وضعیت کارگران و کارگاه‌های تولید در دوران پساجنگ / یک فعال صنفی: دولت فقط تماشاگر نباشد

به گزارش اقتصادران، جنگ، تنها ساختمان‌ها و جاده‌ها را ویران نمی‌کند؛ بلکه روح و امید انسان‌ها را نیز زخمی می‌کند. در دل این ویرانی، کارگران ستون اصلی بازسازی کشورند؛ همان کسانی که با دستان پینه‌بسته و اراده‌ای آهنین، بار دیگر چرخ تولید را به حرکت درمی‌آورند و زندگی را به شهرها و روستاهای سوخته بازمی‌گردانند. دوران پساجنگ، دورانی است که بیش از هر زمان دیگری نیازمند همبستگی، تدبیر و حمایت است؛ هم از سوی دولت و مسوولان، و هم از سوی جامعه. واحدهای تولیدی، اگرچه زیر بمباران ویران شده‌اند، اما می‌توانند دوباره برخیزند؛ به شرطی که دست‌های کارگران در کنار تدبیر و حمایت دولت، جانی دوباره به صنعت و اقتصاد ببخشد.در این مسیر، کارگران تنها نیروی کار نیستند؛ بلکه نماد امید و مقاومت‌اند.

بازسازی واقعی، فقط ساختن دوباره ساختمان‌ها نیست؛ بازسازی اعتماد، امید و کرامت کارگران است و این، نخستین گام برای ساختن آینده‌ای روشن‌تر در سایه تولید و تلاش همگانی است. در واقع اگر مساله معیشت کارگران و نیازهای بخش تولید نادیده گرفته شود نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم وضعیت اقتصادی کشور هم بهبود پیدا کند. در همین جنگ تحمیلی ۱۲ روزه بسیاری از واحدهای تولیدی یا آسیب دیدند یا به واسطه مشکلات پس از جنگ مجبور به تعدیل نیرو، کاهش خدمات یا حتی تعطیلی موقت شده‌اند. از طرف دیگر تعداد قابل توجهی از کارگران نیز به همین دلایل متضرر شده و شغل خود را از دست داده یا به حالت تعلیق درآمده‌اند.  اتفاقی که در هفته های گذشته شاهد بودیم، نه صرفا تجاوز به خاک ایران بلکه تهدیدکننده منافع و منابع ملی است و باید در برابر آن ایستادگی کرد. در چنین شرایطی، انسجام و همدلی بین نیروهای کار، کارفرمایان و دولت می تواند دیواری محکم در برابر تهدیدها ایجاد کند.

در شرایط کنونی کشور، هم افزایی بین فعالان اقتصادی و مدیران دولتی منجر به پایداری بیشتر تولید و خدمات در کشور خواهد شد و این هم افزایی باید تداوم یابد. در شرایط بحرانی مدیران واحدهای تولیدی و خدماتی باید بدانند که ایجاد آرامش در محل کار خود، ادامه فعالیت تولیدی و حمایت از کارگران، نوعی مبارزه ملی است و نباید اجازه دهند که دشمن از هر بهانه ای برای ضربه زدن به کشور استفاده کند.  تمام این اتفاقات در حالی رخ می‌دهد که ما قبل از بروز این جنگ تحمیلی هم شرایط اقتصادی مناسبی نداشتیم. مساله  معیشت کارگران و البته وضعیت  بد تولید‌کنندگان  یکی  از  دغدغه‌های  اصلی کشور به شمار می‌رفت. از سوی دیگر مساله قطعی برق هم خود مزید بر علت بود تا بسیاری از کارگاه‌های تولیدی توان و کارایی خود را  از دست داده مجبور به تعدیل نیرو یا حتی تعطیلی کارگاه  شوند.

