دسته: انرژی و پتروشیمی

  • از گوگرد تا تراشه؛ پیامدهای جهانی بسته ماندن تنگه هرمز

    از گوگرد تا تراشه؛ پیامدهای جهانی بسته ماندن تنگه هرمز

    به گزارش اقتصادران، «گوراب چاکرابارتی» تحلیلگر هندی بازار نفت، در یادداشتی که در صفحه شخصی خود در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده، به پیامدهای فراتر از بازار انرژی در صورت بسته شدن تنگه هرمز پرداخته و تأکید کرده است که این مسئله تنها به صادرات نفت محدود نمی‌شود.

    وی در این مطلب با اشاره به اینکه «تنگه هرمز هشت روز است که بسته شده و بسیاری تصور می‌کنند موضوع فقط به نفت مربوط است»، نوشته است: واقعیت این است که ابعاد این مسئله بسیار گسترده‌تر از بازار نفت است.

    به گفته این تحلیلگر، حدود ۹۲ درصد گوگرد جهان از فرآیند پالایش نفت و گاز به دست می‌آید و در صورت بسته شدن تنگه هرمز، جهان تنها روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت خام را از دست نمی‌دهد، بلکه خوراک اصلی تولید اسید سولفوریک نیز با اختلال مواجه می‌شود؛ ماده‌ای که پرمصرف‌ترین ماده شیمیایی تولیدی در جهان به شمار می‌رود.

    چاکرابارتی در ادامه توضیح داده است که اسید سولفوریک نقش اساسی در استخراج فلزاتی مانند مس و کبالت دارد و بدون آن تولید بسیاری از تجهیزات صنعتی از جمله ترانسفورماتورها، باتری خودروهای برقی و حتی بسترهای نیمه‌رسانایی مورد استفاده در مراکز داده امکان‌پذیر نخواهد بود.

    وی همچنین به پیامدهای انرژی و فناوری این موضوع اشاره کرده و نوشته است: قطر حدود ۳۰ درصد از گاز طبیعی مایع‌شده مورد نیاز تایوان را از طریق تنگه هرمز ارسال می‌کند، در حالی که ذخایر گاز تایوان تنها برای حدود ۱۱ روز کفایت می‌کند. به گفته او، شرکت تایوانی TSMC که نزدیک به ۹۰ درصد تراشه‌های پیشرفته جهان را تولید می‌کند، حدود ۸.۹ درصد از کل برق این کشور را مصرف می‌کند؛ بنابراین در صورت قطع گاز، تولید برق و در نتیجه تولید تراشه نیز با اختلال جدی مواجه خواهد شد.

    این تحلیلگر در بخش دیگری از یادداشت خود به تأثیر احتمالی این وضعیت بر امنیت غذایی جهان اشاره کرده و نوشته است که حدود ۳۳ درصد از خوراک مورد نیاز برای تولید کودهای نیتروژنی جهان از مسیر تنگه هرمز عبور می‌کند؛ در حالی که به گفته کارشناسان، نیمی از جمعیت کنونی جهان به واسطه استفاده از نیتروژن مصنوعی در کشاورزی امکان تأمین غذا دارند.

    چاکرابارتی در پایان تأکید کرده است که گوگرد، نیمه‌رساناها و غذا سه زنجیره حیاتی تأمین در اقتصاد جهانی هستند که به گفته او همگی به یک گلوگاه دریایی به عرض حدود ۲۱ مایل دریایی وابسته‌اند؛ گلوگاهی که در حال حاضر جایگزین داخلی در مقیاس برای آن وجود ندارد.

  • جهان در آستانه نفت ۱۵۰ دلاری!

    جهان در آستانه نفت ۱۵۰ دلاری!

    به گزارش اقتصادران، با اعلام خبر انتخاب رهبر سوم جمهوری اسلامی، ناگهان قیمت نفت در جهان به بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسید. این افزایش قیمت در واقع ناشی از شوک بازار از اقدام ترامپ بود؛ کسی که به ایران حمله کرد تا رهبری ایران را ساقط کند، اما حالا جهان شاهد انتخاب فرزند رهبر سابق به عنوان رهبر جدید است و همزمان تنگه هرمز هم در نتیجه تصمیم نابخردانه رئیس جمهور آمریکا چنان ناامن شده که عملا هیچ نفتکشی از آن عبور نمی‌کند؛ حتی اگر ترامپ به آنها امان نامه بدهد!

    کریس رایت وزیر انرژی آمریکا هم سعی کرده افزایش قیمت نفت را بی اهمیت جلوه دهد. او به شبکه خبری سی بی اس گفته هر افزایش قیمتی در قیمت بنزین، موقتی است.

    چه کسانی از جنگ ناراحتند؟

    قیمت نفت خام از زمان حمله آمریکا به ایران در تاریخ ۲۸ فوریه بیش از ۵۰ درصد افزایش داشته است. ایران تقریبا مسیر نفتکش‌ها در هرمز را بسته. عراق، امارات، کویت و در نهایت عربستان که بزرگترین تولیدکنندگان نفت اوپک هستند تولید نفتشان را کاهش داده‌اند.

    بلومبرگ در گزارشی نوشته با اینکه عربستان از مسیر دریای سرخ هم برای صادرات نفتش استفاده می کند، اما در نهایت به این تصمیم رسیده. عربستان در حال پر کردن تانکر‌های نفتی است و تولید نفتش را کاهش داده است.

    آنچه نفت را بیش از پیش تهدید می‌کند، احتمال تشدید جنگ و حملات متقابل به تاسیسات نفتی است. روز شنبه چهار انبار نفت در تهران هدف حمله قرار گرفته‌اند. برخی رسانه مدعی‌اند که آمریکا به دلیل احتمال اقدام متقابل ایران، با این حمله مخالف بوده و اسرائیل خودسرانه اقدام به شلیک به انبار‌های نفتی کرده است. اما کشور‌های منطقه ایران را در حمله به تاسیسات نفتی شان در قطر، عربستان و کویت مقصر می‌دانند.

    در نتیجه افزایش قیمت نفت، بازار سهام در کشور‌های آسیایی هم روز دوشنبه سقوط آزاد کرده است. بازار‌های سهام اروپایی و آمریکا هم با وضعیت مشابهی روبه رو بوده‌اند.

    بازار سهام آلمان ۲.۶ درصد کاهش، بازار پاریس ۲.۷ درصد، بازار بریتانیا ۱.۹ درصد کاهش در ارزش شاخص بورس داشتند. تنها بازاری که با افزایش قیمت نفت، رشد داشته بازار نروژ بوده که ۰.۱ درصد رشد نشان داده است.

