دسته: انرژی و پتروشیمی

  • نفت ۱۵۰ دلاری هدیه جنگ افروزان به بازار جهانی انرژی

    نفت ۱۵۰ دلاری هدیه جنگ افروزان به بازار جهانی انرژی

    به گزارش اقتصادران، جنگ در خاورمیانه تنها یک بحران ژئوپلیتیک نیست؛ این درگیری اکنون به شوکی برای اقتصاد جهانی تبدیل شده است.

    تحولات هفته‌های اخیر در بازار انرژی نشان می‌دهد که حتی اگر درگیری‌ها به‌زودی پایان یابد، ساختار بازارهای نفت و گاز دیگر مانند گذشته نخواهد بود. اختلال در مسیرهای حیاتی انرژی، به‌ویژه در خلیج فارس، نگرانی‌هایی را درباره آینده امنیت انرژی و پیامدهای اقتصادی آن در سراسر جهان ایجاد کرده است.

    در روزهای گذشته بازار نفت نوسانات کم‌سابقه‌ای را تجربه کرد. عامل اصلی این جهش و سقوط شدید، اختلال در تردد نفتکش‌ها در تنگه هرمز بود؛ گذرگاهی که حدود ۱۵ درصد عرضه جهانی نفت از آن عبور می‌کند. حملات به کشتی‌ها و افزایش ریسک امنیتی در این مسیر باعث شد بخشی از عرضه جهانی نفت عملا با محدودیت مواجه شود. همین موضوع نشان داد که اقتصاد جهانی همچنان تا چه اندازه به این گلوگاه انرژی وابسته است.

    مقایسه این وضعیت با بحران‌های نفتی دهه ۱۹۷۰ تا حدی روشنگر است. در آن زمان اقتصاد جهانی وابستگی بیشتری به نفت داشت و حتی تولید برق در بسیاری از کشورها با نفت انجام می‌شد. امروز این وابستگی تا حدی کاهش یافته و نفت بیشتر در بخش حمل‌ونقل و صنایع پتروشیمی مصرف می‌شود.

    در بحران کنونی نیز میزان اختلال در عرضه حتی از شوک‌های دهه ۱۹۷۰ بزرگ‌تر ارزیابی می‌شود. برخی برآوردها نشان می‌دهد اگر تنگه هرمز برای مدت طولانی بسته بماند، قیمت نفت می‌تواند به بیش از ۱۵۰ دلار در هر بشکه برسد.

    برای کاهش اثر این شوک، کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی می‌توانند از ذخایر اضطراری خود استفاده کنند. این ذخایر حدود ۱.۸ میلیارد بشکه برآورد می‌شود و بخشی از آن در حال آزادسازی است. با این حال، محدودیت‌های زیرساختی مانند ظرفیت خطوط لوله و پالایشگاه‌ها باعث می‌شود دسترسی به این ذخایر همیشه آسان نباشد.

    بحران انرژی تنها به نفت محدود نیست. در بخش گاز طبیعی نیز شرایط مشابهی شکل گرفته است. کاهش صادرات قطر رقابت شدیدی میان کشورهای آسیایی برای تامین گاز ایجاد کرده و در اروپا نیز قیمت‌ها به‌شدت افزایش یافته است.

    اقتصاد جهانی اکنون وارد مرحله‌ای شده است که در آن بازار انرژی بیش از گذشته در معرض نوسان‌های ژئوپلیتیک قرار دارد.

    در بلندمدت، قیمت‌های بالا می‌تواند تولید نفت و گاز در مناطق خارج از خاورمیانه را افزایش دهد. با این حال، تحقق چنین افزایشی زمان‌بر است و تا آن زمان برخی کشورها ممکن است به سیاست‌های حمایتی یا حتی محدودیت‌های صادراتی روی بیاورند تا از مصرف‌کنندگان داخلی خود حمایت کنند.

    بانک‌های مرکزی نیز با چالش تازه‌ای روبه‌رو هستند. افزایش قیمت انرژی می‌تواند دوباره تورم را تشدید کند و همزمان خطر رکود اقتصادی را بالا ببرد. از سوی دیگر، فشار سیاسی بر دولت‌ها برای ارائه یارانه‌های انرژی نیز افزایش خواهد یافت.

  • آزادسازی ذخایر نفت هم حریف ترس بازارهای جهانی نشد

    آزادسازی ذخایر نفت هم حریف ترس بازارهای جهانی نشد

    به گزارش اقتصادران، نفت خام برنت امروز دوباره به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه بازگشت و حدود ۸ تا ۹ درصد افزایش یافت.

    این جهش با وجود آزادسازی بی‌سابقه ۴۰۰ میلیون بشکه ذخیره استراتژیک توسط آژانس بین‌المللی انرژی رخ داد، زیرا بازارها همچنان نگران اختلالات طولانی‌مدت در عرضه هستند.

    2258887 136
  • نفت؛ شاه کلید قفل جنگ!

    نفت؛ شاه کلید قفل جنگ!

    به گزارش اقتصادران، جنگ اخیر باعث ایجاد محدودیت‌های جدی در خلیج فارس شده است. برخی بر این باور هستند که آمریکایی‌ها تصور چنین بحرانی را نمی‌کردند و حالا جهان با شرایط جدیدی مواجه است که پیش‌بینی برای آن نداشته؛ در روزهای اخیر منابع استراتژیک نفت جهان در حال بازگشایی و توزیع است که تنها می‌تواند یک ماه جایگزین نفت خلیج فارس باشد. تنگه هرمز کماکان در خطر است و هیچ نفتکش خارجی جرات عبور از آن را ندارد. تداوم این روند نه تنها در حوزه انرژی باعث زیان به اعراب و دیگر شرکای غربی‌شان شده بلکه جهان را با بحران‌ انرژی روبه رو کرده است. در روزهای گذشته قیمت نفت به بالاترین سطح خود در شش سال اخیر رسید و تنها با سخنرانی رئیس جمهور آمریکا درباره احتمال پایان جنگ و آتش بس، قیمت نزولی شد. این همان چیزی است که ایران سالها هشدار آن را داده بود؛ بستن تنگه هرمز. برگ برنده فرضی ایران که امروز به واقعیت بدل شده است.

