه امام خميني تاسيس شود و بخشي از زمين متعلق به حوزه براي ايجاد اين مركز پيش حوزوي به آن موسسه منتقل شود. بر اين اساس فردي به نام آقاي ٭ ٭ ٭ ٭ كه قبلا مورد اعتماد مجموعه بوده، مسوول پيگيري و انجام امور ثبت اداري موسسه شد.

    اما متاسفانه فرد مذكور با سوءاستفاده از اعتماد اقدام به تدوين و ثبت اساسنامه، جعل امضاي اينجانب، تسهيم سهام به آن كيفيت و بدون اطلاع توليت، مدير حوزه و برخي اعضا كرده و مع‌الاسف حتي بدون ورود و امضاي اينجانب و برخي اعضا ثبت اين قضيه صورت پذيرفته است. بنابراين موسسه ثبت شده به كيفيتي كه در رسانه‌ها انتشار يافت، بدون اطلاع اينجانب و مديريت حوزه و برخلاف اهداف مصوب آن به ثبت رسيده است. لذا اينجانب كاظم صديقي از جايگاه توليت حوزه علميه امام خميني(ره) و به عنوان يك شهروند، بدون در نظر گرفته شدن سوابق قضايي و عناوين سياسي اجتماعي استدعا دارم نسبت به ثبت شكايت رسمي از فرد مذكور و ديگر نقش‌آفرينان در اين فقره، با عنوان جعل و خيانت در امانت اقدام فرموده تا ابعاد اين مساله براي عموم‌ مردم عزيز ايران، خاصه مومنين روشن و شفاف شود.»

    آزمون مهمي پيش روي دستگاه قضايي قرار گرفته است

    پس از نامه كاظم صديقي به دادستاني نه تنها حواشي موضوع كاهش نيافت، بلكه بر شدت و حدت واكنش‌ها افزوده شد. عباس عبدي، فعال سياسي اصلاح‌طلب به انتشار اسناد تخلف و زمين‌خواري در حوزه علميه ازگل نوشت: «صديقي گفته زمين را يك جاعل به نام ما زده!! اگر راست بگويد يك فاجعه تمام عيار از بي‌اطلاعي وي و داشتن اطرافيان جاعل است. اگر دروغ باشد كه صد بار بدتر. شايد فساد تحمل شود ولي با دروغ چه مي‌توان كرد؟چاي دبش ضربه نهايي به شعارهاي مبارزه با فساد بود و اين به نماز جمعه. آزمون مهمي پيش روي دستگاه قضايي قرار گرفته است.»

    حضور صديقي در نماز جمعه لجبازي با مردم است

    محمدعلي ابطحي در خصوص ابعاد گوناگون اين پرونده به «اعتماد» مي‌گويد: «برخلاف ديدگاه‌هايي كه معتقدند موضوع اختلاس، فساد و رانت مديران در سطوح مختلف براي مردم عادي‌سازي شده، معتقدم كه اتفاقا حساسيت‌هاي مردمي همچنان وجود دارد و حتي بيشتر هم شده، اما آنچه در حال رخ دادن است، بي‌توجهي حاكميت به حساسيت‌هاي مردم است. واقع آن است كه من نمي‌دانم اصل موضوع آقاي صديقي چه بوده و چه وضعي داشته است؟ اما همين كه پرونده فسادي در رسانه‌ها مطرح مي‌شود، بعد در همان هفته ايشان را براي جايگاه امامت جمعه كه حتما بايد عدالت و شفافيت در آن وجود داشته باشد، در نظر مي‌گيرند، عين لجبازي است.

    اين لجبازي فقط با مردم نيست، بلكه با دين مردم هم لجبازي مي‌شود.» او ادامه داد: «فردي كه براي نماز جمعه مراجعه مي‌كند بايد پشت سر يك امام عادل نماز بخواند. حداقل شبهه عدم عدالت كه وجود دارد. اين نوع رفتارها كه ممكن است پشتوانه عقيدتي هم در بين برخي مديران داشته باشد. مديراني كه مي‌گويند، كساني كه با ما نيستند، غيرخودي هستند، در انتخابات شركت نمي‌كنند يا تفكري غير از تفكر ما دارند، بيشتر طرد مي‌شوند و هر نوع جايگاهي از آنها ستانده مي‌شود تا فضا به سمتي برود كه اين افراد و جريانات فاقد هر نوع جايگاهي باشند تا مديريت خالص‌ساز و تسويه شده مورد نظر عملي شود. در نقطه معكوس افرادي كه خودي هستند، هر تخلفي كه انجام دهند باز هم مورد حمايت و تاييد قرار مي‌گيرند.

    در مورد آقاي صديقي به‌طور مشخص، چند نگراني اضافه بر اين نگراني‌ها وجود دارد كه مساله امامت جمعه است.» ابطحي يادآور شد: «اين جايگاه شأن معنوي خاصي دارد. اين برخوردها هم معنويت جامعه را آسيب مي‌زند. از سوي ديگر آقاي صديقي رييس سازمان امر به معروف و نهي از منكر كشور هستند و عملكرد افراطي اين سازمان طي سال‌هاي اخير سرچشمه بسياري از بحران‌هاي فراگير جامعه بوده است. انتشار خبر وقوع از فردي كه متولي امر به معروف و نهي از منكر است، غيرقابل قبول است. همين امروز هم اگر به محل پاركينگ خودروهاي توقيف شده به دليل حجاب سر بزنيد، مشخص مي‌شود كه مردم چه آزار و اذيت وسيعي را به دليل حجاب متحمل مي‌شوند. در مرحله بعد معتقدم نحوه پاسخگويي ايشان كمتر از بزرگي اتهام نبوده است.

    بگذريم از اينكه با فناوري‌هاي نوين امضاهاي اسناد به صورت الكترونيكي صورت مي‌گيرد و جعل بسيار سخت است، اما پذيرش اين موضوع كه فردي در اين وضعيت بحراني جامعه برود امضاي ايشان را جعل كند تا زمين مرغوبي را در مجاورت مدرسه آقاي صديقي به نام ايشان سند بزند، غيرقابل قبول به نظر مي‌رسد. آسيب اين نوع مشكلات هم متوجه دين مي‌شود، هم متوجه حاكميت و هم متوجه نظام سياسي كشور. اميدوارم در سال آينده به نوع تخلفات توجه بيشتري شود. دولت مدام درباره مقابله با فساد شعار مي‌دهد، اما پرونده نجومي چاي دبش رو مي‌شود، اما مشخص نمي‌شود چه بر سر آن آمده است. امروز ديگر نمي‌توان موضوعات اينچنيني را لاپوشاني كرد، مردم به اخبار شفاف دسترسي دارند و به اين سادگي نمي‌توان آنها را فريب داد.»

  • آقای رئیسی خودت هم که «ترک فعل» کردی!

    آقای رئیسی خودت هم که «ترک فعل» کردی!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه جمهوری اسلامی در مطلبی به رئیسی و دولتش کنایه زد.

    این اصطلاح که ابراهیم رئیسی در زمان تصدی ریاست قوه قضاییه تکرار می‌کرد با هدف پیدا کردن راهی برای تبلیغات علیه رقبای سیاسی و دنبال مطرح کردن خود بود.

