دسته: انرژی و پتروشیمی

  • فوری / حمله موشکی به تاسیسات پتروشیمی پارس جنوبی

    فوری / حمله موشکی به تاسیسات پتروشیمی پارس جنوبی

    به گزارش اقتصادران، ساعتی پیش، بخشی از تاسیسات صنعت نفت پارس جنوبی و عسلویه امروز ۲۷ اسفندماه هدف حمله آمریکا و اسرائیل قرار گرفته است.

    حمله جنگنده‌های ائتلاف آمریکایی- اسرائیلی به فازهای ۱۵.۱۶، ۱۷.۱۸ پارس جنوبی در عسلویه صورت گرفته است.

    فرماندار عسلویه در تشریح جزئیات گفت: «فازهای ۳، ۴، ۵ و ۶ مستقر در پارس جنوبی مورد اصابت پرتابه دشمن اسرائیلی- آمریکایی قرار گرفت. برای کنترل و جلوگیری از سرایت آتش فازهای یادشده از مدار خارج شده اند. شرایط تحت کنترل است و آتش نشانی های پارس جنوبی و منطقه ویژه اقتصادی پارس در حال مهار آتش هستند. تاکنون خسارت جانی گزارش نشده است.»

  • نفت عمان ۱۵۰ دلار را هم رد کرد!

    نفت عمان ۱۵۰ دلار را هم رد کرد!

    به گزارش اقتصادران، فایننشال تایمز نوشته، خریداران نفت در تلاشند تا نفت خلیج فارس را جایگزین کنند چراکه باعث جهش قیمت انواع نفت در سراسر جهان از نروژ تا قزاقستان شده و قیمت نفت خام معامله شده در عمان را به رکورد بیش از ۱۵۰ دلار در هر بشکه رسانده است.

    فارس نوشت: بسته شدن تنگه هرمز به دلیل حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، حدود یک پنجم تولید نفت جهان را از بازارهای جهانی جدا کرده و تقاضا برای انواع نفت خام با ویژگی‌های مشابه نفت تولید شده در خلیج فارس را افزایش داده است.

    اختلال فزاینده در عرضه، تعدادی از شاخص‌های قیمت منطقه‌ای را به بالاترین حد خود رسانده است اما نفت برنت با اینکه به ۱۲۰ دلار در هر بشکه جهش کرد اکنون بالای ۱۰۲ در هر بشکه معامله می‌شود.

    این روزنامه انگلیسی چند روز پیش در گزارشی نوشت، معامله‌گران و تحلیلگران نفتی معتقدند آمریکا با دستکاری در بازار مانع از افزایش قیمت نفت می‌شود، درحالی‌که نفت فیزیکی همان ۱۴۰ دلار در هر بشکه است.
    حالا اقتصاددان ارشد آرگوس مدیا، دیوید فایف می‌گوید: «این کمبود فیزیکی محض است که قیمت‌ها را هدایت می‌کند.»

    قیمت هر بشکه نفت در عمان که از بنادر خارج از تنگه هرمز صادر می‌شود، روز سه‌شنبه به نزدیک به ۱۵۴ دلار رسید که ناشی از رقابت شدید برای حجم‌های کمی است که هنوز از خاورمیانه خارج می‌شوند.
    در همین حال، تقاضا برای گریدهای نفتی با ویژگی‌های مشابه نفت تولید شده در خلیج فارس افزایش یافته است زیرا پالایشگاه‌ها به دنبال جایگزین‌هایی برای بشکه‌های خاورمیانه هستند.

    بر اساس داده‌های آرگوس که از دهه ۱۹۹۰ برخی از این قیمت‌ها را ردیابی می‌کند، قیمت برخی از گریدهای نفتی تولید شده در نروژ، الجزایر، لیبی و قزاقستان نسبت به نفت خام دریای شمال در بالاترین حد خود قرار دارد.
    فایف گفت در مورد نفت خام مخلوط صحرای الجزایر، قیمت‌ها احتمالا تحت تاثیر تقاضای صنعت پتروشیمی است که با کمبود مواجه هستند زیرا کشتی‌های حامل خوراک آنها نیز در خلیج فارس گیر  کرده‌اند.

    خریدارانی که به دنبال جایگزین‌هایی برای نفت خام خلیج فارس هستند، به دلیل افزایش تقاضا برای نفتکش‌ها، مسیرهای طولانی‌تر و افزایش قیمت سوخت کشتیرانی، مجبور شده‌اند هزینه بسیار بیشتری نسبت به حالت معمول برای حمل محموله‌ها بپردازند.

    رئیس استراتژی کالا در بانک ساکسو، اوله هانسن می‌گوید: «در حال حاضر احساس می‌شود که بازار کاغذی و فیزیکی از هم پاشیده است. (این) بزرگ‌ترین اختلال از دهه ۱۹۷۰ است.»

  • قبض ۱۴ همتی جنگ برای صنعت برق!

    قبض ۱۴ همتی جنگ برای صنعت برق!

    به گزارش اقتصادران، مصطفی رجبی‌مشهدی گفت: از ابتدای حملات دشمن تاکنون حدود هزار و ۵۰ حادثه جدی در شبکه برق کشور ثبت شده است.

    وی با بیان اینکه در بسیاری از نقاطی که مورد هدف قرار گرفته‌اند شبکه برق نیز از آنجا عبور می‌کند، افزود: بخشی از آسیب‌ها به پست‌ها و خطوط انتقال برق وارد شده و در برخی موارد نیز نیروگاه‌ها و تاسیسات آب‌شیرین‌کن دچار خسارت شده‌اند.

    معاون برق و انرژی وزیر نیرو میزان خسارت وارد شده به صنعت برق را حدود ۱۴ هزار میلیارد تومان اعلام کرد و گفت: با وجود این خسارت‌ها، عملیات ترمیم و بازسازی شبکه به سرعت در حال انجام است و در حال حاضر هیچ مشترکی در کشور با خاموشی مواجه نیست.

    رجبی‌مشهدی با اشاره به وضعیت شبکه در پایتخت گفت: در محدوده شرکت توزیع نیروی برق تهران بزرگ بیش از ۲۰۰ حادثه بزرگ رخ داده که به طور میانگین روزانه حدود ۱۵ حادثه بوده است.

