برچسب: معیشت کارگران

  • خردشدن استخوان کارگر ایرانی زیر بار هزینه مسکن و معیشت / مردم عدالت اقتصادی می خواهند نه بازی با کلمات

    خردشدن استخوان کارگر ایرانی زیر بار هزینه مسکن و معیشت / مردم عدالت اقتصادی می خواهند نه بازی با کلمات

    به گزارش اقتصادران، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری که پیش از رسیدن به قدرت از عدالت مزدی می‌گفت و شعار می‌داد که «حقوق باید به اندازه تورم رشد کند»، حالا در همان مسیر پر پیچ‌و‌خم و مه‌آلودی گام برمی‌دارد که دولت‌های پیشین در آن سرگردان شدند. زمانی جمله‌ای از او در رسانه‌ها دست‌به‌دست می‌شد: «نمی‌شود تورم ۵۰ درصد باشد، اما حقوق فقط ۲۰ درصد بالا برود.»جمله‌ای که لحظه‌ای امید آفرید، اما امروز که پزشکیان در مسند تصمیم‌گیری نشسته، حقیقت، روی دیگر خود را نشان داده است.
    رویی که کارگران و کارمندان را با سفره‌های کوچک‌تر و معیشتی دشوارتر روبه‌رو کرده است. در این شرایط، دولت، که خود به‌عنوان بزرگ‌ترین کارفرما در کشور شناخته می‌شود، همراه با صاحبان سرمایه، دستمزد‌ها را به‌طور سیستماتیک پایین نگه می‌دارد و به این ترتیب فشار‌های اقتصادی بر دوش کارگران سنگین‌تر می‌شود.همزمان، نیروی کار مهاجر افغان که غالباً حاضر به کار با دستمزد‌های نازل‌تر از حداقل قانونی هستند و در شرایطی سخت و شلوغ زندگی می‌کنند، عملاً نرخ دستمزد‌ها را در بازار کار پایین‌تر می‌آورد.

    در این میان، کارگر ایرانی که باید به‌طور همزمان نیاز‌های خانواده، هزینه مسکن، مواد غذایی و سایر ملزومات زندگی را با هزینه‌های سرسام‌آور تأمین کند، در وضعیتی بحرانی گرفتار شده است. در حالی که برخی از کارگران مهاجر ممکن است از درآمد خود برای ارسال به خانواده یا پس‌انداز برای مهاجرت استفاده کنند، کارگران ایرانی در تنگنای معیشتی قرار دارند که هر روز بار سنگین‌تری از ناتوانی اقتصادی را بر دوش خود احساس می‌کنند.

    در میانه دی ماه، وقتی جامعه همچنان درگیر چالش‌های اقتصادی است، شورای عالی کار گردهم آمد تا آینده‌ حقوق کارگران و کارمندان را تعیین کند. در این جلسه، به‌طور خاص بر روی وضعیت بنگاه‌های تولیدی و توان مالی آنها بحث شد.

    پیشنهاد مطرح‌شده برای افزایش ۳۵ درصدی حق مسکن، امید‌هایی را در دل کارگران روشن کرد، اما این امید‌ها به‌سرعت با چالش‌های جدی روبه‌رو شد. برخی نمایندگان خواستار ارائه این پیشنهاد به هیئت دولت شدند تا به مرحله‌ اجرا برسد. در حالی که وزیر کار در این جلسه از عدم تحقق انتظارات خود سخن گفت و اعلام کرد که در سال ۱۴۰۳ از دولت خواسته بودند که دستمزد‌ها مطابق با ماده ۴۱ قانون کار افزایش یابد، اما این انتظارات برآورده نشد.

    در کنار این تحولات، لایحه بودجه ۱۴۰۴ تنها به افزایش ۲۰ درصدی حقوق کارکنان دولت اشاره کرده است، تصمیمی که موجی از اعتراضات در میان کارگران و کارمندان به راه انداخت و به‌ویژه رسانه‌های منتقد آن را به معنای فقر بیشتر اقشار ضعیف‌تر جامعه خواندند. به‌ویژه در شرایطی که با همین افزایش ۲۰ درصدی، در بهترین حالت، حقوق کارگران به حدود ۱۰ میلیون تومان خواهد رسید، این رقم هیچ تطابقی با نرخ تورم و هزینه‌های زندگی ندارد. همان‌طور که در سال ۱۴۰۳ نیز افزایش حقوق نهایتاً به ۸ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان رسید، این ارقام به هیچ عنوان برای پوشش هزینه‌های روزمره و ضروری زندگی کافی به نظر نمی‌رسد.

    در واقع، در شرایطی که تورم ماه‌های اخیر کشور به ۳۱.۸ درصد رسیده، حتی اگر این رقم افزایش حقوق برای سال آینده هم اعمال شود، بازهم فاصله‌ زیادی با آنچه که برای جبران کاهش قدرت خرید نیاز است، دارد. محاسبات نشان می‌دهد که در صورت تطابق دستمزد‌ها با نرخ تورم، حقوق کارگران باید به رقمی نزدیک به ۱۱ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان برسد تا بتوانند به‌طور واقعی از پس هزینه‌های زندگی برآیند. این در حالی است که تا رسیدن به این رقم، کارگران همچنان در کشاکش وضعیت اقتصادی و ناتوانی در تأمین حداقل‌های زندگی خواهند ماند.

    دستمزد یا باری که به دوش مردم است؟

    یکی از اصول بنیادین در هر اقتصاد، این است که دستمزد‌ها باید به گونه‌ای تنظیم شوند که بتوانند حداقل نیاز‌های معیشتی افراد را تأمین کنند. بر اساس ماده ۴۱ قانون کار در ایران، افزایش حقوق باید متناسب با نرخ تورم و هزینه‌های زندگی خانوار‌های کارگری باشد. اما در عمل، این مسئله همیشه نادیده گرفته شده و همین مسئله باعث به وجود آمدن وضعیت بغرنج کنونی شده است.

    حقوق کارگران به هیچ وجه نمی‌تواند پاسخگوی حداقل نیاز‌های زندگی باشد. این وضعیت به جایی رسیده که بسیاری از کارگران مجبورند بسیاری از هزینه‌های ضروری خود را کنار بگذارند. سهم قابل توجهی از درآمد آنها به هزینه‌های مسکن اختصاص می‌یابد. آمار‌های موجود نشان می‌دهند که بیش از ۷۰ درصد از حقوق ماهانه کارگران صرف اجاره خانه می‌شود.

    اما آیا این سیاست‌ها توانسته‌اند موفقیت‌آمیز باشند؟ آیا توانسته‌اند تورم را کنترل کنند و قدرت خرید مردم را حفظ کنند؟ پاسخ واضح است: خیر. آنچه که این رویکرد به بار آورده، کاهش واقعی قدرت خرید، فشار اقتصادی فزاینده بر دوش مردم و عمیق‌تر شدن شکاف‌های طبقاتی در جامعه است. افزایش حقوق به‌طور دستوری، بدون در نظر گرفتن شرایط واقعی اقتصادی و بدون اقدامات تکمیلی حمایتی، نه تنها فایده‌ای برای مردم ندارد، بلکه شکاف اقتصادی را بیشتر کرده و باعث افزایش نابرابری‌ها شده است.

