دسته: انرژی و پتروشیمی

  • فعالیت ۲۴ ساعته پمپ بنزین‌ها در سراسر ایران / سوخت گیری در ظرف ممنوع!

    فعالیت ۲۴ ساعته پمپ بنزین‌ها در سراسر ایران / سوخت گیری در ظرف ممنوع!

    به گزارش اقتصادران، رضا نواز گفت: صف‌های جایگاه‌های سوخت کاهشی شده است و نسبت به جنگ ۱۲ روزه، میزان مراجعات مردم به پمپ بنزین‌ها کاهش داشته است و این نشان از اعتماد مردم به سربازان خود در عرصه سوخت رسانی است

    پمپ بنزین‌ها سه شیفته و شبانه روزی هستند

    نواز با بیان اینکه رعایت نظم در صف‌ها و روحیه همکاری مردم بی نظیر است، گفت: کوچکترین مشکلی در صفوف بنزین و یا اختلال در جایگاه‌های بنزین گزارش نشده است.

    وی ادامه داد: موجودی مخازن سوخت جایگاه‌ها مناسب بوده و همه همکاران در ۳ شیفت کاری در حال خدمت رسانی به مردم هستند.

    سخنگوی صنف جایگاه داران خاطرنشان کرد: بیش از ۹۰ هزار نفر در حوزه تولید، انتقال، حمل و توزیع بنزین در بخش‌های دولتی و غیردولتی در حال فعالیت شبانه روزی هستند.

    تدابیر لازم در بخش سوخت کشور اندیشیده شده، مردم نگران نباشند

    وی افزود: قطعا تدابیر لازم برای همه سناریو‌های احتمالی اندیشیده شده است و جای هیچ گونه نگرانی در تأمین سوخت مورد نیاز مردم وجود ندارد.

    نواز با اعلام تشکر و قدردانی از همکاری بی نظیر مردم، گفت: آمار دقیق تأمین و توزیع سوخت در بخش‌های مختلف، به مرور زمان جمع آوری و اعلام خواهد شد.

    سوخت گیری در ظروف ممنوع است

    سخنگوی صنف جایگاه داران در خصوص سوخت گیری برخی مردم در ظروف، تصریح کرد: بر اساس اعلام شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران، سوخت گیری در ظروف ممنوع است.

    وی افزود: به هیچ وجه مردم، به فکر ذخیره سازی سوخت در ظروف نباشند، چرا که علاوه بر توزیع مستمر و بدون وقفه سوخت در کشور، هر گونه ذخیره سازی سوخت در ظروف، خطرات احتمالی برای مردم به دنبال خواهد داشت.

    نواز خاطرنشان کرد: همچنین دریافت سوخت در ظروف، حق مردمی که در صف پمپ بنزین‌ها منتظر سوخت گیری هستند را ضایع می‌کند از مردم هم تقاضا می‌کنیم این درخواست را نداشته باشند.

    ادامه فعالیت شبانه روزی جایگاه‌های سوخت در سراسر کشور

    وی ادامه داد: در سراسر کشور، اولویت این است هر خودرویی که به یک جایگاه سوخت مراجعه کند، بدون بنزین نماند و این اطمینان را به مردم می‌دهم که فعالیت شبانه روزی جایگاه‌های سوخت، با نظم حداکثری و بدون اختلال، ادامه دارد.

  • انفجار در بازارهای جهانی نفت و گازوییل

    انفجار در بازارهای جهانی نفت و گازوییل

    به گزارش اقتصادران، با شروع حمله اسراییل و امریکا به ایران، قیمت جهانی نفت و گازوییل و از سویی قیمت گاز طبیعی در اروپا افزایش یافت. در این روزها قیمت نفت به بالای ۸۲ دلار رسید . پیش‌بینی‌های بدبینانه بیانگر رشد قیمت نفت به نزدیک ۱۰۰ دلار در هر بشکه یا بیشتر است؛ آن هم فقط ظرف یک هفته. اما برخی پیش‌بینی‌های خوشبینانه از نشستن قیمت نفت روی ۹۰ دلار خبر می‌دهند. در سوی دیگر رشد ۱۷ درصدی گازوییل باعث نگرانی کشورهای مصرف‌کننده شده است. رشد قیمت گاز در اروپا هم نگرانی این کشورها را تقویت کرده است. پیش‌بینی می‌شود در صورت توقف یک ماهه حمل و نقل از طریق تنگه هرمز، قیمت گاز طبیعی در اروپا بیش از دوبرابر شود.

    قیمت نفت برنت در اولین معاملات آتی پس از حملات امریکا و اسراییل به ایران به بالاترین قیمت از ژانویه ۲۰۲۵ رسید که طبق گزارش رویترز در روز شنبه، به ۸۲ دلار و ۳۷ سنت در هر بشکه رسید. تا ساعت ۰۰:۵۴  به وقت گرینویچ، قیمت نفت برنت با ۵.۳۷ دلار معادل ۷.۳۷ درصد افزایش، به ۷۸ دلار و ۲۴ سنت در هر بشکه رسید. نفت وست تگزاس اینترمدیت امریکا پس از صعود به ۷۵ دلار و ۳۳ سنت در هر بشکه که بالاترین قیمت از ژوئن ۲۰۲۵ بود، با ۴.۶۶ دلار معادل ۶.۹۵ درصد افزایش، به ۷۱ دلار و ۶۸ سنت در هر بشکه رسید. تحلیلگران بانک سیتی پیش‌بینی می‌کنند که نفت برنت در معاملات هفته جاری، در بحبوحه درگیری‌ها، بین ۸۰ تا ۹۰ دلار در هر بشکه معامله شود.

    ایسنا به نقل از رویترز نوشت: در بحبوحه درگیری‌ها، اوپک پلاس روز یکشنبه با افزایش اندک تولید نفت به میزان ۲۰۶ هزار بشکه در روز برای آوریل موافقت کرد.

