دسته: سیاسی

  • با اورانیوم ۶۰ درصدی چکار کنیم؟!

    با اورانیوم ۶۰ درصدی چکار کنیم؟!

    به گزارش اقتصادران، مصطفی غنی زاده در روزنامه خراسان، نوشت: «یکی از اصلی‌ترین خواسته‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی پس از جنگ ۱۲ روزه، از بین رفتن مواد غنی‌شده ۶۰ درصد ایران است. آن‎ها اول تلاش کردند تا با اهرم اروپایی‌ها در موضوع اسنپ‌بک این مواد را از ایران بگیرند. پیشنهادشان این بود که در ازای اجرایی نشدن اسنپ‌بک، مواد از ایران خارج شود که با عدم پذیرش ایران، مسیر دیگری انتخاب شد. سپس در مذاکرات دور دوم در بهمن و اسفند، به خروج این مواد از ایران تاکید داشتند که بازهم ایران حاضر به انتقال کامل و یکباره نشد.

    در جنگ تحمیلی سوم نیز پس از ناامیدی از فروپاشی جمهوری اسلامی و شورش داخلی، با تجاوز به جنوب اصفهان تلاش کردند تا آن را به صورت فیزیکی بدزدند که طبس۲ برایشان اتفاق افتاد و شکست خورده، عقب‌نشینی کردند. مسئله آن‎قدر مهم است که کارشناسان صهیون می‌گویند پایان جنگ بدون این خروج، به معنای شکست خواهد بود.ترامپ، نتانیاهو و دیگر مسئولان ارشد آمریکا و اسرائیل نیز بر همین موضوع مواد تاکید داشته و دارند و هر چند روز یک‎بار درباره آن و لزوم خروجش از ایران (از منظر خودشان) صحبت می‌کنند. سوال این‎جاست که چرا این مواد تا این اندازه مهم شده است؟ درحالی‎که بیش از ۷۰ درصد تولید آن در دوره بایدن انجام شده و اگر قرار بود مهم باشد، باید در همان زمان مورد توجه قرار می‌گرفت.

    علت اصلی به ویژه پس از جنگ کنونی را باید در «احتمال تغییر نگاه ایران» جست‎وجو کرد. دشمن می‌فهمد که با حمله مستقیم و گسترده به ایران و به شهادت رساندن امام خامنه‌ای چه خبطی کرده و ایران را دوباره به نقطه‌ سوال درباره ساخت بمب رسانده است. نقطه‌ای که از لحاظ فنی، نیازمند همین میزان مواد است. پس سعی دارد تا هرچه سریع‎تر مواد را بگیرد تا مسئله فوری و خطر احتمالی را دور سازد. به ویژه آنکه صاحب فتوای منع ساخت بمب به شهادت رسیده و فتاوای علمای بزرگ در دوره‌های زمانی مختلف قابل تغییر است.

    اما ما چرا این همه مواد ۶۰ درصد ساختیم؟ علت اصلی ایجاد یک اهرم برای معامله با آمریکا در دوره بایدن بود. در آن زمان، مذاکرات متعددی با آمریکا انجام شد و طرف ایرانی سعی داشت دست بالاتر را در این مذاکرات داشته باشد و یکی از این اهرم‌ها هم مواد مذکور بود. چراکه این میزان از مواد غنی‌شده، مصارف بسیار بسیار محدودی دارد که اساسا مسئله ایران و مورد نیاز کشور نیست. پس موضوع، صرفا ایجاد کارت بازی بود. اما حالا مسئله متفاوت شده است. ما واقعا در مقابل یک سوال حیاتی هستیم. برخی کارشناسان معتقدند که اگر مواد از ایران خارج شود، رژیم و آمریکا، ایران را به حمله‌ هسته‌ای تهدید خواهند کرد. درحالی که در وضعیت کنونی امکان این کار را ندارند؛ چراکه ایران مشروعیت ساخت بمب را با همان تهدید به دست خواهد آورد و باتوجه به مواد، امکان ساخت در یک گذر زمانی ۶ تا ۹ ماهه را خواهد داشت.

    ما در این متن به مسئله‌ ساخت یا عدم ساخت بمب یا ادعای بالا ورود نمی‌کنیم. بخش بزرگی از ماجرا به فتوای رهبر معظم انقلاب برمی‌گردد که ما از آن مطلع نیستیم و لذا امکان نظر دادن درباره آن را نداریم. اما اگر قرار بر معامله بر سر مواد باشد (آن طور که قبل از جنگ ۱۲ روزه ایران حاضر به انجام آن بود) باید کاملا تدریجی و براساس مراحلی باشد که طرف مقابل یک به یک برمی‌دارد. اگر هم قرار است مواد بماند، فقط باید برای ساخت بمب بماند. یعنی ایران در دوراهی است و راه سومی وجود ندارد. یا باید بر سر خروج تدریجی مواد معامله  امنیتی با انتفاع اقتصادی کنیم (در این‎جا بحث نمی‌کنیم که آیا اساسا امکان چنین معامله‌ای در این لحظه وجود دارد یا نه، بلکه صرفا گزینه‌های موجود را می‌شماریم)، یا با آن بمب بسازیم و بعد از آن به سراغ طرف مقابل برویم (که باید شامل یک دوره تحمل دشواری‌های بسیار، یک آزمایش محدود، انجماد و اطلاع به طرفین درگیری که ایران استفاده کننده اول نخواهد بود و… باشد. البته ممکن است از نظر فنی، فعلا امکان این گزینه وجود نداشته باشد).

    راه سوم که قبل از جنگ ۱۲ روزه طی شده، حفظ این مواد بدون ساختن بمب و بدون معامله بوده است. نتیجه آن هم مشروعیت‌بخشی به حمله دشمن بوده است. حالا هم اگر همان راه انتخاب شود، دشمن آن را یک پنجره برای حملات بعدی خواهد دید. کمااینکه حالا هم مسئله اصلی‌اش نه اصل غنی‌سازی که مواد هسته‌ای است. پس باید از این راه تعلیق که نه نفع بمب یا معامله را دارد اما مضرات هر دو را خواهد داشت، دوری کرده و مسیری از بین دو گزینه بالا انتخاب کنیم. گرچه هر دو مسیر با اختلالات گسترده چه در رابطه با طرف‌های متخاصم و چه در رابطه با مسائل فنی مواجه است.»

  • جزییات جدید از میزان آسیب‌دیدگی رهبر

    جزییات جدید از میزان آسیب‌دیدگی رهبر

    به گزارش اقتصادران،

    سید مظاهر حسینی، مدیر کل تشریفات دفتر رهبر انقلاب، ضمن حضور در تجمعات شبانه ملت ایران ضمن اشاره به سلامتی آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای  توضیحاتی را بیان کرد.

    او در جریان این توضیحات، ضمن بیان جزئیاتی از روز حمله آمریکا و اسرائیل در نهم اسفند ماه ۱۴۰۴ به مجموعه دفتر رهبر انقلاب و حومه آن گفت: روز حادثه در دفتر بودم که تقریباً ۳۰ متری ما یک محل هدف دشمن قرار گرفت که سردار شیرازی و دوستان ایشان به شهادت رسیدند و محلی در حدود ۷۰ الی ۸۰ متری، جایگاه کار رهبر انقلاب نیز هم هدف دشمن قرار گرفت که ایشان به شهادت رسیدند.

    وی افزود: در جریان موشک باران و شلیک هواپیماهای دشمن به این محدوده، آیت الله آقا سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، رهبر انقلاب، ایشان همواره در نقطه‌ای حضور داشتند که غالباً آنجا درس ارائه می‌دادند که آن روز در آن نقطه حضور نداشتند، دشمن آنجا را در حملات خود با خاک یکسان کرد.

    مدیرکل تشریفات دفتر رهبر انقلاب ادامه داد: سپس، منزل ایشان را هدف حمله خود قرار دادند که همسر ایشان به شهادت رسید، ایشان هنگامی که می‌خواست از پله‌ها به منزل عزیمت کند موشک به این محل برخورد کرد و خانم حداد عادل در منزل و آقای مصباح که در طبقه پایین بودند نیز به شهادت رسیدند.

    وی گفت: آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای در بین راه عزیمت به منزل دچار موج انفجار شدند و به زمین افتادند؛ در پی این اتفاق، مقداری کشکک پا و کمر ایشان دچار ضربه شد. البته آسیب وارد به کمر ایشان طی این مدت بهبود پیدا کرد و کشکک پا نیز به زودی بهبود خواهد یافت، ایشان در سلامتی کامل هستند.

    حسینی گفت: هفته گذشته یکی از عزیزان با ایشان ملاقات کرد، موضوعی که دشمنان درباره آسیب به پیشانی ایشان مطرح می‌کردند، بی‌خود است و فقط یک تَرَک کوچک پشت گوش ایشان است که با وجود عمامه مشخص نیست و مداوا شده؛ لذا ایشان در سلامتی کامل به سر می‌برند.

    وی در پایان افزود: دشمن می‌خواهد صوت، تصویر یا هرگونه سند دیگری از ایشان به دست بیاورد تا اقدامی علیه ایشان صورت دهد. صبر کنید ایشان در موعد مناسب با همه شما صحبت خواهند کرد.

