برچسب: وزارت کار

  • برنامه های وزیر کار پیشنهادی پزشکیان اعلام شد

    برنامه های وزیر کار پیشنهادی پزشکیان اعلام شد

    به گزارش اکونگار، احمد میدری، سال‌هاست در حوزه روابط کار، فقر عمومی و رفاه و تامین اجتماعی فعالیت‌های پژوهشی و مدیریتی داشت، او در سال ۱۳۹۲ از سوی علی ربیعی به عنوان معاون وزیر رفاه در دولت حضور داشت.

    میدری که در دوران انتخابات به عنوان مشاور مسعود پزشکیان را همراهی می‌کرد، حالا به عنوان وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به مجلس معرفی شده است.

    مهمترین و اصلی‌ترین مسایل حوزه روابط کار از نگاه وزیر پیشنهادی کار دولت چهاردهم عبارتند از: ضعف‌ در تعیین حداقل دستمزد متناسب با معیشت در چارچوب قانون کار و با رویکرد سه جانبه‌گرایی، سهم بالای اشتغال غیر رسمی در اقتصاد کشور و فراگیری قراردادهای غیر رسمی و عدم استفاده بهینه از طرفیت تشکل‌های کارگری و کارفرمایی.

    بررسی مسایل اصلی نشان می‌دهد که غفلت از آنها مسایلی از قبیل؛

    ۱-پایین بودن نرخ بهره‌وری نیروی کار و عدم وجود برنامه مشخص برای ارتقاء فرهنگ کار،

    ۲-عدم استفاده کافی از ظرفیت تشکل‌های کارگری و کارفرمایی در سیاست‌گذاری

    ۳-عدم تناسب نرخ مزد از نرخ تورم و کاهش قدرت خرید رفاه کارگران

    ۴-عدم توجه به پرداخت مزد براساس نوغ شغل، ویژگی مشاغل، کارآیی و عملکرد با عنایت به اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل

    ۵-عدم توجه  به پایین بودن سهم دستمزد کارگر به عنوان اصلی‌ترین عامل تولید و قیمت نهایی محصول و شراکت در سود تولید

    ۶-مشخص نبودن سهم کارگر در بسته‌های حمایتی دولت، یارانه، مسکن، درمان و …

    از آنجایی که میدری سابقه طولانی و تخصصی در بررسی مسایل و چالش‌های حوزه روابط کار دارد، برای مسایل فعلی و بحرانی که بازار کار را در بر گرفته راهبردهایی را پیشنهاد کرده که عبارتند از؛

    ۱-اصلاح ساختار بازار کار در قالب ارتباط بهره‌وری و مزد

    ۲-منطقی نمودن سهم هزینه‌ نیروی کار در قیمت تمام شده

    ۳-توسعه تشکل‌های کارگری و کارفرمایی

    ۴-گسترش سه جانبه‌گرایی در حوزه روابط کار

    ۵-نظارت بر حسن اجرای قانون کار

  • انجمن صنفی کارگران ساختمانی از فعالیت منع شد؟

    انجمن صنفی کارگران ساختمانی از فعالیت منع شد؟

    به گزارش اقتصادران، علی حسین رعیتی فرد (معاون روابط کار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی) به توضیحاتی درباره مشکلات حوزه نظارتی روابط کار در این معاونت و اعتقاد به سه جانبه‌گرایی پاسخ داد.

    معاون وزیر کار تصریح کرد: نکته قابل توجه در این زمینه این است که ما سازوکار نظارتی بر هیات‌ها و ادارات کار را تهیه کردیم. آیین نامه‌ای در حوزه نظارت بر هیات‌ها را نیز تاکنون تدوین کردیم. اتفاقا سالانه بیش از هزار پرونده حل اختلاف و تشخیص را به صورت تصادفی مورد بررسی کارشناسان ما در ستاد وزارتخانه قرار می‌گیرد. کارشناسان اگر به مورد مشکوک به تخلفی بر بخورند، با هیات مربوطه و فرد خاطی درون هیات برخورد لازم را به عمل می‌آورند.

    رعیتی فرد تاکید کرد: ما در وزارت کار و در هیات رسیدگی به تخلفات اداری کارکنان در وزارت کار هیاتی را به نام هیات شماره ۳ راه اندازی کردیم که اگر احیانا در هیات‌های تشخیص و حل اختلاف تخلفی صورت بگیرد، باوجود استقلال این مراجع مذکور، این هیات شماره ۳ حق قانونی دارد که با همکاران متخلف درون هیات‌های تشخیص و حل اختلاف برخورد قانونی کند.

    این مقام وزارت تعاون تاکید کرد: تصمیم‌گیری در هیات‌های رسیدگی کننده ما به صورت سه جانبه است و نماینده دولت نیز در کنار نماینده کارگری و کارفرمایی حضور دارد. اگر کارفرما یا کارگری بخواهد با کارشناسی تبانی کند، این شانس به دلیل وجود دیگر نمایندگان نیز وجود دارد که فوراً چنین تخلفی کشف شود. افراد در صورت مشاهده چنین شائبه‌هایی از تخلف می‌توانند به مراجع بالاتر گزارش کنند و ما نیز در معاونت روابط کار وزارت تعاون حتما در این رابطه پاسخگو هستیم. امیدواریم با سازوکاری که طراحی کردیم همانطور که در سال‌های اخیر دیدیم، چنین مواردی که شبهه و شائبه‌ای را در میان ارباب رجوع ایجاد می‌کند، کاهش بیشتری یابد.

    وی اضافه کرد: برخلاف برخی تبلیغات در این دولت اعتقاد واقعی به اصل سه جانبه‌گرایی وجود داشت و ما از کلیه ظرفیت‌ها و مشاوره‌هایی که می‌توانستیم از نمایندگان کارگری و کارفرمایی کشور استفاده کنیم، بهره لازم را برده‌ایم.

    معاون روابط کار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ادامه داد: ابزارها و سامانه‌های الکترونیکی که دادخواست‌ها و دادرسی در حوزه روابط کار در آن سامانه‌ها قرار است انجام شود، دسترسی ما را بسیار سخت کرده است. وقتی همه پرونده‌ها الکترونیک شده است، دیگر تمام روندها برای کارشناسان ما قابل مطالعه و بررسی است و امکان فرار افراد خاطی از برخورد اداری و قانونی بسیار دشوارتر خواهد بود.

    رعیتی فرد در پاسخ به سوالات دیگری درباره تشکل‌های کارگری و حقوق آن‌ها و کنوانسیون‌هایی که در این حوزه ایران به آن پیوسته است، گفت: ما بیشترین تلاش را برای میدان دادن به تشکل‌های کارگری انجام دادیم. پیوستن به کنوانسیون‌های سازمان جهانی کار مراحلی دارد که تا حدی طولانی است. ابتدا باید وزارت کار اقدامات کارشناسی مربوطه را انجام دهد. بعد از تایید دولت به مجلس رود و بعد از اینکه کنوانسیون مربوطه در مجلس تایید شد، دوباره در دولت تصویب شود.

    وی افزود: تصویب کنوانسیون ۱۵۵ درباره بهداشت حرفه‌ای و ایمنی حدود سه سال طول کشید. اکنون نیز تازه آیین‌نامه‌های آن در دولت مصوب شده است. ما اکنون کنوانسیون‌هایی را در حوزه تشکل‌ها در دست اجرا داریم و اقدامات لازم برای پیوستن به آن‌ها از هم اکنون درحال انجام است. یکی کنوانسیون ۱۸۱ درباره بازرسی کار و استفاده از تشکل‌ها در این حوزه و همچنین کنوانسیون ۹۸ سازمان جهانی کار درباره سه جانبه‌گرایی میان تشکل‌ها است، که اخیرا در حین انجام کارهای کارشناسی آن‌ها هستیم و انشالله به مجلس جدید ارسال خواهند شد.

