دسته: اخبار

  • همتی به قطر سفر کرد

    همتی به قطر سفر کرد

    به گزارش اقتصادران، ناصر همتی، رییس بانک مرکزی ساعتی پیش عازم قطر شد.

    گفته می‌شود یکی از دلایل سفر همتی به قطر پیگیری آزادسازی منابع ارزی کشورمان است.

  • اعلام آمادگی بانک صادرات ایران برای نوسازی و توسعه زیرساخت‌های سلامت در انستیتو پاستور ایران / تأکید اسکندری بر حمایت از امنیت سلامت کشور به عنوان یک مسئولیت ملی

    اعلام آمادگی بانک صادرات ایران برای نوسازی و توسعه زیرساخت‌های سلامت در انستیتو پاستور ایران / تأکید اسکندری بر حمایت از امنیت سلامت کشور به عنوان یک مسئولیت ملی

    به گزارش اقتصادران به نقل از روابط‌عمومی بانک صادرات ایران، قربان اسکندری سرپرست این بانک به همراه مهدی اقبالی‌راد نائب‌رئیس هیأت‌مدیره، محمد وطن‌پور عضو هیأت‌مدیره و جمعی از معاونان و مدیران ارشد این بانک، با حضور در انستیتوپاستور ایران از بخش‌های آسیب‌دیده این مجموعه علمی و تحقیقاتی که در جریان جنگ تحمیلی سوم دچار خسارت شده بود، بازدید کردند.

    در این بازدید، احسان مصطفوی رئیس انستیتو پاستور ایران و جمعی از مدیران، اعضای هیأت‌علمی و مسئولان این مجموعه، ضمن تشریح ابعاد خسارات واردشده، گزارشی از فعالیت‌ها، جایگاه راهبردی و برنامه‌های بازسازی و توسعه این مرکز ارائه کردند.

    قربان اسکندری سرپرست بانک صادرات ایران، در این نشست با تأکید بر جایگاه راهبردی انستیتوپاستور ایران در تأمین امنیت زیستی و سلامت کشور، اظهار کرد: انستیتوپاستور ایران سنگر امنیت سلامت و زیستی کشور به شمار می‌رود و نقش تاریخی آن در مقابله با بیماری‌ها، تولید واکسن و ارتقای زیرساخت‌های علمی و زیست‌فناورانه ایران، ماندگار و ارزشمند است.

    وی با اشاره به سابقه بیش از یک قرن فعالیت این مجموعه افزود: دانشمندان و پژوهشگران انستیتوپاستور ایران در مقاطع حساس تاریخی، به‌ویژه در دوران همه‌گیری کرونا، با تلاش‌های علمی و بی‌وقفه خود نقش مهمی در حفظ سلامت جامعه ایفا کردند و امروز نیز حمایت از نوسازی و توسعه این مجموعه، یک مسئولیت ملی است.

    سرپرست بانک صادرات ایران تصریح کرد: بانک، نوسازی و توسعه انستیتوپاستور ایران را ضرورتی ملی و اقدامی در راستای صیانت از امنیت سلامت کشور می‌داند. بر همین اساس، بانک صادرات ایران آمادگی دارد در چارچوب ظرفیت‌های قانونی و تخصصی خود، در حوزه‌هایی همچون تأمین مالی، استفاده از ظرفیت ماده ۵۶ قانون الحاق،اعتبار مالیاتی، مسئولیت اجتماعی، سرمایه‌گذاری و تسهیل فرآیند واردات تجهیزات تخصصی، در کنار این مجموعه قرار گیرد.

    اسکندری همچنین بر ضرورت آغاز فوری همکاری‌های اجرایی و کارشناسی میان دو مجموعه تأکید کرد و گفت: باید با تشکیل کارگروه‌های تخصصی مشترک، مسیر بازسازی، تأمین تجهیزات و اجرای برنامه‌های توسعه‌ای انستیتو پاستور ایران با سرعت و دقت دنبال شود تا وقفه ایجادشده در فعالیت‌های این مجموعه به حداقل برسد.

    در بخش دیگری از این نشست، مهدی اقبالی‌راد نائب‌رئیس هیأت‌مدیره بانک صادرات ایران، با اشاره به ظرفیت‌های این بانک در حوزه خدمات مالی و شبکه گسترده عملیاتی در سراسر کشور، بر آمادگی بانک برای بررسی راهکارهای مشترک در زمینه بازسازی، تأمین منابع و طراحی مدل‌های همکاری میان‌مدت و بلندمدت تأکید کرد.

    محمد وطن‌پور عضو هیأت‌مدیره بانک صادرات ایران نیز با اشاره به تجربه بانک در حوزه عملیات ارزی و تأمین مالی پروژه‌های تخصصی، گفت: بانک صادرات ایران آمادگی دارد در فرآیند تأمین تجهیزات وارداتی، اخذ مجوزها، گشایش مسیرهای مالی و تعامل با نهادهای تأمین‌کننده منابع بین‌المللی، در کنار انستیتو پاستور ایران قرار گیرد.

    در پایان، طرفین بر تداوم همکاری‌های مشترک، تشکیل جلسات تخصصی و تسریع در تدوین سازوکارهای اجرایی برای حمایت از نوسازی، تجهیز و توسعه انستیتو پاستور ایران تأکید کردند.

  • داستان تلخ «دنا»

    داستان تلخ «دنا»

    به گزارش اقتصادران، سفری که برای انجام یک مأموریت صلح‌آمیز دریایی آغاز شده بود، ناگهان به تراژدی‌ای تلخ در دل اقیانوس هند بدل شد؛ روایتی از مردانی که با پرچم دوستی و تعامل میان ملت‌ها راهی آب‌های دوردست شدند، اما در میانه مسیر، قربانی حمله‌ای شدند که نه‌تنها یک ناوشکن، بلکه بخشی از خاطرات، رفاقت‌ها و جانِ ده‌ها دریادل ایرانی را در اعماق دریا جا گذاشت.

    ناوشکن «دنا» در حالی برای حضور در رزمایش بین‌المللی «میلان» عازم هند شد که مأموریتی آموزشی، صلح‌محور و نمادین را بر دوش داشت؛ مأموریتی که قرار بود جلوه‌ای از اقتدار، آرامش و همکاری دریایی ایران باشد. اما شب سیزدهم اسفندماه، در تاریکی مطلق اقیانوس و هزاران کیلومتر دورتر از وطن، همه‌چیز در چند ثانیه تغییر کرد. انفجار اژدرها، آتش، دود، جای آرامش دریا را گرفت و دنا، آرام‌آرام همراه با ۱۰۴ دریادل ایرانی در دل آب‌ها فرو رفت.

    آنچه در ادامه می‌آید، تنها روایت یک حادثه نیست؛ شرح لحظه‌هایی است آمیخته با ایثار، وحشت، امید، داغ و مظلومیت. روایت بازماندگانی که میان شعله و موج، برای نجات هم‌رزمانشان جنگیدند، ساعت‌ها در آب سرگردان ماندند و با خاطره دوستانی بازگشتند که هرگز به خانه نرسیدند.

