برچسب: ریال

  • مالیات و تورم؛ دو تیغه‌ی قیچی بر پیکر اقتصاد ایران / سقوط بی سابقه ارزش پول ملی

    مالیات و تورم؛ دو تیغه‌ی قیچی بر پیکر اقتصاد ایران / سقوط بی سابقه ارزش پول ملی

    به گزارش اقتصادران تورم نه‌تنها معیشت مردم، بلکه بنیان‌های سیاسی کشور را تهدید می‌کند. «محمود جامساز»، اقتصاددان، در یادداشتی با نقد ساختار اقتصاد سیاسی ایران، نقش تورم، سیاست‌های ایدئولوژیک و انزوای بین‌المللی را در تضعیف پول ملی، گسترش فقر و فروپاشی اعتماد عمومی بررسی کرده و هشدار می‌دهد که ادامه این روند ممکن است پیامد‌هایی تاریخی برای نظام حکمرانی در پی داشته باشد

    تورم؛ دشمن پیش‌بینی‌پذیری و سرمایه‌گذاری

    آنچه جامعه را به لحاظ اقتصادی و سیاسی بی‌ثبات می‌سازد، نرخ بالای تورم است. تورم به‌معنای کاهش ارزش پول ملی، تنزل قدرت خرید و استیلای فقر در جامعه است. تورم با دو خصیصه‌ی بی‌ثباتی قیمت‌ها و استمرار و دوام آنها تعریف می‌شود. استمرار تورم، پیش‌بینی‌پذیری آینده را ناممکن کرده و ریسک سرمایه‌گذاری و انتظارات تورمی را افزایش می‌دهد و اسباب نابسامانی اقتصادی را فراهم می‌آورد.

    دولت‌ها نیز گرچه به‌ظاهر بر طبل مهار آن می‌کوبند، اما از آنجایی‌که حیات و بقای آنان در ساختار معیوب اقتصاد سیاسی رانتی با تورم گره خورده، به آن دامن می‌زنند و با چاپ پول، به غارت اموال مردم در راستای تأمین مصارف خود می‌پردازند. مردم با کاهش قدرت خریدشان چپاول می‌شوند بی‌آنکه بدانند چپاول‌گر کیست. در این فرآیند، طی ۴۵ سال گذشته تورم ارزش پول ملی را بلعیده و آن را به بی‌ارزش‌ترین پول جهان تبدیل کرده، فقر و فلاکت را در جامعه گسترش داده و طبقات متوسط را نیز در سراشیب سقوط قرار داده است.

    مالیات و تورم؛ دو تیغه‌ی قیچی بر پیکر جامعه

    مالیات نیز از منظر حاکمیت، وسیله‌ای برای استمرار و بقای حکمرانی است، زیرا بازخورد آن در جامعه کم‌رنگ بوده و نیاز‌ها و منافع ملی را تأمین نمی‌کند. در واقع، تورم و مالیات به‌مثابه‌ی دو تیغه‌ی قیچی، قدرت خرید و توان مالی جامعه را قطع می‌کنند؛ لذا به‌منزله‌ی ابزار‌های تأمین مالی حکومت، عمدتاً در راستای تحقق اهداف ایدئولوژیک تلقی شده و جامعه را از هر دو سو تحت فشار مالی و اقتصادی قرار می‌دهند.

    پیوند ایدئولوژی و سیاست؛ مانع توسعه اقتصادی

    پیوند عمیق ایدئولوژی و سیاست، شیوه‌ی حکمرانی مبتنی بر دکترین نظام را شکل می‌دهد که در سیاست‌های داخلی و خارجی دولت‌ها متجلی می‌شود. در چنین حکمرانی، مردم فاقد هرگونه نقش در ساختار حکومتی، اسیر تصمیمات ایدئولوژیک بوده و ناخواسته در خدمت اهداف نظام قرار می‌گیرند و غارت می‌شوند.

    از این منظر، عوامل بروز و ظهور تورم را باید در سیاست‌های داخلی و خارجی نظام و بازوی اجرایی آن یعنی دولت جست‌و‌جو کرد. عواملی چون: حجم بوروکراسی، افزایش سهم دولت در اقتصاد به بهای به‌حاشیه‌راندن و از بین بردن بخش خصوصی، وابستگی به درآمد‌های نفتی و پدیداری بیماری هلندی، کسری بودجه‌های سالیانه، افزایش مستمر پایه پولی و نقدینگی، هزینه‌های بی‌حساب‌و‌کتاب تبلیغات ایدئولوژیک، تمرکز حاکمیت بر ایدئولوژی به‌جای تأسیس و احداث زیرساخت‌های حیاتی اقتصادی و اجتماعی، توسعه‌ی نظامی به بهای سقوط شاخص‌های مهم اقتصادی، عدم اتمام طرح‌های عمرانی، هزینه‌های عظیم توزیع رانت و حامی‌پروری، فساد، بالا بودن نرخ تسهیلات بانکی، هدررفت منابع و مدیریت ناکارآمد ارزی از عمده‌ترین عوامل بروز تورم با منشأ داخلی است.

    سیاست خارجی و تحریم‌ها؛ تشدید تورم و رشد دلار

    اما در عرصه‌ی سیاست خارجی، تلاش در پی‌گیری و تأمین اهداف دکترین نظام با محور مبارزه با استکبار جهانی – و به بیانی دیگر، غرب‌ستیزی – و گسترش عمق استراتژیک نظام در ورای مرزها، کشور را با تحریم‌های شدید بین‌المللی، انزوای سیاسی و اقتصادی، تنگنا‌های ارزی و صرف صد‌ها میلیارد دلار هزینه‌های برون‌مرزی روبه‌رو کرده است. این شرایط، تورم را شدت بخشیده و قیمت دلار را بیش از نرخ تورم افزایش داده است.

    سقوط تاریخی ارزش پول ملی

    محاسبات تورم تجمیعی از سال ۱۳۵۷ تا پایان ۱۴۰۳ (با نادیده‌گرفتن تغییر سال پایه) نشان می‌دهد که ارزش یک واحد پول ملی در ۱۳۵۷ معادل ۱۰۶۷۵ واحد در پایان سال ۱۴۰۴ است؛ به‌بیانی دیگر، ارزش یک واحد پول در آخر ۱۴۰۴ کسری است که صورت آن ۱ و مخرج آن ۱۰۶۷۵ است. با این حساب، پول ملی ۹۹/۹۹٪ ارزش خود را از دست داده و هیچ شده و سطح عمومی قیمت‌ها بیش از ۱۰۶۰۰ برابر افزایش یافته است. اما ارزش دلار در این بازه زمانی با احتساب دلار ۹۵۰۰۰ تومانی، ۱۳۵۷۰ برابر شده، یعنی بیش از تورم رشد کرده؛ که به‌طور اختصار دلایل آن را می‌توان در کاهش ارزش پول ملی، نااطمینانی‌ها، افزایش انتظارات تورمی، خروج سرمایه، کاهش اعتماد به ریال، افزایش تقاضا برای خرید کالا‌های جایگزین (مانند دلار)، تنگنا‌های ارزی ناشی از تحریم‌های اقتصادی، بازار غیررسمی ارز، فعالیت‌های سفته‌بازانه و سرازیر شدن پول مازاد در نقدینگی به بازار‌های غیرمتشکل نظیر دلار و طلا برشمرد.

    تورم؛ زنگ خطر سقوط سیاسی

    گرچه نظام حکمرانی از تورم بهره می‌گیرد، اما اقتصاد به‌تدریج تضعیف شده و توان بازیافت خود را از دست می‌دهد. در حقیقت، تورم صدای ناقوس مرگ اقتصاد است، اما تصمیم‌سازان و قدرتمداران در حالیکه بر سر شاخ نشسته و بن می‌برند، پنبه در گوش فروبرده‌اند و آن را نمی‌شنوند. هایپراینفلیشن‌ها یا ابرتورم‌ها طی تاریخ، نقش مهم و مؤثری در بی‌ثباتی و سقوط حکومت‌ها ایفا کرده‌اند. سقوط امپراتور روم غربی، رومولوس آگوستولوس، در ۴۷۶ میلادی در پی تورم، فقر، نارضایتی‌های عمومی و همکاری مردم با مهاجمین بربر صورت گرفت.

