دسته: انرژی و پتروشیمی

  • بمب قیمتی نفت هنوز منفجر نشده است!

    بمب قیمتی نفت هنوز منفجر نشده است!

    به گزارش اقتصادران، فریدون برکشلی با ارایه ارزیابی خود از تحولات صورت گرفته در حوزه انرژی اظهار داشت: جنگ‌های خاورمیانه در دهه‌ها و سال‌های گذشته همواره با جهش قیمت‌های جهانی نفت همراه بوده و واکنش بازار، به‌ویژه در منطقه خلیج فارس، شدید بوده است به طوری که از جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران در اوایل دهه ۱۹۵۰ میلادی تا بحران‌های دهه ۱۹۷۰ و در سال‌های اخیر، جنگ اوکراین، جنگ غزه و حمله اسرائیل به خاک ایران در تابستان سال گذشته، همگی موجب رشد سریع قیمت‌های جهانی نفت شدند. هر یک از این بحران‌ها، بسته به شدت، گستردگی و مدت زمان آن، بازارها را به شدت تحت‌تأثیر قرار داده‌اند.

    وی ادامه داد: اما حمله ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آمریکا و اسرائیل به ایران نیز موجی تازه به بازار فرستاد. با وجود افزایش قیمت‌ها، واکنش بازار ضعیف‌تر از انتظار بود؛ گویی شدت انفجار درک نشده است.

    برکشلی توضیح داد: در روز سوم مارس، بهای برنت تا ۸۱.۴۵ دلار در هر بشکه بالا رفت و پس از نوسانات کم‌دامنه، در هفته اول مارس به سقف ۱۲۰ دلار رسید؛ سپس بین ۱۰۰ تا ۱۱۰ دلار در نوسان بود و گاهی حتی زیر ۱۰۰ دلار رفت.

    وی افزود: نفت در خاورمیانه تولید می‌شود، اما قیمت آن در بورس‌های آمریکا و اروپا تعیین می‌گردد. بازار جهانی نفت روایت‌های خود را از آژانس بین‌المللی انرژی در پاریس می‌گیرد؛ نهادی که باشگاه مصرف‌کنندگان عمده نفت و گاز جهان است. بنابراین روایت‌سازی مصرف‌کنندگان بزرگ، نقشی تعیین‌کننده در آرامش یا التهاب بازار دارد.

    رقابت مصرف کنندگان برای ذخیره سازی نفت پس از جنگ ۱۲ روزه

    این تحلیلگر بین‌المللی حوزه نفت در بیان تحولاتی که در فاصله جنگ ۱۲ روزه سال گذشته و جنگ اخیر در حوزه انرژی رخ داده است، گفت: پس از جنگ ۱۲ روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، روند ذخیره‌سازی نفت در میان کشورهای بزرگ مصرف‌کننده شتاب گرفت. چین، بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان، سطح ذخایر خود را به ۱.۴ میلیارد بشکه رسانده است. آمریکا، اروپا، ژاپن و کره جنوبی نیز ذخایر خود را افزایش داده‌اند. افزون بر این، حجم بالایی از محموله‌های دریایی متعلق به کشورهای تحت تحریم (روسیه، ایران و ونزوئلا) در نزدیکی سواحل چین و آسیای جنوب شرقی در انتظار تخلیه‌اند.

    وی توضیح داد: این ذخایر بالا تا حدی موجب آرامش بازار شده‌اند به همین دلیل روز ۱۲ مارس، کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی تصمیم گرفتند ۸۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر استراتژیک خود آزاد کنند.

    برکشلی خاطر نشان کرد: پیش‌تر، آمریکا ۱۵ درصد از کل ۴۰۰ میلیون بشکه ذخیره خود را روانه بازار کرده و ژاپن حتی زودتر از موعد، ۴۰ میلیون بشکه آزاد کرده بود. در این میان، چین هنوز خرید می‌کند؛ اکنون ذخایر آن برای ۶ ماه مصرف داخلی کافی است. چین اکنون صادرکننده مهم محصولات پتروشیمی به اروپا و آمریکا قلمداد می‌شود.

    جهش ۷۰ درصدی نفت خلیج فارس

    وی یادآورشد: از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، شاخص نفت خام برنت و WTI، هر ۲ حدود ۳۰ درصد افزایش یافته‌اند؛ اما در خلیج فارس، شاخص نفت خام دبی جهشی ۷۰ درصدی را ثبت کرده است، بیش از ۲ برابر نوسانات اروپا و آمریکا. در همین حال، دیفرانسیل قیمت میان برنت و WTI به ۱۶ دلار رسیده (در حالت عادی ۴ تا ۵ دلار است). آمریکا با تولید ۱۳.۶ میلیون بشکه در روز، بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان است و اختلالات جهانی تأثیری بر عرضه داخلی آن ندارد.

    هرمز؛ حلقه حیاتی انتقال انرژی جهان

    به اعتقاد این تحلیلگر بین‌المللی انرژی، عامل کلیدی که در محاسبات ژئواکونومی آمریکا نادیده گرفته شده، تنگه هرمز است؛ معبر عبور روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت، که ۸۰ درصد آن به آسیا می‌رود، چین، هند، پاکستان و کشورهای آسه‌آن به‌شدت به نفت خاورمیانه وابسته‌اند. اروپا سهم ناچیزی از نفت خلیج فارس دارد، اما وابستگی پالایشگاهی و زنجیره فراورده‌های انرژی جهانی ادامه دارد.

    وی خاطرنشان کرد: در روزی عادی حدود ۴۰ نفتکش غول‌پیکر (VLCC)، ده‌ها نفتکش متوسط، کشتی‌های LNG از قطر و کشتی‌های حامل فرآورده‌های نفتی و کالا از تنگه عبور می‌کنند. هرگونه اختلال در این مسیر می‌تواند اقتصاد جهانی را فلج کند.

