برچسب: دولت

  • اقتصاد ایران دچار “بیماری هلندی” است!

    اقتصاد ایران دچار “بیماری هلندی” است!

    به گزارش اقتصادران، فرشاد مومني، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي با بيان اينكه در فساد سرمايه سالار، موتور اصلي، رانت‌جويي سرمايه‌سالارانه است و ايران نيز يكي از قربانيان اين سازوكار است، اظهار كرد: مهم‌ترين ابزار سياستي براي شكل دادن به مناسبات رانتي، مالي‌سازي افراطي يا بيماري انگليسي است. مالي‌سازي افراطي، به مراتب مخرب‌تر و فاجعه‌آميزتر از بيماري هلندي است و بيماري هلندي را هم تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد.

    ابزار كليدي سياستي براي مالي‌سازي انگليسي هم شوك درماني است. به گفته مومني، در مناسبات شوك درماني، توليد ميان تهي مي‌شود و از كاركرد مي‌افتد و محملي براي كسب گونه‌هاي مختلف رانت تبديل مي‌شود. اين اقتصاددان اعطاي مجوز خودروسازي در ايران به تعداد خودروسازهاي فعال در ۹ كشور و اعطاي مجوز موتورسيكلت‌سازي به تعداد سازندگان موتور سيكلت در ۱۳ كشور را نشانه‌هاي ميان تهي شدن توليد و رانت جويي در اقتصاد ايران توصيف كرد.

    دكتر فرشاد مومني، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي كه با عنوان «فساد در نظام سرمايه‌سالار» در پرديس دانشگاه علامه طباطبايي و در گروه سياست‌گذاري عمومي دانشكده حقوق و علوم سياسي سخن مي‌گفت، ضمن تشريح ابعاد مفهوم شناسانه مقوله فساد، اظهارداشت: شايد يكي از پيچيده‌ترين مفاهيم كه به دشواري مي‌توان آن را در قالب يك تعريف مشخص و تعيين تكليف كرد، مفهوم فساد است.

    مدت‌ها بود كه متداول‌ترين تعريف از فساد، تعريفي بود كه بانك جهاني در گزارش توسعه جهاني سال ۱۹۹۷، با عنوان نقش دولت در جهان متحول ارايه كرد كه در آن فساد را امري منحصرا مرتبط با حكومت و ساختار قدرت درنظر گرفته و عنوان شده بود كه فساد سوءاستفاده شخصي از موقعيت‌هاي تصميم‌گيري و تخصيص منابع عمومي است. بعدها انتقادات گسترده‌اي نسبت به اين تعريف از جهات متعدد صورت گرفت.

    سوءاستفاده از اعتماد جامعه  در جهت منافع شخصي

    نشانه‌شناسي فساد

    اين استاد دانشگاه علامه طباطبايي، به آراي «سوزان رز اكرمن»، نويسنده كتاب «فساد و دولت» اشاره كرد كه معتقد است فساد نشانه ناكامي و ناتواني ساختار قدرت در ايجاد انگيزش‌هاي توليدي است و گفت: او معتقد است هر جا با فساد روبرو شديد، آن را نشانه‌اي از اين بگيريد كه ساختار نهادي به صورت نظام وار در حال كاهش انگيزه توليد است. «هانتينگتن» نيز فساد را نشانه بحران مشاركت مردم در تعيين سرنوشت سياسي و اقتصادي خود دانسته و مي‌گويد اگر هر جايي ديديد كه فسادي وجود دارد و خواستيد از دريچه دانش سياسي آن را بررسي كنيد، اوضاع و احوال مشاركت مردم در تعيين سرنوشت سياسي و اقتصادي خود را ببينيد. وي به تعاريف صاحبنظران اقتصادي و اجتماعي از فساد اشاره كرد و ادامه داد: فصل مشترك همه نشانه‌ها اين است كه فساد نشانه سلطه تمايلات پنهان كارانه چه در سطح دولت و حكومت و چه در سطح مردم است. در تعريفي ديگر، فساد نشانه اراده جدي به دست كاري در واقعيت است. پس هر جا اين دو مشخصه ديده شده، بايد يقين كرد كه همه گونه‌هاي فساد مي‌تواند موضوعيت داشته باشد. اين اقتصاددان با تاكيد بر اينكه بزرگ‌ترين ظلم و خطاي معرفتي كه بنيادگرايي بازار در دنيا رواج داده، اين است كه مردم و حكومتگران را از حساسيت نسبت به مساله نااطميناني دور كرده است، افزود: فساد نيروي محركه از كاركرد افتادن هرگونه تامين مالي توسط حكومت است. تخصيص‌ها به نام فعاليت‌ها و دستگاه‌ها و افرادي صورت مي‌گيرد، اما سر از جيب كساني ديگر درمي آورد.

    شكست سياست‌گذاري‌ها

    مومني با بيان اينكه در ۳۵ سال گذشته، در عرصه سياست‌گذاري عمومي در حيطه اقتصاد، تمام سياست‌هاي كليدي اتخاذ شده كشور، شكست خورده است، خاطرنشان كرد: ما در كشور به‌طور غيرعادي با پديده شكست سياست‌گذاري‌ها روبرو هستيم.

    وجه تلخ‌تر ماجرا اين است كه در ميان انبوه سياست‌هاي شكست خورده، در هر زمينه‌اي كه دولت‌ها حيثيت و مايه بيشتري از خود گذاشته‌اند، شدت و عمق آن شكست بيشتر بوده است. بنابراين در سطح توسعه و كلان، هزينه فرصت فساد تا جاهايي جلو مي‌رود كه مي‌تواند اساس بقاي جامعه و امنيت ملي را به مخاطره بيندازد.

    اين استاد دانشگاه با بيان اينكه يكي از كاركردهاي فساد، مشروعيت سوزي است و ما در اين زمينه، ماجراهايي داريم كه هر كدام در جاي خود ارزش جدي گرفتن دارد، ادامه داد: فساد صداهاي توسعه خواه را به حاشيه مي‌راند و در اين شرايط، هياهوهاي اصلي، هياهوهايي است كه از مناسبات فاسد نفع مي‌برند. مومني افزود: فساد به گونه‌هاي مختلف، نيروي محركه از كاركرد افتادن حكومت مي‌شود و يكي از كاركردهاي مهم فساد در سطح توسعه اين است كه سرمايه‌گذاري‌ها را هم از كاركرد مي‌اندازد. فساد توان يادگيري ساختار قدرت را هم از كاركرد مي‌اندازد و يك خطاي سياستي ۱۰ بار اتخاذ مي‌شود و ۱۰ بار هم شكست پرهزينه و پرفاجعه ايجاد مي‌كند، اما در عين حال استمرار مي‌يابد. بسيار متاسفم كه بايد گفت در هر كدام از اين نشانه‌ها مي‌توانيم تجربيات بسيار تلخ و غم‌انگيزي را در سه دهه گذشته ببينيم و ما در اين دوره، شاهد فاجعه آميزترين شكل شكست سياست‌گذاري هستيم.

    تجربه سقوط اتحاد شوروي آموزنده است

    اين اقتصاددان با بيان اينكه فساد مي‌تواند حتي امنيت ملي را مختل كند، گفت: در اين زمينه، هيچ تجربه‌اي براي ايران و حكومتش، آموزنده‌تر از واكاوي تجربه سقوط اتحاد شوروي نيست. در اين زمينه بايد مجموعه چهار جلدي «آندره فونتن»، يكي از برجسته‌ترين استراتژيست‌هاي دوره جنگ و سردبير لوموند را مطالعه كرد. او عنوان جلد چهارم را «يكي بدون ديگري» گذاشت و فرآيند سقوط اتحاد شوروي را توضيح داد. از ديدگاه فونتن، يكي از تكان‌دهنده‌ترين ماجراها اين بود كه از بيرون گفته مي‌شد اتحاد شوروي قدرت اتمي، موشكي و تسليحاتي بزرگ است؛ اما با اين حال اين قدرت، با خفت در افغانستان شكست خورد. وقتي ريشه‌يابي كردند، مهم‌ترين عامل شكست يك ابرقدرت از يك جامعه بدون حكومت در افغانستان را فساد عنوان كردند. وي يادآور شد: چون در معركه نبرد، حساب‌كشي از نحوه به كارگيري امكانات، ممكن نبوده، فرماندهان نظامي فاسد از پيشرفته‌ترين سلاح‌ها تا غذاي سربازان را در بازار سياه افغانستان مي‌فروختند و اينگونه مي‌شود كه يك ابرقدرت با همه طمطراق ظاهري، قبل از اينكه حريفش از بيرون اقدامي كرده باشد، آنها در درون فروريختند.

