برچسب: معیشت کارگران

  • سقوط آزاد معیشت / کارگران و رویای یک «زندگی معمولی»!

    سقوط آزاد معیشت / کارگران و رویای یک «زندگی معمولی»!

    به گزارش اقتصادران، به روزهای پایانی سال و موعد تعیین دستمزد کارگران نزدیک می‌شویم. تا امروز تنها سه جلسه کمیته مزد و دو جلسه شورای‌عالی کار برگزار شده است. هنوز نرخ سبد معیشت تعیین نشده و آمار و ارقامی که در این جلسات رد و بدل شده، به بیرون درز نکرده است.

    مذاکرات مزدی در حالی انجام می‌شود که طی هفته‌های اخیر با حذف ارز ترجیحی از کالاهای اساسی، موجی کم‌سابقه از افزایش قیمت‌ها شکل گرفته و هزینه‌های زندگی با شتابی بی‌سابقه رو به صعود گذاشته است. متأثر از این وضعیت، گروه کارگری تأکید دارد که سبد معیشت باید با در نظر گرفتن آثار حذف ارز ترجیحی و بر مبنای تورم بهمن‌ماه محاسبه شود؛  به این امید که با تعیین رقمی نزدیک به واقعیت‌های بازار، زمینه برای چانه‌زنی بر سر دستمزدی منصفانه فراهم شود. این امیدواری البته چندان محلی از اعراب ندارد  چراکه بنا به تجربه‌ی هر سال، حتی نرخ سبد معیشت حداقلیِ محاسبه شده در کمیته مزد، مبنای تعیین دستمزد کارگران قرار نمی‌گیرد.

    کوچک شدنِ سبد حداقل‌های زندگی

    مطابق ماده ۴۱ قانون کار، تعیین دستمزد کارگران باید بر پایه نرخ سبد حداقل‌های زندگی برای یک خانواده ۳.۳ نفره و با استناد به نرخ تورم رسمی اعلام‌شده از سوی بانک مرکزی تعیین شود. بر این اساس، حداقل حقوق باید تأمین‌کننده نیازهای اساسی و ضروری یک خانواده کارگری باشد اما در عمل، سال‌هاست این قانون به درستی اجرا نمی‌شود. شکل‌گیری شکافی عمیق و پایدار میان حداقل دستمزد و هزینه‌های واقعی معیشت، نتیجه‌ی این سرکوب مزدی مکرر و همیشگی است؛ وضعیتی  که باعث شده دریافتی بسیاری از کارگران حتی پاسخگوی ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی نیز نباشد.

    اکنون به وضعیتی رسیده‌ایم که همین سبد حداقلی نیز به کوچک‌ترین اندازه خود تقلیل یافته است. اگر خوراک، پوشاک، درمان و مسکن را بدیهی‌ترین نیازهای بقا بدانیم، همین نیازهای اولیه نیز به سخت‌ترین شکل ممکن تأمین می‌شوند. افزایش بی‌سابقه قیمت کالاهای خوراکی اساسی همچون برنج، مرغ، گوشت و حتی نان، توان تأمین این اقلام ضروری را به‌شدت محدود کرده است؛ فشاری که تنها به سفره محدود نمی‌شود و در حوزه‌های مسکن، آموزش و درمان نیز به‌ وضوح قابل مشاهده است.

     وقتی تثبیت وضع موجود یک دستاورد می‌شود!

    با حذف ارز ترجیحی از کالاهای اساسی، فشار هزینه‌ها سنگین‌تر شده و برخی کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند سبد حداقل‌های زندگی در سال پیش‌رو به رقمی بین ۵۰ تا ۷۰ میلیون تومان برسد. این در حالی است که حداقل حقوق امسال رقمی حدود ۱۴ میلیون تومان است و دریافتی کارگر حداقل‌بگیر با دو فرزند به حدود ۱۷ میلیون تومان می‌رسد. شکاف میان این ارقام به‌روشنی گویای واقعیت است: برای نزدیک شدن دستمزد به نرخ سبد معیشت، افزایش مزد در سال آینده باید فراتر از ۱۰۰ درصد باشد.

    پرسش اما اینجاست؛ آیا چنین افزایشی در عمل امکان‌پذیر است؟ و آیا دستمزد می‌تواند به سطحی هم‌تراز با هزینه‌های واقعی زندگی یا دست‌کم نزدیک به آن برسد؟

    وزیر کار در پاسخ به این پرسش در یک نشست خبری گفت: «هدف اصلی، حفظ قدرت خرید کارگران است.» این جمله، اگر بی‌واسطه و صریح خوانده شود، معنایی جز تلاش برای تثبیت شرایط بد معیشتی موجود ندارد؛ یعنی آنچه در دستور کار قرار گرفته، نه بهبود معیشت، بلکه جلوگیری از وخیم‌تر شدن آن است. به بیان روشن‌تر، سقف انتظار از مذاکرات مزدی این است که اوضاع کارگران در سال آینده از سطح دشوار کنونی پایین‌تر نرود.

    در چنین چارچوبی، حفظ وضع موجود – حتی با همه کاستی‌ها و فشارهایش – به عنوان یک دستاورد مطرح می‌شود؛ نشانه‌ای از آنکه افق سیاست‌گذاری مزدی، بیش از آنکه معطوف به جبران عقب‌ماندگی‌ها باشد، بر مهار سقوط بیشتر متمرکز شده است.

    بله؛ ماده ۴۱ قانون کار کاملا تشریفاتی است!

    سخنان وزیر کار بعدتر با اظهارات پروانه رضایی، معاون روابط کار وزیر، تکمیل شد. او در نشستی با دبیران اجرایی خانه کارگر، ماده ۴۱ قانون کار را تشریفاتی دانست و گفت: «ماده ۴۱ قانون کار، مبنای تعیین دستمزد را بر اساس معیشت یک خانواده چهار نفره تعریف کرده است؛ به این معنا که یک نفر کار کند و سه نفر دیگر را اداره کند؛ اما این اتفاق شدنی نیست.»

    این سخن، در واقع تأیید شکافی است که در طول سال‌ها میان قانون و واقعیت زندگی کارگران شکل گرفته است. حداقل حقوق یک کارگر، تأمین‌کننده حداقل نیازهای خانواده او نیست. در چنین شرایطی برای آنکه زندگی در حداقلی‌ترین شکل ممکن، یعنی در سطح تامین حیاتی‌ترین و حداقلی‌ترین نیازها بچرخد، یا باید دو نفر در خانواده کار کنند و یا سرپرست خانواده چند شیفت کار کند و از ساعات استراحت و فراغت خود بزند تا زندگی اعضای خانواده، فقط در حد بقا تداوم داشته باشد!

    این وضعیت زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که بدانیم بر اساس آمارهای مطرح‌شده در یکی از جلسات کمیته مزد امسال، ۷۲ درصد از بیمه‌شدگان در زمره حداقل‌بگیران یا دریافت‌کنندگان اندکی بالاتر از حداقل دستمزد قرار دارند. به این ترتیب، اکثریت نیروی کار رسمی کشور در محدوده حداقل حقوق دریافتی دارند و برای تأمین یک زندگی صرفاً حداقلی و در حد بخور و نمیر، ناچارند ساعات طولانی و طاقت‌فرسا کار کنند.

     سقوط مکرر معیشت

    عبدالله بلواسی، فعال کارگری، درباره وضعیت فعلی کارگران می‌گوید: امروز سفره کارگران و بازنشستگان بیش از هر زمان دیگری کوچک شده است. دستمزد سال ۱۴۰۴ از همان روزهای ابتدایی سال، ارزش خود را از دست داد و با تداوم سقوط ارزش ریال و افزایش بهای مایحتاج زندگی، اثراتِ ناچیز افزایش مزد عملاً خنثی شد.

    بلواسی بی‌اثر شدنِ ارزش مزد بعد از گذشت چند ماه از سال و سقوط دوباره معیشتِ کارگران را روندی تکراری می‌داند و می‌گوید: ما بارها گفته‌ایم که تعیین دستمزد به‌صورت سالانه در شرایط بی‌ثبات اقتصادی و با این حجم از بی‌تدبیری در اداره‌ی کشور نابجاست. برای آنکه کارگران سقوط دائم معیشت را تجربه نکنند، بازنگری در دستمزد، دست‌کم باید به‌صورت فصلی انجام شود یا دولت با تقویت بن‌های حمایتی، کاهش قدرت خرید را جبران کند.

    او می‌گوید: ارزش دستمزد به قدری سقوط کرده که حقوق یک ماه کارگر به کمتر از ۱۰۰ دلار رسیده است. صعود چشمگیر و گاه چند صددرصدی هزینه‌هایی مانند اجاره مسکن، دارو، خوراک، آب، برق و گاز موجب شده دستمزدهای فعلی حتی پاسخگوی حداقل‌های معیشتی نباشد و همان روزهای اول ماه به پایان‌برسد.