    جزئیات حضور ناوشکن دنا در رزمایشی صلح‌آمیز و مبتنی بر دوستی، همدلی و تعامل

    ناوسروان عرشه حمیدرضا عشایری فرمانده دوم ناوشکن دنا درباره حضور ناو دنا در رزمایش صلح و دوستی در هندوستان می‌گوید: با توجه به دعوتی که هر دو سال یک‌بار توسط کشور هند برای شرکت در رزمایش صلح و دوستی «میلان» انجام می‌شود، مطابق مأموریت دو سال گذشته که ناوشکن دنا هم در این برنامه شرکت کرده بود، این ناوشکن از سوی نیروی دریایی و «آجا» مأمور شد تا در مأموریت صلح و دوستی شرکت کند. این رزمایش ماهیتی کاملاً صلح‌آمیز و مبتنی بر دوستی، همدلی و تعامل میان ملت‌ها دارد؛ از جمله اینکه یگان اعزامی نباید سلاح‌های سنگین و سلاح‌های استراتژیک همراه داشته باشد و همین مسئله، فضای این مأموریت را بیش از هر چیز به نمادی از صلح و آرامش تبدیل کرده بود.

    وی ادامه می‌دهد: برنامه‌ای که برای ناوشکن دنا پیش‌بینی شده بود، با کارورزی دانشجویان دانشگاه نوشهر، هم‌زمان شد. دانشجوهایی که در نوشهر در همان سال آموزش‌های لازم را به‌صورت تئوری طی کرده بودند، می‌بایست در مناطق عملیاتی هم آموزش‌های عملی را دریافت کنند. این هم‌زمانی، مأموریت دنا را برای همه ما متفاوت و حساس‌تر کرده بود و ناوشکن دنا، به‌همراه ناو «بوشهر» و ناو پشتیبانی «لاوان» برای انجام مأموریت در تاریخ «چهارم بهمن‌ماه» با امید، انگیزه و احساس مسئولیتی سنگین به سمت کشور هند عازم شدند.

    فرمانده دوم ناوشکن دنا درباره این ماموریت تصریح می‌کند: در مسیر، برنامه به‌گونه‌ای تغییر می‌کند که ناو «لاوان» و ناو «بوشهر» از ناوشکن دنا جدا شده و ناوشکن «دنا» به‌تنهایی به سمت هند حرکت می‌کند؛ تنهایی‌ای که در دل آب‌های بی‌انتها، سنگینی مأموریت را بیش از پیش احساس‌پذیر می‌کرد. مقصد ما بندر «ویساکاپاتنام» بود که در شرق هند قرار می‌گیرد. پس از حدود ۱۵ تا ۱۶ روز دریانوردی به آن بندر رسیدیم. سپس برنامه‌های پیش‌بینی‌شده برای رزمایش اجرا شد؛ از جمله برنامه‌هایی که در دریا انجام می‌شد و برنامه‌هایی که در فاز ساحلی پیگیری می‌شد، به‌گونه‌ای که تمامی یگان‌ها در آن محل پهلوگیری کرده و مأموریت‌های مربوط به رزمایش را اجرا می‌کردند.

    عشایری خاطرنشان می‌کند: مدت اقامت ما در هند تقریباً حدود ۱۲ روز بود. در این مدت، برنامه‌های مختلفی برگزار شد و ناوشکن دنا با مشارکت در برنامه‌هایی که در آن حدود ۴۵ تا ۵۰ کشور شرکت‌کننده حضور داشتند، افتخارات قابل توجهی کسب کرد و باعث شد نام ایران با غرور در میان کشورهای حاضر شنیده شود. پس از پایان مأموریت و اتمام برنامه رزمایش، به سمت بندر ثانویه‌ای حرکت کردیم که برای ما پیش‌بینی شده بود؛ بندر «کلمبوی» کشور سریلانکا. حدود سه روز بود که از بندر ویساکاپاتنام هند دور شده بودیم که ناگهان متوجه شدیم کشورمان درگیر جنگ شده است. دشمنان آمریکایی و صهیونی در جریان حمله‌ای ناجوانمردانه وارد عملیات شدند و فضای مأموریت، ناگهان از آرامش به نگرانی و التهاب تغییر پیدا کرد.

    وی ادامه می‌دهد: با توجه به شرایط ایجاد شده تصمیم‌گیری شد که در بندر کوچینِ هند، که در غرب هند قرار دارد، پهلوگیری کنیم تا وضعیت جنگ مشخص شود و ببینیم برنامه بعدی چگونه خواهد بود.

    در آن شب تلخ و در دل تاریکی مطلق دریا، تنها چند ثانیه کافی بود تا آرامش شب به کابوسی هولناک تبدیل شود، فرمانده دوم ناوشکن دنا با یادآوری شبی  که به ناو دنا حمله شد، می‌گوید: در مسیر رسیدن به بندر کوچین هند، در روز سیزدهم اسفندماه، ساعت ۳:۲۰ دقیقه بامداد، یک زیردریایی آمریکایی به سمت یگان حمله‌ور شد و دو فروند اژدر را به سوی ناوشکن شلیک کرد. با توجه به ماهیت اژدرها که به سمت تحرک یگان و به سمت صدایی که پروانه یگان تولید می‌کند حرکت می‌کند، چراکه ماهیت آن با صداست، اژدر به بخش انتهایی یگان برخورد کرد. نتیجه این برخورد، از کار افتادن بخش‌هایی از ناوشکن و ایجاد یک پارگی عظیم در پاشنه یگان بود؛ به‌گونه‌ای که یگان بخش زیادی از قدرت تحرک خود را از دست داد و در عمل، به‌صورت یک هدف بی‌دفاع و زخمی در میان آب‌های تاریک دریا رها شد.

    به گفته وی، در پی شرایط ایجادشده و با توجه به گستردگی آبی که به داخل یگان وارد شده بود و از دست رفتن ماهیت شناوری و تحرک ناوشکن، ناچاراً اعلام ترک ناو صورت گرفت تا پرسنل از داخل یگان تخلیه شوند.

    در همان لحظات تلخ و پراضطراب که هر ثانیه‌اش بوی خطر می‌داد، پرسنل به سمت «دک پرواز» و محل تجمع همیشگی یگان گسیل می‌شدند؛ این بخشی از یادآوری خاطرات ناوسران عرشه عشایری است.

    وی ادامه می‌دهد: بخشی از نیروها درگیر آزادسازی قایق‌های نجات بودند و بخشی دیگر با وجود خطر، به بررسی اماکن داخلی می‌پرداختند تا اطمینان حاصل شود فردی در داخل یگان گرفتار نمانده است.

     عشایری ادامه می‌دهد: بنده هم، به‌عنوان فرمانده دوم، با توجه به وظایفی که بر عهده داشتم، از قسمت پاشنه اطمینان حاصل کردم که نیروها در مسیر تخلیه به سمت پاشنه حرکت می‌کنند. سپس مجدداً به داخل ناوشکن برگشتم تا بررسی‌های لازم را انجام دهم و اطمینان پیدا کنم آیا کسی در داخل گرفتار شده است یا خیر. مادامی که اماکن یگان را چک کردم و از قسمت پاشنه به سمت سینه حرکت می‌کردم، پس از خروج از بخش داخلی و رسیدن به محدوده تجمع، با وجود تمام نگرانی‌ها و شرایط بحرانی، تلاش کردم مسیر انتقال را دنبال کنم و اطمینان حاصل کنم نیروها در محل تجمع حضور دارند.