    پيوند فساد با حامي‌پروري

    اين استاد دانشگاه با بيان اينكه بايد پيوند فساد با تسخيرشدگي ساختار قدرت و حامي‌پروري بسيار مورد توجه قرار گيرد، توضيح داد: بعد از تجربه فروپاشي اتحاد شوروي، يكي از بحث‌هاي بسيار جذابي كه در حيطه اقتصاد سياسي مطرح شد، اين بود كه وقتي با مناسباتي سروكار داريد كه ساختار قدرت به تسخير مافيا يا گروه‌هاي پر نفوذ ذينفع در مي‌آيد، ديگر بحث از بخش خصوصي و دولت و اينكه چه كاري به دولت يا بخش خصوصي بسپاريم، بيرون از اين حيطه است و هر اقدامي شود، مافياها برنده آن هستند. به همين دليل است كه گفته مي‌شود در مبارزه با فساد، يا برنامه‌ريزي براي توسعه يا بودجه‌ريزي يا هر نوع قاعده‌گذاري عمومي، معطوف كردن توجه به ماهيت حكومت‌ها ضرورت دارد. مثلا اگر حكومتي دست نشانده يا تسخير شده باشد، از كوزه‌اش همان بيرون مي‌تراود كه در اوست. اين هم حيطه بسيار حياتي، آموزنده و ضروري براي كشورمان است.

    رانت‌جويي سرمايه‌سالارانه

    رييس موسسه مطالعات دين و اقتصاد با بيان اينكه در فساد سرمايه‌سالار، موتور اصلي، رانت جويي سرمايه‌سالارانه است و ايران نيز يكي از قربانيان اين سازوكار است، ادامه داد: مهم‌ترين ابزار سياستي براي شكل دادن به مناسبات رانتي، مالي‌سازي افراطي يا بيماري انگليسي است. مالي‌سازي افراطي، به مراتب مخرب‌تر و فاجعه‌آميزتر از بيماري هلندي است و بيماري هلندي را هم تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد. ابزار كليدي سياستي براي مالي‌سازي انگليسي هم شوك درماني است.

    مومني با بيان اينكه در اين حالت شاهد بروز همزمان ركود و تورم و افزايش شاخص‌هاي فلاكت و ازكارافتادگي‌ها هستيم، اظهار كرد: بر اساس تئوري‌ها، در اين مسير، دست‌كاري واقعيت در عرصه سياست‌گذاري و تبليغات، جايگاه بسيار ممتازي پيدا مي‌كند. براي نمونه، در اثر شوك درماني، تحميل رياضت به مردم به نام كاهش كسري بودجه دولت رخ مي‌دهد. اما ماجرا اين است كه نه تنها كسري بودجه دولت كاهش پيدا نمي‌كند، افزايش هم مي‌يابد اما قرباني اصلي، عامه مردم هستند. هر چه فرودست‌تر و بي‌صداتر، شدت قرباني شدن بيشتر.

    با ميان تهي كردن مفهوم  توليد مواجه هستيم

    اين اقتصاددان با بيان اينكه ما در چارچوب مناسبات شوك درماني با ميان تهي كردن مفهوم توليد مواجه هستيم، افزود: در مناسبات شوك درماني، توليد ميان تهي مي‌شود و از كاركرد مي‌افتد و محملي براي كسب گونه‌هاي مختلف رانت تبديل مي‌شود. وقتي مناسبات رانت جويي فعال شد، آن را به سمت اجتناب ناپذيري تشديد مالي‌سازي اقتصاد مي‌كشاند و مناسبات خاص بعد از خود را ايجادمي كند.

    تعداد مجوزهاي خودروسازي برابر با ۹ كشور صنعتي

    مجوز توليدموتورسيكلت‌سازي برابر با ۱۳ كشور!

    اين اقتصاددان ادامه داد: دستگاه‌هاي رسمي ما حدود ۲۱۹ مجوز براي توليد موتورسيكلت صادر كرده‌اند، با همان متدلوژي روشن شد كه اين ميزان مجوز معادل بالغ بر دو برابر كل واحدهاي توليد موتورسيكلت در چين، كره جنوبي، مالزي، اندونزي، تايوان، ژاپن، تايلند، ويتنام، هند، بنگلادش، ، پاكستان، فيليپين و تركيه است. در اين شرايط، بايد اندازه آن اقتصادها، وسعت، جمعيت و توليد ناخالص داخلي شان را با اين ارقام در ايران هم بررسي كرد. ببينيد ما چه مي‌كنيم! رمزگشايي از حكمتهاي رانتي و فسادزاي اين مسيرها، مي‌تواند براي كشور ما كانون نجات باشد. وي يادآورشد: مشابه اين ماجرا در زمينه پتروشيمي، فولاد و مجوزهايي كه براي آنها صادر شده نيز وجود دارد. در اين موارد؛ عنصر رانت و قباحت فساد بسيار عريان‌تر است.

    چون بنا به تعريف، آب بر و آلوده‌كننده‌ترين رشته فعاليت‌هاي صنعتي به حساب مي‌آيند، اما اكثر آنها در مناطقي مستقر شده‌اند كه حادترين وضعيت بحران آب را داريم. مومني با بيان‌اي انتقاد كه در مناسبات رانتي و پرفساد، نقدهاي عالمانه به نق زدن، ايراد گرفتن و تشويش اذهان عمومي تقليل داده مي‌شود، تصريح كرد: در همه مسائل مطرح شده، راهكار در درون فهم درست مساله وجود دارد.

    براي نمونه وقتي گفته مي‌شود فساد نشانه بحران مشاركت است، روشن است كه بايد اين مساله را رفع كرد. در سه دهه گذشته، همواره نزديك به دو، سوم جمعيت در سنين فعاليت ايران هيچ نقشي در توليد ملي نداشتند! رييس موسسه مطالعات دين و اقتصاد افزود: گفته مي‌شود كه بايد دقت كرد در مبارزه با فساد، تعداد آدرسهاي غلط بسيار زياد است؛ مثلا مي‌گويند يكي از آدرسهاي غلط اين است كه اگر مي‌خواهيد با فساد مبارزه كنيد، سراغ افراد، آن هم افراد به اصطلاح دانه درشت بايد رفت. تمام مطالعه‌هايي كه از سطح توسعه درباره فساد شده است مي‌گويند نهادها از افراد مهم‌تر هستند. اگر بستر نهادي را به عنوان مشوق فساد حفظ كنيد، با وضعيتي مواجه مي‌شويد كه اكنون شاهد هستيم كه در آن، ابعاد درشتي «دانه درشتهاي فاسد» فعلي در مقايسه با موارد قبلي، از ابعاد تصاعد عددي هم گذشته و خصلت نمايي پيدا كرده است! بنابراين اين يكي از آدرسهاي غلط است.

    اين عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي، اظهارداشت: برخي معتقدند كه ما به مستبد خونخوار سركوبگر نياز داريم و اين راه نجات ما است، در حالي كه اگر سركوب و استبداد مي‌توانست گرهي باز كند، برجسته‌ترين سركوبگر تاريخ معاصر ما رضا شاه بود كه سالانه ۲۵ تا ۴۵درصد كل منابع دولت را صرف ابزارهاي دولت مي‌كرد. اسمش اين بود كه ارتشي مي‌سازد كه از تماميت ارضي دفاع كند، اما آن ابزار در سركوب مردم موفق بود اما حتي قادر نبود ۴۸ ساعت از تماميت ارضي كشورمان دفاع كند.

    «ديكتاتور صالح» آدرسي غلط است

    وي با بيان اينكه برخي از مفهوم پارادوكسيكالي به نام ديكتاتور صالح استفاده مي‌كنند اما متوجه نيستند كه اينها قابل جمع شدن با هم نيستند، مساله «كوچك‌سازي دولت» را ديگر آدرس غلطي دانست كه با منافع گروه‌هاي خاص ارتباط دارد، اظهارداشت: وقتي در يك ساخت توسعه نيافته غيرشفاف شعار كوچك‌سازي دولت داده مي‌شود، رانتها، فسادها و سوءاستفاده‌ها و هزينه‌هاي بي‌مورد متوقف نمي‌شود، بلكه شاهد توقف اندازه تعهدات حكومت به تعهدات حاكميتي هستيم. در اين وضعيت، دولت در حال طفره‌روي از تعهدات خود درباره آموزش، سلامت و مسكن و تغذيه مردم است.