    وی یادآور شد: ایران حتی در جنگ هشت‌ساله نیز از انسداد تنگه خودداری کرد، اما شرایط امروز متفاوت است؛ آمریکا به‌دنبال تسلط نظامی بر آبراه‌های بین‌المللی بوده و هدف اصلی آن درگیری با ایران، کنترل بر تنگه هرمز است.

    برکشلی تشریح کرد: تنگه هرمز مسیر عبور یک‌پنجم LPG جهان است، بیشتر از قطر و بخشی از عمان و امارات. پس از آغاز جنگ، قیمت LPG بیش از ۲ برابر نفت رشد کرده است، که این امر می‌تواند آینده سبد انرژی جهانی را دگرگون کند. اما تاسیسات LNG منطقه در ۲ هفته اخیر آسیب شدید دیده و بازساز ی آنها ماه‌ها و حتی تا بیش از یک سال زمان می‌برد. پالایشگاه‌های نفت نیز صدمه دیده‌اند و برخی فرآورده‌های کلیدی صنایع برقی از دسترس خارج شده‌اند.

    ایده دریافت عوارض از کشتی های عبوری

    این تحلیلگر بین‌المللی انرژی، با بیان اینکه با تمام این تحولات، پرسش اصلی این است که آیا بازار جهانی واکنش درخوری به چنین بحران عظیمی نشان داده است؟ اذعان داشت: بسیاری از تحلیلگران در روزهای نخست جنگ، از نفت ۲۰۰ دلاری سخن گفتند. اما آمادگی کشورها و ذخایر بالا، مانع جهش شدید شد.

    وی افزود: البته ایران هنوز تنگه هرمز را نبسته، ولی ترافیک سنگین و کاهش عبور و مرور محسوس است؛ شاید مقدمه‌ای برای دریافت عوارض عبور در آینده باشد.

    هنوز قیمت ها به فاز هیجانی نرسیده است

    برکشلی اظهار داشت: در حالی‌ که حملات هوایی به آسمان ایران وارد هفته سوم شده، بازار جهانی نفت ریسک بحران را بازتاب داده ولی هنوز به فاز هیجانی نرسیده است. وجود ذخایر بالا و ظرفیت مازاد تولید نزدیک به سه میلیون بشکه، مانع از جهش قیمت‌ها شده است.

    این تحلیلگر بازار انرژی گفت: توقف تحریم خرید نفت روسیه توسط آمریکا نیز به آرامش نسبی بازار کمک کرده؛ روسیه، فعلاً برنده این بحران است.

    زنگ خطر سیاسی بنزین برای آمریکا

    برکشلی گفت: در این میان، مدیران روایت و رسانه‌های اقتصادی، جریان اطلاعات را با دقت کنترل می‌کنند. بازار نفت در محدوده ۸۰ تا ۹۰ دلار قابل تحمل است، اما قیمت‌های بالاتر پیامدهای کلان اقتصادی دارد، از تورم و نرخ بهره تا ارزش دلار. در آمریکا حتی محبوبیت رئیس‌جمهور با قیمت بنزین سنجیده می‌شود؛ عبور از سه دلار در هر گالن، زنگ خطر سیاسی به شمار می‌آید.

    این تحلیلگر بین‌المللی با بیان اینکه قیمت جهانی نفت همواره تعیین‌کننده مسیر سیاست‌های ژئوپلیتیکی بوده است، گفت: دونالد ترامپ مخالف افزایش قیمت نفت است؛ او در سال ۲۰۱۵ گفته بود اگر نفت شیل با ۴۰ دلار مقرون‌به‌صرفه نیست، باید تولیدش متوقف شود. ترامپ حتی پیشنهاد تعطیلی بورس نفت را داده بود تا از دخالت در قیمت مواد اولیه جلوگیری شود. در مدل اقتصادی «آمریکای بزرگ» او، بازگشت به تولید صنعتی و کارخانه‌داری نیازمند انرژی ارزان است، اما نفت گران می‌تواند این دکترین را از هم بپاشد.

    وی افزود: آرامش فعلی، شاید تنها پیش‌درآمد طوفانی بزرگ در بازار انرژی جهان باشد؛ طوفانی که از خلیج فارس آغاز می‌شود و لرزه‌های آن، از قلب نیویورک تا پالایشگاه‌های شانگهای را در بر خواهد گرفت.

  • افت چشمگیر مصرف بنزین در کشور!

    افت چشمگیر مصرف بنزین در کشور!

    به گزارش اقتصادران، رضا نواز اعلام کرد: روند تأمین و توزیع سوخت در کشور به صورت عادی و پایدار در جریان است و مردم فقط در زمان نیاز به جایگاه‌ها مراجعه می‌کنند.

    وی افزود: در روزهای اخیر کاهش مراجعات غیرضروری به جایگاه‌های سوخت مشاهده شده و همین موضوع باعث کاهش قابل توجه مصرف و فروش بنزین در سراسر کشور شده است.

    نواز با اشاره به افزایش استفاده از کارت سوخت شخصی، اظهار داشت: مردم به درخواست‌ها در این زمینه توجه کرده‌اند و استفاده از کارت‌های شخصی رشد قابل قبولی داشته است.

    سخنگوی صنف جایگاه‌داران از آمادگی کامل شبکه سوخت‌رسانی برای ایام تعطیلات پیش‌رو خبر داد و گفت: تدابیر ویژه‌ای برای تعطیلات نوروز در نظر گرفته شده تا مردم در هیچ نقطه‌ای از کشور با مشکل تأمین سوخت به‌ویژه بنزین مواجه نشوند.

    وی تأکید کرد: همه فعالان حوزه تأمین، انتقال، توزیع و حمل سوخت به صورت شبانه‌روزی در حال فعالیت هستند و کارکنان جایگاه‌های سوخت نیز خدمات‌رسانی مستمر به مردم را ادامه می‌دهند.

