برچسب: مذاکره ایران و آمریکا

  • دلخوش به مذاکره نباشیم / مشکل اقتصاد ایران، داخلی است

    دلخوش به مذاکره نباشیم / مشکل اقتصاد ایران، داخلی است

    به گزارش اقتصادران، پس از برگزاری نخستین نشست غیرمستقیم ایران با آمریکا، قیمت دلار تا ۲۰ هزار تومان کاهش پیدا کرد و به نظر می‌رسد ادامه این مذاکرات و توافقات احتمالی نه تنها بتواند بازار ارز که حتی اقتصاد ایران را تا حد قابل ملاحظه‌ای از این فضای آشفته نجات دهد.

    با این حال، بسیاری از اصولگرایان به مذاکره با آمریکا خوشبین نیستند و معتقدند این مسیر، چاره باز شدن گره اقتصاد کشور و معیشت مردم نیست.

    در همین خصوص، حسین صمصامی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس  گفت: مذاکراتی که امروز شاهد آن هستیم از قبل هم بوده و موضوع جدیدی نیست. چند سال پیش مذاکرات بسیار جدی‌تر اتفاق افتاد و حاصل آن، برجام شد، ولی بروید بررسی کنید ببینید چه گشایشی برای اقتصاد رخ داد.

    وی افزود: امضای برجام، اثر روانی و انتظاری داشت و همین باعث شد مردم تا حدی از حضور در بازار ارز، طلا و سکه و… دوری کنند. در ادامه که ترامپ در سال ۹۶ گفت برجام را پاره می‌کنم و اردیبهشت ۹۷ که این کار را عملی کرد، اتفاقی که افتاد این بود که آن اثرات مثبت که ریشه روانی داشت، از بین رفت و همه چیز به قبل از آن برگشت. از این‌رو تاکید دارم که بگویم مشکل اصلی اقتصاد ایران، داخلی است و با مذاکره حل نخواهد شد.

    سرپرست سابق وزارت اقتصاد تصریح کرد: سال گذشته، ایران حدود ۷۰ میلیارد دلار واردات داشت و حدود ۵۷ میلیارد دلار هم صادرات غیرنفتی داشتیم، پس ارز آن جابجا شده و کالا یا وارد کشور یا خارج از کشور شده است. من هم قبول دارم که جابجایی ارز پیچیدگی خاص خود را داشته است و می‌توان با طراحی‌هایی که داشت، هزینه این رویه را کم کرد، اما اینکه برخی بگویند اگر تحریم ادامه داشته باشد، سیستم فلج است و اصلاً نمی‌توان ارز جابجا کرد را نمی‌پذیریم.

    صمصامی اظهار داشت: همه بدانند که با مذاکره هیچ‌وقت نمی‌توان تحریم‌ها را از میان برداشت و حتی اگر کم شود در جایی دیگر افزایش پیدا می‌کند. حال حاکمیت می‌خواهد به دنیا نشان دهد که ایران، جنگ‌طلب نیست و حاضر به مذاکره هم هست. ما اقتدار و عزت‌مان را در مذاکره از دست نخواهیم داد و دلیل اجازه مذاکرات این موضوعات است.

    نباید به چیزی که می‌خواهیم در مذاکره به دست بیاوریم دل خوش کنیم

    این نماینده اصولگرای مجلس گفت: اگر در مذاکرات چیزی به دست آوردیم که فبها، ولی دل‌مان را نباید به چیزی که می‌خواهیم در مذاکره به دست بیاوریم خوش کنیم. با توجه به شرایط موجود دنیا، آن چیزی که می‌تواند تحریم را بردارد، مذاکره نیست، بلکه اسم‌های آن، اقتدار داخلی، اصلاح سیاست‌های اقتصادی و ارزی است. اثراتی که سوءمدیریت در اقتصاد ما گذاشته، به مراتب بیشتر از اثرات تحریم است.

    وی تصریح کرد: ارز واردات کالا‌های اساسی ۲۸۵۰۰ تومان است و ارز مواد اولیه کالا‌های اساسی، ارز نیمایی است که بعد از استیضاح آقای همتی روی ۶۸۸۰۰ تومان تثبیت شد و این نرخ است که سطح قیمت‌ها را تعیین می‌کند و افزایش قیمت‌ها هم برای این بود که ارز نیمایی ۴۴ هزار تومان را به ۶۸۸۰۰ رساندیم.

    صمصامی افزود: واقعیت‌های اقتصاد ایران همین مطالبی است که اشاره کردم و اتفاقاً موضوعات غیرواقعی، مذاکره و نتایج حاصل از آن بر اقتصاد مملکت است، چون اثر آنی کوتاه‌مدت دارد و بعد هم ما را به شرایط نفتی خودمان برمی‌گرداند. سال ۹۵ رشد اقتصادی به ۱۲ درصد رسید و این رقم در سال ۹۶ به سه درصد رسید. حال چه کنیم؟ دوباره نفت بیشتر بفروشیم و وابستگی‌مان به نفت بیشتر شود؟ حال اگر تحریم هم برداشته شود با این مدیریت اقتصادی، چیزی گیر مردم نمی‌آید و نهایتاً در کوتاه‌مدت کمی ارز پایین بیاید.

  • پیش‌بینی نتیجه مذاکره ایران و آمریکا / احتمال توافق چقدر است؟

    پیش‌بینی نتیجه مذاکره ایران و آمریکا / احتمال توافق چقدر است؟

    به گزارش اقتصادران، طی چند دهه گذشته با توجه به اهمیت مقوله هسته‌ای ایران شاهد کنش‌های متعددی از سوی قدرت‌های بزرگ جهانی بوده‌ایم. در ادامه همین روند، برگزاری مذاکرات هسته‌ای از اوایل دهه ۸۰ شمسی میان ایران و کشور‌های غربی آغاز شد. اولین نشست اتمی در پاییز ۱۳۸۲ در تهران به همراه سه کشور اروپایی (فرانسه، بریتانیا و آلمان) برگزار شد و نتیجه آن تعلیق عملکرد سانتریفیوژ‌های نطنز از سوی ایران و جلوگیری کردن از ارسال پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت از سوی غربی‌ها شد. پس از آن دو توافق‌نامه بروکسل و پاریس در سال ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳ برای محدودسازی غنی‌سازی اتمی ایران به امضا رسید. اما با توجه به ضرر و زیان‌های ایران در محدودسازی فعالیت هسته‌ای، در اواخر دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی، غنی‌سازی اورانیوم از سرگرفته شد. در نتیجه این روند، غربی‌ها باری دیگر اقدام به فشار بر روی ایران کردند و از سال ۲۰۰۷ قطعنامه‌هایی به منظور جلوگیری از فعالیت هسته‌ای ایران به تصویب رسید. ادامه دادن این وضعیت که به نفع هیچ طرفی نبود در دوره ریاست جمهوری حسن روحانی باری دیگر مذاکرات هسته‌ای در ژنو با گروه ۱+۵ برگزار و نتیجه آن تصویب توافق برجام شد. حال باری دیگر بعد از انقضا نتایج برجام، تهران و واشنگتن تصمیم به انجام مذاکرات با یکدیگر با میانجی‌گری کشوری ثالث در عمان به سمت گزینه کنترل تنش حرکت کنند.

