دسته: صنعت و معدن

  • خروج کارگران از کارخانه به دلیل سیاست های ناعادلانه مزدی / وقتی درآمد 4 ساعت زباله گردی بیشتر از 8 ساعت کارگری است

    خروج کارگران از کارخانه به دلیل سیاست های ناعادلانه مزدی / وقتی درآمد 4 ساعت زباله گردی بیشتر از 8 ساعت کارگری است

    به گزارش اقتصادران، ساعت نزدیکای یازدهِ یکی از شبهای برفیِ اسفند ماه بود. قرار بود ساعت نه و نیم با او گفتگو کنم. دوستی که واسطِ این ارتباط بود، تماس گرفت و گفت: «باز هم سرِ قرار نیامد! اطراف را گشته‌ام، پیدایش نیست. خجالت می‌کشد، فکر نکنم دیگر حاضر به گفتگو شود….»

    این‌بار ناامید شده بودم. «خجالت می‌کشد…» این جمله را در طولِ یک ماهی که قرار بود با واسطه با او مصاحبه کنم، زیاد شنیده بودم؛ هر بار منصرف می‌شد، چون نمی‌خواست نامی از او و حتی نامی از شهری که در آن زندگی و کار می‌کند منتشر شود. اطمینان داده بودم که این اتفاق نمی‌افتد، اما انگار می‌ترسید و حق هم داشت. پیامی برای دوستِ واسط نوشتم و از او خواستم دیگر برود، که تلفن زنگ زد: «بالاخره آمد، داخلِ ماشین نشسته و می‌لرزد، لرزَش که بیفتد، تماس می‌گیرم….»

    ۸ ساعت کار در کارخانه با حقوق ۷ میلیون تومانی / ۴ساعت زباله گردی با درآمدِ ۱۲ میلیون تومانی

    او تا شش ماه پیش کارگرِ یکی از کارخانه‌های تولیدِ وسایلِ پلاستیکی بود و حالا زباله‌گرد است! هوا که تاریک می‌شود، با صورتیِ کاملا پوشیده که فقط چشمانش مشخص است، بیرون می‌آید و سطل‌های زباله را می‌گردد و ضایعات جمع می‌کند. شنیده بودم که چون حقوقِ کارخانه کفافِ هزینه‌های زندگی‌اش را نداده، از آنجا بیرون آمده و به سراغِ زباله‌گردی رفته است. شنیدنِ روایت اما از زبانِ خودش، ابعاد بیشتری از تنگنایِ زنگی‌اش را مشخص می‌کند. تنگنایی که او را از کارِ صنعتی در کارخانه به سمتِ زباله‌گردیِ شبانه با صورتی پنهان و شرمی بی‌نهایت کشانده است.

    تلفن که زنگ می‌زند یک‌راست می‌روم سرِ اصل مطلب؛ می‌دانم که نه وقت دارد و نه تمایلِ چندانی به مصاحبه. چرا از کارخانه بیرون آمدید و چرا به سراغِ زباله‌گردی رفتید؟ «گرانی شد و نتوانستم با ۷ میلیون تومان هم کرایه خانه بدهم و هم خرج خانواده‌ام را جور کنم. از یک جایی به بعد دیگر حقوق، کفافِ هزینه‌ها را نمی‌داد. از کارخانه بیرون آمدم و مدتی دنبالِ کار گشتم، اما همه جا اوضاع همین بود و حداقل حقوق می‌دادند. مدتی بی‌کار بودم تا اینکه مجبور شدم ضایعات جمع کنم و بفروشم.» 

    ۳۸ساله است و یک فرزند دارد و با وجودِ زندگی در حاشیه و محله‌ی فقیرنشینِ شهرش، باز هم نتوانست با حقوقِ ناچیزِ کارخانه، حداقلی‌ترین نیازهای خانواده‌اش را تأمین کند و مجبور به ترکِ کارخانه شد. حالا اما با جمع کردنِ ضایعات، آنطور که خود می‌گوید، درآمدِ متناسب‌تری دارد: «درآمدِ ثابتی ندارم، اما برای ۳ تا ۴ ساعت کارِ شبانه، بین ۳۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان درمی‌آورم. البته نزدیکِ عید درآمدم بیشتر است، مثلا برای امروز ۷۰۰ هزار تومان کار کردم.» 

    حداقل حقوق روزانه‌ی کارگران برای سال ۱۴۰۲ حدود ۱۷۷هزار تومان تعیین شد و اگر تمام مزایایِ مزدی را هم حساب کنیم، حقوقِ قانونیِ این کارگر با یک فرزند، ماهی حدود ۷ میلیون و ۷۰۰هزار تومان برای ۸ ساعت کارِ روزانه در کارخانه تعیین شده است. حالا اما با ۳ تا ۴ ساعت زباله‌گردی – اگر درآمدِ روزانه ۴۰۰هزار تومان را مبنا قرار دهیم – ماهی حداقل ۱۲ میلیون تومان درآمد دارد.

    منبعِ درآمد این کارگر به جایِ کارخانه حالا دیگر، سطل زباله‌های شهرش است و معلوم نیست با تداومِ حضور هر روزه در کنارِ این سطل‌ها، و با سرکوبِ مدامِ خود برای رفتن به سمتِ چنین کاری، چه بیماری‌های جسمی و روانی‌ای در انتظارش است؟ او در توصیفِ کارِ جدیدش می‌گوید: «کثیفیِ محض است و از آبرویم می‌ترسم، اما چاره‌ی دیگری ندارم. ۳ تا ۴ ساعتِ آخر شب در مسیرِ مشخصی کار می‌کنم. در روشنایی روز نمی‌آیم که دیده نشوم.» 

    کارگری که برای تامین حداقل‌ هزینه‌های زندگیِ خود مجبور به استعفا از کارِ صنعتی می‌شود و سهمش از اقتصاد کشور، زباله‌گردی است. آنطور که او می‌گوید، تنها گزینه‌ی ممکن را برای گذرانِ زندگی انتخاب کرده است. از او می‌پرسم فردِ دیگری را با شرایطِ مشابه می‌شناسد؟ می‌گوید: «اگر به مراکزی که از ما ضایعات می‌خرند بروید مثل من زیاد پیدا می‌کنید، اما فکر نمی‌کنم مصاحبه کنند؛ همه از ترسِ آبرویشان پنهان می‌شوند….» 

    مهاجرت یا تغییر شغل؛ فقط کافیست گزینه‌ی بهتری پیدا کنند

    خروج کارگران از کارخانه‌ها و تمایل به انجامِ کارِ خدماتی و فعالیتهای دلالی، و البته مهاجرتِ کارگرانِ ماهر و نیمه ماهر، یکی از مهم‌ترین معضلاتِ سال‌های اخیر است. معضلی که نمودِ واضحِ سیاستهای مزدی و البته در سطحی فراتر، سیاستهای کلانِ اقتصادی است.

    حسین راغفر، استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا،  با انتقاد از سیاستهای اقتصادی و البته نظام دستمزدی کشور می‌گوید: یک استثمارِ جدی از نیروی کار در حال شکل‌گیری است. هزینه‌های زندگی بالا رفته و این هزینه روی زندگی مردم اثر مستقیم دارد. حتی نیروی ماهری که بهای خدماتش را افزایش می‌دهد، جای دیگری با ابعاد بیشتری باید هزینه کند. می‌خواهم بگویم نارضایتی عجیبی بین نیروی کار به وجود آمده است؛ هم کسانی که در بازار کار رسمی کار می‌کنند، هم نیروی کار ساده، هم ماهر و هم آنکه کار خدماتی انجام می‌دهد، همه، ناراضی از نظام مزدی هستند.

    راغفر می‌گوید: در این شرایط نیروی کار اگر گزینه‌ی بهتری برای انتخابِ شغل داشته باشد، از شغل خود خارج می‌شود تا اوضاعِ خود را بهتر کند. حالا این خروج از شغل یا از طریق مهاجرت امکان‌پذیر است و یا تغییر شغل.

