دسته: سیاسی

  • توقف «پروژه آزادی»؛ روسیاهی دیگری برای دزدان دریایی آمریکایی!

    توقف «پروژه آزادی»؛ روسیاهی دیگری برای دزدان دریایی آمریکایی!

    به گزارش اقتصادران، رئیس جمهور آمریکا بامداد چهارشنبه تعلیق «پروژه آزادی» را اعلام کرد.

    دونالد ترامپ در تروث سوشیال نوشت: بر اساس درخواست پاکستان و دیگر کشورها، موفقیت عظیم نظامی‌ای که در جریان کارزار علیه کشور ایران داشته‌ایم، و همچنین این واقعیت که پیشرفت بزرگی در مسیر دستیابی به یک توافق کامل و نهایی با نمایندگان ایران حاصل شده است، ما به‌طور متقابل توافق کرده‌ایم که در حالی که محاصره با قدرت کامل به قوت خود باقی خواهد ماند، «پروژه آزادی» – یعنی عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز- برای مدت کوتاهی متوقف شود تا مشخص شود آیا این توافق می‌تواند نهایی و امضا شود یا نه.

  • خاورمیانه روی باسکول جنگ!

    خاورمیانه روی باسکول جنگ!

    به گزاش اقتصادران، مناسبات ارتباطی ایران و امریکا و تبعات منطقه‌ای و جهانی آن به اندازه‌ای مبهم شده که کسی به درستی نمی‌داند در پس این فضای غبارآلود آیا توافق و تفاهم و ثباتی نهفته است یا اینکه احتمال افزایش تنش‌ها و آغاز رویارویی دوطرف محتمل است. در کشاکش همه این علامت سوال‌ها اما یک واقعیت مبرهن وجود دارد و آن اینکه امروز در ایران اتحاد و انسجام قابل‌توجهی در خصوص دورنمای جنگ، مذاکره و ترک تخاصم شکل گرفته است. امروز مردم ایران به اندازه‌ای به مذاکره‌کنندگان خود اعتماد دارند که اگر رای به جنگ دهند، یا حکم به تداوم گفت‌وگوها دهند و نهایتا اعلام ترک تخاصم کنند، مردم پذیرای آن هستند. چرا که هم به دولت اعتماد دارند و هم به سایر ارکان نظامی که در بزنگاه‌ها، منافع ملی و تمامیت ارضی کشور را حراست کرده است. در روزهایی که معلوم نیست قایق غوطه‌ور سیاست جهانی در دریای مواج تنازع و مذاکره و گفت‌وگو آیا به سمت ساحل ثبات می‌راند یا به سمت افزایش درگیری‌ها، ایرانیان از یک‌طرف به مردان میدان و نظامیانشان اعتماد کرده و از سوی دیگر به مذاکره‌کنندگان تکیه زده‌اند تا نهایتا از پس این کشاکش‌ها، منافع ملی ظهور و بروز کند. «اعتماد» برای بررسی شرایط موجود سراغ محمد صادق جوادی‌حصار و ناصر ایمانی ۲تحلیلگر اصلاح‌طلب و اصولگرا رفته تا روایت‌های تازه‌ای از این روزهای ایران برای مخاطبان تدارک ببیند.

    محمد‌صادق جوادی حصار: باید آرمان‌ها را حفظ کرده اما با واقعیت‌ها زندگی کنیم

    محمد صادق جوادی‌حصار سخنگوی اعتماد ملی تحلیلگر سیاسی با اشاره به تبادل پیام‌ها میان ایران و امریکا و طرح ایده «ترک‌تخاصم» می‌گوید: «منطقی‌ترین راه در شرایط کنونی آن است که دوطرف با تحقق مطالبات حداقلی‌شان، از تقابل مستقیم پرهیز کنند تا زمینه برای گفت‌وگو و دستیابی به یک توافق جامع در آینده فراهم شود؛ زیرا حفظ عزت ملی در کنار واقع‌گرایی، بهترین مسیر عبور از تنش‌هاست.

    جوادی‌حصار که با «اعتماد» گفت‌وگو می‌کرد، درباره تحولات اخیر در روابط ایران و امریکا اظهار می‌کند: «آن‌گونه که گفته می‌شود، دو‌طرف در هفته‌های اخیر پیام‌هایی را رد و بدل کرده‌اند و در آخرین تحرکات، ایده «ترک تخاصم» با مطالبات حداقلی از سوی طرفین مطرح شده است تا در فرصت مناسب، مسیر مذاکرات دنبال شود. البته در داخل کشور نیز صداهای مخالف مذاکره شنیده می‌شود که انتقاداتی را مطرح می‌کنند، اما باید مجموعه شرایط را به‌صورت واقع‌بینانه دید.

    این تحلیلگر با بیان اینکه از دیرباز معتقد بوده باید با امریکایی‌ها به شیوه‌ای حکمت‌آمیز و مصلحت‌اندیشانه رفتار کرد، می‌گوید: «: اگر امکان صلح فراهم نباشد، دست‌کم می‌توان به سمت ترک تخاصم حرکت کرد. به این معنا که طرفین علیه یکدیگر اقدامی انجام ندهند تا زمینه برای صلح پایدار در آینده فراهم شود. منطقی‌ترین راه همین است و باید با عقلانیت با مساله برخورد کنیم. ما در جایی که لازم بوده سخت ایستاده‌ایم و اکنون که زمان گفت‌وگوست، باید آداب گفت‌وگو را نیز رعایت کنیم.