دولت نباید فقط تماشاگر باشد

پارسا اوحدی، فعال صنفی و کارشناس بازار کار در این باره به «تعادل» می‌گوید: نگاه من این است که دولت نباید نقش تماشاگر داشته باشد، بلکه باید درعمل پشتیبان جدی واحدهای تولیدی باشد. وظیفه‌ دولت این است که هم زیرساخت‌های لازم را فراهم کند و هم با سیاست‌های حمایتی به تولیدکنندگان امکان بازگشت به چرخه تولید را بدهد. او می‌افزاید: اولین و فوری‌ترین کار، بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده مثل برق، آب، راه و گاز است. بدون اینها حتی اگر سرمایه هم باشد، تولید دوباره راه نمی‌افتد. در مرحله بعد، دولت باید وام‌های کم‌بهره و بلندمدت برای بازسازی ساختمان‌ها، خرید ماشین‌آلات جدید و سرمایه در گردش واحدهای تولیدی فراهم کند؛ چون بیشتر این واحدها از لحاظ نقدینگی در شرایط بسیار بحرانی قرار دارند. این فعال صنفی در پاسخ به این سوال که بخشودگی‌ها و مشوق‌های مالی تا چه اندازه می‌تواند به بهبود شرایط کمک کند، اظهار می‌دارد: این مساله بسیار مهم است. دولت باید برای مدتی معافیت یا تخفیف مالیاتی قائل شود و حق بیمه سهم کارفرما را کاهش بدهد یا ببخشد. همچنین روند پرداخت خسارت از محل بیمه‌ها و صندوق‌های حمایتی باید تسریع شود؛ متأسفانه الان در عمل این فرآیندها طولانی و پر از بروکراسی است. اوحدی همچنین درباره انتظاری که از دولت در بازار فروش دارد می‌گوید: انتظار داریم که دولت با خرید تضمینی یا قراردادهای بلندمدت دولتی به این واحدها کمک کند تا دوباره به بازار برگردند. همچنین ایجاد نمایشگاه‌ها و بازارچه‌های محلی و کشوری برای عرضه محصولات واحدهای مناطق جنگ‌زده بسیار می‌تواند کمک کند.

دولت باید از کارگران بیکار شده  حمایت معیشتی کند

این کارشناس بازارکار در بخش دیگری از سخنان خود به مساله آموزش کارگران اشاره کرده و اظهار می‌دارد: در دوران پساجنگ فرصت مناسبی است تا دولت دوره‌های آموزشی برای ارتقای مهارت کارگران و مدیران برگزار کند. در خیلی از موارد تکنولوژی و ماشین‌آلات جدید نیاز به دانش و مهارت جدید دارد. خدمات مشاوره فنی و مالی هم برای طراحی دوباره خطوط تولید و مدیریت منابع بسیار موثر است. او می‌افزاید: برگزاری این دوره‌ها ضمن اینکه می‌تواند بخش تولید را در کشور ارتقا ببخشید تا حد زیادی می‌تواند باعث ایجاد انگیزه در بین کارگران برای بهتر کار کردن باشد.  پارسا اوحدی در مورد وظیفه دولت در قبال کارگران بیکار شده هم می‌گوید: دولت موظف است برای کارگرانی که به خاطر جنگ بیکار شده‌اند، بیمه بیکاری و حمایت معیشتی در نظر بگیرد. همچنین با مشوق‌های مالی و بیمه‌ای، کارفرمایان را ترغیب کند همان کارگران سابق را دوباره به کار بگیرند؛ این کار هم به کارگران کمک می‌کند و هم به حفظ تجربه کاری در واحد تولیدی. این فعال صنفی در پایان اظهار می‌دارد: خلاصه بگویم؛ دولت نباید فقط شعار بدهد. بازسازی واقعی به معنی ایجاد شرایط عادلانه و عملی برای بازگشت تولید به چرخه اقتصاد است. چون واحدهای تولیدی ستون اقتصاد ملی هستند؛ اگر اینها روی پا بایستند، اشتغال، درآمد و حتی امید به زندگی در مناطق جنگ‌زده هم برمی‌گردد. نباید فراموش کنیم که جنگ‌ها همواره آثار ویرانگر و عمیقی بر پیکره اقتصادی و اجتماعی کشورها برجای می‌گذارند. در این میان، کارگران که ستون فقرات هر اقتصاد تولیدمحور هستند، بیش از دیگران متحمل آسیب می‌شوند؛ از دست دادن شغل، نابودی زیرساخت‌ها، مهاجرت اجباری و آسیب‌های روانی بخشی از مشکلاتی است که متوجه آنان می‌شود. بنابراین، در دوره بازسازی و پسا جنگ، نقش دولت در حمایت از این قشر بسیار حیاتی است و می‌تواند مسیر بازگشت کشور به توسعه پایدار را هموار کند.

راهکارهای عملی برای بهبود کارگران  در دوران پساجنگ

۱. حمایت‌های اقتصادی و معیشتی
یکی از فوری‌ترین نیازهای کارگران در دوران پساجنگ، تأمین معیشت است. دولت می‌تواند با اقدامات زیر به تثبیت زندگی کارگران کمک کند: پرداخت کمک‌های نقدی و غیرنقدی به کارگران بیکار شده یا آسیب‌دیده از جنگ. پرداخت بیمه بیکاری ویژه و طولانی‌مدت برای کارگرانی که شغل خود را از دست داده‌اند. ارایه وام‌های کم‌بهره و تسهیلات برای راه‌اندازی کسب‌وکارهای خرد و خانوادگی به‌ویژه در مناطق آسیب‌دیده. این حمایت‌ها از یک‌سو فشار معیشتی کارگران را کاهش می‌دهد و از سوی دیگر، از گسترش فقر و مهاجرت اجباری جلوگیری می‌کند.

