دسته: خبر ویژه

  • ظلم بزرگ مخالفان اتصال اینترنت در حق مردم

    ظلم بزرگ مخالفان اتصال اینترنت در حق مردم

    به گزارش اقتصادران، ۲۲ اردیبهشت ماه بود که رئیس‌جمهور پزشکیان به عنوان رئیس جمهور، رئیس شورای عالی امنیت ملی، رئیس شورای عالی فضای مجازی، رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی و به مهمتر از همه مجری قانون اساسی که در پیشگاه قرآن سوگند یاد کرده است خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور و حمایت از آزادی و حقوق مصرح مردم در قانون اساسی نماید؛ با توجه به ضرورت فوری استقرار حکمرانی یکپارچه، منسجم و کارآمد در فضای مجازی «محمدرضا عارف» را با حفظ سمت به‌عنوان رئیس ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور منصوب کرد.

    تشکیل این ستاد نشان داد که فرآیندهای سنتی تصمیم‌گیری در کشور با سرعت و الزامات اقتصاد دیجیتال همخوانی ندارد و بنابراین رئیس‌جمهور پزشکیان با درک این واقعیت، محمدرضا عارف معاون اول خود را مأمور این کار کرد که در نهایت چهارم خرداد این ستاد به برقراری مجدد اینترنت بین المللی رای داد؛ نکته قابل تأمل این است که ۹ عضو از ۱۱ عضو حاضر در جلسه به بازگشت اینترنت به وضعیت قبل از دی‌ماه ۱۴۰۴ رای مثبت دادند؛ این اجماع نشان‌دهنده بلوغ نسبی در تصمیم‌گیری جمعی بود.

    اما نکته کلیدی اینجاست: چرا این تصمیم پس از سه ماه اتخاذ شد؟ پاسخ را باید در نتایج نظرسنجی‌هایی جستجو کرد که نشان می‌دهد موافقان استمرار محدودیت اینترنت زیر ۹ درصد بودند. این رقم بیانگر آن است که فشار افکار عمومی و هزینه‌های اقتصادی، دولت را به سمت این تصمیم گیری سوق داد؛ همچنان که محمدجعفر قائم پناه معاون اجرایی رئیس جمهور جزئیات این نظرسنجی را رسانه ای کرد که نشان می داد نزدیک به نیمی از پاسخ دهندگان کسب و کارشان تحت تاثیر این تعطیلی اینترنت قرار گرفته و با کاهش درآمد روبرو شده اند در حالی که فقط ۱۶ درصد اعلام کرده بودند که قطع اینترنت تاثیری بر زندگی آنها نداشته است.

    آسیب های اقتصادی قطع اینترنت

    فارغ از علل امنیتی و حفاظتی که از روز نخست آغاز جنگ تحمیلی سوم سبب قطع اینترنت بین الملل در کشور شد، آسیب های اقتصادی ناشی از این قطعی، چیزی نبود که بتوان آن را از نگاه رسانه ها و مردم مخفی نگه داشت؛ کسب و کارهای زیادی با وجود پایداری شبکه اینترنت داخلی از این قطعی آسیب دیدند و حتی تعطیل شدند؛ این آسیب ها دامنه وسیعی داشت که بویژه برای آندسته از کاربرانی که درآمد ثابت نداشتند و کل معیشت آنان به اینترنت متکی بود، شدیدتر از سایرین ارزیابی می شد.

    به طور کلی آسیب‌های محدودیت اینترنت را می‌توان در چهار لایه تحلیل کرد:

    لایه نخست – معیشت روزمره: بار اصلی بحران بر دوش کسانی قرار گرفت که حقوق ثابت دولتی یا شرکتی نداشتند. میلیون‌ها نفر از طریق فریلنسری، فروشگاه‌های خرد خانگی، تولید محتوا و برنامه‌نویسی مستقل امرار معاش می‌کردند. برای این افراد، هر ساعت قطعی اینترنت مستقیماً به معنای صفر شدن درآمد بود.

    لایه دوم – سرمایه اجتماعی کسب‌وکارها: یک فروشگاه کوچک اینستاگرامی یا تیم استارتاپی سال‌ها تلاش کرده بود تا هزاران مخاطب جذب کند. اختلال اینترنت این سرمایه اجتماعی را از بین برد.

    لایه سوم – امنیت داده‌ها: کاربران ناچار به استفاده از VPNهای ناشناس شدند که امنیت داده‌های ملی و شخصی را به خطر انداخت.

    لایه چهارم – سرمایه انسانی: مهاجرت نخبگان و فرسودگی روانی متخصصان، بزرگ‌ترین آسیب بلندمدت است.

    یک سوال اساسی که بویژه در دو ماه اخیر محل بحث و سوال کاربران و شهروندان بود، این بود که چرا قطعی اینترنت بیشتر از حتی ایام جنگ به طول انجامید؛ جنگ ۴۰ روزه تحمیلی ۱۹ فروردین پایان یافت اما اتصال مجدد اینترنت حتی تا نزدیک به ۵۰ روز طول کشید که باید پاسخ را در تنوع نگاههای برخی سیاست گذاران حوزه فضای مجازی در موضوع اینترنت جست و جو کرد؛ یکی از نقدهای جدی به سیاست‌گذاران این است که هنوز بخشی از آنها اینترنت را ابزار «تفننی» یا «رسانه‌ای» می‌دانند، نه زیرساخت حیاتی تولید و اشتغال و بنابراین می توان گفت سه ماه اخیر بزرگ‌ترین مانور تجربی برای اثبات این موضوع بود که اقتصاد دیجیتال بخش مجزایی از اقتصاد نیست بلکه تار و پود اقتصاد مدرن ایران است.

    همچنانکه مهکامه شریف زاد رئیس هیات مدیره انجمن بلاکچین ایران به ایرنا می گوید: قطع کامل اینترنت در زمان بحران، مانند این است که برای خاموش کردن آتش یک اتاق در یک بیمارستان، کل برق و اکسیژن بیمارستان را قطع کنیم و همه بیماران را به خطر بیندازیم! این شیوه مدیریت بحران، منسوخ، بسیار پرهزینه و ناکارآمد است.

    وی بر این باور است که کشور به «پروتکل‌های پایداری اینترنت در شرایط بحرانی» نیاز دارد. در شرایط خاص امنیتی، می‌توان دسترسی‌ها را به صورت کاملاً تفکیک‌شده، هدفمند و موقت مدیریت کرد، نه اینکه کل شاهراه‌های ارتباطی کشور مسدود شود. برای مثال، دسترسی به سرویس‌های ابری، خدمات پرداخت، پنل‌های توسعه‌دهندگان، ابزارهای تبادل داده و پلتفرم‌های کسب‌وکار باید در هر شرایطی دارای حاشیه امنیت و پایداری ۱۰۰ درصدی باشند.

    واکنش ها به بازگشایی اینترنت چه بود؟

    برقراری مجدد اینترنت بین الملل اگرچه در گام نخست برای اینترنت ثابت اجرایی شد و قرار است روی اینترنت های همراه نیز بازگشایی شود اما در همان گام نخست رضایتمندی شهروندان را به دنبال داشت؛ صاحب نظران و کنشگران اجتماعی نیز رضایت محسوسی را نسبت به این طرح داشتند و آن را تصمیمی در راستای منافع و حقوق مردم ارزیابی کردند.

    برآیند اعلام دیدگاههای خرد و کلان در حوزه اینترنت از سوی تصمیم گیرندگان و صاحب نظران نشان می دهد که بر این باورند بازگشایی اینترنت شرط لازم برای احیای اقتصاد دیجتال در کشور است اما شرط کافی نیست. کسب‌وکارها نیازمند دوره «نقاهت حمایتی» هستند. دولت باید با تسهیلات، معافیت‌های مالیاتی و بسته‌های تشویقی به بازسازی این حوزه کمک کند.