    در شب حادثه، دو اژدر از سوی زیردریایی آمریکایی به قلب ناو شلیک شد. اصابت دومین اژدر، انفجاری چنان هولناک و مهیب رقم زد که گویی در یک آن، تمام دنیا در کامِ شعله‌ها بلعیده شد؛ او در توصیف آن لحظاتِ دلهره‌آور می‌گوید: با بررسی اماکن یگان و اطمینان از اینکه کسی در داخل باقی نمانده است، از قسمت سینه به سمت محل تجمع که در پاشنه ناوشکن قرار داشت، حرکت کردم. هنوز چند قدم بیشتر برنداشته بودم که ناگهان «اژدر دوم» به یگان برخورد کرد؛ متاسفانه تمامی افرادی که در پاشنه آماده بودند تا یگان را با تجهیزات ایمنی ترک کنند، بر اثر شدت انفجار و پرتاب شدن نفرات به آسمان و برخورد دوباره پیکرهایشان با بدنه ناوشکن و دک پرواز، در میان شعله، دود و تکه‌های آهن گرفتار شدند و ۱۰۴ نفر از دوستان ما در همان نقطه، در برابر چشمان هم‌رزمانشان، به شهادت رسیدند؛ لحظه‌ای که هیچ‌گاه از ذهن ما پاک نخواهد شد.

    فرمانده دوم ناوشکن دنا به تلاش‌ها برای نجات جان مجروحان در وضعیتی که همه گرفتار شده بودند اشاره می‌کند و درباره نجات جان باقی‌مانده نیروها تصریح می‌کند: لحظه‌ای که خودم به آن نقطه رسیدم، متوجه شدم یکی از دوستانم در میان آن وضعیت هولناک گرفتار شده است. او به‌شدت آسیب دیده بود؛ دست و گردنش جراحت‌های سنگینی داشت و نفس کشیدنش به‌سختی انجام می‌شد. با تلاش‌هایی که انجام شد، توانستیم مسیر تنفسی او را باز کنیم، جابه‌جایش کنیم و از محدوده پاشنه خارج و در آب رها کنیم. چند نفر دیگر نیز شرایط مشابهی داشتند؛ بدن‌هایی زخمی و شکسته، اما هنوز امیدی برای نجاتشان وجود داشت. خوشبختانه توانستیم آنها را نیز به آب منتقل کنیم و الحمدلله امروز زنده‌اند و در کنار خانواده‌هایشان نفس می‌کشند. اما صحنه‌ای که هرگز فراموش نمی‌شود، پیکر دوستانی بود که در قسمت بالگرد و محوطه پرواز حضور داشتند؛ جایی که حدود ۹۵ درصد نیروها همان لحظه اول انفجار، بی‌صدا و مظلومانه به شهادت رسیدند.

    دشمنان ناجوانمردانه زمانی را انتخاب کردند که یگان نه فرصت بازگشت داشت و نه امکان تجهیز مجدد

    وی درباره اینکه آیا احتمال وقوع حمله را می‌دادند، خاطرنشان می‌کند: با توجه به سابقه‌ای که از آمریکا و اسرائیل وجود دارد و این خباثت و نامردی‌ای که طی سال‌های گذشته نه فقط نسبت به ایران بلکه نسبت به کشورهای دیگر نشان داده بودند، ما احتمال درگیری را می‌دادیم؛ اما نه در فاصله حدوداً ۳۰۰۰ کیلومتری از ایران و نه در منطقه‌ای که اساساً محل اصلی درگیری محسوب نمی‌شد. ما تصور می‌کردیم اگر تهدیدی باشد، در عرض‌های بالاتر و نزدیک شمال اقیانوس هند اتفاق خواهد افتاد و حتی نیروها را برای آن شرایط آماده کرده بودیم. اما دشمنان، چون می‌دانستند ناوشکن حامل تجهیزات کامل رزمی و اژدر برای مقابله نیست، ناجوانمردانه زمانی را انتخاب کردند که یگان نه فرصت بازگشت داشت و نه امکان تجهیز مجدد.

    به گفته فرمانده دوم ناوشکن دنا، حمله به ناو توسط زیردریایی آمریکا صورت گرفته بود که از پایگاه دیگو گارسیا آمده بود. همچنین طبق مشاهدات و قرائن موجود، یکی از ناوهای آمریکایی که قرار بود در بخش‌هایی از رزمایش حضور و مشارکت داشته باشد، در کنار ناوهایی که از آمریکا به شمال اقیانوس هند اعزام شده بودند حضور داشت و اکنون هم در محاصره دریایی شرکت دارد.

    زنده ماندن ۳۲ نفر، با آن حجم از انفجار و تخریب، جز یک معجزه بزرگ نبود

    اما دشمنان در نهایت نامردی، در عملیاتی شبانه و در لحظاتی که نیروهای ناو دنا خود را برای سحری آماده می‌کردند حمله را انجام دادند.

    وی درباره جستجوی پیکر شهدایی که از آب بیرون کشیده می‌شد، می‌گوید: نیروهای ما برای خوردن سحری خود را آماده می‌کردند که حمله صورت گرفت و از بین ۱۰۴ شهید عزیز، توانستیم ۸۴ پیکر را از آب و دریا بیرون بکشیم و به خانواده‌هایشان تحویل دهیم. این مسئله نشان‌دهنده هوشیاری یگان و آمادگی عملیاتی نیروها بود. همچنین زنده ماندن ۳۲ نفر، با آن حجم از انفجار و تخریب، چیزی جز یک معجزه بزرگ نبود. ناوشکن با وجود اصابت دو فروند اژدر مارک ۴۸ و آسیب‌های ویرانگر، توانست تعداد ۳۲ نفر از نیروها را تا لحظه نجات حفظ کند و پیکر ۸۴ شهید را به آغوش خانواده‌های چشم‌انتظارشان برساند.

    ۲۰ نفر از عزیزان ما داخل یگان گرفتار شدند و دیگر امکان جستجوی پیکر آنها فراهم نشد

     فرمانده دوم ناوشکن دنا تصریح می‌کند: با این حال، علیرغم همه تلاش‌ها و آمادگی‌ها، ۲۰ نفر از عزیزان ما در داخل یگان گرفتار شدند و دیگر امکان جستجوی پیکر آنها فراهم نشد. برخورد اژدر، شکافی عظیم در بدنه یگان ایجاد کرده بود و برخی از دوستان عزیز ما بر اثر موج انفجار به داخل این شکاف پرتاب شدند و مظلومانه به اعماق دریا رفتند؛ دوستانی که حتی فرصت آخرین خداحافظی را هم پیدا نکردند.

    ترک یگان سخت‌ترین تصمیم زندگی‌ام بود  / ناوشکن آرام‌آرام جلوی چشمانمان همراه با خاطرات، رفاقت‌ها و بخشی از جان ما، به قعر دریا رفت

    وی درباره سخت‌ترین تصمیمی که در ناو دنا در آن لحظات گرفته بود، می‌گوید: سخت‌ترین تصمیم زندگی‌ام این بود که مجبور شدم یگانم را ترک کنم؛ یگانی که سالیان سال در آن خدمت کرده بودم، با آن زندگی کرده بودم و هر گوشه‌اش برایم خاطره داشت. سخت‌تر از آن، رها کردن دوستانم بود؛ دوستانی که سال‌ها کنار هم زندگی کرده، خندیده و خدمت کرده بودیم. اینکه مجبور شدم ۲۰ نفر از عزیزانم را در آنجا بگذارم و نتوانم کاری برای نجاتشان انجام دهم، زخمی است که تا آخر عمر همراهم خواهد ماند. هنوز هم تصویر آن لحظه از ذهنم بیرون نمی‌رود؛ لحظه‌ای که ناوشکن دنا، آرام‌آرام جلوی چشمانمان در آب فرو رفت و همراه با خاطرات، رفاقت‌ها و بخشی از جان ما، به قعر دریا رفت.

