دسته: اقتصاد کلان

  • پشت پرده کمبود و گرانی دارو؛ از بحران نقدینگی تا ردپای بیمه‌ها

    پشت پرده کمبود و گرانی دارو؛ از بحران نقدینگی تا ردپای بیمه‌ها

    به گزارش اقتصادران، بازار داروی ایران طی سال‌های اخیر تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، ارزی و سیاست‌گذاری قرار داشته و همزمان با تلاش برای تقویت تولید داخلی، با چالش‌هایی نظیر نوسانات ارزی، افزایش هزینه‌های تولید، کمبود نقدینگی و مشکلات بیمه‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کند.

    درباره افزایش قیمت دارو و کمبود برخی اقلام با هادی احمدی، مدیر روابط عمومی انجمن داروسازان ایران گفت وگو کرده ایم.

    هادی احمدی، مدیر روابط عمومی انجمن داروسازان ایران، درباره وضعیت فعلی بازار دارو به دیده بان ایران گفت: در کشور به‌طور مستمر حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ قلم دارو در وضعیت کمبود قرار دارند و این مسئله موضوع تازه‌ای نیست، بلکه سال‌هاست در ساختار تأمین داروی کشور دیده می‌شود.

    به گفته او، بخش زیادی از این کمبودها ریشه در مشکلات ساختاری زنجیره تأمین دارد و نمی‌توان آن را صرفاً به شرایط مقطعی اخیر نسبت داد.

    بحران نقدینگی در زنجیره دارو

    احمدی با اشاره به شرایط مالی داروخانه‌ها توضیح داد: مهم‌ترین چالش فعلی، کمبود نقدینگی در چرخه تأمین دارو است. سازمان‌های بیمه‌گر و همچنین سازمان هدفمندی یارانه‌ها مطالبات داروخانه‌ها را با تأخیر طولانی پرداخت می‌کنند و همین موضوع جریان مالی این حوزه را مختل کرده است.

    وی افزود: زمانی که داروخانه منابع مالی کافی در اختیار نداشته باشد، حتی در صورت موجود بودن دارو در شرکت‌های پخش، امکان خرید مجدد برای آن فراهم نیست و همین مسئله به شکل کمبود در بازار دیده می‌شود.

    کمبودهایی که تازه نیستند

    مدیر روابط عمومی انجمن داروسازان ایران تأکید کرد: کمبود دارو موضوعی نیست که فقط به ماه‌های اخیر مربوط باشد؛ پیش از شرایط جنگی نیز این وضعیت وجود داشت و در دوره جنگ نیز همان روند قبلی ادامه پیدا کرد.

    او در عین حال گفت بازار دارو در ماه‌های اخیر از نظر قیمت‌گذاری نوسان شدیدی نداشته است.

    تحریم‌ها؛ مانعی غیرمستقیم برای تأمین دارو

    احمدی درباره تأثیر تحریم‌ها بر بازار دارویی کشور اظهار داشت: هرچند دارو به‌صورت رسمی تحریم نیست، اما محدودیت در نقل‌وانتقال پول، بیمه محموله‌ها و خرید مواد اولیه عملاً فرآیند تأمین دارو را دشوار کرده است.

    او توضیح داد بخش قابل توجهی از مواد اولیه دارویی از خارج کشور وارد می‌شود و محدودیت‌های بانکی و مالی، روند تأمین این مواد را با مشکلات متعددی مواجه کرده است. حتی شرکت‌های خارجی نیز برای ارسال کالا با چالش‌هایی مانند بیمه حمل‌ونقل و جابه‌جایی ارز روبه‌رو هستند که در نهایت بازار داخلی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

    اختلال در حمل‌ونقل و مسیرهای دریایی

    این مقام صنفی در ادامه به مشکلات لجستیکی اشاره کرد و دیده بان ایران گفت: بخشی از حمل‌ونقل بین‌المللی کشور به دلیل شرایط منطقه‌ای و محدودیت‌های دریایی با اختلال مواجه شده است.

    به گفته او، در گذشته بخش عمده‌ای از واردات مواد اولیه و دارو از مسیرهای دریایی انجام می‌شد اما اکنون برخی از این مسیرها با محدودیت یا تأخیر روبه‌رو شده‌اند.

    وی اضافه کرد: در برخی موارد، محموله‌ها در کشورهای واسطه متوقف می‌شوند یا فرآیند ترخیص آنها زمان‌بر شده است. البته این وضعیت به معنای توقف کامل واردات نیست، اما بدون شک زمان تأمین و هزینه نهایی دارو را افزایش می‌دهد.

    کمبود واقعی یا نبود یک برند خاص؟

    احمدی در بخش دیگری از صحبت‌های خود به تفاوت میان کمبود واقعی دارو و کمبود برند اشاره کرد و گفت: در بسیاری از موارد اصل دارو در بازار وجود دارد اما یک برند خاص، به‌ویژه برند خارجی، کمیاب می‌شود.

    او توضیح داد: ممکن است نمونه ژنریک یا تولید داخل یک دارو موجود باشد، اما بیماران به دنبال برند مشخصی باشند و همین مسئله باعث شود تصور کمبود در بازار ایجاد شود.

    کمبودها ناشی از مشکلات مالی

    به گفته مدیر روابط عمومی انجمن داروسازان ایران، بخشی از کمبودهای بازار در واقع کمبود کاذب است؛ یعنی دارو در شرکت‌های پخش موجود است اما داروخانه‌ها به دلیل مشکلات مالی توان خرید آن را ندارند.

    او با اشاره به داروی انسولین گفت: بیش از ۹۵ درصد هزینه این دارو تحت پوشش بیمه قرار دارد، اما داروخانه باید آن را نقدی خریداری کند و سپس ماه‌ها منتظر دریافت مطالبات بیمه بماند. همین تأخیر باعث کاهش توان خرید مجدد داروخانه‌ها می‌شود.

    نقش بیمه‌ها در بحران دارویی

    احمدی تأکید کرد بخش مهمی از مشکلات فعلی بازار دارو به عملکرد بیمه‌ها و سازمان هدفمندی یارانه‌ها مربوط می‌شود.

    او گفت: اگر مطالبات داروخانه‌ها به‌موقع پرداخت شود، بخش قابل توجهی از کمبودهای کاذب برطرف خواهد شد. تأخیر در تسویه حساب‌ها فشار مالی سنگینی به داروخانه‌ها وارد کرده و ادامه فعالیت برخی از آنها را با ریسک همراه کرده است.

    افزایش قیمت دارو در سال ۱۴۰۵

    مدیر روابط عمومی انجمن داروسازان ایران درباره وضعیت قیمت دارو در سال ۱۴۰۵ نیز توضیح داد: نرخ دارو به‌طور میانگین بین ۳۰ تا ۷۰ درصد افزایش یافته، اما در برخی اقلام خاص رشد قیمت حتی به ۳۰۰ درصد نیز رسیده است.

    او افزود: بیشترین افزایش قیمت مربوط به برخی داروهای برند خارجی بوده و بخش عمده هزینه‌های تولید و واردات دارو به نرخ ارز وابسته است؛ به‌طوری‌که حدود ۷۰ درصد هزینه‌ها به شکل مستقیم یا غیرمستقیم با ارز ارتباط دارد.

  • افزایش حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی چه شد؟

    افزایش حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی چه شد؟

    به گزارش اقتصادران، در حالی‌که بازنشستگان تامین اجتماعی، از ابتدای سال چشم‌انتظار اجرای افزایش حقوق و صدور احکام جدید خود هستند، اطلاعیه سازمان تامین اجتماعی درباره عدم اعمال  افزایش‌ها در پرداخت‌های این ماه، بار دیگر موجی از نگرانی و نارضایتی را میان مستمری‌بگیران ایجاد کرده است. در بخش‌هایی از این اطلاعیه آمده: «سازمان ظرف حداکثر پنج روز کاری نسبت به تهیه پیشنهاد اخذ تایید هیات مدیره و ارسال آن به دولت جهت تصویب اقدام و سپس در خصوص اخذ مصوبه پیگیری مستمر می‌نماید به نحوی که حتی‌المقدور در نیمه اول خرداد ماه، مصوبه اخذ و بلافاصله نسبت به صدور احکام افزایش اقدام شود.»

    بازنشستگان می‌گویند در شرایطی که هزینه‌های زندگی روزبه‌روز افزایش پیدا می‌کند، تاخیر در اجرای مصوبه شورای عالی کار و پرداخت حقوق جدید، فشار سنگینی بر زندگی آنان وارد کرده و معیشت خانواده‌های بازنشسته را با بحران روبه‌رو ساخته است.

    قامتی، فعال صنفی بازنشستگان تامین اجتماعی، در گفتگو با «ایلنا» با انتقاد از  تاخیر در اجرای افزایش حقوق سال ۱۴۰۵ گفت: بازنشستگان تامین اجتماعی بعد از حدود دو ماه هنوز هم با وجود این تورم سنگین و دشواری‌های معیشتی، منتظر اجرای مصوبه شورای عالی کار برای افزایش حقوق بازنشستگی هستند. سوال ما این است که نام این برخوردی که مسئولان اجرایی دولت و مدیران سازمان تامین اجتماعی با بازنشستگان دارند چیست؟

    او ادامه داد: بازنشستگان امروز همان کارگران دیروز هستند؛ همان نسلی که در سال‌های سخت دفاع مقدس، دوشادوش رزمندگان و شهدای این کشور ایستادند و اجازه ندادند دشمن به خاک ایران تعرض کند. بسیاری از همین بازنشستگان، جوانی و سلامت خود را در سال‌های جنگ و کار از دست دادند و امروز انتظار دارند حداقل در دوران بازنشستگی با آرامش و امنیت معیشتی زندگی کنند، نه اینکه شرمنده خانواده و فرزندان و نوه‌های خود باشند.