    تدوین این پروتکل‌ها نیازمند همکاری نزدیک وزارت ارتباطات، وزارت اقتصاد، تشکل‌های بخش خصوصی و نهادهای امنیتی و سایبری است تا فرمولی طراحی شود که در آن، حفظ امنیت ملی هم‌راستا با حفظ معیشت مردم قرار گیرد، نه در تقابل با آن؛ بر این اساس فعالان حوزه اقتصاد دیجیتال امیدوارند ستاد ویژه ساماندهی فضای مجازی، پس از گام اول که اتصال مجدد اینترنت بود، در گام دوم به سراغ تدوین این پروتکل‌های حیاتی برود تا دیگر هیچ‌گاه شاهد تکرار تجربه تلخ سه ماه گذشته نباشیم.

    نتیجه‌گیری

    واقعیت این است که اتصال مجدد اینترنت و بازگشت به شرایط فنی سابق، شرط لازم برای بهبود است، اما شرط کافی نیست. وصل شدن اینترنت مانند باز کردن درهای یک مغازه پس از یک دوره طولانی تعطیلی اجباری است؛ مشتریان فوراً بازنمی‌گردند و زنجیره تأمینِ آسیب‌دیده، زمان می‌برد تا دوباره پیوند بخورد. ما در این مدت با افت شدید تقاضا، از دست رفتن کانال‌های ارتباطی با مشتریان و فروپاشی برخی فرآیندهای بازاریابی مواجه بوده‌ایم. بنابراین، بهبود شرایط کسب‌وکارهای آسیب‌دیده نیازمند یک دوره «نقاهت حمایتی» است که در آن دولت و نهادهای مالی باید با تسهیلات، معافیت‌های مالیاتی و بسته‌های تشویقی، به بازسازی این حوزه کمک کنند.

    بنابراین تصمیم دولت چهاردهم برای بازگشایی اینترنت، گامی مثبت و ضروری بود، اما نباید این اقدام در حد یک «مسکن مقطعی» باقی بماند. این پافشاری باید به یک «تضمین حقوقی پایدار» برای بخش خصوصی تبدیل شود. دولت باید در گام دوم به سراغ تدوین پروتکل‌های حیاتی برود تا دیگر هیچ‌گاه شاهد تکرار تجربه تلخ سه ماه گذشته نباشیم. در غیر این صورت، اقتصاد دیجیتال کشور همچنان در برابر تصمیمات سلیقه‌ای آسیب‌پذیر باقی خواهد ماند.

  • رسانه ملی؛ از سانسور و تحریف تا بودجه‌خواری!

    رسانه ملی؛ از سانسور و تحریف تا بودجه‌خواری!

    به گزارش اقتصادران، صداوسیما یکبار دیگر گلایه مسعود پزشکیان را به دنبال داشت. او در دیدار با رئیس و جمعی از مدیران سازمان صدا و سیما با انتقاد از طرح برخی تحلیل‌های غیرواقعی در برنامه‌های رسانه‌ای، اظهار داشت: گاهی برخی کارشناسان در رسانه ملی سخنانی مطرح می‌کنند که با واقعیت‌های جاری کشور و روندهای موجود فاصله جدی دارد، اما دولت به‌منظور جلوگیری از اختلاف و حفظ آرامش جامعه، از واکنش و موضع‌گیری پرهیز می‌کند.

    پزشکیان همچنین در به موضوع مذاکرات و نحوه بازتاب آن در رسانه‌ها اشاره کرد و گفت: در مواردی، کلیپ‌هایی از بیانات رهبر شهید انقلاب درباره مذاکره به‌گونه‌ای بازنشر می‌شود که گویا نظام به‌صورت مطلق مخالف هرگونه مذاکره بوده است، در حالی که رهبر شهید هیچ‌گاه با مذاکره عزتمندانه، مبتنی بر اقتدار و در چارچوب منافع ملی مخالفت نداشتند و در دیدارهایی که با معظم‌له داشتیم، نگاه ایشان همواره مبتنی بر حفظ عزت، حکمت و مصلحت نظام بود.

    تیغ سانسور جام‌جم روی سخنان رئیس‌جمهور

    این اولین باری نیست که پزشکیان از صداوسیما صریحا انتقاد می‌کند. ۲۰ بهمن پارسال وقتی مراسم بهره‌برداری ۷۵۰ مگاوات نیروگاه خورشیدی از صداوسیما پخش می‌شد، مجری مراسم خواستار مدیریت زمان جلسه به علت پخش از شبکه خبر۲ شد. اما پزشکیان پاسخ داد «شبکه خبر خیلی مهم نیست. ما داریم کار خودمان را می کنیم تو نگران نباش. شبکه خبر به جای آن حرف‌های بی‌ربط از این حرف‌ها بزند که مردم هم بدانند [صداوسیما] دارد کمک می‌کند.» این چند جمله باعث شد که مسئولان صداوسیما پخش این برنامه را متوقف کنند و به جای آن نطق نماینده عضو جبهه پایداری در مجلس را پخش کنند.

    بعد از این ماجرا صداوسیما بخش‌هایی از سخنرانی رئیس‌جمهور در ۲۲ بهمن را که به اعتراضات دی ۱۴۰۴ مربوط بود در بخش‌های خبری خود انعکاس نداد و در ادامه نشست رئیس‌جمهور با خانواده‌های جانباختگان اعتراضات دی ۱۴۰۴ در سفر به استان گلستان در بخش‌های خبری صداوسیما سانسور شد. بخش خبری ۲۰:۳۰ با تحریفی عجیب عنوان این دیدار آن را دیدار با خانوادهای شهدا و ایثارگران استان نامید.

    صداوسیما میلی به دیپلماسی ندارد

    انتقادات اخیر پزشکیان هم درباره عملکرد صداوسیما در مورد مذاکرات بار دیگر سانسور شد. موضع‌گیری آشکار صداوسیما در مورد مذاکرات و قرار گرفتن در برابر در دولت‌ البته موضوع تازه ای نیست. در دولت حسن روحانی هم که مذاکرات هسته‌ای در ژنو و وین آغاز شده بود، این سازمان پیام‌هایی درباره سازشکاری مخابره می‌کرد. تا جایی که رئیس دولت شخصا در سخنرانی‌هایش می‌گفت که صداوسیما بذر ناامیدی می‌پاشد. کلیدواژه «رسانه میلی» از همان زمان به ادبیات منتقدان جام‌ جم اضافه شد؛ زمانی که رئیس دولت گفت صداوسیما باید رسانه باید ملی باشد، نه میلی. هرچند دستفرمان صداوسیما با با تغییر روسای این سازمان همان بوده، در دوره پیمان جبلی این موضوع نمود بیشتری پیدا کرد.

    وقتی بلندگوی جریان اقلیت در برابر تصمیمات حاکمیتی قرار می گیرد

    عملکرد همسوی جام جم با مخالفان مذاکرات در حالی است که در ساختار سیاسی ایران نظرات وزیر خارجه، دولت و حتی رئیس جمهور در مورد مذاکره تعیین کننده نیستند بلکه فقط مجری شناخته می شوند. مذاکره در شورای عالی امنیت ملی که نهادی فرادستی با حضور روسای قوا، فرماندهان نظامی و مسئولان اطلاعاتی است تصمیم گیری می شود و در نهایت هم این تصمیم باید به تایید رهبری برسد. همین مطلب که رئیس مجلس در راس تیم مذاکره کننده ایران قرار گرفته است هماهنگی در کلان کشور برای انجام مذاکرات را نشان می دهد.

    صداوسیما که از بودجه عمومی استفاده می کند بیشتر از آنکه در مقام یک رسانه فراگیر نگاه حداکثری جامعه را منعکس کند بازتاب دهنده نگاه های سیاسی حداقلی در کشور شده است. اما عملکرد صداوسیما را حتی به تعبیری نمی‌توان حاکمیتی دانست چراکه رئیس سازمان صداوسیما علاوه بر شرکت در جلسات دولت، در جلسات شورای عالی امنیت ملی هم بدون آنکه حق رای داشته باشد شرکت می کند و حضور او در این جلسات صرفا برای هماهنگی های بیشتر با تصمیمات حاکمیتی است. این مطلب نشان می دهد صداوسیما در برخی موارد حتی بیش‌تر از آنکه تریبونی برای حاکمیت باشد، بولتنی برای گروه‌هایی است که بقایشان در نفی مذاکره است؛ گروه‌هایی مثل جبهه پایداری که وحید جلیلی قائم مقام صداوسیما به آن تعلق دارد.