۲. بازسازی زیرساخت‌ها و ایجاد اشتغال
بازسازی واحدهای تولیدی، کارگاه‌ها و کارخانه‌هایی که در جریان جنگ تخریب شده‌اند، یکی از راه‌های کلیدی برای ایجاد دوباره فرصت‌های شغلی است. دولت باید با سرمایه‌گذاری مستقیم یا جذب سرمایه‌گذار داخلی و خارجی، این واحدها را بازسازی کند. پروژه‌های عمرانی بزرگ (مانند ساخت جاده، پل، مسکن و تأسیسات عمومی) را به راه بیندازد که ظرفیت جذب تعداد زیادی کارگر را دارد. برنامه‌های «کار در ازای حقوق» را برای بازگرداندن کارگران به چرخه تولید اجرا کند. چنین اقداماتی علاوه‌بر اشتغالزایی، انگیزه و امید به آینده را در دل کارگران  زنده نگه  می‌دارد.

۳. آموزش و بازآموزی مهارت‌ها
جنگ معمولا باعث تغییر در ساختار اقتصاد کشور می‌شود. برخی مشاغل از بین می‌روند و مهارت‌های جدیدی لازم می‌شود. بنابراین، دولت باید: دوره‌های بازآموزی و مهارت‌آموزی متناسب با نیازهای جدید بازار کار برگزار کند. آموزش‌های حرفه‌ای کوتاه‌مدت در زمینه فناوری، تعمیرات، خدمات شهری و صنایع کوچک توسعه بدهد. به‌طور ویژه برای جوانان و زنان کارگاه‌های آموزشی برگزار کند تا سهم بیشتری در بازسازی کشور داشته باشند.

کارگران پس از جنگ اغلب با آسیب‌های روانی و اجتماعی جدی مواجه‌اند. برای کاهش این آسیب‌ها لازم است: مراکز مشاوره و روان‌درمانی رایگان یا با هزینه کم برای کارگران و خانواده‌هایشان ایجاد شود. برنامه‌های اجتماعی برای بازگرداندن روحیه همکاری، امید و نشاط به جامعه کارگری طراحی شود. اقدامات حمایتی برای پیشگیری از تبعیض و خشونت علیه اقشار آسیب‌پذیر کارگری (مانند کارگران زن، مهاجر یا دارای معلولیت) انجام شود.

۵. حمایت قانونی و تقویت حقوق کارگران
بازبینی قوانین کار و ارتقای استانداردهای حمایتی می‌تواند نقش موثری داشته باشد: تسهیل شرایط بازگشت کارگران به شغل سابق یا جایگزین کردن شغل جدید. وضع مقررات برای حفظ امنیت شغلی و پرداخت به‌موقع دستمزدها.تشویق کارفرمایان برای جذب کارگران مناطق جنگ‌زده از طریق معافیت‌های مالیاتی و بیمه‌ای.

۶. توجه ویژه به اقشار خاص کارگری
برخی از گروه‌ها در دوران پساجنگ آسیب‌پذیرترند و به حمایت مضاعف نیاز دارند، از جمله: کارگران زن که ممکن است مسوولیت تأمین معیشت خانواده را برعهده بگیرند. کارگران معلول یا مجروح جنگی که برای ادامه فعالیت نیازمند شرایط و تجهیزات ویژه هستند. کارگران مهاجر داخلی که به دلیل جابه‌جایی اجباری، خانه و شغل خود را از دست داده‌اند.

نتیجه‌گیری

دوران پسا جنگ، فرصتی است برای بازسازی نه فقط بناها و زیرساخت‌ها، بلکه برای بازسازی اعتماد اجتماعی و تقویت پایه‌های اقتصاد ملی. در این مسیر، دولت با طراحی و اجرای سیاست‌های جامع حمایتی می‌تواند کارگران را که نیروی محرکه تولید هستند، دوباره به میدان کار و زندگی بازگرداند. چنین حمایتی نه‌تنها التیامی بر زخم‌های جنگ خواهد بود، بلکه آینده‌ای باثبات‌تر و شکوفاتر برای کشور رقم خواهد زد.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *