دسته: سیاسی

  • آرای باطله یعنی مردمی که از روی ناچاری در انتخابات شرکت کرده‌اند

    آرای باطله یعنی مردمی که از روی ناچاری در انتخابات شرکت کرده‌اند

    به گزارش اقتصادران، اشرف بروجردی در گفتگو با روزنامه اعتماد ضمن واکاوی فضای سیاسی ردپای رادیکال‌ها را در مدیریت کشور بررسی کرده است.

    مردم باید بتوانند حاکمیت را بپذیرند؛ حاکمیتی که با رویکرد‌های سلبی و بدون توجه به خواسته مردم بخواهد خود را تداوم بخشد، از مردم رای طلب کند و قوانینی خلاف خواست مردم تصویب کند، محکوم به شکست است. مردم هم نهایتا همراهی با این ساختار ندارند.
    متاسفانه ریزش‌ها در هر دوره انتخابات از دوره قبل بیشتر می‌شود. سیستم باید در تصمیمات خود و نحوه تعامل با مطالبات مردم تجدیدنظر جدی کند.

    آرای باطله مردم به جمعیت ناراضی است که صرفا از روی ناچاری در انتخابات شرکت کرده‌اند. افرادی که کارمند هستند و نگرانند که عدم درج مهر انتخابات در شناسنامه و مدارک آن‌ها مشکلی برای‌شان ایجاد کند. یا افرادی که برای استخدام و گزینش و… نیازمند درج نام‌شان در لیست رای‌دهندگان بودند. کاملا محسوس است که ناراضیانی که به مهر انتخابات نیاز داشتند پای صندوق‌ها آمدند تا شرایط امنی برای کسب و کار خود فراهم کنند.

    برخی افراد هم در حوزه‌های انتخابیه مختلف زمانی که برای انداختن رای به حوزه انتخابیه ورود کردند، متوجه می‌شدند که قبلا از کد ملی آن‌ها افرادی سوءاستفاده کرده و نام‌شان در لیست رای‌دهندگان درج شده است. این روند نشان می‌دهد افراد بسیاری که رای نداده بودند نام‌شان در لیست رای‌دهندگان درج شده است. مشخص نیست از این آرا برای بالا آوردن چه افراد و گروه‌هایی استفاده شده است.

    اگر این گزاره‌ها در سایر حوزه‌های انتخابیه دامنه‌دار باشد، همین مشارکت ۴۱ درصدی هم با، اما و اگر‌های فراوانی همراه است.

    هرچند با ظهور اصلاحات تلاش شد دیدگاه مصباح برای مانع‌تراشی بر سر رشد اصلاحات مطرح شود، اما رسما از زمان دولت احمدی‌نژاد بود که شاگردان مصباح به ساختار‌های مدیریتی کشور رسیدند. در آن برهه حاکمیت مصباح را تایید کرد. این رویکرد از زمان دولت احمدی‌نژاد آغاز شد.

    اگر قرار باشد موشکافی دقیقی از دوران دولت مهرورز صورت گردد، مشخص می‌شود بسیاری از مشکلات امروز کشورمان در حوزه‌های مدیریت، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و… برآمده از انحرافی است که آغاز آن از دولت احمدی‌نژاد است. نمونه بارز این هدف‌گذاری‌ها را در ماجرای انکار هولوکاست احمدی‌نژاد می‌توان دید. اگر اسراییل می‌خواست سال‌ها تبلیغات علیه ایران صورت دهد به اندازه انکار هولوکاست نمی‌توانست برای خود دستاورد خلق کند. اساسا مشخص نشد چرا این گزاره مطرح شد و ایران را در افکار عمومی جهانی منزوی ساخت.

    مجلس دوازدهم و دولت سیزدهم در ادامه دولت احمدی‌نژاد و مجلس هفتم است. همان مخاطراتی که ممکن بود دولت احمدی‌نژاد ایجاد کند (و مشکلاتی که آفرید) محتمل است که مجلس دوازدهم و دولت سیزدهم هم ایجاد کنند.

    مردم به مانیفستی که امام (ره) در نوفل‌لوشاتو مطرح کرده بود رای دادند. در آن مانیفست رای اکثریت اصل بود و هیچ قدرتی در کشور اجازه نداشت در برابر خواسته‌های مردم بایستد.

    معتقدم برگزاری رفراندوم در‌خصوص موضوعات اساسی کشور راهکاری است که از طریق آن می‌توان نظر مردم را جویا شد و راهبرد آینده را مبتنی بر آن تعیین کرد.

  • دکتر مصدق استعفا داد!

    دکتر مصدق استعفا داد!

    به گزارش اقتصادران، مرکز رسانه قوه قضاییه با اعلام این خبر نوشت: به منظور از بین بردن شائبه هر گونه اعمال نفوذ در پرونده اخیر؛ دکتر مصدق استعفای خود، از سمت معاون اولی قوه قضاییه را تقدیم رییس عدلیه کرد.

    گرچه این استعفا از نظر افکار عمومی دیرهنگام بوده است و شایسته این بود که در همان زمان اعلام خبر بازداشت فرزندان معاون اول قوه قضاییه حجت الاسلام  مصدق به جهت هرگونه اثر گذاری در رسیدگی به پرونده فرزندان خود استعفا می‌داد ولی باپذیرش این استعفا توسط رئیس ادلیه این امید را مجدد در نگاه افکار عمومی زنده کرده که نباید در مبارزه با فساد حد و مرزی را قائل بود.

    قوه قضاییه اعلام کرد: حجت الاسلام والمسلمین محمد مصدق استعفای خود، از سمت معاون اولی قوه قضاییه را تقدیم رئیس قوه قضاییه کرد و رئیس قوه قضاییه با درخواست وی موافقت کرد

  • ۴۵ سال ما به مردم حرف‌های خوب خوب می‌زنیم، روز به روز وضعیت زندگی مردم را بدتر و بدتر می‌کنیم

    ۴۵ سال ما به مردم حرف‌های خوب خوب می‌زنیم، روز به روز وضعیت زندگی مردم را بدتر و بدتر می‌کنیم

    به گزارش اقتصادران، هر چه به ۱۱ اسفند نزدیک‌تر می‌شدیم؛ حواشی مختلف نسبت به آن بیشتر شد؛ از رد و تائید صلاحیت‌ها گرفته تا دادن لیست های متعدد؛ و تا به امروز، جدل بر سر ریاست مجلس.

    در خصوص این موضوعات با مسعود پزشکیان نماینده فعلی تبریز و منتخب مجلس آینده به گفت و گو نشستیم. مشروح این گفت و گو در پی می آید:

    انتخابات مجلس دوازدهم را با وجود حواشی بسیاری که داشت، پشت سر گذاشتیم؛ اما نکته حائز اهمیت آرای باطله بود، حال تحلیل شما در این باره چیست؟

    بارها گفتم؛ مشکل اصلی این بوده که عده‌ای با وجود سلایق، عقاید و قومیت‌های مختلف باید می‌آمدند، از سویی عده‌ای به خاطر جّوی که وجود داشت، احتمال می دادند تائید صلاحیت نشوند و به این خاطر نیامدند؛ تعدادی نیز آمدند، اما تائید صلاحیت نشدند.

    طبیعتا وقتی از یک جناح، دسته و یک طرز تفکر هرکسی را که می‌خواهند به صحنه بیایند، اجازه دهیم؛ و به طرف مقابل اجازه ندهیم که حضور پیدا کنند، بلکه این اجازه به رده سوم و چهارم آنها داده می‌شود، طبیعتا مشارکت کاهش می‌یابد. یک عده دلشان می‌خواهد در انتخابات شرکت کنند، اما فردی را ندارند که به آن رأی بدهند و آن‌هایی که حضور دارند را هم نمی‌خواهند و طبیعتا رأی باطله می‌دهند. اما آن فرد دلش با انقلاب و کشور است و در چهارچوب باورهایش، مملکت، انقلاب و سیستم را قبول دارد، ولی با این روند کاری کرده اند که او رأی باطله بدهند.

    یک تعدادی هم به اجبار آمدند و رأی دادند، علی‌رغم اینکه دل آن‌ها هم نمی‌خواست ولی چاره‌ای نداشتند و باید انتخاب می‌کردند.