    اولین مرحله مذاکرات غیرمستقیم دو طرف در روز شنبه ۱۲ آوریل در مسقط آغاز شد. این مذاکرات با ورود هیات ایرانی به نمایندگی وزیر خارجه ایران سید عباس عراقچی و هیات آمریکایی به نمایندگی استیو ویتکاف نماینده ویژه آمریکا صورت گرفت. بعد از اتمام زمان مذاکرات غیر مستقیم، هر دو طرف ایرانی و آمریکایی روند مذاکرات را مثبت و سازنده عنوان کردند. این نتیجه مبهم زمانی که از سوی رسانه‌ها بیان شد، تاثیرات مثبتی بر روی نرخ قیمت ارز و طلا در ایران گذاشت. اما نکته‌ی حائز اهمیت آن است که در مذاکره اخیر، موضوعات و خواسته‌های کلی بیان شده و جزئیات مناقشه برانگیز هنوز در دستور کار قرار نگرفته است. زیرا در زمان انعقاد توافق‌نامه، چالش‌های سیاسی و تضاد منافع دو طرف نمایان می‌شود. طرف آمریکایی که در نهایت به دنبال محدودسازی ایران در زمینه هسته‌ای می‌باشد و طرف ایرانی نیز خواسته‌ای جز کم کردن فشار سیاسی و اقتصادی ندارد، زمینه اجراسازی توافقی محدود را نمایان می‌کند. به همین سبب با توجه به ادامه‌دار بودن مذاکرات طی چند هفته، رسیدن به توافق مطلوب از سوی دو طرف کاری سخت به نظر می‌رسد.

    روز دوشنبه خبرنگار وال استریت ژورنال به نقل از وزیر امور خارجه ایتالیا اعلام کرد که دور بعدی مذاکرات میان ایران و امریکا به مبزبانی ایتالیا و با میانجی‌گری عمان در رم برگزار خواهد شد. در تمامیه مذاکراتی که در سطح جهان برگزار می‌شد، کشوری که به عنوان میزبان و میانجی انتخاب می‌شود، در واقع نوعی قدرت نرم سیاسی برای خود اندوخته می‌کند. همین موضوع سبب شده که برخی از کشور‌های خاورمیانه‌ای از جمله قطر، عمان و تعدادی کشور‌های اروپایی همچون ایتالیا، اتریش و سوئیس با توجه به سوابق صلح‌پذیر خود، داوطلب میانجی‌گری و میزبانی مذاکرات شوند. تنها چند روز پس از انتشار خبر انتخاب رم به عنوان محلی بعدی مذاکرات، بار دیگر مسقط پایتخت عمان به عنوان محل برگزاری دور دوم مذاکرات ایران- آمریکا انتخاب شد. برخی کارشناسان معتقدند عدم اقبال ایران- آمریکا برای درگیر کردن اروپایی در روند مذاکرات و برخی دیگر تلاش برای عدم همزمانی سفر ونس به ایتالیا را عامل این جابه‌جایی مجدد دانستند. البته نیرو‌های اپوزیسیون خارج‌نشین با دنبال کردن خط «عملیات روانی» تغییر مجدد محل مذاکرات را تلاش تهران برای جلوگیری از درز اطلاعات محرمانه اعلام کردند.

    در روند مذاکرات علاوه بر دولت‌ها، افراد و گروه‌های فشار بر ادامه روند تاثیرگذار هستند. بدین منظور رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار است قبل از دور دوم مذاکرات به ایران سفر کند. از سوی دیگر قبل از شروع مذاکرات، ترامپ و نتانیاهو تبادل نظر‌هایی بایکدیگر در خصوص ایران داشته‌اند. اسرائیل در این برهه زمانی به دنبال محدودسازی ایران و شاهد فراهم کردن زمینه روند عادی‌سازی با کشور‌های عربی است و این موضوع کم‌وبیش بر روی مذاکرات تاثیرگذار است. همچنین لابی‌های حامی اسرائیل در واشنگتن انتقاد و فشار بر ترامپ و ویتکاف را به دلیل حرکت به سمت توافق با ایران را افزایش دادند. از سویی دیگر شخص ترامپ نیز به دنبال تسریع بخشیدن به روند مذاکرات است تا هرچه زودتر پرونده خاورمیانه را به حالت مسکوت نگه دارد. همچین در ماه‌های آینده ترامپ سفری را به کشور‌های خاورمیانه (عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر) خواهد داشت. این سفر پیش رو نشان دهنده ادامه سیاست‌های ترامپ درخاورمیانه و اعلام نتایج مذاکرات با ایران است. بدین منظور پیش‌بینی روند مذاکرات در روز‌های آتی به مشاوره‌ها و گفت‌و‌گو‌های طرف‌های مختلف بستگی دارد.

  • بازار خودرو گروگان نتیجه مذاکرات ایران و آمریکا / اگر توافق شود قیمت خودرو چقدر پایین می آید؟

    بازار خودرو گروگان نتیجه مذاکرات ایران و آمریکا / اگر توافق شود قیمت خودرو چقدر پایین می آید؟

    به گزارش اقتصادران، ابراهیم شجاعت، کارشناس حوزه خودرو درخصوص کاهش قیمت خودرو بعد از انتشار اخبار مثبت از مذاکرات میان ایران و آمریکا گفت: کاهش قیمت‌هایی که اخیرا گفته می‌شود بیشتر حالت نوسانی دارند تا افت قیمت‌ها. در چند روز گذشته نهایتا حدود دو تا پنج درصد کاهش قیمت رخ داده که بیشتر ناشی از نوسانات نرخ ارز است. به‌طور کلی کاهش چشمگیری در قیمت‌ها وجود نداشته و خرید و فروش زیادی هم در بازار انجام نمی‌شود.

    شجاعت درخصوص تاثیر نتایج مذاکرات میان ایران و آمریکا بر قیمت خودرو در بازار گفت: مذاکرات اگر تأثیر مثبتی داشته باشد و به جایی برسد، بازار خودرو از این سردرگمی بیرون می‌آید و قیمت‌ها در بازار تا حدی کاهش پیدا کند.

    شجاعت افزود: البته در حال حاضر اخبار منفی زیادی از داخل کشور می‌شنویم. تعرفه واردات خودرو بالا رفته و جدیدا خبری مبنی بر احتمال افزایش تعرفه واردات قطعات خودرو‌های مونتاژی نیز به گوش می‌رسد. از طرفی قیمت ارز افزایش یافته و نرخ پایه‌ای گمرکی از ۲۸ هزار تومان به نزدیک ۷۰ هزار تومان رسیده است که همه این خبر‌ها باعث می‌شود که بازار تا حدی به هم بریزد.

    به گفته شجاعت، در حال حاضر رکود بر بازار خودرو حاکم است و باید منتظر ماند و دید چه پیش می‌آید. واقعیت این است که متغیر‌های بازار خودرو آن‌قدر زیاد شده که اکثر مشتریان به‌ویژه کسانی که با دید سرمایه‌گذاری به خودرو نگاه می‌کردند، فعلاً اقدامی انجام نمی‌دهند و کمی محتاط شده‌اند.

    احتمال کاهش ۱۰ درصدی قیمت خودرو

    وی در پاسخ به این سوال که اگر با انتشار اخبار مثبت از مذاکرات، قیمت‌ها نزولی باشد، چند درصد احتمال کاهش قیمت خودرو وجود دارد، گفت: به نظر من در کوتاه‌مدت، حداکثر ۱۰ درصد کاهش قیمت را شاهد خواهیم بود.