    این فعال مستقل کارگری تکید می‌کند:  بسیاری از خانواده‌های کارگری ناچار شده‌اند اقلامی مانند گوشت، میوه و حتی لبنیات را از سبد غذایی خود حذف کنند. چطور می‌شود یک کارگر به این حد از درماندگی برسد که حتی نتواند در سال دو کیلو گوشت به خانه‌اش ببرد؟!

    بلواسی در ادامه به نبود سندیکاهای مستقل و نمایندگان واقعی کارگری اشاره می‌کند و می‌گوید: کارگران در غیاب تشکل‌های مستقل، هر آسیبی که فکر کنید دیده‌اند و از قربانیان مسلم سیاست‌های خُرد و کلان اقتصادی هستند.

    او می‌گوید: کارگری که با ده دوازده ساعت کار در هفت روز هفته نمی‌تواند نیازهای حداقلی خانواده خود را برآورده کند، چه امیدی به آینده دارد؟ همین ناامیدی و استیصالِ معیشتی باعث شد کارگران در کنار سایر اقشار به خیابان‌ها بیایند. اما  دیدیم چه اتفاقی افتاد! هنوز نمی‌دانیم در اعتراضات دی ماه چند کارگر  جان خود را از دست داده‌اند و چند نفر در زندان هستند. چیزی که خوب می‌دانیم این است که جواب اعتراض این نیست!

    تلاش برای تثبیتِ حدِ کنونی فقر و ناتوانی‌

    ما درگیرِ یک ناامیدی جمعی شده‌ایم. کارگران دیگر امیدی به بهبود اوضاع خود در ساختار فعلی ندارند. آن‌ها بارها سقوط سنگین معیشت را تجربه کرده‌اند و می‌دانند نهایتِ آنچه در  جلسات  مزدی  آخر سال نصیب‌شان می‌شود، حفظ وضع موجود است. یا به عبارتی دیگر، آن‌ها کاملا مطلع هستند که دستاورد  شورای‌عالی کار در پایان سال، چیزی بیشتر از نگه‌داشتن  حدِ  کنونیِ فقر و ناتوانی‌اشان نخواهد بود.

  • «اغتشاش» کلیدواژه سلب حق اعتراض کارگران و فرودستان!

    «اغتشاش» کلیدواژه سلب حق اعتراض کارگران و فرودستان!

    به گزارش اقتصادران، تقلیل دادن اعتراضات جمعی مردم و طبقات مزدبگیر به مسائل و مشکلات معیشتی صرف، از جنبه‌های مختلف ساده‌انگاری ماجراست. مردم و به طور مشخص کارگران و فرودستان بیش از هر چیز دیگر به نداشتن حق تعیین سرنوشت و نادیده گرفته شدن در مناسبات کلان اجتماعی و سیاسی معترض‌اند.

    اگر تشکل‌ها، سندیکاها و نهادهای برآمده از بطن مردم به راستی در تصمیمات فرادستی مشارکت داده می‌شدند و می‌توانستند در تصمیم‌سازی‌ها دخیل باشند، «معیشت» نیز تا این اندازه بحرانی نمی‌شد؛ امروز حقوق ۱۵ میلیون تومانی یک کارگر بازنشسته بعد از سال‌ها جان کندنِ بی‌وقفه در راه این آب و خاک، پول ۷ کیلو گوشت قرمز است؛ این بازنشسته با پس‌انداز کامل یکسال حقوقش نمی‌تواند حتی یک عدد سکه طلا بخرد.

    و چون صدایش به جایی نمی‌رسد، چون دستی حتی از دور بر آتش ندارد و حق اعتصاب و اعتراض او هیچ زمان به رسمیت شناخته نشده، باید خموشانه ناظر بی‌صدای همه بلایایی باشد که بر سرش آوار می‌شود؛ تورم همه مرزهای سابق را درمی‌نوردد و به بی‌سابقه‌ترین رقم در ۸۰ و چند سال اخیر (بعد از جنگ جهانی دوم) می‌رسد و بازنشسته و کارگر شاهد سقوط ناباورانه و سخت زندگی خود به زیر خط زنده ماندن است، از خط فقر مطلق مدت‌هاست که پایین‌تر رفته…

    و دولت و تصمیم‌سازان لایه‌های فرادست، در مقام فعال مایشاء و بی‌منازع عمل می‌کنند؛ ارز ترجیحی را بدون اینکه نمایندگان واقعیِ طبقات تاثیرپذیر فرودست حق اظهار نظر داشته باشند، به ناگهان و در میانه اعتراضات خیابانی مردم حذف می‌کند و خودسرانه تصمیم می‌گیرد که گرانی ناشی از این تصمیم عجیب فقط ۵۰۰ هزار تومان است و اعتبار کالابرگ هر شهروند اگر یک میلیون تومان باشد، مشکلات معیشتی حل و سفره‌های مردم حفظ می‌شود.

    این در حالیست که قیمت دلار از ۱۶۰ هزار تومان فراتر رفته و داده‌های تورمی -حتی داده‌های رسمی مرکز آمار ایران- نشان از شتابِ بی‌توقف تورم دارد، تورمی که در همه سطوح به پیش تاخته و سر بازایستادن ندارد.

    براساس اعلام مرکز آمار ایران،  تورم نقطه‌ای کلی در ماه گذشته (دی ماه)  حدود ۶۰ درصد و تورم نقطه به نقطه خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها ۹۰ درصد ثبت شده است. این افزایش قیمت ناشی از اثر حذف ارز ترجیحی بوده است اما اثرات این سیاست یکجانبه، هنوز هم ادامه دارد، در بهمن نیز گرانی کالاهای خوراکی و به تبع آن سایر کالاها و خدمات ادامه دارد.  دولت کمبود ارز و جیب خالی خود را از سفره‌های خالی فرودست‌ترین طبقات مردم جبران می‌کند.

    فرامرز توفیقی، فعال کارگری در این رابطه می‌گوید: متاسفانه دولت، نقش آتش‌بیار این معرکه را بازی می‌کند؛ سخنگوی دولت ادعا کرده «ما پیش از این متصور بودیم که با آزادسازی نرخ ارز، قیمت‌ها بالا می‌رود» خب چه راهکاری داشتید؟ آیا تاب‌آوری جامعه را هم ارزیابی کرده بودید؟ آیا ضریب تاب آوری مزدبگیران اساساً اندازه گیری شده؟

    به گفته وی، دولت اصلاً جلوی تورم را نمی‌تواند بگیرد چون تسلطی بر شاخص‌های بازار ندارد و از سوی دیگر، اراده‌ای هم برای کنترل بازار نیست. توفیقی اضافه می‌کند: دولت چیزی برای ارائه حتی برای کارفرما و صنعتگر هم ندارد، فقط حرف و حرف و حرف؛ حرف درمانی هم در اوضاع فعلی دیگر جواب نمی‌دهد.

    توفیقی تاکید می‌کند که «تشدید و تداوم گرانی اتفاقی غیر قابل اجتناب است که ادامه خواهد داشت. از سوی دیگر حق اعتراض نیز بیش از همیشه از همه گروه‌ها از جمله کارگران و مزدبگیران سلب شده است؛ با زدن برچسب‌های امنیتی و این گزاره که «اغتشاش نکنید» حق اعتراض را از مردم گرفته‌اند؛ با این اوصاف، نتیجه چه می‌شود؟ قیمت‌ها بدون توقف بالا می‌رود».

    این فعال کارگری که محاسبات مستقل سبد معیشت خانوارهای کارگری را محاسبه می‌کند، در تحلیل چند ماه پیش رو در صورت عدم تغییر ساختاری شرایط می‌گوید:

    «تا آخر سال به راحتی تورم بالای ۱۲۰ درصد خوراکی‌ها را خواهیم داشت و سبد معیشت تصنعی شورایعالی کار که اسفند سال قبل ۲۴ میلیون محاسبه شده بود، در ایده آل‌ترین شرایط نزدیک ۶۰ میلیون تومان خواهد بود؛ نرخ سبد واقعی بسیار بالاتر از اینهاست، بسیار بسیار بالاتر….»

    نتیجه این اوضاع وانفسا، به چشم دیدنِ کارگران و بازنشستگانی‌ست که ناامید و مستاصل به آینده‌ای تاریک چشم دوخته‌اند؛ محمدزاده، یک بازنشسته کارگری با ۱۵ میلیون تومان حقوق ماهانه می‌گوید: اگر اتفاقی نیفتد و اوضاع عوض نشود، راهی برای زندگی نداریم؛ باید من و خانواده‌ام دسته‌جمعی خودکشی کنیم….

    او اضافه می‌کند که «دیگر پای ادامه دادن و دل تاب آوردن ندارد».  زندگی‌ این مرد سرپرست خانوار در چند کلمه خلاصه شده است: «ناتوانی و شرمندگی».