    چین هم بازارش را روز دوشنبه با ضرر باز کرده. هنگ کنگ با ۱.۴ درصد کاهش ارزش سهام و شانگهای با ۰.۷ درصد، سقوط را تجربه کرده‌اند.

    یک تحلیل گر بازار به رادیو نشنال آمریکا گفته زنگ نفت در بازار‌ها به صدا در آمده و اینبار این صدای آرام یک زنگ نیست بلکه صدای آژیر هشدار آتش است.

    در حالی که مقامات دولت ترامپ اصرار دارند جنگ ظرف هفته‌های آتی تمام خواهد شد، چشم انداز خسارت بلند مدت به بازار‌های جهانی انرژی نگرانی درباره افزایش تورم و کاهش رشد اقتصادی را تشدید کرده است.

    صندوق بین المللی پول برآورد کرده که هر ۱۰ درصد افزایش قیمتی بر روی نفت منجر به افزایش ۰.۴ درصدری در تورم و کاهش ۰.۱۵ درصدی در رشد اقتصاد جهانی می‌شود.

    مایک ارورکه تحلیل گر بازار در شرکت جونز تریدینگ به الجزیره گفته اگر این شوک، کوتاه مدت باشد، بازار می‌تواند به سرعت خود را بازسازی کند. اما اگر قیمت نفت برای چند هفته تا این حد بالا بماند، به یک توفان در جهان تبدیل می‌شود. تا این لحظه ظاهرا بازار‌ها خطر حمله به ایران را دست کم گرفته بودند.

    سعد الکعبی وزیر انرژی قطر روز جمعه در گفت‌و‌گو با فایننشال تایمز هشدار داده که اگر همه تولیدکنندگان نفت منطقه به زودی مجبور به کاهش تولید نفت شوند، قیمت‌ها تا ۱۵۰ دلار در هر بشکه بالا خواهد رفت.

    او همچنین گفته هر کشوری که به صورت فورس ماژور چنین تصمیمی نگرفته به زودی در روز‌های آتی مجبور به این کار خواهد شد. همه تولیدکنندگان نفت خلیج فارس به زودی این فورس ماژور را اعلام می‌کنند.

    چه کسانی از جنگ خوشحالند؟

    اما آیا همه از جنگ آمریکا ضرر کرده‌اند؟ شواهد نشان می‌دهد بسیاری از کمپانی‌های نظامی در آمریکا و اسرائیل، از جنگ ایران خوشحالند.

    در روز‌های اخیر کمپانی‌های بزرگ دفاعی در آمریکا با درخواست ترامپ برای چهاربرابر کردن تولیداتشان موافقت کرده‌اند. ترامپ روز جمعه روسای کمپانی‌های بزرگ نظامی آمریکا از جمله رایتئون، لاکهید مارتین، بوئینگ، نورث دراپ گرامن، بی‌ای‌ای سیستمز، و شرکت هوانوردی هانی ول را به کاخ سفید دعوت کرد. شرکت‌هایی که هر کدام بر امپراتوری میلیارد دلاری نشسته‌اند و درآمدشان بعضا از رشد ناخالص چندین کشور بالاتر است.

    آمریکا همین الان بیشترین تخصیص بودجه نظامی را در جهان دارد. این کشور سال ۲۰۲۵ بیش از هزار میلیارد دلار بودجه نظامی تصویب کرده بود. ترامپ حالا قصد دارد این بودجه را برای ۲۰۲۷ به ۱.۵ تریلیون دلار برساند.

  • بازار نفت دو پاره شد!

    بازار نفت دو پاره شد!

    به گزارش اقتصادران، در حالی که اختلال در جریان نفت از مسیرهای حیاتی خاورمیانه نگرانی‌های تازه‌ای درباره عرضه انرژی ایجاد کرده، قیمت برخی محموله‌های نفتی قابل دسترس در بازار جهانی از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرده است.

    این جهش قیمتی که عمدتاً ناشی از افزایش ریسک‌های ژئوپلیتیکی و محدودیت در مسیرهای انتقال نفت است، توجه سرمایه‌گذاران را به پیامدهای آن برای بازارهای مالی جلب کرده؛ چرا که تجربه نشان داده افزایش شدید قیمت انرژی می‌تواند با تشدید تورم، سیاست‌های پولی سخت‌گیرانه‌تر و در نهایت فشار بر دارایی‌های پرریسک مانند بیت‌کوین همراه شود.

    به گزارش کوین‌دسک، قیمت نفتی که همچنان قادر است از خاورمیانه به بازارهای جهانی برسد، اکنون به بیش از ۱۰۰ دلار برای هر بشکه رسیده است؛ تحولی که از نگاه تحلیلگران نشانه‌ای روشن از افزایش شدید تنش‌های ژئوپلیتیکی و نگرانی‌ها درباره عرضه انرژی در جهان به شمار می‌رود. این وضعیت می‌تواند تنها به بازار انرژی محدود نماند و به سرعت بر طیف گسترده‌ای از دارایی‌های پرریسک از جمله بازار سهام و حتی بیت‌کوین اثر بگذارد.

    در همین حال نفت مربان (Murban) که یکی از شاخص‌های مهم نفتی در منطقه محسوب می‌شود، اکنون در محدوده بالاتر از ۱۰۰ دلار برای هر بشکه (تا لحظه نگارش این گزارش ۱۲۰ دلار) معامله می‌شود؛ سطحی که نشان می‌دهد بازار انرژی به شدت تحت تاثیر بحران‌های سیاسی قرار گرفته است.

    بازار نفت دو پاره شد؛ بشکه‌های «در خطر» در برابر بشکه‌های «قابل دسترس»

    از زمان آغاز درگیری نظامی میان آمریکا، اسرائیل و ایران در حدود یک هفته گذشته، جریان انتقال نفت از تنگه هرمز با اختلال جدی مواجه شده است. این گذرگاه استراتژیک سالانه بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار تجارت نفت و گاز را تسهیل می‌کند و هرگونه اختلال در آن می‌تواند بازار انرژی جهان را به سرعت دچار شوک کند. در نتیجه این تحولات، معامله‌گران اکنون تنها به میزان تقاضا یا سطح تولید روزانه نفت توجه نمی‌کنند، بلکه مسئله دسترسی به نفت نیز به عامل تعیین‌کننده‌ای در قیمت‌گذاری تبدیل شده است.

