دسته: صنعت و معدن

  • شوک حذف ارز ترجیحی کاغذ به بازار کتاب / فرجی: بازار کتاب تعطیل محض است!

    شوک حذف ارز ترجیحی کاغذ به بازار کتاب / فرجی: بازار کتاب تعطیل محض است!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه قدس نوشت: در هفته‌های گذشته سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ از حذف ارز ترجیحی کاغذ خبر داد و گفت در این شرایط، طبیعی است که با کاغذ نیز شبیه بقیه کالاها رفتار شود. همان‌طور که برای نهاده‌های دامی ارز ترجیحی حذف می‌شود، درباره کاغذ نیز چنین است. این شرایط بسیار سختی برای اصحاب قلم و ناشران است، اما باید تلاش کنیم تا کمبودی پیش نیاید و با قیمت متعادل خرید کاغذ را انجام دهیم. این گفته‌ها در نگاه نخست، دورنمای بغرنجی را پیش روی صنعت نشر و کتاب قرار می‌‍دهد؛ چراکه تا پیش از این و طی سال‌های گذشته هم وضعیت چاپ و فروش کتاب چنگی به دل نمی‌زد و هر سال با کاهش قابل توجه تیراژ کتاب‌ها از سوی ناشران روبه‌رو بودیم اما باز هم وضعیت چاپ و نشر به‌گونه‌ای بود که تجدید چاپ یک کتاب به نوبت ۲۰ و ۳۰ می‌رسید، اما اکنون در شرایطی هستیم که برخی کتاب‌ها کمتر از ۱۰۰ نسخه به چاپ می‌رسند. حالا صنعت نشر با چالش‌های بزرگی مواجه شده که بحران افزایش قیمت کاغذ و در پی آن، افزایش قیمت کتاب و رکود شدید در بازار از بارزترین مشکلات آن است که می‌تواند عرصه را برای ناشران به‌ویژه ناشران کوچک بیش از پیش تنگ کند و صنعت نشر را در آستانه یک بحران جدی قرار ‌دهد.

    مشکلات چندین برابر می‌شود

    محسن فرجی مدیر نشر خزه، درباره تبعات حذف ارز ترجیحی کاغذ و تأثیرات آن بر انتشار و قیمت کتاب می‌گوید: نتیجه گرانی بیش از حد و افسارگسیخته کاغذ، افزایش قیمت کتاب خواهد بود و در طولانی‌مدت، شاهد کاهش شدید مخاطبان در این شرایط سخت اقتصادی خواهیم بود.
    وی در واکنش به مشکلات دامنه‌دار صنعت نشر طی سال‌های گذشته و تشدید آن با حذف ارز ترجیحی کاغذ تأکید می‌کند: پیش از این هم مشکل خرید کتاب وجود داشت، اما در وضعیت فعلی شاهد تأثیرات بیشتری خواهیم بود و این مشکل چندین برابر خواهد شد. نکته اینجاست که پیش از حذف ارز ترجیحی، قیمت کاغذ به‌شدت در حال بالا رفتن بود و حالا با این اتفاق، باز هم بالاتر خواهد رفت.
    فرجی در تکمیل گفته‌های خود ادامه می‌دهد: نتیجه این اتفاق‌ها این است که بخشی از ناشران کوچک حتماً از گردونه صنعت نشر حذف خواهند شد؛ زیرا آن‌قدر هزینه خرید بالا خواهد رفت که توانی برای تهیه کاغذ نخواهند داشت و به‌طبع گرانی بیش از حد و غیرمتعارف پشت ‌جلد کتاب، توان خرید را از همین اندک مخاطب باقیمانده خواهد گرفت.
    مدیر نشر خزه در واکنش به صحبت‌های وزیر ارشاد که گفته بود در این شرایط، طبیعی است که با کاغذ نیز شبیه بقیه کالاها رفتار شود و کاغذ را با نهاده‌های دامی مقایسه کرده بود، می‌گوید: صد در صد با این نگاه مخالفم و اظهارنظر ایشان به نظرم بسیار تأسف‌آور و غم‌انگیز بود؛ زیرا وزیر فرهنگ که باید متولی فرهنگ، ادبیات و کتاب در کشور باشد، چنین اظهارنظر منفعلانه و حتی بر ضد کتاب و کتاب‌خوانی دارد. در حالی که با بودجه‌های فراوانی که در بخش‌های مختلف وجود دارد و صرف مواردی می‌شود که ضروری نیست، می‌توانند بخشی از آن را به صنعت نشر و کتاب اختصاص دهند و به عنوان متولی، قیمت را کنترل
    کنند.
    وی ادامه می‌دهد: کاغذ فقط یک کالای اساسی برای کتاب نیست. همه رسانه‌های چاپی مانند روزنامه‌ها از کاغذ استفاده می‌کنند و کالاهای زیادی وجود دارند که حیاتشان وابسته به کاغذ است. به نظرم اینکه کاغذ را فقط به کتاب تقلیل دهیم و بی‌تفاوت از کنار آن بگذریم، در واقع درک نکردن ضرورت و اهمیت مقوله کاغذ در کشور است.

    می‌توان قیمت کاغذ را کنترل کرد، اگر …

    وی در ادامه به راهکارهایی برای جبران این وضعیت اشاره می‌کند و می‌افزاید: وزارت ارشاد به عنوان متولی باید وارد شود، مانند دو سه سال گذشته که قیمت کاغذ آن‌قدر گران نبود و حتی ناشران سهمیه هم داشتند. فکر نمی‌کنم در این چند سال اتفاق خاصی افتاده باشد که مسئولان ارشاد این‌طور در برابر کاغذ شکست خورده، ناتوان و ناامید شده باشند. اگر سوءمدیریتی وجود نداشته باشد و البته با وجود همت و اراده، می‌توان قیمت کاغذ را کنترل کرد و به همان سیستمی بازگردند که به شکل عادلانه‌ای به ناشران سهمیه کاغذ اختصاص پیدا می‌کرد و از همین ابتدا، جلو این وضعیت فاجعه‌باری که شروع شده را بگیرند تا بیشتر از این ادامه پیدا نکند.

    قطعی اینترنت و مشکلات بیشتر!

