دسته: سیاسی

  • تندروها در انزوا!

    تندروها در انزوا!

    به گزارش اقتصادران، چه کسی فکرش را می‌کرد که روز و روزگاری در این کشور و در کشاکش مذاکرات مهم ایران و امریکا، روزنامه کیهان در نقد رفتارهای افراطی درخصوص مذاکرات عباراتی با این مضمون منتشر کند که «در تجمعات شبانه، عده‌ای در لباس انقلابیگری با شعارهای رادیکال، درباره مذاکره درگیری درست می‌کنند.» و در ادامه توصیه کند: «مردم وظیفه دارند چنانچه چنین حرکاتی دیدند با سر دادن شعارهای وحدت‌بخش مانع اجرای نقشه‌های شوم این عده بشوند.» اما این عبارات دقیقا خطی است که کیهان آن را دنبال کرده و اتفاقا با استقبال فعالان سیاسی طیف‌های مختلف مواجه شده است. عباراتی که می‌توان آن را طلیعه‌ای برای ورود به عصری نو و هنگامه‌ای تازه تفسیر کرد که در آن مسائل مرتبط با منافع ملی و مصالح عمومی بر مصالح جناحی و سیاسی ارجح دانسته می‌شود. احمدی زیدآبادی یکی از چهره‌هایی است که به استقبال این رویکرد تازه رفت و در کانال خود نوشت: «اینکه کیهان نیز مخالف شعار رادیکال علیه مذاکره تحت عنوان انقلابیگری شده، هم خبر بسیار عجیبی است و هم خبر بسیار مهمی است!»

    این اما همه ماجرا نیست، پس از کانون رسانه‌ای جریان راست، چهره‌های مرتبط با مداحان هم همین رویکرد معقول را در پیش گرفتند. میثم مطیعی ازجمله مداحانی بود که اظهاراتش بازتاب‌های قابل‌توجهی در فضای رسانه‌ای پیدا کرد. مطیعی که در جمع مردم در‌ میدان ونک تهران صحبت می‌کرد یادآور شد: «هر کسی در دعواهای انتخاباتی مانده هنوز بزرگ نشده است.» او در ادامه افزود: «الان وسط جنگیم و دشمن برنامه جدی برای به‌هم زدن میادین دارد. هر کس از هر جناحی مخصوصا به اسم انقلابی بودن، بخواهد اتحاد مردم را به هم بزند، از مردم تودهنی خواهد خورد.»   باتوجه به اهمیت موضوع «اعتماد» سراغ محمد هاشمی و حسین کنعانی مقدم دو تن از فعالان سیاسی میانه‌رو و اصولگرا رفته تا درخصوص این دوران تازه با آنها بحث و گفت‌وگو کند.

    محمد هاشمی: رویکردهای شخصی  و جناحی باعث امیدواری دشمنان می‌شود 

    محمد هاشمی، فعال سیاسی میانه‌رو و رییس اسبق سازمان صدا و سیما که از سال ۶۰ تا ۷۲ ریاست سازمان صدا و سیما را در دست داشت درخصوص اتخاذ رویکرد رسانه‌ای مبتنی بر اتحاد و انسجام می‌گوید: «برخاستن یک صدای واحد در زمان بحران‌های مختلف ازجمله جنگ یا آتش‌بس و…، مهم‌ترین ضرورتی است که کشورها را در دستیابی به منافع‌شان یاری می‌رساند. در ایران اما همواره اقلیتی وجود دارد که در یک چنین بزنگاه‌هایی ساز مخالف کوک می‌کنند. تاسف‌آور اینکه مواضع این طیف‌های تندرو بعضا با صدای مخالفان در خارج و گروه‌های اپوزیسیون همراه می‌شود. البته معتقدم رویکردهای افراطی برخی افراد و گروه‌های داخلی، صدای واقعی ملت و دولت ایران نیست.

    آنچه در عرصه جهانی اثرگذار است، پیام مشترک روسای قوا، مسوولان لشکری و کشوری و البته مردمی است که هر شب در خیابان‌ها و میادین اصلی شهرها حضور دارند و از تمامیت ارضی کشور و منافع ملی ایران دفاع می‌کنند. اظهارنظرهای افراطی و مخالفت‌خوانی‌ها با تصمیمات دولت و نظام این پالس را به بیرون صادر می‌کند که در داخل کشور اختلاف وجود دارد. دشمنان نیز در بطن این شکاف‌ها است که منافع خود را جست‌وجو می‌کنند. توییتی که ترامپ اخیرا درخصوص اختلاف میان مسوولان ایرانی منتشر کرده با تکیه بر این نوع حرکت‌های افراطی در داخل منتشر شده است.» هاشمی در پاسخ به این پرسش «اعتماد» که شما در زمان جنگ ۸ ساله و پس از آن امضای قطعنامه ۵۹۸ رییس سازمان صدا و سیما بوده‌اید.

    در آن برهه چه رویکردهایی در پیش می‌گرفتید تا تصویری از اختلاف میان مسوولان و مردم بازتاب پیدا نکند؟ می‌گوید: «در آن برهه ما سیاست‌های خود را از سران قوای سه‌گانه می‌گرفتیم. روسای قوا هم مطالبات و بایدها و نبایدهای رسانه‌ای را از امام (ره) و از طریق شورایی به نام شورای عالی دفاع به ما منعکس می‌کردند و ما هم در صدا و سیما این سیاست‌ها را پیگیری می‌کردیم. مسوولان دولتی و حاکمیتی درخصوص جزییات دخالتی نداشتند اما راهبردهای کلی را منعکس می‌کردند. مواردی چون تامین منافع ملی، پرهیز از ارایه تصویری اختلافی از درون کشور، بازتاب یک صدای واحد از ایران و… ازجمله این توصیه‌ها بودند.

    موضوعات در نشست‌های سران قوا مورد بحث و تبادل‌نظر قرار می‌گرفت و راهکارهای اجرایی آن استخراج می‌شد. کلیت نظام یک صدای واحد داشتند و پشت سر رهبری و رییس‌جمهور حرکت می‌کردند.» او یادآور می‌شود: «البته در آن برهه هم افراد و جریاناتی بودند که نظرات مختلفی داشتند. طیف‌هایی مخالف تداوم جنگ از سال ۶۱ به بعد بوده و معتقد بودند ادامه جنگ به هیچ‌وجه به صلاح نیست، گروه‌های افراطی دیگری هم بودند که اعتقاد داشتند، ایران نباید به سمت پذیرش قطعنامه آتش‌بس و پایان دادن به جنگ حرکت کند. این طیف‌ها پذیرش قطعنامه را در حد خیانت قلمداد کرده و خواستار تداوم جنگ بودند، اما موضوع مهم برای ما در صدا و سیما، راهبرد کلانی بود که نهادهای مسوول تعیین و ابلاغ می‌کردند. در ادامه سعی می‌کردیم افراد و کارشناسانی از طیف‌ها و گروه‌های مختلف در برنامه‌های صدا و سیما حاضر شده و به بیان دیدگاه‌های خود بپردازند. ویژگی این رویکرد صدا و سیما این بود که موضوعاتی که به منافع کلان ملی و مصالح عمومی مرتبط می‌شد در یک محیط سالم رسانه‌ای طرح می‌شد و درنهایت تصمیم‌گیران نظر نهایی را اتخاذ می‌کردند. امروز هم صدا و سیما باید یک چنین نقشی را برای خود قائل شود و به سازمانی که منافع ملی و مصالح عمومی را دنبال می‌کند، بدل شود. صدا و سیما رسانه یک جریان یا گروه اقلیت نیست و متعلق به همه ایرانیان با دیدگاه‌ها و عقاید مختلف است.» هاشمی در پاسخ به پرسش دیگری در این خصوص که آیا هیچ‌وقت دیدگاه‌های شخصی و رویکردهای سیاسی خود را در برنامه‌های صدا و سیما اعمال کرده بودید؟ می‌گوید: «هرگز چنین اتفاقی رخ نداد. ما همه سیاست‌های خود را از نظام می‌گرفتیم. بخش مهمی از دیدگاه‌ها را شخص امام (ره) مطرح می‌کردند. وقتی امام دیدگاهی را مطرح می‌کردند دیگر بحثی پیش نمی‌آمد. در سایر سیاست‌ها، انتخاب سوژه‌ها و موضوعات هم از کارشناسان متخصص و حرفه‌ای استفاده می‌شد. صدا و سیما در آن زمان مانند امروز نبود که افراد بتوانند نظرات شخصی و جناحی خود را در برنامه‌ها بازتاب دهند. برای ما یک اصل وجود داشت و آن منافع ملی بود. امروز هم کشور در آستانه یک مذاکرات حساس و حیاتی قرار دارد و مساله ترک تخاصم و پایان تحریم‌ها مطرح است، صدا و سیما باید در راستای مصوبات شورای عالی امنیت ملی و خواسته‌های رهبری و رییس‌جمهور حرکت کند. پرداختن به رویکردهای شخصی و جناحی به جز اینکه به منافع کلان ملی ضرر بزند و دشمنان را نسبت به وجود اختلاف در درون کشور امیدوار سازد، فایده دیگری ندارد.»

    کنعانی‌مقدم: مسوولیت نخبگان سیاسی این است که بر مشترکات تاکید کنند نه بر اختلاف‌ها

    حسین کنعانی‌مقدم در واکنش به اظهارات و توییت اخیر دونالد ترامپ درباره وضعیت داخلی ایران، این مواضع را بخشی از جنگ روانی و تلاشی برای اختلاف‌افکنی میان مسوولان و جریان‌های سیاسی کشور دانست. او با تاکید بر ضرورت همدلی و انسجام داخلی، گفت که چنین فضاسازی‌هایی نه‌ تنها واقعیت‌های سیاسی ایران را تغییر نمی‌دهد، بلکه بیش از هر چیز نشان‌دهنده بحران‌ها و فشارهای داخلی در امریکاست. کنعانی‌مقدم در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره توییت اخیر دونالد ترامپ و برداشت او از وضعیت داخلی ایران، این موضع را نمونه‌ای از جنگ روانی و عملیات رسانه‌ای برای ایجاد شکاف در کشور ارزیابی می‌کند.