    این استاد اقتصاد می‌افزاید: امروز شاهد خروج نیروی کار، حتی کارگر ساده و نیمه ماهر، از کشور هستیم. این کارگران معمولا کار در کشورهای همجوار را به کار در ایران ترجیح می‌دهند، چراکه با نرخ تورمِ بسیار، امکانِ دسترسی به حداقل‌های معیشت برای بخشی از خانواده‌ها امکان‌ناپذیر است. همچنین مهاجرتهای گسترده‌ی متخصصین و دانش‌آموختگان دانشگاهی از پیامدهای این وضعیت است و حتی مهاجرت بین دانش‌آموزان هم افزایش یافته است؛ این پدیده‌ای بی‌سابقه در کشور است و همه‌ی اینها به دلیلِ تورم بالا و سرکوبِ دستمزدها است.

    اقدام اساسی: اصلاح نظام دستمزدی

    راغفر می‌گوید: نظام دستمزدی در کشور مسئله‌ی کلیدی و مهمی است و مشکلِ آن برای حالا نیست؛ طی صد سالِ گذشته هزینه‌های بسیاری بابتِ مهاجرت نیروی کار از کشور داده‌ایم؛ اما امروز بیش از هر زمان دیگری با مشکلِ مهاجرتِ نیروی کار مواجه هستیم. به علاوه، تعداد زیادی از نیروهایی که مانده‌اند، به دلیلِ دستمزدِ پایین کارامدی چندانی ندارند و فکر نمی‌کنم که کارامدی نیروی کار هیچ‌وقت تا این اندازه نازل بوده باشد.

    وی ادامه می‌دهد: جالب است که با این وضع، در برنامه هفتم توسعه ۲.۵ درصد از رشد ۸درصدی اقتصاد را به افزایش بهره‌وری نیروی کار نسبت داده‌اند. از همین ابتدا مشخص است که این‌ها شعاری بیش نیست؛ چون بهره‌وری نیروی کار ارتباط مستقیمی با دستمزدِ او دارد. وقتی نیروی کار انگیزه‌ی کافی برای استفاده از تمام توانش را ندارد، پس چنین فرصتی هم به وجود نخواهد آمد.

    این استاد اقتصاد تاکید می‌کند: پیامدهای اجتماعی سرکوبِ دستمزد به شدت زیاد است و بخش قابل توجهی از آسیبهای روحی و روانی روی نیروی کار به خاطر همین سرکوبِ دستمزدهاست. متاسفانه کسی به این پیامدها که نتیجه‌ی سال‌ها سیاستِ اشتباه در نظام دستمزدی است توجه نمی‌کند.

    به گفته‌ی راغفر، دولت و بخش عمومی مسئولِ سرکوبِ مزد است؛ به این علت که این بخش‌ها به دنبالِ انجامِ فعالیت‌های خود با دستمزدهای نازل هستند.

    این استاد اقتصاد می‌گوید: یکی از اصلاحاتِ اساسی در اقتصاد کشور قطعا مسئله‌ی اصلاح نظام دستمزدی است، که بدون آن اصلا امکان اصلاحات در حوزه‌های دیگر اقتصاد امکان‌پذیر نیست.

    افزایش قیمت ارز برای تأمین کسری بودجه

    عرصه بر کارگران هر روز تنگتر می‌شود و زندگی بر آنها سخت‌تر، اما به نظر می‌رسد تصمیم‌گیرندگان، بر تداومِ سیاستِ سرکوبِ مزد کارگران تاکید دارند. آنها همچنان تورم را به مزدِ کارگران ربط می‌دهند و از معذوریتِ خود برای افزایشِ متناسبِ حقوق کارگران می‌گویند. چنانچه داوود منظور، رئیس سازمان برنامه و بودجه، در تازه‌ترین اظهاراتِ خود “تورم انتظاری” را  مبنای ملاحظات برای تعیین دستمزد دانسته است.

    راغفر اما مهم‌ترین دلیل افزایش نرخ تورم در کشور را سیاست‌های اقتصادی می‌داند و می‌گوید: همه‌ی این افزایش‌ها به دلیلِ افزایش قیمت ارز است. در واقع با افزایش قیمت ارز برای تأمین کسری بودجه، عملا هزینه‌های زندگی مردم به طور کلی بالا رفته و از طرفی، امکان سرمایه‌گذاری مخدوش شده است. ببینید افزایش قیمت ارز در همین چهار ماهه‌ی بعد از جنگ غزه چقدر بوده! این‌ها آثار مستقیمی روی زندگی همه‌ی مردم دارد.

    به گفته‌ی این استاد اقتصاد، در چنین وضعیتی بخش کارفرمایی هم قربانی سیاستهایی است که افزایش نرخ ارز و تورم‌های ناشی از آن بر کشور و اقتصاد تحمیل کرده و پیامدهای گسترده‌ای به جا گذاشته است.

    وی می‌افزاید: امسال چهارمین سال پیاپی است که کشور با نرخ سرمایه گذاریِ خالص منفی روبه رو است. یعنی میزان سرمایه‌گذاری به قدری نازل است که استهلاک سرمایه‌های موجود را جواب نمی‌دهد و طبیعتا در چنین شرایطی فرصتهای شغلی خلق نمی‌شود. حتی آن‌ها که تمایل به کار با همین حقوق‌های نازل را دارند، شغلی برایشان وجود ندارد. متأسفانه به لحاظ اقتصادی وضع بازار کار بسیار نامناسب است.

    در چرخه‌ی باطلِ نامولدِ این اقتصاد فرو افتاده‌ایم

    راغفر می‌گوید: در حال حاضر خیلی‌ها وارد خرید و فروش‌های کاذب و فعالیتهای دلالی شده‌اند؛ اینها فعالیتهایی است که ارزش افزوده ایجاد نمی‌کند و اتفاقا موجب افزایش هزینه‌های مبادله می‌شود و قیمت‌ها را افزایش می‌دهد. یعنی این گروه در یک چرخه‌ی باطلِ نامولد در اقتصاد فرو افتاده‌اند.

    وی می‌افزاید: ورود به بازار رمز ارزها هم همین‌گونه است و درآمد کاذب تولید می‌کند؛ جالب است که در این شرایط که کشور برق ندارد به کارخانه‌های تولیدی بدهد، برای تولید رمز ارز مجوز رسمی صادر کرده‌اند! به هم ریختگیِ اقتصاد هر روز پیچیده‌تر می‌شود. وقتی زمان مناسب، اقدامِ مناسب انجام نمی‌دهیم، بعد از مدتی امکان کنترل و مهار نابسامانی‌ها از عهده‌مان خارج می‌شود.

    این استاد اقتصاد  می‌گوید: این وضعیت هشدار جدی برای سیاستگذارانِ بخش عمومی است، این وضع باعث نارضایتی‌ می‌شود و آسیب‌های روحی بسیار گسترده‌ای به دنبال دارد.

  • دولت هدفی جز سرکوب مزد ندارد چون خودش کارفرمای بزرگ است!

    دولت هدفی جز سرکوب مزد ندارد چون خودش کارفرمای بزرگ است!

    به گزارش اقتصادران، فرامرز توفیقی، فعال کارگری، در ارتباط با مذاکرات مزدی ۱۴۰۳ به خبرنگار ایلنا گفت: باید بپذیریم برای آغاز مذاکرات مزدی دیر شده است؛ متاسفانه دولت امسال از حربه‌ی تعویق مذاکرات مزدی برای به کرسی نشاندن اراده‌ی خود استفاده می‌کند تا به زعم خود با ایجاد نگرانی در میان کارگران شاغل و بازنشسته، نمایندگان کارگری را تحت فشار قرار دهد.

    وی تاکید کرد: هم دولت می‌داند و هم کارگران و کارفرمایان مطلعند که افزایش دستمزد یک امر بسیار واجب است و باید مذاکرات جدیِ آن قبل از آغاز اسفندماهِ هر سال کلید بخورد. باید بدانیم تعویق مذاکرات مزدی چیز جدیدی نیست و در شرایط آگاهی بالای کارگران نمی‌تواند کارکرد مطلوب دولت را داشته باشد.

    دورنما مثبت نیست!

