برچسب: معیشت کارگران

  • “جیب خالی” عادت اجباری زندگی کارگران / حقوق کارگران به هفته دوم نرسیده تمام می شود!

    “جیب خالی” عادت اجباری زندگی کارگران / حقوق کارگران به هفته دوم نرسیده تمام می شود!

    به گزارش اقتصادران، کاهش مستمر قدرت خرید کارگران در سال‌های اخیر، معیشت میلیون‌ها خانوار را با بحران جدی مواجه کرده است. در حالی که قیمت کالاهای اساسی، اجاره مسکن، هزینه آموزش و درمان با سرعتی سرسام‌آور در حال افزایش است، دستمزد ماهانه کارگران در بسیاری از موارد حتی تا نیمه ماه هم دوام نمی‌آورد.

    یکی از کارگران خدمات شهری در تهران می‌گوید:هنوز هفته دوم ماه نرسیده، دستمزد تمام می‌شود. باید برای خوراک، پوشاک بچه، اجاره، دارو و حتی حمل‌ونقل از کسی قرض بگیرم یا از وام‌های جدید استفاده کنم.

    طبق آخرین برآوردهای کارشناسان، هزینه یک زندگی حداقلی برای یک خانوار چهار نفره بیش از ۳۰میلیون تومان در ماه تخمین زده شده، در حالی که حداقل دستمزد کارگران در سال جاری حدود ۱۰تا ۱۲میلیون تومان است؛ یعنی چیزی نزدیک به یک‌سوم هزینه‌های واقعی زندگی.

    کارگر دیگری در حوزه تولید با تأکید بر نبود امنیت شغلی می‌گوید:ما نه پس‌انداز داریم، نه بیمه درست‌وحسابی، نه اطمینان از اینکه ماه آینده هم سر کار هستیم یا نه. فقط و فقط برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازها، از آینده حقوق‌مان وام می‌گیریم.

    به گفته او، بسیاری از همکارانش وام‌های خرد با سود بالا می‌گیرند تا بتوانند شهریه مدرسه، کرایه خانه یا هزینه درمان را تأمین کنند. اما پرداخت اقساط همین وام‌ها، خود به بدهی جدیدی منجر می‌شود.

    بررسی میدانی در مناطق کارگری نشان می‌دهد که اقلامی مانند گوشت، لبنیات، میوه، شیر خشک و حتی تخم‌مرغ از سبد مصرفی بسیاری از خانوارهای کارگری حذف شده یا به‌شدت محدود شده‌اند.

    یکی از فروشندگان لبنیات در منطقه‌ای جنوب تهران می‌گوید:مردم دیگر پنیر هم کیلویی نمی‌خرند، گرمی می‌خرند یا اصلاً نمی‌خرند. بعضی وقت‌ها از ترحم مغازه‌دار خرید می‌کنند و قول می‌دهند آخر ماه حساب کنند.

    بنابراین گزارش, وام گرفتن در فرهنگ اقتصادی خانواده‌های کارگری دیگر نه یک انتخاب، بلکه یک اجبار است. برخلاف تصور سنتی که وام را ابزاری برای خرید خانه، راه‌اندازی کسب‌وکار یا تحصیل می‌دانستند، حالا این پول‌های مقطعی تنها برای تأمین هزینه نان، اجاره یا دارو استفاده می‌شود.

    چند شیفت کار برای گذران زندگی، نه رفاه

    با افزایش هزینه‌ها و ثابت ماندن دستمزد، بسیاری از کارگران ناچارند پس از پایان شیفت اول، در مشاغل دیگر یا به‌صورت پاره‌وقت کار کنند. با این حال باز هم دخل و خرج با هم جور نمی‌شود.

    یکی از رانندگان اسنپ که در یک کارخانه تولیدی نیز مشغول به‌کار است، می‌گوید؛از ۷صبح تا ۴بعدازظهر در کارخانه‌ام، بعد از آن تا ۱۰شب اسنپ کار می‌کنم. آخر ماه که حساب می‌کنم، باز هم بدهکارم. فقط زنده‌ایم، زندگی نمی‌کنیم.

  • «یارانه سه دلاری» هیچ نقشی در معیشت کارگران ندارد

    «یارانه سه دلاری» هیچ نقشی در معیشت کارگران ندارد

    به گزارش اقتصادران، نادر مرادی، فعال کارگری گفت: متأسفانه ما شاهد نوعی واگرایی مدیریتی به‌ویژه در بخش‌های دولتی هستیم. وظیفه مجلس بیشتر به تصویب قوانینی محدود شده که عملاً بار مالی بیشتری بر دوش مردم می‌گذارد. با اضافه کردن یک درصد مالیات بر ارزش افزوده، باز هم مردم جریمه اشتباهات مدیریتی را پرداخت می‌کنند.

    وی گفت: متأسفانه هر زمان مشکلی در کشور پیش می‌آید، راهکار مدیران تنها این است که بگویند «ناترازی وجود دارد» و بار این ناترازی را بر دوش مردم بگذارند. به طور مثال، وقتی با کمبود آب مواجه می‌شویم، به جای مدیریت مصرف یا اصلاح زیرساخت‌ها، قیمت آب افزایش می‌یابد. همین وضعیت در مورد برق هم وجود دارد. یا در حوزه آلودگی هوا، به دلیل استفاده از بنزین نامرغوب و خودروهای غیراستاندارد، مردم جریمه می‌شوند، در حالی که مسئول اصلی این مشکلات، مدیران هستند.

    این فعال کارگری تأکید کرد: محصولات را گران می‌کنند و می‌گویند افزایش قیمت‌ها باعث کاهش مصرف خواهد شد، در حالی که اصل ماجرا به ضعف مدیریت، اتلاف منابع، ناکارآمدی در تولید و توزیع و البته فساد بازمی‌گردد. متأسفانه این بار سنگین بر دوش مردم و به خصوص کارگران و مزدبگیران گذاشته می‌شود.

    مرادی بیان کرد: وقتی محصولات کشاورزی یا صنعتی صادر می‌شود، کمبود ناشی از آن در داخل با افزایش قیمت‌ها جبران می‌شود و باز این مردم و کارگران هستند که هزینه‌اش را می‌پردازند. نان بی‌کیفیت شده اما هم‌زمان قیمت آن افزایش یافته است. برای رفع مشکلات زندگی، مردم ناچارند وام‌هایی با بهره‌های سنگین از بانک‌ها بگیرند، در حالی که دولت برای جبران ناترازی‌های خود، تورم را بر جامعه تحمیل می‌کند. حتی بانک مرکزی در نقش دلال سکه و ارز عمل می‌کند و باز هم جریمه‌اش را مردم پرداخت می‌کنند.

    این فعال کارگری گفت: در حالی که چند بار در سال به بهانه ناترازی، قیمت‌ها افزایش می‌یابد، حقوق و دستمزد کارگران و کارمندان فقط یک بار در سال و آن هم بسیار کمتر از نرخ تورم اصلاح می‌شود. این سیاست‌ها بیش از آنکه به نفع مردم باشد، در خدمت سرمایه‌داران قرار گرفته و عدالت اجتماعی در حد شعار باقی مانده است.