    آیا نفت سرنوشت جنگ را تعیین خواهد کرد؟

    حمید حسینی، سخنگوی اتحادیه صادرکنندگان نفت و گاز و پتروشیمی و فعال صنعت، معتقد است که قیمت نفت با تداوم بسته بودن تنگه هرمز کماکان رشد خواهد کرد و اقدامات آژانس انرژی و دیگر کشور‌ها برای مقابله با افزایش قیمت، موقتی است. او می‌گوید: «برای اینکه آثار جنگ فعلی بر بازار نفت را متوجه شویم، بد نیست برنامه‌های ریاست جمهوری ترامپ را مرور کنیم.»

    حسینی می گوید ترامپ با شعار رشد اقتصاد مردم آمریکا و ارتقای صلح جهانی روی کار آمد. وقتی او رئیس جمهور شد نفت ۸۳ دلار و نرخ بهره ۵ درصد بود. ترامپ برای اینکه بتواند تورم را در آمریکا کنترل کند، بر دو ابزار تأکید کرد؛ کاهش نرخ بهره و قیمت انرژی. به خاطر همین اجازه داد محدودیت توسعه انرژی‌های فسیلی لغو شود. ضمن اینکه توانست نرخ بهره را کاهش دهد و در پایان ۲۰۲۵ در تنها شاخصی که موفق‌تر از بایدن بود، کنترل تورم است. دولت ترامپ در وضعیت اشتغال بسیار شرایط شکننده‌ای داشت. با وجود جنگ تعرفه‌ها و درآمد ۱۹۷میلیاردی حاصل از آن، تراز تجاری آمریکا منفی است.

    این فعال حوزه انرژی می گوید: ترامپ از این شرایط به شدت عصبی است و برای به دست گرفتن کنترل اقتصاد جهانی تمرکز خود را بر نفت و گاز گذاشته است. تشدید تحریم ایران و روسیه و سرنگونی ونزوئلا بخشی از این نقشه بود. حالا می‌خواهد به ایران ضربه بزند که موقیعت خود را بهبود ببخشد.

    آزادسازی ذخایر استراتژیک جهان نمی تواند برای طولانی مدت بازار را نجات دهد

    به گفته حسینی ایران در این میان یک جنگ نامتقارن را با ضربه به پایگاه‌های آمریکا شروع کرد؛ این جنگ در کنار بستن تنگه هرمز قیمت نفت را تا ۱۲۰ دلار افزایش داد. رؤیترز و دیگران هم قیمت ۱۵۰ دلار را پیش‌بینی کردند. ادامه روند افزایش قیمت بستگی به بسته ماندن تنگه هرمز دارد.

    این فعال حوزه انرژی  معتقد است وقتی کمبود LPG ، LNG و محصولات پتروشیمی هم ایجا‌د شود، روی قیمت نفت اثر می‌گذارد. قیمت بنزین در آمریکا هر گالن ۵ دلار و در اروپا ۲ دلار شده که می‌تواند اقتصاد غرب را با بحران مواجه کند. جی پی مورگان گفته هر ۱۰ دلار رشد قیمت نفت، ۰/۴ درصد تورم به همراه دارد. رسیدن نفت به ۱۱۵ دلار، رشد اقتصادی امریکا را هم کاهش می‌دهد.

    حسینی به افزایش قیمت نفت در نتیجه حمله روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ اشاره کرده و می گوید در آن زمان وقتی سال قیمت به ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسیده بود، یک کمپین رسانه‌ای با هدف کمرنگ کردن نقش نفت روسیه و افزایش صادرات نفت آمریکا شکل گرفت. کشور‌های گروه ۷ هم اعلام کردند ۴۰۰ میلیون بشکه آزاد می‌کنند، در حالیکه کل ذخایره‌شان ۱میلیارد بشکه بود.

    او به موافقت آژانس بین‌المللی انرژی برای برداشت بی‌سابقه ۴۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر جهانی اشاره کرده و می‌گوید: ذخایر استراتژیک آمریکا کلاً ۴۶۰میلیون بشکه است، ژاپن ۲۶۰ میلیون، فرانسه ۱۲۰ میلیون، انگلیس ۷۷ میلیون، ایتالیا ۶۶ میلیون بشکه؛ لذا تصمیم اژانس برای آزادسازی هم موقت است.

    حسینی با بیان اینکه ماهانه ۴۵۰میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز خارج می‌شود، پرسید؟ در صورت استمرار بسته بودن تنگه، غربی‌ها چه برنامه‌ای برای ماه‌های بعد دارند؟ او تصریح کرد کشتی‌ها حاضر نیستند عبور کنند و قیمت نفت مجدداً بالا خواهد رفت.