  • باخت سنگین ترامپ!

    باخت سنگین ترامپ!

    به گزارش اقتصادران، با تداوم حساسیت‌های امنیتی حاکم بر خلیج‌فارس، دونالد ترامپ مدعی شد که عملیات جدید ارتش امریکا در تنگه هرمز برای مدت کوتاهی و به خواست پاکستان متوقف شد. به ادعای او هدف از این عملیات بازگشایی این شاهراه حیاتی بود؛ شاهراهی که ترامپ مدعی است حمله‌ها و تهدیدهای ایران به یکی از چالش‌های جدی برای اجرایش تبدیل شده و شریان انرژی و بهای سوخت را افزایش داده است.

    در چنین شرایطی رسانه‌های غربی به ادعای دیگری هم دامن زده‌اند، در میانه تنش‌های حاکم، پایگاه خبری آکسیوس به نقل از دو مقام امریکایی و دو منبع آگاه مدعی شد، کاخ سفید بر این باور است که به توافقی با ایران بر سر یک یادداشت تفاهم یک ‌صفحه‌ای نزدیک شده؛ توافقی که هدف آن پایان دادن به جنگ و ایجاد چارچوبی برای مذاکرات هسته‌ای مفصل‌تر است.به ادعای این پایگاه خبری ایالات متحده انتظار دارد ظرف ۴۸ ساعت آینده، پاسخ‌های ایران را در مورد چندین نکته کلیدی دریافت کند. اگرچه هنوز هیچ موردی نهایی نشده، اما منابع این پایگاه خبری می‌گویند که طرفین اکنون در نزدیک‌ترین نقطه به توافق از زمان آغاز جنگ قرار دارند.این ادعا بلافاصله ازسوی مقام‌های رسمی کشورمان تکذیب شد.

    ایران صراحتا اعلام کرد که رایزنی با ایالات متحده در این مرحله صرفا بر تنگه هرمز متمرکز است. در حال حاضر بحثی درباره پرونده هسته‌ای مطرح نیست و اخبار منتشر شده در این زمینه جعلی و گمراه‌کننده است.

    بر اساس ادعای آکسیوس، توافق ادعایی شامل تعهد ایران به توقف غنی‌سازی هسته‌ای (Moratorium)، موافقت امریکا با لغو تحریم‌ها و آزادسازی میلیاردها دلار از دارایی‌های مسدود شده ایران و همچنین لغو محدودیت‌های تردد در تنگه هرمز از سوی هر دو طرف خواهد بود. با این حال، بسیاری از این شرایط مشروط به دستیابی به توافق نهایی است؛ مساله‌ای که خطر بازگشت جنگ یا باقی ماندن در وضعیت بلاتکلیفی (توقف جنگ بدون حل ریشه‌ای مسائل) را پنهان نگه می‌دارد.با این همه ایران اعلام کرده خواهان فرآیند سه مرحله‌ای است که در مرحله نخست بازه زمانی ۳۰ روزه تعریف شده و قرار بر آن باشد تا صرفا بر بازگشایی تنگه هرمز تمرکز شود و پس از آن رایزنی‌ها درباره برنامه هسته‌ای کشورمان با لحاظ کردن خطوط قرمز تهران و تحولات منطقه‌ای ‌می‌تواند آغاز شود.

    حال در شرایطی که بسیاری از رسانه‌ها با استناد به عقب‌نشینی ترامپ از عملیات آزادسازی هرمز و همچنین ادعای پایگاه خبری آکسیوس،  عباس عراقچی، رییس دستگاه دیپلماسی کشورمان به دعوت همتای چینی‌اش وارد پکن شد؛ سفری که یک هفته قبل از دیدار رهبران چین و امریکا انجام شد و از این منظر و باتوجه به مواضع نزدیک ایران و چین با اهمیت و قابل تأمل است. پیش‌تر و روز دوشنبه نیروهای امریکایی با آغاز عملیات ادعایی «تضمین عبور آزاد»، حضور نظامی خود را در منطقه افزایش دادند و تلاش کردند مسیر کشتی‌های تجاری را تحت هدایت مستقیم درآورند. این اقدام در شرایطی انجام گرفت که ایران، در پاسخ به فشارها و تهدیدهای خارجی، تدابیر امنیتی و کنترلی خود را جهت حفظ حقوق حاکمیتی، امنیت ملی و دفاع از منافع مشروع در این آبراه بین‌المللی تقویت کرده. از همین رو ناظران می‌گویند اختلال در تردد، بیش از آنکه نتیجه سیاست‌های ایران باشد، ریشه در زنجیره‌ای از تنش‌های خارجی، عدم توجه به نگرانی‌های امنیتی تهران و اقدامات یک‌جانبه داشته است.

    در همین راستا نیویورک‌تایمز به نقل از داده‌های شرکت کپلر گزارش داد که تا اوایل عصر سه‌شنبه هیچ کشتی‌ای از تنگه‌ هرمز عبور نکرد و تلگراف نیز تاکید کرد که کشتیرانی دنیا برای عبور از تنگه هرمز به طرح ترامپ اعتماد ندارد. این بی‌اعتمادی با افزایش بحران در خلیج‌فارس بالاخص حملات ادعایی به امارات به اوج رسید. از روز دوشنبه گزارش‌هایی درباره حمله‌های پهپادی و موشکی به بندر فجیره در امارات متحده عربی رسانه‌ای شد؛ حملاتی که منجر به آتش‌سوزی محدود در برخی تاسیسات و مجروح شدن تعدادی غیرنظامی گردید. ابوظبی انگشت اتهام را به سمت تهران نشانه گرفت و ایران صراحتا هرگونه مداخله در این زمینه را رد کرد. وزارت امور خارجه ایران ضمن رد ادعاهای ناصواب ابوظبی مبنی بر پرتاب موشک و پهپاد ازسوی ایران، تشریح کرد که اقدامات دفاعی نیروهای مسلح ایران منحصرا متوجه دفع شرارت امریکایی‌ها است.

    وزارت امور خارجه همچنین خاطرنشان کرد که امارات از ادامه هم‌دستی با امریکا و اسراییل خودداری کند و افزود: بدیهی است جمهوری اسلامی ایران در اتخاذ تدابیر لازم و مقتضی برای دفاع از منافع و امنیت ملی خود از هیچ اقدامی فروگذار نخواهد کرد. با این حال سه‌شنبه نیز حملات به امارات تکرار شد؛ حملاتی که نگرانی‌ها درباره پیامدهای ماجراجویی امریکا در خلیج‌فارس را افزایش داد. گروهی بر این باورند که تصاعد بحران در خلیج‌فارس شاید برای ترامپ فرصت‌ساز باشد و او بتواند به این بهانه ائتلافی را در برابر ایران تعریف کند، اما چهره‌های واقع‌گرا با این تحلیل مخالف‌اند و می‌گویند، عملیات امریکا در هرمز و محاصره دریایی ایران صرفا هزینه‌ها به متحدان منطقه‌ای و غیرمنطقه‌ای ایالات‌متحده را افزایش داده، رویارویی را فرسایشی کرده و درنهایت امریکا را در باتلاقی خودساخته فروخواهد برد.

    در همین راستا و با هدف بررسی چشم‌اندازهای پیش روی بحران حاکم بر خلیج‌فارس و همچنین ارزیابی سفر آقای عراقچی به چین، روزنامه اعتماد با دکتر حسین ربیعی، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بین‌الملل، گفت‌وگو کرده است. حسین ربیعی، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بین‌الملل، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره پیامدهای حاصل از افزایش تنش‌ها در تنگه هرمز و سناریوهای احتمالی و ادعایی پیش رو گفت: افزایش تنش‌ها در این تنگه یک مساله ناخوشایند و خبری بسیار منفی برای منطقه، ایران، کشورهای خلیج‌فارس و حتی برای جهان است؛ چراکه وابستگی گسترده‌ای به این گذرگاه حیاتی وجود دارد. به گفته این استاد دانشگاه، در یکی، دو ماه گذشته نیز ثابت شده که افزایش تنش‌ها می‌تواند تبعات گسترده‌ای در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی برای کشورهای منطقه و همچنین در سطح جهانی به همراه داشته باشد.

    از همین رو قابل انتظار بود که کشورهایی که به این مسیر وابسته هستند، ازجمله کشورهای اروپایی، خواستار باز ماندن تنگه و تداوم جریان عادی تجارت جهانی باشند و آنها را به سمت اعمال فشار بر ایالات‌متحده برای بازگشایی این مسیر سوق دهد. این کارشناس مسائل بین‌الملل در ادامه تصریح کرد: برای حفظ اعتبار ایالات‌متحده، باز ماندن تنگه هرمز یک ضرورت به شمار می‌رود و عملا امکان تداوم بسته بودن آن وجود ندارد. این استاد دانشگاه در ادامه خاطرنشان کرد که حتی می‌توان انتظار افزایش سطح تنش‌ها را نیز داشت، چراکه دونالد ترامپ علاقه‌مند است دست‌کم یک دستاورد قابل توجه در این جنگ ارایه کند. هر چند بازگشایی تنگه هرمز به معنای بازگشت به وضعیت پیشین است و دستاوردی خارق‌العاده محسوب نمی‌شود، اما همین میزان نیز می‌تواند برای ترامپ رضایت‌بخش باشد؛ بنابراین، این احتمال وجود دارد که حتی با تشدید تنش‌ها و درگیری‌های نظامی، تلاش برای باز نگه داشتن تنگه ادامه یابد.