    شجاعت اضافه کرد: اگر در بلندمدت توافقی واقعی انجام شود و شرکت‌های بین‌المللی وارد ایران شوند، آن‌وقت در سال‌های آینده می‌توان انتظار ثبات نسبی را داشت. در چنین شرایطی، دو نرخی بودن قیمت‌ها در بازار خودرو با توجه به افزایش عرضه از بین خواهد رفت، همان‌طور که در سال‌های ۹۵ و ۹۶ این اتفاق افتاد. در آن سال‌ها بازار خودرو از ثبات نسبی برخوردار بود و اکثر محصولات به صورت اقساطی به فروش می‌رسید، تفاوت فاحش قیمت کارخانه و بازار وجود نداشت و تولید به مرز ۱.۶ میلیون دستگاه رسید، به‌طوری که تمامی تقاضا پوشش داده می‌شد، اما الان روی مرز یک میلیون تولید هستیم.

    این کارشناس حوزه خودرو تصریح کرد: اگر این اتفاقات دوباره بیفتد، شرایط بازار به‌طور کلی تغییر می‌کند. اما در کوتاه‌مدت، با توجه به اخباری که منتشر می‌شود، حداکثر کاهش قیمت خودرو در همان حدود ۱۰ درصد خواهد بود. در حال حاضر، بازار بیشتر آماده جهش است. یعنی اگر اخبار منفی منتشر شود، آماده جهش است. ولی اگر اخبار مثبت باشد، ما شاهد نوعی ثبات نسبی در همین محدوده قیمتی خواهیم بود. حداکثر کاهش هم در حد همان ۱۰ درصد است و این میزان در محصولات مختلف متفاوت خواهد بود. به‌خصوص در مورد خودرو‌های وارداتی، بعید می‌دانم کاهش جدی رخ دهد و حتی با ابلاغ تعرفه‌ها افزایش قیمت نیز رخ می‌دهد.

    حباب قیمتی خودرو چند درصد است؟

    شجاعت در مورد میزان حباب قیمتی خودرو نیز گفت: در حال حاضر، نمی‌توان گفت که قیمت‌ها حباب آنچنانی دارند، اکثر خودرو‌ها در بیشترین حالت شاید حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد حباب داشته باشند که این میزان در خودرو‌های وارداتی و محصولات چینی کمتر است. خودرو‌های داخلی معمولاً حباب بیشتری دارند، چون تقاضا برایشان بیشتر است. خودرو‌های چینی و مونتاژی که به خوبی عرضه شده‌اند تقریباً حبابی ندارند.

    پیش‌بینی قیمت خودرو در صورت شکست مذاکرات

    وی درخصوص وضعیت قیمت خودرو در صورت شکست مذاکرات نیز گفت: اگر مذاکرات به نتیجه نرسد و هیچ اتفاق مثبتی هم نیفتد، احتمالا طی شش ماه آینده قیمت‌ها در بازار خودرو بین ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش پیدا کند؛ البته این به شرطی است که اتفاق خیلی بدی رخ ندهد و شکست مذاکرات تبعاتی نداشته باشد. در شرایطی که بازار ارز جهش شدید داشته باشد، ممکن است بازار خودرو نیز متلاطم شود.

    این کارشناس حوزه خودرو گفت: با شکست مذاکرات و تدوام همین دست فرمان در داخل کشور، افزایش قیمت ۲۰ تا ۳۰ درصدی خودرو در بازه زمانی فصل تابستان اتفاق می‌افتد و احتمالا از اواخر خرداد شروع شود.

  • چین بیشتر در عراق و عربستان سرمایه گذاری می کند و ایران را کنار زده / بهتر است اورانیوم ما را خود آمریکا بخرد نه کشورهای دیگر

    چین بیشتر در عراق و عربستان سرمایه گذاری می کند و ایران را کنار زده / بهتر است اورانیوم ما را خود آمریکا بخرد نه کشورهای دیگر

    به گزارش اقتصادران، در حالی که روز شنبه دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا در رم برگزار می شود، برخی ناظران و کارشناسان در حال گمانه زنی درباره روابط منطقه ای ایران و روابط تهران با مسکو و پکن بعد از توافق با آمریکا هستند، به این معنی که حصول توافق بین تهران و واشنگتن چه تاثیری بر مناسبات منطقه ای ایران می گذارد. در کنار این مساله به نظر می رسد اروپا با دلخوری از مذاکرات ایران و آمریکا موضع گیری هایی غیررسمی داشته و حتی فرانسه به فعال شدن مکانیسم ماشه علیه ایران نیز تهدید کرده است.

    فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین و کارشناس روابط بین الملل به خبرگزاری خبرآنلاین می گوید که توافق ایران و آمریکا و پایان نیم قرن خصومت می تواند به رفع تحریم های ایران در هر سطحی منجر شود که خود عامل بهبود روابط اقتصادی ایران با چین و کشورهای منطقه است.

    او همچنین تاکید دارد که مساله مذاکرات موازی با اروپا در شرایط فعلی بی معنی است و شبیه ایده های بی معنی سعید جلیلی در چهارچوب تعریف دیپلماسی به عنوان مذاکره برای مذاکره است.

    مشروح گفت‌وگو با فریدون مجلسی، تحلیلگر مسائل بین الملل را بخوانید؛

    *****

    * یکی از مسائلی که در شرایط فعلی که مذاکرات بین ایران و آمریکا در جریان است طرح می شود، افق چشم انداز روابط ایران با روسیه و چین، در صورت حصول توافق بین تهران و واشنگتن است. چه پیش بینی‌ای می توان در ارتباط با این مساله داشت به خصوص که برخی از منتقدین و مخالفین مذاکره تاکید دارند که ممکن است تغییر فضای بین ایران و آمریکا بر روابط ایران با روسیه به عنوان متحد استراتژیکش تاثیر بگذارد؟

    از نگاه من در صورت حصول توافق، روابط ایران با چین و روسیه بهبود پیدا می کند. من نمی دانم برخی از آقایان در داخل کشور بر چه اساس و استدلالی خود را متحد استراتژیک روسیه و چین و آن ها را متحد استراتژیک ایران قلمداد می کنند به خصوص روسیه که هرگز در طول تاریخ نسبت به ایران نظر لطفی نداشته و ما همواره از آن ها آسیب دیده ایم.

    علی رغم این موضوع، باید توجه داشته باشیم که روسیه کشور مهمی بوده و از نظر منابع ثروتمندترین کشور دنیاست. اگر لیاقت بهره برداری از این منابع را می داشتند این وضعیت بالقوه را به بالفعل تبدیل می کردند. روسیه در کار خود درمانده است. سه سال است که در جنگ اوکراین درگیر هستند و ایران را به عنوان ابزار در این جنگ به دنبال خود کشیده و برای ما هم بدنامی ایجاد کردند.

    در این شرایط درباره کدام متحد استراتژیک صحبت می کنیم؟ روسیه حاضر است برای ما چه کاری انجام دهد؟ آن ها کسانی هستند که وقتی ایران برخلاف عهدنامه ان پی تی رفتار کرد و پرونده ما به شورای امنیت رفت، ۶ قطعنامه علیه ما صادر کردند که حتی دست سازمان ملل را برای اقدامات نظامی علیه ایران باز می گذاشت.

    بیشترین سرمایه گذاری های اقتصادی چین در عراق و عربستان است و ایران را کنار زده

    چین هم بدتر از روسیه! چین با هیچ کشوری اتحاد استراتژیک ندارد. اگر از لحاظ روابط تجاری بگوییم، متحد اصلی چین در منطقه عربستان و کشورهای شورای خلیج فارس هستند و از چین واردات دارند. حتی برخی از واردات ایران از چین از طریق امارات صورت می گیرد چرا که چین تحریم آمریکا علیه ایران را قدم به قدم و قلم به قلم رعایت می کند و با چه مصیبت هایی و با پرداخت چه پول های دلالی، کالاهای مورد نیاز ایران را تامین می کند.