    در واقع بازار نفت به نوعی به دو بخش تقسیم شده است: نخست نفتی که انتقال آن به دلیل عبور از گلوگاه‌های ژئوپلیتیکی مانند تنگه هرمز با ریسک بالا همراه است، و دوم نفتی که همچنان می‌تواند بدون مواجهه با این ریسک‌ها به بازارهای جهانی برسد. برای دسته دوم، نفت مربان به عنوان یک شاخص مهم شناخته می‌شود. این نفت که از سوی شرکت ملی نفت ابوظبی تولید می‌شود، در معاملات روز یکشنبه به بیش از ۱۰۳ دلار برای هر بشکه رسید؛ رقمی که به گفته وب‌سایت Oilprice.com بالاتر از شاخص‌های رایج جهانی مانند WTI و برنت قرار دارد.

    چرا نفت مربان اهمیت پیدا کرده است؟

    افزایش شدید قیمت نفت مربان به بالای ۱۰۰ دلار تنها یک رشد معمولی در بازار انرژی محسوب نمی‌شود. این اتفاق نشان می‌دهد پالایشگاه‌ها برای دستیابی سریع به محموله‌های قابل تحویل، رقابت شدیدی را آغاز کرده‌اند. در چنین شرایطی، تقاضا بیشتر بر تحویل واقعی و فوری نفت متمرکز است، نه صرفاً معاملات سفته‌بازانه در بازارهای آتی.

    نفت مربان در واقع یک نفت سبک و کم‌گوگرد (Light Sweet) با کیفیت بالا است که از میدان‌های خشکی امارات استخراج می‌شود. این نفت از طریق پایانه نفتی فجیره صادر می‌شود؛ پایانه‌ای که در خارج از تنگه هرمز قرار دارد و همین موضوع باعث شده انتقال آن به بازارهای جهانی با ریسک بسیار کمتری همراه باشد. به همین دلیل محموله‌های مربان همچنان می‌توانند به خریداران آسیایی از جمله ژاپن، هند، تایلند و فیلیپین و حتی برخی کشورهای اروپایی برسند. همین ویژگی باعث شده مربان در شرایط تنش‌های منطقه‌ای به شاخص اصلی نفتی قابل دسترس برای بازار جهانی تبدیل شود.

    پیامدهای نفت بالای ۱۰۰ دلاری برای بیت‌کوین و دارایی‌های پرریسک

    عبور قیمت نفت مربان از مرز ۱۰۰ دلار تنها یک نقطه عطف در بازار انرژی نیست، بلکه نشان می‌دهد ریسک‌های ژئوپلیتیکی به طور کامل در قیمت نفت فیزیکی منعکس شده‌اند. در چنین شرایطی، نه فقط میزان ذخایر نفت بلکه دسترسی واقعی به آن عامل اصلی تعیین قیمت‌ها شده است. این موضوع می‌تواند به سرعت به سایر شاخص‌های مهم نفتی مانند WTI و برنت نیز سرایت کند.

    اگر این سناریو رخ دهد و قیمت این شاخص‌ها نیز به محدوده سه رقمی برسد، احتمال افزایش فشار بر بازارهای مالی جهانی وجود دارد. رشد سریع قیمت انرژی معمولاً می‌تواند باعث نوسان در بازارهای سهام آسیا و جهان شود و همزمان بر دارایی‌های پرریسک مانند بیت‌کوین فشار وارد کند.

    برای دارایی‌ای مانند بیت‌کوین که برخلاف بسیاری از دارایی‌ها جریان درآمدی یا سود عملیاتی مشخصی ندارد، شرایط نقدینگی در اقتصاد جهانی نقش بسیار مهمی در تعیین قیمت ایفا می‌کند. جهش قیمت نفت می‌تواند نگرانی‌ها درباره افزایش تورم را تشدید کند و در نتیجه بانک‌های مرکزی را به سمت سیاست‌های پولی انقباضی‌تر یا حتی افزایش نرخ بهره سوق دهد.

    در همین راستا، قیمت نفت WTI و برنت از زمان آغاز درگیری‌ها تاکنون حدود ۳۰ درصد افزایش یافته است. همزمان بازارهای مالی نیز تا حدی انتظارات مربوط به کاهش نرخ بهره توسط فدرال رزرو را تعدیل کرده‌اند؛ موضوعی که می‌تواند شرایط نقدینگی جهانی را محدودتر کند.

    وضعیت فعلی بیت‌کوین در بازار

    در چنین فضایی، بیت‌کوین به عنوان بزرگ‌ترین ارز دیجیتال جهان از نظر ارزش بازار، در آخرین معاملات در محدوده ۶۷ هزار دلار معامله می‌شود. این در حالی است که داده‌های بازار نشان می‌دهد این رمزارز در ابتدای هفته جاری تا نزدیکی ۷۴ هزار دلار نیز صعود کرده بود. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند مسیر کوتاه‌مدت بیت‌کوین در هفته‌های آینده تا حد زیادی به تحولات ژئوپلیتیکی، قیمت انرژی و سیاست‌های پولی جهانی وابسته خواهد بود.

     

  • حمله به انبارهای نفت؛ جنایت جنگی آمریکا و اسراییل علیه ایران

    حمله به انبارهای نفت؛ جنایت جنگی آمریکا و اسراییل علیه ایران

    به گزارش اقتصادران، شامگاه شنبه ۱۶ اسفند تعدادی از انبارهای نفت در استان تهران و البرز مورد حمله موشکی امریکا و اسراییل قرار گرفتند. حمله‌ای که از نگاه گروهی تحلیلگران می‌توان آن را در قالب جنایت جنگی قرار داد، زیرا گذشته از آسیب به زیرساخت‌های اقتصادی منجر به آزاد شدن سم‌های کشنده شدند. البته برخی کارشناسان این حمله‌ها را بیش از اینکه جنایت جنگی بخوانند، جنایت زیست محیطی می‌خوانند.

    جنایتی که آسیب اقتصادی آن احتمالا کمتر از آسیب انسانی آن باشد. البته هنوز گزارش رسمی در این زمینه منتشر نشده است، اما کماکان نگرانی از میزان خسارت‌ها و پیامدهای احتمالی چنین حملاتی بر صنعت نفت و تامین انرژی کشور وجود دارد، زیرا آسیب‌پذیری تاسیسات پالایشگاهی در درگیری‌های نظامی همواره یکی از نگرانی‌هاست.  «اعتماد» در گفت‌وگو با محمود خاقانی، کارشناس ارشد نفتی به بررسی پیامدهای حمله به انبارهای نفت، بررسی ابعاد فنی، اقتصادی و روانی این رخداد و سناریوهای احتمالی برای زیرساخت‌های انرژی ایران پرداخت.

