برچسب: مذاکره ایران و آمریکا

  • به خاطر تحریم‌ها سال‌هاست که مجبوریم ارزان بفروشیم و گران بخریم

    به خاطر تحریم‌ها سال‌هاست که مجبوریم ارزان بفروشیم و گران بخریم

    به گزارش اقتصادران، حدوداً سه هفته است که اقتصاد ایران از فضایی پرتنش فاصله گرفته است و فعلاً به واسطه جو روانی مثبت به واسطه مذاکرات غیرمستقیم ایران با آمریکا، بارقه‌های امید ایجاد شده است و باید منتظر آینده بود تا دید سرانجام این گفت‌و‌گو‌ها به کجا خواهد رسید و آیا با توافق احتمالی در این مذاکرات، اقتصاد آشفته ایران، روند بهتری را به خود خواهد گرفت یا خیر؟

    در همین خصوص، احمد بیگدلی، نماینده خدابنده به گفت: در ابتدا باید بگویم که مذاکرات غیرمستقیم ایران با آمریکا که چند هفته‌ای در حال انجام است، یکی از رسالت‌های وزارت امور خارجه است که رهبر معظم انقلاب هم بر آن تاکید کردند و از طرفی هم، دولت چهاردهم مسئولیت‌های خود مخصوصاً در حوزه اقتصاد را به واسطه مذاکرات و نتایج آن، متوقف نکرده است.

    وی افزود: با مقدمه‌ای که به آن اشاره کردم باید بگویم مذاکراتی که با آمریکا در حال انجام است، حتماً در اقتصاد ما اثرگذار است و موضوعی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. مثال ساده این موضوع، کاهش حدود ۲۵ هزار تومانی قیمت دلار طی دو دور مذاکره‌ای بود که در دو هفته صورت گرفت؛ پس رابطه مستقیم مذاکره با اقتصاد ایران، غیرقابل کتمان و انکار است.

     

    تحریم‌ها حداقل ۴۰ درصد در اقتصاد ما اثرات منفی داشته است

    عضو کمیسیون اجتماعی مجلس تصریح کرد: تحریم‌ها حداقل ۴۰ درصد در اقتصاد ما اثرات منفی داشته است، یعنی به واسطه این تحریم‌ها سال‌هاست مجبوریم ارزان بفروشیم و گران بخریم. الان بخش زیادی از هزینه کشور، خرج واسطه‌ها می‌شود و این موضوع آسیب جدی به اقتصاد ما وارد کرده است.

    بیگدلی اظهار داشت: ما در مذاکرات حتماً به دنبال تضمین‌هایی هستیم که اثرات مثبت آن را در اقتصادمان ببینیم. سال ۱۴۰۴، سال سرمایه‌گذاری برای تولید است و سرمایه‌گذاری در دو بخش تعریف می‌شود: سرمایه‌گذاری داخلی و سرمایه‌گذاری خارجی. بی‌تردید در شرایط تحریم، ارتباط گرفتن سرمایه‌گذاران داخلی در حوزه بین‌المللی با پیچیدگی روبروست و اگر توافقی از بابت مذاکرات شکل بگیرد، هم سرمایه‌گذار خارجی با امنیت بیشتری وارد ایران می‌شود و هم به واسطه نداشتن پیچیدگی‌ها، آن‌ها ارتباط‌شان را در بخش بین‌المللی برقرار می‌کنند و در نهایت این موضوع کمک به منافع ملی و تسریع در رشد اقتصادی‌مان است.

     

    تحقق سرمایه گذاری خارجی در کشور در گرو به نتیجه رسیدن مذاکرات است

    نماینده خدابنده در مجلس گفت: ما در برنامه توسعه‌ای کشور، رشد اقتصادی هشت درصد را درنظر گرفتیم و از این رقم، حدود ۲.۳ درصد آن به سرمایه‌گذاری چه داخلی و چه خارجی برمی‌گردد. پس همه باید پای کار بیایند تا این اتفاق بیفتاد تا در ادامه شاهد رشد اقتصادی هشت درصد که نیاز مبرم کشور است، باشیم. از این‌رو رفع تحریم‌ها به عنوان خواسته تیم مذاکره‌کننده به صورت جدی مطرح است، زیرا رونق سرمایه‌گذاری خارجی و حتی تقویت سرمایه‌گذاران خارجی، ارتباط مستقیمی با این مهم دارد.

    بیگدلی خاطرنشان کرد: همه موضوعاتی که می‌تواند به منافع ملی کمک کند را باید به عنوان یک فرصت دید؛ یعنی اگر روندی دنبال شود که بتوانیم از حضور و سرمایه‌گذاری خیلی از کشور‌هایی که اکنون شاهد حضورشان در ایران نیستیم بهبره ببریم، عالی است. نباید برای سرمایه‌گذاری در داخل، تنها معطوف به چند کشور خاص باشیم، زیرا گستردگی روابط اقتصادی حتماً در جهت موفقت کشور گامی بلند است.

  • راند سوم مذاکرات غیرمستقیم ایران و امریکا / انتقال ذخایر مازاد اورانیوم به کشور ثالث صحت دارد؟

    راند سوم مذاکرات غیرمستقیم ایران و امریکا / انتقال ذخایر مازاد اورانیوم به کشور ثالث صحت دارد؟

    به گزارش اقتصادران، مسقط شنبه ۶ اردیبهشت ماه ‌بار دیگر میزبان هیات‌های امریکایی و ایرانی است. دور سوم رایزنی‌های غیرمستقیم ایران و امریکا در شرایطی برگزار می‌شود که ورود به جزییات و مباحث فنی پرونده هسته‌ای ایران در دستور کار کارگروهی‌های فنی قرار خواهد داشت. این درحالی است که پیش‌تر بنا بود نشست فنی کارشناسان روز چهارشنبه برگزار شود. با این حال به گفته مقامات رسمی کشورمان همچنان پرونده هسته‌ای و رفع تحریم‌ها از موضوعات مهم مورد رایزنی میان تهران و واشنگتن است. در همین راستا گمانه‌زنی‌های متعددی در باب خواسته‌های احتمالی ایران مطرح شده است. در این میان پذیرفتن غنی‌سازی ۳٫۶۷درصدی و همچنین انتقال ذخایر مازاد اورانیوم به کشور ثالث از‌جمله ادعاهایی است که اخیرا توسط رسانه‌های غربی بدان پرداخته و درباره‌اش سناریوهای مختلفی ارایه شد. این درحالی است که هیچ یک از این گمانه‌زنی‌ها توسط مقامات رسمی تهران و واشنگتن تایید نشده است.

