برچسب: ریال

  • آینده “ریال” در دولت پزشکیان

    آینده “ریال” در دولت پزشکیان

    به گزارش اقتصادران، قیمت‌های غیرواقعی، علامت غلط به اقتصاد می‌دهنند؛ این اظهارنظر علی‌اصغر سمیعی، کارشناس اقتصادی است که اعتقاد دارد سیاست‌های چند نرخی و یا قیمت‌های غیرواقعی کالاها، زمینه را برای رانت‌های شدید فراهم کرده است. به گفته او، در این شرایط، سیاست‌های اتخاذی از طرف تیم اقتصادی دولت جدید اهمیت دارد؛ اگر سیاست‌ها، همان سیاست‌های قبلی باشد و نرخ تورم کماکان بالا باشد و سیاست‌های چندنرخی و رانتی ادامه یابد، ثمره جدیدی هم به بار نخواهد آمد، یعنی سیر قیمت هم همان خواهد بود که تاکنون بوده است. سمیعی تاکید می‌کند: این در حالی است که اگر تیم جدید اقتصادی همان‌طور که رییس‌جمهور تلویحا وعده داده بود، بخواهد در سیاست‌های غلط بازنگری کند، و مخصوصا در کاستن از نرخ تورم و واحد و واقعی کردن قیمت‌ها همت گمارد، جای امیدواری و خوشحالی خواهد بود.

    علامتی که قیمت‌های غیرواقعی به اقتصاد می‌دهد

    اصغر سمیعی، رییس اسبق کانون صرافان در گفت‌وگو با خبرگزاری خبرآنلاین می‌گوید: گاهی شنیده می‌شود که برای به وجود آمدن سعادت در هر جامعه‌ای نیاز است که در سیاست و فرهنگ آن جامعه، آزادی، عدالت و شفافیت وجود داشته باشد. بنده نمی‌خواهم این موضوع را اثبات یا نفی کنم، اما می‌خواهم به این نکته اشاره داشته باشم که اگر اقتصاد در یک جامعه عادلانه، رقابتی، عاری از رانت، سالم و بر محور واقعیت‌ها باشد، امید به اصلاح سایر امور، از جمله سیاست، فرهنگ و اخلاق هم وجود دارد.

    وی می‌افزاید: در حال حاضر متاسفانه اشکالات فراوانی در اقتصاد کشور ما وجود دارد و به نظرم مهمترین اشکالی که در آن هست، غیر واقعی بودن خیلی از قیمت‌ها، تعرفه‌ها و چند نرخی بودن در برخی از حوزه‌هاست، به‌عنوان مثال نرخ عوارض خروج از کشور همراه بقیه هزینه‌ها در چهار دهه اخیر رشد نکرده است.

    سمیعی تصریح می‌کند: به خوبی به یاد دارم که قبل از انقلاب عوارض خروج از کشور دو هزار تومان بود که تقریبا معادل هفت سکه طلا می‌شد، در حالی‌که هم‌اکنون می‌دانیم که عوارض خروج از کشور کمتر از ربع سکه است، یا هزینه ثبت یک علامت تجاری و برند در حال حاضر کمتر از یک دلار می‌شود و این برای یک شرکت که می‌خواهد علامت اختصاصی برای خود داشته باشد، مبلغ بسیار کوچکی است.

    وی ادامه می‌دهد: یا اخیرا برخی از بانک‌های داخلی به تقلید از بانک‌های سایر کشورها، برای نقد کردن چک مبلغی را از مشتریان دریافت می‌کنند، ولی مبلغ دریافتی به قدری کوچک است که فرقی نمی‌کند که گرفته شود یا نه. یا سوبسیدهای غیرهدفمند که اختصاص داده می‌شود، مثلا فقط مبلغی بیش از 4 هزار میلیارد تومان برای حدود 130 میلیون لیتر بنزین مصرفی روزانه در کشور هزینه می‌شود.

    این کارشناس اقتصادی عنوان می‌کند: چنین پول‌هایی که یا گرفته نمی‌شوند یا به‌عنوان یارانه داده می‌شوند، بار مالی ایجاد می‌کنند، آن‌گاه دولت‌ها مجبور می‌شوند برای تامین هزینه‌های خود به فکر درآمدهای دیگری باشند، که شاید دریافت آن ساده‌تر و کم سروصداتر باشد، ولی حتما غیرعادلانه و آسیب‌زا خواهد بود، از جمله چاپ اسکناس، خلق پول، افزایش حجم نقدینگی، بالا بردن نرخ تورم و یا چند نرخی کردن ارز و اگر بخواهیم بدبین باشیم، ایجاد تلاطم در بازار ارز و بورس یا کم کردن هزینه‌ها از طریق ندادن حقوق کافی و عادلانه به کارکنان دولت که خودش می‌تواند منشا بعضی از فسادها از جمله رشد رشوه‌خواری در برخی از نهادها باشد، یا کم کردن از بودجه آموزش و پرورش و بهداشت و درمان یا نهاد قضاوت.

    نرخ واقعی دلار چه عددی است؟

    سمیعی تصریح می‌کند: در هر حال اگر اقتصاد صحیح مدیریت شود، مثلا دریافت مالیات‌ها که هنوز با همان سیستم قبل اداره می‌شود، تصحیح شود و روش اخذ مالیات عادلانه و واقعی شود، سوبسیدهای غیرهدفمند حذف شوند، قیمت‌ها واقعی باشند، اجازه رقابت در عرصه اقتصاد براساس قابلیت‌ها داده شود، از ایجاد انواع رانت جلوگیری شود، نرخ تورم و بهره کنترل شود و نرخ ارز هم واحد و واقعی باشد، آنگاه اعتماد در جامعه ایجاد می‌شود، اقتصاد کشور برای سرمایه‌گذاری در جهت تولید جذاب می‌شود و سرمایه‌گذاری در جهت تولید و کشاورزی و تجارت به‌صرفه می‌شود، شغل به‌وجود می‌آید، نرخ بیکاری کاهش می‌یابد و ثبات در بازارها ایجاد می‌شود و آن روز دیگر مردم دائم نگران بالا و پایین رفتن نرخ ارز و سکه نخواهند بود، وگرنه تا زمانی که نرخ تورم و بهره در کشور ما و کشورهای حوزه دلار تفاوت جدی و چند برابری دارد، توقع ثبات و توقف رشد قیمت‌ها، بسیار نابه‌جا خواهد بود.