    هر چند فعلا ادعاهای ترامپ توسط ناظرانی که تردد کشتی‌ها در بازه زمانی کنونی را رصد می‌کنند قابل اعتنا نیست، شاید به همین دلیل است که رییس‌جمهوری امریکا فعلا عملیات خود را متوقف کرده، چراکه این عملیات دستاوردی جز تشدید تنش و هزینه به دنبال نداشته است. این استاد دانشگاه در ادامه تصریح کرد: علی‌رغم مطرح شدن ادعاها درباره آزادی عبور، هنوز سطحی از امنیت و اطمینان که بتواند خیال کشورهای مختلف را از آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز آسوده کند، حاصل نشده و به نظر می‌رسد بخش قابل توجهی از این روایت‌ها جنبه تبلیغاتی دارد. حسین ربیعی در بخش دیگری از این گفت‌وگو، در توضیح ابعاد تعیین یک محدوده مشخص و نظم تازه در تنگه هرمز اظهار کرد که اگر این وضعیت به محدود شدن یا بسته شدن تنگه منجر نشود و تردد کشتی‌ها، حتی با اطلاع، اعلام یا اخذ نظر ایران ادامه یابد، احتمال بروز واکنش بسیار سخت چندان بالا نخواهد بود.

    به باور این کارشناس مسائل خاورمیانه در شرایط فعلی، مهم‌ترین دغدغه ایالات‌متحده این است که عبور و مرور از تنگه هرمز تسهیل شود تا دست‌کم اخبار مثبت در این حوزه بتواند بازارهای انرژی را تحت تاثیر قرار دهد، قیمت‌ها را تا حدی کاهش داده و فشار وارد بر ترامپ، چه در داخل امریکا و چه در سطح بین‌المللی، کمتر شود. ربیعی با اشاره به سازوکار مدنظر تهران برای ایجاد نظم جدید معتقد است که اگر محدوده‌ای که ایران تعیین کرده و نظمی که در نظر دارد به‌گونه‌ای باشد که عبور و مرور کشتی‌ها با اطلاع یا با اجازه ایران انجام شود، این چارچوب آن‌قدر پیچیده و سخت نیست که برای ایالات‌متحده به منزله یک شکست جدی تلقی شود یا خود به ‌خود به آغاز جنگی تازه بینجامد. با این حال به باور ربیعی و شخصیت غیرقابل پیش‌بینی ترامپ این احتمال بالا است که واشنگتن این وضعیت را به سادگی نپذیرد و دست‌کم تلاش کند عبور و مرور در تنگه هرمز به شرایط پیش از جنگ بازگردد و از زیر کنترل و نظارت مستقیم ایران خارج شود. ربیعی در پاسخ به سوال «اعتماد» مبنی بر احتمال ایجاد ائتلافی علیه ایران ازسوی امریکا با محوریت عبور و مرور در تنگه هرمز، تاکید کرد که خواست بسیاری از کشورها برای باز شدن تنگه، زمینه و خمیرمایه لازم را برای شکل‌گیری چنین ائتلافی فراهم کرده است.

    به تعبیر این استاد دانشگاه، هم‌اکنون نیز می‌توان از نوعی «ائتلاف نانوشته» میان کشورهایی سخن گفت که خواهان باز شدن تنگه هرمز هستند، اما پرسش اصلی این است که این ائتلاف در چه سطحی شکل بگیرد، به چه نوع واکنشی منجر شود و چه اقداماتی عملا ازسوی آن قابل تصور باشد. این کارشناس مسائل خاورمیانه با اشاره به محدودیت‌های عملی این ائتلاف یادآور می‌شود که بسیاری از کشورهایی که کم ‌و بیش به تنگه هرمز وابسته‌اند، حاضر نشده‌اند برای عملیات نظامی اعلام آمادگی کنند.

    به گفته ربیعی، با وجود آنکه امریکا از ابتدای جنگ، بارها به اشکال مختلف اعلام کرده هر کشوری که نیاز دارد باید خود برای تامین امنیت عبور و مرور اقدام کند و حتی در مقاطعی از کره‌جنوبی و دیگر کشورها خواسته شده به این ائتلاف بپیوندند یا مستقلا برای باز شدن تنگه هرمز وارد عمل شوند، نشانه‌ای جدی از تمایل این کشورها برای مشارکت در یک ائتلاف نظامی یا دفاعی دیده نمی‌شود. ربیعی یادآور شد که بارها از احتمال اقدام مشترک کشورهایی مانند فرانسه، انگلیس یا برخی دیگر از بازیگران صحبت شده، اما این «خواستن» هنوز به «توانستن» تبدیل نشده و در حد طرح و بحث باقی مانده است. به باور این استاد دانشگاه، از همین رو احتمال آنکه قدرت‌های اروپایی یا کشورهای شرق آسیا که به بازگشایی تنگه هرمز نیاز حیاتی دارند، بخواهند از مسیر یک عملیات نظامی با هر سطحی از شدت، برای باز کردن تنگه وارد عمل شوند، چندان روشن نیست. از همین رو هر چند زمینه سیاسی و اقتصادی برای ایجاد ائتلافی به منظور تسهیل عبور و مرور از تنگه هرمز وجود دارد، اما نشانه‌ای دال بر شکل‌گیری یک ائتلاف یا اتحاد نظامی منسجم برای توسل به زور و انجام عملیات نظامی با هدف بازگشایی تنگه مشاهده نمی‌شود.

    این استاد دانشگاه این وضعیت را ناشی از آن می‌داند که اساسا جنگی که امریکا آغاز کرده، از منظر بسیاری از کشورها فاقد توجیه کافی بوده و خودِ اصل این درگیری با تردید و حتی مخالفت جدی در سطح بین‌المللی روبه‌رو است؛ بر همین اساس، چشم‌انداز تشکیل یک ائتلاف نظامی «محکم» برای مقابله با ایران یا وادار کردن تهران به بازگشایی تنگه هرمز چندان محتمل نیست. حسین ربیعی در ارزیابی واکنش احتمالی ایران به شکل‌گیری ائتلافی برای بازگشایی تنگه هرمز، بر جایگاه این تنگه به عنوان یک برگ برنده راهبردی برای تهران تاکید کرد. به تعبیر این استاد دانشگاه، کنترل ایران بر این آبراه تا حدی خاصیت بازدارندگی پیدا کرده و همان‌گونه که برخی تحلیلگران غربی نیز اشاره کرده‌اند، برای تهران کارکردی شبیه یک «سلاح هسته‌ای» دارد؛

    از این رو، بدیهی است که در صورت شکل‌گیری هرگونه ائتلاف، ایران از همه ابزارهای دیپلماتیک، سیاسی و در صورت لزوم نظامی برای حفظ برتری خود بر این گذرگاه استفاده خواهد کرد و این موضوعی نیست که به سادگی از آن چشم‌پوشی کند. این کارشناس مسائل خاورمیانه با اشاره به پیوند این اهرم فشار با پرونده تحریم‌ها و جنگ، یادآور می‌شود که اگر ایران کنترل تنگه را از دست بدهد و شرایط به وضعیت عادی گذشته بازگردد، عملا ابزار جایگزین موثری برای اعمال فشار بر ایالات‌متحده، کاهش تحریم‌ها یا پایان دادن به جنگ دراختیار نخواهد داشت. از نگاه ربیعی، همین واقعیت موجب می‌شود که واکنش تهران به هرگونه ائتلاف احتمالی، واکنشی حداکثری باشد؛ به این معنا که ایران با تمام توان در برابر چنین ائتلافی خواهد ایستاد و تلاش خواهد کرد با اتکا به همه ظرفیت‌های موجود، از جمله بهره‌گیری از دیگر نقاط حساس ژئوپلیتیک مانند باب‌المندب و مسیرهای مشابه، سطح فشار بر اقتصاد جهانی را حفظ کند تا در مذاکرات دیپلماتیک دوجانبه یا چندجانبه، امکان کسب امتیازات ملموس از طرف مقابل را افزایش دهد. حسین ربیعی در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» مبنی بر بن‌بست در فرآیند دیپلماسی تاکید می‌کند که هنوز نمی‌توان از توقف کامل گفت‌وگوها سخن گفت.