    با استفاده از این اصطلاح تلاش کردند به افکار عمومی بگویند مسئولین اجرائی وقت در انجام وظایف خود کوتاهی کرده‌اند و به همین دلیل باید کنار بروند و جای خود را به ما بدهند که اهل «ترک فعل» نیستیم و دقیقاً به وظایف خود عمل می‌کنیم.

    رقابت در عالم سیاست، امری طبیعی است و حتی لازم و مفید هم هست به این شرط که سالم باشد. وقتی رقابت از مرز سلامت عبور کند و به اغراض شخصی و جناحی آلوده شود، هم بی‌ارزش می‌شود و هم برای جامعه زیانبار خواهد بود و حتی خیلی سریع به آفتی برای لطمه زدن به همان کسانی که عاملان آلوده کردن آن بودند تبدیل خواهد شد و ترکش آن به خود آنان اصابت خواهد کرد.

    نزدیک‌ترین و دم دست‌ترین مصداق برای این ادعا، گرفتار شدن مسئولین اجرائی کنونی به اتهام «ترک فعل» است. اکنون یکی از مهم‌ترین انتقادهائی که افراد صاحب نظر و مستقل به دولت دارند اینست که چرا از افراد زبده، کاردان و قوی برای اداره وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های اجرائی استفاده نمی‌کنید؟

    محتوای ایراد و اعتراض این افراد اینست که به سراغ افراد توانمند نرفتن از مصادیق بارز «ترک فعل» است. مهم‌تر اینکه با این «ترک فعل» مرتکب اقدام خلافی هم شده‌اید و به جای افراد کاردان و توانمند به سراغ افراد ضعیف رفته‌اید و با این کار خودتان مشکلات زیادی برای کشور به وجود آورده‌اید.

    منظور معترضین این نیست که مسئولین به سراغ جناح مقابل خود بروند. حرف اصلی آن‌ها اینست که در جامعه ما افراد مستقلی وجود دارند که در زمینه‌های مختلف صاحب تجربه هستند و بدون وابستگی جناحی آماده خدمت به کشور و پیشبرد امور اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و… هستند.

    در بعضی از دولت‌های گذشته در همین دوران نظام جمهوری اسلامی دیدیم که حتی هیأت دولت ترکیبی از اعضای جناح‌های مختلف و عناصر مستقل بودند و متعهد شده بودند بدون اِعمال وابستگی‌های جناحی به وظایف خود عمل کنند و همین کار را هم کردند و امور کشور را به درستی به پیش بردند.

    مورد دیگر از مصادیق «ترک فعل» عدم برخورد سیاسی قاطع با چین و روسیه در مورد خیانتی است که آن‌ها به ایران در زمینه تمامیت ارضی کشور درخصوص جزایر سه‌گانه ایرانی خلیج فارس کردند. چین در سال گذشته در یک مورد و روسیه در همین امسال دو بار مرتکب این خیانت شدند و مسئولین دیپلماسی خارجی ما فقط به گلایه و احضار سفیر یا کاردارشان اکتفا و چین و روسیه هم با توجیهات غیرموجه از ماجرا عبور کردند.

    در این ماجرا، وظیفه دولت این بود که تا وادار کردن دولت‌های چین و روسیه به عذرخواهی رسمی و سپردن تعهد عدم ارتکاب مجدد چنین خیانتی دست از تلاش برندارد و راه‌هائی را برای رسیدن به این هدف انتخاب کند و بپیماید، ولی متأسفانه چنین نکرد. این، از مصادیق بارز و کاملاً روشن «ترک فعل» است.

    سومین مورد، مبارزه جدی، قاطع و کارساز با مفاسد است که قول ریشه‌کن ساختن آن را داده‌اند، ولی به آن عمل نشده است. صاحبنظران می‌گویند برای خشکاندن ریشه فساد توسط دولتی که تمام امکانات را در اختیار دارد و طبق اراده و خواست خود در حد یک حکمرانی یکدست عمل می‌کند، دو سال و نیم برای عملی کردن وعده‌ای مانند جلوگیری از تکرار مفاسد اقتصادی کافی است، ولی متأسفانه انواع و اقسام مفاسد همچنان وجود دارند که بزرگ‌ترین و مهم‌ترین آن‌ها فساد واردات چای است. وجود این فساد، علیرغم توجیهات غیرموجهی که بعضی مسئولین کرده و می‌کنند، از مصادیق بارز «ترک فعل» مسئولین اجرائی است.

    مشکل بزرگی که از زمان دولت‌های نهم و دهم به وجود آمد و تاکنون ادامه دارد اینست که مسئولین در برابر مفاسد منفعل هستند. برای مبارزه با مفاسد، فقط گفتن و شعار دادن کافی نیست. مردم با دیدن اینهمه مفاسد خسته شده‌اند و همزمان با آن، تحمل گرانی‌ها آن‌ها را خسته‌تر کرده است. حالا که اصطلاح «ترک فعل» وارد ادبیات سیاسی جامعه ما شده، تلاش کنید با پرهیز از «ترک فعل» مشکلات را برطرف و مردم را به زندگی و آینده امیدوار نمائید.

  • واکنش امام جمعه موقت تهران به جنجال زمین خواری: امضای من جعل شده!

    واکنش امام جمعه موقت تهران به جنجال زمین خواری: امضای من جعل شده!

    به گزارش اقتصادران، در پی انتشار ادعایی در فضای مجازی درباره کاظم صدیقی امام‌ جمعه موقت تهران، او در نامه‌ای به دادستان تهران به این ادعا واکنش نشان داد.

    متن این نامه به شرح زیر است:

    دادستان محترم عمومی و انقلاب تهران

    سلام علیکم

    معروض می‌دارد، حوزه علمیه امام خمینی(ره) در چارچوب اساسنامه خود، سال‌ها قبل برای تمهید ورود نوجوانان و دانش آموزان علاقمند به آموختن دروس دینی وحوزوی تصمیم به تاسیس مجموعه آموزشی و فرهنگی پیش حوزوی‌ گرفته و برای تاسیس این مرکز اقدام به اخذ مجوزهای قانونی لازم نمود. بر همین اساس لازم بود تا موسسه‌ای وابسته به حوزه علمیه امام خمینی تاسیس گردد و بخشی از زمین متعلق به حوزه برای ایجاد این مرکز پیش حوزوی به آن موسسه منتقل شود.

    بنابراین موسسه ثبت شده به کیفیتی که در رسانه‌ها انتشار یافت، بدون اطلاع اینجانب ومدیریت حوزه و بر خلاف اهداف مصوب آن به ثبت رسیده است. لذا اینجانب کاظم صدیقی از جایگاه تولیت حوزه علمیه امام خمینی(ره) و به عنوان یک شهروند، بدون در نظر گرفته شدن سوابق قضایی و عناوین سیاسی اجتماعی استدعا دارم نسبت به ثبت شکایت رسمی از فرد مذکور و دیگر نقش آفرینان در این فقره، با عنوان جعل و خیانت در امانت اقدام فرموده تا ابعاد این مساله برای عموم‌مردم عزیز ایران، خاصه مومنین روشن و شفاف شود.