    معاون روابط کار و جبران خدمت وزارت کار دولت سیزدهم در پایان در پاسخ به سوالی پیرامون مشکل‌ عدم فعالیت یکی از تشکل‌های بزرگ کشور (انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی کشور) اظهار کرد: انجمن صنفی کارگران ساختمانی دارای منع فعالیت نیستند اما این کانون انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی است که دچار مشکل حقوقی شده و مشکل این است که از نظر قانونی انتخابات آن‌ها دارای مشکل است که باید این مورد نیز حل شود.

  • ظلم بی سابقه به طبقه کارگر با خط زدن «حق سنوات کارگران» / پول درشت مالِ «آن دیگران» است!

    ظلم بی سابقه به طبقه کارگر با خط زدن «حق سنوات کارگران» / پول درشت مالِ «آن دیگران» است!

    به گزارش اقتصادران، با اوج‌گیریِ سیاست‌های تعدیلی و انقباضی، محرومیت طبقه‌ی کارگر از حقوق قانونی سال به سال عمیق‌تر و بحرانی‌تر می‌شود؛ دستمزد یک‌سوم خط فقر است، امنیت شغلی نیست و ادامه کار کارگر فقط به تار مویی بند است، اضافه‌کاری و جمعه‌کاری و مزایای مزدی پرداخت نمی‌شود و حالا رای اخیرِ هیات عمومی دیوان عدالت اداری، رسماً و قانوناً «حق سنوات کارگران» را به نزدیک صفر کاهش داده است.

    «در دادنامه شماره ۳۳۲۸- ۲۹/۱۱/۱۳۹۸ هیات عمومی دیوان عدالت اداری، جمله «….که همه عناوین مقرر در مواد ۳۴ و ۳۵ قانون یاد شده را دربرمی‌گیرد»، مبتنی بر سهو قلم بوده و برهمین اساس، مستند به حکم مقرر در تبصره ماده ۹۷ و ماده ۱۲۲ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ و ماده ۳۰۹ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب سال ۱۳۷۹، جمله مذکور از متن دادنامه شماره ۳۳۲۸ – ۲۹/۱۱/۱۳۹۸ هیات عمومی دیوان عدالت اداری حذف می‌شود». بحث بر سر همین چند جمله ساده است که «حق‌السعی» یعنی همه دریافتی قانونی کارگران را از مبنای محاسبه سنوات پایان کار خط زده است.

    همه عناوین مقرر در مواد ۳۴ قانون کار، شاملِ « کلیه دریافتهای قانونی‌ست که کارگر به اعتبار قرارداد کار اعم از مزد یا حقوق کمک عائله‌مندی، هزینه مسکن، خواربار، ایاب و ذهاب، مزایای‌غیر نقدی، پاداش افزایش تولید، سود سالانه و نظایر آنها دریافت می‌نماید» و همچنین در ماده ۳۵ قانون کار آمده است «مزد عبارت است از وجوه نقدی یا غیر نقدی و با مجموع آنها که در مقابل انجام کار به کارگر پرداخت می‌شود».

    در دادنامه ۳۳۲۸ هیات عمومی دیوان عدالت اداری که در سال ۱۳۹۸ صادر شد، همه این موارد مبنای محاسبه سنوات کارگران قرار گرفته بود اما در اصلاحیه سال گذشته به شکایت اتاق بازرگانی، اینها همه از سنوات حذف شدند و مبنای محاسبه‌ی سنوات پایان کار کارگران محدود شد به مزد مبنا یا همان حقوقِ پایه.

    در ماده ۲۴ قانون کار تکلیف شده «در صورت خاتمه قرارداد کار، کار معین یا مدت موقت، کارفرما مکلف است به کارگری که مطابق قرارداد، یک سال یا بیشتر، به کار اشتغال‌داشته است برای هر سال سابقه، اعم از متوالی یا متناوب بر اساس آخرین حقوق مبلغی معادل یک ماه حقوق به عنوان مزایای پایان کار به وی پرداخت‌ نماید». ماجرا بر سر تعریف «حقوق» در این بند قانونی‌ست که قضات هیات عمومی دیوان عدالت، خلاف عرف و معنای جاافتاده آن را فقط دستمزد پایه‌ی کارگر منهای مزایای مزدی دانسته‌اند!

    به این ترتیب، سنوات پایان کار کارگران که در واقعیت بسیار ناچیز و در حد چند ده میلیون تومان بود بازهم کاهش یافته است، به عبارتی حتی اگر کارفرما به تکلیف عمل کند، مبلغی که پایان کار به کارگر می‌پردازد، بسیار کم و در حد هیچ است.

    و جالب اینجاست که در گیرودارِ اصلاحات مکررِ دادنامه ۳۳۲۸ براساس خواسته‌ها و منویاتِ اتاق بازرگانی، در اردیبهشت ماه سال جاری، دیوان عدالت اداری یک رای جدید برای مشمولان قانون مدیریت خدمات کشوری یا همان بیمه‌شدگان صندوق کشوری صادر می‌کند که براساس آن تمام مزایای رفاهی و انگیزشی در محاسبه‌ی پاداش پایان خدمت بازنشستگان این صندوق لحاظ می‌شود.

    احسان سهرابی، فعال کارگری، این سیاست یک بام و دو هوا در مورد پاداش پایان خدمت را محصولِ روندِ پابرجای اشتراک منافع می‌داند و می‌گوید: کارمندان قوه قضاییه، نمایندگان مجلس و سایر مسئولان، همه بیمه شده‌ی صندوق کشوری هستند و با صدور چنین آرایی عملاً پاداش پایان خدمت خودشان را افزایش می‌دهند، پاداشی که پیش از این نیز برای این گروه از کارمندانِ یقه سفید و رده بالا، حداقل چند صد میلیون تومان بود اما نوبت به کارگران که می‌رسد، رضایت اتاق بازرگانی و سرمایه‌داران شرط اصلی‌ست! سرمایه‌داران هم این سال‌ها تیغ تیز تعدیل را برداشته‌اند و با همکاری فرادستان مکرر بر تن نحیف کارگران می‌کشند….

    او ضمن انتقاد از اصلاحیه‌های ضد کارگری در دادنامه ۳۳۲۸ می‌گوید: چرا مزایای رفاهی و انگیزشی در سنوات پایان کار کارگران محاسبه نمی‌شود؟ آیا این عدالت است که کارگر زمان بازنشستگی از همان چند ده میلیون تومان سنوات هم محروم باشد. چرا اینهمه مناقشه بر سر این موضوع درست کرده‌اند؟ همین الان خیلی از کارفرماها حق سنوات را ماهانه پرداخت می‌کنند یا در نهایت، آخر سال با کارگر تسویه می‌کنند؛ بنابراین در بیشتر کارگاه‌ها عملاً وقتی کارگر بعد از ۲۰ یا ۳۰ سال کارش خاتمه می‌یابد، زمان بازنشستگی سنوات ندارد. حال آنکه همان مبلغ بسیار ناچیز هم با اصلاحیات دادنامه ۳۳۲۸ از بین رفته است.

    به گفته سهرابی، دادنامه ۳۳۲۸ حق السعی را مبنای محاسبه سنوات قرار داده بود اما متاسفانه با اعتراض اتاق بازرگانی و کارفرمایان که صدای رسایی دارند و همیشه پاسخ می‌گیرند! حق السعی را اشتباه سهوی و قلمی دانستند و از متن دادنامه خط زدند، در واقع بازهم به میل کارفرمایان سودجو عمل کردند و تصمیمی جدید بر ضد منافع جمعی کارگران از آستین‌شان بیرون آمد!