    نواز درباره وضعیت تهران و البرز نیز توضیح داد که در این ۲ استان بیشتر جایگاه‌ها خلوت هستند و تأمین و توزیع سوخت به صورت مستمر و پایدار انجام می‌شود؛ به‌طوری که با تلاش مسئولان و کارکنان بخش‌های مختلف، وضعیت سوخت‌رسانی حتی بهتر از شرایط عادی در حال انجام است.

  • چرا ترامپ مخالف حمله به تاسیسات نفتی است؟

    چرا ترامپ مخالف حمله به تاسیسات نفتی است؟

    به گزارش اقتصادران، ترامپ از سال‌ها پیش حتی زمانیکه یک تاجر عادی بود، از آرزوی حمله به جزیره خارک حرف زده بود. هرچند پیش از ترامپ، یک چهره مطرح صهیونیست به نام مایکل روبین این طرح را برای تحت کنترل گرفتن اقتصادی منطقه و بحران‌سازی برای ایران مطرح کرده است.

    بالاخره بعد از گذشت دو هفته از آغاز جنگ، ترامپ رویای دیرینه خود را محقق کرد؛ به جزیره خارک بیش از پانزده بار شلیک شد. اما هدف این شلیک ها به اذعان ترامپ، زیرساخت نفتی نبود.

    حمله آمریکا به جزیره خارک با وجود اینکه حمله به زیرساخت‌های نظامی این جزیره بود، اما بیشتر پیام‌هایی در حوزه انرژی داشت. این جزیره در کنار یک محیط زیست هیجان انگیز برای زندگی غزال‌های وحشی، نزدیک‌هفتاد سال است که به عنوان ترمینال نفتی ایران شناخته می‌شود.

    خارک نخستین بار در سال ۱۳۳۸ برای تبدیل شدن به یک زیرساخت نفتی مورد استفاده قرار گرفت. پایانه نفتی خارک ظرفیت بارگیری روزانه ۷ میلیون بشکه نفت را دارد.دو اسکله بارگیری شرقی و غربی نیز فصل مهمی از ساخت و ساز‌های این جزیره را تشکیل می‌دهد. حمله به خارک و یا تصرف آن، یک حمله اقتصادی عظیم به ایران است که می‌تواند تبعات بسیار اسفباری برای آینده نفت جهان داشته باشد.

    از سوی دیگر تداوم جنگ نفتی میان ایران و آمریکا باعث شدت‌گیری بحران و گران شدن نفت تا نزدیک ۲۰۰ دلار خواهد شد. کارشناسان می گویند در صورت تشدید این درگیریها، بازگشایی تنگه هرمز هم نمی‌تواند راهگشای بازار نفت باشد.

    آیا ذخایر استراتژیک بازار نفت را نجات می‌دهند؟

    سعید میرترابی، کارشناس حوزه نفت، معتقد است که آزادسازی ذخایر استراتژیک قابل مقایسه با میزان نفت متوقف شده در تنگه هرمز نیست. او می‌گوید: «فلسفه ذخایر استراتژیک همین است که در شرایط بحرانی مانند الان، از آن استفاده کنند. میزان این نفت در هر کشور متفاوت است. برنامه اصلی برای ذخایر استراتژیک این بوده که هر کشوری برای ۹۰ روز به نسبت نیاز خود، ذخایر داشته باشد. اکثر کشور‌ها در شرایط پایان فصل سرد حداکثر ۶۰ روز ذخیره دارند. معمولاً اواخر فصل سرما حجم ذخایر کمتر است.»

    او به سیاست اخیر آژانس بین المللی انرژی مبنی بر برداشت ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک اشاره کرده و می گوید: کشور‌های عضو آژانس بین‌المللی انرژی، سازمانی که در مقابل اوپک قرار دارد، در این فرآیند مشارکت کرده‌اند. با این حال در این مصوبه سرعت برداشت و میزان برداشت هم چندان مشخص نیست.

    به گفته میرترابی، با توجه به بسته شدن تنگه هرمز، حدوداً ۱۷ میلیون بشکه در روز از نفت جهان کاسته شده است. اگرچه گفته می‌شود ایران در حال صادرات نفت است، اما محاسبات در مورد ایران مبهم است و میزان نفت صادراتی آن در این اعداد نمی‌آید.

    او تاکید کرده کل کشور‌های غربی با ذخایرشان نمی توانند روزانه ۱۷ میلیون بشکه نفت را جبران کنند. استخراج و برداشت به این سرعت آن هم در حدود ۱۵ الی ۱۷ میلیون بعید است.

    افزایش قیمت نفت تا ۲۰۰ دلار

    او مدعی است که حمله به تأسیسات نفتی می‌تواند قیمت نفت را تا ۲۰۰ دلار افزایش دهد، اما خسارت‌های جدی به کشور‌های نفتی وارد خواهد شد. میرترابی می‌گوید: «حمله به تأسیسات نفتی صورت گرفته است. متأسفانه علاوه بر خارک، به عربستان، عراق و قطر هم حمله شده است. این حملات تاکنون محدود بوده است. تخریب حملات به شکلی نبوده که تولید نفت را دچار مشکل کند اما این اتفاق به طور کلی خیلی خطرناک است.»

    چرا آمریکا به تاسیسات نفتی حمله نمی کند؟

    بعد از حمله اسرائیل به انبارهای نفت تهران، گزارش هایی منتشر شد که نشان می دهد ترامپ با این حملات موافق نبوده است. میرترابی دلیل تحفظ هر دو طرف در حمله به تاسیسات نفتی را شرح داده و می گوید: هر دو طرف  جنگ می‌دانند که حمله به تأسیسات نفتی می‌تواند بسیار خسارت بار باشد. در این صورت حتی اگر تنگه هرمز هم باز باشد، حجم تولید به شدت پایین می‌آید و چندین ماه و سال زمان می‌برد تا به شرایط عادی برگردیم.

    او تاکید کرده قیمت نفت نیز در صورت تداوم حملات به ۲۰۰ دلار می‌رسد. در آن صورت دیگر باز کردن تنگه مسأله اساسی نیست، بلکه بقای نفت مهم است. حملات روز‌های اخیر بیشتر شبیه هشدار است.