    توفیقی با طرح این پرسش که «آیا دولت به عنوان بزرگ‌ترین کارفرمای کشور امسال هم به سیاق سال گذشته بر طبل بی‌قانونی به نام عدالت می‌کوبد یا قرار است قانون را اجرا کند» اضافه کرد: اگر به صحبت‌های آقای منظور، رئیس سازمان برنامه و بودجه توجه کنیم، درمی‌یابیم که دورنمای مثبتی از مذاکرات مزدی در کار نیست و قرار نیست ماده ۴۱ قانون کار در شورایعالی کار اجرایی شود.

    به گفته وی، به نظر می‌رسد اخیراً تمام دستورکارهای نشست‌های شورایعالی کار و سمت و سوی این جلسات را وزیر اقتصاد تعیین می‌کند، باید پرسید آیا رئیس شورایعالی کار عوض شده است و قرار است وزارت اقتصاد برای مزد و مستمری جامعه‌ی کارگری تصمیم‌سازی کند؟

    تعریفی مخدوش از «عدالت»

    این فعال کارگری افزود: با کنار هم گذاشتنِ تمامِ واقعیت‌ها و اینکه رئیس سازمان برنامه و بودجه بازهم در صحبت‌های اخیر خود بر «عدالت مزدی» تاکید داشته، می‌بینیم به دنبال عدالت واقعی در تعیین دستمزد کارگران نیستند و فقط بر طبل توخالی عدالت می‌کوبند تا افکار جامعه کارگری را منحرف سازند.

    دولت در دو سال اخیر مدام ادعا می‌کند باید در افزایش مزد و حقوق «عدالت» برقرار شود؛ به این معنا که افزایش دستمزد کارگران بایستی به اندازه‌ی افزایش حقوق کارمندان باشد؛ توفیقی در ارتباط با این رویکرد که در ذات خود ناعادلانه است؛ می‌گوید: سال گذشته حداقل حقوق کارمندان کشور ۸ میلیون تومان بود اما حداقل دستمزد کارگران ۵ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان. حداقل دستمزد کارگران با بن کارگری و حق اولاد و حق مسکن به ۸ میلیون تومان رسید این در حالیست که حقوق کارمندان با حق عائله‌مندی و مزایای مزدی مختلف به ۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسید؛ لذا تعریفی که از عدالت مزدی ارائه می‌کنند، کاملاً مخدوش و ناعادلانه است.

    وی ادامه داد: اگر واقعاً به دنبال عدالت هستند، اول باید کف حقوق گروه‌ها را همسان‌و هم‌پایه سازند بعد درصدِ افزایش حقوق را یکسان در نظر بگیرند؛ در ثانی در شش ماهه‌ی دوم امسال، آقای مخبر با ابلاغ یک بخشنامه، پرداخت خدمات رفاهی را برای کارمندان دولت مصوب کرد، آیا این مزایای مزدی به کارگران تعلق گرفت؟ خیر، بنابراین این تعریف از عدالت، ناقض اصول اولیه‌ی عدل و عدالت است.

    باید حداقل ۸ میلیون تومان به پایه حقوق کارگران افزوده شود

    توفیقی با تاکید بر لزوم پایبندی به ماده ۴۱ قانون کار در مذاکرات مزدی کارگران گفت: ماده ۴۱ قانون کار، دو مولفه برای تعیین حداقل دستمزد مشخص کرده، تورم رسمی و نرخ سبد معیشت خانوار. امروز اوضاع معیشت کارگران آن‌چنان بحرانی‌ست که دیگر نیازی نیست برای محاسبه قیمت سبد معیشت، سراغ شاخص‌هایی مثل بعد خانوار یا میزان کالری مصرفی برویم؛ اگر فقط سبد غیرواقعی و مصنوعیِ حدوداً ۱۴ میلیون تومانیِ سال گذشته را در نظر بگیریم و برای ساده‌سازی نرخِ تورم رسمیِ ۴۳.۸ درصدی را روی آن اعمال کنیم درحالیکه علی‌القاعده برای محاسبه سبد معیشت خانوارهای کارگری باید تورمِ ۵۷ درصدی خوراکی‌ها اعمال شود، به یک سبد معیشت بیشتر از ۲۰ میلیون تومان می‌رسیم.

    او ادامه داد: بنابراین دولت در مذاکرات مزدی امسال، دو مولفه‌ی بدیهی و غیرقابل انکار پیش روی خود دارد، تورم بالای ۴۰ درصد و سبد معیشت بالای ۲۰ میلیون تومان؛ قطعاً در حداقلی‌ترین حالت، باید این دو مولفه در مذاکرات مزدی ۱۴۰۳ مبنا قرار بگیرد. حتی اگر خیلی ساده، نرخ تورم را روی مداخل یا هزینه‌ها اعمال کنیم، ۴۰ درصدِ ۲۰ میلیون تومان که هزینه‌های حداقلی و بسیار تنزل‌یافته‌ی زندگی‌ست، می‌شود ۸ میلیون تومان؛ یعنی در ساده‌ترین حالت باید این ۸ میلیون تومان به پایه حقوق کارگران افزوده شود.

    حالا سوال این است که آیا دولت به این امر رضایت می‌دهد؛ آیا لااقل ۸ میلیون تومان به پایه حقوق کارگران اضافه می‌شود؛ توفیقی در پاسخ به این سوال می‌گوید: شواهد و قرائنِ موجود نشان می‌دهد که امسال دولت هدفی جز تداوم و تعمیقِ سرکوب مزدی ندارد چراکه خودش یک کارفرمای بزرگ است، در واقع بزرگ‌ترین کارفرمای کشور است و تمایلی به افزایش عادلانه‌ی دستمزد، حتی یک افزایش بسیار حداقلی و ناکافی ندارد.

    رئیس سازمان برنامه و بودجه حق دخالت در دستمزد کارگران ندارد

    او تاکید می‌کند: قانون به روشنی تکلیف افزایش دستمزد کارگران و تصمیم‌گیران این حوزه را روشن کرده است لاجرم، آقای منظور به عنوان رئیس سازمان برنامه و بودجه، در جایگاه حقوقی‌ای نیست که در مورد دستمزد کارگران اظهارنظر کند یا بخواهد در تصمیم‌سازی‌ها تاثیر بگذارد. آقای منظور حتی هیچ جایی در ترکیب سه نفره‌ی نمایندگان دولت در شورایعالی کار ندارد. ایشان می‌تواند دلسوز جامعه‌ی کارفرمایی باشد اما نمی‌تواند در مورد دستمزد کارگران نظر بدهد.

    توفیقی خطاب به رئیس سازمان برنامه و بودجه می‌گوید: باید بدانید دیگر نیازی به مدل‌ها و فرمول‌های دانشگاهی نیست؛ شرایط دستمزد و تورم در سال ۱۴۰۲ به خوبی و به عینه بر همگان ثابت کرد که در ایران چیزی به نام مارپیچ دستمزد و تورم وجود خارجی ندارد. شرایط سال جاری نشان داد حتی اگر مزد را سرکوب کنیم، هیچ اتفاقی در نمودارهای تورمی نمی‌افتد؛ تورم سنگین و کمرشکن ربطی به دستمزد و افزایش آن ندارد.

    او تصریح کرد: دیدیم که دستکاری در سال پایه تورمی و اقلام سبد تورمی، شاخص‌های تورمی را پایین نیاورد و  بازهم تاثیر چندانی نداشت. دیدیم که نتوانستند همان تورم ساختگی و دستوری را کاهش دهند؛ آقای منظور باید قبول کنید که حتی با سرکوب مزدی نتوانستید به تورم وعده داده‌ شده‌ی ۲۰ درصدی‌تان برسید؛ پس بروید و ببینید عوامل واقعی تورم سنگین چیست؛ قبل از هر چیز سراغ بی‌انضباطی مالی دولت بروید که از قضا وظیفه‌ی اصلی سازمان برنامه و بودجه کشور، جلوگیری از همین بی‌انضباطی مالی‌ست؛ از خودتان سوال کنید که آیا در این زمینه موفق بوده‌اید؟ آیا توانسته‌اید جلوی افزایش بی‌امان نرخ ارز را بگیرید؟

    این فعال کارگری در پایان گفت: باید ببینیم در چنین شرایطی، آیا نمایندگان کارگریِ شورایعالی کار در مقابل دولتِ سراپا کارفرمایی و چند نماینده کارفرمایان، قدرت چانه‌زنی موثر دارند. باید نشست و دید.