    وی متذکر می‌شود: در حال حاضر بر اساس نرخ تورم‌های اعلامی نرخ دلار می‌بایست حدود ۷۰ هزار تومان باشد که البته به دلایلی از جمله جو خوش‌بینی به دولت جدید و کاهش انتظارات تورمی از یک‌سو و علاقه تیم اقتصادی دولت سیزدهم به پایین نگاه داشتن نرخ ارز و تحویل آن به دولت بعدی با نرخ کمتر از ۶۰ هزار تومان، به هر ترفندی شده حتی با انواع تزریق‌ها در داخل و خارج از کشور از سوی دیگر، به هر حال دولت جدید دلار را با قیمت کمتر از ۶۰ هزار تومان که البته تا اندازه‌ای غیرواقعی و با فنر فشرده شده است، کار خود را آغاز کرد.

    مسیر افزایش ارزش پول ملی هموار می‌شود؟

    این کارشناس اقتصادی می‌گوید: حالا ببینیم سیاست‌های اتخاذی از طرف تیم اقتصادی جدید، چگونه خواهد بود. اگر سیاست‌ها همان سیاست‌های قبلی باشد و نرخ تورم کماکان بالا باشد و سیاست‌های چند نرخی و رانتی ادامه یابد، ثمره جدیدی هم به بار نخواهد آمد، یعنی سیر قیمت هم همان خواهد بود که تا کنون بوده، ولی اگر تیم جدید اقتصادی همان‌طور که رئیس‌جمهور تلویحا وعده داده بود، بخواهد در سیاست‌های غلط بازنگری کند، و مخصوصا در کاستن از نرخ تورم و واحد و واقعی کردن قیمت‌ها همت گمارد، جای امیدواری و خوشحالی خواهد بود.

    سمیعی می‌افزاید: ببینید، اگر ما ظرف شربتی داشته باشیم و دائما به آن شربت آب اضافه کنیم، مطمئناً دائم از شیرینی این شربت کاسته می‌شود و قوت و خاصیت آن کم می‌شود و اگر بخواهیم شربت ما ثبات پیدا کند، می‌باید دست از اضافه کردن آب به آن برداریم، بنابراین تا زمانی که تیم اقتصادی به انواع طرق به خلق پول و افزایش حجم نقدینگی ادامه می‌دهد، مسیر همانا کاهش ارزش پول ملی و گران شدن همه کالاها از جمله ارز خواهد بود.

    وی عنوان می‌کند: البته اگر تصمیم گرفته شود، می‌شود برای مدتی به ضرب تزریق و تبلیغ و فشارها از گران شدن یک یا گروهی از کالاها جلوگیری کرد، ولی اولا این کار برای همیشه امکان‌پذیر نیست و ثانیا کلا به مصلحت هم نیست، چون ارزان کردن دستوری هر گروه از کالاها بار گرانی را به دوش گروه دیگری از کالاها قرار می‌دهد مثلا الان که حامل‌های انرژی ارزان‌تر به دست مردم می‌رسد معنی آن این است که بار گرانی آن بر دوش ارز و سکه، اتومبیل و مسکن و ارزاق عمومی قرار می‌گیرند. اگر قیمت ارز هم سرکوب شود، همین گونه خواهد بود.

    این کارشناس اقتصادی خاطرنشان می‌کند: ولی به هر حال من هم مثل اکثر مردم آرزو دارم با تغییر روش‌ها و اصلاحات عمیق اقتصادی، در سال‌های پیش رو وضعیت اقتصاد کشور بهبود جدی پیدا کند، و با رخت بربستن، سه تا «ر» منحوس رانت، ربا و رشوه، کشور به مرزهای سعادت نزدیک شود.

  • “ریال” پول داغ شد / ثروت های مردم در حال آب شدن است

    “ریال” پول داغ شد / ثروت های مردم در حال آب شدن است

    به گزارش اقتصادران، سيد محمد حسين عادلي در روزنامه اعتماد نوشت:

     در يادداشت قبل درباره تورم به عنوان نخستين اولويت نوشتم و امروز درباره ارزش كاهشي پول ملي به عنوان اولويت دوم و مكمل اولويت اول به‌طور مختصر نكاتي را در دو قسمت تقديم مي‌كنم:

    كاهش ارزش پول: ارزش پول يا به اصطلاح مردمي خودمان نرخ ارز از مهم‌ترين متغيرهاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي است. وقتي نرخ ارز بالا مي‌رود فشار تورمي به مردم وارد مي‌شود، داد و ستد‌ها را در نوسان و دست‌انداز مي‌اندازد و علامت بي‌ثباتي به فعالين اقتصادي و همچنين به مردم مي‌دهد و موضوع گفت‌وگوي سياسي روز مي‌گردد. ثبات و آرامش رواني را از مردم مي‌گيرد و جامعه را ملتهب مي‌كند. گرچه نرخ ارز يا ارزش پول ملي تابعي از تورم به شمار مي‌آيد ولي تحقيقات معتبر انجام شده توسط اقتصاددان‌هاي معتبري همچون دكتر جلالي ناييني نشان داده كه نرخ ارز اثر تورمي موثري در اقتصاد ما داشته است. اينجانب در كتاب نرخ ارز و اصلاحات اقتصادي خود نيز به اين نكته به‌طور مفصل اشاره كرده‌ام.