    روند دیپلماتیک همچنان در جریان است؛ خواست‌های دو طرف، چه در قالب مکتوب و چه غیرمکتوب، مبادله می‌شود، پاسخ‌ها رفت ‌و برگشت دارد و اصلاح می‌شود و از این منظر، شکل‌هایی از مذاکره و کنش دیپلماتیک فعال است و فرآیند به بن‌بست نرسیده است. او در ادامه با اشاره به ظرفیت‌های داخلی ایران برای خنثی‌سازی فشارها یادآور می‌شود که جمهوری اسلامی، علی‌رغم شدت گرفتن فشارها به‌ ویژه پس از محاصره دریایی، ابزارهای معینی برای کاهش اثر تحریم‌ها دراختیار دارد؛ از جمله مرزهای گسترده زمینی و شمار بالای همسایگانی که امکان تامین بخشی از نیازمندی‌ها از مسیرهایی غیر از خلیج‌فارس را فراهم می‌کنند. در عین حال، بخشی از شرکای اقتصادی ایران، قدرت‌های بزرگی مانند چین هستند که می‌توانند در مهار یا مدیریت بحران محاصره دریایی و تنش‌های مرتبط با تنگه هرمز نقش‌آفرینی کنند و در جهت کنترل یا حل‌ و فصل این وضعیت اعمال نفوذ داشته باشند. به گفته ربیعی، موضع‌گیری‌های اخیر پکن درباره کشتی‌هایی که به مقصد ایران در حرکت هستند نیز نشان می‌دهد این قدرت‌ها تنها تماشاگر بحران نیستند و در معادله فشار و خنثی‌سازی فشار حضور فعال دارند.

    ایران همچنان ابزارهایی دراختیار دارد که هم برای دور زدن یا تضعیف کارایی تحریم‌ها و محاصره دریایی قابل استفاده است و هم می‌تواند از آنها برای اعمال فشار متقابل در سایر نقاط ژئوپلیتیک بهره ببرد؛ به‌ ویژه در مناطقی مانند باب‌المندب که تهران از طریق نیروهایی چون انصارالله، با توجه به اعلام مکرر هم‌سویی و حمایت آنان از ایران، دارای قدرت مانور است و می‌تواند از این حوزه نیز به عنوان اهرم فشاری برای خروج از وضعیت کنونی استفاده کند.این کارشناس مسائل خاورمیانه در ادامه خاطرنشان کرد که موضوعاتی که امریکا در آغاز بحران پیگیری می‌کرد نیز همچنان روی میز باقی است و در برخی حوزه‌ها، از جمله در ارتباط با مواد غنی‌شده‌ای که واشنگتن به ‌شدت خواهان دریافت آنهاست، دست ایران بالا است؛ تهران تا این مقطع این ذخایر را حفظ کرده و این ابزار نیز به عنوان یک کارت مهم در اختیارش باقی مانده است. از منظر ربیعی، مجموع این عوامل نشان می‌دهد که هر چند شرایط پیچیده و پرتنش است، اما نه دیپلماسی به انسداد کامل رسیده و نه ابزارهای فشار و چانه‌زنی ایران پایان یافته؛ همین واقعیت‌ها فضایی برای تداوم گفت‌وگو و امکان جابه‌جایی موازنه‌ها از مسیر مذاکره برجای می‌گذارد.

    حسین ربیعی در ادامه گفت‌وگو و در پاسخ به سوال «اعتماد» درباره چرایی سفر رییس دستگاه دیپلماسی کشورمان به چین در این بازه زمانی گفت: سفر عباس عراقچی به پکن به ‌طور مستقیم در پیوند با تحولات خلیج‌فارس و بحث عبور و مرور کشتی‌ها، به‌ ویژه نفتکش‌های چینی، قابل تحلیل است. چین بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران است و در روزهای اخیر نیز اعلام کرده تحریم‌های امریکا را نمی‌پذیرد و خواهان تداوم تجارت انرژی با تهران است، ربیعی در ادامه بر این نکته انگشت می‌گذارد که موضوعاتی مانند امنیت کشتیرانی، تداوم صادرات نفت و چگونگی عبور کشتی‌های چینی از مسیرهای تحت فشار، به احتمال زیاد از محورهای اصلی گفت‌وگو در این سفر خواهد بود. این استاد دانشگاه با تاکید بر همزمانی این سفر با نزدیک شدن موعد دیدار ترامپ و شی جین‌پینگ، این تقارن را معنادار توصیف کرده و می‌افزاید که امریکا در پی آن است که چین را به نقش‌آفرینی بیشتر در مدیریت بحران تنگه هرمز وادار کند، در حالی که تهران می‌کوشد از وزن پکن به عنوان یک قدرت بزرگ و ذی‌نفع در ثبات بازار انرژی برای ایجاد موازنه در برابر فشارهای واشنگتن بهره ببرد. در همین راستا ایده حضور چین و روسیه به عنوان قدرت‌های تضمین‌کننده در هر توافق احتمالی میان ایران و امریکا پیش‌تر نیز مطرح شده و اکنون، سفر عراقچی می‌تواند بستری برای طرح روشن‌تر این انتظار و گفت‌وگو درباره ساز و کارهای تضمین باشد.

    ربیعی با تاکید بر جنبه راهبردی این رفت‌وآمدها، این سفر را بخشی از سلسله فعالیت‌های دیپلماتیک ایران برای انتقال مطالبات، منافع و خطوط قرمز خود به طرف چینی می‌داند. به باور این استاد دانشگاه، در آستانه گفت‌وگوهای پکن و واشنگتن، این احتمال وجود دارد که عراقچی تلاش کند بسته‌ای از خواسته‌ها و ملاحظات تهران را به چین منتقل کرده تا در صورت طرح پرونده ایران در مذاکرات دوجانبه چین و امریکا، این ملاحظات در محاسبات و مواضع پکن بازتاب پیدا کند.

  • مهره «تنگه هرمز» در شطرنج چین و آمریکا

    مهره «تنگه هرمز» در شطرنج چین و آمریکا

    به گزارش اقتصادران، پکن این روز‌ها شلوغ‌ترین و پر رفت‌وآمد‌ترین شهر جهان است. در حالی که رسانه‌های غربی تمام تمرکز خود را روی چمدان‌های بسته دونالد ترامپ برای سفر هفته آینده به چین گذاشته‌اند، فرود هواپیمای حامل عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران در پکن، معادلات را پیچیده کرد. این سفر که یک طراحی فوق‌العاده دقیق و زمان‌بندی‌شده بود بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های جهان داشت.

    شبکه خبری «سی‌ان‌بی‌سی» در تحلیلی صریح اعلام کرد که زمان‌بندی این سفر به هیچ وجه تصادفی نیست. ایران درست ۱۴ روز قبل از اینکه ترامپ و شی جین‌پینگ پشت میز مذاکره بنشینند، نماینده ارشد خود را به پکن فرستاد تا زمین بازی را پیش از حضور حریف آمریکایی تعریف کند. عراقچی به چین نرفته تا یک ملاقات دیپلماتیک معمولی داشته باشد یا عکس یادگاری بگیرد؛ او رفته است تا چیدمان مهره‌های تهران را روی میز وانگ یی بگذارد و به پکن یادآوری کند که هرگونه توافق با ترامپ بدون در نظر گرفتن منافع ایران، بازی در زمین مین‌گذاری‌ شده است.

    واقعیت این است که این دیدار، یک پیش‌دستی دیپلماتیک تمام‌عیار در برابر دکترین فشار حداکثری است که ترامپ از ماه‌ها پیش بوق و کرنای آن را راه انداخته بود. عراقچی با تکیه بر تغییرات ژئوپلیتیک ماه‌های اخیر، دست پر به چین رفت. او با لحن و ادبیاتی معنادار، اعلام کرد که «دوستان چینی ما هم اعتقاد دارند که ایران بعد از جنگ، متفاوت از ایران قبل از جنگ است.» این جمله، لُب کلام و یک پیام روشن است؛ ایران دورانی از تثبیت نظامی و اقتدار میدانی را پشت سر گذاشته و حالا نه به عنوان یک متقاضی کمک، بلکه به عنوان یک قدرت منطقه‌ای صاحب موازنه در پکن حضور دارد. عراقچی با این مانیفست به مقامات چینی تفهیم کرد که نادیده گرفتن ایران در هرگونه معامله جهانی با واشنگتن، هزینه‌های غیرقابل جبرانی برای ثبات انرژی در شرق آسیا خواهد داشت.

    اژد‌ها با عقاب سرشاخ می‌شود؟

    برای درک بهتر آنچه در پکن می‌گذرد، باید به پشت صحنه روابط اقتصادی چین و ایالات متحده نگاه کرد. دونالد ترامپ همواره چین را بزرگ‌ترین رقیب اقتصادی و حتی تهدید وجودی برای هژمونی آمریکا دانسته است. با این حال، او یک «تاجر» است؛ مردی که عاشق توافق‌های پر سر و صدا و برد‌های سریع است. جیمیسون گریر، یکی از مقامات ارشد و با نفوذ در دولت ترامپ، فاش کرده است که یکی از اصلی‌ترین و حساس‌ترین بند‌های دستور کار ترامپ در دیدار با شی جین‌پینگ، موضوع «خرید نفت چین از ایران» خواهد بود. واشنگتن به خوبی می‌داند تا زمانی که شیر‌های نفت ایران به سمت بنادر چین باز است و یوان‌های چینی به رگ‌های اقتصادی تهران تزریق می‌شود، تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا کم‌اثر خواهد بود. از این رو، ترامپ تلاش خواهد کرد تا با ابزار تعرفه‌های تجاری سنگین علیه کالا‌های چینی، پکن را در موقعیت فشار قرار دهد تا دست از خرید نفت ایران بکشد.