  • سیاستمداران مبتلا به سندروم «همه‌چيزداني»!

    سیاستمداران مبتلا به سندروم «همه‌چيزداني»!

    به گزارش اقتصادران، محمدرضا تاجیک طی یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت:

    يك-  با انتخابات 11 اسفند شاهد وقتِ بازي قدرت بازي‌پيشگان سياسي‌اي هستيم كه دچار نوعي سندروم «خودتاييد/تاكيدگري» توام با «خودحق‌پنداري» هستند. اين عده، هيچگاه تمايلي ندارند از اتاق پژواك خود خارج شوند، زيرا در اين اتاق به گفتن‌ها و تراوشات ذهني خود و كساني شبيه خود خوگر شده‌اند: چشم‌شان تنها كساني شبيه خود را مي‌بيند و درك‌شان تنها آموخته‌ها و آموزه‌هاي ايدئولوژيك ديرآشنا را مي‌فهمد، و احساس‌شان تنها صورتك‌هاي شبيه به خويش را آدمي مي‌پندارد. در ميان انبوه مردمان، افراد حامي خويش را مردم و مردمي مي‌نامند. در سياست، آن‌كس را كه جز ديكته آنان ننويسد و جز اوامر آنان انشا  نكند، شايسته و صالح و اصلح مي‌دانند.

    تنها صداهايي را مي‌شنوند كه فركانس سياسي‌شان در فضاي ذهني آنان قابل انعكاس باشد يا پژواك صداي خودشان باشد. آن امري را واقعيت مي‌پندارند كه تاييدگر تافته‌هاي ذهني آنان باشد، و چون با دليل ناقد و نافي و نقيضي مواجه شوند، خيال‌شان بيش مي‌گردد و خصومت و خشونت افزون مي‌كنند. اين بازي‌پيشگان سياسي كه توامان گرفتار سندروم «همه‌چيزداني» و «خودتاييدگري» و «خودحق‌پنداري» هستند، معمولا ذهني لجوج و بسته، اما دهان‌هاي گشاد و باز دارند. چنان‌چه، به بيان ژيژك، واقعيت و حقيقتي با پنداره‌ها و انگاره‌هاي آنان جور در نيايد، بدا به حال آن واقعيت و حقيقت. «سوگيري تأييدي» آنان چنان قوي است كه هر نشان و نشانه يا داده و قرينه‌اي در مقابلش يا ذوب مي‌شود و به زمين فرومي‌رود يا دود مي‌شود و به آسمان فرامي‌رود.

    براي به كرسي‌نشاندن نظر خويش، آسمون و ريسمون را به‌هم مي‌بافند و چون در برخورد و مواجهه استدلال‌هاي عقلي و علمي كم‌مي‌آورند، در توسل و به‌كارگيري روش‌هاي «همواره پيروز و برحق بودن» شوپنهاوري لحظه‌اي درنگ و شرم نمي‌كنند. در آن‎چه مي‌كنند و نمي‌كنند و مي‌دانند و نمي‌دانند، حكمت و عزت و منفعتي (البته براي مردم و كشور) نهفته مي‌بينند كه جز اصحاب بصيرت امكان ديدن و فهم آن را ندارند. در گريز از اعتراف به اشتباه، چنان وضعيت خود را پيچ‌وتاب مي‌دهند كه يوگاكاران حرفه‌اي هم تحمل چنين پيچ‌وتابي را ندارند، و در گريز از نكته‌ها و نقدهاي تيز، چنان تبحري از خود نشان مي‌دهند كه  ر وهم و تصور هيچ مشت‌زن و جودوكار حرفه‌اي نمي‌گنجد.

    برخي از اينان، چنان دگريسي يافته‌اند كه از انعطاف و استعداد يك سوسك براي عبور از درزها و شيارها، يك گربه براي چهاردست‌وپا پايين‌آمدن، يك بوقلمون براي هر لحظه به رنگ بت عيار درآمدن، يك مار براي گزيدن، يك سگ براي پاچه‌گرفتن، يك روباه براي فريفتن، يك شير براي دريدن، يك مرغ براي كپ‌كردن، يك خر براي سواري‌دادن، يك گاو براي دوشيده‌شدن برخوردارند.

    دو- پنداري به طبيعتي ثانوي خوگر شده‌اند. ژيژك در يكي از نوشته‌هايش تصريح مي‌كند: «در پايان دهه ۱۹۴۰، ويرانه‌هاي جنگ جهاني دوم در برلين، آزمايشگاهي براي دانشمندان زيست‌شناس شد. آنها وضع گياهان شهر را بررسي مي‌كردند. مي‌خواستند بدانند، چه گياهاني در آن زمين‌ها رشد كرده‌اند كه سه سال زير بمباران شديد مي‌سوختند. دانشمندان انتظار داشتند كه پوشش گياهي اصلي منطقه – يعني جنگل‌هاي بلوط و بوته‌هاي گياهي هم‌پيوند – اندكي بعد دوباره برويند. اما اتفاق وحشتناك براي آنها اين بود كه چنين نشد.

    به‌جاي پوشش گذشته از آن پس، بيشتر گياهاني رشد مي‌كردند كه گسترش‌شان در آلمان كاملا بي‌سابقه بود. پايداري اين رستني‌هاي نامعمول در محدوده‌اي كه كمي پيش‌تر، منطقه‌اي مطلقا مرده به‌شمار مي‌رفت و همچنين محوشدن زيست گياهان محلي‌اي كه تا آن زمان رشد مي‌كردند، بحثي درباره‌ مفهوم «طبيعت ثانوي» (Natur II) برانگيخت.

    فرضيه پايه‌اي بحث اين بود كه حرارت شديد بمب‌هاي آتش‌زا و پودرشدن آجرهاي بي‌شماري در پي انفجارهاي جنگ جهاني دوم، نوع تازه‌اي از بستر خاكي پديد آورده كه براي زيستِ گياهان نامعمولي مانند ابْرُس يا «درخت خدايان» (Ailanthus altissima) مناسب است. علت اين بود كه درخت ابْرُس، در اصل، با بقا بر زمين‌هايي برجامانده از يخ‌رُفت‌هاي (moraine) پوشش‌هاي يخي عصر پليستوسن سازگار است، در حالي كه خاك تغيير‌يافته‌ زمين‌هاي سوخته در برلين‌، ديگر به‌هيچ‌وجه اجازه بازرشد گونه‌هاي گياهي بومي گذشته را نمي‌داد. در آغاز سال ۲۰۰۹، پس از آتش‌سوزي‌هاي «شنبه سياه» در ايالت ويكتورياي استراليا پژوهشگران محاسبه كردند كه انرژي آزادشده در پي سوختن بوته‌هاي جنگلي آن منطقه، با انفجار ۱۵۰۰ بمب اتمي، مانند آنچه در هيروشيماي ژاپن به‌كار رفت برابري مي‌كند و گردبادهاي آتشين كنوني در ايالات متحده امريكا، چندين برابر نيز نيرومندتر از اين هستند.