    به گفته این کارشناس انرژی، براساس اطلاعیه‌های رسمی منتشر شده ازسوی شرکت پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی، حمله صورت ‌گرفته به انبارهای نفت تهران و کرج خسارت گسترده‌ای به زیرساخت‌های اصلی وارد نکرده و منابع سوختی کشور همچنان در وضعیت قابل مدیریت قرار دارند. او با یادآوری تجربه جنگ ۸ ساله ایران و عراق توضیح می‌دهد، در آن دوره نیز پالایشگاه‌ها بارها هدف حملات هوایی قرار گرفتند.

    با این حال، به دلیل وجود نیروهای متخصص و تجهیزات مناسب، بخش زیادی از خسارت‌ها در مدت نسبتا کوتاهی ترمیم می‌شد و پالایشگاه‌ها دوباره به مدار تولید بازمی‌گشتند. به عنوان کسی که چندین دهه در صنعت نفت تجربه دارم و جنگ ۸ ساله و حملات رژیم بعث صدام (با پشتیبانی امریکا، شوروی سابق و اروپا) به پالایشگاه‌های کشور را به چشم دیده‌ام، واقعیت این است که دشمن به ‌سادگی می‌توانست به جای انبارهای نفت، پالایشگاه‌های تبریز، تهران، اراک یا سایر نقاط را هدف قرار بدهد. اما این کار را نکرد، چون می‌دانند اگر به پالایشگاهی حمله کنند ایران نیز متقابلا  به پالایشگاه‌های  دشمن حمله  می‌کند.

    دشمن این‌بار هم انبارهای نفت را هدف قرار داد چون این انتخاب، ایجاد آلودگی شیمیایی وسیع می‌کند. چنین اقدامی در مرحله اول تلفات انسانی کلانی ندارد، اما این آلودگی به‌ تدریج منجر به بروز تلفات شده، زمینه‌ساز گسترش بیماری‌ها می‌شود و مهم‌تر از همه، رعب و وحشت عمومی ایجاد می‌کند. البته سازمان حفاظت محیط‌زیست و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی هشدارهای لازم را صادر و آموزش‌های عمومی را آغاز کرده‌اند، اما واقعیت آن است که باید این اقدام را به عنوان یکی از مصادیق جنایات جنگی ثبت و مراتب را به سازمان بهداشت جهانی و سایر نهادهای بین‌المللی اطلاع‌رسانی کنیم تا ابعاد خسارات و صدمات وارده مستندسازی شود.
    ازسوی دیگر، باید جنبه روانی این نوع حملات را نیز مدنظر قرار دهیم.

    مردم ممکن است به دلیل احساس کمبود سوخت، اقدام به ذخیره‌سازی غیرایمن در منازل و حیاط‌ها کنند که این خود خطرات جبران‌ناپذیری را در پی خواهد داشت. این مساله، به‌ ویژه در صورت تداوم یا تشدید حملات بعدی، می‌تواند به بحرانی جدی بدل شود. خاقانی بر همین اساس بر ضرورت شفافیت در اطلاع‌رسانی تاکید می‌کند: در شرایطی که جامعه با اخبار متناقض روبه‌رو می‌شود، مهم‌ترین اقدام برای جلوگیری از ایجاد نگرانی عمومی، بیان صریح واقعیت‌ها برای مردم است. او توضیح می‌دهد: در شرایطی که کشور با تنش‌های امنیتی روبه‌رو است، هرگونه پنهانکاری یا اطلاع‌رسانی ناقص می‌تواند باعث تقویت شایعات و شکل‌گیری فضای روانی نامطلوب شود.

    به گفته او، در چنین شرایطی بخشی از جامعه ممکن است تحت تاثیر اخبار منتشر شده در رسانه‌های خارجی قرار گیرد و این مساله می‌تواند به رفتارهای هیجانی در جامعه منجر شود. این کارشناس انرژی با اشاره به ابعاد روانی چنین حملاتی می‌گوید: هدف برخی حملات لزوما وارد کردن خسارت گسترده فیزیکی نیست، بلکه می‌تواند ایجاد نگرانی و بی‌ثباتی روانی در جامعه باشد. خاقانی تاکید می‌کند: در برخی موارد انتشار خبر حمله به تاسیسات انرژی می‌تواند باعث شکل‌گیری نگرانی درباره کمبود سوخت شود و این نگرانی ممکن است به رفتارهایی مانند هجوم به جایگاه‌های سوخت یا حتی ذخیره‌سازی سوخت در منازل منجر شود؛ اقدامی که خود می‌تواند خطرات ایمنی قابل توجهی به همراه داشته باشد، به همین دلیل ضروری است که مردم از رفتارهای هیجانی در چنین شرایطی خودداری کنند.

    حمله‌های آتی 

    خاقانی در ادامه به سناریوی حمله به پالایشگاه‌های نفتی اشاره می‌کند و می‌گوید: تجربه تاریخی نشان می‌دهد که تاسیسات پالایشگاهی همواره از اهداف مهم در جنگ‌ها محسوب می‌شوند. به گفته این کارشناس انرژی، در صورت هدف قرار گرفتن پالایشگاه‌ها در شرایط کنونی، میزان خسارت‌ها می‌تواند بسیار سنگین باشد؛ زیرا ساخت یا بازسازی یک پالایشگاه به سرمایه‌گذاری بسیار گسترده‌ای نیاز دارد.

    خاقانی درباره برآورد خسارت‌های اقتصادی چنین حملاتی توضیح می‌دهد: حتی آسیب به یک مخزن نفت یا فرآورده‌های نفتی می‌تواند ده‌ها یا صدها میلیارد دلار خسارت به همراه داشته باشد، زیرا ارزش نفت خام و فرآورده‌های نفتی ذخیره ‌شده در مخازن بسیار بالاست، بنابراین اگر یک پالایشگاه به ‌طور مستقیم هدف حمله قرار گیرد، میزان خسارت‌ها ممکن است به میلیاردها دلار برسد، زیرا علاوه بر هزینه بازسازی، توقف تولید و اختلال در زنجیره تامین سوخت نیز زیان‌های اقتصادی قابل توجهی ایجاد می‌کند. این کارشناس صنعت نفت با اشاره به ساختار پیچیده پالایشگاه‌ها می‌گوید: تاسیسات پالایشگاهی مجموعه‌ای از واحدهای به‌هم‌ پیوسته هستند که هر یک نقش حیاتی در فرآیند پالایش دارند.