    اما آیا پکن به راحتی زیر بار این باج‌خواهی اقتصادی می‌رود؟ پاسخ به این سادگی نیست. منابع دیپلماتیک آسیایی در گفت‌و‌گو با شبکه خبری «المیادین» فاش کرده‌اند که پکن به هیچ عنوان مصمم نیست اجازه دهد نشست پیش‌روی شی جین‌پینگ و دونالد ترامپ به اهرم فشاری علیه ایران تبدیل شود. از منظر استراتژیک پکن، تسلیم شدن در برابر خواسته‌های ترامپ در پرونده ایران، به معنای عقب‌نشینی در زنجیره بزرگ‌تر رقابت دو قدرت بزرگ است. چینی‌ها به خوبی درک می‌کنند که اگر امروز در برابر زیاده‌خواهی آمریکا در مورد تحریم نفت ایران کوتاه بیایند، فردا باید هزینه‌های بیشتری را در پرونده تایوان یا دریای جنوبی چین بپردازند. به همین دلیل، مقامات چینی پروژه موسوم به «آزادی کشتیرانی» ترامپ را صرفاً یک نمایش تبلیغاتی و تلاش سیاسی برای کسب امتیاز در آستانه نشست پکن ارزیابی کرده‌اند و تمایلی به بازی در این سناریوی آمریکایی ندارند.

    تنگه هرمز؛ کارتی مهم بر سر میز مذاکرات پهن

    یکی از نقاط عطف سفر عراقچی به پکن، کشیده شدن پای «تنگه هرمز» به اتاق‌های مذاکره است. عباس عراقچی پس از دیدار‌های فشرده خود تاکید کرد که موضوع امنیت تنگه هرمز از بحث‌های بسیار جدی و حیاتی میان او و همتای چینی‌اش بوده است. این یک سیگنال فوق‌العاده هوشمندانه و در عین حال هشدارآمیز از سوی تهران است. بیش از نیمی از انرژی مورد نیاز صنایع غول‌آسای چین از مسیر خلیج فارس و تنگه هرمز عبور می‌کند. ایران با مطرح کردن این موضوع، در واقع به چینی‌ها یادآوری کرد که کلید امنیت و ثبات در این آبراه حیاتی در دست تهران است. اگر واشنگتن بخواهد با همکاری یا سکوت پکن، صادرات نفت ایران را به صفر برساند، دلیلی وجود ندارد که جریان امن انرژی برای دیگران ادامه داشته باشد.

    این رویکرد نشان می‌دهد که دیپلماسی ایران دیگر صرفاً تدافعی نیست، بلکه با تکیه بر اهرم‌های ژئوپلیتیکی، به دنبال ایجاد یک «بازدارندگی متقابل» است. وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، در پاسخ به این مواضع بر آمادگی کشورش برای ادامه تلاش‌ها جهت کاهش تنش‌ها و ضرورت برقراری آتش‌بس کامل تاکید کرد. این موضع‌گیری نشان می‌دهد که چین به جای همراهی با رویکرد تهاجمی آمریکا، ترجیح می‌دهد نقش یک موازنه‌گر و میانجی آرام را بازی کند؛ نقشی که پیش از این نیز در ماجرای احیای روابط ایران و عربستان به خوبی از عهده آن برآمده بود و مایل است این پرستیژ دیپلماتیک را در دوران ترامپ نیز حفظ کند.

    واقع‌گرایی ترامپ یا فرار بزرگ از باتلاق جنگ‌های بی‌پایان؟

    برخلاف لفاظی‌های تند در واشنگتن، در درون بدنه تصمیم‌گیری ایالات متحده جریان دیگری در حال شکل‌گیری است که تمایلی به درگیری جدید ندارد. الکس وارد، خبرنگار ارشد وال‌استریت ژورنال، در تحلیلی قابل تامل می‌نویسد: «ترامپ امروز روشن کرد که از جنگ بیشتر خسته شده است.» به عقیده وارد، نشانه‌ها حاکی از آن است که ترامپ تمایل دارد با دست‌یابی به یک توافق یا حتی یک تفاهم نیم‌بند، پیروزی خود را اعلام کند و تمرکزش را روی مسائل داخلی آمریکا بگذارد. او از پروژه‌های پرهزینه‌ای که امنیت نیرو‌های آمریکایی را به خطر می‌اندازد گریزان است.

    حتی مارکو روبیو، چهره تندرو و ضدایرانی که اکنون در تیم ترامپ نقش کلیدی دارد، در یک نشست خبری به جای صحبت از یک توافق جامع و همه‌جانبه، موضوع یک «تفاهم‌نامه» با ایران را مطرح کرده است. این تغییر لحن معنادار نشان می‌دهد که دولت آمریکا به این واقعیت پی برده که نابودی کامل نفوذ ایران یا به صفر رساندن توانمندی‌های آن غیرممکن است. آنها به دنبال فرمولی هستند که بدون ورود به یک جنگ جدید و پرهزینه، سایه تهدید را موقتاً دور کنند. اینجاست که نقش چین به عنوان کانال انتقال پیام و تعدیل‌کننده انتظارات دو طرف برجسته می‌شود. ترامپ ممکن است از شی جین‌پینگ بخواهد که به عنوان واسطه، فرمول این تفاهم‌نامه کم‌هزینه را به تهران ارائه دهد.

    استراتژی «مشت گره‌کرده» ایران

    در تحلیل رفتار‌های دیپلماتیک، همواره قدرت میدانی پشتوانه اصلی پشت میز مذاکره است. در روز‌هایی که دیپلمات‌ها در پکن رایزنی می‌کنند، در داخل تهران نیز هم‌صدایی جدی برای حفظ دست برتر دیده می‌شود. سید محمد مرندی، از چهره‌های رسانه‌ای و تحلیلی نزدیک به تیم مذاکره‌کننده، بر ضرورت آمادگی کامل برای پاسخ‌های محکم نظامی پیش از آغاز سفر‌های دیپلماتیک ترامپ تاکید کرده است. منطق این رویکرد ساده، اما کارآمد است: اگر ترامپ احساس کند ایران در موضع انفعال یا ترس قرار دارد، در مذاکرات خود با رئیس‌جمهور چین مطالبه‌گرتر و تهاجمی‌تر ظاهر خواهد شد. اما نمایش قدرت بازدارندگی ایران و آمادگی برای یک ضربه کاری، به چین این پیام را می‌دهد که ایران همچنان یک متغیر فعال و پیش‌بینی‌ناپذیر است که سازش بر سر آن هزینه‌ای سنگین روی دست همه طرف‌ها خواهد گذاشت.

    این استراتژی دوگانه یعنی «دیپلماسی تهاجمی در پکن» هم‌زمان با «حفظ انگشت روی ماشه در خلیج فارس»، مانع از آن می‌شود که پکن، ایران را به عنوان یک کارت ارزان‌قیمت در معامله بزرگ خود با آمریکا ببیند. چینی‌ها به شدت از بی‌ثباتی فراری هستند و به خوبی می‌دانند که فشار بیش از حد بر تهران، می‌تواند کل منطقه خاورمیانه را به بشکه باروت تبدیل کند؛ بشکه‌ای که انفجار آن، رؤیای جاده ابریشم جدید و رشد اقتصادی چین را خاکستر خواهد کرد.

    شطرنج پکن؛ موازنه در لبه تیغ تفاهم

    هفته آینده، زمانی که شی جین‌پینگ و دونالد ترامپ روبه‌روی هم می‌نشینند، یکی از پیچیده‌ترین بازی‌های دیپلماتیک قرن آغاز خواهد شد. ترامپ با ابزار تحریم و تعرفه تلاش می‌کند اژد‌های چینی را به عقب‌نشینی وادار کند. در مقابل، چین با تکیه بر نیاز خود به انرژی ارزان و پایدار ایران و همچنین تمایل به کاهش نفوذ تک‌تازانه آمریکا در آسیا، سعی خواهد کرد از کارت ایران برای تعدیل رفتار‌های واشنگتن استفاده کند.

    سفر پیش‌دستانه عباس عراقچی به پکن ثابت کرد که تهران قواعد این بازی بزرگ را به خوبی می‌شناسد. ایران با به میان کشیدن امنیت تنگه هرمز و تاکید بر تغییر توازن قوا پس از درگیری‌های اخیر، نشان داد که دوران دیکته کردن شروط یک‌طرفه از سوی واشنگتن گذشته است. پکن اکنون باید میان یک معامله وسوسه‌انگیز، اما بی‌ثبات با ترامپ خسته از جنگ، و حفظ یک شریک استراتژیک و مقتدر در قلب خاورمیانه دست به انتخاب بزند. هرچند ممکن است در نهایت شاهد یک تفاهم‌نامه و فروکش کردن موقت تنش‌ها باشیم، اما یک چیز قطعی است: در این شطرنج پیچیده، ایران جایگاه خود را به عنوان مهره‌ای که مات کردنش غیرممکن است، به اثبات رسانده است.

  • عاقبت خوش خدمتی امارات به یک کودک کش!

    عاقبت خوش خدمتی امارات به یک کودک کش!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه وال استریت ژورنال در گزارشی از نگرانی عمیق کشور‌های عضو شورای همکاری خلیج فارس نسبت به سیاست‌های دولت دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا خبر داد و نوشت که این کشور‌ها پس از بی‌عملی واشنگتن در برابر حملات اخیر انجام شده به متحدان منطقه‌ای آمریکا، احساس خیانت می‌کنند.