    با استمرار افزایش قیمت نفت، جمهوری خواهان قطعا در انتخابات شکست می خورند

    این فعال حوزه انرژی درباره اثر نفت بر سیاست آمریکا می گوید:«دولت امریکا عمده نفت مصرفی خودش را تولید می‌کند و مالیات می‌گیرد و از رشد قیمت ضرر نمی‌کند، اما در رقابت‌های انتخاباتی امریکا، رشد قیمت می‌تواند باعث ضربه زدن به جمهوری خواهان شود. همه دولت‌ها سعی می‌کنند قیمت گالن بنزین را ۳ دلار نگه دارند. اگر ترامپ قیمت را کاهش ندهد و جنگ به خوبی تمام نشود، قطعاً در انتخابات شکست می‌خورد.»

    او افزود: «از این منظر، قیمت انرژی بر رشد اقتصادی‌ همه کشورهای غربی تاثیر دارد. اقتصاد جهانی باید جنگ را با یک معامله بردبرد تمام کند. ما هم امروز دچار مشکلیم و زیرساخت‌های ما‌ آسیب دیده است؛ عرب‌ها تولید نفت را کاهش داده‌اند؛عراق ۷۰۰هزار بشکه کاهش تولید داشته، پالایشگاه بحرین تعطیل شده، قطر پالایشگاه ال ان جی را تعطیل کرده و برای راه‌اندازی آن دچار دردسر خواهد شد.»

    نفت به کانال ۶۰ دلار برنمی گردد

    حسینی معتقد است که قیمت نفت به کانال ۶۰ دلار برنمی گردد. او می‌گوید: «اگر جنگ همین روز‌ها به پایان برسد و مشکل نفتکش‌ها هم حل شود، من بعید می‌دانم به این سرعت ظرفیت‌های نفت به بازار برگردد؛ مگر اینکه یک قرارداد عدم تعرضی امضا شود که جامعه جهانی را به این اطمینان برساند که جنگی صورت نمی‌گیرد. همه می‌دانند حتی آتش بس و توافق می‌تواند به جنگ منتهی شود و ایران با توان بیشتری در منطقه اثرگذار خواهد بود.»

    او پیش بینی کرده که قیمت نفت به متوسط ۷۰تا ۷۵دلار مانند سال ۲۰۲۴ برگردد.

    هیچ جایگزینی برای نفت خلیج فارس نیست

    وی درباره احتمال جایگزینی نفت خلیج فارس، با توجه به مخاطرات تنگه هرمز گفت: «راه جایگزینی برای نفت خلیج فارس وجود ندارد. دنیا ۱۰۳ میلیون مصرف دارد و ۱۰۵ میلیون عرضه وجود دارد؛۲میلیون باقی را همواره چین می‌خرید.»

    این فعال حوزه انرژی معتقد است که چینی‌ها بدون نفت خلیج فارس دچار مشکل خواهند شد. او می‌گوید: «چین به عنوان بزرگترین واردکننده نفت خام ، ۵.۵ میلیون بشکه از خلیج فارس نفت وارد می‌کند. پاهرا ایران اجازه خروج نفت چین را داده است؛ دیروز خبر‌هایی منتشر شده که نشان می دهد آمریکا یک نفتکش ایرانی را هدف قرار داده است. چین حتماً بدون این نفت دچار مشکل خواهد شد و همواره خواهان پایان جنگ است.»

  • شاهرگ گاز جهان قطع شد!

    شاهرگ گاز جهان قطع شد!

    به گزارش اقتصادران، جهان در هفته‌های اخیر با یک شوک بی‌سابقه در بازار انرژی مواجه شده است: توقف تقریبا کامل صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) از قطر به دنبال حملات نظامی به تأسیسات این کشور. این رویداد که اولین قطع صادرات قطر از ۱۸ سال پیش تاکنون محسوب می‌شود، زنجیره‌ای از افزایش قیمت‌ها، رقابت فشرده میان خریداران و نگرانی‌های عمیق از کمبود پایدار انرژی را در پی داشته است.بر اساس گزارش‎‌های منتشر شده، شرکت «قطر انرژی» از دوم مارس (۱۲ اسفند) به دلیل خسارت‌های وارده به تأسیسات کلیدی در رأس لفان و مسیعد، تولید خود را متوقف و سپس «حالت فورس ماژور» اعلام کرد. هرچند نخستین محموله پس از این حادثه روز جمعه گذشته بارگیری شد، اما از آن زمان تاکنون (هفتمین روز متوالی) هیچ محموله‌ای از این بندر راهی بازارهای جهانی نشده است. هم‌زمان، با تشدید تنش‌ها در منطقه و بسته شدن عملاً مسیر استراتژیک تنگه هرمز، که حدود ۲۰ درصد از تولید جهانی LNG از آن عبور می‌کند، زنجیره تأمین با اختلالی مضاعف روبرو شده است.

    تاثیر آنی بر قیمت‌های جهانی

    بازارهای اروپایی نخستین واکنش را به این بحران نشان دادند. پس از یک کاهش موقت، قیمت‌های عمده‌فروشی گاز در اروپا و بریتانیا روز چهارشنبه با جهشی محسوس روبرو شد. گزارش‌ها از کارگذاری مین در تنگه هرمز توسط ایران، نگرانی‌ها را نسبت به تداوم قطع جریان گاز قطر و طولانی‌شدن درگیری‌ها تشدید کرد.بر این اساس، قیمت مرجع گاز در اروپا (TTF) با ۵.۷ درصد افزایش به ۵۰.۰۹ یورو در هر مگاوات ساعت و قرارداد آوریل در بریتانیا با ۶.۰۳ درصد رشد به ۱۲۷.۹۰ پنس رسید. تحلیلگران گروه بورس لندن تأکید می‌کنند که این تحولات، موانع جدی بر سر راه ازسرگیری سریع حمل و نقل ایجاد کرده است.