    ناصر‌خسرو قبادیانی معتقد بود « به گاه درشتی، درشتم چو سوهان/ به هنگان نرمی، به نرمی حریرم. » ایران زمانی که می‌بایست درشت باشد، مثل سوهان برنده هیمنه امریکایی‌ها را به ریخت و امروز که گاه گفت‌وگوست باید آداب گفت‌وگو را رعایت کند.» این تحلیلگر سیاسی ادامه می‌دهد: « همانطور که در داخل کشور فشار افکار عمومی و مطالبات حداکثری از سوی برخی گروه‌ها علیه مذاکره‌کنندگان ایرانی وجود دارد، طرف امریکایی نیز تحت فشار افکار عمومی مردم امریکا و کنگره قرار دارد. بنابراین باید شرایط دو‌طرف را در نظر گرفت. شعار نابودی امریکا با واقعیت‌های موجود فاصله دارد. ما نمی‌توانیم امریکا را نابود کنیم، اما می‌توانیم شرایطی ایجاد کنیم که این کشور برای ما ضرری نداشته باشد و به ما آسیب نرساند. اگر بتوانیم به نقطه‌ای برسیم که دو‌طرف اعلام کنند کاری به کار یکدیگر ندارند، این خود یک پیروزی ارزشمند است. باید متناسب با ظرفیت‌ها، توانایی‌ها و امکانات کشور با دنیا وارد تعامل با امریکا و سایر کشورها شد. برداشتن گام‌های بزرگ بدون توجه به مقدورات، می‌تواند تبعات سنگینی به همراه داشته باشد.»

    جوادی‌حصار با اشاره به تجربه جنگ تحمیلی می‌افزاید: «تجربه هشت سال جنگ نشان داد که ادامه یک مسیر بدون محاسبه دقیق هزینه و فایده، خسارت‌های جبران‌ناپذیری به کشور تحمیل می‌کند. اگر در مقطعی پس از فتح خرمشهر تصمیم متفاوتی گرفته می‌شد، شاید بسیاری از هزینه‌ها و تلفات رخ نمی‌داد. در آن زمان عربستان حاضر شد کل خسارات ایران در جنگ با عراق را پرداخت کند اما گروهی کفن‌پوش شدند و این موضوع باعث وارد شدن خسارات بسیار به کشور و مردم شد. امروز نیز باید از تجربه گذشته درس گرفت. همان‌گونه که پذیرش قطعنامه در آن زمان با وجود تلخی، به پایان جنگ انجامید، اکنون نیز باید تصمیماتی متناسب با شرایط روز اتخاذ شود. جمهوری اسلامی قدرت و توان دفاع از خود را به دنیا نشان داده و ثابت کرده که می‌تواند از امنیت و تمامیت ارضی کشور دفاع کند. همین اقتدار سبب شد طرف مقابل شرایط آتش‌بس را بپذیرد. در عین حال باید برای حیثیت و اعتبار طرف مقابل نیز شأن قائل بود. اگر بخواهیم دیگری را به ذلت بکشانیم، طبیعی است که او نیز در صورت توان، واکنش مشابه نشان خواهد داد. پایان یک درگیری اگر با عزت و آبرو همراه باشد، به سود همه طرف‌ها و حتی منطقه و جهان خواهد بود.»

    سخنگوی حزب اعتماد ملی یادآور می‌شود: « برخی محاسبات غلط و توصیه‌های نادرست از سوی افراد تندرو، کشور را با هزینه‌های سنگین مواجه کرده است. اکنون زمان آن رسیده که عقلای کشور تصمیم بگیرند و جامعه را قانع کنند که آرمان‌خواهی باید در کنار واقع‌بینی معنا پیدا کند. باید آرمان‌ها را حفظ کرد، اما با واقعیت‌ها زندگی کرد. واقعیت این است که هر دو طرف تحت فشار هستند و ادامه مسیر تقابل می‌تواند هزینه‌های بیشتری تحمیل کند. بهترین راه، یافتن مسیر میانه‌ای است که در آن عزت، امنیت و اقتدار ایران حفظ شود و در عین حال زمینه‌ای فراهم ‌آید تا طرف مقابل نیز از ادامه دشمنی فاصله بگیرد. تنها از مسیر عقلانیت و تعامل متناسب با توان ملی می‌توان از شرایط دشوار عبور کرد.»