    مداخله حاكميتي دولت  در اقتصاد حدود ۱۳درصد است

    مومني يادآورشد: فقيرترين و مفلوك‌ترين كشورهاي دنيا، كه درآمد سرانه شان بين ۲ تا ۵ هزار دلار است، مداخله حاكميتي دولت در اقتصادشان به‌طور متوسط، ۲۷درصد است، گفت: كوچك‌ترين دولت‌ها، مفلوك‌ترين دولت‌ها هستند و اين نسبت در ايران، حدود ۱۳درصد و كمتر از نصف ميانگين مفلوك‌ترين كشورهاي دنيا است، بنابراين از اين آدرس‌هاي غلط هم در كشور ما عرضه مي‌شود كه طبيعتا در مواجهه ثمر بخش با فساد هم بايد به آنها توجه داشته باشيم. وي گفت: به اعتبار خصلت چند بعدي فساد و به واسطه پنهان كارانه بودن آن، مواجهه غيربرنامه‌ريزي شده با فساد محكوم به شكست است و تنها كشورهايي كه برنامه ملي مبارزه با فساد دارد و وجهه اصلي آن هم با درنظر داشتن پيشگيري‌ها است مي‌توانند موفق باشند.

  • دولت ناتوان دمار از روزگار مردم درآورد! / خبر بد روزنامه جمهوری اسلامی برای مردم ایران: سال آینده اوضاع بدتر می شود!

    دولت ناتوان دمار از روزگار مردم درآورد! / خبر بد روزنامه جمهوری اسلامی برای مردم ایران: سال آینده اوضاع بدتر می شود!

    به گزارش اقتصادران، جمهوری اسلامی نوشت: در روز‌های پایانی سال، فشار گرانی و تورم و بی‌سیاستی اقتصادی دولت، دمار از روزگار مردم درآورده و همه را به اعتراض کشانده است.

    به گفته نمایندگان، دولت در زمینه کنترل اوضاع اقتصادی، وظیفه و مسئولیت خطیری دارد که به آن عمل نمی‌کند و یا ناتوان از انجام آن است.

    در حالی که دولت سیزدهم در ابتدای روی کار آمدن به مردم وعده داده بود که مشکلات دولت‌های قبلی را برطرف کرده و اوضاع را برای مردم گلستان خواهد کرد، ولی متأسفانه آمار و مستندات نشان می‌دهد در سالی که به توصیه رهبری قرار بود «سال مهار تورم» باشد، تورم و گرانی بیش از همیشه صعودی‌تر شده است.

    تأسف‌بارتر اینکه از هم‌اکنون صدای پای گرانی‌های بیشتر برای سال آینده به گوش می‌رسد که اگر قرار باشد اوضاع بر همین منوال پیش برود، شرایط نگران‌کننده و شکننده‌ای در انتظار خواهد بود؛ لذا لازم است عقلای قوم و آنانی که سرنوشت مردم و کشور برای آن‌ها اهمیت دارد، تا دیر نشده به فکر چاره برآیند.

  • کسی نیست افسار این تورم را بکشد؟

    کسی نیست افسار این تورم را بکشد؟

    به گزارش اقتصادران، كافي است گشتي در شهر بزنيد تا قيمت‌ها يك بار ديگر در اين روزهاي پاياني سال شما را شوكه كند. حالا ديگر تدارك ديدن سفره هفت سين هم براي خيلي از خانواده‌ها غير ممكن به نظر مي‌رسد و در اين بين اما مسوولان همچنان سعي دارند با قيمت‌هاي دستوري بازار را كنترل كنند. البته ديگر نمي‌توان براي سبزه سفره هفت سين و آينه و شمعدان قيمت دستوري تعيين كرد و همين اقلام اين روزها با قيمتي نزديك به نيم ميليون تومان فروخته مي‌شود. حالا ديگر سفره هفت سين هم به يك كالاي لاكچري بدل شده است. تورم روزانه رو به افزايش است و اين در حالي است كه مسوولان هيچ اراده‌اي براي كنترل آن ندارند. همه چيز رها شده است.

    از قيمت ميوه و سبزي گرفته تا قيمت گوشت و مرغ. اگر قرار باشد مردم مايحتاج خود را از به اصطلاح ميادين تره بار تهيه كنند كه بايد از صبح خيلي زود در اين ميادين حاضر شوند و در صف‌هاي چند كيلومتري منتظر بمانند تا شايد بتوانند يك كيلو گوشت به قيمت ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان خريداري كنند در حالي كه براي تهيه همان گوشت در قصابي‌هاي شهر بايد تا ۸۰۰ هزار تومان بپردازند. شايد در زماني نه چندان دور افرادي زير خط فقر حضور داشتند كه از نعمت شغل محروم بودند و به دلايل مختلف مجبور به انجام كارهاي پاره وقت با درآمدهاي اندك بودند اما نكته قابل توجه اين است كه اين روزها اكثر افرادي كه زير خط فقر حضور دارند افراد شاغلي هستند كه ديگر دخل و خرج‌شان با هم سازگاري ندارد.

    تمام اين اتفاق‌ها به واسطه سياست‌هاي اشتباه دولت در زمينه اقتصاد رخ مي‌دهد و اين حجم از مشكلات اقتصادي مي‌تواند بحران‌هاي اجتماعي را نيز به دنبال داشته باشد. بحران‌هايي كه همين الان هم آمارشان به ميزان قابل توجهي افزايش يافته است. اينكه مردم نمي‌توانند هزينه‌هاي زندگي خود را تامين كنند اينكه افراد از حداقل‌هاي يك زندگي هم محروم مانده‌اند همه و همه نتيجه سياست‌هاي اشتباهي است كه دولت در زمينه اقتصاد در پيش گرفته است و ديگر نمي‌تواند كنترل بر روي قيمت‌ها داشته باشد. مساله اينجاست كه مردم براي تامين حداقل‌هاي معيشتي هم امروز با مشكلات زيادي مواجه‌اند. همين مساله باعث مي‌شود تا فقر در جامعه بيش از پيش ريشه دار شده و وقتي چنين اتفاقي مي‌افتد قطعا ما نمي‌توانيم مانع بروز بحران‌هاي اجتماعي در جامعه شويم. اين مساله‌اي است كه بسياري از اقتصاددان‌ها طي سه سال گذشته سعي در تفهيم آن به دولت داشته‌اند اما نه تنها موفق نبوده‌اند كه بارها و بارها مورد نكوهش قرار گرفته‌اند.

    بحران شاغلان فقير در راه است

    او مي‌افزايد: اما در اين دوران شرايط كاملا فرق مي‌كند. ما با درصد زيادي از افراد جامعه مواجه هستيم كه عليرغم داشتن شغل اما باز هم در ليست افراد فقير قرار مي‌گيرند چرا كه دستمزدها در برابر تورم حاكم بسيار ناچيز است و نمي‌تواند جوابگوي نيازهاي افراد باشد. وقتي ما از سبد معيشت ۳۰ ميليون توماني در كلانشهرها حرف مي‌زنيم و آن وقت حقوق ماهيانه يك كارگر به سختي به ۹ ميليون تومان مي‌رسد نمي‌توانيم انتظار داشته باشيم كه اين فاصله ۲۱ ميليون توماني همين طور خود به خود از بين برود. ميلاني در بخش ديگري از سخنان خود مي‌گويد: متاسفانه آمارهايي كه در زمينه فقر منتشر مي‌شود بسيار نگران‌كننده است. بر اساس آخرين آمارها نزديك به ۶۰ درصد افرادي كه زير خط فقر زندگي مي‌كنند شاغل هستند اما به دليل عدم دريافت دستمزد مناسب، عدم برخورداري از امكاناتي مانند بيمه و البته نداشتن امنيت شغلي در زمره افراد فقير جامعه به حساب مي‌آيند چرا كه توانايي تامين هزينه‌هاي زندگي خود را ندارند.

    اين كارشناس اقتصاد اظهار مي‌دارد: وقتي سطح معيشت مردم در جامعه دچار افت به شكل كنوني مي‌شود قطعا زمينه بروز بحران‌هاي بسياري در جامعه خواهد بود از رشد آسيب‌هاي اجتماعي مانند فساد و فحشا، دزدي و زورگيري، كودك آزاري و حتي همين كلاهبرداري‌هاي كلاني كه از مردم صورت مي‌گيرد.

    ميلاني با اشاره به مساله كوروش كمپاني مي‌گويد: چرا بايد چنين اتفاقي در كشور ما رخ بدهد. در حالي كه بارها و بارها مسوولان سعي كرده‌اند در مورد اين نوع كلاهبرداري‌ها هشدار بدهند اما باز همچنين اتفاقاتي به وفور در حال رخ دادن است. برخي اين مساله را به طمع كردن افراد ربط مي‌دهند در حالي كه اصلا چنين استدلالي درست نيست.