    وی افزود: زمان رسیدگی به این حوادث به طور معمول کمتر از یک ساعت بوده و در بسیاری از موارد بین ۱۰ تا ۶۰ دقیقه برق مشترکان دوباره وصل شده است.

    وی از شهروندان خواست در صورت مشاهده هرگونه مشکل با سامانه ۱۲۱ تماس بگیرند و گفت: همکاری مردم در اطلاع‌رسانی می‌تواند روند رسیدگی به حوادث را تسریع کند.

    رجبی‌مشهدی تاکید کرد: در حال حاضر قطعی طولانی‌مدت برق در کشور وجود ندارد و شبکه در وضعیت پایدار قرار دارد، هرچند بیشترین آسیب‌ها در تهران و برخی استان‌های غربی گزارش شده است.

    معاون برق و انرژی وزیر نیرو همچنین از توسعه کنتورهای هوشمند خبر داد و گفت: در تهران بزرگ حدود یک میلیون کنتور هوشمند نصب شده و در مجموع در کشور تعداد این کنتورها از ۶ میلیون دستگاه عبور کرده است.

    رجبی مشهدی همچنین از مردم خواست تا با صرفه‌جویی در مصرف انرژی، صنعت برق را در حفظ پایداری شبکه همراهی کنند.

  • روزی ۱۴۰ میلیون دلار، درآمد نفتی ایران زیر بمباران!

    روزی ۱۴۰ میلیون دلار، درآمد نفتی ایران زیر بمباران!

    به گزارش اقتصادران، در حالی که ایران در بحبوحه جنگ با مشکلات متعددی روبه‌رو بوده، داده‌های منتشرشده از سوی فایننشال تایمز نشان می‌دهد در روز‌های اخیر صادرات نفت کشور افزایش یافته است.

    فایننشال تایمز در گزارشی مفصل اعلام کرده است از آغاز جنگ تاکنون، دست‌کم ۱۳ نفتکش فوق‌غول‌پیکر در خارک اقدام به بارگیری نفت ایران کرده‌اند. طبق این گزارش، حدود ۲۴ میلیون بشکه نفت ایران از تنگه هرمز عبور کرده که معادل درآمد روزانه ۱۴۰ میلیون دلار برآورد می‌شود.

    با وجود تهدید‌ها و محدودیت‌های ناشی از جنگ، صادرات نفت ایران ادامه یافته است. با این حال کارشناسان معتقدند نمی‌توان چندان به بازگشت درآمد‌های حاصل از فروش نفت امیدوار بود؛ چراکه پیش‌تر نیز مسائلی، چون مشکلات تراستی‌ها و موانع در بازگرداندن پول نفت مطرح بوده و به نظر می‌رسد این بحران پس از جنگ شدت گیرد.

    بر پایه داده‌های شرکت‌های تحلیلی مانند کپلر – که در گزارش اخیر وال استریت ژورنال نیز به آن اشاره شده – در شش روز گذشته میانگین روزانه صادرات نفت ایران حدود ۲.۱ میلیون بشکه بوده است؛ رقمی بالاتر از میانگین ماه فوریه و نشان‌دهنده روند صعودی صادرات در هفته‌های اخیر. وال استریت ژورنال با استناد به همین داده‌ها گزارش داده که ایران نسبت به قبل از جنگ، نفت بیشتری صادر می‌کند؛ مسئله‌ای که نشان از تلاش کشور برای بهره‌برداری حداکثری از ظرفیت‌های نفتی دارد.

    مرور داده‌های رسمی تا پایان بهمن ۱۴۰۴ حاکی از آن است که صادرات نفت و گاز ایران نسبت به سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ بین دو تا ۳.۵ برابر افزایش یافته است. با این حال، در ۱۰ ماه منتهی به بهمن‌ماه امسال اقتصاد ایران یکی از شدیدترین شوک‌های ارزی را تجربه کرده؛ بحرانی که احتمالاً در دوره پساجنگ نیز ادامه خواهد یافت.

    اما پرسش اصلی اینجاست: چرا با وجود افزایش صادرات، منابع ارزی کشور تثبیت نمی‌شوند؟

    کارشناسان دلیل اصلی را در تمرکز بر شبکه‌های غیررسمی و سیستم‌های پرداخت جایگزین می‌دانند؛ سازوکار‌هایی که زیر نظارت شدید غرب و آمریکا قرار داشته‌اند و عملاً مانع از جریان آزاد ارز به داخل کشور می‌شوند. به باور تحلیل‌گران، دولت و نهاد‌های مالی هنوز نتوانسته‌اند ساختاری رسمی و قابل اعتماد برای انتقال درآمد‌های نفتی به شبکه بانکی داخلی ایجاد کنند و تحریم‌ها همچنان مهم‌ترین مانع در دریافت این درآمد‌ها محسوب می‌شوند.

    با وجود آنکه آمار رسمی از رکورد فروش نفت در برخی مقاطع حکایت دارد، اقتصاد کشور همچنان با کمبود منابع ارزی، نوسانات نرخ دلار و رکود اقتصادی مواجه است. افزایش صادرات نفت در شرایطی رخ داده که بسته شدن نسبی تنگه هرمز اوضاع درآمد‌های نفتی ایران را بهبود بخشیده، اما تضمینی برای بازگشت این درآمد‌ها به کشور وجود ندارد.

    در نهایت، هرچند تولید و صادرات نفت در حال رشد است، این افزایش نمی‌تواند به‌تنهایی مشکلات اقتصادی کشور را حل کند؛ زیرا بخش عمده درآمد‌های نفتی در شبکه‌های غیررسمی و زیرزمینی گردش دارد و وارد جریان رسمی اقتصاد نمی‌شود. این در حالی است که در دوران پس از جنگ، دولت با بار مالی سنگینی روبه‌روست؛ به طوری که تاکنون بیش از ۲۴ همت هزینه جنگ بر دوش بودجه گذاشته شده و بازسازی زیرساخت‌های تخریب‌شده میلیارد‌ها تومان هزینه در پی خواهد داشت.

  • کابوس نفت ۲۰۰ دلاری!