    نيروي ويرانگر اين پديده‌ طبيعي را بايد با قدرت انفجار صدها بمب‌ هيدروژني مقايسه كنيم. در پي گردبادهاي آتشين، با سرعتي سرسام‌آور، پديده طبيعي تازه و بسيار سهمگيني از برج‌هاي آتش سربرمي‌آورد كه همان چشم‌انداز طبيعت را كه زماني، مقدس و محترم مي‌شمرديم، نابود مي‌كند.

    دريافت سرعت و گستره‌ اين فاجعه، به‌سختي، در حد توان تصور ماست.» در سرزمين انديشگي اين عده از اصحاب قدرت نيز، گويي بمبي اتمي يا هيدروژني منفجر شده‌ و طبيعت اوليه آنان را محو كرده‌ است. از اين‌رو ديري است، از سمومي كه بر بوستان انديشگي آنان گذشته است، نه رنگ گلي و نه بوي ياسمني هست. همه‌جا برف است، اما از بنفشه خبري نيست. اما چه باك؟ چون اينان قادرند هرزه‌گياهان مرداب ذهني خويش را به‌نام گل و رياحين در هر بازاري عرضه كنند. كاري ندارند كه با چه كميت و كيفيتي بر تخت قدرت نشسته‌اند، مهم آن است كه در هر فرض و هر حالت، حق با آنان است و آنان با حق.

    خويشتن را صاحبان تخت پروكرستس مي‌دانند كه خودي‌ها و ياران غار نيز، دير يا زود بايد با ميزان آن خالص‌نمايي شوند. از اين‌رو، ترديدي ندارند كه به حكم تخت، بسياري از همرهان و همصدايان و همدلان و هم‌مرامان كنوني بايد به بيرون از دروازه‌هاي قدرت پرتاب شوند.
    سه-  زماني در فرداي يكي از انتخابات رياست‌جمهوري، مرحوم رفسنجاني به من گفت: اين تيمي كه سركار مي‌آيد و ارباب حلقه قدرت خواهد شد، چنان تصوير از دين و انقلاب نشان خواهد داد كه بسياري از جرگه دينداران و انقلابيون خارج خواهند شد.
    اكنون، اگر ايشان در قيد حيات بود، شايد تكرار مي‌كرد: اين تيمي كه بعد از انتخابات يازده اسفند قدرت را در انحصار خويش درآوردند، چنان چهره‌اي از دين و انقلاب و سياست و مديريت از خود نشان خواهند داد كه بسياري از اهل حرم و حريم خودي‌ها نيز، به توابين و شرمندگان خواهند پيوست. اكنون كه روايت دگرسازي و حذف و طرد به قلمرو اقليت خودي‌ها جاري شده، ترديدي نبايد داشت كه به تعبير زيمل «دگر درون همواره راديكال‌تر است» و به‌تبع، مقابله و مواجهه با آن خشن‌تر و سخت‌تر و آنتاگونيستي‌تر.

    در هنگامه اين حذف و طرد، شاهد جنگ خودي‌ها عليه خودي‌ها خواهيم بود، جنگي كه ريشه آناني كه بقا و تداوم خويش را به وفاداري همين اقليت خودي گره زده‌اند، خواهد سوزاند و شعله‌هاي سركش آن طبيعت ديانت و سياست را در اين مرز و بوم، باژگونه‌تر خواهد كرد. به عنوان آخرين كلام، بزرگي مي‌گويد: «بدترين غافلگيري اين است كه به آنچه مي‌خواهيد، برسيد.» ترديدي ندارم كه بدترين غافلگيري جناح حاكم آن خواهد بود كه به آنچه مي‌خواستند (قدرت) رسيدند.

  • درز فایل صوتی ظریف اتفاقی نیست!

    درز فایل صوتی ظریف اتفاقی نیست!

    به گزارش اقتصادران، در چند ماه گذشته محمد جواد ظریف بیشتر و بیشتر در حوزه عمومی فعال شده است؛ در چند روز گذشته فایلی صوتی از او درز کرده است که در آن درباره مسایل داخلی به روشنی صحبت می‌کند؛ امری که به جز فایل صوتی قبلی او که قبل از انتخابات ۱۴۰۰ درز کرد و واکنش مقام رهبری را در پی داشت، از او به‌ندرت دیده شده است.

    واقعیت آن است که او نیمه دوم امسال در غار انزوایش بیرون آمد. بلوک روحانی- لاریجانی که در ایران «اعتدالیون» خوانده می‌شوند، و آقای ظریف هم در همین طیف قرار می‌گیرند بعد از ردصلاحیت علی لاریجانی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۴۰۰ که به پیروزی تقریباً بدون رقیب ابراهیم رئیس منجر شد، روزه سیاسی گرفته بود. حسن روحانی در ماه‌های قبل از انتخابات خبرگان با کارگزاران دولتش چند دیدار داشت و سخنانش در خبرگزاری‌ها راه یافت. علی لاریجانی هنوز کم‌حرف است اما وزیر خارجه سابق حالا بیشتر در فضای سیاسی کشور آفتابی می‌شود.

    اما در اتفاقی بی‌سابقه، آقای ظریف در فایل صوتی «لو رفته» جدید به طور مشخص‌تری به سیاست داخلی ایران پرداخته است. از فحوای این فایل صوتی که توسط وب‌سایت ایران‌وایر، در ۲۴ اسفند ۱۴۰۲ منتشر شده، چنین برمی‌آید که آقای ظریف در حال «گعده» با چند نفر است و درباره وضعیت سیاسی بعد از انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان صحبت می‌کند. در این گفتگوها چند نکته قابل توجه وجود دارد:

    ۱. هسته اصلی قدرت کیست؟

    آقای ظریف به مشارکت پائین مردم در انتخابات اشاره می‌کند و در تحلیل این سطح از مشارکت می‌گوید مردم می‌خواسته‌اند با این کار «کسی صدای آن‌ها را بشنود» او می‌گوید کسی که باید بشود هسته اصلی قدرت است که به گفته او «مشارکت برایش مهم نیست.» برخلاف انتظار، آقای ظریف آیت‌الله خامنه‌ای را جزو این هسته اصلی قرار نمی‌دهد و بلافاصله روشن می‌کند که «ما با هسته اصلی قدرت طرفیم که مشارکت برایش مهم نیست، نه با رهبری. بالاخره رهبری هم در داخل چارچوب نظام قدرت کار می‌کند.»

    در ادامه به تعریض اشاره می‌کند که منظورش از این هسته اصلی عزیز (محمدعلی) جعفری، فرمانده سابق سپاه پاسداران است که هم‌اکنون فرماندهی قرارگاه فرهنگی و اجتماعی بقیةالله الاعظم سپاه را برعهده دارد. او ادعا کرده است که آقای جعفری «همه‌کاره» این انتخابات بوده‌: «همه کاره هست. کل لیست‌ها رو اون داره تنظیم می‌کنه. یه قرارگاه دارن، توی اون قرارگاه.» نکته جالب اینکه وب‌سایت ایران‌وایر در تنظیم خبر ادعا کرده است که آقای ظریف در کنار عزیز جعفری از حسین طائب هم نام برده است اما نه در فایل صوتی و نه حتی در متن پیاده‌شدهٔ خود این سایت نامی از آقای طائب برده نمی‌شود.