    او مي‌افزايد: وقتي مردم در وضعيت اقتصادي بدي قرار مي‌گيرند و براي تامين مايحتاج زندگي خود هم دچار مشكل هستند فرصت طلايي براي افراد سودجو فراهم مي‌شود چرا كه فرد فقير خيلي راحت‌تر از افردي كه سرمايه دار هستند گول رنگ و لعاب تبليغات و وعده‌هاي توخالي را مي‌خورد. در واقع اين افراد از فقر موجود در جامعه سوءاستفاده كرده و از مردم كلاهبرداري مي‌كنند. در حالي كه اگر امكان خريد يك گوشي تلفن همراه براي افراد جامعه تا اين حد مشكل ونبود و تبديل به رويايي دست نيافتني نمي‌شد قطعا كساني مانند صاحب كورورش كمپاني نمي‌توانست چنين كلاهبرداري بزرگي را رقم بزند.

    فقر تحميلي جامعه را به قهقرا مي‌برد

    امان‌الله قرايي جامعه‌شناس نيز در اين‌باره مي‌گويد: متاسفانه آنچه امروز جامعه ما به آن دچار شده فقر تحميلي است. شرايطي كه باعث شده تا افراد عليرغم فعاليت‌هاي كه انجام مي‌دهند اما نتيجه زحمات خود را به درستي دريافت نكنند و اين مساله مي‌تواند تبديل به بحراني فراگير در جامعه شود.

    او مي‌افزايد: فقر به هر شكل جامعه را دچار بحران مي‌كند. افراد نسبت به يكديگر ديگر با سعه صدر و رحمت رفتار نمي‌كنند. خانواده‌ها ديگر به اصول اخلاقي پايبند نيستند چرا كه شكم گرسنه اعتقادي به اصول و رفتارهاي اصولي و … ندارد. ما نمي‌توانيم چشم به روي واقعيت‌ها ببنديم و آنها را انكار كنيم و انتظار داشته باشيم با اين انكارها مشكلات از بين بروند. اين جامعه شناس اظهار مي‌دارد: متاسفانه طي سال‌هاي اخير وضعيت آسيب‌هاي اجتماعي در كشور ما بسيار بحراني است.

    از فساد و فحشا گرفته كه بنيان خانواده‌ها را متزلزل كرده است تا اعتياد و دزدي و …. افراد وقتي هيچ دورنمايي از زندگي خود نداشته باشند و نتوانند براي آينده خود برنامه‌ريزي كنند و مدام درگير امروز خود باشند قطعا براي رفع اين مشكلات ممكن است دست به هر خطايي بزنند. جالب است مسوولان از افزايش آمار طلاق ابراز نگراني مي‌كنند، از سوي ديگر قانون جواني جمعيت را به تصويب مي‌رسانند اما فقر جاري در جامعه را ناديده مي‌گيرند در حالي كه همين فقر و عدم اميدواري به آينده باعث شده تا هم آمار طلاق در كشور افزايش پيدا كند و هم از سوي ديگر زوج‌هاي جوان هيچ ميل و رغبتي به فرزند آوري نداشته باشند.

    چشم‌اندازي كه روشن نيست

    اين روزها اخبار و اتفاقات نه تنها آينده‌اي روشن را نويد نمي‌دهد كه براي بسياري از ما وارد شدن به سال جديد مساوي است با رو به رو شدن با اتفاق‌هاي غير منتظره و البته ناخوشايند. اينكه قرار است تورم در سال ۱۴۰۳ افزايش پيدا كند واقعيتي
    انكار ناپذير است اما مساله اينجاست كه مردم قرار است چطور و با چه امكاناتي به جنگ اين تورم بروند وقتي هنوز دولت از دادن ابتدايي‌ترين حق كارگران كه همان تعيين نرخ سبد معيشت و به دنبال آن تعيين دستمزد سال آينده است، امتناع مي‌كند.

  • برگشت اعتماد به بورس با تزريقِ خبر، اشتباه بزرگي است!

    برگشت اعتماد به بورس با تزريقِ خبر، اشتباه بزرگي است!

    به گزارش اقتصادران، محسن عباسی طی یادداشتی در روزنامه تعادل نوشت:

    سال‌ها پيش كه نفت خوب فروش مي‌رفت دولت نه صحبتي از حمايت از بورس مي‌كرد و نه خيلي به درآمد شركت‌هاي بورسي كاري داشت. عمده‌ تريدرهاي حقيقي و حقوقي دنبال سود مجمع بودند و فصل مجامع هم بورس داغ بود. كم‌كم با افزايش تحريم‌ها و ناتواني در فروش و وصول پول نفت، دولت به سراغ شركت‌هاي بورسي آمد و بخشي از درآمدهاي آنان را تحت عنوان عوارض صادراتي و ماليات و… را تصاحب كرد. با بدتر شدن وضعيت، سراغ پتروشيمي‌ها رفتند و با پرچم مبارزه با خام‌فروشي و اينكه پتروشيمي‌ها گاز ارزان دريافت مي‌كنند، بخشي ديگر از اين درآمدها را هم مال خود كردند.

    صنايعي هم كه قابل وضع عوارض و ماليات نبود (معاف از ماليات يا زيان‌ده بودند) به مالكيت خود و دوستان درآورده يا مديران بي‌ربط گماردند يا با قيمت‌گذاري دستوري زمين‌گيرش كردند. در واقع داستان دولت و شركت‌ها اين است كه يا شركتي داريد كه ما داريم انرژي ارزان به او مي‌دهيم پس «گِران»ش مي‌كنيم، يا شركتي داريد كه صادرات دارد و ما بايد عوارض صادراتي‌اش را بگيريم. اگر هم شركتي داريد كه به ما هيچ جور مربوط نمي‌شود پس بايد محصولاتش را به قيمت دستوري كه ما تعيين مي‌كنيم بفروشيد! پيغام اين نوع رفتار، توسط سرمايه‌گذارانِ ساير صنايع هم به خوبي دريافت مي‌شود و پديده‌ ترس از قانون‌گذار باعث خروج ساير سرمايه‌گذاران از بازار مي‌شود.

    بازي با اعتماد بازار عواقب سنگيني دارد كه مدت‌ها در ذهن سرمايه‌گذار باقي مي‌ماند.دقت كنيد خبر اخذ جريمه از بانك‌ها، «بارِ منفي» دارد، بنابراين، خبر تكذيب مي‌شود تا اثرش جبران شود، اما تكذيب خبر نه تنها كمكي نمي‌كند بلكه فضا را ملتهب‌تر مي‌كند زيرا به سرمايه‌گذاران عدم اطمينان و پيش‌بيني‌ناپذيري را هم القا مي‌كند. من فكر مي‌كنم برگشت اعتماد به بورس با تزريقِ خبر، اشتباه بزرگي است! بعد از تاييد و تكذيب، اخبار نه تنها اثرش را از دست مي‌دهد بلكه باعث تشديد بي‌اعتمادي مي‌شود.

    آمار معاملات مي‌تواند نشاني از ميزان برگشت سرمايه‌گذاران و آشتي با بورس باشد؛ بنابراين بايد به‌طور مداوم زيرنظر قرار گيرد. من فكر مي‌كنم براي داشتن يك بازار شاداب، با ريتم درست و پر حجم شايد ۸ الي ۱۰ ماه ديگر زمان لازم داشته باشيم مگر اينكه جامپ دلار سرمايه‌گذاران كوتاه‌مدتي و نوسان‌گيران را راهي تابلوي معاملاتي كند در غير اين صورت شرايط نوسان‌گيري و حركات موجي كوتاه‌مدت در بازار حاكم خواهد بود.

    دولت بازي خطرناكي با وضع ماليات روي سپرده بانكي و صندوق‌هاي با درآمد ثابت شروع كرده.

    من طرفدار سود بانكي نيستم. همين سود بانكي هم جوابگوي تورم نيست! نرخ بالاي سود بانكي نتيجه‌ تورمي است كه ايجاد شده و اقتصاد كشور اين سود را از آن جهت پرداخت مي‌كند كه نقدينگي (نتيجه چاپ پول) حداقل در كوتاه‌مدت در حساب‌هاي بانكي بماند (البته كه بعد از چند سال اين سوپاپ اطمينان هم ديگر عمل نمي‌كند و با خروج نقدينگي، انفجار قيمتي رخ مي‌دهد). اقتصاد ما بسته است و جز مشتي توهم چيزي در آن پيدا نمي‌شود، فعلا نفت مانع فروپاشي اقتصاد به‌طور كامل شده است و از رشد توليد و سرمايه‌گذاري خبري نيست. دولتمردان به جاي اينكه راهكارهاي بلندمدت براي رشد اقتصادي و افزايش توليد ناخالص داخلي را پيگيري و تسهيل كنند، در حال بستن آخرين سوپاپ ديگ جوشان نقدينگي هستند و چشم به ماليات سپرده هم دارند! فكر مي‌كنيد سپرده‌گذار پولش را در بانك نگه مي‌دارد و به شما ماليات پرداخت مي‌كند؟ بي‌برو برگرد بخش زيادي از اين مبالغ وارد بازارهاي سفته‌بازي خواهد شد.