    فرجی درباره وضعیت این روزهای بازار کتاب می‌گوید: بازار کتاب تعطیل محض است! ما دو عنوان کتاب جدید منتشر کردیم که حتی آن‌ها را از چاپخانه هم تحویل نگرفتیم. در حالی که مراکز پخش باید کتاب‌ها را روی سایت‌ها و کانال‌هایشان بگذارند و کتاب‌فروش‌ها هم از این مبادی عناوین جدید را ببینند و سفارش بدهند، اما متأسفانه به دلیل قطعی اینترنت، چنین چیزی امکان‌پذیر نیست و عملاً کتاب‌ها در چاپخانه‌ها مانده و ناشران دست نگه داشته‌اند. قیمت کاغذ هم که خودش مزید بر علت است و همه چیز را مسکوت نگه داشته است.
    تیراژ کتاب‌ها هم وضعیت غم‌انگیزی دارند؛ سه سال پیش اگر کتابی در ۵۰۰ نسخه منتشر می‌شد، سال گذشته به ۳۰۰ نسخه رسید و امسال این میزان به ۱۵۰ تا ۲۰۰ نسخه تقلیل پیدا کرده است. این وضعیت بیشتر شبیه یک شوخی است و دیگر از حالت صنعت نشر خارج و کاملاً به دغدغه فردی تبدیل شده، این وضعیت هرچه هست، دیگر نمی‌توان نام صنعت بر آن گذاشت.

    قیمت کاغذ از ابتدای امسال ۱۵۰ درصد گران‌تر شده است

    در ادامه امیر حسین‌زادگان، مدیر انتشارات ققنوس درباره شرایط کاری این روزها می‌گوید: ما از ابتدای آذرماه تاکنون نتوانسته‌ایم کاغذ خریداری کنیم و عملاً کار را متوقف کرده‌ایم. دلیل آن هم این است که یا کاغذ موجود نیست یا بسیار کمیاب است و اگر هم باشد، بسیار گران است.
    وی در واکنش به گفته‌های وزیر ارشاد مبنی بر اینکه قرار است سرعت ثبت سفارش‌ها و ورود کاغذ افزایش یابد تا از کمبود آن جلوگیری شود، به این پرسش که آیا مسئله واقعاً کمبود کاغذ است یا افزایش قیمت آن و نکته اینجاست که اگر کاغذ هم باشد، آیا قدرت خرید ناشران وجود دارد یا نه، این‌طور پاسخ می‌دهد: قرار بود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ۴۰ میلیارد ارز برای کاغذ تخصیص بدهد که از این مقدار، ۲۰ میلیارد برای کتاب و ۲۰ میلیارد برای مطبوعات باشد. اما این طرح با وجود تصویب هنوز اجرایی نشده و بانک مرکزی ارز را به وزارت ارشاد تخصیص نداده و درواقع هیچ اقدامی صورت نگرفته است. در نتیجه، کلاً کاغذی وارد نشده و به همین دلیل آن‌هایی هم که کاغذ دارند آن را با قیمت‌های گزافی می‌فروشند و قیمت نسبت به نرخی که ابتدای امسال بوده، حدود ۱۵۰ درصد گران‌تر شده است.

  • کسی حریف گرانی گوشت نمی‌شود / گوشت در مسیر تبدیل شدن به کالایی نیمه‌لوکس قرار گرفت!

    کسی حریف گرانی گوشت نمی‌شود / گوشت در مسیر تبدیل شدن به کالایی نیمه‌لوکس قرار گرفت!

    به گزارش اقتصادران، گرانی گوشت در بازار به معضل جدی تبدیل شده است؛ موضوعی که این روز‌ها بسیاری از خانوار‌ها را با چالش‌های معیشتی قابل توجهی رو‌به‌رو کرده است. قیمت گوشت قرمز به صورت مداوم افزایش یافته و بسیاری از مردم حتی طبقه متوسط نیز توانایی خرید آن را به شکل قبل از دست داده‌اند.

    این وضعیت ناشی از مجموعه‌ای از عوامل، از افزایش هزینه نهاده‌های دام تا اختلالات در زنجیره تأمین و ضعف مدیریت بازار است. نهاده‌های دامی که بخش عمده آنها وارداتی است، به خاطر نوسانات نرخ ارز، کاهش تخصیص ارز ترجیحی و بالا رفتن هزینه‌های حمل‌ونقل جهانی، به شدت گران شده‌اند.

    در این وضعیت طبیعی است که دامداران مجبورند بیشتر هزینه کنند که این مسئله در نهایت قیمت گوشت را بالا می‌برد. علاوه بر این، دامداری‌های کوچک به دلیل افزایش هزینه‌های تولید و کاهش نقدینگی، دچار مشکلاتی جدی شده‌اند و عرضه گوشت در بازار به شکل مستمر کاهش می‌یابد. در طرف عرضه، افزایش هزینه‌های توزیع، نقش واسطه‌ها و ضعف در شفافیت قیمت‌گذاری باعث شده که حاشیه سود غیرضروری بر قیمت نهایی اضافه شود.

    شکست سیاست اعلام قیمت‌های مصوب گوشت

    دولت تاکنون عمدتاً به ابزار‌های قدیمی مانند بازرسی‌های پی‌درپی، اعلام قیمت‌های مصوب و برخورد‌های موردی با گرانفروشان اکتفا کرده که نتایج آن موقتی و ناکافی است.

    این در حالی است که مسئولان وزارت جهاد کشاورزی تأکید دارند تولید گوشت در کشور به اندازه کافی است و افزایش قیمت به دلیل اختلال‌های توزیعی و دستکاری در بازار توسط واسطه‌هاست. سازمان حمایت و تعزیرات نیز گرانی را نتیجه عدم تبعیت از قیمت‌های مصوب و احتکار می‌دانند و به اجرای جریمه‌های سنگین و بازرسی‌ها اصرار دارند، اما این اقدامات معمولاً تأثیر طولانی مدت ندارد.

    از منظر بانک مرکزی و نهاد‌های اقتصادی، تا زمانی که تورم مزمن و کسری‌های بودجه پابرجا باشد، کنترل پایدار قیمت گوشت دشوار خواهد بود. اتحادیه‌های صنفی و دامداران بیشتر بر افزایش هزینه نهاده‌ها، انرژی و خدمات تأکید می‌کنند و معتقدند قیمت‌های دستوری به تولیدکنندگان آسیب می‌رساند و انگیزه سرمایه‌گذاری را کاهش می‌دهد.