    فراموش نکنیم که روابط استراتژیک بر اساس مبادلات اقتصادی و سودمندی روابط تعریف می‌شود. چین در همه کشورها میلیاردها دلار سرمایه گذاری کرده و به ایران می گوید چون شما تحت تحریم آمریکا بوده و خود نیز اعلام کردید که کشوری در حال جنگ با اسرائیل هستید، در ایران سرمایه گذاری نمی کنیم.

    بیشترین سرمایه گذاری های اقتصادی چین در عراق و عربستان است اما ایران را کنار زدند و با ایران روابط حداقلی دارند. اکنون چندماهی است از لج ترامپ روابط خود را با ایران بالا برده اند اما پولی بابت این خرید به ایران نمی پردازند.

    حصول توافق بین ایران و آمریکا به نفع روابط با چین نیز هست زیرا…

    از ایران نفت می گیرند و بعد ما را ناچار می کنند بسیاری از کالاها را از آن ها قبول کنیم، کالاهایی که بسیاری از آن ها به ضرر تولیدکننده ایرانی است البته برخی از آن ها نیز به سود تولیدکننده ایرانی است اگر چنانچه پنجره چین نبود از اساس بخشی از تولیدات ایران تعطیل می شد. ما محکوم به رابطه با چین هستیم اما بر اساس معیارهایی که آن ها تعیین می کنند؛ بنابراین صحبت از اتحاد استراتژیک بین ایران و چین بی اساس است. در این شرایط بدون شک حصول توافقی در هر سطحی بین ایران و آمریکا می تواند فضای بهتری را برای ما در ارتباط با چین و حتی روسیه ایجاد کند.

    *یعنی توافق بین ایران و آمریکا از جهت رفع تحریم ها می تواند بهبود مناسبات اقتصادی و تسهیل آن را بین ایران و چین داشته باشد؟

    اگر مذاکرات به نتیجه برسد با چین به دلیل عادت و بازاریابی طولانی در این مدت روابط بهتری بدون ترس و واهمه از تحریم و بدون تحمیل هایی که امروز به خریداران و فروشندگان ایران می شود برقرار می شود. طبق معیارهای بین المللی با گشودن اعتبارات می توانیم با چین تجارت کنیم. به نفع طرفین است که تحریم های ایران برداشته شود

    *در مورد عربستان و قطر این افق چطور است؟ توافق ایران و آمریکا چه تاثیری بر مناسبات منطقه ای ما دارد و چه فضایی بین ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس ایجاد می کند؟

    آن ها هم همین طور. کشورهای پیشرفته دنیا بیشترین مبادلات تجاری شان با همسایگانشان است. زمانی همسایگان ایران را مشتی فقیر تشکیل داده بودند، زمانی که امکانات بزرگ و درآمد بالایی داشتیم و در اوپک سروری می کردیم، اطراف ما عربستان بسیار فقیر و قطر بیابان و برهوت بود، مسقط و عمان بیایانی بود با تعدادی کلبه! ترکیه در وضعیت مطلق فقر بود و با جاده خاکی روزگار می گذراندند و زمانی که از این جاده ها به ایران می رسیدیم گویی به دروازه بهشت رسیده بودیم.

    توافق ایران و آمریکا، امکان همکاری های اقتصادی و میلیارد دلاری را برای ایران فراهم می کند

    با این کشورهای فقیر چه مبادله ای می توانستیم داشته باشیم؟! اکنون  ترکیه کشوری صنعتی است، عربستان قدم به صنعتی شدن پیشرفته گذاشته و در پتروشیمی در جهان حرف اول را می زند و ما نیازمند واردات از عربستان هستیم در حالی که در شرایط فعلی تجارت ما با عربستان به دلیل تحریم ها در حداقل قرار دارد. با امارات بیشترین تجارت را حتی در شرایط فعلی داریم چه برسد که تحریم برداشته شود. قطر و کویت و عراق هم رو به توسعه هستند و توافق بین ایران و آمریکا امکان همکاری های اقتصادی و میلیاردهای دلار سودآوری را برای پیمانکاران و صادرکنندگان ایرانی مهیا می کند.

    تحریم فقط و فقط به سود دلالان شده است و از مصیبت ایران به نفع جیب خود استفاده می‌کنند و عموما پول های خود را از ایران خارج می کنند.

    بهتر است اورانیوم ایران را خود آمریکا بخرد نه دیگر کشورها

    *بر اساس برجام روسیه به عنوان یکی از کشورهای مقصد برای انتقال اورانیوم ایران تعیین شده بود اما در فضای فعلی بین دولت جدید آمریکا و روسیه به نظر می رسد روسیه دیگر گزینه مورد توافق آمریکا در صورت توافق با ایران نباشد. در این شرایط برخی ترکیه را به عنوان گزینه ای مناسب در این زمینه معرفی می‌کنند. ارزیابی شما از این مساله چیست؟

    خیر. خود ترکیه با اورانیوم ما می خواهد چه کند؟ روسیه خود بمب های اتمی دارد و از اورانیوم ما بمب هم بسازد کنار بمب های خودش می گذارد. این که آمریکا به روسیه اعتماد دارد به برجام ربطی پیدا نمی کند. در قالب برجام ایران حق دارد اورانیوم خود را فرانسه و انگلیس و روسیه بفروشد آمریکا هم البته جز کشورهایی بود که می توانست اورانیوم ایران را بخرد اما خود را از برجام کنار کشیدند.

    همین حالا هم بهتر از همه همین است که اورانیوم ایران را خود آمریکا بخرد. چرا به ترکیه بفروشند. کشورهای دیگر هم اگر بتوانند اورانیوم به سطح قابل استفاده از نیروگاه ها برسانند می تواند با توافق اورانیوم را بخرند. ما اورانیوم مازاد نیاز فنی مان را باید صادر کنیم و این امتیاز را در نهایت به ایران خواهند داد. ایران هم ناچار است اورانیوم بالاتر از ۵ درصد خود را که به درد رفع نیازهای فنی اش نمی خورد، بفروشد.

    البته این مباحث به شرطی است که ایران و آمریکا در مذاکره وارد مساله اصلی بشوند؛ مساله اصلی آتش بس در خصومت نیم قرنی ایران و آمریکاست. گیر اصلی رفع تهدید است.

    اروپا در تهدیدهای اخیر با آمریکا هماهنگ است و می خواهد نشان دهد خطر جنگ جدی است

    *اروپا از این مذاکرات راضی نیست و فرانسه در ارتباط با فعال کردن مکانسیم ماشه تهدید کرده است. برخی معتقد هستند که رفع تنش بین تهران و واشنگتن نباید به تنش بین ایران و اروپا بیانجامد. آیا نیازی به یک دیپلماسی موازی با اروپا در شرایط مذاکرات بین تهران و واشنگتن دیده می شود؟

    در ایران مفهوم دیپلماسی به خوبی درک نشده و کسانی مانند دکتر جلیلی دیپلماسی ایرانی را به کارشکنی و مذاکره برای مذاکره تقلیل دادند. دنیا دیگر حوصله این حرف ها را ندارد. اروپا در تهدیدهای اخیر با آمریکا هماهنگ است و می خواهد نشان دهد که خطر جنگ جدی است و اگر جنگی در بگیرد آن ها در کنار آمریکا خواهند بود.