    کاهش سرانه مصرف: زنگ خطری برای اقتصاد و سلامت جامعه

    بر اساس گزارش‌های اخیر، سرانه مصرف مواد غذایی در میان دهک‌های پایین جامعه کاهش چشم‌گیری داشته است. اقلامی مانند گوشت، مرغ، لبنیات و حتی نان، که روزی بخش جدایی‌ناپذیر از سفره‌های خانوار‌های کارگری بودند، اکنون به دلیل افزایش قیمت‌ها و کاهش قدرت خرید، به کالا‌هایی لوکس و دور از دسترس تبدیل شده‌اند.

    این کاهش در مصرف مواد غذایی نه تنها نشان‌دهنده فقر اقتصادی است، بلکه تهدیدی جدی برای سلامت جسمانی و روانی جامعه به شمار می‌رود. به‌عنوان مثال، معاون بهداشت وزارت بهداشت اعلام کرده است که سرانه مصرف گوشت در کشور باید ۷۵ گرم باشد، اما اکنون ۳۵ گرم در روز است.

    سرانه مصرف لبنیات در کشور یک واحد است، در حالی که باید بین دو تا سه واحد در روز باشد. اگر وضعیت به همین منوال ادامه پیدا کند، شاید در آینده‌ای نزدیک شاهد افزایش شدیدتری در نرخ فقر و نابرابری باشیم. تصمیم‌گیران اقتصادی کشور باید به این موضوع پی ببرند که راه‌حل مشکلات اقتصادی ایران نه در افزایش دستوری دستمزدها، بلکه در اصلاحات ساختاری اقتصادی نهفته است. بدون حل مشکلاتی همچون ضعف تولید داخلی، ناکارآمدی نظام بانکی، تورم افسارگسیخته و بحران‌های متعدد در حوزه‌های مالی، نمی‌توان به بهبود وضعیت معیشت کارگران و کارمندان امیدوار بود.

    مسکن و یک درد بی‌پایان

    در یک نگاه واقع‌بینانه، مسکن نه تنها یک نیاز اولیه، بلکه یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های اجتماعی کشور است. طبق آمار وزارت کار، در سال ۱۴۰۱، بیش از یک میلیون خانوار مستأجر در مناطق شهری با مشکلات فقر دست و پنجه نرم می‌کردند.

    این خانوار‌ها با درآمدی که زیر خط فقر قرار دارد، به سختی از پس هزینه‌های زندگی برمی‌آیند. در این میان، ۲۳۳ هزار خانوار با اضافه شدن هزینه‌های تأمین مسکن استیجاری به سبد هزینه‌هایشان، به جمع فقرای شهری پیوسته‌اند.

    آمار‌ها نشان می‌دهد که بیشتر کارگران کشور در وضعیت «حداقل بگیر» قرار دارند. طبق داده‌های سازمان تأمین اجتماعی، بیش از ۷۰ درصد از کارگران با دستمزدی که در بهترین حالت ۱۰ میلیون تومان در ماه است، تنها برای تأمین اجاره مسکن هزینه می‌کنند. این رقم نشان‌دهنده تناقضی تلخ است: یک کارگر که در واقع با دستمزد ۱۰ میلیون تومانی به زندگی ادامه می‌دهد، بیش از ۷ میلیون تومان آن را برای اجاره خانه پرداخت می‌کند. در حالی که مجبور است با باقی‌مانده این مبلغ، سایر هزینه‌های زندگی همچون خوراک، پوشاک، کرایه خودرو و دیگر نیاز‌های اساسی را تأمین کند؛ کاری که به نظر تنها در دنیای خیال ممکن است.

    در تهران، جایی که متوسط قیمت مسکن به ۸۸ میلیون تومان در هر متر مربع رسیده، با چنین دستمزدی، خرید خانه برای یک کارگر عملاً غیرممکن است. این وضعیت در تضاد با ماده ۱۴۹ قانون کار است که از سال ۷۰ تصویب شده و کارفرمایان را موظف به تأمین مسکن برای کارگران می‌کند. اما متاسفانه این قانون هیچ‌گاه به درستی اجرا نشده است و تنها مبلغ ناچیزی به عنوان حق مسکن به دستمزد کارگران افزوده می‌شود؛ مبلغی که نه تنها کارگران را راضی نمی‌کند، بلکه در واقع بار دیگری بر دوش آنان می‌افکند.

    امسال نیز در حالی که حق مسکن کارگران به تصویب رسید که طبق ادعای عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی، هیأت دولت هنوز آن را نپذیرفته است و این مبلغ به حساب کارگران واریز نمی‌شود. در حال حاضر، ۱۴ میلیون کارگر به سازمان تأمین اجتماعی حق بیمه پرداخت می‌کنند و اگر هر خانواده کارگری را سه نفر در نظر بگیریم، تعداد افراد متاثر از این بحران به بیش از ۳۰ میلیون نفر می‌رسد. فقر مسکن، زندگی این میلیون‌ها نفر را به یک چالش دائمی تبدیل کرده است.

    عدالت اقتصادی یا بازی با کلمات؟

    در نهایت، آنچه مردم نیاز دارند عدالت اقتصادی واقعی است نه بازی با اعداد و کلمات. تا زمانی که دولت‌ها از پذیرش واقعیت‌های اقتصادی طفره می‌روند و به تصمیمات بی‌پایه ادامه می‌دهند، اوضاع تغییر نخواهد کرد. کلام مسعود پزشکیان روزی امیدوارکننده بود، اما اکنون به سرابی دیگر در بیابان بی‌انت‌های وعده‌های اقتصادی تبدیل شده است. این افزایش حقوق، بیشتر شبیه به ترمیمی زخم‌زده است که بدون درمان درد‌های ریشه‌ای، دردی جدید بر درد‌های کهنه افزوده است. شاید وقت آن است که به جای وعده‌های توخالی، برنامه‌های واقعی برای بهبود معیشت مردم طراحی شود.

  • معیشت ایرانیان زیر پای دلار افتاد!

    معیشت ایرانیان زیر پای دلار افتاد!

    به گزارش اقتصادران، در سال‌های اخیر حداقل دستمزد ریالی کارگران نسبت به کاهش ارزش ریال مقابل دلار کاهش بی‌سابقه‌ای را تجربه کرده است. در سال ۱۴۰۳، اگر فرض بگیریم که قیمت دلار در ابتدای امسال حدود ۶۳ هزار تومان بوده است. میزان دستمزد کارگر با حداقل دریافتی ۷ میلیون تومان براساس نرخ دلاری ۱۱۱ دلار در ماه حقوق دریافت می‌کرده است.

     فاطمه عزیزخانی، کارشناس دستمزد مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در خصوص لزوم افزایش دستمزد حقوق کارگران  گفت: وزارت کار مطابق روال هر سال که از دی ماه میزان افزایش دستمزد حقوق کارگران را دردستور کار قرار می‌داد و گزارش آن را به شورای عالی کار ارسال می‌کرد تاکنون هیچ اقدامی دراین خصوص انجام نداده است. 

    وی افزود: رویکرد دولت در بحث افزایش دستمزد‌ها مشخص نیست و معلوم نیست که دولت قصد دارد میزان حقوق را در سال آینده تا چه حدودی افزایش دهد. البته عوامل متعددی ازجمله تحریم‌ها، اثرات تورمی و جنگ‌های بین المللی در ایجاد شرایط رکود تورمی موثر است که باعث شده معیشت کارگر با چالش جدی مواجه شود.