    قبلاً فرید مدرسی، روزنامه‌نگار، هم ادعا کرده بود که این دو نفر پشت برخی فهرست‌های انتخاباتی هستند. و حالا با ادعاهای آقای ظریف، این گمانه‌زنی در تهران تقویت می‌شود که زوج جعفری-طائب در صحنه سیاسی نقش موثرتری بازی می‌کنند.

    ۲. نقد عدم‌مشارکت در انتخابات

    آقای ظریف حرف‌های «برخی حضار» را تائید می‌کند که رهبر انقلاب طرفدار مشارکت بالای مردم در انتخابات هستند و وقتی یکی از همین حضار می‌گوید که ایشان درباره مشارکت پائین در انتخابات اخیر هنوز اظهارنظری نکرده‌اند می‌گوید که رئیس‌ دفتر ایشان یعنی محمدی گلپایگانی در این مورد اظهارنظر کرده است.

    آقای ظریف می‌گوید در سه انتخابات اخیر – ۹۸ مجلس، ۱۴۰۰ ریاست‌جمهوری و ۱۴۰۲ مجلس- مردم خواسته‌اند با عدم مشارکت پیامی به بدهند اما این کار کارساز نبوده است. او پیشنهاد می‌دهد « ۱۰ میلیون رفته بودن و فقط یک رای نوشته بودن. رای باطله نبود. ۱۰ میلیون رای بود و آقای «نبویان» و آقای «قالیباف» دور اول یک نفرشون هم به مجلس نمی‌رفتن.» او در جای دیگر می‌گوید « ابزار مدنی، رای دادنه. ابزار مدنی، رای ندادن نیست.» و اشاره می‌کند که این نظر چندان محبوب نیست: «البته اکثر روشن‌فکرها با من مخالفند»

    ۳. تحلیل چهره‌های سیاسی و خودش

    در جایی از این گعده سیاسی، برخی حضار اشاره می‌کنند که چهره‌های «حسابی» در انتخابات وجود ندارند و به انتخابات ریاست‌جمهوری اشاره می‌شود که علی لاریجانی و اسحاق جهانگیری و مسعود پزشکیان ردصلاحیت شدند و چهره‌هایی مانند علی‌اکبر صالحی و خود ظریف ثبت‌نام نکردند.

    آقای ظریف معتقد است هیچ کدام از این سه نفر شانس رای‌آوری نداشتند: « اشتباهی که اینا کردن، این بود که جهانگیری و لاریجانی را رد صلاحیت کردن. هیچ کدوم‌شون رای نمی‌آورد.» در مورد احتمال رای‌آوری خودش اظهارنظری نمی‌کند و تنها می‌گوید در صورت ثبت‌نام ردصلاحیت می‌شده است: «ولی با توجه به این که یه خرده محبوبیت من داخل بیشتر از آقای «جهانگیری» و «لاریجانی بود»، دیگه کل انتخابات بی‌ارزش‌تر می‌شد.»

    آقای ظریف اما درباره پتانسیل سیاسی خودش اشاره می‌کند که از زمان ختم مادرش در سال ۹۲ چهره‌های سیاسی در پی کاندیداتوری و حضور او در انتخابات ریاست‌جمهوری بوده‌اند اما او قصدی برای این کار ندارد.

    در ابتدای این فایل صوتی آقای ظریف ادعا می‌کند که اصلاح‌طلبان از سال ۷۸ به دنبال حذف آیت‌الله خامنه‌ای از قدرت بوده‌اند و به طور مشخص می‌گوید که در اعتراضات دانشجویی سال ۷۸ که در پی واقعه حمله به کوی دانشگاه شعله‌ور شد، « پشت بی‌سیم گفتند پیش به سوی آذربایجان». که ادعایی‌ست تلویحی به هدایت دانشجویان به محل استقرار رهبری.

    اصلاح‌طلبان هنوز به شکل رسمی به این ادعاها پاسخ نداده‌اند اما این ادعا قبلاً از سوی اصول‌گرایان مطرح شده بود و اصلاح‌طلبان این ادعا را رد کرده‌اند. در واکنش به صحبت‌های آقای ظریف، علی افشاری که در سال ۷۸ از رهبران تحکیم وحدت بود، در متنی اشاره کرده که هم او – که حالا در زمره براندازان قرار دارد- و هم اصلاح‌طلبان تلاش کرده‌اند دانشجویان خشمگین را در محوطه کوی دانشگاه نگه دارند و به آن‌ها پیام داده‌اند که حرکت به سمت بیت رهبری بی‌حاصل است. مطالعه روزنامه‌های آن دوران هم نشان می‌دهد که مهم‌ترین تریبون‌های اصلاح‌طلبان در آن زمان سعی در کنترل احساسات دانشجویان داشتند.

    ظریف چه سیگنال‌های می‌فرستد؟

    تجربه نشان داده که تقریباً هیچ چیز در ایران اتفاقی نیست؛ به خصوص وقتی پای درز یک سند یا یک فایل صوتی در میان باشد. هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که آقای ظریف در درز این فایل نقش داشته اما می‌توان گفت که کسانی یا گروه‌هایی از افشای این فایل صوتی نفع می‌برند و ضرر می‌کنند.

    مهم‌ترین گروهی که با افشای این فایل وجهه‌اش آسیب می‌بیند، اعضا و پدرخوانده‌های فهرست‌های اصول‌گرای معارض فهرست اصلی اصول‌گرایان هستند. با بالاگرفتن تنش‌های میان اصول‌گرایان آن‌هم بعد از انتخابات شاید کسانی دوست داشته باشند افکار عمومی از زبان یک دیپلمات نسبتاً محبوب از پشت‌پرده فهرست‌های اتنخاباتی آگاه شوند. تا پیش از انتخابات «پاجوش‌ها» حمله‌‌های متعددی به قالیباف و «چنارهای» انتخابات داشتند. حالا و بعد از انتخابات این حدس معقول است که چنارها ضرب‌شستی به پاجوش‌هایی زده‌اند که از نتایج انتخابات سرمست‌اند.

    تجربه، همچنین به آقای ظریف –همان‌طور که کاربری در توئیتر به درستی به آن اشاره کرده- این را یاد داده که عالم محضر خداوند است و همه چیز به طرفه‌العینی علنی خواهد شد. به نظر می‌رسد آقای ظریف علی‌رغم صراحت، به نحو آگاهانه‌ای متوجه است چه بگوید و چه نگوید.

    به‌طور مشخص او آرایش فضای انتخابات را دست‌پرورده اشخاص معینی می‌بیند و تاکید دارد که حساب این افراد از نظام جداست. نکته دیگر، برائت او از جریان اصلاحات است. برائت از ۱۸ تیر و زدن اتهام «تندروی» و رودررویی با نظام به اصلا‌ح‌طلبان، عموماً ذکر خاص اصول‌گرایان برای تقرب است. حالا آقای ظریف این ذکر را زمزمه کرده است.