    وی در بخش دیگری از صحبتهایش به حذف یارانه برخی از اقشار ضعیف جامعه اشاره کرد و گفت: یکی از استدلال‌های دولت این است که افراد توانمند جامعه نباید از یارانه‌ها بهره ببرند و این منابع باید به اقشار ضعیف‌تر اختصاص یابد. باید پرسید منظور از «توانمند» چه کسانی هستند و چه سهمی از جامعه را تشکیل می‌دهند؟

    این فعال کارگری ادامه داد: امروز بیش از ۸۰ تا ۹۰ درصد جامعه زیر خط فقر زندگی می‌کنند. از آن ۱۰ تا ۲۰ درصد باقی‌مانده نیز تنها بخش کوچکی را می‌توان توانمند واقعی دانست. بنابراین طبقه متوسط که روزی ستون جامعه بود، عملاً حذف شده است. نتیجه این می‌شود که به بهانه حذف یارانه‌ی ده درصد ثروتمند، کل جامعه هزینه سیاست‌های گران‌سازی و آزادسازی قیمت‌ها را می‌پردازد.

    مرادی بیان کرد: زمانی یارانه پرداختی معادل  ۴۵ دلار بود. اما اکنون ارزش دلاری آن به حدود سه دلار کاهش یافته است. مردم در این سال‌ها همه هزینه‌ها را بر اساس اقتصادی مبتنی بر دلار پرداخت کرده‌اند، اما یارانه‌ای که دریافت می‌کنند به‌قدری ناچیز است که عملاً هیچ نقشی در معیشت ندارد. از سوی دیگر، افزایش قیمت‌ها و جو روانی ناشی از آزادسازی باعث ایجاد ابرتورم می‌شود و همان اندک یارانه هم بی‌اثر می‌شود.

  • معیشت کارگران در لبه پرتگاه / درخواست فوری کارگران برای افزایش دستمزد / روزه سکوت مسئولان برابر فشار معیشتی کارگران

    معیشت کارگران در لبه پرتگاه / درخواست فوری کارگران برای افزایش دستمزد / روزه سکوت مسئولان برابر فشار معیشتی کارگران

    به گزارش اقتصادران، در حالی که تورم و افزایش قیمت کالا‌ها و خدمات روز به روز زندگی مردم را سخت‌تر می‌کند، کارگران به عنوان یکی از آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه بیشترین فشار را تحمل می‌کنند. بررسی‌های میدانی نشان می‌دهد بخش بزرگی از درآمد ماهانه کارگران صرف اجاره‌بها و هزینه‌های خوراک می‌شود و برای سایر نیاز‌های ضروری مانند درمان، آموزش و پوشاک، چاره‌ای جز صرفه‌جویی شدید ندارند. بسیاری از خانواده‌ها حتی در مصرف مواد پروتئینی و لبنیات نیز محدود شده‌اند. کاهش توان خرید کارگران تنها به سفره خانوار محدود نمی‌شود، بلکه با کاهش تقاضای داخلی، رکود بازار و مشکلات اقتصادی گسترده‌تر کشور را نیز تشدید می‌کند.

    «تاجیک» نماینده کارگران در شورای عالی کار، با اشاره به ماده ۴۱ قانون کار، تاکید می‌کند که این شورا موظف است دستمزد کارگران را متناسب با نرخ تورم و هزینه‌های معیشتی به‌روز کند. او می‌گوید: «وقتی شرایط اقتصادی به‌سرعت تغییر می‌کند و قیمت کالا‌ها هر روز بالاتر می‌رود، دیگر نمی‌توان با دستمزدی که ماه‌ها قبل تعیین شده زندگی کرد.» به گفته تاجیک، تنها افزایش اجاره‌بها بخش بزرگی از دستمزد کارگران را بلعیده و عملاً چیزی برای سایر نیاز‌های خانوار باقی نمی‌گذارد.

    سکوت مسئولان و افزایش نارضایتی

    با این حال، وزیر کار اعلام کرده که برنامه‌ای برای افزایش مجدد دستمزد کارگران وجود ندارد و بحثی درباره تغییر حداقل مزد مطرح نیست. این در حالی است که کشور‌های همسایه ایران مانند ترکیه و عراق در سال‌های اخیر دستمزد‌های حداقل را متناسب با نرخ تورم و قدرت خرید خانوار به‌روز کرده‌اند و تلاش می‌کنند دستمزد‌ها با هزینه‌های واقعی زندگی همگام باشد. فاصله فاحش میان دستمزد و هزینه‌های زندگی در ایران، فشار معیشتی کارگران را به شدت افزایش داده و نارضایتی اجتماعی را تشدید کرده است.

    پیامد‌های اقتصادی

    کاهش قدرت خرید کارگران باعث کاهش تقاضا برای کالا و خدمات می‌شود و در نهایت رکود بازار را تشدید می‌کند. وقتی اقشار کارگر توان خرید خود را از دست می‌دهند، اثر مستقیم بر رشد اقتصادی کشور نیز گذاشته می‌شود. کارشناسان تاکید دارند که بدون بازنگری فوری در حداقل دستمزد، هم وضعیت معیشتی کارگران وخیم‌تر خواهد شد و هم اقتصاد ملی با مشکلات جدی مواجه خواهد شد.

    وضعیت کنونی نشان می‌دهد که کارگران در صف اول فشار‌های اقتصادی هستند و شورای عالی کار باید هر چه سریع‌تر برای بازنگری دستمزد اقدام کند. افزایش دستمزد نه تنها مطالبه‌ای قانونی و بحق است، بلکه یک ضرورت اقتصادی و اجتماعی برای جلوگیری از تشدید رکود، کاهش نارضایتی و حفظ ثبات جامعه محسوب می‌شود.

  • کارگران روزمزد؛ فراموش‌شدگان اقتصاد جنگی 

    کارگران روزمزد؛ فراموش‌شدگان اقتصاد جنگی 

    به گزارش اقتصادران، همزمان با شدت گرفتن درگیری‌ها میان ایران و اسرائیل و افزایش تهدید‌های امنیتی در پایتخت، تهران در هفته اخیر شاهد موجی از مهاجرت اجباری، کاهش تردد در معابر شهری و تعطیلی یا نیمه‌تعطیلی بسیاری از مشاغل روزانه بوده است. در میان همه اقشار متأثر از این وضعیت، کارگران روزمزد به‌عنوان یکی از آسیب‌پذیرترین گروه‌های بازار کار، در صدر متضرران قرار دارند.

    کارگران روزمزد؛ ستون بی‌ستون اقتصاد غیررسمی

    احمد میدری، وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی در بهمن ماه سال گذشته از وجود ۶ میلیون شاغل در کشور خبر داد که فاقد پوشش بیمه‌ای هستند. همچنین سید مالک حسینی، معاون اشتغال وزارت کار نیز سال گذشته عنوان کرد که ۵۶ درصد مشاغل ما در بخش غیررسمی است. بنابر آنچه مرکز آمار ایران از نتایج تفصیلی اشتغال و بخش رسمی و غیررسمی در سال‌های ۱۳۹۸ تا ۱۳۹۹ منتشر کرده است، در سال ۱۳۹۸ سهم جمعیت شاغل کشور از اشتغال رسمی ۴۰.۷ درصد و از اشتغال غیررسمی ۵۹.۲ درصد بوده است. این آمار به تفکیک جنسیت نشان می‌دهد که ۴۱.۶ درصد شاغلان بخش رسمی را مردان و ۳۶.۶ درصد را زنان تشکیل می‌دهند، اما در بخش غیررسمی، زنان با ۶۳.۴ درصد بیشترین درصد شاغلان غیررسمی را به خود اختصاص داده‌اند.