    بازهم «تعدیل» به عمق محرومیت طبقه‌ی کارگر افزوده است؛ کارگری که سی سال با رنج بسیار زحمت می‌کشد و جان می‌کند، کارگری که با حقوق‌های زیر خط فقر مطلق می‌سازد و دم برنمی‌آورد، پاداش پایان خدمت هم ندارد، در زمان بازنشستگی، یک پول خرد در حد یکی دو ماه اجاره خانه کف دستش می‌گذارند و خداحافظ می‌گویند؛ پول درشت مالِ «آن دیگران» است….

  • «ترمیم مزد کارگران» قربانی بی تفاوتی وزیر کار؟

    «ترمیم مزد کارگران» قربانی بی تفاوتی وزیر کار؟

    به گزارش اقتصادران، «از ابتدای امسال نشست شورایعالی کار برگزار نشده است»؛ محسن باقری، عضو کارگری شورایعالی کار، با انتقاد از بی‌توجهی طولانی وزارت کار به خبرنگار ایلنا گفت: در فروردین، اردیبهشت و خرداد، شورایعالی کار برگزار نشده است، در حالیکه براساس قانون باید حداقل ماهی یکبار نشست سه‌جانبه برگزار شود؛ ضمن اینکه ما بارها درخواست کردیم نشست‌هایی برای ترمیم و اصلاح دستمزد ترتیب دهند.

    باقری با بیان اینکه علیرغم مطالبه‌گری، پاسخی نگرفته‌ایم؛ اضافه می‌کند: هیچ دعوت‌نامه‌ای به دست اعضای کارگری شورایعالی کار نرسیده است؛ گویا وزیر کار و معاون روابط کار ایشان، اهتمامی برای عمل به قانون ندارند و برای سه‌جانبه‌گرایی ارزش قایل نیستند.

    به گفته وی، اعضای کارگری شورایعالی کار همچنان آماده مذاکره برای ترمیم دستمزد سال جاری هستند منتها وزارت کار موضوع را جدی نمی‌گیرد.

    باقری افزود: دستمزد سال جاری که بدون امضای نمایندگان کارگری تصویب و ابلاغ شده باید ترمیم شود؛ ما انتظار داشتیم پیش از اینها به سر میز مذاکره بازگردند اما حتی جلسات عادی و قانونی شورایعالی کار در سال جدید برگزار نشده است؛ پرسش اینجاست که این بی‌قانونی تا کجا قرار است ادامه یابد؟

  • تاخت و تاز چهارنعل دولت و وزارت کار بر تن طبقه کارگر / ثروتمندان نمی‌دانند «کارگر بودن» در شهر دوقطبی یعنی چه!

    تاخت و تاز چهارنعل دولت و وزارت کار بر تن طبقه کارگر / ثروتمندان نمی‌دانند «کارگر بودن» در شهر دوقطبی یعنی چه!

    به گزارش اقتصادران، «خانه نداریم، فعلاً با برادرم در یک ۴۰ متریِ قدیمی دور و برِ اسلامشهر زندگی می‌کنیم، ۷ نفر در ۴۰ متر…..». او را در مسیر رفت و برگشت در محدوده‌های غرب تهران هر روز می‌بینم، یک کارگر پاکبان شهرداری که حداقل‌بگیر است و درآمد کم و بیماری فرزندش، امانش را بریده…. حیدر ماه‌هاست که دیگر توان پرداخت اجاره خانه ندارد و برادرش لطف کرده خانه کوچکِ اجاره‌ای‌اش را با او شریک شده. به قول خودش «همه با هم در یک بیغوله به سر می‌بریم…..».

    بیغوله‌ای در حوالی تهران، شهری که دست‌کم یک میلیون خانواده در آن از صبح تا شب با شرافت تمام زحمت می‌کشند و با پول کارگری نمی‌توانند سرپناه فراهم کنند؛ شهری که در آن چند صد هزار نفر از راه زباله‌گردی، زندگی خود را می‌گذرانند و هر شب سر بر خشت سرد و نیمکت پارک می‌گذارند؛ اینها همه در همین تهران زندگی می‌کنند، شهری که در آن، لامبورگینی ۲۵ میلیارد تومانی یا آپارتمان ۹۰۰ میلیارد تومانی به سادگی آب خوردن معامله می‌شود…..

    تهران انگار یک شهر نیست، چند شهر است، با چند فضای کاملاً منفک و مجزا که هیچ همپوشانی‌ای با هم ندارند؛ در همان شهری که حیدر نمی‌تواند یک سقف در حاشیه‌ها بالای سر فرزندانش داشته باشد، آپارتمان‌های ۹۰۰ میلیارد تومانی در زعفرانیه و فرشته معامله می‌شوند و خریداران و معامله‌گرانِ آن‌ها که مشخص نیست واقعاً یک روز در عمرشان «کار» کرده باشند، اصلاً نمی‌دانند که امثال حیدر، هرچه «کار» می‌کنند بازهم زورشان به نان خالی و خانه‌ای ۳۰ متری نمی‌رسد، نمی‌دانند که کارگران چطور با ماهی ۱۱ میلیون تومان حقوق زندگی می‌کنند یا به عبارت درست‌تر زنده می‌مانند که سالش می‌شود ۱۳۲ میلیون تومان و اگر خودشان و فرزندان و نوه‌هایشان تمام عمر جان بکنند بازهم یک اتاق از آن آپارتمان‌های لاکچری نصیب‌شان نمی‌شود!

     محمدحسین روانبخش، جامعه‌شناس، چند نمای نزدیک از این شهر قطبی‌شده را رو کرده است: « کنسرو خوراک گوشت آبدار مخصوص سگ‌های بالغ،۸۵۰ هزار تومان؛ کنسرو مخصوص سگ با طعم مرغ و بوقلمون،۶۸۰ هزار تومان؛ خوراک ویژه‌ی پروبیوتیک به همراه حشرات خشک شده مخصوص همستر، ۵۲۰ هزار تومان؛ یونجه‌ی معطر، تهیه شده در کوه‌های آلپ، کاملاً طبیعی مخصوص جوندگان خانگی، ۴۰۰ هزار تومان، قلاده چرم طبیعی در سه سایز، ۸۰۰ هزار تومان و….. اینها قیمت برخی از محصولات موجود در یک فروشگاه حیوانات خانگی زنجیره‌ای (پت شاپ) در خیابان فرشته تهران است! به گونه‌ای که پول چند وعده خوراک یک سگ خانگی در یک شهر، تمام درآمد ماهانه‌ی دست کم یک میلیون خانوار چهار نفره در همان شهر است….»

    این نماهای نزدیک از شهر، چیزی جز «بی‌عدالتی» را به نمایش نمی‌گذارند؛ غذای پِتِ پولدارها بیشتر از دستمزد ماهانه‌ی دست‌کم یک میلیون نفر در تهران است؛ از این یک میلیون نفر، «خوش‌بخت‌ترین‌ها» آن‌هایی هستند که کارگر رسمی و بیمه شده به حساب می‌آیند و در بهترین حالت، تمام مزایای مزدی را می‌گیرند و حقوق‌ ماهانه‌شان حدود ۱۱ یا ۱۲ میلیون تومان است! این یک میلیون نفر در سخت‌ترین شرایط ممکن به سرمی‌برند اما مجبورند نیروی کار خود را به ارزان‌ترین قیمت تقریباً به مفت بفروشند با این حال، دولت اراده‌ای برای بهبود وضعیت ندارد؛ دستمزد این کارگران اصلاح نمی‌شود، حق‌شان بر بازنشستگی پیش از موعد در حال نابودی‌ست، محکوم‌اند به جان کندن تا زمان پیری و از کار افتادگی با دستمزد بیگاری و هزار شرط و شروط جدید برای چندرغاز مقرری بیمه بیکاری‌شان گذاشته‌اند!