    هرچه باشد و هرقدر که آقای ظریف از ورود به صحنه انتخابات «گریزان» باشد بالاخره این احتمال هم هست که بر ایشان تکلیف شود یا دیگران اصرارکنند. انتخابات کم‌رمق زمستان ۱۴۰۲، نمایان‌شدن ضعف‌های دولت ابراهیم رئیسی، و احتمال پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات آینده ریاست‌جمهوری آمریکا شرایطی فراهم می‌کند که شاید نرمش قهرمانانه‌ دیگری ضرورت یابد. با این توصیفات شاید در ذهن محاسبه‌گر دیپلمات خنده‌رو در انتهای تونل روزنه‌ای را در حال گشایش ببیند.

    درزیافتن فایل صوتی گفتگوی ظریف در بهار ۱۴۰۰ او را به اغمایی دو ساله برد. باید دید این فایل با سرنوشت او چه می‌کند. به هر حال هرچقدر هم در جبهه اصول‌گرایی تنش بالا باشد، باز همه آن‌ها از خروج ظریف از صحنه نفع می‌برند.

  • مردم برخلاف میل رهبر عمل کردند!

    مردم برخلاف میل رهبر عمل کردند!

    به گزارش اقتصادران، «مشارکت در انتخابات» کلیدواژه پرتکرار و مهم در بیانات رهبری بوده است که در همه ادوار انتخاباتی، آن را اصلی کلیدی دانسته اند.

    ایشان برخلاف ادوار قبل، امسال در تاریخ ۱۵ فررودین در دیدار رمضانی مسئولان و کارگزاران نظام، انتخابات اسفند ۱۴۰۲ را بسیار مهم ارزیابی کرده و بر ۴ اصل امنیت، مشارکت، سلامت و رقابت در انتخابات اسفندماه تاکید کرده بودند تا ضرورت مشارکت حداکثری در انتخابات پیش رو را به نهاد‌های اجرایی و نظارتی، احزاب و تشکل‌های سیاسی و مردم یادآوری کنند؛ بنابراین همه نگاه‌ها به هیأت‌های اجرایی و نظارت دوخته شده بود تا ببینند منویات رهبر انقلاب چه میزان بر عملکردشان تاثیر خواهد داشت؟

    خروجی عملکرد هیات‌های اجرایی و نظارتی، اما نشان داد که توصیه‌های کلیدی رهبر انقلاب مبنی بر افزایش مشارکت در انتخابات، تاثیر چندانی نداشت. چه نتایج اعلام شده از سوی هیات‌های اجرایی و چه بررسی نهایی صلاحیت‌ها در هیات‌های نظارتی آن چیزی نبود که تصور می‌شد. هرچند تعداد کاندیدا‌های تایید صلاحیت شده بسیار بیشتر از ادوار گذشته بود، اما حضور چهره‌های شاخص و افرادی که هیجان انتخاباتی را به جامعه تزریق کنند و زمینه ساز انتخابات رقابتی و مشارکتی شوند بسیار کمرنگ بود.

    رکوردزنی انتخابات ۱۴۰۲ در میزان مشارکت

    در چنین فضایی، انتخابات مجلس دوازدهم و خبرگان ششم ۱۱ اسفندماه برگزار شد. انتخاباتی که پیش بینی می‌شد مشارکتی حداقلی در آن رقم بود و چنین نیز شد.

    طبق اعلام رسمی وزارت کشور، میزان مشارکت مردم در انتخابات مجلس دوازدهم ۴۱ درصد بوده است؛ یعنی از ۶۱ میلیون ایرانی واجد شرایط رأی دادن، ۲۵ میلیون نفر پای صندوق‌های رأی رفتند. این کمترین میزان مشارکت مردم ایران در ۱۲ دور انتخابات مجلس بعد از انقلاب بوده است.

    رکوردزنی انتخابات ۱۴۰۲ در میزان مشارکت+ جدول

    بیشترین و کمترین میزان مشارکت در ۱۲ دوره انتخابات مجلس

    آنگونه که آمار‌ها گویای واقعیت هاست، کمترین میزان حضور مردم در انتخابات به نام مجلس دوازدهم رقم خورده است. انتخاباتی که در آن ۲۵.۰۰۰.۰۰ نفر؛ یعنی ۴۱ درصد در سراسر کشور به پای صندوق رأی رفتند تا تکلیف ۲۹۰ نماینده مجلس را مشخص کنند. مجلس روی کار آمده تا این لحظه که تکلیف ۲۴۵ کرسی مشخص شده و ۴۵ کرسی بلاتکلیف است ترکیبی از نمایندگان شانا، امنا، صدای ملت و شورای وحدت است و طیف واحدی اکثریت را در دست ندارد.

    در جدول زیر مروری بر میزان مشارکت در ۱۲ دوره از انتخابات مجلس شورای اسلامی داشته ایم؛