    من امیدوارم تندروهایی که هنوز می گویند نباید مذاکره ای صورت بگیرد توضیح بدهند که اگر ما وارد یه نوع مبادله صلح در برابر صلح و آسایش و رفاه در برابر صلح نشویم و وارد جنگ بشویم چه برنامه ای برای کشور دارند؟! در شرایط فعلی از دست رفتن هر زمانی به زیان ایران است.

     

  • ادعای یک روزنامه درباره سرمایه‌گذاری‌ آمریکایی ها در ایران؛ رویا و خیالات است!

    ادعای یک روزنامه درباره سرمایه‌گذاری‌ آمریکایی ها در ایران؛ رویا و خیالات است!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه شرق نوشت:

    ‌پس از شروع مذاکرات هسته‌ای بین ایران و آمریکا، ادعای عجیبی دهان به دهان چرخید و آن اینکه ایران به دنبال توافقی است که بر مبنای آن آمریکایی‌ها ظرف ۲۰ سال هزار میلیارد دلار در ایران سرمایه‌گذاری کنند. به عبارت دیگر مطابق این ادعا آمریکا باید سالانه ۵۰ میلیارد دلار در ایران سرمایه‌گذاری کند.

    این ادعا را اولین بار علی ماجدی، دیپلمات ایرانی مطرح کرد و گفت که مذاکرات بین امیرسعید ایروانی، نماینده ایران در سازمان ملل و ایلان ماسک، کارآفرین برجسته آمریکایی، باعث شده آمریکا برای هزار میلیارد دلار سرمایه‌گذاری به ایران بیاید.

    این موضوع در فضای رسانه‌ای و میان افکار عمومی بازتاب گسترده‌ای داشت. درست شبیه همان زمانی که ماجرای سرمایه‌گذاری ۴۰۰ میلیارد دلاری چین در کشورمان مطرح شد.

    سال ۱۳۹۸ بود که گفته شد براساس تفاهم امضاشده میان ایران و چین، قرار است چینی‌ها بالغ بر ۴۰۰ میلیارد دلار در بخش‌های اقتصادی ایران سرمایه‌گذاری کنند؛ ۲۸۰ میلیارد دلار برای توسعه بخش‌های نفت، گاز و پتروشیمی و ۱۲۰ میلیارد دلار دیگر هم برای به‌روزرسانی زیرساخت‌های حمل‌ونقل و تولید. اما پس از آن نه‌تنها هیچ خبری از سرمایه‌گذاری چینی‌ها در ایران نشد، بلکه در مقاطعی میزان سرمایه‌گذاری چین در ایران کمتر از سرمایه‌گذاری افغانستان در ایران شد.

    در سال ۱۴۰۱ نیز هم‌زمان با سفر ابراهیم رئیسی به پکن، احمد اسدزاده، معاون وقت امور بین‌الملل وزارت نفت، در یک مصاحبه تلویزیونی گفت ایران پیشنهادی برای ۴۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری چین در زنجیره صنعت نفت ایران آماده کرده و آن را به مقام‌های چینی تحویل داده است.

    البته سال قبل از آن هم در جریان سفر امیرعبداللهیان، وزیر وقت امور خارجه ایران به پکن، یک پیشنهاد صد میلیارد دلاری برای افزایش سطح همکاری دو کشور در بخش صنعت و اقتصاد ویژه انرژی به چین ارائه کرد. با این حال خبر روشنی درباره سرنوشت هیچ‌کدام از این پیشنهادها منتشر نشد.

    شرکت‌های چینی آخرین بار در زمان ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد، حضور فعالی در صنعت انرژی ایران داشتند که آن پروژه‌ها هم با تأخیر روبه‌رو شد و این تأخیر به‌ویژه در میادین مشترک باعث بروز خسارت میلیارد دلاری به اقتصاد ایران شد.

    ادعاهای عجیب درباره جذب سرمایه خارجی به همین‌جا هم ختم نمی‌شود؛ سرمایه‌گذاری روسیه هم بارها محل این دسته از شایعه‌ها بوده است. دو سال پیش با سفر ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه، به تهران، شرکت ملی نفت ایران و گازپروم روسیه تفاهم‌نامه‌ای امضا کردند که ارزش آن ۴۰ میلیارد دلار اعلام شد و دولت سیزدهم تبلیغات پرسروصدایی برای این ماجرا راه انداخت. اما گازپروم که در دو سال اخیر زیان‌های هنگفت مالی متحمل شده، در گزارش‌های مالی خود هرگز اشاره‌ای به فعالیت یا سرمایه‌گذاری در ایران نداشت.

    در نهایت اینکه منابع مختلف اعلام کردند بیشترین حجم سرمایه‌گذاری در ایران توسط افغانستانی‌ها انجام شده است و آن هم در حد و اندازه این اعداد بزرگ نیست و در نهایت حدود دو تا سه میلیارد دلار است.

    ۲ شرط اصلی سرمایه‌گذاری برای کشورها

    در همین راستا «شرق» گفت‌وگویی با فریال مستوفی، رئیس کمیسیون سرمایه‌گذاری اتاق بازرگانی ایران داشته است تا امکان‌پذیری سرمایه‌گذاری‌های کلانی را که گه‌گاه و به شکل ناگهانی در ایران خبرساز می‌شود، بررسی کنیم.

    او پیش از هر چیز تأکید می‌کند سرمایه‌گذاری منجر به افزایش ظرفیت تولید، ایجاد اشتغال، تحریک نوآوری و در نهایت رشد تولید می‌شود. در نتیجه، افزایش درآمد نیز به دنبال خواهد داشت. بنابراین کشوری که به دنبال توسعه اقتصادی پایدار است، باید سرمایه‌گذاری را در اولویت برنامه‌های خود قرار دهد.

    مستوفی درباره لزوم جذب سرمایه خارجی نیز توضیح می‌دهد: سرمایه‌گذاری خارجی نه‌تنها منابع مالی را تأمین می‌کند، بلکه موجب انتقال فناوری، دانش و مدیریت نیز می‌شود که این موارد به افزایش بهره‌وری و رقابت‌پذیری منجر خواهد شد. بنابراین‌ نگاه ما به مقوله سرمایه‌گذاری نباید صرفا از منظر تأمین مالی باشد، بلکه باید فراتر رفت و از این فرصت برای توسعه فناوری، ارتقای رقابت‌پذیری، به‌روزرسانی نظام مدیریتی و سایر مزایا استفاده کرد.

    به گفته او در حال حاضر، بین کشورهای مختلف رقابتی جدی برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی وجود دارد؛ حتی کشورهایی که با مشکل تأمین مالی مواجه نیستند نیز در این رقابت حضور دارند، به همان دلایلی که پیش‌تر ذکر شد. بنابراین‌ برای جذب سرمایه‌گذاری، ضروری است که بسترهای لازم برای سرمایه‌گذاران در کشور فراهم شود.