  • پای طالبان به سرمایه گذاری در چابهار باز می شود؟

    پای طالبان به سرمایه گذاری در چابهار باز می شود؟

    به گزارش اقتصادران، طرح سرمایه‌گذاری ۳۵ میلیون دلاری افغانستان در چابهار در حوزه های تجاری، مسکونی و اداری پرسش های زیادی را برجای گذاشته است. طبق سابقه موجود و مواضع گروه طالبان از زمان به قدرت رسیدن در افغانستان، این گروه متعهد به سرمایه گذاری در یکی از مناطق حساس ایران شده است. این در حالی است که پیش از این نیز در اسفندماه سال گذشته و در جریان واگذاری ساختمان سفارت افغانستان به نمایندگان اعزامی طالبان سر و صداهای زیادی بلند شد و کارشناسان آن را اقدامی خارج از قواعد دیپلماتیک تلقی کردند و معتقد بودند نباید به این سرعت این اتفاق رخ می داد که مدتی بعد مناقشه آبی بین تهران و کابل یعنی سهم ایران از حقابه هیرمند تحولات دیگری را وارد سیر روابط کرد.

    اگرچه به تازگی یکی از مقام های امارت اسلامی اعلام کرده که در صورت رفع چالش‌های آبی افغانستان، حقابه ایران مطابق معاهده سال ۱۳۵۱ پرداخت خواهد شد اما همچنان امیدی به تحقق این وعده های تکراری وجود ندارد. این موضع گیری در حال انجام شد که تصاویری جدید از رودخانه هیرمند نشان می‌دهد سیلاب و بارش زیاد در افغانستان، این رودخانه را خروشان و پرآب کرده است.

    در هفته گذشته نیز نماینده ویژه رئیس‌جمهور در امور افغانستان ابراز امیدواری کرد که در سال آبی جاری یعنی تا مهرماه شاهد وارد شدن آب از هیرمند به کشور باشیم. حسن کاظمی قمی درباره آخرین گفت‌وگوهای ایران و افغانستان بر سر مساله حق‌آبه هیرمند با اشاره به بیست و هفتمین نشست کمیساران آب میان دو کشور در زابل گفت که تشکیل این اجلاس در چارچوب معاهده ۱۳۵۱ است. هر چند این اجلاس نتیجه مطلوبی که وزارت نیرو دنبال می‌کرد در برنداشت، اما این نشست‌ها گام‌هایی است که در مسیر تحقق اجرای معاهده مذکور لازم است.

    وی افزود: مقامات طالبان از ابتدا مطرح کردند، متعهد به معاهده ۱۳۵۱ هستند. سال گذشته به دلیل بی‌توجهی که صورت گرفت بخش زیادی از سیلاب‌ها به یک منطقه سرازیر شد که یکی از دلایل آن به سد کمال خان برمی‌گردد. از نظر کارشناسان سد کمال‌ خان یک سد انحرافی است که ظرفیت آن کم است و به گونه‌ای ساخته شده است که عمده آبی که از آن می‌آید، سیلاب است و گنجایش لازم را برای این حجم از سیلاب ندارد و به سمت منطقه شوره‌زار رها می‌شود. از طرفی درهای خروجی این سد در جایی قرار گرفته است که زمین رو به روی آن در ارتفاع بالاتری قرار دارد.

     

    تعهدات به جا مانده طالبان و سرمایه گذاری در چابهار

    به نظر می رسد موضوع توسعه بندر چابهار به یکی از اولویت های مهم دولت سیزدهم تبدیل شده است. علاوه بر هند، افغانستان نیز به دنبال استفاده از این مزیت مهم است و در این مسیر با چراغ سبز ایران مواجه شده است. ملا عبدالغنی برادر معاون اقتصادی نخست وزیر حکومت سرپرست افغانستان که آبان ماه سال جاری به ایران سفر کرد پس از بازدید از ظرفیت‌های تجاری و اقتصاد بندرچابهار با بیان اینکه توسعه روابط تجاری و اقتصادی با ایران در اولویت قرار دارد گفت: افغانستان معادن بسیار زیادی دارد و از این رو بندر چابهار برای صادارت مواد معدنیِ افغانستان مورد توجه کابل به ویژه سرمایه گذاران است.

    او همچنین تصریح کرد که افغانستان در خشکی محصور شده که برای رسیدن و دستیابی به بازارهای بزرگ و آب‌های آزاد، به خاک و آب‌های ایران نیاز شدید داریم و ما می توانیم ایران را به آسیای میانه و کشورهای همجوار افغانستان متصل کنیم. افغانستان در بندر چابهار نیاز به امضای یک‌ تفاهم‌نامه بلند مدت ۳۰ ساله و ۱۰۰ ساله دارد که این‌مهم نیاز به‌ مساعدت دولت ایران است.

    بندر چابهار که موقعیت استراتژیک دارد، به افغانستان دروازه ای برای ورود به بازارهای هند، چین، اروپا و خاورمیانه می دهد. مزیت اقتصادی این بندر برای کشورهای آسیای مرکزی و افغانستان از اهمیت بالایی برخوردار است. موقعیت آن در مقایسه با بندرعباس و بندر کراچی مسیر کوتاه تری را فراهم می کند و نویدبخش کاهش قابل توجه هزینه ها و زمان صادرات است.

    مزیت ژئوپلیتیکی آن افغانستان را قادر می‌سازد تا تجارت و مشارکت‌های ترانزیتی جدید ایجاد کند و با بازارهای بین‌المللی به طور مؤثرتری ارتباط برقرار کند. این بندر به عنوان یک تسهیل کننده اساسی برای تجارت ظاهر می شود و افغانستان را به صورت استراتژیک در چشم انداز تجارت بین المللی قرار می دهد.

    تعامل بین افغانستان و ایران در بحبوحه تیرگی روابط بین کابل و اسلام آباد بر سر اختلافات مرزی، بحران مهاجران و نگرانی های امنیتی صورت می گیرد. با این حال، سرمایه گذاری در چابهار به عنوان یک تلاش استراتژیک از سوی افغانستان تلقی می شود. اقدامی که برای ایجاد یک مسیر جایگزین برای تجارت و همچنین محیطی مناسب برای خوداتکایی اقتصادی و همکاری های منطقه ای و در نتیجه کاهش تنش ها در نظر گرفته می شود.

    سرمایه گذاری در چابهار توسط دولت طالبان افغانستان نشان دهنده یک رویکرد عمل گرایانه به دیپلماسی و توسعه اقتصادی در میان چالش های جاری است. این یک تغییر قابل توجه در استراتژی های اقتصادی منطقه ای ایجاد می کند و بر اهمیت همکاری و تنوع بخشیدن به مشارکت های تجاری به منظور افزایش رونق ملی و منطقه ای تاکید می کند. علاوه بر این، این توسعه نشان دهنده تغییرات بالقوه در پویایی های ژئوپلیتیکی است؛ با کشورهایی که به دنبال اتحادهای جدید برای پیشبرد منافع اقتصادی و استراتژیک خود هستند.

    تنها نکته قابل توجه در این بین چگونگی ایفای تعهدات طالبان است. مسأله ای که همچنان یکی از نقاط مبهم و چالش برانگیز نه تنها در قبال ایران بلکه در برابر جامعه جهانی است. پرسش اصلی اینجاست که آیا مزیت چابهار موجب تغییر در سیاست های گروه طالبان خواهد شد و تعادل را در روابط تهران ـ کابل ایجاد خواهد کرد یا اینکه سایه مسائل حل نشده گذشته بر روابط سنگینی خواهد کرد.

     

  • پای “چای دبش” دوباره به بازار باز شد!

    پای “چای دبش” دوباره به بازار باز شد!