    آیا آمریکا از گران شدن نفت سود می برد؟

    در حال حاضر آمریکا بزرگترین تولیدکننده نفت در جهان است. میرترابی کارشناس انرژی مدعی است که آمریکا از گران شدن نفت سود می‌برد، اما سودبردن آن روند پیچیده‌تری نسبت به دیگر کشور‌های نفتی دارد. او می‌گوید: «آمریکا نفتی را که تولید می‌کند، نفت و گاز شیل است. این نوع نفت سوخت مایع است که خود آمریکا بخش زیادی از آن را نمی‌تواند پالایش کند.»

    به گفته میرترابی، مصرف آمریکا ۱۷ میلیون بشکه است و مازاد نفت دارد. مازاد نفت آمریکا صادر می‌شود. به علت قدیمی بودن پالایشگاه‌های آمریکا، نزدیک ۸ میلیون بشکه نفت از این کشور صادر می‌شود. از آن طرف ۴ میلیون بشکه نفت وارد می‌کند که پالایشگاه‌هایش به علت تنظیم شدن روی آن نفت، از کار نیافتند. بنابراین آمریکا در شرایط فعلی از گران شدن نفت سود می‌برد، اما این سود به سادگی دیگر کشور‌ها نیست. ضرر ناشی از واردات نفت آمریکا برای دولت است و سود حاصل از صادرات آن متعلق به شرکت‌هاست.»

    اسرائیل از ادامه تنش سود می برد؛ ایران چه؟

    میرترابی درباره تبعات تشدید بحران گفت: «در شرایط فعلی ایران باید سیاستی را پیش بگیرد که از این جنگ عبور کند. اسراییل اصلاً برایش مهم نیست که چه اتفاقی رخ دهد. ایران و دیگر کشور‌های منطقه به شدت از ضربه به تأسیسات نفتی ضرر می‌کنند. در این صورت سه چهارم مردم کره زمین دچار آسیب می‌شوند. تصور من این است که اسراییل هم خیلی بدش نمی‌آید چنین اتفاقی رخ دهد.»

    به گفته این کارشناس نفتی، مسیر جنگ طبق برنامه اسرائیلی ها پیش نرفته و سعی می‌کنند اتفاقات جدیدی رقم بزنند. اسراییل خودش وارد‌کننده نفت و صادرکننده گاز است، بنابراین درمجموع اسراییل هم از وضعیت بازار ضرر می‌کند، اما نه با شدتی که ما آسیب می‌بینیم.»

    او در پایان به این نتیجه رسیده که تشدید بحران به نفع اسراییل است و ایران باید برای مدیریت بحران فکر اساسی بکند.

  • جنگ، کیفیت آب پایتخت را تغییر داد؟

    جنگ، کیفیت آب پایتخت را تغییر داد؟

    به گزارش اقتصادران، محمد ابراهیم رییسی درباره آلودگی آب تهران با توجه به احتمال ورود مواد سمی بمباران ها و انفجار انبارهای نفت اظهار داشت: وقتی باران می‌بارد اسیدی در واقع وارد جریان آب سطحی و زیرزمینی می‌شود و این تبعات محیط زیستی جنگ است.

    وی با بیان اینکه در تبعات زیست محیطی جنگ حتما به مباحث آب می رسیم، افزود: این نگرانی وجود دارد که آب های سطحی آلوده وارد آب زیرزمینی شود و این در حالی است که اکنون میزان زیادی از آب مورد نیاز تهران از منابع زیرزمینی تامین می‌شود.

    این کارشناس حوزه آب گفت: البته اکنون تعداد زیادی از جمعیت تهران به مسافرت رفته‌اند بنابراین احتمالا سهم آب زیرزمینی در سبد تامین آب پایتخت کمتر شده است.

    وی خاطرنشان کرد: در هر صورت این وضعیت کیفیت آب زیرزمینی را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

    رییسی بیان کرد: البته نباید این نگرانی در مردم بوجود آید چون زیرساخت‌ها آسیب ندیده‌اند و قطعا تصفیه آب طبق روال با دقت در حال انجام است.

    وی یادآور شد: اگر آب آلوده شود حتما برای مردم قابل لمس است، تاکنون گزارشی در این حوزه دریافت نشده است.

    این کارشناس حوزه آب خاطرنشان کرد: وقتی به دلیل حمله نظامی به انبارهای نفت هوا آلوده شد و بارندگی هم داشتیم، این جریان آب سطحی وارد منابع زیرزمینی شده که احتمالا تبعاتی داشته و کیفیت آب را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

  • پیامدهای انسداد تنگه هرمز؛ از نفت ۱۰۰ دلاری تا سیاست‌های اضطراری

    پیامدهای انسداد تنگه هرمز؛ از نفت ۱۰۰ دلاری تا سیاست‌های اضطراری

    به گزارش اقتصادران، تنگه هرمز دوباره به مرکز نگرانی اقتصاد جهانی تبدیل شده است؛ گذرگاهی باریک در خلیج فارس که سرنوشت بخش بزرگی از انرژی جهان به آن گره خورده است. اختلال در این مسیر حیاتی نه‌تنها قیمت نفت را دوباره به بالای ۱۰۰ دلار رسانده، بلکه در هزاران کیلومتر دورتر از خاورمیانه نیز اثر گذاشته است؛ از صف‌های طولانی پمپ‌بنزین در شرق آسیا گرفته تا تصمیم برخی دولت‌ها برای کاهش مصرف انرژی و حتی تغییر الگوی کار ادارات.

    همزمان، پیام‌های تهران درباره بسته ماندن تنگه هرمز در صورت ادامه جنگ، به یکی از محور‌های اصلی تحلیل رسانه‌های بین‌المللی تبدیل شده و نگرانی‌ها درباره پیامد‌های گسترده‌تر این بحران را افزایش داده است.