    علاوه بر این، راند سوم مذاکرات غیرمستقیم ایران و امریکا در شرایطی برگزار می‌شود که تحرکات دیپلماتیک مقامات ایران و امریکا به سطح بی‌سابقه‌ای رسیده است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان که پیش از دور دوم گفت‌وگوها به مسکو سفر کرده بود، این‌بار در آستانه آغاز دور سوم مذاکرات به پکن رفت. از طرفی نمایندگان ایران، روسیه و چین بدون حضور نمایندگان اروپایی با رافائل گروسی مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی دیدار داشتند. همزمان برخی رسانه‌های غربی تلاش داشتند تا با انتشار ادعاهایی، حواشی مذاکرات را برجسته کنند. در همین راستا وب سایت آکسیوس اخیرا به نقل از منابعی آگاه مدعی شد که مذاکره‌کننده ارشد ایرانی به استیو ویتکاف، نماینده ویژه دونالد ترامپ پیشنهاد توافقی موقت را مطرح کرده است. به ادعای آکسیوس، عباس عراقچی اما تاکید کرده باتوجه به ماهیت فنی و جزیی هر توافق هسته‌ای احتمالی، انجام مذاکرات در مدت ۶۰ روز بسیار دشوار خواهد بود.

    این منابع در گفت‌وگو با این وب‌سایت همچنین مدعی شدند ویتکاف اما پاسخ داده است که در حال حاضر نمی‌خواهد درباره توافق موقت بحث کند، بلکه او می‌خواهد بر رسیدن به یک توافق جامع در مدت ۶۰ روز متمرکز شود. این درحالی است که نمایندگی ایران در سازمان ملل این موضوع را با انتشار بیانیه‌ای رد کرد و نوشت: این خبر اصلا نه درست است و نه دقیق. همزمان وزارت خارجه امریکا از اظهارنظر در این زمینه خودداری کرد. با انتشار این گمانه‌زنی‌ها نشریه پولیتیکو نیز با انتشار گزارشی نوشت که دولت ترامپ «مایکل آنتون»، مقام ارشد وزارت خارجه امریکا را به عنوان رییس تیم فنی ایالات‌متحده در مذاکرات با ایران درباره برنامه هسته‌ای‌اش منصوب کرده است. این خبر را دو مقام امریکایی که به دلیل حساسیت مذاکرات دیپلماتیک نخواستند نامشان فاش شود، اعلام کرده‌اند. آنتون، که مدیر برنامه‌ریزی سیاست وزارت خارجه است، رهبری تیمی متشکل از حدود دوازده نفر از مقام‌های باسابقه دولت فدرال را برعهده دارد. به گزارش پولتیکو، آنتون در دور قبلی گفت‌وگو‌ها در رم نیز ویتکاف را همراهی کرده بود. در عین حال یکی از مقامات دولت ترامپ گفت که آنتون هم به خاطر تجربه‌اش و هم توان تحلیلی‌اش فردی ایده‌آل برای این ماموریت است. مهم‌تر از همه، اینکه او تضمین می‌کند که دستورکار دونالد ترامپ در این پرونده به‌درستی پیش برود.

    با این همه واشنگتن پست با انتشار گزارشی ادعایی به نقل از منابعی که نخواستند نامشان فاش شود، مدعی شد که دستور کار و برنامه سفر استیو ویتکاف به عمان هنوز نهایی نشده است. فارغ از ادعاها و گمانه‌زنی‌ها روزنامه اعتماد با هدف ارزیابی و بررسی سناریوهای مرتبط با دور سوم رایزنی‌های غیرمستقیم ایران و امریکا در مسقط و همزمان نشست فنی کارشناسان با حضور چهره‌های جنجالی ایالات‌متحده، با عبدالرضا فرجی‌راد، استاد ژئوپلیتیک و مرتضی مکی، کارشناس مسائل اروپا گفت‌وگو کرده است. فرجی‌راد در گفت‌وگو با «اعتماد» ضمن تاکید بر اینکه عدد احتمالی موردنظر طرفین در باب درصد غنی‌سازی ایران احتمالا همان ۳٫۶۷درصدی برجام باشد بر این موضوع تاکید کرد که با این همه تعهدات واشنگتن در قبال غنی‌سازی اورانیوم، در تهران مساله مهمی است که روند مذاکرات طی هفته‌های آینده را پیچیده‌تر خواهد کرد. مکی اما ضمن ابراز خوش‌بینی از تداوم مذاکرات تاکنون بر این باور است که مساله تضمین برای عدم خروج امریکا از هرگونه توافقی از موضوعاتی است که برای طرف ایرانی حیاتی است.

    مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

    عبدالرضا فرجی‌راد: تصویب توافق در کنگره به تنهایی کافی نیست، اقدامات سیاسی مکمل نیز لازم است

    عبدالرضا فرجی‌راد، استاد ژئوپلیتیک در پاسخ به سوال «اعتماد» در باب ادعاهای مطرح شده درخصوص میزان غنی‌سازی اورانیوم موردنظر ایران در بحث پرونده هسته‌ای ایران گفت: درخصوص سطح غنی‌سازی اورانیوم در ایران، به ‌نظر می‌رسد هر کدام از طرفین مذاکره تلاش دارد حداکثر خواسته‌های خود را مطرح و به نتیجه برساند. این درحالی است که ایران در حال حاضر سه سطح از غنی‌سازی را در برنامه خود دارد: غنی‌سازی ۳.۶۷درصدی، ۲۰درصدی و ۶۰درصدی. به باور فرجی‌راد در این میان، غنی‌سازی ۶۰درصدی که اخیرا بیشتر موردتوجه قرار گرفته، از سوی برخی طرف‌های غربی به عنوان یک نقطه حساس و نگران‌کننده تلقی می‌شود؛ به‌گونه‌ای که ادعا می‌شود این سطح از غنی‌سازی می‌تواند ایران را در آستانه دستیابی به توانایی تولید سلاح هسته‌ای قرار دهد.

    این استاد ژئوپلیتیک در ادامه خاطرنشان کرد: با این حال، در کنار این سطح، غنی‌سازی ۲۰درصدی و سطح پایین‌تر ۳.۶۷درصد نیز همچنان مطرح است. اگرچه ممکن است امریکایی‌ها همچنان بر موضع «غنی‌سازی صفر درصد» پافشاری کنند و ادعاهایی در این زمینه داشته باشند، اما بعید به ‌نظر می‌رسد که طرف ایرانی حاضر باشد درخصوص توقف کامل غنی‌سازی گفت‌وگو کند، به‌ ویژه آنکه به‌نظر می‌رسد طرف امریکایی نیز تلویحا پذیرفته که غنی‌سازی صفر درصد مبنای مذاکره نخواهد بود و اصل ادامه مذاکرات تاییدی بر این موضوع است. فرجی‌راد در ادامه به «اعتماد» گفت: در هرصورت باتوجه به این شرایط، می‌توان انتظار داشت که محور گفت‌وگوها روی اعدادی بین ۳.۶۷درصد تا ۲۰درصد متمرکز شود و زمانی هم که از لزوم ورود کارشناسان فنی به مذاکرات سخن به میان می‌آید، دقیقا اشاره به همین بازه‌های حساس و فنی دارد.