    به گزارش اقتصادران، عبدالمجید اجتهادی، مدیرعامل سازمان جمع‌آوری و فروش اموال تملیکی درباره تعیین تکلیف چای دبش موجود در انبارهای این سازمان اظهارداشت: بخشی از چای دبش در اختیار سازمان اموال تکمیلی قرار گرفته و علیرغم اینکه قبلا مجوز سازمان غذا و دارو و مجوز سازمان استاندارد را اخذ کرده بود اما مجددا بدون استثنا تمام موجودی انبارها به صورت کاملا دقیق و مطابق با دستورالعمل‌های مربوط در سخت‌ترین شرایط آزمونی، مورد آزمایش قرار می‌گیرد و نمونه‌برداری‌ها و آزمایشات از دو ماه گذشته آغاز شده‌ است.

    وی در پاسخ به این سوال که احتمال توزیع این چای در بازار وجود دارد، گفت: بله، اما قسمتی از این محموله‌های چای که قابلیت مصرف نداشته‌ باشد، منهدم می‌شود.

    معاون وزیر اقتصاد درباره میزان موجودی چای دبش در انبارهای سازمان اموال تملیکی ادامه داد: حدود ۵ هزار تن در انبار‌های استان هرمزگان وجود دارد که گفته شده قابلیت مصرف ندارد. اما وضعیت سلامت موجودی دبش در انبارهای فرودگاه پیام هنوز اعلام نشده است اما در سختگیرانه‌ترین شرایط آزمایشگاهی، مورد آزمون قرار می‌گیرد و طبق دستور قضایی که صادر شده آن میزان چای که مجددا توسط سازمان غذا و دارو و سازمان ملی استاندارد تایید شود که قابلیت مصرف دارد از طریق مزایده سراسری برای فروش گذاشته می‌شود.

    مدیرعامل سازمان جمع‌آوری و فروش اموال تملیکی افزود: آن بخش از چای دبش که سالم است، خریداردار دارد.

    وی تاکید کرد: این میزان چای از قبل در اختیار سازمان نبود و طبق قانون از دو ماه گذشته به انبارهای اموال تملیکی منتقل شده‌ و قرار بر این است که آن میزان از چای قابلیت مصرف دارد از طریق ساز و کار مزایده‌ها به فروش برسد.

    اجتهادی گفت: چای دبش با دستور قضایی در اختیار سازمان اموال تملیکی قرار گرفته چراکه حکم توقیف دارد و به بخشی از آن، اتهام قاچاق وارد شده و اما آن بخش از چای که به انبارهای استان هرمزگان منتقل شده، اتهام متروکه دارد.

    معاون وزیر اقتصاد افزود: بخشی دیگر از این کالا، از جمله مواردی است که با دستور قضایی ماده ۴٨ قانون مبارزه با قاچاق و ماده ٢١۵ قانون مجازات اسلامی توفیق می‌شود که با توجه به اتهامات این اموال شناسایی و طبق دستور قضایی توقیف می‌شود که اگر شرکت دبش محکومیت پیدا کرد از محل فروش این کالا، آن محکومیت را جبران کند.

    وی ادامه داد: مردم مطمئن باشند که چای سالم دبش به مزایده می‌رود و این درخواست وزارت صمت و جهاد کشاورزی است که هر چه زودتر بخش سالم دبش وارد بازار شود چراکه بازار به این میزان چای نیاز دارد.

  • جهش يك‌شبه قيمت تلفن همراه

    جهش يك‌شبه قيمت تلفن همراه

    به گزارش اقتصادران، اعلام تعرفه‌هاي جديد واردات گوشي تلفن همراه بالاي 600 دلار، شوك تازه‌اي به قيمت اين كالاها در بازار ايران وارد كرد. با اين تفاوت كه اگر ظرف سه ماه گذشته و با خروج نرخ دلار آزاد از كانال 50 هزار توماني، قيمت موبايل در بازار رشد كرده بود؛ حالا با اين تعرفه‌هاي جديد نيز فعالان بازار «يك شبه» قيمت‌ها را بالا برده‌اند. آن هم در بازاري كه خيلي از گوشي‌ها ديگر پيدا نمي‌شود و بسياري از آنها نيز به صورت استوك (دست دوم) ‌خريد وفروش مي‌شوند.

    بر اساس تصميم جديد هيات دولت كه تاريخ آن دوم اسفند ماه سال جاري است؛ تعرفه واردات گوشي تلفن همراه بالاي 600 دلار كه به عنوان گوشي‌هاي لاكچري نيز شناخته مي‌شوند؛ در رويه تجاري و معمول 15 درصد و براي رويه مسافري 30 درصد تعيين شده است. درباره رويه معمول تجاري اتفاق خاصي نيفتاده و تا پيش از اين نيز، تعرفه واردات گوشي از راه تجاري 15 درصد بود. اما از هشتم دي ماه سال جاري، ‌مصوبه جديدي به گمرك ابلاغ شد كه طي آن تعرفه واردات گوشي بالاي 600 دلار از طريق مسافري از 8 درصد به 30 درصد افزايش يافت. به نظر مي‌رسد دليل اينكه دولت اقدام به افزايش 22 درصدي تعرفه واردات مسافري گوشي‌هاي لاكچري كرده، پول سنگيني است كه از اين محل مي‌تواند به خزانه وارد كند.

    به گفته گمرك، در 11 ماه ابتدايي امسال، ۴۳۵ هزار و ۳۹۴ دستگاه گوشي تلفن همراه به ارزش ۲۵۲ ميليون دلار به شيوه مسافري وارد گرديد. هرچند آمار اعلامي از سوي گمرك ايران به موبايل‌هاي مسافري بالاي ۶۰۰ دلار ترخيص به شيوه مسافري اشاره نمي‌كند اما عمده اين گوشي‌ها، بالاي 600 دلار قيمت داشته‌اند و يك تخمين نشان مي‌دهد حداقل ۲۰۰ ميليون دلار موبايل بالاي ۶۰۰ دلار به شيوه مسافري از گمرك ترخيص شده است كه تا پيش از مصوبه جديد، ‌دولت سهم كمي از آن دريافت مي‌كرد و حالا مي‌تواند سهم بالاتري به خزانه بريزد.

    مناقشه بر سر تامين ارز

    از ابتداي امسال تا پايان بهمن ماه، نزديك به 13 ميليون گوشي تلفن همراه به ارزش 3 ميليارد دلار به ايران وارد شده است. موضوعي كه موبايل را به يكي از «كالاهاي عمده وارداتي» ايران بدل كرده است. اما يك سوال مهم در دوره سخت تحريم‌ها و تنگناهاي موجود همواره وجود داشته است: ارز مورد نياز براي واردات گوشي چگونه تامين مي‌شود؟

    در دولت گذشته، براي واردات گوشي تلفن همراه، دولت دست به اختصاص ارز با نرخ ترجيحي مي‌زد. اما در سال‌هاي پاياني دولت به روشني مشخص شد كه چه ميزان ارز به چه شركت‌هايي اختصاص يافته است.

    در دولت كنوني اين رويه ادامه يافت اما هيچگاه مشخص نشد كه چه شركت‌هايي چه ميزان ارز در اختيار گرفته و موبايل وارد كرده‌اند؟ هيچ آماري از ميزان ارز تخصيص يافته به اين شركت‌ها وجود ندارد و در نبود فضاي شفاف- كه عمدتا ‌توسط دولت زياد هم تبليغ مي‌شود- چرخه بزرگي متشكل از واردكننده‌هاي خاص، دلالان و عرضه‌كنندگان از اين آشفتگي نهايت استفاده را بردند. اما همزمان با بالا گرفتن تنگناهاي ارزي، سياست «واردات در مقابل صادرات» براي موبايل هم به اجرا درآمد كه به گفته فعالان بازار موبايل، با چالش‌هاي ريز و درشتي مواجه است. مثلا يك واردكننده موبايل مي‌گويد: ‌« الان فقط صادركننده‌ها مي‌توانند گوشي‌هاي بالاي ۶۰۰ دلار وارد كنند. مثلا كسي كه صادركننده خرماست در زمينه موبايل اطلاعاتي ندارد كه بتواند واردات موبايل انجام دهد.

