برچسب: مذاکره ایران و آمریکا

  • فعالان بازار سهام گوش بزنگ مذاکرات مسقط / بورس دوباره به فاز رکود باز می گردد؟

    فعالان بازار سهام گوش بزنگ مذاکرات مسقط / بورس دوباره به فاز رکود باز می گردد؟

    به گزارش اقتصادران یک کارشناس بازار سرمایه می‌گوید: در صورت ارسال سیگنال‌های مثبت از روند مذاکرات، انتظار می‌رود نخستین واکنش بازار در قالب افزایش حجم معاملات، بهبود تقاضا در صنایع صادرات‌محور، و کاهش فشار فروش در کل بازار شکل بگیرد.

    بررسی روند بازار سهام در ۹ روز کاری ابتدای سال، حاکی از رشد شاخص بورس تهران دارد. این شرایط البته در حالی است که در معاملات سک هفته گذشته بازار سهام دو سیگنال متفاوت دریافت کرد. در ابتدای هفته تعرفه‌های ترامپ، بازار سهام را قرمز کرد، اما بلافاصله انتشار اخباری در رابطه با مذاکره ایران و آمریکا در عمان در روز شنبه، بازار سهام به را تحرک مثبت واداشت.

    در این حالت در نهایت شاخص کل بورس که در پایان سال گذشته با عدد ۲ میلیون و ۷۰۹ هزار و ۷۶۴ واحد به کار خود پایان داده، در آخرین معاملات بازار سرمایه به رقم ۲ میلیون و ۸۳۰ هزار و ۵۳۸ واحد رسید.

    با این وجود، کارشناسان اعتقاد دارند با وجود مقاومت‌های پیش روی شاخص در محدوده ۲ میلیون و ۸۸۰هزار واحد و محدوده سقف ۱۹دی‌ماه، اگر موضوع توافق با جدیت دنبال شود و به کاهش تنش‌ها میان ایران و غرب منجر شود، عبور از این مقاومت‌ها کار چندان سختی نخواهد بود.

    انتظار برای یک سیگنال تعیین‌کننده

    در همین رابطه مجید عبدالحمیدی، کارشناس بازار سرمایه  درباره وضعیت بورس تهران می‌گوید: بازار سرمایه ایران در برهه کنونی در موقعیتی ایستاده که می‌توان آن را “انتظار برای یک سیگنال تعیین‌کننده” توصیف کرد.

    وی می‌افزاید: با وجود فشارهایی همچون نرخ بهره بالا، رکود نسبی در معاملات و تداوم خروج سرمایه از بازار، شاهدیم که بسیاری از سهم‌ها به کف‌های قیمتی چند سال اخیر رسیده‌اند و نسبت‌های ارزش‌گذاری نظیر P/E در سطوحی قرار گرفته که از منظر تحلیل بنیادی، جذابیت نسبی ایجاد کرده است.

    این کارشناس بازار سرمایه تصریح می‌کند: با این حال، آنچه موجب احتیاط فعالان بازار شده، نبود قطعیت در آینده اقتصاد کلان، سیاست‌گذاری و روابط بین‌الملل است.

    عبدالحمیدی عنوان می‌کند: در این فضا، آغاز مذاکرات سیاسی و احتمال حصول یک توافق، می‌تواند نقش نقطه عطف را برای بورس ایفا کند؛ چرا که بازار سهام همواره به‌عنوان یک بازار پیش‌نگر، بیش از سایر بازارها نسبت به تحولات کلان و تغییرات ریسک سیستماتیک واکنش نشان می‌دهد.

    وی تصریح می‌کند: در صورت ارسال سیگنال‌های مثبت از روند مذاکرات، انتظار می‌رود نخستین واکنش بازار در قالب افزایش حجم معاملات، بهبود تقاضا در صنایع صادرات‌محور، و کاهش فشار فروش در کل بازار شکل بگیرد.

    این کارشناس در ادامه می‌گوید: تاثیر چنین تحولاتی را می‌توان در سه بُعد اصلی بررسی کرد. نخست، بعد روانی که معمولا با سرعت بیشتری عمل می‌کند. بازگشت فضای خوش‌بینی و کاهش نااطمینانی می‌تواند موجب شود سرمایه‌گذاران حقیقی که در ماه‌های اخیر عمدتاً در حاشیه بازار قرار داشته‌اند، بار دیگر به بازار بازگردند.

    عبدالحمیدی می‌افزاید: دوم، بعد بنیادی که در میان‌مدت خود را نشان می‌دهد؛ از جمله کاهش نرخ ارز، کاهش هزینه‌های تامین مالی و واردات مواد اولیه، افزایش فروش شرکت‌های صادراتی و بهبود جریان نقدی بنگاه‌ها.

    وی عنوان می‌کند: سوم، بعد سیاست‌گذاری که چنانچه هم‌زمان با روند مذاکرات، سیاست‌های حمایتی و هوشمندانه برای تعمیق بازار و افزایش شفافیت به اجرا درآید، می‌توان انتظار داشت که اعتماد عمومی به بورس بازیابی شده و بازار به روندی پایدارتر وارد شود.

    بازار سرمایه، دروازه‌ای برای جذب سرمایه خارجی

    این کارشناس بازار سرمایه تصریح می‌کند: افزون بر این، نباید فراموش کرد که بازار سرمایه می‌تواند در صورت کاهش تنش‌های بین‌المللی، به دروازه‌ای برای جذب سرمایه خارجی نیز تبدیل شود. صنایع بزرگی نظیر پتروشیمی، فلزات اساسی، معادن و بانک‌ها از مزیت‌های رقابتی برخوردارند و در صورت عادی‌سازی روابط تجاری و رفع محدودیت‌های بانکی و مالی، بستر برای ورود سرمایه‌گذاری خارجی فراهم خواهد شد؛تحولی که می‌تواند نه تنها بازار سهام، بلکه کلیت اقتصاد کشور را از منظر رشد تولید و اشتغال منتفع سازد.