    کوچ اجباری از تهران، پایان نان روزانه

    پس از حملات مستقیم اسرائیل به ایران، آن‌دسته از کارگران روزمزدی که زندگی و کارشان به تهران گره خورده، به محض ترک پایتخت، عملا منبع درآمد خود را از دست داده‌اند. برخلاف کارمندان دولتی یا شاغلان رسمی که در این شرایط، دست‌کم حقوق پایه یا بیمه بیکاری را دریافت می‌کنند، برای کارگر روزمزدی که در پروژه‌های عمرانی، باربری، کارگاه‌های ساختمانی یا مراکز خدماتی بدون قرارداد فعالیت می‌کرده، هیچ حمایت رسمی تعریف نشده است.

    اغلب این افراد مستأجر هستند یا در محل کار خود اقامت دارند. شغل اکثر آنها کارگری روزمزد است و در پی تعطیلی فعالیت پروژه‌های ساختمانی، کارگاه‌ها، کارخانه‌ها و شرکت‌ها، نه‌تنها درآمد خود را از دست داده‌اند، بلکه بار مهاجرتی ناخواسته نیز بر دوش‌شان افتاده است.

    در حال حاضر جنگ در اولویت قرار دارد و کسی به فکر اقتصاد ایران و ترکش‌هایی که بر بدنه آن وارد می‌شود، نیست. از این رو برنامه مشخصی برای حمایت از شاغلان بخش غیررسمی، به‌ویژه کارگران روزمزد، ارائه نشده است. آمار دقیقی از تعداد کارگران روزمزد در تهران در دسترس نیست، اما براساس گزارش ایسنا در سال ۱۴۰۱، آمار‌ها نشان می‌دهند که بیش از ۳.۵ میلیون کارگر و ۲۳۵ هزار کارگاه در سطح استان تهران فعالیت می‌کنند. از این رو دست‌کم ۳ و نیم میلیون نفر کارگر در معرض قطع کامل درآمد روزانه قرار دارند؛ آن‌هم در شرایطی که به گفته بانک مرکزی، نرخ تورم نقطه به نقطه در اردیبهشت ۱۴۰۴ به حدود ۳۸.۷ درصد رسیده است.

    نبود تضمین امنیت جان و مال در محل پروژه‌ها، نگرانی مالکان از تخریب زیرساخت‌ها و قطع تردد در برخی مسیرها، عملا باعث شده فعالیت اقتصادی در این بخش متوقف شود. در نتیجه، کارگران نه‌تنها شغل خود را از دست داده، بلکه به‌دلیل نداشتن پس‌انداز یا حمایت اجتماعی، بلافاصله به زیر خط فقر سقوط سقوط خواهند کرد.

    دولت کجاست؟

    در فروردین ۱۳۹۹ هم‌زمان با شروع بحران کرونا دولت طرح‌هایی، چون بسته معیشتی کرونا یا وام یک میلیون تومانی را برای جبران بخشی از آسیب‌های وارد شده به خانوار‌ها را اجرا کرد. اما در بحران جنگی فعلی، حتی همان حداقل‌ها نیز در نظر گرفته نشده است.

    درس‌های جهانی از اقتصاد بحران

    در اغلب کشور‌های درگیر جنگ یا بحران‌های طبیعی، ساختار‌هایی همچون بیمه بیکاری بحران، یارانه اضطراری یا سامانه ثبت خسارت شغلی وجود دارد تا گروه‌های آسیب‌پذیر به‌طور موقت تحت پوشش قرار گیرند؛ اما در ایران، نه تنها چنین سازوکاری وجود ندارد، بلکه نهاد‌هایی که مسئولیت صیانت از نیروی کار را بر عهده دارند، عمدتا ساکت و بی‌برنامه‌اند.

    تجربه‌های جهانی نشان می‌دهند که عدم رسیدگی به وضعیت کارگران غیررسمی در زمان بحران، نه تنها باعث تشدید فقر، بزهکاری و آسیب‌های اجتماعی می‌شود، بلکه به نوبه‌ خود زنجیره تولید و خدمات را نیز مختل می‌کند. وقتی کارگر روزمزد دیگر توانی برای بازگشت به شهر و فعالیت ندارد، چرخه تولید در حوزه‌های ساختمان‌سازی، حمل‌ونقل خرد و خدماتی دچار رکود جدی می‌شود.

    کشور‌هایی مانند هند و آمریکا در دوران کووید-۱۹ یا بلایای طبیعی، ابزار‌هایی نظیر یارانه اضطراری و بیمه بحران برای کارگران غیررسمی را اجرا کردند. همچنین سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD) توصیه می‌کند برای کاهش آسیب‌پذیری، توسعه بیمه‌های اجتماعی جامع برای نیرو‌های غیررسمی ضروری است.

    صدایی که شنیده نمی‌شود

    کارگران روزمزد نماینده قانونی یا اتحادیه رسمی مشخصی ندارند. این فقدان ساختار سازمانی باعث شده تا نتوانند مطالبات خود را پیگیری کنند. نهادهایی، چون شورای عالی کار یا وزارت کار بیشتر بر مزدبگیران رسمی تمرکز دارند و در تصمیم‌سازی‌های کلان، جایگاهی برای کارگران غیررسمی تعریف نشده است. در چنین وضعیتی، خطر فروپاشی اجتماعی در میان این گروه بسیار بالاست؛ به‌ویژه اگر بحران جنگی ادامه‌دار شود.

    جنگ فقط در جبهه‌های نظامی رخ نمی‌دهد؛ سنگر واقعی آن‌جاست که مردم زندگی می‌کنند و برای لقمه نانی می‌جنگند. اگر دولت در این بزنگاه از آنان حمایت نکند، اقتصاد پس از جنگ با بحرانی بزرگتر رو‌به‌رو خواهد شد که هیچ تحریم، بیماری یا زلزله‌ای قادر به تخریب آن نبوده است.

  • زیست در سایه توهین و تحقیر / زندگی کارگران؛ سوژه خنده و مسخره بازی برای دوربین مخفی

    زیست در سایه توهین و تحقیر / زندگی کارگران؛ سوژه خنده و مسخره بازی برای دوربین مخفی

    به گزارش اقتصادران، فیلم کوتاه است، فقط چند دقیقه، اما چند دقیقه‌ای به شدت زجرآور، کلافه‌کننده و ناراحت.

    یک ویدئوی زجرآور

    دو کارگر باربر با سختی و عرق ریختن در گرمای سر ظهر تابستان، در حال جابجایی بار هستند؛ یکی از آن‌ها تلاش می‌کند یک کارتون سنگین را از زمین بلند کند؛ ناگهان هنرمند دوربین مخفی! از کنار کامیون حمل بار ظاهر می‌شود، رو به کارگر می‌کند و با لحنی پر از تمسخر و توهین می‌‌گوید «نون نخوردی مگه، زور بزن یه کم…..». کارگر متعجب می‌شود، بار بر دوش، چند بار می‌پرسد «شما با منی؟» بعد آقای هنرمند خود را به نشنیدن می‌زند و تظاهر می‌کند که مربی ورزش است و با هندز فریِ موبایل‌اش در حال صحبت کردن و برنامه دادن….