    من  بارها گفته‌ام، در جلسه‌ای که رئیسی ریاست محترم جمهور دعوت کرده بودند، به ایشان عرض کردم؛ اگر من جای شما بودم قبل از اینکه هیئت‌های اجرایی شروع به قلع و قمع کنند جلسه را می‌گذاشتم. دوم، خودم می‌رفتم از یک دسته افراد شاخص، سرشناس، مورد اعتماد مردم خواهش می‌کردم که خودشان بیایند ثبت نام کنند؛ از آن طرف با شورای نگهبان صحبت می‌کردم که اجازه دهند که برای افراد پرونده‌سازی نکنند که این‌ها بدون مشکل بتوانند حضور داشته باشند. مقام معظم رهبری نیز از ابتدای سال می‌گفتند که کاری کنید مردم پشت صندوق‌های رأی بیایند.

    این نتیجه به تصور من باعث می‌شد که مردم به خاطر آن‌ها به پای صندوق‌های رأی آمده و رأی می‌دادند و از طرفی حتی اگر 10-20 نفر از کسانی که آن‌ها را نمی‌خواهند به مجلس می‌آمدند؛ حتی اگر اتفاق خاصی نمی‌افتاد، ولی مشارکت افزایش پیدا می‌کرد. اما این‌ها نه تنها این کار را نکردند، حتی آن‌هایی که آمده بودند را رد صلاحیت کردند. در دور اول نیز هیئت‌های اجرایی صلاحیت ما را ندادند، به تصور آنها ما صلاحیت نداشتیم! چرا باید مقام معظم رهبری در این امر دخالت کند و از این‌ها سوال کند که چرا این کار‌ها را می‌کنید؟! و امروز بعد از انتخاب‌هایی که در تهران صورت گرفت شروع کردند علیه همدیگر به بی‌ادبی، بد اخلاقی کردن که به نظر من کاری درستی نیست و در نتیجه رهبری بگوید که هنوز نرسیده دعوا راه نندازید! کشور به وحدت، انسجام، منطق و علم نیاز دارد و ما اگر می‌خواهیم که مملکت درست شود؛ ابتدا باید همه را بازی دهیم و دوم، به آنهایی که عالم و کارشناس هستند و زحمت کشیده‌اند احترام بگذاریم و در آخر، به هرکسی اجازه ندهیم که علیه آن‌هایی که در این مملکت زحمت کشیدند، پرونده سازی و هو کنند.

     

    اجازه بدهند که صدای همه مردم در مجلس شنیده، دغدغه‌ها و دردهای آن‌ها گفته شود

    نظر شما در مورد رأی ندادن سید محمد خاتمی چه بود؟

    من نمی‌دانم؛ بالاخره تحلیلی است که آقای خاتمی ریاست محترم جمهور قبلی ما داشتند و به نظر من ایشان خیلی آدم شریفی هستند. به هر حال بنده اعتقاد داشتم که باید بیایند، اما آن‌ها را حذف کردند، در عین حال مقام معظم رهبری مداخله کرد، چرا که با آمدن امثال ما یک عده افراد می‌آیند و اگر ما نمی‌آمدیم قطعا نمی‌آمدند. این‌ها اگر می‌خواستند که مشارکت افزایش پیدا کند باید افرادی مانند ما را و البته خیلی از افرادی هستند که در این انقلاب ممکن است، اعتقاد و باور ما را نداشته باشند ولی مال این مملکت هستند، را اجازه حضور می دادند. چرا که یک عده هم طرفدار آن‌ها هستند؛ چرا نباید این‌ها کرسی در مجلس داشته باشند؟ اگر قانونی مصوب شد که خلاف شرع است شورای نگهبان آن طرف ایستاده و می‌گوید که آن چیزی که شما مصوب کردید خلاف شرع است.

    ولی اجازه بدهند که صدای همه مردم در مجلس شنیده، دغدغه‌ها و دردهای آن‌ها گفته شود. ولی نهایتا یک تصمیم می‌گیرند که عقل جمعی این صدا را قبول دارد ولی اجازه دهند که آن صدا شنیده شود، ما اجازه نمی‌دهیم که تنها صدای یک گروهی از مردم شنیده شود فقط یک دسته می‌خواهند که صدای خودشان شنیده شود بعد خیال می‌کنند که مردم همان‌هایی هستند که این‌ها از آن می‌گویند، وقتی مردم از یک دسته و جناحی حرف می‌زنند تنها یک قسمتی از کل هستند. یک قسمتی از مردم اصلا آن‌ها را قبول ندارند، یک قسمتی اصلا من را قبول ندارند، قرار نیست که اگر من را قبول نداشته باشند بگویم مردم نیستند و این کاملا غیر منطقی است.

    آقای ثابتی و افرادی که آمدند، چه پشتوانه و فعالیت علمی، کارکردی در این کشور دارند؟!

    به بعد از انتخابات بپردازیم و در کمال ناباوری شاهد بودیم محمد باقر قالیباف چهارم می‌شود! تحلیل شما در این باره چیست؟

    وقتی بداخلاقی‌ها در سیستم رشد می‌کند، تهمت و انگ زدن را شاهد هستیم، در این مملکت که سهل است در کل دنیا آدم بی‌عیب پیدا نمی‌کنید. «باد خزان در چمن دهر مرنج/ فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست؟»

    اگر به دنبال آدم بی‌نقص می‌گردند پیدا نمی‌کنند، اصلا وجود ندارد. ما باید مجموع این ناتوانی‌ها و توانمندی‌ها را کنار هم قرار دهیم، از توانمندی همه افراد استفاده کنیم، سعی کنیم آن نقص‌ها و ناتوانی‌ها را نادیده بگیریم تا به جایی برسیم. وگرنه بگردیم از افراد نواقص پیدا کنیم و حذف کنیم، اصلا کسی در این مملکت نمی‌ماند. یک ضرب‌المثل انگلیسی بود که می‌گفت، «ما آدمی را پیدا کردیم که عیب نداشت و ۴۰۰ سال بود که هیچ عیبی مرتکب نشده بود و آن هم یک مجسمه بود.» مگر می‌شود که آدم کار کند و عیبی نداشته باشد. فردی که در حال حرکت است حتما یک مشکل پیدا می‌کند.

    زمانی قصد دارم این خلاف‌ها را انجام دهم یک وقت هم نه، آدم اشتباه می‌کند، براساس اشتباه که آدم‌ها را حذف نمی‌کنند! یک آقایی می‌آید و حداد عادل را زیر سوال می‌برد! حداد عادل قطعا عیب دارد، اما در این مملکت برای خود یک شخصیتی است. اول آمدند خاتمی و موسوی و… را زدند، از آن‌ها گذشتند و امروز خودی‌ها را می‌زنند! حال دیگر کسی نمی‌ماند. آقای ثابتی و افرادی که آمدند، چه پشتوانه و فعالیت علمی، کارکردی در این کشور دارند؟! اگر بخواهند کار کنند، عیب پیدا خواهند کرد و وقتی که عیب پیدا کنند برای آن‌ها هم پرونده‌سازی خواهد شد. مدیریت کردن و اداره کردن سیستم با اداره کردن مملکت متفاوت است، با این روند علی می‌ماند و حوضش و هیچکس نمی‌ماند.

    بین تئوری و حرف فاصله‌ای نیست!

    پیش‌بینی شما از این دو قطبی پیش آمده چیست، دو قطبی که امروز در جامعه به وضوح دیده می‌شود؟

    خیلی خوب است، به نظر من این روند دارد ذات قضیه را نشان می‌دهد. چون این‌ها ادعا می‌کردند که گذشته‌ها بد و فاسد هستند و ما این کار و آن کار را می‌کنیم. به قولی «چون محک تجربه آید به میان/ خود سیه‌روی شود هر که در او غش باشد» این‌ها ادعا می‌کردند ۸۰ درصد مشکل مربوط به مدیریت است  و فقط ۲۰ درصد برای تحریم‌ها است؟! خب چرا آن‌ را درست نمی‌کنند. الان که تورم چندین برابر شده، دلار ۲۰ هزار تومانی به ۶۰/۷۰ هزار تومان میرسد و بدتر هم خواهد شد. گوشت ۱۰۰ هزار تومانی ۷۰۰ هزار تومان و مرغ ۲۵ هزار تومانی ۱۲۰ هزار تومان رسیده است، حال چرا آن را درست نمی‌کنند؟ حرف و تهمت زدن و ادعا کردن ساده است، اینکه بتوانی در عمل راه را بروی و اجرا کردن آن به سادگی نیست. مگر نمی‌گفتند که ۱ میلیون مسکن می سازیم، ۴ سال تمام شد. اگر ۸ سال دیگر هم تمام شود باز هم در سال یک میلیون نمی‌شود.