    عبدالحمیدی متذکر می‌شود: در مجموع، می‌توان گفت که ایران در حال حاضر در آستانه یک فرصت بالقوه قرار دارد. توافق سیاسی می‌تواند به مثابه جرقه‌ای عمل کند که موتور رشد بازار را مجددا به حرکت درآورد؛ اما تحقق پایداری این رشد، مستلزم آن است که در کنار کاهش ریسک‌های سیاسی، اصلاحات ساختاری در حوزه سیاست‌گذاری اقتصادی و بازار سرمایه نیز به صورت هم‌زمان پیش برود.

    وی خاطرنشان می‌کند: در غیر این صورت، ممکن است بازار تنها یک رشد کوتاه‌مدت تجربه کند و مجددا به فاز رکود بازگردد. بنابراین اکنون بیش از هر زمان دیگری، هماهنگی میان سیاست خارجی و سیاست‌های اقتصادی برای استفاده حداکثری از فرصت‌های پیش‌رو اهمیت دارد.

  • تعیین تکلیف مجری صدا و سیما برای عراقچی!/ از ویتکاف و عراقچی نباید هیچ عکس دونفره ای بیرون بیاید!

    تعیین تکلیف مجری صدا و سیما برای عراقچی!/ از ویتکاف و عراقچی نباید هیچ عکس دونفره ای بیرون بیاید!

    به گزارش اقتصادران، مجری یک برنامه شبکه سه صدا و سیما در پخش زنده با اشاره به مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا گفت: همانطور که مقامات کشور هم اعلام کردند روز شنبه هیچ تصویر دو نفره ای از ویتکاف و عراقچی نباید منتشر شود. این، آن مسئله‌ای است که به صورت رسمی اعلام شده است و مجوزهایی هم که وجود دارد این را نشان می‌دهد!

    ایران و آمریکا از روز شنبه به صورت غیرمستقیم در عمان مذاکرات خود را آغاز خواهند کرد که این تصمیم نظام، باعث عصبانیت طیف تندرو و افراطی شده است.

  • جزییات گفتگوی تهران-واشنگتن در مسقط لو رفت!

    جزییات گفتگوی تهران-واشنگتن در مسقط لو رفت!

    به گزارش اقتصادران، یک رسانه عربی به نقل از یک منبع ایرانی نوشت که آمریکا با مذاکرات غیرمستقیم موافقت کرده بود و آنچه اکنون می‌گوید تعجب آمیز است.

    شبکه خبری الجزیره به نقل از یک منبع ایرانی نوشت که ایران مذاکره غیرمستقیم با آمریکا را به صورت جدی، سازنده و قاطع دنبال می‌کند.

    منبع این شبکه خبری گفت: تیم مذاکره کننده ایرانی با اختیارات کامل و گسترده به مسقط خواهد رفت.

    این رسانه خبری در ادامه به نقل از منبع خود نوشت: مذاکرات مسقط در بحبوحه آمادگی بی سابقه نیرو‌های مسلح ایران انجام می‌شود. ما خواهان مذاکره و توافق هستیم، اما تهدید را نمی‌پذیریم. اگر آمریکا بر انتخاب مسیر تهدید و جنگ پافشاری کند، ما آماده‌ایم.

    این منبع همچنین گفت: آمریکا به وضوح با مذاکرات غیرمستقیم موافقت کرده است و آنچه اکنون می‌گوید تعجب آمیز است.

    پیشتر نیز سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان در حاشیه سفر خود به کشور الجزایر در گفتگویی در خصوص مذاکرات ایران و آمریکا در عمان گفت: شکل موردنظر ما مذاکرات غیرمستقیم است. مذاکراتی که آنها بخواهند از طریق فشار و تهدید اراده خودشان را تحمیل کنند، این یک مذاکره نیست بلکه دیکته کردن است و ما به این شیوه به‌هیچ‌وجه اعتقاد نداریم. شیوه غیرمستقیم بهتر می‌تواند یک مذاکره واقعی و منتج به نتیجه را تضمین کند و ما به این شیوه پیش خواهیم رفت.

    پایگاه خبری آکسیوس هم چند وقت پیش از این گزارش داده بود که دولت دونالد ترامپ با پیشنهاد ایران برای برگزاری مذاکرات غیرمستقیم به وساطت عمان موافقت کرده است.

    برخی از تحلیلگران، ادعا‌های آمریکا درباره مذاکرات مستقیم را بخشی از جنگ ترکیبی این کشور علیه ایران می‌دانند.

  • شنبه چه اتفاقی می افتد؟ / کارشناس روابط بین‌الملل: ترامپ لاتی صحبت می‌کند!

    شنبه چه اتفاقی می افتد؟ / کارشناس روابط بین‌الملل: ترامپ لاتی صحبت می‌کند!