    وقتي نرخ ارز بالا مي‌رود و قدرت خريد ريال كاهش مي‌يابد مردم علاوه بر اينكه نگران گذران زندگي خود مي‌گردند، دغدغه شديدي براي پس‌اندازهاي خود پيدا مي‌كنند. طبقه متوسط و حتي متوسط پايين جامعه به فكر تبديل ريال خود به اجناسي هستند كه بتواند ارزش پس‌اندازشان را حفظ كنند. مردم از اينكه شاهد آب شدن ارزش پس‌انداز‌هاي خود هستند كه با تلاش به دست‌آورده‌اند بسيار دغدغه‌مند و عصبي مي‌شوند. پول ما در شش سال اخير با تورم متوسط 44 درصد چنان ارزش خود را از دست داده كه به اصطلاح به پول داغ تبديل شده است. پول داغ به پولي گفته مي‌شود كه ارزش آن در حال كاهش است و مردم نمي‌توانند آن را نزد خود نگه‌دارند و بايد به سرعت آن را تبديل به جنس يا پول ديگري بكنند. دولت‌هاي گوناگون ما با داشتن نگاه حاكميت دولتي و كنترل بر اقتصاد براي مبارزه با نوسانات، رويكرد امنيتي برگزيده‌اند كه تجربه‌اي ناموفق بوده است.

    به همين لحاظ به جاي آنكه جلوي كاهش ارزش پول را بگيرند، سياست‌هايي براي جلوگيري از تبديل پول بي‌ارزش به اجناس ديگر اتخاذ كرده‌اند. مثلا مردم عادي براي حفظ ارزش پول عمدتا به چند گزينه ارز خارجي، طلا و سكه، سهام و بازار بورس، مسكن و خودرو روي مي‌آورند و فعالان و توليد‌كنندگان خصوصي و حتي خصولتي به نگهداري اجناس و مواد اوليه مبادرت مي‌كنند. دولت‌ها هم به‌شدت با ابزار تعزيرات و اطلاعات و قوه قضاييه به دنبال آنند كه نگذارند مردم براي حفظ ارزش پول، پس‌انداز خود را به چنان سرمايه‌گذاري‌هايي تبديل كنند و حتي برخي از آنها را جرم انگاري كرده‌اند ولي تجربه سخت سا‌ل‌هاي گذشته نشان داده كه تاكنون اين راه براي كاهش نرخ ارز موفق  نبوده  است.
    نرخ ارز از سال 1397 كه تحريم‌ها تشديد شد از 4800 تومان به حدود 60 هزار تومان رسيده است. يعني بيش از 12.5 برابر رشد كرده است. آناليز اين رشد نشان مي‌دهد كه بعد از خروج امريكا از برجام نرخ ارز در سال اول از 4800 تومان به 12800 تومان و در سال بعد به 14900 تومان و در پايان سال 1399 به 25000 تومان رسيد. يعني در همان ابتدا يك شوك بزرگ را دريافت كرد. در سه سال اخير نيز ابتدا به تدريج در سال 1401 به مبلغ 48000 تومان و سپس به 60 هزار تومان افزايش يافت. اين به معني آن‌است كه پس‌انداز پولي كسي كه يكصد ميليون تومان در سال 1397 داشته معادل حدود 20 هزار دلار مي‌شده است. اگر آن فرد پول خود را به همان ريال نگهداري مي‌كرد الان ارزش آن معادل 1700 دلار شده است. در بهترين حالت اين است كه آن فرد پول خود را با سود 20 درصد نزد يكي از بانك‌هاي معتبر قرار داده و در ظرف اين شش سال 120 ميليون تومان ديگر سود دريافت كرده باشد. اين يعني الان بايد 220 ميليون تومان پول داشته باشد. ارزش اين پول او به دلار مي‌شود 3600 دلار. يعني 20 هزار دلار او يا به 1700 دلار يا به 3600 دلار تنزل ارزش پيدا كرده است. خوب اين وضع فعلي آب شدن ثروت مردم است. همين وضع براي شركت‌ها و بنگاه‌هاي خصوصي و خصولتي صدق پيدا مي‌كند و لذا همه اين شركت‌ها در بازار فعالانه كار مي‌كنند تا جلوي آب شدن ارزش پول خود را بگيرند. در همين جا بايد از خود سوال كنيم چقدر منصفانه است كه تلاش‌هاي مردم و بنگاه‌ها براي جلوگيري از آب شدن پس‌اندازها و نقدينگي‌شان را با برچسب امنيتي و جرم انگاري سركوب كنيم  و  به   نتيجه  هم   نرسيم؟

    درمان اين درد مزمن بسيار دردناك، بسيار پيچيده و چند مجهولي و چند وجهي است. گرچه در اين مختصر نمي‌گنجد ولي اشاراتي تيتر‌وار به آن خواهم كرد. نخستين قدم اين است كه ما بيمار خود را بشناسيم يعني بدانيم اقتصاد ما چگونه اقتصادي است. اقتصاد كشور ما اقتصادي است كه به‌شدت زير كنترل دولت بوده، مداخلات دولتي در سطح حد‌اكثري در آن قرار دارد، قيمت‌ها و قيمت‌هاي نسبي در آن انحراف دارند و به دلايل مختلف رانت‌هاي زيادي در آن وجود دارد. تورم بالا نفس مردم را بريده و شكاف درآمدي شديدي را رقم زده است و نارضايتي‌هاي عمومي و اجتماعي را به وجود آورده است. اين اقتصاد هم‌اكنون علاوه بر مشكلات بالا تحت تحريم شديد نيز قرار دارد. لذا نسخه‌اي كه براي درمان پيشنهاد مي‌شود  بايد  همه مسائل فوق را  در برگيرد.

    در قسمت بعد درباره راه‌هاي درمان و بسته‌اي سياستي گفت‌وگو  مي‌كنيم.

  • قیچی صفرهای ریال؟ / خداحافظی اجباری پول ملی با صفرهایش

    قیچی صفرهای ریال؟ / خداحافظی اجباری پول ملی با صفرهایش

    به گزارش اقتصادران، سالهاست که حرف‌وحدیث‌های متعددی پیرامون حذف صفر از پول ملی ایران شنیده می‌شود. حتی در گذشته زمزمه‌هایی از تغییر نام پولی ملی کشور نیز به گوش می‌رسید. اگرچه تاکنون موضوع حذف صفر یا تغییر نام پول ملی در حد شایعه باقی مانده اما در سال‌های اخیر قدم‌های ابتدایی برای این تغییرات برداشته شدند. کمرنگ شدن چهار صفر پایانی در برخی اسکناس‌های جدید یا حذف صفر از اعداد انگلیسی برخی از چک‌‌های مسافرتی، نمونه‌هایی از این قدم‌ها بودند.