    اگر در ۸ سال ۱ میلیون مسکن بسازند من اسم خود را عوض می‌کنم! بین تئوری و حرف فاصله‌ای نیست! وقتی حرف می‌زنی با اینکه بله من اله می‌کنم و بله می‌کنم و من اصلا هواپیما درست می‌کنم که چنان برود هوا که فلان بشود، اصلا من را بگذارند هواپیما سهل است من دوچرخه هم نمی‌توانم درست کنم، ولی ادعا می‌کنم که هواپیما می‌سازم!

    یکی ادعا می‌کند که با یک میلیون تومان اشتغال درست می‌کند، بعد یک عده هم گول این آدم را می‌خورند و می‌گویند که این فرد چقدر توانایی دارد که با یک میلیون می‌خواهد یک خانه درست کند. مسخره نیست؟ و او را باور می‌کنند. یکی مار را می‌کشد و یکی هم مار را می‌نویسد، می‌گویند آره این راست گفته است.

    تصور نمی‌کنم که این آقایانی که با تندروی و این حرف‌ها می‌آیند بتوانند کرسی در مجلس داشته باشند

    در این میان جدل‌ها بر سر ریاست مجلس را چطور تلقی می‌کنید؟

    نظر خاصی ندارم ولی تصور نمی‌کنم که این آقایانی که با تندروی و این حرف‌ها می‌آیند بتوانند کرسی در مجلس داشته باشند. در عوام شاید بتوانند کارهایی را پیش ببرند که آن‌ها تصور کنند، راست می‌گویند، ولی حرف خوب زدن که هزینه ندارد. می‌خواهید تا دلتان بخواهد ما حرف خوب بزنیم، ۴۵ سال ما به مردم حرف‌های خوب خوب می‌زنیم، روز به روز وضعیت زندگی مردم را بدتر و بدتر می‌کنیم، حرف که می‌زنیم خیلی خوب است، ولی وقتی که می‌آییم عمل کنیم نتیجه آن این است که در جامعه همه مشکل پیدا کردند و همه نسبت به ما مسأله‌دار شده‌اند. این‌ها هم اینطوری است؛ فکر نمی‌کنم بالاخره وقتی محک تجربه آید این‌ها معلوم خواهد شد که این‌ها اصلا قانون‌گذاری هم نخواهند توانست انجام دهند.

    قانون‌گذاری خودش یک مهارت می‌خواهد یک علم و پشتوانه و تجربه می‌خواهد، آدمی که هیچکدام از این‌ها را ندارد، اصلا فردا به دست گرفت چگونه می‌خواهد قانون‌گذاری کند؟ با چه تجربه و پشتوانه‌ای؟ کجا از این کارها کرده‌اند که اینجا می‌توانند این کارها را بکنند؟

    اینکه گفته می شود در برخی شهرها، رأی خرید و فروش شده تا چه اندازه صحیح است؟

    وقتی سیستم ما سیستم ناکارآمدی است از این کارها تا دل شما بخواهد وجود دارد. نشان می‌دادند طرف لیست کدهای ملی را وارد کرده و به اسم آن‌ها پشت سر هم رای می‌دهد. طرف می‌گوید که اصلا من رای ندادم اما به او گفتند که تو رای دادی و فلان جا هم رای داده‌ای! حالا بیا و ثابت کن آقا من رای نداده‌ام.

    اگر فردی بدون اجازه دیگری از رفتار و گفتار او عکس و فیلم بگیرد، کاملا خلاف شرع عمل می‌کند

    اگر بخواهیم به موضوهات روز بپردازیم، چند روز پیش در قم شاهد عکسبرداری فردی روحانی از یک خانم بودیم. آیا اینگونه تنش ها را به صلاح می‌دانید؟

    اگر فردی بدون اجازه دیگری از رفتار و گفتار او عکس و فیلم بگیرد، کاملا خلاف شرع عمل می‌کند؛ حالا بقیه‌اش بماند.

    وزیر کشور مگر شرع است؟ مگر هرچه که این‌ها گفتند شرع و قانون است؟

    این اجازه را وزیر کشور داد

    وزیر کشور مگر شرع است؟ مگر هرچه که این‌ها گفتند شرع و قانون است؟ وزیر کشور که زمین و زمان را با دوربین چک میکند. با چک کردن نمی‌شود رفتار را عوض کرد. یکی از آن کارها نظارت است، ولی اخلاق و رفتار انسان‌ها را با تغییر ذهنیت می‌شود درست کرد. شما با دستور نمی‌توانید به بچه، خواهر و برادر خودتان بگویید این برادر و بچه آدم است ولی من نمی‌توانم به بچه خود به زور امر کنم که این کار را نکن و این کار را بکن، قبول نمی‌کند. چکار کنم اگر قبول نکرد؟ او را بزنم؟ بیرون کنم؟ جریمه کنم؟ می‌شود؟

    آنچه که در خانواده خود نمی‌توانیم انجام دهیم در جامعه انجام می‌دهیم و آن‌ها قبول نمی‌کنند؛ در نتیجه بدتر می‌شود. اگر این‌ها با ما عناد کردند، چه کنیم؟ بزنیم؟ زندان کنیم؟ اخراج کنیم؟ جریمه کنیم؟ روز به روز این‌ها را نسبت به خودمان و باورهایمان متنفرتر می‌کنیم.

     اگر اعتقاد ما خوب است در رفتار نشان دهیم که خوب هستیم

    اتفاقا برخی نگاه‌ها این موضوع به اسلام چسباندند

    می‌گویم روز به روز این رفتار باعث می‌شود که مردم نسبت به باورهای ما موضع گرفته و تنفر پیدا کنند. می‌خواهند چکار کنند؟ اگر اعتقاد ما خوب است در رفتار نشان دهیم که خوب هستیم، نگاه، عملکرد ما خوب است. در این صورت مردم وقتی بیایند پیش ما راضی برمی‌گردند.

     آقایان به جای اینکه فحش داده و بد و بیراه بگویند اول اخلاق خود را درست کنند

    راهکار شما در این خصوص چیست که وضعیت سال گذشته تکرار نشود؟

    راهکار خیلی ساده است. حضرت علی می‌گوید که کُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ‌ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ، مردم را به غیر زبان، ادعُ إِلى سَبیلِ رَبِّکَ بِالحِکمَةِ وَالمَوعِظَةِ الحَسَنَةِ وَ جادِلهُم بِالَّتی هِیَ أَحسَنُ، مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً، هر که خواست جلو بگوید که دنبال من راه بیفتید، فَلْیَبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ، اگر قرار است من به شما بگویم که نباید این کار با بکنید اول باید خودم را اصلاح کنم، وَ لْیَکُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ، باید قبل از اینکه با زبان به شما بگویم با رفتارم به شما درستی و خوبی و خوش اخلاقی و ادب و نزاکت را به شما نشان دهم که در رفتار چگونه است، وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ، اینکه خودت را تعلیم بدهی و با رفتارت مردم را دعوت کنی بهتر از این است که زبانا به مردم بگویید.

    این آقایان به جای اینکه فحش داده و بد و بیراه بگویند اول اخلاق خود را درست کنند که من بگویم عجب آدم‌های خوش اخلاق و مهربانی هستند. بعد وقتی نگاه کنی ببینی عجب آدم‌های توانمند، خلاق، گره باز‌کنی هستند. من وقتی ببینم که این چه آدمی است بخواهم یا نخواهم عاشق او می‌شوم و به طرف او می‌روم و اصلا لازم نیست که او کاری کند. ما عاشق آن رفتار می‌شویم و دنبال راه می افتیم ولی وقتی دارد بد و بیراه می‌گوید و حرف‌های مفت می‌زند از این فرد متنفر می‌شویم.

    مردم نسبت به بانکی پور و تفکر او مردم مسأله‌دار می‌شوند

    مثل آقای بانکی پور که از جریمه سه میلیونی صحبت کرده است

    در نتیجه مردم نسبت به بانکی پور و تفکر او مسأله‌دار می‌شوند. ممکن است که حرف او راست باشد، ولی نوع گفتن و راه‌حل او غیر ممکن و شدنی نیست. ۴۵ سال از این کارها می‌کنیم، اما چرا به نتیجه نرسیده است؟ بچه‌ای که دست ما بوده در مهد کودک، مدرسه، دبیرستان بودند و البته روحانیت و این آقایان نیز آنجا بوده‌اند و حاصل آن همین است. آن موقع که می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم، نکردیم حالا می‌خواهیم آن را درست کنیم؟ به همین خیال باشند.