    مستوفی می‌افزاید: «چنانچه کشوری دچار ریسک بالا، مشکلات ساختاری یا زیرساخت‌های ناکافی باشد، طبعا سرمایه‌گذار تمایلی به حضور در آن کشور نخواهد داشت. پس لازم است زمینه‌های مناسب برای جذب سرمایه ایجاد شود. این بسترها به دو بخش تقسیم می‌شوند:

    ۱. زیرساخت‌های فیزیکی یا سخت‌افزاری و ۲. زیرساخت‌های نرم‌افزاری»

    رئیس کمیسیون سرمایه‌گذاری اتاق بازرگانی ادامه می‌دهد: «برای مثال فردی که قصد دارد در یک کشور سرمایه‌گذاری کند، نیاز دارد تا سیستم حمل‌ونقل آن کشور کارآمد باشد تا بتواند کالاهای خود را از کارخانه به محل فروش یا به بنادر و سایر مسیرهای صادراتی منتقل کند. چنانچه کشوری فاقد خطوط ریلی، شبکه هوایی یا جاده‌ای مناسب باشد، هرچقدر هم تولید صورت گیرد، امکان جابه‌جایی کالا فراهم نخواهد بود. واضح است که سرمایه‌گذار برای ایجاد این زیرساخت‌ها ورود نخواهد کرد، چراکه دیگر توجیه اقتصادی نخواهد داشت.

    ‌در مثالی دیگر، اگر منطقه‌ای که قرار است سرمایه‌گذاری در آن صورت گیرد فاقد برق باشد، نمی‌توان انتظار داشت سرمایه‌گذار اقدام به ساخت نیروگاه کند تا خودش برق تولید کند. بنابراین، فراهم‌بودن زیرساخت‌هایی همچون برق، آب، جاده و…‌ از ضروریات اولیه است».

    طبق اظهارات او دسته دوم زیرساخت‌ها نیز همان زیرساخت‌های نرم هستند که شامل قوانین، مقررات، شفافیت، کاهش ریسک‌های سیاسی و دیگر مسائل مشابه می‌شوند.

    جذب هزار میلیارد دلار سرمایه فقط یک رؤیاست

    مستوفی با بیان اینکه در نتیجه کشوری که خواهان جذب سرمایه‌گذاری است باید در هر دو حوزه -هم زیرساخت‌های نرم و هم سخت- سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی مناسبی انجام دهد، عنوان می‌کند که متأسفانه در حال حاضر کشور ما در جایگاهی قرار گرفته که بیشتر به دنبال عنوان‌کردن اعداد بزرگ و غیرواقع‌بینانه است.

    او می‌گوید: «در حالی اکنون صحبت از هزار میلیارد دلار سرمایه‌گذاری می‌شود که حتی یک میلیارد دلار نیز برای ما رقم بزرگی به‌شمار می‌رود، چه برسد به هزار میلیارد. اگر نگاهی به کشورهای پیشرفته و موفق در جذب سرمایه‌گذاری بیندازیم، می‌بینیم آنها با وجود زیرساخت‌های قوی، هنوز نتوانسته‌اند به چنین ارقامی دست پیدا کنند. حال آنکه کشور ما نه زیرساخت نرم دارد، نه زیرساخت سخت، اما صحبت از چنین اعدادی می‌شود».

    مستوفی تأکید می‌کند: «صحبت از هزار میلیارد دلار سرمایه‌گذاری از سوی آمریکا، چیزی جز رؤیا و خیال‌پردازی نیست» و این دقیقا مشابه همان ماجرای ۴۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری از سوی چین است که چقدر در مورد آن موضوع بحث شد، در حالی که بارها تأکید کردیم چنین چیزی صحت ندارد و چین حاضر به سرمایه‌گذاری  ۴۰۰ میلیارد دلاری در ایران نیست، چراکه زیرساخت‌های لازم برای چنین سرمایه‌گذاری‌ای فراهم نیست.

    به گفته مستوفی، پس از آن صحبت‌ها درباره ۴۰ پروژه‌ای که مطرح شده بود، هیچ‌کس نشنید که چین حتی یک دلار در آن پروژه‌ها سرمایه‌گذاری کرده باشد.

    رئیس کمیسیون سرمایه‌گذاری اتاق بازرگانی همچنین توضیح می‌دهد که حتی کشورهایی مانند چین و آمریکا، با وجود برخورداری از زیرساخت‌های پیشرفته و عظیم، در بهترین و بالاترین سال‌هایی که موفق به جذب سرمایه‌گذاری شده‌اند، هرگز به ارقامی در حد هزار میلیارد دلار نرسیده‌اند.

    او می‌گوید: «چند سال پیش و پس از امضای برجام، مؤسسه مک‌کینزی مطالعه‌ای انجام داد که طی آن اعلام شد ایران کشوری با فرصت‌هایی معادل یک تریلیون دلار است؛ یعنی ما پتانسیل فرصت یک تریلیون دلاری داریم. اما این به معنای آن نیست که هم‌اکنون این سرمایه وارد کشور خواهد شد، بلکه باید شرایط و زیرساخت‌ها آماده شود تا چنین فرصتی بالفعل شود. در حال حاضر، کشور با مسائل متعددی مواجه است ازجمله تحریم‌ها، نبود امکان نقل‌وانتقال پول، ریسک‌های سیاسی، موضوعات مربوط به FATF و.. . با این وضعیت، ناگهان سراغ طرح ارقام میلیارد دلاری رفته‌ایم. در چنین شرایطی، بهتر است به جای پرداختن به این اعداد نجومی، به شکل واقع‌بینانه‌تری به موضوع بنگریم».

  • بورس اخبار مذاکره را پیش خور کرد / رکورد ۳ ماهه در معاملات خرد شکست + اینفوگرافیک

    بورس اخبار مذاکره را پیش خور کرد / رکورد ۳ ماهه در معاملات خرد شکست + اینفوگرافیک

    به گزارش اقتصادران شاخص کل با افت ۲۷ هزار واحدی معادل۰٫۹۳درصد به سطح ۲میلیون و ۹۴۳هزار واحدی رسید . همچنین شاخص هموزن نیز در همین مسیر قرار گرفت و با ۰٫۴۸درصد افت ارتفاع معادل ۴هزار واحد در تراز ۸۴۶هزار واحدی جای گرفت و شاخص کل فرابورس هم  با ریزش ۱۳۵ واحدی، در سطح ۲۵هزار و ۴۴۴ واحدی ایستاد.

    در روزی که ۷۸ درصد نمادها منفی و ۲۲ درصدشان مثبت معامله شدند؛ نمادهایی از جمله فملی و فولاد سرعت‌گیر شاخص کل بودند، در مقابل نماد نوری و وپاسار تاثیر مثبتی بر روند شاخص کل داشتند.

    خروج پول از گروه‌های صنعت

    امروز همچنین بیش از ۱۵۰۰ میلیارد تومان پول حقیقی از بازارهای خرد پر کشید. فلزات اساسی و خودرویی‌ها و سیمان به ترتیب با از دست داد ۲۹۹ و ۱۲۲ و ۹۶ میلیارد تومان صدر نشین خروج پول بودند.

    رکورد ۳ ماهه ارزش معاملات خرد شکست

    در جریان معاملات امروز، ارزش معاملات خرد ۱۸ هزار میلیارد تومان ثبت شد که بیشترین مقدار از ۲۲ دی ۱۴۰۳ بود. همچنین بانک‌ها با ۳هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان بیشترین ارزش معاملات را به اسم خود ثبت کردند و در رتبه های دوم و سوم هم فلزات اساسی با ۱ هزار میلیارد تومان و محصولات شیمیایی با ۸۷۰ میلیارد تومان قرار گرفتند.

    بازار از صعود شاخص ۳ میلیونی جا ماند

    محمدرضانژاد – کارشناس بازار سهام در گفت و گو با اکوایران گفت: بازار در روز سه شنبه بعد از رشد قابل توجهی که در روزهای قبل و با نشست شنبه ایران و امریکا مواجه شده بود.

    وی در ادامه افزود: برای دوم در تاریخ بورس در آستانه عبور از سقف تاریخی ۳ میلیون واحد ناتوان بود و با فشار فروش بسیار بالایی مواجه شد.