    کارگر متعجبانه مجبور به باور کردن می‌شود اما آقای هنرمند دست‌بردار نیست: «نمی‌تونی بلند کنی بیام سه تا بزنم تو گوش‌ات ها….». کارگر خسته عصبانی می‌شود و به سمت آقای هنرمند می‌آید، حوصله‌اش تمام شده و به مرز انفجار رسیده، در ساعت اوج خستگی، آقای هنرمند دوربین مخفی، ول‌کن نیست…. در نهایت هنرمند فضای مجازی که چند دقیقه‌ی زجرآور، کارگر و همکارش را در حال بار بردن و عرق ریختن سر کار گذاشته و به هدفش رسیده، می‌گوید: «چی میگی آقا، من مربی بدنسازی‌ام، دارم تمرین آنلاین می‌دم، دارم با ایرپاد صحبت می‌کنم، بیا بگو الو….». و کارگر ساده در ایرپاد یا هندزفریِ هنرمند قلابی الو می‌گوید و سلام می‌دهد، اینجا صدای خنده‌ها روی ویدئو اوج می‌گیرد و گوش‌ها را کر می‌کند….

    بلاهای سرمایه‌داریِ بی‌ضابطه

    این نوع برخوردِ توهین آمیزِ دنیای سرمایه‌داری با طبقه‌ی کارگر و زحمتکش، چیز جدیدی نیست؛ دنیای تبلیغات و سرمایه‌داری مخصوصاً وقتی برای پول درآوردن هیچ ضابطه و حد و رمز مشخصی وجود ندارد،  تمام خطوط قرمز را رد می‌کند، طبقه‌ی کارگر به سادگی طعمه می‌شود….

    با یک چرخ در یوتیوپ و اینستاگرام، نمونه‌های مختلفی از این هنرمندان قلابی می‌بینیم که سوژه‌ای ساده‌تر و سهل‌الوصول‌تر از کارگران کف خیابان پیدا نکرده‌اند؛ کارگران پاکبان، پارکبانان، پرسنل فضای سبز و نیروهایی مانند باربران شهری یا کارگران بازیافت زباله، این ضعیف‌ترین و بی‌حقوق‌ترین لایه‌های طبقه کارگر شهری، برای دوربین مخفی و لایک گرفتن و البته کسب درآمد سوژه می‌شوند. کارگرانی که خودشان میانه چندانی با تکنولوژی‌های روز ندارند و احتمالاً فقط یک گوشی تخم مرغی برای ارتباط با خانواده در جیب بغل دارند، خود را در فضاهایی محصور می‌بینند که راه فراری ندارد؛ در عرض چند دقیقه، این کارگران برای فالوئر جمع کردن و پول درآوردن «ابزار» می‌شوند، دوربین مخفی این فضاهای محصور را ثبت می‌‌کند و در نهایت، ویدئوهای کوتاه از این کارگران در یوتیوپ یا اینستاگرام بارگذاری می‌شود، در حالیکه مخاطبان فرضی یا واقعی با صدای بلند می‌خندند…..

    درد مضاعفِ توهین

    کارگران ایران به خصوص حداقل‌بگیرانِ کف خیابان، این روزها اصلاً حال و روز خوشی ندارند و به گفته‌ی «احسان سهرابی» فعال کارگری، این برخوردها چیزی جز درد مضاعف نیست؛ کارگری که درگیر پول درآوردن برای خرید نان خالی یا نان و تخم مرغ است و معمولاً در پهنه کلانشهرها، خانه ‌به دوش و آواره است، از سوی فضای مجازی و فعالان آن مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد.

    سهرابی با تاکید بر اینکه «این رفتارها توهین به کرامت کارگران در قالب محتوای دوربین مخفی‌ست» می‌گوید: این هنرمندانِ به اصطلاح غیر رسمی، معمولاً جهت تولید محتوا در پارک‌ها و فضای سبز تردد دارند و بیشتر کارگران خدمات شهری، طعمه‌ی این‌گونه برخوردها می‌شوند. متاسفانه در روزها و ماه‌های اخیر شاهد گسترش پدیده‌ای نگران‌کننده در فضای مجازی و برخی رسانه‌ها هستیم که در آن، برخی افراد به بهانه‌ی تولید محتوای دوربین مخفی و برنامه‌های سرگرمی‌نما، کارگران ساده، زحمت‌کش و خوش‌قلب کشورمان را آماج تمسخر، تحقیر و استهزاء قرار می‌دهند.

    به گفته این فعال کارگری، این رفتارها نه تنها مغایر با اصول اخلاقی‌ و حفظ کرامت انسانی‌ست، بلکه به روشنی با قوانین مصرح وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه تولید محتوا در تضاد است.

    سهرابی تاکید می‌کند: کارگران، ستون‌های اصلی تولید، خدمات و توسعه کشور هستند؛ کسانی که با صداقت و تلاش روزانه خود، چرخ‌های زندگی جمعی را به حرکت درمی‌آورند. به‌کارگیری این زحمتکشان در نمایش‌هایی با هدف خنداندن و سرگرم‌سازی از طریق تحقیر، بازی با احساسات و ایجاد شوک روانی، مصداق روشن نقض حرمت انسان و تخطی از مسئولیت اجتماعی رسانه‌هاست.

    این نوع رفتارها باید متوقف شود؛ سهرابی در این رابطه می‌گوید: ما خواهان برخورد قاطع، قانونی و بازدارنده با تولیدکنندگان و پخش‌کنندگان این نوع محتواهای سخیف هستیم. همچنین از پلتفرم‌ها، رسانه‌ها و مدیران فضای مجازی می‌خواهیم با پالایش محتوای خود، اجازه ندهند که بسترهای فرهنگی کشور به محلی برای تحقیر طبقات زحمت‌کش و شریف بالاخص کارگران کم‌درآمد و تحت ستمِ خدمات شهری تبدیل شود.

    آنچه در چند دقیقه‌ی زجرآورِ این ویدئوهای دوربین مخفی می‌گذرد، تمسخری تلخ بر زندگی دشوار کارگران فرودست است، کارگرانی که خبر ندارند دیگران یا همان سلبریتی‌های فضای مجازی برای سودجویی و کسب پول، هیچ خط قرمزی ندارند، کارگرانی که نمی‌دانند سوژه شده‌اند. زجر و عذاب آنجا به نقطه اوج خود می‌رسد که کارگرِ بی‌خبر از همه جا، شرمنده از عصبانیتِ چند لحظه پیش خود، در اوج خستگی، باور می‌کند که اشتباه کرده و در ایرپادِ بازیگرِ ویدئوی سخیف، سلام و احوالپرسی می‌فرستد، همانجاست که خنده‌های پشت دوربین اوج می‌گیرد و این سناریوی شرم‌آور تکمیل می‌شود….

  • ترکش خاموشی‌ها بر صنایع کوچک / معیشت کارگران در خطر است

    ترکش خاموشی‌ها بر صنایع کوچک / معیشت کارگران در خطر است

    به گزارش اقتصادران، سفارش‌ها عقب افتاده و مشتری‌ها ناراضی هستند. کارفرمایان صنایع کوچک و متوسط از قطعی بی‌برنامه و مکرر برق کلافه و کارگران نگران امنیت شغلی خود هستند. ترکش خاموشی‌ها حالا بیش از پیش معیشت کارگران را نشانه گرفته است تا جایی که در دو ماه گذشته بیش از ۱۲ هزار کارگر از کار بیکار شده یا به مرخصی اجباری رفته‌اند.