  • افراد تندرو نمی‌توانند سایر نمایندگان را با خود همراه کنند / مانع افراد تندرو شدن کار سختی است

    افراد تندرو نمی‌توانند سایر نمایندگان را با خود همراه کنند / مانع افراد تندرو شدن کار سختی است

    به گزارش اقتصادران، «اصلاح‌طلبان باعث رأی آوردن افراد تندرو شدند.» این ادعایی است که عباسی سلیمی نمین، فعال سیاسی اصولگرا در گفتگو با یک خبرگزاری  مطرح می‌‎کند.

    سلیمی نمین به تخریب ها علیه قالیباف نیز اشاره کرد و گفت؛« تندروها امروز قالیباف را تخریب می‌کنند و فردا فرد دیگری را چرا که این افراد متوقف نمی‌شوند و از تخریب یک نفر راضی نمی‌شوند»

    او در پیش بینی مدیریت مجلس آینده تاکید دارد؛« تندروها تصور می‌کنند می‌توانند مدیریت مجلس را در دست بگیرند، اگر مجلس تا این اندازه تنزل کرده، این اقدام را انجام دهند و قابلیت‌های خود را نشان دهند اما بعید می‌دانم که در مجلس نسبت به ریاست افراد تندرو استقبال صورت بگیرد و اینها بتوانند نظر دیگران را به خودشان جذب کنند.»

    در ادامه گفتگو با عباس سلیمی نمین، فعال سیاسی اصولگرا را می‌خوانید:

    *******

    *آقای سلیمی نمین! روی کار آمدن تندروها در نتیجه انتخابات مجلس دوازدهم تا چه اندازه شما را شوکه کرد؟

    تندروی رویه‌ای است که در طیف‌های مختلف سیاسی کمابیش مشاهده می‌شود و در تند کردن فضای سیاسی به گونه‌ای یکدیگر را کمک می‌کنند. در این دوره انتخابات مجلس دوازدهم اگر جه برخی عناصر تندرو در برخی از شهرستان‌ها کنار زده شدند اما در تهران کم و بیش افرادی از این قبیل به مجلس راه پیدا کردند.

    بعید است افراد تندرو تاثیری در فضای کلی مجلس داشته باشند

    اینکه افراد مذکور در کلیت فضای مجلس تاثیر خواهند داشت، باید به صورت جدی بحث کرد. تصور بنده این نیست که این افراد تندرو بتوانند در فضای کلی مجلس تاثیر اساسی داشته باشند. تند کردن فضای سیاسی توسط نیروهای تندروی اصلاح‌طلب منجر شد که اصولگرایان تندرو موقعیتی کسب کنند، که این اتفاق قضیه‌ای مورد تأمل است که باید به آن پرداخت چراکه تصور بنده این بود که ما از این افراد عبور کردیم و مطرح نخواهند بود اما این تصور دقیق نبود.

    افراد تندرو نمی‌توانند سایر نمایندگان را با خود همراه کنند

    حقیقت این است که هر وقت یک جریانی فضا را تند کند به نحوی که از دایره رقابت منطقی سیاسی خارج شده، این طرف هم میدان پیدا می‌کند و اعلام می‌کند که جریان اصلاح‌طلب وجود خارجی ندارد و از دایره نظام خارج شده است.

    بنابراین رقابت آنها باید در دایره طیف اصولگرا دنبال کرد، وقتی این تصور شکل می‌گیرد فضا برای افرادی که به هیچ‌وجه در طیف اصولگرا شایستگی هدایت جریان را ندارند، وارد میدان شوند چراکه بحث این است که افراد تند اصلاح‌طلب را باید کنار بگذاریم بنابراین رقابت باید در جریان اصولگرا صورت بگیرد، این مقدمه طرح نیروهای افراطی است که تعدادی از اینها در تهران رأی آوردند.

    البته تصور بنده این نیست که افراد افراطی با تندروی در مجلس بتوانند دیگران را با خود همراه کنند، قطعاً در مقایسه با فضای عمومی جامعه، در فضای مجلس منطق پررنگ‌تر خواهد بود. در فضای عمومی کشور افراد افراطی نیروهای سیاسی کمی دارند که از دانش سیاسی کم و تجربیات پایین برخوردار هستند، اینها می‌توانند تحت تأثیر شعارهای سیاسی قرار بگیرند که در انتخابات اخیر این اتفاق صورت گرفت اما بعید می‌دانم شعارهای احساسی و مهیج بتواند در نیروهای منتخب و انتخاب شده در مجلس آتی تاثیرگذار باشد.

    *این حالت هیجانی و احساسی فکر نمی کنید در مثلا ماجرای ریاست مجلس هم دیده شود و …

    تصور بنده این نیست که نمایندگان منتخب این دروه مجلس دچار چنین فضایی شوند. البته احتمال دارد که افراد مسائل شاذی را مطرح کنند اما بعید می‌دانم که از این طریق جمعیت قابل توجهی را با خود همراه کنند، مگر اینکه اتفاق خاصی بیافتد.

    بعید می‌دانم مجلس اینقدر تنزل کند که تندروها رییس شوند

    *البته در حال حاضر افرادی نظیر رسایی در حال موضع‌گیری علیه قالیباف هستند، این قبیل اقدامات می‌توانند فضای مجلس را در مورد انتخاب رییس تحت تأثیر قرار دهد؟

    بحث تخریب قالیباف دامنه گسترده‌ای در داخل و خارج از کشور دارد. متأسفانه بسیاری از افراد در طیف اصلاح‌طلب و اصولگرا از نظر مدیریتی چندان نقطه مثبتی در برنامه و کارنامه خود نداشتند، در گذشته درصدد تخریب قالیباف برآمدند.

    منتهی موجی که در آستانه انتخابات مجلس شکل گرفت، موج متفاوتی است و باید به صورت جدی‌تر ارزیابی کرد چراکه با داخلی‌ها و خارجی‌ها همراه شده است. البته موج جدید تخریب قالیباف حرف قابل پذیرشی ندارد. نکته قابل توجه این است که هر فردی در کنار قوت‌هایش، ضعفی‌هایی هم دارد اما آنچه از طریق تخریب دنبال می‌شود پشتوانه منطقی ندارد.

    در هر صورت این دوستان تصور می‌کنند می‌توانند مدیریت مجلس را در دست بگیرند، اگر مجلس تا این اندازه تنزل کرده، این اقدام را انجام دهند و قابلیت‌های خود را نشان دهند اما بعید می‌دانم که در مجلس نسبت به ریاست افراد تندرو استقبال صورت بگیرد و اینها بتوانند نظر دیگران را به خودشان جذب کنند.

    همچنین اینکه افراد افراطی تمایل به کسب ریاست مجلس دارند، عیبی ندارد و اشکال ندارد خود را در این حد قلمداد می‌کنند اما اگر قرار باشد مدیریت مجلس در دست افراد دعواساز قرار بگیرد، چنین مجلسی نمی‌تواند اداره شود چراکه ریاست مجلس باید بتواند اعتدال ایجاد کند و آن را اداره کند به این ترتیب که سلایق مختلف را در کنار هم مدیریت کند، از این‌رو نیرویی که خودش تنش ایجاد می‌‎کند قطعآً نمی‌تواند مجلس را اداره کند.

    در مجلس تحت مدیریت قالیباف تنشی وجود نداشت

    در حقیقت نیرویی می‌تواند مجلس را اداره کند که وزن داشته باشد و نیروهای مختلف را بهم پیوند بزند.نکته دیگر در مورد ریاست مجلس پیوند زدن سلایق مختلف در مجلس به یکدیگر است، به این ترتیب که پیوند زدن نیروها به یکدیگر نیازمند آرامش است، خوشبختانه در دوره قالیباف مجلس پرتنش نداشتیم، حالا افرادی که به واسطه زدنِ حرف‌های تنش‌زا رأی آوردند، بخواهند به این شیوه ادامه دهند، خریداری نخواهند داشت. به عبارت دیگر مجلس باید با وزنی اداره شود.

    *پس شما معتقدید مجلس یازدهم به ریاست قالیباف توانست اعتدال را حفظ کند؟

    در مجلس تحت مدیریت قالیباف تنش وجود نداشت، افراد با گرایش‌های مختلف در مجلس یازدهم حضور داشتند اما اینکه تنشی شکل بگیرد وجود نداشت. نمی‌خواهم بگویم صد در صد اما در مجلس یازدهم موردی که نگاه مردم نسبت به مجلس منفی شود، را شاهد نبودیم.

    صدا و سیما قطعاً نمی‌تواند به این روش خود را اداره کند

    *این اقدام صداوسیما که بعد از انتخابات مجلس و در فضای گمانه‌زنی برای ریاست آن به فردی مانند رسایی تریبون می‌دهند که علیه قالیباف صحبت کند، را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    اقدام صدا و سیما عجیب و غریب نیست. به عبارت دیگر اینکه برخی نمایندگان حرف‌های شاذی بزنند و صدا و سیما پخش کند، عجیب نیست اما صدا و سیما به کسانی که مورد تعرض قرار می‌گیرند، اجازه دهد از خود دفاع کنند.