    ارز و طلا به علت كم ريسك بودن اولين گزينه نقدينگي خواهند بود و بورس هم مي‌تواند از اين سيل نقدينگي بهره‌مند شود. واقعا يك نفر پيدا نمي‌شود بگويد كه چرا بايد اينگونه با ساختار اقتصادي كشور بازي كنيم؟چرا بودجه كشور اينقدر به روزمرّگي افتاده است؟ به نظر من اگر اين ماليات تصويب شود زلزله‌ بزرگي در اقتصاد ايران پديدار خواهد شد. يك اتفاق بي‌سابقه در بازارهاي كالايي و خدمات خواهدبود.

  • ناکامی بانک مرکزی در جمع آوری نقدینگی از بازار

    ناکامی بانک مرکزی در جمع آوری نقدینگی از بازار

    به گزارش اقتصادران، زمانی که به صورت میانگین بازار طلا طی ۱۲سال اخیر ۵۰برابر، قیمت ارز ۳۵برابر، قیمت خودروی نمونه‌ای ۴۳برابر و قیمت مسکن بیش از ۳۰برابر افزایش یافته، اما نرخ سپرده بانکی تنها حدود ۶برابر طی مدت اخیر افزایش داشته است، توجیهی برای نگهداری حجم زیادی از ریال در بانک‌ها یا در نزد مردم، به‌خصوص به صورت بلندمدت باقی نمی‌گذارد. داده‌های بانک‌مرکزی در خصوص ترکیب سپرده‌ها و حرکت از سمت سپرده‌های بلندمدت به کوتاه‌مدت و جاری، گویای این قضیه است.

    براساس آمار در کوتاه‌مدت نیز بازارهای طلا و ارز از سپرده بانکی بیشتر بازدهی داشته‌اند. در این بین، اقدامات دولت برای جذب نقدینگی بازارهای موازی نظیر برگزاری حراج سکه و انتشار گواهی سپرده هم تاثیر بسیار کمی بر کنترل قیمت دارایی‌هایی نظیر ارز و طلا حتی در کوتاه‌مدت داشته است.

    طی دوماه اخیر نسبت پول به شبه‌پول حدود ۳‌درصد افزایش داشته (از ۳۰ به ۳۳درصد) که نشان‌ می‌دهد طرح گواهی سپرده خاص ۳۰درصدی فعلا پاسخی آنچنانی نداشته و مردم تمایلی به نگهداری سپرده‌های بیشتر (شبه‌پول) در بانک‌ها ندارند و براساس اطلاعات بهمن‌ماه بانک‌ها، این طرح صرفا موجب کاهش حاشیه سود واسطه‌گری و تحمیل هزینه‌های مازاد به تعدادی از بانک‌های متقاضی نرخ بالا و قربانی کردن آنها شده است.

    ضمن آنکه با افزایش نسبت پول به شبه‌پول، پول حاصله احتمالا به سمت بازارهای موازی مانند ارز و طلا سرایت کرده است. دلایل این امر عوامل بنیادی مانند بی‌اعتمادی به ریال در داخل و خارج از ایران و از بین رفتن خاصیت ذخیره پول (در حال حاضر ریال جزو پنج پول ‌کم‌ارزش جهان است)، افزایش قیمت‌های جهانی و داخلی طلا و ارز و فضای سیاسی بین‌المللی است. در چنین فضایی طرح برخی ادعاها و اقدامات مانند برداشت دولت از حساب‌های بانکی به دلایل فرار مالیاتی و… سبب ترویج انگیزه مردم به نگهداری ارز و طلا به‌جای سپرده شده که قطعا تورم انتظاری را افزایش خواهد داد.

  • تیشه به ریشه ریال!

    تیشه به ریشه ریال!

    به گزارش اقتصادران، کاظم بهرامی، پژوهشگر اقتصادی طی یادداشتی در روزنامه دنیای اقتصاد نوشت:

    ارزش هر دارایی به میزان تمایل کنشگران بازار به خرید، استفاده، تصاحب و نگهداری آن وابسته است. واحدهای پولی هم از این قاعده مستثنی نیستند. تمایل مردم به استفاده از ریال در مراودات مالی و نگهداری دارایی خود به شکل ریال یا برعکس، استفاده از گزینه‌‌‌های دیگر، بر ارزش ریال اثرگذار است. از آنجا که یکی از کارکردهای پول ذخیره ارزش است، اعتماد کاربران نخستین و مهم‌ترین عاملی است که تمایل آنان به استفاده از یک واحد پولی را شکل می‌دهد.

    برای حفظ ارزش یک واحد پولی، اولین و مهم‌ترین شرط این است که کاربران اطمینان حاصل کنند که هرگونه دست‌‌‌درازی به دارایی‌‌‌های آنها تحت هر شرایطی غیرممکن است. به‌عنوان مثال، طراحی اسکناس به گونه‌‌‌ای که امکان جعل و تقلب را به حداقل برساند، یکی از تدابیر امنیتی است که ناشر پول برای حفاظت از دارایی مردم و جلب اعتماد آنان و تشویق به استفاده از آن انجام می‌دهد. همچنین تامین زیرساخت دیجیتالی که امنیت تراکنش‌‌‌های مالی در برابر تهدیدهای سایبری و امکان دسترسی هکرها و سارقان به دارایی و اطلاعات شهروندان را تامین می‌کند، یکی دیگر از خدمات ناشر پول برای جلب اعتماد کاربران است.

    قاعدتا اگر ارزش پول ملی یک کشور دغدغه حاکمیت باشد، باید به شهروندان اطمینان دهد که می‌‌‌توانند در امنیت کامل و با خیال آسوده از خدمات بانکی بهره‌‌‌مند شوند و دارایی آنها درمقابل هر خطری محفوظ است. به‌طور مثال، وقتی نظام بانکی نتواند دارایی و اطلاعات شهروندان را از دسترسی هکرها محفوظ نگاه دارد، طبیعی است شهروندان به گزینه‌‌‌های دیگر تمایل پیدا کنند و ارزش واحد پولی مورد نظر که مستقیما به سطح اعتماد و اطمینان کاربران آن وابسته است، کاهش پیدا کند.

    حال تصور کنید ناشر پول، خود اولین تهدید برای دارایی مردم باشد و به اشکال مختلف به آنان اعلام کند که ما ازطریق پولی که منتشر می‌‌‌کنیم قصد داریم شما را کنترل کنیم، خواسته‌‌‌های خود را بر شما تحمیل کنیم و اگر به خواسته‌‌‌های ما تن ندهید هیچ تضمینی برای مالکیت شما بر دارایی‌‌‌ها و اموالتان وجود ندارد. هرآنچه در دسترس ما قرار دارد، صاحب واقعی آن ما هستیم و هرموقع اراده کنیم آن را  مصادره می‌‌‌کنیم.

    بدیهی است که در چنین شرایطی مردم تا جایی که امکان دارد به گزینه‌‌‌های دیگر روی می‌‌‌آورند. کم‌‌‌وبیش این قاعده‌‌‌ درباره همه پول‌‌‌های فیات (پول‌‌‌هایی که دولت‌‌‌ها منتشر می‌کنند) صدق می‌کند و دولت‌‌‌ها به اشکال گوناگون از انحصاری که در انتشار پول دارند استفاده می‌کنند. مثلا از طریق تکثیر پول و خلق تورم، دارایی شهروندان را هرگونه که صلاح می‌‌‌دانند به دیگران انتقال می‌دهند. کاهش ارزش پول‌‌‌های فیات درمقابل دارایی‌‌‌های دیگر مثل طلا و ارزهای دیجیتال به‌خوبی از این واقعیت پرده برمی‌دارد.

    با این حال سوءاستفاده همه دولت‌‌‌ها یکسان نیست و به عواملی مانند میزان برخورداری آنها از استانداردهای حکمرانی مانند شفافیت و پاسخگویی و همچنین تمایل آنها به کنترل زندگی شهروندان یا به عبارتی درجه تمامیت‌‌‌خواهی دولت‌‌‌ها بستگی دارد. در ایران حاکمیت همیشه تلاش کرده است حیطه اختیارات خود را از طریق اهرم‌‌‌های مختلفی که در اختیار دارد گسترش دهد و دامنه نفوذ خود را به همه عرصه‌‌‌های زندگی بگستراند.