    بی‌تردید، این موضوع یکی از محورهای اساسی بحث میان مذاکره‌کنندگانی همچون ویتکاف و سیدعباس عراقچی خواهد بود. با این همه به باور فرجی‌راد نمی‌توان در شرایط فعلی به ‌صورت قطعی گفت که چه سطحی از غنی‌سازی مبنای توافق نهایی خواهد بود، چراکه ایران سقف خواسته‌های خود را مطرح می‌کند، طرف مقابل نیز کف مطالبات خود را. از همین رو در روند چانه‌زنی‌هاست که مشخص می‌شود دو طرف تا چه اندازه می‌توانند امتیازات متقابل بدهند و به یک سطح توافق‌شده نزدیک شوند. فرجی‌راد در پاسخ به دیگر سوال «اعتماد» مبنی بر سرنوشت ذخایر اورانیوم ایران در صورت شکل‌گیری توافق گفت: در این زمینه یکی دیگر از محورهای اصلی اختلاف در مذاکرات هسته‌ای اخیر، موضوع نگهداری حدود ۲۷۰ کیلوگرم اورانیوم در خاک ایران است. تهران بر این موضوع تاکید دارد که این میزان اورانیوم باید در داخل کشور باقی بماند، اما تحت نظارت کامل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار گیرد تا نگرانی‌ها درخصوص استفاده صلح‌آمیز از آن برطرف شود. به باور فرجی‌راد در مقابل، طرف‌های غربی به‌ویژه امریکا و کشورهای اروپایی، همچون گذشته بر این موضع پافشاری دارند که مواد حساس هسته‌ای نظیر «کیک زرد» باید از ایران خارج شود. گفته می‌شود اولویت آنها برای انتقال این مواد ممکن است همچون تجربه توافق برجام، مجددا کشور روسیه باشد.

    این استاد ژئوپلیتیک در ادامه به «اعتماد» گفت: به‌نظر می‌رسد این مساله نیز به یکی از موضوعات مورد اختلاف جدی تبدیل شده که برای حل‌ و فصل آن، نیاز به رایزنی‌های سیاسی و فنی گسترده‌تری وجود دارد. این موضوع می‌تواند روند مذاکرات را طولانی‌تر کند، به ‌ویژه در شرایطی که زمان محدودی برای دستیابی به توافق باقی مانده است. به باور این استاد ژئوپلیتیک اگر ایران بر باقی ماندن ۲۷۰ کیلوگرم اورانیوم در خاک خود پافشاری کند، انتظار می‌رود که طرف مقابل نیز امتیازاتی ارایه کند تا ایران درقبال آن، حاضر به انعطاف‌پذیری شود. به‌ همین‌ ترتیب، اگر پیشنهاد غرب خروج اورانیوم از ایران و انتقال آن به روسیه باشد، باید امتیازی ملموس و قابل قبول به ایران داده شود تا زمینه پذیرش چنین گزینه‌ای فراهم گردد. فرجی‌راد در ادامه ضمن تاکید بر پیچیده بودن فرآیند مذاکرات گفت: آنچه روشن است اینکه مذاکرات دیپلماتیک ذاتا بر پایه تبادل امتیاز شکل می‌گیرد. موضوعاتی مانند سطح غنی‌سازی، نحوه مدیریت کیک زرد و سرنوشت ذخایر اورانیوم، مسائل ساده‌ای نیستند که در یک جلسه قابل حل باشند. این چالش‌ها، ادامه گفت‌وگوها را اجتناب‌ناپذیر کرده و پیش‌بینی می‌شود مذاکرات حداقل تا دو ماه آینده نیز ادامه یابد.

    این استاد ژئوپلیتیک در پاسخ به دیگر سوال «اعتماد» در این باب که آیا می‌توان تضمینی از طرف امریکایی درقبال اقدام اعتمادساز ایران دریافت کرد یا خیر، گفت: به نظر می‌رسد تهران در نخستین نشست‌های مذاکره غیرمستقیم تاکید کرد که حاضر نیست به‌ سمت تولید سلاح هسته‌ای حرکت کند اما در مقابل، انتظارش از طرف امریکایی این است که تحریم‌های اولیه و ثانویه، به‌ طور کامل برداشته شوند و این مساله از مسیر قانونی و با تصویب در کنگره امریکا صورت گیرد.

    به باور فرجی‌راد از دیدگاه ایران، اگر کنگره ایالات‌متحده رسما لغو تحریم‌های اولیه و ثانویه را تصویب کند، می‌توان این اقدام را گامی مهم
    در راستای ایجاد اعتماد‌سازی تلقی کرد، چراکه تصویب در نهاد قانون‌گذاری امریکا به توافق بُعد حقوقی می‌بخشد و از منظر سیاسی نیز تضمین قوی‌تری نسبت به تعهدات صرفا اجرایی دولت‌ها محسوب خواهد شد. این استاد ژئوپلیتیک اما همزمان در ادامه به «اعتماد» گفت: با این حال، شاید تنها تصویب توافق احتمالی در کنگره به تنهایی کفایت نکند. به باور من در کنار تصویب رفع تحریم‌ها در کنگره، باید اقدامات سیاسی مکمل نیز در دستور کار قرار گیرد.

    به باور فرجی‌راد بحث سرمایه‌گذاری شرکت‌های امریکایی در ایران می‌تواند یکی از ابزارهای تثبیت توافق در کنار تصویب در کنگره باشد. موضوعی که سیدعباس عراقچی، دیپلمات ارشد ایرانی، در پیامی به موسسه کارنگی به آن اشاره کرده نیز در همین راستا بود. این استاد ژئوپلیتیک در ادامه تاکید کرد که بنابراین انجام اقدامات سیاسی از سوی مقامات دو کشور، نظیر همکاری‌های اقتصادی یا تعاملات راهبردی، می‌تواند به عنوان لایه‌ای تکمیلی برای اطمینان‌بخشی از استمرار توافق عمل کند. درنهایت، حتی با تصویب رسمی توافق در کنگره نیز نمی‌توان با اطمینان کامل گفت که هیچ‌یک از دولت‌های آینده امریکا توافق را نقض نخواهد کرد. اما ترکیب ضمانت‌های حقوقی و اقدامات سیاسی می‌تواند مسیر ایجاد اطمینان متقابل را هموارتر کند و از بازگشت به تنش‌های گذشته جلوگیری نماید.