    به گفته او، آسیب به هر بخش از این مجموعه می‌تواند عملکرد کل پالایشگاه را مختل کند. برای مثال، اگر خطوط انتقال نفت خام یا تاسیسات تامین خوراک پالایشگاه آسیب ببینند، حتی در صورت سالم بودن سایر واحدها، پالایشگاه قادر به ادامه فعالیت نخواهد بود. خاقانی همچنین توضیح می‌دهد که واحدهای تقطیر از مهم‌ترین بخش‌های پالایشگاه هستند و در صورت آسیب دیدن آنها، فرآیند پالایش عملا متوقف می‌شود.

    این کارشناس انرژی در ادامه به تاثیر احتمالی حملات به زیرساخت‌های نفتی بر بازار انرژی اشاره می‌کند و می‌گوید: در صورت گسترش چنین حملاتی، احتمال تاثیرگذاری بر قیمت نفت و فرآورده‌های نفتی در بازارهای جهانی وجود دارد. به گفته او تاسیسات نفتی در بسیاری از کشورهای منطقه به دلیل ماهیت صنعتی و گستردگی تجهیزات، به‌ طور ذاتی آسیب‌پذیر هستند؛ حتی اگر سامانه‌های دفاعی در اطراف آنها مستقر شده باشد.

    خاقانی بر لزوم آمادگی کشور برای شرایط دشوار تاکید می‌کند و می‌گوید یکی از مهم‌ترین اقداماتی که می‌تواند به مدیریت شرایط کمک کند، اصلاح الگوی مصرف انرژی در جامعه است. به گفته او، مصرف سوخت در ایران طی سال‌های گذشته همواره بالا بوده و شرایط بحرانی می‌تواند فرصتی برای توجه جدی‌تر به موضوع صرفه‌جویی و مصرف بهینه انرژی باشد. او می‌افزاید: در چنین شرایطی مشارکت عمومی و همکاری مردم در کاهش مصرف انرژی می‌تواند نقش مهمی در حفظ پایداری تامین سوخت و کاهش فشار بر زیرساخت‌های انرژی کشور ایفا کند.

    خاقانی تاکید می‌کند که مدیریت مصرف، افزایش آگاهی عمومی و اطلاع‌رسانی دقیق می‌تواند به تقویت تاب‌آوری کشور در برابر بحران‌های احتمالی در حوزه انرژی کمک کند. این کارشناس ارشد نفتی در بخشی از این گفت‌وگو در مورد حمله احتمالی ایران به حیفا و پالایشگاه حیفا نیز می‌گوید: پیش‌تر ایران در جنگ ۱۲ روزه به پالایشگاه حیفا حمله کرد و آنجا ما با آسیب‌پذیری تاسیسات پالایشگاهی اسراییل مواجه شدیم.  به گفته او، در آن حمله خطوط لوله مرتبط با پالایشگاه هدف قرار گرفت و در نتیجه خوراک مورد نیاز به پالایشگاه نرسید و فعالیت آن متوقف شد. خاقانی همچنین اظهار کرد که آن حمله باعث شد ایالات‌متحده درخواست آتش‌بس مطرح کند. او در پاسخ به پرسشی درباره احتمال حملات مشابه نیز می‌گوید گزارش‌هایی منتشر شده مبنی بر اینکه موشک‌ها و پهپادهایی از ایران و لبنان  به سمت حیفا شلیک  شده‌اند.

    بی‌بنزینی نخواهیم داشت

    براساس اطلاعیه شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی ایران در شامگاه شنبه ۱۶ اسفند تعدادی از انبارهای نفت در استان‌های تهران و البرز مورد حمله موشکی قرار گرفتند اما در حاضر تامین سوخت استان‌های تهران و البرز به صورت پایدار از سایر مبادی در حال انجام است.

    دقایقی پس از حمله اسراییل و امریکا به انبارهای نفت تهران و کرج، شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی ایران در اطلاعیه‌ای اعلام می‌کند که در حال حاضر تامین سوخت استان‌های تهران و البرز به صورت پایدار از سایر مبادی در حال انجام است. این موضوع را رضا نواز، سخنگوی صنف جایگاه‌داران سوخت کشور در گفت‌وگویی تلویزیونی تاکید می‌کند و می‌گوید: در دو استان تهران و البرز چیزی به نام بی‌بنزینی نخواهیم داشت و از استان‌های مختلف در زمینه سوخت کمک‌رسانی انجام می‌شود. لازم است مردم صبوری کنند و آنهایی که واقعا نیاز به بنزین و سوخت دارند به جایگاه‌های سوخت مراجعه کنند.

    او می‌افزاید: متاسفانه در ساعاتی قبل تعدادی از انبار‌های نفتی استان البرز و تهران مورد حمله قرار گرفت و طبق اطلاعیه شرکت ملی پخش و پالایش صنعت نفت مشغول اطفای حریق هستند. تلاش بر این است که این انبار‌ها به مدار بازگردند.  نواز می‌گوید: مساله‌ای که مطرح است این بوده تدابیر لازم برای سناریوهای مختلف اندیشیده شده و به مردم اعلام می‌شود در دو استان تهران و البرز چیزی به نام بی‌بنزینی نخواهیم داشت و از استان‌های مختلف در زمینه سوخت کمک‌رسانی انجام می‌شود.  سخنگوی صنف جایگاه‌داران سوخت کشور تاکید می‌کند: درخواست ما از مردم این است که حتما در مراجعه به جایگاه‌های سوخت کارت سوخت شخصی را به همراه داشته باشند و از آن استفاده کنند. این امر اولویت اول ارایه سوخت به شهروندان است و کارت‌های اضطرار برای موارد اضطراری است. نکته بعد مردم صبوری کنند و آنهایی که واقعا نیاز به بنزین و سوخت دارند به جایگاه‌های سوخت مراجعه کنند و اطمینان را داشته باشند که حتما توزیع سوخت ادامه خواهد داشت.

    هشدار هلال‌احمر

    به دنبال انفجار مخازن نفت در انبارهای نفت تهران و کرج، جمعیت هلال‌احمر به مردم هشدار داد. طبق گزارش هلال‌احمر، در پی انفجار و آتش‌سوزی در انبارهای نفت، حجم قابل توجهی از ترکیبات سمی ازجمله هیدروکربن‌ها، اکسیدهای گوگرد و اکسیدهای نیتروژن وارد جو می‌شود که این مواد می‌توانند با بخار آب موجود در ابرها ترکیب شده و در صورت وقوع بارندگی، باران اسیدی با خاصیت خورندگی بالا ایجاد کنند.