    مهم‌ترین عامل نارضایتی‌های عمومی و شورش در فرانسه، تورم بود که زمینه‌های سقوط لویی شانزدهم را فراهم کرد. شدت تورم در آلمان بعد از جنگ جهانی اول به حدی بود که مردم برای خرید مایحتاج روزانه پول را با گاری حمل می‌کردند. این بحران جمهوری وایمار را ساقط و بستر را برای ظهور آدولف هیتلر آماده ساخت. رابرت موگابه در زیمبابوه، به‌دلیل ابرتورم میلیون‌ها درصدی، مجوز کنار گذاشتن پول ملی و جایگزینی دلار به‌عنوان ارز رسمی را صادر کرد، اما عاقبت دولت وی نیز سقوط کرد. این مصادیق نشان می‌دهد که چگونه تورم پایه‌های اقتدار سیاسی یک نظام را سست کرده و آن را سرنگون می‌سازد. آیا این نشانه‌ها زنگ خطر را برای جمهوری اسلامی به صدا در نمی‌آورد؟

    راهکار‌های موقتی؛ بی‌اثر در بلندمدت

    جایگزینی کارت‌های بانکی در کوتاه و میان‌مدت، آثار روانی ناشی از حمل پول را کاهش می‌دهد، اما در بلندمدت، کاهش مستمر قدرت خرید، آستانه‌ی تحمل جامعه را فرو می‌ریزد. سیاست‌های دولت و بانک مرکزی در مهار دوگانه‌ی تورم و قیمت دلار، در شرایطی بی‌اثر بوده که کشور هنوز رکورد‌های بی‌سابقه‌ی افزایش تورم و قیمت دلار را ثبت نکرده و در گرداب تنش‌های بین‌المللی گرفتار نشده بود.

    تصمیمی تاریخی در راه است….

    اما اکنون، با بازگشت ترامپ و سیاست‌های تهاجمی سیاسی و اقتصادی‌اش، بر جمهوری اسلامی هیچ راهی برای عقیم‌سازی تأثیرات این سیاست‌ها بر اقتصاد ایران متصور نیست، مگر زائل‌سازی همه‌ی عوامل بروز تورم و افزایش قیمت دلار. این زائل‌سازی امکان‌پذیر نیست، مگر با تغییرات بنیادین در سیاست‌های خارجی نظام؛ از جمله توقف یا محدودسازی پروژه‌ی هسته‌ای و کنار گذاشتن ستیز با دنیای غرب. این به‌معنای بازگشت جمهوری اسلامی از مواضع ایدئولوژیک خویش است؛ که استواری خود را مرهون آن است. اما حاکمیت، به‌دلیل وابستگی شدید ایدئولوژیک، نمی‌تواند به‌سادگی از دکترین نظام دست بکشد، زیرا تغییر دکترین نظام به‌مثابه‌ی بازنگری در ماهیت جمهوری اسلامی است که حیات آن را به خطر می‌افکند.

    اقتصاد بدون تنش؛ تنها مسیر بقا و بازسازی

    جهان به این تصمیم چشم دوخته است و در صورت عدم پذیرش مذاکره از سوی جمهوری اسلامی، بی‌تردید باید منتظر حملات نظامی سهمگینی بود که به نابودی بسیاری از زیرساخت‌های کشور خواهد انجامید. در چنین شرایطی، نرخ تورم و دلار آمریکا پا به پای هم –، اما با صدرنشینی دلار – به‌دلیل خالی بودن خزانه‌ی ارزی کشور از یک‌سو، سقوط تولید ناخالص داخلی، کاهش درآمد ملی و عمیق‌تر شدن بحران‌ها، به‌شدت اوج خواهند گرفت و مسیر فروپاشی اقتصاد را تسریع خواهند کرد.

    انجام مذاکره نیز مستلزم آمادگی برای اعطای امتیازاتی است که جمهوری اسلامی سال‌هاست برای آنها جنگیده، شهید داده و هزینه کرده است. اما در مقابل، ممکن است مسیر تنفس اقتصاد گشوده گردد و کشور از صدمات بیشتر مصون بماند. همراه شدن با تغییرات جهانی، آینده‌ی بهتری را برای کشور ترسیم می‌کند. وقتی اقتصاد در فقدان تنش‌های بین‌المللی، با جذب سرمایه‌ها و فناوری‌های روزآمد ارزش‌آفرینی کند، تولید شکل می‌گیرد، پول ملی تقویت می‌شود و دلار تضعیف می‌گردد.

  • ریال در سراشیبی سقوط / دارابی: نهادها از جنگیدن با قیمت‌ها دست بردارند

    ریال در سراشیبی سقوط / دارابی: نهادها از جنگیدن با قیمت‌ها دست بردارند

     

    به گزارش اقتصادران، مهدی دارابی، کارشناس بازار ارز،گفت: در سال قبل، اتفاقاتی که در بازار ارز رخ داد و افزایش نرخ آن، دلایل مختلفی داشت. متأسفانه روند کاهش ارزش پول ملی به دلیل ناترازی‌های اقتصادی و انتظارات تورمی همچنان ادامه دارد و در سیکل تثبیت – جهشی که در پنج تا شش سال گذشته شاهد آن بودیم، شاهد سیکل جهش ارز نیز بوده‌ایم. رخداد‌های سیاسی نیز به نظر من تأثیر قابل توجهی بر نرخ ارز داشته‌اند. بخش دیگری از دلایل نیز به اثرات داخلی و مسائل دیگری بازمی‌گردد که همواره وجود داشته‌اند. چند مورد نیز از نتایج سیاست‌گذاری‌ها بود، مانند محدودیت واردات ۱۰-۹۰، ممنوعیت واردات در مقابل صادرات غیرنفتی، و تغییرات ساختاری که انجام شد. این موارد نیز بر نوسانات بازار ارز تأثیرگذار بوده‌اند، اما این تأثیرات مقطعی بوده و به اندازه دو عامل قبلی (ناترازی‌های اقتصادی و انتظارات تورمی) اثر معناداری نداشته‌اند.

    وی افزود: نرخ ارزی که ما اکنون در بازار غیررسمی شاهد آن هستیم، بالاتر از روند بلندمدت و تعادلی خود قرار گرفته است و دلیل آن نیز این است که انتظارات نسبت به آینده اقتصاد منفی است. این موضوع همچنین با نااطمینانی‌هایی که در اقتصاد ما وجود دارد، مرتبط است. در سال آینده، اگر این انتظارات منفی که اکنون شکل گرفته‌اند، مطابق با واقعیت باشند، نرخ ارز روند فعلی خود را ادامه خواهد داد. اما اگر در آینده مشخص شود که این انتظارات بیش از حد منفی بوده و با واقعیت همخوانی ندارد، نرخ ارز به روند بلندمدت خود بازخواهد گشت.

    مهدی دارابی ادامه داد: آنچه که به نظر من در شکل‌گیری این انتظارات بسیار مؤثر و تعیین‌کننده است، فروش نفت و دسترسی به ارز‌های حاصل از فروش نفت است. به نظر من اگر فروش نفت همچنان ادامه یابد و این باور به فعالان اقتصادی منتقل شود که ما مشکلی در فروش نفت نداریم، انتظارات تعدیل خواهد شد و این یکی از متغیر‌های کلیدی در شکل‌گیری انتظارات است. متغیر کلیدی دیگر نیز مباحث سیاسی است. نکته‌ای که لازم است به آن اشاره کنم این است که بسیاری سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ را با سال‌های ۹۷ و ۹۸ مقایسه می‌کنند، اما باید گفت که وضعیت ما به مراتب بهتر از سال‌های ۹۷ و ۹۸ است. یادگیری‌های ما بسیار بیشتر شده و زیرساخت‌های صادرات، واردات و به طور کلی دور زدن تحریم‌ها بهبود یافته است.

    وی تاکید کرد: دیگر شوک ارزی ناشی از تثبیت طولانی‌مدت نرخ ارز که در سال‌های ۹۳ تا ۹۶ شاهد آن بودیم، در این دوره وجود ندارد و نباید انتظار داشته باشیم که نوسان‌های شدیدی مشابه سال‌های ۹۷ و ۹۸ را تجربه کنیم. از این جهت باید گفت که خوشبختانه وضعیت ما به مراتب بهتر از سال‌های ۹۷ تا ۹۸ است. امیدوارم که در سال آینده مشخص شود که انتظارات منفی شکل‌گرفته با واقعیت همخوانی ندارد و نرخ ارز به روند بلندمدت خود بازگردد. اما برای اینکه این روند بلندمدت نیز متوقف شود، باید اقدامات کوتاه‌مدت زیادی انجام داد. روند کاهش ارزش پول ملی ناشی از ناترازی‌های کلان اقتصادی و مشکلات اساسی است که در اقتصاد وجود دارد. عامل دوم نیز انتظارات تورمی است که شکل گرفته است. اگر این دو عامل کنترل نشوند، متأسفانه روند بلندمدت افزایشی نرخ ارز که در پنج تا شش سال گذشته شاهد آن بوده‌ایم، ادامه خواهد یافت.