    این وضعیت پیامد‌های اجتماعی مهمی نیز به همراه دارد. کاهش سرانه مصرف گوشت در دهک‌های پایین و حتی بخشی از طبقه متوسط می‌تواند اثرات منفی بر تغذیه و سلامت گروه‌های حساس داشته باشد و به تعمیق نابرابری‌های اجتماعی منجر شود. تجربه کشور‌های دیگر نشان می‌دهد برای مقابله با چنین بحران‌هایی استفاده از یارانه‌های هدفمند، بهبود شفافیت در زنجیره تأمین، توسعه بورس کالایی و حمایت از تولیدکنندگان کوچک و متوسط می‌تواند موثر باشد.

    افزایش قیمت گوشت و نگرانی‌های معیشتی خانوار‌ها

    افزایش هزینه نهاده‌های دامی، نوسان نرخ ارز، کاهش نقدینگی دامداران و افت تولید در برخی مناطق، مجموعه عواملی هستند که قیمت تمام‌شده گوشت را بالا برده‌اند. از سوی دیگر، ضعف در شبکه توزیع، تعدد واسطه‌ها و نبود شفافیت در قیمت‌گذاری باعث شده فاصله میان قیمت دام زنده و قیمت گوشت در خرده‌فروشی به طور غیرطبیعی افزایش یابد. این شرایط در حالی شکل گرفته که بسیاری از فعالان صنفی معتقدند ابزار‌های نظارتی و کنترل‌های مقطعی دولت، به دلیل ماهیت ساختاری مشکلات، توان مهار پایدار قیمت را ندارند.

    در نتیجه، گوشت قرمز که زمانی کالایی پایه در سفره ایرانیان بود، در مسیر تبدیل شدن به کالایی نیمه‌لوکس قرار گرفته و این موضوع علاوه بر آثار اقتصادی، پیامد‌های مهمی برای سلامت تغذیه‌ای خانوار و احساس عدالت اجتماعی در جامعه به‌همراه دارد.

    علت پرهیز وزارتخانه از سیاست‌گذاری مشابه در بازار گوشت قرمز

    به گفته وی، چرخه تولید مرغ به‌مراتب کوتاه‌تر است؛ از جوجه‌ریزی تا عرضه گوشت مرغ تنها حدود ۴۵ روز طول می‌کشد و به همین دلیل، برنامه‌ریزی و مداخله در این بازار می‌تواند به‌صورت ماهانه و با دقت بالاتر انجام شود. در مقابل، پرورش دام تابع چرخه‌های طولانی‌تر و مبتنی بر زاد و ولد سالانه است؛ بنابراین، تولید گوشت قرمز ماهیتاً سالانه برنامه‌ریزی می‌شود و استفاده از ابزار‌های تنظیمی کوتاه‌مدت شبیه به بازار مرغ در آن کارایی محدود دارد.

    حسن‌نژاد با اشاره به اینکه تفاوت افق زمانی و ساختار هزینه در دو زنجیره تولید، ماهیت سیاست‌گذاری را تغییر می‌دهد، افزود: در بخش دام، اصلاح نژاد یکی از مسیر‌های اصلی افزایش بهره‌وری و رشد تولید است که هم‌اکنون در حال پیگیری و اجراست.

    او تأکید کرد اصلاحات ژنتیکی و ارتقای بهره‌وری می‌تواند با حفظ کیفیت، عرضه گوشت را در افق میان‌مدت افزایش دهد، اما اثرگذاری این اقدامات نیازمند زمان و ثبات سیاستی است.

    راهکار کاهش بحران در بازار گوشت

    راهکار‌های عملی کاهش بحران در بازار گوشت شامل تثبیت و تنوع‌بخشی منابع نهاده، افزایش شفافیت قیمت‌ها و رهگیری کالا، حمایت مستقیم از مصرف‌کنندگان آسیب‌پذیر از طریق یارانه‌های مرتبط با خرید پروتئین، تقویت نقدینگی تولیدکنندگان و واردات هوشمند و زمان‌بندی‌شده است تا به تولید داخلی آسیب نرسد. در نهایت، روشن است که گرانی گوشت مسأله‌ای ساختاری است که نیازمند بسته‌های سیاستی منسجم و بلندمدت است تا بتواند هم منابع تولید را تثبیت کرده و هم مصرف‌کنندگان را حمایت کند.

    ادامه روند فعلی که بر کنترل‌های موردی و برخورد‌های مقطعی استوار است، تنها باعث افزایش نارضایتی و عمق مشکلات خواهد شد و دولت باید این موضوع را با جدیت بیشتری در دستور کار خود قرار دهد.

  • فشار گازانبری بر طلای خاکستری ایران / سیمان ایران در تله ناترازی انرژی و قوانین سخت‌گیرانه

    فشار گازانبری بر طلای خاکستری ایران / سیمان ایران در تله ناترازی انرژی و قوانین سخت‌گیرانه

    به گزارش اقتصادران، در حالی که ناترازی انرژی و قطع گاز، کمر تولید در صنعت سیمان را خم کرده است، ابلاغیه‌های جدید و ناگهانی تحت عنوان مبارزه با پولشویی، تیر خلاصی بر پیکره صادرات این محصول زد. انسداد کدهای بورسی اتباع خارجی و الزام آن‌ها به دریافت روادید تجاری، نه تنها شفافیت بورس کالا را زیر سؤال برده، بلکه ظرف تنها ۱۴ روز، صادرات سیمان ایران را با ریزش بی‌سابقه ۲۰۰ هزار تنی مواجه کرده است؛ اتفاقی که بازار نقد جیران را دو دستی به رقبای منطقه‌ای تقدیم می‌کند.

    صنعت سیمان این روزها تحت یک «فشار گازانبری» از نفس افتاده است؛ از یک سو بحران تولید به دلیل نبود سوخت و اجبار به مازوت‌سوزی با هزینه‌های کمرشکن و از سوی دیگر قفل شدن درهای صادراتی به روی خریداران خارجی در بورس کالا منجر به دپو شدن محصولات در انبارها و قفل شدن نقدینگی شرکت‌های بورسی شده است که به نظر می رسد در صورت عدم مداخله فوری، رکودی عمیق را به این رکن ارزآور تحمیل خواهد کرد.