    ناصر ایمانی: درباره جنگ، هرمز و مذاکره اختلافی میان تصمیم‌گیران وجود ندارد ناصر ایمانی فعال سیاسی اصولگرا با اشاره به تحولات اخیر و روند مذاکرات ایران و امریکا می‌گوید در سطح مسوولان تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز کشور درباره نحوه مواجهه با جنگ، موضوع تنگه هرمز و مسیر مذاکره، اختلاف جدی وجود ندارد و نوعی اجماع شکل گرفته است. ایمانی تأکید می‌کند که ایران پس از این رویدادها جایگاهی متفاوت و تأثیرگذارتر در نظم جهانی خواهد داشت و در صورت تحقق اهداف مورد نظر، گشایش‌های مهم سیاسی و اقتصادی در انتظار کشور است.

    ایمانی در پاسخ به این پرسش «اعتماد» که آیا در خصوص بحث مذاکرات دوگانه‌ای در کشور به چشم می‌خورد یا همه ارکان کشور شامل مردم، مسوولان و مذاکره‌کنندگان حول محور منافع ملی اتحاد دارند؟

    می‌گوید: « برای اولین بار است که در خصوص موضوع مهمی مانند مذاکرات دو‌گانه‌ای در کشور مشاهده نمی‌شود. اکثریت قریب به اتفاق مسوولان تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز در یک چارچوب مشترک فکر می‌کنند. چه در مورد جنگ، چه در مورد وضعیت تنگه‌هرمز، چه در خصوص اصل مذاکره، نحوه مذاکره و خطوط اصلی آن، میان آنها اختلاف اساسی نمی‌بینم. وقتی می‌گوییم اختلاف، منظور اختلاف راهبردی است. یعنی اینکه برخی بگویند باید میدان را رها کنیم و به مذاکره بچسبیم، یا بالعکس مذاکره را کنار بگذاریم و فقط به میدان تکیه کنیم. به اعتقاد من، چنین دوگانه‌ای در سطح مردم و مسوولان اساسا وجود ندارد. اختلاف‌نظرها بیشتر در سطح روش‌ها و تاکتیک‌هاست؛ اینکه مثلا یک جلسه چگونه پیش برود، اولویت‌بندی‌ها چه باشد یا چه زمانی کدام گام برداشته شود. اما در اصل ماجرا، نوعی اجماع شکل گرفته است.»

    ایمانی ادامه می‌دهد: « اگر به روند جنگ ۴۰روزه نگاه کنیم، از همان ساعات نخست که درگیری‌ها آغاز شد تا زمان آتش‌بس، بسیاری از صاحب‌نظران از جناح‌ها و دیدگاه‌های مختلف اذعان کرده‌اند که نحوه اداره این دوره، جزو نمونه‌های موفق بوده است. چه در میدان جنگ و چه در مراحل اولیه مذاکره، مجموعه اقدامات تقریبا بدون نقص یا حداقل با کمترین خطا پیش رفت. به‌ویژه در مورد این حدود چهل روز جنگ، بسیاری از تحلیلگران می‌گویند مدیریت میدان و نیز نحوه ورود و خروج از مذاکرات اولیه، در مجموع قابل دفاع و حتی تحسین‌برانگیز بوده است. نتیجه این عملکرد، ایجاد نوعی اعتماد نسبت به مسوولان تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز است؛ اعتمادی که هم به میدان مربوط می‌شود و هم به میز مذاکره.»

    او می‌گوید: «به نظر من، این اعتماد فقط در سطح نخبگان نیست. وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم بیش از ۵۰ روز است که مردم هر شب در خیابان‌ها حضور پیدا می‌کنند، همراهی می‌کنند، هزینه می‌دهند و از مواضع کشور دفاع می‌کنند. البته طبیعی است که در جامعه ۹۰ میلیونی، افرادی باشند که حرف‌های تند، غیرکارشناسی یا حتی بی‌ربط بزنند؛ این همواره بوده و خواهد بود. اما این قبیل اظهارنظرها، به‌خصوص آنهایی که بیشتر در جهت ترجیح سیاست‌های ترامپی یا تندروانه در امریکا تعبیر می‌شود، به نظر من محل اعتنا نیست. مهم آن اجماعی است که امروز میان تصمیم‌گیران، بخش بزرگی از نخبگان سیاسی و بدنه اجتماعی شکل گرفته است. معتقدم رسانه‌ها نباید چندصدای حاشیه‌ای یا بسیار تند را بیش از اندازه بزرگ کنند و طوری فضا را بسازند که انگار اختلاف عمیق و جدی وجود دارد. این کار می‌تواند بخشی از جامعه را دلسرد یا نسبت به تصمیمات کلان بی‌اعتماد کند.»

    ایمانی در پاسخ به پرسش دیگری در این خصوص که اگر در این مرحله ایران بتواند اهداف مورد نظر خود را محقق و به توافقی که مد نظر دارد دست پیدا کند، در چه شرایطی قرار خواهد گرفت؟