    غلبه نگاه جناحی بر تحلیل‌های کارشناسی

    در حالی که که یک وظیفه یک رسانه انعکاس دقیق و راستی آزمایی شده اطلاعات و واقعیات است، در رویکرد ایدئولوژیک صداوسیما مطلبی که با اهداف سیاسی صداوسیما و جبهه پایداری همخوانی داشته باشد از تریبون این سازمان شنیده می شود. جز اینکه کارشناسان و تحلیل‌گران حرفه‌ای که در شرایط بحرانی حرفی برای گفتن دارند، در دسته غیرخودی‌ها قرار می گیرند، کارشناسان صداوسیما را معمولا افرادی تشکیل می دهند که تحصیلات و پیشینه آن‌ها در مواردی نامعلوم است و درمواردی هم زیر سایه سخنان حرف‌های ایدئولوژیک و جناحی آن‌ها قرار می گیرد.

    پول از دولت، تخریب از جام‌جم

    با این حال مسعود پزشکیان جز یکی دو مورد انتقاد علنی از صداوسیما عملکرد دیگری در خصوص رفتارهای تقابل‌آمیز صداوسیما نشان نداده است. او در حالی از صداوسیما گلایه می کند که این سازمان به رغم داشتن درآمد ناشی از تبلیغات، هم‌زمان از بودجه عمومی استفاده می‌کند. بسیاری از ناظران در یکی دو سال گذشته به پزشکیان هشدار داده بودند که تا زمانی که صداوسیما از پول بدون زحمت دولتی استفاده می‌کند نه فقط نشانه‌ای از ارتقای سطح رسانه‌ای در آن دیده نمی‌شود بلکه رفتارهای جناحی خود را بیش‌تر نمایش خواهد داد. از این جهت به نظر می‌رسد پزشکیان تا زمانی که صدای منتقدین را نمی‌شنود باید این تقابل‌ها از رسانه ملی را تحمل کند؛ تقابلی که به نوعی می‌توان آن را هجمه خودساخته دانست.

  • شکست سنگین سیاست‌های جمعیتی در ایران؛ وقتی سرنا از سر گشاد آن زده می‌شود!!

    شکست سنگین سیاست‌های جمعیتی در ایران؛ وقتی سرنا از سر گشاد آن زده می‌شود!!

    به گزارش اقتصادران، اخیرا آمار‌های رسمی و تکان‌دهنده‌ای از سوی معاونت بهداشت وزارت بهداشت منتشر شده است؛ آماری که نشان می‌دهد در سال گذشته (۱۴۰۴)، نرخ باروری در کشور به رقم بی‌سابقه و هولناک ۱.۳۵ سقوط کرده است. این یعنی کشور ما با سرعتی باورنکردنی در حال پیر شدن و انقباض جمعیتی است. هم‌زمان با انتشار این داده‌های نگران‌کننده، مرضیه وحید دستجردی، وزیر پیشین بهداشت و دبیر فعلی ستاد ملی جمعیت، در همایش روز ملی جمعیت هشدار جدی داد و گفت: «اگر با همین فرمان در نرخ باروری جلو برویم، در ۷۵ سال آینده (سال ۲۱۰۰ میلادی) جمعیت ایران به ۳۱ میلیون نفر می‌رسد؛ یعنی تقریباً یک‌سوم جمعیت فعلی. در این صورت دیگر نیازی به جنگ نخواهیم داشت؛ خود جمعیت آن‌قدر کوچک می‌شود که از صحنه جغرافیای دنیا حذف می‌شویم.»

    از وام فرزندآوری تا قرعه‌کشی خودرو؛ دولت چه چیز‌هایی روی میز گذاشت؟

    این اعتراف تلخ و صریح از سوی یکی از کلیدی‌ترین چهره‌های مدیریت جمعیتی کشور، نشان‌دهنده یک واقعیت گریزناپذیر است: سیاست‌های حمایتی و بسته‌های تشویقی حاکمیت در سال‌های اخیر عملاً شکست خورده‌اند. با وجود تصویب «قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» و سرازیر شدن میلیارد‌ها تومان بودجه در قالب انواع و اقسام طرح‌های تشویقی، وام‌ها و امتیازات، جامعه ایرانی نه‌تنها استقبالی از فرزندآوری نکرده، بلکه نرخ باروری نسبت به سال ۱۴۰۲ (که ۱.۶ بود) بیش از پیش سقوط کرده است.

    مسئولان در دولت و سایر نهاد‌های حاکمیتی طی سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از تصویب قانون جوانی جمعیت، زرادخانه‌ای از مشوق‌های مالی و رفاهی را برای ترغیب خانواده‌ها به فرزندآوری فعال کرد. این طرح‌ها که با بوق و کرنای رسانه‌ای همراه بودند، در چند محور اصلی دسته‌بندی می‌شوند:

    ۱. وام‌های نقدی فرزندآوری (تسهیلات قرض‌الحسنه)

    دولت تلاش کرد با پرداخت وام‌های بانکی کم‌بهره با تنفس چندماهه، انگیزه مادی ایجاد کند. این وام‌ها بسته به ترتیب تولد فرزندان (فرزند اول، دوم، سوم و بیشتر) افزایش می‌یافت و مبالغ آن هرساله در لایحه بودجه نظام بانکی تمدید و بزرگ‌تر می‌شد تا بخشی از هزینه‌های اولیه زایمان و نگهداری کودک را پوشش دهد.

    ۲. ایده‌هایی مثل خودرو‌های بدون نوبت (طرح مادران)

    یکی از جنجالی‌ترین مشوق‌ها، اختصاص ۵۰ درصد از ظرفیت قرعه‌کشی‌ها و فروش خودرو‌های داخلی (ایران‌خودرو و سایپا) به مادرانی بود که فرزند دوم یا بیشتر خود را به دنیا آورده بودند. این طرح به‌دلیل ایجاد اختلاف قیمت شدید میان کارخانه و بازار آزاد، برای مدتی به یک رانت جذاب تبدیل شد و حتی خرید و فروش کدملی مادران را به همراه داشت.

    ۳. واگذاری زمین رایگان یا واحد مسکونی

    بر اساس قانون بودجه سال‌های اخیر، دولت وعده داد به خانواده‌هایی که دارای سه فرزند یا بیشتر هستند (و فرزند سوم آنها پس از ۲۴ مهر ۱۴۰۰ به دنیا آمده باشد)، یک قطعه زمین تا متراژ ۲۰۰ مترمربع در شهر‌های زیر ۵۰۰ هزار نفر یا واحد‌های مسکونی در شهر‌های جدید واگذار کند؛ طرحی که با شروط سختی مثل عدم بالا بودن نرخ باروری در شهرستان محل تولد (زیر ۲.۵) همراه بود.

    ۴. شاهکار جدید؛ کارت امید مادر

    در آخرین اقدام، ستاد ملی جمعیت از طرحی رونمایی کرد که از ابتدای سال ۱۴۰۵ عملیاتی شد. در این طرح که برخلاف طرح‌های قبلی از فرزند اول را هم شامل می‌شود، ماهانه مبلغ دو میلیون تومان به مدت ۲۴ ماه به حساب مادران واریز می‌شود. همچنین تسهیلات خرید اقساطی پوشک، شیرخشک و پوشاک نیز ضمیمه این دسته‌برنامه‌ها شد.

    ۵. بیلبورد‌های جنجالی شهرداری

    یکی از قابل‌بحث‌ترین تلاش‌ها برای ترغیب مردم به فرزندآوری اما تبلیغات محیطی اعم از بیلبوردها و تبلیغات در مترو و … است که برایشان هزینه‌های کلان شد. تبلیغاتی با ایده‌های عجیب که یک روز نقش زن در جامعه را به فرزندآوری تقلیل می‌داد و یک روز با المان‌های اروتیک در فضای مجازی حاشیه‌ساز می‌شد.