    به گفته او، ترامپ در شرایطی درباره اختلاف میان مسوولان ایرانی سخن می‌گوید که خود با مجموعه‌ای از بحران‌ها و چالش‌های جدی در داخل امریکا مواجه است و تلاش دارد با برجسته‌سازی ادعاهای سیاسی درباره ایران، افکار عمومی را از مشکلات داخلی ایالات‌متحده منتندروحرف کند. او در ادامه با اشاره به فضای سیاسی امریکا می‌گوید: ترامپ در موقعیتی نیست که بتواند از انسجام یا بحران دیگر کشورها سخن بگوید، چراکه ساختار سیاسی امریکا با اختلافات عمیق حزبی، اعتراضات داخلی، استعفاها و برکناری‌های پی‌درپی و همچنین چالش‌های جدی در کنگره روبه‌رو است. از نگاه او، این وضعیت نشان می‌دهد که ترامپ بیش از آنکه نگران واقعیت‌های ایران باشد، درگیر تثبیت موقعیت خود در صحنه سیاست داخلی امریکاست و از هر ابزار ممکن برای پوشاندن ناتوانی‌هایش استفاده می‌کند.

    کنعانی‌مقدم در بخشی از سخنانش تاکید می‌کند که القای اختلاف در میان مسوولان ایرانی، موضوع تازه‌ای نیست و همواره بخشی از راهبردهای دشمنان برای تضعیف انسجام ملی بوده است. او می‌گوید وقتی از بیرون تلاش می‌شود میان نهادها، قوا و جریان‌های سیاسی کشور شکاف ایجاد شود، پاسخ مناسب این است که مسوولان و فعالان سیاسی با حفظ آرامش، هماهنگی و همدلی، اجازه ندهند این سناریو به نتیجه برسد.  به باور او، آنچه از بیرون به عنوان اختلاف بزرگ‌نمایی می‌شود، در بسیاری مواقع یا اساسا وجود ندارد یا در حد اختلاف‌نظرهای طبیعی و معمول در هر نظام سیاسی است که نباید به بحران تبدیل شود. او در ادامه از بیانیه و موضع مشترک قوا در ایران استقبال می‌کند و آن را اقدامی مثبت در جهت نمایش وحدت داخلی می‌داند.

    او معتقد است زمانی که سه قوه یا نهادهای اصلی کشور در برابر یک تهدید یا یک فضای تبلیغاتی موضعی هماهنگ اتخاذ می‌کنند، پیام روشنی به طرف مقابل داده می‌شود؛ پیامی مبنی بر اینکه فضای داخلی ایران قابل بازی ‌دادن نیست و اختلاف‌افکنی از بیرون، راه به جایی نخواهد برد.  به گفته او، همین همدلی و همراهی، مهم‌ترین سرمایه کشور در شرایط فشار و تهدید خارجی است. کنعانی‌مقدم همچنین تاکید می‌کند که تشکل‌های سیاسی، احزاب و فعالان اجتماعی نیز باید نسبت به این نوع فضاسازی‌ها حساس باشند و در صورت لزوم با انتشار بیانیه‌ها و مواضع روشن، بر وحدت و منافع ملی تاکید کنند.  او می‌گوید هرگاه برخی افراد یا جریان‌ها در داخل کشور، آگاهانه یا ناآگاهانه، سخنانی مطرح می‌کنند که به برجسته شدن اختلافات کمک می‌کند، در واقع به پازل طرف مقابل کمک کرده‌اند؛ طرفی که هدفش تضعیف اعتماد عمومی و کاهش انسجام داخلی است. از نگاه او، مسوولیت نخبگان سیاسی این است که در چنین شرایطی بر مشترکات تاکید کنند، نه بر اختلاف‌ها. او در بخش دیگری از سخنانش هشدار می‌دهد که برخی مواضع داخلی اگرچه ممکن است از سر دلسوزی یا انتقاد مطرح شوند، اما در شرایط حساس می‌توانند به عنوان خوراک تبلیغاتی علیه کشور مورد استفاده قرار گیرند. بنابراین به اعتقاد او، باید میان نقد سازنده و دامن زدن به فضای تقابل، تفاوت قائل شد.

    کنعانی‌مقدم می‌گوید: نقد درون‌ساختاری و گفت‌وگو درباره ضعف‌ها، بخشی از فرآیند طبیعی هر نظام سیاسی است، اما تبدیل این نقدها به ادبیات تنش‌زا و رسانه‌ای، چیزی است که می‌تواند امنیت روانی جامعه را تحت‌تاثیر قرار دهد. در جمع‌بندی سخنانش، کنعانی‌مقدم تاکید می‌کند که پاسخ موثر به توییت‌ها و فضاسازی‌های سیاسی از بیرون، نه واکنش هیجانی، بلکه حفظ خویشتنداری، نمایش انسجام و تمرکز بر منافع ملی است.  او می‌گوید اگر دشمنان به‌ دنبال القای اختلاف هستند، بهترین راه برای خنثی‌سازی این تلاش، افزایش همدلی داخلی و پرهیز از بازتولید همان ادعاها در فضای رسانه‌ای کشور است.

    به باور او، هر چه پیوند میان مردم، مسوولان و جریان‌های سیاسی محکم‌تر باشد، اثرگذاری جنگ روانی و عملیات تبلیغاتی علیه ایران کمتر خواهد شد. او درنهایت این پیام را برجسته می‌کند که اختلاف‌افکنی، ابزار اصلی فشار علیه کشورهاست، اما زمانی که یک جامعه بتواند با گفت‌وگو، هماهنگی و انسجام، این ابزار را بی‌اثر کند، نه‌ تنها از آسیب‌های بیرونی مصون می‌ماند، بلکه اعتماد عمومی نیز تقویت می‌شود.  از نگاه کنعانی‌مقدم، مهم‌ترین پاسخ به چنین اظهاراتی، نه در میدان جدل لفظی، بلکه در میدان همدلی، عقلانیت و وحدت ملی داده می‌شود.

  • ایران و آمریکا آماده دور جدید مذاکرات می شوند؟

    ایران و آمریکا آماده دور جدید مذاکرات می شوند؟

    به گزارش اقتصادران، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، روز جمعه در چارچوب سفری گسترده‌تر راهی اسلام‌آباد شد؛ در حالی که پاکستان نقش میانجی خود را برای حفظ کانال‌های دیپلماتیک مرتبط با آتش‌بس میان تهران و واشنگتن ادامه می‌دهد. این سفر در شرایطی انجام می‌شود که مواضع دو طرف در مسائل کلیدی سخت‌تر شده و با وجود ادامه تماس‌های غیرمستقیم، اختلافات اساسی همچنان مانع پیشرفت شده است.

    عراقچی در حساب کاربری خود در شبکه ایکس نوشت: در حال آغاز سفری به‌موقع به اسلام‌آباد، مسقط و مسکو هستم و هدف آن را هماهنگی نزدیک با شرکا در مسائل دوجانبه و مشورت درباره تحولات منطقه‌ای توصیف کرد.

    المانیتور در گزارشی نوشت:‌ خبرگزاری تسنیم به نقل از منابع خود گزارش داد که مأموریت عراقچی انتقال ملاحظات ایران درباره چگونگی پایان دادن به جنگ به مقامات پاکستانی است؛ آن هم پس از آنکه دونالد ترامپ این هفته آتش‌بس را ظاهراً به‌طور نامحدود تمدید کرد.

    آیا ایران آماده مذاکره است؟

    مقامات ایرانی می‌گویند مسیر گفت‌وگو همچنان باز است، اما مذاکرات تحت تأثیر تشدید پیام‌های داخلی تندروها و سیگنال‌های متناقض درباره خطوط قرمز تهران قرار دارد.

    ترامپ اخیرا مدعی شده که ایران موضع واحدی در مذاکرات ندارد و به اختلافات داخلی میان تندروها و میانه‌روها اشاره کرده است. با این حال، محمدباقر قالیباف (رئیس مجلس)، غلامحسین محسنی اژه‌ای (رئیس قوه قضاییه) و مسعود پزشکیان (رئیس‌جمهور) این اختلافات را روایت غربی دانسته و رد کرده‌اند.

    با این وجود، برخی نمایندگان تندرو و تحلیلگران نسبت به مسیر مذاکرات ، به‌ویژه پس از دور نخست گفت‌وگوها در پاکستان ابراز نگرانی کرده‌اند.

    از جمله آن‌ها، روحانی فوق‌محافظه‌کار محمود نبویان که در نخستین هیئت اعزامی به اسلام‌آباد حضور داشت در یک پیام صوتی گفت مذاکره‌کنندگان با اجازه دادن به طرح موضوع هسته‌ای مرتکب اشتباه استراتژیک شده‌اند؛ زیرا این کار به گفته او، زمینه را برای مطالبات بیشتر آمریکا فراهم می‌کند. نمایندگان دیگری مانند امیرحسین ثابتی نیز هشدار داده‌اند که اساسا ورود به بحث درباره برنامه هسته‌ای ایران خط قرمز است.

    نویسنده این گزارش مدعی شده است: در مجموع، این اظهارات نشان‌دهنده یک الگوی تکراری در سیاست خارجی ایران است: نمایش وحدت در سطح رسمی، در کنار نشانه‌های واضحی از اختلاف‌نظر داخلی درباره حدود و خطوط قرمز مذاکرات.

    اهرم هرمز در پس‌زمینه

    موضع سخت‌گیرانه دیپلماتیک ایران همزمان با تأکید دوباره بر اهرم فشار در تنگه هرمز دنبال می‌شود.