    به گفته وی، این منطقه مسیر اصلی تردد کشتیرانی است و شبانه‌روز کشتی‌های بسیاری از آن عبور می‌کنند؛ کشتی‌هایی که از شرق آسیا راهی غرب، دریای سرخ و خلیج عدن می‌شوند و ناچارند از همین گذرگاه عبور کنند. عشایری درباره اینکه چگونه و از چه طریق در آن شرایط هولناک به آن‌ها کمک شد، می‌گوید: نقطه‌ای که ناوشکن در آن هدف قرار گرفت و در نهایت غرق شد، یکی از شلوغ‌ترین مسیرهای دریایی جهان بود. ما بعد از حادثه، در میان تاریکی، دود، صدای ناله مجروحان و موج‌های سنگین دریا، با منور به کشتی‌های عبوری علامت می‌دادیم و درخواست کمک می‌کردیم. اما تلخ‌تر از همه این بود که برخی کشتی‌هایی که از کنار ما عبور می‌کردند، آمریکایی بودند و بی‌تفاوت، بدون کوچک‌ترین توجهی، از کنار پیکرهای زخمی و شناور ما گذشتند؛ انگار نه انسانی در آب مانده بود و نه فاجعه‌ای رخ داده است.

    خودمان، با بدن‌های زخمی، پیکر دوستان‌مان را بسته بودیم تا مبادا جریان آب، آن‌ها را از ما جدا کند

    عشایری ادامه می‌دهد: در میان آن شب سیاه و نفس‌گیر، یک کشتی متوجه وضعیت ما شد؛ اما به‌دلیل تاریکی مطلق و شرایط بحرانی، نتوانستیم نام یا ملیت آن را تشخیص دهیم. همان کشتی تنها امید ما در آن لحظات بود؛ تنها کشتی‌ای که به علائم ما پاسخ داد. خوشبختانه همان کشتی بود، موضوع را به کشور سریلانکا و ایستگاه اضطراری بین‌المللی که برای چنین شرایطی در دنیا تعریف شده است، اطلاع داد. پس از آن، نیروی دریایی سریلانکا دو فروند ناوچه اعزام کرد؛ یک ناوچه برای نجات بازماندگان و یک ناوچه برای انتقال پیکرهای مطهر شهدا.

    وی تصریح کرد: ما خودمان، با دست‌هایی خسته و بدن‌هایی زخمی، پیکر دوستان شهیدمان را جمع‌آوری کرده و بسته بودیم تا مبادا جریان آب، آن‌ها را از ما جدا کند و دیگر نتوانیم حتی برای آخرین‌بار، عزیزانمان را به آغوش خانواده‌هایشان برگردانیم. از حدود ساعت نزدیک به یک ربع مانده به چهار صبح تا حوالی ظهر، یعنی نزدیک ساعت ۱۲، ما در آب سرگردان و شناور بودیم؛ ساعاتی که هر دقیقه‌اش به اندازه یک عمر می‌گذشت.

    اولین تماس با خانواده‌ها در بیمارستان سریلانکا بود 

    فرمانده دوم ناوشکن دنا درباره لحظه‌ای که خبر این حادثه به خانواده‌ها اطلاع داده شد، تصریح می‌کند: روز قبل از این اتفاق، یعنی دوازدهم اسفندماه، تقریباً همه بچه‌ها با خانواده‌هایشان تماس گرفته بودند. همه می‌دانستند کشور درگیر جنگ شده و ما هم هزاران کیلومتر دورتر از وطن قرار داریم. با این حال، بچه‌ها به خانواده‌هایشان دلداری می‌دادند و می‌گفتند: «ان‌شاءالله مشکلی پیش نمی‌آید… شما نگران ما نباشید… برمی‌گردیم و دوباره شما را می‌بینیم.» هیچ‌کس تصور نمی‌کرد تنها چند ساعت بعد، سرنوشت این‌گونه تغییر کند.

    وی می‌گوید: فقط ۱۲ ساعت بعد از آن تماس‌ها، این حادثه برای ما رخ داد. خانواده‌هایی که تنها چند ساعت قبل صدای عزیزانشان را شنیده بودند، ناگهان با خبر حمله و غرق شدن ناوشکن روبه‌رو شدند. فشار روحی و نگرانی‌ای که بر خانواده‌ها وارد شد، قابل توصیف نیست. اولین تماسی که بعد از حادثه توانستیم برقرار کنیم، حدود ساعت دو بعدازظهر بود؛ زمانی که در بیمارستان سریلانکا بستری شده بودیم. آن لحظه، صدای خانواده‌ها پشت تلفن، پر از گریه، اضطراب و ناباوری بود.

    سخت‌ترین بخش ماجرا، تماس با خانواده عزیزانی بود که دیگر در میان ما نبودند

    به گفته وی، تیم سفارت جمهوری اسلامی ایران و وابسته نظامی کشور که در بیمارستان حاضر شدند، تلفن‌هایی در اختیار نیروها قرار دادند.

    وی تصریح کرد: بنده به‌عنوان مسئول یگان، به همراه فرمانده ناوشکن، لیست بازماندگان را تهیه و تحویل دادیم تا امکان تماس با خانواده‌ها فراهم شود. اما سخت‌ترین بخش ماجرا، تماس با خانواده عزیزانی بود که دیگر در میان ما نبودند؛ تماس‌هایی که هیچ واژه‌ای توان بیان درد آن را ندارد. اینکه مادری، همسری یا پدری پشت خط منتظر شنیدن صدای عزیزش باشد و ما مجبور شویم خبر شهادتش را بدهیم، از طاقت هر انسانی خارج است.

    فرمانده دوم ناوشکن دنا می‌افزاید: شرایط بسیار سختی بود؛ هم برای ما که دوستان و همرزمانمان را از دست داده بودیم و هم برای خانواده‌هایی که ساعت‌ها در بی‌خبری و اضطراب به سر می‌بردند. برخی خانواده‌ها هنوز امیدوار بودند عزیزشان زنده باشد و ما ناچار بودیم حقیقت را به آن‌ها بگوییم. آن روزها و آن لحظات، نفس‌گیرترین و تلخ‌ترین روزهای عمر ما بود؛ روزهایی که هنوز هم از ذهن و روحمان خارج نشده است. حتی حالا هم باور کردن آنچه بر سر ما آمد، دشوار است.

    صحنه دیدن پیکر دوستانم برای من فقط یک حادثه نظامی نبود؛ شبیه روایتی از عاشورا بود / زخم ما هر شب باز می‌شود

    عشایری می‌گوید: صحنه‌ای که از همان لحظه اول حمله تا امروز ذهنم را رها نکرده، مربوط به همان محل تجمع در پاشنه ناوشکن است. من جزو اولین نفراتی بودم که پس از برخورد اولیه به آنجا رسیدم و تک‌تک دوستانی را که بعداً به شهادت رسیدند، از نزدیک دیدم؛ زنده، امیدوار و آماده برای ترک ناو. اما وقتی برای بار دوم از داخل یگان بازگشتم، همان دوستان را دیدم که چند دقیقه قبل ایستاده بودند و حرف می‌زدند و حالا غرق در خون، مظلومانه روی دک افتاده بودند. آن صحنه، برای من فقط یک حادثه نظامی نبود؛ شبیه روایتی از عاشورا بود. اگر بخواهم مثالی بزنم، آنچه بر ما گذشت، برای من تداعی‌کننده مصائب روز عاشورا و مظلومیت امام حسین(ع) و یارانش بود. این اتفاق، زخمی است که هیچ‌وقت از ذهن من و دیگر بازماندگان ناوشکن دنا پاک نخواهد شد؛ زخمی که هر شب با یاد دوستانمان دوباره باز می‌شود.