    این فعال بازنشسته با اشاره به وضعیت سخت معیشتی بازنشستگان افزود: حقوق بازنشستگان دیگر پاسخگوی حداقل هزینه‌های زندگی نیست. قیمت کالاهای اساسی، اجاره مسکن، قبوض و هزینه‌های روزمره هر روز بیشتر می‌شود اما حقوق‌ها همچنان عقب‌تر از تورم حرکت می‌کند. بازنشسته‌ای که ۳۰ سال حق بیمه پرداخت کرده، امروز برای تامین ساده‌ترین نیازهای زندگی دچار مشکل است.

    وی با انتقاد از وضعیت درمان و دارو نیز گفت: بخش زیادی از بازنشستگان با بیماری‌های مختلف دست‌وپنجه نرم می‌کنند. هزینه‌های درمان به‌شدت افزایش پیدا کرده و بسیاری از داروها، یا کمیاب هستند یا قیمت‌های بسیار بالایی دارند. بیمه درمانی هم پاسخگوی این حجم از مشکلات نیست. بازنشسته‌ای که باید دوران سالمندی را با آرامش بگذراند، امروز نگران هزینه یک نسخه دارو یا آزمایش پزشکی است.

    او در ادامه با اشاره به تفاوت عملکرد صندوق‌های بازنشستگی گفت: این سوال جدی برای بازنشستگان تامین اجتماعی وجود دارد که چرا سایر صندوق‌های بازنشستگی از جمله کشوری و لشکری، هر سال از فروردین‌ماه افزایش حقوق را اعمال می‌کنند اما در تامین اجتماعی، بازنشستگان باید ماه‌ها منتظر بمانند و با اعتراض و پیگیری مستمر کانون‌های بازنشستگی، تازه افزایش حقوقی را دریافت کنند که دیگر بخش زیادی از ارزش خود را به‌خاطر تورم از دست داده است.

    قامتی یادآور شد: سال‌ها پیش شعار سازمان تامین اجتماعی این بود؛ «نیاز امروز، پشتوانه فردا». اما امروز بازنشستگان می‌پرسند آیا نتیجه ۳۰ سال کار و پرداخت حق بیمه، باید این وضعیت باشد؟ آیا پشتوانه دوران بازنشستگی باید شرمندگی در برابر خانواده، نگرانی دائمی بابت هزینه‌های زندگی و سردرگمی در تامین دارو و درمان باشد؟

    وی تاکید کرد: بازنشستگان توقع زندگی لوکس ندارند. خواسته آن‌ها فقط اجرای قانون، پرداخت به‌موقع حقوق و حفظ حداقل کرامت انسانی است. وقتی افزایش حقوق با تاخیر چندماهه پرداخت می‌شود، عملاً قدرت خرید بازنشسته از بین می‌رود و خانواده‌ها بیش از گذشته زیر فشار اقتصادی خرد می‌شوند.

    این فعال بازنشسته در پایان خطاب به مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی گفت: از مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی درخواست داریم در اسرع وقت نسبت به صدور احکام افزایش حقوق سال ۱۴۰۵ و پرداخت حقوق جدید اقدام کنند تا شاید بخشی از فشار سنگین معیشتی و مشکلات روزمره بازنشستگان کاهش پیدا کند. بازنشستگان سال‌ها برای این کشور زحمت کشیده‌اند و شایسته احترام، آرامش و امنیت معیشتی هستند، نه انتظار و نگرانی دائمی برای دریافت حقوقی که حق قانونی آن‌هاست.

  • قصه پرغصه «اینترنت» در ایران

    قصه پرغصه «اینترنت» در ایران

    به گزارش اقتصادران، قصه اینترنت در ایران حالا فقط قصه فیلترینگ نیست؛ قصه بازاری است که روی محدودیت شکل گرفته است، بازار سیاهی که برای فروش اینترنت به کانال‌های پیام‌رسان‌های‌ داخلی نیز رسیده است.

    در حالی که میلیون‌ها کاربر ایرانی برای دسترسی ساده به سرویس‌های جهانی اینترنت با اختلال و فیلترینگ دست‌وپنجه نرم می‌کنند، در گوشه‌ای از بازار موبایل تهران و حتی در کانال‌های پیام‌رسان بله، اینترنتی متفاوت خرید و فروش می‌شود؛ اینترنت پرو که با چند میلیون تومان قابل تهیه است و حتی در برخی مغازه‌ها به مشتریان برای چند دقیقه اجاره داده می‌شود.

    گزارش میدانی «اعتماد» نشان می‌دهد چگونه سیاستی که به ادعای متولیان، قرار بود راهکاری موقت برای کمک به کسب‌وکارها باشد، حالا به بازاری سیاه و پرسود تبدیل شده؛ بازاری که در آن دسترسی به اینترنت جهانی نه یک حق عمومی، بلکه امتیازی قابل خرید و فروش شده است؛ سیاستی که از ابتدا بنایش کج ساخته شده بود. در بازار موبایل تهران، فروشنده گوشی آیفون را از جعبه خارج می‌کند، سیم‌کارت را داخل دستگاه می‌اندازد و چند بار پشت سر هم صفحه را بالا و پایین می‌کند. اینترنت معمولی بالا نمی‌آید. چند ثانیه بعد، گوشی دیگری را از زیر میز برمی‌دارد، هات‌اسپات را روشن می‌کند و آیفون تازه‌ خریده ‌شده به شبکه متصل می‌شود. مراحل فعال‌سازی ظرف کمتر از دو دقیقه انجام می‌شود.

    فروشنده بدون اینکه توضیح اضافه‌ای بدهد، رو به مشتری می‌گوید: «برای وصل شدنش یک میلیون تومان می‌شه.» مشتری ابتدا تصور می‌کند این هزینه مربوط به فعال‌سازی دستگاه یا رجیستری است. وقتی درباره دلیل مبلغ سوال می‌کند، فروشنده با صدایی آرام‌تر پاسخ می‌دهد: «اینترنت آزاده، با اینترنت عادی بالا نمیاد.»

    چند مغازه آن ‌طرف‌تر، فروشنده دیگری همین خدمات را با قیمت کمتری ارایه می‌دهد. می‌گوید: اگر فقط برای فعال کردن اپل‌آیدی باشد «۵۰۰ هم حساب می‌کنیم.» در توضیح اینکه دقیقا چه اینترنتی استفاده می‌شود، از واژه‌هایی مثل «پرو»، «ویژه» یا «بدون محدودیت» استفاده می‌کند، اما حاضر نیست جزییات بیشتری مقابل مشتری‌های دیگر بگوید.

    مشاهدات میدانی خبرنگار «اعتماد» از بازار موبایل تهران نشان می‌دهد دسترسی به اینترنت بدون فیلتر حالا فقط محدود به وی‌پی‌ان‌ها و روش‌های دور زدن فیلترینگ نیست؛ این دسترسی به خدمتی پولی در بخشی از بازار موبایل تبدیل شده است. خدمتی که برخی فروشندگان برای چند دقیقه اتصال به اینترنت جهانی، صدها هزار تومان از مشتری دریافت می‌کنند؛ آن هم در شرایطی که اینترنت عادی حتی از پس فعال‌سازی بسیاری از گوشی‌ها و سرویس‌های خارجی برنمی‌آید. راه‌اندازی بسیاری از گوشی‌های جدید، به‌ویژه آیفون، نیازمند اتصال به سرورهای جهانی برای فعال‌سازی Apple ID و تایید دستگاه است. اما در شرایطی که اتصال به بسیاری از سرویس‌های خارجی با اختلال یا محدودیت روبه‌رو است، کاربران در همان اولین مرحله استفاده از گوشی متوقف می‌شوند.

    البته اخیرا اتحادیه صوت و تصویر و تلفن همراه نیز اعلام کرد که به فروشندگان موبایل نیز اینترنت پرو اختصاص داده شده است، اما این موضوع فقط مختص خود فروشندگان نیست، زیرا عده‌ای از فروشندگان اینترنت پرو را به مشتریان نیز می‌فروشند. اینجاست که اینترنتی متفاوت وارد صحنه می‌شود؛ اینترنتی که برخی فروشندگان به آن «پرو» یا «خط سفید» می‌گویند. اتصال چند دقیقه‌ای به این اینترنت برای فعال کردن گوشی و فروش آن به مشتریان، حالا به یک منبع درآمد تازه برای برخی فروشندگان تبدیل شده است. در برخی مغازه‌ها حتی بدون تعارف اعلام می‌شود: «رمز وای‌فای هست، ده دقیقه وصل می‌شوید، گوشی فعال می‌شود. قیمت؟ بین ۳۰۰ هزار تومان تا یک میلیون.»

    وقتی پیام‌رسان «بله» بستر بازار سیاه اینترنت پرو می‌شود

    اما بازار این اینترنت فقط به چند دقیقه اتصال در مغازه‌ها محدود نمی‌شود. در لایه‌ای عمیق‌تر، بازار بزرگ‌تری شکل گرفته است؛ بازاری برای خرید کامل اینترنت پرو. جست‌وجویی ساده در برخی کانال‌های پیام‌رسان بله کافی است تا با آگهی‌هایی روبه‌رو شوید که به‌طور مستقیم فروش اینترنت پرو را تبلیغ می‌کنند. یکی از این کانال‌ها مدعی است می‌تواند اینترنت پرو را برای هر متقاضی فعال کند. در قالب یک شهروند عادی به مدیر این کانال پیام می‌دهم و پاسخ در قالب یک پیام صوتی ارسال می‌شود.