    مرتضی مکی: دور سوم رایزنی‌ها در مسقط نقطه عطفی در فرآیند دیپلماسی میان تهران و واشنگتن است

    مرتضی مکی، کارشناس مسائل اروپا در ارزیابی‌اش از ماحصل دو دور رایزنی غیرمستقیم ایران و امریکا درباره پرونده هسته‌ای به روزنامه اعتماد گفت: انجام دور سوم رایزنی‌ها در مسقط و همزمان تصمیم مشترک ایران و امریکا برای تشکیل کمیته کارشناسان فنی، نشانه‌ای روشن از عبور طرفین از مباحث کلی و ورود به جزییات فنی و سیاسی مذاکرات است. این تصمیم را می‌توان نقطه عطفی در روند دیپلماتیک اخیر دانست که امیدواری‌ها نسبت به پیشرفت گفت‌وگوها را افزایش داده است.

    به باور مکی با این حال، هر اندازه جزییات در فرآیند رایزنی‌ها برجسته‌تر شود، پیچیدگی و دشواری گفت‌وگوها نیز افزایش می‌یابد. موضوعاتی مانند سطح غنی‌سازی اورانیوم و سرنوشت ذخایر موجود، از جمله چالش‌های اساسی میان ایران و طرف‌های غربی هستند. در حال حاضر، دیدگاه‌های متفاوتی درخصوص نحوه مدیریت اورانیوم غنی‌شده وجود دارد؛ برخی پیشنهاد می‌دهند که این مواد در خاک ایران و تحت نظارت آژانس باقی بماند، درحالی که برخی دیگر بر انتقال آن در ازای دریافت کیک زرد تاکید دارند. این کارشناس مسائل اروپا در ادامه به «اعتماد» گفت: ازسوی دیگر، موضوع دانش هسته‌ای نیز به عنوان یکی از خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران مطرح است. پس از خروج امریکا از برجام، ایران برنامه هسته‌ای خود را به سرعت توسعه داد و ازجمله دستاوردهای مهم آن، بهره‌برداری گسترده از سانتریفیوژهای پیشرفته‌ای همچون IR-6 بود که ظرفیت غنی‌سازی بسیار بالاتری نسبت به سانتریفیوژهای نسل قبلی دارند. تهران همواره تاکید داشته که دانش هسته‌ای به عنوان سرمایه‌ای ملی باید حفظ شود.

    مکی در ادامه گفت‌وگوی خود با «اعتماد» تاکید کرد که در این میان، نگرانی اصلی غرب، به‌ویژه ایالات‌متحده، مدت زمان گریز هسته‌ای ایران است؛ یعنی بازه زمانی‌ای که تهران بتواند از لحظه تصمیم تا تولید سلاح هسته‌ای، آن را محقق سازد. با افزایش سطح غنی‌سازی به ۶۰درصد که بعد از خروج ترامپ از برجام اتفاق افتاد، برخی محافل امریکایی تحت فشار لابی‌های اسراییلی، مدعی شده‌اند که ایران اکنون به آستانه گریز هسته‌ای نزدیک شده است.

    این کارشناس مسائل اروپا ضمن تاکید بر اینکه برخی ادعاهای منتشر شده مبنی بر آن است که ایران ممکن است حاضر باشد سطح غنی‌سازی را به ۳.۶۷درصد کاهش دهد، اما موضوعاتی مانند سرنوشت سایت‌های حساس نظیر نطنز، فردو و اصفهان و نیز آینده سانتریفیوژهای نسل جدید و ظرفیت فنی دانشمندان هسته‌ای ایران همچنان محل اختلاف باقی خواهد ماند.

    مکی در پاسخ به دیگر سوال «اعتماد» در باب انتشار ادعایی مبنی بر دریافت تضمین از‌سوی واشنگتن توسط تهران می‌گوید: البته که از دیگر چالش‌های محوری رایزنی‌های ایران و امریکا، نحوه رفع تحریم‌ها و تعهدات امریکا در قبال گام‌های ایران است، چراکه ظاهرا تهران بر اجرای یک استراتژی گام‌به‌گام تاکید دارد؛ به این معنا که در ازای هر اقدام هسته‌ای که انجام می‌دهد، انتظار دارد طرف امریکایی نیز به ‌صورت متقابل تحریم‌هایی را رفع کند. این موضوع باتوجه به ساختار قانونی پیچیده در امریکا و نقش کنگره در تصویب یا تعلیق تحریم‌ها، چالش‌برانگیز است. به باور مکی با این همه نشست‌های دور سوم رایزنی‌ها به‌ویژه نشست کمیته کارشناسی و دیدارهای آقای ویتکاف و آقای عراقچی می‌تواند مسیر آینده مذاکرات را تاحدی روشن‌تر کند.

  • چه کسی پنبه مذاکره ایران و آمریکا را می‌زند؟

    چه کسی پنبه مذاکره ایران و آمریکا را می‌زند؟

    به گزارش اقتصادران، روزنامه اطلاعات نوشت: سه گروه در راه مذاکرات و تنش زدایی سنگ اندازی خواهند کرد، هرچند ضعیف‌تر از آنند که کاری درخور انجام دهند و کارهاشان موجب شکست برای مردم و نظام شود. اما شاید موجب سرشکستگی و ناامیدی برخی بشوند. تیری در تاریکی می‌اندازند.

    گروه دوم، تنش زدایی و مذاکره را خیانت و سازش نشان می‌دهند و با طرح شعار‌های تند و بحران ساز، تنش‌های داخلی و خوراک رسانه‌ای خارجی ایجاد می‌کنند. گاهی نوشته‌ها و ایده‌ها و شعار‌ها و یادداشت‌های این حضرات، دردسر‌های دیپلماتیک و هزینه ساز برای نظام و دولت هم ایجاد می‌کند و مانع پیشرفت کار‌ها به نحو مطلوب می‌شود. قدرت مانور کوچکی از یک اقلیت تنش طلب می‌جویند و گاهی خشونت‌های خیابانی هم چاشنی کار‌های آنهاست که این وجیزه را به نام تجمعات خودجوش مطرح می‌کنند.