    به گزارش اقتصادران، امیرعلی ابوالفتح کارشناس روابط بین‌الملل  در رابطه با اظهارات متناقض ترامپ در برخورد با ایران که از سویی بر مذاکرات مستقیم پا فشاری می‌کند و از سوی دیگر دست از تهدیدات نظامی خود بر نداشته، تصریح کرد: تهدید بخشی از پروسه رسیدن به توافق است، ما هم همین کارها را انجام می‌دهیم در واقع وقتی موشک‌ها و پهپادهایمان رونمایی می‌کنیم و رزمایش برگزار می‌کنیم، وقتی ‌می‌گوییم آماده جنگ هستیم و از جنگ نمی‌ترسیم، یا اینکه درباره بستن تنگه هرمز حرف می‌زنیم و می‌گوییم اگر ما امنیت نداشته باشیم، هیچ کسی امنیت ندارد. همه‌ی این موارد درحوزه نوعی تهدید دسته‌بندی می‌شود یعنی نمی‌توان گفت که تناقض وجود دارد.

    نمی‌توان پیش‌بینی کرد شنبه قرار است چه اتفاقی رخ دهد

    وی ادامه داد: شخصیت دولت ترامپ کمی متفاوت‌تر از دولت قبلی است یعنی دیپلماتیک و اتو کشیده صحبت نمی‌کنند، برخی دیپلماتیک صحبت می‌کردند اما عملکرد آن‌ها متفاوت بود؛ وقتی می‌گفتند همه گزینه‌ها روی میز است یعنی به همین موضوع جنگ اشاره داشتند، برجام هم همواره با تهدید همراه بود، اوباما یک مقدار با کلاس صحبت می‌کرد، ترامپ لات صحبت می‌کند ولی تناقضی نیست، این موارد بخشی از رسیدن به توافق است. در حقیقت ما هم این کار را به نوع دیگری انجام می‌دهیم ولی آن‌ها ابزارشان بیشتر است و در نتیجه اثرگذاری بیشتری دارند و می‌توانند امید رسیدن به توافق را افزایش یا کاهش دهند. در حال حاضر که قرار است شنبه مذاکره کنند، نمی‌توان پیش‌بینی کرد که قرار است چه اتفاقی رخ دهد.

    ترامپ پیش از اینکه رییس‌جمهور شود می‌خواست به توافق برسد

    این کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به مذاکرات پیش رو میان ایران و آمریکا، عنوان کرد: روز شنبه آقای عراقچی وارد مذاکرات می‌شود اگر اوضاع خوب نبود، فضا سنگین بود و مشکل داشت که هیچ اما ممکن است مذاکرات غیرمستقیم به مذاکرات مستقیم تبدیل شود یعنی طرفین غیرمستقیم و با واسطه صحبت کنند، اینطور دستشان می‌آید که چند مرده حلاج هستند. آمریکایی‌ها هم اگر با توپ پر آمده باشند و آقای ویتکاف بخواهد خط و نشان بکشد هر دو بلند می‌شوند و از مذاکرات خارج خواهند شد ولی ممکن است به مذاکرات مستقیم و توافق برسند. از الان نمی‌شود گفت که ترامپ خط نشان کشیده است و نمی‌خواهد توافق کند. ترامپ از پیش از اینکه رییس‌جمهور شود می‌خواست به توافق برسد.

    ترامپ می‌خواهد مذاکره کند تا به خواسته‌های حداکثری خود برسد

    وی تاکید کرد: ترامپ از برجام خارج شد که با ایران به توافق برسد و گفت این جان کری عرضه نداشت و سرش کلاه رفت، من بلدم توافق کنم و شبانه و روز می‌گوید مذاکره کنیم یعنی نیتش توافق است اما آنچه که او از مذاکره می‌خواهد با آنچه ما می‌خواهیم متفاوت است. ترامپ می‌خواهد مذاکره کند تا به خواسته‌های حداکثری خود برسد، هدفش این نیست که توافق حاصل نشود. اگر قرار بود توافقی حاصل نشود، کار به این اندازه سخت و طولانی نمی‌شد، برای این است که بعه یک توافق برسند، لذا از این جهت من تناقضی در رفتارهای ترامپ نمی‌بینم.

    ساختار آمریکا تغییر کرده؛ نقش وزیر خارجه آمریکا به اندازه نمایندگان ترامپ نیست

    ابوالفتح در رابطه با علل انتخاب این افراد یعنی عراقچی و ویتکاف برای نمایندگی هر دو کشور در مذاکرات شنبه آینده و میزان احتمال رسیدن به یک توافق، اظهار کرد: اینکه یک طرف وزیر امور خارجه است و در طرف دیگر وزیر امور خارجه نیست یک مقدار موضوع را متفاوت می‌کند. در زمان برجام زمانی کری حضور داشت در طرف دیگر هم ظریف بود وقتی که ظریف نمی‌آمد، کری هم نمی آمد. باید در نظر داشته باشیم که در دولت ترامپ جا به جایی‌هایی صورت گرفته است. نقش وزیر امور خارجه آمریکا یعنی مارکو روبیو به اندازه نقش نمایندگان ترامپ نیست یعنی مسئولیت موضوع غزه و اوکراین با ویتکاف بود. در این موارد اصلا روبیو نرفت یعنی ویتکاف رفت و پخت و پزها را انجام داد و بعد گفتند یک ملاقات هم بین لاوروف و روبیو انجام شود.

    ویتکاف بیشتر به دیدگاه‌های ترامپ اهمیت می‌دهد تا ساختار ضد ایرانی آمریکا؛ همین نقطه قوت قضیه است

    این تحلیل‌گر مسائل بین‌المللی با بیان اینکه ویتکاف نزدیکی زیادی به شخص ترامپ دارد، اظهار کرد: یکی از ویژگی‌های ویتکاف این است که سیاسی نیست، رفیق نزدیک ترامپ است و بیشتر دیدگاه‌های ترامپ برایش مهم است تا ساختار، شاید به این دلیل که روبیو به ساختار وابسته است و ساختار هم به شدت ضد ایرانی است و تفکرات ضد ایرانی در آن زیاد است، مسئولیت این موضوع را داده است به یک نفری که انقدر مانند روبیو تعصب ضد ایرانی نداشته باشد. شاید این موضوع خودش کمک کننده باشد ولی باز هم این موضوع در هفته آینده مشخص می شود که این مذاکرات مستقیم یا غیر مستقیم چه خروجی خواهد داشت.