    می‌گوید: « سوال بسیار مهمی است. ما نباید دچار غرور شویم، نباید گزافه‌گویی کنیم، اما در عین حال نباید نقشی را که ایفا کرده‌ایم نادیده بگیریم. هر دو افراط، هم کوچک‌انگاری و هم بزرگ‌نمایی، غلط است. واقعیت این است که ما در این دوره باعث یک تحول مهم در نظم فعلی جهانی شدیم. ایران توانست مناسبات بین‌المللی را تا حد قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهد. اگر نگاه کنید به روابط ایالات متحده با اتحادیه اروپا، به مناسبات امریکا با قدرت‌های بزرگ آسیایی مانند چین و دیگر کشورها، و همچنین به روابط داخل منطقه، به‌خصوص در میان کشورهای حوزه خلیج فارس، می‌بینید که تغییرات بزرگی رخ داده است. سطح و جایگاه ایران در عرصه جهان معاصر ارتقا پیدا کرده و بسیار متفاوت از دو ماه پیش خواهد بود. ما امروز به عنوان یک بازیگر تأثیرگذار در صحنه جهانی شناخته می‌شویم؛ بازیگری که نمی‌توان او را نادیده گرفت. از این پس، بسیاری از مناسبات منطقه‌ای و حتی فرامنطقه‌ای با لحاظ کردن نظر و ملاحظات ایران تنظیم خواهد شد. این یعنی افزایش وزن ژئوپلیتیکی و سیاسی کشور، چیزی که در بلندمدت می‌تواند بر حوزه‌های مختلف از امنیت گرفته تا اقتصاد اثر بگذارد. در عرصه اقتصادی هم می‌توانیم شاهد گشایش‌های قابل توجهی باشیم.»

    او در تشریح این گشایش‌های اقتصادی می‌گوید: « این گشایش‌ها از چند مسیر امکان‌پذیر است. اول، به دلیل نقش تعیین‌کننده‌ای که ایران در تنگه هرمز دارد. کنترل و تأثیرگذاری ما بر این آبراه حیاتی، خود یک عامل مهم در معادلات انرژی جهان است. دوم، به خاطر الزامی که ایالات متحده، دیر یا زود، در قبال تعدیل یا رفع بخشی از تحریم‌ها خواهد داشت. حتی اگر امریکا به‌طور کامل تحریم‌ها را برندارد، دیگر آن امریکای سابق نیست که بتواند به همان شکل گذشته، اراده خود را بر جهان در موضوع تحریم ایران تحمیل کند. شما همین چند روز پیش دیدید که چین رسما اعلام کرد هیچ‌یک از تحریم‌های یک‌جانبه علیه ایران را مشروع و قابل قبول نمی‌داند. این موضع‌گیری‌ها نشان می‌دهد که ساختار تحریم‌ها در حال فرسایش است و اجماع سابق علیه ایران دیگر وجود ندارد. از طریق افزایش حضور و نفوذ در بازارهای انرژی و هم از طریق بهبود جایگاه در مذاکرات اقتصادی و سیاسی، ایران شرایط اقتصادی متفاوتی را تجربه می‌کند. به نظر من، اگر تصمیم‌های درست گرفته شود، می‌توان امیدوار بود که در داخل کشور هم گشایش‌های زیستی و معیشتی قابل توجهی اتفاق بیفتد.»

  • بین پزشکیان و سپاه اختلاف هست؟!

    بین پزشکیان و سپاه اختلاف هست؟!

    به گزارش اقتصادران، رئیس دفتر رئیس جمهوری در واکنش به طرح شایعه‌ای مبنی بر وجود تفرقه میان دولت و سپاه تصریح کرد: این موضوع به هیچ وجه صحت ندارد و در تمامی جلسات برگزار شده، فرماندهان و شخص رئیس‌جمهور حضور داشته‌اند و تمامی تصمیمات در این جلسات به اتفاق آرا گرفته شده است.

    محسن حاجی‌میرزایی رئیس دفتر رئیس‌جمهور ظهر سه‌شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ در حاشیه مراسم گرامیداشت شهید خطیب در جمع خبرنگاران اظهار کرد: شهید خطیب حداکثر همدلی و همراهی را با دولت داشت و علاوه بر شخصیت و فضیلت‌های اخلاقی، زهد و بی‌هوایی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد ایشان بود که امیدواریم خداوند روح وی را با اجداد طاهرینش محشور نماید.

    وی در پاسخ به پرسشی درباره برخورد با محتکران در شرایط جنگی تأکید کرد: موضوع گرانی‌ها از مباحث مهم دستور کار دولت است و این گرانی‌ها می‌تواند منشأ احتکار و اقدامات مفسدانه داشته باشد؛ دستگاه‌های مرتبط با تمام جدیت در تلاش هستند تا نقش و مسئولیت‌های خود را ایفا کنند و در جلسه روز گذشته هیئت دولت نیز در این باره گفت‌وگوهایی مطرح شد.

    رئیس دفتر رئیس جمهوری با بیان اینکه سازمان تعزیرات، وزارت صنعت، معدن و تجارت و وزارت جهاد کشاورزی مراقبت می‌کنند تا احتکار صورت نگیرد»، افزود: بخشی از گرانی‌ها محصول شرایط خاص کشور است؛ ما در حالت جنگ هستیم و دولت تمام تلاش خود می‌کند تا کمترین فشار متوجه مردم شود.

    وی در واکنش به شایعه تفرقه میان رئیس‌جمهور و سپاه پاسداران تاکید کرد: این موضوع به هیچ وجه صحت ندارد و در تمامی جلسات برگزار شده، فرماندهان و شخص رئیس‌جمهور حضور داشته‌اند و تمامی تصمیمات در این جلسات به اتفاق آرا گرفته شده است.