    بررسی‌ها نشان می‌دهند که تغییر پول ملی یا حذف صفرهای آن، نتایج مثبت و منفی گوناگونی دارند که به شرایط اقتصادی، نحوه زمان‌بندی و مدیریت سیاست‌گذاران بستگی دارد. به همین دلیل این سیاست‌ها در برخی از کشورها موفقیت‌آمیز بوده و در برخی کشورها شکست خورده‌اند.

    خداحافظی اجباری با صفرها

    بر اساس گزارشی که در اردیبهشت‌ماه امسال توسط پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی منتشر شد، حذف صفرهای پول ملی در کشورهایی با تورم مزمن، به عنوان یک سیاست اصلاحی ناگزیر به شمار می‌رود. تورم طولانی مدت‌ ایران سبب شده که ارزش هر ریال ایران، تا فروردین‌ماه ۱۴۰۳ به ۰.۰۰۰۰۰۱۵۶ دلار کاهش یابد و پول ملی کشور جزو کم‌ارزش‌ترین پول‌های دنیا باشد. به این ترتیب، اصلاح پول ملی ایران، امری ناگزیر است در این گزارش به فواید و زیان‌های ناشی از اجرای این سیاست اشاره شده و نکات مهمی در رابطه با این موضوع مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

    حذف صفر از پول ملی به عنوان درمان تورم شناخته نمی‌شود؛ چراکه پیش از اجرای این سیاست باید مشکلات ساختاری اقتصادی برطرف شود و پس از اینکه ارزش پول ملی به ثبات نسبی رسید، صفرهای آن کسر شود.

    در واقع اصلاح صفرهای پول ملی به طور مستقیم آثار مثبت و منفی ندارد. اما این امر با تاثیرگذاری غیرمستقیم بر سایر اجزای اقتصاد می‌تواند آثار حقیقی مختلفی داشته باشد.

    مزایای قیچی کردن صفرهای بلند

    بنابر گزارش پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی، برخی اقتصاددانان معتقدند که اصلی‌ترین مزیت اجرای این سیاست، تضمین اعتبار پول ملی است. زیرا اجرای این سیاست برای عوامل اقتصادی این معنی را دارد که سیاست‌گذار به دنبال حفظ ارزش پول ملی است و احتمالا در پی آن، تورم را نیز مهار خواهد کرد. زمانی که مردم احساس کنند که دولت در حال انجام اقدامات جدی در راستای مهار تورم هستند، انتظارات تورمی کاهش خواهد یافت.

    بنابر نظر برخی دیگر از اقتصاددانان، کاهش تعداد صفرها در پول ملی در راستای تثبیت حاکمیت پولی موثر است. در برخی موارد با کاهش ارزش پول ملی، مردم به استفاده از ارزهای خارجی با ثبات بیشتر روی می‌آوردند و این موضوع باعث کاهش تاثیر سیاست‌های پولی و قدرت سیاست‌گذار می‌شود.

    به علاوه، حذف تعدادی از صفرها، باعث سهولت تعاملات تجاری خواهد شد و همچنین حمل‌ونقل پول را آسان‌تر و ایمن‌تر می‌کند. از سوی دیگر این کار منجر به کاهش خطاهای نگارشی در سیستم بانکداری و حسابداری می‌شود.

    افزون بر آن، در اقتصادهای تورمی، بی‌ارزش شدن پول ملی باعث ایجاد «توهم پولی» می‌شود. توهم پولی به این معناست که با افزایش اسمی درآمد، افراد احساس می‌کنند که ثروتمندتر شده‌اند؛ در حالی که این افزایش درآمد صرفا به خاطر تورم به وجود آمده است. گسترش توهم پولی در مردم باعث افزایش فشار تقاضا شده و تورم را تقویت می‌کند. با کاهش تعداد صفرهای پول، می‌توان تا حد زیادی بر توهم پولی تاثیر گذاشت و به این صورت تورم را تا حد قابل قبولی کنترل کرد.

    حذف صفر از پول ملی چه هزینه‌هایی دارد؟

    سیاست اصلاح پول ملی، مانند هر سیاست دیگری، هزینه‌ها و نکات منفی نیز در پی دارد. بنابر گزارش پژوهشکده پولی و بانکی، از مهمترین هزینه‌های حذف صفر از پول ملی می‌توان به هزینه چاپ و ضرب اسکناس‌ها جدید، هزینه جمع‌آوری و امهای اسکناس‌های قدیمی، هزینه آموزش و تبلیغات جهت ترویج پول جدید و هزینه‌های مربوط به اصلاح نرم‌افزارهای بانکی و حسابداری اشاره کرد.

    علاوه بر آن، با حذف صفر از پول ملی، برخی قیمت‌ها باید گرد شوند. این در حالیست که تحقیقات نشان می‌دهند گرد کردن قیمت رو به بالا به منظور تعریف پول جدید، به صورت مستقیم بر تورم اثرگذار است.

    موفقیت اصلاح پول ملی در گرو فراهم‌سازی بسترها

    بررسی تجربه کشورها از حذف صفر از پول ملی که پیش‌تر در یک گزارش به آن پرداخته شد، نشان می‌دهد که این سیاست در این کشورها نتایج متفاوتی را در پی داشته است. این سیاست در برخی کشورها مثل ترکیه موفقیت‌آمیز بود و در برخی دیگر مثل برزیل و ونزوئلا به اهداف خود نرسید. به عقیده کارشناسان، شرط اصلی موفقیت این سیاست، این است که ابتدا از بروز دوباره تورم‌های بالا جلوگیری شود.

    اگر سیاست‌های مهار تورم به خوبی عمل کنند و به ثبات قابل قبولی برسند، سیاست حذف صفر از روی پول ملی، دوام بیشتری خواهد داشت. اما اجرای نامناسب این سیاست‌ها و بی‌توجهی به علت‌های اصلی تورم، فقط و فقط باعث تحمیل هزینه‌های بیهوده به جامعه خواهد شد.