    در حالی که ایران بر کنترل خود بر این آبراه تاکید دارد، ادعاها درباره دریافت عوارض شبیه عوارض جاده‌ای از کشتی‌های تجاری تأیید نشده است. در عوض، مقامات ایرانی به فشارهای دریایی مانند توقیف کشتی‌ها به‌عنوان ابزار بازدارنده اشاره می‌کنند.

    طی هفته گذشته، سپاه پاسداران دو کشتی تجاری به نام‌های «اپامینونداس» و «MSC Francesca» را در این تنگه توقیف کرده است. در مقابل، ایالات متحده نیز نوعی محاصره علیه کشتی‌ها و بنادر ایران اعمال کرده است. داده‌های منتشرشده در روز جمعه نشان می‌دهد تنها پنج کشتی در ۲۴ ساعت گذشته از این آبراه عبور کرده‌اند، از جمله یک نفتکش فرآورده‌های نفتی ایران.

    رهبران ایران این اقدامات را به تقابل گسترده‌تر با واشنگتن بر سر کنترل دریایی مرتبط می‌دانند. رسانه‌های نزدیک به دولت این وضعیت را نوعی مدیریت حساب‌شد معرفی می‌کنند.

    در این چارچوب، تنگه هرمز تنها یک گلوگاه نیست، بلکه یک دارایی اقتصادی نیز محسوب می‌شود، به‌ویژه در شرایطی که تحریم‌ها دسترسی ایران به نظام مالی جهانی را محدود کرده‌اند.

    افزایش تنش لفظی در هر دو طرف، تلاش‌های میانجی‌گری را پیچیده‌تر کرده، هرچند گفت‌وگوهای غیرمستقیم از طریق واسطه‌های منطقه‌ای ادامه دارد. به نظر می‌رسد سفر چندمرحله‌ای عراقچی با هدف هماهنگی میان چند کانال دیپلماتیک طراحی شده است. او روز جمعه وارد اسلام‌آباد شد و مورد استقبال اسحاق دار، وزیر خارجه پاکستان، و عاصم منیر، فرمانده ارتش این کشور قرار گرفت.

    در مسقط و مسکو، عراقچی احتمالا به دنبال حل جزئیات لجستیکی مرتبط با تلاش‌های دیپلماتیک جاری است و همزمان در روسیه سعی دارد حمایت مسکو را تقویت کند. در عمان که مدت‌هاست نقش میانجی میان ایران و آمریکا را دارد، ممکن است گفت‌وگوها به طرح‌هایی برای ترتیبات بلندمدت امنیتی و ترانزیتی در تنگه هرمز نیز بپردازد.

    روسیه نیز پیشنهاد داده نقش میانجی میان واشنگتن و تهران را ایفا کند و حتی انتقال ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران به خاک خود را مطرح کرده است. با این حال، کرملین اوایل این ماه اعلام کرد که ایالات متحده این پیشنهاد را رد کرده است.

    رویکرد دوگانه ایران یعنی نمایش وحدت در خارج و ارسال سیگنال‌های داخلی درباره محدودیت‌ها و خطوط قرمز، به نظر می‌رسد دو هدف را دنبال می‌کند: حفظ انعطاف در مذاکرات و مدیریت انتظارات داخلی در شرایط حساس جنگ.

    با این حال، انتقادهای آشکار از هرگونه امتیازدهی در حوزه هسته‌ای نشان می‌دهد که این خطوط قرمز همچنان محل مناقشه هستند، به‌ویژه اگر مذاکرات از مسائل شکلی به تعهدات واقعی و محتوایی وارد شود.

  • یک ایرانی پشت پرده سناریوی محاصره دریایی ایران تا قحطی کامل!!

    یک ایرانی پشت پرده سناریوی محاصره دریایی ایران تا قحطی کامل!!

    به گزارش اقتصادران، چند روز پیش، اسفندیار باتمانقلیچ با انتشار یادداشتی درباره وضعیت صنایع ایران، تصویری نسبتاً امیدوارکننده ارائه داد. او با استناد به شاخص «روز‌های نگهداری موجودی» (DIO)، نشان داد که شرکت‌های ایرانی در آغاز جنگ، به‌طور میانگین حدود ۹۶ روز موجودی در اختیار داشته‌اند—رقمی که به گفته او، حتی از استاندارد‌های اروپا و آمریکا نیز بالاتر است.

    او با استناد به همین داده‌ها به این نتیجه رسیده که اقتصاد ایران بسیار مقاوم‌تر از تصور رایج در برابر تحریم، فشار و محاصره است. حتی اگر تجارت خارجی به‌طور گسترده مختل شود، موجودی‌ها می‌توانند در شرایط کاهش تقاضا کش بیایند یا از طریق مدیریت جنگی مصرف شوند.

    باتمانقلیچ می‌گوید با این وضعیت باید بگوییم، بزرگ‌ترین تهدید برای اقتصاد ایران نه اختلال در تجارت، بلکه هدف قرار گرفتن مستقیم زیرساخت‌های صنعتی و انرژی است. حملات به صنایع فولاد و پتروشیمی تولید را کاهش داده و میلیون‌ها شغل را در معرض خطر قرار داده است.

    در این روایت، انبار‌های پر نه یک اتفاق تصادفی، بلکه نتیجه سال‌ها سازگاری اقتصاد ایران با تحریم‌هاست؛ نوعی «اقتصاد احتیاطی» که به بنگاه‌ها اجازه می‌دهد در شرایط اختلال تجارت خارجی، تولید را برای مدتی قابل‌توجه ادامه دهند. باتمانقلیچ نتیجه می‌گیرد که اقتصاد ایران، برخلاف تصور رایج، در برابر شوک‌های جنگی و محاصره، مقاوم‌تر از آن چیزی است که تصور می‌شود.

    اما این روایت، خیلی زود با واکنشی تند و کاملاً متفاوت مواجه شد؛ واکنشی از سوی میعاد مالکی، چهره‌ای که صرفاً یک تحلیلگر نیست.

    انبار‌های پر یا اقتصاد راکد؟

    مالکی در واکنش خود، با یک جمله کلیدی، تمام چارچوب تحلیل را زیر سؤال برد:

    «داده‌ها اشتباه نیستند؛ اما تفسیر کاملاً در جهت اشتباه حرکت می‌کند.»

    از نگاه او، انبار‌های پر در صنایعی مانند سیمان، کاشی، فلزات و ماشین‌آلات—که در برخی موارد به بیش از ۱۷۰ یا حتی ۲۲۰ روز موجودی رسیده‌اند—نه نشانه آمادگی، بلکه نتیجه رکود عمیق در بخش ساخت‌وساز هستند.

    او به داده‌های مستقل اشاره می‌کند: کاهش تقاضای سیمان، افت تولید، و تداوم رکود در صنعت ساختمان. در چنین شرایطی، افزایش موجودی به معنای فروش نرفتن محصولات است. به تعبیر او، این وضعیت «ذخیره استراتژیک» نیست، بلکه «امضای حسابداری یک اقتصاد در رکود» است.

    اما خطوط بعدی واکنش دیگر رنگ و بوی تحلیل ندارد بلکه نقشه راهی برای ادامه جنگ توسط آمریکاست. او میگوید موجودی‌های استراتژیک کم هستند: سوخت، دارو و مواد غذایی.

    محصولات نفتی با حدود ۲۰ روز، دارو با ۷۶ روز و اقلام مصرفی با ارقام پایین‌تر—این‌ها به گفته مالکی، بخش‌هایی هستند که واقعاً برای «تاب‌آوری» اهمیت دارند؛ و دقیقاً همین‌جا است که به‌زعم او، اقتصاد ایران شکننده است.

    این تحلیل‌ها یک پیام مهم برای مخاطب دارد؛ برای جنگ افروزان و مشاوران ترامپ، جنگ نباید اینجا به پایان برسد. چرا؟ چون برای مغز متفکر ایرانی الاصل بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها که سال‌ها در تحریم‌ها علیه ایران نقش محوری داشته، ایران در معرض ته کشیدن موجودی‌های حیاتی اش قرار دارد.

    این آمار از منظر چهره‌ای، چون میعاد مالکی، تصویری از ذخایر موجود صنایع فولاد، فلزات، کاشی، دارو، محصولات لبنی را نشان می‌دهد که در حال تمام شدن است. این یعنی حمله نظامی و مهمتر از آن، محاصره دریایی تا موعد پایان این موجودی‌ها جواب می‌دهد و از این تاریخ به بعد ایران دچار قحطی خواهد شد و در نتیجه امکان رسیدن به یک توافق با حداکثر امتیاز به نفع آمریکا و اسرائیل در آن روز موعود بالاتر است.

    میعاد مالکی کیست؟

    مالکی سال گذشته به جمع کارشناسان بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها پیوست. FDD در پیوست توضیحات درباره میعاد مالکی نوشته او «پیش‌تر به‌عنوان استراتژیست ارشد تحریم‌های آمریکا و از چهره‌های حوزه امنیت ملی فعالیت داشته و به‌عنوان یکی از طراحان و مجریان برخی از مهم‌ترین کارزار‌های تحریمی در وزارت خزانه‌داری ایالات متحده شناخته می‌شود.»

    بر اساس توضیحات این بنیاد، مالکی در مقام معاون دفتر «هدف‌گذاری جهانی» در اداره کنترل دارایی‌های خارجی (OFAC) وزارت خزانه‌داری، بر اجرای تحریم‌های مالی و تحقیقات مرتبط در بیش از ۳۵ برنامه تحریمی علیه ایران نظارت داشته و با بهره‌گیری از اختیارات اجرایی و قانونی، در مقابله با تهدیدات علیه امنیت آمریکا و جهان نقش ایفا کرده است.