  • روی دیگر سکه «جنگ ایران»

    روی دیگر سکه «جنگ ایران»

    به گزارش اقتصادران، دونالد ترامپ به‌طور جدی به نهادهایی که برای مهار قوه مجریه طراحی شده‌اند آسیب زده، آن‌ها را وارد مناقشاتی زیان‌بار کرده که حکمرانی کشور آمریکا را تضعیف می‌کند و در نهایت برخلاف منافع دموکراسی عمل کرده است.

    روزنامه لوموند فرانسه در سرمقاله روز سه‌شنبه خود نوشت:‌ جنگ همواره به‌عنوان نیرویی افشاگر عمل می‌کند. در مورد حمله به ایران که در ۲۸ فوریه توسط رئیس‌جمهور آمریکا همراه با نخست‌وزیر اسرائیل آغاز شد، خشونت‌زدگی نهادهای آمریکایی بار دیگر آشکار شد.

    امتناع دونالد ترامپ از پاسخگو بودن در برابر هر نهادی، تصمیم ناگهانی او برای اعلام پایان جنگ در روز جمعه، اول مه را توضیح می‌دهد؛ در حالی که پیام‌های مداوم و متناقض او میان تلاش برای دستیابی به یک راه‌حل دیپلماتیک، البته بر اساس شرایط خودش و تهدید به ازسرگیری درگیری‌ها، که در حال حاضر با آتش‌بس متوقف شده‌اند، در نوسان بوده است.

    ترامپ به دنبال رهایی از قوانین است

    رئیس‌جمهور با این اعلام تلاش کرد خود را از محدودیت‌های قانونی رها کند. طبق قانون آمریکا، رئیس‌جمهوری که پیش از آغاز درگیری‌ها مجوز اولیه کنگره(تنها نهادی که اختیار اعلام جنگ را دارد) را دریافت نکرده باشد، باید پس از گذشت ۶۰ روز موضوع را به کنگره ارجاع دهد. رفتار او نشان می‌دهد که استراتژی‌اش در پی خنثی کردن قوه مقننه به نفع قوه مجریه است، در حالی که کنگره نیز وظیفه نظارت بر عملکرد رئیس‌جمهور را بر عهده دارد.

    تنها می‌توان تأسف خورد که این تضعیف سازوکارهای نظارتی و تعادل قوا با رضایت حزب جمهوری‌خواه، که در هر دو مجلس اکثریت دارد، صورت گرفته است. دیوان عالی، عالی‌ترین نهاد قضایی آمریکا که در حال حاضر تحت سلطه قضات محافظه‌کار است، نیز در این وضعیت نقش داشته و به‌طور مداوم به تلاش‌های ترامپ برای گسترش قدرت اجرایی اختیار گسترده داده است.

    پنتاگون کارآمدی پیشین را ندارد

    این جنگ همچنین ناکارآمدی‌هایی را در پنتاگون آشکار کرده است؛ نهادی که توسط یکی از وفاداران ترامپ، پیت هگست، مجری سابق فاکس‌نیوز، اداره می‌شود. او به‌عنوان «وزیر جنگ» عنوانی که این دولت برای او برگزیده، بارها دست به پاکسازی در میان مقامات عالی‌رتبه غیرنظامی و نظامی زده است.

    این فربه شدن بیش از حد قدرت اجرایی برای آمریکا نگران‌کننده است و به منافع این کشور خدمت نمی‌کند. رویکرد بی‌اعتنای رئیس‌جمهور به جنگ، جنگی که او هرگز زحمت توضیح اهمیت آن یا قانع کردن افکار عمومی درباره ضرورتش را به خود نداد، تا حد زیادی به کاهش چشمگیر محبوبیت او در میان افکار عمومی آمریکا انجامیده است.

    این روند تضعیف نهادها در حالی رخ می‌دهد که انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر، که به‌طور سنتی فرصتی برای شنیده شدن صدای رأی‌دهندگان است، نزدیک می‌شود. ترامپ برای آماده‌سازی این انتخابات، که معمولا آزمونی دشوار برای حزب حاکم در کاخ سفید است، جمهوری‌خواهان را به اجرای بی‌سابقه طرح‌های تقسیم‌بندی انتخاباتی در ایالت‌هایی که در آن‌ها اکثریت دارند، سوق داده تا واکنش منفی به سیاست‌هایش را تا حد ممکن محدود کند. حزب دموکرات هم در پاسخ، اقداماتی مشابه و به همان اندازه افراطی در بازترسیم حوزه‌های انتخاباتی انجام داده است.

    دموکراسی قفل شده در آمریکا

    دموکراسی و مشروعیت مجلس نمایندگان، که تحت تاثیر رقابت‌های حزبی شدید محدود و قفل شده، از پیامدهای جانبی این روند خواهند بود.