    ۱۵ مهرماه امسال بود که عرضه سیمان در رینگ صادراتی بورس کالا قرار گرفت تا مسیر شفاف‌سازی قیمت و حذف واسطه‌های غیررسمی انجام گیرد اما مجددا دو هفته است که با ابلاغ آیین‌نامه اجرایی جلوگیری از پولشویی، تمامی کدهای بورسی خارجی مسدود شده و خریداران خارجی ملزم به دریافت روادید تجاری شده‌اند که این رویه عملاً این شفافیت را زیر سؤال می‌برد.

    بنابراین وقتی خریدار خارجی نتواند از بستر قانونی بورس خرید کند، تقاضا یا سرکوب می‌شود که بنا به گفته علی اکبر الوندیان دبیر انجمن صنفی سیمان کاهش ۲۰۰ هزار تنی صادرات در دو هفته گواه آن است و ادامه این روند به سمت بازارهای غیررسمی و دلالان سوق پیدا می کند که نتیجه آن چیزی جز ارزان‌فروشی سیمان ایران در مرزها نیست.

    از ناترازی گاز تا بن‌بست کدهای مسدود شده

    چالش روادید تجاری و بروکراسی بازدارنده و همچنین الزام خریداران خارجی به دریافت روادید تجاری برای فعالیت در بورس، یک مانع اداری سنگین در مسیر تجارت آزاد است به طوری کهخریداران خرد و کلان در کشورهای همسایه مانند عراق و افغانستان که عمدتاً به صورت نقدی و سریع معامله می‌کنند، با این قوانین سخت‌گیرانه از چرخه رقابت حذف می‌شوند و این موضوع نه تنها به صادرات سیمان، بلکه به اعتماد سرمایه‌گذاران و خریداران خارجی به پلتفرم بورس کالای ایران آسیب جدی می‌زند.

    تضاد سیاست‌های ارزی و تجاری آن هم در شرایطی که کشور به شدت به ارزآوری غیرنفتی نیاز دارد، مانعی در مسیر صادرات محصولی دارد که مزیت نسبی بالایی دارد بنابراین کاهش صادرات در مقیاس ۲۰۰ هزار تن در بازه‌ای کوتاه، به معنای از دست رفتن بخشی از بازار جهانی است که جایگزین کردن دوباره آن در رقابت با سایر تولیدکنندگان منطقه‌ای بسیار دشوار خواهد بود.

    سیمان ایران در تله قوانین سخت‌گیرانه

    ازسویی دیگر، همزمانی بحران صادرات به همراه بحران تولید بخش نگران‌کننده دیگر است و صنعت سیمان اکنون در وضعیتی قرار دارد که حتی اگر مشکل کدهای بورسی حل شود، با محدودیت تولید ناشی از نبود سوخت مواجه است.

    همچنین استفاده از مازوت به عنوان جایگزین، نه تنها هزینه‌های لجستیک و نگهداری تجهیزات را به دلیل رسوب و آلایندگی بالا می‌برد، بلکه به دلیل قیمت تمام شده و دشواری‌های حمل‌ونقل، سودآوری واحدها را به شدت کاهش می‌دهد.

    بنابراین کاهش صادرات منجر به دپو شدن محصول در انبارها و قفل شدن نقدینگی شرکت‌ها می‌شود و بسیاری از شرکت‌های سیمانی که در بورس حضور دارند و این اختلالات مستقیماً بر عایدی هر سهم و حقوق سهامداران تأثیر منفی می‌گذارد ضمن اینکه بازارهای صادراتی سیمان ایران به شدت رقابتی هستند و هرگونه وقفه در عرضه، راه را برای رقبای منطقه‌ای باز می‌کند.

    بنابراین رفع مشکل صادرات سیمان نیازمند یک هماهنگی فوری میان وزارت صمت، بانک مرکزی و نهادهای ناظر بر مبارزه با پولشویی است و تداوم انسداد کدهای بورسی در کنار قطعی گاز، می‌تواند صنعت سیمان را که یکی از ارکان صادرات غیرنفتی است، با یک بحران رکودی جدی مواجه کند به همین جهت تسهیل در صدور کدهای بورسی برای هویت‌های احراز شده و ایجاد استثنائات تجاری برای خریداران منطقه‌ای، راهکاری ضروری برای خروج از این بن‌بست موقت است.

    در حالی که بازارهای همسایه مانند عراق و افغانستان تشنه سیمان ایران هستند، بروکراسی جدید پایتخت‌نشینان، خریداران خارجی را از رینگ شفاف بورس کالا فراری داده است ضمن اینکه الزامات سخت‌گیرانه برای دریافت روادید تجاری و مسدودسازی ناگهانی کدهای بورسی، جاده‌ای دوطرفه برای خروج ارز و ورود دلالان ساخته است؛ سیاستی که نه تنها اعتماد خریداران منطقه‌ای را سلب کرده، بلکه صادرات این محصول استراتژیک را در عرض دو هفته لاغر کرده است.

  • بحران روغن؛ از توزیع قطره‌چکانی تا گرانی

    بحران روغن؛ از توزیع قطره‌چکانی تا گرانی

    به گزارش اقتصادران، با حذف ارز ترجیحی و آزادسازی نرخ ارز، قیمت کالاهای اساسی از جمله روغن نباتی با نوساناتی در بازار روبرو شد که دولت در راستای حمایت از مصرف‌کننده در جهت تامین نیاز خانوار و تثبیت قدرت خرید مبلغ کالابرگ را افزایش داد و براساس رصدهای صورت گرفته قوطی روغن حلب ۵ کیلویی با نرخ یک میلیون و ۸۰۰ هزارتومان تا یک میلیون و ۸۵۰ هزارتومان عرضه می‌شود، درحالیکه انجمن روغن نباتی حدود یک میلیون و ۴۵۰ هزارتومان اعلام کرده بود که این امر بدان معناست که روغن نسبت به قبل از حذف ارز ترجیحی افزایش چشمگیری داشته است.

    علی فاضلی رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی روغن نباتی گفت: با افزایش قیمت روغن پیش‌بینی می‌شود که میزان مصرف ناشی از کاهش قاچاق تعدیل شود، اما برای برآورد آن باید حداقل یک تا ۲ ماه زمان بگذرد.