    بخشی از این پیام چنین است: «مدارکی که از شما می‌خواهیم تصویر کارت ملی و شماره همراه اول است. خط باید فعال باشد و به نام همان شخص باشد. یک میلیون تومان هزینه ثبت‌نام داریم که مربوط به دستمزد خودمان است. ما شما را به عنوان یک کسب‌وکار معرفی می‌کنیم، چون اینترنت پرو به کسب‌وکارها داده می‌شود.»

    او در ادامه توضیح می‌دهد که پس از ثبت اطلاعات، ظرف چند روز پیامک فعال‌سازی از اپراتور ارسال می‌شود: «بین سه تا هفت روز پیامک فعال‌سازی می‌آید. بعد از آن داخل پیامک یک لینک پرداخت هست.

    حدود دو میلیون و صد هزار تومان به همراه اول پرداخت می‌کنید و اینترنت پرو فعال می‌شود.» طبق توضیحات او، بسته اولیه شامل ۵۰ گیگابایت اینترنت با اعتبار یکساله است و پس از پایان آن، تمدید هر گیگابایت حدود ۴۰ هزار تومان هزینه دارد. فروشنده تاکید می‌کند: فرآیند معرفی کاربران به عنوان «کسب‌وکار» توسط خودشان انجام می‌شود، زیرا آنها با  اپراتور  در ارتباط هستند. به عبارت دیگر، واسطه‌هایی در حال شکل‌ دادن به شبکه‌ای هستند که از طریق آن افراد عادی می‌توانند با پرداخت پول، به دسترسی‌ای برسند که در اصل برای کسب‌وکارها تعریف شده است. وقتی از او درباره اپراتور دیگر پرسیده می‌شود، پاسخ می‌دهد: «ایرانسل هم هست، ولی یک میلیون تومان گران‌تر است، چون ثبت‌نامش سخت‌تر است.»

    بررسی‌های میدانی نشان می‌دهد قیمت ثبت‌نام اینترنت پرو در بازار سیاه طی ماه‌های اخیر نوسان قابل‌توجهی یافته است. در ابتدای شکل‌گیری این بازار، برخی واسطه‌ها برای ثبت‌نام ارقام ۷ تا ۸ میلیون تومان دریافت می‌کردند، اما با گسترش عرضه و افزایش تعداد واسطه‌ها، قیمت‌ها کاهش یافته و اکنون در بسیاری از موارد بین ۳ تا ۴ میلیون تومان است.

    این کاهش قیمت نشانه ساده‌ای از یک واقعیت بزرگ‌تر است؛ بازار شکل گرفته و رقابت در آن آغاز شده است، دقیقا مانند فیلترشکن‌‌فروش‌ها. در بازار موبایل تهران حتی مواردی دیده می‌شود که فروشندگان به‌طور غیررسمی خدمات ثبت‌نام اینترنت پرو را نیز پیشنهاد می‌دهند. مشتری برای رجیستری گوشی مراجعه می‌کند، اما در میانه صحبت‌ها پیشنهادی دیگر مطرح می‌شود: «اگر بخواهید اینترنت پرو هم می‌توانیم فعال کنیم.» در برخی فروشگاه‌ها حتی استندهایی برای معرفی اینترنت بدون فیلتر دیده شده است؛ نشانه‌ای از اینکه این بازار دیگر کاملا پنهان نیست.

    آنچه امروز به شکل بازار سیاه اینترنت پرو دیده می‌شود، ریشه در سیاستی دارد که در ابتدا با هدفی متفاوت معرفی شد. ایده اولیه اینترنت پرو به زمانی بازمی‌گردد که محدودیت‌ها و قطعی‌های اینترنت، فعالیت بسیاری از کسب‌وکارهای آنلاین را مختل کرده بود. سیاستگذاران اعلام کردند برای جلوگیری از خسارت به اقتصاد دیجیتال، دسترسی پایدارتری برای برخی کسب‌وکارها فراهم می‌شود. در این چارچوب، اینترنتی با دسترسی گسترده‌تر به سرویس‌های بین‌المللی برای گروه‌هایی مشخص در نظر گرفته شد، اما فاصله میان هدف اعلامی و آنچه در عمل رخ داد، بسیار زیاد است، زیرا این هدف از پایه غلط بود و نتیجه مستقیم آن تبعیض دیجیتال در لایه‌های مختلف بود. درنتیجه به جای آنکه کیفیت اینترنت برای همه کاربران بهبود یابد، مدلی مبتنی بر تفکیک دسترسی شکل گرفت؛ مدلی که مشخصا عرصه دیجیتال را هم طبقاتی کرد، قبل‌تر معلم دانشگاه و پزشک و خبرنگار و حالا فروشندگان و صاحب کسب‌وکار و درنهایت هر شهروندی که پول بیشتری داشته باشد. در این مدل، کاربران به چند سطح مختلف تقسیم می‌شوند؛ کاربران عادی با دسترسی محدود و در حال حاضر مسدود و گروه‌هایی خاص با دسترسی گسترده‌تر.

    اینترنت به مثابه کالا

    در این شرایط بسیاری از اقشار و گروه‌های اجتماعی، اینترنت پرو را پذیرفتند و بسیاری از گروه‌ها و اصناف تن به این تبعیض دیجیتال ندادند. به عنوان مثال انجمن فین‌تک ایران در بیانیه‌ای اعلام کرده است که اینترنت طبقاتی نه‌تنها مشکلات اقتصاد دیجیتال را حل نمی‌کند، بلکه شکاف در دسترسی به منابع دیجیتال را عمیق‌تر می‌کند. در این بیانیه تاکید شده است که دسترسی گزینشی به اینترنت می‌تواند آسیب به اکوسیستم نوآوری، افزایش مهاجرت نخبگان و تضعیف امنیت زیرساخت‌ها منجر شود. از نگاه این انجمن، راه‌حل مشکلات اینترنت نه ایجاد دسترسی ویژه برای گروهی خاص، بلکه ارتقای کیفیت شبکه برای همه کاربران است. همچنین سازمان نظام پرستاری و چند صنف دیگر اعلام کردند که مخالف اینترنت طبقاتی به هر شکلی هستند.

    در حالی که انتقادها نسبت به ایده اینترنت طبقاتی رو به افزایش است، برخی مقام‌های دولتی تلاش کرده‌اند اینترنت پرو را تصمیمی موقت و محدود معرفی کنند. سیدمهدی طباطبایی، معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رییس‌جمهوری اعلام کرده است که رییس‌جمهوری ماموریتی ویژه به محمدرضا عارف داده تا وضعیت فعلی اینترنت را ساماندهی کند. او همچنین تاکید کرده که طرح اینترنت پرو تنها راهکاری محدود برای حمایت از برخی کسب‌وکارها در شرایط فعلی بوده و قرار نیست به مدلی فراگیر برای دسترسی به اینترنت تبدیل شود. اما این توضیحات درحالی مطرح می‌شود که ۱۶۸۰ ساعت از قطعی اینترنت در کشور می‌گذرد و میلیون‌ها شهروند پشت دیوارهای آهنین شبکه ملی اطلاعات گیر افتاده‌اند. سیاست‌هایی مانند اینترنت پرو نه‌تنها مساله اصلی را حل نمی‌کند، بلکه به شکل‌گیری رانت و بازارهای غیررسمی دامن می‌زند؛ بازاری که نشانه‌های آن حالا از کانال‌های فروش در پیام‌رسان‌ها تا برخی فروشگاه‌های بازار موبایل و سایر مراکز خرید دیده می‌شود.

    گسترش بازار سیاه اینترنت پرو اخیرا واکنش نهادهای قضایی را نیز به همراه داشته است. رییس قوه قضاییه با اشاره به ابهامات موجود درباره نحوه تخصیص این اینترنت، خواستار بررسی این موضوع شده است. او تاکید کرده مشخص نیست این دسترسی‌ها دقیقا دراختیار چه کسانی قرار گرفته است. در همین حال گزارش‌هایی نیز منتشر شده که براساس آن مدیرعامل یکی از اپراتورهای تلفن همراه برای ارایه توضیح درباره اینترنت پرو به سازمان بازرسی احضار شده، اما نتیجه آن اعلام نشده است.

    براساس این گزارش‌ها، ارایه اینترنت پرو با قیمت بالای آن ازجمله محورهای بررسی است. البته اخیرا رسول قنبری، پژوهشگر اقتصاد نوآوری در گفت‌وگویی با دیجیاتو درخصوص اینترنت پرو گفت که این طرح بیش از آنکه ریشه در ملاحظات امنیتی داشته باشد، نشانه تغییر جهت سیاستگذاری در حوزه اینترنت است؛ تغییری که می‌تواند به افزایش تدریجی قیمت اینترنت و مدیریت هزینه‌های زیرساختی منجر شود. به گفته قنبری، در سال‌های اخیر قیمت اینترنت تقریبا ثابت مانده، درحالی که هزینه تجهیزات، نگهداری شبکه و تامین ارز به ‌شدت افزایش یافته است.