    فانتزی اتاق‌های فکر در برابر واقعیت جامعه

    با نگاهی به فهرست بالا که فقط مشتی است نمونه خروار ایده‌ها و طرح‌های تشویقی برای افزایش جمعیت، به نظر می‌رسد دست حاکمیت برای ارائه هر نوع امتیاز و تشویقی باز بوده است. اما چرا خروجی این همه طرح، سقوط نرخ باروری به ۱.۳۵ و کاهش ۸.۸ درصدی آمار ازدواج در سال ۱۴۰۴ بوده است؟ پاسخ را باید در این واقعیت جست‌و‌جو کرد که طراحان این سیاست‌ها در اتاق‌های فکر ایزوله و فارغ از واقعیت‌های تلخ کف جامعه نشسته‌اند.

    آنها فرزندآوری را یک «پروژه اقتصادی کوتاه‌مدت» دیده‌اند که می‌توان با یک وام چند ده میلیونی یا حواله خودرو آن را خرید، در حالی که برای یک خانواده ایرانی، فرزندآوری یک تعهد همیشگی و حیاتی است. خانواده‌ها به درستی متوجه شده‌اند که این مشوق‌ها، مسکن‌های موقتی و ناپایداری هستند که در برابر غول تورم، ظرف چند ماه دود می‌شوند و هوا می‌روند.

    اقتصاد فشل و سفره‌هایی که هر روز آب می‌رود

    چگونه می‌توان از پدری که زیر بار اجاره‌خانه‌های سرسام‌آور کلان‌شهر‌ها کمر خم کرده، یا مادری که هر روز شاهد آب رفتن سفره خانواده است، خواست که به امید یک وام بانکی (که دریافت آن خودش عبور از هفت‌خوان رستم است) یا دریافتی ماهانه دو میلیون که کفاف تهیه پوشک را هم نمی‌دهد، فرزندی جدید به جهان بیاورد؟

    وقتی ساختار اقتصادی کشور به دلیل تحریم‌ها، سوءمدیریت و تورم ساختاری دچار فلج شدگی است، هزینه‌های جاری یک کودک – از شیرخشک و پوشک گرفته تا هزینه‌های نجومی آموزش، درمان و مسکن بزرگ‌تر و … – به شکل سرسام‌آوری بالا می‌رود. وام فرزندآوری چه فایده‌ای دارد؟ این مبالغ شاید هزینه چند ماه پوشک و شیرخشک را تامین کند، اما با شهریه‌های سرسام‌آور مدارس، قیمت نجومی مسکن برای خانواده‌های بزرگ‌تر و هزینه‌های بهداشت و درمان چه باید کرد؟ خانواده ایرانی امروز «عقلانیت اقتصادی» پیشه کرده است؛ او می‌داند که اضافه کردن یک عضو جدید به خانواده در این شرایط، به معنای سقوط حتمی به دهک‌های پایین‌تر فقر است.

    فردا چه می‌شود؟

    مسئله ترمز جمعیتی در ایران، فراتر از خط فقر و معیشت روزمره، به یک بحران عمیق‌تر به نام فقدان چشم‌انداز آینده گره خورده است. بخش بزرگی از جامعه طبقه متوسط و حتی ضعیف ایران، افق روشنی برای آینده فرزندان خود نمی‌بیند. دغدغه والدین ایرانی صرفاً خرید پوشک امروز نیست؛ دغدغه آنها این است که آیا فردا برای فرزند من شغلی وجود دارد؟ آیا او می‌تواند در این جامعه طعم کیفیت زندگی، آزادی، رفاه و تحصیلات استاندارد را بچشد؟

    وقتی پاسخ به این سوالات در هاله‌ای از ابهام و ناامیدی قرار دارد، زوج‌های جوان ترجیح می‌دهند یا اصلاً فرزندی به دنیا نیاورند یا به «تک‌فرزندی» بسنده کنند تا بتوانند تمام منابع محدود خود را صرف تضمین حداقل‌های زندگی همان یک فرزند کنند. حکومت از افزایش جمعیت سخن می‌گوید، اما بستر‌های کلان یک جامعه پویا، امیدوار و رو به توسعه را فراهم نمی‌کند.

    سرنا را از سر گشاد نزنید

    سیاست‌گذاران فرهنگی و جمعیتی کشور همواره سرنای افزایش جمعیت را از سر گشاد آن می‌نوازند. آنها گمان می‌کنند مشکل اصلی، فرهنگ رفاه‌طلبی یا تأثیر رسانه‌های غربی بر سبک زندگی خانواده‌هاست؛ بنابراین با رویکرد‌های دستوری، بیلبورد‌های شهری گل‌درشت و ایجاد محدودیت‌های شدید در غربالگری و ابزار‌های پیشگیری از بارداری، سعی در اجبار یا اقناع جامعه دارند.

    این آدرس غلط دادن، ناشی از عدم باور یا غفلت حاکمیت نسبت به این واقعیت است که مشکل اصلی، کاملاً مادی، ساختاری و اقتصادی است. تا زمانی که ثبات اقتصادی برقرار نشود، نرخ تورم تک‌رقمی نگردد و سایه سنگین ناامیدی از آینده از سر جامعه برداشته نشود، هیچ مادری با دو میلیون تومان «کارت امید» یا قرعه‌کشی خودرو، ریسک فرزندآوری را نمی‌پذیرد. تغییرات فرهنگی رخ‌داده در خانواده‌های ایرانی نیز واکنشی طبیعی به تغییرات زیست‌محیطی و اقتصادی آنهاست، نه یک لجبازی ساده.

    اصلاح ساختار به جای اصرار

    هشدار مرضیه وحید دستجردی درباره سقوط جمعیت ایران به ۳۱ میلیون نفر در ۷۵ سال آینده، آینه‌ای پیش روی سیاست‌گذاران است تا شکست کامل رویکرد‌های تک‌بعدی و صدقه‌ای خود را ببینند. سقوط نرخ باروری به ۱.۳۵ در سال ۱۴۰۴، تیر خلاصی بود بر این فرضیه که می‌توان با پول‌پاشی‌های مقطعی و رانت خودرو، موتور جمعیت یک کشور را روشن کرد.

    اگر حاکمیت واقعاً خواهان نجات کشور از سیاه‌چاله پیری جمعیت و حذف از نقشه جغرافیای جهانی است، باید بفهمد که راه حل این بحران در راهرو‌های ستاد ملی جمعیت و تعریف کارت‌های اعتباری جدید نیست. راه حل در پاستور، بهارستان و نهاد‌های تصمیم‌گیر کلان اقتصادی است. تا زمانی که ساختار اقتصادی کشور اصلاح نشود، تورم مهار نگردد، امید به آینده احیا نشود و کرامت و رفاه پایدار برای خانواده ایرانی تضمین نگردد، داستان همین خواهد بود؛ حاکمیت تشویق می‌کند، بودجه‌ها صرف می‌شوند، اما گهواره‌های ایرانی همچنان خالی می‌مانند و پنجره جمعیتی کشور بدون هیچ دستاوردی بسته خواهد شد.

  • خصولتی‌ها و بانک‌ها؛ مقصران آشفتگی بازار مسکن

    خصولتی‌ها و بانک‌ها؛ مقصران آشفتگی بازار مسکن

    به گزارش اقتصادران، تورج سرباز اظهار کرد: بنگاه‌های خصولتی و بانک‌ها در آشفتگی بازار مسکن نقش دارند. به این صورت که دلالان بانکی پول را مستقیماً از منابع مالی بانک دریافت و به بازار تزریق می‌کنند. این واسطه‌ها با پورسانت‌گیری برای خود و سودآوری کلان برای بانک‌ها، اقدام به خرید و فروش انبوه ملک می‌کنند. این روند مسبوق به سابقه است، اما اکنون به شکلی نامحسوس و سیستمی انجام می‌شود.