    داده‌های کشتیرانی روز یکشنبه نشان داد که خطرات برای کشتیرانی تجاری در ۲۴ ساعت گذشته افزایش یافته است و بیش از ۲۰۰ کشتی شامل نفتکش و کشتی حمل گاز مایع در اطراف تنگه هرمز و آب‌های اطراف لنگر انداخته‌اند. فاتح بیرول، مدیر آژانس بین‌المللی انرژی روز یکشنبه گفت که این آژانس به‌طور فعال رویدادهای خاورمیانه را زیر نظر دارد و با تولیدکنندگان عمده منطقه و دولت‌های عضو آژانس در ارتباط است. این نهاد ناظر انرژی، آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت (SPR) از کشورهای توسعه‌یافته را در مواقع اضطراری هماهنگ می‌کند. رویترز در گزارشی دیگر به نقل از منابع تجاری نوشت که بیشتر مالکان نفتکش، شرکت‌های بزرگ نفتی و شرکت‌های تجاری، پس از هشدار تهران به کشتی‌ها در مورد عبور از تنگه هرمز، حمل و نقل نفت خام، سوخت و گاز طبیعی مایع از طریق این آبراه را به حالت تعلیق درآورده‌اند. بیش از ۲۰ درصد از نفت جهان از طریق تنگه هرمز منتقل می‌شود. به نقل از ایرنا، یک کارشناس نفت به رویترز گفت: ما انتظار داریم قیمت‌ها (پس از آخر هفته) بسیار نزدیک به ۱۰۰ دلار در هر بشکه باز شوند و اگر شاهد تعطیلی طولانی مدت تنگه باشیم، شاید از این سطح فراتر بروند. هلیما کرافت، تحلیلگر RBC گفت: رهبران خاورمیانه به واشنگتن هشدار داده‌اند که جنگ علیه ایران می‌تواند منجر به جهش قیمت نفت به بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه شود. تحلیلگران رابوبانک (Rabobank) کمی خوشبین‌تر هستند و پیش‌بینی می‌کنند که قیمت‌ها در کوتاه‌مدت بالای ۹۰ دلار در هر  بشکه باقی بمانند.

    افزایش ۱۷ درصدی قیمت جهانی گازوییل

    در این روزها در کنار افزایش قیمت نفت، قیمت جهانی گازوییل نیز ۱۷ درصد افزایش یافت. به نقل از اویل پرایس، قیمت سوخت‌های کلیدی نفتی روز دوشنبه با باز شدن بازارها پس از تشدید درگیری‌ها در تنگه هرمز افزایش یافت و افزایش قیمت‌های آتی گازوییل از افزایش قیمت نفت خام پیشی گرفت، زیرا عرضه از خاورمیانه در وضعیت نابسامانی قرار دارد. طبق برآوردهای کپلر، گازوییل یا دیزل با حادترین خطر برای عرضه سوخت در کوتاه‌مدت روبه‌رو است. در نتیجه اختلال در ارسال محموله‌ها از خاورمیانه به دلیل بسته شدن عملی تنگه هرمز، قیمت سوخت در اوایل روز دوشنبه دو رقمی افزایش یافت.

    قیمت‌های آتی گازوییل (گازوییل) در بورس بین قاره‌ای با ۱۷ درصد افزایش در زمان باز شدن، به بالاترین حد خود در دو سال گذشته رسید. افزایش قیمت گازوییل حتی از افزایش ۱۳ درصدی قیمت نفت خام برنت که در معاملات اولیه آسیا در روز دوشنبه به بالای ۸۰ دلار در هر بشکه رسید نیز پیشی گرفت. به گفته آمنه بکر از کپلر، گازوییل در کوتاه‌مدت به دلایل مختلف با شدیدترین فشار فیزیکی مواجه است. از جمله این دلایل می‌توان به این واقعیت اشاره کرد که گازوییل سوخت اصلی برای لجستیک نظامی است، عرضه آن در منطقه متمرکز و جایگزینی سریع آن با منبع جایگزین، دشوارترین فرآورده نفتی است. کپلر معتقد است که تاثیر فوری این درگیری بر گازوییل بسیار زیاد خواهد بود، زیرا شکاف‌ها در این هفته به‌ شدت افزایش خواهد یافت. جایگزین‌های محدود کوتاه‌مدت، خطر تامین گازوییل را حتی از خطرات نفت خام، سوخت جت و LNG حادتر می‌کند. سوخت جت و نفت خام با تاثیر قریب‌الوقوع بالایی روبه‌رو هستند، اما به گفته کپلر، دیزل – به دلیل عدم وجود منبع جایگزین کافی – باید تاثیر فوری «بسیار بالایی» را تجربه کند، اگرچه دیزل کمترین سهم از عرضه عبوری از تنگه هرمز را دارد. تحلیل کپلر نشان داد که در مجموع ۱۰٫۳ درصد از تجارت دریایی گازوییل جهان و همچنین ۱۹٫۴ درصد از سوخت جت و ۱۶ درصد از تجارت دریایی بنزین و نفتا از این تنگه عبور می‌کند. تسنیم به نقل از کپلر نوشت: هرگونه بسته شدن معنادار – یا حتی بسته شدن پایدار و بالفعل تنگه هرمز ناشی از قطع بیمه – باعث ایجاد شوک‌های عرضه در چندین دسته کالایی به ‌طور همزمان خواهد شد.