    داربی در ادامه با بیان اینکه کنترل این انتظارات و حل ناترازی‌ها کار ساده‌ای نیست و ابعاد اجتماعی و سیاسی جدی‌ای دارد، تصریح کرد: همچنین باید به این نکته توجه داشت که صرفاً با تثبیت نرخ ارز نمی‌توان اثرات تورمی را به صفر رساند. فعالان اقتصادی، همان‌طور که همیشه باهوش بوده‌اند، متوجه می‌شوند که تا زمانی که اقدامات واقعی در حوزه اصلاحات اقتصادی و ایجاد چشم‌انداز مثبت اقتصادی انجام نشود، انتظارات تورمی آنها تعدیل نخواهد شد. تنها با تصویب و تخصیص صحیح ارز می‌توان کمک کرد که ادامه سیکل تثبیت- جهش، آثار بدتری نسبت به رشد یکنواخت و باثبات ارز نداشته باشد.

    وی در مورد بازار ارز توافقی نیز گفت: این بازار از ابعاد مختلفی قابل بررسی است. از لحاظ فنی و ساختاری، به نظر من این بازار گام بسیار خوب و مثبتی برای ایجاد یک بازار مبادله‌ای (اکسچنج مارکت) است. اکسچنج مارکت امکان‌های بسیار خوبی را برای بازارساز فراهم می‌کند و یک گام رو به جلو محسوب می‌شود تا رهبری قیمت تا حد خوبی به بازار رسمی واگذار شود. اما از لحاظ سیاستی، بانک مرکزی تحت فشار‌های مختلفی قرار دارد و تا حدی باید به آن حق داد، اما همچنان دستکاری‌های قیمتی انجام می‌دهد. این نکته بسیار مهم است که دستکاری قیمتی با نرخ‌گذاری دستوری متفاوت است. این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: دستکاری به معنای منیپولیشن است که از طریق محدود کردن تقاضا در بازار ارز تجاری و سیاست‌هایی که برای صادرکنندگان عمده اعمال می‌شود، انجام می‌گیرد. البته باید درک کنیم که بانک مرکزی تحت فشار‌های اساسی قرار دارد، اما امیدوارم که این مسئله به مرور کاهش یابد. به نظر من این مسئله قابل حل است، اما تا آن زمان لازم است که حداقل صادرکنندگان خرد را آزاد بگذاریم تا طبق رویه‌های قبلی ارز خود را عرضه کنند. پس از اینکه بازار ارز تجاری به بلوغ رسید و ایرادات ساختاری آن اصلاح شد، می‌توان صادرکنندگان خرد را نیز وارد این بازار کرد. در مجموع باید گفت که بازار ارز تجاری از لحاظ ساختاری کاملاً قابل دفاع است و گامی مثبت محسوب می‌شود، اما قطعاً نیاز به اصلاحاتی دارد.

    وی گفت: از لحاظ سیاستی، با توجه به فشار‌های بیرونی، بانک مرکزی هنوز نتوانسته است نرخ ارز را در این بازار به‌طور کامل تنظیم کند. به نظر من باید اجازه دهیم که بانک مرکزی این کار را انجام دهد و از آن حمایت کنیم تا فشار‌ها از دوش بانک مرکزی برداشته شود. در مورد تک‌نرخی کردن ارز نیز باید گفت که این کار در شرایط فعلی و با توجه به فشار‌های سیاسی و گروه‌های فشار بر بانک مرکزی و دولت، کار بسیار دشواری است.

    دارابی بیان کرد: از لحاظ اقتصادی، تک‌نرخی کردن ارز کار خاصی ندارد و کافی است دستکاری قیمت و دستکاری عرضه و تقاضا در بازار ارز تجاری حذف شود تا ارز تک‌نرخی شود. تک‌نرخی کردن به معنای داشتن یک نرخ در بازار رسمی است. در غیر این صورت، همواره اختلاف حاشیه‌ای با بازار غیررسمی خواهیم داشت که طبیعی است و به دلیل تفاوت ویژگی‌های این دو بازار است. در بازار ارز اشخاص نیز تقریباً بدون مداخله بانک مرکزی شاهد هستیم که نرخ‌ها به نرخ حاشیه‌ای بازار غیررسمی نزدیک می‌شوند و به نوعی بازار غیررسمی را نیز رهبری می‌کنند. تک‌نرخی کردن ارز کار خاصی ندارد، اما مانند سایر بازار‌ها در ایران، باید اصل قیمت و قواعد بازار توسط همه نهاد‌های حاکمیتی، از جمله مجلس، قوه قضاییه و دولت پذیرفته شود.

    این کارشناس حوزه ارز در پایان صحبت‌های خود گفت: همه این نهاد‌ها باید تغییر پارادایم داده و از جنگیدن با قیمت‌ها دست بردارند. البته این به معنای رها کردن بازارسازی نیست، زیرا برخی مخالفان به اشتباه ادعا می‌کنند که پذیرش مکانیزم قیمت به معنای عدم دخالت دولت و رها کردن بازارسازی است. این ادعا کاملاً اشتباه است. در همه بازار‌های مالی و دارایی، وجود بازارساز بسیار مهم است و یکی از ارکان بازار محسوب می‌شود، اما این بازارسازی نباید به شکل مداخلات قیمتی باشد.

    play/pausesound

     

  • ریال در حال احتضار است؛ وزیر اقتصادی هم نمانده که نمایندگان تقصیرها را بر گردن او بیاندازند!

    ریال در حال احتضار است؛ وزیر اقتصادی هم نمانده که نمایندگان تقصیرها را بر گردن او بیاندازند!

    به گزارش اقتصادران، محمدجواد آذری جهرمی وزیر اسبق ارتباطات در کانال تلگرامی خود نسبت به کاهش ارزش ریال و روند صعودی قیمت ارز در کشور هشدار داد.

    آذری جهرمی نوشت: «ریال در حال احتضار است؛ وزیر اقتصادی هم نمانده که نمایندگان مجلس استیضاحش کنند تا قربانی شود و بگویند تقصیر اوست!

    آیا کسی نیست با مردم گفتگو کند و حداقل توضیحی به آنها بدهد؟»

  • آقای پزشکیان می گویند مردم از گرسنگی نخواهند مرد، در حالیکه زندگی ۶۰ تا ۷۰ درصد مردم زیر خط فقر است!

    آقای پزشکیان می گویند مردم از گرسنگی نخواهند مرد، در حالیکه زندگی ۶۰ تا ۷۰ درصد مردم زیر خط فقر است!

    به گزارش اقتصادران، طی هفته‌های اخیر همزمان با امضای طرح فشار حداکثری تحریم‌ها از سوی ترامپ نرخ ارز جهش یافته و اعمال تحریم‌های بیشتر اقتصاد کشور را به چالش کشیده است.

    وی ادامه داد: درحال حاضر تحریم‌های حداکثری اعمال می‌شود و همین موضوع انتظارات تورمی را افزایش داده است.

    این اقتصاددان کشورمان با اشاره به اینکه تمامی بازارها از نرخ ارز تبعیت می‌کنند، اظهار داشت: بالا رفتن نرخ ارز ، قیمت واردات همه کالاها اعم از نهاده‌های تولید و کالاهای مصرفی را افزایش داده و سطح عمومی قیمتها را بشدت بالا برده است.

    رابطه مستقیم افزایش نرخ ارز و هزینه‌های تولید

    جامساز افزود:افزایش هزینه‌های تولید همزمان با افزایش نرخ ارز کاملا هم راستا است، به عبارتی فشار حداکثری بر حوزه تولید وارد شده و تولیدکنندگان را با چالش مواجه می‌کند.

    وی ادامه داد: در شرایط  تحریم‌ و فشار حداکثری ، قطعا” صادرات کاهش خواهد یافت و بازگشت ارز  اندک حاصل از صادرات هم با چالش‌های فراوانی رو به رو است به همین دلیل نمی‌توان نیاز واردات را از درآمدهای صادراتی تامین کرد. گرچه واردات نیز تحت تأثیر فشار حداکثری محدود تر خواهد شد .

    جامساز تاکید کرد: وقتی واردکنندگان نتوانند نیاز واحدهای تولیدی را تامین کنند یک خلاء جدی در بازار ایجاد شده و بر قیمت مواد اولیه تحت تاثیر افزایش نرخ ارز و کمبود در بازار افزوده میشود  که این موضوع بازهم معیشت عموم جامعه را بیش از پیش به مخاطره می افکند.