    در بخشی از بیوگرافی ملکی آمده: «او نقش محوری در پیشبرد کارزار‌های تحریمی علیه جمهوری اسلامی ایران و شبکه گسترده گروه‌های نیابتی آن—حزب‌الله، حماس، شبه‌نظامیان شیعه عراقی و حوثی‌ها—داشته است. اقدامات او در مختل کردن جریان‌های مالی مرتبط با این بازیگران، تضعیف عملیات‌های تروریستی و شبه‌نظامی و همچنین تقویت سلامت نظام مالی جهانی مؤثر بوده است.»

    پیش از این، او به‌عنوان دستیار مدیر در حوزه مقابله با تروریسم، منع اشاعه و تحریم‌های خاورمیانه در OFAC فعالیت می‌کرد و راهبرد‌های اجرایی علیه تأمین مالی تروریسم، شبکه‌های اشاعه، فساد و نقض حقوق بشر را هدایت می‌کرد. همچنین به‌عنوان رئیس و هماهنگ‌کننده ارشد تحریم‌ها برای ایران و خاورمیانه، نماینده وزارت خزانه‌داری در مجامع چندجانبه مرتبط با مبارزه با پول‌شویی و تأمین مالی تروریسم بود و در شورای امنیت ملی، هماهنگی اولویت‌های سیاستی را بر عهده داشت.

    ملکی کهنه‌سرباز نیروی هوایی آمریکا است. او دارای مدرک کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل از دانشگاه فلوریدای جنوبی است و در حال حاضر در حوزه تحریم‌ها، تطبیق مقررات و ریسک جرایم مالی مشاوره می‌دهد و به نهاد‌ها و مشتریان در مواجهه با محیط‌های پیچیده مقرراتی کمک می‌کند.

    در این چارچوب، تأکید مالکی بر «کمبود‌های حیاتی» صرفاً یک تحلیل اقتصادی نیست؛ بلکه شناسایی نقاطی است که می‌توانند بیشترین فشار را در کوتاه‌ترین زمان ایجاد کنند.

    به بیان دیگر، اگر روایت باتمانقلیچ بر آنچه ایران «دارد» تمرکز دارد، روایت مالکی بر آنچه ایران «ندارد» متمرکز است—و دقیقاً همین تفاوت، دو نتیجه کاملاً متفاوت تولید می‌کند.

    میعاد ملکی، مرد پشت پرده استراتژی تحریم‌های آمریکا علیه ایران به ویژه در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ است. این سمتی است که شبکه ضد ایرانی ایران اینترنشنال یک سال پیش در زمان پخش مصاحبه اختصاصی خود با ملکی، به او اعطا کرده است.

    همین چهره امروز در ادامه جنگ و محاصره دریایی ایران نقش محوری بازی کرده است.

    زمان به‌عنوان سلاح: تئوری فرسایش تدریجی

    در دل این تحلیل، یک فرض راهبردی نهفته است:

    اگر ذخایر حیاتی محدود باشند، پس جنگی که طولانی‌تر شود، لزوماً به نفع ایران نخواهد بود.

    این همان جایی است که مفهوم «زمان» به یک ابزار جنگی تبدیل می‌شود.

    نه بمباران فوری، نه ضربه قاطع—بلکه کش دادن فشار تا جایی که ذخایر حیاتی ته بکشند.

    مالکی در تحلیل‌های دیگر خود، به‌ویژه درباره تنگه هرمز، همین منطق را تکرار کرده است. او استدلال می‌کند که وابستگی شدید ایران به مسیر‌های دریایی برای واردات غذا، سوخت و کالا‌های اساسی، این کشور را در برابر محاصره طولانی‌مدت آسیب‌پذیر می‌کند.

    ملکی مدعی است که برخلاف گفته‌های ایران و حتی رسانه‌های معیار درباره کنترل تنگه توسط ایران و تبدیل شدن آن به یک «سلاح هسته‌ای واقعی» و ابزار بازدارندگی، ایران بیش از هر کشور دیگری از بسته ماندن طولانی مدت این تنگه متضرر می‌شود.

    او در واقع نه به عنوان تحلیل گر بلکه به عنوان چهره پشت پرده جنگ آمریکا علیه ایران، خطاب به سیاست گذاران جنگی در آمریکا و اسرائیل می‌گوید «در عرض چند هفته، ایران می‌تواند با کمبود غذا مواجه شود و حتی ظرفیت ذخیره نفت خام پر شود؛ در نتیجه تولید در میادین نفتی کاهش یافته یا متوقف می‌شود—امری که می‌تواند به زیرساخت‌ها آسیب دائمی وارد کند. بنابراین، بستن تنگه نه یک ابزار قدرت، بلکه نشانه‌ای از آسیب‌پذیری عمیق اقتصاد ایران است.»

    ملکی در یادداشتی در فارن افرز با عنوان «تنگه هرمز بیشتر نقطه ضعف ایران است تا یک سلاح» نوشته «ایران بزرگ‌ترین واردکننده غلات در منطقه است و حدود ۱۴ میلیون تن از واردات سالانه غلات به این کشور اختصاص دارد—تماماً وابسته به مسیر دریایی و تنگه هرمز. با بسته‌شدن تنگه، ارسال غلات به بندر امام تقریباً متوقف شد و بندر چابهار نیز توان جبران این ظرفیت را ندارد.»

    او به یک قحطی احتمالی در روز‌های آتی در صورت ادامه محاصره دریایی اشاره می‌کند و می‌گوید «ایران تلاش کرده نشان دهد که اهرم قدرتمندی در اختیار دارد، اما این بیشتر یک نمایش تاکتیکی است تا قدرت واقعی. تنگه هرمز در واقع شریان حیاتی ایران است، نه ابزار تهدید دیگران.»

    ملکی در پایان گفته «محاصره می‌تواند ادامه مقاومت را از نظر اقتصادی غیرممکن کند. تنگه هرمز احتمالاً به جای یک سلاح پنهان، به پاشنه آشیل ایران تبدیل خواهد شد.»

    وقتی یک چهره با سابقه مستقیم در طراحی تحریم‌ها، از «پایین بودن ذخایر حیاتی» و «آسیب‌پذیری در برابر محاصره» صحبت می‌کند، این فقط یک تفسیر اقتصادی نیست؛ بلکه می‌تواند به‌عنوان پیامی به سیاست‌گذاران خوانده شود.

    پیامی که می‌گوید:

    فشار هنوز به نقطه اوج نرسیده—و ادامه آن می‌تواند نتایج تعیین‌کننده‌تری داشته باشد.

    در این چارچوب، داده‌هایی که در ظاهر خنثی هستند، به بخشی از یک روایت بزرگ‌تر تبدیل می‌شوند؛ روایتی که هدف آن، توجیه ادامه فشار اقتصادی و حتی نظامی تا رسیدن به یک نقطه شکست است.

  • سالاد کلمات «دونالد ترامپ»!

    سالاد کلمات «دونالد ترامپ»!

    به گزارش اقتصادران، «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا بامداد چهارشنبه در بیانیه‌ای که بیشتر به سالاد کلمات و درهم‌گویی شبیه بود، ادعاهایی را درباره تنگه هرمز مطرح و ایران را تهدید کرد.

    ترامپ در صفحه رسمی خود در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» مدعی شد که ایران نمی‌خواهد تنگه هرمز بسته باشد، اما چون او آن را بسته، پس تهران هم می‌خواهد که بسته باشد!

    وی در این‌باره نوشت: «ایران نمی‌خواهد تنگه هرمز بسته باشد، آنها می‌خواهند باز باشد تا روزانه ۵۰۰ میلیون دلار درآمد داشته باشند. آنها فقط می‌خواهند بسته باشد چون من آن را کاملا محاصره کرده و بسته‌ام».

    رئیس جمهور تروریست آمریکا ادامه داد: «چهار روز پیش افرادی پیش من آمده و گفتند که ایران می‌خواهد تنگه را فوراً باز کند. [من گفتم] اگر ما این کار را کنیم، هیچوقت نمی‌توانیم با ایران توافق کنیم…».

    ترامپ در ادامه این جملات، تهدید کرد: «… مگر اینکه مابقی کشور [ایران] را منفجر کنیم که شامل سران آنها نیز می‌شود!»

    این در حالی است که در واپسین دقایق شامگاه سه‌شنبه و در حالی که هنوز چند ساعت به پایان آتش‌بس دو هفته‌ای بین آمریکا و جمهوری اسلامی ایران مانده بود، ترامپ به‌صورت یکجانبه اعلام کرد: «ما آتش‌بس را تا زمانی که ایران پیشنهاد خود را ارائه دهد و بحث‌ها به هر نحوی به پایان برسد، تمدید خواهیم کرد».

    cf04e65917c5424882c30b866c501be9 ak95669

     

  • آغاز شمارش معکوس برای پایان آتش‌بس / از پاکستان اصرار، از ایران و آمریکا انکار!

    آغاز شمارش معکوس برای پایان آتش‌بس / از پاکستان اصرار، از ایران و آمریکا انکار!

    به گزارش اقتصادران، درحالی‌‌که شمارش معکوس تا نخستین ساعات بامداد پنجشنبه و پایان مهلت آتش‌بس دوهفته‌ای میان ایران و آمریکا به‌سرعت رو به‌پایان است یک منبع دیپلماتیک در اسلام‌آباد در واکنش به‌برخی گمانه‌زنی‌ها درباره هرگونه مذاکرات در پاکستان و مشخصا حضور یک هیات فرعی از ایران در اسلام‌‌آباد گفت که هیچ‌تیم پیشرویی از تهران به‌پایتخت پاکستان سفر نکرده است. این منبع دیپلماتیک که نخواست نامش فاش شود حوالی عصر سه‌شنبه در این رابطه به‌ایرنا گفت که هیچ اطلاع رسمی و غیررسمی درخصوص هرگونه حضور ایران در مذاکرات اسلام‌آباد دریافت نشده است. این منبع دیپلماتیک با تاکید بر اینکه ملاحظات امنیتی نسبت‌به هرگونه اعزام هیات به‌پاکستان در اولویت قرار دارد تصریح کرد: «بنابراین گمانه‌زنی‌های کنونی صحت ندارد.»