    آخرین باری که مشابه چنین حمله‌ای به یک ناو نظامی رخ داد، به جنگ جهانی دوم بازمی‌گشت

    وی درباره بازتاب این حمله در فضای بین‌الملل می‌گوید: اتفاقی که برای ما افتاد، به‌نوعی یادآور تلخ‌ترین صحنه‌های تاریخ جنگ‌های دریایی بود. آخرین باری که مشابه چنین حمله‌ای به یک ناو نظامی رخ داده بود، به جنگ جهانی دوم بازمی‌گشت؛ اما آن زمان شرایط متفاوت بود، همه کشورها مسلح بودند و جنگ به‌صورت رسمی جریان داشت.

    ناوسروان عشایری گفت: تفاوت دردناک ماجرا برای ما این بود که ما نه برای جنگ رفته بودیم، نه در وضعیت رزمی قرار داشتیم و نه حتی جنگی به‌صورت رسمی اعلام شده بود. ما در مأموریتی با ماهیت صلح و دوستی حضور داشتیم و هزاران کیلومتر دورتر از وطن، در نقطه‌ای که هیچ‌کس انتظار درگیری نداشت، هدف حمله قرار گرفتیم. همین موضوع، تلخی و مظلومیت این حادثه را چندین برابر می‌کند.

    نیروهای مسلح تمام توان خود را برای ثبت و پیگیری این جنایت به کار گرفته‌اند

    فرمانده دوم ناوشکن دنا می‌افزاید: در رابطه با پیگیری‌های حقوقی، تا جایی که در جریان هستم، نیروهای مسلح، ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروی دریایی، تمام توان خود را برای ثبت و پیگیری این جنایت به کار گرفته‌اند. تمامی مختصات، زوایا و جزئیات حادثه جمع‌آوری شده، مستندات ثبت شده و تمام اطلاعاتی که لازم بود از ما دریافت شود، در اختیار بخش‌های مربوطه قرار گرفته است. دوستان ما در بخش حقوقی نیروهای مسلح با جدیت پیگیر این پرونده هستند تا حقیقت این فاجعه فراموش نشود و خون این عزیزان بی‌صدا در دل دریا گم نشود.

    روزهایی را گذراندیم که هر ساعتش برای ما مثل یک عمر می‌گذشت

    عشایری با اشاره به واکنش مسلمانان سریلانکا نسبت به این حمله می‌گوید: یکی از صحنه‌هایی که برای من بسیار عجیب و در عین حال تأثیرگذار بود، واکنش مسلمانان سریلانکا بود. واقعاً نمی‌دانستم در آن کشور چنین جمعیت مسلمانی حضور دارند. اما وقتی خبر این حادثه منتشر شد، همه آن‌ها با تمام وجود واکنش نشان دادند. حدود دو تا سه هزار نفر از مسلمانان آن کشور راهپیمایی و تجمع کردند، مقابل سفارت آمریکا حضور یافتند و اعتراض خود را به این جنایت اعلام کردند. سفیر جمهوری اسلامی ایران نیز در آن مراسم حضور داشتند. ما از طریق اخبار و فضای مجازی می‌دیدیم که مردم بسیاری از کشورهای دنیا این اقدام را محکوم کرده‌اند و پیام می‌دادند که در کنار ما هستند. به‌نظر من، دنیا در آن روزها بیش از همیشه فهمید که آمریکا و اسرائیل نه برای صلح آمده‌اند، نه برای آبادانی ملت‌ها؛ بلکه تنها به دنبال منافع خود هستند، حتی اگر به قیمت جان انسان‌های بی‌گناه تمام شود.

    وی تصریح می‌کند: از لحظه‌ای که این حادثه رخ داد تا زمانی که وارد کشور شدیم و خانواده‌هایمان را در آغوش گرفتیم، سخت‌ترین و تلخ‌ترین روزهای زندگی‌مان را پشت سر گذاشتیم. روزهایی که هر ساعتش برای ما مثل یک عمر می‌گذشت. از همان روزهای درمان در سریلانکا تا ۲۵ فروردین که به ایران بازگشتیم، بار سنگینی روی روح و روان همه ما بود.

    فشار روحی هنوز هم با ماست / امروز فقط به یک امید نفس می‌کشیم؛ خون دوستانمان فراموش نشود و روزی بتوانیم حق این مظلومیت را بگیریم

    بازگشت از مأموریتی که آغازش با ۱۳۶ نفر بود و پایانش با ۳۲ نفر، داغی است که تا ابد بر دلِ بازماندگان خواهد ماند. ناوسروان عشایری از آن حسِ غریبِ شرمندگی و امیدی که به انتقامِ خونِ یارانشان دارند، این‌گونه می‌گوید: ما مأموریت را با ۱۳۶ نفر آغاز کرده بودیم، اما وقتی به ایران برگشتیم، فقط ۳۲ نفر مانده بودیم. تصور اینکه با آن همه رفیق، هم‌خدمتی و برادری رفته باشی و حالا با ۱۰۴ نفر کمتر برگردی، چیزی نیست که بتوان آن را توصیف کرد. حس عجیبی از شرمندگی در وجودمان بود؛ شرمندگی از اینکه برگشته‌ایم اما بسیاری از بهترین دوستانمان دیگر کنارمان نیستند. این فشار روحی هنوز هم با ماست و حقیقت این است که بخشی از وجود ما همان شب، همراه دنا، در اعماق دریا جا ماند. ما امروز فقط به یک امید نفس می‌کشیم؛ اینکه خون دوستانمان فراموش نشود و روزی بتوانیم حق این مظلومیت را بگیریم.

    عشایری با اشاره به اینکه تمامی شهدا مربوط به همان لحظه نخست حمله بودند، می‌گوید: ۳۲ نفری که به سریلانکا رسیدند، خوشبختانه همگی به سلامت به کشور بازگشتند. اما برخی از دوستان ما، به‌دلیل شدت جراحات، در همان ساعت‌هایی که روی آب بودیم و منتظر رسیدن ناوهای امدادی سریلانکا بودیم، به شهادت رسیدند. بعضی‌ها آرام‌آرام در برابر چشمان ما جان دادند؛ در حالی که ما فقط می‌توانستیم دستشان را بگیریم و نگاهشان کنیم. این صحنه‌ها هیچ‌وقت از ذهن ما پاک نخواهد شد.

    وی در پاسخ به این سؤال که چه موضوعی درباره ناو دنا کمتر گفته شده است، می‌گوید: مردم ما بسیار آگاه و فهمیده‌اند. آن‌ها حقیقت ماجرا را درک کرده‌اند و محکم پشت نیروهای مسلح و کشورشان ایستاده‌اند. مردم اجازه نمی‌دهند کسی برای این سرزمین تصمیم بگیرد و ما هم قرار نیست در برابر هیچ‌کس سر تعظیم فرود بیاوریم. من حتی به روستاها و شهرهای مختلف رفتم و خانواده شهدای عزیزمان را از نزدیک دیدم. خانواده‌ها کاملاً می‌دانند چه ظلم بزرگی به فرزندانشان شده است. در نگاه پدرها، مادرها و همسران شهدا، هم داغ بود، هم غرور؛ غرور از اینکه عزیزانشان مظلومانه اما سربلند رفتند. فقط آرزو می‌کنم خون پاک این عزیزان هرگز پایمال نشود و یادشان برای همیشه در قلب مردم این سرزمین زنده بماند.