    دلیل تورم گرانی دلار است!

    این مقام مسئول درباره راهکار کاهش فشار بر قشر کارگر اظهار داشت: دولت باید قبل از جلسات تعیین دستمزد، برآورد دقیقی از آینده اقتصاد ایران همراه با دیدگاه واقع بینانه داشته باشد نه اینکه صرفا دستمزد امسال را در نظر بگیرد. ازسوی دیگر برآوردی از میزان تورم سال بعد و اتفاق‌های اقتصادی سال آینده داشته باشد و براساس آن میزان دستمزد کارگران را تعیین کند.

    به گفته عزیزخانی، قدرت خرید کارگر باتوجه به رشد فزاینده تورم که دلیل اصلی آن گرانی دلار است، کاهش یافته و حتی اگر در بهترین حالت دولت اقدام به افزایش ۵۰ درصدی حقوق نیز کند باز هم کفاف معیشت خانوار را نمی‌دهد چراکه این میزان نهایتا به اقلام خوراکی برسد، اما دیگر هزینه‌ها مانند هزینه مسکن، پوشاک، رفاهی، آموزش و پرورش و بهداشت را تامین نمی‌کند. 

    عزیزخانی با بیان اینکه دولت باید سیاست‌های حمایتی خود را به صورت هدفمند درکنار افزایش دستمزد کارگران اجرا کند، توضیح داد: برای مثال طرح «قرارگاه مسکن» زمانی برای قشر آسیب پذیر با توجه به شوک‌های ارزی و تورمی مطرح شد، اما پیگیری و اجرا نشد؛ بنابراین در کنار افزایش دستمزد که توسط کارفرما انجام می شود، دولت نیز باید نقش حمایتی خود را ایفا کند.

  • سرپناه داشتن برای کارگران رویا شد / کل دستمزد 2 سال یک کارگر باز هم به اندازه پول یک پراید نمی شود!

    سرپناه داشتن برای کارگران رویا شد / کل دستمزد 2 سال یک کارگر باز هم به اندازه پول یک پراید نمی شود!

    به گزارش اقتصادران، علیرضا خرمی گفت: برق را ۳۸ درصد گران می‌کنند، لبنیات را حدود ۳۰ درصد، مسکن بیش از ۴۰ درصد گران می‌شود؛ ولی دستمزد ۲۷ و ۲۳ درصد افزایش می‌یابد و با وجود امضا نکردن نمایندگان کارگری تا پایان سال فریز می‌شود و ریالی افزایش نمی‌یابد.

    تورم بالای ۴۱ درصدی مسکن در یک سال گذشته، در حالیکه حداقل دستمزد امسال فقط ۲۷ درصد و مزد سایر سطوح ۲۳ درصد به اضافه عدد ثابت افزایش یافته، مشکل بی‌سرپناهی کارگران را تشدید کرده است؛ «علیرضا خرمی» فعال کارگری در این رابطه می‌گوید: سرپناه برای کارگران دیگر یک رویاست و از واقعیت فاصله بسیار دارد؛ کارگری را فرض کنید که ۱۲ میلیون، ۱۵ میلیون یا حتی ۲۰ میلیون تومان حقوق ماهانه دارد و پدر دو فرزند است، چنین کارگری چطور می‌تواند خانه کرایه کند و اجاره خانه بپردازد.

    به گفته وی، نرخ اجاره خانه در تهران و کلانشهر‌هایی مانند مشهد و اصفهان، به اندازه دستمزد کارگران یا حتی از آن بیشتر است که اگر پول رهن و ودیعه مسکن را به آن بیفزاییم، اجازه خانه از مزد و مزایای سالانه کارگران فراتر می‌رود.

    خرمی تاکید می‌کند: در چنین شرایطی که هزینه‌های سرپناه بیشتر از مزد و مزایای سالانه کارگر است، هزینه‌های خوراک، پوشاک، درمان و آموزش چطور باید تامین شود، از کجا و چطور؟!

    این فعال کارگری با انتقاد از گرانی‌های ماه‌های اخیر، از گوشت و لبنیات گرفته تا قبوض انرژی و خودرو، می‌گوید: خودروسازان یک‌شبه و بدون اینکه هیچ تغییری در کیفیت یا کارکرد خودرو‌های خود بدهند، قیمت‌ها را ۳۰ درصد افزایش می‌دهند؛ مسئولان و دولتمردان هم به نظاره نشسته‌اند و این گرانی را تایید می‌کنند؛ در این میان، طبقه‌ی مزدبگیر از ساده‌ترین امکانات زندگی محروم می‌ماند؛ امروز کارگران نه تنها نمی‌توانند خودرو بخرند بلکه پول کافی برای خرید لوازم یدکی خودرو را هم ندارند.

    او اضافه می‌کند: قیمت یک پراید ساده حداقل ۳۱۵ میلیون تومان است؛ یک کارگر حداقل‌بگیر در سال کلاً ۱۵۰ میلیون تومان درآمد ندارد؛ بنابراین باید بگوییم پول یک پراید از دو برابر دستمزد سالانه یک کارگر هم بیشتر است؛ یعنی یک کارگر باید دو سال دستمزد خود را تمام و کمال به اضافه عیدی و سنوات ذخیره کند تا شاید بتواند پراید بخرد!

    خرمی با استناد به این داده‌ها نتیجه می‌گیرد که با این اوصاف دیگر مسافرکشی هم به امری ناممکن تبدیل شده؛ کارگری که نمی‌تواند صاحب یک پراید ساده شود، چطور مسافرکشی کند یا با کار کردن در اسنپ، بخشی از هزینه‌های زندگیِ خانواده‌ی خود را تامین نماید؟

    او با بیان اینکه «مدت‌هاست فریاد سفره‌های خالی کارگران به آسمان رفته، اما گویا به گوش مسئولان نرسیده» می‌گوید: برق را ۳۸ درصد گران می‌کنند، لبنیات را حدود ۳۰ درصد، مسکن بیش از ۴۰ درصد گران می‌شود؛ ولی دستمزد ۲۷ و ۲۳ درصد افزایش می‌یابد و با وجود امضا نکردن نمایندگان کارگری تا پایان سال فریز می‌شود و ریالی افزایش نمی‌یابد؛ متاسفانه همه چیز در اقتصاد شناور است الا مزد و حقوق؛ نرخ همه چیز با قیمت دلار تطبیق داده می‌شود و به روزرسانی می‌شود به جز دستمزد کارگران و مزدبگیران!

  • خردشدن استخوان کارگران زیر بار تورم / افزایش ۴۰درصدی قیمت خوراکی‌ها

    خردشدن استخوان کارگران زیر بار تورم / افزایش ۴۰درصدی قیمت خوراکی‌ها

    به گزارش اقتصادران، تنها 4ماه تا پایان سال باقی مانده است و به نظر می رسد، عزم و اراده ای برای حل مشکل معیشت کارگران درکار نیست. داده ها و گزارش های میدانی از هزینه های زندگی طی 4تا5ماه اخیر حکایت از این دارد که حداقل سبد معیشت کارگران مبنتی بر خوراکی ها حدود 40درصد گران شده است.