    افزایش ۲۵ درصدی قیمت گاز

    بلومبرک نیز در گزارشی وضعیت قیمت گاز طبیعی اروپا پس از حمله اسراییل و امریکا به ایران را افزایشی اعلام کرد. گفته می‌شود، پس از آنکه ترافیک نفتکش‌ها از تنگه هرمز در روزهای شنبه و یکشنبه تا حد زیادی متوقف شد، قیمت پایه معاملات گاز اروپا روز دوشنبه تا ۲۵ درصد افزایش یافت که بزرگ‌ترین افزایش از آگوست سال ۲۰۲۳ تاکنون بود. تنگه هرمز یک مسیر کشتیرانی کلیدی برای انرژی است که حدود ۲۰ درصد از صادرات گاز طبیعی مایع (ال‌ان‌جی) جهان از مسیر آن حمل می‌شود.  این وضعیت، جدی‌ترین شوک به بازارهای گاز را از زمان آغاز جنگ روسیه و اوکراین در چهار سال پیش به همراه دارد. در حالی که کشورهای آسیایی بیشتر ال‌ان‌جی صادر شده از خاورمیانه را خریداری می‌کنند، هرگونه اختلالی در عرضه، رقابت برای منابع جایگزین را تشدید می‌کند و قیمت‌ها را در سراسر جهان، از جمله در اروپا افزایش می‌دهد. گروه بانکی گلدمن ساکس در گزارشی اعلام کرد که در صورت توقف یک ماهه حمل و نقل از طریق تنگه هرمز، قیمت گاز طبیعی در اروپا می‌تواند بیش از دوبرابر شود.

    اروپا به ویژه در معرض این آسیب قرار دارد، زیرا موجودی گاز آن به‌طور غیرمعمولی کم است و این منطقه برای پر کردن مجدد آن قبل از زمستان آینده، به واردات حجم زیادی ال‌ان‌جی در تابستان امسال نیاز دارد. ایسنا به نقل از بلومبرگ نوشت: تحلیلگران گلدمن ساکس ازجمله دان استرووین در یادداشتی به تاریخ یکشنبه اول مارس گفتند: «شاخص‌های قیمت در اروپا و آسیا به سختی نرخ اضافی ریسک مرتبط با ایران را در نظر گرفته‌اند. حدود یک‌پنجم گاز طبیعی مایع جهان که عمدتا صادرات قطر است، از این تنگه عبور می‌کند و یک توقف یک ماهه می‌تواند باعث افزایش ۱۳۰ درصدی قیمت گاز طبیعی مایع در اروپا و آسیا به ۲۵ دلار در هر میلیون واحد حرارتی بریتیش (mBtu) شود.» قیمت‌های آتی گاز هلند برای تحویل در ماه آینده که قیمت معیار بازار گاز اروپاست تا ساعت ۸ صبح روز دوشنبه در آمستردام، با ۲۰ درصد افزایش، به ۳۸.۴۴ یورو در هر مگاوات ساعت رسید.

  • حمله پهپادی به بزرگ‌ترین تولیدکننده گازمایع در جهان

    حمله پهپادی به بزرگ‌ترین تولیدکننده گازمایع در جهان

    به گزارش اقتصادران، به گزارش سی‌ان‌ان، شرکت دولتی قطر‌انرژی، اعلام کرد در پی حمله پهپادی ایران به یکی از تأسیسات این شرکت، تولید گاز طبیعی مایع را به طور موقت متوقف کرده است.بر اساس بیانیه‌ای که این شرکت منتشر کرده، روز دوشنبه تأسیسات اصلی انرژی قطر در منطقه رأس لفان هدف حمله یک پهپاد قرار گرفته است.

    همزمان یک مرکز تولید برق دیگر در منطقه مسیعید در جنوب دوحه نیز مورد حمله قرار گرفته است. وزارت دفاع قطر اعلام کرده که بررسی‌ها برای تعیین میزان خسارات واردشده ادامه دارد و ارزیابی دقیق ابعاد این حادثه هنوز نهایی نشده است. تاکنون جزئیاتی درباره سطح آسیب به زیرساخت‌های انرژی یا زمان احتمالی ازسرگیری تولید منتشر نشده است.

    قطر یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان گاز طبیعی مایع در جهان به شمار می‌رود و طبق آمار اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده آمریکا، حدود ۲۰ درصد از صادرات جهانی این حامل انرژی را تأمین می‌کند. توقف تولید در چنین سطحی می‌تواند پیامدهای قابل توجهی برای بازارهای جهانی انرژی و قیمت گاز در سطح بین‌المللی به همراه داشته باشد.لازم به ذکر است که شرکت قطر‌انرژی، در پروژه‌های توسعه میدان عظیم گازی «گنبد شمالی»، فقط با چند شرکت بزرگ آمریکایی همکاری می‌کند.

    ازجمله اگزون موبیل، کونکوفیلیپس و چورون؛ این شرکت‌ها با سرمایه‌گذاری سنگین در طرح‌های توسعه و افزایش ظرفیت تولید گاز طبیعی مایع، حجم سنگینی از گاز را در بزرگترین میدان گازی جهان، استخراج می‌کند.

    میدان «گنبد شمالی» در بخش جنوبی خود در آب‌های ایران تحت عنوان «میدان گازی پارس جنوبی» شناخته می‌شود و بزرگ‌ترین میدان گازی مشترک ایران با همسایگان خود است؛ قطر با سرمایه‌گذاری سنگین آمریکایی‌ها، با سرعت و حجم بسیار زیادی در حال استخراج گاز از این میدان مشترک بود که اکنون متوقف شده است.

  • ما برای جنگ طولانی آماده‌ایم برخلاف آمریکا!

    ما برای جنگ طولانی آماده‌ایم برخلاف آمریکا!

    به گزارش اقتصادران، علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی گفت: همانطور که در ۳۰۰ سال گذشته، ایران آغازگر جنگ نبوده و نیرو‌های مسلح شجاع ما جز برای دفاع، هیچ حمله‌ای نکرده‌اند.

    ایران برای یک جنگ طولانی مدت آماده است. برخلاف آمادگی آمریکا.

  • نفت ۱۰۰ دلاری در راه بازارهای جهانی؟!

    نفت ۱۰۰ دلاری در راه بازارهای جهانی؟!