    وی خاطرنشان کرد: حتی اگر ایران هم در اخبار اطلاع‌رسانی سختگیر باشد ولی ترامپ آدمی است که در لحظه صحبت می‌کند و می‌گوید خوب بود یا بد بود یا اصلا امیدوارکننده است یا خیر. از یک جنبه اینکه سطح ویتکاف بدیل نیست شاید آن برابری دیپلماتیک را برقرار نکرده است اما از آن طرف که ویتکاف پایبند به ساختار نیست، نقطه قوت قضیه است.

  • ترامپ به نتانیاهو گفته فرصت توافق با ایران ۶۰ روزه است / ترامپ هیچ تعهدی در مورد پذیرش خواسته‌های اسرائیل نداد

    ترامپ به نتانیاهو گفته فرصت توافق با ایران ۶۰ روزه است / ترامپ هیچ تعهدی در مورد پذیرش خواسته‌های اسرائیل نداد

    به گزارش اقتصادران تایمز اسرائیل نوشت: کانال ۱۲ گزارش داد که دولت آمریکا تنها چند ساعت پیش از دیدار نتانیاهو با ترامپ در کاخ سفید، به او اطلاع داد که آمریکا وارد مذاکرات مستقیم با ایران درباره برنامه هسته‌ای این کشور شده است.

    در این دیدار، ترامپ هیچ تضمینی به نتانیاهو نداده که آمریکا خواسته‌های اسرائیل را در مورد مفاد یک توافق قابل قبول برای جلوگیری از برنامه تسلیحات هسته‌ای ایران لحاظ خواهد کرد و هیچ تعهدی هم درباره اقدامات احتمالی آمریکا در صورت شکست مذاکرات یا نقض توافق توسط تهران ارائه نکرده است.

    بر اساس این گزارش، سفر غیرمنتظره نتانیاهو به واشنگتن زمانی آغاز شد که وزیر خارجه آمریکا، مارکو روبیو، به تیم نتانیاهو گفت که او باید هرچه زودتر به آمریکا پرواز کند.

    محافل نزدیک به نتانیاهو معتقد بودند دلیل اصلی دعوت غیرمنتظره، موضوع تعرفه‌هاست و بر همین اساس خود را آماده کرده بودند. نتانیاهو که در بوداپست بود، روز یکشنبه پس از سخنرانی در فرودگاه و بیان اینکه او نخستین رهبر جهان خواهد بود که مستقیماً درباره تعرفه‌ها با ترامپ دیدار می‌کند، به آمریکا پرواز کرد. او گفته بود: «این نشان‌دهنده ارتباط شخصی خاص و رابطه ویژه میان ایالات متحده و اسرائیل است که در این زمان بسیار حیاتی است.»

    زمانی که نتانیاهو روز دوشنبه در بلر هاوس با ویتکاف دیدار کرد، ویتکاف به او گفت دلیل واقعی دعوت سریع او به واشنگتن، موضوع ایران است، اینکه آمریکا قرار است روز شنبه مذاکرات با تهران را آغاز کند و نمی‌خواهد او را در برابر یک عمل انجام‌شده قرار دهد.

    وقتی نتانیاهو و تیمش با ترامپ و تیم او در کاخ سفید دیدار کردند، ترامپ نشست را با این پرسش آغاز کرد: «درباره ایران چه نظری دارید؟»

    کانال ۱۲ گزارش می‌دهد که نتانیاهو موضع خود را در مورد توافق قابل قبول با ایران مطرح کرد که باید مشابه مدل لیبی باشد، و همچنین بر لزوم اقدام نظامی در صورت نیاز تأکید کرد.

    ترامپ نیز به نوبه خود اشاره کرد که از روز شنبه، ۶۰ روز برای این مذاکرات در نظر گرفته شده و گفت ویتکاف پیشرفت مذاکرات را با اسرائیل در میان خواهد گذاشت.

    با این حال، طبق این گزارش، ترامپ هیچ تعهدی در مورد پذیرش خواسته‌های اسرائیل درباره مفاد توافق نداد و همچنین هیچ تعهدی نیز درباره اینکه آمریکا در صورت شکست مذاکرات یا عدم پایبندی ایران به توافق، — از جمله به‌لحاظ نظامی — چه خواهد کرد، ارائه نکرد.

  • روند مثبت مذاکره با بازارهای مالی ایران چه می کند؟

    روند مثبت مذاکره با بازارهای مالی ایران چه می کند؟

    به گزارش اقتصادران، اتفاقات دوشنبه شب و زمزمه‌های جدی شدن مذاکرات بین ایران و آمریکا بیش از همه بازار‌های مالی و اقتصاد داخلی، بورسی‌ها را خشنود کرد و اثرات بسیار ملموسی بر بازار سهام گذاشت؛ به طوری که بازار سرمایه پس از افت شاخص در سه روز ابتدایی هفته، با رشد ۵۹ هزار و ۲۴۲ واحدی و ۲.۱۶ درصدی مواجه شده و یکی از سبزترین روز‌های چند ماه اخیر را تجربه کرده و بازگشتی دلچسب به کانال ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار واحدی داشته باشد و در عدد ۲ میلیون و ۸۰۶ هزار و ۱۰۲ واحد بسته شد.