     گزارش های میدانی بیانگر این است که حقوق کارگران حتی پاسخگوی نیمی از هزینه های ماه نیست, چرا که بخش قابل توجهی از حقوق کارگران صرف اجاره بها می شود. همین موضوع باعث رشد مشاغل کاذب و دستفروشی میان کارگران برای تأمین معاش خانوار شده است.

    دولت در 100 روز گذشته و با عناوینی همچون اصلاحات اقتصادی، اجرای مصوبات دولت قبل، تعدیل قیمت‌ها و مخالفت با اقتصاد دستوری و به واسطه مصوبات و رفتارهایی شتاب‌زده، عملاً گرانی دستوریرا بر زندگی مردم تحمیل کرده و سختی ادامه‌دار معیشت طبقات ضعیف و حتی متوسط و کوچک شدن بی‌سابقه سفره جامعه ایرانی در حالی است که مقامات کارگری در ماه‌های اخیر بارها و بارها از نمایندگان مجلس خواستار اصلاح ماده 41قانون کار و تعیین دو بار در سال مزد کارگری برای تقویت معیشت کارگران شده‌اند اما بنا به اظهارات مجلسی‌ها طرحی که در کمیسیون اجتماعی برای ترمیم حقوق کارگران کلید خورده، به امسال نمی‌رسد.

    ترمیم دستمزد مهمترین مطالبه کارگران

    سمیه گلپور، رییس کانون عالی انجمن های صنفی کارگران ایران درباره مطالبات کارگران می گوید:در شرایط فعلی مهمترین و اصلی ترین موضوعی که باید به صورت اورژانسی حل شود موضوع تعیین مزد کارگران با توجه به تورم افسارگسیخته و سبد معیشت می باشد و به عبارت بهتر اجرای صحیح ماده 41قانون کاراست.

    گلپور گفت:یکی از الزامات ماده 41 توجه به هزینه‌های واقعی زندگی کارگران است، اما در بسیاری از موارد، دستمزد تعیین‌شده فاصله زیادی با سبد معیشت واقعی خانوار دارد، این عدم‌همخوانی باعث شده است کارگران حتی برای تأمین نیازهای ابتدایی خود با مشکلات زیادی روبه‌رو شوند.

    وی افزود:متاسفانه با تاخیر غیر قابل توجیه وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی بعد از هشت ماه یک جلسه شورای عالی کار را تشکیل داده آن هم با زیر پا گذاشتن اصل سه جانبه گرایی و عدم دعوت از کانونعالی انجمن های صنفی کارگران ایران که به عنوان نماینده میلیون ها کارگر در صنایع ، حرف و خدمات می باشد.

    گلپور افزود : در پژوهشهای سازمان جهانی کار که جمهوری اسلامی ایران عضو آن می باشد ثابت شده است که افزایش دستمزد نه تنها با رشد تورم نسبت مستقیم ندارد، بلکه نسبت عکس دارد.چرا که با افزایش قدرت خرید کارگران محصولات کارخانجات داخلی توسط کارگران خریداری می شود و چرخه های تولید با سرعت بیشتری حرکت خواهد کرد و نکته مهم دیگر این است که حقیقتاً عدد مزد کارگر نسبت به قیمت تمام شده تولید کالا در اکثر کارگاهها در بالاترین سطح خود کمتر از 10درصد و بلکه بسیار پایین تر است.

    وی ادامه داد: در فضایی قرار داریم که به نام سال جهش تولید مزین شده است که بنا بر فرمایش مقام معظم رهبری این جهش تولید باید با مشارکت مردم باشد. این بیان دال بر این است که نیروی انسانی یعنی مردم با مشارکت خود جهش تولید را به ظهور برسانند.

    گلپوراظهار کرد: نیروی انسانی که باید در طول تاریخ، اصولاً می‌گردد تا یک کار خوب پیدا کند و در آن کار خوب با امنیت کار کند و معیشت خودش را برآورده کند، چرا در حالی که شرایط قانون کار در کارگاه‌ها وجود دارد تأمین حداقل حمایت‌هایی که قانون کار از فرد می‌کند و در ظاهر تمام شرایط بر وفق مراد است فرد با وجود بیکار بودن رغبتی به فضای تولیدی نشان نمی‌دهد؟ این پرسش قابل تأمل است و پاسخ آن به قانون کار و عدم نظارت درست بر اجرای قانون کار بر می‌گردد.

    رئیس کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران با اشاره به ماده 41قانون کار ادامه داد: در این ماده قانونی به طور رسمی و شفاف آمده باید معیشت کارگر در شورای عالی کار یعنی آن حداقل دستمزد کارگر منطبق بر نرخ تورم و سبد معیشت کالا باشد. این را باید شورای عالی کار تصمیم بگیرد و با 3جانبه گرایی ایجاد کند.

    وی عنوان کرد: ما نقض سه‌جانبه‌گرایی در شورای عالی کار را در تنها جلسه‌ای که در سال 1403بعد از 8ماه انجام می‌شود به وضوح نقض آزادی بیان تشکل‌ها در عنوان کردن مطالبات شأن می‌بینیم. در واقع دو تشکل بزرگ کارگری دعوت نشدند به این شورا با این ادبیات که در ماده 167 قانون کار نقص وجود دارد و هنوز اصلاح نشده است؛ بنابراین همه شرکای اجتماعی دعوت نشدند.

    گلپور گفت: این عذر بدتر از گناه است که شورایی که مطابق قانون باید هر ماه، جلسه تشکیل دهد، برای حل مشکلات جامعه کارگری و مسائل آنها و همچنین حال مسائل جامعه کار و تولید را 8ماه به تأخیر می‌افتد و در ادامه وقتی برگزار می‌شود وزارت کار تمام شرکای اجتماعی را دعوت نمی‌کند و البته پاسخگو هم نیست.

    وی اظهار کرد: در این خصوص چندین نامه خطاب به رئیس شورا و وزیر کار به وزارت کار ارسال شد ولی جوابی به شریک اجتماعی در قالب نامه دریافت نکردیم؛ چه برسد از شرکای اجتماعی خود دعوت کنند.

  • پاسکاری مسئولان بر سر معیشت کارگران! / توپ حقوق و دستمزد کارگران در زمین هیات رئیسه افتاد

    پاسکاری مسئولان بر سر معیشت کارگران! / توپ حقوق و دستمزد کارگران در زمین هیات رئیسه افتاد

    به گزارش اقتصادران، 17 تیرماه سال جاری بود که میثم ظهوریان عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در صفحه اختصاصی خود از ثبت پیشنهاد  اصلاح ماده 41 قانون کار به منظور افزایش حقوق و دستمزد به اندازه تورم خبر داد.

    در ضرورت پیشنهاد این طرح تاکید شده بود: یکی از مشکلاتی که در سال های اخیر (به طور ویژه از سال 97 تاکنون به جز سال 1401) موجب کاهش قدرت خرید طبقه حقوق بگیر شده است، این است که افزایش حقوق سالیانه مصوب قانون کار به شکل قابل توجهی از نرخ تورم کمتر بوده است. به عنوان مثال در سال 1403 علی رغم این که تورم سال قبل حدودا 45 درصد بوده است اما این افزایش به طور متوسط حدود 22 درصد مصوب شده است که به این معنی است که حقوق کارگران حدود 20 درصد کاهش پیدا می کند. بخشی از این مشکل بابت ابهام موجود در بند یک ماده 41 قانون کار است که شورای عالی کار را مکلف به افزایش حقوق با توجه به نرخ تورم نموده است که ابهام موجود در کلمه توجه موجب شده است، شورای عالی کار معیار میزان تورم در تعیین افزایش حقوق را اعمال نکند.