    این دوقطبی دردناک به ضرر «اکثریت» و به نفعِ یک درصدی‌هاست و به گفته بهرام حسنی نژاد، فعال کارگری، ساختار دولت و وزارت کار به گونه‌ای است که چهارنعل علیه کارگران می‌تازند آن هم در جامعه‌ای که در آن اختلاف طبقاتی بیداد می‌کند.

    حسنی‌نژاد ادامه می‌دهد: آدم‌هایی که در آن فضای دیگر زندگی می‌کنند درکی از شرایط زندگی طبقات پایین‌تر ندارند؛ نمی‌فهمند میلیون‌ها نفر فقط با ۱۰ میلیون تومان در ماه زندگی می‌کنند، نمی‌فهمند دردِ زندگی مشترکِ چند خانواده در یک خانه‌ی ۳۰ یا ۴۰ متری، چه درد سنگینی‌ست…

    دبیر اسبق انجمن صنفی کارگران معدن چادرملوی یزد، حذف طبقه متوسط را معلول دوقطبی‌سازی جامعه می‌داند و اضافه می‌کند: از کارگران غیرحداقل‌بگیر حقوق‌زدایی کرده‌اند و طبقه متوسط به کام مرگ فرو رفته؛ شما تغییرات تخریبی قانون کار را ببینید؛ قرارداد سفید امضا را به رسمیت شناخته‌اند یا می‌خواهند بازنشستگی پیش از موعد را خط بگیرند تا کارگران مجبور به بردگی تا آخرین نفس شوند.

    این فعال کارگری تاکید دارد که در شرایط فعلی هر نوع دستاورد کارگری در معرض خطر قرار گرفته: « هرچیزی که می‌تواند تکیه گاه کارگران برای بهبود وضعیت باشد، در حال نابودی و انقراض است؛  هر آنچه طبقه کارگر در صد ساله اخیر و در انقلاب به دست آورده، قرار است با رویکردهای تعدیلی از بین برود؛ مثلاً تعاونی‌ها دستاورد انقلاب برای تامین مسکن کارگری بودند، حالا ببینید به کجا رسیده‌اند؟! متاسفانه دولت‌ها فقط قبل روی کار آمدن شعار حمایت از محرومین و فرودستان سر می‌دهند، اما بعد حامی ثروتمندان و یک‌درصدی‌ها می‌شوند، در واقع اول راهنما به چپ میزنند اما بعد با سرعت به راست می‌پیچند!».

    جامعه شدیداً دوقطبی‌ست و حقوق اکثریت در حال از دست رفتن است؛ ثروتمندان در حال فتح آخرین سنگرهای باقیمانده برای طبقه کارگر هستند و نمی‌دانند «کارگر بودن» در شهر دوقطبی یعنی چه!

    یک‌درصدی‌ها از پت‌شاپ‌های فرشته و زعفرانیه برای جوندگان خانگی‌شان، یونجه کوه‌های آلپ می‌خرند و با آسودگی خیال در پنت‌هاوس‌های چند صد متری از زندگی لاکچری خود لذت می‌برند وقتی که حیدر و امثال او، در خانه‌های کوچک اشتراکی از ساده‌ترین ضروریات زندگی محرومند و هر روز از بام تا شام در ظل آفتاب در خیابان یا در هرم داغ کوره‌های ذوب و خطوط تولید، برای یک لقمه نان از جان و جوانی می‌گذرند….

  • کارگران در منگنه وزارت کار / آموزش اجباری به کارگران استادکار ِ بیکارشده!

    کارگران در منگنه وزارت کار / آموزش اجباری به کارگران استادکار ِ بیکارشده!

    به گزارش اقتصادران، اعمال محدودیت‌های عام بر بیمه بیکاری و شرایط مقرری‌بگیریِ آن، کارگرانی را که در روزهای بیکاریِ ناخواسته با هزار مشکل ریز و درشت دست و پنجه نرم می‌کنند، درگیر گرفتاری‌های جدید کرده است.

    در روزهای پایانی اردیبهشت، علی‌حسین رعیتی‌فرد، معاون روابط کارِ وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، در ارتباط با بخشی از اصلاحات اعمال شده در قانون بیمه بیکاری که به «آموزش‌های اجباری مقرری‌بگیران بدون توجه به سطح سابقه، تخصص و توانمندی آن‌ها» مربوط است، گفت: «درباره بحث بازگشت به کار، تفاهمنامه‌ای سه جانبه را با تامین اجتماعی، وزارت کار و سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای امضا کردیم که طبق آن کسانی که مقرری بیمه بیکاری مشمول آن‌ها می‌شود، حتماً باید بعد از شش ماه با فراخوان‌های انجام شده از سوی سازمان تامین اجتماعی و سازمان فنی‌وحرفه‌ای آموزش ببینند. اگر آن‌ها نتوانند در همان محل قبلی مشغول به کار شوند یا برگشت به کارشان با مهارت قبلی خودشان نسبتی ندارد، آموزش فنی‌وحرفه‌ای برایشان لحاظ شود و به بازار کار در رشته کاری دیگری بازگردند».

    تغییرات یک‌جانبه: آموزش اجباری‌ست

    در اسفندماه سال گذشته، تفاهم‌نامه‌ای میان سازمان تامین اجتماعی و سازمان فنی و حرفه‌ای کشور منعقد شد که «سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای کشور بر اساس این تفاهم‌نامه متعهد شده است ضمن اجرای دوره‌های آموزشی متناسب با نیازهای بازار کار هر منطقه و تقاضای کارفرمایان، فهرست مقرری‌بگیرانی را که از ثبت‌نام و شرکت در دوره‌های آموزشی امتناع می‌کنند یا این دوره‌ها را ترک می‌کنند، در پایان هر ماه به ادارات تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان تأمین اجتماعی ارسال کند».

    استناد مسئولان امر در اعمال این تغییرات به بند «ب» ماده ۸ قانون بیمه بیکاری مصوب سال ۱۳۶۹ است که تاکید کرده مقرری بیمه بیکاری افرادی که بدون عذر موجه از شرکت در دوره‌های کارآموزی خودداری کنند، قطع خواهد شد.

    اجرای این بند از قانون بعد از سی و چند سال فترت و در شرایطی که زندگی هیچ کارگر بیکار شده‌ای با مقرری بیکاری نمی‌چرخد و مسلم است که هیچ کارگری علاقه ندارد زمان مقرری‌بگیری‌اش طولانی شود، با انتقاد کارگران و فعالان کارگری مواجه شده است؛ سوال این است که آیا کارگرانی که بعد از سال‌ها کار تخصصی بیکار شده‌اند، نیاز به مهارت و بازآموزی دارند؟ آیا کارگران تعدیلی به دلیل ناتوانی و کمبود تخصص بیکار شده‌اند؛ چه تضمینی در کار هست که کارگران بعد از مهارت آموزی، شغل شایسته با مزد مکفی به دست بیاورند؟!

    حرف‌های بیکارشدگان: آنچه نیاز نداریم آموزش است

    به سراغ دو متقاضی بیمه بیکاری رفتیم، اولی خبرنگاری‌ست که ناخواسته در معرض تعدیل قرار گرفته است؛ او می‌گوید: من سال‌ها سابقه کار دارم و حاصل کارم مشخص است؛ واقعاً چه آموزشی می‌خواهند برای من فراهم کنند؟!