    گروه سوم اپوزیسیون مزدور و ورشکسته‌ای است که سال‌ها و دهه‌هاست با شعار‌ها و ادعا‌ها و تحلیل‌های بسیار، خود را در یک قدمی ایران نشان داده است، از فلان فرقه تروریست پرورش یافته در دامن صدّام تا فلان دار و دسته غریب و عجیب و مضحکی که در خیابان‌های فرنگ جولان می‌دهند و رسماً از استقرار دیکتاتوری جدید حمایت می‌کنند. واپسین نمایش اینها در انتخابات تیرماه با ارعاب و حمله و فحاشی به رای دهندگان و شرکت کنندگان در انتخابات ریاست جمهوری ایران رخ داد و هیچ اعتبار و آبرویی برایشان باقی نگذاشت! این جماعات همراه با برخی رسانه‌های فحاش و معاند و یا آب زیر کاه و فرصت طلب به امید تضعیف وطن و رسیدن به قدرت و مکنت، بسیج شده و مورد استفاده قرار گرفته شده‌اند.

    این مجموعه به ما گوشزد می‌کند که متحد باشیم، برای اصلاح کشور از فساد‌ها و ناکارآمدی‌ها بکوشیم، از مذاکرات جاری و تنش زدایی حمایت کنیم و بدانیم سرمایه‌های ایران، مردمان ما هستند؛ جوانان و کار آفرینان ما، دانشوران و کارگران و قهرمانان گمنام و نام آور ما. اگر ایران تحول و اعتلا یابد؛ بی تردید با نیرویی از داخل کشور عظمت خواهد یافت. به یک ایران بزرگ و سربلند ایمان داشته باشیم.

  • انگیزه‌های اقتصادی ترامپ از توافق با ایران / از انعقاد قرارداد با بوئینگ تا ساخت پالایشگاه‌های نفتی در ایران

    انگیزه‌های اقتصادی ترامپ از توافق با ایران / از انعقاد قرارداد با بوئینگ تا ساخت پالایشگاه‌های نفتی در ایران

    به گزارش اقتصادران، مصدق مصدق پور، پژوهشگر سیاسی ایرانی که بیش از یک دهه مدیر موسسه مطالعات سیاسی و استراتژیک ایران عرب بوده در گفت‌و‌گو با یک رسانه خبری عربی به تحلیل چشم انداز مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا پرداخته است. او نسبت به دورنمای مذاکرات خوش بین است و از انگیزه‌های اقتصادی پشت تصمیمات ترامپ می‌گوید.

    تهدیدات اسرائیل برای هدف قرار دادن تأسیسات هسته‌ای تأثیری بر مذاکرات نخواهند داشت

    این تحلیلگر ایرانی با اشاره به میزان تأثیر تهدیدات اسرائیل بر مذاکرات جاری در مورد موضوع برنامه هسته‌ای ایران می‌گوید: “تهدیدات اسرائیل که امروزه علیه ایران می‌شنویم، تهدیدی برای هدف قرار دادن تاسیسات هسته‌ای ایران هستند. این تهدیدات تاثیری بر مذاکرات ندارند و از تهدید آمریکا جدا نیستند. تهدید اسرائیل به مثابه چماق است. پیش‌تر نیز آمریکایی‌ها هم از چماق و هم از هویج استفاده می‌کردند و مستقیما تهدید می‌کردند و همزمان خواستار مذاکره می‌شدند. ایران نشان داده که در شرایط تهدید آماده مذاکره نیست. در نتیجه، امروز آمریکا به کاربرد هویج روی آورده است. طرف آمریکایی از لفاظی‌ها و لحن تند و تهدیدآمیز عقب نشینی کرده و در مقابل، استفاده از چماق را به طرف اسرائیلی سپرده و بدین ترتیب هماهنگی میان تل آویو واشنگتن برقرار شده است”.

    مذاکرات در وهله نخست به نفع منافع آمریکاست

    او که سابقه مدیریت گروه خبر و سیاسی شبکه عربی رادیو تهران را نیز داشته با اشاره به نفعی که آمریکا از مذاکره با ایران می‌برد، می‌افزاید: “در حال حاضر معتقد نیستم در صورت شکست مذاکرات و بدبین بودن آمریکا، اسرائیل اقدام نظامی علیه ایران انجام نخواهد داد. شاید طرف اسرائیلی با هدف تطمیع آمریکا و برافروختن جنگ علیه ایران گام‌هایی را بردارد. با این وجود، دولت ترامپ به هیچ وجه در برابر خواسته اسرائیل مبنی بر توقف مذاکرات تسلیم نخواهد شد، زیرا مذاکرات به نفع امنیت و منافع آمریکاست. توافق با ایران می‌تواند برخی از شرکت‌های آمریکایی را از ورشکستگی نجات دهد و ترامپ به دنبال راه حل‌هایی برای آن مانند انعقاد قرارداد بوئینگ با ایران است. حوزه‌هایی برای کار در پتروشیمی وجود دارند. پیشنهاد‌هایی از سوی دولت ترامپ برای ساخت پالایشگاه‌های نفت در ایران مطرح شده‌اند. ترامپ می‌خواهد به تمام این فرصت‌ها دسترسی داشته باشد. اسرائیل در غزه به پیشرفتی استراتژیک دست نیافت و نتوانست گروگان‌ها را از طریق استفاده از قوه قهریه آزاد کند بلکه گروگان‌ها از طریق مذاکره و دیپلماسی آزاد شدند”.

    اسرائیل خواستار کسب تضمین موازی از ایران در مورد منطقه است

    عضو کمیته سیاسی جمعیت دفاع از مردم فلسطین و عضو مجمع علمی بنیاد اندیشه سازان نور در ادامه با اشاره به اینکه طرف اسرائیلی خواستار کسب تضمین و اطمینان خاطر موازی با توافق ایران با آمریکاست، می‌افزاید: “اسرائیل می‌خواهد اطمینان کسب کند که ایران بار دیگر نیرو‌های مقاومت را برای حمله به خاک اسرائیل فعال نخواهد کرد. اسرائیل اکنون احساس امنیت نمی‌کند. اسرائیل دست به حمله علیه حماس و حزب الله لبنان زد و کودکان و زنان را به قتل رساند، اما به یک دستاوردی راهبردی در غزه دست نیافت”.

    ایران آماده عقب نشینی درباره میزان غنی سازی اورانیوم است

    این تحلیلگر سیاسی با اشاره به هدف مذاکرات میان ایران و آمریکا می‌افزاید: “مذاکرات در حال انجام با هدف توافق بر سر اصول، تعریف چارچوب‌ها و تعیین جدول زمانی برای اجرای آن است و ایران آمادگی عقب نشینی از غنی سازی را دارد و شاید در جلسات بعدی ابتکارعمل‌هایی همراه با حسن نیت مطرح شوند”.