    به گزارش اقتصادران، بلومبرگ نوشت: کارشناسان بر این باورند قیمت نفت با باز گشایی بازار های جهانی، جهشی قابل توجه خواهد کرد.

    لازم به ذکر است، این جهش قیمتی وضعیت انرژی و سوخت در دنیا را تحت الشاع قرار خواهد داد.

    بلومبرگ اکونومیکس تخمین می‌زند که در سناریوی مسدودشدن تنگۀ هرمز، قیمت نفت می‌تواند به بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه افزایش یابد.

  • اقتصاد بر فراز آب، زیر دود و آتش!

    اقتصاد بر فراز آب، زیر دود و آتش!

    به گزارش اقتصادران، خبر کوتاه بود، اما وزن ژئوپلیتیک آن به سنگینی تمام بشکه‌های نفتی است که روزانه از دهانه تنگه هرمز عبور می‌کنند. اعلام هدف قرار گرفتن یک نفت‌کش در فاصله ۵ مایلی «مسندم» توسط مرکز امنیت دریایی عمان، تنها یک حادثه ساده در تقویم درگیری‌های دریایی نیست، بلکه نواختن زنگ خطری است در حساس‌ترین نقطه از جغرافیای سیاسی جهان. مسندم، این پیش‌آمدگی صخره‌ای و راهبردی عمان که همچون عقابی بر ورودی خلیج‌فارس اشراف دارد، حالا شاهد دود و آتش بر فراز آب‌هایی است که قرار بود دالان امن تجارت جهانی باشند.

    چرا «مسندم» سیبل شد؟

    انتخاب مختصات جغرافیایی این حادثه، هوشمندانه و در عین حال بسیار خطرناک است. فاصله ۵ مایل دریایی، یعنی نفوذ به حریم امنیتی و نزدیکی به آب‌های سرزمینی کشوری که دهه‌هاست نقش «سوئیس خاورمیانه» و میانجی امین منطقه را ایفا کرده است. در حالی که هنوز جزییات فنی از نوع برخورد (پهپادی، مین دریایی یا موشکی) منتشر نشده، اما پیام سیاسی آن کاملاً روشن است؛ «هیچ نقطه‌ای، حتی زیر سایه میانجی‌گری مسقط، دیگر امن نیست.» این واقعه نشان می‌دهد که عاملان این اقدام، به دنبال گسترش دامنه جنگ و ورود به فاز «اختلال عملیاتی» در مسیر ترانزیت انرژی هستند.

    آرایش نیرو‌ها و واکنش‌های زنجیره‌ای

    بلافاصله پس از مخابره این خبر، اتاق‌های فکر در پایتخت‌های غربی و منطقه به حالت آماده‌باش درآمدند. واکنش‌ها صرفاً به محکومیت‌های دیپلماتیک محدود نماند، چرا که سایه سنگین اتهام‌زنی‌های متقابل، بلافاصله فضای رسانه‌ای را مسموم کرد. نهاد‌های بین‌المللی ناظر بر دریانوردی (IMO) و شرکت‌های بزرگ کشتیرانی با صدور بیانیه‌هایی، از وضعیت قرمز در دریای عمان سخن می‌گویند. واقعیت این است که در این قبیل حوادث، «ابهام» خود یک سلاح است. عدم پذیرش مسئولیت از سوی گروه‌ها یا دولت‌ها، باعث می‌شود که فضای بی‌اعتمادی میان همسایگان تشدید شده و پروژه‌های همگرایی منطقه‌ای با دست‌اندازی جدی مواجه شود.

    شوک به بازار انرژی؛ زلزله در هزینه‌های پنهان حمل‌ونقل

    اثرات این حادثه بر پیکره اقتصاد جهانی، سریع و گزنده است. به محض انتشار خبر، منحنی قیمت نفت برنت واکنش نشان داد، اما فاجعه اصلی در «هزینه‌های تبعی» نهفته است. شرکت‌های بیمه اتکایی در لندن و سنگاپور، بلافاصله ضریب خطر منطقه را بازنگری می‌کنند؛ این یعنی افزایش ناگهانی «فرانشیز ریسک جنگی» که هزینه هر محموله نفتی را میلیون‌ها دلار افزایش می‌دهد. تکرار چنین حوادثی می‌تواند مالکان کشتی را ناچار به استفاده از مسیر‌های جایگزین یا پذیرش تأخیر‌های طولانی برای اسکورت‌های نظامی کند که زنجیره تأمین کالا را در جهان مختل خواهد کرد. همچنین، خروج سرمایه از پروژه‌های توسعه میادین مشترک نفتی، کمترین بهای این ناامنی پایدار خواهد بود.

    اقتصاد ایران در منگنه

    برای ایران، حادثه مسندم فراتر از یک خبر اقتصادی، یک «هشدار امنیتی-معیشتی» در بحبوحه جنگ است. در حالی که کشور درگیر ابعاد مختلف یک نبرد منطقه‌ای است، این حادثه فشار را بر شاهرگ حیاتی اقتصاد ملی به اوج می‌رساند. تبعات این واقعه در سه لایه تنگنای لجستیک، تله اتهام زنی و شوک معیشتی قابل تحلیل است.

    تنگنای لجستیک به این معنا که سبب عقب‌نشینی کشتی‌های تجاری از بنادر ایران و جهش هزینه‌های حمل‌ونقل کالا‌های اساسی می‌شود. منظور از تله اتهام‌زنی نیز این است که تلاش رسانه‌های غربی برای «امنیت‌زدایی» از خلیج‌فارس و توجیه حضور ناوگان‌های جنگی بیشتر که فضای دیپلماتیک تهران را تنگ‌تر می‌کند.

    مهم‌تر از همه، اما این است که در اقتصاد گوش‌به‌زنگ ایران، صدای هر انفجار در دریا، بلافاصله به جهش نرخ ارز و موج جدید گرانی در خشکی بدل می‌شود. ایران اکنون در وضعیتی قرار گرفته که باید میان «پاسخ‌های اقتداری» و «حفظ ثبات ترانزیتی» توازنی دشوار ایجاد کند؛ چرا که هرگونه خطای محاسباتی، حیاط‌خلوت تجاری ما را به بن‌بستی خونین بدل خواهد کرد.