    براساس اعلام هلال‌احمر، تماس مستقیم این نوع باران با پوست و چشم می‌تواند باعث سوزش، التهاب و آسیب‌های پوستی شود و استنشاق آن نیز ممکن است مشکلات تنفسی ایجاد کند. این نهاد امدادی از شهروندان خواست در صورت تماس با چنین بارانی، از مالیدن پوست خودداری کرده و محل تماس را تنها با جریان مداوم آب سرد شست‌وشو دهند. همچنین توصیه شده است لباس‌هایی که به این‌ باران آغشته شده‌اند بلافاصله تعویض شده و در کیسه‌ای دربسته قرار داده شوند. جمعیت هلال‌احمر تاکید می‌کند در صورت بروز علائمی مانند سوزش چشم، تنگی نفس یا تحریک شدید پوستی، افراد باید در اسرع وقت به مراکز درمانی مراجعه کنند.

  • کاهش سهمیه بنزین با کارت شخصی

    کاهش سهمیه بنزین با کارت شخصی

    به گزارش اقتصادران، علیرضا معتمدیان استاندار تهران اعلام کرد سهمیه‌ کارت سوخت از ۳۰ لیتر به ۲۰ لیتر کاهش پیدا کرد و این مساله به صورت مقطعی است و با تدابیری که صورت می‌گیرد و با همراهی مردم به شرایط عادی برمی‌گردیم.

    کرامت ویس کرمی مدیرعامل شرکت ۵ فرآورده‌های نفتی نیز به مردم توصیه کرد: اولاً برای سوختگیری فقط برای در موارد ضروری به جایگاه‌ها مراجعه کنند و از کارت شخصی سوخت خود استفاده کنند و به هیچ وجه کارت اضطرار جایگاه را تقاضا نکنند.

    احسان جان محمدی رئیس هیئت مدیره انجمن جایگاه‌های سی‌ان‌جی کشور گفت: با توجه به محدودیت ایجاد شده در سوخت رسانی با بنزین، تمام جایگاه‌های سی‌ان‌جی استان تهران و البرز، برای سوختگیری به صورت ۲۴ ساعته فعالیت می‌کنند.

  • آنچه که اکنون می سوزد لجن های موجود در مخازن نفت است

    آنچه که اکنون می سوزد لجن های موجود در مخازن نفت است

    به گزارش اقتصادران، مالک شریعتی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به حمله شب گذشته دشمن به مخازن نفت پالایشگاه تهران و وضعیت تأمین سوخت گفت: باتوجه به پیش بینی که از سوی دشمن داشته و تجربه ای که در جنگ ۱۲ روزه بود، تمهیدات لازم برای چنین شرایطی از قبل پیش‌بینی شده بود.

    تمهیدات لازم برای چنین شرایطی اندیشیده شده بود

    وی در ادامه اظهار کرد: با توجه به پیش‌بینی‌هایی که از رفتار دشمنان می‌شد و تجربه‌ای که در جنگ ۱۲ روزه وجود داشت، موضوع را از مسئولان اجرایی به‌ویژه در شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی پیگیری کردیم و تمام تمهیدات لازم برای چنین شرایطی از قبل پیش‌بینی شده بود.

    آنچه که اکنون می سوزد لجن های موجود در مخازن است

    این عضو کمیسیون انرژی مجلس در ادامه تصریح کرد: با توزیع پراکنده سوخت مورد نیاز مردم در این شرایط، عمده مخازنی که مورد هدف قرار گرفته اند تقریباً خالی بودند و آنچه اکنون در حال سوختن است، باقی مانده آن‌ها و عمدتاً لجن‌های موجود در مخازن است.

    مشکلی در تأمین سوخت کشور وجود ندارد

    شریعتی با بیان اینکه برای تأمین سوخت  استان‌ها و شهرهای مختلف به عنوان معین یکدیگر تعیین شده‌اند تصریح کرد: از این جهت مشکلی در تأمین سوخت وجود ندارد. ممکن است در برخی موارد با تأخیر سوخت به برخی نقاط برسد، اما اصل موجودی سوخت کشور کاملاً پیش‌بینی و تأمین شده است.

    مردم از مراجعه عجولانه برای سوخت گیری خودداری کنند

    وی در ادامه گفت: با توجه به تعطیلی‌هایی که وجود دارد، مصرف سوخت نیز کاهش پیدا کرده و از این جهت نگرانی برای تأمین سوخت وجود ندارد.

    نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: مردم نگرانی نداشته باشند و از مراجعه عجولانه برای سوخت‌گیری خودداری کنند و هر زمان که نیاز داشتند در فرصت مناسب به جایگاه‌ها مراجعه کرده و سوخت مورد نیاز خود را دریافت کنند.

  • جنگ موشک‌ها یا جنگ منابع؟!

    جنگ موشک‌ها یا جنگ منابع؟!

    به گزارش اقتصادران، فولکس‌واگن، تویوتا و غول‌های ساخت‌وساز حالا با دشمنی ترسناک‌تر از موشک روبرو هستند: «ذغال‌سنگ گران»؛ این ماده معدنی که استخوان‌بندی اقتصاد جهان است، با جهشی بی‌سابقه، غرب را وارد فاز رکود تورمی کرده که خروج از آن غیرممکن به نظر می‌رسد که جزییات این ضربه سنگین اقتصادی را در ادامه می خوانید.

    در حالی که اخبار جنگ منطقه‌ای میان ایران و آمریکا، بازار نفت و گاز را در صدر تیتر‌ها قرار داده، یک «بحران پنهان» در حال شکل‌گیری است به طوری که قیمت هر تن ذغال‌سنگ تنها در یک هفته با جهشی ۱۴ درصدی از ۱۱۸ دلار به ۱۳۵ دلار رسیده است، اما این عدد فقط یک شاخص انرژی نیست؛ بلکه از آنجایی که ذغال‌سنگ «استخوان‌بندی» صنایع سنگین جهان است گرانی آن، موجی از تورم صنعتی را به سمت بازار‌های مسکن و خودرو روانه کرده است.

    ذغال‌سنگ کک‌شو ماده‌ای حیاتی و غیرقابل جایگزین در تولید فولاد است که حدود ۷۰ درصد از تولید فولاد جهان همچنان وابسته به ذغال‌سنگ است که با افزایش قیمت ذغال‌سنگ به ۱۳۵ دلار و حتی احتمال رسیدن به ۲۰۰ دلار، هزینه تمام‌شده هر تن شمش فولاد به شدت بالا می‌رود که به تبع آن کارخانه‌های عظیم فولادسازی در اروپا و شرق آسیا که با حاشیه سود کمی فعالیت می‌کنند، مجبور به افزایش قیمت محصولاتی مانند ورق، تیرآهن و میلگرد یا توقف خطوط تولید خواهند شد.