    در حال حاضر این اقدام صورت نگرفته است، به این ترتیب که برخی از افرادی که آمدند و حرف‌هایی زدند، از آنها پرسش نشده و عدله‌ای خواسته نشده است. اگر مشی صدا و سیما این است اتهاماتی در آنجا مطرح شود و بعد اجازه ندهند فردی که مورد اتهام قرار گرفته از خودش دفاع کند، اشکال ندارد، بهرحال این یک مشی است اگرچه صدا و سیما قطعاً نمی‌تواند به این ترتیب خود را اداره کند .

    به عبارت دیگر افتادن در این دعواها صدا و سیما را از جایگاه خود دور می‌کند. متاسفانه در ایام قبل از انتخابات مواردی مطرح شد اما صدا و سیما صحت و سقم آن حرف را پیگیری نکرد و اجازه نداد از خود دفاع کنند. در مجموع انتخابات مقوله‌ای است که صدا و سیما قطعاً باید در آن بی‌طرف باشد و اجازه ندهد از طرقی آن علیه کسی صحبتی مطرح شود.

    نکته دیگر این است که انتخابات تهران هنوز تمام نشده و برخی از سوگیری‌ها می‌تواند بی‌طرفی را نقض کند. بنابراین در چنین شرایطی بنده درست ارزیابی نمی‌کنم که صدا و سیما این اقدامات را انجام دهد. اما در هر صورت تصور کنید می‌خواهند این فضا را در اختیار همه قرار دهند که از خود دفاع کنند، اما به دلیل اینکه امکانش وجود ندارد، این سیاست مورد نقد جدی است.

    امروز قالیباف تخریب می شود فردا فرد دیگری!

    *در مورد مجلس یازدهم گفته می‌شد مجلس همسو با دولت، آیا مجلس دوازدهم با این ترکیب که تکلیف ۲۴۵ کرسی آن مشخص شده، مجلس یکدست با دولت خواهد بود؟

    در مورد مجلس یازدهم هم برخی می‌گویند مجلس با دولت تخاصم دارد و خیلی مقبول نبوده است. مورد دیگر اینکه در مجموع مجلس یازدهم به دنبال این نبوده که چوب لای چرخ دولت بگذارد اما برخی در داخل دولت از مجلس و ریاست آن ناراضی هستند.

    در مجموع مجلس یازدهم تعامل سازنده‌ای با دولت داشت اما چنانچه افراد تند، جسور و پرده‌در که پایبند به هیچ اصولی نیستند، بتوانند فضایی را حاکم کنند، امروز قالیباف را تخریب می‌کنند و فردا فرد دیگری را چرا که این افراد متوقف نمی‌شوند و از تخریب یک نفر راضی نمی‌شوند، واقعیت این است که این تخریب‌ها محدود به یک نفر نخواهد بود و شامل دیگرانی که کمترین اختلاف سلیقه با او را داشته باشند، هم می‌شود.

    در نهایت به نظر می‌رسد که نمایندگان مجلس مشی تندروها را نپذیرند. به نظر بنده آنچه که مجلس آینده هم نخواهد پذیرفت این است که برخی از طریق تخریب خود را اثبات کنند. این مشی زیان‌بار است ما تاکنون افراد تندرویی را در جریان اصولگرا و اصلاح‌طلب پشت سر گذاشتیم که جامعه آنها را دوست نداشتند. جامعه ما فرهنگی و آرامش طلب است که تنش را نمی‌پذیرد.

    مانع افراد تندرو شدن کار سختی است

    *فکر نمی کنید اگر از همان ابتدا از تخریب‌ها جلوگیری می‌شد دیگر به فردی نظیر قالیباف نمی‌رسید که درشرایطی قرار بگیریم و بگوییم از قالیباف هم عبور می‌کنند و به فرد دیگری می‌رسند…

    نظام به این ترتیب نیست که دهان کسی را ببندد، فضایی وجود دارد که هر کسی می‌تواند حرف‌های خود را بزند، مانع افراد تندرو شدن کار سختی است، جریان اصولگرا گام‌های خوبی برداشت منتها در آستانه انتخابات عده‌ای گفتند تحریم و حرف بیگانه را زدند.

    در مقابل اینها هم گفتند آنها که تحریم کردند و از نظام خارج شدند بنابراین فرصتی برای حضور در انتخابات ندارند، لذا این بهترین فرصت را به نیروهای تندروی اصولگرا داد که خود را مطرح کنند و رقابت در طیف اصولگرا شکل گرفت و الا اصولگرایان به تندروهای این جریان فرصت نمی‌دادند بنابراین از تندروهای اصلاح‌طلب فرصت گرفتند. اگر جریان اصلاح‌طلب درست عمل می‌کرد و مانند مطهری لیست می‌داد و پایگاه اجتماعی خود را به صحنه می‌آورد طبیعی بود که جریان تندروی طیف اصولگرا فرصت حضور پیدا نمی‌کرد و لیست نمی‌داد.

    در مجموع عوامل مذکور فرصتی برای نیروهای تندرو فراهم شد که میدان‌دار شوند، لیست بدهند و احساسات جوانان را تحریک کنند، آن هم جوانانی که تجربه ندارند و اولین بار است وارد فضای پیچیده سیاسی می‌شوند، فضایی که نیاز به تجربیات دارد. بسیاری از کسانی که در حال حاضر با افراطی‌گری احساسات را تحریک می‌کنند، سابقه‌ای دارند که این جوانان سابقه افراد نمی‌دانستند و در آستانه انتخابات هم نمی‌توان اطلاعات و تجربیات گذشته را منتقل کرد چراکه فضا رقابتی است و این قبیل صداها شنیده نمی‌شوند.

    بنابراین جریان تندوری اصلاحات نقش اساسی برای به میدان آوردن نیروهای تندرو ایفا کرد.در حقیقت طیف تندروی اصلاح‌طلب تصور کرد که اگر با صندوق قهر کند، مردم آنها را روی دوششان سوار می‌کنند در صورتی که به این ترتیب نیست بلکه مردم به افرادی رأی می‌دهند که حرف‌های شاذ و شعاری می‌زنند.

    ۲۱۱۲۷

  • برخی فکر می‌کنند اگر در انتخابات شرکت نکنند با برخورد‌های سخت به دلیل ثبت نشدن کدملی شان مواجه شوند

    برخی فکر می‌کنند اگر در انتخابات شرکت نکنند با برخورد‌های سخت به دلیل ثبت نشدن کدملی شان مواجه شوند

    به گزارش اقتصادران، «مشارکت پایین» در انتخابات اگرچه قابل پیش بینی بود، اما تحلیل‌ها حول این موضوع همچنان ادامه دارد. محسن هاشمی، رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران، معتقد است بزرگترین متضرر انتخابات مجلس دوازدهم، «مردم» بوده اند. او تاکید دارد باید روزنه جدیدی را ایجاد کرد تا از این سیکل باطل خارج شویم.

    مشروح گفتگو با محسن هاشمی، عضو شاخص شورای مرکزی حزب کارگزاران را بخوانید:

    آقای هاشمی! در این دور از انتخابات به مثابه انتخابات ۹۸ و ۱۴۰۰ حضور کمرنگ مردم را پای صندوق‌های رأی شاهد بودیم، ارزیابی شما از این حضور کم فروغ چیست؟

    اگر بخواهیم یک تحلیل درستی از انتخابات و نتیجه آن داشته باشیم باید اینگونه تفسیر کنیم که در این انتخابات برخی گروه‌های سیاسی و مرجع به نحوی از این انتخابات راضی بودند، اما آن‌ها که ناراضی بودند، «مردم» بودند.

    براندازان که عمدتا خارج از کشور هستند تبلیغات وسیعی کرده بودند که انتخابات با عدم مشارکت روبرو شود که متاسفانه این موضوع را در کلان شهر‌ها دیدیم، مثلا در شهری مثل تهران با حدود ۷۶ درصد عدم شرکت و حدود ۸ درصد هم رای باطله می‌توان گفت آن‌ها راضی شدند و توانستند مشارکت را در انتخابات به پایین‌ترین حد خود حداقل در کلان شهر‌ها برسانند.