    کماکان ارزش ریال مهم‌ترین قربانی این رویارویی است. بازی بیش از حد با کارت ریال و استفاده آشکار از آن به عنوان یک سلاح، بیش از پیش افراد را به رویگردانی از پول ملی دعوت می‌کند و چه‌بسا این رویگردانی را به عنوان یک عمل نمادین در نزاع موجود تبدیل کند. براین مبنا لایحه مذکور و مطرح کردن آن در این موقعیت موید دو نکته است؛ نخست اینکه بانیان این کار از چند و چون بده‌بستانی که با آن مواجه هستند، آگاه نبوده و ابتکار عمل افراد در خنثی کردن اهرم‌‌‌های کنترلی دولت –به‌خصوص با امکاناتی که فناوری در اختیار آنها قرار می‌دهد- را نادیده می‌گیرد و دیگر اینکه آخرین چیزی که برای بانیان این لایحه اهمیت دارد، ارزش پول ملی است.

  • اقتصاد نوسانی دولت سیزدهم و مردم بي‌پناه

    اقتصاد نوسانی دولت سیزدهم و مردم بي‌پناه

    به گزارش اقتصادران، مرتضی عزتی طی یادداشتی در روزنامه تعادل نوشت:

    با پايان گرفتن انتخابات مجلس دوازدهم، پالسي كه به بازارها ارسال شده، نوسان و التهاب را در اقتصاد نمايان كرده است. دلار در دالان صعودي بسیار بالا قرار گرفته، سكه ركوردهاي تازه‌اي را ثبت مي‌كند و ساير بازارها هم با افزايش نرخ‌ها روبه‌رو هستند.

    از سوي ديگر فقدان نظارت بر سوداگري‌ها، گرانفروشي‌ها، كم‌فروشي‌ها و… مردم را بي‌دفاع در برابر موج گراني‌ها رها كرده است. دردآور اينكه مردمي كه به‌ طور طبيعي مي‌بايست در روزهاي پاياني سال به فكر خريد و تامين مايحتاج نوروزي خود باشند، سر در گريبان فرو برده و به جز تماشاي ويترين برخي فروشگاه‌ها قادر به خريد اقلام مورد نياز خود نيستند. وضعيت فروشندگان و كسبه خرد هم بهتر از خريداران ۷ دهك محروم جامعه نيست؛ آنها هم كه با چك و سفته و قرض اقلامي را خريداري كرده‌اند تا به فروش برسانند، در برهوت تقاضا و غيبت مشتريان، نگران چشم‌انداز آينده خود هستند. اما بايد ديد ريشه اين نوسانات در بازارها چيست؟

    بخشي از اين نوسانات به دليل افزايش تقاضا در برخي حوزه‌هاي خاص است. جدا از ۷ دهك محروم افزايش تقاضاي تسويه حساب‌هاي ارزي، تقاضاي مبادلات، افزايش تقاضاي سكه، طلا و… باعث شده بازار اسفند امسال مانند سال‌هاي قبل همراه با نوسانات فراواني باشد. اما به جز اين گزاره، ۲ عامل مهم سياسي هم در ايام منتهي به عيد رخ دادند كه بازارها را در تلاطم افزون‌تر بردند. نخستين عامل مهم، بحث انتخابات مجلس دوازدهم است كه بازارها را در نگراني فرو برد. انتخاباتي كه استقبال از آن بسيار كمتر از دوره‌هاي قبل بود. ضمن اينكه حضور افراد راديكال و تندرو در انتخابات باعث شد چشم‌انداز تاريكي از احتمالات آينده براي مردم و فعالان اقتصادي شكل بگيرد.

    اين انتخابات نشانه اين است كه رويكردهاي افراطي در كشور افزايش پيدا كرده و صلح و امنيت و آرامش اقتصادي چندان بهبودي پيدا نمي‌كنند. موضوع مهم بعدي، تبرئه ترامپ از اتهامات وارده در امريكا بود كه موانع پيش روي او براي حضور در انتخابات را از ميان برداشت. ترامپ هم بلافاصله پس از حتمي شدن حضورش در انتخابات ايالات متحده درباره ايران و نقش ايران در منطقه صحبت كرد. اين گزاره هم وضعيت متلاطم‌تري را از منظر سياسي و اقتصادي نويد داد. اين وقايع سياسي، باعث شدند نااطميناني در اقتصاد ايران بيشتر و مشكلات افزون‌تري ايجاد شود. در اين ميان نظام تصميم‌سازي‌ها و برنامه‌ريزي‌هاي اجرايي هم به گونه‌اي است كه نمي‌توان از آن اميدي به بهبود داشت. البته بايد توجه داشت، تصميم‌گيري در اقتصاد ايران چندان در دست دولت نيست، بلكه سياست‌هاي كلي كه در نهادهاي بالاتر از دولت تعيين شده و وضعيت را به پيش مي‌برد.

    سياست‌هايي كه در اثر آن ايران به جاي توسعه مناسبات ارتباطي با جهان پيراموني در وضعيت تنش‌زايي و تخاصم با قدرت‌هاي بزرگ و منطقه قرار بگيرد، اساس بروز مشكلات در كشور است. اين وضعيت باعث شده نشانه‌اي از احياي برجام مشاهده نشود؛ به تعبير ديگر ايران همواره در وضعيت جنگي قرار دارد؛ ايران به صورت مستمر در جنگ سياسي، درجنگ اقتصادي، در جنگ تحريمي، در جنگ با استكبار، در جنگ با صهيونيسم، در جنگ نيابتي، در جنگ مقاومتي و… قرار دارد.

    در يك چنين شرايطي نمي‌توان انتظار داشت كه دولت سياست‌هايي را اعمال كند كه كشور را به سمت رشد اقتصادي و بهبود اشخص‌هاي اقتصاد و معيشتي سوق بدهد. نه اينكه دولت سياستي اجرا كرده باشد، بلكه به جايي رسيده كه متوجه شده نمي‌تواند اقدام خاصي صورت بدهد. نهايت برنامه‌هاي دولت خلاصه شده در برخي فضاسازي‌هاي خاص و برخي اظهارنظرهاي مقطعي. مثلا رييس كل بانك مركزي ناگهان اعلام مي‌كند بازار غيررسمي و بازار آزاد ارزي را قبول ندارد! اما بلافاصله خبر مي‌رسد كه دولت در برنامه‌ريزي‌هاي اقتصادي و روند قيمت‌گذاري كالاها، دلار را با قيمتي بالاتر از نرخ بازار آزاد محاسبه كرده است! طبيعي است بازار به اين همه ناهماهنگي واكنش نشان داده و نوساني شود.

    ايران در شرايطي قرار گرفته كه متغيرهاي اقتصادي چندان در آن اثرگذار نبوده و عوامل كلان‌تر و غيراقتصادي به اندازه‌اي قدرت و نفوذ دارند كه سياست‌هاي دولت نمي‌تواند تغيير خاصي ايجاد كند. اين واقعيت اقتصاد و سياست و جامعه ايران است؛ اقتصادي كه قادر به برنامه‌ريزي ميان‌مدت و بلندمدت نيست و گرفتار سياستي است كه تندروها در آن حرف اول را مي‌زنند.

  • بودجه 1403 آنقدر تعیین تکلیف نشد که مجلس به تعطيلات نوروزي رفت!

    بودجه 1403 آنقدر تعیین تکلیف نشد که مجلس به تعطيلات نوروزي رفت!

    به گزارش اقتصادران، در شرايطي كه تلاطم‌هاي اخير به وجود آمده در بازارهاي كلاني مانند طلا و ارز، موجي از نگراني را در ميان مردم به وجود آورده، اين انتظار وجود داشت كه نمايندگان مجلس در كنار دولت براي برنامه‌ريزي در حوزه‌هاي كلان اقتصادي گام‌هاي محكمي بردارند اما در حالي كه مجلس چند هفته درگير فضاي انتخاباتي بود، روز گذشته اعلام شد كه جلسات علني مجلس در سال جاري به پايان رسيده و جلسه بعدي در ۱۹ فروردين ۱۴۰۳ تشكيل مي‌شود!

    آخرين جلسه صحن مجلس شوراي اسلامي در سال ۱۴۰۲ صبح روز سه‌شنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۲ به رياست عبدالرضا مصري نايب‌رييس مجلس شوراي اسلامي برگزار شد. در اين جلسه نمايندگان مجلس گزارش كميسيون اقتصادي درباره طرح اصلاح قانون نظام صنفي كشور و همچنين طرح تامين مالي توليد و زيرساخت‌ها (اعاده شده از شوراي نگهبان) را مورد رسيدگي قرار دادند. مصري، نايب‌رييس مجلس كه رياست جلسه را بر عهده داشت، پيش از نواختن زنگ پايان جلسه امروز صحن مجلس اعلام كرد كه جلسه بعدي صحن مجلس ساعت ۸ و ۴۵ دقيقه روز يكشنبه ۱۹ فروردين ماه ۱۴۰۳ برگزار خواهد شد. اين اتفاق در حالي نهايي شد كه از چند روز قبل بحث درباره بودجه ۱۴۰۳ ناتمام باقي مانده بود.