    دو خطر جدی در کمین اقتصاد ایران

    این اقتصاددان کشورمان تصریح کرد: در شرایط کنونی موضوع گشایشهایی ارزی منتفی است و باتوجه به اینکه چین واردات نفت از ایران را کاهش داده و با اعمال فشار از سوی دولت ایالات متحده ، امکان کاهش بیشتر واردات نفت ایران توسط چین وجود دارد دو خطر جدی مرتبط با هم ، اقتصاد کشور را تهدید می‌کند. اولی کاهش شدید صادرات نفت و درآمدهای ارزی و دیگری بحران تامین مواد اولیه و کالاهای اساسی است  ،که بر ناترازی های موجود می افزاید.

    وی گفت: بخش عمده‌ای از مواد اولیه وکالاهای مصرفی  کشور از چین تامین می‌شود که با تشدید تحریم‌ها ، شرکت‌های چینی تمایلی به همکاری با ایران نداشته و زنجیره تامین نیازهای تولیدکنندگان و مصرف کنندگان بیش از پیش مختل خواهد شد.

    بحران ارزی شدت می‌گیرد؟

    جامساز افزود: نظارت سخت گیرانه بر تراکنشهای مالی ایران ، امکان استفاد از تبادلات ارزی کشور را از عراق و امارات هم خواهد کرفت و شرایط بحران ارزی را مشکل تر خواهد ساخت.

    وی در ادامه خاطرنشان کرد: مشکل دیگر کسری بودجه است که با کاهش شدید فروش نفت و درآمدهای ارزی شدت می‌گیرد و دولت در تامین هزینه‌های جاری خود با مشکل مواجه می‌شود.

    این اقتصاددان کشورمان افزود: زیرا گرچه در پی فرمان اخیر ترامپ صادرات نفت به صفر نخواهد رسید اما در خوشبینانه ترین وجه از حدود ۳۰۰ هزار بشکه در روز همچون پس از زمان خروج ترامپ از برجام در اردیبهشت ۹۷ فراتر نخواهد رفت . و کسر بودجه را به بیش از دوبرابر خواهد رسانید . و بیم آن میرود که حتی پرداخت حقوق کارکنان دولت که بر اساس پاره ای گزارشات تایید نشده حدود ۸۰۰ هزار میلیارد   تومانست نیز با چالش عمده روبرو شود و بر شدت نارضایتی های عمومی جامعه بیافزاید .

    زندگی ۶۰تا۷۰درصد مردم زیر خط فقر

    وی ادامه داد: آقای پزشکیان وعده شکستن بن بست های اقتصادی را داده بود، از نیاز ۱۰۰ ها میلیارد دلار سرمایه خارجی گفته بود . اما اینک با یک چرخش ۱۸۰ درجه ای اعلام داشته که فشار حداکثری تاثیر چندانی بر اقتصاد ایران نخواهد داشت و مردم از گرسنگی نخواهند مرد. این در حالیست که ۶۰ تا ۷۰ درصد از جامعه زیر خط فقرند و بسیار کمتر از سطح استاندارد کالری دریافت میکنند. در این رابطه سازمان بهداشت اعلام داشته که در آینده با جوانانی معلول   جسمی  و روحی ناشی از سوء تغذیه روبرو خواهیم بود. استمرار این وضعیت اسفناک ، جامعه را از سرمایه های انسانی که مهمترین عامل رشد و توسعه اقتصادی کشور هاست تهی خواهد کرد .

    جامساز تصریح کرد: قطعا” زیاده خواهی ترامپ در عرف دیپلوماسی بین المللی پذیرفته نیست اما همچنانکه در مورد کانادا و مکزیک اتفاق افتاد ، دیپلوماسی متکی بر عقلانیت و خردورزی آنان ، ترامپ را واداشت که مواضع سختگیرانه خود را تعدیل کند . در مورد جمهوری اسلامی نیز به همین نحو خواهد بود. منافع دو طرف ایجاب میکند که باین وضع خاتمه داده شود . هیچ منازعه ای نیست که در چارچوب مذاکرات مبتنی بر عقلانیت حل نشود . اما معضل اصلی در جمهوری  اسلامی تخصیص بهینه منابع بین نیازهایی واقعی اقتصاد است . عقلانیت القاء میکند که دستیابی به رشد های اقتصادی بالا در گرو رفع تحریمهاست اما مادام که گروه های رانتخوار پر قدرت که منابع را غارت میکنند ، بی واهمه اقتصاد را تسخیر کرده اند ، مردم از منافع رفع تحریم ها  بهرهمند نمیشوند . از این رو‌جامعه بسیاستهای حکمرانی خوشبین نیست شکاف بی اعتمادی دولت ملت فراختر شده و نسبت به مذاکره و یا عدم مذاکره بی تفاوت شده اند.

    وی در پایان تاکید کرد: لذا مهمترین اقدام دولت باز گرداندن اعتماد اجتماعی است . اعلام مشکلات و کاستیها و ناترازی ها در جهات مختلف از تریبون های دولتی بدون گام برداشتن در راستای حل آنها ، اعتماد سازی نیست مردم سالهاست با معضلات و کمبود ها زندگی میکنند و بر آنها وقوف دارند . سالها نفت فروش رفت اما معیشت مردم تنگ تر شد ، اینک آقای پزشکیان پاسخ دهند که با صادرات نفت نزدیک به صفر در آینده نزدیک چه سیاستی پیش خواهند گرفت که همانطور که بیان کردند کثیری از آحاد  جامعه از گرسنگی نمیرند   .

  • ایران دارنده کم ارزش ترین ارز خاورمیانه است / سقوط ارزش پول ملی ایران، جلوی چشم همگان!

    ایران دارنده کم ارزش ترین ارز خاورمیانه است / سقوط ارزش پول ملی ایران، جلوی چشم همگان!

    به گزارش اقتصادران، تشدید رشد افسارگسیخته نرخ دلار در روزها و هفته های اخیر، نتیجه بی‌برنامگی‌های اقتصادی، اظهارات نسنجیده فرمانده اقتصادی دولت و سیاست‌های ناکارآمد بانک مرکزی و وزارت اقتصاد است.

    این در حالی است که افت ارزش ریال و نگرانی‌های عمیق درباره قدرت خرید مردم، این روز‌ها به محور اصلی مباحث اقتصادی میان مردم، کارشناسان و فعالان اقتصادی تبدیل شده است.

    اما در این شرایط، ارزش ارزهای منطقه و کشورهای همسایه در برابر دلار چگونه است؟ پاسخ به این سوال را در ادامه به استناد آخرین نرخ های برابری ارزهای مطنقه با دلار در زمان تهیه و انتشار این گزارش می خوانید تا ببینیم ارز هر کشور، چند دلار آمریکاست!

     

    یک تومان ایران در برابر یک دلار آمریکا

    دلار ۷۹ هزار تومانی، ارزش هر تومان ایران را به تنها ۰.۰۰۰۰۱۲۶۴ دلار کاهش داده است. این عدد، نشانه‌ای از شدت بحران اقتصادی و کاهش جایگاه پول ملی کشورمان است.

    پوند سوریه در دل بحران

    هر پوند سوریه در بازار ارز ایران تنها ۳۲ تومان ارزش دارد و در برابر دلار، معادل ۰.۰۰۰۳۹ دلار است. هرچند این برابری در روزها و هفته های اخیر، تحت تاثیر تحولات سیاسی، به طور نسبی تقویت شده است.

    دینار کویت؛ ارزشمندترین ارز منطقه

    دینار کویت، با نرخ ۲۵۷۰۰۰ تومان در بازار ایران، معادل ۳.۲۴۵ دلار است و به‌عنوان قوی‌ترین ارز منطقه شناخته می‌شود.

    ریال عمان و بحرین، پس از کویت

    هر ریال عمان معادل ۲۰۵۷۰۰ تومان ایران و برابر با ۲.۵۹۷ دلار است. ریال بحرین نیز با قیمت ۲۱۰۰۰۰ تومان در بازار تهران، معادل ۲.۶۵۱ دلار است. این دو ارز، به‌عنوان ارزشمندترین پول‌های منطقه، فاصله‌ای چشمگیر با ریال ایران دارند.

     

    افغانی افغانستان در چه وضعیتی است؟

    هر افغانی در بازار ایران ۱۱۳۰ تومان قیمت دارد و در بازار‌های جهانی معادل ۰.۰۱۴۲۸ دلار است. اقتصاد افغانستان، باوجود چالش‌های فراوان، توانسته جایگاه پول ملی خود را حفظ کند.

     

    درهم امارات؛ نماد ثبات

    هر درهم امارات در بازار تهران ۲۱,۷۰۰ تومان است و در برابر دلار، معادل ۰.۲۷۵۶ دلار ارزش دارد. ثبات اقتصادی امارات، عامل اصلی حفظ ارزش پول این کشور است.