    در این دوره چهره‌های شاخص اصلاح طلب حضور نداشتند و حتی رهبر جبهه اصلاحات نیز در پای صندوق رای حاضر نشد، تاثیر نبود چهره‌های اصلاح طلب و میانه رو را در کاهش میزان مشارکت چگونه می‌بینید؟

    جبهه اصلاحات و اصلاح طلبان می‌خواستند کنار نارضایتی مردم قرار بگیرند و توصیه‌ای به ثبت نام نکردند و از آن طرف هم به دلیل نداشتن کاندیدا عنوان کردند امکان ارائه لیست نداشتند، در نهایت هم تعدادی از بزرگان جبهه اصلاحات رای ندادند آن‌ها هم به احتمال قوی الان راضی هستند چرا که فرض شان بر این است که کنار مردم ناراضی قرار گرفته اند و به وظیفه خود عمل کرده اند.

    این عدم حضور تا چه حد موجبات خرسندی جناح رقیب را فراهم کرد؟

    اصولگرایان تندرو هم به نظر می‌رسد از نتیجه انتخابات راضی هستند چرا که نه در عیان بلکه در پنهان سعی بر این داشتند که مشارکت پایین باشد تا بتوانند نامزد‌های خود را به مجلس بفرستند و این اتفاق خود به خود برای آن‌ها افتاد. یعنی اینکه ما با یک مشارکت پایین و یک رقابت غیرسیاسی روبرو شدیم و آن‌ها توانستند کسانی که می‌خواهند و حتی تندترین‌ها را وارد مجلس کنند و از نتیجه انتخابات نیز راضی باشند.

    چه کسانی در این انتخابات ضرر کردند؟

    قطعا مردم. مردم با این فکر که حاکمیت نظام به این صورت صدای آن‌ها را بشنود پای صندوق‌ها نیامدند و در نتیجه الان مجلسی روی کار آمده که تندتر از مجلس فعلی است و این پیام به جهان مخابره شده که کشور ایران یک درجه دیگر تندتر شده است.

    پیام روی کار آمدن این مجلس تندرو به اقتصاد کشور نیز این است که باعث بلاتکلیفی در اقتصاد می‌شود و این بلاتکلیفی یعنی سرمایه‌ها به سمت فعالیت‌های کاذب می‌رود و وقتی سرمایه‌ها به سمت فعالیت‌های کاذب رفت خود به خود موجب کاهش ارزش ریال می‌شود و در نتیجه در سال آینده شاهد تورم بیشتر خواهیم بود. مجددا فقرا فقیرتر خواهند شد، آنچنانکه الان نرخ دلار نیز به ۶۰ هزار تومان رسیده است؛ و اگر همین روند ادامه پیدا کند در انتخابات بعدی این دور باطل را خواهیم داشت و روز به روز معیشت، آزادی و عقلانیت مردم تحت الشعاع قرار خواهد گرفت. در مجموع همانطور که برخی از سیاسیون گفته اند که باید روزنه گشایی شود باید به فکر روزنه جدیدی باشیم تا از این سیکل باطل خارج شویم، چون مسیری که این طیف از سیاسیون در حال پیمایش آن هستند قطعا به نفع مردم نیست و مردم هم متاسفانه ناچارا در مسیری قرار گرفته اند که تا حدودی دچار خُسران می‌شوند و بنظر امیدی نیست.

    برخی در مجلات خود در مورد این انتخابات نوشته بودند بازگشت امید به جبهه انقلاب که من فکر می‌کنم تیتر واقعا غلطی است و می‌توان گفت اینگونه انتخابات‌ها همیشه باعث تضعیف جبهه انقلاب می‌شود، بصورتی که ما روز به روز داریم مردم را از دست می‌دهیم و جبهه انقلاب ضعیف‌تر می‌شود.

    آقای هاشمی! علت افزایش آرای سفید را در چه می‌دانید؟

    برخی نیز فکر می‌کنند اگر در انتخابات شرکت نکنند با برخورد‌های سخت در زندگی به دلیل ثبت نشدن کدملی شان مواجه شوند، لذا آمده و رأی داده اند، اما رأی سفید.

    آن‌هایی که خیلی منتقد و عصبانی هستند جملات ناشایستی در اینباره می‌نویسند، اما بنظرم باید این بخش از آراء باطله به صورت جدی خوانده و تحلیل شود و نتیجه آن به سمع مقامات ارشد کشور رسانده شود.

  • ما نمی توانیم مصالح کشور را فدای دو قطبی کنیم!

    ما نمی توانیم مصالح کشور را فدای دو قطبی کنیم!

    به گزارش اقتصادران، حسین جلالی نماینده رفسنجان و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی درباب درگیری پیش آمده در قم با محوریت امر به معروف گفت: وقتی از امر به معروف و نهی از منکر می‌گوییم یعنی از واجبات یک فرد مسلمان به زبان آوردیم. وظیفه ما این است که خیرخواهی کنیم و اگر خطایی از شهروند یا همشهری خود مشاهده کردیم باید به آن تذکر دهیم. می‌گویند تذکر مستقیم موجب تنش و چالش می‌شود، در قانون آمده است که هر کسی بابت تخلف قانونی مراجعه کرد این را گزارش کنند و این آقا هم احساس تکلیف کرد عکس را می‌گیرد که آن را به مراکز مربوط ارجاع دهد و آن خانم هم ناراحت شد زیرا از قوانین خبر ندارد.

    وی ادامه داد: فاش کردن اسرار خانوادگی افراد تخلف محسوب می‌شود و جریمه دارد. حتی ما در تخلفات رشوه و سوت زنی اگر کسی تخلفات را گزارش کند پاداش می‌گیرد حال در اتفاق رخ داده در درمانگاه فرد تخلف را دیده و آن خانم به دلیل اینکه از قوانین خبر نداشت واکنش نشان داد.

    جلالی در خصوص جریمه سه میلیونی بی‌حجابی گفت: تا ابلاغ نشده نمی‌توان در مورد آن صحبت کرد  و تا پایان سال ابلاغ می‌شود.

    نماینده مردم رفسنجان درباره فضای دوقطبی پیش آمده، گفت: کلا انسان‌ها از ضابطه بندی فرار می‌کنند و دلش میخواد آزاد باشد. حتی فرد از اینکه پشت فرمان کمربند خود را ببند سختش است ولی قانون مجبور میکند که اجرا شود و هیچ کشور هرج و مرج و بی‌قانونی را تحمل نمی‌کند.

    وی اضافه کرد: ما نمی توانیم مصالح کشور را فدای دو قطبی کنیم! حال قانون تعیین می‌کند دو قطبی به یک قطبی تبدیل شود و باید از آن تمکین کرد.

  • به جای درگیری با گشت ارشاد، پول بدهید!

    به جای درگیری با گشت ارشاد، پول بدهید!

    به گزارش اقتصادران، بابک نگاهداری  درباره بررسی لایحه عفاف و حجاب در مجلس شورای اسلامی گفت: لایحه عفاف و حجاب که از دولت به مجلس آمد، ۳ رویکرد اصلاحی نسبت این لایحه در مجلس دنبال شد، یعنی تغییراتی که داده شد را در این ۳ مورد می‌شود خلاصه کرد؛ نخست آن‌که لایحه‌ای که از دولت آمده بود، بیشتر ماهیت قضایی داشت درحالی که ماهیت امر حجاب و عفاف فرهنگی و اجتماعی است. بنابراین مجلس با اشراف به ماهیت این موضوع آمد روی موادی که دستگاه‌های فرهنگی و اجتماعی باید نسبت به فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی، تبیینی، ترویجی و تبلیغی کار کنند یک تمرکز ویژه‌ای کرد و موادی را به این لایحه اضافه کرد که ماهیت فرهنگی و اجتماعی حجاب بیشتر در آن بروز و ظهور داشته باشد.

    رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی ادامه داد: در دومین رویکرد اصلاحی با توجه به بحث‌هایی که نسبت به گشت ارشاد وجود داشت و درگیری‌هایی که در عرصه عمومی جامعه  رخ  می‌داد، تصاویر و فیلم‌هایی که منتشر می‌شد و مورد سو‌استفاده دشمنان انقلاب و ایران قرار می‌گرفت، مجلس آمد نسبت به حذف گشت‌ارشاد و جایگزینی آن با جریمه‌های نقدی اقدام کرد، برای اینکه این تصاویر نامطلوبی که از درگیری‌ها ایجاد می‌شد را در عرصه عمومی از بین ببرد و این دومین رویکرد اصلاحی بود که انجام داد.