    دیوان عالی نیز با تصمیم خود در ۲۹ آوریل برای لغو قانونی که به دوران جنبش حقوق مدنی بازمی‌گردد و نمایندگی بهتر اقلیت‌ها را تضمین می‌کرد، حکمی که احتمالا به نفع انتخاباتی جمهوری‌خواهان خواهد بود، در معرض این خطر قرار گرفته که به‌عنوان همدست این هرج‌ومرج سیاسی تلقی شود؛ آن هم به بهای آسیب بیشتر به اعتبار سیاسی آنها که پیش از این هم خدشه دار شده بود.
  • پشت پرده سفر عراقچی به چین؛ تثبیت یا چانه‌زنی؟

    پشت پرده سفر عراقچی به چین؛ تثبیت یا چانه‌زنی؟

    به گزارش اقتصادران، در ادامه تحرکات دیپلماتیک تهران، سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه، امروز سه‌شنبه راهی پکن می‌شود؛ سفری که در ظاهر با هدف گفت‌و‌گو درباره روابط دوجانبه و تحولات منطقه‌ای انجام می‌شود، اما در لایه‌های عمیق‌تر، به یکی از گره‌های مهم رقابت ژئوپلیتیکی میان قدرت‌های بزرگ گره خورده است.

    پکن؛ شریک یا بازیگر مستقل؟

    چین طی سال‌های اخیر از یک شریک صرف اقتصادی برای ایران، به بازیگری فعال در معادلات سیاسی و امنیتی منطقه تبدیل شده است. از میانجی‌گری در احیای روابط تهران و ریاض گرفته تا موضع‌گیری‌های محتاطانه در بحران‌های خلیج فارس، پکن تلاش کرده تصویری از یک قدرت متوازن‌کننده ارائه دهد.

    در چنین شرایطی، سفر عراقچی را می‌توان تلاشی برای تثبیت همین نقش چین در تعامل با ایران دانست؛ نقشی که نه‌تنها به همکاری‌های اقتصادی محدود نیست، بلکه به حوزه‌های امنیتی و راهبردی نیز کشیده شده است.

    همزمانی معنادار با سفر ترامپ

    این سفر در حالی انجام می‌شود که نگاه‌ها به پکن، صرفاً از زاویه تهران نیست. همزمان، برنامه سفر دونالد ترامپ به چین نیز در حال شکل‌گیری است؛ سفری که به‌ویژه در سایه تنش‌های منطقه‌ای، اهمیت مضاعفی پیدا کرده است.

    این همزمانی، پکن را به نقطه تلاقی دو مسیر دیپلماتیک بدل کرده: از یک‌سو، تلاش ایران برای تقویت روابط و هماهنگی‌های منطقه‌ای، و از سوی دیگر، فشار واشنگتن برای مهار بحران‌هایی که خود در شکل‌گیری آنها نقش داشته است. در این میان، چین می‌تواند از موقعیت خود به‌عنوان بازیگری که با هر دو طرف ارتباط دارد، برای افزایش نفوذش بهره ببرد.

    انرژی؛ قلب تپنده مذاکرات

    یکی از مهم‌ترین محور‌های گفت‌و‌گو میان تهران و پکن، بدون تردید مسئله انرژی است. چین به‌عنوان بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان، وابستگی قابل‌توجهی به منابع انرژی خاورمیانه دارد و ثبات مسیر‌های انتقال انرژی برای آن یک اولویت حیاتی محسوب می‌شود.

    در این چارچوب، ایران نه‌تنها یک تأمین‌کننده بالقوه انرژی، بلکه یک بازیگر کلیدی در تضمین امنیت این مسیر‌ها به شمار می‌رود. از همین رو، گفت‌و‌گو‌های عراقچی در پکن احتمالاً فراتر از همکاری‌های اقتصادی معمول، به هماهنگی‌های گسترده‌تر در حوزه امنیت انرژی نیز خواهد رسید.

    دیپلماسی در میدان رقابت

    سفر وزیر خارجه ایران به چین را باید در بستر یک رقابت بزرگ‌تر تحلیل کرد؛ رقابتی که میان چین و آمریکا بر سر شکل‌دهی به نظم آینده منطقه در جریان است. واشنگتن تلاش دارد با تکیه بر اهرم‌های نظامی و سیاسی، معادلات را به نفع خود مدیریت کند، در حالی که پکن با ابزار اقتصاد و دیپلماسی، به‌دنبال تثبیت جایگاهش است.

    در چنین فضایی، تهران نیز می‌کوشد از این شکاف برای افزایش قدرت مانور خود استفاده کند. نزدیکی به چین، نه‌تنها یک انتخاب اقتصادی، بلکه بخشی از راهبرد کلان ایران برای متنوع‌سازی شرکای بین‌المللی و کاهش فشار‌های غرب تلقی می‌شود.

    مأموریت عراقچی؛ تثبیت یا چانه‌زنی؟

    اگرچه در سطح رسمی، این سفر در چارچوب رایزنی‌های معمول دیپلماتیک تعریف شده، اما واقعیت این است که عراقچی با مأموریتی پیچیده وارد پکن می‌شود: از یک‌سو، حفظ و تقویت روابط با چین، و از سوی دیگر، اطمینان از اینکه این روابط در بازی بزرگ‌تر میان پکن و واشنگتن، به اهرمی علیه منافع ایران تبدیل نشود.