    مجلس بر اساس آيين نامه بخش نخست بودجه را بررسي و نهايي كرده و آن را به شوراي نگهبان داده است. هنوز اين شورا پاسخي درباره تاييد يا اصلاحات احتمالي بر مصوبات مجلس ارايه نكرده و در صورتي كه شوراي نگهبان حتي تمام مصوبات مجلس را نيز به شكل همزمان تاييد كند، باز هم كار به بخش دوم بودجه خواهد رسيد تا دولت آن را در اختيار مجلس بگذارد و نمايندگان نسبت به بررسي و تصويب بخش‌هاي مختلفش اقدام كنند، موضوعي كه خود احتمالا زمان زيادي نياز خواهد داشت. در چنين شرايطي با تعطيلي رسمي مجلس بايد ديد كه تكليف بودجه چه خواهد شد و برنامه اقتصاد ايران براي ۱۴۰۳ چه مي‌شود.

    اين در حالي است كه وقتي دو روز قبل نمايندگان از رييس مجلس درباره احتمال تصويب بودجه چند دوازدهم سوال پرسيده بودند، قاليباف اين موضوع را رد كرده بود. در بخشي از توضيحات رييس مجلس اين طور اعلام شد: ماده ۱۸۲ آيين‌نامه روند رسيدگي به لايحه بودجه را تعيين كرده است ما در مرحله اول تمامي احكام به اضافه منابع و مصارف را براساس پيشنهاد دولت بررسي و تصويب مي‌كنيم سپس مصوبات به شوراي نگهبان ارايه مي‌شود كه اين پروسه ۴۵ روز طول مي‌كشد.

    ما اكنون در مرحله بررسي شوراي نگهبان هستيم كه بعد از تاييد شورا بخش اول لايحه بودجه به قانون تبديل شده و آن را به دولت مي‌دهيم سپس دولت جداول تفصيلي يعني همان مرحله دوم لايحه بودجه را به مجلس شوراي اسلامي تقديم مي‌كند آن وقت نوبت به بررسي بخش دوم يعني بررسي در كميسيون‌هاي تخصصي، كميسيون تلفيق و صحن علني مي‌رسد كه آن هم حدودا ۴۰ روز زمان لازم دارد. اصلاحيه ما درباره ايراد شوراي نگهبان و دادن مجوز به دولت براي برداشت از منابع به معناي بودجه دو دوازدهم نيست، چون ما بخش اول لايحه بودجه مربوط به منابع و مصارف را تصويب كرديم كه اين يعني جدول يك تا چهار تصويب شده است اما جداول مربوط به دستگاه‌هاي سياستگذار و اجراي طرح‌ها تصويب نشده است.

    هنوز در شوراي نگهبان بودجه نهايي نشده است البته تا چهارشنبه هفته جاري براساس اصلاحات امروز مجلس شوراي اسلامي بخش اول لايحه بودجه قطعي خواهد شد بعد از آن دولت ۱۰ روز وقت قانوني براي ارايه بخش دوم بودجه را دارد حتي با فرض اينكه دولت در مدت زمان يك روز هم جداول را به مجلس شوراي اسلامي بفرستد امكان بررسي جداول در روزهاي باقي‌مانده تا پايان سال وجود ندارد. براين اساس با توجه به اينكه بخش اول لايحه بودجه به زودي تبديل به قانون مي‌شود و آن را به دولت ابلاغ مي‌كنيم ما در اينجا مجوزي به دولت داديم تا دولت معطل بخش دوم بودجه نماند دولت مي‌تواند دريافتي‌ها و پرداختي‌ها را به صورت علي‌الحساب انجام دهد ما بعد از عيد جداول تفصيلي را بررسي مي‌كنيم.

    سال‌هاي قبل هم يعني تا پيش از اصلاح آيين‌نامه داخلي (تغيير در شيوه بررسي بودجه) جداول تا ارديبهشت‌ماه به دولت ابلاغ مي‌شد. اين موضوع به خاطر آن رخ داده كه در ابتدا بايد دولت بخش اول لايحه بودجه را در اول آبان‌ماه به مجلس شوراي اسلامي مي‌داد كه اين كار با تاخير صورت گرفت همچنين مسير رسيدگي به مصوبات مجلس شوراي اسلامي در شوراي نگهبان و هيات عالي نظارت همزمان‌بر شد؛ در نهايت با توجه به جميع اين موارد جمع‌بندي بر اين شد كه دولت علي‌الحساب دريافتي‌ها و پرداختي‌ها را بتواند در سال جديد انجام دهد. به اين ترتيب آن طور كه مجلس گفته علت اين اتفاق تحويل با تاخير بخش نخست بودجه از سوي دولت بوده و حالا با تعطيلي مجلس مشخص نيست كه تكليف نهايي بودجه ۱۴۰۳ چه زماني مشخص خواهد شد.

    اين اتفاق در حالي رخ داده كه هنوز بازارهاي مهمي چون طلا و ارز با چالش‌هاي قيمتي مواجه هستند كه هنوز بانك مركزي نتوانسته راهي براي برون رفت از آن پيدا كند. خبرگزاري دولتي ايسنا روز گذشته درباره وضعيت قيمت بازار ارز نوشته: قيمت دلار در زمستان امسال، فراز و فرودهاي زيادي را پشت سر گذاشت. دي، ماه آرامي براي دلار نبود؛ تحولات مرزي بين ايران و پاكستان، ناآرامي‌ها در يمن و حمله به نظاميان امريكا در اردن كه امريكايي‌ها به نقش ايران در آن تاكيد داشتند، افزايش نرخ ارز و دلار را به همراه داشت؛ تا جايي‌كه در بهمن ماه، قيمت دلار تا ۵۹ هزار تومان هم پيش رفت و حتي در مقاطعي به ۶۰ هزار تومان هم رسيد. البته روند صعودي دلار در بهمن‌ماه ادامه‌دار نبود؛ به‌طوري كه از ۱۴ بهمن ماه، قيمت دلار نزولي شده و تا ميانه بهمن‌ماه به ۵۵ هزار تومان بازگشت.

    همچنين در روزهاي پس از آن هم دلار در همين محدود ۵۵ هزار تومان ثبات داشت؛ اما با آغاز اسفند، بار ديگر صعودي شد؛ تا جايي كه از هفته گذشته از كانال‌هاي ۵۷ و ۵۸ هزار تومان هم عبور كرد و هفته گذشته بار ديگر در بازار آزاد به ۶۰ هزار تومان هم رسيد. همچنين هفته گذشته خبرهايي منتشر شد مبني‌بر اينكه بازارساز با عرضه و فروش ۴۰۰ ميليون درهم در سامانه نيما، نياز بازار در ايام پاياني سال را تامين كرده است. همين خبر شايد يكي از عواملي بود كه باعث شد روزهاي گذشته براي بازار ارز، روزهاي آرام‌تري باشد. نرخ دلار كه چهارشنبه گذشته در بازار آزاد به ۶۱ هزار تومان هم رسيد، در هفته جاري روند نزولي به خود گرفت؛ تا جايي كه قيمت اين ارز در بازار آزاد در مقاطعي تا ۵۹ هزار تومان هم كاهش يافت. مشاهدات ميداني خبرنگار ايسنا از بازار ارز در ميدان فردوسي نشان مي‌دهد از تب و تابي كه هفته گذشته در بازار ارز وجود داشت، كاسته شده است.

    دلال‌هاي بازار، قيمت خريد خود را ۵۹ هزار و ۵۰۰ تومان و قيمت فروش را ۶۰ هزار تومان اعلام مي‌كنند. البته مي‌توان از برخي از آنها، قيمت‌هايي تا ۵۹ هزار و ۸۰۰ تومان هم براي فروش گرفت. البته در مركز مبادله قيمت هر اسكناس دلار امريكا با افزايش نسبت به روز كاري قبل به‌ ۴۳ هزار و ۱۸۰ تومان رسيده و حواله دلار نيز به‌نرخ ۴۰ هزار و ۲۴۲ تومان معامله مي‌شود. همچنين قيمت هر اسكناس يورو در مركز مبادله ايران با افزايش نسبت به روز كاري قبل به ۴۷ هزار و ۱۸۷ تومان و نرخ حواله يورو با افزايش به ۴۳ هزار و ۹۷۷ تومان رسيد. در بازار طلا نيز دولت همچنان تلاش مي‌كند با اعلام خبرهاي مختلف درباره عرضه سكه در مركز مبادلات، سيگنال‌هايي مثبت به اين بخش وارد كند.