    طرح مبتنی بر حسن نیت از طرف آمریکایی‌ها برای ایران

    “مصدق پور” با اشاره به طرحی که او را آن را “مبتنی بر حسن نیت” از سوی طرف آمریکایی خوانده است، می‌گوید: “این طرح مبتنی بر آزادسازی دارایی‌های مسدود شده ایران به ارزش تقریبا ۱۰ میلیارد دلار در بانک قطر است، وجوهی که ایران پیش‌تر نیز آن را از بانک قطری مطالبه کرده بود. فدرال رزرو آمریکا پیش‌تر به بانک قطری اجازه آزاد شدن آن وجوه را نداده بود، شاید اکنون این مجوز صادر شود. در مقابل، طرف ایرانی پیشنهاد مبنی بر تغییر در سطح غنی سازی اورانیوم مبتنی بر حسن نیت را مطرح کرده است. با این وجود، کماکان گرمایی در روابط میان ایران و آمریکا وجود ندارد و اسرائیل و برخی قدرت‌های منطقه‌ای می‌خواهند به تنش میان ایران و آمریکا دامن بزنند”.

    ترامپ خواستار جنگ با ایران نیست

    این تحلیلگر ایرانی در پایان می‌افزاید: “ترامپ خواستار جنگ با ایران نیست. آمریکا در افغانستان جنگید و به نتیجه نرسید. آمریکایی‌ها آن کشور را ویران کرده و جان بسیاری را گرفتند، اما به اهداف خود نرسیدند. جنگ‌های آمریکا فرسایشی شد و بودجه‌های کلانی در عراق و سوریه از دست رفت. به این موضوع تهدیدات اسرائیل که سربار همه کشور‌های منطقه شده است را نیز بیافزایید”.

  • سرعت پیشرفت در مذاکرات مشکوک و عجیب نیست؟! / چرا مقام‌های آمریکایی حرف از مذاکرات رم نمی زنند؟

    سرعت پیشرفت در مذاکرات مشکوک و عجیب نیست؟! / چرا مقام‌های آمریکایی حرف از مذاکرات رم نمی زنند؟

    به گزارش اقتصادران، دور دوم مذاکرات دیروز در رم برگزار شد و به گفته مقامات دو طرف خوب پیش رفت، آنقدر که برخی تحلیلگران می‌گویند ورود به مباحث فنی به معنی حصول توافق – حداقل در مواردی – است!

    یک مقام بلندپایهٔ آمریکایی مذاکرات رم را همراه با پیشرفتی خوب دانسته و سید عباس عراقچی وزیر خارجهٔ جمهوری اسلامی نیز اظهارنظر کم و بیش مشابهی داشته است.

    این سطح از پیشرفت در دو دور مذاکره برای من قدری عجیب است، زیرا دو طرفی که مواضع اعلام شدهٔ آنها از هم فاصلهٔ جدی داشته باشد، قاعدتاً مذاکرات‌شان خالی از چالش پیش نمی‌رود و به این سرعت پیشرفت نمی‌کند.

    داستان چیست؟ دو طرف هنوز در مرحلهٔ بحث بر سر کلیات هستند و وارد جزئیات حساس نشده‌اند؟ یا حرف‌های یکدیگر را به درستی و دقت ادراک نمی‌کنند و با نوعی سوءتفاهم، آنها را مصادرهٔ به مطلوب می‌کنند؟ یا اینکه یکی از دو طرف و بلکه هر دو، از مواضع اعلام‌شده عدول کرده‌اند و به قصد دستیابی به توافق سریع از خود انعطاف غیرمترقبه نشان می‌دهند؟

    یا اینکه پیش از آغاز رسمی مذاکرات، با تلاش میانجی‌ها برخی توافقات به صورت محرمانه به انجام رسیده و کار را ساده کرده است؟

    امیدوارم داستان مربوط به دو مورد اول نباشد و مذاکرات با همین سرعت به زودی به نتیجه برسد، چون به نتیجه رسیدن آن برای ایران و منطقه و جهان خیر است و شر بزرگی را از سر هر سه برمی‌دارد و شروران را منزوی می‌کند.

    زیدآبادی در مطلب دیگری نیز اعلام موضع با تاخیر آمریکایی‌ها را مشکوک ارزیابی کرده و نوشته بود: مقام‌های آمریکایی تا این لحظه هیچ اظهارنظری در مورد فضای حاکم بر دور دوم مذاکره با مقام‌های جمهوری اسلامی در رم نکرده‌اند.

    تأخیرشان قدری مشکوک است، اما همینکه قرار به برگزاری دور سوم مذاکرات شده است، خودش نشانگر امید به آینده است.

     

  • مذاکرات رم تمام شد / گفتگوها سازنده بود / دور سوم مذاکرات در راه است

    مذاکرات رم تمام شد / گفتگوها سازنده بود / دور سوم مذاکرات در راه است

    به گزارش اقتصادران، دور دوم گفت‌وگوهای موسوم به مسقط درخصوص مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در رم ایتالیا به میزبانی عمان به پایان رسید.

    منابع حاضر در محل مذاکرات گفت‌وگو‌ها را سازنده توصیف کردند.

    تا دقایقی دیگر وزیر امور خارجه کشورمان جزئیاتی از این مذاکرات اعلام خواهد کرد.

    دو هیئت ایران و آمریکا در این دوره از گفت‌وگوها، بیش از ۴ ساعت در یکی از اماکن دیپلماتیک عمان گفتگو کردند.

    احتمالا دور سوم گفت‌ها ظرف روزهای آینده و نهایتا هفته آینده برگزار خواهد شد.

  • بزودی ۷۰ میلیارد دلار پولهای بلوکه شده ایران آزاد می گردد / توافق احتمالی پایدار نیست / آمریکا به دنبال فاصله انداختن بین روسیه، چین و ایران است

    بزودی ۷۰ میلیارد دلار پولهای بلوکه شده ایران آزاد می گردد / توافق احتمالی پایدار نیست / آمریکا به دنبال فاصله انداختن بین روسیه، چین و ایران است

    به گزارش اقتصادران، دور دوم مذاکرات غیرمستقیم ایران و امریکا در حالی برگزار می‌شود که بازار گمانه‌زنی در خصوص آینده این مذاکرات داغ است. برخی خبرهای از تمرکز بر روی پیشنهاد سرمایه‌گذاری هزار میلیارد دلاری آمریکا در ایران حکایت دارد اما هستند کسانی که با توجه به سابقه‌ی دو دهه‌ی گذشته امکان جذب چنین سرمایه‌ای را منتفی می‌دانند.

    در این رابطه علی بیگدلی، تحلیل‌گر بین‌المللی، معتقد است هدف کاخ سفید دور کردن سه ضلع چین، روسیه و ایران از یکدیگر تا به این ترتیب بتواند با کمترین هزینه بیشترین تمرکز خود را روی رقیب اصلی خود یعنی چین قرار دهد. او معتقد است به احتمال زیاد پولهای بلوکه شده ایران، که حدود ۷۰ میلیارد دلار عنوان شده، خیلی زود به ایران بر گردند و در مقابل ایران هم ذخایر اورانیوم غنی شده بالای خود را به کشوری بفروشد.