    شمال تهران؛ حیاط خلوت دلالان دولتی

    سرباز با تاکید بر اینکه تمرکز این دلالان عمدتاً بر مناطق ۱، ۲ و ۳ تهران است، افزود: نکته تامل‌برانگیز اینجاست که بانک‌ها با سپرده‌های ۲۳ درصدی مردم، در بازار ملک نوسان‌گیری‌های چند صد درصدی انجام می‌دهند. در واقع سود اصلی ناشی از گرانی مسکن به جیب بانک‌ها می‌رود و مردم عادی تنها نظاره‌گر آب رفتن قدرت خرید خود هستند.

    قیمت‌سازی در فضای مجازی و شوک به متقاضیان

    این مقام صنفی، قیمت‌سازی‌های کاذب در سایت‌های خرید و فروش اینترنتی را لایه دیگری از فعالیت این شبکه دانست و تصریح کرد: وقتی قیمت‌ها به صورت دستوری و مجازی بالا می‌رود، شوکی به بازار وارد می‌شود که خریداران مصرفی را از ترس گران‌تر شدن، به بازار می‌کشاند. درست در همین لحظه، دلالان بانکی واحدهای احتکار شده را با چندین برابر قیمت خرید به مردم می‌فروشند.

    رکوردشکنی قیمت‌ها پس از جنگ ۳۹ روزه

    عضو اتحادیه املاک تهران با اشاره به تبعت اقتصادی تنش‌های اخیر گفت: پس از جنگ ۳۹ روزه، قیمت‌های پیشنهادی مسکن در مناطق مختلف تهران به طور میانگین ۷۰ تا ۸۰ درصد رشد داشته است. مسکن که از رشد دلار و سکه عقب مانده بود، اکنون با تورم ناشی از جنگ، جاماندگی خود را جبران کرده است.

    وی ادامه داد: در حال حاضر ۷۰ درصد معاملات توسط سوداگران و بخروبفروش‌ها انجام می‌شود و متقاضی واقعی به دلیل قیمت‌های نجومی عملاً از صحنه رقابت حذف شده است.

    درخواست ورود نهادهای نظارتی و امنیتی

    سرباز خواستار مداخله فوری کمیسیون اصل ۹۰ مجلس و سازمان بازرسی کل کشور شد و گفت: اتحادیه املاک آمادگی کامل دارد با ظرفیت بازرسان خود، برای شناسایی و برخورد با این سودجویان که در بازار اختلال ایجاد کرده‌اند، با نهادهای نظارتی همکاری کند.

    وی همچنین خاطرنشان کرد که علی‌رغم افت قیمت دلار، ثبات هنوز به بازار مسکن نرسیده است، زیرا تا زمانی که بازارهای موازی به ثبات قطعی نرسند، فروشندگان از کاهش قیمت‌ها خودداری خواهند کرد.

  • وعده اتصال اینترنت رفت روی هوا!!

    وعده اتصال اینترنت رفت روی هوا!!

    به گزارش اقتصادران، دیوان عدالت اداری اعلام کرد، در پی طرح شکایاتی با خواسته ابطال «سند ایجاد ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور» مصوب ۱۴۰۵/۲/۲۲ رئیس‌جمهور، هیأت تخصصی صنایع و بازرگانی دیوان عدالت اداری با احراز ضرورت و فوریت موضوع، دستور توقف اجرای این مصوبه را تا زمان رسیدگی به شکایت مطروحه صادر کرد.

    بر اساس اعلام دیوان عدالت اداری، هیأت تخصصی صنایع و بازرگانی این دیوان، اجرای مصوبه مربوط به ایجاد «ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور» را متوقف کرده است.

    دیوان عدالت اداری تأکید کرد: تا زمان رسیدگی نهایی به شکایات مطروحه، مصوبات و تصمیمات ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور قابل ترتیب اثر نخواهد بود.

    در ادامه این اطلاعیه آمده است: مطابق ماده ۳۶ قانون دیوان عدالت اداری، در مواردی که شکایاتی با خواسته ابطال مقررات اجرایی مطرح شود، هیأت تخصصی دیوان می‌تواند در صورت احراز ضرورت و فوریت، پیش از رسیدگی ماهوی به شکایت، دستور موقت مبنی بر توقف اجرای مقرره مورد اعتراض صادر کند.

    بر همین اساس، پس از صدور دستور موقت، رسیدگی به شکایت به‌صورت خارج از نوبت در دستور کار دیوان قرار گرفته و رسیدگی به شکایت مطروحه درباره ابطال سند ایجاد ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور به‌صورت خارج از نوبت در حال انجام است.

    مرکز رسانه قوه قضائیه هم در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: با دستور موقت دیوان عدالت اداری به دلیل غیر قانونی بودن ساختار ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور دستورات و مصوبات آن تا زمان بررسی قانونی قابل اجرا نیست.

    دیوان عدالت اداری ورودی به موضوع قطع یا وصل بودن اینترنت بین‌الملل نداشته است.

  • آگهی‌های جعلی بلای جان بازار مسکن

    آگهی‌های جعلی بلای جان بازار مسکن

    به گزارش اقتصادران، روزنامه هفت صبح نوشت: بازار مسکن ایران این روزها درگیر یک بحران پنهان شده که تاوان آن را مردم می‌دهند. هجوم آگهی‌های جعلی در سکوهای اینترنتی نیز دقیقا با همین هدف قیمت سازی است که در خدمت دلالان بازار مسکن عمل می‌کنند. واقعیت این است که این آگهی‌ها  اغلب با تصاویر جعلی، منتشر می‌شوند و قیمت‌های غیرواقعی را در مناطق مختلف تثبیت می‌کنند. حتی برخی آگهی‌ها بدون وجود ملک فیزیکی، فضای روانی بازار را به سمت نگرانی از بازار سوق می‌دهد تا به تقاضا نیز دامن بزنند. این اتفاق در غیاب یک ناظر قوی و مؤثر، رخ می‌دهد و پلتفرم‌های مجازی به میدان‌گاه قیمت‌سازی و انتظارات تورمی تبدیل شده‌اند. حاکمیت که در همه بازارها وظیفه تنظیم‌گری دارد، در بازار مسکن عملاً مسئولیت را به نهادهایی واگذار کرده که قادر به کنترل این فضای بی‌سامان نیستند.

    اکنون مشاوران املاک می‌گویند که بخش عمده‌ای از آگهی‌دهندگان فاقد هویت مشخص هستند و این بازار مجازی امن و قابل اعتمادی نیست. درحالی که برخی از همین آگهی‌ها توسط فروشندگان بنگاه‌های مشاور املاک درج می‌شود، زیرا گرانی در بازار احتمال حرکت پول به سمت مسکن را بیشتر می‌کند و بنگاه‌های املاک از همین معاملات سود می‌برند. درواقع یک ملک با درج قیمتی نجومی، تمام ملک‌های مشابه در آن منطقه را تحت تأثیر قرار دهد و انتظارات مالکان را برای فروش یا اجاره با نرخ‌های بالا افزایش دهد.

    متقاضیان پس از تماس با آگهی‌دهنده، اغلب متوجه می‌شوند که یا ملک فروش رفته است، یا قیمت آن بسیار بالاتر از نرخ آگهی اعلام می‌شود، تا خریدار ترغیب به خرید شود و در همین زمان ملک جدیدی معرفی می‌شود که در همان محدوده قیمتی است.  همین آگهی‌های جعلی، یک بار روانی سنگین به بازار تحمیل می‌کنند و زمینه را برای افزایش تورم در بخش مسکن فراهم می‌آورند. در نبود نظارت مؤثر، این رفتار برای سوداگران و دلالان بسیار آسان و کم‌هزینه است؛ تنها با چند کلیک و درج یک آگهی می‌توانند بازار را به هم بریزند، بدون اینکه مسئولیت یا جریمه‌ای متوجه آنها شود.