    افت قابل توجه گروه سیمانی

    این فعال بازارسرمایه تصریح کرد: این فشار فروش باعث ایجاد صف های فروش در گروه های دلاری مانند هلدینگ های پتروشیمی و فلزی معدنی شد. همچنین گروه سیمانی هم بعد از بازدهی بالای سال ۴۰۳ و نیمه اول۴۰۴ امروز هم مانند یک هفته گذشته با افت قابل توجهی مواجه شدند.

    شاخص کل بورس قرمز پوش ماند

    وی در ادامه خاطرنشان کرد: گروه بانکی و خودرویی باوجود این فشار فروش بالا با صف های خرید پی در پی مواجه شدند و در نهایت شاخص کل بیش از ۲۷،۰۰۰ واحد منفی شد.

    رشد مجدد صندو ق های طلا

    به گفته رضانژاد؛ رشد مجدد صندوق های طلا پس از افت ۳۰درصد از سقف تاریخی خود در کنار کاهش ۲ درصدی نرخ اخزا از خبرهای مهم این روز بود.

    بازار خبر مذاکرات را هم پیش خور کرد

    وی بیان کرد: به نظر می‌رسد بازار سرمایه برای عبور از سقف ۳ میلیون واحدی به اخبار مهم تری پیرامون مذاکرات ایران و امریکا نیاز دارد. همچنین بازگشایی نمادهای ایران خودرو خساپا هم می تواند محرک جدیدی برای رشد بازار شود.

    این تحلیلگر بازارسرمایه اظهار داشت: زمزمه‌هایی از تصویب لوایح مبارزه با پولشویی هم به گوش می‌رسد که در صورت وقوع تاثیر بسزایی در آینده بازار سرمایه خواهد داشت.

    رضانژاد در نهایت گفت: باتوجه به نزدیک شدن فصل مجامع در ماه‌های آتی معامله‌گران نیم نگاهی هم به پتانسیل تقسیم سود شرکت‌ها دارند.
  • ایران و آمریکا به توافق می رسند یا نه؟

    ایران و آمریکا به توافق می رسند یا نه؟

    به گزارش اقتصادران، دور نخست مذاکرات طرفین ایرانی و آمریکایی در عمان با خوش بینی به پایان رسد و اکنون در آستانه دومین دور مذاکره دو کشور، برخی از مخالفان داخلی و خارجی نسبت به مذاکرات با دیده انتقادی و تردید نگاه می‌کنند.

    دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در نخستین اظهار نظر خود درباره مذاکرات گفت: «گفت‌و‌گو‌ها با ایران خوب پیش می‌رود.»، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، نیز گفته است دو طرف به مبانی مشترک نزدیک شده‌اند و تمایلی به مذاکرات فرسایشی ندارند. او همچنین دیدار با استیو ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ را امری «عادی» توصیف کرد.

    «محمدعلی سبحانی»، سفیر پیشین ایران در قطر، لبنان و اردن و تحلیلگر ارشد سیاست خارجی، به اهمیت مذاکره برگزار شده، مذاکرات پیش رو و چالش‌ها و موانع در مسیر مذاکرات پرداخته است:

    محمدعلی سبحانی گفت:«بحث مذاکره ما با ایالات متحده، یک ضرورت است. بحران‌هایی که در کشور وجود دارد بسیار پر تعداد شده و تحمل این بحران‌ها برای مردم دشوار است. اخیرا این احساس به وجود آمده که ما برای حل مشکلات اقتصادی و امنیتی نیاز به گفت‌و‌گو با همه جهان و نه با اقلیت جهان داریم؛ بنابراین افرادی که با مذاکره مخالفند، خواه تندرو‌های داخلی و خواه مخالفین حاکمیت که با عنوان برانداز شناخته می‌شوند، گفت‌و‌گو و حل مشکلات کشور را برای خود، ایجاد کننده منفعت نمیبینند. نان تندرو‌ها در این است که تندروی و دعوا کنند. نان آن‌ها در جنگ، درگیری و امثالهم است. برانداز‌ها هم که تکلیفشان مشخص است. هرچند به نظر می‌رسد بخشی از آن‌ها حداقل صادقانه‌تر از تندرو‌ها و افراطیون داخلی برخورد می‌کنند. بالاخره مواضع بخشی از این طیف این است که نباید به سمت خونریزی و درگیری رفت. یا حتی بخشی از آن‌ها به مرور زمان تغییر موضع می‌دهند و از براندازی و سرنگونی عقب نشینی می‌کنند و خواستار انجام برخی اصلاحات در کشور می‌شوند.»

    وی افزود: «جماعت دیگری نیز هستند که شاید از همه این دو گروهی که اشاره کردم بیشتر تلاش می‌کنند تا مذاکرات را به بن بست برسانند. این جماعت، اسرائیلی‌ها هستند. اسرائیل فکر می‌کند فرصتی پیش آمده تا بین ایران و آمریکا درگیری ایجاد کند. اسرائیل معتقد است منفعت در این است که اختلافات خود را به اختلافات جهانی تبدیل کند و از حالت امریکا و ایران نیز فراتر ببرد؛ بنابراین اسرائیل از این که گفت‌و‌گو‌های اولیه انجام شده و هر دو طرف ابراز رضایت کرده‌اند، حس خوبی ندارد. طبعا کارشناسان اسرائیلی نیز درباره مذاکرات بسیار منفی صحبت می‌کنند و می‌گویند مذاکرات به نتیجه نمی‌رسد؛ بنابراین طبیعی است که مجموعه گروه‌های مذکور مخالف مذاکره باشند و اگر نباشند، جای پرسش دارد. اما یک ملت طرفدار مذاکره‌اند. همان ملتی که در انتخابات اخیر به آقای پزشکیان رای داده‌اند، معتقدند که باید راه حل مذاکره را به جای درگیری انتخاب و با جدیت دنبال کنیم.»

    طرف ایرانی و آمریکایی تصمیم جدی دارند

    مدیرکل پیشین خاورمیانه در وزارت خارجه گفت: «ایران با طمانینه و اعتماد به نفس در تلاش است به شکلی عمل کند که تلاش‌های دیپلماتیک به نتیجه برسد. آن چه که می‌تواند همه این تلاش‌های بدخواهان را خنثی کند، جدیت هر دو طرف برای رسیدن به نتیجه در مذاکرات است و ما این را در دور اول با وجود همه شیطنت‌ها و اختلاف نظر‌ها در خصوص شکل و محتوا دیدیم. افرادی هم که داخل مذاکرات حضور دارند نسبت به این موضوعات ابراز خوشبینی کرده‌اند. هم طرف آمریکایی و هم طرف ایرانی تصمیم جدی دارند و در کنار این دو گروه، اعراب نیز حضور دارند. اعراب نسبت به تحولات اخیر ابراز خرسندی کرده و ظاهرا خوشبین شده‌اند که این دور از مذاکرات در نهایت به حل مشکلات منتهی خواهد شد. ان‌ها هم کمابیش به موفقیت مذاکرات امیدوار شده‌اند؛ بنابراین به نظر می‌رسد اعتماد به نفس مذاکره کنندگان با حمایتی که از طرف مردم، رسانه‌ها و روشنفکران و البته نظام، آنان را همراهی می‌کند، به مذاکره کنندگان کمک می‌کند در جهت نتیجه بخشی مذاکرات تلاش بیشتری انجام دهند و می‌تواند باعث دلگرمی آنان و پیشبرد کار انان شود. طرف مقابل نیز از جدیت ایران در مذاکرات اطمینان حاصل خواهد کرد.»