    در ادامه می‌توانید مشروح این گفتگو را مطالعه کنید.

    این روزها بحثهای مختلفی از احتمال سرمایه‌گذاری هزار میلیارد دلاری آمریکا در ایران مطرح شده است. به نظر اقتصاد ایران و البته اختلافات ایران و آمریکا طوری است که چنین انتظاری معقول باشد؟

    به هیچ وجه و من فکر می‌کنم چنین چیزی در دستور کار کسی نیست. ماجرای این رقم هزار میلیارد دلار بر می‌گردد به سفری که چند ماه پیش یکی از مقامات دولتی داشت و با یک هیات آمریکایی دیدار داشت و در آن جلسه این رقم حیرت آور مطرح شد. جالب اینکه در آن زمان هم هیات آمریکایی تعجب کرده و حتی از مقام ایرانی پرسیده اقتصاد شما این ظرفیت را دارد؟ به قول شما آنها هم می‌دانستند اقتصاد ایران ظرفیت پذیرش چنین سطحی از سرمایه‌گذاری را ندارد.

    در یک اقتصاد مانند اقتصاد ایران که دولتی و دستوری است زمینه کافی برای جذب این حجم از سرمایه‌گذاری وجود ندارد. حتی سرمایه در این دسته از اقتصادها امنیت احساس نمی‌کنند و همین یکی از موانع اصلی است. به هر روی نه ظرفیت، نه زیر ساخت، نه امنیت سرمایه و نه قوانین حاکم بر کشور چنین امکانی را فراهم نمی‌کند.

    جلسه‌ای که اشاره کردید چه زمانی برگزار شده بود؟

    حدود ۶ یا ۷ ماه پیش بود این جلسه و همانطوری که گفتم این اظهارات یک مقام دولتی ایران تعجب آمریکایی‌ها را هم بر انگیخت. بعید است چنین چیزی واقعی باشد و اگر حتی این پیشنهاد هم مطرح شده باشد، ساختارهای حاکم چنین ظرفیتی را برای اقتصاد ایران ایجاد نمی‌کنند.

    فکر می‌کنید از پی توافق احتمالیِ، چه وضعیتی به وجود خواهد آمد؟

    شرایط از امروز بهتر خواهد شد. گرچه برای اینکه تنش‌ها به شکل پایدار کاهش یابد ضروری است کشور خود را از قید و بند چالش‌های موجود در منطقه خاورمیانه رها کند. اگر تلاش‌های لازم صورت بگیرد و نگاه ایدئولوژیک حاکم هم تغییر نسبی داشته باشد، به نحوی که ایران تبدیل به یک بازیگر متعارف در منطقه شود، سرمایه گذاری‌های خارجی هم به نحو محسوسی افزایش می‌یابند. اما اینکه پس از گذشت یک جلسه از مذاکره انتظار جذب هزار میلیارد دلاری ایجاد شود، به باور من نگاهی واقع بینانه نیست.

    پس شما توافق احتمالی را یک توافق پایدار نمی‌دانید؟

    این توافق هر قدر هم پایدار باشد، نخواهد توانست که به این زودی همه مشکلات ایران و آمریکا را مرتفع کند و حتی این دو را به شریکی مهم تبدیل کند. به اصطلاح ایران و آمریکا به این زودی نمی‌توانند «داداشی» یکدیگر شوند و از وضعیت خصمانه فعلی تبدیل به شرکای راهبردی شوند.

    این روزها انتظارات مختلفی از توافق احتمالی مطرح می‌شود. مذاکرات بر چه مطالباتی استوار شده و چه انتظاری از آن معقول است؟

    تا جایی که مشخص شده در دوم وزارت خارجه ایران در پی این خواهد بود که پولهای بلوکه شده کشور را آزاد کند. همانطوری که می‌دانیم منابعی از ایران در بانکهای قطر، عراق و هند قفل شده‌اند و ایران می‌خواهد هر چه زودتر امکان دستیابی به آنها را داشته باشد. از سوی دیگر ایران حاضر شده تا به میزان غنی‌سازی ۳.۶۷ (معادل همان میزانی که در زمان برجام بود) بازگردد.

    احتمال پذیرش این خواسته‌ها از سوی طرفین هست؟

    بله و احتمالا توافق سر این مسائل رخ می‌دهد. ایران در حال حاضر ۲۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده با خلوص بالا در اختیار دارد که به احتمال فراوان آن را باید بفروشند. این با سال ۲۰۱۵ متفاوت است که قرار بود ایران اورانیوم غنی شده خود را به امانت نزد روسیه بسپارد.

    پس انتظار بازگشت پولهای بلوکه شده واقعی است؟

    بله این مهم شدنی است.

    رقم این پولها چقدر است؟

    به طور رسمی چیزی اعلام نشده ولی شنیده‌ها از ۷۰ میلیارد دلار منابع بلوکه شده خبر می‌دهند.

    در مقایسه با برجام به نظر می‌آید همسایگان جنوبی مانند عربستان سعودی موضع همدلانه‌تری به ایران دارند. دلیل این موضوع چیست؟

    سعودی‌ در پی اجرای برنامه بلندپروازانه بن سلمان است. برای اینکه چنین برنامه بزرگی به طور موفق اجرا شود باید تنش‌ها کنترل شود و آرامش بر فضای منطقه خاورمیانه حاکم باشد زیرا سرمایه این دسته از اقدامات از غرب خواهند آمد و آنها در مناطق پرتنش وارد نمی‌شوند.

    من فکر می‌کنم امروز حتی اروپا یا آمریکا هم مایل نیستند که تنش‌ها با ایران تشدید شوند زیرا آنها هم مشکلاتی در خود دارند که برای رفع آنها نیازمند کنترل تنش‌های خود هستند.

     ایران در مقایسه با گذشته با چه خواسته متفاوتی روبه‌رو است؟

    در مذاکره فعلی بحث بر سر این است که محدودیتهای اعمال شده باید همیشگی باشند. در برجام چنین نبود و طبق آن توافق قرار بود در ۲۰۲۰ میلیارد فروش تسلیحات به ایران را آزاد کنند و در ۲۰۲۵ (موعد آن چند ماه دیگر است) محدودیتهای بنا بود لغو شوند. اکنون به نظر می‌رسد ترامپ حاضر نیست به این مساله تن دهد و خواهان اعمال محدودیتها بدون مشخص بودن مدت زمان است.