     

    دینار عراق؛ ارزی که تقویت شد

    هر صد دینار عراق در بازار ایران ۶۰۴۵ تومان قیمت دارد و معادل ۰.۰۷۶۳ دلار است. این ارقام نشان می‌دهد که دینار عراق از ریال ایران ارزشمندتر است.

     

    ریال یمن؛ فاصله‌ای کوتاه با ریال ایران

    ارزش هر ریال یمن در بازار ایران ۳۱۶ تومان است. این در حالی است که این واحد پولی در برابر دلار ۰.۰۰۳۹۹ دلار قیمت دارد.

     

    لیر ترکیه؛ ارزی با چالش‌های خاص خود

    هر لیر ترکیه در بازار تهران ۲۲۰۰ تومان معامله می‌شود و در بازار‌های جهانی معادل ۰.۰۲۸۳۳ دلار است. هرچند اقتصاد ترکیه نیز با مشکلاتی روبه‌روست، اما ارزش لیر همچنان از ریال ایران بالاتر است.

     

    ریال عربستان در برابر دلار آمریکا

    هر ریال عربستان در بازار تهران ۲۱۰۰۰ تومان قیمت دارد و ارزش آن در برابر دلار ۰.۲۶۶۱۱ دلار است.

     

    درام ارمنستان؛ سبقت از ریال

    هر درام ارمنستان در بازار تهران ۲۰۰۰ تومان است و در بازار‌های جهانی ۰.۰۲۵۳ دلار ارزش دارد.

     

    منات آذربایجان؛ جایگاهی بهتر از ریال ایران

    هر منات آذربایجان در بازار ارز ایران ۴۶۸۰۰ تومان قیمت دارد و معادل ۰.۵۹۰۹ دلار است.

    روپیه پاکستان؛ فاصله‌ای نه‌چندان زیاد

    هر روپیه پاکستان در بازار ایران، ۲۸۴ تومان ارزش دارد و در برابر دلار، معادل ۰.۰۰۳۵ دلار است.

    بنابراین بررسی ارزش پول ملی ایران در مقایسه با ارز‌های منطقه، تصویری منفی از جایگاه ریال ارائه می‌دهد. سیاست‌های ارزی ناکارآمد و تصمیم‌گیری‌های اشتباه تیم اقتصادی دولت و بانک مرکزی به ریاست فرزین، نه‌تنها از سقوط ارزش پول ملی جلوگیری نکرده، بلکه آن را تشدید کرده است. اگر این روند ادامه یابد، پیامد‌های معیشتی و اقتصادی آن، بحران‌های بیشتری را به دنبال خواهد داشت و باید امروز به فکر چاره بود.

  • اعتماد در اقتصاد از دست رفته است / ریال را به تومان تبدیل کنند بهتر است

    اعتماد در اقتصاد از دست رفته است / ریال را به تومان تبدیل کنند بهتر است

    به گزارش اقتصادران، اخیرا، لایحه اصلاح قانون پولی و بانکی کشور که به منظور حذف ۴ صفر از پول ملی و اصلاح نظام پولی کشور تهیه شده است، به مجلس شورای اسلامی تقدیم شد. هدف از این لایحه، اصلاح ساختار پولی کشور، کاهش تورم و افزایش کارآیی پول ملی در معاملات روزانه به مجلس اعلام شده است. این نخستین باری نیست که این تصمیم از سوی دولت‌ها در ایران مطرح می‌شود، اما تا کنون هیچوقت لایحه حذف ۴ صفر توسط مجلس تایید نشده است.

    همزمان با این پیشنهاد دولت، وضعیت نرخ ارز و روند صعودی آن زیر نظر کارشناسان حوزه اقتصاد است. عبدالناصر همتی، وزیر اقتصاد، در نشست ارزی کمیسیون اقتصادی مجلس، گفته است: «تفاوت قیمت بین نیما و بازار آزاد باعث یک رانت حدودا ۴۰ درصدی شده بود، در واقع سامانه نیما فقط تبدیل به یک سامانه شده بود و بازار نبود و عملا یک ۴۲۰۰ جدید بود و چاره‌ای جز اصلاح قیمتی وجود نداشت. نمی‌شود با وجود تورم ۴۰ درصدی نرخ ارز ثابت باشد.» با توجه به این شرایط، پرسش‌هایی مطرح است از جمله این که آیا این بار این لایحه حذف ۴ صفر تصویب می‌شود و تبعات و پیامد‌های اجرای این طرح چیست؟

    دکتر وحید شقاقی شهری، اقتصاددان و استاد دانشگاه خوارزمی به بررسی این موضوع پرداخته است:

    قبل از حل مشکل تورم نمی‌توان صفر‌ها را حذف کرد

    وحید شقاقی گفت: «مسئله حذف صفر برای بار چندم است که در کشور مطرح می‌شود، این موضوع در دولت‌های مختلف، سابقه چندین باره دارد و حتی خاطرم است در دولت دوم روحانی در هیئت وزیران، ریال را به تومان تبدیل کردند، اما نمی‌دانم چرا اجرایی نشد. این در حالیست که حتی دولتمردان ما هم در گزارش‌های اقتصادی خود از عبارت همت (هزار میلیارد تومان) استفاده می‌کنند. مردم هم وقتی در حال انجام کار‌های خدماتی خود هستند، از کلمه «تومان» استفاده می‌کنند. درواقع نه مردم نه دولتمردان از ریال استفاده نمی‌کنند و سال‌های سال است که از تومان استفاده می‌کنیم.

    به اعتقاد من اولین توصیه می‌تواند این باشد؛ کاری که در دولت دوم آقای روحانی دنبال شد را ادامه دهیم و ریال را به تومان تبدیل کنیم، چرا که هم در محاوره و هم در بیان مسئولان، تومان جا افتاده است. اما درباره حذف ۴ صفر، معتقدم هنوز زود است که این اتفاق رخ دهد چرا که افق مهار تورم در اقتصاد ایران دیده نمی‌شود و برای سال آتی نیز چشم انداز تورم بالای ۴۰ درصد است. طی سال‌های آینده نیز ما همچنان تورم بالا را داریم؛ لذا تا زمانی که تورم مهار نشود، حذف صفر بی معنی است چرا که چند سال دیگر دوباره بر می‌گردیم سر جای اول.»

    وی افزود: «در دنیا، کشور‌هایی که درگیر ابر تورم بوده‌اند، دولتمردان بعد از کنترل تورم، صفر‌ها را حذف کرده‌اند. اما در اقتصاد ایران، شرایط ابرتورمی اتفاق نیفتاده و شاهد تورم‌های هزار درصد، ده هزار درصد، یک میلیون درصد و امثالهم نبودیم. چنین شرایطی در آلمان، آرژانتین و ونزوئلا رخ داده است. اما تاکید من بر این است که پس از رسیدن به شرایط باثبات است که می‌توان صفر‌ها را حذف کرد. در اقتصاد ایران، افق روشنی برای مهار تورم نداریم، در ضمن ما در کشور ابرتورم نداشته‌ایم. ما با تورم‌های بالا رو به رو شده‌ایم. اما ابر تورم نداشته‌ایم.»

    بهتر است ریال را به تومان تبدیل کنیم

    این اقتصاددان در ادامه گفت: «اما بهترین کار چیست؟ معتقدم بهتر است ریال را به تومان تبدیل کنند، چون سالهاست که عملا کارکرد خود را بین اقشار عمومی و در معاملات تجاری مردم از دست داده است، همانطور که اشاره کردم مقامات هم عادت کرده‌اند برای بیان اعداد سنگین و کلان اقتصاد کشور از تومان استفاده کنند. اگر می‌خواهیم تغییری ایجاد کنیم. ابتدا باید روی اصلاحات ساختاری مهار تورم متمرکز باشیم.