    وی افزود: سومین رویکرد اصلاحی که در این قانون دیده شد، برای این بود که اقشار ویژه مانند فرزند مسئولین اگر بدحجابی و بی‌حجابی داشته باشند، باید جریمه‌های سنگین‌تری دیده شود یا برای سلبریتی‌هایی که از نظر اجتماعی و فرهنگی روی قشر بزرگی از مردم تاثیرگذار هستند، نسبت به این‌ها باید جریمه‌های سنگین‌تری دیده شود.

    نگاهداری خاطرنشان کرد: این ۳ رویکرد اصلاحی مهمی بود که مجلس انجام داد این لایحه به شورای نگهبان رفت، شورای نگهبان ایراداتی گرفت، بالاخره کمیسیون قضایی محوریت رسیدگی به لایحه را داشت و مرکز پژوهش‌ها هم به عنوان بازوی کارشناسی کمک کرد و در نهایت این رفت و برگشت بین کمیسیون قضایی با شورای نگهبان در حال انجام است تا ایرادات شورای نگهبان مرتفع شود و ببینیم چه می شود.

    وی در خصوص کمک به ارائه گزارش کارشناسی شده از سوی مرکز پژوهش‌ها به مجلس شورای اسلامی در خصوص لایحه عفاف و حجاب گفت: طبق وظیفه قانونی ما  هر طرح و لایحه‌ای که از مجلس بیاید، مرکز پژوهش‌ها وظیفه قانونی دارد که نسبت به تهیه و ارائه گزارش کارشناسی اقدام کند.

  • ردپای دیکتاتوری پدرخوانده‌های اصولگرا در انتخابات

    ردپای دیکتاتوری پدرخوانده‌های اصولگرا در انتخابات

    به گزارش اقتصادران، امناء از جمله گعده‌های نوظهور اصولگرایان بود که در فضای انتخاباتی مجلس دوازدهم تشکیل شد، گعده‌ای که بنابر اظهارات سخنگوی آن هیئت‌های مذهبی از جمله اضلاع اصلی آن است.

    مسعود زریبافان، سخنگوی امنا تشکیل این ائتلاف انتخاباتی را قابل دفاع می داند و به خبرگزاری خبرآنلاین می گوید؛«در جریان اصولگرا عده‌ای می‌گویند ما پرچم‌دار و همه کاره هستیم و هر چه ما گفتیم و در لیست ماست درست و هر کسی هم که خارج از لیست ما است، محترمانه کنار برود، بنابراین از طریق تشویق، تطمیع یا تهدید افرادی که شورای نگهبان آنها را تایید کرده، وادار به خروج از انتخابات و دادن انصراف می کنند.»

    او همچنین از کاندیداتوری علی مطهری تشکر می کند و تاکید دارد؛«به شدت موافق این نکته هستم که اکثریت مجلس با هر جناحی که می‌خواهد باشد، یک اقلیت قوی هم در مقابل آن باشد.»

    در ادامه گفتگو با مسعود زریبافان، سخنگوی ائتلاف مردمی نیروهای انقلاب اسلامی (امناء) را می‌خوانید:

    ********

    *آقای زریبافان! چه شرایط و پیش زمینه هایی منجر به شکل‌گیری ائتلافات امناء شد؟خصوصا که نقدهایی درباره شکسته شدن آراء اصولگرایان با شکل گیری ائتلاف هایی از جنس امنا نیز مطرح است؟

    چند ماه قبل زمانی که موضوع انتخابات مقداری مطرح شده بود، در جمعیت یاران انقلاب اسلامی تصمیم گرفتیم با هدف تحقق رهنمودهای حضرت آقا، برای افزایش مشارکت همه ظرفیت خودمان را به عرصه بیاوریم، در جبهه بدرا، موضوع را به صورت جدی‌تر پیگیری کردیم و جبهه تلاشگران انقلاب اسلامی را با حضور هفت حزب دیگر یعنی جامعه اسلامی مدیران، جامعه اسلامی کارگران، عدالت طلبان ایران اسلامی، شورای هماهنگی نیروهای انقلاب تهران و جمعیت گام دوم، در کنار جبهه بدرا شکل دادیم و در نهایت با تعدادی از نمایندگان مجلس، جبهه رزما و هیات‌های مذهبی و شریان، شش ضلع ائتلاف مردمی نیروهای انقلاب یعنی امناء تشکیل شد.

    امناء با هدف تلاش برای افزایش مشارکت با راهبرد تکثر و توسعه تحزب بر مبنای شایسته سالاری به میدان آمد. راهبرد های اساسی امناء از ابتدا، پرهیز از پدرخواندگی، پرهیز از سهم خواهی ، تصمیم بر اساس ارزش‌ها و انتخاب افراد بر اساس شایسته سالاری بود و همین خط‌مشی را ادامه دادیم، البته اصلی‌ترین هدفمان هم اجرایی کردن رهنودهای حضرت اقا بود که مشارکت افزایش پیدا کند.

    کمتر کسی فکر می‌کرد کاندیدای امناء از بقیه جلو بزند

    اما فرصت بسیار کم بود و فرصت کافی برای تبلیغ نداشتیم. کل فعالیت ما حدود ۳ الی ۴ هفته به طول انجامید اما مورد اقبال قرار گرفت، اگر چه کمتر کسی فکر می‌کرد که امناء از بقیه جلو بزند و کاندیدای آن وارد مجلس شوند.

    در مجموع شانا، جمنا، صبح ایران، امناء و شورای وحدت زحمت کشیدند و همگی به مشارکت کمک کردند، از این‌رو هیچ‌کدام را نباید نفی کرد. بنده خیلی شایسته نمی‌دانم که افراد علیه یکدیگر موضع‌گیری کنند، کار همیشه باید ایجابی باشد نه سلبی، مثبت باشد نه منفی، اینکه عده‌ای علیه یک نفر پرچم بلند کنند که ما آمدیم که فلان فرد نباشد، خوب نیست بلکه این خوب است که بگوییم: ما آمدیم تا فلان تفکر باشد اما اینکه گفته شود ما آمدیم تا فلان جریان یا شخص نباشد، اصلاً زیبنده مسئولین سیاسی نظام که باید با بصیرت‌ترین افراد باشند، نیست.

    نظام، کشور و مردم بیشتر ین آسیب را از تخریب‌ها خوردند کما اینکه مشاهده کردیم مردم به فردی دلخوش کردند، امیدوار بودند اما رقیب آمده و آن فرد را تخریب کرده، در نتیجه مردم ناامید شدند. مردم اول از مسئولین ناامید می‌شوند بعد از نظام. نا امیدی مردم باعث می‌شود که کمتر در انتخابات شرکت کنند لذا آنهایی که باعث ناامیدی مردم می‌شوند، چه آنهایی که با تخریب و چه مسئولینی که با کمک به فساد و ناکارآمدی مردم را ناامید می‌کنند، مسبب کاهش مشارکت مردم در انتخابات هستند و باید در بارگاه خداوند متعال و شهدا و مردم جوابگو باشند.

    * تحلیل تان از نتیجه ای که حاصل شد چیست؟

    بابت حضور مردم در انتخابات به رهبر انقلاب تبریک می‌گویم، همچنین به مردم. وقتی لبخند بر چهره حضرت آقا موقع انداختن رأِی به صندوق را مشاهده کردم، خوشحال شدم و احساس کردم بندگان خدایی که مخلصانه پای انتخابات ایستادند تا مشارکت افزایش پیدا کند و اقتدار و عزتی برای نظام شکل بگیرد، پاداش خود را گرفتند.

    لذا اگر پرسیده شود که از این انتخابات چه بهره‌ای گرفتید برای ما همین کافی بود. در حقیقت رهبر انقلاب به نصرت خداوند و حضور مردم یقین داشتند، البته همین اتفاق در ۲۲ بهمن هم افتاد، چه کسی مردم را پای کار آورد؟ با اینکه مردم مشکلات و گرفتاری دارند. تجربه بنده نشان داده که هر جا مسئولین با خلوص نیت و مجدانه برای رضای خدا و کمک به مردم با این نیت به میدان آمدند، موفق بودند و هر اندازه که ناخالصی بود قطعاً موفقیت صورت نگرفت، اینکه مردم با وجود تبلیغات سنگین دشمن برای رأی ندادن، پای صندوق آمدند، یک توفیق است، در نتیجه صرف نظر از اینکه چه کسی به مجلس رفته همین امر برای ما موفقیت است که باید قدر دانست.