    قطعی مکرر برق دامن صنایع و کارخانجات و بخش خانگی را گرفته است. از فروردین امسال و با قطعی زودهنگام برق پیش از گرمای هوا، می‌شد پیش‌بینی کرد که ناترازی برق در تابستان پیش رو تشدید شود.
    رویکرد دولت در سال جاری کاهش بار فشار خاموشی‌ها از دوش صنایع و جایگزینی این فشار بر بخش خانگی اعلام شد، البته در این مدت تصمیماتی همانند قطع دو هفته‌ای برق برخی صنایع اعلام شد که به نظر می‌رسید نوعی سردرگمی در مدیریت خاموشی‌ها وجود دارد.

     انتقاد از برق نرسانی به صنایع

    محمد اتابک، وزیر صنعت، معدن و تجارت در پی انتشار خبر‌هایی از سوی صنایع بزرگ کشور از جمله کارخانه‌های سیمان، فولاد و آلومینیوم مبنی بر قطع برق کامل آنها در ۱۵ روز آینده، گفته بود: این تصمیم که بدون حضور نماینده این وزارتخانه اتخاذ شده در تضاد کامل با تفاهمنامه اخیر اینجانب با وزیر نیرو است و جای تأسف دارد که بار دیگر بخش صنعت کشور به عنوان اولویت نخست اعمال محدودیت‌های کمبود برق تعیین شده‌اند.
    وزیر صمت با بیان اینکه هزینه‌های قطع برق بخش صنعت و معدن کشور که نقش مهمی در تولید ناخالص داخلی (GDP) کشور دارند، بسیار سنگین است، افزود: در حالی که رهبر معظم انقلاب بر امر تولید تأکید ویژه دارند، قطع برق صنایع عمده به عنوان اولویت اول محدودیت در سالی که مقرر شده سرمایه‌گذاری برای تولید تشویق شود، برهم زننده امنیت سرمایه‌گذاری در تولید است. اتابک با تأکید بر اینکه این وزارتخانه برای جلوگیری از تکرار خسارت‌های سنگینی است که سال گذشته بر صنایع کلان وارد شد، تلاش کرد با ایجاد تفاهم در دولت، بخش صنعت و معدن کشور را از اولویت نخست قطع برق خارج کند، تصریح کرد: انعقاد تفاهم‌نامه جامع با وزارت نیرو و برنامه‌ریزی دقیق و جزئی برای چگونگی قطع برق صنایع به صورت تفکیکی در این راستا صورت گرفت که متأسفانه در کمتر از دو هفته این تفاهمنامه از سوی وزارت نیرو نقض شده است.
    این مسئله مورد انتقاد نمایندگان مجلس نیز قرار گرفته است. محمد بیات، نماینده مردم خمین در مجلس با انتقاد از قطعی‌های گسترده برق در بخش صنعت و کشاورزی، خواستار اقدام فوری دولت در این زمینه شد.
    روح‌الله لک‌علی‌آبادی نیز در نشست علنی ۲۴ اردیبهشت ماه در تذکر شفاهی گفت: امروز ما خاموشی کارخانه‌ها را داریم و کارخانه‌ها دارند تعطیل می‌شوند و کارگر‌ها به خانه‌های‌شان می‌روند. وی افزود: کارخانه سیمان دورود با ۷۰۰ کارگر وقتی تعطیل شود، چطور می‌تواند جلوی تنش را بگیرید. همه کارگران دارند بیکار می‌شوند، کارخانه‌ها برق‌شان قطع می‌شود و کک هیچ کسی نمی‌گزد. یک هفته است با وزارت نیرو، با مدیر برق و با مدیر تولید برق توانیر جلسه گذاشتیم، می‌گویند بیایید برق سبز بخرید و بروید برق را از بورس بخرید، اگر برق نیست پس چطور می‌شود از بورس برق را خرید.
    مصطفی معینی‌آرانی از دیگر نمایندگان مجلس نیز گفت: قطعی مکرر برق خسارات جبران‌ناپذیری بر صنایع کشور وارد کرده است.

    هشدار اتاق بازرگانی به بیکاری کارگران

    شرایط حاضر به وضعیتی مشکل‌ساز برای صنایع کشور به ویژه صنایع متوسط و کوچک (که حدود ۹۰ درصد صنایع کشور را شامل می‌شوند) تبدیل شده است.
    طبق گزارش‌های رسیده از شهرک‌های صنعتی در استان‌های البرز، اصفهان، تهران و خراسان‌رضوی، بسیاری از کارگاه‌های تولیدی ناچار به کاهش ساعات کاری یا حتی تعطیلی موقت شده‌اند. برخی آمار‌ها از اتحادیه‌های کارگری بیانگر این است که در دو ماه گذشته بیش از ۱۲ هزار کارگر از کار بیکار شده یا به مرخصی اجباری رفته‌اند.
    اتاق بازرگانی ایران در گزارشی هشدار داده است که ادامه این وضعیت می‌تواند به بیکاری هزاران کارگر منجر شود و رکود صنایع کوچک و متوسط را عمیق‌تر کند، البته دولت با عرضه برق غیردولتی به صنایع این فرصت را داده که برق‌شان قطع نشود، اما بهای برق آزاد تقریباً بیش از ۳۳برابر بهای برق دولتی است و این میزان شکاف، امکان خرید برق صنایع کوچک را از آنها گرفته است. همچنین راه‌اندازی نیروگاه از سوی صنایع نیز برای صنایع کوچک امکانپذیر نیست و هزینه‌های بالایی دارد. در هر صورت کاهش تعداد روز‌های تولید در دو صنعت فولاد و سیمان به ۱۵۰روز در سال، زنگ خطری جدی است که بسیاری از صنایع دیگر را نیز دربرمی‌گیرد.

     ضرورت اصلاحات ساختاری در صنعت برق

    تداوم قطعی‌های برق نه فقط به تعطیلی خط تولید منجر می‌شود، بلکه فشار هزینه‌ای سنگینی را نیز بر دوش بنگاه‌های صنعتی تحمیل می‌کند، در شرایطی که تولید متوقف می‌شود، اما هزینه‌های جاری از جمله حقوق، بیمه و مالیات پابرجاست. بسیاری از واحد‌های صنعتی برای بقای خود به ناچار دست به تصمیمات سخت می‌زنند که یکی از نخستین گزینه‌ها، تعدیل نیرو است که اگرچه در کوتاه‌مدت ابزاری برای حفظ حیات شرکت‌ها به نظر می‌رسد، اما در مقیاس ملی به معنای افزایش نرخ بیکاری، کاهش درآمد خانوار و در نهایت کوچک شدن تقاضای مؤثر در اقتصاد و فقیرترشدن ایران خواهد بود.
    کارشناسان تأکید دارند در پیش گرفتن اصلاحات ساختاری در صنعت برق می‌تواند مسئله ناترازی را حل و راه را برای تأمین پایدار برق باز کند. آنها خواستار تدوین برنامه‌ای بلندمدت برای پایداری زیرساخت‌های انرژی کشور شده‌اند تا نه تنها تولید ملی آسیب نبیند، بلکه امنیت شغلی کارگران نیز حفظ شود.
    کارشناسان معتقدند برای جلوگیری از تعمیق بحران، دولت باید در کوتاه‌مدت با برنامه‌ریزی دقیق و اطلاع‌رسانی منظم، زمانبندی قطعی‌ها را در اختیار واحد‌های صنعتی قرار دهد. همچنین حمایت‌های مالی و یارانه‌ای از صنایع آسیب دیده برای حفظ نیروی کار ضروری است. در بلندمدت نیز توسعه زیرساخت‌های انرژی، تنوع بخشی به منابع تولید برق و کاهش وابستگی به شبکه برق سراسری باید در اولویت قرار گیرد.
    میدری، وزیر تعاون اعلام کرده امنیت شغلی و معیشت کارگران اولویت و دغدغه وزارتخانه تحت مدیریتش است، اما با این تفاسیر و با وضعیت تولید ناقص و بیکاری کارگران به دلیل قطعی برق، به نظر می‌رسد باید برای کاهش مشکلات و دغدغه معیشت کارگران این بار دست به دامان وزارت نیرو شد!