    او ادامه داد: به جای اینکه برای عقد تفاهم‌نامه بودجه صرف کنند، از مشاغل موجود حمایت نمایند؛ بازار کار به شدت شکننده است و مهارت‌آموزی هیچ مشکلی از این بازار بی‌ثبات حل نمی‌کند!

    به گفته این خبرنگار، باید مهارت‌آموزی اختیاری باشد تا کارگری که احساس می‌کند نیاز به یادگیری مهارت و تخصص دارد، به دلخواه خود در دوره‌های فنی و حرفه‌ای شرکت کند نه اینکه برای کارگران باسابقه که معمولاً در کار خود استاد هستند، از بالا نسخه بپیچند و تعیین تکلیف کنند.

    این کارگر معتقد است؛ در دوران بیکاری که پرداخت هزینه‌های زندگی و کرایه خانه دشوار است، اجبار به شرکت در دوره‌هایی که در مشاغل تخصصی به کار نمی‌آید، یک دغدغه و رنج مضاعف است که بر مقرری‌بگیران تحمیل می‌شود.

    «رنج بیکاری یک طرف، دغدغه شرکت در دوره‌های فنی و حرفه‌ای، طرف دیگر؛ به راستی ما را در منگنه قرار می‌دهند….» یک کارگر بخش فروش در یکی از برندهای لباس تهران که ماه گذشته ناخواسته بیکار شده، با بیان این جمله، دوره‌های مهارت‌آموزی را بار اضافی بر دوش کارگران بیکار شده، می‌داند و می‌گوید: من حدود ۱۰ سال در کار فروش سابقه دارم و زیر و بم این کار را به خوبی بلدم؛ چه مهارتی می‌خواهند به من بیاموزند که بتواند به دردم بخورد؟!

    او هم معتقد است که هدف از اجباری کردن دوره‌های مهارت آموزی فنی و حرفه‌ای، سنگ قلاب کردن کارگران و معطل کردن آن‌هاست؛ می‌خواهند به بهانه اینکه در دوره‌های اجباری شرکت نکردید یا مثل یک دانش‌آموز دبیرستانی چند جلسه غیبت داشتید، بیکارشدگان را از لیست مقرری‌بگیری خط بزنند تا هزینه‌هایشان کم شود و بتوانند ادعا کنند همه چیز خوب است.

    در پایان باید پرسید واقعاً چند درصد کارگران و تشکل‌های کارگری به این دوره‌های اجباریِ مهارت‌آموزی رضایت دارند؛ آیا می‌شود قوانینِ معطوف به آینده و زندگیِ یک جمعیت چندین میلیون نفری را بدون نظرخواهی از آن‌ها، تغییر داد؛ واقعاً چرا سازمان تامین اجتماعی کمربندها را سفت‌تر می‌بندد تا تن کارگرانی که سال‌ها برای روز مبادایشان حق بیمه داده‌اند، این چنین در لرزشِ مدام باشد؟!

  • طبقه کارگر با مزد حداقلی به جایی نمی‌رسد! / دولت ها در ایران، اجازه تبدیل دانایی به توانایی را نمی دهند! /  وزارتخانه کار، تعاون و رفاه اجتماعی مبتذل است!

    طبقه کارگر با مزد حداقلی به جایی نمی‌رسد! / دولت ها در ایران، اجازه تبدیل دانایی به توانایی را نمی دهند! /  وزارتخانه کار، تعاون و رفاه اجتماعی مبتذل است!

    به گزارش اقتصادران، کمال اطهاری، پژوهشگر توسعه با بیان اینکه سالانه بین ۳۰ تا ۸۰ میلیارد دلار از ایران خارج می‌شود در صورتی که تشکیل سرمایه در ایران در بخش صنعت و کشاورزی ۳۰ میلیارد دلار است، گفت: عدالت و رفاه تنها با ایدئولوژی ایجاد نمی شود. ه ما باید به سیاست اجتماعی و دولت رفاه بازگردیم و این سیاست اجتماعی را پشتیبان ورود به اقتصاد دانش کنیم اما، سیاست اجتماعی در ایران جز گفتمان اصلی نیست.

    کمال اطهاری، پژوهشگر توسعه که در نشست بررسی «ضرورت سیاست گذاری اجتماعی برای تحقق رفاه و عدالت اجتماعی» در دانشگاه علم و صنعت سخن می گفت، تصریح کرد: موضوع سیاست اجتماعی و سیاست گذاری اجتماعی، مسئله مفقوده در راست و چپ است و در هر دو سو نیز علت آن، وجه ایدئولوژیک دارد. در راست به این دلیل که بر اساس منافع سرمایه‌دار، آن هم به صورت منافع خام و ابتدایی درنظر گرفته می شود که در ایران به آن راست مبتذل می‌گویم، این مسئله در چپ هم جنبه ایدئولوژیک دارد.

    وی با بیان اینکه برای تفکر راست سازماندهی و جامعه هیچ اهمیتی ندارد، توضیح داد: ما پیش از این شاهد تقلیل امر انسان به موضوع اقتصادی بوده‌ایم و از آن لطمه هم خورده‌ایم؛ چرا که بلافاصله بعد از آن باعث برآمدن پوپولیسم شد. در چپ هم با اینکه ضد سرمایه داری است، اما وظیفه خود را نمی‌داند و برنامه حداقلی ارائه نمی‌دهد و اساسا برنامه جایگزینی ندارد.

    اوضاع کارگران و مزدبگیران در دنیا بدتر شده است

    این پژوهشگر توسعه با بیان اینکه به دلیل اجرای این سیاستها، اوضاع کارگران و مزد بگیران بدتر شده است، اضافه کرد: شکاف درآمدی بسیار زیاد شده و چپ و حتی راست میانه که پیرو دولت رفاه در همه کشورها بودند تنزل پیدا کردند. به همین ترتیب شکاف مابین کشورهای فقیر و غنی زیاد شده و شاهد امواج مهاجرت هستیم که ناشی از این شکاف است.

    غفلت بزرگ چپ در دنیا نبود برنامه برای اقتصاد دانش و رفاه طبقه کارگر است

    اطهاری با تاکید بر اینکه ورود سرمایه داری به اقتصاد دانش باعث فروپاشی شوروی شد و فاصله‌ای که قبل از انقلاب صنعتی اول با کشورهای پیرامونی ایجاد کرده بود دوباره خود را نشان داد، گفت: غفلت بزرگ چپ این است که نه برای اقتصاد دانش برنامه ارائه می‌دهد و نه می‌تواند موضوع رفاه طبقه کارگر و مزد بگیران را در دوران جهانی شدن اقتصاد و ورود به اقتصاد دانش سامان دهد. به همین دلیل هم پوپولیست‌ها یا راست افراطی سر برآورده‌اند. کارگران بیکار شده در اثر ورود سرمایه داری به اقتصاد دانش به ترامپ رای می‌دهند. شاهد هستیم راست افراطی همه جا سر بر می‌آورد، البته استثنائاتی مانند برزیل نیز به دلیل استفاده از برنامه ریزان زبده در این کشورها وجود دارد.

    باید برنامه‌ای داشته باشیم که هر حزبی هم اگر روی کار آمد، ناچار به اجرای آن باشد

    وی با بیان اینکه ما باید شرایط طبقه کارگر را در دنیای امروز درک کنیم و بودجه‌ریزی مشارکتی را مطالبه کنیم، گفت: نباید به طرح‌هایی مانند فله‌ای رای دادن به اعضای شورای شهر تن در دهیم اینها راه حل نیست، بلکه باید برنامه‌ای داشته باشیم که هر حزبی هم اگر روی کار آمد، ناچار باشد آن را اجرا کند.