    وی با بیان اینکه تولید روغن در حال انجام است، افزود: در حال حاضر عدم تعیین تکلیف بدهی‌های قبلی بزرگترین چالش صنعت است که این موضوع در تولید ماه‌های آتی اثر می‌گذارد.

    فاضلی ادامه داد: براساس آمار طی ماه‌های اخیر تولید روغن به حدود ۱۵۰ هزارتن رسید که برهمین اساس وضعیت عرضه و تقاضا متعادل نشده است، چنانچه تعیین تکلیف بدهی‌های ارزی صورت نگیرد، اثر منفی بر تولید و عدم تعادل بازار دارد.

    این مقام مسئول درباره اینکه علت عرضه روغن حلب ۵ کیلویی بالاتر از نرخ مصوب یک میلیون و ۴۵۰ هزارتومان چیست، بیان کرد: اکنون در پیک مصرف روغن به سر می‌بریم که بدلیل برقرار نشدن تعادل عرضه و تقاضا ممکن است بخشی از بازار بالاتر از نرخ مصوب به فروش برسد.

    رضا کنگری رئیس اتحادیه بنکداران مواد غذایی گفت: در بحث روغن کماکان چالش وجود دارد به طوریکه محدودیت در عرضه است و روغن بصورت قطره‌چکانی به واحدهای صنفی توزیع می‌شود.

    کنگری گفت: در حال حاضر توزیع روغن همراه با کالای تحمیلی دیگر همچون بیسکویت انجام می‌شود که مرتبط با فعالیت اقتصادی بنکدارانی که در حوزه روغن هستند، نیست.

    مشکلات کمبود عرضه روغن منجر به برهم خوردن تعادل بازار و گرانفروشی کالا شده است که انتظار می‌رود با پرداخت بدهی‌های ارزی واردکنندگان و واردات مواد اولیه و تشدید نظارت‌ها بر سطح بازار، قیمت‌ها به تعادل برسد.

  • تایر گروگان ارز / رویای خودکفایی بر باد رفت؟

    تایر گروگان ارز / رویای خودکفایی بر باد رفت؟

    به گزارش اقتصادران، بازار تایر کشور بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است؛ بازاری که به گفته فعالان آن، بیش از هر چیز از نوسانات نرخ ارز، سهم بالای مواد اولیه و سیاست‌های قیمت‌گذاری تأثیر می‌پذیرد. سه دیدگاه متفاوت اما مکمل از سوی انجمن صنعت تایر، وزارت صمت و اتاق اصناف، تصویری چندلایه از وضعیت این صنعت ترسیم کرد.

    مصطفی تنها، سخنگوی انجمن صنعت تایر، با اشاره به ساختار هزینه‌ای تولید لاستیک خودرو گفت: به‌طور میانگین حدود ۸۰ درصد قیمت تایر مربوط به مواد اولیه است؛ سهمی که با افزایش نرخ ارز در ماه‌های اخیر، نسبت به گذشته بیشتر شده که پیش از جهش‌های ارزی اخیر، این سهم حدود ۵ درصد کمتر بود.

    تنها با رد تصور خودکفایی کامل صنعت تایر تصریح کرد: حدود ۳۰ درصد ارزش مواد اولیه تایرسازی از خارج کشور تأمین می‌شود و همین موضوع باعث می‌شود حتی تایر تولید داخل نیز از نوسانات ارزی تأثیر بپذیرد. تفاوتی میان تایرهای سواری، باری و کشاورزی وجود دارد، اما در همه آن‌ها، مواد اولیه نقش غالب را در قیمت نهایی ایفا می‌کند.

    سخنگوی انجمن تایر، قیمت‌گذاری دستوری را یکی از موانع اصلی توسعه این صنعت دانست و گفت: از ابتدای دولت نخست آقای روحانی، پنج طرح بزرگ تایرسازی در پنج استان کشور طراحی شد، اما هیچ‌کدام به تولید نرسید؛ چراکه نبود صرفه اقتصادی، سرمایه‌گذاران را از ورود به این حوزه منصرف کرد.

    تنها با اشاره به وضعیت تایرهای باری رادیال گفت: در حال حاضر، تنها یک‌سوم نیاز کشور به این نوع تایر در داخل تولید می‌شود و مابقی از طریق واردات تأمین می‌شود.

    در مقابل، ابراهیم‌ شیخ – معاون صنایع عمومی وزارت صنعت، معدن و تجارت –  با تشریح سیاست‌های دولت گفت: راهبرد وزارت صمت، سپردن تنظیم بازار و تأمین تایر به تولیدکنندگان داخلی است. بر همین اساس، واردات تایر در سال جاری نسبت به سال گذشته حدود ۵۰ درصد کاهش یافته است.

    معاون وزیر صمت تأکید کرد: قیمت‌گذاری تایر باید به‌گونه‌ای باشد که نه به مصرف‌کننده فشار وارد کند و نه به تولید و زیرساخت‌های حمل‌ونقل کشور آسیب بزند.

    در ادامه، رضا عباس‌آبادی دانشور- رئیس کمیسیون تخصصی لاستیک و روغن اتاق اصناف ایران – ثبات نرخ ارز را شرط اصلی آرامش بازار تایر دانست و گفت: در صورت تثبیت قیمت ارز، افزایش قیمت جدیدی در بازار تایر رخ نخواهد داد و تنها افزایش‌های طبیعی سالانه در حدود ۲۰ درصد، متناسب با رشد هزینه‌های تولید اعمال می‌شود.

    وی افزود: تجربه دو تا سه سال گذشته نشان می‌دهد که با همکاری تولیدکنندگان، انجمن‌ها و دستگاه‌های اجرایی، بازار تایر از ثبات نسبی برخوردار بوده است.

  • صنعت مد و لباس زیر ضرب قطعی اینترنت

    صنعت مد و لباس زیر ضرب قطعی اینترنت

    به گزارش اقتصادران، مدرس دانشگاه و فعال حوزه مد و لباس، با اشاره به قطعی اینترنت و آثار و عوارض آن بر هنر – صنعت مد و لباس، گفت: این آسیب در سه حوزه نمایان می‌شود. بخشی از آسیب در حوزه تولید رخ می‌دهد؛ در خط تولید پوشاک معمولا نرم‌افزار‌هایی استفاده می‌شوند که نیاز به اینترنت دارند و الان عملا بیش از دو هفته است که با قطعی اینترنت این نرم‌افزار‌ها از دسترس خارج و این امر سبب شده است تولید با مشکل مواجه شود و کاهش یابد. در صورت طولانی شدن این روند، فعالان این حوزه مجبور می‌شوند به سراغ روش‌های سنتی و قدیمی‌تر بروند که آنها هم به علت زمان‌بر بودن، برای واحد تولیدی صرفه اقتصادی ندارد.