    کابوس نفت ۲۰۰ دلاری!

    به گزارش اقتصادران، جهان هنوز درگیر هضم اخبار آرایش نظامی در خلیج فارس است و شماره جدید نشریه اکونومیست مانند یک نارنجک صوتی در بازار‌های مالی عمل کرده است. طرح روی جلد این شماره، با تصویری از یک انفجار که نماد ارز‌های معتبر جهان را در بر گرفته و نموداری که با شیب تند به سمت سقوط می‌رود، تیتر سنگینی را بر پیشانی دارد: «حمله به اقتصاد جهانی». این نه یک پیش‌بینی دوربرد، بلکه توصیفی از وضعیت اضطراری است که با شروع تقابل مستقیم میان ایران و ائتلاف آمریکا-اسرائیل، شریان‌های حیاتی ثروت را در دنیا هدف قرار داده است.

    تنگه هرمز؛ گلوی فشرده‌شده اقتصاد بین‌الملل

    محور اصلی بحرانی که اکونومیست از آن پرده برمی‌دارد، مسدود شدن غیررسمی، اما عملیاتی تنگه هرمز است. خبرگزاری رویترز در گزارشی که همزمان با انتشار این نشریه منتشر شد، به نقل از آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) هشدار داد که جهان با «بزرگترین اختلال عرضه نفت در تاریخ» رو‌به‌رو شده است. بر اساس این گزارش، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و ۲۰ درصد از گاز طبیعی مایع (LNG) جهان در این گلوگاه متوقف شده است؛ رقمی که معادل ۸ درصد از کل تقاضای جهانی است.

    این اختلال تنها به قیمت بنزین در جایگاه‌ها ختم نمی‌شود. وال‌استریت ژورنال در تحلیل خود می‌نویسد که هزینه حمل‌ونقل دریایی به دلیل تغییر مسیر کشتی‌ها به سمت دماغه امید نیک، بیش از ۱۵۰ درصد افزایش یافته است. این یعنی هر کالایی، از قطعات نیمه‌هادی تایوانی تا غلات اروپایی، با تأخیری دو هفته‌ای و هزینه‌ای گزاف به مقصد می‌رسد. اکونومیست معتقد است این وضعیت، «تورم جنگی» را به جای تورم ناشی از سیاست‌های پولی، بر سفره‌های مردم حاکم کرده است.

    کابوس نفت ۲۰۰ دلاری

    تحلیل‌گران نشریه اکونومیست در تازه‌ترین ارزیابی خود، سناریوی هولناکی را ترسیم کرده‌اند که فراتر از نوسانات معمول بازار است. بر اساس این گزارش، اگر انسداد یا ناامنی در تنگه هرمز تنها برای دو هفته دیگر (تا پایان ماه جاری میلادی) تداوم یابد، باید منتظر انفجار قیمت‌ها بود. برخی تحلیل‌گران ارشد حوزه انرژی در گفت‌و‌گو با این نشریه تخمین زده‌اند که در صورت تداوم این وضعیت، قیمت نفت خام برنت به راحتی سد ۱۵۰ دلار را شکسته و حتی ممکن است به عدد بی‌سابقه ۲۰۰ دلار در هر بشکه برسد.

    چنین جهش قیمتی، تنها یک عدد روی تابلو‌های بورس نیست؛ بلکه به معنای فرو رفتن کل اقتصاد جهان در یک رکود عمیق و طولانی‌مدت خواهد بود. اکونومیست هشدار می‌دهد که نفت ۲۰۰ دلاری، هزینه‌های تولید و حمل‌ونقل را به سطحی می‌رساند که عملاً زنجیره تأمین جهانی را فلج کرده و تورم را در کشور‌های مصرف‌کننده به مرز‌های غیرقابل کنترلی سوق می‌دهد.

    شوک در تالار‌های شیشه‌ای؛ از نیویورک تا توکیو

    تصویر سقوط روی جلد اکونومیست، در واقعیت مانیتور‌های بورس تجسم یافته است. طبق گزارش سی‌ان‌بی‌سی، تنها در ۹۶ ساعت اول پس از جدی شدن درگیری‌ها، حدود ۳.۲ تریلیون دلار از ارزش بازار‌های سهام جهانی دود شده و به هوا رفته است. سرمایه‌گذاران با هراس از یک رکود بزرگتر از بحران ۲۰۰۸، دارایی‌های خود را از بخش‌های تکنولوژی و تولید خارج کرده و به سمت پناهگاه‌های سنتی مثل طلا و بیت‌کوین برده‌اند.

    اکونومیست در یادداشتی ذیل عنوان «پایان امنیت عاریه‌ای»، استدلال می‌کند که مدل‌های اقتصادی غرب که بر پایه انرژی ارزان و خطوط کشتیرانی امن بنا شده بود، اکنون با یک «حمله فیزیکی» فروپاشیده است. فایننشال تایمز نیز در تایید این نگاه می‌نویسد: «دنیای تجارت جهانی دیگر نمی‌تواند خود را از تنش‌های نظامی جدا بداند؛ اکنون ژئوپلیتیک، دیکتاتور جدید اقتصاد است.»

    کوچ ثروت به شرق؛ تولد دودمان‌های جدید

    یکی از مهم‌ترین بخش‌های گزارش اکونومیست که در گوشه سمت راست جلد نیز به آن اشاره شده، موضوع انتقال عظیم ثروت است. در حالی که غرب درگیر هزینه‌های نظامی و تورم ناشی از انرژی است، چین به عنوان خریدار اصلی انرژی‌های جایگزین و لنگرگاه زنجیره تأمین در شرق، در حال تثبیت یک نظم نوین مالی است.

    نشریه لوموند در تحلیل این جابجایی می‌نویسد: «در حالی که موشک‌ها در خلیج فارس شلیک می‌شوند، یوآن چینی در حال نفوذ به بازار‌هایی است که پیش از این قلمرو بلامنازع دلار بودند.» اکونومیست هشدار می‌دهد که این «حمله به اقتصاد جهانی» ممکن است در نهایت به نفع قدرت‌هایی تمام شود که خارج از دایره مستقیم درگیری ایستاده‌اند و در حال جمع‌آوری خاکستر‌های ثروت غرب هستند.