    تنگه هرمز سال‌هاست یکی از حساس‌ترین نقاط ژئوپلیتیک جهان به شمار می‌رود؛ گذرگاهی که روزانه میلیون‌ها بشکه نفت و گاز از آن عبور می‌کند و بسیاری از اقتصاد‌های بزرگ جهان به آن وابسته‌اند. هرگونه اختلال در این مسیر می‌تواند به سرعت بازار انرژی را دچار شوک کند و اکنون نشانه‌های چنین شوکی به‌وضوح در بازار‌های جهانی دیده می‌شود.

    در پی تشدید تنش‌ها در منطقه، قیمت نفت بار دیگر از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرده است؛ رقمی که از نگاه تحلیلگران نشانه‌ای از نگرانی بازار نسبت به کاهش عرضه انرژی محسوب می‌شود. رسانه‌های اقتصادی غربی گزارش داده‌اند که معامله‌گران بازار نفت اکنون بیش از هر زمان دیگری تحولات امنیتی خلیج فارس را دنبال می‌کنند، زیرا کوچک‌ترین اختلال در این مسیر می‌تواند توازن شکننده عرضه و تقاضای جهانی را بر هم بزند.

    اهمیت این تنگه تنها به حجم نفتی که از آن عبور می‌کند محدود نمی‌شود. بسیاری از کشور‌های آسیایی بخش بزرگی از انرژی مورد نیاز خود را از خاورمیانه تأمین می‌کنند و مسیر اصلی این انتقال نیز از هرمز می‌گذرد. به همین دلیل است که بحران در این گذرگاه، پیش از هر نقطه‌ای در اقتصاد‌های آسیایی احساس می‌شود.

    بازتاب بحران در شرق آسیا

    نشانه‌های بحران انرژی اکنون در زندگی روزمره شهروندان برخی کشور‌های آسیایی نیز دیده می‌شود. گزارش‌های رسانه‌ای از شکل‌گیری صف‌های طولانی در برخی پمپ‌بنزین‌ها حکایت دارد؛ صف‌هایی که در پی نگرانی از افزایش قیمت یا کمبود سوخت ایجاد شده است.

    افزایش قیمت سوخت در برخی کشور‌ها به سرعت به بخش‌های دیگر اقتصاد نیز سرایت کرده است. هزینه حمل‌ونقل بالا رفته و برخی کسب‌وکار‌ها درباره افزایش قیمت کالا‌ها هشدار داده‌اند. کارشناسان اقتصادی معتقدند که ادامه این روند می‌تواند فشار تورمی تازه‌ای بر اقتصاد‌های آسیایی وارد کند؛ اقتصاد‌هایی که در سال‌های اخیر با پیامد‌های بحران‌های مختلف جهانی دست‌وپنجه نرم کرده‌اند.

    در برخی کشورها، دولت‌ها برای جلوگیری از تشدید بحران، اقداماتی احتیاطی در پیش گرفته‌اند. در مواردی محدودیت‌هایی برای فروش سوخت اعمال شده و در برخی دیگر، برنامه‌هایی برای مدیریت مصرف انرژی در دستور کار قرار گرفته است.

    سیاست‌های صرفه‌جویی انرژی

    در تایلند بحث گسترش دورکاری برای کارمندان دولت و برخی شرکت‌ها مطرح شده تا از حجم تردد روزانه کاسته شود و مصرف سوخت کاهش یابد. در فیلیپین نیز گزارش‌هایی درباره بررسی کاهش روز‌های کاری در برخی بخش‌ها منتشر شده است؛ اقدامی که هدف آن کاهش مصرف انرژی در ادارات و حمل‌ونقل شهری عنوان شده است.

    کارشناسان می‌گویند چنین سیاست‌هایی در کوتاه‌مدت می‌تواند فشار بر بازار انرژی را کاهش دهد، اما اگر بحران ادامه پیدا کند، دولت‌ها ناچار خواهند شد به سراغ سیاست‌های گسترده‌تری برای مدیریت مصرف بروند.

    نگرانی از شوک اقتصادی گسترده‌تر

    اقتصاددانان هشدار داده‌اند که بحران در تنگه هرمز می‌تواند فراتر از بازار انرژی، پیامد‌های اقتصادی گسترده‌تری نیز داشته باشد. افزایش قیمت نفت معمولاً به افزایش هزینه تولید و حمل‌ونقل در سراسر جهان منجر می‌شود و این موضوع می‌تواند موج تازه‌ای از تورم جهانی ایجاد کند.

    در چنین شرایطی، کشور‌هایی که وابستگی بیشتری به واردات انرژی دارند بیش از دیگران آسیب‌پذیر خواهند بود. بسیاری از اقتصاد‌های آسیایی دقیقاً در همین دسته قرار می‌گیرند؛ اقتصاد‌هایی که رشد صنعتی آنها به واردات پایدار انرژی وابسته است.

    برخی تحلیلگران حتی هشدار داده‌اند که ادامه بحران می‌تواند زنجیره‌های تأمین جهانی را نیز تحت فشار قرار دهد، زیرا افزایش هزینه انرژی مستقیماً بر هزینه تولید کالا‌ها اثر می‌گذارد.

    بازتاب رسانه‌ای موضع ایران درباره هرمز

    در کنار پیامد‌های اقتصادی، موضع‌گیری‌های ایران درباره تنگه هرمز نیز توجه گسترده رسانه‌های بین‌المللی را جلب کرده است. پس از پیام رهبر جمهوری اسلامی و بیانیه سپاه درباره ادامه فشار بر مسیر‌های انرژی در صورت تداوم جنگ، بسیاری از رسانه‌ها این موضع را نشانه‌ای از اهمیت استراتژیک هرمز در معادلات منطقه‌ای توصیف کرده‌اند.

    در تحلیل‌های منتشر شده در رسانه‌های غربی، تنگه هرمز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین اهرم‌های ژئوپلیتیک در اختیار ایران معرفی شده است؛ اهرمی که می‌تواند در شرایط جنگی، هزینه‌های اقتصادی گسترده‌ای برای طرف‌های درگیر ایجاد کند.