    همان‌طور که بار‌ها در این زمینه اعلام شده بود؛ کاهش تنش‌های منطقه‌ای بیشترین تأثیر را بر بورس می‌گذارد و رشد شاخص کل بازار سهام در روز سه‌شنبه همگان را به یاد اولین روز کاری بورس اوراق بهادار پس از اعلام توافق نهایی برجام انداخت.

    با این حال پذیرش آغاز مذاکرات بین ایران و آمریکا یکی از غیرمحتمل‌ترین سناریو‌ها در خصوص تنش‌های چند وقت اخیر برای اهالی بازار سرمایه بود که در کمال ناباوری به وقوع پیوست و بالاخره بازار‌های مالی به حوزه بورس هم روی خوش نشان دادند.

    در کنار سبزپوشی بازار سرمایه اما سقوط قیمت در بازار‌های طلا، سکه و ارز کمی مردم را خوشحال‌تر کرد، طلا با وجود رشد ۰.۹۵ درصد اونس جهانی و رسیدن به قیمت ۳۰۰۶ دلار، حدود ۶ درصد افت کرد و سکه امامی نیز افتی بیش از ۶ درصدی را تجربه کرد تا یکی از بهترین روز‌های بازار‌های مالی از دید مردم و سرمایه‌گذاران رقم بخورد.

    البته باید به این نکته نیز توجه ویژه داشت که نقطه عطف اصلی این ماجرا شنبه شب خواهد بود که سیگنال اصلی را در خصوص افزایش احتمال توافق یا عدم توافق مشخص می‌کند و به همین دلیل بیشتر سرمایه‌گذاران منتظر تحولات آینده هستند.

    اگر روند مثبتی در پیش باشد به احتمال زیاد در بازار طلا، سکه و ارز شاهد افت قیمتی (البته تا سطحی معین) خواهیم بود و جریان ورود پول به این بازار‌ها مسیر خود را به سمت بازار سرمایه تغییر خواهد داد و بازار مسکن و خودرو با رکود مواجه خواهند شد.

    در این میان برخی تحلیلگران سیاسی و اقتصادی شک و تردید نسبت به سخنرانی ترامپ در خصوص مذاکرات مستقیم با ایران دارند و برخی آن را تله‌ای از سوی رئیس‌جمهوری آمریکا می‌دانند. نکته هشدار‌آمیز نیز اینکه دولت و بویژه مسئولان اقتصادی باید هوشیار باشند که مانند سال ۹۹ مردم را بی‌پروا به حضور در بورس تشویق نکنند و همه احتمالات را در نظر بگیرند.

    به هر حال بازار سرمایه در فاز اول این رویداد، چند روزی واکنش هیجانی و مثبت خواهد داشت و امید و اطمینان به بازار سرمایه بازخواهد گشت و نقدینگی با تعویض مسیر پیشین خود به سمت این بازار هدایت می‌شود و در صورتی که مذاکرات از روز شنبه مثبت پیش برود، بازار به مرور وارد فاز منطق و دور شدن از هیجانات اولیه خواهد رفت و آرامشی نسبی بر آن حاکم خواهد شد.

    به نظر می‌رسد که در صورت منفی پیش رفتن مذاکرات، بازار به دلیل پیش‌خور کردن اخبار منفی در چند هفته اخیر، واکنش ملموس منفی از خود نشان ندهد و در این فاز، سرمایه‌داران به سمت تقاضا برای سهام بنیادین مانند پتروشیمی‌ها و بانکی‌ها و فلزات اساسی بروند.

    در فاز سوم بازار سرمایه و در کنار آن دیگر بازار‌های مالی در صورت روند مثبت تحولات آینده با رشد مواجه خواهند شد و اقتصاد کشور بهبود اساسی خواهد یافت و در این میان گروه‌ها و صنایعی که بر پایه صادرات هستند، پیروز مطلق در این فاز هستند و در صورت روند معکوس نیز بازار‌های مالی به شرایط پیش از این رخداد و البته با فشار کمتر باز خواهند گشت.

    بازار‌های مالی دنیا نیز پس از دوشنبه سیاه تاریخی، روز گذشته تقریباً همگی سبزپوش شدند. در آسیا، شاخص نیکی ۲۲۵، ۶.۳ درصد رشد کرد، بورس شانگهای با رشد ۱.۵۸ درصدی مواجه شد و شاخص هَنگ سِنگ هنگ‌کنگ ۱.۵۱ درصد و شاخص بورس‌های اروپایی نیز رشد ۲ تا ۳ درصدی داشتند و نزدک نیز ۰.۱ درصد رشد کرد؛ بازار کریپتوکارنسی نیز با رشد همراه بود، بیت‌کوین و اتریوم و کاردانو و همچنین ریپل و دوج‌کوین با رشد همراه شدند.

    اعتماد یا بی‌اعتمادی در بازار‌های مالی

    در همین زمینه آلبرت بغزیان کارشناس اقتصادی در ارزیابی خود از شرایط بازار‌های مالی داخلی پس از انتشار اخبار مربوط به مذاکرات ایران و آمریکا، اظهار کرد: «مشکل اقتصاد ما این است که در تحریم هستیم و اگر یکی بگوید که تحریم بماند و تحریم‌ها اثری نداشته است؛ تنها با نگاه به نرخ ارز می‌توان اثرات تحریم را کاملاً لمس کرد.»