    صفرهای حذف شده، چه زمانی برمی‌گردند؟

    بر اساس برآوردهای کارشناسان در گزارش منتشر شده توسط پژوهشکده پولی و بانکی، اگر پول ملی کشور اصلاح و صفرهای آن حذف شوند و نرخ تورم در سال‌های پیش‌رو برابر با 37.2 درصد، یعنی میانگین سال 1390 به این سو باشد، هفت سال طول می‌کشد تا  یک صفر به قیمت‌ها اضافه شود و در طول 29 سال نیز چهار صفر به قیمت‌ها اضافه می‌شود. با این حال، اگر تورم در سطح متوسط دوره تحریم‌های سال 1397 به بعد تثبیت شود، در طول پنج سال یک صفر و در طول 20 سال، چهار صفر به قیمت‌ها اضافه خواهد شد.

  • مردم پول ملی را خسارت می دانند

    مردم پول ملی را خسارت می دانند

    به گزارش اقتصادران، رييس اتاق اصناف تهران گفت: تقريبا تمام مردم هيچ علاقه‌اي به نگهداري ريال ندارند و هم فعال اقتصادي و فعال در كسب و كارها و هم مردم عادي پول ملي را خسارت مي‌بينند و مي‌دانند. از اين رو مسوولان كشور بايد براي اين موضوع تدبيري بينديشند تا ريال حداقل براي يك سال پشتوانه داشته باشد، يعني مردم مطمئن شوند كه ارزش اين پول حداقل يك سال حفظ مي‌شود و اين خواسته ما در اصناف هم هست.

    حميدرضا رستگارپور درباره اثر وضع ماليات بر افزايش قيمت كالا اظهار داشت: يكي از موضوعاتي كه باعث بالا رفتن قيمت‌ها مي‌شود دقيقا موضوع ماليات است و وقتي در قانون بودجه سهم ماليات را مشخص مي‌كنند اينكه چقدر از بودجه قرار است از ماليات تامين شود، اين سهم خود به خود اثر وضعي خود را بر روي قيمت تمام شده كالا مي‌گذارد.

    وي ادامه داد: در واقع اين هشدار را مي‌دهد كه انواع كالا براساس قانون بودجه تا چه حدي و تا چه درصدي گران مي‌شوند و افزايش قيمت هم در نهايت منجر به كاهش قدرت خريد مردم مي‌شود و با وجود اينكه هنوز ماليات سال 1403 اعمال نشده اما شاهد گراني‌هاي پيش از موعد آن هستيم. رييس اتاق اصناف تهران با بيان اينكه اين آلارم‌ها منجر به ايجاد انتظارات تورمي مي‌شوند، گفت: اين انتظار تورمي براي تمام كالاها وجود دارد و قدرت خريد مردم هم نسبت به خريد كالا به‌طور قطع كمتر مي‌شود و مي‌بينيم در حالي كه كمتر از دو ماه از سال گذشته، اما برخي از كالا بين 30 تا 40 درصد گران شده‌اند و تنها دليل آن هم انتظارات تورمي است.

    رستگارپور افزود: دولت بايد تدبيري براي انتظار تورمي ايجاد شده داشته باشد. در جامعه اين انتظار ايجاد مي‌شود كه مطمئن هستند كه كالا گران مي‌شود اما اين افزايش قيمت چه زماني قرار است اعمال شود و اساسا علت آن چيست؟ در حالي كه گفته مي‌شود براي مثال قرار است كه تا انتهاي سال قيمت جديد اعمال شود اما در ابتداي سال اثر آن را مي‌بينيم.

    وي با بيان اينكه بودجه‌ريزي نبايد به گونه‌اي باشد كه مردم را به سمتي هدايت كند كه پول را به كالا تبديل كنند، تاكيد كرد: تقريبا تمام مردم هيچ علاقه‌اي به نگهداري ريال ندارند و هم فعال اقتصادي و فعال در كسب و كارها و هم مردم عادي پول ملي را خسارت مي‌بينند و مي‌دانند. از اين رو مسوولان كشور بايد براي اين موضوع تدبيري بينديشند تا ريال حداقل براي يك سال پشتوانه داشته باشد، يعني مردم مطمئن شوند كه ارزش اين پول حداقل يك سال حفظ مي‌شود و اين خواسته ما در اصناف هم هست.

  • جایگزین اسکناس کیلویی برای گردشگران!

    جایگزین اسکناس کیلویی برای گردشگران!

    به  گزارش اقتصادران، تصویر یک گردشگر روس با کیسه‌ای پر از اسکناس ریال بار دیگر افت ارزش ریال و جای خالی اسکناس‌های درشت را در اقتصاد ایران یادآور شد. «دنیای‌اقتصاد» پیش از این نیز نسبت به اثری که این موضوع بر وجهه بین‌المللی کشور خواهد داشت، اشاره کرده بود. حال بار دیگر ضرورت چاپ اسکناس‌های جدید در اقتصاد ایران مطرح می‌شود.

    طی روزهای گذشته تصویری در شبکه‌های اجتماعی با عنوان «تصویری غم‌انگیز از ارزش سقوط پول ایران» دست‌به دست شد. این تصویر گردشگر روسی را نشان می‌دهد که ۳۰۰دلار را به ریال ایران تبدیل کرد و به‌دلیل حجم بالای این اسکناس‌ها آنها را با کیسه پلاستیکی حمل می‌کرد. در کنار مساله افزایش تورم و کاهش ارزش پول ملی، یکی از نکاتی که پس از انتشار این خبر باید به آن توجه کرد، جای خالی اسکناس‌های درشت در اقتصاد ایران است.

    همان‌طور که «دنیای‌اقتصاد» پیش از این نیز در گزارش‌هایی به این موضوع پرداخته بود سال‌ها است که پس از انتشار اسکناس ایران چک یک‌میلیون ریالی اسکناس بزرگ‌تری در اقتصاد ایران چاپ نشده است.

    این در حالی است که با افزایش تورم قدرت خرید این اسکناس به‌شدت کاهش یافته است. در چنین شرایطی به نظر می‌رسد زمان آن رسیده باشد که سیاستگذار پولی دست به انتشار اسکناس‌های درشت‌تری برای سهولت مبادلات افراد بزند. البته پیش از این اخباری منتشر شده بود که خبر از برنامه بانک‌مرکزی برای چاپ ایران‌چک‌های ۵۰۰هزارتومانی می‌داد. خبری که البته پیگیری‌های «دنیای‌اقتصاد» نشان داد صحت ندارد و پس از آن نیز بانک‌ مرکزی در اطلاعیه به‌طور رسمی خبر داد برنامه‌ای برای چاپ اسکناس‌های درشت‌تر ندارد. البته مشخص نیست سیاستگذار پولی به چه دلیل فعلا قصد ندارد در این راستا اقدامی انجام دهد.