    برخی تحلیلگران معتقدند همین احتمال نیز برای ایجاد شوک در بازار‌های جهانی کافی است، زیرا بازار انرژی به شدت به ریسک‌های ژئوپلیتیک حساس است و حتی احتمال اختلال در عرضه نیز می‌تواند قیمت‌ها را به سرعت افزایش دهد.

    گلوگاهی کوچک با پیامد‌هایی جهانی

    تنگه هرمز از نظر جغرافیایی گذرگاهی باریک است، اما نقشی که در اقتصاد جهانی ایفا می‌کند بسیار بزرگ‌تر از اندازه آن است. این تنگه در عمل یکی از شریان‌های اصلی انرژی جهان محسوب می‌شود و هر تحول امنیتی در آن می‌تواند اثراتی فراتر از منطقه خاورمیانه داشته باشد.

    به همین دلیل است که بحران در این گذرگاه کوچک، از بازار‌های مالی گرفته تا پمپ‌بنزین‌های هزاران کیلومتر دورتر، بازتاب پیدا می‌کند. اکنون نیز بسیاری از تحلیلگران معتقدند سرنوشت این مسیر دریایی در هفته‌های آینده می‌تواند نه‌تنها روند جنگ، بلکه مسیر بازار انرژی و اقتصاد جهانی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

  • خیز طلای سیاه برای ۲۰۰ دلاری شدن!

    خیز طلای سیاه برای ۲۰۰ دلاری شدن!

    به گزارش اقتصادران، در حالی که قیمت نفت سطوح بالای ۱۰۰ دلار را تجربه می‌کند، تحلیلگران مک‌کواری نسبت به افزایش بیشتر قیمت نفت هشدار می‌دهند. در همین حال، سایر بانک‌های بزرگ سرمایه‌گذاری نیز پیش‌بینی‌های خود را برای سه ماهه اول و سه ماهه دوم سال ۲۰۲۶ افزایش داده‌اند.

    پایداری قیمت نفت در سطوح بالای ۱۰۰ دلار

    گلدمن ساکس انتظار دارد که قیمت نفت خام برنت در ماه مارس به‌طور متوسط ​​بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه باشد. به گفته این بانک وال استریت، اگر بزرگترین اختلال عرضه نفت در تاریخ به جای چند هفته، به چند ماه ادامه یابد، قیمت‌ها می‌توانند افزایش بیشتری پیدا کنند.

    دسترسی آسان نفت به ۱۲۰ دلار در هر بشکه

    بانک UBS به نوبه خود انتظار دارد که اگر جریان نفت از تنگه هرمز همچنان مسدود بماند، قیمت‌ها بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه تثبیت شوند و در صورت ادامه انسداد تنگه هرمز، به محدوده تخریب شدیدتر تقاضا یعنی ۱۲۰ دلار در هر بشکه برسد.

    خیز برنت برای قله ۲۰۰ دلاری

    اوایل این هفته، تحلیلگران وود مکنزی گفتند که برنت می‌تواند در هفته‌های آینده به ۱۵۰ دلار در هر بشکه افزایش یابد. این رقم مشابه افزایش قیمت نفت پس از حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ است.

    در سال ۲۰۲۲، عرضه نفت وجود داشت و جریان آزاد داشت و بازار باید منتظر تغییر مسیر اجتناب‌ناپذیر جریان نفت خام روسیه به چین و هند می‌ماند. این بار، تحلیلگران وود مکنزی می‌گویند، از نظر ما ۲۰۰ دلار در هر بشکه در سال ۲۰۲۶ دور از ذهن نیست!

    هشدار بانک آمریکا درباره اصلاح قیمت نفت

    بانک آمریکا به سرمایه‌گذاران هشدار می‌دهد که اگر قیمت نفت خام به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه برسد، به دنبال افزایش قیمت نفت نباشند و استدلال می‌کند که قیمت‌ها در این سطوح، واکنش‌های دولت و بانک مرکزی را با هدف آرام کردن اقتصاد برمی‌انگیزد.

    این بانک اعلام کرده است که نفت در حال حاضر یکی از بزرگترین محرک‌های بازار در سال جاری بوده است. قیمت نفت خام از ابتدای سال تاکنون تقریباً ۷۰ درصد افزایش یافته است که بسیار بیشتر از کالاهای اساسی با حدود ۴۱ درصد افزایش و طلا با تقریباً ۱۷ درصد افزایش است. در همین مدت، شاخص S&P500 حدود ۲.۵ درصد کاهش یافته است، در حالی که بیت کوین حدود ۲۰ درصد کاهش نشان می‌دهد.

    نفت گران، هزینه‌های بنزین، حمل و نقل و تولید را افزایش می‌دهد که به نوبه خود شرایط مالی را سخت‌تر و فعالیت اقتصادی را کند می‌کند.

    در طول بحران مالی در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸، قیمت نفت خام از حدود ۷۰ دلار در هر بشکه به نزدیک ۱۴۰ دلار رسید. قیمت نفت اندکی پس از افزایش نرخ بهره توسط بانک مرکزی اروپا به اوج خود رسید و ظرف چند ماه، سیستم مالی شروع به فروپاشی کرد. قیمت‌ها در نهایت به حدود ۴۰ دلار در هر بشکه سقوط کردند.

    این بانک استدلال می‌کند که بزرگترین خطر ناشی از قیمت بالای نفت امروز ممکن است خود تورم نباشد، بلکه آسیب به درآمد شرکت‌ها و بازارهای مالی باشد.

    بانک آمریکا در صورت افزایش قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار، رویکردی محتاطانه را توصیه می‌کند و به سرمایه‌گذاران پیشنهاد می‌دهد که به جای دنبال کردن این افزایش قیمت، سود خود را برداشت کنند.

  • روس‌ها، برنده پنهان بستن تنگه هرمز!