    وی افزود: «اگر روند آینده مثبت باشد نرخ طلا، سکه و ارز روند کاهشی خود را حداقل تا رسیدن به ثبات در بازار ادامه خواهند داد و مسلماً به دلیل اینکه پول‌ها آزاد می‌شود و به جای اینکه به سمت ارز و طلا و… برود، به سمت بورس و یا بانک‌ها می‌رود؛ تاثیرات مثبت اقتصادی خواهد داشت.»

    بغزیان اضافه کرد: «حال اینکه اگر مسئولان بتوانند از این شرایط استفاده کرده و روند مثبت بورس را حفظ کنند، همگی داخلی است و به کفایت مدیران بازمی‌گردد؛ بنابراین به طور خلاصه اگر روند مثبت باشد در کمترین حالت شاهد ثبات در بازار ارز و کاهش محسوس نرخ‌ها خواهیم بود و در صورتی که پول حاصل از فروش نفت به سرعت بازگردد، شاهد رونق در اقتصاد خواهیم بود. در بورس نیز حداقل دیگر شاهد خروج سرمایه از آن نخواهیم بود.»

  • مذاکره ایران و آمریکا ختم به خیر می شود؟ / نه آمریکا و نه ایران نمی توانند بار سنگین ناشی از بدترین سناریوها را تحمل کنند

    مذاکره ایران و آمریکا ختم به خیر می شود؟ / نه آمریکا و نه ایران نمی توانند بار سنگین ناشی از بدترین سناریوها را تحمل کنند

    به گزارش اقتصادران “امینه گوزده توپراک” پژوهشگر مرکز مطالعات ایرانی آنکارا در یادداشتی در روزنامه “صباح” ترکیه نزدیک به حزب عدالت و توسعه و شخص “رجب طیب اردوغان” به تحلیل مذاکرات پیش رو بین ایران و آمریکا پرداخته است. در ادامه مشروح این یادداشت آمده است:

    تحلیف “دونالد ترامپ” به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده نشان دهنده تغییری پویا در چشم انداز جهانی است. در کمتر از دو ماه پس از آن مشخص شد که دولت ترامپ آماده شده تا اقدامات سریع و قاطعی را در مورد چندین موضوع بین المللی مبرم انجام دهد. در این میان، پرونده ایران به عنوان یک چالش پرمخاطب موضوعی برجسته است. این ناشی از پیشرفت بی وقفه برنامه هسته ای ایران در پنج سال گذشته، تشدید تنش های منطقه ای، نزدیک شدن به پایان مهلت برجام و تهدید احتمالی حمله پیشگیرانه اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران است.

    چندین هویج همراه با یک چماق بزرگ

    در چنین پس زمینه ای به نظر می رسد که استراتژی ترامپ در قبال ایران دارای چندین هویج همراه با یک چماق بزرگ است.
    ترامپ از یک سو با ارسال نامه ای برای رهبر ایران پیشنهاد گفتگو را مطرح کرده است. با این وجود، او از سوی دیگر با تجدید کارزار فشار حداکثری و ارسال پیام به تهران از طریق حمله به منافع انصارالله به فشار بر اقتصاد ایران ادامه می دهد.

    منابع آگاه ایرانی می گویند که در آن نامه به رویکرد “به صفر رساندن غنی سازی اورانیوم” اشاره شده بود. همان منابع می گویند که در آن نامه چندان صحبتی درباره حضور منطقه ای ایران مطرح نشده است. در عوض، به گفته آنان تمرکز بر روی فناوری های حساس مرتبط با تسلیحات هسته ای بوده است. با این وجود، در گزارش های دیگر در رسانه ها از خواسته های گسترده تر مطرح شده در آن نامه مبنی بر برچیدن کامل زیر ساخت های هسته ای ایران، توقف حمایت از حزب‌الله لبنان و انصارالله یمن، محدود کردن نفوذ یگان‌های حشد الشعبی عراق و اعمال محدودیت‌هایی بر قابلیت‌های پهپادی و موشکی ایران سخن به میان آمده است. ایران به این نامه پاسخ داده که نشان دهنده آمادگی آن کشور برای مذاکرات غیر مستقیم است.

    گزینه های پیش رو برای تهران خوشایند نیستند

    نه گفتگوهای هسته ای همراه با طرح خواسته های حداکثری مانند به صفر رساندن غنی سازی اورانیوم و نه مذاکرات گسترده درباره موضوعات منطقه‌ای و بالستیک برای تهران خوشایند نیستند. رهبر ایران با مذاکرات گسترده تری که برنامه موشکی دوربرد ایران و سیاست های منطقه ای آن کشور را نیز شامل می شوند موافقت نکرده اند.

    زمانی که صحبت از مذاکرات هسته ای به میان می آید، دولت ایران ایده کنار گذاشتن کامل برنامه هسته ای خود را در وهله نخست به دلایل مرتبط با امنیت ملی رد می کند. برخورداری از فناوری هسته ای بدون در اختیار داشتن زرادخانه تسلیخات هسته ای یک عنصر اساسی بازدارندگی است که امنیت ملی ایران برپایه آن استوار شده است. یادآوری این نکته مفید است که مذاکرات برجام عمدتا به این دلیل موفقیت آمیز بود که دولت اوباما رویکرد به صفر رساندن غنی سازی اورانیوم را کنار گذاشت. علاوه بر این، برنامه هسته ای ایران نه تنها به عنوان یک عامل بازدارنده مجازی برای آن کشور عمل می کند بلکه به عنوان یک ابزار چانه زنی قدرتمند در عرصه بین الملل برای تهران قلمداد می شود. بنابراین، با توجه به عقب نشینی های استراتژیک منطقه ای که ایران در حال حاضر با آن مواجه است بدیهی به نظر می رسد که پذیرش برچیدن زیرساخت های هسته ای آن کشور برای ایران به مثابه یک “اقدام انتحاری” خواهد بود.