    هفتمين جلسه حراج سكه طلا در روز چهارشنبه (۲۳ اسفند ماه ۱۴۰۲) با عرضه تمام سكه، نيم سكه و ربع سكه برگزار خواهد شد. اين حراج از طريق سامانه معاملات اين مركز به آدرس اينترنتي market.ice.ir برگزار مي‌شود و دارايي موضوع هفتمين حراج، تمام سكه، نيم سكه و ربع سكه بهار آزادي ضرب سال ۱۳۸۶ بانك مركزي و بدون بسته‌بندي است. حداكثر حجم سفارش و خريد براي هر متقاضي مجموعا پنج قطعه سكه است. به نحوي كه مي‌توان پنج قطعه ربع سكه يا پنج قطعه نيم سكه يا پنج قطعه تمام سكه يا تركيبي از هر سه شامل تمام سكه، نيم سكه و ربع سكه باشد كه جمع هر سه باهم نبايد بيش از پنج قطعه باشد. گفتني است؛ شروع جلسه حراج راس ساعت ۱۲ است و بازه ثبت سفارش نيز از ساعت ۱۲ الي ۱۵ خواهد بود. بازه نظارت و تخصيص نيز از ساعت ۱۵ تا ۱۶ همان روز است و ساعت ۱۶ نيز نتايج حراج اعلام مي‌شود. همچنين متقاضيان شركت در حراج‌هاي سكه طلاي سامانه معاملات مركز مبادله ايران، مي‌توانند طي هفت روز هفته و ۲۴ ساعت شبانه روز اقدام به ثبت نام و احراز هويت كنند. اين اتفاق در حالي رخ داده كه برخي مسوولان سابق مي‌گويند بخشي از تلاطم‌ها اساسا در اختيار بانك مركزي نيست.

    محمود بهمني، رييس‌كل اسبق بانك مركزي پيرامون اقدام اخير سياست‌گذار پولي در راستاي انتشار اوراق گواهي سپرده خاص با نرخ ۳۰ درصد در شبكه بانكي كشور، با اشاره به اينكه نرخ حقيقي سود سپرده بانكي در حال حاضر منفي است، به ايسنا گفت: گواهي سپرده اين امكان را فراهم مي‌آورد كه نقدينگي در مقاطعي كه اقتصاد با شوك بيروني يا تنش‌هايي كه انتظارات تورمي را تشديد مي‌كند، جذب شبكه بانكي شود و مانع از بروز التهاب در بازارهاي مالي و دارايي شود.

    رييس كل اسبق بانك مركزي گفت: ايجاد بستر جذب نقدينگي، منجر به جلوگيري از ايجاد مازاد تقاضا در بازارهايي همچون سكه و طلا خواهد شد و همين امر مي‌تواند باعث آرامش در بازارهاي مختلف شود. بهمني ادامه داد: همچنين در صورت همراهي ساير اركان سياست‌گذاري اقتصادي با بانك مركزي، بستر تامين مالي پروژه‌هاي مختلف با استفاده از اين ابزار فراهم مي‌شود كه همين امر مي‌تواند توليد را در ميان مدت افزايش دهد. وي با اشاره به لزوم ايفاي نقش فعال بانك مركزي در بازار پول، افزود: در مقطعي كه به دليل تنش‌هاي سياسي منطقه، سطح انتظارات تورمي جامعه افزايش يافت، بانك مركزي تلاش كرد تا نقشي فعال را ايفا كند و نسبت به تغييرات انتظارات تورمي جامعه بي‌تفاوت نباشد. رييس كل اسبق بانك مركزي افزود: در همين راستا، سياست‌گذار پولي اقدام به انتشار گواهي سپرده خاص با نرخ سود ۳۰ درصد كرد و همين امر در كوتاه‌مدت از افزايش قيمت ارز به دليل مازاد تقاضاي كاذب ايجاد شده در اين بازار، جلوگيري كرد.
    بهمني بر لزوم هماهنگي ساير سياست‌گذاران اقتصادي با بانك مركزي تاكيد كرد و گفت: يكي از الزامات موفقيت سياست‌هاي پولي در مهار تورم، همراهي ساير سياست‌گذاران اقتصادي از جمله وزارت اقتصاد با بانك مركزي است. بازار پول و سرمايه با يكديگر ارتباط دارند و نبايد با نگاه بخشي تصميماتي را اتخاذ كرد. وي خاطرنشان كرد: بانك مركزي مسوول بازار پول است و وزارت اقتصاد مسوول بازار سرمايه. اينكه هر يك جداگانه نسبت به حوزه مسووليت خود تصميماتي را اتخاذ كنند، يا اينكه وزارت اقتصاد به بهانه رشد شاخص بورس، بدون توجه به سياست‌هاي پولي، سياست‌هايي را اعمال كند، صحيح نيست.

    رييس‌كل اسبق بانك مركزي گفت: اولويت با مهار تورم و رشد توليد است و بايد اركان تصميم‌گير نگاهي جامع به موضوعات داشته باشند. در صورت موفقيت بانك مركزي در مهار تورم، بازار سرمايه نيز رشد خواهد داشت، در حالي كه در صورت عدم موفقيت بانك مركزي، كل اقتصاد آسيب خواهد ديد. بنابراين بايد وزراي اقتصادي با نگاه جامع بانك مركزي همراه باشند.  بهمني بر لزوم وجود اختيار كافي در استفاده از ابزارهاي سياست‌ پولي توسط بانك مركزي اشاره كرد و گفت: هميشه اين موضوع بيان مي‌شود كه وظيفه بانك مركزي كنترل تورم است، در حالي كه بانك مركزي مسوول كنترل بخشي از تورم است و ساير سازمان‌ها و وزارتخانه‌هاي مرتبط با سياست‌گذاري اقتصادي نيز در كاهش يا افزايش تورم نقش دارند. به گفته وي، نمي‌توان انتظار داشت تمام نارسايي‌هاي موجود در اقتصاد كه نتيجه آن در تورم مشاهده مي‌شود را بانك مركزي مرتفع كند.

    به عقيده بنده، بايد تمام اركان سياست‌گذاري اقتصادي تصميماتي را اتخاذ كنند كه همسو بايكديگر باشد و اينطور نباشد كه يكي از وزارتخانه‌ها به دليل نگاه بخشي، تلاش‌هاي ساير اركان سياست‌گذاري اقتصادي را خنثي كند. وي درباره اينكه تحولات بازار ارز، نتيجه مجموعه‌اي از سياست‌هاي در اختيار بانك مركزي و خارج از اختيار سياست‌گذار ارزي است، گفت: تحولات بازار ارز را نمي‌توان محدود به اقدامات بانك مركزي دانست و مجموعه‌اي از متغيرهاي قابل كنترل سياست‌گذار ارزي و برون‌زاي خارج از اختيار بانك مركزي، بر بازار ارز موثر است.  رييس‌كل اسبق بانك مركزي ادامه داد: به عنوان مثال، چندي پيش پس از بروز التهاباتي كه در سطح منطقه ايجاد شد، به‌طور طبيعي نرخ ارز نيز با نوساناتي همراه شد كه خارج از اختيار بانك مركزي بود.

    در بازار ارز سياست‌گذار ارزي تنها بازيگر اصلي آن نيست و جريانات بيروني متعددي مي‌تواند بر نرخ ارز موثر باشند. بهمني تصريح كرد: البته بانك مركزي مي‌تواند با ايفاي نقش فعال و اتخاذ سياست‌هاي پويا و منعطف، اجازه ندهد اثرگذاري متغيرهاي خارجي زياد باشد، اما نمي‌توان انتظار داشت كه اثرگذاري متغيرهاي برونزا صفر شود. وي اظهار كرد: به عنوان مثال، بانك مركزي به منظور جلوگيري از بروز التهاب در بازار غيررسمي ارز كه همواره در آستانه سال نو به دليل سفرهاي خارجي بخشي از مردم، تقاضاي ارز افزايش مي‌بابد سقف تخصيص ارز مسافري را افزايش داد كه از بروز التهاب در بازار غيررسمي مي‌تواند جلوگيري كند. رييس كل اسبق بانك مركزي اين مطلب را نيز افزود كه، همچنين در انتشار گواهي خاص ۳۰ درصدي نيز به نظر مي‌رسد بانك مركزي با اين نگاه كه نبايد نسبت به افزايش سطح انتظارات تورمي منفعل باشد و بايد از جهش نرخ ارز به اين واسطه جلوگيري كند، اقدام به استفاده از اين ابزار كرد.

    به اين ترتيب كار اقتصاد ايران لااقل براي يكي از قواي سه گانه در سال جاري رسما به پايان رسيده و بايد ديد كه آيا دولت مي‌تواند در روزهاي باقي مانده، راهي براي كاهش فشارهي اقتصادي پيدا كند يا همچنان بحث و جدل به سال بعد موكول خواهد شد.