    نقش پررنگ کارت‌های گردشگری

    البته اگر عوامل دیگر را کنار بگذاریم و بخواهیم تمرکز خود را بر مساله گردشگران خارجی بگذاریم، یکی دیگر از نکاتی که به نظر می‌‎رسد در این زمینه مغفول مانده، فراهم کردن سازوکاری برای استفاده گردشگران از کارت‌های اعتباری است. هرچند به‌دلیل تحریم‌ها امکان استفاده گردشگران از کارت‌های اعتباری سایر کشورها وجود ندارد، اما بانک‌های کشور امکان استفاده از کارت‌هایی را برای گردشگران خارجی فراهم کردند.

    این کارت‌ها قابلیت شارژ دارند و گردشگران می‌توانند در لحظه آن را شارژ کنند. همچنین این امکان وجود دارد که در پایان سفر، باقی‌مانده کارت را دریافت کرده و آن را به ارز کشور خود تبدیل کنند. با این حال به نظر می‌رسد به‌دلیل عدم اطلاع‌رسانی کافی برای گردشگران خارجی چندان از این قابلیت استفاده نمی‌کنند. یکی دیگر از مسائلی که ضرورت چاپ اسکناس درشت را پررنگ می‌سازد، به صرفه کردن چاپ اسکناس برای بانک‌ مرکزی است. در شرایط فعلی بانک‌مرکزی می‌گوید هزینه چاپ اسکناس‌ها از ارزش آنها بیشتر است؛ در نتیجه برای این نهاد اقدامی به صرفه نیست. حال اینکه با چاپ اسکناس‎های درشت‎تر می‌توان این مساله را برای بانک‌ مرکزی برطرف کرد.

    پوچ بودن ادعای تورمی

    یکی از نکاتی که منتقدان چاپ اسکناس درشت‎‌تر در اقتصاد به آن اشاره می‌کنند، اثر تورمی آن است. این در حالی است که این امر یک موضوع فنی است و هیچ اثری بر متغیرهای پولی و تورم ندارد. از سوی دیگر بسیاری از اقتصادهای پیشرفته که اسکناس‌های درشتی در آنها مبادله می‌شود، تورم‌های پایینی دارند. بنابراین نمی‌توان گفت این اقدام می‌تواند به رشد تورم منجر شود.

    به‌عبارت دیگر، آنچه می‌تواند روند تورمی فعلی را مهار کند، توجه به بی‌انضباطی مالی و بودجه‌ای دولت، کاهش هزینه‌ها و به‌طور کلی مقابله با کسری‌بودجه است. همچنین باید توجه کرد که پیشنهاد چاپ اسکناس‌های درشت‎‌تر به معنی بی‌توجهی به لزوم رفع معضل تورم نیست و لازم است سیاستگذار در کنار این اقدامات تکمیلی توجه کافی به اجرای سیاست‌های ضدتورمی داشته باشد.

  • تصویری دردناک از سقوط ارزش ریال!

    تصویری دردناک از سقوط ارزش ریال!

    به گزارش اقتصادران، تصویری غم انگیز در فضای مجازی در حال وایرال شدن است که بسیار مردم ایران را ناراحت کرده. کاربری با انتشار این تصویر در توییتر ماجرای این زن و پول های زیادی که همراهش است را فاش کرد و نوشت: ” وضعیت پول مملکت غم انگیزه. این گردشگر روس 300 دلار را به ریال تبدیل کرده و با کیسه پلاستیک پول را حمل می کند. بیچاره ایران.”

  • تیغ تنش‌های سیاسی بر گردن ریال! / ایرانی ها منتظر آینده ای گرانتر از امروز باشند؟

    تیغ تنش‌های سیاسی بر گردن ریال! / ایرانی ها منتظر آینده ای گرانتر از امروز باشند؟

    به گزارش اقتصادران، رد شدن از مرز ۷۰ هزار تومان در پی تنش سیاسی میان ایران و اسرائیل، برای دلار آسان‌تر از چیزی بود که فکرش را می‌کردیم، هرچند که این نرخ امروز به حدود ۶۵ هزار تومان رسیده است.  با این وجود، درد‌های اقتصادی تحمیل شده به دلیل کاهش ارزش پول ملی کشور، چیزی نیست که هیچ قشری در جامعه (غیر از افراد سودجو و منتفع از وضعیت نابه‌سامان) از آن سود ببرند. نه‌تنها اقلام وارداتی، بلکه تولیدات داخلی و کالا‌های اساسی و نیاز‌های روزمره معیشتی مردم تحت تاثیر گرانی دلار قرار گرفته و بار تورم لحظه به لحظه سنگین‌تر می‌شود. نمود بیرونی و ساده‌ترین این اتفاق، رسیدن دنا به مرز یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان در طول سه روز بود.

    ریال زیر تیغ تنش‌های سیاسی

    کامران ندری، کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه در واکنش به پیش‌بینی برخی از کارشناسان درباره وضعیت آتی نرخ ارز گفت: در شرایط فعلی، به سختی می‌توان درباره چشم‌انداز آینده نرخ ارز صحبت کرد، چراکه تنش‌های فعلی، مشخص نیست به کدام سمت و سو کشیده خواهد شد و همه چیز بستگی به پاسخ طرفین دارد. به دلیل وجود نااطمینانی از آینده، التهابات بازار ارز در ایران بیشتر شده و اغلب پیش‌بینی‌ها، از بدتر شدن وضعیت اقتصاد ایران در آینده حکایت دارند.