    ‌ پساجنگ هجوم سرمایه‌ها به مسکن

    برخی کارشناسان که پیش‌بینی می‌کردند پس از جنگ و بازگشایی بورس، بخشی از نقدینگی از بازار مسکن خارج شود، شواهد میدانی حاکی از همین موضوع است. هرچند برخی برای بازار گرمی مدعی هستند که بخشی از سرمایه‌ها از بازارهای دیگر (از جمله طلا، ارز و خودرو) به سمت بازار مسکن در حال انتقال است. اما به دلیل اینکه قدرت خرید مردم برای مسکن کافی نیست عملا سرمایه خرد وارد بازار مسکن نمی‌شود. هرچند سررسید قراردادهای اجاره در خرداد و تیرماه که مستأجران را ناگزیر به یافتن خانه جدید می‌کند و دوم، افزایش هزینه‌های ساخت به دلیل جهش قیمت مصالح ساختمانی (به ویژه فولاد و سیمان) و افزایش تعرفه حامل‌های انرژی عملا تورم در بازار مسکن نمایان اس

    هزینه ساخت هر متر مربع مسکن در تهران از حدود ۱۲ تا ۱۵ میلیون تومان در سال ۱۴۰۴ به ۱۸ تا ۲۲ میلیون تومان در بهار ۱۴۰۵ رسیده است که افزایش ۴۰ تا ۵۰ درصدی داشته،  در چنین شرایطی طبیعی است که این افزایش هزینه، به قیمت نهایی واحدهای نوساز نیز منتقل شود و از آنجا که واحدهای نوساز، قیمت‌گذار بازار هستند، سایر مالکان نیز قیمت ملک‌های خود را افزایش می‌دهند. سؤال مهم این است که آیا این افزایش قیمت، واقعی و مبتنی بر مبانی اقتصادی (کاهش عرضه، افزایش هزینه ساخت و تورم) است یا صرفاً هیجانی و ناشی از آگهی‌های جعلی؟ قطعا، ترکیبی از هر دو عامل موثر است، اما سهم عامل دوم آگهی‌های جعلی در ماه‌های اخیر به شدت افزایش یافته است.

     اجاره و  ورم مسکن

    بازار اجاره نیز از تحولات بازار خرید و فروش تأثیر مستقیم می‌پذیرد.  مالک آن واحد به طور طبیعی انتظار دارد اجاره‌بها را نیز متناسب با آن  افزایش دهد. این افزایش اجاره‌بها، بخش بزرگی از حقوق سالانه یک کارمند  را می‌بلعد. در این شرایط، تمدید خودکار قراردادهای اجاره که در سال‌های گذشته به عنوان یک راهکار موقت برای کنترل بازار اجرا شد کارایی خود را از دست داده است. تجربه نشان داده  که این سیاست، نه تنها اجرا نشده، بلکه به اختلاف مالک و مستاجر دامن زده است. در شرایطی که قدرت خرید و توان مالی مردم به شدت کاهش یافته  و دیگر نمی‌توانند حتی در جنوبی‌ترین نقاط تهران (منطقه ۱۸، ۱۹ و ۲۰) مسکن مناسبی پیدا کنند تمدید قرارداد کارساز نیست.

    جریمه سنگین و تفکیک پلتفرم‌ها

    برای خروج از این بحران،  راه‌اندازی سامانه هوشمند ثبت آگهی با احراز هویت می‌تواند موثر باشد. تمام پلتفرم‌های خانه‌یاب (زیر ذره‌بین، دیوار، شیپور و…) باید موظف شوند فقط آگهی‌هایی را منتشر کنند که کد رهگیری از سامانه املاک داشته باشند و هویت مالک یا مستأجر نیز احراز شده باشد. این کار، مشکل آگهی‌های جعلی را تا ۸۰ درصد حل می‌کند. دوم، جریمه سنگین برای آگهی‌دهندگان جعلی قطعا اثر مکمل بر کاهش قیمت سازی جعلی دارد. برای آگهی‌هایی که  وجود خارجی ندارند یا قیمت آنها کاملاً غیرواقعی است، جریمه‌ای معادل ۱۰ تا ۲۰ درصد ارزش ملک در نظر گرفته شود.

    این جریمه می‌تواند از طریق اتصال سامانه‌های آگهی به سامانه بانکی وصول شود. همچنین تفکیک پلتفرم‌های آگهی غیرحرفه‌ای به نفع خریداران می‌شود،  پلتفرم‌هایی که قادر به رعایت ضوابط سامانه هوشمند نیستند، باید به عنوان بازار آزاد فعالیت کنند و مسئولیت صحت اطلاعات آگهی‌ها را بر عهده بگیرند و در صورت بروز شکایت، مجازات شوند. در نهایت سازمان ثبت اسناد و وزارت راه و شهرسازی موظف شوند آمار متوسط قیمت فروش و اجاره در هر محله را به صورت ماهانه منتشر کنند. این کار شفافیت را افزایش می‌دهد و از قیمت‌سازی‌های کاذب جلوگیری می‌کند.

    قیمت‌سازی مجازی 

    بازار مسکن ایران در رکود عمیق تولید و کمبود عرضه گرفتار است، اما آگهی‌های جعلی در سکوهای اینترنتی، آتش این بحران را شعله‌ورتر کرده است، تا زمانی که پلتفرم‌های خانه‌یاب مجاز به انتشار آگهی‌های بدون هویت و بدون وجود فیزیکی ملک باشند، التهابات قیمتی نه تنها فروکش نخواهد کرد، بلکه هر سال تشدید نیز خواهد شد.  اتحادیه املاک هشدار می‌دهد که اگر اقدامی فوری صورت نگیرد، در تابستان ۱۴۰۵ شاهد شوک اجاره بی‌سابقه‌ای خواهیم بود.

  • قراگوزلو آمد، مونسان رفت / موسی اسلامیان می رود یا میماند؟

    قراگوزلو آمد، مونسان رفت / موسی اسلامیان می رود یا میماند؟

    به گزارش اقتصادران، بعد از انتقادات رسانه ها از عملکرد بانک سرمایه سرانجام مونسان که سالها مدیر روابط عمومی بانک سرمایه بود از سمت خود برکنار و جای خود را به علیرضا قراگوزلو داد.

    هرچند که قراگوزلو سوابق رسانه ای خوبی را در کارنامه دارد اما بعید به نظر می رسد با توجه به عملکرد ضعیف موسی اسلامیان کاری از پیش ببرد.

    بانک سرمایه که با معدل و تراز منفی و کفایت سرمایه منفی ۲۹۵ درصدی روبروست در دوران مدیریت ۶ ماهه موسی اسلامیان نیز وضعیت بهتری پیدا نکرد و همچنان با ضرب آهنگ زیرِ نموداری فعالیت می کند و می تواند جزو گزینه های جدی انحلال و ادغام در شبکه بانکی باشد و اگر در دوران فعالیت موسی اسلامیان وضعیت به همین منوال باقی بماند شاید اسلامیان آخرین مدیرعامل بانک سرمایه در زمان حیات این بانک باشد.

    و سؤال مهم اینکه آیا در شرایط فعلی تغییر رویکرد اسلامیان تصمیم مهمتری بود یا تغییر مدیر روابط عمومی؟

  • اینترنت؛ یک قدم تا رفع انسداد

    اینترنت؛ یک قدم تا رفع انسداد

    به گزارش اقتصادران، سرانجام زمینه‌های اتصال به اینترنت بین‌المللی که بسیاری از ایرانیان در انتظار شنیدن آن بودند فراهم شد و همان‌گونه که «اعتماد» طی روزهای گذشته ابعاد و زوایای گوناگون آن را اطلاع‌رسانی کرده بود با مصوبه ستاد ساماندهی فضای مجازی (۹ رای موافق در برابر ۲ رای مخالف) زمینه اتصال ایرانیان به اینترنت بین‌المللی فراهم شد. تنها قدم باقی مانده امضا و تایید رییس‌جمهور و زمینه‌سازی برای رفع این مشکل از طریق شعام است.

    به اعتقاد بسیاری از کارشناسان علوم ارتباطات، انسداد اینترنت نه‌ تنها دسترسی شهروندان به فضای مجازی را محدود کرده، بلکه پیامدهایی جدی برای اقتصاد دیجیتال، پژوهش‌های دانشگاهی و حتی امنیت سایبری کشور ایجاد کرده است. سیداحمد معتمدی، رییس پیشین دانشگاه امیرکبیر، وزیر اسبق ارتباطات و فناوری اطلاعات در ماه‌های پایانی دولت اول سیدمحمد خاتمی و دولت دوم اصلاحات، از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۴ در گفت‌وگو با «اعتماد» نوری به ابعاد پنهان ضرورت استفاده از اینترنت پرسرعت بین‌المللی برای نیل به توسعه انداخته است.