    وی افزود: «برخی می‌گویند طرف مقابل، آن جدیت لازم و کافی را برای مذاکره ندارد. اما پاسخ این است که اتفاقا طرف مقابل نیز جدیت لازم را نشان داده و با توجه به سیاست‌های ترامپ که به دنبال امور منفعت زا برای دولت خود است، به نظر می‌رسد انتخاب جدی وی، همکاری با ایران است. اما باید دقت کرد که به حاشیه‌هایی که هدفشان ایجاد حساسیت و تخریب مذاکرات است توجه جدی داشته باشیم و اجازه ندهیم این حواشی، تاثیری منفی بر مذاکرات داشته باشد، بلکه مسیر را بر اساس تلاش رو به جلو ادامه دهیم.»

  • چه کسانی شب مذاکره نخوابیدند؛ همان ها که از سبز شدن بورس عزادار و عصبانی هستند و کارشان به توهین و فحاشی رسیده!

    چه کسانی شب مذاکره نخوابیدند؛ همان ها که از سبز شدن بورس عزادار و عصبانی هستند و کارشان به توهین و فحاشی رسیده!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه هم‌میهن در سرمقاله خود با عنوان «آنان که شنبه‌شب نخوابیدند» به نقد مخالفت‌های انقلابی‌نماها با مذاکره ایران و آمریکا پرداخته است. این روزنامه در این زمینه نوشت: حدود دو ماه پیش که دلار نزدیک به ۹۰ هزار تومان شده بود، تندرو‌های مجلس با خوشحالی تمام، فرصت را مناسب دیدند تا با استیضاح و انداختن وزیر اقتصاد با یک تیر سه نشان بزنند.

    اول؛ نمایش دهند که به فکر مردم و رفع گرانی هستند.

    دوم؛ ضرب شستی هم به پزشکیان نشان دهند.

    سوم؛ دق و دلی‌های سیاسی قبلی که از همتی داشتند را به نحوی خالی کنند. ولی مصداق از قضا «سرکنگبین صفرا فزود» شدند و تیرشان، چون بومرنگ کمانه کرد و به خودشان اصابت کرد. آنان که خود متهم ردیف اول وضعیت ارزی و فقر و فلاکت اقتصادی هستند، خویشتن را همزمان در جایگاه بازپرس و دادستان و قاضی و اجرای احکام قرار دادند و وزیر اقتصاد را محکوم و حکم خود را هم اجرا کردند.

    گرچه اغلب آگاهان می‌دانستند که مسئولیت وضعیت اقتصادی متوجه چه کسانی است ولی با گذشت ۴۵ روز از آن ماجرا؛ برای ساده‌ترین افراد هم روشن شده است که حقیقت چیست. مسئولیت دقیقاً متوجه همان‌هایی است که از کاهش کنونی قیمت ارز ناراحتند و غصه می‌خورند؛ آنان که از سبز شدن بورس عزادار و عصبانی هستند؛ به‌طوری‌که کارشان به توهین و فحاشی هم رسیده است. پس از حذف همتی، ارز ده درصد دیگر هم گران شد، زیرا تنش در روابط خارجی بیشتر شد. هنگامی که در دو روز گذشته تغییری در روابط خارجی پیش آمد ارز نه‌تنها به قیمت روز استیضاح برگشت بلکه از آن هم کمتر شده است. پس چرا نمایندگان از سرپرست وزارت اقتصاد یا دولت تقدیر نمی‌کنند؟ چون هر عقل سلیمی می‌داند که نه آن افزایش و نه این کاهش ربطی به وزیر اقتصاد و دولت نداشته و ندارد. تحولات قیمتی ارز در این مرحله تابعی از سیاست خارجی است. پس اگر خواهان تقویت ارزش ریال هستید باید از تغییرات روز‌های اخیر در روابط خارجی استقبال کنید نه آنکه تندترین حملات را به این تحولات خارجی بنمایید.

    این دوگانگی رفتاری نزد تندرو‌ها فاجعه‌ای اخلاقی و سیاسی است. به احتمال فراوان هنوز یک نکته مهم را متوجه نشده‌اند. این جماعت همچنان که در ماجرای حجاب تنها ماندند و جمع شدند، در این ماجرا هم تنها خواهند ماند. اگر دقت کنید اغلب نیرو‌های نزدیک به اصولگرایان و ساختار سیاسی از این گفت‌و‌گو‌ها یا حمایت می‌کنند یا در بدترین حالت حرفی نمی‌زنند. در این میان گروهی اندک از آنان هستند که همچنان پرچم دشمنی با خیر عمومی را بر دوش می‌کشند. یک رسانه منسوب به دولت قبل تیتر زده که: «دستاورد‌های خیالی مذاکرات یکی پس از دیگری هوا می‌شود!» یک نماینده ۳ درصدی به مردم شکایت برده که: «ای ملت! بدانید مجلس هیچ اطلاع و خبری از مذاکرات ندارد.» وی نمی‌داند که مردم از اینکه نمایندگان ۳ درصدی از این مذاکرات کنار گذاشته و نامحرم دانسته شده‌اند خوشحال هستند، چون امیدشان را به موفقیت گفت‌و‌گو‌ها زیاد می‌کند. هم او نوشته که: «شنبه روز بدی بود. هنوزم هست. امروز بی‌شرف‌ها شرف را قربانی می‌کنند و ملت را هم؛ و تمام هفته خاکستری خواهد بود.» این حد از ضدیت با مردم و پر کردن خود از کینه و نفرت در سیاست بی‌سابقه است. کسی که با ۳ درصد رای مردم به مجلس برود بهتر از این نخواهد شد. نماینده چند درصدی دیگر ایراد بنی‌اسرائیلی گرفته و می‌گوید که: «تلاقی و سلام و علیک آقای عراقچی با نماینده آمریکا در مذاکرات دیروز عمان، غیرضروری، نادرست و غیرقابل توجیه است.»

    واقعاً عجیب است پذیرفته‌اند بروند توافق کنند آن هم در موضوعی که بظاهر نباید بپذیرند که حتی درباره آن گفت‌و‌گو کنند، حالا ایراد این نماینده این است که چرا سلام و علیک کرده‌اید؟ بجای اینکه بگوید حالا که دارید صحبت می‌کنید پس مستقیم حرف بزنید! یک لحظه تصور چنین نقدی موجب استهزاء مجموعه دشمنان توافق خواهد شد. آن دیگری یاد عقلانیت افتاده و با ادبیاتی مدرن توصیه می‌کند که عقلانیت اقتضا می‌کند به «پلن B»! فکر کنیم و هشدار جدی داده که؛ افق توافق با ترامپ روشن نیست کشور را معطل نکنید. بدترین آنان که رهبر فکری و اخلاقی تندرو‌ها است متن بسیار وقیحانه‌ای را منتشر کرده و بعد مدعی جعلی بودن آن اکانت شده‌اند. این مجموعه شنبه‌شب نتوانست بخوابد، چون درد و رنج آنان ناشی از آرامش و رضایت خاطر مردم است و به میزانی که مردم راضی بودند آنان به عذابی الیم دچار شده بودند. آنان بیش از همیشه تنها هستند و تحقیر شده‌اند. یکی از مهمترین دستاورد‌های جنبی این گفت‌و‌گو‌ها می‌تواند منزه شدن عرصه سیاسی ایران از فرهنگ و رفتار سیاسی این جماعت باشد.