    در ادامه متن طرح پیشنهادی به شرح زیر اعلام شد:

    «جهت رفع این ابهام پیشنهاد می شود این ماده که در حال حاضر متن آن به شرح زیر است:

    بند یک فعلی ماده 41: «حداقل مزد کارگران با توجه به درصد تورمی که از طرف بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران اعلام می شود» به شرح زیر تغییر کند.

    پیشنهاد جایگزین: میزان افزایش باید به شکلی باشد که حداقل و میانگین مزد کارگران؛ حداقل به میزان  درصد تورمی که از طرف بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران اعلام می شود، افزایش یابد.»

    آقای ظهوریان پس از ارائه این پیشهاد گفتگوهای متعددی با رسانه ها درباره دلایل ارائه این طرح و آخرین فرایند بررسی این طرح در مجلس انجام داده که تقریبا در اکثر این گفتگو ها تصریح کرد که طرح  اصلاح ماده 41 قانون کار توسط هیات رئیسه مجلس اعلام وصول شده و برای بررسی و تصویب به کمیسیون تخصصی یعنی کمیسیون اجتماعی مجلس ارجاع شده است.

    18 شهریور 1403 میثم ظهوریان در گفتگو با ایسنا اعلام کرد: با توجه به ابهام قانونی در افزایش حقوق کارگران متناسب با تورم، طرح اصلاح ماده 41 قانون کار، چندی پیش در مجلس اعلام وصول شد که برای بررسی به کمیسیون تخصصی یعنی کمیسیون اجتماعی ارجاع داده شده و هدف از این طرح افزایش حقوق متناسب با تورم است.

    در همین گزارش، خبرنگار ایسنا گفتگویی هم با علی بابایی کارنامی انجام داده و وی با تایید این طرح اعلام کرد: طرحی را برخی نمایندگان ارائه کردند که به موجب آن ماده 41 اصلاح شود و افزایش حقوق کارگران بر اساس میزان نرخ تورم باشد.درحال حاضر ماده 41 می‌گوید افزایش حقوق باید با توجه به تورم اعلامی از سوی مراجع رسمی آماری صورت گیرد ولی ما می‌خواهیم عبارت با توجه در قانون تغییر کند و به میزان نرخ تورم اصلاح شود.

    19 شهریور 1403 هم میثم ظهوریان با خبرگزاری مهر گفتگو و درباره آخرین وضعیت بررسی طرح اصلاح ماده 41 قانون کار در مجلس شورای اسلامی، تصریح کرد: بنده این طرح را به صورت یک فوریتی ثبت کردم که 25 نماینده آن را امضا کردند. در ادامه هیئت رئیسه مجلس این طرح را برای بررسی به کمیسیون تخصصی این موضوع یعنی کمیسیون اجتماعی مجلس ارجاع داد. هنوز طرح اصلاح ماده 41 قانون کار در کمیسیون اجتماعی مجلس بررسی نشده و بعد از اتمام بررسی در این کمیسیون، در نوبت بررسی در صحن مجلس قرار می‌گیرد.

    28 مهرماه سال 1403 هم مجدد میثم ظهوریان عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با خبرگزاری دانشجو گفتگو و اعلام کرد: طرح اصلاح ماده 41 قانون کار به زودی در کمیسیون اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد و برای حقوق سال 1403 به تصویب برسد.

    آقای ظهوریان گفتگو مشابهی با خبرگزاری تسنیم هم با همین مضمون انجام داد. اعلام اینکه طرح اصلاح ماده 41 قانون کار در کمیسیون اجتماعی است، فقط مربوط به آقای ظهوریان نبوده، بلکه برخی اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس هم در گفتگو با رسانه ها این مساله را تایید می کردند، از جمله گفتگویی که آقای علی بابایی کارنامی در شهریورماه با خانه ملت درباره این طرح انجام داده و گفته بود: ضرورت دارد که در دولت این ماده قانونی- ماده 41 قانون کار- به صراحت تعیین تکلیف شود. اصلاح ماده 41 قانون کار در مواردی که اشاره شد می‌تواند به طور قطعی مشکل کارگران کشور را حل کند. در همین راستا آقای ظهوریان از نمایندگان مجلس طرحی را پیشنهاد و ارائه کردند که ما در مجلس و به‌ویژه کمیسیون  تخصصی اجتماعی، پیگیر آن هستیم.

    در مهر ماه هم علی بابایی کارنامی رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس در گفتگو با تسنیم، تصریح کرد: «در قانون فعلی آمده است که افزایش حقوق کارگران باید متناسب با تورم باشد و همین ادبیات موجب شده تا قانون کاملا قابلیت تقسیر پذیری داشته باشد و متاسفانه دولت و نمایندگان کارفرمایان نیز از همین تفسیرپذیری قانون همواره سوءاستفاده کرده‌اند تا مانع افزایش حقوق‌ها به میزان تورم رسمی کشور شوند. در طرحی که اخیراً در کمیسیون اجتماعی کلید خورده، ما این ایراد قانون کار را اصلاح و تصریح کرده‌ایم که افزایش حقوق کارگران باید حداقل به میزان تورم رسمی کشور باشد و بر روی این مسئله هیچ‌گونه حرف و حدیثی در شورای عالی کار نباید مطرح شود.»

    17 مهر ماه هم احمد بیگدلی, عضو دیگر کمیسیون اجتماعی مجلس در گفت وگو با تسنیم، درباره آخرین وضعیت اصلاح ماده 41 قانون کار در این کمیسیون گفت: فعلاً‌ در کمیسیون اجتماعی در حال بررسی هستیم.

    وی در این گفتگو ادامه داد: در اصلاحیه ماده 41 حتماً این را مطرح خواهیم کرد که کنار افزایش نقدی حقوق, کالاهای اساسی به‌صورت سبد کالایی از سوی وزارت کار یا دولت ماهیانه توزیع شود، در این صورت هم به‌اعتقاد برخی کارشناسان  علاوه بر اینکه نقدینگی افزایش نیافته است, تولید هم رونق می‌گیرد، چرا که بخشی از کالاها از سوی شرکت‌های دولتی می‌تواند تهیه شود.

    خبرگزاری تسنیم در راستای پیگیری حقوق به حق کارگران و اصلاح فرمول تعیین مزد در جهت ترمیم دستمزد به اندازه تورم، از مردادماه که طرح پیشنهادی اصلاح ماده 41 قانون کار در رسانه ها مطرح شد، پیگیر این ماجرا به ویژه از اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس بود تا در فرایند تصویب نهایی و اجرایی شدن این پیشنهاد تسریع شود.