    روس‌ها، برنده پنهان بستن تنگه هرمز!

    به گزارش اقتصادران، بستن تنگه هرمز و تبعاتی که بر اقتصاد جهانی داشته است، برای هیچ کس هم که آب نداشته باشد، برای روسیه نان دارد. ادامه دار شدن جنگ ایران با ائتلاف اسرائیل و آمریکا، همچنین اختلال در مسیر‌های انتقال نفت، به‌ویژه در تنگه هرمز، بازار جهانی انرژی را به شدت ملتهب کرده و قیمت نفت برنت را به بالای ۱۰۰ دلار رسانده است؛ سطحی که بسیاری از تولیدکنندگان از جمله روسیه مدت‌ها در انتظار آن بودند.

    اکنون بازار جهانی انرژی با تصمیمی کم‌سابقه از سوی واشنگتن غافلگیر شده است؛ تصمیمی که در آن، کشوری که تا همین چند ماه پیش زیر سخت‌ترین تحریم‌های نفتی آمریکا قرار داشت، حالا به یکی از منابعی تبدیل شده که خود واشنگتن برای آرام کردن بازار به آن تکیه می‌کند. وزارت خزانه‌داری آمریکا با صدور یک معافیت ۳۰ روزه به کشور‌ها اجازه داده نفت روسیه‌ای را که هم‌اکنون روی نفتکش‌ها در دریا سرگردان است، خریداری کنند؛ اقدامی که به گفته مقام‌های آمریکایی برای جلوگیری از جهش بیشتر قیمت انرژی در بحبوحه جنگ ایران انجام شده است.

    مجوز اضطراری واشنگتن برای نفت روسیه

    وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام کرده این معافیت تنها شامل نفتی می‌شود که پیش از اعمال محدودیت‌ها بارگیری شده و اکنون در دریا باقی مانده است. هدف رسمی این تصمیم «حفظ جریان عرضه در بازار جهانی» و جلوگیری از شوک قیمتی بیشتر عنوان شده است.

    طبق گزارش رسانه‌ها، این مجوز حدود ۱۰۰ تا ۱۲۸ میلیون بشکه نفت روسیه را شامل می‌شود که به دلیل تحریم‌ها یا اختلال در مسیر‌های کشتیرانی بدون خریدار مانده بود.

    وزیر خزانه‌داری آمریکا نیز در توضیح این تصمیم گفته این اقدام «یک راهکار کوتاه‌مدت و محدود» است و قرار نیست منفعت مالی بزرگی برای دولت روسیه ایجاد کند، زیرا بیشتر درآمد نفتی این کشور از مالیات‌های داخلی در محل استخراج تأمین می‌شود.

    با این حال، بسیاری از تحلیلگران و رسانه‌های غربی معتقدند پیامد واقعی این تصمیم می‌تواند متفاوت باشد.

    روسیه، برنده غیرمنتظره بحران هرمز

    روزنامه گاردین در تحلیلی درباره این تصمیم نوشت که افزایش شدید قیمت نفت در پی جنگ ایران باعث شده نفت روسیه که پیش‌تر با تخفیف فروخته می‌شد، اکنون در بازاری با قیمت‌های بالای ۱۰۰ دلار معامله شود؛ شرایطی که عملاً درآمد صادراتی مسکو را افزایش می‌دهد.

    در گزارش دیگری، واشنگتن‌پست تأکید کرده که رشد قیمت انرژی از زمان آغاز درگیری‌ها برای روسیه سودآور بوده و حتی پیش از صدور این معافیت، افزایش قیمت نفت روزانه حدود ۱۵۰ میلیون دلار درآمد اضافی برای مسکو ایجاد کرده است. این رسانه همچنین نوشت که مجوز جدید آمریکا می‌تواند امکان فروش میلیون‌ها بشکه نفت روسیه را فراهم کند که پیش‌تر به دلیل تحریم‌ها یا محدودیت‌های مالی بلاتکلیف مانده بود.

    به نوشته برخی تحلیلگران بازار انرژی، این تصمیم عملاً به آزاد شدن نفتی کمک می‌کند که از قبل تولید شده و روی نفتکش‌ها در انتظار خریدار بوده است؛ نفتی که اکنون در شرایط کمبود عرضه می‌تواند به سرعت وارد بازار شود و فشار قیمت را کاهش دهد.

    تناقض تحریم‌ها و واقعیت بازار انرژی

    تصمیم واشنگتن از منظر سیاسی نیز با واکنش‌های تندی روبه‌رو شده است. برخی سیاستمداران و تحلیلگران غربی معتقدند این اقدام می‌تواند پیام متناقضی درباره سیاست تحریم روسیه ارسال کند.

    در همین زمینه، واشنگتن‌پست گزارش داد که برخی متحدان اروپایی آمریکا این تصمیم را تضعیف‌کننده تلاش‌های غرب برای منزوی کردن مسکو می‌دانند. به اعتقاد منتقدان، اجازه فروش نفت روسیه ولو به‌طور موقت، می‌تواند منابع مالی بیشتری در اختیار کرملین قرار دهد.

    در مقابل، مقام‌های آمریکایی استدلال می‌کنند که این تصمیم صرفاً برای جلوگیری از بحران شدیدتر در بازار انرژی اتخاذ شده و تنها نفتی را شامل می‌شود که پیش‌تر تولید و بارگیری شده است.

    بحران هرمز و شوک بازار نفت

    اختلال در تردد نفتکش‌ها در تنگه هرمز، که حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند، عامل اصلی جهش قیمت‌ها عنوان شده است. برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که تهدید‌های امنیتی و حملات به کشتی‌ها باعث شده بخشی از جریان صادرات نفت در منطقه متوقف شود و بازار جهانی با کمبود عرضه مواجه گردد.

    در چنین شرایطی، هر بشکه نفتی که امکان ورود سریع به بازار داشته باشد اهمیت پیدا می‌کند؛ حتی اگر آن نفت متعلق به کشوری باشد که خود تحت تحریم‌های گسترده آمریکا قرار دارد.