    تهدید شغلی برای یک میلیون فعال مد و لباس

    این مدرس دانشگاه افزود: این شرایط در حالی رخ داده است که برند‌ها و آنلاین‌شاپ‌ها مدت‌ها بر سئوی (بهینه‌سازی محتوا برای دیده‌شدن) صفحۀ مجازی یا سایت خود کار کرده بودند تا بتوانند مخاطب جذب کنند و حالا این مخاطب عملا از دست می‌رود و بازگرداندن آن کار راحتی نیست. در این شرایط شغلی که صد‌ها یا هزاران نفر به شکل مستقیم و غیرمستقیم از طریق آن امرار معاش می‌کردند، با مشکل مواجه می‌شود.

    او با اشاره به اینکه حدود یک میلیون نفر در ایران به صورت مستقیم در حوزه هنر – صنعت مد و لباس و پوشاک شاغل هستند، بیان کرد: اگر به فکر نباشیم ممکن است در آینده نه چندان دور تعداد زیادی از این افراد بیکار شوند و این موضوع هم نهادی مانند سازمان تامین اجتماعی را درگیر می‌کند که باید تا مدت‌ها بیمه بیکاری بپردازند و هم به نارضایتی‌های موجود دامن می‌زند.

    آسیب‌های یک صنعت اجتماعی و اعتمادمحور

    ناظمی ادامه داد: هنر – صنعت مد و لباس یک صنعت اجتماعی است که نیازمند اعتماد عمومی است و مردم باید به یک برند اعتماد کنند و از آن خرید کنند. پوشاک هویت دارند و داستانی پشت طراحی آنها وجود دارد که اتفاقات اخیر همه موارد ذکرشده را مختل کرده است. در این بین حال و هوای مردم که فعلا مناسب خرید کردن نیست هم بر روند اثر دارد.

    او با اشاره به اینکه موارد مطرح‌شده تاثیرات مستقیم وقایع اخیر و قطعی اینترنت بر هنر – صنعت مد و لباس است، گفت: در کنار این نکات، مواردی هم به شکل غیرمستقیم تحت تاثیر قرار گرفتند که در صنایع وابسته به مد و لباس رخ می‌دهد.

    از دست رفتن فرصت طلایی شب عید

    این فعال حوزه مد و لباس با بیان اینکه عموما ۴۰ درصد فروش بازار پوشاک مربوط به ماه‌های پایانی سال است، اظهار کرد: بهترین ماه‌های سال برای فروش ماه‌های پایانی به‌ویژه اسفندماه است که بیشترین فروش را داریم. متعاقب این گزارۀ ثابت‌شده، تولید هم از پاییز آغاز می‌شود. مشکل فعلی این است که به واسطه مشکلات اخیر، تولید مختل شده است که در فروش شب عید هم آثار آن را خواهیم دید. البته از سوی دیگر تقاضا برای خرید هم درحال کاهش است.

    مُسّکن‌های موقت دردی را دوا نمی‌کنند

    او ادامه داد: عاملی که صنعت پوشاک پیش از این هم با آن مواجه بود، کاهش چشمگیر سرمایۀ در گردش بود که اتفاقات اخیر هم بر آن تاثیر گذاشته است، اما آیا واقعا راه برون‌رفت از این چالش‌ها، این مسکن‌های موقت است؟ فکر می‌کنم باید فکری اساسی و بلندمدت انجام شود.

    مشکلات نه تنها کمتر نشده که بیشتر هم شده است

    ناظمی افزود: بیش از یک سال است که در جلسات متعدد با نهاد‌های مسئول در این حوزه، مشکلات مختلفی را به صورت فهرست‌وار مطرح می‌کنیم به امید اینکه برطرف شوند، اما این مشکلات نه تنها کمتر نشده که بر تعداد آنها افزوده هم شده است. مشکلاتی نظیر تامین ارز برای واردات مواد اولیه و بعد از آن تامین مواد اولیه و ماشین‌آلات و… از گذشته وجود دارد که به کاهش قدرت رقابت برند‌ها و سرمایه در گردش آنها دامن زده است.

    او درباره نقش کارگروه ساماندهی مد و لباس و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای برطرف شدن این مشکلات، گفت: الان چالش‌ها بیشتر اقتصادی و صنعتی است تا اینکه بعد فرهنگی داشته باشد. کارگروه ساماندهی مد و لباس بیشترین جایی که می‌تواند به ما کمک کند در بحث هماهنگی‌های بین بخشی، افزایش خلاقیت و تنوع در طراحی‌ها است که با توجه به شرایط فعلی فکر می‌کنم عملا امکان‌پذیر نبوده و اولویت‌ها و دغدغه‌ها حول موارد دیگری بچرخد.

    تاثیر قطعی اینترنت بر بخش دانشگاهی

    این مدرس دانشگاه همچین در پایان درباره آسیب‌های قطعی اینترنت بر وضعیت آموزش طراحی لباس و روند امتحان دادن دانشجویان، بیان کرد: قطعی اینترنت برای بخش دانشگاهی نوعی فاجعه است و آسیب‌های زیادی بر کیفیت آموزش و روحیه دانشجویان داشت. در حال حاضر بخش قابل توجهی از آموزش‌ها در پلتفرم‌ها صورت می‌گیرد و حتی کار‌هایی مانند جزوه‌نویسی نیز وجود ندارد و جزوات در فضای تلگرام و … موجود است و عدم دسترسی به این فضا‌ها باعث شد حتی مطالعۀ بچه‌ها تحت تاثیر قرار گیرد. به دانشجو می‌گوییم بیاید امتحان بدهد، اما او دسترسی درستی به اطلاعات ندارد، چون اکثر کتاب‌ها و جزوه‌ها در بستر مجازی و گروه‌ها قرار داشتند که او الان به آنها دسترسی ندارد. از سوی دیگر برگزاری کلاس‌های آنلاین هم در پلتفرم‌های ایرانی عملا امکان‌پذیر نبوده و همه اینها کار ما را در زمینه آموزش سخت کرده است.