    بدون مصالحه یا توافق واقعی؟

    این پیچیدگی‌ها نشان می‌ دهند که تنش در حال جوشش بین ایران و آمریکا در دوره دوم زمامداری ترامپ بعید است که به یک راه حل دیپلماتیک منجر شود. موضع دولت ترامپ کماکان روشن است: ایران باید به طور کامل به آن پایبند باشد یا با پیامدهای مهمی از جمله تشدید تحریم‌ها یا مداخله نظامی احتمالی مواجه شود. موضع ایران اما واضح تر است: بدون مذاکره بر سر خطوط قرمز و بدون مذاکره تحت فشار. بر این اساس، به نظر می رسد که بحران در یک معضل واقعی قرار دارد.

    با این وجود، در بستری گسترده تر، روابط ایران و آمریکا ممکن است به بدترین سناریو که رویارویی نظامی است منجر نشود. همان طور که پیش تر نیز در بحران آمریکا و ایران، آونگ اغلب بین دیپلماسی و جنگ طلبی به سمت جلو و عقب در نوسان بوده و حرکت کرده است. لفاظی های تند همواره بخش برجسته روابط ایران و آمریکا بوده اند. با این وجود، دو طرف توانسته اند تنش را کنترل کنند. بنابراین، پرسش این است که آیا دو طرف در چهار سال آینده دوباره خواهند توانست همانند گذشته تنش میان خود را کنترل کنند؟

    امکان مصالحه بالقوه میان ایران و آمریکا وجود دارد

    فراتر از سیگنال های مختلط ترامپ و لفاظی های سازش ناپذیر، نگاهی دقیق تر به وضعیت نشان می دهند که امکان یک مصالحه بالقوه بین ایران و آمریکا وجود دارد. “استیو ویتکاف” فرستاده ویژه ایالات متحده در خاورمیانه در جریان یک مصاحبه تلویزیونی تازه رویکرد محتاطانه و متعادل تری را برای مذاکره با ایران مطرح کرده بود. “ویتکاف” با نشان دادن آگاهی از عوامل کلیدی لازم برای یک دیپلماسی موفق مانند “اعتماد” و “احترام” اذعان کرده بود که تحمیل خواسته های حداکثری به ایران در میانه احساس عمیق بی اعتمادی بین طرفین نتایج معناداری به همراه نخواهد داشت. برای مثال، او تاکید کرده بود که حماس و حزب الله لبنان دیگر تهدیدی برای اسرائیل محسوب نمی شوند و این موضوع سبب می شود تا موضوع هسته ای به عنوان دستور کار فوری در اولویت قرار گیرد.

    بنابراین، برخلاف پوشش رسانه‌های جریان اصلی، ایالات متحده مایل به مصالحه و مشارکت در مذاکرات متوازن است بدون آن که به دنبال گسترش دامنه بحث باشد. از سوی دیگر، تازه ترین اظهارات مقام های ایرانی نیز امیدوارکننده بوده اند. برای مثال، “کمال خرازی” وزیر خارجه پیشین ایران و مشاور رهبر انقلاب گفته بود که ایران آماده گفتگوهای غیر مستقیم با آمریکا است.

    راه حل دیپلماتیک برای بحران در حال جوشش امکان پذیر است

    عدم دستیابی به توافق چه پیامدهایی برای آمریکا به همراه خواهد داشت؟

    پیامدهای عدم تنش زدایی برای آمریکا نیز قابل توجه خواهد بود. در آن سناریو این احتمال وجود خواهد داشت که ایران دستیابی به سلاح هسته ای را به عنوان وسیله ای برای بازیابی بازدارندگی در دستور کار قرار دهد. پیشرفت سریع برنامه هسته ای ایران نتایج مطلوبی را برای آمریکا به همراه نخواهد داشت. در آن صورت واشنگتن صورت باید تصمیم بگیرد که از بین دو گزینه یکی را انتخاب کند: یا عملیات نظامی مستقیم علیه ایران با کمک اسرائیل برای جلوگیری از تبدیل شدن ایران به یک قدرت هسته ای و یا آموختن همزیستی با یک ایران مجهز به سلاح هسته ای. انتخاب هر یک از آن دو گزینه هزینه های قابل توجهی را برای آمریکا به همراه خواهد داشت.

    نه آمریکا و نه ایران نمی توانند بار سنگین ناشی از بدترین سناریوها را تحمل کنند

    بنابراین، پیش‌بینی می‌شود که ایالات متحده و ایران فراتر از لفاظی در محاسبات دقیق هزینه‌ها و اعمال کنترل بر تنش همانند گذشته مشارکت فعالی داشته باشند. دوره چهار ساله آتی با نتیجه گیری دو طرف از سنجش سود و فایده مشخص خواهد شد. نکته اصلی آن است که نه آمریکا و نه ایران نمی توانند بار سنگین ناشی از بدترین سناریوها را تحمل کنند.

  • از توافق «مدل لیبی» چه می دانیم؟! / نتانیاهو: ما توافق «مدل لیبی» می خواهیم / عراقچی: مگر در خواب ببینید!

    از توافق «مدل لیبی» چه می دانیم؟! / نتانیاهو: ما توافق «مدل لیبی» می خواهیم / عراقچی: مگر در خواب ببینید!

    به گزارش اقتصادران،بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل شب گذشته بعد از نشست با دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا برای دومین بار توافق مدل لیبی را مدل مناسب توافق با ایران توصیف کرد.