    این در حالی بود که رضا امیری‌مقدم، سفیر جمهوری اسلامی در اسلام‌آباد نیز روز گذشته در توئیتی در این رابطه اعلام موضع کرد و نوشت: «ایران یک کشور واحد و متمدنی است که تسلیم زور و تهدید نمی‌شود و این حقیقت در جهان پذیرفته شده و آمریکا این را باید درک کند.» این دیپلمات ارشد ایرانی که این مهم را حقیقتی توصیف کرد که به‌طور جهانی پذیرفته شده، تاکید کرد: «این یک اصل اساسی، اسلامی و عقیدتی است و ‌ای‌کاش ایالات‌متحده این را درک می‌کرد.»

    تحرکات دیپلماتیک عراقچی در تهران

    در شرایطی که دونالد ترامپ در ادامه ادعاهای بی‌اساس خود طی ۲۴ ساعت گذشته حتی تا آن‌جا پیش رفت که مدعی شد هیات مذاکره‌کنندگان ایالات‌متحده به‌ریاست جی‌دی ونس راهی اسلام‌آباد شده اما از تهران نه‌تنها نشانه‌ای از عزیمت هیات ایرانی به‌سوی پاکستان رویت نشد بلکه در شرایطی که باتوجه به‌ادعاهای ترامپ انتظار می‌رفت ظرف ساعات پیش‌رو شاهد تصاویر دیدار وزیر امور خارجه ایران با فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان باشیم منابع رسانه‌ای داخلی از با انتشار تصاویری از دیدار سیدعباس عراقچی با فرماندهان نیروی دریایی ارتش از دیدار وزیر امور خارجه با جانشین فرمانده نیروی دریایی ارتش گزارش دادند؛ دیداری که عراقچی در آن با تاکید بر «اقتدار رزمندگان ارتش و سپاه» این مهم را «پشتوانه‌ دستگاه دیپلماسی» خواند.

    بنابر این گزارش، امیردریادار فرامرز بمانی، جانشین فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به‌همراه دریادار حسین رضایی، مشاور عالی توسعه راهبردی نیروری دریایی ارتش روز گذشته با حضور در محل وزارت امور خارجه ایران با سیدعباس عراقچی دیدار کردند و با ابلاغ سلام گرم و مراتب قدردانی فرمانده و پرسنل نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به‌خصوص رزمندگان ناوهای دنا و بوشهر از وزیر امور خارجه و سفارتخانه‌های جمهوری اسلامی در سریلانکا و هند بر عزم راسخ سربازان دلیر ایران در نیروی دریایی ارتش در ادامه راه شهیدان والامقام ناوچه دنا برای حراست از امنیت و عزت ایران تاکید کرد.

    عراقچی که ظرف یکی‌دو روز گذشته با چندین و چند همتای خارجی خود نیز به‌صورت تلفنی رایزنی کرده ازجمله در دو تماس جداگانه ظرف تنها ۲۴ساعت با همتای پاکستانی خود گفت‌وگو کرد. وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی که ظرف ۲۴ساعت گذشته با سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه نیز به‌صورت تلفنی گفت‌وگو کرده در دومین تماس تلفنی خود با محمد اسحاق دار، وزیر امور خارجه پاکستان اقدامات تحریک‌آمیز و نقض‌ مستمر آتش‌بس ازسوی آمریکا به‌ویژه تهدید و تعرض علیه کشتی‌های تجاری ایرانی و مواضع ضد و نقیض و لفاظی‌های تهدیدآمیز علیه ایران را مانعی اساسی در ادامه روند دیپلماتیک دانست و تصریح کرد: «جمهوری اسلامی ایران با در نظر گرفتن همه جوانب امر درباره نحوه ادامه مسیر تصمیم‌گیری می‌کند.»

     تحرکات دیپلماتیک قالیباف در تهران

    همزمان با این تحرکات رییس دستگاه دیپلماسی، محمدباقر قالیباف که در دور نخست مذاکرات اسلام‌آباد در قامت رییس تیم مذاکره‌کنندگان ایران نقش اصلی را برعهده داشت نیز ظرف ۲۴ساعت گذشته با دقت روند امور را مورد بررسی قرار داد و در یک موضع‌گیری توییتری نیز بر موضع اصولی تهران در قبال شرکت در دور دوم مذاکرات اسلام‌آباد تاکید کرد. رییس مجلس شورای اسلامی که در پیامی در حساب کاربری شخصی خود در شبکه ایکس در این رابطه اظهارنظر می‌کرد با تاکید بر اینکه «ترامپ با اعمال محاصره و نقض آتش‌بس می‌خواهد تا به‌خیال خود این میز مذاکره را به‌میز تسلیم تبدیل کرده یا جنگ‌افروزی مجدد را موجه کند»، خاطرنشان کرد: «مذاکره زیر سایه تهدید را نمی‌پذیریم.» قالیباف تصریح کرد که «در دو هفته اخیر برای روکردن کارت‌های جدید در میدان نبرد آماده شدیم.»

     از ادعای چندباره منابع آمریکایی درباره سفر ونس تا تهدیدهای مکرر ترامپ

    همزمان در آن سوی این نزاع پرتنش نیز تحولات مهمی در جریان بود. بر این اساس پس از آنکه دونالد ترامپ حوالی غروب دوشنبه رسما از عزیمت جی‌دی‌ونس به‌سوی اسلام‌آباد خبر داد این موضع روز گذشته نیز در حالی تکرار شد که منابع پاکستانی از ورود معاون ریاست‌جمهوری آمریکا به‌اسلام‌آباد ابراز بی‌اطلاعی می‌کردند. منابع خبری آمریکایی با این حال مدعی شدند که جی‌دی ونس تا ساعاتی دیگر واشنگتن دی‌سی را به‌مقصد اسلام‌آباد ترک خواهد کرد تا به‌عنوان رییس تیم مذاکره‌کنندگان ایالات‌متحده به‌تیم مذاکره‌کنندگان ایران به‌ریاست محمدباقر قالیباف و با حضور عباس عراقچی دیدار کند.

    درحالی‌که مقام‌های ارشد تیم مذاکره‌کنندگان ایران به‌صراحت از نقض مکرر آتش‌بس و تهدیدهای گاه‌و‌بی‌گاه ترامپ علیه ایران و به‌ویژه پافشاری او بر ادامه محاصره دریایی ابراز ناخرسندی کرده و این رویکرد غیرسازنده را عاملی منفی در راستای از سرگیری دور دوم مذاکرات عنوان کردند ترامپ در اظهاراتی عجیب در شبکه رسانه‌ای جان فردریکز گفت که ایران مذاکره خواهد کرد. او با تکرار ادعای خود مبنی‌بر جلوگیری از دسترسی تهران به‌توسعه سلاح هسته‌ای گفت: «آنها مذاکره خواهند کرد و امیدواریم که به‌یک توافق منصفانه برسند و کشور خود را بازسازی کنند اما وقتی این کار را انجام دهند سلاح هسته‌ای نخواهند داشت.» در حالی که آمریکا کماکان بر ادامه محاصره بنادر ایران را پافشاری می‌کند اما پاکستان به‌عنوان میانجی مورد اعتماد تهران و واشنگتن برای پایان دادن به‌محاصره، سرگرم رایزنی با ایالات‌متحده است اما این تنها تلاش پاکستانی در ساعات گذشته نبوده است. چه آنکه آنها همزمان با رایزنی با طرفین اصلی مذاکرات به‌منظور ترغیب تیم‌های مذاکره‌کنندگان ایران و آمریکا برای سفر به‌اسلام‌آباد باوجود عدم اطمینان از برگزاری دور دوم مذاکرات اسلام‌آباد درحال آماده‌شدن برای میزبانی از این مذاکرات هستند. تا جایی که بنابر اعلام مقام‌های پاکستانی نزدیک به‌۲۰‌هزارپرسنل امنیتی در سراسر اسلام‌آباد مستقر شدند. این درحالی است که خبرنگاران مستقر در اسلام‌آباد نیز از تخلیه سه‌هتل ۵ستاره اسلام‌آباد به‌منظور میزبانی از مذاکرات احتمالی خبر دادند.

    باوجود این تلاش‌های سازنده اسلام‌آباد اما ترامپ کماکان بر مواضع خود پافشاری کرده و ازجمله هشدار داده که اگر ایران شرایط او را رد کند ایالات‌متحده تمام پل‌ها و نیروگاه‌های برق را در ایران نابود خواهد کرد. این در حالی است که مقام‌های جمهوری اسلامی نیز در واکنش به‌این مواضع تهدیدآمیز ترامپ تاکید کردند که اگر ایالات‌متحده به‌زیرساخت‌های غیرنظامی ایران حمله کند به‌نیروگاه‌ها و کارخانه‌های آب‌شیرین‌کن در همسایگان عرب خلیج‌فارس حمله خواهند کرد. همزمان درحالی‌که دست‌کم تا زمان نگارش این گزارش در واپسین ساعات روز سه‌شنبه هیچ نشانه روشنی حتی از برگزاری دور دوم مذاکرات اسلام‌آباد نیز رویت نمی‌شود کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید به‌فاکس‌نیوز گفت که ایالات‌متحده به‌توافق با ایران نزدیک است. او مدعی شد: «به لطف موفقیت عملیات نظامی و سبک مذاکره سختگیرانه او(ترامپ) ما در آستانه توافق هستیم و اگر این اتفاق نیفتد رییس‌جمهور به‌عنوان فرمانده کل قوا هنوز گزینه‌های متعددی در اختیار دارد که از استفاده از آنها هراسی ندارد.»

    دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا در یک موضع‌گیری دیگر با تاکید بر اینکه تمایلی به‌تمدید مهلت آتش‌بس ندارد، گفت که آتش‌بس چهارشنبه‌شب(به‌وقت محلی و بامداد پنجشنبه به‌وقت تهران) پایان خواهد یافت. این در حالی است که مقام‌های پاکستانی که از ابتدای هفته جاری تدابیر امنیتی را در اسلام‌آباد تشدید کرده و تمامی شرایط را برای برگزاری دور دوم مذاکرات فراهم کردند دست‌کم انتظار دارند تا پایان هفته دور تازه‌ای از مذاکرات میان ایران و آمریکا شکل بگیرد و احتمالا آتش‌بس تمدید شود. این در حالی است که رویترز در خبری مدعی شده که مقام‌های پاکستانی نسبت‌به ‌حضور هیات مذاکره‌کننده ایرانی در مذاکرات اظهار خوش‌بینی کردند. این در حالی است که شبکه الجزیره نیز به‌نقل از یک منبع پاکستانی در خبری تاییدنشده ادعا کرده که یک هیات مقدماتی ایران وارد اسلام‌آباد شده ‌است. هرچند چنان‌که در ابتدای این گزارش نیز اشاره شد منابع دیپلماتیک در پاکستان به‌ایرنا گفتند که تاکنون هیچ نشانه‌ای مبنی بر ورود هیات ایرانی در هر سطحی به‌پایتخت پاکستان مشاهده نشده؛ خبری که المیادین نیز به‌طور مستقل تایید کرده است.

     تلاش‌های منطقه‌ای و جهانی برای جلوگیری از شعله‌ورشدن آتش جنگ

    در شرایطی که دست‌کم تا زمان نگارش این گزارش در واپسین ساعات غروب سه‌شنبه هیچ نشانه مثبتی از احتمال سفر هیات ایرانی به‌پاکستان و برگزاری دور دوم مذاکرات اسلام‌آباد رویت نشده اما تلاش‌های دیپلماتیک هم در سطح منطقه‌ای و هم در سطح بین‌المللی برای جلوگیری از شعله‌ورشدن مجدد آتش جنگ به‌اوج رسیده است. تا جایی که روز گذشته ماجد الانصاری، سخنگوی وزارت امور خارجه قطر از تداوم تماس با آمریکا، پاکستان و دیگر طرف‌های بین‌المللی درباره مذاکرات اسلام‌آباد، آتش‌بس در منطقه و امنیت تنگه‌هرمز خبر داد و بر لزوم راه‌حل جمعی برای این بحران تاکید کرد. این مقام ارشد دیپلماتیک در دوحه اعلام کرد که قطر در ارتباط مستمر با تمامی طرف‌ها ازجمله ایالات‌متحده آمریکا درباره روند مذاکرات در اسلام‌آباد قرار دارد و این تماس‌ها باهدف دستیابی به‌راه‌حلی سیاسی ادامه دارد. ماجد الانصاری از ادامه رایزنی‌ها با طرف پاکستانی خبر داد و تاکید کرد که تلاش‌ها برای رسیدن به‌یک راه‌حل مسالمت‌آمیز از مسیر گفت‌وگوهای اسلام‌آباد همچنان در جریان است. سخنگوی دستگاه دیپلماسی قطر در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به‌وضعیت تنگه‌هرمز گفت که دوحه با طرف‌های بین‌المللی و شرکای خود برای حفاظت از کشتیرانی و زنجیره‌های تامین در این منطقه در تماس است. چراکه به‌باور او ادامه بحران در تنگه هرمز می‌تواند بحران را از سطح منطقه‌ای فراتر برده و به‌یک بحران جهانی تبدیل کند.

    همزمان بدر عبدالعاطی، وزیر امور خارجه مصر و مسعد بولس، مشاور رییس‌جمهور آمریکا در امور عربی و آفریقایی نیز در دیداری که در قاهره برگزار شد درباره تحولات منطقه و مذاکره آمریکا و ایران رایزنی کردند. عبدالعاطی در این دیدار تلاش‌ها و تماس‌ها با مشارکت مصر برای کاهش تنش بین آمریکا و ایران را تشریح و بر حمایت قاهره از روند مذاکره و اهمیت دستیابی به‌توافقی که در مهارکردن تنش و تقویت امنیت و ثبات منطقه موثر باشد تاکید کرد.

    در خبری دیگر وزارت امور خارجه چین با بیان اینکه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران یکی از دشوارترین چالش‌های پیش‌روی جامعه بین‌المللی است از پیشنهاد چهار ماده‌ای چندی پیش شی جین‌پینگ، رییس‌جمهور چین به‌عنوان راهگشای دستیابی به‌صلح در خاورمیانه سخن گفت. وزارت امور خارجه چین با اشاره به‌بحران در دریانوردی جهانی درپی انسداد تنگه هرمز و محاصره دریایی ایران اعلام کرد: «رییس‌جمهور چین خواستار تامین آزادی دریانوردی در تنگه هرمز و پایبندی به‌آتش‌بس در غرب آسیا شده است. امیدواریم وضعیت تنگه‌هرمز در اسرع وقت به‌حالت عادی بازگردد.» این وزارتخانه با تاکید بر اینکه «همه طرف‌ها باید شرایط مساعدی برای تحقق صلح در خاورمیانه فراهم کنند»، ابراز امیدواری کرد که طرفین شتاب در مذاکرات آتش‌بس را حفظ کنند. پکن با تاکید بر تداوم نقش‌آفرینی سازنده در راستای دستیابی به‌صلح و ثبات در منطقه نسبت‌به توقیف کشتی تجاری ایرانی ازسوی ارتش ایالات‌متحده ابراز مخالفت کرد و با تکذیب هرگونه ارتباط با این کشتی اعلام کرد که چنین اقدامی می‌تواند منجر به‌تشدید تنش‌ها در منطقه شود. تاکید بر حل و فصل اختلافات از مسیرهای دیپلماتیک موضعی است که مسکو نیز در روزهای گذشته از آن حمایت کرده است. تا جایی که روز گذشته نیز اوگنی ایوانوف معاون وزیر امور خارجه روسیه امروز ضمن حمایت از تلاش‌های میانجی‌گری برای حل‌‎وفصل دیپلماتیک مسائلی که علاوه‌بر ایران منطقه غرب آسیا را تحت‌الشعاع قرار داده بر مخالفت مسکو با حملات نظامی غیرقابل‌توجیه به‌خاک ایران تاکید کرد.

    باوجود تمامی این تحولات اما هنوز نشانه روشنی از نزدیکی مواضع طرفین به‌یکدیگر مشاهده نشده تاجایی‌که حتی نفس سفر هیات‌های دیپلماتیک به‌اسلام‌آباد و برگزاری دور دوم گفت‌وگوها نیز دست‌کم تا زمان نگارش این گزارش در ‌هاله‌ای از ابهام قرار دارد. با این همه باتوجه به‌آنکه تنها ساعاتی تا پایان مهلت آتش‌بس دوهفته‌ای در نخستین ساعات بامداد پنجشنبه به‌وقت تهران بااقی مانده باید دید که درنهایت آیا هیات‌های دیپلماتیک ایران و آمریکا راهی اسلام‌آباد می‌شوند یا خیر.

  • دروغ جدید ترامپ!

    دروغ جدید ترامپ!

    به گزارش اقتصادران، دونالد ترامپ، رییس جمهوری ایالات متحده، در شبکه اجتماعی تروث سوشال مدعی شد: «جمهوری اسلامی بارها آتش‌بس را نقض کرده است.»

    او پیش از این نیز گفته بود اگر مقام‌های جمهوری اسلامی مذاکره نکنند، «با مشکلاتی روبه‌رو می‌شوند که هرگز پیش از این ندیده‌اند.»

    توئیتترامپ

     

  • سه سناریو برای مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام‌آباد

    سه سناریو برای مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام‌آباد

    به گزارش اقتصادران، بابک کاظمی در اعتماد نوشت: مذاکرات ایران و امریکا در اسلام‌آباد، بار دیگر توجه تحلیلگران بین‌المللی را به خود جلب کرده و نشان‌دهنده تلاش‌های دیپلماتیک پشت‌صحنه‌ای برای کاهش تنش‌ها میان دو کشوری است که روابط‌شان از انقلاب ۱۳۵۷ تاکنون همواره با فراز و نشیب‌های فراوانی همراه بوده است.

    رابطه تهران و واشنگتن پس از قطع رابطه دیپلماتیک در سال ۱۳۵۹، هرگز به صورت مستقیم احیا نشد و دو کشور همواره از طریق واسطه‌هایی همچون عمان، سوییس، عراق و اخیرا پاکستان با یکدیگر در ارتباط بوده‌اند. انتخاب اسلام‌آباد به عنوان میزبان این دور از گفت‌وگوها دلایل متعددی دارد که از جمله مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به روابط دوستانه نسبی میان ایران و پاکستان اشاره کرد؛ تهران و اسلام‌آباد به‌رغم اختلافاتی در برخی مسائل منطقه‌ای، همکاری‌های اقتصادی و امنیتی قابل توجهی دارند و مرز مشترک ۹۵۰ کیلومتری، تجارت مرزی و همکاری در مبارزه با قاچاق مواد مخدر از جمله زمینه‌های همکاری دو کشور است.

    از سوی دیگر، پاکستان به عنوان متحد نزدیک واشنگتن در منطقه می‌تواند نقش پل ارتباطی مناسبی میان دو طرف ایفا کند بدون آنکه هیچ یک از طرفین، مذاکره مستقیم را به رسمیت بشناسد. همچنین موقعیت ژئوپلیتیکی پاکستان در تقاطع مناطق حساس جهان اسلام، دسترسی نسبتا آسان‌تری را برای هیات‌های دیپلماتیک فراهم می‌کند.