    حذف صفر بدون در نظر گرفتن تورم بالا، نه تنها پس از مدتی کوتاه بازگشت پذیری دارد، بلکه هزینه را برای اقتصاد کشور، افزایش می‌دهد، چرا که وقتی صفر‌ها حذف می‌شود، بنگاه‌ها و شرکت‌ها باید حساب و کتاب‌های خود را بازنگری کنند و در نتیجه هزینه‌ای به بنگاه‌های اقتصادی تحمیل می‌شود. حالا این نکته را نیز در ذهن داشته باشیم که با همه این هزینه ها، دوباره در عرض ۲، الی ۳ سال بعد، همه چیز به جای اول خود باز می‌گردد. پس بهتر نیست که دولت و مجلس ابتدا تلاش کنند که تورم را کنترل کنند؟

    زمانی که مطمئن شدیم دیگر شوک‌های تورمی را نخواهیم داشت، آنگاه می‌توانیم با فراغ بال به سراغ حذف صفر برویم. حقیقت این است که حذف صفر‌ها هیچ تاثیری بر تورم و انتظارات تورمی، ارزش پول ملی و سایر شاخص‌های مهم اقتصادی نخواهد داشت و صرفا برای سهولت کارها، این اتفاق رخ می‌دهد.» وی افزود: «سخنان آقای همتی درباره این که گفته‌اند نمی‌شود با وجود تورم ۴۰ درصدی نرخ ارز ثابت باشد، درست و منطقی است. اگر بخواهیم ارز را سرکوب کنیم، آن هم در شرایطی که تورم را مهار نکرده‌ایم، شرایط بی معنی را ایجاد می‌کند که به رانت در اقتصاد منتهی می‌شود. دولت باید برنامه مهار تورم خود را رونمایی کند. ما هنوز برنامه دولت برای مهار تورم را ندیده‌ایم. تا زمانی که نتوانیم تورم را مهار کنیم، سایر متغیر‌ها دنباله رو تورم خواهند بود که یکی از این متغیرها، دلار خواهد بود. آقای همتی در بخشی از سخنان خود هم به ۲۰ تا ۴۰ میلیارد دلار ارز خانگی اشاره کرده‌اند. چندیدن بار این پیشنهاد در دولت‌های مختلف مطرح شده است که مردم ارز‌های خود را به دولت بسپارند و در برابر آن اوراق قرضه بگیرند. اما این موضوع زمانی رخ می‌دهد که مردم به بانک مرکزی و گفته‌های بانک مرکزی اعتماد داشته باشند.

    یعنی به پشتوانه اعتماد به بانک مرکزی، اوراق را خریداری کرده و دلار‌های خود را تحویل دهند. تا زمانی که این اعتماد وجود نداشته باشد، این پول‌ها از صندوق‌های امانات و خانه‌ها بیرون نخواهد آمد. چند سال پیش نیز به مردم گفته شد، اوراق ارزی خریداری کنند و سود هم به آنان تعلق خواهد گرفت، اما وقتی در سررسید، برای دریافت دلار‌های خود مراجعه کردند، ریال تحویل گرفتند؛ بنابراین وقتی خلف وعده می‌شود، بازگرداندن اعتماد بسیار سخت است. درواقع می‌شود مصداق این جمله که؛ «من از این ناراحت نیستم که به من دروغ گفته‌ای، بلکه از این ناراحتم که نمی‌توانم به شما اعتماد کنم». رکن اقتصاد اعتماد است، اگر مردم اعتماد کنند، می‌توانیم به راحتی از دلار‌ها و طلا‌های خانگی در اقتصاد استفاده کنیم، اما وقتی بدعهدی کرده‌ایم و اعتماد سلب شده است، برگرداندن اعتماد کاری بسیار دشوار است و دولتمردان باید تلاش زیادی برای بازگرداندن اعتماد مردم داشته باشند.»

  • نمی‌دانم نیت دولت از حذف صفر‌های ریال چیست؟ / چون از حل مسائل جدی و مهم کشور ناامید شده اند به این مسئله روی آورده اند!

    نمی‌دانم نیت دولت از حذف صفر‌های ریال چیست؟ / چون از حل مسائل جدی و مهم کشور ناامید شده اند به این مسئله روی آورده اند!

    به گزارش اقتصادران، چند روزی است که زمزمه‌هایی مبنی بر تصمیم دولت برای حذف ۴ صفر از پول ملی شنیده می‌شود. بنابر آنچه تسنیم گفته است، دولت لایحه اصلاح قانون پولی و بانکی کشور را به منظور حذف ۴ صفر از پول ملی و بهبود نظام پولی به عنوان لایحه یک فوریتی به مجلس شورای اسلامی ارائه کرده است. هرچند مسعود دبیری، معاون پارلمانی دولت عنوان کرده است که این لایحه معوقه دولت دوازدهم و در سال ۱۳۹۸ است که با یک فوریت به مجلس ارائه شده و اتفاق جدیدی برای آن صورت نگرفته است.

    پس از دولت ششم، دولت نهم نیز برای کم کردن صفر‌ها نقشه کشید. محمود احمدی نژاد در پیام نوروزی سال ۸۷ از طرحی به نام اصلاح نظام ارزشگذاری پول ملی پرده برداشت که در قالب ۷ طرح تحول اقتصادی مطرح شد و بر اساس آن طرح حذف صفر‌های پول ملی کلید خورد. انجام بررسی‌ها برای اصلاح پول ملی تا سال آخر دولت دوم احمدی‌نژاد ادامه داشت. حتی در سامانه بانک مرکزی نظرسنجی اینترنتی به راه انداخته شده بود که مردم می‌توانستند با مراجعه به آن نظر خود را درباره موافقت یا مخالفت با حذف صفر‌ها از پول ملی اعلام کنند و در صورت مثبت بودن حذف چند صفر صورت بگیرد بهتر است؟

    از سویی اسم‌هایی مانند پارسی، ریال، دریک و تومان در سامانه نظرسنجی قرار داده شده بود تا افراد بتوانند نظر خود را درباره هر یک از این اسامی برای ناگذاری واحد جدید پول اعلام کنند. در سال ۱۳۹۱ بانک مرکزی اعلام کرده بود که ۴۹ هزار و ۶۸۵ نظر درباره چگونگی اصلاح پول ملی به ثبت رسید و همچنین ۷۸ درصد مشارکت کنندگان نیز با اصلاح پول ملی موافق بودند. با این حال پرونده این طرح در دولت احمدی‌نژاد بلاتکلیف رها شد تا دولت حسن روحانی هم به سراغ آن برود.

    در سال ۱۳۹۷ همزمان با دور دوم دولت حسن روحانی بار دیگر موضوع حذف صفر از پول ملی به میان آمد. بنابر تصمیم دولت قرار بر آن شد که «تومان» واحد پول ایران باشد و هر تومان معادل ۱۰ ریال تعیین شد. ولی‌الله سیف، رئیس کل وقت بانک مرکزی، در توضیح این تصمیم گفته بود که این به معنای حذف صفر از پول ملی نیست و تنها واحد شمارش به تومان تغییر می‌کند. او همچنین عنوان کرده بود که دولت لایحه جداگانه‌ای برای حذف ۴ صفر از پول ملی به مجلس ارائه می‌دهد.

    در نهایت در پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۹، مجلس شورای اسلامی کلیات این لایحه را تأیید کرد، اما به دلیل ایرادات شورای نگهبان این لایحه به سرانجام نرسید. حتی در سال ۱۴۰۰ زمانی که عبدالناصر همتی رئیس کل بانک مرکزی بود، اسکناس‌های هزار، دو هزار و ۵ هزار تومانی با طراحی تازه در بازار عرضه شد که چهار صفر آنها در بالا سمت راست کمرنگ و در پایین به طور کل حذف شده بود. آن زمان همتی در موافقت با لایحه حذف صفر‌ها از پول ملی گفته بود: «اصلاح نرخ برابری پول ملی ازطریق حذف صفر‌ها وجهه‌ پول ملی را در صحنه‌ بین‌المللی ارتقاء می‌بخشد و اقدامی است که در بسیاری از کشور‌ها درکنار سایر اقدامات، سرآغازی برای اصلاحات جدی اقتصادی می‌شود».

    هدف دولت از حذف ۴ صفر از پول ملی چیست؟

    مرکز پژوهش‌های مجلس نیز در سال ۹۰ دلایل تغییر پول ملی را بررسی کرد و با مقایسه شرایط کشور‌هایی که دست به اصلاح واحد یا تغییر پول ملی زده‌اند، به این نتیجه رسید که «به هیچ وجه ابعاد تورم در ایران را نمی‌توان در حد ابرتورم (به حدی که در کشور‌های که واحد پول خود را تغییر داده‌اند) دانست. با این حال، این امر به معنای نادیده گرفتن مشکلات ناشی از عدم تناسب ارقام اسکناس‌های منتشر شده با نیاز‌های معاملاتی و مبادلاتی در کشور نیست». مرکز پژوهش‌های مجلس در ادامه راهکار‌های جایگزینی را پیشنهاد کرد: «راهکار‌هایی مانند تغییر ترتیبات تجاری توسعه استفاده از ابزار‌های الکترونیک و چاپ اسکناس درشت‌تر برای جلوگیری از آثار سوء تورم بر مبادلات از ناحیه واحد پول ملی وجود دارد، تا علاوه بر کاهش هزینه‌ها و مشکلات مذکور، از آثار سیاسی و روانی ناشی از تغییر واحد پول ملی نیز اجتناب شود».