    در این روزهای سخت، مشاهدات میدانی ما نشان می‌دهد در قصابی‌های تهران، گوشت گوسفند کمتر از کیلویی یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان عرضه نمی‌شود. در بیشتر مغازه‌ها، قیمت هر کیلو گوشت نزدیک دو میلیون تومان است. خب با حقوقی که فقط پول ۷ کیلو گوشت است، یک کارگر حداقل‌بگیر یا یک بازنشسته با هزاران بیماری چطور با آرامش زندگی کند؟ چطور خواب راحت داشته باشد و کدام روزنه‌ی امید را مقابل خود ببیند تا بتواند ذره‌ای – فقط ذره‌ای- به آینده‌ی دور نه، به زندگی آرام در همین چند ماه آینده امیدوار باشد؟!

  • سفره خالی‌ کارگران؛ نتیجه جراحی اقتصادی بدون حمایت

    سفره خالی‌ کارگران؛ نتیجه جراحی اقتصادی بدون حمایت

    به گزارش اقتصادران، اکبر علیی، رئیس انجمن صنفی استادکاران ساختمان استان قم، با اشاره به حذف ارز ترجیحی از کالاهای اساسی گفت: ارز ترجیحی را حذف کردند، قیمت کالاها افزایش پیدا کرد و در ازای آن یک میلیون تومان کالابرگ الکترونیکی تخصیص دادند. این سیاست‌ها در شرایطی که حقوق کارگران بسیار پایین‌تر از خط فقر است معیشت کارگران را بدتر و سفره‌ی آن‌ها را کوچکتر می‌کند.

    وی بیان کرد: در این بین کارگران بی‌ثبات کار و کارگران فصلی که حقوق ثابتی ندارند و از بیمه اجتماعی نیز محروم هستند بیش از پیش درگیر مشکلات می‌شوند. کارگران ساختمانی نیز از این وضعیت مستثنی نیستند و این تصمیمات بی‌حساب و کتاب عملاً کارگران ساختمانی را به سمت نابودی می‌کشاند.

    علیی گفت: هیچ نشانی از حمایت، رسیدگی و حتی درک واقعیتهای زندگی کارگران دیده نمی‌شود. کارگری که شبانه روز در شرایط سخت کار می‌کند و در معرض انواع آسیب‌های جانی قرار دارد امروز زیر فشار تصمیمات اشتباه دولت در حال خرد شدن است.

    این فعال کارگری بیان کرد: دولت باید بداند با حرف و شعار نمی‌شود شکم کارگر را سیر کرد. اگر قرار است ارز ترجیحی را حذف کنند باید سیاستهای حمایتیِ دیگر را با هم پیش ببرند. مثلا در رابطه با کارگران ساختمانی چرا هنوز این کارگران محروم از بیمه اجتماعی هستند؟ و یا چرا اگر دولت چنین برنامه‌ای داشت، دستمزد در میانه‌ی سال ترمیم نشد؟ در کشوری مانند ترکیه دستمزد چندین بار و با افزایش تورم افزایش پیدا کرده است. اینجا اما ما امید نداریم که دستمزد کارگران در شورایعالی کار مطابق با سبد حداقل‌های زندگی افزایش پیدا کند!

    وی تأکید کرد: حرف ما این است که اگر قرار است سیاستی اجرا شود باید تمام جوانبِ آن سیاست سنجیده شود تا کمترین آسیب به اقشار ضعیف جامعه برسد. در اینجا دولت مدعی است که برای حمایت از اقشار ضعیف جامعه و منتفع شدنِ آن‌ها از منابع، اقدام می‌کند اما آنچه در نهایت اتفاق می‌افتد همه به ضرر اقشار ضعیف جامعه و کارگران است. این سیاست‌ها، نه حمایت است و نه مدیریت بلکه این‌ها ویران‌کردن زندگی کارگران فصلی است.

    علیی گفت: سال‌هاست کارگران فصلی فقط زحمت کشیده‌اند و حتی یک‌بار طعم امنیت شغلی را نچشیده‌اند. حالا دولت با رفتارهای غیرمسئولانه، همان اندک امید و روزنه زندگی‌شان را هم می‌بندد. این وضعیت قابل قبول نیست. کارگران فصلی حق دارند بپرسند که چرا باید نتیجه بی‌تدبیری‌ها را ما با سفره خالی‌مان پس بدهیم؟ اگر دولت همین مسیر را ادامه دهد، باید مسئولیت تمام آسیب‌های اجتماعی و معیشتی آینده را بپذیرد.

  • کارگر ایرانی در تقاطع بحران / سقوط آزاد معیشت؛ از «کارگر شاغل» تا «کارگر فقیر»

    کارگر ایرانی در تقاطع بحران / سقوط آزاد معیشت؛ از «کارگر شاغل» تا «کارگر فقیر»

    به گزارش اقتصادران، با اعلام مرکز آمار ایران مبنی‌بر رسیدن نرخ تورم نقطه‌‌به‌‌نقطه به ۹/‌۴۹‌درصد در آبان‌ماه۱۴۰۴ زنگ خطر برای معیشت میلیون‌ها کارگر و خانواده‌های‌شان به صدا درآمده است. این رقم صرفا یک شاخص اقتصادی نیست بلکه حکایت‌گر فرسایش روزانه قدرت خرید قشری است که ستون فقرات تولید و اقتصاد کشور به‌شمار می‌روند. در این راستا کارشناسان تاکید می‌کنند که این آمار، تنها بخش کوچکی از ماجرا را روایت می‌کند و فشار واقعی بر سبد هزینه‌های خانوار به‌ویژه در بخش خوراکی‌ها، بسیار کوبنده‌تر است.

    تورم نقطه‌ای ۵۰ درصدی؛ فقط نوک کوه یخ

    نرخ تورم نقطه‌‌به‌‌نقطه ۹/‌۴۹‌درصدی به این معناست که قیمت‌ها در آبان۱۴۰۴ نسبت‌به آبان سال قبل، تقریبا ۵۰‌درصد افزایش یافته است. این شاخص به‌‌دلیل تاثیرپذیری بالا از نوسانات ماهانه(مانند افزایش قیمت برخی میوه‌های فصلی یا حامل‌های انرژی) به صورت عمده نشان‌دهنده داغی مقطعی و شدید اقتصاد است.

    آنچه زندگی روزمره کارگران را فلج کرده، تورم افسارگسیخته گروه خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات است. گزارش‌های میدانی و داده‌های غیررسمی از بازار نشان می‌دهد تورم در اقلامی مانند روغن، برنج، مرغ، تخم‌مرغ، لبنیات و گوشت که جزو کالاهای اساسی به‌شمار می‌روند، با تورم‌های بالا همراه بوده‌اند و این یعنی سبد تغذیه خانواده کارگری که پیش از این نیز لاغر بود، امروز به معنای واقعی در تنگنای بیشتری قرار گرفته است. یک کارگر با حداقل دستمزد(که براساس مصوبه ابتدای سال تعیین شده)، اکنون با پولی که در دست دارد، قادر به خرید کمتر از نصف سبد کالاهای مشابه در آبان سال گذشته است. این کاهش قدرت خرید، نه یک محاسبه نظری که به‌معنای حذف پروتئین از سفره، کاهش وعده‌های غذایی و جایگزینی اقلام با کیفیت پایین‌تر است.

    زوال معیشت؛ از «کارگر شاغل» تا «کارگر فقیر»

    پدیده خطرناکی که جامعه‌شناسان اقتصادی از آن به‌عنوان «کارگر فقیر» یاد می‌کنند، امروز در ایران به یک واقعیت گسترده تبدیل شده است. این مفهوم به افرادی اشاره دارد که شاغل هستند اما درآمدشان کفاف تامین حداقل‌های یک زندگی آبرومند را نمی‌دهد و آنها را در دام فقر گرفتار می‌کند.

    خط فقر افسارگسیخته در مقابل دستمزد منجمد نشان از هشدار یک وضعیت اقتصادی بحرانی دارد، خط فقر مطلق برای یک خانواده چهار نفره شهری را در آبان۱۴۰۴ بین ۲۵ تا ۳۰‌میلیون تومان ارزیابی می‌کنند. در مقابل حداقل دستمزد قانونی کارگران (با احتساب بن‌کارگری و سبد معیشت) همچنان حول‌وحوش ۱۵‌میلیون تومان در نوسان است. این فاصله دوبرابری، گواه عینی همان «فقر شاغلان» است؛ البته این در حالی است که مبنای ۳۰‌میلیون‌تومان را برای خانوارهایی که مسکن دارند به‌عنوان خط فقر در نظر گرفته‌اند؛ در این میان کارگرانی که دارای مسکن نیستند، وضعیت بسیاری بدتری را تجربه می‌کنند. فقر چندبعدی کارگران امروز تنها موضوع اقتصادی نیست؛ دسترسی ناکافی به مسکن مناسب (اغلب در حاشیه شهرها و خانه‌های پرتراکم)، تنش‌های خانوادگی ناشی از فشار مالی، محرومیت از تفریحات و استراحت کافی و استرس مزمن برای تامین روزانه، همگی بر کیفیت زندگی و سلامت روان این قشر سایه افکنده است. سلامت به کالایی لوکس تبدیل شده و بسیاری از کارگران در مواجهه با بیماری ممکن است که درمان خود را به تعویق بیندازند.