    این دور از مذاکرات احتمالا حول چند محور کلیدی شکل گرفته است که از جمله مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به مساله برنامه هسته‌ای ایران اشاره کرد؛ مذاکرات هسته‌ای همچنان در قلب گفت‌وگوها قرار دارد و ایران بر حق غنی‌سازی خود تاکید دارد در حالی که امریکا خواستار محدودیت‌های قابل‌راستی‌آزمایی است. حذف یا کاهش تحریم‌های اقتصادی نیز یکی از مهم‌ترین خواسته‌های ایران در مذاکرات محسوب می‌شود و ایران همواره نگران تغییر احتمالی رویکرد امریکا در صورت تغییر دولت‌ها بوده و خواستار تضمین‌های حقوقی و بین‌المللی شده است.

    اما شاید مهم‌ترین پرسش این باشد که نقش اسلام‌آباد در این مذاکرات تا چه حد فعال و تا چه حد منفعل است؛ پاکستان به عنوان کشوری با روابط عمیق با عربستان، امریکا، چین و ایران، موقعیت منحصربه‌فردی در دیپلماسی منطقه‌ای دارد و منافع ملی اسلام‌آباد ممکن است لزوما با پیشرفت مذاکرات همراستا نباشد. در این میان موانع و چالش‌های جدی نیز وجود دارد از جمله بی‌اعتمادی ساختاری که دهه‌ها تنش و خصومت ایجاد کرده و عبور از آن آسان نیست، فشارهای داخلی در هر دو کشور از سوی جریان‌های سیاسی مخالف با دیپلماسی با adversary، تنش‌های منطقه‌ای مانند مساله فلسطین، جنگ غزه، حضور نظامی امریکا در منطقه و رقابت‌های ژئوپلیتیکی که فضای عمومی مذاکرات را تحت تاثیر قرار می‌دهد و همچنین پیچیدگی‌های حقوقی مرتبط با بازگشت امریکا به برجام و نحوه مدیریت تحریم‌ها.

    با این حال فرصت‌ها و امیدهایی نیز وجود دارد از جمله تجربه برجام که طرفین تجربه‌ای از مذاکرات موفق دارند که می‌تواند به عنوان الگو مورد استفاده قرار گیرد، منافع متقابل اقتصادی که کاهش تنش‌ها می‌تواند به نفع هر دو اقتصاد باشد به‌ویژه در شرایط فعلی جهانی و فضای سیاسی جدید ناشی از تغییرات در معادلات قدرت و تلاش برای ثبات منطقه‌ای که فضای مناسبی برای دیپلماسی فراهم کرده است.

    با نگاه به آینده، سه سناریوی اصلی قابل تصور است: سناریوی اول دستیابی به توافق نسبی در موضوعات کمتر چالش‌برانگیز است که می‌تواند مسیر را برای گفت‌وگوهای بیشتر هموار کند، سناریوی دوم توقف موقت مذاکرات به دلیل تفاوت دیدگاه‌ها همان‌طور که در دوره‌های قبلی نیز رخ داده و سناریوی سوم شکست کامل در صورت اصرار بر مواضع حداکثری از سوی هر یک از طرفین.

    در نهایت باید گفت که مذاکرات ایران و امریکا در اسلام‌آباد فرصتی است برای کاهش تنش‌ها و آزمودن مسیر دیپلماسی، اما نباید انتظار معجزه داشت، زیرا پیچیدگی‌های تاریخی، ساختاری و ژئوپلیتیکی اجازه نمی‌دهد که این مساله به سادگی حل شود. آنچه مسلم است، ادامه گفت‌وگو بهتر از سکوت و تقابل است و حتی مذاکرات ناموفق نیز می‌تواند به عنوان ابزاری برای مدیریت بحران و جلوگیری از تشدید تنش‌ها عمل کند.

    پاکستان نیز در این میان هم فرصتی برای تقویت جایگاه دیپلماتیک خود دارد و هم ریسک‌هایی را متحمل می‌شود و موفقیت یا شکست این مذاکرات، تاثیر مستقیمی بر جایگاه منطقه‌ای اسلام‌آباد خواهد داشت.

  • دوراهی استراتژیک؛ صلح یا جنگ؟

    دوراهی استراتژیک؛ صلح یا جنگ؟

    به گزارش اقتصادران، ساعت شنی دور دوم مذاکرات ایران و امریکا آرام آرام به لحظه موعود مذاکرات نزدیک می‌شود. دیروز خبر رسید که تیم مذاکراتی امریکا راهی اسلام‌آباد شده و به‌رغم برخی تکذیبیه‌ها نهایتا نشانه‌های حضور تیم ایرانی در اسلام‌آباد نیز نمایان شد. بر اساس اعلام برخی مقامات پاکستانی، پس از اینکه امریکا پذیرفت محاصره دریایی علیه ایران را پایان بدهد، ایران نیز راهی دور دوم مذاکرات در اسلام‌آباد می‌شود.

    به گزارش اعتماد، اما پرسشی که در بطن این رخدادها در افکار عمومی ایرانیان موج می‌زند، نحوه تبدیل دستاوردهای میدانی ایران به امتیازات سیاسی و اقتصادی است. ساسان کریمی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران و معاون موسسه پایاب و احمد ترک‌نژاد، تحلیلگر سیاسی در گفت‌وگویی تلاش کرده‌اند به این ابهام پاسخ بدهند. این تحلیلگران با تاکید بر اینکه ایران برای ترجمه دستاوردهای میدانی به ارزش افزوده سیاسی و اقتصادی به ظرفیت‌های کامل دیپلماتیک کشور و حمایت از تیم مذاکره‌کننده نیاز دارد از همه طیف‌ها، استادان دانگشاهی، تحلیلگران و… می‌خواهند که از پرداختن به موضوعات اختلافی پرهیز کنند.

    ساسان کریمی: طراحی و مدیریت مذاکرات سرنوشت یک دوره سیاسی و اقتصادی کشور را تعیین می‌کند

    ساسان کریمی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران و معاون موسسه پایاب به ابعاد تازه‌ای از دور دوم مذاکرات ایراتن و امریکا پرداخته و می‌گوید: «مذاکرات پیش روی ایران در شرایطی آغاز شده که کشور در یکی از پیچیده‌ترین مقاطع سیاسی و اقتصادی خود قرار دارد. موفقیت این مسیر نه‌تنها به توان تیم مذاکره‌کننده، بلکه به طراحی دقیق راهبردی، استفاده از همه ظرفیت‌های ملی و حفظ انسجام داخلی بستگی دارد. اگر دستاوردهای میدانی ایران به گشایش‌های واقعی در حوزه تحریم‌ها و اقتصاد ترجمه شود، می‌توان از یک فرصت تاریخی سخن گفت؛ در غیر این صورت ممکن است کشور وارد دوره‌ای از تحولات متفاوت اقتصادی و دیپلماتیک شود.»

    کریمی یادآور می‌شود: «در فضای سیاسی امروز ایران، بحث مذاکرات بار دیگر به یکی از مهم‌ترین موضوعات سیاست داخلی و خارجی تبدیل شده. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که هر چند جنگ‌ها در میدان آغاز می‌شوند، اما پایان آن‌ها در میز مذاکره رقم می‌خورد. از همین رو، نحوه طراحی و مدیریت مذاکرات می‌تواند سرنوشت یک دوره سیاسی و حتی اقتصادی کشور را تعیین کند.»

    عضو هیات علمی دانشگاه تهران در پاسخ به این پرسش که در دور دوم مذاکرات ایران و امریکا چه ضرورت‌هایی باید مورد توجه قرار بگیرد، می‌گوید: «در دور جدید گفت‌وگوها، نخستین نکته‌ای که باید مورد توجه قرار بگیرد، ضرورت طراحی دقیق و حرفه‌ای برای مذاکرات است. تجربه نشان داده که ورود به چنین فرآیند حساسی بدون برنامه‌ریزی جامع می‌تواند هزینه‌های سنگینی به همراه داشته باشد. مذاکره تنها یک گفت‌وگوی سیاسی نیست؛ بلکه فرآیندی چندلایه است که به هماهنگی میان دیپلماسی، اقتصاد، امنیت و سیاست داخلی نیاز دارد. هرگونه ضعف در این هماهنگی می‌تواند قدرت چانه‌زنی کشور را کاهش بدهد. هر گونه اظهارانظری که تیم مذاکره‌کننده ایرانی را تضعیف کند یا این پالس را ارسال کند که در درون کشور صدای واحدی در این زمینه وجود ندارد، برخلاف منافع ملی است.»

    کریمی ادامه می‌دهد: «در این میان، نقش تیم مذاکره‌کننده اهمیت ویژه‌ای دارد. تیمی که مسئولیت گفت‌وگو را بر عهده می‌گیرد باید از نظر تجربه بین‌المللی، دانش حقوقی و توان تحلیل راهبردی در بالاترین سطح قرار داشته باشد. مذاکرات پیچیده بین‌المللی معمولا میدان رقابت تیم‌های حرفه‌ای و چندرشته‌ای است و موفقیت در آن مستلزم بهره‌گیری از بهترین ظرفیت‌های کارشناسی کشور است. به همین دلیل، پشتیبانی تخصصی و سیاسی از تیم مذاکره‌کننده ضرورتی اجتناب‌ناپذیر محسوب می‌شود. اما موفقیت مذاکرات تنها به توان فنی تیم مذاکره‌کننده محدود نمی‌شود. فضای داخلی کشور نیز نقش تعیین‌کننده‌ای در نتیجه مذاکرات دارد. تجربه نشان داده که هرگاه کشور با انسجام داخلی و حمایت عمومی وارد یک فرآیند دیپلماتیک شده، احتمال دستیابی به نتایج مثبت افزایش یافته است. در مقابل، ایجاد فضای هیجانی، دو قطبی یا تخریبی می‌تواند موقعیت مذاکره‌کنندگان را تضعیف کند و پیام‌های متناقضی به طرف مقابل ارسال کند.»