    آسیا در صف خرید فوری؛ رقابت نفس‌گیر با اروپا

    وزن اصلی شوک ناشی از توقف صادرات قطر، بر پیکره اقتصادهای آسیایی وارد شده است. قطر تأمین‌کننده اصلی گاز این قاره است و کشورهایی مانند هند، بنگلادش و تایلند برای جبران کمبود، به بازار نقدی (Spot Market) روی آورده‌اند. اما این تلاش‌ها با چالش بزرگی روبرو شده است: نبود پیشنهاددهنده و قیمت‌های سرسام‌آور. در مناقصه‌های اخیر برای تحویل ماه مارس، از جمله مناقصه هند، هیچ خریدی انجام نشده که نشانگر کمبود شدید عرضه فوری است.این وضعیت، رقابتی تنگاتنگ میان دو قطب بزرگ مصرف را رقم زده است. از یک سو، اروپا در پایان یک زمستان سرد، نیازمند پر کردن دوباره ذخایر خود برای زمستان آینده است. از سوی دیگر، کشورهای جنوب شرق آسیا خود را برای موج گرمای پیش رو و افزایش تقاضای انرژی آماده می‌کنند. داده‌های ردیابی کشتی‌ها نشان می‌دهد که از زمان آغاز بحران، حداقل ۹ محموله که عازم اروپا بودند، مسیر خود را به سمت آسیا تغییر داده‌اند؛ روندی که در روزهای اخیر شتاب گرفته است.

    هشدار درباره «کمبود سریع» و آینده مبهم بازار

    تحلیل‌گران بانک استرالیا و نیوزلند (ANZ) هشدار می‌دهند که واردات جهانی LNG با کاهش ۲۶ درصدی نسبت به هفته قبل مواجه شده و ذخایر اضطراری به سرعت در حال اتمام است. مهم‌تر آنکه، دو تأمین‌کننده بزرگ دیگر، یعنی آمریکا و استرالیا، در حال حاضر با حداکثر ظرفیت خود در حال تولید هستند و امکان افزایش چشمگیر صادرات آنها وجود ندارد.در این میان، مؤسسات مالی پیش‌بینی‌های خود را اصلاح کرده‌اند. تحلیلگران مورگان استنلی هشدار می‌دهند که اگر توقف صادرات قطر بیش از یک ماه طول بکشد، بازار جهانی با «کمبود سریع» روبرو خواهد شد. آن‌ها که پیش‌تر مازاد عرضه ۶ تا ۸ میلیون تنی را برای امسال پیش‌بینی کرده بودند، اکنون سناریوی کاملاً متفاوتی را ترسیم می‌کنند. گلدمن ساکس نیز تأکید کرده که عدم قطعیت در مورد طول دوره این شوک عرضه، بزرگ‌ترین عامل افزایش بهای گاز در آینده نزدیک خواهد بود. با تداوم این وضعیت، جهان در آستانه فصل گرم، با بازاری پرالتهاب، کم‌عرضه و گران‌قیمت روبروست که رقابت برای بقا در آن، به سخت‌ترین آزمون خریداران انرژی تبدیل شده است.

  • انسداد یک «تنگه کلیدی» به جز «هرمز»؛ کارتی که هنوز ایران بازی نکرده!

    انسداد یک «تنگه کلیدی» به جز «هرمز»؛ کارتی که هنوز ایران بازی نکرده!

    به گزارش اقتصادران، الجزیره، مدعی شد؛ این منبع آگاه هشدار داد حملات مداوم آمریکا به ایران ممکن است به زودی منجر به ظهور یک صحنه جدید درگیری در منطقه شود.

    این مقام که نخواست نامش فاش شود، گفت: «جنگ منطقه‌ای به زودی وارد مرحله جدیدی خواهد شد. همانطور که از همان ابتدا گفتیم، اگر ایالات متحده چنین اشتباهی مرتکب شود، اوضاع بسیار پیچیده‌تر خواهد شد. به زودی، یک تنگه کلیدی دیگر با سرنوشتی مشابه تنگه هرمز روبرو خواهد شد.»

    این منبع امنیتی جزئیات بیشتری ارائه نداد یا مشخص نکرد که کدام «تنگه کلیدی» دیگر ممکن است در مرحله بعد با محاصره عملی مواجه شود.

    این مقام گفت: «طرح‌های امنیتی و دفاعی ایران مرحله‌ای و تدریجی هستند و ما هنوز کارت‌های زیادی برای بازی داریم.»

    گفتنی است تا اینجای جنگ حوثی‌ها هنوز وارد میدان جنگ نشده و اگر بشوند، قادر به بستن تنگه حیاتی باب المندب خواهند بود، کاری که در گذشته انجام داده و غرب را به دردسر فراوان انداختند.

  • ماجرای آلودگی آب پایتخت به دلیل آتش‌سوزی مخازن نفتی صحت دارد؟

    ماجرای آلودگی آب پایتخت به دلیل آتش‌سوزی مخازن نفتی صحت دارد؟

    به گزارش اقتصادران، در پی حمله هوایی به مخازن نفتی تهران در ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ و انتشار دود گسترده در آسمان پایتخت، نگرانی‌هایی درباره احتمال آلودگی آب شرب تهران در میان شهروندان مطرح شد؛ با این حال مسئولان شهری و شرکت آب و فاضلاب این موضوع را رد کردند.

    بر اساس گزارش‌ها، حمله به مخازن نفتی در چند نقطه از شهر تهران موجب آتش‌سوزی گسترده و انتشار دود غلیظ در سطح شهر شد؛ آلودگی‌ای که به گفته کارشناسان محیط‌زیست از شدیدترین موارد ثبت‌شده در پایتخت بوده است.