    یکی از متهمان اصلی وضعیت کنونی کارگران در کشور را باید شورای‌عالی کار برشمرد؛ شورای عالی کار و مکانیسم فعلی تعیین دستمزد، سال‌هاست که در مواجهه با تورم‌های افسارگسیخته، پاسخگوی نیاز طبقه کارگران نبوده و تلاش‌های نافرجام نمایندگان کارگری در چانه‌زنی برای افزایش دستمزد کارگران نیز طی سال‌های اخیر ره به جایی نبرده است. در شورای‌عالی کار سه ضلع نماینده کارگری، نماینده کارفرما و دولت حق اظهارنظر دارند که به نظر می‌رسد در این میان دولت صاحب‌نفوذتر از اضلاع دیگر بوده، این در حالی است که دولت موظف است با در نظر گرفتن تورم واقعی و هزینه‌های معیشتی، تعهدات قانونی خود در زمینه تعیین دستمزد مطابق با سبد معیشت را در دستورکار خود قرار دهد تا شکاف ایجادشده میان درآمد و هزینه زندگی کارگران به نوعی ترمیم شود.

    این شورا برای تعیین دستمزد کارگران برای سال آینده معمولا در پایان سال، تحت فشار همزان کارگران و کارفرمایان به یک مصالحه دست می‌زند که نه رضایت کارگران را جلب می‌کند و نه پاسخگوی نیازهای واقعی معشیتی این طبقه است. تصمیم‌گیری در این شورا اغلب با نظارت دولت و براساس ملاحظات سیاسی انجام می‌گیرد و شاخص‌های واقعی تورم را برای دستمزد کارگران لحاظ نمی‌کند. این در حالی است که نظام دستمزدی در ایران با چالش‌های ساختاری عمیق‌تری روبه‌رو است، از جمله می‌طلبد که افزایش دستمزد را حداقل به دو بار در سال برساند یا اختیار این افزایش دستمزد را به منطقه یا استان واگذار کند. باوجود تمام انتقاداتی که به شورای‌عالی کار وارد می‌شود اما شاهد هیچ اتفاقی برای اصلاح آن نیستیم و بیشترین قربانیان این سیستم تصمیم‌گیری، همچنان طبقه کارگر هستند.

    کلام آخر

    کارگر ایرانی امروز در تقاطع بحران قرار دارد. یک مسیر، ادامه روند کنونی است که به معنای تعمیق فقر، کاهش شدید بهره‌وری، گسترش نارضایتی اجتماعی و درنهایت، تهدید امنیت اقتصادی کشور است.

    مسیر دیگر اقدام جسورانه، عادلانه و فوری است. این اقدام تنها با افزایش عددی دستمزد محقق نمی‌شود بلکه نیازمند یک تحول نگرشی است، پذیرش این واقعیت که کارگر، نه یک هزینه که مهم‌ترین سرمایه ملی است.

    دستمزد عادلانه هزینه نیست، سرمایه‌گذاری روی آرامش، انگیزه، خلاقیت و بهره‌وری نیرویی است که چرخ‌های اقتصاد را می‌چرخاند.رقم تورم نزدیک به ۵۰درصد، آخرین فرصت برای بیداری است. اگر این فرصت از دست برود، دیگر با پدیده «اعتراض صنفی» روبه‌رو نخواهیم بود بلکه با «فروپاشی تدریجی طبقه تولیدکننده» مواجه می‌شویم که ترمیم آن سال‌ها زمان و هزینه‌های غیرقابل تصوری خواهد برد.

  • دورنمای زندگی کارگران تیره‌تر از همیشه / وطنخواه: با گرانی بنزین، سفره‌ی کوچک کارگران پاره پوره‌تر از این می شود / خرمی: کارگر حتی توان پرداخت هزینه اینترنت هم ندارد، چه برسد به درمان و آموزش!

    دورنمای زندگی کارگران تیره‌تر از همیشه / وطنخواه: با گرانی بنزین، سفره‌ی کوچک کارگران پاره پوره‌تر از این می شود / خرمی: کارگر حتی توان پرداخت هزینه اینترنت هم ندارد، چه برسد به درمان و آموزش!

    به گزارش اقتصادران، در شرایطی که قیمت سبد خوراکی مورد نیاز خانوارهای کارگری از مرز دستمزد حداقلی یا حتی دستمزد متوسط کارگری فراتر رفته، داده‌های تورمی آبان نشان می‌دهد که رکوردشکنی قیمت‌ها در پاییز امسال بی‌محابا ادامه دارد.

    رکوردشکنی تورم آبان

    براساس اعلام رسمی مرکز آمار ایران، در آبان ماه ۱۴۰۴ شاخص قیمت مصرف کننده خانوار‌های کشور به عدد ۴۱۷.۵ رسیده است که نسبت به ماه قبل، ۳.۴ درصد افزایش، نسبت به ماه مشابه سال قبل، ۴۹.۴ درصد افزایش و در دوازده ماهه منتهی به ماه جاری نسبت به دوره مشابه سال قبل، ۴۰.۴ درصد افزایش داشته است.

    در آبان ماه ۱۴۰۴ تورم نقطه به نقطه خانوار‌های کشور، ۴۹.۴ درصد بوده است؛ یعنی خانوار‌های کشور به طور میانگین، ۴۹.۴ درصد بیشتر از آبان ماه ۱۴۰۳ برای خرید یک «مجموعه کالا‌ها و خدمات یکسان» که البته تطابق چندانی با سبد واقعی مصرف خانوارهای کارگری ندارد، هزینه کرده‌اند. تورم نقطه به نقطه آبان ماه ۱۴۰۴ در مقایسه با ماه قبل، ۰.۸ واحد درصد افزایش داشته است که در نوع خود یک رکورد بی‌سابقه است. قیاس قیمت‌های واقعی در سبد واقعی هزینه‌ها با محوریت نان و غلات، لبنیات و میوه و سبزیجات، تورم حدود ۱۰۰ درصد یا حتی بیشتر را نشان می‌دهد.

    تورم ماهانه خانوارها (افزایش قیمت ها نسبت به ماه قبل) نیز در آبان ۱۴۰۴ برابر ۳.۴ درصد بوده است. تورم ماهانه برای گروه‌های عمده «خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات» ۴.۷ درصد و برای گروه عمده «کالاهای غیرخوراکی و خدمات»، ۲.۶ درصد بوده است.

    ادامه سیاست‌های تعدیلی

    در این شرایط، تداوم سیاست‌های تعدیلی با شیب بسیار تند، دورنمای نگران کننده‌ای از آینده معیشت طبقه کارگر ترسیم می‌کند. مشخصاً دو سیاست کلان، موجب بروز نگرانی‌های بسیار شده است، اول تصمیم برای گرانی بنزین از نیمه آذر و دوم، تلاش‌های ادامه‌دار برای حذف هرچه بیشترِ ارز ترجیحی کالاهای اساسی و دارو.

    طبق تصویب نامه هیئت وزیران، نرخ سوم بنزین ۵ هزار تومان در نظر گرفته می شود و از ۱۵ آذر در جایگاه ها اجرایی خواهد شد. هشتم آذر، «مهدی اسماعیلی» عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، با انتقاد از برنامه دولت برای افزایش قیمت بنزین از نیمه دوم آذرماه، تأکید کرد «این تصمیم در شرایط فعلی به زیان معیشت مردم است» و خبر قطع سهمیه خودروهای جدید را خلاف قانون دانست.

    هرچند یک عضو شورای شهر تهران، تاکید کرده «نرخ سوم بنزین منجر به افزایش کرایه تاکسی نمی‌شود» اما تجریه سالیان قبل نشان داده، هرنوع دستکاری در قیمت بنزین که در اقتصاد ایران یک کالای پایه‌ای‌ست، تاثیر مستقیم بر قیمت سایر کالاها و خدمات دارد؛ و نکته اینجاست که با یک دور جدید از افزایش قیمت‌ها، تاب آوری معیشتی کارگران که امروز نزدیک به صفر است، به کمتر ازهیچ تنزل خواهد یافت.

    از سوی دیگر، از اظهارات اخیر حمید پورمحمدی، رئیس سازمان برنامه و بودجه، مبنی بر کارآمد نبودن ارز ترجیحی ۲۸,۵۰۰ تومانی در کنترل قیمت‌ها، چنین برمی‌آید که یک دور جدید حذف ارز ترجیحی در دستور کار است و حداقل بخشی از دولت و سیاست‌گذاران در راستای پر کردن کسری‌های بودجه و درآمدزایی، قصد دارند ارز دولتی واردات کالاهای ضروری را بردارند و یک شوک مجدد به سبد هزینه‌های مردم بدهند.

