به گزارش اقتصادران، عباس عبدی در روزنامه اعتماد نوشت:
«به سر مناره اشتر رود و فغان برآرد/ که نهان شدستم اینجا مکنیدم آشکارا…» حالا حکایت ماست؛ در حالی که با تمام وجود میترسیم و جرأت تصمیمگیری نداریم، ولی به جای اقرار به این ترس و اظهار واقعیت، میکوشیم که آن را توجیه کنیم و لباس منطقی بر آن بپوشانیم.
رییس مجلس در مواضع متعدد لااقل در ۵ سال اخیر درباره اصلاح ناترازی انرژی بر دو نکته همیشه تأکید کرده است: «هر گونه اصلاح الگوی مصرف و رفع ناترازی انرژی نباید با شوکدرمانی و تصمیماتی مشابه سال ۹۸ همراه باشد. در هر گونه اصلاحات یارانههای حوزه انرژی و رفع ناترازی این بخش حتما باید خانوادهها به صورت شفاف و عینی منافع اقتصادی مشخص داشته باشند.»
کاری هم ندارم که محتوای متن اصلاحی از دقت کافی برخوردار نیست و معلوم نیست که آخرش چه میخواهد گفته شود. ولی سرعت پاسخگویی رییس مجلس و نیز اعتراض یک روزنامه اصولگرا به این سخنان حکایت از حساسیت زیاد آنان دانست.
گرانی بنزین، بهویژه در شرایط کنونی که زیرساختهای حملونقل عمومی، تولید خودروهای کممصرف و فرهنگسازی مصرف بهینه همچنان مغفول مانده است، نهتنها گرهی از مشکلات باز نمیکند، بلکه میتواند آتش نارضایتیها را شعلهور سازد.
تجربههای تلخ گذشته درسهایی برای امروز ما دارند. فراموش نکردهایم که افزایش ناگهانی قیمت بنزین در سال ۱۳۹۸ چه تبعاتی داشت. حالا که هنوز زخمهای آن روزها تازه است، چرا باید دوباره همان مسیر اشتباه را رفت؟»
آن اصلاحیه خیلی سریع و این انتقاد درون جناحی نشان از ترس عمیق ولی انکارشدهای دارد. ۶ سال است که قیمت بنزین ثابت است در حالی که در این مدت شاخص قیمتها حدود ۸ برابر افزایش یافته و جالب است که مطابق سخنان آقای قالیباف برای حفظ قیمت موجود سالانه ۵ تا ۶ میلیارد دلار بیزبان را صرف واردات بنزین میکنند تا آن را به صورت رایگان به مردم بدهند، در حالی که رییس جمهور هم در بندرعباس از بیپولی گفت که: «سر یک میلیارد دلار داریم چانه میزنیم.» خب این وضعیت را چگونه میتوان تحلیل کرد؟
یک راه آن چیزی است که روزنامه اصولگرا نوشته است در شرایط کنونی باید در عمل منتظر بمانیم بلکه اوضاع درست شود که البته درست نمیشود. در واقع گویا به صورت مستمر در شرایطی هستیم که قادر به اتخاذ تصمیم علمی و موثر نیستیم. این حالت نه فقط برای بنزین و انرژی، بلکه برای اغلب امور دیگر نیز صادق است.
بنزین و گاز و گازوییل و برق را آزاد کنید و دخالتی در آن نکنید. حداقل پرداختی به یک شهروند ایرانی، خیلی زیاد خواهد شد و به مرور مشکلات تولید خودروهای بنجل، اتلاف انرژی و مصارف بالا، قاچاق و فساد و… هم نخواهید داشت. چرا این کار را نمیکنید و به جای آن این همه خسارت به کشور و مردم و اقتصاد وارد میکنید؟
اینجا است که عواملی فراتر از ترس هم دیده میشود و آن جهل، نفع، فساد و رانت است. اگر همین امروز تصمیم بگیرید کل سوخت و انرژی را به مردم بدهید و قیمت آن آزاد باشد و مابهالتفاوت آن نصیب مردم شودهمه سود میکنند و مهمتر از مردم و دولت، اقتصاد بهرهمند میشود. اگر این کار را همان سال ۱۳۹۸ یا پیش از آن انجام داده بودید، امروز مشکل چندانی در حوزه انرژی و حتی بودجه نداشتید، مشکلی هم برای پرداخت یارانه به مردم نداشتید. ترکیب ترس، ناآگاهی، رانتجویی، موجب این وضعیت شده است. انکار ترس نیز چارهساز نیست.

دیدگاهتان را بنویسید