    در همین حال، انتشار اطلاعیه شماره ۷ سازمان پدافند غیرعامل کشور که در آن از شهروندان خواسته شده بود از مصرف آب چاه‌های روباز در مناطق نزدیک به محل انفجار خودداری کنند، گمانه‌زنی‌هایی درباره احتمال آلودگی آب شرب تهران ایجاد کرد.

    با این حال، مهدی بابایی رئیس کمیته ایمنی و مدیریت بحران شورای شهر تهران اعلام کرد بررسی‌ها نشان می‌دهد آلودگی ایجادشده ناشی از ذرات کربنی بوده و آلودگی اسیدی در این حادثه گزارش نشده است؛ بنابراین هیچ گزارشی از آلودگی آب تهران دریافت نشده است.

    همچنین بهنام بخشی سخنگوی آبفای استان تهران تأکید کرد تأسیسات و مخازن آب به‌صورت کامل پوشیده و ایمن هستند و نتایج آزمایش‌های انجام‌شده در خروجی تصفیه‌خانه‌ها نشان می‌دهد هیچ‌گونه آلودگی یا آلایندگی به آب شرب پایتخت اضافه نشده و کیفیت آب در شرایط مطلوب قرار دارد.

  • وعده سفره‌های رنگین با «نفت گران»!

    وعده سفره‌های رنگین با «نفت گران»!

    به گزارش اقتصادران، جنگ فعلی، تنش‌های منطقه‌ای و معادلات پیچیده ژئوپلیتیک، قیمت طلای سیاه را در بازار‌های جهانی جابه‌جا کرده و روند صعودی آن اقتصاد دنیا را به تکاپو انداخته است. در این میان، مهرداد بذرپاش فعال سیاسی اصولگرا از این روند استقبال کرده و با نگاهی کاملاً خوش‌بینانه، از سفره‌ای سخن می‌گوید که قرار است ۱۲ میلیارد دلار سرشارتر از قبل باشد. او معتقد است افزایش قیمت نفت به نفع ایران تمام شده و مردم نباید نگران هزینه‌ها باشند. تحلیل او در نگاه اولیه درست به نظر می‌رسد، اما پرسش اساسی اینجاست که آیا در اقتصادی که زیر آوار تحریم‌های بانکی، انسداد مسیر‌های صادراتی و سایه سنگین درگیری‌های منطقه‌ای قرار دارد نیز صرف بالا رفتن عدد قیمت نفت در تابلو‌های بورس لندن و نیویورک، می‌تواند معجزه‌ای برای ریال رنجور ایران رقم بزند؟ تحلیلگران بر این باورند که این عدد و رقم‌ها بدون امکان فروش آزادانه و دسترسی به ارز حاصل از آن، چیزی جز یک عدد روی کاغذ نیست.

    سراب درآمدی در برهوت تحریم

    نخستین و جدی‌ترین نقد به ادعای بذرپاش، نادیده گرفتن بدیهیات علم اقتصاد در حوزه تجارت بین‌الملل است. قیمت نفت هر چقدر هم که بالا برود، سود حاصل از آن تابع فرمول ساده قیمت ضربدر مقدار صادرات است. مرتضی افقه، تحلیلگر مسائل اقتصادی و استاد دانشگاه، در گفت‌و‌گو با رسانه‌های داخلی بار‌ها تاکید کرده است که «گره اصلی اقتصاد ایران قیمت جهانی نفت نیست، بلکه ناتوانی در انتقال فیزیکی کالا و بازگرداندن ارز است.»

    وقتی ایران به دلیل فشار‌های بین‌المللی ناچار است نفت خود را با تخفیف‌های سنگین (گاهی تا ۳۰ درصد زیر قیمت بازار) به مشتریان محدود و خاص بفروشد، عملاً بخش بزرگی از این افزایش قیمت پیش از آنکه به خزانه برسد، دود می‌شود. به عبارت دیگر، نفت ۱۰۰ دلاری برای ایران، پس از کسر تخفیف‌های تحریمی و هزینه‌های گزاف دور زدن تحریم‌ها و بیمه کشتی‌های تحت تعقیب، ممکن است کمتر از ۷۰ دلار عایدی خالص داشته باشد. بنابراین، وعده ۱۲ میلیارد دلار اضافه درآمد، بدون در نظر گرفتن هزینه‌های جانبی تجارت زیرزمینی، بیشتر به یک شوخی تلخ شبیه است.

    سایه جنگ و هزینه‌های پنهان

    نکته دومی که بذرپاش در اظهارات خود تعمداً یا سهواً از آن عبور کرده، شرایط جنگی و تنش‌های بی‌سابقه در منطقه است. افزایش قیمت نفت در شرایط فعلی، بیش از آنکه حاصل رشد تقاضای جهانی باشد، ناشی از پرمیم ریسک یا همان حق‌الزحمه ترس از جنگ است. خبرگزاری رویترز در تحلیل اخیر خود اشاره کرده است که «هرگونه جهش قیمت نفت در خاورمیانه، مستقیماً با افزایش هزینه‌های لجستیک، بیمه دریایی و آمادگی‌های نظامی در منطقه همبستگی دارد.»

    در چنین شرایطی، حتی اگر درآمدی هم اضافه شود، این نقدینگی بجای آنکه صرف زیرساخت‌ها یا معیشت مردم شود، در حفره‌های بزرگ امنیتی و هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده ناشی از تنش‌ها فرو خواهد رفت. در واقع، ما با پدیده‌ای مواجه هستیم که در آن نفت گران خود معلول ناامنی است و ناامنی، مخارج دولت را چنان افزایش می‌دهد که درآمد اضافی نفت تنها می‌تواند بخشی از این چاله جدید را پر کند، نه اینکه رفاهی برای جامعه به ارمغان بیاورد.