    از نظر او در چنین شرایطی دولت ناگزیر به اصلاح قیمت‌هاست، اما اینترنت پرو می‌تواند به نوعی پیش‌زمینه این تغییر باشد؛ مدلی که ابتدا با ارایه دسترسی بهتر به گروهی محدود آغاز می‌شود و در ادامه ممکن است به افزایش عمومی قیمت‌ها بینجامد. با این حال او تاکید می‌کند: اگر قرار است قیمت اینترنت افزایش پیدا کند، این موضوع باید به‌ صورت شفاف اعلام شود. اگر صحبت‌های قنبری را مدنظر قرار دهیم، باز هم ارایه این نوع اینترنت به عده‌ای خاص و با هزینه بیشتری هیچ توجیه قانونی و اخلاقی ندارد. البته برخی نمایندگان مجلس نیز نسبت به این سیاست انتقاد کرده‌اند. فرید موسوی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در یکی از نشست‌های تخصصی با طرح پرسشی ساده گفت: اگر اینترنت به دلایل امنیتی محدود شده، چگونه پرداخت چند میلیون تومان برای اینترنت پرو این نگرانی امنیتی را برطرف می‌کند؟ او تاکید می‌کند: «کسی که قصد فعالیت ضدامنیتی داشته باشد، برای پرداخت چند صد هزار تومان یا چند میلیون تومان مشکل ندارد.» این پرسش در واقع به تناقضی اشاره می‌کند که بسیاری از کاربران نیز آن را مطرح می‌کنند؛ اگر اینترنت برای امنیت محدود شده، چرا همان اینترنت با پرداخت پول قابل دسترسی است؟

    اینترنت به عنوان امتیاز

    یکی از پیامدهای مهم این روند، تغییر جایگاه اینترنت در جامعه است. اینترنت به عنوان یک زیرساخت عمومی و حق پایه شهروندان شناخته می‌شود، اما در شرایط فعلی ایران، اینترنت در حال تبدیل شدن به امتیازی قابل خرید و فروش است. افرادی که توان پرداخت هزینه‌های چند میلیونی دارند، به اینترنتی متفاوت دسترسی پیدا می‌کنند و دیگران باید با اینترنت محدودتر زندگی کنند. در نتیجه شکافی دیجیتال در حال شکل‌گیری است که می‌تواند پیامدهای اقتصادی و اجتماعی گسترده‌ای داشته باشد.

    در چنین وضعیتی دولت اعلام کرده اینترنت پرو راهکاری موقت برای شرایط خاص است و هدف آن کمک به کسب‌وکارها بوده است و معاون ارتباطات دفتر رییس‌جمهوری نیز تاکید کرده که این طرح در شرایط عادی معنایی ندارد و با بازگشت شرایط به حالت عادی وضعیت اینترنت بهتر خواهد شد. با این حال پرسش اصلی همچنان پابرجاست. این «شرایط عادی» را چه کسی یا چه کسانی تعیین می‌کنند که عده‌ای اینترنت داشته باشند و عده‌ای نه؟ اگر این دسترسی‌ها قرار است محدود و کنترل‌ شده باشد، چرا اکنون به کالایی تبدیل شده که در بازار آزاد خرید و فروش می‌شود؟ آیا دولت یا بهتر است بگوییم حاکمیت از این خرید و فروش بی‌خبر است؟ آنچه امروز در بازار سیاه اینترنت پرو دیده می‌شود، تنها یک تخلف کوچک یا چند واسطه سودجو نیست، این پدیده نشانه تغییری عمیق‌تر در ساختار دسترسی به اینترنت در ایران است.

    وقتی سیاستی به جای حل مساله، زمینه ایجاد رانت و بازار سیاه را فراهم می‌کند، نتیجه چیزی شبیه وضعیتی است که اکنون شکل گرفته است؛ اینترنتی که قرار بود زیرساخت اقتصاد دیجیتال باشد، حالا در برخی مغازه‌ها به خدمت چند دقیقه‌ای تبدیل شده که برای استفاده از آن باید چند صد هزار تومان پرداخت کرد و در لایه‌ای بالاتر، دسترسی به اینترنت جهانی به کالایی چند میلیون تومانی تبدیل شده است. در‌نهایت اما پرسشی اساسی همچنان بی‌پاسخ مانده است. در شرایطی که برخی چهره‌ها مانند روح‌الله مومن‌نسب، دبیر ستاد امر به معروف استان تهران، صراحتا از تدوین و اجرای «نظام حقوقی جدید برای اینترنت» سخن می‌گویند و تاکید می‌کنند فضای مجازی نباید به وضعیت گذشته بازگردد، ابهام اصلی جای دیگری است؛ آینده دسترسی به اینترنت در ایران قرار است چگونه تعریف شود؟ آیا اینترنت همچنان به عنوان یک زیرساخت عمومی و حق پایه برای همه شهروندان باقی می‌ماند یا در مسیر تازه‌ای قرار گرفته که در آن دسترسی آزاد و باکیفیت به اینترنت به امتیازی محدود و قابل خرید تبدیل می‌شود؛ امتیازی که تنها گروهی خاص توان پرداخت هزینه آن را دارند؟ در میان این آشفتگی اما یک ابهام بزرگ‌تر وجود دارد؛ معلوم نیست دقیقا چه نهادی باید پاسخگوی وضعیت فعلی اینترنت باشد. وزارت ارتباطات بارها اعلام کرده تصمیم‌گیری درباره محدودیت‌ها دراختیار این وزارتخانه نیست.

    ازسوی دیگر، رییس‌جمهوری نیز در مقاطع مختلف از وضعیت اینترنت و نارضایتی گسترده کاربران سخن گفته و وعده پیگیری داده است. در چنین شرایطی عملا مسیر مطالبه‌گری هم مبهم شده است؛ نهادی مانند شورای عالی فضای مجازی و شعام که اختیار کامل دارد، کمتر درباره تصمیم‌هایش توضیح می‌دهد و نهادهایی که در معرض پرسش افکار عمومی قرار دارند، می‌گویند تصمیم‌گیر اصلی نیستند، اما در نهایت شهروندان می‌مانند با حقی از دست رفته.

  • روزگار تلخ روستاییان / نه اوضاع کشاورزی و باغداری خوب است نه دامداری!

    روزگار تلخ روستاییان / نه اوضاع کشاورزی و باغداری خوب است نه دامداری!

    به گزارش اقتصادران، از کشاورز و باغدار تا مرغدار و دامدار می‌گویند‌ چرخ زندگی در دوره جنگ، سخت‌تر از همیشه می‌چرخد و جهش قیمت مواد اولیه بسیاری از روستاییان را بیکار کرده است؛ روستاییانی که سوگوار درختان خشک‌شده باغ‌هایشان هستند یا مزارع متروکه که دیگر حتی «به اجاره نمی‌رود‌». آنها از شب‌های سرد می‌گویند که تا صبح کنار درختان آتش برپا کرده‌اند تا سرما به شکوفه‌ها نرسد و از مرغداری‌های کوچکی که امسال جوجه‌ریزی نشده‌اند یا گوساله‌های کوچکی که به کشتارگاه‌ها روانه کرده‌اند.

     خاک فقیر و کود گران​

    به گزارش روزنامه شرق، عزیزاله محمدی قرار بود بهار امسال مزرعه کوچک پنج هکتاری خود را در روستای فارسیان گالیکش زیر کشت دانه روغنی کلزا ببرد، اما قیمت نهاده‌های کشاورزی آن‌قدر کمرشکن شده‌‌ که بی‌خیال کاشت دانه‌های روغنی شود و مزرعه را برای اجاره آگهی کند. با‌این‌حال، مستأجر هم نیست و مزرعه به حال خود رها شده است. امسال قیمت هر کیسه ۵۰‌کیلوگرمی کود سوپرفسفات تریپل که سال گذشته فقط حدود ۳۰۰ هزار تومان بود، به کیسه‌ای هفت میلیون تومان رسیده و به عبارتی حدود ۲۳ برابر شده است. هر کیسه ۵۰کیلوگرمی کود سولفات پتاسیم که نزدیک به ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان قیمت داشت، به کیسه‌ای شش‌میلیون‌و ۸۰۰ هزار تومان افزایش قیمت داده و بهای آن بیشتر از ۱۱ برابر شده است و کود فسفات از حدود ۳۰۰ هزار تومان به سه‌میلیون‌و ۳۶۰ هزار تومان افزایش نرخ داده و قیمت کود فسفات ۲۵ درصد هم به کیسه‌ای بیشتر از پنج میلیون تومان صعود کرده است. قیمت کلروپتاسیم گرانوله هم که سال گذشته ۹۵۰ هزار تومان بود، به چهار‌میلیون‌و ۶۰۰ هزار تومان رسیده است.

    به گفته کشاورزان، سهم کود در بهای تمام‌شده محصولات کشاورزی درخور توجه است و درباره برخی گیاهان علفی مانند گندم، هزینه کود تا ۷۰ درصد قیمت تمام‌شده محصول کشاورزی را تشکیل می‌دهد. دولت امسال یارانه کود شیمیایی را حذف کرده ‌و در ازای آن قیمت تضمینی خرید محصولات کشاورزی را افزایش داده است، اما کشاورزان می‌گویند‌ تنها بخشی از محصولات کشاورزی مشمول خرید تضمینی می‌شوند و گذشته از این با جهش چشمگیر قیمت انواع کود و نهاده‌های کشاورزی و تورم صعودی که بنا بر گزارش مرکز آمار ایران تا ۷۰ درصد رسیده است، این معامله دولت با کشاورزان زیان‌ده بوده و بس. موضوعی که البته مورد انتقاد کارشناسان کشاورزی و نمایندگان مجلس نیز بوده است.

    منتقدان می‌گویند ‌دولت در وضعیت جنگی، ریزش مداوم ارزش ریال و تورم فزاینده نباید یارانه‌های بخش کشاورزی را حذف می‌کرد. کشاورزان در ادامه از کمبود کود شیمیایی در بازار خبر می‌دهند و می‌گویند ‌پیدا‌کردن کود در بازار دشوارتر از همیشه است. داود صانعی، باغدار انار اهل ساوه، امسال ناچار شده است کود کمپوست برای باغ خود تهیه کند و علی محمدی، باغدار پسته در بوئین‌زهرا، می‌گوید ‌کود گیاهی برای درختان باغ تهیه کرده ولی فرسایش شدید و فقر خاک در ایران سبب می‌شود ‌کودهایی غیر از کودهای شیمیایی جواب‌گو نباشد و از آنجا که خاک ماده مغذی کافی ندارد، باردهی درختان به‌شدت کم شود و درآمد باغداران کاهشی باشد.

    باغداران نگران آفت

    وضعیت در بازار سموم کشاورزی نیز چندان تعریفی ندارد و کشاورزان می‌گویند ‌از زمستان سال گذشته قیمت سموم کشاورزی مدام در حال رشد بوده، به‌طوری که میانگین بهای سم از زمستان تاکنون حدود دو برابر شده است. آنها از وفور سموم تقلبی می‌گویند؛ سمومی که کارایی لازم را ندارد و مصرف سم کشاورزی را افزایش داده و هزینه سنگین‌تری روی دست کشاورزان می‌گذارد.

    آنها توضیح می‌دهند که اگر کشاورز سم باکیفیت استفاده نکند، آفت‌ها بین ۳۰ تا ۳۵ درصد محصولات را از بین می‌برند. بر‌اساس گزارش انجمن صنایع تولیدکنندگان سموم، حدود ۵۰ تا ۷۰ درصد سم مورد نیاز بازار کشور از طریق تولید داخلی تأمین می‌شود و مابقی سموم از خارج از کشور و به‌ویژه هند و چین وارد می‌شود. همچنین چیزی نزدیک به دو تا پنج درصد سموم وارداتی از اروپا وارد می‌شد، اما نکته اینجاست که ماده اولیه سموم تولید داخل هم وارداتی است و به صورت عمده از چین وارد می‌شود. تولیدکنندگان سموم می‌گویند ‌هزینه تولید افزایش داشته‌ و همین موضوع سبب شده است که قیمت سم با شیب تندی صعودی شود.

    کشاورزان در ادامه گزارش‌هایی از گران‌شدن بذر و نهال و دستمزد کارگران مزارع می‌دهند و می‌گویند که با «بزخری» محصولات کشاورزی از سمت دلال‌ها، عملا کشاورزی دیگر صرفه اقتصادی ندارد.

    آب‌رفتن سهمیه سوخت کشاورزان

    ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود و دولت زمزمه کاهش سهمیه سوخت ماشین‌آلات کشاورزی را سر داده است؛ آن‌هم در شرایطی که عمده ماشین‌آلات کشاورزی در ایران فرسوده بوده و سوخت بیشتری مصرف می‌کنند و کشاورزان قدرت نوسازی این ماشین‌آلات را ندارند.

    محمدجواد عسکری، رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس، اعلام کرده‌ است فقط بین چهار تا ۱۰ درصد مصرف سوخت کشور به ماشین‌آلات کشاورزی اختصاص دارد، اما دولت سهمیه سوخت کشاورزان را امسال حدود ۳۰ درصد کاهش داده است. به گفته عسکری، سهمیه سوخت کشاورزی سال گذشته حدود سه میلیارد لیتر بود که امسال به دو‌میلیارد‌و ۳۸ میلیون لیتر کاهش داشته است و حالا کشاورزان ناچار هستند بخش درخور توجهی از سوخت مورد نیاز خود را به صورت آزاد تهیه کنند.

    این اتفاقات البته‌ سوای ماجرای بحران آب است که کشاورزان ایرانی سال‌هاست با آن دست و پنجه نرم می‌کنند و شمار زیادی از روستاییان را ناچار به ترک روستاها ‌و ‌حاشیه‌نشینی در نزدیکی کلان‌شهرها‌ کرده است.

    جوجه‌ریزی تعطیل؛ دامداران در کشتارگاه

    مرغداران و دامداران هم از کمبود و افزایش قیمت خوراک دام و طیور گزارش می‌دهند و می‌گویند‌ برخی مرغداران کوچک امسال از جوجه‌ریزی صرف‌نظر کرده‌اند. دامداران توضیح می‌دهند که چیزی نزدیک به ۶۰ تا ۷۰ درصد هزینه تولید گوشت مربوط به هزینه خوراک دام است و از آنجا که امسال هزینه خوراک دام افزایش شایان توجهی داشته است، بسیاری از دامداری‌های کوچک توان تأمین هزینه‌های خود را نداشته‌اند و به دنبال فروش گوساله‌های تازه متولد‌شده هستند.

    آنها می‌گویند ‌دامداران حتی گاوهای شیری را روانه کشتارگاه کرده‌اند؛ چرا‌که هزینه نگهداری دام بالا رفته ‌و مصرف لبنیات و گوشت به دلیل صعود چشمگیر قیمت‌ها کاهش داشته است و به گفته آنها دیگر «بازار نیست‌». آنها توضیح می‌دهند هر کیلوگرم ذرت که با ارز ترجیحی‌، ۱۱‌هزار‌و ۳۰۰ تومان بود، بعد از آزادسازی ارزی به ۴۲ هزار تومان رسید و سپس به دلیل نوسانات ارزی به ۵۵ هزار تومان رسیده و هر کیلوگرم سویا که پیش از حذف ارز ترجیحی، ۲۱‌هزار‌و ۳۰۰ تومان بود، با حذف ارز به هر کیلو ۸۵‌هزار‌و ۸۰۰ تومان و سپس به ۱۲۰ هزار تومان رسید.

    آنها تأکید می‌کنند که با تداوم جنگ، وضعیت واردات خوراک دام و طیور در ابهام است و همین مسئله موجب شده ‌تولیدکنندگان بزرگ که قدرت خرید بیشتری دارند، خوراک دام بیشتری دپو کنند، اما تولیدکنندگان کوچک روستایی از این غائله جا بمانند و توان نگهداری دام و ماکیان خود را نداشته باشند.

  • «نابرابری» زیر سایه تورم

    «نابرابری» زیر سایه تورم

    به  گزارش اقتصادران، تازه‌ترین داده‌های مرکز آمار ایران درباره ضریب جینی‌که در اواسط اردیبهشت‌ماه منتشر شده است، فاصله هزینه‌ای دهک‌ها و ترکیب هزینه‌های خانوار نشان می‌دهد نابرابری اقتصادی در کشور به تدریج در حال تشدید است و بخش بزرگی از خانوارها برای تأمین هزینه‌های اولیه زندگی با دشواری بیشتری مواجه شده‌اند.

    به گزارش اعتماد، ضریب جینی که یکی از مهم‌ترین شاخص‌های سنجش نابرابری درآمدی محسوب می‌شود، در سال ۱۴۰۳ به حدود ۳۸۷۰ % رسیده؛ رقمی که نسبت به سال‌های ابتدایی دهه ۱۳۹۰ افزایش یافته و بیانگر بزرگ‌تر شدن فاصله میان گروه‌های پردرآمد و کم‌درآمد است. هرچند تغییرات این شاخص در ظاهر اندک به نظر می‌رسد، اما در ادبیات اقتصادی حتی افزایش چندصدمی نیز نشانه جابه‌جایی بخشی از ثروت و درآمد به سمت طبقات برخوردار تلقی می‌شود.

    تورم؛ موتور اصلی نابرابری

    بررسی روند تحولات اقتصادی نشان می‌دهد از میانه دهه ۱۳۹۰ و همزمان با بازگشت تحریم‌ها، جهش نرخ ارز و افزایش تورم، روند نابرابری نیز شدت گرفته است. رشد مداوم قیمت کالاهای اساسی، اجاره‌بهاء، خدمات درمانی و آموزش بیشترین فشار را بر دهک‌های پایین وارد کرده؛ در حالی که صاحبان دارایی‌هایی مانند؛ مسکن، ارز، طلا و سهام توانسته‌اند بخشی از آثار تورم را جبران کنند یا حتی از آن سود ببرند.

    در سال‌های ابتدایی دهه ۱۳۹۰ اجرای سیاست‌های حمایتی و پرداخت یارانه‌های نقدی تا حدی موجب کنترل فاصله درآمدی شده بود و ضریب جینی در برخی سال‌ها کاهشی بود. اما تداوم تورم و کاهش ارزش واقعی یارانه‌ها باعث شد این اثر به مرور از بین برود و شکاف درآمدی دوباره افزایش پیدا کند.

    شکاف شهری بیشتر از روستا

    داده‌های مرکز آمار نشان می‌دهد نابرابری درآمدی در شهرها بیشتر از روستاهاست. در سال ۱۴۰۳ ضریب جینی در مناطق شهری حدود ۰.۳۶۸۹ درصد و در مناطق روستایی حدود ۰.۳۵۳۲درصد ثبت شده است. این تفاوت نشان می‌دهد شکاف طبقاتی در کلان‌شهرها عمیق‌تر شده و تمرکز سرمایه و دارایی در شهرها سرعت بیشتری گرفته است.

    اقتصاد شهری بیش از گذشته تحت تأثیر بازار دارایی‌ها قرار دارد. افزایش قیمت مسکن و رشد سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی موجب شده بخشی از جامعه از رشد تورم منتفع شود، اما خانوارهایی که تنها متکی به درآمد ثابت یا دستمزد هستند، با افت شدید قدرت خرید مواجه شوند.

    هرچند سطح درآمد در روستاها پایین‌تر است، اما توزیع درآمد در این مناطق متوازن‌تر باقی مانده بود. با این حال روند افزایشی ضریب جینی روستایی در سال‌های اخیر نشان می‌دهد فشار اقتصادی اکنون به مناطق روستایی نیز سرایت کرده و شکاف طبقاتی در این بخش هم در حال گسترش است.

    فاصله هزینه‌ای دهک‌ها چقدر است؟

    یکی دیگر از شاخص‌های مهم نابرابری، نسبت هزینه دهک‌های پردرآمد به دهک‌های کم‌درآمد است. بر اساس داده‌های منتشرشده، در سال ۱۴۰۳ ده درصد پردرآمدترین جامعه بیش از ۱۳ برابر ده‌درصد کم‌درآمدترین هزینه کرده‌اند. این نسبت در سال ۱۳۹۷ حتی به حدود ۱۴.۵ برابر نیز رسیده بود که یکی از بالاترین سطوح شکاف هزینه‌ای در سال‌های اخیر محسوب می‌شود.

    این ارقام نشان می‌دهد بخش بزرگی از خانوارهای کم‌درآمد عملا توان تأمین بسیاری از نیازهای رفاهی و حتی بخشی از نیازهای ضروری خود را از دست داده‌اند. در مقابل، دهک‌های بالاتر نه‌تنها قدرت خرید بیشتری دارند، بلکه به دلیل دسترسی به دارایی و سرمایه، امکان حفظ ارزش ثروت خود را نیز پیدا کرده‌اند.

    همچنین نسبت هزینه بیست درصد پردرآمدترین به بیست درصد کم‌درآمدترین جامعه در سال ۱۴۰۳ حدود ۷.۶ برابر ثبت شده است. این شاخص‌ها نشان می‌دهد نابرابری صرفا محدود به گروه‌های بسیار فقیر و بسیار ثروتمند نیست، بلکه در کل ساختار اقتصادی کشور فاصله قابل توجهی میان طبقات وجود دارد.

    تغییر الگوی مصرف خانوارها

    آمارهای مربوط به هزینه‌های غیرخوراکی خانوارهای شهری نیز تصویر روشنی از فشار اقتصادی ارایه می‌دهد. در سال‌های اخیر سهم هزینه‌های ضروری مانند مسکن و درمان به‌شدت افزایش یافته و در مقابل، سهم هزینه‌های فرهنگی و تفریحی کاهش پیدا کرده است. بر اساس این داده‌ها، هزینه مسکن همچنان مهم‌ترین عامل فشار بر بودجه خانوار است.

    سهم مسکن از کل هزینه‌های غیرخوراکی نیز از حدود ۳۳‌درصد به نزدیک ۴۰ درصد افزایش یافته است. در بخش درمان نیز هزینه‌ها رشد چشمگیری داشته و بسیاری از خانوارها ناچارند بخش بیشتری از درآمد خود را صرف خدمات سلامت کنند. افزایش هزینه‌های دارو، خدمات پزشکی و کاهش پوشش بیمه‌ای باعث شده فشار مضاعفی بر دهک‌های پایین وارد شود.

    از سوی دیگر، سهم هزینه‌های فرهنگی و تفریحی کاهش یافته است. خانوارها در شرایط تورمی معمولا ابتدا هزینه‌های غیرضروری را حذف می‌کنند تا بتوانند مخارج اصلی مانند اجاره، خوراک و درمان را تأمین کنند. کاهش هزینه برای آموزش، فرهنگ و تفریح در بلندمدت می‌تواند پیامدهای اجتماعی و حتی آموزشی گسترده‌ای به همراه داشته باشد.

    پیامدهای اجتماعی نابرابری

    اقتصاددانان معتقدند؛ افزایش نابرابری تنها یک مساله اقتصادی نیست، بلکه آثار اجتماعی گسترده‌ای نیز دارد. تشدید شکاف طبقاتی می‌تواند به کاهش امید اجتماعی، افت اعتماد عمومی، افزایش احساس تبعیض و کاهش تحرک اجتماعی منجر شود. زمانی که بخش بزرگی از جامعه بخش عمده درآمد خود را صرف هزینه‌های اولیه زندگی می‌کند، امکان پس‌انداز، سرمایه‌گذاری و ارتقای کیفیت زندگی کاهش می‌یابد. این مساله نه‌تنها رفاه خانوارها را محدود می‌کند، بلکه در نهایت بر رشد اقتصادی کشور نیز اثر منفی می‌گذارد، زیرا کاهش قدرت خرید خانوارها به افت تقاضای مصرفی منجر می‌شود.

    راهکارهای کاهش نابرابری

    کارشناسان اقتصادی معتقدند؛ مهار تورم مهم‌ترین ابزار کنترل نابرابری است. تا زمانی که تورم بالا ادامه داشته باشد، شکاف درآمدی نیز عمیق‌تر خواهد شد. در کنار آن، اصلاح نظام مالیاتی و اخذ مالیات از دارایی‌های غیرمولد مانند زمین، مسکن و فعالیت‌های سوداگرانه می‌تواند بخشی از نابرابری را کاهش دهد.

    همچنین توسعه اشتغال پایدار، تقویت نظام تأمین اجتماعی، افزایش دسترسی دهک‌های پایین به آموزش و خدمات درمانی و حمایت هدفمند از اقشار کم‌درآمد از جمله اقداماتی است که می‌تواند در بلندمدت به بهبود عدالت اقتصادی کمک کند. در مجموع، داده‌های رسمی نشان می‌دهد اقتصاد ایران همچنان با چالش جدی توزیع درآمد و افزایش هزینه‌های زندگی مواجه است.

    ادامه روند فعلی می‌تواند شکاف طبقاتی را عمیق‌تر کند و فشار بیشتری بر طبقات متوسط و کم‌درآمد وارد سازد؛ موضوعی که بدون اصلاحات ساختاری و ایجاد ثبات اقتصادی، چشم‌انداز روشنی برای کاهش آن دیده نمی‌شود.

    نبود سازوکارهای بازتوزیع ثروت 

    وحید شقاقی‌شهری، اقتصاددان، با اشاره به روند ضریب جینی در ایران تاکید می‌کند که شکاف طبقاتی در سال‌های اخیر نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه تحت تاثیر تورم مزمن، ضعف سیاست‌های بازتوزیعی و کوچک شدن طبقه متوسط عمیق‌تر شده است. به گفته او، ضریب جینی ایران در اوایل دهه ۹۰ به دلیل اجرای سیاست‌هایی مانند یارانه‌ها، سهام عدالت و مسکن مهر تا محدوده ۰.۳۶ کاهش یافت، اما از سال ۱۳۹۷ به بعد همزمان با تشدید تورم و تحریم‌ها دوباره به محدوده ۰.۳۸۷ تا ۰.۴ رسید؛ موضوعی که نشان‌دهنده تداوم نابرابری درآمدی در اقتصاد ایران است.

    او می‌گوید سهم طبقه متوسط که در ابتدای دهه ۹۰ حدود ۶۵ تا ۷۰ درصد بود، در پایان دهه به کمتر از ۵۰ درصد سقوط کرده و این روند بیانگر تضعیف شدید دهک‌های میانی جامعه است. شقاقی‌شهری معتقد است حتی کاهش مقطعی ضریب جینی در برخی سال‌ها نیز به معنای بهبود واقعی رفاه طبقات پایین نبوده، زیرا بازتوزیع پایدار ثروت در اقتصاد ایران رخ نداده است.

    این اقتصاددان تورم را مهم‌ترین عامل تشدید شکاف طبقاتی می‌داند و توضیح می‌دهد که در اقتصادهای تورمی، فشار اصلی بر دوش دهک‌های پایین قرار می‌گیرد؛ چراکه خانوارهای کم‌درآمد بخش عمده درآمد خود را صرف کالاهای اساسی مانند خوراک، مسکن، درمان و حمل‌ونقل می‌کنند و افزایش قیمت این اقلام، قدرت خرید آنها را به‌شدت کاهش می‌دهد.

    او همچنین تاکید می‌کند تورم به نفع صاحبان دارایی و به زیان حقوق‌بگیران عمل می‌کند. به گفته شقاقی‌شهری، افرادی که به مسکن، زمین، ارز، طلا یا سهام دسترسی دارند، می‌توانند ارزش دارایی خود را حفظ کنند، اما خانوارهایی که تنها متکی به درآمد ماهانه هستند، با کاهش مستمر رفاه مواجه می‌شوند. علاوه بر این، عقب‌ماندن دستمزدها از تورم موجب فرسایش دستمزد واقعی کارگران، بازنشستگان و کارمندان شده و فاصله طبقاتی را بیشتر کرده است.

    شقاقی‌شهری ضعف نظام بازتوزیع ثروت را نیز یکی دیگر از دلایل اصلی تداوم نابرابری می‌داند. او می‌گوید در ایران مالیات‌ستانی از ثروت، دارایی و فعالیت‌های سوداگرانه بسیار ضعیف است و در مقابل فشار مالیاتی بیشتر بر بخش‌های مولد و رسمی اقتصاد وارد می‌شود. همچنین بخش بزرگی از یارانه‌ها به‌صورت غیرهدفمند توزیع می‌شود و به همین دلیل، اثر حمایتی لازم برای دهک‌های پایین را ندارد.