    برنده پنهان جنگ انرژی

    در مجموع، بسیاری از تحلیلگران انرژی معتقدند بحران فعلی بازار نفت یک برنده غیرمنتظره دارد و آن کسی نیست غیر از روسیه.

    افزایش قیمت جهانی نفت، همراه با تصمیم واشنگتن برای آزاد کردن بخشی از نفت روسیه در بازار، شرایطی ایجاد کرده که مسکو می‌تواند نفت خود را در قیمتی بسیار بالاتر از دوران تحریم‌های شدید بفروشد.

    به همین دلیل، برخی رسانه‌های غربی از روسیه به‌عنوان «برنده پنهان» شوک انرژی ناشی از جنگ ایران یاد می‌کنند؛ جنگی که هدف آن مهار یک رقیب ژئوپلیتیک بود، اما در عمل ممکن است به تقویت درآمد‌های نفتی رقیبی دیگر منجر شود.

  • سایه جنگ بر سر آب شیرین‌کن‌های منطقه

    سایه جنگ بر سر آب شیرین‌کن‌های منطقه

    به گزارش اقتصادران، در شامگاه ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ تأسیسات آب‌شیرین‌کن شرکت مپنا در جزیره قشم هدف حمله‌ای نظامی قرار گرفت؛ رخدادی که به گفته مقامات ایرانی، یکی از زیرساخت‌های حیاتی تأمین آب در این جزیره را دچار خسارت کرده است. این تأسیسات روزانه ۱۲ تا ۱۵ هزار مترمکعب آب مورد نیاز جزیره را تأمین می‌کرد و پس از این حمله، به گفته مسئولان محلی، تأمین آب حدود ۳۰ روستا با اختلال جدی مواجه شده است.

    در پاسخ به این حمله پایگاه آمریکایی جفیر در بحرین هدف حملات موشکی قرار گرفت. همزمان گزارش‌هایی از رهگیری موشک‌ها در آسمان قطر، امارات متحده عربی و عربستان سعودی منتشر شد؛ رخدادهایی که باعث شد کشورهای عربی خواستار برگزاری نشست فوری اتحادیه عرب شوند.

    وابستگی شدید منطقه به آب‌شیرین‌کن‌ها

    این تحولات در حالی رخ می‌دهد که بسیاری از کشورهای خاورمیانه به شدت به فناوری شیرین‌سازی آب دریا وابسته هستند. بر اساس آمار منتشر شده درباره وضعیت آب در منطقه، کویت ۹۰درصد، عمان ۸۶ درصد و عربستان سعودی ۷۰ درصد از آب مصرفی خود را از طریق شیرین‌سازی تأمین می‌کنند. در مقابل، ایران تنها ۲ درصد از نیاز آبی خود را از آب شیرین‌شده تأمین می‌کند.

    در همین حال، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس میزبان بزرگ‌ترین تأسیسات آب‌شیرین‌کن جهان هستند؛ زیرساخت‌هایی که برای بقای جمعیت و اقتصاد این منطقه حیاتی به شمار می‌روند.

    در عربستان سعودی تأسیسات راس‌الخیر با ظرفیت تولید روزانه بیش از ۱ میلیون مترمکعب آب شیرین و ۲۴۰۰ مگاوات برق به عنوان بزرگ‌ترین تأسیسات ترکیبی آب‌شیرین‌کن جهان شناخته می‌شود و آب مورد نیاز شهرهای ریاض و حفرالباطن را تأمین می‌کند.

    در امارات متحده عربی نیز تأسیسات عظیم طویله در ابوظبی قرار دارد که با ظرفیت تولید ۹۰۹٬۲۱۸ مترمکعب آب در روز بزرگ‌ترین نیروگاه آب‌شیرین‌کن جهان با فناوری اسمز معکوس محسوب می‌شود و آب آشامیدنی حدود ۴.۵ میلیون نفر را تأمین می‌کند.

    در مجموع، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس حدود ۴۰ درصد از آب شیرین‌شده جهان را تولید می‌کنند و بیش از ۴۰۰ تأسیسات آب‌شیرین‌کن در سراسر منطقه فعال است. قطر با ۱۰۹ تأسیسات و امارات با ۷۰ تأسیسات بخش عمده نیاز آبی خود را از طریق شیرین‌سازی آب دریا برآورده می‌کنند.

    زیرساختی که می‌تواند سرنوشت کشورها را تغییر دهد

    کارشناسان هشدار می‌دهند که آسیب به این زیرساخت‌ها می‌تواند پیامدهایی بسیار فراتر از خسارت‌های اقتصادی داشته باشد. بر اساس اسناد دیپلماتیک فاش‌شده آمریکا، در صورتی که تأسیسات جبیل در عربستان که بیش از ۹۰ درصد آب شهر ریاض را تأمین می‌کند هدف قرار گیرد، پایتخت عربستان «ظرف یک هفته باید تخلیه شود» و ساختار فعلی دولت سعودی بدون این تأسیسات قابل بقا نخواهد بود.

    چنین سناریویی می‌تواند همزمان بحران‌های متعددی را در حوزه آب آشامیدنی، برق، بهداشت و نظم عمومی ایجاد کند. تحلیلگران معتقدند کشورهای عربی ممکن است بتوانند با شوک‌های قیمتی، لغو پروازها یا اختلال موقت انرژی کنار بیایند، اما فروپاشی گسترده در تأمین آب آشامیدنی می‌تواند ثبات اجتماعی و سیاسی آنها را به طور جدی تهدید کند.

    در چنین شرایطی، امنیت آب برای کشورهای حاشیه خلیج فارس به مسئله‌ای در حد بقای ملی تبدیل شده است؛ موضوعی که می‌تواند آنها را به سمت مشارکت مستقیم در درگیری‌ها یا حمایت از اقدامات تلافی‌جویانه گسترده‌تر سوق دهد.