    ردیف

    انتخابات

    تاریخ‌ برگزاری دوره اول

    تاریخ‌ برگزاری دوره دوم

    واجدین‌شرایط

    تعداد شرکت‌ کننده

    درصد

    تعداد داوطلبان

    جناح پیروز

    ۱

    اولین‌دوره

    ۵۸/۱۲/۲۴

    ۵۹/۰۲/۱۹

    ۲۰.۸۵۷.۳۹۱

    ۱۰.۸۷۵.۹۶۹

    ۵۲.۱۴

    ۳.۶۹۴

    حزب جمهوری اسلامی

    ۲

    دومین‌دوره

    ۶۳/۰۱/۲۶

    ۶۳/۰۲/۲۷

    ۲۴.۱۴۳.۴۹۸

    ۱۵.۶۰۷.۳۰۶

    ۶۴.۶۴

    ۱.۵۹۲

    جناح راست

    ۳

    سومین‌دوره

    ۶۷/۰۱/۱۹

    ۶۷/۰۲/۲۳

    ۲۷.۹۸۶.۷۳۶

    ۱۶.۷۱۴.۲۸۱

    ۵۹.۷۲

    ۱.۹۹۹

    مجمع روحانیون مبارز

    ۴

    چهارمین‌دوره

    ۷۱/۰۱/۲۱

    ۷۱/۰۲/۱۸

    ۳۲.۴۶۵.۵۵۸

    ۱۸.۷۶۷.۰۴۲

    ۵۷.۸۱

    ۳.۲۳۳

    جامعه روحانیت مبارز

    ۵

    پنجمین دوره

    ۷۴/۱۲/۱۸

    ۷۵/۰۱/۳۱

    ۳۴.۷۱۶.۰۰۰

    ۲۴.۶۸۲.۳۸۶

    ۷۱.۱۰

    ۵.۳۶۵

    جامعه روحانیت مبارز

    ۶

    ششمین‌دوره

    ۷۸/۱۱/۲۹

    ۷۹/۰۴/۱۰

    ۳۸.۷۲۶.۴۳۱

    ۲۶.۰۸۲.۱۵۷

    ۶۷/۳۵

    ۶.۸۵۳

    اصلاح‌طلبان

    ۷

    هفتمین‌دوره

    ۸۲/۱۲/۰۱

    ۸۳/۰۲/۱۸

    ۴۶.۳۵۱.۰۳۲

    ۲۳.۷۰۹.۲۰۱

    ۵۱/۲۱

    ۸.۱۷۲

    اصولگرایان

    ۸

    هشتمین‌دوره

    ۸۶/۱۲/۲۴

    ۸۷/۰۲/۰۶

    ۴۳.۸۲۴.۲۵۴

    ۲۲.۳۵۰.۲۵۴

    ۵۵/۰۴

    ۷.۶۰۰

    اصولگرایان

    ۹

    نهمین‌دوره

    ۹۰/۱۲/۱۲

    ۹۱/۰۲/۱۵

    ۴۸.۲۸۸.۷۹۹

    ۳۰.۹۰۵.۶۰۵

    ۶۴.۰۲

    ۵.۲۸۳

    اصولگریان

    ۱۰

    دهمین دوره

    ۹۴/۱۲/۷

    ۹۵/۰۲/۱۰

    ۵۴.۹۱۵.۲۲۵

    ۳۳.۹۵۶.۶۵۱

    ۶۱.۸۳

    ۴.۷۲۰

    اصلاح‌طلب/اصولگرا/مستقل

    ۱۱

    یازدهمین دوره

    ۹۸/۱۲/۲

    ۹۹/۰۱/۲۹

    ۵۷.۹۱۸.۱۵۹

    ۲۴.۵۱۲.۴۰۴

    ۴۲.۵۷

    ۵.۲۳۲

    اصولگرایان

    ۱۲

    دوازدهمین دوره

    ۱۴۰۲/۱۲/۱۱

    —-

    ۶۱.۱۷۲.۲۹۸

    ۲۵.۰۰۰.۰۰۰

    ۴۱

    ۱۵.۲۰۰

    شانا/امنا/شورای وحدت/صدای ملت

    مروری بر رأس هرم پارلمان در ادوار دوازده گانه حکایت از رکوردزنی علی لاریجانی دارد. او در مجالس هشتم، نهم و دهم ریاست مجلس را در دست داشت. آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز در مجالس اول و دوم ریاست مجلس را عهده دار بود. در مجلس سوم نیز ابتدا او رئیس مجلس بود، اما بعد از رحلت امام و آغاز رهبری حضرت آیت الله خامنه ای، این هاشمی رفسنجانی بود که در انتخاباتی که برگزار شد ریاست دولت را عهده دار شد تا کرسی ریاست مجلس به مهدی کروبی برسد.

    ناطق نوری نیز رئیس پارلمان چهارم و پنجم بود و ریاست پارلمان در دوره هفتم به حدادعادل رسید. در مجلس فعلی نیز در قالیباف توانست ریاست ۴ ساله این پارلمان را عهده دار شود. او با اینکه در مجلس آینده حضور دارد، اما ریزش رأی محسوس او در این انتخابات در مقایسه با سال ۹۸ و حملات همه جانبه تندرو‌ها به او، آینده اش برای تکیه زدن مجدد بر کرسی ریاست مجلس دوازدهم را با ابهاماتی روبرو کرده است. برخی هنوز قالیباف را بهترین گزینه ریاست می‌دانند خاصه آنکه برخی چهره‌های تندرو، چون رسایی، نبویان و آقاتهرانی برای کرسی ریاست خیز برداشته اند، اما برخی هم معتقدند که بعید نیست که او نیز به مثابه حدادعادل یک رئیس مجلس تک دوره‌ای باشد.

  • فشار واشنگتن به پاناما برای تحریم ایران

    فشار واشنگتن به پاناما برای تحریم ایران

    به گزارش اقتصادران، ایالات متحده آمریکا در راستای تلاش‌های خود برای اعمال فشار به کشورهای جهان برای اجرای تحریم‌های یکجانبه علیه جمهوری اسلامی، از پاناما درخواست کرد تا به کشتی‌های ایران مجوز استفاده از پرچم پاناما را ندهد.
    این اولین بار نیست که واشنگتن، پاناما را به قطع روابط با جمهوری اسلامی ترغیب می‌کند. پیش از این اواخر سال گذشته میلادی نیز به این کشور آمریکای مرکزی هشدار داده بود اما مقام‌های جمهوری پاناما، علی‌رغم تهدیدهای ایالات متحده آمریکا اعلام کردند که به کشتی‌های ایران اجازه عبور از کانال پاناما را می‌دهند.
    طبق گزارش خبرگزاری رویترز، معاون نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا در امور ایران آبرام پیلی در جریان سفر خود به پاناما این درخواست پرچم را مطرح کرده است.
    پیلی مدعی شده است که ایران و بازیگران مربوطه تلاش می‌کنند تا با استفاده از پرچم پاناما در کشتی‌های تجاری خود، تحریم‌ها را دور بزنند.
    این مقام آمریکایی تصریح کرد که هدف پیلی، «اطمینان یافتن از این است که ثبت امور کشتی‌رانی و حوزه قضایی پاناما مورد استفاده نهادهایی که تلاش می‌کنند تحریم‌های آمریکا علیه ایران را دور بزنند قرار نگیرد».
    طبق اعلام اداره دریانوردی پاناما، هشت هزار و ۵۴۰ کشتی در این کشور به ثبت رسیده‌اند که حدود ۱۶ درصد از ناوگان دریایی جهانی را تشکیل می‌دهد.
    واشنگتن مدعی است که برخی از کشتی‌هایی با پرچم پاناما برای حمل و نقل نفت و مشتقات نفتی ایران و دور زدن تحریم‌های آمریکا علیه جمهوری اسلامی مورد استفاده قرار می‌گیرد.
    پیلی تأکید کرد که دولت آمریکا از دولت پاناما انتظار دارد که به همکاری با واشنگتن بر اساس قوانین داخلی و تعهدات بین‌المللی ادامه دهد و به واشنگتن کمک کند تا «فشار بر حکومت ایران را افزایش داده و دامنه اجرای تحریم‌ها علیه ایران را گسترش دهیم».

  • مجلس یازدهم کاری کرد که مردم مقابل هم قرار بگیرند

    مجلس یازدهم کاری کرد که مردم مقابل هم قرار بگیرند

    به گزارش اقتصادران، محمدصادق جوادی‌حصار فعال سیاسی اصلاح‌طلب عضو حزب اعتماد ملی ، در پاسخ به این سوال که رهبر انقلاب از اول سال جاری تاکید فراوانی بر مشارکت پرشور داشتند. با توجه به اعلام مشارکت ۴۱ درصدی مردم در انتخابات ویژگی‌های مدنظر رهبری برای انتخابات اجرایی شد، گفت: انتخابات پرشور مدنظر رهبری، مشارکت ۷۰ تا ۸۰درصدی جمعیت بود. اما مشارکتی که حداقل آن حدود ۴۰ درصد بود نمی‌تواند انتخابات پرشور تلقی شود متاسفانه رقابت‌ها خیلی پرشور نبود و مشارکت خیلی بالایی در انتخابات شکل نگرفت. نمونه‌اش در مورد نمایندگان تهران است. آقای قالیباف در انتخابات گذشته یک میلیون و دویست هزار رای آورد اما در این دور ۴۰۰ هزار رأی آورده است. یعنی سه چهارم آرا کاهش پیدا کرده و در مورد مابقی نمایندگان هم این موضوع صدق می‌کند.