    پولی که هست، اما نیست!

    حتی اگر فرض کنیم ایران بتواند تمام سهمیه خود را با بالاترین قیمت بفروشد، بحران اصلی در مرحله «وصول» نهفته است. حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، رئیس سابق کمیسیون امنیت ملی مجلس، در تحلیل‌های خود بار‌ها به این نکته اشاره کرده است که «ماندن ایران در لیست سیاه FATF و انسداد شریان‌های بانکی، باعث شده که ما حتی برای دریافت پول نفت از شرکای استراتژیک خود نیز با مشکل مواجه باشیم.»

    گزارش‌های منتشر شده در رسانه‌های بین‌المللی نظیر بلومبرگ نیز نشان می‌دهد که بخش بزرگی از عواید نفتی ایران در بانک‌های خارجی به‌صورت کالا یا ارز‌های غیررایج بلوکه شده است. وقتی شما نمی‌توانید ارز حاصل از فروش نفت را به چرخه سامانه نیما یا بازار آزاد تزریق کنید تا قیمت دلار را مهار کنید، گران شدن نفت تنها به معنی سنگین‌تر شدن حساب‌های غیرقابل دسترس ایران در خارج از کشور است. در این میان، مردم ایران تنها شاهد گرانی کالا‌های اساسی ناشی از تورم جهانی – که خود متاثر از نفت گران است – هستند، بدون اینکه از سود این گرانی سهمی ببرند.

    فریب آماری؛ سفره‌هایی که با وعده رنگین نمی‌شوند

    ادعای اینکه «مردم نگران هزینه‌ها نباشند»، با واقعیت نرخ تورم در ایران همخوانی ندارد. دکتر وحید شقاقی شهری، اقتصاددان، معتقد است که ساختار بودجه ایران دچار یک ناترازی مزمن است. او می‌گوید: «دولت‌ها معمولاً برای تراز کردن بودجه روی کاغذ، قیمت نفت و میزان صادرات را خوش‌بینانه می‌بینند، اما در پایان سال با کسری بودجه شدیدی مواجه می‌شوند که نتیجه آن چاپ پول و تورم است.»

    بذرپاش در حالی از عایدی ۱۲ میلیارد دلاری سخن می‌گوید که دولت در تامین منابع ارزی برای واردات دارو و کالا‌های واسطه‌ای بخش تولید با چالش جدی روبروست. اگر این درآمد‌ها واقعی و در دسترس بود، نباید شاهد نوسانات شدید نرخ ارز در ماه‌های اخیر می‌بودیم. واقعیت این است که اقتصاد ایران بیش از آنکه به قیمت بالای نفت نیاز داشته باشد، به ثبات سیاسی و رفع انسداد مالی نیاز دارد. نفت ۱۲۰ دلاری در فضای جنگ، تحریم و تهدید، برای شهروند ایرانی که قدرت خریدش هر روز آب می‌رود، تفاوتی با نفت ۴۰ دلاری ندارد.

    فرسودگی چاه‌ها و ناترازی انرژی؛ صادرات به قیمت تاریکی خانه‌ها

    نکته‌ای که رسانه‌های تخصصی انرژی مانند «اویل پرایس» بر آن تاکید دارند، افت توان تولید نفت و گاز ایران به دلیل عدم سرمایه‌گذاری در فناوری‌های نوین است. ایران برای حفظ سطح فعلی تولید خود، نیاز به میلیارد‌ها دلار سرمایه‌گذاری دارد که به دلیل تحریم‌ها متوقف شده است.

    از سوی دیگر، ناترازی شدید انرژی در داخل باعث شده که در فصول سرد و گرم، دولت بین صادرات نفت و گاز برای کسب درآمد یا مصرف داخلی برای جلوگیری از قطع برق و گاز مردم، در بن‌بست بماند. وقتی ما به دلیل فرسودگی پالایشگاه‌ها و ناترازی تولید، ناچار به واردات بنزین با قیمت جهانی که آن هم با گران شدن نفت، گران‌تر شده، هستیم؛ عملاً بخشی از درآمد نفتی ما خرج خرید فرآورده‌هایی می‌شود که خودمان باید تولید می‌کردیم. این یعنی «نفت گران» برای دولتی که واردکننده بنزین است، یک تهدید مالی محسوب می‌شود، نه یک فرصت.

    لزوم عبور از گفتاردرمانی اقتصادی

    گزارش‌های میدانی و تحلیل‌های کارشناسی نشان می‌دهد که میان نفت روی آب و پول در سفره مردم فرسنگ‌ها فاصله است. سخنان مهرداد بذرپاش را می‌توان در ردیف گفتاردرمانی‌هایی دانست که سعی دارند با تکیه بر اعداد انتزاعی، بر واقعیت‌های تلخ اقتصادی سرپوش بگذارند؛ لذا تا زمانی که تحریم‌های بانکی و مانع FATF پابرجا باشد، تخفیف‌های سنگین برای دور زدن تحریم‌ها به جیب دلالان برود و تنش‌های منطقه‌ای هزینه‌های ترانزیت و بیمه را در عرش نگه دارد؛ افزایش قیمت نفت نه تنها باری از دوش مردم برنمی‌دارد، بلکه با گران کردن کالا‌های وارداتی و هزینه‌های حمل‌ونقل جهانی، فشار تورمی جدیدی را بر دوش جامعه نحیف ایران بار می‌کند.