    واکنش ترامپ؛ قمار روی نفت گران

    انتشار این طرح جلد و هشدار‌های پی‌درپی درباره نفت ۲۰۰ دلاری، با واکنش‌های سیاسی تندی در واشنگتن همراه شده است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در موضع‌گیری جنجالی خود در شبکه اجتماعی «تروث سوشال»، با نادیده گرفتن فشار تورم بر مصرف‌کنندگان، بر جنبه سودآوری این بحران برای تولیدکنندگان آمریکایی تأکید کرد. او مدعی شد که به دلیل جایگاه آمریکا به عنوان بزرگترین تولیدکننده نفت جهان، افزایش قیمت‌ها در نهایت به سود اقتصاد این کشور خواهد بود.

    با این حال، تحلیلگران نیویورک تایمز و گاردین معتقدند این یک «فرار رو به جلو» از سوی کاخ سفید است؛ چرا که شوک قیمتی سوخت در بازار‌های داخلی آمریکا، محبوبیت ترامپ را در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای به شدت تحت تأثیر قرار داده و وعده‌های او مبنی بر کاهش هزینه‌های زندگی را با چالشی جدی مواجه کرده است.

    فراتر از یک هشدار رسانه‌ای

    آنچه اکونومیست در شماره اخیر خود به تصویر کشیده، فراتر از یک سناریوی بدبینانه است؛ این یک نقشه‌برداری از ویرانی است. جنگ میان ایران و ائتلاف غربی-صهیونیستی، تنها یک تقابل نظامی نیست، بلکه یک «زمین‌لرزه زیرساختی» است که پیوند‌های اقتصادی جهان را از هم گسسته است. از صف‌های طولانی سوخت در اروپا تا ریزش‌های سنگین در وال‌استریت، همگی نشان‌دهنده آن است که «امنیت»، گران‌بها‌ترین کالایی است که اکنون در بازار جهانی نایاب شده است.

    اگر طبق پیش‌بینی‌های اکونومیست، این تنش‌ها به یک درگیری فرسایشی تبدیل شود، نمودار قرمز‌رنگ روی جلد این نشریه می‌تواند به یک خط دائمی در تاریخ سقوط اقتصاد مدرن تبدیل شود. جهانی که در آن دیگر «بهره‌وری» ملاک نیست، بلکه «بقاء در میان شعله‌های جنگ» تنها استراتژی باقی‌مانده برای فعالان اقتصادی است.

  • ۱۰ میلیارد دلار نفت قربانی جاه طلبی ترامپ و نتانیاهو!

    ۱۰ میلیارد دلار نفت قربانی جاه طلبی ترامپ و نتانیاهو!

    به گزارش اقتصادران، بسته شدن تنگه هرمز به روی نفتکش‌ها، بزرگ‌ترین اختلال در تاریخ عرضه نفت را رقم زده و کشورهای حاشیه خلیج فارس را با کاهش بی‌سابقه تولید و زیان هنگفت درآمدی مواجه کرده است.بر اساس جدیدترین برآوردها، مجموع تولید نفت کشورهای منطقه در پی بحران کنونی بین ۶.۲ تا ۶.۹ میلیون بشکه در روز کاهش یافته و حداقل ۱۵ درصد از عرضه نفت جهان در خلیج فارس محبوس شده است.

    سقوط آزاد تولید در کشورهای منطقه

    آمارهای منتشر شده از سوی آژانس بین‌المللی انرژی، رویترز و مؤسسه آی‌آی‌آر انرژی حاکی از آن است که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و عراق به دلیل توقف صادرات و پرشدن ظرفیت مخازن ذخیره‌سازی، ناگزیر به کاهش شدید تولید شده‌اند .عربستان سعودی: شرکت آرامکو عملیات در میدان‌های دریایی مهم از جمله سفانیه، مرجان، زلف و ابو سفا را متوقف کرده است. این اقدام منجر به کاهش ۲ تا ۲.۵ میلیون بشکه‌ای تولید بزرگ‌ترین صادرکننده نفت جهان شده است.عراق: بیشترین آسیب متوجه عراق بوده است. تولید این کشور از ۴.۴۲ میلیون بشکه در روز در فوریه، به ۱.۵ تا ۱.۷ میلیون بشکه در ۸ مارس سقوط کرده و پیش‌بینی می‌شود به ۱.۲ تا ۱.۳ میلیون بشکه نیز برسد . این به معنای کاهش حدود ۶۰ تا ۷۰ درصدی تولید عراق است.کویت: شرکت نفت کویت اعلامیه فورس ماژور برای محموله‌های نفت خام و فرآورده‌های نفتی صادر کرده است. تولید کویت از ۲.۵۹ میلیون بشکه در روز در فوریه به حدود ۲ میلیون بشکه کاهش یافته و احتمال کاهش بیشتر تا ۱.۵ میلیون بشکه وجود دارد.امارات متحده عربی: تولید این کشور نیز با کاهش ۵۰۰ تا ۸۰۰ هزار بشکه‌ای نسبت به فوریه، به ۲.۷ تا ۳ میلیون بشکه در روز رسیده است.بحرین: شرکت بابکو انرجیز پس از انفجار در پالایشگاه خود، وضعیت فورس ماژور اعلام کرده است .قطر: شرکت قطر انرژی، بزرگ‌ترین تولیدکننده LNG جهان، تولید گاز طبیعی مایع را متوقف کرده است .

    زیان ۱۵ میلیارد دلاری و سرگردانی ۱۰ میلیارد دلار نفت

    بسته شدن تنگه هرمز نه تنها تولید، بلکه صادرات و درآمدهای نفتی منطقه را هدف قرار داده است. بر اساس محاسبات شرکت تحلیل کالا کپلر (Kpler) و گروه وود مکنزی، کشورهای حاشیه خلیج فارس از زمان آغاز بحران (۲۸ فوریه) تاکنون حدود ۱۵.۱ میلیارد دلار از درآمدهای انرژی خود را از دست داده‌اند.سهم عربستان سعودی از این زیان، به عنوان بزرگ‌ترین صادرکننده، حدود ۴.۵ میلیارد دلار برآورد شده است.شرکت قطر انرژی نیز تا ۱۲ مارس حدود ۵۷۱ میلیون دلار زیان ثبت کرده است.شرکت کپلر همچنین تخمین می‌زند که دست‌کم ۱۰.۷ میلیارد دلار نفت خام، فرآورده‌های نفتی و محموله‌های LNG در منطقه سرگردان مانده و با وجود بارگیری، امکان رسیدن به مقصد را ندارند.