    منطق اسلحه و پایان معاهدات کاغذی

    واقعه مسندم را نباید جدا از پازل خونین جنگی دید که اکنون منطقه را در بر گرفته است. در شرایطی که موشک‌ها و پهپاد‌ها فضا را به تسخیر خود درآورده‌اند، هدف قرار گرفتن این نفت‌کش نشان داد که جنگ کلاسیک جای خود را به جنگ در شریان‌های حیاتی داده است. این حادثه پیامی صریح دارد مبنی بر اینکه در جغرافیای فعلی، هیچ ساحل امنی برای بی‌طرفی باقی نمانده است.

    برخلاف تصورات خوش‌بینانه، امنیت تنگه هرمز دیگر با معاهدات کاغذی تأمین نمی‌شود، چرا که وقتی اسلحه سخن می‌گوید، منطق تجارت عقب می‌نشیند.

  • شوک جنگ به قیمت بنزین در آمریکا

    شوک جنگ به قیمت بنزین در آمریکا

    به گزارش اقتصادران، افزایش قیمت بنزین به طور بالقوه یک خطر بزرگ برای دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و حزب جمهوری‌خواه او است که در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر قرار دارند، زیرا تورم قیمت همچنان یک نگرانی کلیدی برای رای‌دهندگان مانده است. ترامپ از زمان بازگشت به قدرت در سال گذشته، بارها و اغلب به دروغ، ادعای کاهش قیمت بنزین را داشته است.

    به گفته پاتریک دی هان، تحلیلگر ردیاب قیمت خرده‌فروشی «گازبادی» (GasBuddy)، میانگین قیمت پمپ بنزین می‌تواند روز دوشنبه برای اولین بار در سال جاری، از ۳ دلار در هر گالن فراتر رود. طبق داده‌های «گازبادی»، قیمت‌ها آخرین بار در نوامبر ۲۰۲۵ در سراسر آمریکا از ۳ دلار فراتر رفت و در فوریه، قیمت‌ها به ۲.۸۵ دلار در هر گالن کاهش یافت.

    دی هان پس از حملات به ایران در یک پست وبلاگی گفت: «قیمت نفت ابتدا حرکت خواهد کرد. قیمت بنزین به دنبال آن خواهد آمد اما به تدریج. ایران یکی از بزرگترین تامین‌کنندگان نفت جهان است و دولت این کشور اعلام کرده است که پس از حملات هوایی آمریکا و اسرائیل که به ترور علی خامنه‌ای، رهبر معظم ایران منجر شد، تنگه هرمز را بسته است.»

    هرمز یک گلوگاه حیاتی در خلیج فارس است که نفتکش‌ها، حدود یک پنجم نفت جهان را از طریق این آبراه منتقل می‌کنند. حداقل سه نفتکش در این منطقه آسیب دیده‌اند و شرکت‌های بزرگ کشتیرانی اعلام کرده‌اند که از این تنگه اجتناب خواهند کرد.

    قیمت نفت برنت که معیار بازار جهانی است، در آغاز معاملات ۱۰ درصد افزایش یافت و به حدود ۸۰ دلار در هر بشکه رسید و برخی از تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند که با ورود خاورمیانه به یک جنگ جدید، قیمت نفت برنت می‌تواند به ۱۰۰ دلار صعود کند.

    دی هان گفت: قیمت بنزین در آمریکا قبل از حمله ایالات متحده به ایران، در حال افزایش بود، زیرا پالایشگاه‌ها در هفته‌های اخیر شروع به تولید سوخت تابستانی گران‌تر کردند که طبق مقررات زیست‌محیطی برای کاهش آلودگی هوا در هوای گرم‌تر اجباری است. تقاضا برای بنزین همچنین در طول فصل تعطیلات تابستانی آمریکا، به اوج خود می‌رسد.

    بر اساس گزارش رویترز،  افزایش قیمت‌ها نشان دهنده معکوس شدن روند کاهش چند ماهه از اواسط سال گذشته است که عمدتا ناشی از سطح بالای موجودی و رشد ضعیف تقاضا بوده است.

  • ورشکستگی آبخوان‌ها / معضل «آبِ به حساب نیامده»!!!

    ورشکستگی آبخوان‌ها / معضل «آبِ به حساب نیامده»!!!

    به گزارش اقتصادران، با پشت سر گذاشتن ماه‌های دی و بهمن و با توجه به وضعیت بارش‌ ها در اسفندماه و چشم‌انداز فروردین‌ ماه، بحران آب در کشور و به‌ویژه در تهران ابعاد جدی‌ تری به خود گرفته است. اما آیا خشکسالی که گریبان کشور و به خصوص تهران را گرفته است، فقط در کاهش بارندگی ها خلاصه می شود؟

    در همین رابطه سید اویس ترابی هیدرولوژیست به بررسی دقیق وضعیت منابع آبی، چالش‌ های حکمرانی آب و راهکارهای عبور از این شرایط پرداخته است. او در این گفتگو به ابعاد پنهان ورشکستگی آبخوان‌ها (سفره های آب زیرزمینی) و ضرورت تغییر رفتارهای اجتماعی و اقتصادی پرداخته است.

    مشروح گفتگو با سید اویس ترابی می خوانید.

    *****

    *آقای ترابی! با توجه به اینکه ماه‌های دی و بهمن را پشت سر گذاشته‌ایم. ارزیابی تان از وضعیت آب در تهران و دیگر نقاط کشور چیست؟ همچنان بحرانی است یا…

    واقعیت این است که ما در تمامی مراکز سکونتگاهی ایران و در کل پهنای سرزمینی، در هر کجایی که فعالیت‌های اقتصادی اعم از صنعتی و کشاورزی صورت می‌گیرد، درگیر بحران آب هستیم.