  • چرا اجازه می‌دهند بیگاری‌کِشان حق کارگران را بخورند؟ / یک وزیر یا نماینده مجلس می‌تواند با ماهی ۱۵ میلیون تومان حقوق زندگی کند؟

    چرا اجازه می‌دهند بیگاری‌کِشان حق کارگران را بخورند؟ / یک وزیر یا نماینده مجلس می‌تواند با ماهی ۱۵ میلیون تومان حقوق زندگی کند؟

    به گزارش اقتصادران، «نصرالله دریابیگی» دبیر اجرایی خانه کارگر مازندران با اشاره به مشکلات متعدد کارگران در هفته‌ی کارگر امسال به اصلی‌ترین دغدغه‌های جامعه کارگری کشور اشاره کرد و گفت: مسئولین و وزارت کار باید بدانند که متاسفانه قوانین در حوزه کارگری اجرا نشده است.

    امنیت شغلی

    او با بیان اینکه «فقدان امنیت شغلی باعث بروز ناهنجاری‌های اجتماعی و اختلافات خانوادگی شده» افزود: یکی از دلایل نرخ بالای اعتیاد و طلاق در میان خانواده‌های کارگری، نداشتن امنیت شغلی‌ست؛ نیروی کار جوان و تحصیلکرده با مدارک عالیه، در بنگاه‌های اقتصادی مشغول به کار می‌شود، ازدواج می‌کند و بچه‌دار می‌شود اما ناگهان به لطف قراردادهای موقت کار، اخراج می‌شود! این مسئله باعث بروز آسیب‌های اجتماعی فراوان شده و امنیت عمومی را در سطح اجتماع به خطر انداخته.

    دریابیگی ادامه داد: از سوی دیگر، برده‌داری مدرن در قالب شرکت‌های خدماتی و پیمانکاری، اوضاع را برای کارگران حتی نیروی کار متخصص و باسابقه دشوار کرده؛ کارگر بعد از سی سال کار، وقتی برای بازنشستگی به تامین اجتماعی مراجعه می‌کند، متوجه می‌شود حق بیمه‌اش فقط ده یا پانزده سال پرداخت شده و شرکت‌های پیمانکاری حق و حقوقش را ضایع کرده‌اند؛ کارگری که دستش به هیچ جا بند نیست، همه‌ی این فشارها را از چشم دولت می‌بیند و مدعی می‌شود به او ظلم شده؛ چرا اجازه می‌دهند بیگاری‌کِشان حق کارگران را بخورند؟

    به اعتقاد دبیر اجرایی خانه کارگر مازندران، اولین گام اصلاحی باید اصلاح ماده ۷ قانون کار و دو تبصره آن باشد تا کارگران در مشاغل مستمر، قرارداد دائم داشته باشند و بساط بی‌ثبات کاری و قراردادهای موقت کار برچیده شود و در عین حال، استفاده از شرکت‌های پیمانکاری در دولت و نهادها ممنوع شود.

    معیشت

    این فعال صنفی، دومین دغدغه‌ی مهم را مسئله معیشت دانست و در این رابطه گفت: امسال در شورایعالی کار، تا اندازه‌ای و به صورت نصفه، ماده ۴۱ قانون کار اجرا شد، در واقع فقط برابری مزد با نرخ تورم اجرا شد و بازهم سبد معیشت کنار گذاشته شد؛ مسئولان و تصمیم‌گیران بگویند وقتی حداقل هزینه‌های زندگی کارگران ۲۴ میلیون تومان است، کارگر شاغل و بازنشسته با ۱۵ میلیون تومان چطور باید زندگی کند؟

    دریابیگی با بیان اینکه «کارگر شاغل و بازنشسته کلی گرفتاری و مشکل دارد و با ۱۵ میلیون تومان، چرخ زندگی‌اش نمی‌چرخد» تصریح کرد: درمان در قانون رایگان است اما برایش پول هنگفت می‌گیرند، آموزش باید رایگان باشد اما پولی‌ست؛ آیا در این شرایط، یک وزیر، یک استاندار، یک فرماندار، یک شهردار یا یک نماینده مجلس می‌تواند با ماهی ۱۵ میلیون تومان حقوق زندگی کند؟ یک بازنشسته‌ی ۶۰، ۷۰ ساله چطور با این پول زندگی کند؟

    وی با تاکید بر الزامات قانون کار گفت: قانون کار گفته مزد حداقل سالی یکبار براساس تورم و سبد معیشت زیاد شود، اما این الزامات هیچ زمان اجرا نشده؛ در نتیجه، هم اقتصاد دچار رکود شده و هم جامعه کارگری به یاس و سرخوردگی مبتلا شده است؛ امروز یک جامعه ۵۰ میلیون نفری از مجریان قانون ناراضی‌ هستند.

    مسکن

    دبیر اجرایی خانه کارگر مازندران، بحران مسکن را سومین دغدغه‌ی مهم جامعه کارگری دانست و گفت: برای مسکن باید کار اساسی شود؛ شعار دادن و فریاد زدن کار ماست، اما عمل کردن و برنامه داشتن کار رئیس جمهور و دولت و نمایندگان مجلس است؛ کار اصولی لازم است، کارگر نمی‌تواند یک اتاق ۲۰ متری اجاره کند تا خانواده‌اش سرپناه داشته باشند.

    بازرسی کار

    دریابیگی، ادامه داد: مسئله بعدی، کاستی‌ها و نواقص بازرسی‌های کار است که موجب شده نرخ حوادث کار مرگبار به شدت افزایش یابد. یکی از علل بالا بودن نرخ حوادث کار، پایین بودن دستمزدهاست؛ نیروی کار برای اینکه شکاف هزینه و دستمزد را پر کند، سراغ کار دوم می‌رود؛ صبح خسته سر کار می‌آید و این خستگی مفرط موجب بروز حوادث مرگبار می‌شود؛ کارگر تاوان بی‌قانونی‌ها را می‌دهد، قطع نخاع می‌شود، کور می‌شود یا جان می‌بازد.

    این فعال صنفی کارگران و بازنشستگان در پایان تاکید کرد: روز کارگر فقط یک تشریفات رسمی است و به خودی خود آورده‌ای ندارد؛ ولی امید داریم صدای حق طلبانه‌ی کارگران، تشکل‌های کارگری و بازنشستگان از سوی دولت، مجلس، وزیر کار و مدیرعامل تامین اجتماعی شنیده شود و کارگران و بازنشستگان ایران که بیش از نیمی از جمعیت کشور هستند، طعمِ شیرینِ عدالت را بچشند.