    آمریکا با ایران و روسیه در حال رسیدن به یک ثبات نسبی است اما مشکلات با چین  به نظر می‌رسد در حال تشدید است. استراتژی اصلی دولت ترامپ چیست؟

    به نظر می‌آید کاخ سفید با همه توان قصد دارد مثلث چین، روسیه و ایران را از هم دور کند. از یک طرف با روسیه کنار آمده و از سوی دیگر می‌خواهد با به سرانجام رساندن تنش با ایران، در عمل میان این سه ضلع فاصله بیاندازد. به هر روی رقیب و تهدید اصلی آمریکا در جهان امروز چین است و حتی در ماجرای تعرفه‌ها هم دیدیم که تنها چین نسبت به آمریکا مقابله به مثل کرد. تضعیف این رابطه از نظر کاخ سفید به تضعیف چین منجر می‌شود.

  • اما و اگرهای مذاکرات هسته‌ای رم / از افشای اختلاف بین ترامپ و نتانیاهو تا دودستگی درون تیم امنیت ملی آمریکا

    اما و اگرهای مذاکرات هسته‌ای رم / از افشای اختلاف بین ترامپ و نتانیاهو تا دودستگی درون تیم امنیت ملی آمریکا

    به گزارش اقتصادران، به گزارش العربی الجدید، سرانجام پس از یک هفته بلاتکلیفی و تغییر، رم به عنوان محل برگزاری دور دوم مذاکراتی که قرار است امروز شنبه، بین آمریکا و ایران برگزار شود، انتخاب شد. در ابتدا مسقط در اولویت بود، اما به یک باره رم مطرح شد. سپس بین این دو در نوسان بود تا اینکه بالاخره روز پنجشنبه تصمیم درباره محل برگزاری مذاکرات نهایی شد.
    به نظر می‌رسد که اختلافات پیرامون مکان برگزاری مذاکرات ایران و آمریکا، حاکی از اختلافات عمیق‌تر در مورد ماهیت این مذاکرات باشد. این امر در لفاظی‌های متناقض و غیرمنسجم دولت آمریکا طی چند روز گذشته که با رویکرد اولیه آنها در قبال موضوع هسته‌ای ایران ناسازگار بود، هویدا شد.

    سپس افشاگری‌های روز چهارشنبه توسط نیویورک تایمز در مورد وجود شکاف بین دولت آمریکا و اسرائیل منتشر شد که ابهام در موضع اولیه آنها را برجسته کرد و آن را برای تغییر به سمت همگرایی نهایی با موضع اسرائیل یا جدایی و شاید درگیری با آن، باز گذاشت، اگرچه احتمال دومی در حال حاضر بعید است.

    در روز‌های اخیر، دولت ایالات متحده سیگنال‌های مبهمی داده است و بین قاطعیت و انعطاف‌پذیری در مورد دستور کار مذاکره در نوسان است. یک بار بر یک توافق جامع که شامل سلاح‌های هسته‌ای، موشکی و تسلیحات ایران در منطقه، اصرار می‌ورزد و بار دیگر فقط درباره هسته‌ای گفت‌و‌گو می‌کند؛ و در این مورد اخیر، چندین گزینه مطرح می‌شود که میان مطالبه‌ی تفکیک پروژه (برچیدن برنامه هسته‌ای) و لزوم کاهش غنی‌سازی اورانیوم در نوسان است، از جمله برنامه‌ی غنی‌سازی چنان‌که تامی بروس، سخنگوی رسمی وزارت امور خارجه آمریکا، سه‌شنبه گذشته گفت که «نمی‌تواند آن را حفظ کند»

    وقتی از او پرسیده شد که آیا این بدان معناست که ایران باید پروژه‌اش را برچیند، پاسخ داد: «نمی‌توانم چنین فرضی داشته باشم.» و افزود: «خط قرمز ما این است که ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد. این‌که چطور محقق می‌شود؟ نمی‌دانم.»
    در کلیت خود، این موضع تفاوت چندانی با رویکردی ندارد که دولت اوباما هنگام توجیه مفاد توافق ۲۰۱۵ اتخاذ کرده بود. آنچه مشخص است این است که دولت ترامپ به دنبال توافقی «بهتر و قوی‌تر» از توافق ۲۰۱۵، اما بدون ارائه‌ی جزئیات مشخص است؛ و این باور در میان مقامات دولت ترامپ وجود دارد که شرایط کنونی ایران، امکان دستیابی به چنین توافقی را فراهم می‌کند، حتی اگر برای این کار نیاز باشد با انعطاف‌پذیری‌هایی، احترام رهبری ایران حفظ شود.

    برداشت رایج در تحلیل‌ها این است که اوضاع در همین مسیر در حال حرکت است، به‌ویژه با توجه به اینکه ترامپ نه‌تنها «تمایلی به جنگ ندارد»، بلکه درگیر چالش‌های داخلی بزرگی است که او را از درگیری در منازعات خارجی بازمی‌دارد مگر آن‌که بتوان این منازعات را با تسویه‌هایی قابل قبول جایگزین کرد؛ و بعید نیست که درز اطلاعات مربوط به عملیات نظامی به روزنامه نیویورک تایمز، با هدف واداشتن تهران به همراهی با ترامپ صورت گرفته باشد؛ همان ترامپی که مانع اقدام نظامی اسرائیل شد و آن را از توسل به گزینه نظامی بازداشت.

    اما در مقابل، ممکن است این افشای اطلاعات هدفی برخلاف این تفسیر داشته باشد، به‌گونه‌ای که مهار اسرائیل توسط ترامپ این‌گونه جلوه کند که او اصلاً تمایلی به اقدام نظامی ندارد و همین موضوع ممکن است ایران را به اتخاذ موضعی سخت‌تر سوق دهد، که در نهایت ترامپ را به‌سمت گزینه‌ی نظامی مورد نظر اسرائیل بکشاند.

    در این زمینه، بحث و جدل در میان کارشناسان و مسئولان و در درون تیم امنیت ملی دولت امریکا در جریان است؛ تیمی که در مورد سودمندی گزینه‌ی نظامی اسرائیل دچار شکاف و دودستگی است.
    این وضعیت، همراه با ابهاماتی که مذاکرات رم را در برگرفته و همچنین احتمال اقدام خرابکارانه‌ی اسرائیل برای به شکست کشاندن روند مذاکرات، ممکن است موجب بازنگری در محاسبات شود و در نتیجه وضعیت را به‌سوی تنش و درگیری سوق دهد. ترامپ تا این لحظه مصمم به ادامه‌ی مسیر مذاکره است، اما نتانیاهو نیز به همان اندازه مصمم به پیش بردن گزینه‌ی جایگزین به نظر می‌رسد.