    البته در این پیگیری ها برخی اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس یا اصلا به تماس ها پاسخ نمی دادند، یا در صورت پاسخ دهی از این طرح اظهار بی خبری می کردند و یا می گفتند فعلا در اولویت بررسی های کمیسیون نیست و در دستور کار قرار ندارد. برخی هم می گفتند که این طرح فعلا در حد پیشنهاد مطرح شد و هنوز به بحث و بررسی نرسیده است.

    رسانه ها به ویژه خبرگزاری تسنیم طی این مدت گزارش هایی مبنی بر اینکه نمایندگان مجلس به ویژه کمیسیون اجتماعی به موضوع دستمزد بیش از 15 میلیون کارگر که به لحاظ جمعیت بیش از 50 درصد جمعیت کشور را شامل می شوند، بی توجه هستند و طرحی که بیش از 4 ماه از ارائه آن می گذرد، در اولویت بررسیها نیست، منتشر کردند.

    در حالی انتقادها به مجلس در خصوص بی توجهی به مساله دستمزد پایین تر از تورم کارگران و طرح اصلاح ماده 41 قانون کار طی یک هفته گذشته کمی شدت گرفت که دو روز پیش به یکباره اعلام شد، طرح اصلاح ماده 41 قانون کار برای ترمیم و اصلاح فرمول تعیین مزد کارگران اصلا هنوز از سوی هیات رئیسه مجلس اعلام صول نشده که بخواهد به کمیسیون تخصصی آن یعنی کمیسیون اجتماعی مجلس ارجاع و بررسی شود.

    فارغ از اینکه بخواهیم گفتگوهای دو سه ماه اخیر برخی نمایندگان مجلس درباره اعلام وصول و ارجاع طرح به کمیسیون اجتماعی مجلس را بپذیریم یا خبر دو روز پیش در رد خبرهای قبلی را تایید کنیم، به نظر می رسد در اصل ماجرا یعنی بی توجهی مجلس به مهمترین خواسته جمعیت حداقل 50 میلیون نفری کشور تغییری ایجاد نمی کند.

    حتی اگر این طرح هنوز از سوی هیات رئیسه مجلس اعلام وصول نشده، طی دو سه ماه گذشته آنقدر رسانه ها به ضرورت این طرح پرداختند و با اعضای کمیسیون اجتماعی و دیگر نمایندگان مجلس تماس برقرار کردند که ضرورت داشت، نمایندگان مجلس با توجه به اهمیت طرح و سختی این روزهای معیشت کارگران ، تسریع در اعلام وصول و بررسی این طرح را از هیت رئیسه مجلس مطالبه کنند که شاهد چنین مطالبه جدی هم نبودیم.

    حال درخواست جامعه کارگری کشور این است که مساله تعیین مزد سالانه که در اغلب سالهای گذشته کمتر از نرخ تورم تعیین شده و ضربه سختی به سبد معیشت کارگران زده، در اولویت کاری مجلس دوازدهم قرار گیرد و اگر خبر دو روز پیش درست است، توپ الان در زمین هیات رئیسه مجلس هست تا هر چه سریعتر این طرح را اعلام وصول و به کمیسیون اجتماعی مجلس ارجاع دهد، کمیسیون اجتماعی هم با توجه به اینکه فقط 4 ماه تا پایان سال فرصت داریم، پس از اعلام وصول و ارجاع طرح به کمیسیون، بررسی و تصویب طرح را در اولویت قرار دهد تا حداقل دستمزد سال 1404 کارگران با فرمول جدید و به اندازه نرخ تورم تعیین شود و بخشی از کاهش قدرت خرید کارگران در سالهای گذشته جبران گردد.

  • چوب بی برقی صنایع بر پیکر کارگران / دست کارگران فصلی در حنا ماند!

    چوب بی برقی صنایع بر پیکر کارگران / دست کارگران فصلی در حنا ماند!

    به گزارش اقتصادران، در روزهای اخیر، گرمای شدید همه نمودارهای تابستانیِ آب و هوا را جابجا کرده است؛ از سوی دیگر، کمبود برق و ناتوانی دولت در تامین انرژی، موجب خاموشی‌های مکرر شده است.

    قطعی برق مثل یک موجِ بدون توقف به همه جا سرایت کرد، از خانه‌های مردم و ادارات و دفاتر گرفته تا کارخانجات و بنگاه‌های اقتصادی سراسر کشور؛ در روزهای گرم تابستان امسال، برق در شهرک‌های صنعتی گاه و بیگاه قطع شد و خطوط تولید به خواب تابستانی فرو رفتند؛ در بسیاری از واحدهای صنعتی مادر مانند کارخانجات فولاد و ذوب، میزان تولید در تابستان امسال به یک‌سوم تقلیل یافت و حداقل دو شیفت کاری در هر شبانه‌روز به مرخصی اجباری فرستاده شدند.

    زیان صنایع از قطعی برق

     ۳۰ تیرماه، انجمن تولیدکنندگان فولاد طی نامه‌ای به وزارت نیرو ضمن انتقاد از اجرایی نشدن توافقات فیمابین، اعلام کرد: از روز ۲۰ تیر ماه به دلیل محدودیت‌های شدید برق، تقریباً تولید فولاد کشور متوقف شده است. در این نامه آمده است «توقف ناخواسته‌ی تولید نه تنها خسارات جبران ناپذیری بر تولید و اقتصاد ملی کشور خواهد داشت بلکه موجب مختل شدن ایفای تعهدات فولادسازان در بازارهای داخلی و بین‌المللی شده و اعتبار ایران در صنعت فولاد جهان را خدشه دار خواهد کرد. علاوه بر این به دلیل عدم تولید و فروش چالش کمبود نقدینگی کارخانجات زنجیره فولاد تشدید گردیده و مسائل حقوقی بانکی و مالی متعددی را موجب خواهد شد».

    ۲۰ تیرماه، نایب رئیس کمیسیون صنعت اتاق بازرگانی ایران از قطعی برق شهرک‌های صنعتی کشور به مدت دو روز در هفته خبر داد و در توضیح بیشتر گفت: قطعی یک روز در هفته حتمی و پیش‌بینی شده است و گاه به روز دوم هم کشیده شود….

    در روزهای ابتدای مرداد، «بحرینیان» رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی اعلام کرد «زیان ناشی از قطعی برق صنایع روزانه بیشتر از ۵ هزار میلیارد تومان است». البته عدد دقیق و قطعی این زیان روزانه، پنج هزار و ۷۱۵میلیارد تومان است.

    اینکه صنایع و تولید از قطعی برق و ناتوانی در تامین انرژی متضرر می‌شوند، یک واقعیت غیرقابل انکار است؛ دولت با این همه تبلیغات و دمیدن در بوق و کرنا در مورد پایداری انرژی، در کشوری سرشار از نور تند آفتاب و بادهای سنگین، نتوانسته برق مورد نیاز مردم در تابستان را تامین کند؛ یک عضو کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی در این رابطه می‌گوید: واقعیت این است که ما از ده سال قبل بحران امروز را پیش‌بینی می‌کردیم. همان ده سال قبل به وزارت نفت پیشنهاد دادیم که بخشی از منابع حاصل از صادرات نفت را در انرژی خورشیدی سرمایه‌گذاری کند که اگر این مهم محقق شده بود، امروز با برخورداری از مزارع خورشیدی، بحرانی در بخش برق نداشتیم. آلمان این مسیر را رفته است….