  • «مرغ» از سفره کارگران پر کشید

    «مرغ» از سفره کارگران پر کشید

    به گزارش اقتصادران، با مشاهده آخرین ارقام و قیمت‌های مرغ و تخم مرغ در سایت‌های بنکداران و عمده فروشان، با مشاهده تخم مرغ شانه‌ای ۵۰۰ هزار و ۴۹۰ هزار تومانی و مرغ ارگانیک کیلویی یک میلیون تومانی و سنگدان مرغ کیلویی ۴۰۰ هزار تومانی، سخنی در توصیف  وضعیت سفره کارگران باقی نمی‌ماند.

    در شرایطی که برخوردارانِ جامعه، به دنبال پیدا کردن آشنایان و پارتی‌ها در یکی از خودروسازی‌ها برای ثبت‌نام خودروهای چندمیلیاردی هستند و این موضوع سوژه برخی رسانه‌های خاص شده، یک وعده مرغ برای یک خانوار سه تا چهارنفره کارگری، بدون برنج و نان و مخلفات، حدود یک میلیون تومان آب می‌خورد؛ یک میلیونی که از قیمت روزانه نیروی کار ساده طبق مصوبه مزدی امسال، بیشتر است!

    در شرایطی که در سال‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ با حذف مرحله اول ارز ترجیحی، کارشناسان حوزه اقتصاد  در کنار فعالان کارگری، سخن گفتن از حذف «گوشت قرمز و گوشت ماهی» از سفره کارگران را آغاز کردند، امروز آن سخن را می‌توان با حذف مرغ و تخم مرغ از سفره‌های کارگران، به پایان برد!

    این در شرایطی است که میان فعالان کارگری و کارشناسان اقتصادی در رابطه با اینکه چگونه می‌توان این وضعیت را کنترل کرد، اختلاف‌نظر وجود دارد. برخی هنوز راهکار را توزیع بهتر یارانه معرفی می‌کنند و برخی نیز بحث ضرورت ترمیم مزد و برخی نیز توصیه به کنترل قیمت‌ها می‌کنند؛ کنترل قیمتی که مشخص نیست در این شرایط حساس تولید، آیا می‌تواند سیاستی بازدارنده باشد و آیا می‌توان گوش چند کارفرما و تولیدکننده را با آن پیچاند!

    مرغ هم از سفره کارگران پر کشید!/ پول یک وعده چلومرغ، بیشتر از مزد روزانه کارگران

    مرغ هم از سفره کارگران پر کشید!/ پول یک وعده چلومرغ، بیشتر از مزد روزانه کارگران

    در شرایطی که قیمت یک مرغ پاک نشده با وزن ۱ کیلو و ۸۰۰ گرم که یک وعده غذا برای خانواده سه نفره است، می‌تواند از مزد یک روز پدر خانواده بیشتر باشد، این محاسبه که این خانواده در هفته چند وعده مرغ  می‌تواند تهیه کند، سوالی اشتباه است؛ زیرا با مزد ۲۳ میلیون تومانی (اگر در این شرایط پرداخت شود) احتمالاً بتوان هر ده روز یکبار مرغ خورد تا بتوان اجاره خانه و هزینه نان و تخم مرغ و لبنیات و سبزیجات ضروری روزمره را تامین کرد.

    سفره کارگر خالی خالی‌ست….

    مجید رحمتی (عضو هیات مدیره کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار تهران)  پیرامون وضعیت سفره کارگران و افزایش قیمت مرغ کشتار روز در بازار تا کیلویی ۴۷۰ هزار تومان گفت: واقعاً نمی‌دانیم در وصف صحنه‌هایی که در بازار می‌بینیم و شکافی که میان آن و مزد دریافتی کارگر وجود دارد، چه بگوییم. هرچه بگوییم اجحاف در حق واقعیت است. سوال ما از مسئولان این است که حالا که مرغ هم از سفره ما کارگران حذف شده، باید حبوبات را جایگزین کنیم؟ مقامات باور بفرمایند که اگر امکان آن وجود داشت در این شرایط کشور چنین می‌کردیم، اما مشکل این است که قیمت حبوبات هم در این شرایط کمتر افزایش نیافته و کمتر از مرغ و گوشت قرمز گران نیست!

    وی افزود: سبد معیشت حداقلی خانوار کارگری ۴۵ میلیون تومانی که ما سال گذشته محاسبه می‌کردیم، امروز به ۷۰ میلیون تومان رسیده و به نظر می‌رسد مبلغ ۴۰ میلیون، تنها هزینه خورد و خوراک ساده یک خانوار سه نفره کارگری در تهران باشد!

    رحمتی ادامه داد: ما اکنون با شانه تخم مرغ ۵۰۰ هزار تومانی، مزد ۲۴ میلیون تومانی به کارگر متاهل خود پرداخت می‌کنیم. یعنی یک کارگر مجرد اگر روزی به ازای هر وعده یک تخم مرغ مصرف کند تا زنده بماند، تنها با هزینه نان و تخم‌مرغ و روغن و آب برای بقا، چیزی کمتر از مزد سال ۱۴۰۴ برایش باقی می‌ماند. مابقی مزد ۱۶ تا ۱۸ میلیونی کارگر مجرد باید صرف اجاره بهای نازل‌ترین مسکن‌های موجود در بازار می‌شود. در واقع کارگران ما امروز برای بقاء و زنده ماندن مبارزه می‌کنند.

    عضو کانون شوراهای اسلامی کار در پایان خاطرنشان کرد: ما برای موضوع مزد و هزینه‌های خانوار و قیمت‌ها دیگر به سمت راهکارهای اقتصادی نمی‌توانیم برویم. در این شرایط، همه علت گرانی‌ها را  می‌دانند و نیازی به توضیح بیشتری نیست! حتی سیاست‌هایی که برای کنترل قیمت تولیدکننده از طریق دستور و توزیع بهتر کالا اتخاذ می‌شود، کارکردِ یک مُسکنِ ضعیف را هم از دست داده است.

    مبلغ کالابرگ باید دو یا سه برابر شود! 

    در مقابل برخی پیکر نحیف معیشت خانوار کارگری را قابل نجات می‌دانند. علی ترکاشوند (دبیر اجرایی خانه کارگر شهر ری و عضو هیات مدیره کانون کارگران بازنشسته تامین اجتماعی شهرستان ری) در این ارتباط به ایلنا گفت: وضعیت افزایش قیمت‌ها به نحوی است که تا ماه آینده زندگی عادی برای شاغل و بازنشسته تامین اجتماعی ممکن نیست. درحالی که نرخ تورم رسمی روی کاغذ در ماه بیش از ۵۰ درصد است، افزایش واقعی قیمت‌ها حتی در  کالاهای ضروری و غیر لوکسی مانند تخم مرغ، دیگر قابل تحمل نیست. موضوع حفظ گوشت قرمز به عنوان منبع پروتئین اصلی نیست، بلکه بحث گرانی مرغ و ناتوانی کارگران در خرید هفته‌ای یک مرغ است؛ بحث حذف اصلی‌ترین منبع پروتئین کارگران است.

    ترکاشوند تصریح کرد: در شرایطی که هنوز کارگران حق مسکن خود را در مزدشان  نمی‌بینند، بیمه‌های بیکاری هنوز پرداخت نشده و متناسب‌سازی و به روزسازی ریالی مستمریبازنشستگان در ماه پایانی فصل بهار هم شروع نشده، به نظر نمی‌رسد مزدبگیران، اساساً تاب‌آوری معیشتی داشته باشند.