    این کارشناس اقتصادی ادامه داد: عاقبت منازعات سیاسی، هیچ گاه نتایج مثبتی را برای اقتصاد ایران به همراه نداشته است. در چند وقت اخیر هم این واقعیت به خوبی در بازار‌های اقتصادی ایران رخ نشان داده و افزایش چشم‌گیر نرخ ارز و به تبع آن گرانی کالا‌ها و تحولات عرصه‌های مالی، از پیامد‌های آن بودند. برای آنکه آیا روال بدتر شدن وضعیت اقتصاد ایران و افزایش قیمت دلار ادامه‌دار خواهد بود یا خیر، باید صبر کرد و واکنش‌های سیاسی و جو روانی ایجاد شده را دید.

    خودرو‌های گران شده، ارزان خواهند شد؟

    ندری در ادامه صحبت‌های خود، تحولات ارز را تاثیرگذار بر اغلب بازار‌های اقتصادی دانست و در این‌باره توضیح داد: در برابر التهابات سیاسی و جو‌های روانی ایجاد شده، بازار‌هایی مانند ارز، طلا و سکه و بورس، زودتر از سایر عرصه‌های مالی واکنش نشان می‌دهند. پس از آن بازار‌هایی که هم‌حرکتی با ارز دارند مانند موبایل و خودرو، تحت تاثیر قرار می‌گیرند. اقلامی که وارداتی هستند و یا تولید آن‌ها به همکاری‌های تجاری با سایر کشور‌ها نیاز دارد، در مقام بعدی بازار‌های متشنج جای دارند. خودرو طی دو هفته اخیر، مانند ارز شیب صعودی را تجربه کرد و شاهد گران شدن اغلب مدل‌ها از جمله تولیدات داخلی بودیم.

    این کارشناس اقتصادی خاطرنشان کرد: همان‌طور که بازار خودرو متاثر از رشد قیمت دلار، گران شدن را تجربه می‌کند، با بازگشت به بازار و فروکش شدن التهابات، کمی به تعادل خواهد رسید، اما در برخی موارد، مشکل آنجاست که تولیدات به اندازه‌ای که گران شده‌اند، پس از بهبود شرایط ارزان نمی‌شوند، اما همچنان این سیر نزولی و هم‌حرکتی بازار خودرو و ارز، غیر قابل انکار است.

    نمی گذارند بازار خودو نفس بکشد

    محمد حسینی کارشناس و فعال بازار خودرو نیز در خصوص وضعیت قیمت‌ها از ابتدای سال جدید تاکنون  گفت:‌ قرار بود سال را بدون تنش آغاز کنند، اما متاسفانه وضعیت قیمت ارز اجازه تنفس به هیچ یک از بازار‌ها به ویژه بازار خودرو را نداد.

    وی ادامه داد: گذر قیمت دلار از مرز ۶۵ هزار تومان از همان روز‌های ابتدای سال جدید تمام معادله‌ها برای تثبیت نرخ در بازار خودرو را بر هم زد.

    حسینی گفت: همین جهش قیمت دلار، تنش جدی در بازار خودرو ایجاد کرد که به موجب آن افزایش ۱۰ درصدی قیمت خودرو طی تنها یکی دو هفته به معنای واقعی تورم در اقتصاد را نشان می‌دهد.

    آینده‌ای گران‌تر از امروز

     فارغ از اهمیت وضعیت دلار در بسیاری از فضا‌های اقتصادی، آنچه که ماندگار است، تنش‌های روحی وارده به مردم و نااطمینانی از آینده است. تمامی کالاها، از سبزی خوردن روزانه مردم تا گوشی تلفن همراه وارداتی، طی دو هفته اخیر تحت تاثیر نرخ دلار، رشدی جدی و گاه چند برابری را تجربه کردند.

    در چنین شرایطی حتی اگر کاهش نرخ دلار و بازگشت به زیر ۶۰ هزار تومان هم پیش‌بینی شده و یا به وقوع بپیوندد، باز هم مسئله گرانی کالا‌هایی که دیگر ارزان نخواهند شد، هنوز پابرجاست.

  • سرنوشت اقتصاد ایران بعد از پاسخ انتقامی به اسرائیل

    سرنوشت اقتصاد ایران بعد از پاسخ انتقامی به اسرائیل

    به گزارش اقتصادران، به دنبال حمله رژیم صهیونیستی به کنسولگری ایران در دمشق و شهادت مستشاران نظامی ایران که در این کنسولگری مستقر بودند، عملیات تلافی جویانه کشورمان در بامداد روز یکشنبه با حمله پهبادی و موشکی به برخی مواضع در سرزمین‌های اشغالی انجام شد؛ اقدامی که تا قبل از انجام آن، کارشناسان اقتصادی معتقد بودند این اقدام به حق، بر اقتصاد دنیا تاثیرگذار خواهد بود.

    برخی کارشناسان اقتصادی بر این باورند که بحران‌های خاورمیانه، قیمت طلای جهانی را بالا برده و این تنش‌ها بر اقتصاد دنیا تاثیرگذاشته است. و حالا که ایران به تحرکات اسرائیل پاسخ داده است، باید دید چه سرنوشتی در انتظار اقتصاد ایران و منطقه خواهد بود؟

    میلاد ترابی فرد، کارشناس اقتصاد بین‌الملل در خصوص اثرات اقتصادی حمله ایران به خاک رژیم صهیونیستی گفت: تحلیل اثرات اتفاقات خاورمیانه بر اقتصاد جهان نیاز به زمان دارد؛ اما اتفاقی که در بیش از یک ماه گذشته افتاده بود، این بود که رژیم صهیونیستی تمام تلاش خود را می‌کرد تا به نقطه‌ای که دیشب رسیدیم، نرسیم و ایران عملیات تلافی جویانه انجام ندهد؛ در حالیکه این عملیات حق کاملا مشروع ایران مطابق منشور سازمان ملل بود.

    وی افزود: یکی از کارهایی که توسط این رژیم انجام می‌شد،فشاری بود که روی بحث دبی به ایران وارد کرد. این رژیم، همواره به دنبال بحران ارزی در داخل ایران بوده تا اختلال محاسباتی در سیاستمداران ایران ایجاد شود و به این ترتیب ایران به رژیم صهیونیستی پاسخ ندهد؛اما این ابزارش به درستی کار نکرد.

    این کارشناس اقتصاد بین‌الملل گفت: از جنبه استراتژیک اگر به ماجرا نگاه کنیم، اتفاقی که می‌افتد، این است که هزینه‌های نگهداری از اسرائیل برای متحدانش به شدت بالا رفته است.