    اخیرا نیز حسین صمصامی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، اعلام کرد که در جلسه سران قوا، حذف ارز ترجیحی ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی و یکسان‌سازی نرخ ارز حوالی ۱۰۰ هزار تومان تصویب شده است هرچند پس از آن، علیرضا گچ‌پز زاده، معاون ارزی بانک مرکزی، اعلام کرد که سیاست قیمت‌گذاری در مورد ارز ترجیحی تغییری نکرده است.

    تلفیق این دو سیاست کلان که هر دو در جهت کمک به دولت و بودجه‌خوارهای آن و بر خلاف معیشت مردم مزدبگیر و درگیر فقر است، موجب شده دورنمای زندگی از دید طبقه‌ی کارگر تیره‌تر از قبل باشد. زمین سوخته‌ی اقتصاد، جایی برای زندگی کارگران و بهبود شرایط آن‌ها ندارد.

    در این میان، فعالان کارگری در گفتگو با ایلنا، نگرانی‌های خود را از شوک جدید تورمی در آینده‌ای نزدیک بیان کردند.

    عبدالله وطنخواه، فعال صنفی کارگران و بازنشستگان:

    «به قول‌های مقامات در مورد تثبیت قیمت‌ها نمی‌شود اطمینان کرد؛ یادمان نرفته سال ۱۴۰۰ که اولین مرحله سیاست حذف ارز ترجیحی را پیاده کردند، قول دادند قیمت‌ها تکان نمی‌خورد؛ از آن روز تکانه‌های تورمی هرگز متوقف نشده است!

    واقعیت این است که بنزین یک کالای پایه است و با گرانی آن، مسلم است که سفره‌ی کوچک کارگران پاره پوره‌تر از این می شود به شکلی که دیگر حتی نمی‌توان آن را با قرض و قوله و سیلی به صورت زدن، به هم چسباند. در کنار اینها، سیاست‌های سرکوب مزدی و نئولیبرالی ادامه خواهد داشت که اوضاع را به سمت بحران جدی‌تر پیش می‌برد.

    در نتیجه، با سیاست‌های دولت، تا پایان سال ابر تورم ۱۰۰ درصدی یا حتی بیشتر خواهیم داشت؛ و این در حالیست که قیمت‌ها در حوزه خوراکی‌ها و مسکن در بازه دو ساله‌ی اخیر، ۴۰۰ و ۵۰۰ درصد رشد داشته است…..»

    علیرضا خرمی، فعال کارگری:

    «حذف تتمه‌ی ارز ترجیحی، کالاهای بسیاری را از سفره‌ها حذف می‌کند؛ مثلاً قیمت برنج با حذف ارز دولتی ۴۰۰ هزار تومان را هم رد می کند؛ در نتیجه چیزی برای سفره‌ی کارگران باقی نمی‌ماند.

    با گرانی بنزین هم یک موج تورمی جدید به راه می‌افتد و این در حالیست که کارگران هیچ جای این معادلات نیستند؛ باید از دولت بپرسیم، کارگر و زندگی کارگر کجای این معادله است، چطور عناصر معادله را کنار هم چیدید که  بیش از نیمی از جمعیت کشور را در تصمیم گیری‌های خود نادیده گرفتید؟

    کارگر حتی توان پرداخت هزینه اینترنت هم ندارد، چه برسد به درمان و آموزش، در این شرایط از فرزندآوری و جوانی جمعیت می‌گویند؛ پیشنهادم  به دولت و فرادستان این است: یک  دیوار بکشید، کارگران را یک طرف بگذارید در محرومیت و فقر، ثروتمندان آن سمت دیوار باشند و راحت و بی‌خیال زندگی کنند….»

    فرامرز توفیقی، فعال کارگری:

    «دولت بودجه ندارد و گروه‌ها و نهادهایی که نقشی در تولید ناخالص ملی ندارند، سال‌هاست سر سفره دولت نشسته‌اند و میلی به بلند شدن هم ندارند!

    دولت درآمد ندارد و گران‌سازی‌ها به همین دلیل اتفاق می افتد. تورم واقعی هم بسیار بالاتر از این ارقام رسمی‌ست؛ امروز سبد معیشت خانوارهای کارگری، فشار بسیار سنگینی را تحمل می‌کند و اگر سیاست‌های تعدیلی از جمله گرانی بنزین و آزادسازی‌ها ادامه یابد، قیمت‌ها هفته به هفته و ماه به ماه بالاتر می‌رود.

    همه اینها در شرایطی اتفاق می‌افتد که دولت در راستای افزایش دستمزد و ترمیم قدرت خرید مردم کاری نمی‌کند. با این دست‌فرمان، شاهد فروپاشی خانواده‌ها و افزایش بی‌سابقه نرخ جرم و جنایت خواهیم بود.

    امروز تورم نقطه به نقطه‌ی واقعیِ خوراکی‌ها بالای ۷۰ درصد است؛ بعد از شوک جدید، مزدبگیران حتی آن‌هایی که ۲۰، ۲۵ یا حتی ۳۰ میلیون تومان حقوق می‌گیرند، سقوط می‌کنند، دیگر نمی‌توانند چرخ زندگی را بگردانند….»

     

     

     

  • کارگران و حقوق‌بگیران مجبور به ارزان‌خوری شدند / توفیقی: با دروغ فردای بهتر، دستمزدها را سرکوب می‌کنند

    کارگران و حقوق‌بگیران مجبور به ارزان‌خوری شدند / توفیقی: با دروغ فردای بهتر، دستمزدها را سرکوب می‌کنند

    به گزارش اقتصادران، مهر ۱۴۰۴ با موجی سنگین از گرانی آغاز و به اتمام رسید. موجی که نه‌تنها شاخص‌های اقتصادی را به لرزه انداخت، بلکه سفره‌های مردم را نیز کوچک‌تر کرد. نرخ تورم نقطه‌ای با ثبت رقم ۴۸.۶ درصد، به بالاترین سطح خود در ۱۷ ماه گذشته رسید و زنگ خطر ورود به کانال ۵۰ درصدی را به صدا درآورد. همزمان، تورم ماهانه نیز با ثبت عدد ۵ درصد، رکوردی تازه در ۴۰ ماه اخیر برجای گذاشت.بررسی جزئیات این جهش تورمی نشان می‌دهد که بیشترین فشار بر گروه خوراکی‌ها وارد شده؛ گروهی که نقش اصلی را در سبد مصرفی خانوار‌های کم‌درآمد دارد. اقلامی مانند نان، گوشت، شیر، سبزیجات و حبوبات در مهرماه با رشد قیمتی چشمگیر مواجه شدند. تورم ماهانه نان و غلات به ۹۸ درصد، سبزیجات و حبوبات به ۷۷.۷ درصد و چای و قهوه به ۶۸ درصد رسید.

    در این میان، بازار گوشت قرمز نیز با عبور قیمت از مرز یک میلیون تومان برای هر کیلو، به یکی از نماد‌های بحران معیشتی تبدیل شده است. کاهش عرضه، افزایش هزینه نهاده‌های دامی، نوسانات ارزی و ضعف در نظام توزیع، از جمله عوامل ساختاری این التهاب هستند.

    کارشناسان معتقدند که بدون اصلاح سیاست‌های تأمین نهاده، افزایش ذخایر استراتژیک و مهار واسطه‌گری، نمی‌توان به ثبات بلندمدت در بازار گوشت امیدوار بود. واردات مقطعی نیز در غیاب هماهنگی میان سیاست ارزی و حمایت از تولید داخلی، تنها نقش مُسکن موقت را ایفا می‌کند.

    در چنین شرایطی، تورم بالا به بحرانی اجتماعی بدل شده که مستقیما بر کیفیت زندگی، سلامت عمومی و امنیت غذایی خانوار‌ها تأثیر می‌گذارد. با این حال، موضوع افزایش حقوق کارگران در میانه سال که هر ساله از سوی فعالان کارگری مطرح می‌شود، همچنان با مخالفت دولت‌ها مواجه است.

    کارزاری برای جبران عقب ماندگی حقوق از تورم

    اواخر مهر ماه امسال کارزاری از سوی کارمندان و کارگران، خطاب به رهبری و روسای قوا با عنوان «درخواست افزایش حقوق کارمندان و کارگران متناسب با تورم و جبران عقب‌ماندگی حقوق از تورم» ایجاد شد. در متن این کارزار آمده است: «ما کارمندان و کارگران نظام مقدس جمهوری اسلامی اعلام می‌داریم که زیر بار تورم لحظه‌ای له شده‌ایم. تورمی که به‌صورت لحظه‌ای اتفاق می‌افتد، اما افزایش حقوق ما هر سال یک‌بار و آن هم بسیار به دور از عدالت انجام می‌گردد.