    ازسویی دیگر، فولاد و سیمان که دو رکن اصلی هزینه‌های ساخت‌وساز هستند برای تولید سیمان نیز از ذغال‌سنگ به عنوان سوخت اصلی کوره‌ها استفاده می‌کنند و با گرانی میلگرد و تیرآهن، قیمت نهایی پروژه‌های ساختمانی در سطح جهانی پرش ناگهانی خواهد داشت.

    البته در کشور‌های غربی که با بحران تورم دست و پنجه نرم می‌کنند، افزایش هزینه مصالح ساختمانی به معنی توقف پروژه‌های مسکن ملی و خصوصی است و این یعنی کاهش عرضه مسکن و در نتیجه، افزایش سرسام‌آور قیمت خرید و اجاره‌بها برای شهروندان.

    خودروسازی هم که یکی دیگر از بزرگترین مصرف‌کنندگان ورق‌های فولادی است با این جهش قیمتی مجبورند محصولات خود را گران کنند چراکه هر خودرو به طور متوسط حدود ۹۰۰ کیلوگرم فولاد در بدنه و قطعات خود دارد و گرانی ذغال‌سنگ مستقیماً قیمت ورق‌های بدنه را بالا می‌برد.

    درحالی که خودروسازان بزرگ جهانی مانند فولکس‌واگن، تویوتا و جنرال موتورز که پیش از این با بحران تراشه مواجه بودند، اکنون با «ابرتورم مواد اولیه» رو‌به‌رو هستند و این مسأله قیمت خودرو‌های صفر را در بازار‌های جهانی به شکلی بی‌سابقه بالا برده و قدرت خرید طبقه متوسط را نابود می‌کند.

    بنابراین به نظر می‌رسد که اگر درگیری‌های نظامی میان ایران و آمریکا متوقف نشود و ذغال‌سنگ همان طور که تحلیل‌گران توییتر و بازار سرمایه پیش‌بینی کرده‌اند به مرز ۲۰۰ دلار برسد اقتصاد غرب وارد فازی می‌شود که در آن قیمت‌ها بالا می‌رود درحالی که تولید متوقف می‌شود ضمن آنکه کارخانه‌های فولاد در آلمان و آمریکا توان رقابت با قیمت‌های جدید انرژی را نخواهند داشت و موجی از بیکاری در صنایع وابسته شکل خواهد گرفت.

    جنگ ایران و آمریکا تنها یک درگیری نظامی نیست، بلکه جرقه‌ای است که انبار باروت، قیمت‌های جهانی را شعله‌ور می‌کند بنابراین ذغال‌سنگ اکنون مانند یک «دومینو» عمل می‌کند؛ شلیک هر موشک در خاورمیانه، قیمت ذغال‌سنگ را بالا می‌برد و به دنبال آن تولید فولاد را گران می‌کند و در نهایت، هزینه ساخت مسکن و خودرو را در پاریس، لندن و نیویورک به سطحی غیرقابل تحمل می‌رساند و این همان «ضربه سنگین اقتصادی» است که می‌تواند توازن قدرت را در این درگیری جابجا کند.

  • جنگی فراتر از میدان نبرد / خطر بیخ گوش زیرساخت‌های انرژی و تأسیسات آب

    جنگی فراتر از میدان نبرد / خطر بیخ گوش زیرساخت‌های انرژی و تأسیسات آب

    به گزارش اقتصادران، با تشدید و ادامه درگیری ها میان ایران با آمریکا و اسرائیل، حملات متقابل به زیرساخت‌ها و مسیرهای انتقال انرژی، به یکی از مهم‌ترین ابعاد این بحران تبدیل شده است. آنچه اکنون باعث نگرانی بازارهای جهانی شده تنها کاهش فیزیکی عرضه نفت نیست، بلکه وارد شدن یک شوک مالی عظیم به نظام زنجیره ای و بهم پیوسته انرژی در جهان است.

    اهمیت استراتژیک جزیره خارک

    رابرت اف فورس در آتلانتیک نوشت: آغاز این مرحله از تنش ها به پایانه اصلی صادرات نفت ایران در جزیره خارک همراه بود؛ نقطه‌ای که تقریبا تمامی صادرات نفت خام ایران از آن انجام می‌شود. از آنجا که حدود ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی ایران به درآمدهای نفتی وابسته است، هدف قرار دادن این پایانه تنها یک ضربه نظامی تاکتیکی نیست، بلکه منبع اصلی ارز خارجی و ثبات مالی ایران را هدف می‌گیرد.

    در مقابل، ایران نیز با اقداماتی متقابل تلاش کرده است تا هزینه‌های جنگ را گسترش دهد. یکی از مهم‌ترین این اقدامات، مختل کردن عبور و مرور در تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که نزدیک به یک‌پنجم تجارت جهانی نفت و گاز طبیعی مایع از آن عبور می‌کند. توقف یا اختلال در این مسیر باعث کاهش ظرفیت حمل‌ونقل دریایی، افزایش شدید هزینه بیمه کشتی‌ها و واکنش فوری بازارهای انرژی شده است.

    بدترین کابوس منطقه به وقوع پیوست؟

    همزمان با این تحولات، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس با یکی از بدترین سناریوهای امنیتی مواجه شده‌اند. از زمانی که نخستین موشک‌های ایرانی در آسمان منطقه ظاهر شدند، این کشورها تلاش کردند تا علاوه بر رهگیری حملات، فضای عمومی را نیز آرام نگه دارند و به ساکنان، گردشگران و سرمایه‌گذاران اطمینان بدهند که شرایط تحت کنترل است.

    بسیاری از ناظران معتقدند که هرچه جنگ طولانی‌تر شود، کشورهای منطقه آسیب بیشتری خواهند دید. این آسیب ها در کشورهایی مانند امارات، عربستان، قطر، بحرین و کویت، تنها به اختلال در صادرات نفت و گاز محدود نیست. درواقع، در این مناطق خشک و کم‌منبع، زندگی روزمره به جریان مداوم واردات غذا و همچنین شبکه‌های عظیم آب‌شیرین‌کن وابسته است؛ زیرساخت‌هایی که ممکن است به‌راحتی هدف حملات هوایی قرار بگیرند.

    از بیابان های خشک تا قطب تجارت جهانی

    در پنجاه سال گذشته، کشورهای حوزه خلیج فارس از بیابان هایی کم‌جمعیت و خشک، به یکی از قطب‌های مدرن تجارت و مهاجرت با حدود ۶۰ میلیون نفر جمعیت تبدیل شده اند. با این وجود، بخش زیادی از این رونق اقتصادی بر این فرض استوار بود که ایران هرگز به چنین حملاتی دست نخواهد زد. فرضی که با ادامه این جنگ زیر سوال رفت.

    خاورمیانه دیگر امن نیست

    کاهش تعداد موشک‌های ارسالی در روزهای اخیر از سوی ایران، لزوما به معنای پایان خطر نیست. حتی حملات پراکنده پهپادی نیز در صورت تداوم می‌توانند تصویر منطقه به‌عنوان پناهگاهی امن در خاورمیانه را تضعیف کنند؛ موضوعی که برای مناطقی مانند دبی که به گردشگری، بازار املاک و سرمایه‌گذاری خارجی وابسته‌اند، بسیار مهم است.

    زیرساخت‌های انرژی در مرکز بحران

    رابرت اسکچر در پروجکت سیندیکیت نوشت: در سطح جهانی نیز فشار اصلی بر زیرساخت‌های انرژی متمرکز شده است. پالایشگاه‌های بزرگ، پایانه‌های صادراتی و مسیرهای انتقال نفت و گاز همگی به نقاط حساس در این درگیری تبدیل شده‌اند. برای مثال، فشار بر ظرفیت پالایشی عربستان می‌تواند بازار فرآورده‌هایی مانند گازوئیل و سوخت جت را تحت تأثیر قرار دهد؛ حتی اگر تولید نفت خام تغییر چندانی نکرده باشد. پالایشگاه‌هایی مانند رأس‌تنوره گلوگاه‌های مهمی در زنجیره تأمین سوخت هستند و تهدید یا تعطیلی موقت آنها به سرعت بازارهای پایین‌دستی را دچار کمبود می‌کند.

    بازار گاز طبیعی مایع نیز شرایط مشابهی دارد. هرچند تجارت LNG نسبت به خطوط لوله انعطاف بیشتری دارد، اما عرضه آن همچنان در چند کشور متمرکز است. انتظار می‌رود قطر در دهه آینده حدود یک‌چهارم بازار جهانی LNG را در اختیار داشته باشد؛ بنابراین هرگونه اختلال در تأسیسات یا صادرات این کشور می‌تواند اثر قابل‌توجهی بر بازار جهانی داشته باشد.

    هم‌اکنون نیز قراردادهای آتی LNG در واکنش به این بحران با جهشی شدید روبه‌رو شده‌اند. این افزایش قیمت حتی بدون وقوع اختلال واقعی در عرضه رخ داده و نشان می‌دهد بازارها چگونه ریسک‌های ژئوپولیتیک را به سرعت در قیمت‌ها منعکس می‌کنند.

    وابستگی اروپا به واردات LNG دریایی نیز پس از کاهش شدید صادرات گاز روسیه در سال ۲۰۲۲ افزایش یافته است و قطر یکی از تأمین‌کنندگان اصلی آن به شمار می‌رود. در نتیجه، هرگونه اختلال طولانی‌مدت در صادرات گاز این کشور می‌تواند مستقیما توازن بازار گاز در اروپا و همچنین اقتصادهای بزرگ آسیایی را بر هم بزند.

    آب اصلی ترین نگرانی است

    با وجود همه این نگرانی‌ها، تهدیدهای احتمالی برای کشورهای حوزه خلیج فارس بسیار فراتر از حوزه انرژی است. یکی از سناریوهای نگران‌کننده برای ساکنان منطقه، هدف قرار گرفتن تأسیسات آب‌شیرین‌کن است. شبه‌جزیره عربستان تقریبا هیچ رودخانه یا دریاچه‌ای ندارد و بخش بزرگی از آب مصرفی آن از طریق همین تأسیسات تأمین می‌شود.

    این مجموعه‌ها معمولا در کنار نیروگاه‌های برق ساخته می‌شوند و همین موضوع آنها را به اهدافی حساس تبدیل می‌کند. حمله به چنین تأسیساتی می‌تواند بحران های انسانی بزرگی را ایجاد کند. کارشناسان می‌گویند تخریب این زیرساخت‌ها حتی می‌تواند مصداق جنایت جنگی باشد، هرچند در گذشته نیز نمونه‌هایی از حمله به آنها وجود داشته است.

    فشار اقتصادی به منزله ابزار سیاسی

    در عین حال، برخی تحلیلگران معتقدند ایران با هدف قرار دادن زیرساخت‌هایی که نه‌تنها دشمنان مستقیم خود، بلکه مصرف‌کنندگان جهانی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد، می‌کوشد تا هزینه اقتصادی این درگیری را برای همه طرف‌ها افزایش دهد. هدف لزوما قطع کامل عرضه جهانی انرژی نیست، بلکه ایجاد بی‌ثباتی کافی برای وادار کردن بازیگران بین‌المللی به بازنگری در محاسبات سیاسی و دیپلماتیک است.

    چنین رویکردی در تاریخ بی‌سابقه نیست. تحریم نفتی اوپک در سال ۱۹۷۳ سیاست خارجی غرب را به‌شدت تحت تأثیر قرار داد. حمله به تأسیسات نفتی عربستان در سال ۲۰۱۹ نیز برای مدتی بازارها را دچار تلاطم کرد. همچنین تجربه استفاده روسیه از صادرات گاز به‌عنوان ابزار فشار ژئوپولیتیک نشان داد که وابستگی متقابل انرژی چگونه می‌تواند به یک اهرم سیاسی تبدیل شود.

    موج جدید تورم در راه است

    اقتصاد جهانی در شرایطی با این بحران روبه‌رو شده که پیش‌تر نیز با بدهی‌های بالا، فشارهای تورمی و رشد نامتوازن دست‌وپنجه نرم می‌کرد. اختلال طولانی‌مدت در صادرات انرژی از خلیج فارس می‌تواند قیمت نفت و گاز را به سرعت افزایش دهد و موج تازه‌ای از تورم را به راه بیندازد.

    کشورهای در حال توسعه بیش از دیگران در برابر چنین شوکی آسیب‌پذیر هستند، زیرا انرژی سهم بزرگی از هزینه واردات آنها را تشکیل می‌دهد. افزایش قیمت‌های دلاری انرژی در کنار کاهش ارزش پول ملی می‌تواند فشار شدیدی بر تراز پرداخت‌ها و اعتبار مالی این کشورها وارد کند.

    در نهایت، بحران کنونی تنها آزمونی برای توان بازدارندگی نظامی نیست؛ بلکه آزمونی است برای تاب‌آوری نظام جهانی انرژی. در اقتصاد بهم پیوسته جهانی، جنگ‌های منطقه‌ای به‌ندرت در همان منطقه باقی می‌مانند، به‌ویژه زمانی که جریان انرژی جهان در معرض خطر قرار گیرد.