    اين معضل به ضرر مصرف‌كننده نهايي تمام مي‌شود، زيرا شركت‌هاي واردكننده موبايل كه كالاهاي ديگر صادر مي‌كنند به ويژگي‌هاي موبايل آگاهي ندارند در عين حال با ارز صادرات كالاهاي ديگر، موبايل وارد مي‌كنند.» دولت براي حل اين مشكل ابلاغيه جديدي را ارايه كرد كه طي آن، واردات موبايل با «ارز حاصل از صادرات غير» هم امكانپذير مي‌شد. به عبارتي واردكنندگان مي‌توانستند از يك صادركننده، ارز بگيرند و پول كالاي وارداتي خودشان را تامين كنند. اما در اين مورد هم رضا عاليان، دبير كنگره موبايل مي‌گويد: «به نظر مي‌رسد بعضي افراد از ارز حاصل از صادرات خود سود مي‌برند به همين دليل هنوز اين مصوبه عملي نشده است. پس بايد ريشه اين چالش را در بانك مركزي و عدم تامين و تخصيص ارز حاصل از صادرات غير پيدا كرد.»

    رشد قيمت‌ها در فضاي رانتي

    بازار موبايل در چند سال گذشته همزمان با بالا گرفتن تورم انتظاري در پايان سال، با جهش قيمت روبروست. اما جدول قيمت‌ها نشان مي‌دهد كه چيزي بيش از افزايش قيمت در حال رخ دادن است. با اينكه سازمان‌هاي متولي واردات بر اين گزاره اصرار دارند كه سهم گوشي‌هاي بالاي 600 دلار از بازار كنوني ايران بسيار پايين است و با همين استدلال هم اتفاقات خاص اين بازار چندان مهم تلقي نمي‌شود؛ ‌اما اين گوشي‌ها اصطلاحا «پرچمدار» بازار هستند. در فاصله 5 روز گذشته، همزمان با ابلاغ تعرفه‌هاي جديد و البته نوسان‌هاي قيمت ارز، ‌قيمت بسياري از اين گوشي‌ها در بازار با جهش‌هاي عجيب و غريب روبرو شده است. البته كه جهش‌هاي قيمت در بسياري از بازارهاي ديگر هم رخ داده اما بايد پرسيد كه چگونه مي‌شود قيمت يك گوشي فقط در 5 روز به يك‌باره 15 تا 40 درصد رشد كند؟ منشأ اين پول‌ها كجاست و چه كساني از چنين بازاري سود مي‌برند و چه زماني قرار است شب بخوابيم و صبح با قيمت‌هاي جديد روبرو نباشيم؟

  • خسارت سنگین خزانه از اقدام دیرهنگام دولت در خصوص عوارض موبایل مسافری

    خسارت سنگین خزانه از اقدام دیرهنگام دولت در خصوص عوارض موبایل مسافری

    به گزارش اقتصادران، در 11 ماهه سال جاری 13 میلیون و 157 هزار دستگاه گوشی تلفن همراه به دو شیوه تجاری و مسافری به ارزش 2 میلیارد و 837 میلیون دلار از گمرکات کشور ترخیص شد.
    در 11 ماهه سال جاری از مجموع گوشی تلفن همراه وارداتی، 12 میلیون و 721 هزار و 932 دستگاه به ارزش 2 میلیارد و 585 میلیون دلار به شیوه تجاری وارد کشور شده است.  در همین مدت 435 هزار و 394 دستگاه گوشی تلفن همراه به ارزش 252 میلیون دلار به شیوه مسافری وارد گردید.

    ترخیص حداقل 200 میلیون دلار موبایل بالای 600 دلار به شیوه مسافری

    هرچند امار اعلامی از سوی گمرک ایران به موبایلهای مسافری بالای 600 دلار ترخیص به شیوه مسافری اشاره نمیکند اما براوردهای میدانی نشان میدهد عمده 435 هزار دستگاه تلفن وارداتی مسافری با ارزش بیش از 600 دلار میباشند. بر این اساس حداقل 200 میلیون دلار موبایل بالای 600 دلار به شیوه مسافری از گمرک ترخیص شده است. در این بین میزان عوارض وصولی از واردات موبایل حائز اهمیت است.

    ماجرای عوارض 8درصدی موبایل مسافری در 5 ماه

    در ادامه بخشنامه مرداد ماه مرتبط با حقوق ورودی واردات موبایل در رویه های تجاری و مسافری قابل رویت است. این بخشنامه در نهایت 5 ماه بعد و در اذر ماه اصلاح شد.

    ابلاغیه اسفند ماه دولت: حقوق ورودی ترخیص موبایل مسافری بالای 600 دلار 30 درصد شد

    بر اساس مصوبه جدید دولت که به پیشنهاد معاونت حقوقی ریاست جمهوری تصویب گردیده، حقوق ورودی گوشی‌های همراه حقوق ورودی رویه تجاری واردات گوشی‌های تلفن همراه خارجی با قیمت بالای ششصد (600) دلار پانزده درصد (15٪) و برای سایر رویه‌ها (از جمله مسافری) به‌مأخذ دو برابر یعنی سی درصد (30) منظور گردد.»

    لازم به ذکر است این ابلاغیه مرتبط با حکم قانون بودجه 1402  مبنی بر دو برابر  بودن حقوق ورودی موبایل مسافری نسبت به واردت به شیوه تجاری است. در واقع این حکم بایستی از فروردین امسال اجرایی میشد.

    این درحالی است که بر اساس ابلاغیه اولیه مرداد ماه، در مقطعی از سال جاری حقوق ورودی موبایل بالای 600 دلار فقط 8 درصد اخذ شده است.

    اختلاف 22 درصدی میان ابلاغیه اولیه و ابلاغیه اسفند ماه

    بر این اساس اختلاف 22 درصدی میان ابلاغیه اولیه و ابلاغیه اسفند ماه دولت وجود دارد. در نتیجه در خصوص واردات 200 میلیون دلار موبایل بالای 600 دلار مسافری با احتساب نرخ محاسباتی 28500 تومانی رقم قابل توجهی  عوارض از مسافران کمتر وصول شده است.

    جدول ابلاغیه اولیه گمرک درمورد عوارض مسافری و تجاری موبایل در اینجا قابل مشاهده است؛

    در ادامه ابلاغیه اواخر اذرماه گمرک در خصوص وصول عوارض 30 درصدی در کلیه رویه های غیر تجاری (مسافری و…) قابل مشاهده است.

    گفتنی است، ابتدای مرداد ماه گمرگ ایران در مکاتبه ای حقوق ورودی واردات انواع گوشی موبایل با رویه های مسافری و تجاری را اعلام کرده بود. تعیین عوارض 8 درصدی برای واردات گوشی های هوشمند از رویه مسافری،  در حالی که عوارض واردات گوشی های هوشمند در رویه تجاری 15 درصد تعیین شده بود، حواشی را بدنبال داشت.

    لازم به ذکر است، عبقری دبیر سابق انجمن واردکنندگان موبایل، تبلت و لوازم جانبی، در مکاتبه ای با مدیر کل دفتر واردات گمرک جمهوری اسلامی در مرداد ماه، با اشاره به حجم زیاد واردات گوشی های همراه از طریق رویه مسافری و همچنین مغایرت عوارض وارداتی با ابلاع قانونی (بند ط تبصره 7 قانون بودجه 1402) خواستار اصلاح این ابلاغیه شده بود.