    در گزارش وال استریت ژورنال آمده است: ترامپ پس از آن که سه سری موشک و پهپاد به سمت امارات متحده عربی به عنوان یکی از متحدان اصلی آمریکا در خاورمیانه شلیک شد، تصمیم گرفت به این حملات واکنشی نشان ندهد.

    بر اساس این گزارش، دولت‌های منطقه به شدت نگران هستند که از این بی‌عملی چنین برداشت شود که تشدید تنش‌ها نتیجه‌بخش است، زیرا ترامپ آن قدر مصمم به پایان دادن به جنگ است که حملات جدید به متحدان آمریکا را نادیده می‌گیرد.

    گزارش وال استریت ژورنال می‌افزاید که از زمان آغاز جنگ علیه ایران در ۲۸ فوریه (۹ اسفند ۱۴۰۴)، مقام‌های ایرانی بار‌ها جمله‌ای که به حسنی مبارک رئیس‌جمهور برکنار شده مصر نسبت داده می‌شود مبنی براینکه «کسانی که خود را در آمریکا می‌پیچند، برهنه‌اند» را تکرار کرده‌اند.

    در ادامه این گزارش آمده است: به گفته دیپلمات‌ها و تحلیلگران، پس از حملات این هفته به امارات متحده عربی، این احساس در منطقه دوباره قوت گرفته که می‌توان به این نتیجه رسید که مبارک حرف درستی زده بود.

    بر اساس گزارش وال استریت ژورنال، دانیه ظافر مدیر اندیشکده «مجمع بین‌المللی خلیج فارس» در گفت‌و‌گو با این نشریه تصریح کرد: از دید کشور‌های عربی خلیج فارس، به نظر می‌رسد آمریکا امنیت آنها را در اولویت قرار نمی‌دهد و عملاً آنها را قربانی کرده است.

    این گزارش می‌افزاید: اکنون در بلندمدت، این پرسش مطرح می‌شود که آیا پایگاه‌های آمریکا در سراسر جهان برای کشور‌های میزبان یک دارایی امنیتی به شمار می‌روند و یا یک مسئولیت و تهدید.

    گزارش وال استریت ژورنال در پایان تصریح می‌کند: نگرانی کشور‌های اروپایی و آسیایی این است که ترامپ، همان طور که در قبال امارات متحده عربی عمل کرده است، شاید حملات مشابهی از سوی روسیه، چین و یا کره شمالی به قلمرو آنها را نیز نادیده بگیرد.

    به گزارش ایرنا، سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه پیش‌تر در اظهاراتی گفت که آمریکا با بهره‌گیری از پایگاه‌های نظامی خود در کشور‌های عربی در تجاوز نظامی به ایران به متحدان عرب خود خیانت کرد.

    وی افزود: جای تعجب نیست که آمریکایی‌ها بیشتر نیرو‌های خود را از این پایگاه‌ها تخلیه کردند، این وضعیت همچنین نشان می‌دهد که آنها می‌دانستند چه اتفاقی خواهد افتاد بنابراین می‌توان گفت که آمریکایی‌ها با شروع این تجاوز، به متحدان عرب خود خیانت کردند.

  • ثبت نام معترضان دی در پویش جانفدا!

    ثبت نام معترضان دی در پویش جانفدا!

    به گزارش اقتصادران، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در گفت‌و‌گو با المیادین درباره مسیر‌های جنگ و دیپلماسی با ایالات متحده و سایر مسائل صحبت کرد.

    سرلشکر دکتر محسن رضایی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران و فرمانده سپاه در دوران جنگ تحمیلی، درباره مرحله فعلی با توجه به تجاوز آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران تأکید کرد که ایران باید به پیروزی کامل دست یابد.

    وی توضیح داد که آمریکایی‌ها می‌خواستند در این تجاوز به پیروزی برسند و سپس از منطقه عقب‌نشینی کنند؛ با این حال، این مسیر مسدود شده است و آنها نمی‌توانند عقب‌نشینی کنند.

    او خاطرنشان کرد که واشنگتن در جهان منزوی شده است و حتی متحدان قدیمی آن نیز به آن کمکی نمی‌کنند.

    رضایی اظهار داشت که اینجا میدان نبرد است و «ما باید در برخورد با آمریکایی‌ها به نتیجه نهایی برسیم و از این جنگ سود ببریم.»

    رضایی توضیح داد که ایالات متحده با این باور وارد منطقه شد که می‌تواند جای خالی اتحاد جماهیر شوروی سابق را پر کند، اما این سناریو که پس از جورج دبلیو بوش، رئیس جمهور سابق، توسط دونالد ترامپ، رئیس جمهور فعلی آمریکا، تکرار شد، یک «شکست» است.

    رضایی تأکید کرد که خلیج فارس باید مستقل باشد: «ما یک منطقه مستقل هستیم. ما به همراه عربستان سعودی و ترکیه باید به پیشرفت در یک منطقه مستقل ادامه دهیم.»

    رضایی در مورد تنگه هرمز توضیح داد که برخلاف سایر تنگه‌های جهان که دو طرف دارند، این تنگه چهار طرف دارد: سه طرف تحت کنترل ایران و یک طرف تحت کنترل عمان؛ بنابراین می‌توان گفت که این آبراه در قلمرو ایران قرار دارد.

    او خاطرنشان کرد که دشمنان از تنگه هرمز علیه مردم ایران سوءاستفاده کرده‌اند. در طول جنگ ۱۲ روزه (ژوئن ۲۰۰۵)، از تنگه و خلیج فارس علیه ایران استفاده شد و واشنگتن و رژیم اسرائیل نیز در آن جنگ از این تنگه علیه ایران استفاده کردند.

    رضایی اعلام کرد که هدف اصلی ایران در این تنگه، امنیت و همچنین امنیت منطقه خلیج فارس است.

    عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران اظهار داشت که اگر تنگه هرمز از کنترل و مدیریت ایران خارج شود، دشمن بار دیگر از آن علیه ایران و مردم ایران استفاده خواهد کرد.

    وی افزود که هدف دوم ایران تجارت است، زیرا ایران وظیفه خود را تأمین امنیت تجارت در منطقه می‌داند و تأکید کرد که ایجاد این امنیت هزینه دارد و «ما باید این هزینه را از تنگه هرمز جبران کنیم.»

    رضایی تأیید کرد که جنگ حامل پیام بشردوستانه و پیام مقاومت است و بر این اساس، ایران علیرغم نقض مکرر تعهدات واشنگتن (در طول جنگ ۱۲ روزه، تلاش برای کودتای داخلی و تجاوز فعلی)، مذاکره همزمان با جنگ را پذیرفت.

    رضایی فاش کرد که در طول جنگ قبلی (جنگ ۱۲ روزه)، ترامپ با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، تماس گرفت و درخواست آتش‌بس کرد که ایران آن را پذیرفت.

    وی در مورد شرایط ایران در مذاکرات اسلام آباد تأکید کرد که ایران در مورد مسئله هسته‌ای با هیچ‌کس بحث نمی‌کند و به ۱۰ نکته پایبند است که نشان می‌دهد تهران به شیوه‌ای متعادل بین میدان نبرد و دیپلماسی عمل می‌کند.

    فرمانده اسبق سپاه تأکید کرد که سه قوه در ایران مستقل هستند و رابطه آنها با رهبر معظم انقلاب در قانون اساسی بسیار واضح تعریف شده است. این امر جمهوری اسلامی را به یک نهاد قوی در سطح رهبری و مردمی تبدیل کرده است.

    رضایی اظهار داشت که بزرگترین مشکل دشمن، به ویژه ایالات متحده، عدم شناخت دقیق آنها از مردم ایران و تاریخ ایران است. بنابراین، آنها اعتراضات را نشانه‌ای از فروپاشی نظام می‌دانند، اما اوضاع به ضرر آنها تغییر می‌کند و معترضان با آنها مقابله می‌کنند، زیرا مردم ایران به اظهارات رهبر ایمان دارند.

    رضایی درباره کمپین «جانم فدای ایران» صحبت کرد که نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد تقریباً ۳۲ میلیون شرکت‌کننده ثبت‌نام‌شده دارد. او توضیح داد که برخی از کسانی که ثبت‌نام کرده‌اند از اعتراضات ۲۰۲۵-۲۰۲۶ هستند، اما آمادگی خود را برای مبارزه با ایالات متحده اعلام کرده‌اند.

    رضایی همچنین تأکید کرد که انتخاب رهبر در ایران حق هیچ فرد، حزب یا گروهی نیست، بلکه توسط مجلس خبرگان که توسط مردم انتخاب شده، انجام می‌شود. در انتخاب آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، اکثریت اعضای مجلس خبرگان به نفع ایشان رأی دادند، در حالی که ۶ نامزد وجود داشت.

    او خاطرنشان کرد که روند انتخابات ۹ روز طول کشید و هیچ کودتایی در ایران رخ نداد. او توضیح داد که این به دلیل وجود شورای رهبری است که در دوره‌های خالی بودن کرسی‌ها، کشور را مدیریت می‌کند.

    عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران تصریح کرد که ایران برخلاف مدل آمریکایی که هدفش تفرقه است، یک مدل و چشم‌انداز برای منطقه دارد. مدل ایرانی تأکید می‌کند که منطقه باید خود را امن کند و نیرو‌های خارجی، چه آمریکایی و چه اروپایی، باید منطقه را ترک کنند.

    او اعلام کرد که ایران به دنبال ایجاد یک شورای امنیت منطقه‌ای است.

    رضایی در مورد کشور‌های خلیج فارس تأکید کرد که ایران با وجود اینکه این کشور‌ها ۴۷ سال با رژیم اسرائیل همکاری کرده‌اند و در جنگ علیه ایران، به ویژه از پایگاه‌های آمریکایی، شرکت داشته‌اند، تلافی نکرده است.

    در اینجا، رضایی این سؤال را مطرح کرد: «وقتی آنها به ما حمله می‌کنند، آیا باید فقط بنشینیم و بدون حمله متقابل تماشا کنیم؟»

    او افزود: ما مسلمانان باید در کنار هم بایستیم.

    رضایی با اشاره به اصرار ایران بر آتش‌بس در لبنان به عنوان شرط اساسی مذاکره با ایالات متحده، تأکید کرد که دشمن چاره‌ای جز توقف تجاوز خود به لبنان ندارد.

    او بار دیگر تأکید کرد که ایران قاطعانه در کنار حزب‌الله و مردم لبنان ایستاده و بدون هیچ تردیدی از ارتش لبنان دفاع می‌کند.

    رضایی همچنین بار دیگر بر حمایت ایران از محور مقاومت در یمن، لبنان، عراق و سایر کشور‌هایی که مردم آنها در حال دفاع از خود در برابر طرح «اسرائیل بزرگ» هستند، تأکید کرد.

  • ایران و آمریکا در آستانه توافق؟!

    ایران و آمریکا در آستانه توافق؟!

    به گزارش اقتصادران، در گزارش آکسیوس آمده آمریکا انتظار دارد طی ۴۸ ساعت آینده پاسخ ایران را درباره چند محور کلیدی دریافت کند. هنوز هیچ چیز نهایی نشده، اما منابع می‌گویند دو طرف از زمان آغاز جنگ تاکنون هرگز تا این اندازه به توافق نزدیک نبوده‌اند.

    بر اساس ادعای این رسانه آمریکایی نزدیک به ترامپ، از جمله مفاد این توافق این است که ایران متعهد می‌شود غنی‌سازی هسته‌ای را متوقف کند، آمریکا با لغو تحریم‌ها و آزادسازی میلیارد‌ها دلار از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران موافقت می‌کند و هر دو طرف محدودیت‌های مربوط به عبور و مرور در تنگه هرمز را کاهش می‌دهند.

    بسیاری از بند‌های مطرح‌شده در این تفاهم‌نامه، مشروط به دستیابی به توافق نهایی خواهد بود؛ موضوعی که همچنان احتمال ازسرگیری جنگ یا تداوم یک وضعیت مبهم را باقی می‌گذارد؛ وضعیتی که در آن جنگ داغ متوقف شده، اما هیچ چیز واقعاً حل‌وفصل نشده است.

    این رسانه مدعی است که کاخ سفید معتقد است در درون حاکمیت ایران اختلاف‌نظر وجود دارد و ممکن است رسیدن به اجماع میان جناح‌های مختلف دشوار باشد. برخی مقام‌های آمریکایی همچنان نسبت به دستیابی حتی به یک توافق اولیه هم تردید دارند.

    مقام‌های آمریکایی در چند مرحله از مذاکرات قبلی و حتی در جریان جنگ فعلی نیز نسبت به توافق ابراز خوش‌بینی کرده بودند، اما تاکنون موفق به دستیابی به آن نشده‌اند.

    اما این دو مقام آمریکایی به اکسیوس می‌گویند تصمیم دونالد ترامپ برای عقب‌نشینی از عملیات تازه اعلام‌شده آمریکا در تنگه هرمز و جلوگیری از فروپاشی آتش‌بس شکننده، ناشی از پیشرفت در مذاکرات بوده است.

    جزییات توافق چیست؟

    آکسیوس جزییات توافق را اینگونه شرح داده است: این تفاهم‌نامه ۱۴ بندی و یک‌صفحه‌ای میان استیو ویتکاف و جرد کوشنر، نمایندگان ترامپ، و چند مقام ایرانی در حال مذاکره است؛ هم به‌صورت مستقیم و هم از طریق میانجی‌ها.

    در شکل فعلی، این تفاهم‌نامه پایان جنگ در منطقه را اعلام می‌کند و آغاز یک دوره ۳۰ روزه مذاکرات برای توافقی مفصل‌تر درباره بازگشایی تنگه هرمز، محدودسازی برنامه هسته‌ای ایران و لغو تحریم‌های آمریکا را در بر می‌گیرد.

    دو منبع گفته‌اند این مذاکرات ممکن است در اسلام‌آباد یا ژنو برگزار شود.

    به گفته یک مقام آمریکایی، محدودیت‌های ایران بر عبور کشتی‌ها از تنگه و همچنین محاصره دریایی آمریکا، طی این دوره ۳۰ روزه به‌تدریج کاهش خواهد یافت.

    این مقام افزود اگر مذاکرات شکست بخورد، نیرو‌های آمریکایی می‌توانند دوباره محاصره دریایی را برقرار کرده یا عملیات نظامی را از سر بگیرند.

    آکسیوس اذعان کرده که مدت زمان توقف غنی‌سازی اورانیوم یکی از موضوعات اصلی مذاکره است. سه منبع گفته‌اند این توقف دست‌کم ۱۲ سال خواهد بود و یک منبع دیگر گفته ۱۵ سال محتمل‌ترین گزینه است.

    ایران توقف ۵ ساله غنی‌سازی را پیشنهاد داده و آمریکا خواستار ۲۰ سال شده بود.

    به گفته منابع آگاه، آمریکا می‌خواهد بندی در توافق گنجانده شود که هرگونه نقض تعهدات ایران در زمینه غنی‌سازی، باعث تمدید دوره توقف شود.

    پس از پایان این دوره، ایران اجازه خواهد داشت تا سطح پایین ۳.۶۷ درصد غنی‌سازی انجام دهد.

    ایران همچنین در این تفاهم‌نامه متعهد خواهد شد که هرگز به دنبال سلاح هسته‌ای نرود و فعالیت‌های مرتبط با تسلیحاتی‌سازی را انجام ندهد.

    به گفته یک مقام آمریکایی، طرفین در حال مذاکره بر سر بندی هستند که ایران متعهد شود تأسیسات هسته‌ای زیرزمینی را فعال نکند.

    همچنین ایران با یک رژیم بازرسی شدیدتر، از جمله بازرسی‌های سرزده سازمان ملل، موافقت خواهد کرد.

    در مقابل، آمریکا متعهد می‌شود به‌تدریج تحریم‌های اعمال‌شده علیه ایران را لغو کرده و میلیارد‌ها دلار از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران در سراسر جهان را آزاد کند.

    دو منبع مطلع همچنین مدعی شده‌اند ایران ممکن است با خارج کردن ذخایر اورانیوم با غنای بالا از کشور موافقت کند؛ موضوعی که تاکنون تهران آن را رد کرده بود.

    یکی از منابع در گفت‌و‌گو با آکسیوس مدعی شده که یکی از گزینه‌های در حال بررسی، انتقال این مواد به آمریکاست.

    مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، روز سه‌شنبه گفت: «قرار نیست کل توافق در یک روز نوشته شود.»

    او افزود: «این موضوع بسیار پیچیده و فنی است. اما ما به یک راه‌حل دیپلماتیک نیاز داریم که به‌روشنی مشخص کند ایران حاضر است درباره چه موضوعاتی مذاکره کند و تا چه اندازه در ابتدای مسیر امتیاز بدهد تا این توافق ارزشمند باشد.»

    با این حال، روبیو گفت هنوز مشخص نیست آیا آنها در نهایت توافق خواهند کرد یا نه.

  • ایران «دلفین‌ انتحاری» خریده است؟!

    ایران «دلفین‌ انتحاری» خریده است؟!

    به گزارش اقتصادران، در نشست خبری پنتاگون در روز سه‌شنبه ۵ مه/۱۵ اردیبهشت، در کنار سوال‌های عادی مربوط به جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، این سوال مطرح شد که «آیا ایران از دلفین‌های انتحاری استفاده می‌کند؟»

    این خبرنگار دیلی وایر بود که از پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، خواست درباره «گزارش‌های مربوط به دلفین‌های انتحاری» در جنگ توضیح دهد.

    هگست گفت: «من نمی‌توانم دلفین‌های انتحاری خودمان را تایید یا تکذیب کنم اما می‌توانم تایید کنم که آن‌ها چنین چیزی ندارند.»

    ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا، هم گفت که چنین گزارش‌هایی را نشنیده است و پرسید: «این حرف‌ها شبیه داستان کوسه‌های مجهز به پرتو لیزر است، این‌طور نیست؟»

    بی‌بی سی در گزارشی به موضوع دلفین‌های انتحاری پرداخت و با این مقدمه نوشت: این صحبت‌ها، اشاره‌ای بود به مطلب پنج روز پیش نشریه وال استریت جورنال با عنوان «ایران به دنبال راهکاری برای مقابله با محاصره‌ای است که توان شکستن آن را ندارد.»

    این نشریه نوشت محاصره دریایی آمریکا خلاهای استراتژی ایران در کنترل تنگه هرمز را آشکار کرده و ایران به دنبال راهی برای جبران است.

    در بخشی از گزارش وال استریت جورنال می‌خوانیم: «مقام‌های ایران اعلام کردند که تهران برای حمله به کشتی‌های جنگی آمریکا، ممکن است از سلاح‌هایی استفاده کند که پیش‌تر به‌کار نگرفته است از زیردریایی گرفته تا دلفین‌هایی که مین حمل می‌کنند.» این نشریه مدعی شد که «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تهدید کرده است که با قطع کابل‌های فیبر نوری در تنگه هرمز، تنش‌ها را افزایش خواهد داد؛ اقدامی که باعث اختلال در ترافیک اینترنت جهانی می‌شود.»

    اما با اینکه ممکن است استفاده نظامی از دلفین، تخیلی به نظر برسد، این کار دهه‌ها قدمت دارد.

    خرید دلفین‌های گرسنه از اوکراین

    بی‌بی‌سی ۲۶ سال پیش (۸ مارس ۲۰۰۰) در گزارشی خبر داد که ایران دلفین‌های انتحاری خریده است.

    در این گزارش گفته شده بود، دلفین‌هایی که در نیروی دریایی شوروی آموزش دیده بودند، به ایران فروخته شده‌اند؛ اما اینکه در خلیج فارس چه خواهند کرد، در آن زمان روشن نبود.

    کارشناسان روس این دلفین‌ها و سایر پستانداران آبزی را برای حمله به ناوها و غواصان دشمن آموزش داده بودند ولی با قطع بودجه، بسیاری از آن‌ها به یک مجموعه خصوصی منتقل شدند تا برای گردشگران نمایش اجرا کنند.

    مربی ارشدشان، هم در دوران نظامی و هم در زندگی غیرنظامی، بوریس ژورید بود که فعالیت خود را به عنوان افسر زیردریایی آغاز کرد و سپس از یک آکادمی پزشکی فارغ‌التحصیل شد.

    در آن زمان گفته شد که او تمام این آبزیان را به ایران فروخته چون از پس تامین هزینه خوردوخوراک و نگهداریشان برنمی‌آمد.

    ژورید در آن زمان به روزنامه روسی کومسومولسکایا پراودا گفته بود: «اگر آدم بی‌رحمی بودم، می‌توانستم در سواستوپل بمانم. اما نمی‌توانم گرسنگی کشیدن حیواناتم را تحمل کنم. داروهای ما که هزاران دلار قیمت دارند تمام شده است و دیگر ماهی یا مکمل غذایی نداریم.»

    در گزارش آن زمان بی‌بی‌سی گفته شد که در مجموع ۲۷ حیوان شامل گراز دریایی، شیر دریایی، فک و یک نهنگ سفید بلوگا، همراه با دلفین‌ها از سواستوپل در شبه‌جزیره کریمه با یک هواپیمای ترابری به خلیج فارس منتقل شدند.

    چهار دلفین و نهنگ سفید پیش از انتقال به کریمه در سال ۱۳۷۰ (۱۹۹۱)، زیر نظر آقای ژورید در یک پایگاه دریایی در اقیانوس آرام آموزش دیدند. این حیوانات یاد گرفته بودند با هارپون‌هایی (زوبین‌هایی) که به پشتشان وصل می‌شد به غواصان دشمن حمله کنند یا آن‌ها را برای اسارت به سطح آب بکشند.

    باد بیکفورد، مربی پستانداران نیروی دریایی، به «ماکای»، دلفین ۳۳ساله خود کمک می‌کند تا پس از شنا در بندر ام‌قصر، به استخر بازگردد؛ ۸ فروردین ۱۳۸۲.

    دلفین‌های آموزش‌دیده همچنین می‌توانستند با حملات انتحاری کشتی‌های دشمن را هدف قرار دهند و مین‌هایی را حمل می‌کردند که در برخورد با بدنه کشتی منفجر می‌شد. گفته می‌شود این دلفین‌ها می‌توانستند زیردریایی‌های شوروی و خارجی را از صدای پروانه‌شان تشخیص دهند.

    روزنامه کومسومولسکایا پراودا آن زمان نوشت که تحقیقات آقای ژورید اساسا ماهیت نظامی داشته است و این دلفین‌ها را «مزدور» توصیف کرد و مدعی شد: «در واقع، ایران سلاح مخفی سابق ما را با قیمتی ارزان از اوکراین خریده است.»

    این روزنامه همچنین اشاره کرده بود که آمریکا در گذشته به بعضی فروش‌های نظامی روسیه به ایران اعتراض کرده است. آقای ژورید آن زمان گفته بود که نمی‌داند دلفین‌هایش قرار است چه ماموریتی انجام بدهند اما گفت: «حاضرم نزد خدا یا حتی نزد شیطان بروم، به شرطی که حال حیواناتم در آنجا خوب باشد.»

    غیر از روسیه تنها کشور دیگری که به آموزش دلفین‌های نظامی شهرت دارد آمریکاست که برنامه‌ای برای پستانداران دریایی در سن‌دیگو در ایالت کالیفرنیا اجرا می‌کند.

    البته در سال‌های اخیر گزارش‌هایی غیر رسمی مبنی بر تلاش بعضی کشورها از جمله کره شمالی منتشر شده است.

    گفته می‌شود تصاویر ماهواره‌ای نشان‌دهنده وجود قفس‌های نگهداری دلفین در کره شمالی است که گمانه‌زنی‌هایی را درباره راه‌اندازی برنامه‌ای مشابه در پیونگ‌یانگ برانگیخت. با این حال، روسیه و آمریکا همچنان پیشرفته‌ترین و قدیمی‌ترین برنامه‌های استفاده نظامی از پستانداران دریایی را در اختیار دارند.

    طبق گزارش‌ها روسیه از زمان حمله به اوکراین، استفاده از دلفین‌های نظامی در بندر سواستوپل را برای مقابله با غواصان دشمن و حفاظت از ناوگان دریایی‌اش در دریای سیاه افزایش داده است.

    هاشمی رفسنجانی: دلفین‌ها باهوشند و فرمان را خوب را اجرا می‌کنند جز در مورد موسیقی

    اکبر هاشمی رفسنجانی، در کتاب خاطراتش، اصلاحات در بحران، در باره رویدادهای دوم فروردین ۱۳۷۹ نوشت:

    «از پارک هتل آقای حسین ثابت در جنوب شرق جزیره [کیش] بازدید کردیم. کار توسعه فضای سبز آن پیشرفت خوبی دارد. استخرهای حیوانات دریایی هم در حال تکمیل است؛ چند استخر فعال شده و تعدادی فیل آبی، شیر آبی، سگ دریایی و دلفین هم از اوکراین وارد کرده است. جمعی از افراد اوکراینی که آن حیوانات را اداره می‌کرده‌اند، برای راه‌اندازی و آموزش ایرانی‌ها، همراه آن‌ها هستند. در بازدید از استخرها، سرپرست هر یک از حیوانات، هنرهای آموخته را نمایش می‌دادند؛ جالب است.»

    «دلفین‌های کیش همه باهوشند و فرمان‌های سرپرستان را خوب دریافت می‌کنند و دستورات را اجرا می‌کنند.» «هاشمی رفسنجانی»

    آقای رفسنجانی ادامه داده است: «سرپرست کل آن‌ها، توضیح‌های خوبی داد. خبر رسانه‌های غربی را که این حیوانات برای مین‌ریزی یا مین‌روبی در دریا، آموزش نظامی دیده‌اند و ایران برای این منظور آن‌ها را خریده است، تکذیب کرد و گفت به دادگاه شکایت کرده‌ایم و به‌زودی دادگاه اقدام می‌کند.»

    «گفت عمر اکثر آن‌ها معمولاً حدود چهل سال است. چند زایمان در عمر خود دارند خوراکشان ماهی و میگو و گوشت‌های دیگر دریایی است. فیل‌ها وزنشان تا دو تن می‌رسد و شیرها تا یک تن و نهنگ تا سه تن. برای انسان هم بی‌خطر هستند. می‌توانند بین دو تا هفت دقیقه، زیر آب زندگی کنند ولی سگ دریایی تا ۴۵ دقیقه می‌تواند زیر آب بماند.»

    «اکثر آن‌ها را از آب‌های سرد شمال دریای قطبی آورده بودند و ناچار در تابستان باید آب استخرها را سرد کنند. گربه دریایی، مرتب بدنش را با بالک خود خارش می‌داد. همه آن‌ها باهوشند و فرمان‌های سرپرستان را خوب دریافت می‌کنند و دستورات را اجرا می‌کنند ولی در مورد اجرای موسیقی، دلفین‌ها دستور را اجرا نکردند. احتمالا از مراکز پربیننده کیش خواهد شد.»