    مطابق پژوهشی که صورت گرفته است، تورم بالا ریشه اصلی مشکلاتی است که خود نیازمند اصلاحات پولی و مالی (بودجه‌ای) اساسی است که از جمله آنها می‌توان به اصلاح رابطه بانک‌ها و دولت با بانک مرکزی، اصلاح ساختار بانک‌ها، اصلاح قوانین و مقررات موجد بدهی برای دولت، اصلاح ساختار نظام بودجه‌ریزی و… اشاره کرد. پس از این اصلاحات و زمانی که از کاهش پایدار نرخ تورم اطمینان نسبی حاصل شد، به عنوان آخرین حلقه از اصلاحات پولی، حذف صفر از پول ملی انجام می‌شود، چراکه وجود تورم بالا بدین معناست که همواره صفر‌هایی به پول ملی اضافه می‌شود و هر چند سال، باید فرایند اجرایی و زمان‌بر حذف صفر را تکرار کرد. از این رو بهتر است این فرایند اجرایی و زمان‌بر، پس از خاموش شدن موتور تورم دورقمی صورت گیرد.

     

    تجربه دنیا چه می‌گوید؟

    حذف صفر از پول ملی، که به آن «دیناریزاسیون» یا «رفرم پولی» نیز گفته می‌شود، در چندین کشور انجام شده است. اولین کشوری که به‌طور جدی دست به اصلاح پول ملی خود زد، آلمان غربی بود. این اصلاح در سال ۱۹۴۸ و پس از جنگ جهانی دوم انجام شد و به نام «اصلاح پولی» یا «اصلاح مارک» شناخته می‌شود. پس از جنگ جهانی دوم، اقتصاد آلمان در وضعیت بحرانی قرار داشت. زیرساخت‌ها تخریب شده و تورم شدید و بی‌ثباتی اقتصادی حاکم بود. مردم اعتماد خود را به مارک قدیمی از دست داده بودند و ارزش پول به شدت کاهش یافته بود. برای بازسازی و احیای اقتصاد آلمان، نیاز به یک پول جدید و قوی احساس می‌شد که بتواند اعتماد مردم را جلب کند و شرایط اقتصادی را بهبود بخشد. اصلاح پولی به‌عنوان یکی از عوامل کلیدی در رشد سریع اقتصادی آلمان در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ شناخته می‌شود. این دوره به عنوان معجزه اقتصادی آلمان (Wirtschaftswunder) شهرت دارد. با بهبود وضعیت اقتصادی، آلمان غربی توانست موقعیت خود را در سطح بین‌المللی تقویت کند و به یکی از قدرت‌های اقتصادی مهم اروپا تبدیل شود.

    برزیل در سال ۱۹۹۴ با معرفی «رئال» و حذف ۳ صفر از «کرزیدا» قدیم، موفق به کنترل تورم شد. این اقدام همراه با برنامه‌های اقتصادی جامع برای کنترل تورم و ثبات اقتصادی بود که منجر به افزایش اعتماد مردم به پول ملی شد.

    ترکیه در سال ۲۰۰۵ با حذف ۶ صفر از لیر ترکیه، واحد پول جدیدی به نام «لیر» معرفی کرد. این اقدام به همراه سیاست‌های اقتصادی مناسب و کنترل تورم انجام شد و دولت توانست با کاهش نرخ تورم و افزایش اعتماد عمومی به پول ملی، این اصلاح را به خوبی اجرا کند.

    آرژانتین در سال ۱۹۸۳ اقدام به حذف صفر از پزو کرد، اما این اصلاحات بدون داشتن برنامه‌های اقتصادی پایدار و در شرایط تورم بالا انجام شد، اما در نهایت عدم کنترل تورم و بی‌اعتمادی مردم به پول ملی منجر به شکست این اصلاحات شد.

    زیمبابوه در سال ۲۰۰۹ اقدام به حذف ۱۲ صفر از دلار زیمبابوه کرد. این اقدام در شرایطی انجام شد که اقتصاد این کشور تحت فشار شدید تورمی و بحران اقتصادی بود. عدم وجود سیاست‌های اقتصادی پایدار و اعتماد مردم به پول ملی باعث شد که این اقدام نتیجه معکوس داشته باشد و مردم به استفاده از ارز‌های خارجی روی آورند.

     

    دولت از حل مسائل جدی و مهم کشور ناامید شده دست روی حذف صفرها از پول ملی گذاشته است

    وی ادامه داد: «درست است که با تورم مزمن دو رقمی مواجه هستیم ولی هنوز مشکلات حاد حسابداری به آن شکل نداریم که دست به این اصلاحات بزنیم. از سوی دیگر نرخ تورم‌مان هم هنوز متوقف نشده است و اقتصاد ما هنوز با یک تورم مزمن بالا مواجه است. از این رو هنوز به نظر نمی‌رسد که حذف صفر در اقتصاد ما ضرورت یا اولویت داشته باشد. اگر چالش‌های اقتصادی را اولویت‌بندی کنید حذف صفر از پول ملی در انتهای جدول قرار می‌گیرد. اینکه چرا دولت باوجود این همه مسائل و مشکلات اقتصادی که با آن مواجه هستیم روی حذف صفر دست گذاشته، یک مقدار عجیب است و در شرایط فعلی توجیهی ندارد. به نظر می‌رسد دولت، چون از حل مسائل جدی و مهم کشور ناامید شده به این مسئله روی آورده است.»

    این اقتصاددان در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه این لایحه بیشتر اثر روانی دارد و کاهش قیمت را صرفا القا می‌کند یا اثرگذاری آن واقعی است؟  گفت: «خیر، به دلیل اینکه شما اگر ۴۰ میلیون تومان حقوق می‌گیرید با حذف چهار صفر، حقوق شما ۴ هزار تومان می‌شود. درست است که از قیمت‌ها چهار صفر کم می‌شود ولی حقوق شما هم به همان نسبت کم شده است؛ بنابراین شما برای خرید کالا بازهم با مشکل مواجه هستید. اگر صفر‌های حقوق شما را حذف نمی‌کردند و فقط صفر‌های قیمت‌ها را حذف می‌کردند، عالی بود ولی این اتفاق قرار نیست صورت گیرد. از این رو با مسئله تورم و پایین بودن قدرت خرید مردم هیچ ارتباطی ندارد. حذف صفر نه تورم را متوقف می‌کند و نه قدرت خرید مردم را افزایش می‌دهد.»

    ندری همچنین در پاسخ به اینکه آیا همانطور که در اهداف دولت ذکر شده است، این لایحه می‌تواند مانع کاهش ارزش پول ملی شود؟ بیان کرد: «این‌ها نسبی هستند وقتی می‌گوییم قیمت ارز بالاست منظورمان این است که به نسبت حقوقی که دریافت می‌کنیم بالاست. به فرض اگر من ۳۵ میلیون تومان حقوق می‌گیرم، برابر است با ۵۰۰ دلار. حال اگر صفر‌ها هم حذف شود باز هم حقوق من همان ۵۰۰ دلار است.»

    این استاد دانشگاه درباره تجارب موفق دیگر کشور‌های دنیا عنوان کرد: «این کشور‌ها در ابتدا تورم‌شان را کنترل و مهار کردند و سپس مبادرت به حذف صفر‌ها کردند. حذف صفر از پول ملی، آخرین مرحله‌ای است که معمولا کشور‌ها به سراغش می‌روند. در اقتصاد ما اولویت‌های دیگری وجود دارد که اول باید اصلاحات اصلی و ساختاری رخ دهد و در آخرین مرحله به سمت حذف صفر‌ها رفت. در حالی که دولت برعکس دارد عمل می‌کند و اولویت آخر را در ابتدا دارد انجام می‌دهد.»

    ندری درباره اولویت‌های کشور گفت: «ما با ناترازی‌های مختلفی مانند ناترازی بانک‌ها و صندوق‌های بازنشستگی و ناکارآمدی دستگاه‌های اجرایی مواجه هستیم. همچنین، دولت هنوز نتوانسته مسئله فیلترینگ را حل کند و FATF که موضوع بسیار مهمی در کشور است را همچنان به سرانجام نرسانده است.»

  • حذف صفر از پول ملی؛ نوش دارو پس از مرگ سهراب؟ / ندری: حذف ۴ صفر هم گره از کار تورم باز نمی کند

    حذف صفر از پول ملی؛ نوش دارو پس از مرگ سهراب؟ / ندری: حذف ۴ صفر هم گره از کار تورم باز نمی کند

    به گزارش اقتصادران، روز شنبه ۱ دی ماه، رسانه‌ها اعلام کردند که مسعود پزشکیان، رئیس دولت چهاردهم، لایحه اصلاح قانون پولی و بانکی کشور را به منظور حذف ۴ صفر از پول ملی و بهبود نظام پولی به عنوان لایحه یک فوریتی یه مجلس شورای اسلامی ارائه کرده است.البته این موضوع از سوی  شهرام دبیری، معاون پارلمانی رئیس‌جمهور  تکذیب شد.