    وی افزود: رأی‌های اخذ شده در شهرستان‌ها و به ویژه در مراکز استان‌ها حداقل دو سوم کاهش یافته است. یعنی مشارکت خیلی پایین بوده است. اگر شهرستان‌های کوچک نبودند و آرا را با تهران بالانس نمی‌کردند، همین ۴۱ درصدی که اعلام شد بعید بود شکل بگیرد. برای مشارکت ما نباید کف فرضی را حساب کنیم، بلکه باید فوق فرضی را حساب کنیم که حداقل مشارکت باید ۷۵ تا ۸۰ درصد باشد. اما متأسفانه این اتفاق نیفتاده و تحلیل این مسأله هم خیلی پیچیده نیست. مردم ناامید بوده و نسبت به کارآمدی مجلس دچار تردید جدی هستند. مردم نسبت به مؤثر بودن تصمیمات مجلس در کلان کشور دچار تردید هستند و این موارد باعث می‌شود مردم در انتخابات کمتر شرکت کنند.

    جوادی‌حصار در پاسخ به این سوال که تحلیل شما از ترکیب مجلس دوازدهم چیست و چه رویکردی نسبت به مجلس یازدهم خواهد داشت، گفت: ترکیب مجلس دوازدهم هنوز تکمیل نشده و باید دید ترکیب نهایی مجلس به چه شکلی می‌شود. اگر یک فراکسیون قوی از جریان اعتدالی توسعه‌گرا و اصلاح‌طلب، شکل بگیرد می‌توان گفت یک اهرم کنترلی در مجلس به وجود می‌آید. مجلس یازدهم، مجلسی است که به شدت یکجانبه، یکسویه و یکدست بود که منافع کلان کشور را معطوف به رضایت مردم ندید. ممکن است بعضی‌ها بگویند ما منافع کشور را می‌بینیم اما مردم متوجه نمی‌شوند و راضی نیستند؛ آن بحث دیگر است. اما منافع کشور معطوف به رضایت مردم است و این مجلس خیلی موفق نبوده است. زیرا مصوبات این مجلس بیشتر تنش‌آفرین بود. به طور مثال قانون حجاب و عفاف، کاهش سرعت یا کنترل اینترنت و امثالهم با معیشت و امنیت مردم درگیر شدند و کاری کردند که مردم مقابل هم قرار بگیرند.

    وی افزود: این موارد با امنیت و آرامش عمومی کشور مغایرت دارد. در مجموع مجلس یازدهم نمره قبولی از مردم نگرفت. اگر نمره قبولی می‌گرفت حداقل به نمایندگان فعلی مجلس رأی بالا می‌دادند. وقتی آقای قالیباف که رئیس فعلی مجلس است، یک سوم آرای دوره قبل را از مردمی که بیشتر گرایشات اصولگرایانه داشتند می‌گیرد، یعنی رئیس، هئیت رئیسه و مصوبات مجلس مورد رضایت مردم نبوده است.

    جوادی‌حصار در پاسخ به این سوال که در انتخابات برگزار شده شاهد عدم رای دادن لیستی مردم بودیم به طوری که مردم به صورت ترکیبی به نامزدهای مورد نظر رای دادند. تحلیل شما از این موضوع چیست، گفت: من نمی‌توانم خیلی راحت این موضوع را بپذیرم. در شرایط عدم حضور رقبای جدی اصولگرایان، این جناح سیاسی دعواهای شخصی خودشان را برجسته‌تر کردند و یک لیست ۹۰ نفره برای تهران معرفی کردند که ۳۰ نفر اول‌شان در همه لیست‌ها بودند و تقریبا مابقی نامزدها برای آنکه دیده شوند در لیست‌های مختلف پخش شدند.

    وی افزود: بنابراین آمدند لیست‌ها را ترکیبی دادند و خیلی از افراد را در هر دو یا سه تا لیست قرار دادند. به همین دلیل نمی‌توان گفت مردم به لیست رأی نمی‌دهند. مردم از بین این سه لیست برجسته‌ها را انتخاب کردند. اما افرادی که وزنی نداشتند یا شناخته‌شده نبودند رأی کمتری آوردند. اگر شما به لیستی که رأی آورده است، نگاه کنید اکثرا در همه لیست‌ها حاضر هستند و فکر نمی‌کنم کسی باشد که در همه لیست‌ها نباشد. بنابراین این لیست‌ها ماهیت واحد داشته و در آن‌ها ماهیت افراط و تفریط هم وجود داشت که نشان‌دهنده اختلافات درونی آنان است. به طور مثال آقای قالیباف می‌خواست معتدل‌تر رفتار کند که لیست معتدلی ارائه کرده و از طرف دیگر جبهه پایداری لیست تندتری داده که آقای نبویان و رسایی در صدر لیست بوده و رای آوردند بالاخره ۳۰ نفر مورد نظر آنان در تهران رای آورده است.

    جوادی‌حصار در پاسخ به این سوال این تحلیل وجود دارد با توجه به جایگاه چهارم قالیباف در لیست تهران، با حضور سه فرد از جریان تندرو اصولگرایی در صدر لیست، او کرسی ریاست مجلس را از دست بدهد. چقدر این موضوع را محتمل می‌دانید، گفت: فکر می‌کنم آن آدم‌ها اگر بتوانند کاری انجام دهند، بیشتر فشارشان را روی اعتبارنامه آقای قالیباف خواهند گذاشت تا او را کلا حذف کنند. اگر این اتفاق نیفتد با وجود حضور آقای قالیباف در مجلس، خیلی بعید می‌دانم که در این شرایط جریان‌های تصفیه‌ساز بیرون و داخل مجلس به کسی دیگر غیر از آقای قالیباف رضایت بدهند.

    وی افزود: مثلا فکر می‌کنید آنها بگویند آقای قالیباف کنار برو و آقای پزشکیان رئیس مجلس شود؟ این افراد هیچ‌کدام در قد و قواره اداره مجلس نیستند. افرادی مانند آقای نبویان و رسایی همین که بالای سر آقای قالیباف هستند برایشان کافی است اما در حد و اندازه اینکه مجلس را اداره کنند، نیستند. می‌ماند دو، سه گزینه دیگر که بعید می‌دانم با حضور آقای قالیباف رأی بیاورند. ممکن است با لابی کردن هیأت‌‌رئیسه را از دست آقای قالیباف گرفته و یکی، دو نفر عضو هیأت‌رئیسه شوند. اما در نهایت به تصور من آقای قالیباف باز هم رئیس مجلس می‌شود اما اگر در پی حذف قالیباف باشند، قطعا خیزشان را روی اعتبارنامه‌اش برمی‌دارند.

    جوادی‌حصار در پاسخ به این سوال که با توجه به گفته وزیر کشور آمار آرای باطله ۵ درصد بود تحلیل شما درباره این موضوع چیست، گفت: من فکر می‌کنم آمار آرای باطله از ۵ درصد خیلی بیشتر بوده است. اما به هرجهت وقتی آمار را ۵ درصد اعلام می‌کنند یعنی آنکه افرادی بودند که احساس نیاز به حضور در پای صندوق رای داشتند و نمی‌خواستند به کاندیداهای موجود رأی بدهند. می‌توانیم تا حدودی آن رأی را اعتراضی تلقی کنیم. یعنی آمدند شرکت کردند اما به خاطر پاره‌ای از مسائل کلان‌تر به کاندیداهای موجود رأی ندادند.