    معاون موسسه پایاب تاکید می‌کند: «از این منظر، ایجاد یک فضای منطقی و آرام در داخل کشور اهمیت زیادی دارد. نقد کارشناسی و بررسی دقیق روند مذاکرات طبیعی و حتی ضروری است، اما تبدیل این موضوع به یک نزاع سیاسی داخلی می‌تواند به منافع ملی آسیب بزند. مذاکرات موفق معمولا در فضایی شکل می‌گیرند که تیم مذاکره‌کننده احساس کند از پشتوانه سیاسی و اجتماعی لازم برخوردار است. در کنار این مسائل، ایران در این مقطع از برخی ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی مهم نیز برخوردار است. یکی از مهم‌ترین این ظرفیت‌ها موقعیت راهبردی کشور در منطقه و به‌ویژه نقش آن در امنیت انرژی جهان است. تنگه هرمز به عنوان یکی از حیاتی‌ترین گذرگاه‌های انرژی در جهان، همواره یک متغیر مهم در معادلات منطقه‌ای و جهانی بوده است. با این حال، استفاده از چنین ظرفیتی نیازمند رویکردی هوشمندانه است. صرف مطرح کردن این متغیر به عنوان ابزار فشار کافی نیست؛ بلکه باید بتوان آن را به دستاوردهای واقعی در حوزه منافع ملی تبدیل کرد.»

    کریمی با اشاره به اینکه هدف اصلی از بهره‌گیری از چنین اهرم‌هایی باید ایجاد زمینه برای گشایش‌های اقتصادی و سیاسی باشد، می‌گوید: «اگر این ظرفیت‌ها تنها در سطح شعار یا تهدید باقی بمانند، نمی‌توانند تأثیر پایداری در بهبود وضعیت کشور داشته باشند. هنر دیپلماسی دقیقا در همین نقطه آشکار می‌شود؛ جایی که توان میدانی و ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی به نتایج ملموس در عرصه اقتصاد و روابط بین‌الملل تبدیل می‌شوند.»

    او در پاسخ به پرسش دیگری در این خصوص که دورنمای مذاکرات ایران و امریکا را چطور ارزیابی می‌کنید، می‌گوید: «آینده مسیر پیش روی ایران همچنان به تصمیم‌های امروز بستگی دارد. کشور در شرایطی قرار گرفته که می‌توان آن را نوعی دو راهی راهبردی توصیف کرد. در یک مسیر، مذاکرات می‌تواند به توافقی منجر شود که فراتر از گشایش‌های محدود باشد و زمینه رفع تحریم‌ها، گسترش روابط اقتصادی و تقویت همکاری‌های منطقه‌ای را فراهم کند. چنین توافقی می‌تواند بخشی از فشارهای اقتصادی سال‌های اخیر را کاهش بدهد و امکان تمرکز بیشتر بر توسعه داخلی را فراهم سازد. اما مسیر دیگر نیز قابل تصور است؛ مسیری که در آن مذاکرات به نتیجه قابل توجهی نرسد و تنش‌ها دوباره افزایش یابد. در چنین شرایطی کشور ناچار خواهد بود برای حفظ ثبات و امنیت خود وارد دوره‌ای از انقباض اقتصادی شود. این وضعیت می‌تواند به معنای محدودیت‌های گسترده‌تر در حوزه تولید، مصرف و تجارت باشد و فشارهای بیشتری بر اقتصاد و جامعه وارد کند.»

    کریمی می‌گوید: «به همین دلیل، نتیجه مذاکرات تنها یک دستاورد دیپلماتیک ساده نیست؛ بلکه می‌تواند مسیر اقتصادی و سیاسی کشور در سال‌های آینده را نیز تعیین کند. اگر این روند به رفع تحریم‌ها، توسعه روابط اقتصادی و گسترش همکاری‌های منطقه‌ای منجر شود، می‌توان آن را یک موفقیت واقعی برای دیپلماسی کشور دانست. در نهایت آنچه اهمیت دارد این است که مذاکرات نه به عنوان یک رقابت سیاسی داخلی، بلکه به عنوان ابزاری برای تأمین منافع ملی دیده شود. در چنین چارچوبی، ترکیب طراحی راهبردی، تیم حرفه‌ای، حمایت داخلی و بهره‌گیری هوشمندانه از ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی می‌تواند مسیر دستیابی به یک نتیجه مطلوب را هموار کند.»

    احمد ترک‌نژاد: مذاکرات مبتنی بر داده و ستد و بده بستان معنا پیدا می‌کند

    در شرایطی که کریمی از ضرورت ترجمه دستاوردهای میدانی به ارزش افزوده سیاسی و اقتصادی سخن می‌گوید، احمد ترک‌نژاد، تحلیلگر سیاسی با اشاره به آغاز دور دوم مذاکرات ایران و امریکا پس از جنگ ۴۰ روزه، تأکید کرد که ایران با اتکا به توانمندی‌های دفاعی، ظرفیت ژئوپلیتیکی و حمایت داخلی مقتدرانه (خیابان) وارد گفت‌وگو با امریکا شده و با همین ظرفیت‌ها می‌تواند در راستای منافع ملی عمل کند. به اعتقاد ترک‌نژاد وحدت ملی و هماهنگی پشت تیم مذاکره‌کننده، کلید موفقیت در این مسیر است.

    او می‌گوید: «همان طور که در میدان جنگ سرداران نظامی از حمایت همه‌جانبه مردم بهره‌مند بودند، امروز تیم دیپلماسی کشور نیز نیازمند پشتیبانی قوی داخلی است تا بتواند با اقتدار و واقع‌بینی منافع ملی را تامین کند.»

    ترک‌نژاد با اشاره به مسیری که ایران در جنگ ۴۰ روزه و مذاکرات پس از آن پیموده می‌گوید: «یکی از مهم‌ترین موضوعات مهم در سال‌های پس از انقلاب در حوزه‌های استراتژیک و راهبردی این بود که ایران ظرفیت‌های ساخت موشک و پهپاد را در درون کشور تقویت کرد. جهانیان باور نمی‌کردند که ایران یک چنین ظرفیتی را مبتنی بر دانش روز در داخل ایجاد کرده باشد. این ظرفیت‌ها به‌خصوص در جنگ ۱۲ روزه مورد ارزیابی دقیق قرار گرفت. موضوع مهم بعدی این بود که ایران در جنگ ۱۲ روزه غافلگیر نشد و به سرعت واکنش‌های لازم نشان داده شد. یکی از اهرم‌های فشار ایران که همواره درخصوص آن صحبت می‌شد اما شاید برای دیگران باورپذیر نبود، معرفی «تنگه هرمز» به عنوان یک اهرم استراتژیک و ژئوپلیتیکی مهم در مذاکرات است. »

    این تحلیلگر تاکید می‌کند که اهمیت تنگه صرفا محدود به مسائل اقتصادی و تجاری نیست بلکه فرصتی است برای ایران که با برنامه‌ریزی دقیق از ظرفیت این نقطه حساس جغرافیایی بهره بگیرد و در مقابل فشارهای خارجی ایستادگی کند.

    ترک‌نژاد افزود: «انسجام و مقاومت ملی که پس از جنگ اخیر به وجود آمد، نشان‌دهنده همگرایی اجتماعی – سیاسی در کشور است که پشتوانه مهمی برای دولت و دیپلماسی به شمار می‌رود.»

    توانمندی‌های دفاعی و امنیتی و به‌ویژه ظرفیت‌های پهپادی که در جنگ نشان داده شد نیز مورد تاکید ویژه ترک‌نژاد است. ظرفیتی که توانسته‌اند احترام و توازن قدرت را در معادلات منطقه‌ای و جهانی به نفع ایران تغییر بدهند. به گفته او، این قابلیت‌ها به تیم مذاکره‌کننده امکان می‌دهد از موضع اقتدار و قدرت وارد بحث‌ها شود. علاوه بر این، نقش و جایگاه ژئوپلیتیکی کلان ایران به عنوان بازیگر مهم در منطقه و در مناسبات بین‌المللی، برگ برنده دیگری است که نباید آن را دست‌کم گرفت.

    این تحلیلگر سیاسی، رفتار دولت ترامپ را که مقارن با جنگ روی داد، به شدت مورد انتقاد قرار داد و آن را آمیخته‌ای از منافع شخصی، سیاسی و اشتباهات استراتژیک دانست که موجب سردرگمی سیاست‌های امریکا در منطقه شده است.

    از نظر او، تهران با بهره‌گیری از نظم، صبر استراتژیک و عمق بینش توانسته موقعیت خود را حفظ و تثبیت کند. او همچنین عنوان کرد که دوره اوباما اگرچه با فشار حداکثری همراه بود، اما به مرور قانع شد که راه‌حل واقعی، مذاکرات بر پایه احترام متقابل و واقع‌گرایی است و نمی‌توان کشور قدرتمندی مانند ایران را حذف کرد.

    ترک‌نژاد در بخش دیگری از گفت‌وگو، به ضرورت رویکردی مبتنی بر داد و ستد و بازگشت به منافع مشترک در مذاکرات اشاره کرد و اینکه انتظار معجزه یا پیروزی‌های یک‌طرفه، رویکردی غیرعقلانی است. هدف باید صلحی باشد که به حفظ منافع هر دو طرف بینجامد و فضای تنش را کاهش بدهد. نکته مهم دیگر تأکید بر تشکیل تیم مذاکره گسترده‌تر بود؛ جایی که نخبگان، کارشناسان مستقل و افراد خبره خارج از دولت نیز در کنار تیم رسمی دیپلمات‌ها حضور داشته باشند تا با شناخت دقیق‌تری از مناسبات و دغدغه‌های منطقه‌ای ظرفیت تصمیم‌گیری ارتقا یابد.

    در مجموع، این تحلیلگر معتقد است ایران با برگ‌های برنده‌ای چون تنگه هرمز، وحدت ملی، قابلیت‌های دفاعی و جایگاه ژئوپلیتیکی خود، موفق خواهد شد از پس چالش‌های پیچیده دیپلماتیک برآید. حمایت و همراهی مردم، نخبگان و بدنه دولت کلید رسیدن به یک توافق پایدار خواهد بود.