  • طرفداری همیشگی مجلس از دولت در جدال دولت و کارگران بر سر دستمزد

    طرفداری همیشگی مجلس از دولت در جدال دولت و کارگران بر سر دستمزد

    به گزارش اقتصادران، بالاخره بعد از مدت‌ها كه هيچ خبري از برگزاري جلسات شوراي عالي كار نبود و بسياري از كارگران چشم انتظار بودند تا ببينند بالاخره دستمزدها در سال ۱۴۰۳ قرار است چه ميزان افزايش پيدا كند، روز سه‌شنبه مي‌تواند روز سرنوشت‌سازي براي جامعه بيش از ۲۵ ميليون نفري شاغلان باشد. هر چند كه اگر بخواهيم به آخرين مصاحبه رييس سازمان برنامه و بودجه در مورد افزايش دستمزدها استناد كنيم بايد بگوييم نمي‌توان انتظار خبري خوش را براي كارگران داشت چرا كه همه‌چيز منوط به تورم انتظاري سال آينده است و با در نظر گرفتن اين تورم دولت خيلي نمي‌تواند حقوق كارگران را به نرخ واقعي سبد معيشت آنها نزديك كند. به هر حال هميشه در جدال ميان دولت و كارگران بر سر دستمزد اين دولت بوده كه برگ برنده را در دست داشته و در نهايت هم نمايندگان مجلس و هم نمايندگان دولت در جلسات شوراي عالي كار به نوعي رفتار مي‌كنند كه نمايندگان كارگري مجبور به پذيرش آنچه دولت مد نظر دارد بشوند.

    هر چند كه همين الان هم فاصله ميان حقوق كارگران و سبد معيشتي آنها چند ميليوني مي‌شود و البته هيچ اميدي هم به اين نيست كه دولت بتواند اين فاصله چند ميليوني را پر كند اما هر چه باشد كارگران انتظار دارند كه حداقل دستمزدشان براي تامين مايحتاج زندگي كافي باشد. دستمزدي كه حالا به اذعان بسياري از كارشناسان حوزه اقتصاد بيش از ۷۰ درصد آن براي تامين هزينه مسكن استفاده مي‌شود و ۳۰ درصد باقي مانده هم آنقدر اندك است كه تنها سفره‌ها را كوچك‌تر و سبدهاي معيشتي را خالي‌تر كرده است.

    عليرضا اشراق، كارشناس اقتصادي در مورد تورم انتظاري و تاثير آن بر حقوق كارمندان و كارگران مي‌گويد: اين هم نوع ديگري شانه خالي كردن از بار مسووليت توسط دولت و سازمان برنامه و بودجه است. اگر قرار باشد تورم انتظاري در حقوق كارگران و كارمندان تاثير داشته باشد بايد در بودجه‌اي هم كه به سازمان‌ها و نهادها تعلق مي‌گيرد مورد توجه قرار گيرد. اينكه كارگران هميشه بايد به بهانه افزايش تورم از حق قانوني خود و دريافت حقوقي نزديك به هزينه‌هاي سبد معيشتي محروم باشند مساله‌ای است كه تنها دولتمردان و وابستگان به دولت از آن طرفداري مي‌كنند. او مي‌افزايد: سال‌هاست كه به بهانه افزايش تورم حقوق كارگران را به نرخ تورم نزديك نكرده‌اند. به اين بهانه كه اگر حقوق كارگران افزايش پيدا كند قطعا باعث افزايش تورم مي‌شود ولي حالا كه بالاخره بعد از سال‌ها به اين نظر كارشناسان حوزه اقتصاد رسيده‌اند كه افزايش حقوق تاثير چنداني بر افزايش تورم ندارد و بحث نقدينگي است كه تورم را لجام گسيخته مي‌كند مساله تورم انتظاري را پيش كشيده‌اند. اين كارشناس اقتصادي مي‌گويد: تا زماني كه دستمزد كارگران با تورم موجود در جامعه همخواني نداشته باشد نمي‌توانيم انتظار داشته باشيم كه وضعيت معيشتي كارگران بهبود پيدا كند. تورم انتظاري كه از آن صحبت مي‌شود براي سال آينده در خوش‌بينانه‌ترين حالت ۴۵ درصد است ولي هنوز هم بحث افزايش حقوق كه پيش مي‌آيد دولتمردان بر افزايش ۲۰ درصدي تاكيد دارند كه اين باعث مي‌شود باز هم فاصله بين درآمد كارگر با مخارج زندگي او بيشتر و بيشتر شود و اين شكاف را تنها فقر پر مي‌كند.

    مزد منطقه‌اي از دستور كار خارج و تورم انتظاري جايگزين شد

    پيروز محمدي، كارشناس اقتصادي و فعال كارگري نيز در اين باره مي‌گويد: متاسفانه هر سال وقتي زمان بحث بر سر افزايش حقوق كارگران مي‌شود دولت‌ها به هر بهانه‌اي چنگ مي‌زنند تا از زير بار افزايش حقوق كارگران متناسب با تورم موجود در جامعه شانه خالي كنند. هر چند كه طي ماه‌هاي گذشته دولت بارها و بارها تلاش كرد مزد منطقه‌اي را جايگزين افزايش دستمزد كند اما بالاخره با اصرار فعالان كارگري و نمايندگان كارگري در شوراي عالي كار اين مساله از دستور كار خارج شد و به نتيجه نرسيد. او مي‌افزايد: اما حالا مساله تورم انتظاري مطرح شده است كه باز هم افزايش دستمزد كارگران را محدود مي‌كند. اين در حالي است كه تنها خواسته كارگران و نمايندگان آنها نزديك كردن دستمزد كارگران به تورم موجود است. تا زماني كه اين اتفاق نيفتد معيشت كارگران هميشه با مشكل مواجه است. اينكه سفره‌هاي معيشتي كارگران هر روز كوچك‌تر مي‌شود و به تبع آن هر روز تعداد بيشتري از آنها زير خط فقر سقوط مي‌كنند به همين دليل است كه هيچ همخواني ميان حقوق و دستمزد آنها با تورم موجود در جامعه نيست.

    اين فعال كارگري مي‌گويد: متاسفانه دولت هر بار به دنبال بهانه تازه‌اي است كه افزايش حقوق كارگران را به محاق ببرد. اينكه حالا رييس سازمان برنامه و بودجه اظهار كرده كه تورم انتظار باعث محدوديت در افزايش دستمزد كارگران و كارمندان مي‌شود به نوعي توپ را به زمين حريف انداختن است. در واقع نبايد انتظار داشته باشيم كه نتيجه جلسه روز سه شنبه شوراي عالي كار و ميزان دستمزد تعيين شده‌اي كه از آن بيرون مي‌آيد آن چيزي باشد كه مد نظر كارگران است. اين‌بار هم نمايندگان كارگري در نهايت مجبور مي‌شوند به پيشنهادهاي دولت كه با پيشنهادهاي كميته مزد فاصله قابل توجهي دارد رضايت بدهند و اين يعني ادامه فقر در قشر كارگر.

    به خاطر تورم انتظاري در افزايش حقوق  كارگران و كارمندان محدوديت داريم

    تنها دو روز مانده به برگزاري جلسه بررسي گزارش كميته مزد در شوراي عالي كار رييس سازمان برنامه بودجه آب پاكي را روي دست كارگران و كارمندان ريخته و قبل از تصويب هر رقمي از محدوديت‌هايي كه به دليل تورم انتظاري در سال ۱۴۰۳ مطرح است سخن مي‌گويد. رييس سازمان برنامه و بودجه كشور گفت: آن‌چه مبناي پيشنهاد و تصميم ما در دولت براي افزايش حقوق و دستمزد است، تورم انتظاري سال آينده است. ما اميدواريم در مذاكرات ميان تشكل‌هاي كارگري و دولت بر همين مبنا به يك نرخ معقول افزايش دستمزد برسيم تا موضوع تورم انتظاري از كنترل خارج نشود. داوود منظور در پاسخ به سوالي پيرامون وضعيت حقوق كارمندان و كارگران در سال آينده به ايلنا گفت: دولت درباره افزايش حقوق كارگران و كارمندان ملاحظاتي دارد كه اين ملاحظات با توجه به موضوع تورم انتظاري تعيين مي‌شود.

    رييس سازمان برنامه و بودجه تاكيد كرد: ما وقتي درباره مردم صحبت مي‌كنيم، از يك جامعه ۲۵ ميليون شاغل سخن مي‌گوييم و اين درحالي است كه كارمندان و كاركنان لشگري و كشوري ما حدود سه ميليون نفر هستند. لذا بايد عدالت را ميان اقشار مختلف در تخصيص و توزيع رعايت كنيم. ما وظيفه داريم كه شرايطي را ايجاد كنيم كه همه اقشار سال بهتري را از نظر معيشتي بگذرانند.