    مسیرهای جایگزین؛ راه‌حلی ناقص برای بحران

    در میان کشورهای منطقه، تنها عربستان سعودی و امارات متحده عربی از خطوط لوله‌ای بهره می‌برند که امکان دور زدن تنگه هرمز را فراهم می‌کند . با این حال، کارشناسان تأکید می‌کنند که این مسیرها نمی‌توانند جایگزین کاملی برای صادرات از طریق این آبراه باشند .خط لوله شرق-غرب عربستان (خط ینبع): این خط به طول ۱۲۰۰ کیلومتر، میدان‌های شرقی را به پایانه نفتی ینبع در دریای سرخ متصل می‌کند . امین ناصر، مدیرعامل آرامکو، از برنامه‌ریزی برای انتقال تا ۷ میلیون بشکه نفت از این مسیر در روزهای آینده خبر داده است .بر اساس گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، عربستان در ۹ مارس رکورد صادرات روزانه ۵.۹ میلیون بشکه از بنادر غربی خود را ثبت کرد . با این حال، صادرات از این مسیر نیز با خطراتی مواجه است، زیرا نفتکش‌ها برای رسیدن به بازارهای آسیا باید از تنگه باب‌المندب عبور کنند که در معرض تهدید حوثی‌ها قرار دارد .خط لوله حبشان به فجیره امارات: این خط با ظرفیت ۱.۸ میلیون بشکه در روز، نفت میدان‌های خشکی ابوظبی را به بندر فجیره در دریای عمان منتقل می‌کند . صادرات از فجیره در بحران کنونی به حدود ۱.۶ میلیون بشکه در روز افزایش یافته است .با این حال، این بندر نیز در ۱۱ مارس هدف حمله پهپادی قرار گرفت که زنگ‌های هشداری را درباره امنیت این مسیر جایگزین به صدا درآورد .با وجود تلاش برای استفاده حداکثری از این مسیرها، شرکت کپلر تأکید می‌کند که صادرات مؤثر خاورمیانه همچنان تنها یک‌سطح عادی است .

    هشدار شدیدترین بحران تاریخ و خطر نابودی اقتصاد جهانی

    امین ناصر، مدیرعامل شرکت آرامکوی عربستان، ضمن تأیید کاهش تولید در چند میدان نفتی کشورش، هشدار داد: با وجود تجربه اختلالات در گذشته، این بحران بدون شک بزرگ‌ترین بحرانی است که صنعت نفت و گاز منطقه با آن روبرو شده است” . وی تأکید کرد که “تداوم این اختلال پیامدهای فاجعه‌باری برای بازارهای نفت جهان و اقتصاد جهانی به همراه خواهد داشت.آسیب به تأسیسات حیاتی؛ از پالایشگاه الرویس تا راس تنورهدر کنار کاهش تولید و صادرات، تأسیسات حیاتی انرژی منطقه نیز هدف حملات قرار گرفته‌اند که خود عاملی مضاعف برای کاهش توان صادراتی شده است:پالایشگاه الرویس امارات: این پالایشگاه که چهارمین پالایشگاه بزرگ جهان با ظرفیت پالایش ۹۲۲ هزار بشکه در روز است، پس از حمله پهپادی و آتش‌سوزی در شهرک صنعتی الرویس، به عنوان اقدامی احتیاطی تعطیل شد . مؤسسه آی‌آی‌آر انرژی اعلام کرد که پیش از این نیز واحدهایی از این پالایشگاه با کاهش ۱۰ تا ۲۰ درصدی فعالیت مواجه شده بودند .پالایشگاه راس تنوره عربستان: این پالایشگاه که از بزرگ‌ترین پالایشگاه‌های خاورمیانه است، در تاریخ ۲ مارس هدف حمله قرار گرفت و به حالت تعطیل درآمد. امین ناصر اعلام کرد که آتش‌سوزی مهار شده و پالایشگاه در حال راه‌اندازی مجدد است .

    بر اساس گزارش مؤسسه آی‌آی‌آر انرژی، پالایشگاه‌های عربستان، عراق، امارات، بحرین، کویت و قطر تاکنون در مجموع حدود ۱.۹ میلیون بشکه از ظرفیت پالایشی خود را به دلیل جنگ از دست داده‌اند .شوک بزرگ به بازار نفت در غیاب جایگزین مؤثرآژانس بین‌المللی انرژی ضمن هشدار درباره تداوم بحران، تأکید کرده است که با وجود تلاش عربستان و امارات برای استفاده از مسیرهای جایگزین، “صادرات مؤثر خاورمیانه تنها به یک‌سوم سطح عادی رسیده است” . هم‌زمان، کشورهای وابسته به نفت منطقه مانند عراق که به دنبال فعال‌سازی خط لوله کرکوک-جیهان است، نتوانسته‌اند خلأ صادراتی خود را پر کنند .مؤسسه ریستاد انرژی (Rystad Energy) هشدار داده که جنگ خاورمیانه “فشار شدیدی بر کل سیستم انرژی وارد کرده است” . در شرایطی که پیش از بحران پیش‌بینی می‌شد قیمت نفت برنت در سال ۲۰۲۶ به ۶۰ دلار برسد، اینک نوسانات شدید قیمت بین ۸۰ تا ۱۲۰ دلار به هنجار جدید بازار تبدیل شده است .