    پکن در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری در موقعیت «بازیگر تعیین‌کننده» قرار دارد؛ اما این موقعیت، به همان اندازه که برای ایران فرصت‌ساز است، می‌تواند چالش‌برانگیز نیز باشد.

    پکن، میدان سنجش دیپلماسی تهران

    در نهایت، سفر عراقچی به چین را باید بخشی از یک معادله چندلایه دانست؛ معادله‌ای که در آن، روابط دوجانبه، امنیت انرژی، رقابت قدرت‌های بزرگ و آینده نظم منطقه‌ای به‌طور همزمان در هم تنیده‌اند.

  • طعنه تند رئیس مجلس به ترامپ؛ ما هنوز حتی شروع هم نکرده‌ایم!

    طعنه تند رئیس مجلس به ترامپ؛ ما هنوز حتی شروع هم نکرده‌ایم!

    به گزارش اقتصادران، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:  معادلهٔ جدید تنگهٔ هرمز در حال تثبیت است.️ امنیت کشتیرانی و ترانزیت انرژی به دست آمریکا و متحدانش با نقض آتش‌بس و اعمال محاصره به خطر افتاده است؛ البته شرّشان کم خواهد شد. ‌خوب می‌دانیم که استمرار وضع موجود برای آمریکا غیر قابل تحمل است؛ درحالی که ما هنوز حتی شروع هم نکرده‌ایم.13

  • زیر بیت رهبری بیمارستان ساخته شده بود؟!

    زیر بیت رهبری بیمارستان ساخته شده بود؟!

    به گزارش اقتصادران، علیرضا مرندی، وزیر پیشین بهداشت و درمان و رئیس تیم پزشکی رهبر شهید انقلاب در برنامه پدر امت در صداوسیما در پاسخ به سوالی درباره ماجرای بیمارستان تجهیز شده زیر بیت رهبری گفت: بیمارستانی زیر بیت رهبری وجود نداشت.

    او ادامه داد: هر زمان لازم بود معاینه‌ای در مورد ایشان انجام شود، بنده یا دکتری دیگری با گوشی برای معاینه قلب و ریه و یا وسایل معاینه حلق و گلو خدمت شان می‌رفتیم، این وسایل را یا خودمان می‌بردیم یا از درمانگاه قرض می‌گرفتیم.

  • «اینترنت طبقاتی» منشأ فساد است

    «اینترنت طبقاتی» منشأ فساد است

    به گزارش اقتصادران، عباس عبدی، فعال سیاسی اصلاح طلب و روزنامه نگار، در روزنامه اعتماد نوشت:

    در ایران کنونی یکی از مهم‌ترین میدان‌های این جنگ، «میدان نت» است.

    این میدان به طرز عجیبی از ابتدای آمدن اینترنت فعال بود و جنگی دایمی در آن قرار داشت و با اطمینان می‌توان گفت که بیشترین خسارت به رابطه حکومت و مردم و حتی در اقتصاد در این میدان زده شده، زیرا پیش از دو دهه است که با شدت هر چه تمام‌تر ادامه داشته و به جنگ بی‌پایان میان دو طرف تبدیل شده است.

    تردیدی نیست که تلفات سیاسی، عاطفی، اقتصادی آن از هر میدان دیگری بیشتر بوده و بدتر از همه اینکه طی سه ماه اخیر آتش این جنگ شعله‌ورتر شده و در حال گرفتن قربانیان و خسارت بیشتری است.

    برخی افراد مسوولیت آن را متوجه دولت و آقای پزشکیان می‌دانند، زیرا در زمان انتخابات ۱۴۰۳ صریحا و مکرر وعده آزاد کردن اینترنت را داده بود. این وعده‌ها به نحوی بود که تصور می‌شد آقای پزشکیان بلافاصله با آمدن به پاستور اولین اقدامش اجرای این وعده است. نه تنها آن را انجام نداد، بلکه توضیح روشنی هم درباره آن ارایه نکرد و این ضربه سنگینی به اعتبار ایشان زد. هنوز هم کسی نمی‌داند چرا آن را انجام نداد.

    برخلاف دیگران من یقین دارم که آن وعده را صادقانه بیان کرد و قصد دروغ نداشت ولی در عمل مردم با وعده انجام نشده مواجه بودند که هیچ دلیلی برای عدم انجامش وجود نداشت یا اگر هست کسی آن را نمی‌داند. پس مسوولیت این امر متوجه آقای پزشکیان بود یا اگر هم متوجه دیگران بود، ایشان با سکوت خود و در عمل آن را به عهده گرفت.

    ولی این مساله تا دی ماه ۱۴۰۴ بود و پس از آن متوجه نیروهای دیگر است. به ویژه پس از جنگ که به کلی ماجرا فرق کرد. نه اینترنت که هیچ چیز دیگری در مسوولیت مستقیم دولت نیست، مسوولیت‌های دولت به‌طور متعارف در ذیل مدیریت جنگ تعریف می‌شود.