    به اعتقاد او، اقتصاد ایران اکنون با «نابرابری ساختاری» روبه‌رو است؛ نابرابری‌ای که حاصل ترکیب تورم مزمن، رانت‌پذیری، ضعف سیاست‌های حمایتی، نابرابری در دسترسی به آموزش و مسکن و سهم بالای فعالیت‌های غیرمولد در اقتصاد است. او هشدار می‌دهد در شرایط رکود تورمی، دهک‌های میانی جامعه بیش از گذشته کوچک می‌شوند و بدون مهار تورم و اجرای سیاست‌های موثر مالیاتی و حمایتی، کاهش شکاف طبقاتی بسیار دشوار خواهد بود.

  • دومینوی گرانی به تنقلات رسید

    دومینوی گرانی به تنقلات رسید

    به گزارش اقتصادران، تعطیلی مدارس به صورت حضوری و آنلاین بودن مدارس در ایران در سال جاری سبب شده است گرانی عجیب تنقلات چندان به چشم خانواده‌های ایرانی نیاید چرا که انواع کیک و بیسکویت و شیرکاکائو و … غالبا جایگاه ویزه‌ای در کیف مدارس دارند.

    نگاهی به قیمت‌ها در قفسه‌های تنقلات، اما نشان می‌دهد حجم گرانی در این بخش قابل باور نیست. هر چند تنقلات کالای اساسی و همیشگی در سبد خانوار‌ها نیست، اما گرانی شدید ان سبب شده خرید کیک و بیسکویت و چیپس و پفک و حتی بستنی از فهرست خرید خانوار‌های ایرانی خارج شود.

    قیمت چیپس‌های ۶۰ گرمی که تا سال گذشته در محدوده ۲۵ هزار تومان بود حالا به حدود ۶۰ تا ۶۵ هزار تومان رسیده است. انواع چیپس‌های سرکه نمکی، دودی، ساده، پنیری و … در این رنج قیمتی عرضه می‌شوند. افزایش قیمت چیپس ۶۰ گرمی در این دوره زمانی ۱۶۰ درصد رشد داشته است. برای بسیاری از خریداران قیمت جیپس‌های ۱۲۰ گرم به بالا دیگر قابل باور نیست. یک بسته چیپس ۱۳۸ گرمی در برند‌های مختلف بین ۱۳۰ تا ۱۴۰ هزار تومان قیمت دارد. چیپس‌های ۲۴۵ گرمی به قیمت ۲۵۰ هزار تومان رسیده است. چیپس‌هایی در وزن‌های بالاتر بهایی بین سیصد تا چهارصد هزار تومان دارند.

    این وضعیت در مورد پفک نیز صدق می‌کند. بهای هر بسته پفک ۱۱۰ گرمی از حدود ۴۵ هزار تومان به ۱۱۵ هزار تومان در حال حاضر رسیده است. این بهت البته برای پفک ساده است اسنک‌های پنیری و طلایی و … قیمتی بالاتر از این میزان دارند. در حال حاضر هر بسته اسنک طلایی ۱۵۰ هزار تومان فروخته می‌شود. قیمت کرانچی‌های صد گرمی نیز به حدود ۸۰ هزار تومان رسیده است.

    افزایش بهای آرد و روغن و … قیمت کیک و بیسکویت را نیز به شدت متاثر کرده است. در حال حاضر قیمت هر بسته کیک وانیلی دوقلو از حدود ۱۵ هزار تومان به ۳۰ هزار تومان رسیده و بهای کیک‌های ۷۰ گرمی که سال گذشته حدود بیست تا بیست و پنج هزار تومان دبود در حال حاضر به ۴۰ تا ۵۰ هزار تومان افزایش یافته است. بیسکویت‎هایی، چون بیسکویت سبوس دار پرطرفدار برای دوستداران لاغری از حدود ۴۰ هزار تومان به هفتاد هزار تومان رسیده است. هر بسته بیسکویت کرم دار در ۱۹۰ گرمی در ککف قیمت ۷۵ هزار تومان عرضه می‌شود. بیسکویت‌های ساده ۱۲۵ گرمی نیز حدود ۵۰ هزار تومان به ازای هر بسته‌ی ۱۲۵ گرمی قیمت دارند. بهای بیکسویت‌های پذیریایی ساده و سبوس دار و … در بسته‌های پانصد تا ۷۰۰ گرمی به حدود ۴۰۰ تا پانصد هزار تومان رسیده است.

    در این میان بهای بسته‌های ۲۰۰د تا ۲۲۰ گرمی شیرکاکائو نیز به حدود ۴۵ تا ۶۵ هزار تومان رسیده است. به این ترتیب خرید یک کیک و شیرکاکائو بیش از صد هزار تومان هزینه در برخواهد داشت.

    قیمت بستنی در آستانه فصل گرما با رشد قابل ملاحظه روبه‌روست. بستنی ساده ویفری با طعم بستنی سنتی در بسته ۷۵ گرمی حدود ۵۰ هزار تومان فروخته می‌شود. بهای بستنی چوبی سه بعدی به ۱۵۰ هزار تومان رسیده و بستنی‌های چوبی ساده نیز از ۴۰ هزار تومان شروع می‌شئند. بستنی‌های با روکش‌های خاص و ویژه معروف به بستنی سالار نیز در بازار از قیمت صد هزار تومان عرضه می‌شوند. حداقل افزایش قیمت بستنی بین پنجاه تا صد درصد است چرا که بستنی ساده سال گذشته ۲۰ هزار تومان قیمت داشت و بهای بستنی‌های سه بعدی که گران‌ترین نوع بستنی بسته‌بندی در بازار ایران هستند حدود صد هزار تومان بود.

    هر چه هست هزینه‌ی یک تفریح ساده نظیر خوردن چیپس یا پفک برای کودکان حالا افزایش چشمگیری را تجربه کرده و به نظر می‌رسد با توجه به گرانی شدید مواد غذایی، این اقلام جایگاه پیشین خود را در سبد خرید خانوار ایرانی ندارند. بسیاری از سوپرمارکت‌داران می‌گویند فروش تنقلات در ماه‌های اخیر به شدت کاهش یافته و این کاهش از یک سو به تعطیلی مدارس و غیرحضوری بودن آن و از سوی دیگر به گرانی شدید مرتبط است.

    برخی کارشناسان معتقدند آسیب وارده به پتروشیمی‌ها هزینه‌ی بسته‌بندی این اقلام را نیز افزایش داده و در کنار گرانی مواد اولیه، گرانی هزینه‌ی بسته‌بندی در قیاس با گذشته زمینه را برای رشد نامتعارف قیمت مهیا کرده است.

    جدول زیر بهای برخی تنقلات پرطرفدار ایرانی در بازار کنونی را نشان می‌دهد.

    گرانی عجیب در بازار تنقلات/ یک گرم چیپس و پفک هزار تومان شد
  • گرانی پوشک بچه دمار از روزگار والدین درآورد!

    گرانی پوشک بچه دمار از روزگار والدین درآورد!

    به گزارش اقتصادران، بازار پوشک بچه شاهد یکی از عجیب‌ترین دوره‌های خود است. در حالی که دولت با طرح‌هایی نظیر «کارت امید مادر» سعی در حمایت از خانواده‌های دارای نوزاد دارد، فنر قیمتی این کالای استراتژیک چنان رها شده که حتی یارانه‌های جدید نیز در برابر آن رنگ می‌بازند.

    از ابتدای اردیبهشت، پوشک بچه رسماً به لیست ۱۶ قلم کالای قابل خرید با کالابرگ اضافه شد و طرح یسنا و کارت امید مادر نیز در مجموعه حمایت‌های دولت برای مادران قرار گرفت. دولت برای نوزادان متولد امسال، ماهانه ۲ میلیون تومان اعتبار در نظر گرفته است؛ رقمی که بررسی کف بازار نشان می‌دهد که یک خانواده با نوزاد، اگر بخواهد برند‌های باکیفیت بخرد، باید تمام این ۲ میلیون تومان را صرفاً برای دو یا سه بسته پوشک هزینه کند، بدون آنکه مبلغی برای شیرخشک یا سایر نیاز‌های نوزاد باقی بماند.

    رصد برند‌های موجود در بازار نشان می‌دهد که اکنون برندی همچون پریما و پمپرز با قطع واردات رسمی به یکی از گران ترین‌ها تبدیل شده است و حالا به عنوان کالای قاچاق یا مسافری با قیمت‌های نجومی عرضه می‌شوند. یک بسته ۵۰ عددی پریما ترک در حال حاضر در محدوده ۳ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان تا ۳ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان قیمت می‌خورد؛ رقمی که خرید آن برای یک کارمند ساده عملاً غیرممکن است.

    برند مولفیکس هم یکی از پرمصرف‌های بازار است، از موج گرانی در امان نمانده است. بسته‌های اقتصادی مولفیکس که سال گذشته ۳۰۰ هزار تومان بود، اکنون در برخی مدل‌ها به بالای یک میلیون تومان رسیده است. متاسفانه حذف ارز ترجیحی برای مواد اولیه از جمله پودر جاذب باعث شده تا مولفیکس دیگر آن برند همیشه اقتصادی سابق نباشد. کانفی و جان به به هم از دیگر برند‌هایی است که در بازار پیدا می‌شود و از گزینه‌های میان رده‌ای است که از ۸۰۰ تا یک میلیون تومان در بازار وجود دارد. این دو برند همچنان نسبت به غول‌های وارداتی تقاضای بیشتری در سایت‌های آنلاین دارد.

    البته اگر بخواهیم قیمت‌ها را بررسی کنیم، تعداد موجود در هر بسته پوشک بچه و سایز آن و برند‌ها مهم‌ترین عوامل مشخص کننده قیمت در بازار هستند.