  • کارگران معادن زغال‌سنگ قربانی حذف ارز ترجیحی؟

    کارگران معادن زغال‌سنگ قربانی حذف ارز ترجیحی؟

    به گزارش اقتصادران، پس از حذف ارز ترجیحی، عموماً این تصور شکل می‌گیرد که پیامدهای این تصمیم تنها به کالاهای اساسی و ضروری محدود می‌شود و سایر بخش‌های جامعه، به‌ویژه حوزه تولید، تأثیر مستقیمی از آن نمی‌پذیرند. اما تجربه اقتصادی نشان داده است که تک‌نرخی شدن ارز، پیش از هر چیز، به افزایش عمومی قیمت کالاهای وارداتی منجر می‌شود؛ افزایشی که دامنه آن، دیر یا زود، به تمامی حلقه‌های تولید سرایت می‌کند.

    بخش قابل‌توجهی از واحدهای تولیدی کشور، به‌ویژه در حوزه‌های صنعتی و معدنی، وابستگی جدی به ابزارها و تجهیزات وارداتی دارند. زمانی که این تجهیزات گران می‌شود، تأمین آن‌ها با دشواری همراه می‌شود. با این حال، کارفرما معمولاً حاضر نیست از سود خود بکاهد؛ بنابراین تا جایی که ممکن باشد، ابزار تولید را تأمین می‌کند، اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که هزینه‌های این افزایش قیمت، از محل حقوق و مزایای کارگران جبران می‌شود. کاهش یا حذف هزینه‌های جانبی مانند ایاب‌وذهاب، تأخیر در پرداخت دستمزدها و بی‌توجهی به تعهدات رفاهی، تنها بخشی از این پیامدهاست.

    فراتر از همه این مسائل، موضوعی وجود دارد که مستقیماً با جان کارگران گره خورده است؛ مسئله ایمنی و بهداشت کار. واقعیتی که نمی‌توان انکار کرد این است که بخشی از کارفرمایان، حتی پیش از این نیز، الزامات ایمنی را به‌درستی رعایت نمی‌کردند. اکنون و در شرایط افزایش شدید هزینه‌ها، این وضعیت نه‌تنها بهبود نمی‌یابد، بلکه تشدید نیز می‌شود. نتیجه آن است که کارگرانی که در مشاغل ذاتاً پرخطر فعالیت می‌کنند، با شرایطی مواجه می‌شوند که امنیت جانی‌شان بیش از گذشته تهدید می‌شود.

    در این میان، کارگران معادن – به‌ویژه معادن زغال‌سنگ – در موقعیتی به‌مراتب نگران‌کننده‌تر قرار دارند؛ صنفی که پیش‌تر نیز آمار بالایی از حوادث کار و تلفات جانی را تجربه کرده است. افزایش قیمت تجهیزات ایمنی و دشواری در تأمین آن‌ها، این نگرانی را دوچندان کرده و چشم‌انداز ایمنی در معادن را تیره‌تر از گذشته نشان می‌دهد. از همین رو، توجه به تمام  عواقب این گرانی‌ها و شناسایی دقیق اثرات آن بر جان و معیشت کارگران، ضرورتی انکارناپذیر است.

    افزایش هزینه تولید؛ فشار پنهان بر حقوق و رفاه کارگران

     ابراهیم رحیمیان، دبیر اجرایی خانه کارگر طبس، با اشاره به آثار گسترده تک‌نرخی شدن ارز بر ایمنی معادن، تأکید می‌کند که این تصمیم تنها به چند قلم کالای مصرفی مانند روغن، برنج یا لبنیات محدود نمی‌شود. به گفته او، «امروز افزایش قیمت‌ها در همه بخش‌ها خودش را نشان می‌دهد؛ برای مثال، اخیراً اعلام شده که قیمت لاستیک تا ۵۳ درصد افزایش داشته است. وقتی حرفه‌ای و تخصصی به حوزه معدن نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که در معادن زغال‌سنگ، بیش از ۹۰ درصد تجهیزات ایمنی، وارداتی است.»

    رحیمیان با اشاره به وابستگی شدید معادن زغال‌سنگ به تجهیزات خارجی توضیح می‌دهد که «سنسورهای تشخیص گاز متان که در معادن استفاده می‌شود، عمدتاً ساخت شرکت‌های اروپایی مانند آلمان است و عملاً جایگزین داخلی ندارد. این تجهیزات حتماً باید با ارز وارد شود. در گذشته، اگر حمایت‌ها یا تسهیلات دولتی وجود داشت، کارفرما می‌توانست این تجهیزات را با نرخ‌های ترجیحی یا نیمایی تأمین کند، اما با تک‌نرخی شدن ارز، انگیزه و توان کارفرما برای ارتقای ایمنی به‌شدت کاهش پیدا می‌کند.»

    او می‌افزاید: «واقعیت این است که برای بسیاری از کارفرمایان، اولویت اول فقط تولید است؛ آنهم تولید به هر قیمتی. در شرایط فعلی، نیروی انسانی و ایمنی، کم‌کم از دایره اولویت خارج می‌شود و این مسئله ضربه‌ای مهلک به ایمنی معادن، به‌ویژه معادن زغال‌سنگ، وارد می‌کند. سیستم‌های مانیتورینگ، سنسورها و تجهیزات ایمنی ما عمدتاً ساخت کشورهای اروپایی مانند آلمان و لهستان است و اگر فاصله‌ای بین تأمین این تجهیزات و نیاز واقعی معدن ایجاد شود، تبعات آن مستقیماً متوجه جان کارگران خواهد بود.»

    دبیر اجرایی خانه کارگر طبس هشدار می‌دهد که «اگر دولت به‌طور جدی وارد عمل نشود و حمایت‌های مشخصی در نظر نگیرد، در یکی دو سال آینده، با مستهلک شدن تجهیزات فعلی، با مشکلات بسیار جدی و گسترده‌ای روبه‌رو خواهیم شد.»