    سطح بحران آب در تهران به مرحله مخاطره رسیده است

    البته سطوح این بحران و میزان درگیری در مناطق مختلف متفاوت است. برای مثال، اکنون سطح بحران در شهر تهران به مرحله مخاطره رسیده است؛ یعنی دیگر بحث حدس و گمان مطرح نیست و خطر به‌طور کامل فعال شده است. در شهرهایی مانند زنجان یا مناطقی در آذربایجان که وسعت کمتری دارند، اگرچه در شرایط بحران هستند، اما شاید هنوز به سطح مخاطره تهران نرسیده باشند؛ با این حال، شهرهایی مثل ارومیه و اصفهان نیز به شرایط بحرانی رسیده اند و خطر در آن‌ها فعال شده است.

    *این شرایط بحرانی و سطح مخاطره که چندین سال است در شهرهایی مانند یزد و کرمان در فلات مرکزی وجود دارد، صرفاً به دلیل خشکسالی است یا …؟

    نکته دقیق همین‌جاست. یک فرض نامناسب در مکالمات وجود دارد و آن این است که تصور می‌شود شرایط فعلی و مراحل مختلف بحران آب در ایران صرفاً به دلیل خشکسالی هیدرولوژیک و هواشناسی است؛ اما این فرض اشتباه است. در رقم زدن مسئله بحران آب، عاملیت‌های مختلفی نقش‌آفرین هستند. پدیده‌های محیط‌زیستی مانند آب و هوا، مسائل بسیار پیچیده‌ای هستند و وقتی با مسائل اجتماعی و فعالیت‌های اقتصادی گره می‌خورند، ابعاد و پیچیدگی آن‌ها به‌مراتب بیشتر می‌شود.

    حتی اگر فعالیت‌های انسانی را کنار بگذاریم، خود بحث هواشناسی و هیدرولوژی به دلیل عدم قطعیت بالا هنوز جزو علومی با پیچیدگی فراوان است که با آمار و احتمالات با آن برخورد می‌شود. حال تصور کنید این مسئله با کالبد شهر، رفتارهای اجتماعی، فعالیت‌های اقتصادی، مزارع بزرگ، صنایع و معادن برخورد کند؛ هر یک از این‌ها سیستم‌های پیچیده‌ای هستند که ابعاد اجتماعی، اقتصادی و محیط‌زیستی دارند. بنابراین بحران آب یک بحث چندبعدی است و میزان بارش تنها یکی از این عاملیت‌هاست.

    واقعیتی ناگفته درباره مصرف آب در تهران 

    *پس مسئله اصلی ایران چیست؟ اگر بارش تنها بخشی از ماجراست، چه عوامل دیگری سال‌هاست ما را در وضعیت بحرانی نگه داشته است؟

    مسئله اصلی ایران، عاملیت‌های دیگری است که فعال شده‌اند. یکی از این عوامل، بحث مصرف نادرست و بیش از ظرفیت منابع آب است. برای مثال، مجموعه کلان‌شهری مثل تهران در سرشماری سال ۱۳۹۵ حدود ۱۴ میلیون نفر بود، اما اکنون گمانه‌زنی‌ها حاکی از جمعیتی بالغ بر ۱۸ تا ۲۰ میلیون نفر است که هنوز سرشماری دقیقی برای آن انجام نشده است.

    در مقابل، منابع آب این کلان‌شهر بسیار محدود و مشخص است؛ شامل پنج سد لار، لتیان، امیرکبیر، طالقان و ماملو که تمام منابع آن‌ها به این محدوده تخصیص داده شده است (البته بخشی از سد طالقان به قزوین می‌رود). نکته مهم این است که در تهران برخلاف کل کشور، ۵۰ درصد مصارف مربوط به بخش شهری و ۵۰ درصد مربوط به کشاورزی و صنعت است.

    علاوه بر این سدها، آبخوان دشت تهران-کرج نیز منبع آب زیرزمینی این مجموعه است که ظرفیت معینی دارد. اگر بخواهم مثال ساده‌ای بزنم، این منابع مانند یک ظرف ۵۰ لیتری هستند؛ این ظرف شاید نیازهای بهداشتی یک خانواده ۳ نفره را تأمین کند، اما قطعاً برای ۱۰ نفر کافی نیست.

    مشکلی که در اکثر مراکز سکونتگاهی ایران پیش آمده، بارگذاری بیش از ظرفیت بُرد منابع آب است. ظرفیت برد منابع آب کلان‌شهر تهران در بهترین حالت و با فرض حذف کامل مصارف کشاورزی و صنعتی، تنها برای ۱۲ میلیون نفر ساکن پاسخگوست، در حالی که اکنون با جمعیتی حدود ۲۰ میلیون نفر مواجهیم. به همین دلیل است که حتی اگر با چند شبانه‌روز بارندگی سدها پر شوند، بلافاصله به دلیل حجم بالای برداشت، خالی می‌شوند؛ درست مثل همان دبه ۵۰ لیتری. میزان برداشت ما به‌صورت تصاعدی افزایش یافته، در حالی که منابع آب ثابت مانده است.

    ایران بر اساس اقلیم خشک، آب مصرف نمی کند

    *موضوع الگوی مصرف چقدر در این بحران نقش دارد؟ آیا ما براساس اقلیم خود مصرف می‌کنیم؟

    خیر، ما الگوی استاندارد اقلیم خشک و نیمه‌خشک را رعایت نمی‌کنیم. در کشورهای اروپایی مانند آلمان و انگلستان که اقلیم مرطوبی دارند، سرانه مصرف روزانه ۱۲۰ لیتر است و اگر کسی رعایت نکند جریمه می‌شود. اما در شهرهای ایران، متوسط مصرف بالای ۲۵۰ لیتر در روز است. در محله‌هایی مانند مناطق ۱، ۲، ۳، ۵ و ۷ تهران، مصرف به بالای ۳۰۰ تا ۴۵۰ لیتر بر روز می‌رسد، در حالی که در مناطقی مثل خزانه و جوادیه ممکن است کمتر از ۱۵۰ لیتر باشد.