    آلمان و بسیاری از کشورهای مترقی و حتی در حال توسعه‌ی جهان این مسیر را رفته‌اند و به مقصد هم رسیده‌اند اما ما هنوز در ساده‌ترین مسائل از جمله تامین برق در تابستان مشکل داریم و این بحرانِ علاج‌ناپذیر یا درست‌تر بگوییم، بی‌علاج، یک چهره‌ی دیگر هم دارد، چهره‌ای که کمتر دیده شده است: ضرر سنگین کارگران صنعتی و ساختمانی از قطعی‌های مکرر برق.

    زیان کارگران از قطعی برق

    کارگران در پایین‌ترین رده‌های اهمیت برای تصمیم‌سازان و فرادستان، از شرایط به وجود آمده در تابستان داغ امسال ضرر می‌کنند؛ محمد. الف یک کارگر شاغل در یک کارگاه قطعه‌سازی در حاشیه‌های تهران می‌گوید: وقتی برق در میانه روز و در ابتدای شیفت کاری ما قطع می‌شود، ما را به مرخصی اجباری می‌فرستند و از مرخصی استحقاقی‌مان کم می‌کنند! مرخصی اجباری در تابستان امسال به یک مشکل جدی تبدیل شده؛ فرض کنید بعداً برایمان مشکلی پیش بیاید و بخواهیم مرخصی بگیریم، می‌گویند شرمنده شما دیگر مرخصی طلب ندارید!

    محمد، کم شدن حقوق و مزایا را یکی دیگر از مصائب بی‌برقی و ناتوانی دولت در تامین برق می‌داند: «همه امید ما کارگران صنعتی به پاداش و آکورد تولید است که آخر ماه کمی حقوق‌مان را بالا می‌برد؛ این دو ماه آکورد و پاداش صفر شده؛ بیشتر از نصف شیفت‌های کاری‌مان به خاطر بی‌برقی تعطیل است و وقتی تولید نداریم، پاداش کجا بود؟!»

    این کارگر می‌گوید: دو سه ماه است که حتی اندازه‌ی کرایه خانه هم درآمد نداریم، ما چه گناهی مرتکب شده‌ایم که باید چوب بی‌تدبیری‌ها و سمبل‌کاری ها را بخوریم، برق کشور را نمی‌توانند تامین کنند، ما رنجِ بی‌پولی ببریم؟!

    سقوط آزاد درآمدِ کارگران در تابستان امسال، فقط مختص کارگران صنایع نیست، کارگران ساختمانی، گروه بزرگ دیگری هستند که از قطعی برق میلیون‌ها تومان در هر ماه ضرر می‌کنند و جیب‌های خالی‌شان تهی‌تر و بی‌پول‌تر می‌شود.

    «حسن عزتی» رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی بانه، در انتقاد از بی‌پولی سخت کارگران در این تابستان داغ و پرعطش، از کاهش ۳۰درصدی درآمد کارگران بخش ساختمان به علت قطعی برق خبر می‌دهد و می‌گوید: این روزها قطعی برق در سطح کشور، ادامه‌ی فعالیت کارخانه‌های تولیدی و مراکز خدماتی را با مشکل مواجه کرده است؛ صنعت ساختمان به عنوان صنعتی که متاسفانه در کشور ما کمترین توجهی به نیروی انسانی فعال در آن نمی‌شود، از وضعیت موجود متاثر شده و طبق برآوردهای انجمن صنفی کارگران ساختمانی شهرستان بانه، کارگران و استادکاران این بخش به علت قطعی برق با کاهش در آمد ۲۵ الی ۳۰ درصدی درآمد روبرو شده‌اند و این یعنی رکود سنگینِ ساخت وساز متاثر از قطعی برق.

    به گفته وی، کارگرانی که حرفه آنها فصلی‌ست و تنها در یکی دو فصل سال (بهار و تابستان) به راحتی می‌توانند کار کنند، دست‌شان در حنا مانده و سفره‌شان خالی‌تر از همیشه است.

    او ادامه می‌دهد: در مناطق کوهستانی از  اواخر پاییز تا اوایل بهار صنعت ساختمان به خواب سنگین فرو می‌رود؛ امید کارگران به همین چند ماه بود که با ضعف دولت، ناامید شد…..

    عزتی با بیان اینکه «با این شرایط پیش‌بینی می‌شود وضعیت معیشت کارگران ساختمانی از این هم بدتر شود» اضافه می‌کند: شما تصور کنید یک استادکارِ سنگ‌کارِ ساختمانی با ۳ یا ۴ شاگرد مشغول نصب نمای یک ساختمان است که ناگهان برق می‌رود؛ قطعی برق کار را کامل متوقف می‌کند که هم کارفرما ضرر می‌کند چون پروژه دیرتر به اتمام می‌رسد و هم استادکارِ بینوا باید از جیب خود پول شاگردها را بپردازد.

    عزتی می‌گوید «ناتوانی دولت در تامین برق، طبقه کارگر را دچار مشکل کرده». وقتی برق می‌رود، همه ضرر می‌کنند اما آن‌هایی که پول و پله‌ای در چنته دارند و دست و بال‌شان خالی نیست، بی‌برقی آنقدرها برایشان مصیبت به بار نمی‌آورد؛ کارگری که امیدش به کار روزانه است و دست به دهان زندگی را می‌گذراند، از ناتوانی دولت در کشور باد و آفتاب، بیشتر از همه ضرر می‌کند. به راستی چرا آن روزها که جیک جیک مستان دولت نهم و دهم بود و پول نفت کرور کرور سرازیر می‌شد، فکر تابستان داغ نبودند و نیروگاه خورشیدی نساختند؛ چرا طناب پوسیده‌ی اقتصاد و معیشت را به تیرهای مستهلک برق گره زدند تا «مردم» بازهم چوب سهل‌انگاری‌ها، بی‌مسئولیتی‌ها و حیف و میل شدن سرمایه‌های ملی را بخورند؟!

  • کارگران تافته جدا بافته‌ی ملت! / چرا کارگران از تعطیلی‌ روزهای بسیار داغ خط می‌خورند؟

    کارگران تافته جدا بافته‌ی ملت! / چرا کارگران از تعطیلی‌ روزهای بسیار داغ خط می‌خورند؟

    به گزارش اقتصادران، کارگران از بخشنامه‌های حمایتی محرومند، هر بار که امکان و امتیازی نصیب کارمندان دولت می‌شود، کارگران بیشتر متوجه می‌شوند که در حاشیه قرار گرفته‌اند و محرومیت‌شان بسیار جدی‌ست.