    مخصوصاً در این ده سال اخیر، هیچ قشری در ایران عزیز به اندازه کارمند و کارگر آسیب ندیده است. دیگر توانی برای ما نمانده است. خرید آجیل، گوشت، لباس و حالا حتی حبوبات و نان شب برای ما آرزو شده است. چندین سال مسئولین شعار می‌دادند که افزایش حقوق کارمندان و کارگران باعث بروز تورم است، ولی در این مدت که در حق ما حقوق‌بگیران ظلم شد و حقوقمان متناسب با تورم افزایش پیدا نکرد، دیدیم که تورم افسارگسیخته شد و چیزی جلودارش نیست. ما از شما خواهشمندیم با افزایش دستمزد حقوق‌بگیران، عدالت را برقرار نمایید و جلوی انصراف از شغل کارمندان و کارگران، بی‌انگیزگی آنها و ایجاد فساد در ادارات به دلیل بدهکاری کارمندان را بگیرید و ما را از شرمندگی پیش خانواده‌های خود نجات دهید.»

    با دروغ فردای بهتر، دستمزدها را سرکوب می‌کنند

    فرامرز توفیقی، نماینده اسبق کارگران در شورای عالی کار، در پاسخ به اینکه به توجه به افزایش تورم نقطه‌ای، آیا بحث افزایش حقوق کارگران در میانه سال منطقی دارد یا خیر؟ به اقتصاد ۲۴ گفت: «متاسفانه برخی نماینده‌های کارگری و حتی برخی از نمایندگان مجلس در راستای حرکات عوام فریبانه و پوپولیستی خود این بحث را مطرح می‌کنند. در جامعه ما از رییس قوه مجریه تا قوه مقننه و قوه قضاییه همه از گرانی‌ها ناراضی هستند، اما گویا ما باید دست بجنبانیم و مشکل را حل کنیم. اگر برق و آب نیست، اگر گرانی، افزایش تورم و فقر به دلیل بی‌انضباطی‌های مکرر دولت‌ها و دو قوه دیگر وجود دارد، ما باید برویم و حل کنیم!»

    توفیقی ادامه داد: «با این تفاصیل ماده ۴۱ قانون کار بدین معنا نیست که من سالی یکبار بنشینم آن هم با داده‌های سال قبل و در شرایطی که برای سال جدید همیشه دروغ می‌بافیم، بر سر دستمزد مذاکره کنیم. ما همیشه برای سال‌های جدیدمان، بودجه، تفکرات و استراتژی‌هایمان همیشه دروغ می‌بافیم. مدام امید فردای بهتر را می‌دهیم، اما فردای افتضاح‌تر از قبل برایمان رقم می‌خورد. با این دروغ‌ها همیشه دستمزد را سرکوب کرده‌ایم.»

    وزارت کار جرأت اعلام خط فقر را ندارد

    نماینده اسبق کارگران در شورای عالی کار ضمن تاکید بر اینکه کارگر و بازنشسته با این حقوق نمی‌توانند زندگیشان را بچرخانند، گفت: «حتی اگر همین خط فقری که سخنگوی دولت اعلام کرده است را در نظر بگیریم، متوجه می‌شویم که با خانواده ۳/۳ نفری و با تورمی که آقای پزشکیان دارد رشدش می‌دهد و رکورد‌ها را جا به جا می‌کند، این خط فقر به ۴۷، ۴۸ میلیون در کشور می‌رسد، چراکه سخنگو خط فقر عمومی را اعلام کرده است نه تهران و کلان شهرها. از آن طرف یک کارگر حقوق بگیر با خانواده ۳/۳ نفری حداکثر ۱۵ میلیون حقوق می‌گیرد. از این رو حقوق کارگری حتی ۴۰ درصد خط فقر را هم پوشش نمی‌دهد؛ بنابراین نتیجه می‌گیریم که وضعیت کارگران وضعیت خوبی نیست.»

    توفیقی ضمن تاکید بر درنظر گرفتن شرایط کارفرمایان، عنوان کرد: «ما می‌گوییم سه ضلع کارگر، کارفرما و دولت هستیم، اما وقتی پای درد و دل کارفرما هم می‌نشینیم، متوجه می‌شویم که دولت‌ها در حکمرانی ضعف دارند، ناتوان هستند و حتی توان کنترل قیمت گوجه فرنگی را هم ندارند و هیچوقت نتوانسته‌اند درست فکر کنند. نتیجه‌اش هم می‌شود از بین رفتن معیشت و درنهایت گسست خانواده. همیشه به ما گفته‌اند که اساسی‌ترین رکن یک جامعه خانواده است. وقتی خانواده از هم بپاشد مشخص است چه بلایی بر سر جامعه می‌آید.»

    این فعال حوزه کارگری در پاسخ به اینکه آیا سخنگوی دولت تعمدا نرخ خط فقر سال گذشته را اعلام کرده تا مطالبه‌ای برای افزایش حقوق شکل نگیرد؟ گفت: «ایشان میزان سبد معیشت که دولت سال گذشته اعلام کرده بود را تقسیم بر ۳/۳ کردند و با هیجان گفتند خط فقر ۶ میلیون تومان است. اما در مملکت ما، چون قیمت مرغ هم به سیاست گره خورده، خط فقر هم ذیل همین مسائل قرار گرفته است. وزارت کار به هیچ عنوان جرأت اعلام خط فقر را ندارد. نیازی هم به اعلام رسمی نیست چراکه به سادگی قابل محاسبه است. نرخ تورم نقطه به نقطه را در عددی که سخنگو اعلام کرده ضرب کنید، به دست می‌آید. به فرض اگر خط فقر برای هر نفر ۱۰ میلیون تومان و تورم ۵۰ درصد است، خط فقر برای هر نفر ۱۵ میلیون تومان می‌شود. اگر ۳ را ضرب در ۳/۳ نفر کنید، خط فقر یک خانواده به دست می‌آید. دولت هم می‌داند اوضاع از چه قرار است، اما اینکه چه باید بکند و چه راهی باید برود نیز به ضعف حکمرانی ختم می‌شود. متاسفانه هیجان سالاری و شعارسالاری از سال ۵۷ سرلوحه کشورداری شده است.»

    تا زمانی‌که هیولای نقدینگی مهار نشود، هیچ افزایش حقوقی معنا ندارد

    توفیقی در پاسخ به پرسشی مبنی براینکه رکوردشکنی‌های نرخ تورم می‌تواند پتانسیلی برای افزایش قابل توجه حقوق کارگران در سال آینده باشد؟ گفت: «امسال آقای میدری گفتند که یک رقم خوب به حقوق کارگر اضافه کرده‌ام، اما آیا توانستند هزینه‌ها را مدیریت کنند؟ قطعا خیر. وقتی هیولای نقدینگی آزاد است و وقتی قدرت تصمیم‌گیری ندارید که افزایش قیمت لبنیات، پروتئین و مولفه‌های تاثیرگذار در سبد معیشت را متوقف کنید، نتیجه اش همین می‌شود که هزار تومان به حقوق کارگر اضافه می‌کنید ولی به کارفرما اجازه می‌دهید به دلیل افزایش هزینه‌ها، قیمت کالا یا خدمات را بالا ببرد.»

    این فعال حوزه کارگری ادامه داد: «چرا حقوق کارگر سالی یکبار افزایش پیدا می‌کند، اما قیمت مرغ، لبنیات و برنج سالی ده بار افزایش دارد؟ خوردن برنج ایرانی برای کارگر و بازنشسته آرزو شده است. چه کسی می‌تواند برنج کیلویی ۳۸۰ تا ۵۳۰ هزار تومانی را بخورد؟ چرا سرطان و بیماری در کشور ما افزایش پیدا کرده است؟ قیمت تناژ بهترین برنج پاکستانی در سایت علی بابای جهانی مشخص است، اما چرا به کشور ما که می‌رسد، کیلویی ۲۸۰ تا ۳۰۰ هزار تومان می‌شود؟»

    کارگران و حقوق‌بگیران به ارزان‌خوری روی آورده‌اند

    نماینده اسبق کارگران در شورای عالی کار درباره تبعات مصرف اقلام موادغذایی ارزان و بدون کیفیت، بیان کرد: «من سال ۱۳۸۴ در موسسه IGI برنج هندی و پاکستانی را تست کردم و به طرز مرگ‌آوری آرسنیک و فلزات سرطان‌زا در این برنج‌ها موجود است؛ یعنی خوردنش برای مردم سم است، اما به راحتی آن را می‌فروشند. کارگران و حتی حقوق‌بگیران به ارزان‌خوری روی آورده‌اند. ارزان‌خوری به معنای معامله با زندگی برای زنده ماندن است. بوعلی سینا قرن‌ها قبل گفته بود که‌ام الامراض استرس است. این استرس در زندگی همه ما جریان دارد، اما کسی به فکرش نیست. نتیجه آن می‌شود یک خانواده از هم پاشیده، بیمار و با مشکلات روحی روانی. حال اینکه زمینه‌سازی کنیم برای افزایش حقوق سال آینده فایده‌ای ندارد چراکه از آن طرف هیولایی وجود دارد که هرچه قدر دلش بخواهد قیمت را بالا می‌برد و نمی‌توانند جلویش را بگیرند.»