    آنچه در افزایش قیمت پوشک بچه نقش اساسی را ایفا می‌کند، افزایش قیمت پودر‌های فوق جاذب مورد استفاده در پوشک است که به دلیل عدم تخصیص نرخ ارز ترجیحی بسیار گران‌تر از قبل شده و این یعنی تولیدکننده داخلی مجبور بوده قیمت‌ها را بالا ببرد. از سوی دیگر، کمبود نقدینگی واحد‌های تولیدی باعث شده تا عرضه به بازار قطره‌چکانی شود و همین کمیابی، آتش قیمت‌ها را تندتر کرده است.

    هزینه پوشک یک نوزاد که به طور متوسط ماهانه ۳ بسته ۳۴ تا ۴۶ عددی مصرف دارد، در ارزان‌ترین حالت با برند‌های داخلی معمولی حدود ۱.۸ تا ۲.۵ میلیون تومان و در صورت استفاده از برند‌های خارجی مثل پمپرز، به بیش از ۱۰ میلیون تومان در ماه می‌رسد. مشکل اینجاست که گاهی خانواده‌ها مجبور هستند از برند‌های خارجی برای کودکانشان استفاده کنند و در این شرایط حتی برند‌های ارزان‌تر هم برای این دست افراد راهکار نیستند.

  • اقتصاد ایران؛ کیسه‌ سوراخ طلا!!

    اقتصاد ایران؛ کیسه‌ سوراخ طلا!!

    به گزارش اقتصادران، در روز‌های اخیر گروهی که به سهم‌خواهی معروف و گاه معترف هستند، هجمه‌هایی را به دولت آغاز کرده‌اند مبنی بر اینکه به دلیل نبود جدیت دولت و سیاست‌های ضعیف آن، تورم‌های جدید در جامعه ایجاد شده که باعث نارضایتی مردم شده است.

    مصطفی هاشمی طبا در روزنامه شرق نوشت: از سویی همین گروه به انتصاباتی که از سوی وزیر امور اقتصادی و دارایی انجام شده و افرادی از جنس آنان برگزیده نشده‌اند، به‌شدت معترض هستند.

    اینکه سخنان و رفتارشان تا چه اندازه درست است و در پس آن چه مقدار حقیقت‌جویی وجود دارد، در این مجال قابل سنجش و پایش نیست، اما به‌وضوح می‌توان بی‌توجهی به وضع و شرایط کشور را -اگر با حسن نیت نگاه کنیم- در آن مشاهده کرد.

    ظاهرا به این افراد صفت تندرو اطلاق می‌شود، آنجا که حتی نابودشدن ۵۰ درصد جمعیت را در راستای اهداف‌شان امری مستحسن می‌شمارند و قبل از حمله آمریکا و اسرائیل طالب پیش‌دستی در حمله به آمریکا بودند و اینک با توهم‌های همیشگی به سوی گسترش ایده ایران‌هراسی عملا گام برداشته‌اند. در این حال گویا انتظار دارند همراه جنگ و درگیری‌ها و کشته‌شدن‌ها، آرامش و فراوانی و ارزانی و رفاه برای مردم فراهم آید.

    این مختصر را نه به‌عنوان دفاع از دولت که به خاطر نگاه منصفانه به عملکرد‌هایی که اعضای دولت -با همه نقد‌هایی که به ایشان نوشته شده- و در شرایطی که حضور در محل کار به هر حال با مخاطرات تروریستی روبه‌رو است، به نگارش می‌آید.

    موضوع اقتصاد ایران و مشکل آن امری نیست که تنها حاصل جنگ و درگیری باشد، هرچند واضح است که مانند همه جوامع تأثیرات جنگ در آن کم نیست و شاید شرایط امروز ایران در مقایسه با دیگر کشور‌های درگیر جنگ و تحریم و محاصره به‌مراتب نرم‌تر و آرام‌تر باشد و آن‌گاه که باید به آن توجه می‌شد، جرئت رودررویی با آن وجود نداشت.

    در مقام مثال و مقایسه باید گفت اقتصاد ایران مانند کیسه‌ای با محتوای طلاست که در زیر آن سوراخی تعبیه شده و سکه‌ها از آن بیرون می‌ریزد یا شبیه انبانی از گندم است که به قول مولانا موش در آن رخنه کرده و گندم‌ها را ضایع می‌کند.

    فقط چند نمونه از این سوراخ و این موش در انبان را به‌سادگی می‌توان به قلم آورد. در این اقتصاد نه‌چندان زاینده، اسراف در مصرف، ضایعات کشاورزی، خروج ارز و سرمایه کشور به دلیل سیاست‌های بانک مرکزی درباره تزریق ارز و طلا به بازار، ورود غیرقانونی هر نوع کالا از طریق قاچاقچیان به نام کوله‌بری و ته‌لنجی و بازارچه‌ها و مناطق آزاد مرزی (به‌ویژه مرز‌های خشکی) و صدور بدون اجازه و قاچاق گندم و گوسفند و بنزین و دارو سوراخ‌های کوچکی نیستند و در کنار آن ارز گران‌بهای کشور گاه به‌صورت رسمی صرف واردات کالا‌هایی می‌شود که از مصرف عمومی به دور است.

    از سوی دیگر از زمان دولت احمدی‌نژاد مدیریت نهاد‌های دولتی به‌شدت تضعیف شده، با این استدلال که کار دست مردم باید باشد و اینها چه‌کاره هستند؟

    از جمله خطا‌هایی که صورت گرفت و بهانه آن چابک‌سازی بود، ادغام وزارت بازرگانی و صنایع و معادن در یکدیگر بود. به‌این‌ترتیب با تضعیف یا تحلیل یا انحلال سازمان‌های وابسته به وزارت بازرگانی که نقش بی‌بدیلی در جنگ تحمیلی هشت‌ساله داشتند، وظایف آن در حقیقت معلق ماند و سایه‌ای از نهاد مدیریت بازرگانی دولتی بیش باقی نماند.

    در حقیقت در طول دو یا سه دهه اخیر اقتصاد ایران نه اینکه لیبرالیستی باشد، بلکه شکلی رهاشده و هرج‌ومرج‌گونه به خود گرفته و این در حالی است که در سیاست خارجی همواره – و البته بحق- سیاست مقابله با امپریالیسم و صهیونیسم و حمایت از نهاد‌های مقاومتی منطقه را پیشه کرده بوده‌ایم.

    آن شکل اقتصاد با این روش سیاست خارجی نه‌تنها هماهنگ نیست، بلکه به‌شدت در تضاد است. تداوم سیاست فعلی خارجی نیاز به پشتوانه قوی داخلی و ساماندهی اقتصاد در کشور دارد، زیرا گمان قوی می‌رود که رویارویی ظالمانه با ما هرچه بیشتر در آینده ادامه داشته باشد، مگر آنکه از آرمان‌های بحق و استقلال و روی پا ایستادن خود بگذریم. دشمنان ایران کینه‌ورزانه عمل می‌کنند، اسرائیل ما را عمالقه می‌خواند و تصریح به کشتن همه ایرانیان می‌کند و آمریکا هم به‌دنبال بیان قدیمی واین برگر، وزیر دفاع اسبق آمریکا که ریشه‌کن کردن ایران را بیان کرد، به دنبال محو تمدن ایران و نابودی ملت و به عصر حجر بردن ایران است.

    اینها تنها یک اشتباه لفظی یا تهدید توخالی نیست، بلکه پشتوانه آن عِدّه و عُدّه‌ای است که فراهم کرده‌اند و اسرائیل خود را با انواع سلاح تهاجمی در اطراف ایران به زمین نشانده است. حتی اگر مذاکرات نیم‌بند امروز با پادرمیانی پاکستان به ثمر بنشیند و مثلا آمریکا صلح‌نامه امضا کند (که با بازی‌های دیپلماسی آنها بعید است) اسرائیل و به تبع آن برخی همسایگان وابسته به اسرائیل خواهند گفت ما که امضا نکرده‌ایم و مستقل هستیم و به دنبال اجرای سیاست‌های توسعه‌طلبانه و محو یا تسلیم ایرانیان هستند.

    در اینجا باید گفت مگر ما با آمریکا و سایر قدرت‌ها موافقت‌نامه برجام را امضا نکردیم و آمریکا آن را منتفی دانست و به بهانه‌های واهی به حمله نظامی روی آورد. پس هر موافقت‌نامه‌ای، مجددا احتمال انتفاء از سوی دشمنان را دارد. در این راستا ما نبردی طولانی و فرسایشی در همه جبهه‌ها خواهیم داشت و هرچند باورمان نمی‌شد که آمریکا و اسرائیل به ما حمله کنند و گاه پشتوانه خود را برخی کشور‌های سیاست‌پیشه یا خائن تاریخی می‌پنداشتیم، اما دیدیم که این امر به تحقق پیوست و حسب آنچه دیده می‌شود، ادامه خواهد یافت.

    در این رهگذر سهم‌خواهی و تضعیف داخلی آیا نهایتی جز نابودی خود سهم‌خواهان و فرصت‌طلبان نخواهد داشت؟ مگر آنکه از پیش امان‌نامه داشته باشند. آیا برای ملت ایران جز مبارزه با مدعیان متوهم داخلی که آب به آسیاب دشمن می‌ریزند، اصلاح امور اقتصادی و اجتماعی، وحدت و همبستگی و پشتوانه دلیرمردان مسلح به‌ویژه هوافضای سپاه و صرفه‌جویی و بستن سوراخ‌ها و نابودی موش‌ها راهی وجود دارد؟