    بنابراین، با توجه به استطاعت سرزمینی ما، سرانه مصرف باید کمتر از ۱۰۰ لیتر تعیین شود. ایرانیان از قدیم بر مبنای قناعت‌پیشگی زندگی می‌کردند و تمدن ایرانی بر همین اساس در اقلیم خشک بنا شده است، اما اکنون این رفتار اجتماعی تغییر کرده است.

    یکی از معضلات اصلی آب، تصفیه خانه هاست

    *یکی دیگر از چالش‌هایی که به آن اشاره کردید، بحث تصفیه فاضلاب و بازچرخانی آب است. وضعیت تهران در این زمینه چگونه است؟

    رویکردی که اکنون برای تصفیه فاضلاب در تهران و سایر شهرهای ایران استفاده می‌شود، مربوط به دوره مدرنیزاسیون دهه ۷۰ میلادی است که رویکردی متمرکز است. در این روش، فاضلاب از تمام شهر با لوله‌های بزرگ جمع‌آوری و به جنوب شهر که تراز ارتفاعی پایین‌تری دارد منتقل می‌شود. به دلیل این اختلاف ارتفاع، بازگرداندن آب تصفیه شده به شهر بسیار دشوار و پرهزینه است.

    علاوه بر این، پس از گذشت ۴۰ سال، از ۱۲ تصفیه‌خانه مورد نیاز تهران تنها ۲ مورد ساخته شده است. نکته فاجعه‌بار این است که سیستم جمع‌آوری فاضلاب ساخته شده، اما تصفیه‌خانه‌ها تکمیل نشده‌اند؛ در نتیجه چاه‌های جذبی که قبلاً آب را به سفره‌های زیرزمینی بازمی‌گرداندند حذف شده‌اند و فاضلاب جمع‌آوری شده به صنایع پایین‌دست فروخته می‌شود.

    در حالی که خودِ شهر به آن نیاز مبرم دارد. تصفیه باید در محل (آپارتمان یا محله) انجام شود تا آب بلافاصله به چرخه مصرف و تغذیه آبخوان بازگردد، اما این کار انجام نمی‌شود و تغذیه آب زیرزمینی مختل شده است.

    حساب بانکی آبخوان‌های ما ورشکسته است

    *در مورد وضعیت آبخوان‌ها و منابع زیرزمینی کمتر در رسانه‌ها صحبت می‌شود؛ اما در مقابل بیشتر درباره میزان خالی بودن سدها صحبت به میان می آید. درباره خطرات روبروی آبخوان ها با چه بحران هایی مواجهیم؟

    وضعیت آب زیرزمینی مانند یک حساب بانکی است. حقوق ورودی شما و مصارف ماهانه‌تان تراز حساب را تعیین می‌کند و انباشته‌ای هم از سال‌های قبل دارید. اگر دخل و خرج شما همخوانی نداشته باشد، ورشکسته می‌شوید و سراغ آن ذخیره ۳۰ ساله می‌روید.

    در دشت تهران-کرج، ما مجاز به برداشت ۱۸۶ میلیون مترمکعب در سال بودیم تا با بارندگی‌ها جایگزین شود اما از سال ۱۳۸۵ به بعد سالانه بیش از ۴۰۰ میلیون مترمکعب برداشت کرده‌ایم. از سال ۱۴۰۰ به بعد وضعیت بسیار بدتر شده و اکنون به نظر می‌رسد ۶۰ درصد آب تهران از منابع زیرزمینی تأمین می‌شود و تنها ۴۰ درصد از سدهاست.

    حساب بانکی آبخوان‌های ما ورشکسته است. ما با بتن‌ریزی در رود-دره‌ها، مسیر تغذیه طبیعی آبخوان‌ها را هم بسته‌ایم. طبق محاسبات ما، حجم استاتیک آبخوان تهران که طی هزاران سال شکل گرفته، حدود ۶ میلیارد مترمکعب بوده که اکنون به نظر می‌رسد کمتر از ۴ میلیارد آن باقی مانده باشد؛ یعنی ۲ میلیارد مترمکعب آن را طی این سال‌ها بلعیده‌ایم و این مقدار طی دوره‌های کوتاه جایگزین نمی‌شود و جایگزینی آن به دوره‌های زمین‌شناسی نیاز دارد.

    معضل «آبِ به حساب نیامده»

    *علاوه بر برداشت‌های بی‌رویه، چه عوامل دیگری به این ورشکستگی دامن می‌زنند؟

    عاملیت دیگر، بحث آب به حساب نیامده یا همان آب‌دزدی و نشتی شبکه است. در ساخت‌وسازهای شهری، بسیاری از افراد از آب غیرقانونی و بدون کنتور استفاده می‌کنند که اصلاً در محاسبات نمی‌آید. همچنین، شبکه توزیع آب که بخش‌های زیادی از آن متعلق به سال ۱۳۴۲ است، فرسوده شده و نشتی بالایی دارد.

    در سال ۱۳۹۹، آمارها حاکی از ۴۰ درصد هدررفت در شبکه بود. شرکت آبفا برای کاهش این نشتی، فشار آب را در شبکه کاهش داده است تا آب کمتری از سوراخ‌های لوله‌های فرسوده خارج شود. به همین دلیل است که اکنون برخلاف استاندارد قدیم که فشار آب تا طبقه چهارم می‌رسید، همه خانه‌ها ناچار به نصب پمپ و مخزن شده‌اند.