    توفیقی ادامه داد: «دولت‌هایی که سرکار آمدند یکی خواست مشکل صندوق قوامین را حل کند، آن یکی ثامن‌الحجج و دیگری بانک آینده. همیشه آمدند، پولپاشی کردند، تورم را به شدت بالا بردند و تاوان آن را مردم دادند و می‌دهند. در علم اقتصاد تورم مالیات پنهانی است که مردم می‌پردازند. دولت از ما دارد پول این مالیات را می‌گیرد و برای ما هم خرج نمی‌کند. الان در آستانه فصل بودجه هستیم؛ مگر آقای پزشکیان نمی‌گوید که نهاد‌هایی بودجه می‌گیرند که ضرورتی ندارد؟ ایشان اگر شجاعتش را دارد، به این نهاد‌ها بودجه ندهد و آن را خرج عملیات عمرانی کشور کند. مافیا و فساد در کشور ما سیستماتیک شده است. در فساد سیستماتیک مردم چرخ‌دنده‌های آن هستند؛ یا باید یک جایی قفل کنند تا این فساد منهدم شود یا باید به رذالت و چرخیدن این فساد سیستماتیک تن دهند و دم برنیاورند.»

  • حق مسکن ۹۰۰ هزار تومانی؛ شوخی تلخ دولت با زندگی کارگران / کارگران در تنگنای معیشت، شورای‌عالی کار در خواب سنگین!

    حق مسکن ۹۰۰ هزار تومانی؛ شوخی تلخ دولت با زندگی کارگران / کارگران در تنگنای معیشت، شورای‌عالی کار در خواب سنگین!

    به گزارش اقتصادران، شورای‌عالی کار  هشت ماه است که تشکیل جلسه نداده؛ طبق قانون، این شورا موظف است هر ماه جلسات خود را برای بررسی مسائل مزدی و معیشتی کارگران برگزار کند. با این وجود، عملاً چنین جلساتی تشکیل نمی‌شود؛ اتفاقی که در شرایط سخت کنونی، فشار مضاعفی بر جامعه کارگری وارد آورده است.

    در کنار این مسئله، کارگران می‌گویند حق مسکن نیز بیش از دو سال است که هیچ افزایشی نداشته و مبلغ ۹۰۰ هزار تومان تعیین‌شده برای آن، در مقایسه با هزینه‌های سرسام‌آور مسکن، عملاً شوخی تلخ دولت با زندگی کارگران است.

    در همین رابطه، «مجید رحمتی»  عضو هیئت‌رئیسه کانون شورای اسلامی کار استان تهران در گفت‌وگو با  ایلنا اظهار داشت: طبق قانون کار، شورای‌عالی کار باید هر ماه تشکیل جلسه دهد تا درباره مزد و سایر مسائل قانونی تصمیم‌گیری شود اما در عمل این جلسات برگزار نمی‌شوند.

    او در تشریح دلایل این مسئله گفت: نخست اینکه نمایندگان کارگری باید برای برگزاری جلسه، درخواست رسمی مکتوب ارائه دهند، اما اغلب این درخواست‌ها به شکل غیررسمی یا از طریق رسانه‌ها مطرح می‌شود و طبیعتاً اثر قانونی ندارد. دوم اینکه قانون، ضمانت اجرایی و تنبیهی مشخصی برای‌ عدم برگزاری جلسات پیش‌بینی نکرده است؛ بنابراین دولت و کارفرمایان بدون نگرانی از تبعات حقوقی، برگزاری جلسات را به تعویق می‌اندازند.

    رحمتی افزود: حتی در مواردی که درخواست رسمی از سوی کارگران ارسال می‌شود، معمولاً پاسخی روشن از سوی دولت دریافت نمی‌شود؛ چراکه مسئولان با استناد به شرایط اقتصادی و محدودیت‌های مالی، از پذیرش مسئولیت شانه خالی می‌کنند.

    افزایش نیافتن حق مسکن

    این فعال کارگری در ادامه به موضوع ثابت ماندن مبلغ حق مسکن کارگران اشاره کرد و گفت: حق مسکن کارگران دو سال است که هیچ تغییری نکرده و همچنان ۹۰۰ هزار تومان است. این رقم در شرایط تورمی فعلی،  به شدت ناکافی است .

    رحمتی در توضیح موضع دولت نسبت به این موضوع گفت: دولت مدعی است که با افزایش پایه مزد، نیازی به تغییر حق مسکن نیست؛ اما واقعیت این است که افزایش ناچیز مزد،  پاسخگوی حداقل نیازهای خانوارهای کارگری نیست و فاصله درآمد کارگران با خط فقر روزبه‌روز بیشتر می‌شود.

    او در پاسخ به این پرسش که چرا نمایندگان کارگری نتوانسته‌اند دولت را برای افزایش حق مسکن تحت فشار قرار دهند، توضیح داد:این مسئله چند دلیل دارد؛ نخست اینکه تشکل‌ها و اتحادیه‌های کارگری در سال‌های اخیر تضعیف شده‌اند و انسجام کافی برای پیگیری مطالبات وجود ندارد. دوم اینکه شرایط کلی اقتصاد کشور به‌شدت آشفته است؛ از تحریم گرفته تا فساد اداری و ناکارآمدی ساختارها. دولت نیز با استناد به محدودیت بودجه، اعلام می‌کند که توان افزایش مزد را ندارد و در نهایت، کارگران متضرر اصلی این وضعیت هستند.

    رحمتی با اشاره به تأخیر همیشگی در تعیین مزد سالانه گفت:  معمولاً جلسات تعیین مزد در ماه‌های پایانی سال برگزار می‌شود، در حالی که تورم در کشور ما ماه‌به‌ماه تغییر می‌کند. این تأخیر باعث می‌شود افزایش مزد عملاً بی‌اثر شود و کارگران در بیشتر ماه‌های سال، با دستمزد ناکافی و بدون تناسب با شرایط تورمی زندگی کنند.

    لزوم انسجام کارگران

    او با تأکید بر ضرورت انسجام و هماهنگی میان کارگران گفت: نمایندگان کارگری برای افزایش قدرت چانه‌زنی در شورای‌عالی کار، نیاز به حمایت بدنه کارگری دارند. باید شبکه‌ای از ارتباط و اطلاع‌رسانی میان کارگران و تشکل‌ها شکل بگیرد تا فشار اجتماعی برای تشکیل جلسات شورا و افزایش مزد بیشتر شود.

    رحمتی همچنین خواستار برگزاری جلسات شورای‌عالی کار از ابتدای زمستان و پیش از پایان سال شد و گفت: به‌جای برگزاری جلسات در روزهای پایانی سال، لازم است جلسات از آذرماه آغاز شود تا تصمیم‌گیری درباره مزد با دقت و زمان کافی انجام شود. علاوه بر این، در شرایط تورمی فعلی، مزد باید مانند بسیاری از کشورها، دست‌کم دو بار در سال بازنگری شود.

    وی در جمع‌بندی سخنان خود تصریح کرد: تا زمانی که دولت به تعهدات قانونی خود عمل نکند و بدنه کارگری از انسجام لازم برخوردار نباشد، نمی‌توان انتظار داشت افزایش واقعی مزد و حق مسکن محقق شود. تنها با همبستگی و پیگیری مستمر است که می‌توان به بهبود وضعیت معیشتی کارگران امید بست.

  • معیشت کارگران قربانی اقتصاد غیرشفاف و رانتی / صادقی: حقوق کارگران کفاف یک ماه زندگی خانواده کارگری را هم نمی‌دهد

    معیشت کارگران قربانی اقتصاد غیرشفاف و رانتی / صادقی: حقوق کارگران کفاف یک ماه زندگی خانواده کارگری را هم نمی‌دهد

    به گزارش اقتصادران،  این روزها کارگران در شرایط دشواری به سر می‌برند؛ تورم مزمن و افزایش بی‌وقفه هزینه‌های زندگی، قدرت خرید خانواده کارگری را به شدت کاهش داده است. دستمزدهای فعلی، حتی در بالاترین سطوح، کفاف زندگی روزمره یک خانواده را نمی‌دهد و بسیاری از این قشر زحمت کش تنها بخشی از ماه را می‌توانند با حقوق خود دوام بیاورند. کمبود نیروی کار نیز فشار مضاعفی بر پروژه‌های ساختمانی و کارفرمایان وارد کرده است، در حالی که مشاغل خدماتی و غیرمولد با درآمد بالاتر، بسیاری از کارگران را به سمت خود جذب کرده‌اند و این روند بر وضعیت صنعت و رفاه نیروی کار تأثیر منفی گذاشته است.