    او تصريح كرد: در قانون بودجه نيز سمت و سوي ما همين است. اگر بخواهيم رشد حقوق و دستمزد را نسبت به ساير اقشار متفاوت افزايش دهيم، اين مطابق عدالت براي همه اقشار نخواهد بود. بر اين باور هستيم كه رشد حقوق و دستمزد بايد مطابق با مقتضيات اقتصادي كشور و تورم انتظاري افزايش يابد.

    منظور تاكيد كرد: آن‌چه مبناي پيشنهاد و تصميم ما در دولت براي افزايش حقوق و دستمزد است، تورم انتظاري سال آينده است. ما اميدواريم در مذاكرات ميان تشكل‌هاي كارگري و دولت بر همين مبنا به يك نرخ معقول افزايش دستمزد برسيم تا موضوع تورم انتظاري از كنترل خارج نشود.

    او در پايان در پاسخ به سوالي پيرامون اينكه چرا در سال گذشته نيز با توجه به مطرح شدن موضوع تورم انتظاري باز هم شاهد عدم كاهش اين نرخ بوديم، گفت: توضيحات كافي را در اين زمينه دادم و پاسخ ديگري ندارم.

    بررسي گزارشِ كميته مزد در جلسه‌ روز سه‌شنبه شوراي عالي كار

    جلسه شوراي عالي كار، سه‌شنبه هفته جاري، ۱۵ اسفند ماه، برگزار خواهد شد. در نامه‌اي كه براي اعضاي شوراي عالي كار فرستاده شده، «گزارش كميته مزد» و «ساير موراد» به عنوان موضوعاتِ قرارگرفته در دستورِ كار اين جلسه، مطرح شده است. بيش از دو هفته از اسفند مي‌گذرد و هنوز اعضاي شوراي عالي كار به موضوع تعيين مزدِ ۱۴۰۳ كارگران ورود نكرده‌اند. فعالان كارگري تعلل وزارت كار براي ورود به موضوعِ تعيين مزدِ كارگران را مورد انتقاد جدي قرار داده‌اند. قرار بود در جلسه قبلي شوراي عالي كار، كه دوشنبه ۳۰ بهمن ماه، برگزار شد، گزارشِ كميته مزد با موضوعِ امكانِ اجراي مزد منطقه‌اي، مورد بررسي قرار بگيرد كه به گفته فعالان كارگري حتي اين موضوع نيز در آن جلسه مطرح نشد. آنطور كه در دستور كار جلسه آمده است، گزارشِ كميته مزد قرار است اين هفته مورد بررسي قرار بگيرد، اين در حالي است كه پيشتر وزير اقتصاد اعلام كرده مساله‌ مزد منطقه‌‎اي از دستور كار خارج شده است.

    حال بايد منتظر ماند و ديد اين‌بار هم اين نمايندگان كارگري هستند كه در برابر نمايندگان دولت و مجلس مجبور به پذيرش ۲۰ درصدي حقوق يعني همان رقمي كه از ماه‌ها پيش زمزمه‌اش در بين دولتمردان بوده مي‌شوند يا اين‌بار آنها هستند كه مي‌توانند حقوق كارگران را به ميزان تورم موجود در جامعه نزديك كنند.

     

  • رکود شدید در بازار لوازم خانگی خرد

    رکود شدید در بازار لوازم خانگی خرد

    به گزارش اقتصادران، هادی قرایی گرگانی بازرس اتحادیه لوازم خانگی  اظهار داشت: از بهمن ماه سال گذشته بازار لوازم خانگی کشور با رکود مواجه شده و این رکود در حال افزایش است به طوری که برخی از اصناف تهران و شهرستان به مدت ده روز هیچ فروشی نداشته اند.

    وی افزود: 2 هزار و 50 نفر واحد صنفی در شهر تهران( به غیر از شمیرانات و شهری ری) جواز کسب صنفی فروش لوازم خانگی را دارند و حدود هزار و 200 نفر هم بدون جواز فعالیت می کنند؛ همچنین 22 هزار واحد صنفی در کشور در صنف لوازم خانگی مشغول به فعالیت هستند.

    وی تصریح کرد: فعالیت این تعداد اصناف در بخش لوازم خانگی در حال افول است و در رکود سنگینی به سر می برند و بسیاری از مغازه‌های سطح شهر تبدیل به نمایندگی خود شرکت‌های تولیدی شده و از حوزه اصناف خرد خارج شده اند.

    *85 درصد فروش لوازم خانگی فروشان کم شد

    گرکانی با اشاره به ایجاد فروشگاه های بزرگ لوازم خانگی که تنها در شهر تهران منجر به ایجاد رکود برای بیش از 4 هزار فعال صنفی شده است، گفت: این موضوع علاوه بر ایجاد رکود برای فعالان صنفی در دراز مدت برای مردم و تولید کننده نیز مشکل زا خواهد بود به طوری در آینده کل بازار لوازم خانگی در اختیار فروشگاه قرار می‌گیرد و منجر به ایجاد انحصار می‌شود.
    وی با بیان اینکه اصناف نیز فروش خود را به روز کرده اند، اظهار داشت: خود فعالان صنفی لوازم خانگی 40 درصد فروش خود را به صورت الکترونیک و آنلاین انجام می دهند و فروش اقساطی کالا دارند؛ اصناف بر خلاف فروشگاه‌های بزرگ بعد از فروش نیز پاسخگوی خریداران هستند.

    بازرس اتحادیه لوازم خانگی ادامه داد: در یک سال گذشته اصناف صنفی فروش لوازم خانگی 85 درصد کاهش فروش داشته اند و حدود 18 درصد از فعالان این بخش کسب و کار خود را تعطیل کرده اند که پیش بینی می شود با سر رسید اجاره مغاز ها تعداد فعالان این صنف کاهش بیشتری داشته باشند.

    وی با باین اینکه گردش مالی سالانه صنف لوازم خانگی از 7 میلیارد دلار به 4/5 میلیارد دلار کاهش یافته است گفت: با توجه به کاهش قدرت خرید مردم این رقم کاهش داشته است و عمده تقاضا موجود به سمت معدود فروشگاه های بزرگ رفته که تسهیلاتی بانکی ارائه می دهند.

    *وام فروشی در فروشگاه های زنجیره‌ای
    گرکانی اظهار داشت: بالغ بر 50 درصد کالاهای که در فروشگاه های بزرگ خریداری می شود مربوط به خریداران واقعی نیست بلکه برای استفاده از شرایط آسان اعطای تسهیلات بانکی است و خریداران دوباره کالای خریداری شده را برای تامین نقدینگی می‌فروشند.

    *دلیل توسعه یک شبه فروشگاه‌های زنجیره ای لوازم خانگی چیست؟
    وی با بیان اینکه بانک‌ها برای چند فروشگاه بزرگ در کشور رانت ایجاد کرده اند گفت: بانک‌ها تسهیلات مالی خرید کالا را تنها در اختیار این چند فروشگاه بزرگ قرار می‌دهند اما به فروشگاه‌های صنفی تسهیلاتی فروشی ارائه نمی‌کنند.

    وی با اشاره به دریافت گزارش هایی درباره تخلفات در فروشگاهی بزرگ لوازم خانگی گفت: اجازه بازرسی به این فروشگاه های بزرگ به اتحادیه و حتی اتاق اصناف و سازمان تعییرات حکومتی داده نمی شود و مشتریان نمی دانند اعتراض خود را به کجا مطرح کنند.

    *نامه رئیس جمهور به بانک مرکزی و وزیر اقتصاد درباره انحصار فروشگاه های زنجیره ای لوازم خانگی

    وی اظهار داشت: درباره مشکلات واحدهای صنف لوازم خانگی و ایجاد انحصار برای فروشگاه های بزرگ توسط بانک‌ها ، با تمام دستگاه ها از جمله ریاست جمهوری نامه نگاری صورت گرفته است؛ که در واکنش به این نامه ها رئیس جهمور نیز با ارسال نامه های جداگانه به وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی، دستور رسیدگی صادر کرد.