    وی افزود: اگر از منظر صرفا نظامی به اتفاقات دو شب گذشته نگاه کنیم، در صورت صحت آمار حدود ۲۰۰ فروند پهباد اعزامی به آسمان اسرائیل، برای رهگیری این پهبادها حداقل ۲۰۰ موشک پدافند هوایی از جنگنده باید شلیک شده باشد.

    ترابی فرد اضافه کرد: مطابق برآوردها، هر کدام از این موشک‌های رهگیری به‌ طور متوسط یک تا سه میلیون دلار هزینه دارد؛ بنابراین حمله پهبادی ایران یک هزینه تقریبا ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون دلاری روی دست متحدان رژیم صهیونیستی گذاشته است.

    وی گفت: ولی از جنبه اقتصادی اگر به ماجرا نگاه کنیم، اسرائیل وارد مرحله‌ای شد که اگر به اقدام ایران پاسخ ندهد، معادلات را باخته است و اگر جواب بدهد، در واقع یک هزینه بیشتری را به متحدانش تحمیل کرده است.

    این کارشناس اقتصاد بین‌الملل توضیح داد: اسرائیل وارد یک فرآیند خود تخریب‌گر شده است؛ به این معنا که بعد از طوفان الاقصی هر اقدامی که انجام می‌دهد، هزینه‌هایی اعمال می‌شود که خیلی از منافعش بیشتر است.

    به گفته وی، در شرایطی کنونی اتفاقی که می‌افتد، این است که رژیم صهیونیستی به‌عنوان یک عامل ثروت آفرین در منطقه تا قبل از طوفان الاقصی و عامل تولید فناوری‌های جدید در کشورهای غربی و حتی جهان، مزیت‌هایش را از دست می‌دهد.

    تشدید فرار سرمایه از سرزمین‌های اشغالی

    ترابی فرد ادامه داد: این اقدامات سبب می‌شود، به مرور هزینه‌های اسرائیل بالا برود و منفعتش پایین بیاید. ثروت آفرینی این رژیم کم شود و به صورت دومینووار اثراتی روی رژیم اسرائیل خواهد گذاشت.

    وی ادامه داد: حزب راست سکولار رژیم صهیونیستی عمدتا جایی که پیوند با موجودیت این کشور داشت، فعالیت اقتصادی و تجاری بود. این حزب قدری متزلل خواهد شد. اسرائیل به‌ عنوان یک مقصد سرمایه‌گذاری تبدیل به مبدا سرمایه‌گذاری می‌شود و فرار سرمایه از این منطقه تشدید می‌شود.

    این کارشناس اقتصاد بین‌الملل بیان کرد: دور از تصور است که تا مدت کوتاهی اسرائیل بتواند از این معادله خارج شود؛ چنانچه نمی‌تواند مسایل غزه را هم حل کند.

    وی درباره اثر اتفاقات اخیر بر اقتصاد ایران و منطقه توضیح داد: اثر اتفاقات اخیر بر اقتصاد منطقه و ایران بستگی به رفتار طرف‌های درگیر دارد. ایران دو خط قرمز اعلام کرده است. یکی اینکه رژیم صهیونیستی هر اقدامی چه در ایران و چه در خارج ایران علیه منافع و شخصیت‌های ایرانی انجام دهد، مستقیما از مبدا ایران پاسخ خواهد گرفت.

    این کارشناس اقتصاد بین‌الملل افزود: معادله دوم که ایران ترسیم کرد، این است که هر کشوری که به رژیم صهیونیستی برای اعمال ضربه به ایران کمک کند، قطعا پاسخ خواهد گرفت. بنابراین شرایط منطقه بستگی به کشورهای منطقه دارد. آنها باید انتخاب کنند که آیا حاضرند هزینه همراهی با رژیم صهیونیستی را بپردازند یا خیر.

    وی اضافه کرد: بعید است کشورهایی مثل امارات متحده عربی یا امثال آن وارد چنین بازی نظامی شوند. در بازی اقتصادی، سیاسی و امنیتی کاملا همسو و هم جهت هستند. یکسری کشورها هم مثل اردن که به صورت مشخص مدیریت خود را در خطر می‌بیند.

    احتمال افزایش امتیازات آمریکا به ایران

    ترابی فرد افزود: در اتفاقی که شنبه شب رخ داد، افکار عمومی جهان و در داخل اردن علیه پادشاه این کشور بود و به‌ صورت بلند مدت، موجودیت سیاسی پادشاه اردن را دچار مخاطره می‌کند. البته اردن جایگاه خاصی در اقتصاد منطقه ندارد و بیشتر از طریق بازی امنیتی و نظامی شرایط را پیش خواهد برد.

    وی درباره برآیند این ماجرا توضیح داد: در این ماجرا چون ایران به طرف آمریکایی ثابت کرد که اگر بخواهد با قدرتی مثل چین برخورد کند، نمی‌تواند ما را نادیده بگیرید و باید منافع ایران تامین شود، دور از انتظار نیست که طرف آمریکایی در دادن برخی امتیازات یک مقداری شل‌تر از گذشته نسبت به ایران عمل کند.

    این کارشناس اقتصاد بین‌الملل درباره بهبود شرایط اقتصاد ایران با ارائه امتیاز به کشور گفت: برای شرایط اقتصاد ایران، نمی‌توان پیش‌بینی ارائه کرد. قطعا کشوری که بتواند هژمونی امنیتی خود را تا جایی که می‌تواند به طرف‌های خود اثبات کند، در ازایش می‌تواند آن کارتی که دارد را نقد کند. طرف آمریکایی ارزش دلارش را از این هژمونی امنیتی و نظامی می‌گیرند. آن جایی که اهرم‌های نظامی و امنیتی کار نکند، دلار تضعیف می‌شود.

    وی درباره احتمال تقویت ارزش ریال توضیح داد: نمی‌توان گفت با اثبات هژمونی ایران ریال تقویت می‌شود. چون بنیان‌های اقتصادی ما وضعیت خوبی ندارد، ولی به نظر می‌رسد این بی‌ثباتی که در دو ماه اخیر دیدیم، یک مقداری آرام‌تر شود.