  • تغییر بازی در زمین نفت

    تغییر بازی در زمین نفت

    ب گزارش اقتصادران، بازار جهانی نفت سال‌ها با یک تصور ساده اداره می‌شد. هر کس بیشتر تولید می‌کرد، قدرت بیشتری داشت. این تصور هنوز در ذهن بسیاری باقی مانده، اما داده‌های دو دهه اخیر نشان می‌دهد وزن واقعی بازار آرام‌آرام جابه‌جا شده است. امروز بازیگران اصلی انرژی کسانی هستند که نفت را نگه می‌دارند، زمان عرضه را انتخاب می‌کنند و منافع مالی شوک‌های قیمتی را جذب می‌کنند. به بیان دقیق‌تر، قدرت از «ظرفیت تولید» به «ظرفیت ذخیره‌سازی» منتقل شده است. تغییری که آثار آن در رفتار دولت‌ها، شرکت‌های نفتی و حتی سیاست‌های ضدتورمی دیده می‌شود.

    بر اساس گزارش‌های منتشر شده در نشریه اکونومیست و تحلیل‌های اداره اطلاعات انرژی امریکا، مجموع ظرفیت ثابت ذخیره‌سازی نفت خام و فرآورده‌های نفتی در جهان اکنون از ۶.۵ تا ۶.۸ میلیارد بشکه فراتر رفته است. این عدد را اگر کنار مصرف روزانه جهان قرار دهیم که در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۰۲ میلیون بشکه در روز برآورد شده، معنای تازه‌ای پیدا می‌کند. جهان امروز توان ذخیره‌ای معادل بیش از ۶۵ روز مصرف کامل سیاره را در اختیار دارد. چنین حجمی عملا یک «بازار پنهان» ایجاد کرده است؛ بازاری که در آمار تولید دیده نمی‌شود اما بر قیمت‌ها اثر مستقیم دارد.

    مخازن قیمت نفت را جابه‌جا می‌کنند

    در بازارهای انرژی، گاهی انتشار یک عدد کوچک مسیر میلیاردها دلار سرمایه را تغییر می‌دهد. هر چهارشنبه که آمار موجودی نفت امریکا منتشر می‌شود، معامله‌گران در نیویورک و لندن واکنش فوری نشان می‌دهند. دلیل این حساسیت روشن است؛ تغییر موجودی‌ها نشانه آینده عرضه تلقی می‌شود. ذخیره استراتژیک امریکا که پس از شوک نفتی دهه هفتاد شکل گرفت، در اوج خود بیش از ۷۲۷ میلیون بشکه ظرفیت داشت. بخش اصلی این ذخیره، در غارهای نمکی تگزاس و لوئیزیانا ایجاد شده است. ساختاری زمین‌شناسی که امکان نگهداری بلندمدت نفت با حداقل تبخیر را فراهم می‌کند. در سال ۲۰۲۲، دولت امریکا بیش از ۱۸۰ میلیون بشکه از این ذخیره را طی شش ماه وارد بازار کرد. تحلیل روزنامه آپ‌استریم نشان داد همین اقدام به تنهایی حدود ۱۰ تا ۱۵ دلار از قیمت هر بشکه نفت برنت کاست و سرعت رشد تورم انرژی را در اقتصادهای غربی کاهش داد. این تجربه یک پیام روشن داشت و آن اینکه، ذخیره‌سازی می‌تواند کاری انجام دهد که حتی افزایش فوری تولید قادر به انجام آن نیست، زیرا استخراج نفت زمان‌بر است اما آزادسازی ذخیره طی چند روز انجام می‌شود.

    مصرف‌کنندگان چگونه از تولیدکنندگان جلو زدند؟

    در دهه ۱۹۹۰ کشورهای عضو اوپک با حدود ۵ تا ۶ میلیون بشکه ظرفیت مازاد تولید، نقش تنظیم‌کننده بازار را داشتند. امروز ظرفیت مازاد واقعی جهان اغلب کمتر از ۳ میلیون بشکه در روز تخمین زده می‌شود. توسعه میدان‌های جدید هزینه‌بر شده، پروژه‌های فراساحلی گاهی به سرمایه‌گذاری بالای ۸۰ دلار برای هر بشکه نیاز دارند و محدودیت‌های زیست‌محیطی سرعت توسعه را کاهش داده است. در مقابل، ساخت مخازن ذخیره‌سازی انعطاف بیشتری دارد. هزینه ایجاد هر بشکه ظرفیت ذخیره زمینی بسته به موقعیت بین ۱۵ تا ۳۰ دلار است و در مخازن نمکی حتی پایین‌تر محاسبه می‌شود. همین اختلاف هزینه باعث شده کشورهای مصرف‌کننده سرمایه خود را به سمت ذخیره‌سازی سوق دهند. چین نمونه برجسته این تحول است. بر اساس داده‌های منتشر شده در گزارش‌های انرژی رویترز، ظرفیت ذخایر استراتژیک و تجاری این کشور اکنون از ۱.۳ میلیارد بشکه عبور کرده است. تنها در فاصله سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ بیش از ۲۵۰ میلیون بشکه ظرفیت تازه به شبکه ذخیره چین افزوده شد. این حجم تقریبا معادل کل مصرف نفت آلمان در چهار ماه است. رفتار چین در بازار ساده و حساب ‌شده است. وقتی قیمت نفت به زیر ۷۰ دلار می‌رسد، واردات افزایش می‌یابد و نفت مستقیما به مخازن منتقل می‌شود. در دوره افزایش قیمت، خرید کاهش پیدا می‌کند. همین رفتار بارها روند بازار جهانی را تغییر داده، بدون آنکه تولید جهانی تغییر چشمگیری داشته باشد.

    هند و استاندارد جدید امنیت انرژی

    هند که روزانه حدود ۵.۲ میلیون بشکه نفت مصرف می‌کند، تا چند سال پیش ذخیره‌ای کمتر از ۱۰ روز مصرف داشت. اکنون این کشور در حال رسیدن به استاندارد ۹۰ روز ذخیره پیشنهادی آژانس بین‌المللی انرژی است. فاز نخست پروژه ذخایر استراتژیک هند شامل حدود ۳۹ میلیون بشکه بود. فازهای جدید، ظرفیت را به بیش از ۷۰ میلیون بشکه می‌رساند و برنامه‌ریزی برای عبور از ۱۰۰ میلیون بشکه نیز آغاز شده است. نکته مهم مدل هندی، مشارکت شرکت‌های خصوصی و حتی شرکت‌های خارجی در ساخت مخازن است. دولت اجازه می‌دهد بخشی از ظرفیت به‌صورت تجاری استفاده شود، اما در شرایط بحران، امکان برداشت فوری وجود دارد. این مدل هزینه نگهداری ذخایر را کاهش داده و سرمایه‌گذاری را جذاب‌تر کرده است.