    او در ادامه به تناقض موجود در زنجیره تولید اشاره می‌کند و می‌گوید: «در حالی که در بسیاری از کالاها شاهد تورم هستیم، در بخش زغال‌سنگ این افزایش قیمت به شکل واقعی دیده نمی‌شود. قیمت زغال‌سنگ سال‌ها بر اساس درصدی از قیمت فولاد خوزستان تعیین می‌شد و حتی پس از حوادث تلخ و مرگبار در معادن، افزایش قیمت‌ها با مقاومت جدی برخی صنایع بزرگ مواجه شد.»

    رحیمیان با انتقاد از این روند توضیح می‌دهد که «حلقه‌های ابتدایی تولید، یعنی همان تولیدکنندگان اصلی، بیشترین ضرر را می‌کنند، در حالی که حلقه‌های پایانی زنجیره، مانند صنایع فولاد، بیشترین سود را می‌برند. این وضعیت دقیقاً شبیه حوزه کشاورزی است که زارع کمترین سود را از محصول خود می‌برد، اما فروشنده نهایی بیشترین منفعت را کسب می‌کند.»

    او در بخش دیگری از صحبت‌هایش به وضعیت معیشتی کارگران معدن اشاره می‌کند و می‌گوید: «کارگران معدن، با وجود کار روزانه در شرایط سخت و پرخطر، حقوقی دریافت می‌کنند که هیچ تناسبی با هزینه‌های زندگی ندارد. امروز به‌وضوح می‌بینیم که امنیت جانی این کارگران بیش از گذشته در معرض تهدید است، اما نه دولت، نه کارفرما و نه سایر نهادهای مسئول، دغدغه جدی نسبت به این مسئله نشان نمی‌دهند.»

    رحیمیان با ذکر مثالی عینی می‌افزاید: «در مجموعه‌ای که حدود هزار و پانصد نفر مشغول به کار هستند، اگر خانواده‌ها را هم حساب کنیم، جمعیتی نزدیک به دوازده هزار نفر از این محل ارتزاق می‌کنند. روزی که حقوق واریز می‌شود، کمتر از ده دقیقه بعد، پیام کارگران می‌آید که حقوق تمام شد. کارگری که ۱۹ میلیون تومان حقوق گرفته، همان روز ۱۰ میلیون تومان قسط داده، اجاره خانه پرداخته و عملاً چیزی برای زندگی باقی نمانده است.»

    به گفته او، در چنین شرایطی، کارگر یا باید ناچاراً به شغل دوم و سوم روی بیاورد یا با همان فشار معیشتی و خستگی مفرط به کار ادامه دهد؛ موضوعی که خود می‌تواند خطر بروز حادثه را افزایش دهد.

    رحیمیان تأکید می‌کند: «در شهرهای کوچک، حتی امکان شغل دوم هم به‌سختی وجود دارد و کارگر از همان حداقل راه‌های جبران درآمدی هم محروم است. این فشار مضاعف، شغل اصلی کارگر را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و در نهایت، هم معیشت و هم جان او را تهدید می‌کند.»

  • دستمزد کارگران در سال آینده چقدر بالا می‌رود؟

    دستمزد کارگران در سال آینده چقدر بالا می‌رود؟

    به گزارش اقتصادران، با نزدیک شدن به ماه‌های پایانی سال، بحث تعیین حداقل دستمزد کارگران بار دیگر به یکی از مهم‌ترین موضوعات اقتصادی کشور تبدیل شده است.

    بر اساس قانون کار، تعیین حداقل دستمزد باید با توجه به دو معیار اصلی انجام شود؛ نرخ تورم رسمی و هزینه سبد معیشت خانوار. در عمل، اما این دو شاخص همیشه به صورت کامل در تصمیم نهایی اعمال نشده‌اند. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که افزایش حقوق اغلب کمتر از تورم اعلامی بوده و همین موضوع فاصله میان درآمد و هزینه‌های زندگی را عمیق‌تر کرده است.

    در این میان با توجه به نرخ تورم نزدیک به ۵۰ درصدی و سابقه افزایش حدود ۴۵ درصدی حقوق در سال گذشته، انتظارات مزدی برای سال ۱۴۰۵ در همین بازه شکل گرفته است. اگر مبنا تورم نقطه به نقطه قرار گیرد، احتمال افزایش حقوق پایه در محدوده‌ای نزدیک به ۵۰ درصد وجود دارد.

    یکشنبه ۲۸ دی ماه، علیرضا محجوب دبیرکل خانه کارگر و عضو هیات امنای سازمان تامین اجتماعی پیش‌بینی می‌کند که «سال آینده افزایش قیمت‌ها ادامه پیدا کند و تورمی ۱۰۰ درصدی بر سفره کارگران تحمیل شود.» در نتیجه اگر دولت افزایش حقوق ۵۰ درصدی را برای کارگران نیز در نظر بگیرد همچنان حقوق کارگران نصف تورم خوراکی‌ها خواهد بود.

    او ادامه داده بود: آنچه در سال آینده پیش‌بینی می‌کنیم این است که افزایش قیمت‌ها ادامه خواهد داشت و تورمی ۱۰۰ درصدی بر سفره کارگران تحمیل می‌کند. این تورم سه رقمی بر سفره کارگر برای اولین‌بار در تاریخ ایران تجربه خواهد شد!

    محمدرضا تاجیک، نماینده جامعه کارگری و عضو شورای عالی کار می‌گوید: روز دوشنبه جلسه کمیته دستمزد برگزار و قرار بر این شد تا جلسه آتی در هفته بعد برگزار شود تا ما بتوانیم با توجه به اطلاعات مرکز آمار و همچنین اطلاعاتی که در دسترس است هزینه‌های زندگی را محاسبه کنیم.

    تاجیک می‌گوید: هنوز هیچ رقمی برای افزایش دستمزد کارگران در نظر گرفته نشده است و رقم سبد معیشت نیز هنوز مشخص نشده و باید پس از اعلام آمار از سوی مرکز آمار تعیین شود.

    آرمان خالقی، دبیرکل خانه صنعت، معدن و تجارت نیز می‌گوید: افزایش اندک دستمزد‌ها چندان کفایتی نمی‌کند و زمانی که تورم بیش از دستمزدهاست و حقوق کارکنان کمتر از میزان تورم رشد می‌کند کارکنان آسیب‌پذیرتر می‌شوند و قدرت خریدشان هم کمتر می‌شود.