    نصب غیرتخصصی این پمپ‌ها توسط افراد غیرماهر باعث می‌شود که فشار معکوس به تأسیسات داخلی ساختمان وارد شده و نشتی که قبلاً در سطح شهر بود، اکنون به داخل آپارتمان‌ها منتقل شود.

    این کوته فکری است که هم تقصیرها گردن طبیعت باشد

    *با این اوصاف، سهم عوامل طبیعی در این بحران چقدر است؟

    ما هنوز سند مسجلی نداریم که نشان دهد میزان بارش‌های ایران در درازمدت تغییر قابل‌توجهی داشته است. آمارهای ۶۰ سال گذشته نشان می‌دهد اگرچه توزیع زمانی و مکانی بارش‌ها تغییر کرده اما حجم کل بارش در سرزمین ایران تقریباً ثابت مانده است.

    به عبارتی، کوچک‌ترین سهم در این بحران متعلق به خشکسالی هواشناسی و هیدرولوژیک است و بیشترین سهم مربوط به عاملیت‌های اجتماعی و اقتصادی است. طبیعت و خداوند کماکان به وعده خود عمل می‌کنند و این کوتاه‌فکری است که مسئولان تمام مشکلات را به گردن عوامل جوی بیندازند.

    *چرا آمارهای دقیق و شفافی از وضعیت آبخوان‌ها به مردم ارائه نمی‌شود؟

    چون منابع زیرزمینی برخلاف سدها جلوی چشم نیستند. طی ۵۰ سال گذشته، اعتبارات خوبی برای سنجش آب رودخانه‌ها و ایستگاه‌های باران‌سنجی گذاشته شده، اما در مورد آبخوان‌ها که نیاز به چاه‌های مشاهداتی (پیزومتریک) دارند، غفلت صورت گرفته است.

    مطالعات اکثر دشت‌های ایران در حد نیمه‌تفصیلی باقی مانده و حتی حکمرانان آبی هم اطلاعات دقیقی از حجم منابع ندارند. در تاریخ ما، مردم به دلیل وجود قنات، درک مستقیمی از آب زیرزمینی داشتند، اما نسل جدید و حتی تحصیل‌کرده‌های ما هیچ معرفتی نسبت به آبخوان ندارند.

    ۸۵ درصد منابع آب ایران زیرزمینی و تنها ۱۵ درصد سطحی است، اما تمام تمرکز ما در این سال‌ها بر سدسازی برای آن ۱۵ درصد بوده است.

    جابه‌جایی شجاعانه صنایع از تهران باید عملیاتی شود

    *سال آینده با ناترازی هم‌زمان در بخش آب و برق مواجه خواهیم بود. این موضوع چه تبعاتی برای صنایع کشور، به‌ویژه در نیمه دوم سال آینده و حتی تابستان، به همراه خواهد داشت؟

    هم‌اکنون بسیاری از صنایع اطراف تهران در تابستان با قطع آب و برق مواجه هستند. صنایعی مانند پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌ها و صنایع فلزی بسیار آب‌بر هستند. ما باید به فکر جابه‌جایی شجاعانه صنایع و کشاورزی از تهران و سایر شهرهای فلات مرکزی مثل اصفهان، یزد و کرمان به نوار ساحلی جنوب ایران باشیم.

    به جای انتقال آب دریا به مرکز، باید صنایع را به لب دریا برد. کشاورزی تهران هم باید به کشاورزی صنعتی با مصرف کنترل‌شده و محدود به تأمین نیازهای ضروری شهر تبدیل شود.

    *کشورهای همسایه ما مانند کشورهای عربی، وضعیت بارش کمتری نسبت به ما دارند. آن‌ها چگونه الگوی مدیریت آب را پیش گرفته‌اند و چرا ما از تجربیات آن‌ها استفاده نمی‌کنیم؟

    کشورهای خاورمیانه همگی شرایطی مشابه یا بدتر از ایران دارند. اما در برخی ایالت‌های آمریکا مانند کالیفرنیا یا در استرالیا زمانی که دچار تنش آبی شدند، با اعمال سیاست‌های بسیار سخت‌گیرانه توانستند بحران را کنترل کنند. متأسفانه کشورهای در حال توسعه در کمربند بیابانی دنیا از عراق و سوریه تا هند و افغانستان، همگی درگیر این تنش هستند.

    مردم مصرف آب را به زیر ۱۰۰ لیتر برسانند

    *به عنوان یک هیدرولوژیست، توصیه نهایی شما به مردم و مسئولان برای مدیریت مصرف چیست؟

    توصیه که نه، خواهش و التماس می کنم همگی تلاش کنیم سرانه مصرف روزانه را به ۱۰۰ لیتر برسانیم. البته برای این کار مردم نیاز به ابزار دارند؛ کنتورهای فعلی که ماهانه قرائت می‌شوند، ابزار مناسبی برای مدیریت لحظه‌ای نیستند.

    ما به سیستم‌های شمارش آب هوشمند در واحدهای مسکونی نیاز داریم تا هر شهروند بتواند داشبورد مصرف روزانه خود را ببیند و بداند چقدر از سهم خود را مصرف کرده است. تا زمانی که این ابزارها فراهم شود، مردم باید با هر روشی که می‌توانند، مانند گذشتگان که با یک ظرف آب تمام ظروف را می‌شستند، در مصرف صرفه‌جویی کنند.

    ما نیاز داریم تصویرمان را نسبت به بهداشت اصلاح کنیم و از وسواس‌های بیجا در مصرف آب پرهیز کنیم. در این زمینه به کمک روانشناسان اجتماعی برای تغییر رفتارهای جمعی نیاز مبرم داریم.

    همچنین شهروندان باید به سمت استفاده از فناوری‌های پکیج تصفیه فاضلاب در ساختمان‌های خود بروند و به فاضلاب به چشم آب نگاه کنند، نه یک ماده دورریختنی. ما وارد دوران بحران شده‌ایم و بقای ما در این سرزمین به تغییر نگاه ما به مقوله آب بستگی دارد.