    رابطه‌ای که از انبار شروع می‌شود

    افزایش ۱۰ دلار قیمت نفت، طبق برآورد صندوق بین‌المللی پول، حدود ۰.۳ تا ۰.۴ درصد تورم جهانی ایجاد می‌کند. دلیل آن ساده است. انرژی در حمل‌ونقل، کشاورزی، صنایع شیمیایی و تولید برق نقش پایه دارد. ذخایر استراتژیک در اینجا نقش ضربه‌گیر را بازی می‌کنند. زمانی که عرضه جهانی دچار اختلال می‌شود، ورود روزانه حتی یک میلیون بشکه نفت از ذخایر می‌تواند تعادل بازار را حفظ کند. در بحران انرژی ۲۰۲۲، آزادسازی هماهنگ حدود ۲۴۰ میلیون بشکه از ذخایر کشورهای صنعتی باعث شد پیش‌بینی رسیدن نفت به مرز ۱۵۰ دلار تحقق پیدا نکند. به همین دلیل بانک‌های مرکزی اکنون آمار ذخایر انرژی را مانند شاخص‌های پولی دنبال می‌کنند. نفت ذخیره‌شده عملا به ابزاری برای مدیریت انتظارات تورمی تبدیل شده است.

    ایران با مصرف بالا و انعطاف پایین صادرات

    ساختار مصرف انرژی در ایران ویژگی خاصی دارد. برآوردهای داخلی نشان می‌دهد روزانه بین ۱.۷ تا ۲ میلیون بشکه معادل نفت خام در داخل کشور مصرف می‌شود. اگر تولید نفت خام را حدود ۳ میلیون بشکه در روز در نظر بگیریم، سهم مصرف داخلی به حدود دو سوم تولید نزدیک می‌شود. این نسبت در مقایسه با بسیاری از صادرکنندگان بزرگ رقم بالایی محسوب می‌شود. پیامد این وضعیت آن است که صادرات نفت ایران نسبت به تغییرات بازار انعطاف محدودی دارد. در دوره افت قیمت، امکان کاهش سریع تولید بدون اثر بر تأمین داخلی دشوار می‌شود. در نتیجه بخشی از نفت ناچار است در شرایط نامطلوب قیمتی فروخته شود. اینجاست که صنعت ذخیره‌سازی معنا پیدا می‌کند. اگر شبکه‌ای از مخازن استراتژیک بتواند مثلا ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون بشکه ظرفیت ایجاد کند، کشور قادر خواهد بود چند ماه صادرات را مدیریت زمانی کند. چنین ظرفیتی معادل حدود ۷۰ تا ۱۰۰ روز تولید نفت ایران خواهد بود؛ عددی که رفتار فروش را کاملا تغییر می‌دهد.

    چرا تمرکززدایی اهمیت دارد؟

    مدل قدیمی ذخیره‌سازی بر چند پایانه عظیم متمرکز استوار بود. تجربه حملات سایبری، جنگ‌های منطقه‌ای و اختلالات فنی نشان داد تمرکز بالا، یک ریسک بزرگ ایجاد می‌کند. از همین رو بسیاری از کشورها به سمت شبکه‌های توزیع‌ شده حرکت کرده‌اند. ذخیره غیرمتمرکز یعنی ترکیبی از مخازن ساحلی، مخازن نزدیک پالایشگاه‌ها، ذخایر زیرزمینی و حتی ظرفیت ذخیره شناور روی نفتکش‌ها. این مدل چند مزیت فنی دارد. کاهش هزینه انتقال، افزایش سرعت دسترسی، کاهش آسیب‌پذیری و امکان مدیریت منطقه‌ای عرضه. برای ایران، پراکندگی جغرافیایی یک فرصت طبیعی ایجاد می‌کند. سواحل خلیج فارس، مناطق مرکزی نزدیک مراکز مصرف و حتی برخی ساختارهای زمین‌شناسی مناسب، می‌توانند به هاب‌های ذخیره تبدیل شوند. فاصله کمتر میان محل ذخیره و محل مصرف نیز هزینه لجستیک را کاهش می‌دهد.

    نفت به عنوان دارایی مالی

    بازار نفت امروز شباهت زیادی به بازارهای مالی پیدا کرده است. معامله‌گران قراردادهای آتی بر اساس پیش‌بینی سطح ذخایر تصمیم می‌گیرند. کاهش ذخایر جهانی معمولا سیگنال افزایش قیمت تلقی می‌شود و افزایش ذخایر پیام مازاد عرضه می‌دهد. به همین دلیل کشورهایی که ظرفیت ذخیره بالاتری دارند، عملا امکان «زمان‌بندی بازار» پیدا می‌کنند. خرید در قیمت ۶۰ دلار و فروش در قیمت ۸۵ دلار برای میلیون‌ها بشکه، تفاوتی میلیارد دلاری در درآمد ایجاد می‌کند؛ تفاوتی که بدون افزایش حتی یک بشکه تولید حاصل می‌شود. برای کشوری با اقتصاد وابسته به نفت، این توانایی معادل ایجاد یک ابزار مالی پایدار است. ابزاری که می‌تواند نوسان درآمد ارزی را کاهش دهد و برنامه‌ریزی بودجه‌ای را قابل پیش‌بینی‌تر کند.

    آینده انرژی و نقش ماندگار مخازن

    حتی در سناریوهای گذار به انرژی‌های تجدیدپذیر، ذخیره‌سازی هیدروکربن اهمیت خود را حفظ کرده است. انرژی‌های بادی و خورشیدی ماهیت ناپیوسته دارند. پژوهش‌های دانشگاهی نشان می‌دهد سوخت‌های مایع ذخیره‌شده، نقش پشتیبان شبکه‌های انرژی آینده را ایفا می‌کنند. نوعی ذخیره بلندمدت انرژی که در زمان کمبود تولید تجدیدپذیر وارد مدار می‌شود. به این ترتیب مخازن نفتی از یک ابزار صرفا نفتی به بخشی از زیرساخت امنیت انرژی تبدیل می‌شوند.