     

    حذف ۴ صفر از پول ملی از دولت هاشمی رفسنجانی تا احمدی نژاد

    اما موضوع حذف صفرها از پول ملی به امروز محدود نمی‌شود. این مسئله از سال‌های ۷۲ و ۷۳ مطرح بود و در دولت دهم به مرحله جدیدی رسید. لازم به یاد آوری است که در زمان سکانداری احمدی نژاد،محمود بهمنی، رئیس کل وقت بانک مرکزی، به دستور رئیس‌جمهور مأمور به آغاز مطالعات این طرح شد، اما این طرح هرگز به مرحله اجرا نرسید. بنابراین در پایان دولت دهم و همزمان با اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها، رئیس‌کل بانک مرکزی اعلام کرد که این موضوع در دستور کار دولت نیست و اجرای آن ضروری به نظر نمی‌رسد.

     

    روحانی حذف ۴ صفر را کلید زد

    موضوع اما به اینجا ختم نشد و در دوران ریاست‌جمهوری حسن روحانی بحث حذف صفر از پول ملی بار دیگر برروی میز پاستور قرار گرفت.  گفتنی است این موضوع ابتدا با حذف سه صفر از پول ملی آغاز شد و به تدریج، صحبت‌ها درباره رفرم پولی (که شامل حذف صفر و تغییر واحد پول می‌شود) در محافل مختلف شنیده شد. برخی بر این عقیده بودند که حذف صفر از پول ملی تنها یک اقدام ظاهری برای تسهیل فرآیند حسابرسی و حسابداری و همچنین آسان‌تر کردن معاملات مالی روزمره مردم است.

    در سال ۱۳۹۳، ولی‌الله سیف، رئیس کل وقت بانک مرکزی در دولت اول حسن روحانی، بر این عقیده بود که حذف صفر از پول ملی امری ضروری است. با این حال، او تأکید کرد که این اقدام باید زمانی انجام شود که نرخ تورم به تک‌رقمی برسد و کشور در شرایط باثباتی قرار داشته باشد. سیف همچنین به این نکته اشاره کرد که برای این کار، لازم است مجموعه‌ای از عوامل زیرساختی، از جمله چاپ اسکناس‌های جدید، نیز در نظر گرفته شود.

    در تاریخ ۱۷ آذرماه ۹۵، هیأت دولت به ریاست حسن روحانی به بررسی لایحه بانک مرکزی پرداخت و تصمیم گرفت که واحد پول ایران تومان باشد و هر تومان معادل ۱۰ ریال تعیین شد. این تصمیم واکنش‌های زیادی را به دنبال داشت و ولی‌الله سیف، رئیس کل وقت بانک مرکزی، توضیح داد که این تغییر به معنای حذف صفر از پول ملی نیست و تنها واحد شمارش به تومان تغییر می‌کند. او همچنین اعلام کرد که دولت و بانک مرکزی قصد دارند پیشنهادی مستقل برای حذف ۴ صفر از پول ملی به مجلس ارائه دهند.

    در نهایت در جلسه‌ای که در نهم مرداد ۱۳۹۸ به ریاست حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران، برگزار شد، هیئت دولت لایحه پیشنهادی بانک مرکزی برای تغییر واحد پول ملی از ریال به تومان و حذف چهار صفر را به تصویب رساند. سپس، در پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۹، مجلس شورای اسلامی کلیات این لایحه را تأیید کرد.

    ورود اسکناس های جدید به بازار

    این طرح  بی سر و صدا از اواخر سال ۱۴۰۰ آغاز گردید. اسکناس پنج هزار تومانی جدید تقریباً از اواخر سال ۱۴۰۰ به بازار عرضه شد و اسکناس‌های هزار و دو هزار تومانی نیز از تابستان ۱۴۰۱ وارد بازار شدند. در طراحی این اسکناس‌ها، صفرها در قسمت بالایی به صورت کمرنگ چاپ شده و در قسمت پایینی به طور کامل حذف شدند.

    در همین رابطه در زمستان ۱۴۰۱، مصطفی قمری وفا، مدیر روابط عمومی بانک مرکزی، اعلام کرد که این اسکناس‌ها در دوره ریاست همتی، رئیس کل پیشین بانک مرکزی، چاپ شده و هیچ ارتباطی به وضعیت کنونی ندارد. این اسکناس‌ها در خزانه نگهداری می‌شدند و به تازگی به شبکه توزیع وارد شده‌اند.

    وی در مورد شایعات مربوط به حذف چهار صفر از پول ملی گفت: پروژه حذف چهار صفر از پول ملی از اوایل مرداد ماه سال ۱۳۹۸ به پیشنهاد بانک مرکزی و با ارائه دولت به طور رسمی آغاز شد و در نهایت با تأیید مجلس شورای اسلامی در اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۰ به مرحله رسمی‌تری رسید.

    قمری وفا همچنین افزود: در اسکناس‌های جدید ۱۰۰۰ و ۲۰۰۰ تومانی، چهار صفر به صورت کمرنگ نمایش داده شده و به حروف ۱۰ هزار و ۲۰ هزار ریال نوشته شده است.

     

    کامران ندری: حذف ۴ صفر هیچ کمکی به کاهش تورم نخواهد کرد

    در همین رابطه کامران ندری، اقتصاددان در خصوص حذف چهار صفر و اصلاح نظام پولی و بانکی و تاثیری که می تواند روی کاهش تورم و اصلاح نظام اقتصادی به دنبال داشته باشد، گفت: «در حال حاضر زمان مناسبی برای این اقدام نیست، زیرا ما با مسائل و مشکلات اولویت‌دارتری مواجه هستیم که این موضوع در شرایط کنونی هیچ تأثیر خاصی نخواهد داشت. تنها مزیت حذف چهار صفر این است که می‌تواند فرآیندهای حسابداری را ساده‌تر کند، اما در واقع هیچ کمکی به حل مشکل تورم و حفظ ارزش پول ملی نخواهد کرد. حذف چهار صفر فقط به میزان محدودی در محاسبات حسابداری تسهیل ایجاد می‌کند و تأثیر دیگری ندارد.»

    وی در ادامه تاکید کرد: «در حال حاضر، مشکلات جدی در محاسبات حسابداری وجود ندارد و این موضوع در اولویت‌های پایین‌تری قرار دارد. کشور با ناترازی‌های مختلفی مانند ناترازی بانک‌ها و صندوق‌های بازنشستگی، فساد گسترده و ناکارآمدی دستگاه‌های اجرایی مواجه است. همچنین، دولت هنوز نتوانسته مسئله فیلترینگ را حل کند که تأثیر زیادی بر اقتصاد دارد و از موضوع حذف ۴ صفر نیز مهم‌تر است. علاوه بر این، دولت در خصوص FATF نیز تصمیم قطعی نگرفته که اهمیت آن بسیار بیشتر است.»

    او می گوید: «در شرایطی که رشد اقتصادی پایین است و نرخ تورم رشد محسوس کرده است و در بحث سرمایه گذاری با مشکل روبرو هستیم، بحث حذف صفر از پول ملی اولویت اول اقتصادی کشور نیست.»

    ندری افزود: «مشکل تورم یک مسئله بنیادی است و با تغییرات سطحی و ظاهری، نمی‌توان آن را حل کرد. برای مقابله با تورم باید به صورت اصولی و اساسی به این موضوع پرداخته شود و با اجرای سیاست‌های پولی و مالی مناسب، آن را کاهش داد. به عنوان مثال، کشور ترکیه پس از کنترل تورم خود، به اصلاح نظام پولی‌اش پرداخت و شش صفر از واحد پول ملی‌اش را حذف کرد. بنابراین، حذف صفر تنها مرحله نهایی در اصلاح نظام پولی و بانکی به شمار می‌آید.»

    او بیان کرد: «حذف صفرها در هر زمانی امکان‌پذیر است، اما اگر نتوانیم تورم را کنترل کنیم، ممکن است در مدت کوتاهی دوباره مجبور به حذف صفرها شویم. به عبارت دیگر، با کاهش ارزش پول ملی، قیمت کالاها به طور مداوم افزایش می‌یابد و این چرخه معیوب حذف صفرها دوباره تکرار خواهد شد. از سوی دیگر، در شرایط کنونی، وجود این صفرها برای مردم مشکلی ایجاد نکرده است و مسئله اصلی آن‌ها افزایش تورم و کاهش مداوم ارزش ریال است. البته درست است که اعداد بزرگ می‌توانند محاسبات را دشوار کنند، اما هنوز به حدی بزرگ نشده‌اند که مشکل جدی ایجاد کنند.»