    از مطهری تشکر می کنم که…

    در مورد قضیه رقابت‌ها، رهبر انقلاب در فرمایشات خود در ابتدای سال، ۴ محور را تعیین کردند که ۲ محور مربوط به دستگاه‌های حاکمیتی و ۲ مورد مربوط به مردم و خواص بود، مشارکت با مردم و رقابت جدی به خواص ارتباط داشت، در این میان نکته قابل توجه این است که در انتخابات مختلف، زمانی مشارکت خوب بوده که رقبات جدی بوده و معمولاً وقتی رقابت جدی بوده، جریان اصلاح‌طلب رآی آورده و موفق بوده است، بنابراین وقتی رهبر انقلاب بر رقابت تأکید می‌کنند این نکته دریافت می‌شود که ایشان برای جناح مذکور جایگاه قائل هستند و این بسیار اهمیت دارد.

    بنابراین حضور رقیب قوی مانند اصلاح‌طلبان معتقد به نظام در انتخابات مفید است. بر همین اساس از آقای مطهری تشکر می‌کنم که وارد عرصه شد و برخی افراد که نمی‌خواستند رأی بدهند را پای صندوق آورد. قطعاً این اقدام آقای مطهری نزد خدا ماجور و محفوظ است، البته آقای مطهری به مجلس راه پیدا نکرد اما همین که برخی به خاطر ایشان پای صندوق آمدند، باید از او تشکر کنیم.

    حضور اقلیت قوی در مجلس ضروری است

    نکته بعد اینکه، تجربه نشان داده هر موقع اکثریت یک جناح مجلس را در دست گرفته و اقلیت ضعیفی در مقابل آن وجود داشته، آن مجلس، مجلس خوبی نبوده است، بنابراین به شدت موافق این نکته هستم که اکثریت مجلس با هر جناحی که می‌خواهد باشد، یک اقلیت قوی هم در مقابل آن باشد که اینها یکدیگر را متعادل و کنترل کنند، وقتی اقلیت ضعیف شود نمی‌تواند این کار را انجام دهد و امکان دارد اکثریت به بی‌راهه برود، لذا حضور اقلیت قوی را ضروری می‌دانم.

    امکان دارد اعضای شورای نگهبان اشتباه کنند

    نکته دیگر اینکه، عده‌ای به شورای نگهبان اعتراض دارند، در این شورا افرادی حضور دارند که از نظر ما بهترین افراد هستند، براساس قانون و مقررات عمل می‌کنند البته امکان دارد اشتباه کنند اما نفس قضیه این است که آنها انجام وظیفه می‌کنند و تکلیف خود را انجام دهند لذا در نتیجه این انجام وظیفه ممکن است عده‌ای حذف شوند، بنده نمی‌خواهم بگویم کارشان خوب یا بد است، می‌خواهم بگویم آنها حسب برداشتی که از قانون دارند عمل می‌کنند، لکن افرادی هستند که وظیفه و تکلیفی در این رابطه ندارند و آنها کاندیداها را حذف می‌کنند، به این ترتیب که در جناح‌های اصولگرا و اصلاح طلب عده‌ای می‌گویند ما پرچم‌دار و همه کاره جناح اصولگرا یا اصلاح‌طلب هستیم و هر چه ما گفتیم و در لیست ماست درست و هر کسی هم که خارج از لیست ما است، محترمانه کنار برود، بنابراین از طریق تشویق، تطمیع یا تهدید افرادی که شورای نگهبان آنها را تایید کرده، وادار به خروج از انتخابات و دادن انصراف می کنند.

    در صورتی که حرف ما این است هر یک از دواطلبین می‌توانند برای افزایش مشارکت موثر باشند چراکه مشاهده کردیم فردی نمی‌خواهد رأی بدهد اما به دلیل اینکه دوستش یا همکارش که او را قبول دارد داوطلب شده، به خاطر او رأی می‌دهد، همه اینها ظرفیت‌هایی هستند برای مشارکت بیشتر در نظر گرفته شدند.

    حذف افراد تایید صلاحیت شده، توسط پدرخوانده‌ها دیکتاتوری جناحی است

    در حال حاضر افرادی که صلاحیت آنها از طرف شورای نگهبان تأیید شده با تشویق، تطمیع و تهدید آنها را از گردونه انتخابات خارج می‌کنند و این امر باعث می‌شود ظرفیت‌ها کاهش پیدا کند و رقابت هم خیلی جدی نباشد، لذا حذف افراد تایید صلاحیت شده، توسط پدرخوانده‌ها را من دیکتاتوری حزبی و جناحی می‌دانم که از دیکتاتوری‌های نظامی بدتر است.

    حتی اگر فردی آمده و می‌خواهد هزار رأی بیاورد، اجازه بدهیم، بیاید بالاخره او هم یاد می‌گیرد که چگونه وارد عرصه سیاست شود. بنابراین مخالف این نکته هستم که عده‌ای تصور می‌کنند اول و آخر سیاست و مدیریت خودشان هستند و باعث حذف دیگران می‌شوند.

    در این دوره از انتخابات مجلس، عده‌ای از افراد می‌گفتند، اگر چندتا گروه بیایند، رأی اصولگرایان شکسته می‌شود، دیدیم که آراء تقسیم شد و اتفاقا نتیجه خوب بود و وزن ائتلاف های مختلف معلوم‌ شد. همچنین می‌گفتند با چند لیسته شدن، ممکن‌ است اصلاح طلبان رای بیاورند، چه اشکالی دارد اصلاح‌طلب تایید صلاحیت شده رأی بیاورد؟ و همانطور که گفته‌ام‌ یک‌اقلیت قوی را در مجلس به وجود بیاورد؟

    به کسی که با کمک ما وارد مجلس شده نمی‌گوییم الا و بلا آنچه ما می‌گوییم را اجرا کن

    *گمانه‌زنی شما در مورد رییس مجلس دوازدهم به چه صورت است؟

    مجلس ترکیبی از بیش از ۲۹۰ نماینده است که هر کدام صاحب فکر و ایده هستند. اولاً هنوز تکلیف مشخص نیست چراکه انتخابات به دور دوم کشیده شده و در ثانی بعد از تعامل نمایندگان یک نفر به عنوان رییس مجلس انتخاب می‌شود، اینکه چه کسی رییس مجلس می‌شود، باید دید صاحب اختیاران یعنی نمایندگان چه تصمیمی می‌گیرند.

    البته به این نکته هم اعتقاد نداریم که اگر ما به کسی کمک کردیم، وارد مجلس شد به او بگوییم الا و بلا آنچه ما می‌گوییم را اجرا کن. خیر، به این ترتیب نیست. منتخب مردم خود شخصیتی وتفکراتی دارد، درست است ما به او کمک کرده‌ایم تا نماینده شود لکن آن فرد خود صاحب فکر وایده است.

    ما در زمان شناسایی افراد شایسته برای مجلس باید دقت کنیم فردی را برای نمایندگی به مردم پیشنهاد و معرفی کنیم‌، که خدا ترس باشد، کشور و ظرفیت‌های مادی، معنوی و انسانی آن را بشناسد، به مشکلات و مطالبات مردم آشنا باشد، صاحب ایده باشد و به دنبال خدمت به مردم و نظام باشد. اگر چنین فردی را به مجلس فرستادیم باید اجازه دهیم خودش تصمیم بگیرد، زمانی است که فرد مشورت می‌خواهد و نیاز به کار کارشناسی دارد، او را به عنوان مشاور افتخاری کمک‌ کنیم.لذا در مورد اینکه چه کسی رییس مجلس می‌شود یا چه کسی رییس نمی‌شود، بنده معتقد هستم که این وظیفه نمایندگان مجلس شورای اسلامی است که آنها آزادانه و بدون هیچ تحمیلی بررسی کنند و ببینند صلاح چیست و براساس آن صلاح تصمیم بگیرند.

    شاید کسی رئیس مجلس شود که کسی او را نمی شناخته است!

    *در حال حاضر اسامی افرادی چون آقایان قالیباف، نبویان، حاجی بابایی ، متکی، آقاتهرانی و …برای ریاست مجلس مطرح است، پیش بینی شما از ریاست مجلس آینده چیست؟

    تجربه نشان داده برخی مواقع اتفاقاتی می‌افتد که از قبل قابل پیش‌بینی نیست، در مجلس هم گاهاً اتفاقاتی افتاده که قابل پیش‌بینی نبوده است اینکه طرف چهره است و حتماً رئیس مجلس می‌شود، شاید بشود، شاید هم نشود، امکان دارد این دفعه کسی رییس مجلس شود که پیش از این کسی او را نمی‌شناخته اما در این چند روزه خود را نشان داده و نمایندگان متوجه شدند این فرد برای مجلس بهتر است کما اینکه بسیاری از افراد قبل از ورود به مجلس فکر نمی‌کردند نایب رییس مجلس شوند. لذا باید مقداری صبر کنیم.