    معتمدی، ضمن تاکید بر ضرورت توجه به ملاحظات امنیتی در شرایط جنگی، ضمن تقدیر از دولت برای رفع این معضل معتقد است: تداوم انسداد اینترنت نه‌ تنها مشکلات را حل نمی‌کند، بلکه به گسترش استفاده از فیلترشکن‌ها، شکل‌گیری بازارهای غیرشفاف و حتی گرایش به اینترنت ماهواره‌ای منجر می‌شود. او همچنین از آشفتگی در نظام تصمیم‌سازی درباره اینترنت سخن می‌گوید؛ وضعیتی که به باور او باعث شده حتی در شرایطی که سران قوا با رفع محدودیت‌ها موافق‌اند، این تصمیم در شوراهای بالادستی به نتیجه نرسد. معتمدی با تاکید بر این نکته که باید نسبت و تناسب معقولی میان دایره مسوولیت‌ها و پاسخگویی فراهم شود، ساختار اجرایی را مسوول تصمیم‌گیری در این خصوص می‌داند.

        ‌حدودا ۹۰ روز است که مردم ایران از داشتن اینترنت بین‌المللی محرومند. این انسداد ارتباطی و محدودسازی فضای مجازی چه خساراتی به کشور می‌زند؟

    در تاریخ سال‌های اخیر هیچ‌وقت تا این اندازه انسداد ارتباطی وجود نداشته است. جدای از بحث تحریم‌ها که مشکلاتی را برای کشور ایجاد کرده، معتقدم بخشی از مشکلات قطعی اینترنت بین‌المللی، حداقل پس از جنگ ۴۰ روزه، خودساخته است. قبل از هر چیز باید به اختیارات شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی فضای مجازی و سایر نهادهایی که باتوجه به شرایط تصمیماتی را اتخاذ می‌کنند، اعتماد داشت. باید توجه داشت که شرایط خاص جنگ هم هنوز تمام نشده است، بنابراین باید قبول کنیم که این شرایط با شرایط عادی فرق دارد. نه‌ تنها در بحث اینترنت، بلکه بحث اقتصادمان هم در زمان جنگ متفاوت می‌شود، کسب‌ و کارمان متفاوت می‌شود و تورم هم در زمان جنگ فرق دارد. جنگ بزرگی که این‌گونه رخ داده، در همه شؤون کشور اثرگذاری داشته است. نباید فراموش کنیم که شرایط عادی قبل از جنگ شاید دیگر وجود ندارد.

    اما در این میان، بحث دیگری هم مطرح است. به نظر می‌رسد که برخی افراد و جریانات اساسا اعتقادی به وجود اینترنت در کشور ندارند. منظور از اینترنت هم اینترنت بین‌المللی است نه اینترنت ملی یا اینترانت و… البته آنها هم در جای خود مهم هستند و باید تقویت شوند، ولی برای من بسیار عجیب است که شورای عالی فضای مجازی اعلام می‌کند به دلیل مسائل امنیتی و فرهنگی و… شبکه‌های اجتماعی و در کل اینترنت بین‌المللی مسدود می‌شود و این روند انسداد را حتی با پایان جنگ و آتش‌بس ادامه می‌دهد.

       ‌شما به عنوان فردی که سال‌ها به عنوان وزیر ارتباطات فعالیت کرده‌اید، فکر می‌کنید انسداد اینترنت به بهبود شاخص‌های امنیتی کمک می‌کند؟

    بارها هم در قالب مصاحبه و حتی گفت‌وگو با دوستان مسوول گفته‌ام این نوع محدودسازی‌ها اساسا کمکی به بهبود امنیت و فرهنگ و اخلاق جامعه نمی‌کند. چرا؟ چون به‌‌راحتی هر فردی در این کشور می‌تواند، چه قبل از جنگ و چه پس از آن، فیلترشکن خریداری کند. حتی یک نوجوان ۱۰ تا ۱۲ ساله هم می‌تواند برای شما فیلترشکن نصب کرده و دراختیارتان بگذارد، بنابراین فیلتر کردن زمانی اثرگذاری دارد که اجرای آن ممکن باشد. وقتی همه فیلترشکن نصب می‌کنند و این بدافزار به‌راحتی دراختیارشان است، این خلاف اهداف شماست؛ چه اهداف امنیتی باشد، چه فرهنگی، چه سیاسی و… افراد در هر سن و سواد و فرهنگی از فیلترشکن استفاده کرده و بر اثر آن به همه فضاها دسترسی دارند. ۸۰ تا ۹۰درصد مردم هم فیلترشکن داشته و دارند. لذا روشن است که این روش جواب نمی‌دهد. نه‌ تنها این نوع انسدادها، فیلترینگ‌ها و محدودیت‌ها در راستای ارتقای امنیت، فرهنگ و اقتصاد نیست، بلکه ضد همه این گزاره‌های ضروری است. در صورتی که اگر ما یک‌سری شبکه‌های اجتماعی را آزاد می‌گذاشتیم، دیگر کسی فیلترشکن نصب نمی‌کرد. حداقل دیگر مسائل فرهنگی یا مسائل سیاسی این‌قدر مشکل‌ساز نمی‌شدند. وقتی شما فیلترشکن می‌گذارید، افراد جامعه به همه فضاها دسترسی پیدا می‌کنند و شبکه‌های نفوذی هم به سیستم‌های شما دسترسی خواهند داشت.

    قبلا هم بارها اشاره کرده‌ام که اینترنت ماهواره‌ای که با هزاران ماهواره لئو در فضا قرار داده شده و ارتباط اینترنتی را برقرار می‌کند، برای ایران یک خطر است. رفته‌رفته برخی ایرانیان که می‌بینند نیازهایشان با اینترنت داخلی برطرف نمی‌شود، رقم بیشتری پرداخت می‌کنند و از ماهواره استارلینگ یا موارد دیگر استفاده می‌کنند. خب، این وضعیت هم ضدامنیت است و به دلیل اشتباه در نظام تصمیم‌سازی‌های کشور ایجاد می‌شود. در یک چنین شرایطی است که حاکمیت هیچ اختیاری روی اینترنت ماهواره‌ای و استارلینک نخواهد داشت. صاحبان این نوع اینترنت‌ها هم اغلب اهداف سیاسی دارند. اینترنت ماهواره‌ای را ارزان می‌کنند تا افکار عمومی ایرانیان را کاملا به دست بگیرند. نباید مردم را عادت داد به یک ابزار و جریانی که خارج از حیطه حاکمیت است. بی‌تردید در این میان برخی دلال‌ها و رانتخواران هم منافع خاص خود را دارند. اینها فیلترشکن می‌فروشند و معلوم نیست چرا نهادهای ناظر جلوی آنها را نمی‌گیرند. پول‌های این جریانات که به خارج کشور واریز نمی‌شود؛ پرداخت‌ها به حساب‌های داخلی است. روشن نیست چرا برخوردهای قانونی با این افراد و گروه‌ها صورت نمی‌گیرد. افراد و گروه‌های خاص، این تصمیم‌های محدودیت‌زا را ممکن است با نیت خوبی هم اتخاذ کنند، ولی در عمل عکسش اتفاق افتاده است. خود من هنوز نفهمیدم اینترنت برای چه باید مسدود باشد.