    متاسفانه بخشنامه‌ی تعطیلی‌های روزهای اخیر و به طور مشخص، تعطیلی سراسر کشور در ۷ مرداد، بازهم مختص نیروهای دولت است و کارگران را در برنمی‌گیرد؛ این در حالیست که کارگران بیش از سایر گروه‌ها به دلیل ماهیت سخت کارشان در معرض گرمای هوا و بعضاً اشعه‌ی تند خورشید هستند و بیش از دیگران آسیب می‌بینند. چند هزار کارگر در سراسر کشور در فضای باز کار می‌کنند و با این گرمای سخت، دچار گرمازدگی و بیماری می‌شوند؟ چرا در بخشنامه دولت به مشمولین قانون کار اعتنایی نشده است؟

    «پرویز زعیمی» فعال صنفی کارگران ایران پوپلین رشت، در این رابطه می‌گوید: برای من جای سوال است که چرا هیات دولت و مسئولان که به دلیل گرمای هوا و کمبود برق، بخشنامه صادر می‌کنند و ادارات و بانک‌ها را تعطیل می‌کنند، کارگران را نمی‌بینند؟ آیا کارگران تافته جدا بافته‌ی ملت هستند و جزو جمعیت کشور به حساب نمی‌آیند؟

    او ادامه می‌دهد: در کشور ما هر اتفاقی که می‌افتد، کارمندان مشمول حمایت می‌شوند و کارگران نادیده انگاشته می‌شوند. در دوران کرونا، کارمندان را دورکار کردند، در ماه مبارک رمضان ساعت کار ادارات را کاهش دادند، در مناسبت‌های مختلف همیشه کارمندان را می‌بینند؛ در حالیکه اکثریت شاغلان کشور مشمول قانون کار و کارگر هستند.

    زعیمی با بیان اینکه «اگر هدف کاهش مصرف برق است که بیشترین مصرف برق در صنایع و کارخانجات است، ادارات برق کمتری مصرف می‌کنند» می‌افزاید: چرا برعکس عمل می‌شود و صنایع و کارخانجات تعطیل نمی‌شوند؟

    فعال صنفی کارگران ایران پوپلین رشت ادامه می‌دهد: چرا شاغلان را دسته دسته کرده‌اند و گروهی عظیم به اسم کارگر را شهروند درجه دوم می‌دانند و فرمان می‌دهند که کارگر در هر شرایطی باید کار کند و سلامتی‌اش اصلاً مهم نیست!

    این فعال صنفی تصریح کرد: مرتب می‌گویند اشعه نور خورشید این روزها برای سلامت انسان مضر است و نباید در معرض آن قرار گرفت؛ مگر این اشعه‌ی خطرناک برای کارگران مضر نیست؟ انتظار ما به عنوان فعالان صنفی این است که عدالت برقرار شود؛ با کمال تاسف باید بگویم، برای هر رخداد و اتفاقی، کشور را تعطیل می‌کنند و کارمندان و بدنه دولت را به خانه می‌فرستند اما به کارگر می‌گویند شما کار کن و صدایت هم درنیاید!

    زعیمی ادامه می‌دهد: گویا منافع و زندگی کارگران برای مسئولان اهمیت ندارد، در حالیکه این کارگران هستند که چرخ‌های صنعت و سازندگی کشور را با هزار زحمت و ناداری می‌گردانند و وجود آن‌ها برای پیشرفت کشور ضروری‌ست.

    زعیمی معتقد است؛ فقط یک روز در سال، روز جهانی کارگر، از کارگران تجلیل و ستایش می‌کنند و مثلاً مقام و جایگاه این گروه را گرامی می‌دارند ولی در بقیه ایام سال، یادی از کارگر نمی‌کنند، کارگری که امروز حقوق معوقه دارد، کارگری که امروز معیشت‌اش در خطر است، کارگری که امروز امنیت شغلی ندارد و هر ماه در ترس بیکاری‌ست، به کجا پناه ببرد؟

    فعال صنفی کارگران ایران پوپلین رشت، تاکید می‌کند: کارگران با اینهمه مشکلات و مصیبت هنوز کار می‌کنند؛ بارهای سنگینی که بر دوش دارند را با مشقت بسیار به مقصد می‌رسانند ولی بازهم به کارگر ظلم می‌شود، بازهم تبعیض قائل می‌شوند.

    او خطاب به دولت جدید می‌گوید: کارگران را ببینید؛ نگاه کنید به کشورهای توسعه‌یافته و ببینید کارگران در آن کشورها چه جایگاهی دارند؛ از نمونه‌های موفق جهان الگوبرداری کنید و تامین رفاه و معیشت کارگران را در سرلوحه برنامه‌های خود قرار دهید.

    زعیمی در پایان می‌افزاید: دولت بایستی ناعدالتی را از میان بردارد؛ دستمزد کارگران ایرانی کمترین میزان در منطقه و جزو پایین‌ترین دستمزدهای جهان است؛ این چرخه معیوب را بشکنید و مقام و جایگاه کارگر را به او برگردانید؛ قرار نیست کارگران همیشه سنگ زیرین آسیاب باشند و مزایا و امتیازات نصیب دیگران شود.

  • گزارش وضعیت معیشت کارگران روی میز «رئیس جمهور منتخب»

    گزارش وضعیت معیشت کارگران روی میز «رئیس جمهور منتخب»

    به گزارش اقتصادران، عید علی کریمی (دبیر اجرایی خانه کارگر قزوین) در رابطه با جلسه‌ی برخی از نمایندگان کارگری با رئیس‌جمهور گفت: در نشستی که با آقای پزشکیان داشتیم در ابتدا از ایشان خواستیم که وزیری از جنس مجموعه کارگری و آشنا به مسائل کارگران انتخاب کنند.

    این فعال کارگری گفت: پیش از انتخابات ۳ میلیون تومان به حساب بازنشستگان تأمین اجتماعی واریز شد و در حالی که باید بعد از پرداختِ مابه‌التفاوت، متناسب‌سازی ادامه پیدا می‌کرد و هر ماه به حساب بازنشستگان واریز می‌شد. اما بازنشستگان تأمین اجتماعی حقوق تیرماه خود را بدون دریافت مبلغ متناسب‌سازی گرفتند.

    وی با اشاره به ادعای پرداختِ بدهی‌ها از سوی دولت به سازمان تأمین اجتماعی گفت: اگر این بدهی پرداخت شده برای اجرای قانون متناسب‌سازی چه مشکلی وجود دارد؟ این تأخیر ۴ الی ۵ روزه در پرداخت دستمزد بازنشستگان برای چیست؟ اگر سازمان بدهی خود را گرفته چرا در پرداخت به موقع دستمزد بازنشستگان مشکل دارد؟

    کریمی بیان کرد: در جلسه با رییس‌جمهور همچنین اشاره کردیم که سیاست‌هایی از قبیل فرزندآوری و جوان‌سازیِ جمعیت را نمی‌شود با حرف و قوانینِ روی کاغذ پیگیری کرد. وقتی دستمزد کارگران حتی نمی‌تواند حداقل هزینه‌های زندگیِ فردیِ یک جوان را تأمین کند، چگونه انتظار داریم جوانان تشکیل خانواده بدهند و به فکر فرزندآوری باشند. باید برای سیاست‌هایی که روی کاغذ می‌نویسند برنامه‌ی عملی داشته باشند.

    کریمی با اشاره به معرفی علیرضا محجوب از سوی تشکیلات خانه کارگر به عنوان وزیر پیشنهادی گفت: در جلسه با رییس‌جمهور، فرصت کافی برای بیان تمام مشکلات کارگران نبود، اما ما معتقدیم با انتخاب وزیری کاربلد می‌توان بسیاری از مشکلات کارگران را حل کرد. باید فضا را برای فعالیتِ تشکل‌های کارگری باز کرد و ما معتقدیم آقای محجوب با تسلطی که روی مسائل کارگری و روابط کار دارند، بهترین گزینه برای وزارت کار هستند.