    تغییر آرامی که هنوز جدی گرفته نشده

    جهان وارد مرحله‌ای شده که در آن چاه نفت آغاز قدرت است، اما پایان آن نیست. کشوری که بتواند نفت را نگه دارد، زمان عرضه را انتخاب کند و بازار را در لحظه مناسب تغذیه کند، نقش تعیین‌کننده‌تری خواهد داشت. مصرف‌کنندگان بزرگ این واقعیت را زودتر درک کردند و اکنون با صدها میلیون بشکه ذخیره، توان اثرگذاری مستقلی پیدا کرده‌اند. برای ایران که بخش بزرگی از تولید خود را در داخل مصرف می‌کند، توسعه ذخایر استراتژیک غیرمتمرکز می‌تواند همان حلقه گمشده میان تولید و صادرات تلقی شود؛ حلقه‌ای که اجازه می‌دهد نفت از یک منبع درآمد واکنشی به یک دارایی راهبردی تبدیل شود. در اقتصاد انرژی امروز، گاهی مهم‌ترین بشکه نفت، بشکه‌ای است که هنوز فروخته نشده و در سکوت یک مخزن، منتظر زمان مناسب ورود به بازار مانده است.

  • قیمت جهانی سوخت هواپیما نجومی شد

    قیمت جهانی سوخت هواپیما نجومی شد

    به گزارش اقتصادران، صعود بی‌سابقه بهای سوخت هواپیما در بازارهای بین‌المللی، یک‌بار دیگر حساسیت زنجیره تأمین انرژی و تکیه صنعت هوایی بر نقاط حساس ژئوپلیتیک مانند تنگه هرمز را آشکار ساخت جهش تقریبی ۱۴۰ درصدی قیمت این حامل انرژی در برخی بازارها، علاوه بر اینکه هزینه‌های خطوط هوایی را به شکل محسوس بالا برده، می‌تواند مقدمه‌ای برای موج جدید گرانی بلیت ‌هواپیما و فشار بر بخش حمل‌ونقل هوایی در سطح جهان باشد.

    داده‌های بازار حاکی از آن است که به دنبال بی‌نظمی در تأمین انرژی، قیمت سوخت جت در برخی مراکز تجاری آسیا، به‌ویژه سنگاپور، تا حدود ۱۴۰ درصد جهش یافته و به مرز ۲۳۰ دلار برای هر بشکه رسیده است؛ رقمی که ساختار مالی شرکت‌های هواپیمایی را به‌طور جدی تهدید می‌کند. تحلیل‌ها بیانگر آن است که بخش عمده‌ای از این وضعیت بحرانی، ناشی از آسیب‌پذیری شبکه تأمین سوخت هواپیماست. بازار این فرآورده به چند شاهراه جغرافیایی وابسته است که هرگونه ناآرامی در آنها می‌تواند نوسان‌های شدیدی را رقم بزند. در این میان، تنگه هرمز به عنوان یکی از حیاتی‌ترین مسیرهای انتقال انرژی در کره زمین شناخته می‌شود؛ مسیری که حدود یک پنجم صادرات جهانی سوخت جت از آن عبور می‌کند.

    این تمرکز مکانی باعث شده است که بازار سوخت هوانوردی در مقایسه با سایر مشتقات نفتی، حساسیت بیشتری نشان دهد. از سوی دیگر، گونه نفت خام به کار رفته در پالایشگاه‌ها نیز در تولید سوخت جت نقشی کلیدی ایفا می‌کند. نفت‌های ترش و متوسط خاورمیانه به‌طور ذاتی بازدهی بالاتری در تولید فرآورده‌های میان‌تقطیر نظیر سوخت جت دارند. در سوی مقابل، نفت‌های سبک آفریقا و امریکای جنوبی بیشتر برای ساخت بنزین و نفتا کاربرد دارند. از این رو، در صورت بروز مشکل در عرضه نفت خاورمیانه، پالایشگاه‌ها قادر نیستند  به سرعت کسری تولید سوخت جت را با منابع جایگزین پوشش دهند.این محدودیت‌های فنی باعث گردیده فاصله قیمتی سوخت جت با نفت خام به سطوحی بی‌نظیر برسد.

    در حالی که در وضعیت معمول این اختلاف در حدود ۱۰ تا ۲۵ دلار برای هر بشکه است، در هفته‌های اخیر به حدود ۸۸ تا ۹۱ دلار بالاتر از قیمت نفت برنت صعود کرده است؛ شرایطی که غالباً تنها در دوران بحران‌های بزرگ عرضه مشاهده می‌شود. گرانی سوخت جت، تأثیری مستقیم بر مخارج خطوط هوایی دارد. این سوخت تقریباً ۲۰ تا ۲۵ درصد از هزینه‌های عملیاتی شرکت‌های هواپیمایی را تشکیل می‌دهد. برآوردها حاکی از آن است که یک ایرلاین با مصرف روزانه حدود پنج هزار بشکه سوخت، در وضعیت فعلی ممکن است روزانه صدها هزار دلار هزینه اضافی متحمل شود؛ مبلغی که در مقیاس سالانه می‌تواند به صدها میلیون دلار بالغ شود. در چنین فضایی، بخشی از این افزایش هزینه به دوش مسافران منتقل خواهد شد. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد قیمت بلیت پروازهای کوتاه‌برد احتمالاً بین ۵ تا ۱۵ درصد گران‌تر می‌شود، حال آنکه در مسیرهای طولانی و بین‌المللی این افزایش می‌تواند به ۲۵ تا ۴۰ درصد برسد. با این وجود، کارشناسان بر این باورند که بازار سوخت جت به دلیل استانداردهای فنی سخت‌گیرانه، انعطاف‌پذیری کمتری نسبت به سایر سوخت‌ها دارد و خطوط هوایی نمی‌توانند به سرعت از سوخت‌های جایگزین بهره ببرند. به همین دلیل، هرگونه بی‌نظمی در زنجیره تأمین می‌تواند نوسان‌های شدیدتری نسبت به بازار نفت خام ایجاد نماید.