    به جز نتانیاهو، هفته گذشته تام کاتن سناتور آمریکایی نیز گفته بود که مدل مورد نظر توافق با ایران از منظر ترامپ، مدل لیبی است. اظهاراتی که البته با واکنش سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه دولت چهاردهم مواجه شد و عصر روز یکشنبه در جلسه کمیسیون امنیت ملی در اینباره گفت: «مگر در خواب ببینند».

    توافق با لیبی که نتانیاهو از آن به عنوان مدل ایده آل یاد کرده است به توافق سال ۲۰۰۳ لیبی با آمریکا (و همچنین بریتانیا) اشاره دارد. لیبی در سال‌های دهه ۱۹۷۰ برنامه هسته‌ای خود را آغاز کرد و در سال ۱۹۹۲ نیز شورای امنیت سازمان ملل، به‌دلیل برنامه‌های هسته‌ای و موشکی تحریم‌هایی را علیه لیبی وضع می‌کند. ۷ سال بعد قذافی اعلام می‌کند که لیبی می‌تواند در ازای لغو تحریم‌ها، برنامه هسته‌ای خود را به حالت تعلیق درآورد. او ۴ سال بعد در سال ۲۰۰۳ پس از حمله ائتلاف آمریکایی به عراق و در اثر نگرانی از تکرار این واقعه در لیبی اعلام کرد که «لیبی برنامه هسته‌ای و تسلیحات نظامی و شیمیایی خود را متوقف می‌کند، آماده همکاری با جامعه جهانی برای بازرسی و نابودسازی تسلیحات خود است، با امضای پروتکل الحاقی، نظارت‌های بیشتر آژانس انرژی اتمی و بازرسان تسلیحات شیمیایی را می‌پذیرد و برد موشک‌هایش را به ۳۰۰ کیلومتر کاهش می‌دهد».

    پس از حملات ۱۱ سپتامبر، روابط تیره بین لیبی و کشور‌های ناتو بیشتر عادی شد و تحریم‌ها علیه این کشور در ازای خلع سلاح هسته‌ای کاهش یافت.

    یک سال بعد از اعلام این موضوع و برقراری مذاکراتی در این زمینه، در سال ۲۰۰۴ بازرسی‌های بین‌المللی از سایت‌های هسته‌ای و موشکی لیبی توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی آغاز شد و در سال ۲۰۰۶ لیبی به طور رسمی به عنوان شریک بالقوه در برنامه‌های انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز مطرح می‌شود و مذاکراتی با کشور‌های غربی برای توسعه همکاری‌های هسته‌ای را آغاز می‌کند.

    حدود سه سال بعد قذافی با ابراز نارضایتی از وضعیت لغو تحریم‌ها علیه لیبی می‌گوید: «آمریکا باید به تعهداتش عمل کند تا کشور‌هایی مثل ایران و کره شمالی با مشاهده رفتار آمریکا با لیبی تصمیمات دیگری نگیرند.»

    در همین فضا در سال ۲۰۱۱ سایه بهار عربی بر حکومت دیکتاتوری لیبی نیز می‌افتد. چند ماه بعد شورای امنیت سازمان ملل، قطعنامه ۱۹۷۳ را تصویب می‌کند و به ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی و استفاده از نیروی نظامی برای حفاظت از غیرنظامیان مجوز می‌دهد و در ماه‌های آتی نیز معترضین به مرور کنترل شهر‌های مختلف را در دست گرفته و در نهایت نیز طرابلس را تصرف می‌کنند.

    طلوع ادیسه اسم رمز عملیات نیرو‌های آمریکایی در جنگ نیرو‌های ائتلاف شامل فرانسه و بریتانیا، آمریکا، ایتالیا و چند کشور عربی علیه دولت معمر قذافی رئیس جمهور لیبی بود که با حمله هواپیما‌های فرانسه در ۲۰ مارس سال ۲۰۱۱ ساعت ۱۶:۴۵ به وقت گرینویچ آغاز شد.

    در سال ۲۰۱۱، با آغاز انقلاب لیبی و دخالت ناتو، قذافی سرنگون شد. برخی کارشناسان معتقدند که قذافی با کنار گذاشتن برنامه‌های بازدارنده (مثل تسلیحات شیمیایی)، خودش را در برابر مداخله نظامی آسیب پذیر کرد. در مقابل برخی تحلیلگران یادآوری می‌کنند که از اساس لیبی در آن سال‌ها با توجه به وضعیت عراق گزینه‌ای به جز توافق و مذاکره با غرب نداشت و اگر فرم توافق را تنها به نفع ادامه حکومت خود تنظیم نمی‌کرد و مردم نیز از تاثیر این توافق بهره‌مند می‌شدند- چه از نظر اقتصادی و چه از منظر آزادی‌های سیاسی- شاید لیبی از روند رخداد‌های بهار عربی در امان می‌ماند.

    در دو دهه گذشته مدل لیبی به نوع مصطلح توافقی برای خلع سلاح و بعد از آن حمله نظامی در ادبیات سیاسی خاورمیانه تبدیل شده است. به نظر می‌رسد نتانیاهو با انگیزه‌های کاملا روشن سعی داشته است تا با به زبان آوردن مسأله «مدل لیبی» از همین ابتدای کار فضای مذاکرات را بیش از پیش از هر نوع امکان توافقی خالی کند. راهبردی که مشخصاً نشان می‌دهد رسیدن به یک توافق بین یاران و آمریکا در زمینه هسته‌ای مطلوب تلاویو نیست.