    این فعال کارگری در پایان بیان کرد: هرچند با یارانه هرگز چیزی جبران نمی‌شود، اما دولت در این شرایط باید کمک‌های اضطراری به دست مردم برساند. کالابرگ یک میلیون تومانی در این شرایط و با این شوک‌های اقتصادی باید دو سه برابر شود؛  اگر هر خانوار سه نفره ماهانه ۱۰ میلیون تومان یارانه بگیرند، تازه بخشی از فشاری که دولت در جریان حذف ارز ترجیحی و تک نرخی کردن‌ها و شوک‌های اقتصادی به آن‌ها وارد کرده، جبران می‌شود. اما امروز یک خانوار ۳نفره، ماهانه ۳ میلیون تومان  کالابرگ می‌گیرند که پول دو وعده چلومرغ ساده ایرانی هم نمی‌شود!

  • شغل دوم؛ سرنوشت اجباری بازنشستگان

    شغل دوم؛ سرنوشت اجباری بازنشستگان

    به گزارش اقتصادران، امیر رهبر، فعال صنفی بازنشستگان صندوق بازنشستگی لشکری، گفت: بازنشستگان امروز در شرایطی قرار گرفته‌اند که مجبورند به سراغ شغل دوم بروند و بخش قابل توجهی از رانندگان تاکسی‌های اینترنتی را تشکیل می‌دهند. در مورد چرایی این وضعیت، پاسخ مشخص است: حقوق بازنشستگی پاسخگوی هزینه‌های زندگی نیست.

    رهبر افزود: حقوق بازنشستگان نیروهای مسلح با سه آیتمِ افزایش سالانه ۲۰ درصدی، فوق‌العاده خاص و همسان‌سازی، در بهترین حالت به‌طور میانگین تنها ۹ میلیون تومان افزایش یافته است؛ موضوعی که در واقعیت و در قیاس با قیمت‌های بازار، عملاً یک شوخی تلخ با این عزیزان است.

    وی ادامه داد: بسیاری از بازنشستگان که سن بالاتری دارند، می‌گویند این حقوق دریافتی حتی نیمی از هزینه‌های زندگی، از جمله اجاره‌خانه، دارو، مخارج خانوار و هزینه ازدواج فرزندان را پوشش نمی‌دهد.

    رهبر تاکید می‌کند: قیمت‌ کالاها و خدمات چندین و چند برابر شده اما حقوق‌ها متناسب و حتی نزدیک به نرخ تورم افزایش نیافته است. زندگی بازنشستگان تحت فشار شدید است و مشکلات معیشتی امروز یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های آنها است.

    رهبر تاکید کرد: فشار هزینه‌هایی مانند شهریه دانشگاه فرزندان، اقساط وام‌ها و هزینه‌های درمان باعث شده است که بسیاری از بازنشستگان در سنین بالا همچنان به کار ادامه دهند. بسیاری از آنان، با وجود دردهای جسمی و خستگی، ناچارند برای جبران کمبود درآمد، در دوران پیری بازهم کار کنند.

    وی خطاب به مسئولان گفت: آقایان دولت و مجلس، آیا واقعاً از شرایط وخیمی که در نتیجه ناعدالتی برای بازنشستگان به وجود آورده‌اید، بی‌اطلاع هستید؟اگر نمی‌دانید، جای تعجب دارد!

    رهبر ادامه داد: برای بهبود شرایط، باید حقوق‌ها واقعی‌سازی شود و حمایت‌های درمانی و رفاهی تقویت گردد. همچنین لازم است دولت، مجلس و مدیران صندوق‌های بازنشستگی، جلسات مؤثر و فوری برای رسیدگی به مشکلات بازنشستگان برگزار کنند.

  • سایه «تعطیلی» بر سر صنایع لبنی کوچک

    سایه «تعطیلی» بر سر صنایع لبنی کوچک

    به گزارش اقتصادران، علی احسان ظفری، مدیرعامل اتحادیه تعاونی‌های لبنی در پاسخ به این سوال که «افزایش مداوم قیمت لبنیات و همچنین گرانی ۲۰ درصدی آن که از روز اول خرداد ماه اتفاق افتاد، چقدر روی سرانه مصرف مردم تاثیر گذاشته است؟» گفت: گران شدن لبنیات حتما بر سرانه مصرف مردم تاثیر دارد. البته این گرانی و کاهش سرانه مصرف از قبل هم بوده و همینطور این روند ادامه دارد.

    گرانی مداوم مواد اولیه تولید لبنیات 

    مدیرعامل اتحادیه تعاونی‌های لبنی در مورد عامل اصلی این گرانی گفت: عامل این کار خود دولت بوده است زیرا دولت شیر خام را در همین دو سه روزه، از کیلویی ۴۶ هزار تومان به ۶۱ هزار تومان رسانده است. وقتی دولت چربی حاصل شیر را از درصدی ۴۵۰ هزار تومان به ۶۵۰ هزار تومان رسانده است.

    ظفری ادامه داد: وقتی دولت مواد اولیه را با این سرعت گران می‌کند نمی‌توانیم توقع داشته باشیم قیمت لبنیات ثابت بماند.

    تعطیلی کارخانه‌های کوچک و متوسط با گرانی چندباره لبنیات

    مدیرعامل اتحادیه تعاونی‌های لبنی با تاکید بر اینکه گرانی لبنیات تقصیر مردم و کارخانه‌داران نیست، گفت: با این دست فرمان دولت، قیمت لبنیات با وضع درآمد مردم به زودی به جایی می‌رسد که خرید آن برای مردم دیگر توجیهی نخواهد داشت.

    به گفته ظفری، با کاهش سرانه مصرف لبنیات، کارخانه‌های کوچک و متوسط تعطیل می‌شوند.

    تاثیرات تصمیمات خلق‌الساعه بر سلامت مردم 

    مدیرعامل اتحادیه تعاونی‌های لبنی با بیان اینکه دولت خود عامل گرانی است، گفت: تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان آسیب این گرانی را می‌بینند‌.

    ظفری با بیان اینکه این کار نه تنها روی لبنیات، بلکه روی سایر کالاها نیز تاثیر می‌گذارد، افزود: تصمیمات خلق‌الساعه و بدون کار کارشناسی یک وزیر یا یک معاون باعث می‌شود هم سفره مردم کوچک‌تر شود، هم سلامت جامعه به خطر بیفتد و هم واحدهای تولیدی یکی پس از دیگری تعطیل شوند.

    سرانه مصرف لبنیات در کشور یک چهارم میانگین جهانی است

    مدیرعامل اتحادیه تعاونی‌های لبنی در پاسخ به این سوال که نسبت به سال گذشته چقدر مصرف لبنیات کاهش پیدا کرده است؟ گفت: سرانه مصرف لبنیات به ازای هر فرد در سال گذشته ۵۵ تا ۶۰ کیلوگرم بود، ولی در حال حاضر به ۴۰ کیلوگرم رسیده است، یعنی یک ایرانی در طول یکسال ۴۰ کیلوگرم به طور میانگین لبنیات مصرف می‌کند، در صورتی که سرانه مصرف لبنیات در کشورهای جهان سالی ۱۸۰ کیلوگرم و در کشورهای پیشرفته سالی ۳۶۰ کیلوگرم است.

    ظفری ادامه داد: سرانه مصرف لبنیات در کشور یک چهارم میانگین جهانی است‌.

    یارانه لبنیات صرف واردات دارو خواهد شد

    مدیرعامل اتحادیه تعاونی‌های لبنی در پاسخ به این سوال که کاهش مصرف لبنیات در کشور چقدر به سلامت مردم آسیب‌زننده است؟ گفت: مسلما اگر شهروندان نتوانند پروتئین لازم را از گوشت و لبنیات دریافت کنند، دچار مشکلاتی نظیر پوکی استخوان، کوتاهی قد و… خواهند شد.