    بدیهی است که در این اوضاع و احوال جنگی، صداقت با مردم و پذیرش محدودیت‌های ساختاری، بسیار کارگشاتر از وعده‌های میلیاردی است که تحقق آنها در گروی معجزاتی است که هنوز نشانه‌ای از آن در افق سیاست خارجی دیده نمی‌شود.

  • بازار نفت و گاز در کما؟!

    بازار نفت و گاز در کما؟!

    به گزارش اقتصادران، قیمت نفت تحت تأثیر جنگی دیگر در خاورمیانه رکوردشکنی کرد. بهای نفت که تا پیش از جنگ ایران و اسرائیل و آمریکا در میانه کانال ۶۰ دلار بود، با گذشت بیش از یک هفته از این جنگ، به بالاترین سطح خود از اواسط سال ۲۰۲۲ رسیده است. همچنین بهای گاز در بازار اروپا جهش داشته و وضعیتی مشابه آغاز جنگ روسیه و اوکراین را پدید آورده است. وضعیتی که انتظار می‌رفت اروپا را برای تأمین انرژی به دردسر کلان بیندازد، اما قیمت نفت و گاز به‌سرعت تعدیل شد. حال پرسش این است که شوک دوباره در بازار انرژی آیا می‌تواند اتفاقی مشابه جنگ روسیه و اوکراین را در بازار نفت و گاز رقم بزند؟

    قیمت‌های ناآرام نفت و گاز

    ‌قیمت نفت خام برنت در ساعت‌های ابتدایی روز دوشنبه در معاملات بازار‌های آسیایی تا هر بشکه بیش از ۱۱۷ دلار رسید که معادل ۲۷ درصد افزایش قیمت نسبت به آخرین روز کاری هفته گذشته بود.

    همچنین روز گذشته، قیمت گاز طبیعی در اروپا بیش از ۳۰ درصد جهش کرد. در همین زمینه الجزیره نوشت: «قرارداد مرجع گاز هلندی (TTF) حدود ۳۰ درصد بالا رفت و به سطوح بالایی رسید. این جهش پس از توقف تولید گاز طبیعی مایع (LNG) در قطر -پس از حملات ایران به تأسیسات انرژی- و اختلال در عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز رخ داد. قطر به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان LNG، حدود ۲۰ درصد عرضه جهانی را تحت تأثیر قرار داده است».

    ‌جهش قیمت نفت و گاز در شرایطی رخ می‌دهد که به دلیل بروز جنگ، ریسک عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز بالا رفته است. آن هم در شرایطی که چیزی حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد نفتکش‌های جهان از تنگه هرمز عبور می‌کنند. گذشته از این، هدف قرار‌گرفتن شماری از تأسیسات نفت و گاز منطقه، صادرات کشور‌های نفتی حاشیه خلیج فارس را مختل کرده است. شرکت قطر انرژی در بیانیه‌ای اعلام کرد بخشی از تأسیسات ذخیره گاز قطر آسیب دیده و فعالیت این شرکت متوقف شده است. گذشته از این، برخی بنادر امارات و عمان هدف قرار گرفت و عربستان از آسیب به تأسیسات نفتی آرامکو خبر داد. همچنین گزارش‌هایی از اصابت موشک به تأسیسات نفت و گاز اقلیم کردستان عراق وجود دارد.

    در ادامه این رخدادها، روسیه اخیرا اعلام کرده است صادرات گاز خود را به اروپا قطع می‌کند. در همین زمینه، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه مدعی شده است در حال حاضر بازار‌های دیگری برای روسیه در حال گشوده‌شدن هستند. به همین دلیل روسیه درصدد است دیگر به کشور‌های اتحادیه اروپا گاز ارسال نکند.

    پوتین البته گفت فعلا فقط در حال بررسی این موضوع است و «هنوز تصمیمی در این‌باره گرفته نشده»، اما به دولت و شرکت‌های روسی دستور داده است چنین اقدامی را بررسی کنند. پوتین همچنین بار دیگر تأکید کرد که روسیه می‌خواهد یک تأمین‌کننده قابل اعتماد برای اروپا باقی بماند. با‌این‌حال منظور او بیشتر مشتریان وفاداری مانند مجارستان و اسلواکی است.

    مجموع این اتفاقات سبب شده است بازار نفت و گاز جهان شوکی دیگر را تجربه کنند. پیش از این در سال ۲۰۲۲ و با آغاز جنگ روسیه و اوکراین، بازار نفت و گاز چنین وضعیتی را تجربه کرده بود. وضعیتی که کلیدواژه «زمستان سخت اروپا» را سر زبان‌ها انداخت و اشاره آن به وضعیتی بود که اروپا برای تأمین سوخت مورد نیاز به بن‌بست می‌خورد. این کلیدواژه، اما محاسبات اشتباهی برای برخی سیاست‌گذاران رقم زد و قیمت نفت و گاز به‌سرعت به تعدیل رسید.

    حالا دوباره بازار نفت و گاز جهان شوک قیمت را تجربه می‌کند. هرچند دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، معتقد است شوک بازار انرژی کوتاه‌مدت است.

    با‌این‌حال، پرسشی که وجود دارد، این است که آیا این بار هم بازار نفت و گاز وضعیتی مشابه جنگ روسیه و اوکراین را تجربه خواهند کرد؟

    تحلیلگران چه می‌گویند؟

    ‌حمیدرضا صالحی، عضو کمیسیون انرژی اتاق تهران، به «شرق» می‌گوید: تهران نباید معادلات سیاسی خود را بر‌اساس قیمت‌ها در بازار انرژی بچیند. او تأکید می‌کند که آمریکا تولیدکننده بزرگ نفت و گاز است و با افزایش قیمت سوخت، می‌تواند درآمد بیشتری به دست آورد؛ بنابراین وضعیت انرژی بیش از آنکه برای آمریکا شکننده باشد، برای اروپا شکننده است. گذشته از این، چین به‌عنوان بزرگ‌ترین واردکننده انرژی از کشور‌های حاشیه خلیج فارس مطرح است و ادامه این وضعیت می‌تواند چین را وارد غائله کند.