  • فاجعه برای جامعه کارگری / مقدسی زاده: کارگران باید به فکر چادرنشینی باشند! / صادقی: کارگران ۲۰۰ درصد از دولت و کارفرما مزد افزایش نیافته طلب دارند!

    فاجعه برای جامعه کارگری / مقدسی زاده: کارگران باید به فکر چادرنشینی باشند! / صادقی: کارگران ۲۰۰ درصد از دولت و کارفرما مزد افزایش نیافته طلب دارند!

    به گزارش اقتصادران، تلاش برای مذاکره اکثریت اعضای شورای عالی کار روی سبد حداقل معیشت خانوار کارگری ۲۳ میلیون و ۴۴۰ هزار تومانی و مخالفت گروه کارگری با آن آخرین خبری است که در این شورا به گوش کارگران رسیده و آنان را دچار نگرانی ساخته. فعالان کارگری و کارگران بخش‌های مختلف وقتی متوجه شدند که سبد معرفی شده از سوی تعداد قابل ملاحظه‌ای از اعضای شورا پس از چندین هفته مذاکره در کمیته مزد، چنین رقمی بوده و تنها با مخالفت چندتن از اعضای گروه مذاکره کننده کارگری مصوب نشده است، مخالفت خود را به اشکال مختلف بروز دادند.

    تنها یک روز بعد از این خبر بود که علیرضا میرغفاری (عضو پیشین و نماینده سابق یکی از تشکل‌های کارگری در شورای عالی کار) با نوشتن کارزاری در واکنش به طرح این رقم از سوی برخی از اعضای این شورا، موضوع افزایش مزد ۷۰ درصدی را مطرح کرد؛ موضوعی که تاکنون ۲۵ هزار کارگر با امضای خود با آن همراهی کردند.

    در متن این کارزار آمده است: «امسال نیز با حضور خود در ادامه جنبش دستمزد، می‌خواهیم نمایندگان کارگران در شورای عالی کار را قانع کنیم اگر به توافقی شرافتمندانه با نمایندگان دولت و کارفرماها نرسیدند، همچون سال گذشته بدون امضای مصوبه دستمزد جلسه شورای عالی کار را ترک کنند. معیار ما امضاکنندگان این کارزار برای مزد شرافتمندانه، نه فقط افزایش مزد به میزان تورم سال جاری، بلکه افزایش ۷۰ درصدی حداقل‌دستمزد برای جبران عقب‌ماندگی مزد از تورم در فاصله سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ است.»

    علاوه بر این، این میزان سبد به اشکال دیگری نیز مورد انتقاد فعالان کارگری و کارگران شاغل و بازنشسته نیز بوده است. بحث سبد ۲۳ میلیون تومانی در شرایطی مطرح شد که اعضای شوراهای اسلامی کار کشور روی موضوع سبد معیشت ۲۹ میلیون تومانی به توافق محاسباتی رسیده بودند و استدلال می‌کردند که این میزان، عددی مربوط به «کل کشور» و «براساس حداقلی‌ترین اقلام و قیمت‌های موجود در بازار» به دست آمده است؛ لذا بطور طبیعی کارگران و تشکل‌های کارگری نسبت به این فاصله ۶ میلیونی معترض خواهند بود.

    با این وجود، برخی نیز در جریان کارفرمایی و دولت هستند که موضوع سبد معیشت را بی‌اهمیت می‌خوانند زیرا پیشاپیش می‌دانند که اکثریت اعضای شورا (بجز گروه کارگری) نسبت به نزدیک کردن میزان مزد افزایش یافته مصوب و سبد معیشت مصوب خود شورای عالی کار نیز، مخالفت می‌کنند. به همین دلیل روی کاغذ برای آنان سبد حداقل معیشت کارگری ۲۰.۲۳ و ۳۰ میلیون تومانی تفاوتی ندارد؛ اما چه چیزی باعث می‌شود که با این وجود، طرف مقابل بر کاهش حجم و قیمت سبد معیشت با اینکه همه‌ساله مقدار بسیار کمتری ازآن مصوب می‌شود، تاکید کند؟

    پاسخ به این سوال را باید در نسبتی که به لحاظ ذهنی، تبلیغاتی و افکار عمومی بین حداقل مزد مصوب و سبد حداقل معیشت برقرار است، بجوییم. یعنی همواره فاصله سبد حداقل معیشت (به عنوان مبلغی که طبق قانون کار باید داده شود) و حداقل دستمزد مصوب (به عنوان مبلغ حقوقی که کارفرمایان و دولت برخلاف قانون کار به کارگران تحمیل می‌کنند) یک نشانه از میزان طلبکاری و برتری موضع گروه کارگری است؛ یعنی به عبارت بهتر، گروه کارفرمایی و دولت با تلاش برای کاهش سبد معیشت، می‌خواهد که حتی بدهکاری خود را نیز به کارگران اندک نشان دهد. ضمن اینکه در عرف تصمیمات شورای عالی کار، عدم افزایش پایه حقوق به میزان نصف مبلغ سبد معیشت برای گروه کارفرمایی و گروه دولت بسیار سنگین بوده و بار روانی نیز روی جامعه و افکار عمومی خواهد داشت.

    با سبد پیشنهادی کارگران باید زاغه‌نشینی کنند! 

    علی مقدسی زاده (رئیس هیات مدیره کانون شوراهای اسلامی کار خراسان جنوبی) در اظهارنظری پیرامون موضوع نسبت سبدهای مطرح شده در شورای عالی کار و حداقل دستمزد گفت: با ارقام مطرح شده، امروز کارگران باید به فکر حاشیه نشینی و چادرنشینی باشند. واقعیت این است که سال آینده سال بسیار پر تورم و پرفشاری است و برای سال ۱۴۰۴، باید چتر حمایت اجتماعی روی سر کارگران توسط دولت ایجاد شود. ما با سال عادی‌ای در آینده مواجه نیستیم که دوستان این ارقام عجیب و غریب را درمورد میزان افزایش حداقل دستمزد و سبد مطرح می‌کنند!

    وی افزود: بر خلاف عده‌ای از کارشناسان بنده مخالف طرح‌های قدیمی و برگشتن به ۳۰سال پیش از جنس ارائه سبد کالابرگ الکترونیکی به جای مزد هستم. شرایط به قدری اضطراری است که فرصت آزمون و خطا برای چنین طرح‌هایی نداریم و تست کردن چنین طرح‌هایی به‌صورت جایگزین افزایش سبد حداقل معیشت و حداقل دستمزد، باید در شرایط با ثبات و آرام‌تر باشد.

    مقدسی زاده ادامه داد: اصل مهم برای کارگران منطبق‌سازی میزان حقوق با تورم موجود است. البته منظور ما قطعا نرخ تورم واقعی است نه تورمی که مرکز آمار و بانک مرکزی به این شیوه مسئله دار اعلام می‌کند. سبد معیشت گمانه زنی شده ۲۳ میلیون تومانی نیز به هیچ عنوان واقعی نیست و کارفرمایان که بدنه خود دولت را شکل می‌دهند، هیچ وقت همین مبلغ سبد را هم طبق قانون به ما نخواهند داد.