    ظفری ادامه داد: در این صورت دولت به جای یارانه به لبنیات باید این یارانه را صرف واردات دارو، تخت‌های بیمارستان و… کند.

  • «قالیباف» رئیس مجلس باقی ماند

    «قالیباف» رئیس مجلس باقی ماند

    به گزارش اقتصادران، با رأی نمایندگان مجلس برای سومین سال محمدباقر قالیباف رئیس دوازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی شد.

    انتخابات سومین اجلاسیه هیات رئیسه دوازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی صبح امروز و به صورت حضوری برگزار شد.

  • چالش جدید والدین؛ آموزش مجازی مدارس دولتی یا هزینه سنگین مدارس غیرانتفاعی؟

    چالش جدید والدین؛ آموزش مجازی مدارس دولتی یا هزینه سنگین مدارس غیرانتفاعی؟

    به گزارش اقتصادران، ثبت‌نام دانش‌آموزان در مدارس دولتی یا غیرانتفاعی، موضوعی است که از همان روزهای نخست که زمزمه‌های جنگ در گوش بسیاری از ایرانی‌ها پیچید، به دغدغه‌ای فرسایشی تبدیل شد. درست پس از شلیک اولین موشک‌ها در اسفندماه، بسیاری از پدر و مادرها با این پرسش روبرو شدند که آیا باید همچنان به پرداخت هزینه‌های سنگین مدارس غیرانتفاعی تن دهند یا اینکه در این شرایط جنگی، به آموزش مجازی مدارس دولتی قناعت کنند.

    اگرچه بسیاری از خانواده‌ها پس از سبک و سنگین کردن‌های بسیار، به یک گزینه واحد رسیدند، اما هنوز هم والدینی هستند که در دقیقه ۹۰ مهلت ثبت‌نام مدارس، همچنان در میان این دو راهی سرگردانند.

    کلاس اول با یک سال تأخیر

    «فاطمه»، مادر دختری است که شش سالش تمام شده و طبق قوانین آموزش‌وپرورش باید روپوش کلاس اول را به تن کند، اما او به دلیل هراس از شرایط موجود، ترجیح داد دخترش را با یک سال تأخیر ثبت‌نام کند. او در توضیح این تصمیم دشوار می‌گوید: «بر اساس قوانین آموزش‌وپرورش، دخترم باید امسال به کلاس اول برود، اما به خاطر شرایط جنگ و بلاتکلیفی درباره اینکه فرزندم را در چه مدرسه‌ای ثبت‌نام کنم، ترجیح دادم امسال این کار را انجام ندهم».

    البته این تصمیم با سرزنش اطرافیان نیز همراه بوده است؛ او می‌گوید: «خیلی‌ها به من می‌گویند این کار را نکن، عده‌ای هم به من حق می‌دهند؛ اما در نهایت تصمیم گرفتم دخترم را با یک سال تأخیر به مدرسه بفرستم تا مطمئن شوم جنگی در کار نیست». این تنها روایت فاطمه نیست و این روزها برخی از والدین برای فرزندان کلاس‌اولی خود، چنین نسخه‌ای را پیچیده‌اند.

    چرتکه‌اندازی میان غیرانتفاعی و دولتی

    «مصطفی»، پدر یک دانش‌آموز کلاس‌اولی است و از آنجایی که نمی‌داند جنگ ادامه خواهد داشت یا خیر، مدام میان مدارس دولتی و غیرانتفاعی در حال رفت‌وآمد است.

    او درباره حال‌وهوای این روزهایش که مهلت ثبت‌نام رو به پایان است، می‌گوید: «هر روز من یا همسرم به مدرسه‌ای سر می‌زنیم؛ از دولتی گرفته تا غیرانتفاعی. مدام در حال حساب‌وکتاب هستیم که مثلاً ۸۰ میلیون تومان پرداختن برای مدرسه‌ای که شاید کلاس‌هایش همگی آنلاین شود، کار درستی است یا نه؟».

    در میان تمام دل‌نگرانی‌های والدین برای دانش‌آموزان کلاس‌اولی، کم نیستند خانواده‌هایی که تصمیم به کوچ از مدارس غیرانتفاعی به دولتی گرفته‌اند. «احمد»، پدر دانش‌آموزی است که کلاس سوم را پشت سر می‌گذارد؛ فرزند او از کلاس اول در مدرسه غیرانتفاعی درس می‌خوانده، اما حالا پدر تصمیم گرفته است به دلیل هزینه‌های بالای مدرسه در شرایط بلاتکلیفی جنگ، پسرش را در مدرسه دولتی ثبت‌نام کند.

    به گفته این پدر «برای سال تحصیلی گذشته ۸۰ میلیون تومان هزینه کردم و حالا اگر بخواهم پسرم در همان مدرسه درس بخواند، باید ۱۲۰ میلیون تومان بپردازم؛ این در حالی است که سال گذشته کلاس‌ها کاملاً آنلاین بود و این هزینه، اضافی است. اکنون به دنبال یک مدرسه دولتی یا هیئت‌امنایی هستم که ارزان باشد تا اگر جنگ شد، پول بی‌دلیل پرداخت نکرده باشم».

    آب پاکی آموزش‌وپرورش بر دستان والدین

    هزینه مدارس غیرانتفاعی در شرایط جنگ، به چالش میان والدین و مدارس تبدیل شده است. در فضایی که والدین معتقدند در صورت برگزاری کلاس‌های آنلاین، هزینه مدارس غیرانتفاعی باید کاهش یابد، رئیس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی نظر دیگری دارد.

    «احمد محمودزاده»، معاون وزیر آموزش‌وپرورش، در فروردین‌ماه در این رابطه تأکید کرد: «شهریه مدارس غیردولتی بر اساس آیتم‌هایی چون اجاره فضا، امکانات و تجهیزات موجود در مدرسه و کیفیت آموزش‌ها تعیین می‌شود که برای هر مدرسه رقم مجزایی بوده و در سال جاری به خانواده‌ها اعلام شده است». او در پاسخ به تغییر شرایط جنگی افزود: «در این شرایط هزینه‌ها حتی بیشتر هم شده است؛ چرا که معلم در کنار آموزش تئوری، باید تولید محتوا نیز انجام می‌داد. از سوی دیگر، برخی مدارس برای پلتفرم‌های آموزشی هزینه‌های زیادی متحمل شدند».

    به گفته او، در بخش شهریه و فوق‌برنامه، مدارس در حال ارائه آموزش هستند و درخواست از خانواده‌ها این است که همراهی کنند. همچنین از مؤسسان مدارس غیردولتی نیز خواسته شده بر اساس قرارداد با معلمان و والدین فعالیت کنند؛ یعنی برنامه آموزشی و فوق‌برنامه‌های وعده داده شده را عملی کنند و حقوق معلمان را نیز بر همان اساس پرداخت کنند.

    آنچه از اظهارات والدین و مسئولان برمی‌آید، شکافی عمیق میان واقعیت‌های اقتصادی خانواده‌ها و ضرورت‌های مالی سیستم آموزشی است. والدین در شرایطی که آینده مبهم است، اولویت را بر امنیت و کاهش هزینه‌های غیرضروری می‌گذارند، در حالی که نظام آموزشی سعی دارد با تکیه بر چارچوب‌های قراردادی، از تداوم کیفیت آموزشی دفاع کند.