    حسن صادقی: دستمزدها کفاف یک ماه زندگی خانواده کارگری را نمی‌دهد

    حسن صادقی، رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری با اشاره به وضعیت فعلی دستمزد کارگران اظهار کرد: در حال حاضر دستمزد کارگران ساختمانی در تهران بین یک تا یک‌ونیم میلیون تومان در نوسان است و برخلاف برخی ادعاها، رقم روزانه دو و نیم میلیون تومان تنها در مقاطعی خاص و کوتاه‌مدت مشاهده شده است.

    وی افزود: به دنبال کاهش تقاضا و رکود حاکم بر صنعت ساختمان، افزایش موقتی دستمزدها فروکش کرده و در حال حاضر کارگران ساده با همین سطح حقوق مشغول به کارند.

    وی ضمن اشاره به خروج گسترده کارگران اتباع از کشور خاطرنشان کرد: این مسأله باعث شده که کمبود نیروی کار در بخش‌های مختلف به ویژه در صنعت ساختمان محسوس‌تر شود.

    صادقی افزود: خروج کارگران خارجی، همزمان با افزایش تقاضا در برخی پروژه‌ها، موجب شد تا کارفرمایان با کمبود نیروی کار مواجه شوند و دستمزدها به‌طور مقطعی افزایش یابد، اما این شرایط پایدار نبوده و اکنون باز هم سطح دستمزد واقعی کارگران ساده محدود مانده است.

    صادقی با بیان اینکه سطح فعلی دستمزدها پاسخگوی هزینه‌های زندگی نیست، خاطرنشان کرد: بر اساس محاسبات ما، یک کارگر با دریافتی ۱۳ تا ۱۵ میلیون تومانی تنها می‌تواند حدود ۱۰ تا ۱۲ روز هزینه‌های معیشت خانوار را تأمین کند و مابقی ماه را ناگزیر از حذف برخی اقلام ضروری یا کاهش سطح مصرف است.

    وی افزود: تورم مزمن و دورقمی که سال‌هاست بر اقتصاد ایران سایه انداخته، موجب شده رشد حقوق و دستمزد همواره از نرخ تورم عقب‌تر باشد و همین امر باعث کوچک‌شدن طبقه متوسط و افزایش دهک فقیر جامعه شده است.

    خط‌فقر بیشتر می‌شود

    وی ادامه داد: در حال حاضر دهک میانی جامعه که پیش‌تر حدود ۴۰ تا ۶۰ درصد از جمعیت کشور را تشکیل می‌داد، به کمتر از ۳۰ درصد رسیده و دهک فقیر جامعه از ۳۰ درصد به حدود ۴۵ درصد افزایش یافته است. صادقی تاکید کرد: اگر این روند ادامه یابد، تا پایان سال جاری بخش بیشتری از طبقه متوسط به زیر خط فقر سقوط خواهد کرد.

    با حقوق ۲۰ میلیون تومانی کسی تمایلی به کار ساختمانی ندارد

    رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری ضمن اشاره به کمبود نیروی کار در برخی حوزه‌ها گفت: در حال حاضر بسیاری از کارگران ترجیح می‌دهند به مشاغل خدماتی و غیرمولد روی آورند، چرا که درآمد آن‌ها در مشاغلی نظیر موتورسواری و فعالیت در پلتفرم‌های حمل‌ونقل به مراتب بیشتر از کار در بخش تولید یا ساختمان است. وی در ادامه تاکید کرد: کارگری که با موتور خود ماهانه ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان درآمد دارد، طبیعی است که تمایلی به کار ساختمانی با حقوق ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومانی نداشته باشد.

    وی با تاکید بر اینکه بخش خدمات غیرمولد رشد غیرطبیعی یافته است، اظهار کرد: امروز به جای توسعه کارخانه‌ها، شاهد گسترش رستوران‌ها، تالارها و مراکز خدماتی هستیم که نه تنها ارزش افزوده واقعی ایجاد نمی‌کنند، بلکه نیروی کار را از بخش مولد دور می‌سازند.

    صادقی در بخش دیگری از سخنان خود درباره وضعیت حمایت‌های بیمه‌ای و رفاهی کارگران بیان کرد: متأسفانه طی دهه‌های گذشته شاهد تضعیف نظام حمایتی کشور بوده‌ایم و سازمان تأمین اجتماعی نیز به دلیل تحمیل وظایف غیرمرتبط از سوی دولت‌ها و مجلس، با کسری منابع مواجه است. وی افزود: نسبت پشتیبانی تأمین اجتماعی که در دهه ۸۰ حدود ۷.۲ بوده، اکنون در برخی استان‌ها به زیر سه نفر رسیده و این زنگ خطری برای پایداری صندوق محسوب می‌شود.

    وی تصریح کرد: در حالی که دولت هنوز تفاوت افزایش حقوق فروردین را به کارگران و بازنشستگان پرداخت نکرده، نشانه‌های آشکاری از ناتوانی مالی صندوق‌های بیمه‌ای دیده می‌شود. به گفته صادقی، اگر این روند ادامه یابد، حتی احتمال تأخیر در پرداخت حقوق بازنشستگان در ماه‌های آینده نیز وجود دارد.

    این فعال کارگری ضمن انتقاد از ساختار اقتصادی کشور خاطرنشان کرد: تا زمانی که اقتصاد ایران از سرچشمه اصلاح نشود و مسیر توسعه متوازن، تولیدمحور و صنعتی را در پیش نگیرد، فقر و رکود توأمان ادامه خواهد یافت. وی تاکید کرد: باید جریان اقتصادی کشور سالم شود و از اقتصاد رانتی و دلال‌محور فاصله بگیرد تا کارگر بتواند به جایگاه واقعی خود بازگردد.

    صادقی با یادآوری تجربه دهه ۷۰ افزود: در دوران سازندگی، با وجود تورم بالا، کشور در مسیر توسعه قرار داشت و همین امر موجب افزایش رفاه نسبی کارگران می‌شد، زیرا فرصت‌های تولید و اشتغال گسترده‌تر بود. وی تصریح کرد: در دوره‌های بعدی، به‌ویژه با گسترش تحریم‌ها، رکود تورمی جای توسعه را گرفت و در نتیجه کارگران و بازنشستگان فقیرتر شدند.

    اثر تحریم ها و یارانه ها بر معیشت کارگران

    وی ضمن اشاره به سیاست‌های دولت‌های مختلف خاطرنشان کرد: نباید فقیرتر شدن کارگران را صرفا به یک دولت خاص نسبت داد؛ بلکه مجموعه سیاست‌های کلان اقتصادی و بین‌المللی کشور در ایجاد این وضعیت نقش داشته است. با این حال، به گفته او، سیاست‌های نادرست دولت احمدی‌نژاد در اجرای یارانه‌های نقدی و نحوه مواجهه با تحریم‌ها تأثیر منفی چشمگیری بر وضعیت معیشت کارگران گذاشت.

    صادقی افزود: در حالی که در سال‌های ابتدایی پرداخت یارانه‌ها نرخ فقر برای مدتی کاهش یافت، با تشدید تحریم‌ها از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۲، نرخ فقر مجددا افزایش یافت و طبقه متوسط سقوط کرد. وی با بیان اینکه سیاست‌های نقدی‌سازی یارانه‌ها اشتباه بود، گفت: اگر یارانه‌ها به صورت کالایی و در قالب سبد معیشت و بن کارگری پرداخت می‌شد، آثار تورمی آن بسیار کمتر بود.

    وی خاطرنشان کرد: در دهه ۷۰ و ۸۰ کارگران به‌واسطه دریافت کالا و خدمات اساسی، از سطح رفاه نسبی برخوردار بودند و نیازی به افزایش مداوم حقوق نداشتند، اما از زمان اجرای یارانه‌های نقدی، هم تورم تشدید شد و هم قدرت خرید مردم کاهش یافت.

    صادقی با انتقاد از تداوم سیاست‌های نادرست در دولت‌های بعدی تصریح کرد: افزایش مبلغ یارانه‌ها در دولت فعلی نیز نه‌تنها گرهی از زندگی مردم باز نکرده بلکه نرخ فقر را از ۳۰ درصد به حدود ۳۷ درصد رسانده است.

    وی افزود: راه نجات اقتصاد کشور، بازگشت به مسیر تولید، پیوستن به اقتصاد جهانی و ایجاد نظام اقتصادی شفاف و غیررانتی است؛ نظامی که در آن کارگر شأن و منزلت واقعی خود را بازیابد.

    این فعال کارگری در پایان با ابراز نگرانی از آینده سازمان تأمین اجتماعی گفت: بدهی دولت به این سازمان از مرز ۱۳۷۰ هزار میلیارد تومان گذشته و در صورت ادامه این روند، پایداری صندوق با خطر جدی مواجه خواهد شد. وی تأکید کرد: تأمین اجتماعی پاشنه آشیل نظام است و اگر این نهاد دچار بحران شود، تبعات اجتماعی آن بسیار سنگین خواهد بود.