    عدالت و رفاه تنها با ایدئولوژی ایجاد نمی شود

    اطهاری با تاکید بر اینکه عدالت و رفاه تنها با ایدئولوژی ایجاد نمی شود، اظهار داشت: در اقتصاد دانش، مانند صنعتی شدن، بیکاری زیادی رخ خواهد داد. بشر وارد اقتصاد دانش خواهد شد و کسی به دوره اقتصاد صنعتی و کارخانه‌های بزرگ برنخواهد گشت. این توطئه نیست بلکه هرچه که به آسایش بشر کمک کند و زندگی آن را سامان دهد، مورد استقبال قرار می‌گیرد. باید روش جدید را یاد بگیریم. در همه جای جهان اگر نتوانیم برنامه شایسته ورود به اقتصاد دانش را سامان دهیم، شاهد بیکاری شدید خواهیم بود. در ایران مبتذل بودن راست و ایدئولوژیک بودن چپ، مانع از این است که ما به ساماندهی درستی از نیروی کار و جهت گیری‌های درستی برسیم. اقدامات خوبی صورت گرفته اما دیدگاه‌های ایدئولوژیک باعث می‌شود کارهای خوبی که پژوهشگران در این حوزه انجام می‌دهند مورد توجه قرار نگیرد و هر کسی تنها حرف خود را بزند.

    سهم کار در درآمد ملی ایران پایین آمده است / سیاست اجتماعی در ایران جزء گفتمان اصلی نیست

    این پژوهشگر توسعه با بیان اینکه سهم کار در درآمد ملی ایران پایین آمده است و این مسئله به دلیل اتوماسیون نیست چرا که در کشورهای مرکزی سرمایه‌داری به اندازه ایران شاهد پایین آمدن سهم کار نیستیم توضیح داد: سیاست اجتماعی در ایران جزء گفتمان اصلی نیست. راست که خود را مدرن می‌داند اصلا به این موضوع توجه نمی‌کند. راست حاکمیتی فعلی، هنوز به کارگر به مثابه کسی که باید بر اساس قواعد اجاره با آن کار کنند، نگاه می‌کند. دیدگاه اصولگراهای افراطی بر اساس فقه اجاره نیروی کار است، این دیدگاهی است که آقای مطهری تا آن زمان که زنده بودند با آن به شدت مقابله کردند.

    از زمان صفویان تاکنون اصولگرایان در ایران سیاست‌های نئولیبرالیسم را در پیش گرفته‌اند / افزایش حداقل دستمزد سهم نیروی کار را در درآمد ملی افزایش می‌دهد / بهره‌وری در ایران دائم در حال کاهش است

    وی با بیان اینکه از زمان صفویان تاکنون اصولگرایان در ایران سیاست‌های نئولیبرالیسم را در پیش گرفته‌اند، ادامه داد: در حالی که افزایش حداقل دستمزد سهم نیروی کار را در درآمد ملی افزایش می‌دهد. یک درصد افزایش بهره‌وری هم ۱.۳۴ درصد سهم نیروی کار را در درآمد ملی را افزایش می‌دهد که این با ورود به اقتصاد دانش ممکن می‌شود، اما بهره‌وری در ایران مداوما در حال کاهش است. یک درصد بهره وری تاثیر دو برابری در درآمد دارد

    جانشینی ایدئولوژی به جای قانون، بلای زیادی بر سر کشور می‌آورد

    اطهاری جانشینی ایدئولوژی به جای قانون و نظام مند بودن بلای زیادی بر سر کشور می‌آورد، گفت: باید نظام مند فکر کرد. اگر کسی خود را نخبه طرفدار طبقه کارگر می‌داند، باید این طبقه را نسبت به ضرورت ایجاد این نظام مندی آگاه کند. با در نظر داشتن همین ضرورت ها بوده است که دولت رفاه در کشورهای مرکزی سرمایه‌داری تشکیل شده است، قطعا با مزد حداقلی که ما در ایران اجرا می کنیم، چنین امری ممکن نیست.

    تنها ۱۲ درصد روستاییان ایران دارای بیمه بازنشستگی هستند

    وی با بیان اینکه تنها ۱۲ درصد روستاییان ایران دارای بیمه بازنشستگی هستند، نبود بیمه بازنشستگی را یکی از دلایل مهاجرت از روستا به شهر عنوان کرد و گفت: اگر همه تلاش‌ها به مسئله مزد حداقلی تقلیل داده شود و نه به سیاست گذاری اجتماعی به معنی این است که حدود ۲۵ درصد جامعه را کنار گذاشته‌ایم. این رقم کمی نیست، ما باید در این موضوعات قواعد بازی را یاد بگیریم و اجرا کنیم. موضوع مزد حداقل تنها در سطح کارگاه است و نه در سطح کلان جامعه. در سطح کلان جامعه باید سیاستگذاری اجتماعی را اجرا کرد.

    برابری، با مزد حداقلی به دست نمی‌آید!

    این پژوهشگر توسعه با اشاره به ضرورت در نظر داشتن سیاست‌های اجتماعی ادامه داد: برابری با مزد حداقلی به دست نمی‌آید، زمانی به دست می‌آید که دانشگاه دولتی و مجانی باشد که در ایران این امکان در حال کنار گذاشته شدن است. برابری زمانی به دست می‌آید که کهنسالان جامعه حمایت‌های ملی بازنشستگی و نظام سلامت ملی داشته باشند. زمانی که مانند آلمان از ساعت ورود به حمل و نقل عمومی جزء ساعت کار به حساب بیاید و در این حالت وسایل حمل و نقل عمومی موظفند افراد را سریع به سر کار برسانند. سرمایه‌داری اینگونه حرکت می‌کند.

    طبقه کارگر با مزد حداقلی به جایی نمی‌رسد!

    اطهاری با تاکید بر اینکه طبقه کارگر با مزد حداقلی به جایی نمی‌رسد، گفت: باید مسکن اجتماعی وجود داشته باشد. چرا فقط درباره مزد حداقلی چانه می‌زنید!؟ چرا واژه مسکن اجتماعی را به کار نمی‌برید!؟ سنگین‌ترین هزینه خانوار مسکنش است. با این شرایط که نمی‌توان از منافع طبقه کارگر دفاع کرد! دولت هم بسیار خوشحال است. دولت به طبقه کارگر می‌گوید من می‌خواهم مزدت را زیاد کنم اما بورژوازی نمی‌گذارد و از طرف دیگر به طبقه بورژوازی ‌می گوید اگر من نباشم، طبقه کارگر پدرت را در می‌آورد! آخر سر هم مدعی می‌شود که ما توانستیم ریش سفیدی کنیم و این‌ها را با هم آشنا کنیم. می‌گویند تورم مثلا ۵۰ درصد است مزد طبقه کارگر هم باید ۵۰ درصد بالا برود. آیا کودکانه تر از این دیدگاه وجود دارد!؟

    این پژوهشگر توسعه خاطرنشان کرد: دولتی که تورم را ۵۰ درصد کرده، مسکن را ۱۰۰ درصد گران کرده و مسکن اجتماعی را سامان نداده، مقصر نیست!؟ بلکه فقط سرمایه‌داری مولد که مالیات می‌دهد مقصر هستند! رانتخوارها که دلالی می‌کنند، مالیات نمی‌دهند. می‌خواستند از طلافروشان مالیات بر ارزش افزوده بگیرند آنها یک روز اعتصاب کردند، آنها را هم معاف کردند! به این دلیل که ایدئولوژی می‌گوید طبقه کارگر باید دمار سرمایه‌داری را درآورد، اما دولتی که در بخش مسکن تورم ۱۰۰ درصدی دارد، مقصر نیست!