       ‌اخیرا هم در مصاحبه‌ای اشاره کردید که در نشست‌های تصمیم‌گیری درخصوص اینترنت، روسای قوای سه‌گانه موافق رفع محدودیت از اینترنت هستند، اما برخی طیف‌ها و گروه‌های خاص مخالفت می‌کنند و اجازه نمی‌دهند رای رفع محدودیت و فیلترینگ و… شکل بگیرد. این روند را چگونه   می‌بینید؟

    مدتی قبل، وقتی از برخی افراد مسوول و مطلع پرس‌وجو می‌کردم، می‌گفتند در اکثر جلسات تصمیم‌سازی و سیاست‌گذاری، روسای قوای سه‌گانه موافق برداشتن فیلترینگ و محدودیت‌ها هستند، اما این مساله در جلسات شوراهای بالادستی رای نمی‌آورد. حرف من این است: چطور ممکن است در کشوری، سران قوا با امری موافق باشند و این موضوع رای نیاورد؟ این ایراد به افراد بازنمی‌گردد، بلکه به ایراد اساسی در نظام تصمیم‌سازی‌ها در کشور ما بازمی‌گردد. باید اختیارات با مسوولیت‌ها همخوان باشد. در همه دنیا این یک اصل مدیریتی پذیرفته ‌شده است. نمی‌توان کسانی وظیفه پاسخگویی داشته باشند، اما مسوولیتی هم‌راستا با آن نداشته باشند. قطعا وزیر ارتباطات و سایر وزرای دولت، مانند وزیر علوم، وزیر بهداشت، وزیر فرهنگ و ارشاد و… هم موافق رفع محدودیت‌های اینترنتی هستند. اما برخی دیگر از افراد و نمایندگان که شاید پاسخگوی وضعیت هم نباشند، رای منفی می‌دهند. بعد افکار عمومی، دولت را مقصر وضع موجود می‌داند.

    به نظر من باید یک تجدیدنظر در سیستم تصمیم‌سازی و مدیریتی شکل بگیرد. اساسا مشخص نیست این همه شورا برای چه منظوری فعالیت می‌کنند. اینها باعث لوث شدن حیطه مسوولیت می‌شود. فردا دولت پزشکیان یا هر دولت دیگری، وقتی مخاطب پرسش و مطالبه قرار می‌گیرد، می‌گوید اختیاری نداشته است. یک شورای فضای مجازی داریم، شورای دیگر شورای عالی انقلاب فرهنگی است. همچنین شورای عالی امنیت ملی و شوراهای دیگر هم وجود دارند و هر کدام برای خود قانون‌گذاری، تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری قائلند. هر دولتی که می‌بایست پاسخگو باشد، باید اختیارات متناسب هم داشته باشد. در این میان، برخی نمایندگان مجلس هم حرف خود را می‌زنند که با خواسته‌های مردم و مسوولیت‌های دولت متفاوت است. این همه آشفتگی و به‌هم ‌ریختگی بی‌معناست. نمی‌شود که مجلس یک رای بدهد، فلان شورا یک رای دیگر بدهد و بعد مردم و دولت حرف دیگری بزنند.

       ‌آقای رییس‌جمهور برای اصلاح این آشفتگی در مراکز تصمیم‌سازی درخصوص اینترنت، ستادی را ایجاد کرده و ریاست آن را به آقای عارف سپردند. این ستاد ذیل عنوان «ستاد ساماندهی فضای مجازی» فعالیت می‌کند و در اهدافش اعلام شده که تلاش برای اجماع‌سازی درخصوص مسائل مرتبط با رفع محدودیت اینترنت را دنبال می‌کند. امروز هم خبری منتشر شد که رفع انسداد از اینترنت بین‌المللی در این ستاد مصوب شد. تا چه اندازه این ستاد می‌تواند به اجماع‌سازی در راستای تحقق مطالبات مردم و جلوگیری از تعدد نهادهای تصمیم‌ساز کمک کند؟

    در این کشور این همه کارشناس وجود دارد. در دولت این همه اهل فن و کارشناس وجود دارد. مجلس کارشناس دارد. حتی خود صداوسیما که معمولا گرایش‌های تندی در آن وجود دارد، ولی در رابطه با اینترنت از پایان انسداد دفاع می‌کند. علی‌رغم این نظرات کارشناسی، اما شاهدیم که نظر یک اقلیت درخصوص قطعی اینترنت لحاظ می‌شود. به عنوان یک دانشگاهی به شما می‌گویم در پروژه‌های کارشناسی ارشد و دکترای دانشگاه و تحصیلات تکمیلی، انصافا بدون اینترنت هیچ قدمی نمی‌توان برداشت. همچنین در پروژه‌های تحقیقاتی، اگر اینترنت نباشد، سکوت و خاموشی کامل برقرار است. همین موضوع را می‌توان تسری داد به مسائل اقتصادی و کسب‌ و کار افراد. در دوره‌ای که در دولت اصلاحات نخستین تصمیمات را درخصوص اینترنت اتخاذ کردیم و این مسیر توسعه پیدا کرد، یک شهروند با یک موبایل، بدون دفتر و مغازه، برای خود کسب‌ و کار راه می‌انداخت و ارزش افزوده ایجاد می‌کرد؛ کاسبی‌هایی که به هر حال تجارت بودند و برای کشور مفید. اما هر چه جلوتر آمدیم، شوراهای محدودیت‌آفرین بیشتر شدند. ما که نباید خودزنی کنیم. ایران امروز مشکل اقتصادی دارد، تورم دارد، بیکاری دارد و نیاز به رشد و توسعه، بیش از هر زمانی، احساس می‌شود. ما در جنگ نظامی با ابرقدرت جهانی و منطقه‌ای خوب عمل کردیم؛ حالا باید در بخش‌های ارتباطی و اقتصادی و… هم عملکرد مناسبی از خودمان ثبت کنیم. یک بُعد مهم بهبود شاخص‌های اقتصادی در حوزه مجازی ظهور و بروز دارد. اگر خودمان اینترنت را قطع کنیم، نوعی خودزنی است. البته قطعا، همان‌طور که گفتم، باید ملاحظات امنیتی، نظامی و… هم لحاظ شود. در همه جهان، جنبه‌های امنیتی ارتباطات مورد توجه قرار می‌گیرد. اگر جنگ هم رخ دهد، این حساسیت‌ها بیشتر می‌شود. اما امروز که زبانه‌های جنگ کاهش یافته، می‌توان این محدودیت‌ها را کاهش داد.

       ‌پیشنهاد مشخص شما به عنوان یک استاد ارتباطات در شرایط فعلی چیست؟

    در مجموع معتقدم می‌شود یک راه میانه پیدا کرد تا در عین حال که مسائل امنیتی خاص زمان جنگ رعایت شود، مردم هم از اینترنت بین‌المللی بهره‌مند شده و جنبه‌های مثبت استفاده از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، که به هر حال مرتبط هستند، لحاظ شود. ضمن اینکه رضایت مردم و رشد و توسعه علم و فناوری، که بیش از هر موقع به آن نیاز داریم، هم تحقق پیدا کند. امیدوارم این ستادی که به ریاست دکتر عارف تشکیل شده، بتواند اجماعی ایجاد کند تا بالاخره هم از بُعد امنیتی، ملزومات رعایت شود و هم مردم از جنبه‌های مثبت اینترنت بتوانند استفاده کنند. این تصور که ما بگوییم کشوری هستیم که نمی‌خواهیم تلفن داشته باشیم، نمی‌خواهیم موبایل داشته باشیم، نمی‌خواهیم اینترنت وجود داشته باشد و… شدنی نیست. البته هر ابزاری ممکن است جنبه‌های منفی هم داشته باشد، ولی قطعا جنبه‌های مثبت این فناوری بسیار بیشتر و بالاتر از مشکلات پیرامونی آن است. هفت الی ده سالی است که در دنیا این بحث مطرح شده که هر صنعتی یا هر اقتصادی برای رشد باید در چند حوزه کلیدی قدرتمند باشد و بخش قابل توجهی از این حوزه‌ها به فضای مجازی، اینترنت، اینترنت اشیا، داده‌های بزرگ و فناوری‌های هوش مصنوعی مرتبط است، بنابراین کشوری که به دنبال رشد اقتصادی و صنعتی در آینده است، نمی‌تواند از این زیرساخت‌ها فاصله بگیرد، بنابراین ما که برای ایران فردا به زمینه‌های رشد اقتصادی و صنعتی نیاز داریم، نباید خودزنی کنیم. در عین توجه به مسائل امنیتی، باید زمینه‌های رفع محدودیت و انسداد اینترنت فراهم شود.