    این فعال کارگری تاکید کرد: حداقل ۴۵درصد سبد معیشت را مسکن دربرمی‌گیرد که متاسفانه با مبلغ حق مسکنی که کارگران دریافت می‌کنند، حتی اگر صد درصد افزایش حق مسکن داشته باشیم، یابد حتی یک میلیمتر بیشتر از سال گذشته نمی‌توان خانه حتی اجاره کرد. این درحالی است که پوشاک، حمل ونقل، درمان و… نیز باید واقعی دیده شود، امروزه کارگران محصول شرکت‌های که خود آن‌ها در آن مشغول هستند نمی‌توانند بخرند و چندین بار در سال افزایش قیمت محصول حاصل دست خود را شاهد هستند، اما هیچ چیزی در این افزایش‌ها به جیب کارگران ما ریخته نشده است.

    رئیس هیات مدیره شوراهای اسلامی کار خراسان جنوبی در پایان تصریح کرد: آنچه مهم است، این است که اگر سبد معیشت حقیقی اعلام نشود کارگران امیدی به آینده نخواهند داشت و مشکلات اجتماعی و تنش‌های اجتماعی در سال آینده بیشتر و زاغه نشینی حاصل زندگی کارگران جوان ما خواهد بود؛ زیرا هرسال کمتر از ۶۰ درصد سبد معیشت اعلام شده به عنوان دستمزد کارگران اعلام شده است. اگر این سبد معیشت ۲۳ میلیون تومانی مدنظر طرف مقابل کارفرمایی که هنوز به تایید نرسیده، ملاک باشد تنها حداقل حقوق کارگران به ۱۴ میلیون خواهد رسید که این یعنی یک فاجعه برای جامعه کارگری و طرف مقابل هم چنین می‌خواهد!

    از ابتدای دهه ۹۰ کارگران ۲۰۰ درصد افزایش مزد طلبکار هستند! 

    حسن صادقی (معاون دبیرکل خانه کارگر و رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری) نیز در این رابطه با تاکید بر اینکه «موضوع تعیین سبد حداقل معیشت و مزد علاوه بر شاغلان ۱۷ میلیون نفری و خانواده ایشان، برای میلیون‌ها بازنشسته نیز حیاتی است» اظهار کرد: میزان سبد حداقل معیشت همواره مورد مناقشه طرف کارگری بوده است. سبد معیشت کارگری یک نشانه و یک نقطه علامت است که قرار است شاخص اندازه گیری قدرت خرید جامعه کارگری و میزان بدهکاری دولت و کارفرمایان به این بخش از جامعه باشد.

    وی افزود: حجم ریالی سبد خود مانند یک انسان سخنگو در واقع با تعیین خودش به زبان می‌آید و می‌گوید من به‌عنوان شاخص توان حداقلی معیشتی کارگران جامعه، گویای میزانی هستم که نپرداخته شده و قدرت خرید کارگران براساس معیار قرار گرفتن من و فاصله من با مزد، از بین رفته است. میزان مبلغ سبد معیشت کارگری تنها زمانی گویای چنین چیزی نیست که فاصله مزد مصوب شورای عالی کار و سبد از بین برود.

    صادقی اضافه کرد: فرمول ما درباره سبد معیشت این است که باید بگوییم طی یک دهه گذشته یا از ابتدای دهه ۱۳۹۰، تورم ۳۹۷ درصد رشد داشته و این درحالی است که مزد کارگران ۲۰۷ درصد رشد داشته است. به این معنا ۱۹۰ درصد (یعنی حدود ۲۰۰ درصد) مزد از سبد معیشت که بطور قانونی باید کاملا به کارگران پرداخت شود، عقب است و کارگران ۲۰۰ درصد از دولت و کارفرما از ۱۳ سال گذشته مزد افزایش نیافته طلب دارند! با این میزان افزایش صورت گرفته در این ۱۳ سال، عملاً افزایش مزد یا حتی حفظ ارزش مزد هم نداشتیم بلکه با کاهش ارزش مزد کارگر مواجه بودیم.

    این فعال کارگری ادامه داد: اصلی‌ترین مسئله تعیین سبد معیشت، تاکید بر حفظ قدرت خرید است و به همین دلیل اهمیتی بیش از شاخص‌های اسمی مثل نرخ تورم دارد. سبد به عبارت بهتر علامت‌گذاری است که باید تصمیمات با آن منطبق شود. ما برای برای بازگشت قدرت خرید، مولفه‌های هزینه زندگی را استخراج و از طریق تعریف استانداردها به سبد برسیم. در واقع بنده نمی‌دانم چگونه با این میزان قیمت‌های موجود در بازار و نیازهای سرکوب شده کارگران، دوستانی در شورای عالی کار به سبد حداقل معیشت ۲۳ میلیون تومانی رسیدند!

    معاون دبیرکل خانه کارگر تاکید کرد: سبد در شورای عالی کار سنگ بنای گفتگو و مذاکره است و مسیر آن را تعیین می‌کند. این درحالی است که آقای رئیس جمهور (مسعود پزشکیان) فراتر از این سبد موجود را در بیان خود گنجاندند. ایشان چندی پیش گفتند «با ۲۵ میلیون تومان حقوق نمی‌توان زندگی کرد» ایشان واقعیتی را ناخواسته به زبان آورد که مسیر چانه‌زنی در بحث دستمزد توسط خود این جمله مشخصاً معلوم است.

    وی تصریح کرد: تاکید گروه کارگری بر استخراج درست سبد، نه تعیین دقیق مزد که نشان دادن وضعیت اسفبار جامعه کارگری است. برای رسیدن مزد به سبد باید انقلابی در حوزه افزایش حقوق و شورای عالی کار انجام شده و مزد ۱۵۰ درصد افزایش یابد. تازه در چنین شرایطی فقط قانون کار رعایت شده و به سبد معیشت برسیم و هیچ خسارتی بابت‌ عدم افزایش مزد قانونی دو دهه اخیر نیز پرداخت نشده است. به عبارت دیگر تازه اگر پایه حقوق ثابت به ۱۵ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برسد (که بعداً مزایا باید به آن اضافه شود)، شورای عالی کار گامی برای رعایت نیم‌بند قانون کار برداشته است و می‌تواند سنگ بنای ریل‌گذاری درست در حوزه اجرای قانون کار پیرامون مزد را بگذارد.

    رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری در پایان اظهار کرد: تاریخ افزایش مزد چندسال اخیر، تاریخ کاهش قدرت خرید بوده است. ما به موضوعی با عنوان فرار رو به جلو در میان کارفرمایان مذاکره کننده نیز داریم. آنان نمی‌گویند با افزایش هزینه تولید، سود آنان کاهش نمی‌یابد و مدام بر این تاکید می‌کنند که با رشد حقوق کارگر، گرانی و بیکاری بیشتر می‌شود. امسال اما چون مذاکرات جدی روی سبد صورت گرفته، ما می‌توانیم میزان عقب‌ماندگی مزد نسبت به سبد را به خوبی اندازه بگیریم. ما کاری به این نداریم که تورم چقدر است. حرف طرف کارگری این است که حداقل قدرت خرید سال ۱۴۰۰ دست کم در اوج کرونا و آن وضعیت اقتصادی بد به کارگران باز گردد! حرف ما این است که حداقل دولت در اقدامی بیاید و این عقب افتادگی ارزش مزد از سال ۱۳۹۰ به میزان ۱۹۰ درصد را بپذیرد و حداقل ۹۰ درصد آن را جبران کند. به این معنا کارزار اخیر افزایش ۷۰ درصدی مزد یک مطالبه منطقی و غیرزیاده خواهانه است! حرف ما این است که در رقم سبد و مزد تجدیدنظر شود.