    نخبگان ما درباره منافع طبقه کارگر هنوز از ۷۰ سال پیش جلوتر نیامده‌اند

    وی با بیان اینکه حقوق در کارگاه‌های بالای ۱۰۰ نفر که متعلق به رانتخوارها و خصولتیها است، بیشتر از تورم بالا می‌رود؛ چرا که اگر آنها اعتصاب کنند دیگر نمی‌تواند از رانت‌هایش استفاده کند، پتروشیمی‌ها و صنایع فولاد را از جمله این موارد برشمرد و گفت: باید با در نظر گرفتن این واقعیت‌ها و ارقام، سطح بازی را بالا برد. متاسفانه طبقه کارگر، ملی کردن نفت را سامان داده، اما اکنون وضعیتش این گونه است! نخبگان آن زمان هر ضعفی که داشتند اما سازمان دهندگان خوبی بودند. مزد حداقلی سال ۱۳۳۸ تصویب شده که اولین قدم طبقه کارگر در آن سیستم است. نخبگان ما درباره منافع طبقه کارگر هنوز از ۷۰ سال پیش جلوتر نیامده‌اند.

    باید به سیاست اجتماعی و دولت رفاه بازگردیم

    این پژوهشگر توسعه با تاکید بر اینکه ما باید به سیاست اجتماعی و دولت رفاه بازگردیم و این سیاست اجتماعی را پشتیبان ورود به اقتصاد دانش کنیم، تصریح کرد: اقتصاد دانش حرفی فانتزی نیست، بلکه اقتصادی است که در آن دانش بر عوامل دیگر فائق شده. در اقتصاد دانش، دانش پیش برنده توسعه است. شعار سیاست اجتماعی پشتیبان اقتصاد دانش، ز گهواره تاگور دانش بجوی است و متاسفانه این بر خلاف چیزیست که در کشور ما وجود دارد که گفته می‌شود ز گهواره تا گور از دانش دور باش! ببینید خصوصی‌سازی‌ها با مدارس چه کرده است! شاهد کنار گذاشتگی‌ها، سهمیه‌ها و مهاجرت هستیم. کسی که دانش بجوید باید مهاجرت کند، چون این سیستم اصلا نمی‌خواهد وارد دانش شود.

    دولت ها در ایران، اجازه تبدیل دانایی به توانایی را نمی دهند!

    اطهاری با تاکید بر اینکه جامعه دانش، دانایی را به توانایی فردی و اجتماعی تبدیل می‌کند، اما متاسفانه دولتها در ایران، اجازه تبدیل دانایی به توانایی فردی و اجتماعی را نمی دهند و با این مسیر مقابله می‌کند، اضافه کرد: در صورتی که این شیوه در نئولیبرالیسم وجود ندارد و تمام موضوعش این است که حداقل دانایی را به ارزش مصرفی قابل مبادله تبدیل کند و اصلا برای این به وجود می‌آید می‌خواهد نوآور شود و به سرمایه‌دارها برای نوآوری انگیزه بدهد و سیستم مالی خود را هم در خدمت نوآور شدن تولید قرار می‌دهد. حتی موضوع حفاظت از خانواده نیز در اروپا بسیار مهم شده و کشورهای سوسیال دموکرات که توانسته‌اند حفاظت از خانواده را سامان دهند موفق‌تر هستند.

    اگر رفاه و عدالت اجتماعی برای آینده می‌خواهیم باید وارد اقتصاد و جامعه دانش شویم

    وی با بیان اینکه اگر ما آینده را با رفاه و عدالت اجتماعی می‌خواهیم باید وارد اقتصاد و جامعه دانش شویم گفت: در اقتصاد دانش کار مستقیم ارزش خود را از دست می‌دهد، همانطور که اکنون این اتفاق افتاده است و طبقه کارگر که کار مستقیم دارند از ۳۰ درصد تبدیل به ۱۰ درصد نیروی کار شده‌اند.

    این پژوهشگر توسعه با بیان اینکه بعد از اینکه پایه‌های سرمایه‌داری در ایران شکل گرفته اما به دلیل اینکه نتوانستیم دانش را سامان دهیم دچار تله توسعه جدید شده‌ایم، توضیح داد: نئوفئودالیسمی که آمده مانع گسترش شده و به این دلیل که رانت را تولید و باز تولید می‌کند ما وارد تله توسعه جدید شده‌ایم. کشورهای دیگری در آمریکای لاتین هم که نتوانستند نقش دولت رفاه توسعه بخش را سامان دهند، دچار این شرایط شده‌اند؛ اما کشورهایی مانند کره جنوبی، چین و ویتنام که توانستند این شرایط را سامان دهند وارد دوره جدیدی شدند. وقتی نمی‌توانیم اقتصاد دانش را سامان دهیم محیط زیستمان را هم نابود می‌کنیم.

    وی با بیان اینکه سالانه بین ۳۰ تا ۸۰ میلیارد دلار از ایران خارج می‌شود در صورتی که تشکیل سرمایه در ایران در بخش صنعت و کشاورزی ۳۰ میلیارد دلار است، گفت: چنین چیزی در نئولیبرالیسم وجود ندارد. لیبرالیسم یک چرخه‌ای را در چارچوب اقتصاد دانش سامان می‌دهد.

    اواخر دولت روحانی برای ورود به اقتصاد دانش مدلی را طراحی کردم اما دولت که عوض شد در عرض ۱۵ دقیقه با آن مخالفت کردند!

    اطهاری ادامه داد: اواخر دوره روحانی پیشنهاد شد این بحث‌ها را به مدل تبدیل کنم که این کار را انجام دادم و در نهایت تحویل دولت آقای رئیسی شد. افرادی که از دانشگاه امام صادق آمده بودند در عرض یک ربع گفتند ما این را قبول نداریم! نقشه راه آن را هم به طور کامل سامان داده بودیم حتی آن را ندیدند. من از سال ۶۸ با وزارتخانه کار، تعاون و رفاه اجتماعی در ارتباط بودم؛ اما تاکنون این سطح از ابتذال را در این وزارتخانه ندیدم. آنچه که دیدم مبتذل‌تر از راست مبتذل بود.

    دولت در ایران، مازاد اقتصادی را به زور از سرمایه‌داران می‌گیرد

    وی با بیان اینکه نوآوری‌ها در دنیا با پشتوانه دولت‌ ها انجام شده و دولت ها ثمره نوآوری را با زور نمی‌گیرد، اظهار داشت: زمانی مالکیت سرمایه داری شکل می‌گیرد که زور از اقتصاد بیرون می‌رود. اما دولت در ایران مازاد اقتصادی را به زور از سرمایه‌داران می‌گیرد؛ این با مالیات فرق دارد. مالیات برای رفاه باز توزیع می‌شود.

    این پژوهشگر توسعه گفت: چپ و راست در ایران هیچ مدلی برای توسعه ندارند که منطبق بر شرایط باشد. روشنفکران مشروطه یک مدل بورژوا دموکراتیک کاملی داشتند، اگر ما مدلی داشتیم به وضعیت امروز نمی‌رسیدیم . دولت‌ها آمدند و هر کدام مدلی که خود در ذهن داشتند اجرا کردند چون مدل نداشتیم ، قطعاتی که ساخته‌ایم به هم نمی‌خورند و سرمایه‌ها تلف شدند.