    در همین زمینه اخیرا دونالد ترامپ، اعلام کرده است صادرات انرژی به چین را محدود می‌کند؛ بنابراین تداوم فشار در بازار انرژی می‌تواند چین را مجبور به شکستن سکوت و اتخاذ موضع کند.

    محمود خاقانی، دیگر کارشناس انرژی، به «شرق» می‌گوید: در حال حاضر انگلیس و امارات معاهده دفاعی دارند و ممکن است طولانی‌شدن اختلال در بازار انرژی و وضعیت شکننده اروپا در این بازار سبب شود کشور‌های اروپایی و از‌جمله انگلیس هم وارد غائله جنگ شوند؛ بنابراین ایران نباید وارد این بازی جنگ افروزان شود.

    از آن سو، حسن مرادی، دیگر کارشناس انرژی، معتقد است افزایش قیمت انرژی برای اروپا می‌تواند کشور‌های اروپایی را وادار کند که به چین و اسرائیل برای اتمام جنگ فشار وارد کنند. او در ادامه توضیح می‌دهد که در حال حاضر اروپا و کشور‌های شرق دور بدترین وضعیت را در بازار انرژی تجربه می‌کنند. به گفته مرادی، کره جنوبی فقط هشت روز ذخیره گاز مایع یا LNG در اختیار داشت که هم‌اکنون این ذخیره به پنج روز رسیده است. همچنین ذخایر گاز LPG هم شکننده است و همین مسئله کشور‌های شرق دور و از‌جمله چین را زیر فشار می‌گذارد. در نتیجه اروپا و شرق دور نمی‌تواند این وضعیت بدشگون بازار انرژی را نادیده بگیرد. به‌جز این صادرکنندگان انرژی مانند کشور‌های حاشیه خلیج فارس هم نمی‌توانند به‌طور طولانی‌مدت این وضعیت را تحمل کنند. بنابراین، این اتفاق موجب می‌شود این کشور‌ها برای پایان جنگ به آمریکا و اسرائیل فشار وارد کنند.

    حمیدرضا صالحی، کارشناس انرژی، اما چندان با این نگاه موافق نیست و معتقد است هرچند اروپا به گاز روسیه وابستگی درخورتوجهی داشت، ولی با رویکرد سیاسی به ماجرا، عزم خود را جزم کرد که روسیه را تحریم کند و از آن سو فشار وارد به بازار نفت و گاز جهان به طول نینجامید و اروپا توانست به‌خوبی از این بحران عبور کند.

    او به توسعه شایان توجه انرژی‌های تجدیدپذیر و مالیات سنگین کربن برای بنگاه‌های اقتصادی در اروپا اشاره می‌کند و می‌گوید که اروپا حتی با نگاه حفاظت از محیط زیست، تصمیم قاطعی برای کاهش وابستگی به انرژی‌های فسیلی دارد و می‌تواند از این بحران هم عبور کند. ضمن اینکه طولانی‌شدن جنگ روسیه و اوکراین هم نتوانست شوک قیمت در بازار انرژی را پایدار نگه دارد؛ بنابراین حتی اگر جنگ ایران و اسرائیل و آمریکا طولانی شود نیز بازار می‌تواند به تعادل برسد.

    محمود خاقانی، کارشناس انرژی، نگاهی مشابه صالحی دارد. او تأکید می‌کند: «آمریکا به دنبال سلطه بر بازار انرژی جهان است و در حال حاضر که نفت و گاز عراق را به‌طور کامل در اختیار دارد، از آن سو ذخایر نفت ونزوئلا را نیز در اختیار گرفته است. همچنین کشور‌های حاشیه خلیج فارس به‌نوعی شرکای استراتژیک آمریکا هستند. در این میان، با طرح صلح غزه، آمریکا به دنبال در اختیار گرفتن ذخایر گاز دریای مدیترانه و فلسطین است. در این بین، به دلیل استقلال ایران، تسلطی بر منابع نفت و گاز و به‌ویژه گاز ایران ندارد که در حال حاضر به دنبال آن است».

    این کارشناس ادامه می‌دهد: «دونالد ترامپ در دوره اول ریاست‌جمهوری خود و در سال ۲۰۱۷ گفته بود به دلیل سقوط ارزش دلار به دنبال ایجاد یک پشتوانه هیدروکربنی برای پول آمریکاست و این سلسله اقدامات ترامپ برای تسلط بر بازار انرژی جهان می‌تواند در قالب همین دیدگاه تفسیر شود؛ بنابراین آمریکا و شرکای اروپایی آن از پیش سناریو‌های افزایش قیمت انرژی و راهکار‌های آن را پیش‌بینی کرده‌اند و دولت بهتر است روی بازار نفت و گاز حساب زیادی باز نکند».

    به گفته خاقانی، در حال حاضر بازار نفت جهان به دست شرکت‌های نفتی بزرگ و بانک‌هاست که منابع مالی درخورتوجهی دارند و آنها از نوسان‌گیری کوتاه‌مدت در این بازار سود و منفعت می‌برند و ایران نباید بیش از حد روی بازار جهانی نفت و گاز حساب باز کند.