    به نظر می‌رسد که مردم به دلایل گوناگون و قابل انتظار در محدودیت‌های دسترسی به اینترنت در زمان جنگ نسبت به گذشته مخالفت‌های کمتری ابراز داشته‌اند، (هنوز هم اکثریت مخالف محدودیت هستند) شاید تصور می‌کنند که آزادی کامل به زیان روند جنگ است.

    یکی از دلایل مهم که برای کم کردن پهنای باند می‌آورند که موجب افتادن طولانی مدت ایران به قعر اینترنت جهانی شده، ترس از هک کردن است. این مشکل واقعی و جدی بود ولی منطق آن پذیرفتنی نیست، زیرا ساختاری که همواره اینترنت را به عنوان یک تهدید جدی و نه یک فرصت عالی تلقی می‌کرد و هیچ‌گاه سعی نکرد خود را با این زیرساخت جدید حیاتی بشر تطبیق دهد و در برابر هک خود را مجهز کند، نمی‌تواند درباره خطر هک توجیهاتی بیاورد که پذیرفتنی باشد، زیرا به صورت پیش‌فرض زیرساخت ارتباطی اینترنت را نفی خود می‌دانست و با آن به مثابه اکل میته برخورد می‌کرد که باید در حداقل باشد. به همین دلیل هم هیچ‌گاه نتوانست خود را به آن مسلط و همراه کند، همیشه در برابرش ایستاد و ناتوان از فهم اهمیت و کار با آن شد و با این شیوه هیچ‌گاه قادر به مقابله موثر با هک نخواهد شد و کم کردن پهنای باند نیز چاره دردش نیست. ولی سیاستی که ضربه نهایی را به انگیزه و منطق مخالفت با اینترنت زد، طبقاتی کردن آن بود.

    در گذشته هم طبقاتی بود، ولی بسیاری از کسانی که از آن بهره‌مند می‌شدند فعالانه علیه این سیاست و در ضرورت آزادی اینترنت می‌نوشتند و مهم‌تر اینکه انگیزه مادی در آن نبود، در حالی که طبقاتی شدن کنونی صرفا انگیزه مادی دارد و کل توجیهات امنیتی ماجرا را نقش بر آب کرده و آثار سوء آن چند برابر شده است.

    روشن است که این سیاست ربطی به اپراتورهای تلفن همراه ندارد. آنان در مقامی نیستند که چنین تصمیمی را بگیرند. این تصمیم فراتر از آنان است و حتما باید برای منافع مادی آن و نحوه توزیعش فکرهای قبلی شده باشد.

    اگر مسدود کردن اینترنت پایه امنیتی داشته، در این صورت طبقاتی کردن آن به معنای فروش امنیت است و اگر پایه امنیتی نداشته است که در اصل ندارد و با هدف افزایش درآمد است، در این صورت چرا طبقاتی می‌کنید؟ هزینه‌اش را زیاد کنید تا میلیون‌ها نفر از آن بهره‌مند شوند. مثل همه ‌چیزهای دیگری که گران شده است. حداقل این سیاست عوارض تبعیض را ندارد.

    در هر حال طبقاتی کردن ضد منافع عمومی و حکومتی است، زیرا باز بودن اینترنت چنان منافع اقتصادی گسترده‌ای دارد که همه کشور و مردم و به تبع آن دولت و حکومت هم از آن منتفع می‌شوند.

    سود حاصل از فروش اینترنت طبقاتی در برابر سود ناشی از باز بودن اینترنت بسیار بسیار اندک است ولی مهم‌تر از آن، هزینه و منافع سیاسی و روانی است که در «میدان نت» با لشکر بزرگ ده‌ها میلیونی مردم باید مبارزه کرد و طبقاتی کردن آن آثار وحشتناکی دارد که باز کردنش برعکس بسیار سودمند است.

    منافع عمومی و مردم را به منافع گروهی اندک نباید فروخت. نتیجه این میدان چیزی جز شکست نیست.

    جالب است که این رویکرد در نامه امام علی(ع) به مالک اشتر به خوبی تبیین شده است. خطاب به مالک می‌نویسند که «نگاهت به آبادانی زمین، باید از نگاهت به گرفتن مالیات بیشتر و کوشاتر باشد»، «هر کس مالیات را بدون آبادانی بطلبد، شهرها را ویران و بندگان خدا را هلاک می‌کند».

    اینترنت آزاد چنان تحولی در اقتصاد و معیشت و نیز رضایت مردم ایجاد می‌کند که با این درآمدهای اندک قابل مقایسه نیست. ده برابر درآمد حاصل از اینترنت طبقاتی را برای جبران فقر حاصل از قطع اینترنت پرداخت کنید، باز هم ناکافی است و این فقر و کاهش درآمد ضربه سنگینی به اقتصاد کشور است. فقر و بیکاری ناشی از بمباران دشمن قابل درک است ولی از قطع اینترنت خیر.

    بگذریم از اینکه این سیاست تبعیض‌آمیز منشا فسادهای فراوانی خواهد شد که چون موریانه جامعه را از درون می‌خورد و یک عرصه جدید فساد ایجاد می‌کند.