  • تیر خلاص وزارت کار بر پیکر کارگران پیمانکاری کشور / بازنشستگی پیش از موعد ناممکن شد

    تیر خلاص وزارت کار بر پیکر کارگران پیمانکاری کشور / بازنشستگی پیش از موعد ناممکن شد

    به گزارش اقتصادران، ۹ خردادماه سال جاری، وزارت کار با ابلاغ دستورالعمل شماره ۵۷، تکلیف ۴ درصد سخت و زیان آورِ کارگران پیمانکاری را روشن کرد: همه مسئولیت برعهده پیمانکار است و کارفرمای مادر هیچ مسئولیتی ندارد.

    در متن این دستورالعمل ابلاغی آمده است: «در رابطه سه سویه کار، رابطه کارگری و کارفرمایی بین کارگر و پیمانکار برقرار خواهد بود لذا در دعاوی مطالبه چهار درصد حق بیمه مشاغل سخت و زیان آور نیز در صورتی که رابطه سه سویه کار وجود داشته باشد، اقامه دعوا توسط خواهان (کارگر) باید علیه پیمانکار یا پیمانکاران در هر دوره از قرارداد کار و به سهم هر کدام صورت پذیرد….».

    به این ترتیب، کارگری که در طول دوره اشتغال خود در یک کارگاه ثابت، با چندین پیمانکار مختلف قرارداد داشته، در زمان بازنشستگی پیش از موعد باید تا ابد معطل بماند چراکه پیدا کردن پیمانکارانی که سال‌ها قبل از مجموعه رفته‌اند و اقامه دعوا علیه آنها عملاً غیرممکن است؛ با این دستورالعمل ابلاغی، همه مسئولیت‌ها از کارفرمای مادر سلب شده و کارگران مانده‌اند و پیمانکارانی که هیچ مسئولیتی بر گردن نمی‌گیرند!

    احسان سهرابی (فعال کارگری) در ارتباط با این دستورالعمل می‌گوید: وزارت کار با این دستورالعملِ ۹ خردادماه، تیر خلاص را بر پیکر کارگران پیمانکاری کشور شلیک کرد. این دستورالعمل پیمان‌دهنده را از هر مسئولیتی مبرا دانسته و کارگران را به مصیبتی جدید دچار ساخته است.

    وی با بیان اینکه «بازنشستگی پیش از موعد در مشاغل سخت و زیان‌آور مستلزم پرداخت ۴ درصد حق بیمه است» افزود: سازمان تامین اجتماعی فقط بعد از گرفتن این ۴ درصد با بازنشستگی کارگر موافقت می‌کند اما متاسفانه در این دستورالعمل، کارگران پیمانکاری حق مراجعه به دستگاه ناظر را ندارند. برای مثال، کارگران شهرداری که در بخش خدمات شهری پیمانکاران مختلفی دارد، برای ۴ درصد فقط حق مراجعه به پیمانکار مربوطه را دارند یعنی یک پاکبان بعد از ۲۰ سال کار سخت که در این مدت ۲۰ تا پیمانکار عوض شده، حق مراجعه به شهرداری به عنوان کارفرمای مادر را ندارد؛ حالا این کارگر کجا باید دنبال پیمانکاران سابق بگردد؟ برخی از این پیمانکاران مدت‌هاست که فوت کرده‌اند و برخی دیگر مدتی‌ست که  در دسترس نیستند.

    سهرابی ادامه داد: ۴ درصد بازنشستگی پیش از موعد برای این کارگر پیمانکاری شهرداری که در مدت اشتغال با ۲۰ پیمانکار مختلف کار کرده، باید بین ۲۰ پیمانکار تقسیم شود و هر کدام بخشی از آن را بپردازند. کارگر این پیمانکاران را نمی‌تواند پیدا کند، خودش هم توان وصول این مبلغ سنگین را از جیب ندارد بنابراین محکوم است که سر کار بماند و به جای ۲۰ سال ۳۰ سالِ تمام کار کند تا بازنشست شود.

    به گفته این فعال کارگری، به جای ظلم به کارگری که در یک شغل سخت مشغول به کار است باید زیرساخت‌ها را درست کنند باید از سال اول به کارفرما تکلیف کنند که حق بیمه سخت و زیان‌آور را بپردازد.

    او ادامه داد: چرا به پیمانکار تکلیف نمی‌کنند از ابتدای کار، هر ماه ۴ درصد را وصول کند؟ سازمان تامین اجتماعی صبر می‌کند و ۴ درصد را بعد از ۲۰ سال مطالبه می‌کند چون می‌خواهد این مبلغ را به نرخ روز بگیرد و متضرر نشود! اما در عوض کارگر را در برزخ می‌اندازند تا بلاتکلیف بماند که کجا برود و به که مراجعه کند! چرا دستگاه پیمان‌دهنده که همه این ۲۰ سال بالای سر کارگر بوده، مبلغ را به تامین اجتماعی نمی‌پردازد، چرا ظلم مضاعف در حق کارگر روا می‌دارند؟!

    به اعتقاد سهرابی، با دستورالعمل شماره ۵۷ وزارت کار، موقعیت پیمانکاران در نهادهای مختلف تقویت شده است و در ضمن به کارفرمای مادر هم اعلام کرده‌اند راحت باش تو هیچ مسئولیتی نداری!

    وی با تاکید بر اینکه «این دستورالعمل با ماده ۱۳ قانون کار مغایرت اصولی دارد» اضافه کرد: باید پرسید مسئولیت تضامنی کارفرمای مادر که در ماده ۱۳ قانون کار به صراحت بر آن تاکید شده، کجای دستورالعمل ۵۷ معاون روابط کار وزارت کار است؟! در حالیکه این کارفرمای مادر است که کار را به پیمان می‌دهد و ناظر بر عملکرد پیمانکار است؛ یکی از وظایف نظارتی کارفرمای مادر، نظارت بر عملکرد پیمانکاران در قبال کارگران و موضوع مزد و حقوق نیروی کار است.

    سهرابی بیان کرد: متاسفانه وزارت کار هر روز بخشنامه‌ها و لوایح ضدکارگری جدید صادر و ابلاغ می‌کند و ما فعالان کارگری متحیر مانده‌ایم که چرا چنین اتفاقاتی می‌افتد؟ نگاه وزارت کار، کاملاً کارفرمایی و سرمایه‌دارانه است، باید پرسید پس چرا چنین وزارتخانه‌ی عریض و طویلی در کشور داریم، بیایند و این وزارتخانه را با وزارت صمت ادغام و خیال خودشان را راحت کنند. وقتی در ماده ۱۳ قانون کار، مسئولیت تضامنی کارفرمای مادر به صراحت ذکر شده، چرا وزارت کار دستورالعملی برخلاف قانون صادر می‌کند؟!

    او تاکید می‌کند: با دستورالعمل شماره ۵۷ وزارت کار، دیگر امیدی به بازنشستگی پیش از موعد برای اغلب کارگران مشاغل سخت و زیان‌آور که امروزه پیمانکاری و شرکتی هستند، باقی نمی‌ماند؛ با این دستورالعمل، عملاً بازنشستگی پیش از موعد را از میان برداشته‌اند و از اساس منتفی کرده‌اند. وقتی کارگر حق مراجعه به پیمان‌دهنده را نداشته باشد، چطور ۴ درصد را وصول کند؟! آیا کارفرمای مادر نباید موقع تسویه حساب، ۴ درصد کارگران را از پیمانکار بگیرد، آیا هیچ مسئولیتی ندارد؟! آیا این درست است که کارگر بعد از ۲۰ سال دربدر دنبال پیمانکاری بگردد که حالا معلوم نیست کجاست و چه می‌کند.